سازین : تجربه های کارآفرینی و نوآوری

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو




آخرین مطالب
 



با توجه به اهمیت دوران پیش از دبستان در پی ریزی شخصیت دوره های بعدی شناخت تغییرات در رشد شناختی بهمان اندازه معنی پیدا می‌کند که آگاهی از تغییرات در رشد جسمانی و عاطفی اهمیت دارد.

کودکان در این سن بسیار خود محور، جاندار پندار، دگرپیرو هستند و اینکه آیا این نیاز ها و برخورد نامناسب با این نیاز ها تا چه حد می‌تواند خطراتی از جمله اضطراب و تنش را در آن ها به وجودآورد و در مواردی که این مسایل وجود دارد چگونه می توان با آموزش خانواده به عنوان مهمترین منبع تصحیح دهنده و آموزش دهنده کودکان بر این مشکل فائق آید یا از شدت آن کم کند.

مطالعات بارلو (۱۹۸۸) نشان مدهد که مقابله کودکان با اضطراب حاصل از برخورد نادرست والدین در این سنین، پس از یادگیری مهارت های لازم، امری بسیار حساس و دقیق است. پژوهشگران در دو قاره آمریکا و استرالیا دریافته اند که گونه های مختلف این روش روش مناسب و مؤثری در درمان کودکان مبتلاء به اضطراب تعمیم یافته بوده است (کندال، ۱۹۹۴،کندال و همکاران، ۱۹۹۷).

نتایج پژوهش ها نشان داده‌اند که اگرچه درمان های انفرادی آموزش مهارت های تسلط بر محرک های نامطلوب، تاحدودی در درمان اضطراب کودکان نقش دارند، اما اعتقاد بر این است که خانواده درمانی شناختی-رفتاری و آموزش والدین برای در پیش گرفتن رفتار درست با کودک امیدوارکننده و نویدبخش برای درمان اضطراب کودکان است (خدایاری فرد و پرند،۱۳۸۳، فلتچر جانزن و رینولدز، ۲۰۰۳(.

بر این اساس، تأثیر درمان شناخت رفتاری کودکان مبتلاء به اضطراب نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. تقریباً ۷۰ درصد کودکانی که با این روش درمان شده اند، بهبود یافته اند. در سال های اخیر، تلاش های بسیاری در پیشبرد راهکارهای شناختی-رفتاری صورت گرفته و مطالعات جدیدتر حاکی از تأثیر آموزش والدین و آماده ساختن آن ها در درمان کودکان نیز می‌باشد (کندال، مک دونالد و تردول، ۱۹۹۵).

اکنون اعتقاد بر این است که دخالت دادن پدران و مادران در درمان شناختی-رفتاری فرزندان خود نتایج مؤثری را به بار می آورد؛ به طوری که شواهد زیادی دال بر اهمیت نقش والدین در حفظ و تداوم اضطراب کودکان وجود دارد. ازاین رو، برنامه های کودک مدار طراحی شده برای درمان اضطراب کودکان، دارای مؤلفه های خانوادگی­اند (راپی و همکاران، ۲۰۰۰ ؛ به نقل از بارت و آلن دیک،۲۰۰۴ (.

در این مورد که میزان دخالت والدین در فرایند درمان چگونه باشد، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برای مثال، میزان مشارکت والدین می‌تواند ردیفی از مجهز کردن آنان به مهارت های خاص برای کنترل اضطراب کودکانشان تا درمان اختلالات اضطرابی خود آنان باشد. همچنین ‌می‌توان والدین را در جلسات مشترک با کودکان، یا طی جلسات جداگانه ای آموزش و مشارکت داد (بارت و آلن دیک، ۲۰۰۴ ).

بارت و همکاران ۱۹۹۶؛) به نقل از بارت و آلن دیک، ۲۰۰۴ (در مطالعه ای به مقایسه کارایی برنامه کودک مدار به تنهایی و برنامه های کودک مدار همراه با حل اضطراب خانوادگی در درمان اختلالات اضطرابی کودکان پرداختند. آن ها بدین منظور، تعدادی کودک ۷ تا ۲ ساله مبتلا به اضطراب فراگیر و هراس اجتماعی را به طور تصادفی به سه گروه تقسیم کردند. گروه اول مورد شناخت رفتار درمانگری قرار گرفتند؛ گروه دوم شناخت رفتار درمانگری توأم با حل اضطراب خانوادگی دریافت کردند و گروه سوم به عنوان گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفتند. شایان ذکر است که مؤلفه حل اضطراب خانوادگی، شامل آموزش راهبردهای حل وابستگی، مهارت های ارتباطی، حل مسئله، بازسازی شناختی و درمان پاسخ های هیجانی و اضطراب های خود والدین بود. نتایج این پژوهش نشان داد،که کودکان گروه شناخت رفتار درمانگری نسبت به کودکان گروه کنترل، بهبودی بیشتری داشتند. اما کودکان گروه خانواده درمانی شناختی رفتاری، بهبودی بیشتری نسبت به کودکان گروه شناخت رفتار درمانگری به تنهایی و کودکان گروه کنترل به دست آوردند؛ به طوری که ۸۴ درصد، کودکان گروه خانواده درمانی شناختی رفتاری به بهبودی کامل رسیدند، درحالی که این درصد برای کودکان گروه شناخت – رفتار درمانگری برابر با ۵۷ درصد بود.

طی پیگیری یک ساله پس از درمان نیز مشاهده شد که ۹۵ درصد کودکان ۷ تا ۲ ساله و ۱۰۰ درصد کودکان ۷ تا ۱۰ ساله ای که خانواده درمانی شناختی رفتاری را دریافت کردند, هیچ گونه نشانه ای از اضطراب از خود نشان ندادند.

اضطراب کودکان، در چند سال اخیر جایگاه مهمی را در عرصه تحقیقت مربوط به کودکان به دست آورد ه اند. اکنون پژوهش های جدید، موجب پیشرفتهایی در علت یابی این اختلالات شده و کاربرد درمان ها را برای اضطراب کودکان جهت بخشیده است.

به همین جهت تحقیق حاضر با توجه به ویژگی های شناختی رشد قبل از دبستان که از اهمیت خاصی برخوردار است به آموزش والدین کودکان مضطرب می پردازد تا در صورت تاثیر بتواند گامی مهم در جهت بهداشت روانی کودکان بردارد که در سال های بعد تجربه های جدید تری را خواهند داشت ؛ شخصیت پیش از دبستان آن ها، پی ریز شخصیت بزرگسالی آن ها می‌باشد.

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

در این فصل طرح تحقیق ارائه می شود.بدین منظور ابتدا نوع مطالعه، سپس جامعه، نمونه و روش نمونه گیری بیان شده است. در ادامه به معرفی ابزار مورد استفاده و روش تجزیه و تحلیل داده ­ها و ملاحظات اخلاقی پرداخته شده است.

طرح پژوهش

پژوهش حاضر از حیث اهمیت در طبقه پژوهش های کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ­ها از نوع پژوهش های طرح آزمایشی است. روش آزمایشی یکی از مجموعه روش­های پژوهشی است که بر خلاف سایر روش­ها به منظور پیدا کردن رابطه علت معلولی بین دو یا چند متغیر به کار برده می شود، که در آن پژوهشگر توانایی کنترل شرایط آزمایشی را دارد.

    1. تعاریف عملیاتی واژه های تحقیق

اضطراب: امروزه، اضطراب به عنوان یک حلت هیجانی نامطلوب تعریف می‌گردد که با احساس ذهنی تنش، هراس، نگرانی و بعضا گاهی به وسیله فعالیت یا برانگیختگی دستگاه اعصاب خودمختار مشخص می شود (بورون،۲۰۰۶، واتسون و کندل،۱۹۸۹، وزلی ۱۹۸۸).

رشد شناختی: در این مطالعه منظور از رشد شناختی، رشد شناختی کودکان مقطع پیش دبستانی می‌باشد. در این مطالعه، رشد شناختی مطابق با مرحله پیش عملیاتی پیاژه است. بارزترین خصیصه شناختی این مرحله وجود فعالیت‌های باز نمایی ذهنی یا نمادی در کودکان می‌باشد.

کودکان پیش دبستان: در فرضیه مطرح به طور خاص به کودکان ۴ تا ۶ ساله گفته می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-24] [ 04:45:00 ب.ظ ]




ویژگی دلپسند بودن قاعده ی اخلاقی، مقدار اندکی از خصلت تکلیف را در بر دارد. ‌به این دلیل که هرچند محتوای عمل، مطلوب و خوشایند باشد اما نمی تواند بدون هیچ اجباری انجام گیرد، از این رو باید قایل به لزوم هر دو خصلت بود. خود دورکیم در این زمینه می‌گوید : « نحوه ی علاقه ی ما به عملی که قاعده ی اخلاقی حکم می‌کند، نحوه ی ویژه ای است. کشش آنی و گرایش ما بسوی آن هیچ گاه بی تلاش و بدون رنجی خاص تحقق نمی پذیرد. حتی هنگامی که عمل اخلاقی را با شدتی شیفته وار انجام می‌دهیم، احساس می‌کنیم که از خویشتن خود بیرون می‌شویم، بر خود چیره می‌شویم و بر فراز هستی طبیعی خود قرار می گیریم و این چیزی است که بدون تنشی خاص و اجباری معین بر خویشتن تحقق پذیر نیست»[۵۹]. ‌بنابرین‏ در اجبار هم، گرایش و دلپسندی حضور داشته و مؤثر است. به عبارتی، هنگام انجام عملی که بنا بر قاعده ی اخلاقی مکلف بدان هستیم، به دلیل جنبه ی دستوری آن، اشتیاق و جاذبه ی خاصی می یابیم. اشتیاقی احساس می‌کنیم که وظیفه ی خود را ‌به این دلیل که تکلیف است انجام می‌دهیم یعنی به انجام تکلیف خود علاقه داشته و از روی تمایل (به بیان دورکیم ، دلپسندی و میل)، انجام می‌دهیم. مفهوم نیکی و تکلیف در هم نفوذ می‌کند و دوشادوش هم قاعده ی اخلاقی را به اجرا می رساند.

جنبه ی آمرانه عمل اخلاقی نشانگر اتکاء شدید آن به «باید» است تا «هست»، یعنی به قلمرو ارزش ها تعلق دارد نه واقعیت ها. در تحلیل دورکیم و در این تحلیل جامعه شناسانه، رفتار اخلاقی به معنای اطاعت از هنجارها و انجام تعهدات است. این التزام و باید اخلاقی، نه از درون فرد که از عمق جامعه ریشه می‌گیرد. ‌به این ترتیب جامعه که خود، ترکیبی از روابط افراد است، وظایف انسان ها را از طریق ساز و کارها ی نهادی تعیین می‌کند. دورکیم تأکید می‌کند که تعهد فرد نسبت به خویش در واقع مبین وظایف اوست نسبت به جامعه[۶۰].

‌به این ترتیب، جنبه ی آمرانه ی اخلاق، مبتنی است بر تعلق فرد به گروه، که در آن، عمل اخلاقی هرگز وجه شخصی و خود خواهانه نداشته بلکه عضویت فرد را در ‌گروه‌های اجتماعی تقویت می‌کند. به دلیل تغییرات ساختاری جدید، اهداف غیر شخصی در ‌گروه‌های اجتماعی متنوعی نظیر خانواده، حزب سیاسی، ‌گروه‌های شغلی و حتی ملت و کشور متجلی می‌گردد. این تعدد ‌گروه‌های اجتماعی و تنوع اصناف و انجمن ها، اختیار و اقتدار فرد را افزایش می‌دهد و در عین حال عضویت و مشارکت فرد را در این انجمن ها تقویت کرده و همکاری، همفکری و همدردی آن ها را بالا می‌برد. به نظر دورکیم استقلال فرد به عنوان سومین وجه امر اخلاقی، مبین خود آگاهی فرد نسبت به اعمال خویش است. می‌گوید: « هر موجود اخلاقی باید دریافت و فهم روشنی از تصمیم و عمل خود داشته باشد نه آنکه اعمالش صرفاً رعایت مقررات و اطاعت از قوانین باشد. مهمتر آنکه، مقرراتی که این اعمال را تجویز می‌کنند بایستی آزادانه انتخاب شده باشند و آزادانه مورد پذیرش قرار گیرند، پذیرشی آگاهانه و عمیق»[۶۱].

از این میان، دورکیم، دو خصلت اول را به ‌عنوان مهم ترین، استوار ترین و عام ترین آن ها دانسته و معتقد است: «هیچ قاعده ی اخلاقی را نمی شناسد که این خصوصیات را نداشته باشد. تنها، در هم آمیختگی و ترکیب آن ها با یکدیگر بر حسب موارد و نسبت های بسیار گوناگون تغییر می‌کند»[۶۲]. چه بسا رفتاری آشکارا، با شور و شیفتگی و تمایل انجام می شود، بصورتی که میزان تکلیف و اجبار در آن به کمترین میزان کاهش یافته، اما در مقابل، عنصر نیکی، غلبه دارد. از این گذشته دورکیم میزان حضور و نفوذ این دو خصلت را در قاعده ی اخلاقی به نسبت زمان هم می سنجد، چنان که در نظام های اخلاقی دوران باستان و حتی تا آنجا که اعتقادات دینی و باورهای دینی شدیدتر باشد، انجام وظایف اخلاقی بیشتر ‌بر اساس نیک خواهی، اشتیاق یا همان پنداشت و باور خیر خواهی است، که بر عنصر تکلیف غلبه دارد. «به گمان من، در هر جایی که اخلاق از بنیان دینی باشد، وضع به همین سان است»[۶۳]. یا حتی بر حسب افراد نیز سنجیده می شود، بر اساس آگاهی های گوناگون، یکی از این عناصر با شدت یا تندی کمتر یا بیشتری احساس می شود.

در خصوص تقدم و تأخر این عناصر و اینکه کدام اصیل است و کدام مشتق؟ دورکیم می‌گوید: « همیشه این دو خصلت را کنار هم و همزیست با هم می یابیم»[۶۴]. بنظر می‌رسد دورکیم فراوانی حضور و میزان تأثیر گذاری هر یک از این دو عنصر را بر حسب متغیر های اجتماعی متفاوت می‌داند. متغیر هایی از جمله ی زمان، شعور و آگاهی جمعی و ماهیت خود عمل اخلاقی. اما در خصوص همزیستی و همراهی این ها، هم چنان که خود او گفته؛ نمی توان تقدیم یا تأخیری در تداوم و برقرای یک عمل اخلاقی پیدا کرد. چه بسا که در یکی، اقتدار غلبه داشته باشد و در دیگری خیر خواهی، در نتیجه، هر کردار اخلاقی این دوخصلت را در بر دارد هرچند ممکن است بر حسب روابطی دگرگونی پذیر با یکدیگر ترکیب شده باشند.

گفتار دوم– منشأ اخلاق، وجدان اجتماعی

در رابطه با منشأ اخلاق، مکاتب مختلف، پاسخ های گوناگونی دارند و هر یک بر اساس مبنای مختص به خود، منشأ جداگانه ای برای آن بر می شمرند. پیروان مکاتب الهی، منبع وحی و پیروی از دستورات پیامبران را سرآغاز قواعد اخلاقی می دانند. در مقابل، مکاتبی دیگر، عقل را سرچشمه ی قواعد اخلاقی دانسته و معتقدند عقل، به حکم فطرت خود می‌تواند قواعد نیک و بد را که لازمه ی زندگی اخلاقی انسان است بشناسد و حقوق طبیعی را به دست دهد. گروهی دیگر هم، اخلاق را علم به عادات و رسوم و قواعد اخلاقی را ناشی از اجتماع می دانند. و حتی سوسیالیست ها، اخلاق را پیروی و اطاعت از دستورات دولت و قوانین اجتماعی، تعریف می‌کنند.[۶۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




یک شخص معتاد به شیشه ابتدا دچار یک قدرت بیش از حد که شاید قدرت او برابر با چهار مرد ورزیده است می شود ، واز لحاظ اراده وقدرت تصمیم گیری شاید در حد یک فرد جنون و چه بسا بدتر می‌باشد. این شخص در ذهن ‌و ادراک خود چیزی به جز توهم را حس نمی کند وتمام حواس او از بین رفته است وبه طور کامل از دنیای خود خارج و در یک دنیای دیگر سیر می‌کند واین حالت تا یک الی سه شبانه روز بسته به نوع مصرف ومقدار آن ادامه دارد. این نظریه را روانپزکان پزشکی قانونی به طور کامل تأیید کرده ‌و بعدا خواهیم آورد که نظریه پزشکی قانونی در خصوص این افراد واهلیت آن ها چه می‌باشد.

فصل چهارم:

بررسی ویژگی‌های فرد معتاد با افراد سفیه و مجنون

در فصل های قبلی تاریخچه اعتیاد و تعریف اعتیاد ،معتاد وانواع مواد مخدر وتاثیر این مواد بر افراد معتاد را بیان کرده ایم تا با کمک آن ها در این بخش بهتر بتوانیم به مسله تطبیق افراد معتاد به سفیه ‌و مجنون بپردازیم.

سفاهت ‌و جنون دو واژه اند که می‌توان با کنکاش در ویژگی های هر کدام می توان حکم حجر معتاد را توجیه کرد پس در این فصل ما در نظر داریم که که ابتدا دو واژه سفیه و مجنون را از لحاظ فقهی وحقوقی مورد بررسی وکنکاش قرار داده وسپس ویژگی های هر کدام را به صورت جداگانه در کنار هم بیاوریم آنگاه با تطبیق آن ها ببینیم فرد معتاد را در کدام یک از این دو واژه می توان جای داد و حکم حجر فرد معتاد را با کمک آن صادر کنیم. البته در این فصل از روانپزشکان پزشکی قانونی هم کمک گرفته تا این موضوع را هر چه بهتر به اثبات رسانده ویک فرضیه ی منطقی و دارای بار حقوقی به نظر برسد.

۴-۱-تطبیق فرد معتاد بر فرد سفیه

در این جا ما فرد معتاد را شناختیم ، انواع مواد مخدر را بیان کردیم وسپس تاثیرات این مواد را بر فرد معتاد ذکر کردیم حال نوبت به آن رسیده تا با نگاهی دوباره و دقیق به ویژگی های فرد سفیه آن را در مباحث بعدی بهتر بشناسیم و در همین حال آن را با ویژگی های فرد معتاد مقایسه کنیم.

۴-۱-۱- ویژگی های فرد سفیه

در این مبحث قصد داریم با تبیین فرد سفیه ‌و مجنون ویژگی های آن ها را مقایسه کرده و در نتیجه با افراد معتاد مقایسه کنیم که آیا افراد معتاد را می توان افرادی سفیه دانست یا اینکه این امکان از لحاظ حقوقی با اشکال روبرو می شود.

۴-۱-۲- تعریف سفیه

از مجموع بیانات فقها و حقوق دانان در تعریف سفیه ، سه عنصر اساسی در شناخت فرد سفیه به وضوح قابل تشخیص است :

۱٫ عاقل بودن فرد سفیه ؛

۲٫ غیر عقلایی بودن تصرف مال توسط او؛

۳٫ مستمر بودن آن .

برای نمونه به بیانات برخی از فقها و حقوق دانان در تعریف سفیه ذیلاً اشاره می‌گردد :

«محقق کرکی در تعریف سفیه چنین فرموده است :« وأما السفیه فهو : الذی یصرف أمواله علی غیر الوجه الملائم لافعال العقلاء المراد : أن شأنه ذلک فلا یعتد بوقوع ذلک مره و نحوها إذ الغلط و الانخداع سار فی أکثر الناس .[۴۷]

سفیه کسی است که اموال خود را به صورتی خرج می‌کند که سازگار با افعال عقلا نیست و مراد این است که این کار را ادامه بدهد . ‌بنابرین‏ اگر یک بار و یا ندرتاً چنین کاری را انجام دهد عنوان سفیه بر او منطبق نمی گردد ،زیرا اکثر مردم در طول عمرشان گاه گاهی مرتکب اشتباه می‌شوند و ممکن است سرشان کلاه برود.»

این تعریف از دو عنصر اساسی که دخیل در عنوان سفیه هستند نام می‌برد یکی غیر عقلایی بودن صرف مال و دیگری استمرار چنین اعمالی .

محقق اردبیلی در این زمینه چنین نگاشته است: « و اما حقیقه السفه فهی معلومه من تعریف الرشد المقابل له و هو الذی اشار إلیه المصنف بقوله: و هو المبذر أی الصارف لامواله فی غیر الاغراض الصحیحه أی فی نظر العقلاء غالبا بالنسبه ألی حاله. [۴۸]

حقیقت سفه از تعریفی که برای رشد – که عنوانی مقابل آن است ارائه دادیم روشن می شود ‌بنابرین‏ سفیه کسی است که به نظر عقلا اموالش را غالباً در غیر اغراض صحیحه به نسبت به موقعیت خود صرف می‌کند.»

در این تعریف علاوه بر آن دو عنصر اساسی در تعریف سفیه ملاک را شخصی گرفته اند یعنی در نزد عقلا ممکن است خرج کردن مال در اموری خاص برای فردی سفیهانه باشد اما برای دیگران چنین نباشد.

محقق سبزواری نیز در تعریف سفیه عبارتشان چنین است : « و اما السفیه فهو الذی یضیع المال أو لا یصلحه أو یصرفه فی غیر الاغراض الصحیحه الایقه بحاله علی وجه یکون شی من ذلک عن ملکه راسخه فی النفس و لا یوجب السفاهه الغلط و الانخداع احیانا[۴۹] .

سفیه کسی است که مال را ضایع می‌کند یا اگر اصلاح و تعمیری می‌خواهد این کار را انجام نمی دهد یا در غیر اغراض صحیحه ای که شایسته موقعیت او است خرج می‌کند البته این در صورتی است که این کارها در او به صورت ملکه درآمده باشد و اگر گاهی اوقات اشتباه کند یا سرش برود عنوان سفیه به او تعلق نمی گیرد. »

در این تعریف توسعه بیشتری در ناحیه ی حفظ مال داده شده است و درست نیز هست چون کسی که مالش احتیاج به تعمیر دارد و این کار را انجام نمی دهد و این عمل او موجب از بین رفتن مال می شود و هم چنین کسی که بدون این که با دیگری معامله کند خودش باعث از بین رفتن اموالش می شود نیز عرفاً سفیه است لذا از این جهت این تعریف از جامعیت بیشتری برخوردار است ؛ نکته دیگری که در این تعریف است همان عنصر تکرار است که محقق سبزواری از واژه ی ( ملکه راسخه ) برای آن استفاده کرد که این هم از نقاط قوت این تعریف است .

صاحب جواهر[۵۰] و محقق بحرانی [۵۱] و دیگران نیز تقریباً تعاریفی مشابه همین تعاریفی که ذکر شد ارائه داده‌اند.

دکتر امامی نیز در تعریف سفیه چنین نگاشته است: «… ‌بنابرین‏ تعریف سفیه عبارت از کیفیت نفسانی انسان است که اموال و حقوق مالی خود را در راه هایی که شایستگی اعمال عقلا را ندارد مصرف می کند از قبیل مصرف نمودن دارایی خود در خوراک و پوشاک و یا مسافرت هایی که شایسته ی مقدار دارایی و وضعیت اجتماعی او نمی باشد به طوری که عرف او را تخطئه می‌کند و ایراد و اعتراض می کند. »[۵۲]

در این تعریف دکتر امامی نیز به دو عنصر اساسی تعریف سفیه اشاره شده است و نقطه ی قوت این تعریف این است که از حقوق مالی به صراحت اسم می‌برد که در تعریف فقها به آن تصریح نشده است البته نقطه ی ضعف تعریف نیز این است که فقط به جنبه ی خرج کردن مال اشاره شده است و تصریح نگرده اند که اگر کسی در تعمیر اموال خود کوتاه کند و این کوتاه موجب از بین رفتن اموال او شود و یا اگرکسی بدون این که با کسی معامله کند با دست خودش اموالش را از بین ببرد نیز عنوان سفیه به او تعلق می‌گیرد .

در کتاب های استاد کاتوزیان نیافتیم که به طور مستقل سفیه را تعریف کرده باشند اما در یکی از کتابهایشان چنین فرموده‌اند : « کلمه رشد در قانون مدنی تعریف نشده است ولی در مفاد ماده ۱۲۰۸ که مفهوم غیر رشید را بیان می‌کند می توان گفت : « رشد چهره ای از عقل است که شخص را از تباه کردن اموال خود باز می‌دارد و به اصلاح آن هدایت می‌کند… »

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




گفتار سوم: آموزش و پرورش و پیشگیری از جرم

بند اوّل: ابعاد تاثیر گذاری نهاد آموزش و پرورش در پیشگیری از وقوع جرم

تبیین ابعاد و زوایای تأثیر گذاری آموزش و پرورش در پیشگیری از انحراف و جرایم با توجّه به ماهیت مباحث حقیقی آن امکان پذیر است:

۱٫ بیشتر انحرافات و جرایم، در حقیقت برخواسته از غرایز حیوانی بشر است. خداوند متعال آفرینش انسان را به گونه ای قرار داده است که او برخوردار از غرایز، استعدادها و نیازهایی است که بخشی از آن ها ‌در حیوانات نیز وجود دارد ؛ البته انسان، برخوردار از عقل و استعدادهای ویژه­ای است که خاصّ اوست و هویت و حقیقت وجودی انسان با پرورش این دسته از استعداد ها امکان­ پذیر می‌گردد. زندگی آدمی وقتی رنگ و بوی انسانی می‌گیرد که بر اساس تعقّل و تفکّر باشد، و گرنه اگر رفتارهای انسان کم ترین بهره ای از عقلانیت نداشته و صرفا بر پایه غرایز استوار باشد، دیگر زندگی حیوانی بیش نخواهد بود. البته ساختار آدمی به گونه ای است که می‌تواند عقل و تفکر را در خدمت رشد غرایز حیوانی خویش قرار دهد؛ در این صورت، بعد عقلی در حقیقت از پرورش حقیقی بی بهره می ماند، زیرا در اختیار و تحت سیطره و تسلّط غرایز قرار ‌می‌گیرد. زمانی انسان هویّت حقیقی خویش را می‌یابد که عقل و ادراکات عقلانی، سیطره کامل به استعدادها و غرایز حیوانی داشته باشد و آن ها را تحت کنترل و مهار خویش در آورد.[۷۳] این امر با تعلیم و تربیت درست و به طور خاص در سایه ی نهاد آموزش و پرورش می‌تواند محقق شود.

۲٫ نهاد آموزش و پرورش از سویی کودک و نوجوان را با ارزش ها، هنجارها، قوانین و مقررات و حسن و قبح های اجتماعی آشنا می‌سازد.[۷۴] از سوی دیگر، با آگاهانیدن آن ها از اهمیت و ضرورت این قوانین و مقررات و تبیین و ترسیم پی آمدهای مراعات و تن دادن به آن ها و نیز عواقب سوء نقض قوانین و مقررات و نادیده گرفتن ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، نوعی انزجار و نفرت از قانون گریزی و ناهنجاری و نیز تمایل و دل بستگی به قانون گرایی و ارزش مداری در آحاد اجتماع ایجاد می‌کند و با دادن الگوی مناسب رفتاری، آن ها را در التزام رفتاری و عملی به قوانین اجتماعی مساعدت و یاری می کند. به همین دلیل است که نهاد آموزش و پرورش رسمی را تولید کنندۀ مدنیت، تلفیق اجتماعی و اطاعت از قوانین ملّی می ‌دانند که هم نوایی و سازگاری اعضای جامعه و در یک کلمه جامعه پذیری موفق را به دنبال دارد.[۷۵]

۳٫ انسان برای رفع نیازهای حیاتی خویش و تأمین معاش، ناگزیر به کسب درآمد است. اگر از کسب درآمد مشروع عاجز باشد احتمال دارد در صدد برآید تا از طرق نامشروع ومجرمانه رفع نیاز کند. پیامبر (ص) می فرمایند :«مَن لا مَعاشَ لَه، لا مَعادَ لهَ » .نهاد آموزش و پرورش از طریق آموزش فنون و مهارت های لازم برای اشتغال، امکان دستیابی افراد به سرمایه های مشروع را فراهم می‌کند و از این طریق از وقوع جرم ‌به این دلیل، پیشگیری می کند.

۴٫نهاد تعلیم و تربیت رسمی، به فرد موقعیّت اجتماعی می بخشد، این امر علاوه بر تأمین نیازهای معنوی او، سرمایه اجتماعی مهمی نیز برای او به حساب می‌آید که نمی تواند آن را به راحتی از دست بدهد. در تئوری کنترل تقید اجتماعی هیرشی، تحصیلات بالا برای فرد، نوعی سرمایه اجتماعی به شمار می رود که جایگاه، موقعیّت و منزلت اجتماعی ویژه ای را برای دارنده­ی آن رقم می زند و به لحاظ این که ارتکاب جرم و کج رفتاری، این منزلت را مخدوش می‌کند و به سرمایه یاد شده آسیب می زند، انسان از ارتکاب جرم وجنایت پرهیز می‌کند. ‌بنابرین‏ تعلیم و تربیت رسمی ، افراد را به ابزارها، وسایل و قیود کنترل کنندۀ اجتماعی مجهز می‌سازد و از این طریق به کاهش میزان جرم کمک می‌کند.[۷۶]

۵٫هم چنان که در آغاز گفته شد، نهاد تعلیم و تربیت رسمی می‌تواند کاستی ها و نقایص نهادهای دیگر مؤثر بر کاهش میزان جرم و به ویژه نهاد خانواده را جبران کند. امروزه با توجّه به توسعه شهرنشینی و تقاضای اشتغال زنان و کاهش حضور مردان و زنان در خانواده به دلیل چند شغله بودن در جهت تأمین معاش خانواده ، در آموزش و پرورش قبل از دبستان، تأکید بر این است که حتی اجتماعی کردن کودک در مراحل اوّلیه زندگی نیز در خانواده انجام شدنی نیست.[۷۷]

اگر توجّه داشته باشیم که از هفت سال دوم به بعد تا سالیان نسبتا طولانی، کودکان و نوجوانان ساعت های زیادی از زندگی خویش را در نهادهای آموزش و پرورش سپری می‌کنند، به اهمیت و جایگاه و نقش تکمیلی این نهاد می توان پی برد. چنین است که اگر خانواده در جامعه پذیری موفق نباشد، بلکه موجبات فرار کودکان از منزل را فراهم آورد، تنها اوّلیای مدارس و معلمان و مربیان تربیتی می‌توانند پناهگاه و مأمنی برای چنین کودکان حقیقتا بی سرپرستی باشند و آن ها را از انحرافات و لغزش ها دور سازند. از این رو، مدارس در دوران شکل گیری شخصیت افراد، عملا جایگزین والدین در تعلیم و تربیت کودکان هستند.[۷۸]

باکنترل و مراقبت کودکان در مدرسه، می توان کژی ها و ناهنجاری های رفتاری آنان را که ناشی از عملکرد نادرست دیگر نهادهای اجتماعی به ویژه نهاد خانواده است، شناسایی و اصلاح کرد. هم چنین مدارس با دادن مشاوره های لازم به والدین، آن ها را در ایفای وظیفه خطیر تربیتی خویش مساعدت می نمایند.

۶٫ بیکاری و فراغت مداوم و فقدان برنامه و هدف از عوامل مهم بروز رفتارهای مجرمانه ‌می‌باشد. در این زمینه نیز مدرسه نقش مهمی را در خنثی کردن این عامل جرم زا ایفا می‌کند، از این جهت که ساعاتی قابل توجّه از وقت افراد را به خود اختصاص می‌دهد و علاوه بر پرکردن فراغت کودک و نوجوان به ارائه ی برنامه های مناسب برای ساعات خارج از مدرسه نیز می پردازد و این امر بی برنامگی و بطالت را می زداید و به زندگی فرد جهت می‌دهد.

۷٫ مدارس فرصت های لازم را برای دولت در تأثیر گذاری خود بر بخش چشم گیری از شهروندان که در حقیقت نسل کارگزار و مؤثر فردای جامعه هستند، به شیوه ای پنهان ولی کارآمد فراهم آورند.

۸٫٫ مدارس در آموزش فنون و مهارت های خود کنترلی و نیز تقویت کنترل کننده های درونی مانند ارزش های اخلاقی، باورهای دینی و… به دانش آموزان به ویژه از طریق برنامه درسی پنهان، نقش اساسی ایفا می‌کنند. مدارس هم چنین دانش آموزان را با نقش ها و وظایف آتی شان در جامعه آشنا می‌سازند و از این طریق، در کاهش انحرافات و ناهنجاری های اجتماعی مؤثر خواهند بود.[۷۹]

۹٫آموزش وپرورش، از جمله نهادهایی است که در برابر سازی قشرهای اجتماعی نقش عمده­ای ایفا می‌کند. مدارس به منزله قالب هایی هستند که در داخل آن ها، می کوشند تا انسان ها را تا حدی همسان سازند و تفاوت های ناشی از تبار فرهنگی، قومی و اجتماعی را از آن ها زدوده و رفتار کودک و نوجوان را بر اساس ضوابط و ملاک های مشترک ملی و دولتی هم آهنگ نمایند.[۸۰] بدیهی است هر قدر سطح تعارضات و تضادهای ناشی از ویژگی ها و عادات قومی، فرهنگی، مذهبی و…کاهش یابد، جرایم و انحرافات اجتماعی کاهش می‌یابد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




۱٫۲٫۲٫۳٫دیدگاه حقوق بین‌‌الملل

هنوز هیچ معاهده بین‌‌المللی در‌‌خصوص استفاده و تجارت بمب‌‌های خوشه‌‌ای به صورت خاص ایجاد نشده است. با این‌‌حال حقوق عرفی و اصول حقوق بشردوستانه بین‌‌المللی حاکم بر مین‌‌های زمینی بر بمب‌‌های خوشه‌‌ای نیز قابل اعمال است. در‌‌خصوص اینکه استفاده از بمب‌‌های خوشه‌‌ای چگونه حقوق بشردوستانه بین‌‌المللی را مخدوش می‌‌کند دیدبان حقوق بشر مباحثی را مطرح ‌کرده‌است.۲۴۱ بر‌‌طبق پروتکل الحاقی اول (‌‌۱۹۷۷) همیشه می‌‌بایست تفکیک میان غیرنظامیان و اهداف نظامی رعایت شود.۲۴۲ حمله‌‌ای که این ویژگی (اصل تفکیک) را رعایت نکند ممنوع می‌‌باشد. حملات تفکیک‌‌نشده به صورت خاص دارای ویژگی‌‌های ذیل است.

· ‌‌علیه یک موضوع خاص نظامی هدف‌‌گیری نشده است.

· روش و ابزار به کار‌‌ گرفته شده در حمله قابلیت هدایت علیه یک موضوع خاص نظامی نداشته یا آثار آن محدود نمی‌‌باشد.

· حمله مذبور موضوع خاص نظامی را هدف گرفته در حالی که آن سوژه در منطقه مسکونی پُرجمعیت قرار گرفته است.

· امکان از بین‌‌رفتن تصادفی زندگی غیرنظامیان بیش از دستاورد نظامی مورد‌‌انتظار است۲۴۳ (رعایت اصل تناسب).

درحالی‌‌که بمب‌‌های خوشه‌‌ای در اصل قابل‌‌کنترل جهت رعایت تفکیک می‌‌باشند، نحوه استفاده از آن در حملات موجب غیرقابل تفکیک‌‌شدن آن می‌‌گردد. بمب‌‌های خوشه‌‌ای قادر به هدف‌‌گیری دقیق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نمی‌‌باشند. در‌‌حقیقت مزیت نظامی آن در این است که قادر به حمله به اهداف سیار و با وسعت بسیار‌‌‌‌‌‌ می‌‌باشد در‌‌حالی‌‌که این سلاح نسبت به حیات جمعیت غیرنظامی در مناطق خالی از سکنه تهدیدی به حساب نمی‌‌آید اما ‌در مورد نواحی نزدیک محل سکونت غیرنظامیان تهدیدی جدی تلقی می‌‌شود.

در‌‌نتیجه استفاده از بمب‌‌های خوشه‌‌ای در مناطق مسکونی پر‌‌جمعیت به عنوان مثال شهرها و شهرک‌‌ها و روستاها بر‌‌خلاف اصل تناسب می‌‌باشد که همیشه نیروهای نظامی می‌‌بایست نسبت به آن توجه داشته باشند و در به‌‌کارگیری روش‌‌ها و ابزارهای حمله در‌‌نظر داشته باشند.

به‌‌علاوه به‌‌خاطر ضریب بالای اشتباه بمب‌‌های خوشه‌‌ای که در‌‌صورت عدم انفجار موقع حمله تبدیل به مین‌‌های زمینی می‌‌شود اینگونه برداشت می‌‌گردد که از استفاده از بمب‌‌های خوشه‌‌ای محدود نبوده زیرا در‌‌حالی‌‌که میزان تلفات غیرنظامی می‌‌بایست به حداقل برسد، ریسک تلفات غیرنظامی به مدت زمان طولانی همچنان در‌‌حد بالایی باقی می‌‌ماند. همچنین اعلام شده است که تهدید مداوم جمعیت غیرنظامی می‌‌بایستی بخشی از موضوع رعایت قاعده‌‌ی تناسب باشد.

پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون‌‌های ژنو (۱۹۷۷) ‌در مورد استفاده از بمب‌‌های خوشه‌‌ای به مانند مین‌‌های زمینی در مخاصمات مسلحانه داخلی حمایت خاصی را صورت نمی‌‌دهد.

روند منع مین‌‌های زمینی قابل‌‌تطابق با میزان تخریب بمب‌‌های خوشه‌‌ای نمی‌‌باشد. اقدام مهم که صورت گرفته است توافق دولت‌‌ها برای مذاکره جهت یافتن راه‌‌حل ‌در مورد ادوات منفجره باقی مانده بعد از جنگ مانند مسئولیت پاکسازی و اطلاع‌‌رسانی ‌در مورد آن ها می‌‌باشد.

اقدامات ممکن است شامل قواعدی راجع به اقدامات بازدارنده جهت اعتماد‌‌سازی باشد، هر دو نوع مخاصمات بین‌‌المللی و داخلی در این حیطه قرار می‌‌گیرد.

۲٫۲٫۲٫۳٫ حقوق بین‌‌الملل عرفی

بر‌‌طبق حقوق بین‌‌الملل عرفی استفاده از سلاح‌های ذیل ممنوع اعلام شده است؛

· منجر به جراحات سنگین و غیرضروری می‌‌گردد.

· قادر به تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان نباشد.

۳٫۲٫۲٫۳٫ حقوق بین‌‌الملل بشردوستانه

*پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ – مخاصمات مسلحانه بین‌‌المللی

· ماده‌‌۳۵- روش‌ها و ابزار‌‌جنگی

۱- حقوق طرف‌‌های مخاصمه در انتخاب شیوه‌‌ها و وسایل جنگی در هیچ مخاصمه‌‌ای محدود نیست.

۲- به کار بردن سلاح‌‌ها، پرتاب شونده‌‌ها و مواد و شیوه‌‌های جنگی از نوعی که منجر به صدمات بیش از حد و رنج غیرضروری شود ممنوع است.

· ماده ۴۸

به‌‌منظور تضمین اقدام و حمایت نسبت به سکنه غیرنظامی و اموال غیرنظامی طرفهای مخاصمه، باید همواره میان سکنه غیرنظامی و جنگجویان و نیز بین اموال شهروندان و اهداف نظامی تمایز قائل شوند.

· ماده (۴) ۵۱- حملات تفکیک نشده (کورکورانه)

حملات تفکیک نشده ممنوع می‌‌باشد .این حملات شامل موارد ذیل است.

A)‌ حملاتی که علیه اهداف نظامی هدف‌‌گیری نشده باشند.

B)‌ حملاتی که ابزار به کار‌‌رفته و روش های آن قادر به هدایت به سوی هدف نظامی خاصی نباشد.

c) حملاتی که آثار به کار رفته و روش های آن قادر به محدود شدن به مواد خاصی بر‌‌طبق این پروتکل نبوده و به غیرنظامیان سرایت می‌‌کند.

و در‌‌نتیجه در هر‌‌یک از این قبیل موارد‌‌. این حملات از نوعی است که اهداف نظامی و افراد یا اموال غیرنظامی را بدون تفکیک مورد اصابت قرار می‌‌دهد.

· ماده (۵)‌‌۵۱ – حملات تفکیک نشده (کورکورانه)

در کنار سایر موارد انواع حملات ذیل به ‌عنوان حملات کورکورانه و تفکیک‌‌نشده تلقی می‌‌شود.

A) حمله از طریق بمباران با هر روش و وسیله‌‌ای که یک یا چند هدف نظامی که در میان مناطق مسکونی قرار گرفته‌‌اند، هدف قرار دهد و آن ها را یک هدف نظامی واحد قلمداد می‌‌کند.

B) حمله‌‌ای که احتمال می‌‌رود به صورت اتفاقی موجب صدمه جانی و مالی به غیرنظامیان می‌‌گردد که از نظر نظامی هیچ تناسبی میان مزیت‌‌های نظامی و خسارات وارده نتوان قائل شد.

دیدگاه پروتکل الحاقی دوم ۱۹۷۷ – مخاصمات مسلحانه غیربین‌‌المللی

پس از بررسی و واکاوی می توان گفت این پروتکل قاعده‌‌ای علیه مین‌‌های زمینی و بمب‌‌های خوشه‌‌ای به دست نمی‌‌دهد.

· مین‌‌های زمینی

– دیدگاه پروتکل اصلاحی در‌‌خصوص ممنوعیت و محدودیت استفاه از مین‌‌های و تله‌‌های انفجاری و مشتقات آن ها (‌‌پروتکل اصلاحی دوم ۱۹۹۶) الحاقی به کنوانسیون ممنوعیت و محدودیت استفاده از برخی سلاح‌های متعارف که آثار زیانباری و بیش از حد و غیر‌‌قابل‌‌تفکیک دارند‌‌(۱۹۸۰).

· ماده‌‌۲ بند‌‌۳ تعریف مین‌‌های ضد‌‌نفر

مین به معنای هر‌‌گونه مهماتی است که به گونه‌‌ای طراحی شده تا در صورت حضور، مجاورت و یا تماس شخص منفجر شده و علاوه بر شخص مذبور موجب کشته یا مجروح شدن اشخاص دیگری نیز می‌‌شود.

این کنوانسیون:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد شرکت عبارتند از: سود، رشد سود، سود تقسیمی، جریان های نقدی، سود هر سهم و نسبت های مالی (شامل ROA،ROE،P/E، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام و نسبت Qتوبین). معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد شرکت عبارتند از : ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، ارزش افزوده بازار(MVA) و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA). (جهانخانی و سجادی، ۱۳۷۴)

معیارهای حسابداری:

معیارهای حسابداری به دو دسته تقسیم می‌شوند، دسته اول مبتنی بر اطلاعات حسابداری هستند و دسته دوم بر اطلاعات حسابداری و اطلاعات بازار مبتنی می‌باشند.(جهانخانی و سجادی، ۱۳۷۴)

معیارهای مبتنی بر اطلاعات حسابداری :

که عمدتاًٌ با بهره گرفتن از اطلاعات تاریخی موجود در صورت های مالی اساسی و یادداشت های همراه، عملکرد شرکت را اندازه گیری می‌کنند. این معیارها شامل سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، تقسیم سود، جریان های نقدی آزاد، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و نرخ بازده دارایی ها (ROA) می‌باشند.که در این پژوهش از معیار حسابداری سود استفاده می شود . (جهانخانی و سجادی، ۱۳۷۴)

۲-۳۳ پیشینه تحقیقات :

ما در این قسمت به پاره ای از تحقیقات داخلی و خارجی در ارتباط با موضوع تحقیق اشاره می‌کنیم .

۲-۳۳-۱ تحقیقات داخلی :

رحیمی و کلانتری(۱۳۷۱) تحت عنوان« تحلیل و بررسی اقتصادی سوبسید » در اسفند ۱۳۷۱ در مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی نگاشته شده است . نویسنده در فصل ششم به آثار اقتصادی اجتماعی حذف سوبسید می پردازد و در آن آثار اقتصادی حذف سوبسید را بر تولید کننده و مصرف کننده بررسی کرده که با توضیحات اندکی همراه می‌باشد . در فصل هفتم مراحل و سیاست ها و روش های مختلف پیشنهادی در جهت کاهش و حذف تدربجی سوبسید به تفکیک کالاها و ‌گروه‌های درآمدی بیان شده است . در این کتاب نگارنده به بررسی کلی از وضعیت سوبسید و به طور خاص بر روی چند کالای اساسی ، روغن نباتی ، نان ، گوشت ، مرغ ، چای ، قند و شکر و گوشت قرمز پرداخته و ارتباط سوبسید با رشد اقتصادی و تأثیری که می‌تواند برآن بگذارد و یا حتی ار تباط آن را از نظر آماری بدون بررسی گذاشته است. برآوردهای این کتاب فقط به فصل ۹ و به برآورد توابع عرضه و تقاضای کالای گندم، روغن نباتی، چای و قند و شکر منحصر می شود .

کهنسال( ۱۳۷۲ )اثرات حذف سوبسید کود شیمیایی را در استان فارس مورد بررسی قرار داد و نتایج مطالعه ی او نشان داد که سیاست آزاد سازی قیمت نهاده ها در بخش کشاورزی باید گام به گام صورت گیرد تا کشاورزان فرصت کافی برای سازگاری با شرایط جدید را داشته باشند و در نتیجه از زیان های وارده به بخش کشاورزی کاسته شود .

الیاسیان و حسینی (۱۳۷۵) به مطالعه ی آثار حذف یارانه در کاربرد نهاده های کشاورزی شامل کود شیمیایی، سموم دفع آفات، بذر، ماشین آلات، آب و پیامدهای مرتبط بر درآمد کشاورزان در اثر افزایش نرخ ارز و در نتیجه افزایش قیمت نهاده ها پرداخته‌اند. آن گونه که نتایج مطالعه نشان داده، شاخص سود آوری یک هکتار گندم آبی در سال زراعی ۷۲-۷۱ پس ازآزادسازی اقتصادی ، معادل دو برابر سال ۷۲-۷۱ پیش از آزادسازی بوده است .

بهرامی (۱۳۸۱) با بررسی اثرات آزادسازی کود و سم بر محصول گوجه فرنگی خراسان عنوان کرد : با توجه به ناچیز بودن کشش قیمتی کود به نظر می‌رسد که با افزایش قیمت ها، کاهش شایان توجه ی در مصرف نهاده ها ایجاد نمی شو د.

نیکوکار (۱۳۸۱) در مطالعه ی خودآثار حذف یارانه های کود شیمیایی و سم را برای دوره ی زمانی ۱۳۷۸-۱۳۶۳ و سال زراعی ۱۳۷۹-۱۳۷۸ بر چغندر قند استان خراسان بررسی نمود . وی با تخمین تابع تولید کاب داگلاس و محاسبه کشش های جزیی در نهاده ی کود شیمیایی ، سم و هم چنین برآورد توابع هزینه با بهره گرفتن از روش ISUR و محاسبه کشش های قیمتی و متقاطع قیمتی بدین نتیجه رسید که تغیر قیمت تأثیر چندانی بر مصرف این دو نهاده و در نتیجه در مقدار تولید نهایی آن ها نداشته است . اما می‌تواند تا حدودی بار مالی سنگین بردوش دولت را کاهش دهد . البته اگر به دنبال مصرف بهینه از این دو نهاده باشیم قیمت آن ها مخصوصاً کود شیمیایی به شدت افزایش یافته که این خود باعث افزایش هزینه های تولید و کاهش سودآوری شده ،لذا انگیزه های تولید این محصول را کاهش می‌دهد و در نهایت باعث کاهش تولید می شود .

بختیار[۱۰] (۱۳۸۳) به بررسی هدفمند کردن یارانه های انرژی ، چالش ها و ارائه راه کارها پرداخته و ‌به این نتیجه رسیده است که به سبب توزیع ناعادلانه بنزین نسبت به سایر حامل ها، ابتدا باید از بنزین شروع کرد. سپس باید یارانه های برق و گاز را مورد توجه قرارداد .زیرا سیاست‌گذاری ‌در مورد این دو حامل به دلیل وجود تعرفه ساده است و در نهایت گازوئیل.

قادری، صدیقی و رزمی (۱۳۸۴) به بررسی تأثیر پرداخت یارانه مستقیم انرژی برشاخص های کلان اقتصادی با نگرش سیستمی پرداخته‌اند. در این تحقیق تأثیر یارانه بر مصرف انرژی ، تأثیر یارانه بر تورم و تأثیر یارانه بر قاچاق سوخت مورد بررسی قرار گرفته است .که ‌در مورد اول در صورتی که یارانه به صورت نقدی پرداخت شود قیمت انرژی افزایش و میزان مصرف کاهش خواهد یافت ، ‌در مورد دوم پرداخت یارانه به طور مستقیم قیمت کالاهای مشمول یارانه افزایش ، تورم افزایش و فشار اقتصادی زیاد می شود. در این تحقیق روش تبدیل تدریجی یارانه غیر مستقیم به مستقیم از نظر ۲ شاخص نرخ تورم و نسبت نرخ تورم به نرخ افزایش درآمد اقشار کم درآمد نسبت به روش تبدیل یکباره بهتر است ، اما از نظر شاخص های مصرف سرانه و قاچاق انرژی نسبت به روش تبدیل یکباره ضعیف تر است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




عملکرد هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج است . رفتارها از فرد اجراکننده ناشی می‌شوند و عملکرد را از مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل می‌کنند . رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند ،بلکه به نوبه خود نتیجه به حساب می‌آیند ( محصول تلاش فیزیکی و ذ هنی که برای وظایف اعمال شده است) و میتوان جدای از نتایج ‌در مورد آن ها قضاوت کرد.

این تعریف از عملکرد ، منجر ‌به این نتیجه گیری می شود که هنگام ارزیابی عملکرد گروه ها و افراد ، هم ورودی ها (رفتار) و هم خروجی ها (نتایج ) باید در نظر گرفته شوند . هارتل [۲] این مدل را مدل ترکیبی ارزیابی عملکرد می نامد . (آرمسترانگ، ۱۳۸۵،۳)

۲- ۲- ارزیابی عملکرد[۳] :

اگر بتوانید آنچه را که درباره آن صحبت می کنید اندازه بگیرید و آن را در قالب اعداد بیان کنید شما چیزی درباره آن می دانید … ( در غیر این صورت ) دانش شما تنها یک نوع دانش ناچیز و سطحی است ، ممکن است مقدمه ای برای دانش باشد اما شما به مرحله علم وارد نشده‌اید (نیون،۱۳۸۶،۱۸)

همان‌ طور که می‌دانیم ارزیابی عملکرد از موضوعاتی است که در مباحث مدیریتی موردتوجه قرار
می‌گیرد و در کتب مدیریت نیز به آن پرداخته می شود. اصولاً ارزیابی عملکرد از مباحث زیرمجموعه مبحث کنترل و نظارت در سازمان است. صاحب نظران علم مدیریت معتقدند که هیچ فعالیتی در سازمان قرین توفیق نخواهد بود مگر آن که کنترل های لازم نسبت به آن بعمل آمده باشند زیرا به کمک کنترل است که مدیریت نسبت به نحوه تحقق هدف ها و انجام عملیات آگاهی می‌یابد و قدرت پیگیری عنداللزوم سنجش و اصلاح آن ها را پیدا می‌کند و برای رسیدن ‌به این منظور بهترین ابزار وجود یک سیستم ارزیابی عملکرد مؤثر و مناسب است.

از ارزیابی عملکرد تعاریف گوناگونی بعمل آمده است که اگر چه از جهت لفظی ممکن است متفاوت باشند امّا از نظر مفهوم و معنی یکسان و مشابه اند. تمامی این تعاریف ارزیابی عملکرد را نوعی مقایسه و تطبیق بین آنچه هست و آنچه باید باشد دانسته اند. حال به برخی تعاریف ارائه شده از ارزیابی عملکرد می پردازیم.برخی تعاریف موجود در ارزیابی عملکرد به شرح زیر است (عفتی،۱۳۸۶،۵).

– ارزیابی عملکرد فرایند توسعه و به کار بردن شاخص های قابل اندازه گیری که امکان ارزیابی سیستماتیک میزان پیشرفت نسبت به اهداف از پیش تعیین شده را فراهم می آورد . شکاف عملکرد شکافی است بین آنچه مشتریان و سهام‌داران توقع دارند و آنچه که فرآیندها و زیر فرآیندها در قالب کیفیت ، کمیت ، زمان و هزینه محصول و خدمت فراهم می آورند .

– ارزیابی عملکرد اندازه گیری داده هایی است که نشان دهنده پیشرفت به سوی نتایج مورد نظر می‌باشد . این نتایج می بایست از انجام فعالیت‌های خاصی به دست آیند . همچنین اندازه گیری عملکرد روشی برای ارزیابی این فعالیته نیز فراهم می آورد .

– ارزیابی عملکرد کنترل و گزارش گیری مداوم از نیل به برنامه ها ، به خصوص نیل به اهداف از پیش تعیین شده است ، که برخی اوقات خروجی خوانده می شود .

– ارزیابی عملکرد مقایسه بین نتایج واقعی و الگوهای از پیش تعیین شده است .

– ارزیابی عملکرد فرآیندی است که با ایجاد شاخصهایی میزان دستیابی سیستم را به
خروجی های موردنظر می سنجد و فرایند تصمیم گیری را پشتیبانی می‌کند .

– ارزیابی عملکرد جمع‌ آوری مستمر داده ها جهت تشخیص میزان پیاده سازی برنامه و دستیابی به اهداف است .

– ارزیابی عملکرد جمع‌ آوری اطلاعات جهت حصول اطمینان از دستیابی به اهداف است . اطلاعات حاصل از اجرای ارزیابی عملکرد برای بهبود عملیات استفاده می شود . نتایج شاخص ها ، ورودی ها و خروجی ها ، جمع‌ آوری و گزارش می‌شوند .

– ارزیابی عملکرد تحقیقی در قابلیت اطمینان مالی ، کارایی و اثربخشی یک موجودیت است

– ارزیابی عملکرد ارزیابی منظم نتایج و کارایی خدمات یا برنامه ها است .

– ارزیابی عملکرد نشان دهنده فرایند لازم جهت ارزیابی محیط به منظور دستیابی به نیازمندی یا خروجی موردنظر است و اینکه آیا به خروجی دست یافته می شود یا خیر و میزان تفاوت بین خصوصیات ارزیابی شده محیط و نیازمندی یک عملکرد خاص یا یک خروجی چه میزان است .

اما شاید کامل‌ترین تعریف، تعریف آقای استونر باشد: ارزیابی عملکرد عبارت است از فعالیتی منظم که ضمن آن نتایج مورد انتظار در قالب استانداردهای انجام عملیات معین می‌شوند، سیستم دریافت اطلاعات طراحی می شود، عملیات پیش‌بینی شده و انجام شده با هم مقایسه می‌شوند، اختلافات و انحرافات مشاهده شده اندازه گیری و میزان اهمیت آن ها مشخص می شود و سرانجام اصلاحات لازم برای تحقق هدف ها و مأموریت های سازمان انجام می گیرند. (استونر، ۱۹۸۳، ۵۹۲)

۳-۲- تاریخچه ارزیابی عملکرد :

نظام ارزیابی عملکرد برای اولین بار به صورت رسمی ، در سطح فردی و سازمانی از سال ۱۸۰۰ میلادی توسط رابرت اون[۴] در اسکاتلند در صنعت نساجی مطرح گردید به طوری که کالاهای تولید شده با بهره گرفتن از ‌چوب‌هایی در رنگهای مختلف درجه بندی می شدند که این کار در واقع نوعی ارزیابی از کیفیت و یا ستاده سازمان بوده است .

پس از جنگ جهانی دوم و قدرت گرفتن مدیران « ویز کیدز[۵] » در کمپانی خودروسازی فورد ، شکلی از این مدیریت به وجود آمد که از داده های سازمان به صورت ابتکاری استفاده می کرد . با پیوستن یکی از مدیران ویز کیدز ، به نام رابرت مک نامارا[۶] ، به وزارت دفاع آمریکا ، این روش مدیریت در طول جنگ ویتنام در پنتاگون شناخته شد .

با شروع مدیریت پسا صنعتی توسط ادوارد دمینگ [۷]، در دهه ۱۹۵۰ و کارهای با همکاری مدیران ژاپنی نظیر گنجی تاگوچی ، تحولی ‌در کیفیت ، ابتکار ، قدرت کارکنان ، بازخور و مدیریت بر مبنای ارزیابی پدید آمد. افرادی نظیر پیتر دراکر[۸] ، جوران[۹] ، کرازبی[۱۰] و تام پیترز[۱۱] ، فلسفه دمینگ را گسترش دادند .

جهت شناسایی علل ایجاد تغییرات و کنترل آن ها در تولید و در نهایت بهبود محصول یا ارائه خدمات ، دمینگ بر این امر تأکید دارد که کلیه فرآیندهای کسب وکار می بایست بخشی از سیستم ارزیابی همراه با چرخه بازخور باشند .

فسلفه دمینگ در ایالات متحده آمریکا در دو بخش آغاز شد : ارتش و شهرداری . در ارتش این فلسفه تحت برنامه مدیریت جامع کیفیت ( TQM[12] ) و در شهرداری در قالب جایزه ملی مالکوم بالدریج شکل گرفت .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




سرمایه گذاری در زمینه آموزش و یا احداث بیمارستان بدون توجه به نوع منطقه از ۵٠ درصد تشویق (مالیاتی)بهره مندخواهد شد. هر گونه سرمایه گذاری که در منطقه آزاد تجاری صورت گیرد ٢٠ درصد تشویق خواهد شد. صنعت توریسم ٬ پروژه های کشتی سازی ٬ پروژه های تولید اتومبیل و پروژه های صنایع الکتریکی بدون توجه به منطقه از ٢۵ درصد تشویق بهره مند می‌شوند. هرگاه در پروژه های سرمایه گذاری شده تغییری حاصل نشود ٬حداقل میزان درآمدها ‌بر اساس نرخ‌های سال ١٩٩٠ تعیین می شود. پروژه های سرمایه گذاری شده با توجه به نوع منطقه ای که سرمایه گذاری در آنجا صورت می‌گیرد ٬ از تخفیف ویژه برخوردار خواهند شد. این نرخ برای پروژه هایی که در مناطق توسعه یافته اجرا می شود ٣٠ درصد در نظر گرفته شده است.

ورود ماشین آلات و تجهیزات مورد نیاز برای پروژه های منتخب از پرداخت مالیات و عوارض گمرکی معاف است. ‌بر اساس این سیاست که در سال ١٩٩١ اجرا شد ٬ سرمایه گذاران می‌توانند چنانچه پروژه آن ها بتواند درسطح بین‌المللی رقابت کند و یا تکنولوژی نوینی را معرفی نماید بدون پرداخت مالیات و عوارض گمرکی ماشین آلات و تجهیزات مورد نیاز خود را وارد نمایند.

سرمایه گذاری در صنایع کشتی سازی و صنایع مشابه آن از معافیت ویژه گمرکی برخوردارند ٬ در حالی که سرمایه گذاری در سایر فعالیت‌ها تحت سیستم تشویقی قرار خواهد گرفت. در سال ١٩٩١ سرمایه گذاری در زمینه‌های معادن از طرح تشویقی بهره مند می شود. به شرط آنکه پروژه ها در چارچوب تعیین شده قرار داشته باشند و توسط بخش خصوصی از طریق مناقصه انجام شود و سقف این مناقصه در مناطقی که در اولویت قرار دارند کمتر از ١٠ میلیارد لیره ترک و در سایر مناطق کمتر از ٢٠ میلیارد لیره ترک نباشد.[۲۰]

این طرح تا اواخر دهه ۹۰میلادی به اجرا درآمد تا آنکه با نگاهی به آمارها مسئولان کشور به عدم تکافوی این طرح در استفاده از پتانسیلهای موجود کشور ، پی برده و برآن شدند تا با تمهیداتی مضاعف به جذب بالاتر سرمایه گذاری خارجی بپردازند.

ترکیه همانند ایران یک طرح توسعه همه جانبه در دستور کار دارد که بنا به اعلام مقامات این کشور – از جمله نطق هفتگی (جمعه ۲۶ فوریه ۲۰۱۰) رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه – این کشور هدف قرار گرفتن در جمع ۱۰ کشور پیشرفته دنیا در سال ۲۰۲۳ (صدمین سالگرد تأسيس جمهوری ترکیه ) را در سر می‌پروراند.

این هدف برای ترک ها هدفی غیر قابل دسترس نیست. اگر ترکیه در سال مذکور در جمع ۱۰ کشور برتر جهان هم نباشد ، با روند حرکت کنونی خود جایگاهی بسیار بهتر از امروز خواهد داشت.

بخش قابل توجهی از تحقق این هدف ‌در گروی جذب بالاتر سرمایه گذاری خارجی است که این کشور عملکرد بسیار مناسبی را در این زمینه در چند سال اخیر به ثبت رسانده است.

این کشور این موفقیت را مرهون تغییراتی است که در قوانین خود در جذب سرمایه گذاری اعمال نموده و توسعه مناطق آزاد در این کشور نیز مزید بر علت گردیده است.

قابل ذکر است که بخش قابل توجهی از سرمایه سرمایه گذاران خارجی که پس از وقوع حادثه ۱۱سپتامبر از کشورهای عربی خارج شد توسط ترکیه جذب گردیده است وپیش بینی می‌گردد با شتاب گرفتن روند خصوصی سازی در ترکیه نقش مناطق آزاد در جذب سرمایه های خارجی افزایش یابد.

با نگاهی به روند جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشور ترکیه می توان یک عزم همه جانبه را در تمام ارکان این کشور مشاهده نمود.

انتشار ده ها مقاله وتحقیقات کسترده ای که در دهه گذشته در این کشور انجام گرفته بیشترین نرخ رشد جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی را برای ترکیه به ارمغان آورده است.

روند جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی ترکیه در نمودار زیر قابل مشاهده است.

– US Dollars in millions

منبع: http://unctadstat.unctad.org/TableViewer/tableView.aspx

همان طور که ملاحظه می شود نرخ FDI تا سال ۲۰۰۰ میلادی در این کشور رقم قابل توجهی نبوده ‌و هیچ‌گاه به بالاتر از یک میلیارد دلار نرسید.

از اواخر دهه نود شاهد یک عزم ملی برای جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در این کشور بودیم که حاصل آن را می توان بعد از سال ۲۰۰۴ میلادی مشاهده کرد.

محققان این کشور چالش‌های ترکیه در جذب سرمایه گذاری خارجی را به سه گروه تقسیم نمودند[۲۱] و راهکارهای مقابله با این چالش‌ها را به صورت مجزا بررسی کردند:

    1. عضویت در اتحادیه اروپا.

    1. قوانین ومقررات جاری کشور در زمینه جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی.

  1. رقبای شرکت در زمینه جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی.

در ۲۰ آگوست ۲۰۰۳ پارلمان ترکیه “قانون تسهیل ورود سرمایه گذاری مستقیم خارجی” را در جهت هماهنگی با استانداردهای بین‌المللی وضع نموداین قانون بر سه اصل استوار است که عبارتند از :

    1. حذف بروکراسی اداری :تا قبل از وضع این قانون سرمایه گذاران خارجی با قوانین دست وپاگیر وارگانهای متعددی جهت دریافت مجوز ورود سرمایه به کشور مواجه بودند که این امر سدی در برابر ورود سرمایه به ترکیه به شمار می‌رفت. به عنوان مثال تا قبل از سال۲۰۰۳ یک سرمایه گذار خارجی جهت سرمایه گذاری در کشور ترکیه می بایست نظر ۲۱ ارگان وسازمان دولتی را جلب می نمود که هم اکنون با اجرای این قانون کلیه امور مربوط به سرمایه گذاری مستقیم خارجی به یک ارگان (اداره ثبت تجاری[۲۲])سپرده شده و کسب مجوز در کوتاه ترین زمان ممکن میسر می‌باشد.

  1. برخورد همسان با سرمایه گذاران داخلی وخارجی[۲۳]:

پس از وضع این قانون هر شرکتی که دارای “کد تجاری ترکیه”[۲۴] باشد به عنوان شرکت بومی در نظر گرفته شده و مشمول قوانین عمومی می‌گردد.

طبق این قانون سرمایه گذاران خارجی ‌در زمینه هایی از جمله اجازه جابه جایی آزادانه سرمایه های مشهود ونامشهود-مالیات وعوارض-حق گمرکی-وام وبهره بانکی-خرید وفروش املاک وسایر دارایی ها و…… از حقوقی مشابه سرمایه گذاران بومی برخوردار خواهند بود.

  1. پذیرش کلیه قوانین بین‌المللی در زمینه سرمایه گذاران خارجی :

ترکیه کلیه قوانین خود را با قوانین بین‌المللی سرمایه گذاران خارجی منطبق نمود و تلاش خود را به کار گرفت تا موقعیت رقابتی خود را در سطح بین‌المللی ارتقا دهد.

علاوه بر سه اصل مذکور این قانون شامل تبصره هایی بود که هر یک به تنهایی کمک مؤثری را در جهت جذب سرمایه گذاری خارجی در پی داشت از جمله قانون قبلی در زمینه حداقل سرمایه گذاری (۵۰۰۰۰ دلار) لغو گردید که این امر جذب سرمایه های اندک را برای این کشور به ارمغان آورد ویا قانون قبلی سرمایه گذاری خارجی ترکیه که تنها افراد حقیقی وحقوقی ترکیه که دارای تابعیت غیر ترکی بودند را شامل می شد ، لغو گردید وبر طبق قانون جدید گستره شمول افزایش یافته وافراد با ملیت ترکی که در خارج از کشور اسکان داشتند و نیز شرکت‌های چنذ ملیتی زیر چتر حمایتی دولت آمده واز تسهیلات این قانون بهره مند می شدند.

در سال ۲۰۰۱ مؤسسه‌ ای بین‌المللی(ECONOMIC POLICY RESEARCH INSTITUTES) مامور به تدوین یک نقشه راه در جهت افزایش جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ترکیه گردید.این مؤسسه‌ ابتدا به وضعیت رقابتی ترکیه در سطح بین‌المللی ومنطقه ای پرداخته ورقبای این کشور را در جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی شناسایی نمود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:45:00 ب.ظ ]




۲-۳-۳-۳- سایر رویکردهای انگیزشی

۲-۳-۳-۳-۱- نظریه بر انگیختگی

یکی دیگر از نظریه های مربوط به انگیزش نظریه بر انگیختگی[۷۴] است. «بر انگیختگی را می توان به عنوان تغییر در ضربان قلب، فعالیت مغزی، و تنفس تعریف کرد»(بنتهام،۲۰۰۲، به نقل از سیف۱۳۹۱). اجزای روانشناختی بر انگیختگی در میزان توجه یا تمرکز منعکس می شود. بنا براین، می توان بر انگیختگی را معادل انگیزش دانست، بدین معنی که بر انگیختگی بیشتر یعنی انگیزش بیشتر و بالعکس. اما موضوع ‌به این سر راستی نیست؛ در حقیقت، سطح بر انگیختگی، پیچیدگی تکلیف، و اثر بخشی عملکرد به هم ارتباط دارند. یکی از نظریه پردازان اولیه بر انگیختگی فیزیولوژیکی (هب[۷۵]۱۹۵۹) بر این باور است که تکالیف مختلف دارای سطوح بر انگیختگی متفاوت اند. بنا به نظریه بر انگیختگی هب، اگر سطح بر انگیختگی فرد بسیار بالا باشد در محیط به گونه ای عمل خواهد کرد که سطح بر انگیختگی را کاهش دهد. «به طور کلی، وقتی که سطح بر انگیختگی بسیار بالا است، کاهش دادن آن تقویت کننده است، و زمانی که سطح بر انگیختگی بسیار پایین است، افزایش دادن آن تقویت کننده است(السون و هرگنهان، ۲۰۰۹، به نقل از سیف۱۳۹۱).

۲-۳-۳-۳-۲- رویکرد انتظارضربدر ارزش

یکی دیگر از رویکردها یا نظریه های انگیزش نظریه انتظار ضرب در ارزش[۷۶] است(فدر[۷۷] به نقل از سیف،۱۹۸۲). این نظریه انگیزشی هم جنبه رفتاری دارد و هم جنبه شناختی(وولفولک۲۰۰۴ به نقل از سیف۱۳۹۱) فرمول این نظریه به گونه زیر است:

ارزش تشویقی موفقیت*انتظار موفقیت= انگیزش

بنا به فرمول بالا، مقدار زمان و کوششی که افراد مایل اند صرف انجام یک تکلیف یا کاری بکنند(یعنی میزان انگیزش آنان) برابر است با حاصل ضرب دو عامل زیر:۱)سطح انتظارشان در رابطه با اینکه تا چه حد آن کار را با موفقیت انجام خواهند داد ۲) میزان ارزشی که برای انجام آن کار قائل اند یا فایده و پاداشی که از انجام آن کار نصیبشان می شود. ویژگی فرمول بالا این است که دو متغیر یا عامل اصلی آن، یعنی انتظار موفقیت و ارزش تشویقی ناشی از موفقیت، در هم ضرب می‌شوند. خاصیت ضرب شدن این است که بالا بودن سطح هر عامل بر افزایش سطح نتیجه، یعنی انگیزش، تأثیر فراوان دارد. در مقابل، هرگاه یکی از دو عامل صفر باشد نتیجه نیز صفر خواهد شد، یعنی انگیزش فرد برای انجام تکلیف برابر با صفر خواهد شد. به عنوان مثال اگر دانش آموز یا دانشجویی بر این باور باشد که در امتحانی که در پیش رو دارد موفق خواهد بود (انتظار بالا)، و اگر موفقیت در آن امتحان برایش مهم باشد(ارزش بالا)، آنگاه انگیزش او نیز بالا خواهد بود. اما اگر هر یک از دو عامل صفر باشد (این گونه باور کند که در امتحان موفق نخواهد شد یا موفقیت در آن برایش مهم نباشد)، انگیزش او صفر خواهد بود. در این فرمول، ارزش*انتظار همان مفهوم خود کار آمدی است خود کارآمدی یا خود کار آمدی تصوری به باور شخص نسبت به توانایی اش برای انجام یک رفتار به منظور رسیدن به یک هدف مربوط است. بنا به گفته آندرسون و بورک[۷۸] (۲۰۰۰) «در چارچوب نظریه انتظار ضربدر ارزش، معلمان برای اینکه دانش آموزان را نسبت به یادگیری برانگیزانند باید هم به آنان کمک کنند تا برای فعالیت‌های آموزشگاهی و علمی ارزش قائل شوند و هم آنان را مطمئن سازند که اگر به اندازه کافی بکوشند در آن فعالیت‌ها موفق خواهند شد» بنا به گفته وولفولک (۲۰۰۴)، به فرمول انتظار ضربدر ارزش عامل هزینه[۷۹] نیز اضافه شده است. یعنی ارزشی که شخص برای یک تکلیف قائل است هم به بر آورد او از ارزش آن تکلیف و هم به هزینه ای که صرف انجام آن می شود وابسته است.«در ارتباط با هزینه تکلیف، یادگیرنده ممکن است مقدار کوشش یا سایر منابع مورد نیاز برای انجام تکلیف را مورد ملاحظه قرار دهد»(فتسکو و مککلور۲۰۰۵ ، به نقل از سیف۱۳۹۱).

جدول ۲-۲ – نکات آموزشی ‌در مورد نظریه انگیزش پیشرفت

    • انگیزش پیشرفت، گرایشی نسبتاً پایدار است، و به عنوان بخشی از شخصیت فرد معرفی شده است.

    • افراد دارای انگیزش پیشرفت بالا، می خواهند کامل شوند و کارکرد خودرا بهبود بخشند.

    • این افراد در برابر فشارهای اجتماعی بیرونی، مقاومت نشان می‌دهند.

    • این افراد مسئولیت پذیرند.

    • این افراد گرایش بیشتری به گزینش راه های مختلف نشان می‌دهند، و بیشتر به کارهایی دست می‌زنند که احتمال متوسط موفقیت دارد.

    • کسب موفقیت در تکالیف آسان برای افراد دارای انگیزش پیشرفت لذت بخش نیست، بلکه کسب توفیق در تکالیف چالش انگیز برای این افراد مهم و افتخار آفرین است.

  • این افراد برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند و وقتی شکست می خورند، کوشش‌های خود را بیشتر می‌کنند و به فعالیت ادامه می‌دهند تا موفق شوند.

منبع: (بیابانگرد،۱۳۸۴)-(سیف،۱۳۹۱)-(موزلیا و همکاران،۲۰۱۰).

شکل ۲-۳- طرح نظری رویکردهای انگیزشی

۲-۳-۴- تاریخچه ای از رابطه انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی

نظریه انگیزش پیشرفت بر تحقیقات اولیه هوپ(۱۹۳۰)، سیرز ( ۱۹۴۰)، مک کللند(۱۹۶۱) و اتکینسون( ۱۹۶۷) استوار است. این نظریه بر نقش هدف در موفقیت و شکست دانش آموز تأکید دارد. مطالعات اولیه هوپ(۱۹۳۰)، تجارب افراد را در زمینه موفقیت و شکست تشریح کرد. او می گفت که افراد پس از کسب موفقیت، سطح هدف خود را بالا می‌برند و پس از کسب شکست آن را پایین می آورند(گلاور،۱۳۸۳).

موری( ۱۹۳۸) نیاز به پیشرفت را میل به غلبه بر مشکلات، تمرین قدرت، تمرین برای انجام دادن امور مشکل و تلاش برای اجرای هر چه سریعتر کارها تعریف ‌کرده‌است. او نیز، مانند دیگران معتقد است که لذت پیشرفت در رسیدن به هدف نیست، بلکه در گسترش و تمرین مهارتهاست، به بیان دیگر این فرایند است که انگیزش پیشرفت را فراهم می‌کند( استکی و همکاران،۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




۶ – توانایی درک حقوق بشر و دفاع از آن چه در جامعه خویش و چه در جامعه بین الملل

۷- توانایی درک و شناسایی هنجارهای فرهنگی خود در جهت غنی تر ساختن و توسعه فرهنگ بومی و قومی

۸- توانایی در نظام پذیری جمعی و بهره گیری از نگرش های علمی از باورهای فرهنگی جامعه خود و جوامع دیگر( آقازاده، ۱۳۸۵).

هاشمیان فرد گنجی(۱۳۸۸) ا بعاد تربیت شهروندی را چنین بیان می‌کنند :

۱-مشارکت جویی ۲-رعایت قوانین ۳-مسئولیت پذیری

به طور کلی می توان چنین اظهار نمود که آماده سازی افراد برای زندگی در جامعه و آموزش راه و رسم مشارکت در مسائل اجتماعی از جمله مسائل مهم و مورد توجه نظام های آموزشی می‌باشد که تلاش های آموزشی و پژوهشی بسیاری را صرف شناسایی ابعاد شهروندی و پرورش ارزش ها در دانش آموزان نموده است(فتحی و دیبا،۱۳۸۱).

در این راستا نظام های آموزشی در تلاشند تا از طریق مدارس طراحی و تدوین برنامه های مشخص، ابعاد مختلف تربیت شهروندی را در مدارس مورد توجه قرار داده و دانش آموزان را برای بر عهده گرفتن نقش ها و مسئولیت ها یشان در زندگی آماده سازند(فتحی و واحد،۱۳۸۵).

ویژگی های شهروند مطلوب آینده هر کشور، تنها در صورتی که اهمیت و نقش زمینه و بافت ادراک شود به درستی قابل دسترس است. ماهیت پیچیده و مجادله برانگیز مفهوم شهروندی و خصوصیات شهروند فعال به طیف وسیعی از تعابیر منجر شده است و این تعابیر بدان معنا است که روش های مختلفی وجود دارد که در آن می توان شهروندان فعال یک کشور را تربیت کرد(توکلی،۱۳۸۹).

هودسن (۲۰۰۱)[۷] فلسفه اصلی تربیت شهروندی را دستیابی به اهدافی چون، وفاداری به ملت، افزایش دانش و آگاهی افراد از تاریخ و ساختار مؤسسات سیاسی، ایجاد نگرش مثبت نسبت به اقتدار سیاسی، تسلیم شدن در برابر قانون وهنجارهای اجتماعی، اعتقاد به ارزش های بنیادی جامعه نظیر تساوی، برابری، علاقه، مشارکت سیاسی و مهارت در تجزیه و تحلیل سیاسی می‌داند .

آکرمن(۱۹۸۰)[۸] نیز به ضرورت گفتگو آزاد در تربیت شهروندی اشاره می کند. این گفتگو بسیار به گفتگوهای سقراطی شبیه است. در این گفتگو ها هیج عقیده ای تحمیل نمی شود و با پرسش و پاسخ همچنان که سقراط انجام می‌دهد فرد خود را در طی بحث به نتیجه می رساند که خیر چیست. این امر دلالت بر این که تربیت شهروندی باید آن نوع از جامعه ای را که تصمیمات در آن، از طریق گفتگو اتخاذ شوند، شروع کند.

برنارد کریک (۱۹۹۹)[۹] پیش فرض تربیت شهروندی را فعال بودن درجامعه می‌داند و از نظر وی شهروندان دارای علایق و ارزش های متفاوتند و باید یاد بگیرند با توجه به چنین شرایطی، یک زندگی مطلوب را بگذرانند.

اهداف تعلیم وتربیت شهروندی از نظر استرایک عبارتند از:

۱- ترویج توانایی دستیابی به اطلاعات و فهم آن ها

۲- ترویج توانایی قضاوت و ارزشیابی اندیشه ها

۳- ترویج توانایی تفکر عقلانی و نقادانه

۴- ترویج توانایی مشارکت در فرایند های گروهی

۵- ترویج ارزش قائل شدن برای فرایند های گفتگویی(استرایک،۱۹۸۸)[۱۰].

مؤلفه های شهروندی

به طور کلی می توان مؤلفه‌ های زیر را برای تربیت شهروندی برشمرد:

الف) دانایی محوری

دانایی محوری که به عنوان مهمترین مؤلفه‌ متشکله شهروندی، گام اول مشارکت فعال، مسولیت پذیری و غیره به شمار می رود. دانایی محوری عبارت از داشتن آگاهی در زمینه موضوعات تاریخی اجتماعی، فرهنگی، در سطح محلی، ملی، بین الملی است، که به عنوان پیش نیازی اساسی برای شهروندی به شمار می رود. اصولا تصمیم گیری های مهم جامعه اغلب نیاز به شهروندانی دارد که قادر به درک اطلاعات وسیع سطح جامعه، گزارشات و بررسی ها باشند.

ب) وطن پرستی

اصولا یک شهروند، به شهر و کشورش احساس تعلق می‌کند. وطن پرستی به معنای وفاداری نسبت به کشور خود و دیدن مصالح جامعه در انجام فعالیت های روزانه است. همان گونه که فرد در هنگام تولد خود را عضو یک خانواده می بیند و تلاش می‌کند تا مرزهای پیشرفت خانواده را فراهم سازد، شهروندان نیز عضو یک جامعه کلان محلی و ملی هستند که باید در توسعه زمینه‌های مربوط به کشور خود کوشا باشند.

ج) قانون مداری

قانون عاملی است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم می‌کند. شهروند تلاش می‌کند قوانین را حتی اگر مغایر با نفع شخصی او باشد، در زندگی به کار گیرد. قانون مداری به معنای گردن نهادن به روال ها و منفعل بودن نیست.

قانون مداری فرایند بسط شعور شهروندی برای وصول به اهداف کلان زندگی اجتماعی و سپس تلاش منطقی برای اصلاح هر گونه قانونی است که امکان استفاده بیشتر را از امکانات و استعدادها فراهم ساخته و زمینه پیشرفت و ترقی را میسر می‌سازد.

د) مسئولیت پذیری

شهروندی مفهومی است با مسئولیت و مسئولیت پذیری آحاد جامعه همراه است. در جامعه مدنی، شهروند در یافته است که بی مسئولیتی انسان های پیرامونی، او را در مسیر پر نوسانی قرار می‌دهد و چنانچه خود نیز نسبت به پدیده‌های پیرامونی بی مسئولیت باشد محیط زندگی خود و دیگران را دچار آسیب می‌کند. زیباترین احساس خوشایند در مقوله شهروندی، تلاش برای همکاری و تعاون و بار مسئولیت خود ودیگران را به دوش کشیدن است.

ﻫ) مشارکت

بانک جهانی مشارکت را فرایندی می‌داند که در آن ذینفعان در ایجاد و توسعه نوآوری ها و تصمیم گیری ها و منابعی که بر این نو آوری ها و تصمیم گیری ها موثرند نفوذ و کنترل دارند. براین اساس مشارکت مردم و شهروندان فعل و انفعالی است که برای شهروندان این امکان را فراهم می‌کند در قاعده سازی و فرمول بندی سیاست ها و خط مشی هایی که بر کل جامعه مؤثر است، شرکت جویند.

و) انتقاد گری و انتقاد پذیری

یک بعد بسیار مهم از توانمندی شهروندان جامعه دموکراتیک و متکثر که به مشارکت نیاز دارد، تفکر انتقادی است. تفکرانتقادی فرایندی است که به افراد کمک می‌کند تا شیوه بررسی دقیق آنچه را که به آن معتقدند دریابند و دلائل اعتقاد خود را توسعه دهند. یک تفکر اندیشمندانه، منطقی، خود گردان و منظم تفکری است که شخص در هنگام تصمیم گیری، آنچه را که به آن معتقد است، انجام دهد. جوامع به افرادی نیازمندند که صاحب تفکرات منتقدانه باشند. متفکران منتقد پیشگامان تغییر در جامعه هستند آن ها آینده خود و جامعه شان را هیچ وقت تمام شده تلقی نمی کنند ( واجارگاه،چوکده،۱۳۸۸).

در برنامه درسی پیشنهادی تربیت شهروندی پیشرفت گرا برای دانش آموزان مؤلفه های زیر برای تربیت شهروندی فعال در نظر گرفته شد:

۱- شناخت حقو ق و مسئولیت های فردی؛

۲-شناخت تفکر انتقادی و برخوردار بودن آن

۳-آشنایی با حقوق و مسئولیت های اجتماعی

۴-شناخت رفتارهای نژاد پرستانه و کلیشه ای

۵- فهم فرایند پژو هش

۶- شناخت تفاوت های فرهنگی و قومی

۷- آشنایی با قوانین و مقررارت شهروندی

۸- آشنایی با رسانه های جمعی و نقش آن ها

۹- آشنایی با هویت ملی ‌و قومی

۱۰- فهم جهانی شدن و تعاملات جهانی

۱۱- آشنایی با تکنولوژی اطلاعات و ارتبا طات

۱۲- شناخت و فهم حقوق بشر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




تعریف عملیاتی :

نمره ای است که مدیران ازپرسشنامه رهبری چندعاملی (MLQ)به دست می آورند.

تعریف مفهومی:

رهبری:فرایندنفوذبرزیردستان به منظوررسیدن به اهداف ،به ویژه دروضعیت های مختلف رهبری(دوبرین و همکاران[۴]،۱۹۸۹).

جرج تری[۵]: رهبری به عنوان عمل اثرگذاربرافرادنام می‌برد که موجب ایجادشوق وعلاقه درآنان برای تحقق اهداف گروهی می‌گردد.

استونرووانکل[۶] : رهبری به عنوان یکی ازوظایف مدیر،فرایندتاثیرگذاری وهدایت فعالیت‌های مربوط به کار اعضای گروه هایمی باشد.

تنن بام[۷]:رهبری به عنوان تاثیرگذاری بین ‌افراد است که درشرایطی اعمال می شودکه به وسیله فراگرد ارتباط به سوی تحقق هدف یاهدفهای خاصی معطوف گردد.

رابینز[۸]:رهبری عبات است ازتوانایی دراعمال نفوذیااثرگذاردن بریک گروه درجهت تامین هدفها.

رهبرکسی است که واجدبهترین شناخت نسبت به هنجارهایی باشدکه در گروه بیشترین ارزش رادارد(هومانز[۹] ،۱۹۵۰). رهبرشخصی است که مؤثرترین تغییررادرعملکردگروه پدید می آورد(کاتل[۱۰]،۱۹۵۱).

سبک رهبری:الگوی نسبتاپایدار رفتاررهبرکه اغلب ازجانب اوبه کارگرفته می شود(دوبرین و همکاران،۱۹۸۹٫ هرسی وبلانچارد،۱۹۹۳).پژوهندگان دانشگاه ایالتی اوهایوسبک رهبری رااینگونه تعریف کرده‌اند:سبک یارفتار رهبری عبارت است ‌از تکنیک‌های مورداستفاده جهت اعمال نفوذوجهت دادن فعالیت دیگران.

نظریه های رهبری:

تئوری های رهبری بسیارپرحجم می‌باشد وبرای آنکه فرددچارسردرگمی نشود آنهارادسته بندی کرده‌اند. تئوری های رادرچهاردسته طبقه بندی کرده‌اند:الف)تئوری‌های شخصیتی ب)تئوریها ی رفتاری ج)تئوری‌های

اقتضایی د)دیدگاه های جدید رهبری. هرکدام ازاین دسته ها دارای زیرمجموعه هایی می‌باشند که درذیل آن ها رابه اختصارتوضیح می‌دهیم:

الف) تئوری‌های شخصیتی :

یاتئوری خصوصیات فردی رهبر،در این گروه ‌از نظریات برای رهبرخصوصیاتی ذاتی ذکرمی گردد.‌بر اساس این نظریات رهبران ابرمردانی هستندکه به علت ویژگیهایی که موهبت الهی است شایسته رهبری گردیده اند.بدین منظورتحقیقات اندیشمندان جهت مشخص کردن ویژگیهایی بودکه رهبران دارند،ولی نتایج مؤثردیگری هم در این میان به دست آمد. در این نظریه همان بحث ذاتی بودن رهبری مطرح است.نظریه پردازان این نظریه به دنبال این ‌بودند که برخی ازخصوصیاتی راشناسایی کنندکه هرکس آن راداشته باشدرهبراست .مطالعات درباره ویژگی‌های رهبران موفق بعدازپنجاه سال نشان دادکه نمی توان مجموعه ای از صفات رامشخص کردکه چنانچه فردی آنهاراداشته باشدبتوانیم آنهارارهبربنامیم.امامعتقدبودندافرادی که در موقعیت رهبری قرارمی ‌گیرند که ویژگی‌های زیرراداشته باشند: ۱-جاه طلبی ۲-میل به رهبری ۳-صداقت ودرستی ۴-عتمادبه نفس ۵-داشتن دانش واطلاعات مربوطه.

ب)تئوری‌های رفتاری:

چون پژوهشگران درپژوهشهایی که ‌در زمینه ویژگی‌های شخصیتی انجام شدنتوانستندراه به جایی برند،درصدد برآمدندتارفتارهای برخی ازرهبران معروف ‌را موردبررسی قراردهند.این دیدگاه اشاره داردکه برای شناخت رهبران بایدرفتارآنهارامطالعه کرد.مجموعه مطالعات در این زمینه به طرح دوسبک رهبری آمرانه (وظیفه مدار) وانسان گرا(رابطه مدار)منجرشد.این دیدگاه معتقداست که رفتاررهبرتاحدی تابع ساخت فرهنگی محیط است.

۱- مطالعات رهبری دردانشگاه آیووا:

این مطالعات دراواخردهه ۱۹۳۰زیرنظرکرت لوین[۱۱] انجام گرفت مطالعه برای تشخیص تأثیرسه نوع سبک رهبری ‌بر الگوی رفتاراعتراض آمیزپسربچه هادریک باشگاه تفریحی طراحی شده بود.بدین منظورگروه های مختلفی ازپسران تشکیل شدوهرگروه پس ازچندهفته تحت یکی ازسبکهای رهبری قرارداده شد تاهمه ‌گروه‌های سبک های مختلف استبدادی ،دموکراتیکوعدم مداخله راتجربه نماید:

۱-سبک رهبری استبدادی:رهبردرباره پروژه های گروهی ازطریق تعیین وتفویض وظایف هرعضوتصمیم می گیردوهیچ مشارکتی رادرفرایندتصمیم گیری نمی پذیرد.

۲-سبک رهبری عدم مداخله یاآزادی مطلق:رهبرهیچ دخالتی نمی کند.رفتاراعضارانه تاییدمی کندونه تکذیب می‌کند.‌بنابرین‏ کنترلی ‌بر فعالیت‌های گروه وجودنداردوانضباط چندانی هم به چشم نمی خورد.

پژوهشگران به دقت رفتار ‌را مشاهده ویاداشت کردند.نتیجه ای به شرح زیربه دست آمد:

-رهبری دموکراتیک تقریبابه اتفاق آرابرآزادی مطلق وآمرانه ترجیح داده شد.همین طورآزادی مطلق رابرسبک آمرانه برترمی دانستند.

-ابرازخشونت به طورمکرردرگروه های تحت رهبری آزادی مطلق وآمرانه مشاهده گردید.درحالی که بروز برخورددرگروه تحترهبری دموکراتیک به مراتب کمتروقابل گذشت بود.

-درشماری ‌از ‌گروه‌های تحت رهبری آمرانه به جای پرخاشگری،بسیارخونسرد،بی حال وبی عاطفه گشتند.در واقع معلوم شدکه رهبری استبدادی دوتاثیرجداگانه ایجادمی کنند:۱-افرادرابسیارپرخاشگروستیزه جو ۲-ویا بی احساس،مطیع وانفعالی بارمی آورد.

۲-تحقیقات دانشگاه اوهایو:

ازنخستین سال‌های دهه۱۹۴۰،تحقیقات بسیارجامعی برروی تئوری‌های رفتاری دردانشگاه ایالتی اوهایو امریکا آغازشد.هدف ازاین تحقیقات شناسایی ابعادمستقل رهبربود.نخست هزاران بعدموردمطالعه قرارگرفت وسرانجام آنهابااستفاده ازپرسشنامه توضیح رفتاررهبر(LBDQ)دردهه۱۹۴۰دراین دانشگاه شروع شدتوانستنددوبعداساسی رفتاررهبری ‌را اندازه گیری می‌کنند:

۱-ساخت دهی(ابتکارعمل):شامل هر گونه رفتاررهبری است که روابط بین رهبروزیردستان ‌را ترسیم کرده و در عین حال الگوهای معینی ازسازمان،کانال‌های ارتباطی وروشهاطرزعمل راایجادمی کند.یک رهبربایددرجهت تامین ‌هدف‌های‌ موردنظر نقشهایی راکه بایدخودوزیردستانش ایفاکنندبه خوبی تعیین وارائه کندکه شامل تعیین رفتارهایی است که درجهت سازمان دهی کارها،تعیین روابط سازمانی وهدفهاصورت می‌گیرد.اوانتظارداردکه کارکنان،استانداردهای مشخضی رارعایت کنندواصرارداردکه کارهادرست طبق جدول زمان بندی شده صورت گیردوبرضرب الاجل تأکید می‌کند.

۲-رعایت حال دیگران(ملاحظه گر):شامل هر گونه رفتاررهبری است که نشان دهنده دوستی،اعتماد،صمیمیت، علاقه واحترام دررابطه بین رهبرواعضای گروه کاری می‌باشد.

چهاریافته مهم ‌از مطالعات LBDQدانشگاه اوهایو:

-ساخت دهی ورعایت ابعاد اساسی رفتاررهبرمحسوب می‌شوند.

-رفتارهای رهبراثربخش،بیشتراوقات تمایل داردتابااغلب رفتارهای هردوبعدهمراه شود.

-بالادستان وزیردستان تمایل دارندتادرارزیابی اثربخش رهبری،مشارکت ابعادرهبررابرخلاف یگدیگر ارزشیابی کنندبالادستان برساخت دهی تاکیددارنددرحالی که زیردستان بیشتربه رعایت حال تکیه می‌کنند.

-بین آنچه که رهبران می گویندعمل می‌کنند وآنچه که زیردستان عمل آنان راتوضیح می‌دهند،رابطه بسیار اندکی وجوددارد(هاپلین[۱۲]،۱۹۶۶).

۳-تحقیقات دانشگاه میشیگان:

این تحقیقات همزمان باتحقیقات دانشگاه اوهایو صورت گرفت.هدف ازاین مطالعه دست یافتن به یک الگوی رفتاررهبری بودکه حاصل آن عملکردواثربخشی گروهی باشد.پژوهشگران این دانشگاه دوبعد دیگررفتاررهبران رابه شرح زیرشناسایی کردند:

۱-طرفداری ‌از کارکنان(کارمندگرا):برروابط بین افرادتاکیددارند.به نیازهای شخصی زیردستان توجه دارند.می توانندمیزان رضایت تولیدورضایت شغلی افرادرابالاببرند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




هزینه ها به عنوان مجموع هزینه ها در چرخه حیات یک محصول تعریف می‌شوند. مشتریان کالاها و خدماتی را ترجیه می‌دهند که کیفیت بالا و قیمت معقول داشته باشند. برای اطمینان از اینکه مشتریان، کالا و خدماتی را دریافت نمایند که در ازای مبلغ پرداختی ارزش داشته باشد، شرکت ها می بایست، هزینه های ممیزی و پیشگیرانه را متحمل شوند. هزینه های پیشگیرانه با پیشگیری از اشکالات و نواقص ناشی از جریانات مرتبط هستند.

تمرکز یک هزینه پیشگیرانه روی تضمین کیفیت و کاهش یا جلوگیری از احتمال بروز یک اتفاق و تاثیر متقابل آن روی کالاها، خدمات و یا عملیات روزانه آن شرکت است. این امر هزینه ایجاد یک سیستم کیفیت را نیز شامل می شود. یک سیستم کیفیت می بایست شامل این سه عنصر باشد: آموزش، مهندسی فرایند و برنامه ریزی کیفیت. برنامه ریزی کیفیت، یک فرایند تولید را در انطباق با روش های اجرایی مشخصات طرح و طراحی روش های اجرایی آزمایش و تجهیزات مناسب پیاده سازی می کند. به عنوان مثال پیاده سازی برنامه های آموزشی برای کارمندان به منظور حفظ کارایی آن ها در فناوری های نوظهور همانند برنامه ها و زبانهای کامپیوتری بروز شده.

هزینه های ممیزی، هزینه های مستقیم ارزیابی های کیفی هستند. در این مورد، کیفیت به عنوان تطابق با انتظارات مشتریان تعریف می شود. این امر شامل تست های آزمایشگاهی، بازرسی، تست مواد و تجهیزات، هزینه های مرتبط با ارزیابی ایزو ۹۰۰۰ یا سایر ارزیابی های جوایز کیفی می‌باشد. یک مثال بارز از هزینه های ممیزی، هزینه های بازرسی است. یک سازمان می بایست، بازرسی محصولات و کالاهای ورودی از تامین کننده را قبل از اینکه به دست مشتری برسند، اجرا نماید. این امر همچنین به عنوان نمونه برداری برای رد یا قبول محصول شناخته می‌شوند که تکنیکی برای تعیین اینکه محصولات، استانداردهای کیفی را دریافت می نمایند، می‌باشد.

هزینه های شکست به دو قسمت تقسیم می‌شوند: داخلی و خارجی. هزینه های شکست داخلی، هزینه های ناشی از شکست آنی می‌باشند که شامل هزینه های رفع ایراد، توقف خط تولید ناشی از زمان بیکاری، نیروی انسانی یا در طول فرایند تولید می‌باشد. هزینه های شکست خارجی، مرتبط هستند با نقص محصول بعد از اتمام فرایند تولید. یک مثال عالی از هزینه های شکست خارجی، ترس سیانید «جانسون اند جانسون» است. آن شرکت هزینه هایی را در ازای پاسخ به ترس مشتریان از بیمار شدن به وسیله محصولات خریداری شده از «جانسون اند جانسون» متحمل شد. ولی «جانسون اند جانسون» توانست توسط روش اقدام اصلاحی به سختی از این اتفاق نجات یابد.

شکل ۲-۵٫ کاهش هزینه های کیفیت، مدل(Janis Priede،۲۰۱۳)

مادامی که فرایند بهبود کیفیت جاری است، مجموع هزینه های کیفیت کاهش میابد و هزینه های پیشگیری زمانی افزایش میابد که هزینه های شکست و بازرسی کاهش میابد .

این بدان معنا است که پول بیشتری در شرکت برای سرمایه گذاری وجود خواهد داشت و یا اینکه سهم بیشتری به سرمایه گذاران خواهد رسید. فرصت دیگر، کاهش قیمت و به دست آوردن سهم بازار بیشتر است.

کاهش هزینه ها از این روش ها میسر می شود: بهبود قابلیت اطمینان محصول، کنترل بهتر جریان فرایند، مستند سازی بهتر فرایندها. آگاهی بیشتر کارمندان از بحث کیفیت. کاهش ضایعات، دوباره کاری ها و برگشت محصول و غیره.

۹٫ بعضی از بازارها نیازمند مدرک ایزو ۹۰۰۱ می‌باشند، بعضی از بازارها، از شرکت‌های دارای مدرک ایزو ۹۰۰۱ حمایت می‌کنند. در قسمت سوم این مقاله نویسنده پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت ایزو ۹۰۰۱ در جهان مورد بررسی قرار گرفته و اهمیت آن مشخص شده است.

۲-۲-۱۱٫ پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت ایزو ۹۰۰۱ در جهان

در این قسمت نویسنده، فرایند پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت ایزو ۹۰۰۱ را در جهان مورد بررسی قرار می‌دهد. در شکل زیر نویسنده تعداد مدارک ایزو ۹۰۰۱ صادر شده و تعداد کشورهایی که این سیستم بین سال های ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۰ در آنجا پیاده سازی شده را نشان می‌دهد(Janis Priede،۲۰۱۳).

شکل۲-۶٫ مجموع تعداد مدارک ایزو ۹۰۰۱ صادر شده و کشورهای مرتبط از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۰

به طور کلی می توان دید که تعداد مدارک و کشورهای مرتبط با این بحث به سرعت در حال افزایش است. خصوصاً از سال ۱۹۹۳ به بعد. تعداد ۶۰ کشور در سال ۱۹۹۳ تا ۱۷۸ کشور در سال ۲۰۱۰ و تعداد ۴۶۵۷۱ مدرک در سال ۱۹۹۳ تا ۱۱۰۹۹۰۵ مدرک در سال ۲۰۱۰٫ بیش از یک میلیون شرکت و سازمان در سطح جهان وجود دارند که همین اصل عالی کسب وکار را پیاده سازی می‌کنند. یک افت شدید در تعداد مدارک صادر شده در سال ۲۰۰۳ دیده می شود . ولی این مورد را میتوان این طور توضیح داد که در آن سال استاندارد ایزو ۹۰۰۱:۱۹۹۴ به ایزو ۹۰۰۱:۲۰۰۰ تغییر پیدا نمود. جالب توجه است که بیشترین کاهش در اروپا اتفاق افتاد. در سال ۲۰۰۳ مجموع کل مدارک تا تعداد ۶۳۸۴۸ مدرک کاهش یافت و سهم عمده آن در اروپا و تعداد ۵۰۴۲۳ مدرک بود. تنها منطقه ای که در طول سال ۲۰۰۳ با افزایش روبرو بود منطقه خاور دور با تعداد بیش از ۱۴۴۸۸ مدرک بود. این منطقه تنها منطقه ای است که در آن هیچگاه تعداد مدارک کاهش نیافته است. این نشانگر تعهد بالای آن ها به مدیریت کیفیت است.

شکل ۲-۷٫ رشد سالانه مدارک ایزو ۹۰۰۱ صادر شده در جهان به تفکیک منطقه

همان‌ طور که خاور دور نتایج خیلی خوبی را در زمینه پیاده سازی مدیریت کیفیت ایزو ۹۰۰۱ از خود نشان داد، پس منطقی است که آن منطقه به ۱۰ کشور برتر در سال ۲۰۰۰ راه یابد.

شکل ۲-۸٫ ۱۰ کشور برتر از جهت تعداد مدارک ایزو ۹۰۰۱ در سال ۲۰۱۰

افزایش سریع تعداد مدارک در فدرال روسیه مورد توجه نویسنده است. در سال ۲۰۱۰ تعداد ۶۲۲۶۵ مدرک و مقام سوم در جهان. در سال ۲۰۰۷ تعداد ۱۱۵۲۷ مدرک در روسیه صادر شد و جز ۱۰ کشور اول نبود و در سال ۲۰۰۱ فقط تعداد ۳۵ مدرک در آن کشور صادر شد! این امر نشان می‌دهد که کارآفرینان در فدرال روسیه، ارزش ایزو ۹۰۰۱ را به عنوان یک ابزار استراتژیک برای بهبود فرایندها و دسترسی به بازارهای خارجی درک کردند.

اگر در شکل زیر نگاهی به سهم های هر منطقه بیاندازیم، مشاهده می شود که سهم اروپا کاهش یافته است، از ۸۱% در سال ۱۹۹۳ به ۴۷٫۸% در سال ۲۰۱۰٫

شکل ۲-۹٫ سهم هر منطقه از مدارک ایزو ۹۰۰۱ به درصد

۲-۲-۱۲ . اصول هشت گانه مدیریت کیفیت

در این قسمت هشت اصل مدیریت کیفیت که مجموعه استانداردهای بین‌المللی مدیریت کیفیت ایزو ۹۰۰۰ سال ۲۰۰۰ ‌بر مبنای‌ آن ها تهیه شده اند، معرفی و شرح داده می شود. این اصول می‌تواند به وسیله مدیریت ارشد به عنوان چارچوبی جهت هدایت سازمان خود به سوی عملکرد بهبود یافته، به کار گرفته شود . این اصول نشأت گرفته از تجربه و دانش جمعی کارشناسان بین‌المللی است که در کمیته فنی شماره ۱۷۶ سازمان بین‌المللی استاندارد “مدیریت کیفیت و تضمین” مشارکت دارند. این کمیته فنی مسئوولیت تدوین و روزآمد نگه داشتن مجموعه استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ را برعهده دارد( اسدی ،۱۳۹۰).

این هشت اصل مدیریت کیفیت در استاندارد بین‌المللی ایزو ۹۰۰۰ سال ۲۰۰۰ تحت عنوان سیستم های مدیریت کیفیت – مبانی و واژگان – و نیز در استاندارد بین‌المللی ایزو ۹۰۰۴ سال ۲۰۰۰ تحت عنوان سیستم های مدیریت کیفیت- راهنمایی برای بهبود عملکرد، تشریح شده اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




      1. دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساسا” سرمایه های قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید، ماشین، زمین وحتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آن ها غیر قابل لمس بوده وبا دانش ، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آن ها گره خورده است. از زمانی که حرفه ها ‌به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزش گذاری و هزینه ها را کنترل نمایند، دوره ای آغاز شد که امتیازرقابتی بر خلق دانش و استفاده مؤثر ازآن استوار گشت.

    1. افزایش فوق العاده حجم اطلاعات ، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است ؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می‌کند ، دانش همچنین ارزش بالایی پیدا می‌کند. زیرا به اقدام نزدیکتر است . اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی کند ، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان‌ها است که به تصمیم اقدام می‌ انجامد .

    1. تغییرهرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است . بسیاری از سازمان ها دریافته اند که حجم زیادی از دانش مهم آن ها در آستانه باز نشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود ، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود .

  1. تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد.(ساینوت،۲۰۰۴)[۱۳]

زمانی که سازمان ها به سرعت به فن آوری روی آوردند تصور می‌کردند که قدرت فوق العاده رایانه ، سیستم ها و بانک های اطلاعاتی پیشرفته می‌تواند بر کلیه مشکلات سازمانی فائق آید ، ‌بنابرین‏ بخش های فن آوری اطلاعات مرکز فعالیت های مدیریت دانش بودند. اما وقتی خبرگی و دانش نهفته انسان‌ها مرکز توجه واقع شد، سایر رشته ها و بخش ها نیز به تدریج درگیر شدند. دربدوامربه مدیریت دانش فقط از بعد فن آوری نگاه می شد و آن را یک فن آوری می پنداشتند. اما به تدریج سازمان ها دریافتند که برای استفاده واقعی از مهارت کارکنان ، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات مورد نیاز است. انسان‌ها در مقابل ابزارهای چاپی یا الکترونیکی ، در مرکز توسعه ، اجرا و موفقیت مدیریت دانش قرار می گیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است. (چگ ،۲۰۰۱- بلیر۲۰۰۲)[۱۴]

با توجه به مطالب فوق،درعملاهداف مدیریت دانش را میتوان درموارد ذیل خلاصهکرد :ایجاد انباره دانش، ارتقای دارایی های دانشی ، بهینه سازی فضای دانشی و مدیریت دانش به عنوان یک دارایی. (داونپورت،۱۹۹۸)[۱۵]بدین ترتیب کارخانه قند میاندوآب نیز به جهت هدایت کارکنان و همچنین استفاده بهینه ‌از دانش افراد خواه دانش موجود در سازمان باشد و خواه دانش فرا سازمانی ، ملزم به ایجاد سیستم مدیریت دانش می‌باشد. در همین راستا ،شناسایی عوامل موجود در این سیستم وطراحی همه جانبه آن به یکی ازمسائل اصلی ومطرح در این کارخانه تبدیل گشته است. به عبارت دیگر، سوال اصلی در این حوزه شناسایی عوامل تعیین کننده در سیستم مدیریت دانش می‌باشد. دانشمندان معتقدند که عدم وجود مکانیزم های صحیح ارزیابی وضعیت جاری سازمان برای اجرای مدیریت دانش و یا توسعه فعالیت های مدیریت دانش ، این نوع سرمایه گذاری را در ذهن مدیران تنها به یک هزینه اضافی تبدیل نموده است. بدین صورت برای هدفمند نمودن استفاده از دانش به عنوان یک مزیت رقابتی و راهبردی و نیز سازماندهی مراحل توسعه مدیریت دانش در سازمان ، شناخت وضعیت موجود سازمان در زمینه مدیریت دانش و تعیین عوامل مؤثر بر تصمیم گیری یک سازمان برای به کارگیری و بهبود مدیریت دانش امری ضروری و حیاتی است.(حسنقلی پورو همکاران ، ۱۳۸۸) با فرض قبول مطالب فوق و ضرورت مدیریت دانش برای سازمان ها در جهان امروزی ، منطقی به نظر می‌رسد که مدیریت کارخانه قند میاندوآب موضوع طراحی مدلی برای برقراری سیستم مدیریت دانش را یکی از مسائل مهم کارخانه تلقی نموده و در جهت شناسایی عوامل موجود در این مدل تلاش های تئوریک و تجربی کاملی را انجام دهند.

۱-۳ – اهمیت و ضرورت تحقیق:

امروزه دانش مهمترین مزیت رقابتی شرکت ها در عرصه اقتصاد جهانی است. در قرون گذشته کشورها و تولید کنندگان ، سعی در مخفی نگه داشتن رویه ها ، و منابع برتری خود نسبت به رقبا داشتند ، اصناف از دانش های خاص خود به شدت محافظت می‌کردند و دولت ها از صدور مهارت‌های فنی جلو گیری می‌کردند . امروزه شرایط تغییر ‌کرده‌است . از آنجا که فناوری سرانجام در اختیار همه قرار می‌گیرد ، مزیت رقابتی پایداری به شمار نمی آید . رقبا به سرعت محصول و خدمات خود را تقلید و ارائه می‌کنند . با وجودی که فناوری ومحصول مزیت رقابتی دائمی ایجاد نمی کنند ،دانش می‌تواند موجب مزیت رقابتی پایدار گردد. بر خلاف سرمایه های مادی که در صورت بهره برداری از آن ها ، از ارزش وحجم آن ها کاسته می شود ، دانش سرمایهای است که با استفاده بیشتر ، رشد می‌کند. تفکرات جدید منجر به پیدایش اندیشه‌های نو گردیده و مالک خود را غنی تر می‌سازند . دانش دارایی نامحسوس یک کسب کار است که به آن در انجام بهتر امور ، نسبت به زمانی که آن را در اختیار ندارد کمک می‌کند . نوناکا دانش را تنها مزیت رقابتی پایدار برای یک سازمان می‌داند به تعبیر او در شرایطی که بازارها مرتبا” درحال دگرگونی می‌باشند، فناوری‌های قدیمی منسوخ می‌شوند، رقبا متنوع و چند برابر می‌گردند و محصولات و خدمات دچار تحولات اساسی می‌گردند، سازمان های موفق آنهایی هستند که مرتبا” به تولید و دانش جدید پرداخته، آن را درسطح سازمان گسترانده ، بالاخره با سرعت زیاد از آن در فناوری ها و محصولات جدید استفاده
می‌کنند. به همین اساس بود که نخستین گام ها برای ایجاد ساز و کارهای تحصیل، ذخیره سازی و استفاده از دانش در سازمان ها در اوایل دهه ۹۰ میلادی شکل گرفت، مجموعهفعالیت هایی که سپس تحت عنوان مدیریت دانش شناخته شد. مدیریت دانش با ایجاد قدرت داخلی در سازمان های کشور، سعی در برطرف نمودن چالش های خارجی را دارد و این امربا بهره برداری ازمنابع دانش موجود در کارکنان، منابع اطلاع رسانی ، تکنولوژی اطلاعاتی و کاربردهای آن و همچنین ارتباط آن ها با مشتریان و تامین کنندگان انجام خواهد شد. مفهوم مدیریت دانش تعیین کننده ابزاری برای انجام وپیشرفت های کاری است که می‌تواند شامل اجزای مختلف کار، توزیع و توسعه محصولات وخدمات باشد وتوانایی اجرای فعالانه برای توسعه و بهبود مستمررا نیزدربرداشته باشد .(اخوان،۱۳۸۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




در حقوق فرانسه واژه «Le paiement» در همین معنا استعمال می­ شود، و در کشورهای انگلیسی زبان، از آن تعبیر به «payment» ‌می‌کنند و در زبان عربی واژه « الدفع» را به کار می­برند[۶۹].

در قانون مدنی ایران، مفهوم «ایفاء» تعریف نشده است، ‌می‌توان گفت: ایفای تعهّد یا وفای به عهد عبارت است از: اجرای تعهّد، خواه منشأ تعهّد، قرارداد یا ایقاع یا وقایع حقوقی و یا قانون باشد[۷۰].

‌بنابرین‏ عملی که در راستای اجرای تعهّد صورت ‌می‌گیرد «ایفای تعهّد» یا «وفای به عهد» نامیده می­ شود، خواه موضوع آن، پرداخت وجه باشد، خواه انجام عمل مادی باشد یا عمل حقوقی، در خصوص بررسی تفصیلی ماهیّت حقوقی ایفای تعهد یا وفای به عهد، در ادامه به نظریات ارائه شده و تحلیل و نقد آن ها خواهیم پرداخت.

بند سوم: برخی مفاهیم مرتبط با پرداخت

در این بند، به برخی از مفاهیمی که با پرداخت ارتباط دارد، مانند حواله و ضمان که، حسب مورد، موجب انتقال تعهّد[۷۱] یا انتقال دین می­ شود، و پرداخت در قالب این عقود صورت ‌می‌گیرد، که نهایتأ، موجب برائت ذمه­ مدیون می­ شود، اشاره می­کنیم، همچنین عناوینِ قبض و اقباض یا تسلیم و تسلّم، که نوعی ایفای تعهّد و پرداخت و از مصادیق اجرای تعهّد می­باشند، با رعایت اختصار بررسی می­ شود.

الف: حواله و ضمان

حواله که در قانون مدنی در قالب یک عقد معیّن، موجب انتقال دین و در قانون تجارت در بخش اسناد تجاری مطرح گردیده است، به عنوان ابزاری مناسب، جهت پرداخت دیون و وصول مطالبات در تسهیل مبادلات تجاری و ایمنی در پرداخت­ها، نقش مؤثری را ایفاء می­ کند.

در عمده­ترین معاملات تجاری (بیع)، این­که، ثمنِ معامله به صورت نقد تسلیم و تسلّم نشود، و حواله به عنوان وسیله پرداخت، مورد استفاده قرار گیرد، امری معمول و رایج بوده، اگرچه، امروزه چک به حد قابل توجهی، نقش آن را برعهده گرفته، اما هنوز هم معاملات برواتی و صدور حوالجات، نقش مؤثری را در معاملات بانکی ایفاء می­ کند.

در حقوق اسلام، از تاریخ ابتدای فقه، موضوع انتقال دین و انتقال طلب، یک موضوع شناخته شده بود، و فقها در قالبِ عقد ضمان و حواله، آثار و احکام آن را بیان می­کردند، حواله و ضمان، از نظر انتقال دین، با هم شباهت کامل دارند،‌ ضمان سبب انتقال دین از ذمه­ مدیون (مضمون­عنه) به ذمه­ شخص ثالث می­ شود، همچنین، حواله نیز، باعث انتقال دین از ذمه­ مدیون[۷۲] (محیل) به ذمه­ ثالث (محال­علیه) است، به موجب عقد حواله، طلب از ذمه­ مدیون (محیل) به ذمه­ شخص ثالث (محال­علیه) منتقل می­گردد (م ۷۲۴ ق.م)[۷۳]، البته لازم به ذکر است که، این انتقال طلب[۷۴] و تغیّیر در شخصیتِ مدیون، باید با رضایت و موافقت طلبکار (محتال) باشد.

بیشتر فقهاء، عقد ضمان را چنین تعریف کرده ­اند: «الضمانُ عقدُ شرع للتعهد بمال أو نفسٍ»[۷۵] ، همچنین در فقه، عقد ضمان به معنای عام دارای معنای عام است که شامل عقد ضمان به معنی اخص، حواله و کفالت نیز می­ شود، ضمان به معنی اخص، معنای حقیقی ضمان است، اما حواله و کفالت معنای مجازی آن است، لذا هرگاه عقد ضمان به طور مطلق و بدون هیچ قرینه­ای به­کار رود، مقصود عقد ضمان به معنی اخص است، و اراده عقد حواله و کفالت باید به وسیله قرینه­ای روشن گردد[۷۶].

‌در مورد عقد ضمان، ماده‌ ۶۸۴ ق.م مقرر داشته: « عقد ضمان، عبارت است از اینکه، شخصی، مالی را که بر ذمه دیگری است، به عهده بگیرد، متعهّد را ضامن، طرف دیگر را مضمون­له و شخص ثالث را مضمون­عنه یا مدیون اصلی می­گویند»، همان­طوری که از ظاهر ماده، مشخص است، قانون­گذار، ضمان از دین را مورد اشاره قرار داده است، که این همان انتقال دین است، یعنی با تشکیل عقد ضمان، ذمه مدیون در برابر داین آزاد و به جای آن، ذمه ضامن مشغول می­ شود، البته مالِ موضوعِ ضمانت، باید مال کلی (در ذمه مدیون) و قابل ایفاء به وسیله دیگری باشد[۷۷].

در خصوص آثار عقد ضمان، هدف از انعقاد این عقد و چگونگی روابط افراد تشکیل دهنده آن، میان دکترین حقوق و قوانین کشورها، اختلاف نظر وجود دارد.

برخی از علمای حقوق و قانون­گذاران معتقدند: هدف از عقد ضمان، این است که مدیون، از پرداخت دین خود بری شود، و ذمه مدیون به ذمه ضامن منتقل گردد، در واقع، هدف، احسان و یاری برای مدیون باشد، به عبارت دیگر، عقد ضمان مبتنی بر ارفاق و دستگیری از بدهکار ناتوانی است که تمکّن پرداخت دین خود را ندارد و ضامن با موافقتِ طلبکار می­پذیرد که دین مدیون را بر عهده گیرد و آن را ایفاء نماید که در نتیجه آن مدیون بری شود و به سقوط تعهد منجر شود.

این عقیده بیشتر در قوانین و حقوقی دیده می­ شود که، حقوق آن ها با مذهب و اخلاق پیوند و همبستگی دارد، حقوقی که مذهب و اعتقاد، ریشه آن را تشکیل می­دهد، بیش از آن­که به حمایت از تعهّدهای حقوقی، سرمایه های دنیوی و وثیقه های دین توجه داشته باشد، در اندیشه احسان و اخلاق و یاری رساندن به بدهکار بی­بضاعت و تحصیل برائت ذمه اوست، که بتواند از فشارهای طلبکار و قانون رها شود، نه تضمین برای طلبکار.

فقه امامیه از این دیدگاه طرفداری می­ کند، و فقها معتقدند: در اثر عقد ضمان، ذمه مدیون به ذمه ضامن منتقل می­ شود و مدیون بری می­گردد، به جای آن ضامن، در برابر طلبکار، متعهّد به پرداخت دین می­ شود، برخی روایات وجود دارد که نشان می­دهد، در زمان پیامبر(ص) مقصود از ضمان دین، این بوده که مدیون در برابر طلبکار بری شود و ضامن عهده­دار پرداخت دین مدیون گردد[۷۸].

برخی از حقوق­دانان و سیستم­های حقوقی دیگر معتقدند: هدف طلبکار از انعقاد عقد ضمان این است که بتواند، راحت­تر به طلب خویش دست یابد و برای طلب خود وثیقه­ای به دست آورد، و در برابر مدیون اعسار بی­پناه نماند، این امر مستلزم این است که، ذمه مدیون به همراه ذمه ضامن مشغول باشد، به عبارت دیگر، طلبکار با این تصور که شخص ثالثی در کنار مدیون و با مدیون عهده­دار پرداخت طلب می­شوند، به انعقاد عقد ضمان راضی می­ شود، پس اگر نتیجه عقد ضمان را مبرا بودن ذمه مدیون بدانیم، طلبکار به هدف غایی خود نمی­رسد، در فقه عامه و حقوق فرانسه و سایر کشورهای اروپایی، عقد ضمان موجب انضمام ذمه ضامن به ذمه مضمون­عنه، در برابر ذمه طلبکار یا مضمون­له ‌می‌باشد و پس از انعقاد عقد ضمان، ضامن و مدیون اصلی نسبت به پرداخت دین مسئوولیت تضامنی دارند و طلبکار می ­تواند برای دریافت تمام طلب خود به هرکدام که مایل است به نحو مساوی یا متفاوت به آن ها رجوع نماید[۷۹] .

عقد ضمان میان ضامن و مضمون له منعقد می­ شود و نیازی به رضایت مدیون نیست[۸۰]، در حقوق ما، اگرچه اثر ابتدایی و طبیعی انتقال دین است، نه تبدیل تعهّد، زیرا که تضمینات دین، تا ایفای آن باقی خواهد ماند، اما ذات و جوهر عقد ضمان نیست، اما تراضی دو طرف، می ­تواند ضمان را به صورت وثیقه اعتباری تبدیل کند یا ضامن می ­تواند شرط کند که طلبکار ابتدا، باید به مدیون مراجعه نماید و در صورت عدم دریافت طلب خود، رجوع کند، زیرا که ماده ۶۹۸ ق.م ضمان مطلق را بیان می­ کند و یک قاعده تکمیلی است، طرفین می ­توانند خلاف آن تراضی نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




۲-۴ . ساخت روایی هویت معلم

در دو دهه اخیر سنت پژوهش روایی، نقش موثرتری در پژوهش درباره تدریس و تربیت معلم داشته است. در ادامه چند مورد که با بهره گرفتن از اتوابیوگرافی ساخت روایی هویت معلم را بررسی کرده‌اند ارائه می شود.برخی از این مطالعات در این زمینه پژوهشی بسیار نافذ و تاثیر گذار بوده اند.

۲-۴-۱. روایت های اتوبیوگرافیک وهویت معلم(با تأکید بر مطالعات کانلی و کلندینین)

مایکل کانلی و جین کلندینین(۱۹۹۹) بر لزوم به کار گیری و تجزیه وتحلیل روایت های معلمان در کشف زندگی آن ها تاکیدمی کنند.تاثیر این دو اندیشمند در زمینه پژوهش روایی و هویت معلم حائز اهمیت است. آن ها چگونگی« ارتباط بین فهم روایی با دانش ، زمینه و هویت معلمان» را آشکار ساختند(کانلی و کلندینین،۱۹۹۹،ص۴). آن ها با ارائه مفهوم “داستانهایی که با آن ها زندگی می‌کنیم”[۶۹] بحث کردند که دانش معلم و هویت او پدیده‌های روایی هستند و باید به همین صورت مطالعه و فهم شوند.کانلی و کلندینین در مفهوم پردازی”داستانهایی که با آن ها زندگی می‌کنیم”می‌گویند:

« اصطلاح داستان‌های که با آن ها زندگی می‌کنیم[… .] به هویت اشاره می‌کند .هویت با فهم روایت گونه از دانش و زمینه معنا می‌یابد.داستانهایی که با آن ها زندگی می‌کنیم در اثرموضوعاتی چون روایت هایی از رازهای معلمان،داستان های خاص مدرسه وداستان های پنهان معلمان شکل می‌گیرد»(کانلی و کلندینین،۱۹۹۹،ص ۴).

مطالعه ایلیا استولا [۷۰](۲۰۰۳)درباره چگونگی ساخت هویت معلمی دانشجو معلمان از طریق داستان های اتوبیوگرافیک مثال خوبی از پژوهش در رشته اتوبیوگرافی پژوهش های روایی درباره هویت معلم است . استولا ۳۵ مقاله نوشته شده توسط دانشجویان در دوران پیش از خدمت را، تجزیه و تحلیل کرد. “تربیتی” قلمداد کردن مفهوم روایت های معلمان است که تاثیر ویژه ای در توانمند سازی ورشد حرفه ای معلمان دارد.

«…..داستانها جذابند زیرا هم بازنمایی مستقیم تجارب انسانی اند و هم پیوند نزدیکی با نظریه ها دارند که شرح و توضیحات تربیتی معناداری را برای مشارکت کنندگان در تحقیق و خوانندگان فراهم می‌کنند» (۲۰۰۳،ص۱۸).

سدوتیر(۲۰۰۱)در مقاله ای مروری درباره پژوهش روایی در عمل مدرسه ،پژوهش های روایت مدار در باب عمل مدرسه را یگانه پژوهش هایی توصیف می‌کند که«با عمل مدرسه،روایت های فردی معلمان و دانشجو معلمان و اتوبیوگرافیها مرتبط است»(۲۰۰۱،ص۲۲۶).تأکید بر شرح شخصی معلمان از روایتهای زندگی و حرفه شان در پژوهش های تربیتی روایی ،تاریخچه زندگی نمونه کوچکی از معلمان را در پی خواهد داشت(بیجارد و همکاران،۲۰۰۴).

ویژگی دیگر این رشته پژوهش ها میزان کم مطالعاتی است که بر زمینه اجتماعی و سیاسی گسترده تری که معلمان بخشی از آنند، تأکید ‌کرده‌است (بیجارد و همکاران،۲۰۰۴).

رویکرد روایی دستیابی به ادراکات غنی و پیچیده درباره هویت معلمان و چگونگی شکل گیری آن به وسیله هر معلم را فراهم می‌کند.‌بنابرین‏ اگر می‌خواهیم چنین پژوهش هایی چیزی بیش ازبازنمایی روایت های فردی را به ما عرضه کنند بر ما به عنوان پژوهشگران در این حوزه فرض است تا به زمینه یابی[۷۱] روایت های اغواکننده و موجود از هویت بپردازیم ؛یعنی هویت معلم را در ارتباط با موقعیتی که در آن قرار داردمورد مطالعه قرار دهیم.چنین زمینه یابی ضرورت دارد چنان که:

«. . .. زندگی ها و روایت ها با متن های اجتماعی گسترده تری در ارتباطند—آن ها تنها تولیدات فردی نیستند بلکه همچنین ساخت هایی اجتماعی اند.ما باید این اطمینان را ایجاد کنیم که روایت های فردی و عملی موجبات کاهش[۷۲]،اغوا[۷۳] یا بازتولید[۷۴] ذهنیت های معلم را فراهم نکرده و ما را از الگوهای گسترده تر فهم و ادراک دور نمی کنند»(گودسون[۷۵]،۱۹۹۷،ص۱۱۶).

اگر روایت های معلمان زمینه یابی نشوند،بیم آن می رود که توانایی‌های تربیتی وبالقوه روایت های معلمان به بازتولید عادی و غیر انتقادی فهم و ادراکات پژوهشگران از معلمان و معلمان از خودشان فرو کاهد. از این رو در این پژوهش بر آنیم تا با بهره گرفتن از رویکرد اتواتنوگرافی از محدودیت صرف روایت فراتر رفته ،به تحلیل و تفسیر فرهنگی آن ها بپردازیم.در واقع همین «ماهیت تحلیلی و تفسیری است که اتواتنوگرافی را از دیگر انواع خودنوشت نامه ها متمایز می‌کند»(چنگ،۲۰۰۸).

۲-۴-۲ . مطالعات اتواتنوگرافیک و هویت معلم

استینسون( ۲۰۰۹)[۷۶] در رساله دکتری خویش با عنوان” مطالعه ای اتواتنوگرافیک:سفر یک معلم ریاضی در باره شکل گیری هویت و تغییر”[۷۷]هدف از انجام پژوهش را شرح استفاده یک معلم از تدریس فکورانه به عنوان عامل تغییر می‌داند و به توصیف فرایند خودکاوی یک معلم و بهبود عملکردش می پردازد.یافته های این پژوهش نشان می‌دهد که هویت معلم در اثر ویژگی‌های در هم تنیده بسیاری شکل گرفته است که همزمان بر کار او تاثیر دارند.همچنین نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تغییر عمل یک فرد فرآیندی دشوار و پرزحمت اما امکان پذیر است.

نیمن[۷۸](۲۰۱۱)هدف از رساله دکتری خود با عنوان”صدای قلبم :تاملی در باره خود و دیگران از منظر تعلیم و تربیت:مطالعه ای اتواتنوگرافیک”[۷۹]را بهبود نتایج تحصیل دانش آموزان می‌داند.او در این رساله به بررسی تدریس در اوکراین و آمریکا و شباهتها و تفاوت‌های دو نظام تربیتی می پردازد.این مطالعه که به صورت تصاویر اتو اتنوگرافیک[۸۰]طراحی شده است ،به دنبال کشف تاثیرات تغییرهای شخصی و حرفه ای او بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است و به بررسی شرایطی می پردازد که وی را در قالب “معلمی که امروز است”در آورده است.او می‌گوید:«با تأمل در فرایند پیشرفت خود به مثابه یک فرد و یک معلم،دریافتم که اعتمادسازی بین مدرسه و خانواده شرط زیر بنایی بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ،انضباط و همه خوبی هاست.این رساله به من توانایی تحلیل مرزهای بین فرد و حرفه را بخشید و نیز تشخیص اینکه اخلاق انسانی، عنصر اصلی برای تدریس و یادگیری پربار دانش آموزان است.این مطالعه رهبری اخلاقی معلم را به مثابه عامل کلیدی می‌داند که در فرایند تربیت جاری شده و آن را کامل و موفق می‌سازد».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




در سال ۲۰۱۰، شوکت و ظفر به بررسی تأثیر عوامل جامعه شناختی و سازمانی بر اتخاذ تکنولوژی اطلاعاتی در پاکستان پرداختند. آن ها فاکتورهای فرهنگی، انسانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در ۴۸ شرکت، ۲۴ بانک (۱۲ بانک محلی و ۱۲ بانک خارجی) و ۲۴ کارخانه (۱۲ کارخانه محلی و ۱۲ کارخانه خارجی) پاکستان بررسی نمودند. آن ها فرضیه خود را بر پایه این اصل که متغیرهای فرهنگی مهم ترین عامل در اجرای هر تغییری در تکنولوژی می باشندتعریف نمودند. نتایج به دست آمده نشان داد که به طور کلی، فرهنگ سازمانی در پیاده سازی و اجرای فن آوری اطلاعات ‌در همه سازمان ها نهفته است. امروزه مدیریت در جامعه کسب و کار جهانی چند ملیتی اغلب با تفاوت های فرهنگی که می‌تواند مانع از نصب موفقیت آمیز برای هر فن آوری جدید شود، روبرو می‌گردد. (شوکت و ظفر، ۲۰۱۰)

ایندیج و همکارانش با انجام مطالعه ای در سال ۲۰۱۰ در کشور کنیا، بدون رد کردن مشکلات مربوط به طبیعت تکنولوژیکی، نشان دادند که بسیاری از مشکلات در اجرای سیستم اطلاعاتی مدیریت مالی سازمان ممکن است به عوامل سازمانی نسبت داده شود، که مربوط به فرهنگ سازمانی موجود در درون دولت است و فرهنگ سازمانی نفوذ قوی بر روی پیاده سازی و توسعه سیستم های اطلاعات مالی دارد. فرهنگ سازمانی می‌تواند ارتباط بین اتخاذ فن آوری و رشد سازمانی را پشتیبانی و در نتیجه می‌تواند یک عامل حیاتی موفقیت در توسعه و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی گردد. شناسایی و درک معانی، هنجارها و قدرت در سازمان‌ها هنگام توسعه و پیاده سازی یک سیستم اطلاعات بسیار مهم و مورد توجه می‌باشد. (ایندیج و همکاران، ۲۰۱۰)

همچنین مطالعه ای در سال ۲۰۰۱، عملکرد سیستم های اطلاعاتی از طریق فرهنگ سازمانی بررسی نمود. محققین تصمیم گرفتند روابط متقابل بین تکنولوژی اطلاعات، سیستم های اطلاعات و فرهنگ سازمان را بررسی نمایند. سپس برچگونگی تأثیر فرهنگ سازمانی بر روند خاص افتراق فرهنگ انفورماتیک و فرهنگ اطلاعاتی-دومی پیاده سازی و توسعه سیستم های اطلاعاتی را اجازه می‌دهد- تمرکز نمودند. در نهایت، بر انسجام فرهنگی که پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی نیاز دارد، تأکید نمودند. به منظور انجام این کار، آن ها طوری برنامه ریزی نمودند که اندازه گیری درجه امکان سنجی فنی و مالی از سیستم های اطلاعات در خصوص تلاش های کمی و قابل اندازه گیری سازمان باید پیاده سازی آن را همراه با سازگاری این سیستم با فرهنگ موجود قبلی فراهم سازد. آن ها با توجه به نیاز به تغییر فرهنگی، استدلال نمودند که بهترین انتخاب اجرای فرهنگ حبابی است. در این مقاله آن ها سعی کرده‌اند تا ثابت کنند که سرمایه گذاری نقدی در فناوری اطلاعات/سیستم اطلاعات برای تولید نتایج مثبت در یک شرکت کافی نیست. یک جزء خاص در درون هر سیستم اطلاعاتی، یک انسان (به خودی خود به عنوان تعامل با دیگران در نظر گرفته شده) باید برای موفقیت چنین سیستم اطلاعاتی وجود داشته باشد. این صرفا مستلزم استفاده فنی از این تجهیزات نیست، اما به طور خاص از نظر کیفی، به عنوان رفتار سازمانی قابل درک می‌باشد. تجزیه و تحلیل ها از فرهنگ انفورماتیکی و فرهنگ اطلاعاتی در سازمان نشان داد که این فرهنگ اطلاعاتی است که اجازه می‌دهد شرکت بهترین سود را با بهره وری از فناوری اطلاعات/سیستم اطلاعات به دست آورد. متاسفانه، همه شرکت ها در یک وضعیت قرار ندارند و بعلاوه فناوری اطلاعات/ سیستم اطلاعات همان نسبت هزینه/ سود را برای همه آن ها در پی ندارد. هم افراد و هم گروه ها در برابر پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی مقاومت نشان دادند که نمی توان آن را به دلیل پذیرش تغییرات فرهنگی دانست. بدون ممیزی و تلاش برای پیش‌بینی عواقب فرهنگی رفتار سازمانی مرتبط با شک پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی، اجرای چنین سیستمی با احتمال بسیار زیاد به شکست می‌ انجامد، و مهم نیست که چقدر پول در این سیستم سرمایه گذاری شده باشد. (کلیور[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۱)

اطلاعات برای تصمیم گیری

فرهنگ

داده ها

فففف

فناوری اطلاعاتی

مأخذ: کلیور و همکاران، ۲۰۰۱

در کوتاه مدت، موفقیت سیستم های اطلاعات در درون یک شرکت توسط تلاقی داده ها، فن آوری اطلاعات و مردم (نه تنها از نقطه نظر فنی، بلکه به عنوان افراد در فرهنگ سازمانی) به دست خواهد آمد. اطلاعات به دست آمده از سیستم های اطلاعاتی برای هر نوع فرایند تصمیم گیری به سه مؤلفه‌ و ارتباط مناسب میان آن ها بستگی دارد. (همان منبع، ۲۰۰۱، ص ۲۵۱)

رفتار کاربر کلیدی اثر مهمی بر روی عملکرد تکنولوژی اطلاعات دارد. با این حال، ‌در مورد اثر تعدیل ‌گری فرهنگ سازمانی بر رابطه بین دانش کاربر کلیدی، نگرش و عملکرد دپارتمان فناوری اطلاعات شناخت کمی وجود دارد. در سال ۲۰۱۲ مانهوی هوانگ[۳۵] به بررسی این اثر پرداخت. در این مطالعه محققین برای آزمون اثر تعدیل ‌گری مدلسازی خطی سلسله مراتبی (HLM) انجام دادند. نتایج نشان داد که در یک سازمان با فرهنگ کاربردی فناوری اطلاعات قوی، دانش کاربر کلیدی بر روی عملکرد بخش فناوری اطلاعات اثر بیشتری داشته، و نگرش اثر کمتری دارد. (هوانگ، ۲۰۱۲)

دیوید نیکلز[۳۶] و همکارانش در سال ۲۰۱۰ به بررسی رابطه بین درجه تجانس فرهنگ سازمانی حاکم و سطوح بلوغ همترازی استراتژیک در سازمان‌ها پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد که ارتباط معنی داری بین سطح مدیران از توافق بر فرهنگ سازمانی غالب و سطح بلوغ هم ترازی استراتژیک ‌در شرکت‌های نمونه وجود دارد. هر چه تجانس فرهنگ شرکت بیشتر بود، سطح بلوغ هم ترازی استراتژیک بالاتری در آن ها وجود داشت. نتایج مطالعه دو پیامد برای زمینه سیستم های اطلاعات مدیریت را در نظر گرفت. اول، پتانسیلی که از بعد سوم دستیابی به هم ترازی فناوری اطلاعات کسب و کار و تجانس فرهنگ سازمانی پشتیبانی می‌کند. دوم، نتایج نشان می‌دهد که برای ادامه تحقیقات به بررسی های بیشتر پتانسیل این رابطه برای بهبود هم ترازی فناوری اطلاعات کسب و کار یک سازمان نیاز است. (نیکلز و همکاران، ۲۰۱۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




بررسی های دیگری نیز ‌در مورد ویژگی کودکان اجتنابی نشان داده است افراد اجتنابی خود و چهره ی دلبستگی خود را به صورت آرمان گرایانه ای توصیف می‌کنند. آن ها هیچ عیبی و نقصی را ‌در مورد خود نمی پذیرند و این یک حالت اجتنابی – دفاعی است، زیرا این اشخاص به میزان زیادی امتناع از طرف چهره ی دلبستگی خود دارند، ‌بنابرین‏ میل به شناخت عیب و نقص که منجر به طرد آن ها شده است را ندارند. همچنین آن ها به صورت وسواسی سعی می‌کنند به خود اعتماد داشته باشند به خاطر این که بی میلی که نسبت به دیگران احساس می‌کنند را جبران کنند (کسیدی، ۱۹۸۸؛ میکولینسر، ۱۹۹۸). همچنین بررسی ها نشان داده‌اند که کودکان ناایمن – اجتنابی از خود عصبانیت و ناراحتی و پرخاشگری بی مورد نشان می‌دهند و در روابط اجتماعی خود عواطف خصمانه ای دارند. خصومت آن ها محصول نیاز دلبستگی ناکام شده همراه با انتظار طرد شدن از طرف دیگران است. داشتن خصومت و اضطراب فراوان موجب می شود که توانایی برقراری ارتباط صحیح با دیگران را نداشته باشند. ‌بنابرین‏ در برقراری ارتباطات اجتماعی شکست می خورند. علاوه براین نشان داده شده است که کودکان اجتنابی هنگام برخورد با مشکل مایل هستند از آزمایشگر به جای مادر خود کمک بگیرند (اسروف، ۱۹۸۳؛ کوبک، راجرز و اسکری، ۱۹۸۸).

پژوهش هایی که ‌در مورد والدین کودکان ناایمن – اجتنابی انجام شده، نشان داده‌اند والدین این کودکان فاقد عشق و علاقه بوده و طرد کننده هستند. آن ها توانایی به خاطر آوردن تجارب دلبستگی دوران کودکی خود را ندارند و در واقع سعی در فراموش کردن خاطرات تلخ خود را دارند. این والدین بیشتر مشغول به خود هستند و نسبت به نیازها و اضطراب های خودشان حساس اند، ‌بنابرین‏ حتی وقتی که کودکانشان خیلی نیاز به توجه آن ها دارند از حمایت او صرف نظر می‌کنند، آن ها افرادی ناآرام اند و رفتار بی ثبات دارند (کوبک، راجرز و اسکری، ۱۹۸۸؛ کسیدی و برلین، ۱۹۹۴؛ لوی، بلات[۳۸] و شاور، ۱۹۸۸). بیشتر پژوهش ها تأکید می‌کنند که والدین کودکان ناایمن – اجتنابی در رفتار خود در مقابل کودکانشان بی ثبات و ناهماهنگ هستند، در برخی بررسی ها نشان داده شده است که این والدین نه تنها به فرزندان خود بی توجه نیستند، بلکه توجه بیش از حد دارند و اجتناب در رفتار کودکان ناشی از بی ثباتی و ناخوانده بودن رفتار آنان است (بلسکی و همکاران، ۱۹۹۱؛ میکولینسر و شیور، ۲۰۰۷).

۲) ناایمن – مقاوم

‌در مورد کودکان مقاوم بررسی ها بسیار محدود است. اما این پژوهش ها نشان داده اندکه این کودکان اختلالات رفتاری گسترده ای دارند. آن ها در حالی که مایل هستند با مادر خود ارتباط نزدیک داشته باشند، اما هنگام تعامل با مادر، از خود مقاومت نشان می‌دهند. آن ها در غیبت مادر، حتی اگر در محیط آشنا قرار داشته باشند بسیار آشفته و نگرانند (ایزابلا و بلکسی، ۱۹۹۱؛ میکولینسر و همکاران، ۲۰۰۴). پژوهش هایی که ‌در مورد والدین این کودکان صورت گرفته نشان داده‌اند وقتی کلام و نگاه کودک متوجه والدین است، ‌و والدین تعامل کمی با او دارند، اما هنگامی که کودک خواهان ارتباط است، آنان از تعامل روی گردانند. رفتار این والدین بسیار بی ثبات و ناهماهنگ است. در بررسی ها نشان داده شده است که والدین کودکان ناایمن – مقاوم با فرزند خود تعامل کمی دارند، والدین کودکان ناایمن – مقاوم با فرزند خود تعامل بیش از حد دارند و والدین کودکان ایمن در حد متوسط با کودک خود ارتباط دارند (ایزابلا و بلکسی، ۱۹۹۱).

۳) ناایمن – دوسوگرا

دوسوگرایی، همیشه با آشفتگی همراه است، این گونه کودکان هنگام جدایی بسیار پریشان و تندخو بوده و در تجدید دیدار احساس تشویش و بهم ریختگی می‌کنند. نسبت به تماس های مادر، بی علاقه اند و احساس تردید و دودلی دارند (کسیدی، ۱۹۸۸). این کودکان در تجدید دیدار از خود خصومت نشان می‌دهند و در ارتباط های طبیعی خود با دیگران سازمان نایافته هستند، حس کنجکاوی و کاوشگری ندارند، فقط علاقه مند به پرداختن به امور آشنا مثل اسباب بازی های آشنا و یا مادر خود هستند. خود را به صورت کاملاً منفی توصیف می‌کنند و به شدت احساس اضطراب می‌کنند (کوبک، راجرز و اسکری، ۱۹۸۸؛ اسروف، ۱۹۸۳؛ میکولینسر، ۱۹۹۸). در سن پیش دبستانی کمتر از بچه های دیگر با همسالان خود تماس برقرار می ککنند، مستقل نیستند، کمتر هدفمند هستند و یا به عبارتی جهت گیری به سمت هدف ندارند (اسروف و لافرینر[۳۹]، ۱۹۸۸؛ کسیدی و برلین، ۱۹۹۴؛ میکولینسر و همکاران، ۲۰۰۵). معلمان این کودکان، آن ها را به عنوان تکانشی و یا درمانده توصیف می‌کنند (اسروف، ۱۹۸۳). در بررسی که ‌در مورد بزرگسالان دوسوگرا انجام شده، نشان داده‌اند، آنان حتی با وجود به خطر انداختن خود، در عشق شکست می خورند شکست های مداوم را تجربه می‌کنند (کوپروشیور، ۱۹۹۸). پژوهش هایی که ‌در مورد والدین کودکان دوسوگرا انجام شده، نشان داده‌اند که آنان با کودک خود تعامل کمی دارند و در رفتار خود بسیار بی ثبات و ناهماهنگ اند (ایزابلا و بلکسی، ۱۹۹۱). بررسی های دیگر نشان داده‌اند معمولاً این مادران، خود مدل عملی دلبستگی ناامن دارند و به دلیل این مادر می‌خواهد به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه مطمئن شود که برای شیرخوارش اهمیت دارد. ‌بنابرین‏ به درخواست های کودکش پاسخ بی ثبات می‌دهد تا همواره کودک به مادر توجه داشته باشد، زیرا پاسخ های بی ثبات، رفتار دلبستگی کودک را کاهش می‌دهد و یا پایان می بخشد (کسیدی و برلین، ۱۹۸۸).میاکی[۴۰]، چن و کامپوس (۱۹۸۵) بیان کرده‌اند، مادران کودکان دوسوگرا در یک ماهگی، نیمی از تعداد دفعاتی که مادران دیگر، کودک را نزد خود نگه می دارند، با آن ها تماس دارند ولی در هفت و نیم ماهگی، این مادران بیشتر از مادران کودکان ایمن در امور کودک خود دخالت می‌کنند.

۲-۱۱- دلبستگی در بزرگسالی

بالبی در نظریه دلبستگی خود به فرضیه فروید اشاره می‌کند که رابطه نوزاد – والد نمونه ای نخستین برای روابط عاشقانه بعدی در بزرگسالی است (بالبی، ۱۹۵۸؛ فروید، ۱۹۴۹). بالبی معتقد است دلبستگی در رابطه والد و کودک به رابطه عاشقانه بزرگسالی فرد انتقال می‌یابد و می‌تواند بر رفتار، شناخت و هیجانات، در هر زمانی از زندگی، از نوزادی تا بزرگسالی تأثیر بگذارد. دلبستگی در روابط به طور ارادی و داوطلبانه و یا به طور کامل قطع نمی شود و هر گونه خللی در یک رابطه دلبستگی دردناک است و موجب سوگواری در فرد می‌گردد (بالبی، ۱۹۶۹؛ فروید، ۱۹۴۹؛ اینسورت، ۱۹۹۱). ‌بر اساس این فرضیات، امنیت را می توان به عنوان هسته نظام دلبستگی در روابط دلبستگی بزرگسالی توصیف نمود، که عبارت است از یک رابطه امن با فردی که به او احساس دلبستگی می‌کنیم و به ما پاسخ می‌دهد و موجب اعتماد به نفس در ما می شود (اینسورت، ۱۹۹۱).

بالبی و اینسورت معتقدند که کیفیت و الگوی دلبستگی در روابط عاشقانه بزرگسالی ممکن است شبیه الگوی دلبستگی فرد در رابطه با والدش باشد. از این روی دلبستگی های دوران کودکی شخص بر روابط عاشقانه بزرگسالی اش تأثیر می‌گذارد. ‌بنابرین‏ تداوم الگوهای اولیه در دوره های بعدی به دو روش تبیین گردد، اول اینکه انتظار می رود یک رابطه با ثبات بین کودک و مراقب به وجود بیاید که تا بزرگسالی ثابت باقی می ماند. دوم اینکه رشد مدل های ذهنی یا ابزار دلبستگی که خارج از آگاهی فرد اتفاق می افتد می‌تواند رفتارها، افکار و احساسات او را در موقعیت های عاشقانه بعدی راهنمایی و هدایت نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




خودکنترلی گری

اداره کردن هیجانات با توانایی ما در برخورد مناسب با احساساتمان رابطه دارد. عدم خودآگاهی فرد، نتیجه اش مهارنکردن هیجان هاست که به نتایج ناپسند منجر می شود. برای شروع باید بدانیم که تفکرات و هیجان ها بسیار به هم همبسته اند. به زبانی دیگر، آن گونه که ما اطراف خود را درک می‌کنیم بر چگونگی احساس ما ‌در مورد آن ها اثر می‌گذارد. در نتیجه اگر ادراک خود را تغییر دهیم، احساسات ما نیز متناسب با ان تغییر خواهدکرد. تغییر در تفکرواحساس، نتیجه اش تغییردررفتار خواهدشد. کلماتی که در زندگی روزمره خودمان انتخاب می‌کنیم، تأثیر زیادی براین که چگونه احساس می‌کنیم دارد. رابطه مستقیمی بین زبانی که به کار می بریم وبرنامه ریزی مغز ما وجود دارد.واژه ها بسیار قدرتمندندونقش بسیارمهمی در ساختن این که ماجه کسانی هستیم بازی می‌کنند.(مافینی وبهمنی،۲۰۰۸،ترجمه رستگارپور،۱۳۹۰).

ضرورت خویشتنداری

توانایی ‌پاسخ‌گویی‌ به فشار روانی و به سرعت رهایی یافتن از آن، قابلیت ارزشمندی است که در دوران کودکی و پس از آن، برای بچه ها مفید است. این توانایی جنبه ای از هوش هیجانی است که امکان تمرکز بر درس و تحصیل را برای کودکان فراهم می آورد، وچون ‌پاسخ‌گویی‌ هیجانی و خویشتنداری را در ارتباط کودک با سایر کودکان امکان پذیر می‌سازد، در دوست یابی و تداوم روابط دوستانه نیز مؤثر است. کودکانی که خویشتنداری بالاتری دارند، در درک، توجه و واکنش به نشانه های هیجانی سایر کودکان سرعت عمل بالاتری دارند. همچنین آن ها می‌توانند به هنگام اختلاف و در گیری، واکنش های منفی خود را کنترل کنند(گاتمن،۱۹۹۸٫ترجمه بلوچ،۱۳۸۹).

خودکنترلی و رفتارهای تکانشی

خودکنرلی عبارت است از تعارض درون فردی[۶۸]،بین عقل[۶۹] و هوس[۷۰]، بین شناخت[۷۱] و انگیزه[۷۲] و بین برنامه ریزی درونی وعمل کننده درونی[۷۳]؛ در هر زوج غلبۀ مورد اول بر دوم به معنای خودکنترلی بالا است. (راچلین[۷۴]،۱۹۹۵).

خود کنترلی به معنی سرکوب کردن هیجانات واحساسات نیست. برعکس، خودکنترلی ‌به این می پردازد که ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم.وچیزی که مورد تأیید است، روش ابراز احساسات است به طوری که جریان تفکر را تسهیل کند. همچنین معتقد است احساس مسئولیت در محیط کارو نوع برخورد با افرادتحت تأثیرخلقیات فردمی باشد وهرچه محتوای فکر در رابطه بامسئولیتی که فرد قبول ‌کرده‌است خالص تر باشد، احساس مسئولیت بهتر وبیشتری صورت می گیردوافراد درانجام کارهای محوله سهل انگاری نمی کنند(گلمن،۱۹۹۵، ترجمه پارسا،۱۳۸۶).

خودکنترلی یعنی، فرد کنترل رفتارها، احساسات وغرایز خود را با وجود برانگیختن برای شخص، داشته باشد. یک کودک یا نوجوان باخودکنترلی، زمانی را صرف فکر کردن به انتخابها ونتایج احتمالی می‌کند وسپس بهترین انتخاب را می‌کند(وینستوک[۷۵]،۲۰۰۹).

خودکنترلی توانایی است که در سال‌های اولیه زندگی توسعه می‌یابد وتأثیر به سزایی بر مهارت‌های رفتاری کودک دارد. نظریات خودداری در ادبیات روانشناسی در رابطه با توسعه مهارت‌های حرکتی، توجه وشناخت وهمچنین در رابطه با احساسات بحث شده است.توانایی کنترل بیان احساسات به ویژه احساسات منفی در سال‌های ابتدایی زندگی توسعه می‌یابد واز اهمیت خاصی در آشکار کردن رفتار اجتماعی مناسب وانطباقی برخوردار است. علاوه براین، توسعه ناکافی کنترل احساسات (همچنین در برخی موارد کنترل بیش از حد احساسات)می‌تواند پیش درآمد توسعه آسیب شناسی روانی باشد.همچون حوزه های خودکنترلی، درک توسعه کنترل احساسات بررسی عوامل درونی وبیرونی رامی طلبد(فاکس وکالکینز[۷۶]، ۲۰۰۳، به نقل ازمختاری ۱۳۸۹).

خود کنترلی در بردارندۀغلبه کردن ‌بر تمایل غالب به ‌پاسخ‌گویی‌ است. این پدیده معمولاٌ دریافت تکانه های انگیزشی اساسی به منظور کسب لذت یا اجتناب از درد بررسی می شود.(تکانه های قوی که عموما کنترل آن دشوار است). تحقیقات نشان می‌دهد که عدم توانایی نسبی در کنترل تکانه ها به پرخوری، رفتارهای مشروب خواری، تفکرات ورفتارهای جنسی پرخطر وکاهش پافشاری در وظایف دشوار منجر می شود. خود تأییدی، خودکنترلی را تسهیل می‌کند واحساس فرد را به کفایت انطباقی واخلاقی خود حفظ می‌کند. شواهد زیادی نشان می‌دهد که خودتأییدی تأثیر سازنده ای در شرایط نامناسب (تهدیدکننده)، دارد اما درشرایط خنثی هیچ تأ ثیری ندارد. خودکنترلی معمولا دریافت پاسخهای افراد به تهدیدات برای خود(برای نمونه رویدادها یا ارتباطاتی که تأثیرات نامطلوب برخوردارند)بررسی می شود(ثمایکل و وودهث،۲۰۰۹).

وقتی خودکنترلی را به شکل تأخیر انداختن خشنودی نگاه کنیم، خواهیم دید که بسیاری از مشکلات ریشه در همین نارسایی دارند. برای مثال، در اعتیاد به مواد مخدر، یا اهداف بلند مدت ترک مواد، میل به قمار بازی وفواید ترک دراز مدت آن برای خود فرد وخانواده تداخل می‌کند. اختلال‌های کنترل تکانه نیز برای رسیدن به خشنودی آنی انجام می‌شوند، اما به زودی منجر به ایجاد پیامدهای منفی می شود. تأخیر در خشنودی، فرایندی رشدی است که با افزایش سن، افزایش می‌یابد. صرف نظر از متغیر سن، خودکنترلی یا مهارت هدایت توجه رابطه دارد. احتمالا یکی از راه های مقابله با وسوسه هدایت توجه ‌و دوری از وسوسه است که برای رسیدن به آن می توان از راهبردهای درونی استفاده کرد. ازآنجا که توجه به مؤلفه اصلی در خودگردانی است، می توان نتیجه گرفت که کارکرد توجه وخودگردانی، تأثیر متقابل ومؤثری ‌بر یکدیگر دارند. فرد برای افزایش تلاش ذهنی باید دارای توان افزایش مهارت‌های خودکنترلی باشد(استری هورن،۲۰۰۲).

همچنین این مفهوم سطح درک افراد از خودشان را بیان می‌کند، ‌به این معنا که یک منبع درونی کنترل دارند واین منبع درونی کنترل یک عنصر حیاتی در ارتقاء انعطاف پذیری افراد ‌و خصوصاٌ کودکان به شمار می رود(بروکس[۷۷]،۲۰۰۲،استوارت۲،۱۹۹۷). سلیگمن(۱۹۹۵) بیان می‌کند که احساس کنترل در اوایل زندگی رشد می‌یابد، همان‌ طور که نوزادان یاد می گیرند که مفاهیم به حرکات ارادی آن وابسته است.به تدریج، انتظاری کلی در کودک شکل می‌گیرد به خاطر این که می فهمد فعالیت‌هایش اثرات مهمی بر پیامدهای موقعیتی دارد. در مقابل، درماندگی ز عدم همگرایی واحساس عدم کنترل ناشی می شود. همچنین، سبک اسنادی وسطح خوش بینی فرد در میزان درک افراد ازموقعیت استرس را تأثیر بسزایی دارد.

کنترل بر این عقیده استوار است که تجارب زندگی قابل پیش‌بینی وکنترل هستند. شخصی که از کنترل بالایی برخوردار است، باور دارد که سرنوشتش در دست خودش است وبه گونه ای رفتار می‌کند که قادر به نفوذ وتأثیر گذاری بر روی حوادث مختلف زندگی اش باشد. این اشخاص معتقدند که با بهره گرفتن از دانش، مهارت وقدرت انتخاب می توان رویدادهای زندگی را پیش‌بینی وکنترل کرده وبر این اساس در مواجهه با مشکلات بیشتر بر مسئولیت خودشان تأکید می‌کنند تا دیگران (فلورین و همکاران،۱۹۹۵).

خود کنترلی وهوش هیجانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:44:00 ب.ظ ]




ویتامین ب۱به دلیل اثرات آن روی سیستم اعصاب و طرز تلقی روانی به عنوان یک ویتامین روحیه[۲۶] شناخته شده است. (میندل،۱۳۷۵،۵۹)

کمبود میزان تیامین با بخشی از فعالیت های مغزی ارتباط داشته و به همین خاطر به عنوان ویتامین اعصاب شناخته شده است. (کارپر،۱۳۷۹،۳۹۱)

ویتامین ب۱ به علت اثر سود بخشی درسیستم عصبی ویتامین فکر نامیده می شود.ویتامین ب۱ هم چنین به علت تاثیر مستقیمی که بر واکنش های روانی دارد آن را ویتامین اخلاق می‌نامند. (اوبرین،۱۳۷۳،۲۲)

منابع تیامین:حبوبات،گوشت،مرغ،ماهی،تخم مرغ،کنجد،سویا،آجیل،غلات،بادام و گردو. (تبیان)

۲ . ویتامین ب۲ [۲۷] :

کمبود مواد ضروری در بدن از قبیل ریبو فلاوین واکنش های غیر طبیعی و ناراحت کننده ای را در افراد به وجود می آورد.هریک از این مواد برای تولید انرژی بافت ها ی مغز و سلسله اعصاب نهایت ضرورت را دارد.در نهایت کمبود این مواد،افراد را دچار ناراحتی های روانی کرده و اختلالاتی درآن ها مانند افسردگی، اضطراب،عصبانیت،استرس،پرخاشگری،تغییر شخصیت ‌و از دست دادن کنترل اعصاب به وجود می آورد.در زمان فشارهای روانی،بدن نیاز بیشتری ‌به این ویتامین دارد. (واتسن،۱۳۷۱،۳۸)

منابع ریبوفلاوین:لبنیات،جگر،گوشت،سبزی جات،تخم مرغ،سبوس گندم،اسفناج. (ویکی پدیا)

۳٫ ویتامین ب۳ [۲۸] :

از علائم کمبود نیاسین عبارت است از اختلال های گوناگون در سیستم عصبی.اگر کمبود نیاسین ادامه یابد موجب آسیب سیستم عصبی مرکزی همراه با ناراحتی عصبی می شود. (ویلیامز،۱۳۸۳،۱۶۱)

نیاسین ماده ای است که عمل طبیعی مغزو اعصاب تا حد زیادی مدیون آن است.عدم تکافوی این ماده حیاتی در مغز که از نرسیدن بعضی از مواد لازم و یا خوردن بیش از اندازه موادی از قبیل آنتی ویتامین ها ناشی می‌گردد واکنش غیر عادی روانی و هیجانات عصبی و عاطفی به وجود می آورد. (واتسن،۱۳۷۱،۲۸)

کمبود نیاسین به سروتونین و تیریپتوفان ارتباط پیدا می‌کند.وقتی بدن به مقدار کافی به نیاسین دسترسی ندارد هرمقدار تیریپتوفانی را که در اختیار داشته باشد برای رفع نیاز خود، به نیاسین تبدیل می‌کند که خود این عمل باعث کمبود سروتونین دربدن شده و همان طوری که قبلا گفته شد کمی سروتونین در بدن خود باعث عدم تعادل حالات روحی می شود. (فروزین،۱۳۷۸،۳۹)

علائم و نشانه های کمبود نیاسین:اضطراب،کاهش حافظه،بی ثباتی عاطفی،اغتشاش شعور،توهم،رفتار پارانوئیدی (کژپنداری)(دیگران را دشمن خود پنداشتن)زوال عقل،آگاه نبودن به زمان و مکان،اختلال آگاهی و توجه،اختلالات روانی و جنون،آشفتگی های روحی وافسردگی شدید است. (زیمرمن،۱۳۸۶،۱۲)

کمبود نیاسین می‌تواند سبب تغییرات منفی شخصیت شود به همین دلیل است که نیاسین را ویتامین شخصیت می خوانند. (میندل،۱۳۷۲،۹۹)

در دهه­های اخیر پژوهش­های متعددی درباره نقش کمبود ویتامین­ها و مواد معدنی در ارتکاب جرم انجام شده است.هیپ چن کمبود ویتامین ب۳ را یکی از علل اصلی فزون­کنشی در کودکان و نوجوانان می­داند و بر این باورست که خطر بروز بزهکاری آتی در کودکان فزون­کنش،به مراتب بیشتر از کودکان دیگر است. (میندل،۱۳۷۵،۱۰۶)

منابع نیاسین:گوشت،شیر،تخم مرغ،مغزها،غلات،پنیر،بادام زمینی،کنجد،حبوبات،مرغ،ماهی،جو. (تبیان)

۴٫ ویتامین ب۵ :

دانشمندان به تازگی به نتایج بسیار جالب و مهمی درباره ی برخی از ویتامین ها و تاثیر آن بر روی شخصیت و رفتار افراد رسیده اند.یکی از این ویتامین ها ویتامینی به نام اسیدپانتوتونیک است.کلمه پانتوتونیک از زبان یونانی قدیم گرفته شده است و معنی آن همه جا و همه چیز است و به اصطلاحی دیگر،معنی آن همه کاره است و وجه تسمیه آن نیز بدان علت است که این ماده که از خانواده ویتامین ب است،نقش بسیار حساس و همه جانبه ای را در تبدیل مواد غذایی به انرژی داشته و کمبود آن در مغز موجب اخلال در امور عادی آن شده و باعث تغییر حالت و رفتار انسان می‌گردد. (واتسن،۱۳۷۱،۸۲)

ب۵ به عنوان ویتامین ضد استرس شناخته شده است،زیراعملکردغده آدرنال را بهبود می‌بخشد.غده آدرنال عضوی است که بدن ‌را در مقابل استرس‌حمایت می‌کند.کمبودب۵ باعث افسردگی،اضطراب،اختلال شخصیت،افزایش سطح کلسترول بدخون وکاهش سطح پتاسیم می شود. (تبیان)

از دشمنان این ویتامین الکل و قهوه است. (میندل،۱۳۷۵،۶۶)

منابع پانتوتنیک اسید:تخم مرغ،گوشت،ماهی،دل و جیگروقلوه،مرغ،بوقلمون،شیر،بادام زمینی،لوبیا،سویا، پنیر،نخودفرنگی،غلات،ذرت،گل کلم،بروکلی،گوجه فرنگی،سیب زمینی،عدس و جوانه گندم می‌باشند. (تبیان)

۵٫ ویتامین ب۶ [۲۹]:

در کشور آمریکا یک مرکز تحقیقاتی بسیار پیشرفته راجع به مطالعه درباره ی بیماری افسردگی،وجود داردکه هر ساله میلیون ها دلار خرج تحقیق و تفحص درباره ی این بیماری می‌کند.همان طوری که قبلا گفتیم این روزها بیماری دپرسیون بیداد می‌کند و ده ها میلیون نفر در سراسر جهان ‌به این بیماری دچارند و در بعضی از آن ها آن قدر بیماری شدید است که تمام علائق خود را نسبت به افراد خانواده،محیط زندگی،آینده و حتی خودشان از دست می دهندو بالاخره همه ساله درسراسر جهان گروه بسیاری از آن ها دست به خود کشی می‌زنند و یا با انجام کارهای خطرناک مثل ایجاد آتش سوزی،خرابکاری وایجاد اغتشاش خسارات زیادی به بار می آورند این مرکز تحقیقات،با مطالعات و تحقیقات زیاد ‌به این نتیجه رسیده است که کمبود ویتامین ب ۶ در بدن باعث پیدایش بیماری دپرسیون یا افسردگی می شود.این دانشمندان اعتقاد دارند که ویتامین ب ۶ که معمولا همراه غذا وارد بدن می شود باماده ای به نام سروتونین که درمغز به مقدار زیادی به شکل خاصی وجود دارد،رابطه دارد.وقتی مقدار سروتونین در مغز کاهش یابد افسردگی یا دپرسیون در انسان ایجاد می شود.البته خود مغز سروتونین رااز ماده ای به نام تیریپتوفان می‌سازد که خود یک اسید آمینه است و در بسیاری از مواد پروتئینی یافت می شود ولی برای آنکه بدن بتواند این تیریپتوفان را از لابه لا ی غذاهای پروتئینی جذب کند وجود ویتامین ب ۶ برایش نهایت ضرورت را دارد.بدین ترتیب شما برای فرار از افسرده شدن باید غذاهایی بخورید که دارای ویتامین ب۶ فراوان باشد. (فروزین،۱۳۷۸،۳۴)

ویتامین ب ۶ را ویتامین تغذیه کننده ی اعصاب می‌نامند.ویتامین ب ۶ برای تولید گلوکز و تولید نیاسین نیز کاربرد دارد. (ترنوس و بروی هایر،۱۳۸۷،۴۱)

علائم و نشانه های کمبود ویتامین ب۶: اختلالات عصبی،افسردگی و اضطراب. (رابینسون،۱۳۷۸،۱۱)

منابع پیریدوکسین:حبوبات،جو،موز،بادام زمینی،کشمش،آجیل،تخم مرغ،گوشت،ماهی،جوانه گندم،غلات با سبوس،سیب زمینی،جگر. (تبیان)

۶٫ ویتامین ب ۷ [۳۰] :

علائم و نشانه های کمبود بیوتین:کمبود بیوتین باعث تغییر وضعیت روحی روانی می شود که دارای علائم عصبی از جمله افسردگی،توهم و اضطراب می‌باشد. (زیمرمن،۱۳۸۶،۴)

فاکتور دخیل در کمبود :الکل و کافئین.

منابع بیوتین:تخم مرغ،گریپ فروت،هندوانه،توت،جگر،گل کلم،موز،حبوبات،قارچ،بادام،پیاز. (تبیان)

۷٫ ویتامین ب۹ [۳۱] :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




اخیراً تأکیدات فزاینده‌ای بر شاخص‌های بازار سهام و اثر بازار سهام بر توسعه اقتصادی معطوف شده و هم چنین در مباحث نظری نیز موردتوجه قرار گرفته است. شواهد اخیر حاکی از آن است که بازار سهام می‌تواند تأثیرات مثبت بزرگی بر توسعه‌ اقتصادی داشته باشد. در واقع تمرکز بر بازارهای سهام به عنوان موتوری برای رشد اقتصادی روزنه‌ی جدیدی در ادبیات مالی است. اگرچه مزایای بازارهای سهام تا حد زیادی درگذشته نادیده گرفته‌شده است، اما در حال حاضر به جهت اثرات مثبتی که بازار سهام به ارمغان می‌آورد اجماع نظر وجود دارد( سیتانا و همکاران،۲۰۱۰).

با عنایت به اهمیتی که بازار سهام می‌تواند در رشد و توسعه اقتصاد هر کشوری، به ویژه کشورهای در حال توسعه داشته باشد، مناسب است که معمای رشد اقتصادی را از طریق تولید ناخالص دوباره از چشم‌انداز توسعه بازار سهام مورد بررسی قرار گیرد. به همین جهت ضروری و مناسب به نظر می‌رسد که چارچوبی سازگار با ماهیت معیارها ارائه گردد. (چانگ و همکاران،۱۰۹،۲۰۰۵)

در راستای ارزیابی تاثیر بازار سهام، می‌توان معیارهای سنجش را دریک بازه زمانی مورد بازنگری و قرار داد. به‌علاوه لازم است که تعامل در بین معیارها و نیز وزن‌های اختصاص داده ‌شده به هر معیار به‌حساب آورده شوند. این تحقیق در چارچوب مطالعه ای فراتر از سطح شرکت های بورسی به عنوان یک بنگاه اقتصادی و در سطحی کلان به انجام رسیده است. هدف اساسی تحقیق حاضر مطالعه رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات، مالی بورس اوراق بهادار تهران و تولید ناخالص داخلی در بازه زمانی (۱۳۸۰-۱۳۹۲) بوده است. به عبارتی تحقیق حاضر در راستای پاسخ به پرسش اصلی زیر صورت گرفته است:

“چه رابطه‌ای بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد؟”

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

برخی از مهم ترین جنبه‌های اهمیت و ضرورت انجام تحقیق حاضر عبارت اند از:

    1. یک بازار سهام سالم به عنوان کاتالیزوری برای رشد اقتصادی پایدار عمل کرده و اهمیت وی‍ژه ای خصوصاً در زمینه رشد و توسعه کشورهای در حال توسعه دارد. با توجه ‌به این مسئله مشخص شده است که توسعه بازار سهام در فرایند رشد از طریق کانال‌های متعددی عمل می‌کند(سیتانا[۳] و همکاران،۲،۲۰۱۲)

    1. تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد بالاتر برای بازار سهام منجربه ثبات وشرایط، مطلوب در اقتصاد کشور می‌گردد. این ‌به این معنی است که تا زمانی که تولید ناخالص داخلی در حال رشد است، انتظار می رود که صنایع ‌و شرکت‌ها به مراتب رشد بیشتری را تجربه نمایند. با توجه به تأثیر مثبت مورد انتظار از فعالیت های واقعی اقتصادی در سود آینده شرکت ها و در نتیجه ‌در سود سهام آن در آینده، انتظار می رود ، تولید ناخالص داخلی بر بازده سهام تأثیر مثبت داشته باشدبنابراین توجه ‌به این شاخص‌ها امری ضروری است.(فاما،۱۹۹۰)

    1. این تحقیق در راستای کمک به پیشبرد ادبیات تحقیق در زمینه تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام صنعت، خدمات، مالی بورس اوراق بهادار تهران با تولید ناخالص داخلی به انجام رسیده است. بررسی ادبیات تحقیق نشان داده که در بازه زمانی مورد مطالعه و با روش تحلیل روند تاکنون هیچ تحقیق داخلی رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی در تولید ناخالص داخلی دربورس اوراق بهادار تهران را مورد ارزیابی قرار نداده و جدید بودن تحقیق می‌تواند به نتایج و دستاوردهای کاربردی متفاوتی نسبت به تحقیقات مشابه در پی داشته باشد.

  1. در این نوشتار، به منظور ارائه مدل پایه و همچنین جنبه‌های عملی کار همچون آزمون و تحلیل اثر شاخص بورس پرداخته شده است. درعین حال با بیان مدل‌های فنی و کلان بر وجود یک مدل اقتصاد کلان مناسب ‌بر اساس پایه اقتصاد خرد نیز توجه شده ودرمجموع می توان گفت تحقیق حاضر ‌بر اساس انتخاب مدل‌های اقتصاد کلان به تحلیل مسائل پرداخته است.اگرچه در زمینه سیاست‌های کلان دررشد سهام وتوسعه اقتصادی تحقیقات گسترده ای صورت گرفت است، اما موضوع حاضر ودربازه زمانی مورد مطالعه تحقیق صورت نگرفته است.

اهداف تحقیق

نتایج تحقیق حاضر با هدف کاربردی کمک به سیاست گذاران اقتصادی، سهام داران وذی نفعان، مدیران وبرنامه ریزان و سیاست گذاران در بخش سرمایه‌گذاری در زمینه تصمیم گیری های سرمایه ای به انجام رسیده است. بر همین اساس و مبتنی بر موضوع در راستای نیل به یک هدف اصلی و با تجریه آن

برخی از مهمترین هدف های پژوهش حاضر عبارت‌اند از:

هدف اصلی

تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام وشاخص های کلان اقتصادی تولید ناخالص داخلی ،تورم،نرخ بهره، نرخ ارز ،رشد اقتصادی، در بازه زمانی ۱۳۸۰-۱۳۹۲

اهداف فرعی

    1. تحلیل روند شاخص بورس در بازه زمانی تحقیق

    1. تحلیل روند تولید ناعالص ملی در بازه زمانی تحقیق

    1. تحلیل روند نرخ تورم در بازه زمانی تحقیق

    1. تحلیل روند نرخ بهره در بازه زمانی تحقیق

    1. تحلیل روند رشد اقتصادی در بازه زمانی تحقیق

  1. مقایسه روند شاخص بورس و روند نرخ ارز، تورم، نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی

پرسش های تحقیق

با عنایت به تعریف مقاطع زمانی به عنوان افراد آماری در این تحقیق در بازه زمانی ۱۲ ساله منتهی به ۲۹/۱۲/۱۳۹۲ و در نتیجه عدم امکان استفاده از روش استقرایی، هدف از تحقیق حاضر پاسخ به پرسش های ذیل بوده است:

پرسش اصلی

بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام وشاخص های کلان اقتصادی تولید ناخالص داخلی، تورم، نرخ بهره، نرخ ارز ،رشد اقتصادی، در بازه زمانی ۱۳۸۰-۱۳۹۲، چه رابطه ای وجود دارد ؟

سوالات فرعی

    1. تحلیل روند شاخص بورس در بازه زمانی تحقیق چه نتایجی دارد؟

    1. تحلیل روند تولید ناخالص ملی در بازه زمانی تحقیق چه نتایجی دارد؟

    1. تحلیل روند نرخ تورم در بازه زمانی تحقیق چه نتایجی دارد؟

    1. تحلیل روند نرخ بهره در بازه زمانی تحقیق چه نتایجی دارد؟

    1. تحلیل روند رشد اقتصادی در بازه زمانی تحقیق چه نتایجی دارد؟

  1. چه تفاوتی بین روند شاخص بورس و روند نرخ ارز، تورم، نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی وجود دارد؟

فرضیه­ های تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




مؤسسه حسابرسی: یک شاغل انفرادی و سازمان یا مؤسسه‌ای متشکل از حسابداران رسمی که عهده‌دار انجام حسابرسی می‌باشد.

فصل دوم

ادبیات و پیشینه تحقیق

۲-۱- مقدمه

در سال‌های اخیر که رقابت در تمام زمینه‌های اقتصادی ایجاد شده است و تنها کسانی در بازار باقی می‌مانند که توان رقابت با سایر رقبا را داشته باشند، یکی از عوامل مهمی که مدنظر قرار گرفته کارایی در فعالیت‌ها است. کارایی یکی از عوامل مهم برای کسب توان رقابت و همچنین حفظ آن در بازار است.

حسابرسی و ارائه خدمات حسابرسی نیز از این امر مستثنی نبوده و نیست. در حرفه حسابرسی نیز هر کس بتواند بهترین خدمات را در کمترین زمان و با حداقل هزینه ارائه کند، می‌تواند در بازار موفق‌تر باشد. یا به عبارت دیگر هر که بتواند در ارائه خدمات، کارایی بیشتری داشته باشد، توان رقابتی بالاتری خواهد داشت و می‌تواند سهم خود را از بازار خدمات حرفه‌ای حفظ و حتی ارتقا دهد.

در این سال‌ها این سؤال که آیا حسابرسی صورت‌های مالی توسط مؤسسات حسابرسی به شکل کارایی انجام می‌شود یا خیر، مورد توجه محققان و فعالان حرفه حسابداری و حسابرسی بوده است. به عنوان مثال می‌توان گفت که تشخیص عدم کارایی در یک حسابرسی خاص می‌تواند یک انگیزه‌ای در حسابرسان ایجاد نماید تا تغییراتی در نحوه فعالیت‌های خود ایجاد کنند، چرا که این عدم کارایی می‌تواند سهم آن ها را از بازار خدمات حسابرسی تحت تأثیر قرار دهد و موجب از دست رفتن سهم آن ها از بازار گردد. همچنین شناخت ویژگی‌های یک حسابرسی نسبتاً ناکارا باعث ایجاد یک بینش مفید از ویژگی‌های مؤثر بر کارایی حسابرسی صورت‌های مالی می‌گردد (استاین و سیمونیک، ۲۰۰۴). [۳] این شناخت‌ها و تحقیقات می‌توانند راهگشایی برای مطالعات دیگری باشند که در حقیقت برای رشد کارایی حسابرسی صورت‌های مالی حیاتی و مهم است و آن مشخص کردن عواملی است که کارایی حسابرسی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. با شناخت این عوامل حسابرسان می‌توانند با انجام تغییراتی هر چند جزئی در مراحل کار با درخواست تغییراتی در محیط کار یا اطلاعات ارائه شده توسط صاحب کار یا شرکت تحت حسابرسی روند انجام حسابرسی را تسریع بخشید و کار را با هزینه های کمتری به انجام رسانند.

۲-۲- بخش اول: مبانی نظری تحقیق

۲-۲-۱- پیشینه مختصر حسابرسی در ایران

پیش درآمد مطالعه مفهوم کارایی حسابرسی و ارائه خدمات حسابرسی در ایران می‌تواند نظری بر تاریخچه حسابرسی در ایران باشد.

حسابرسی به مفهوم نظارت و بازرسی، در ایران و اسلام به زمانی بر می‌گردد که منبعی (اعم از مالی یا غیرمالی) در جایی وجود داشته باشد. هر گاه انتقال ثروت مطرح شده، نوعی نظارت و بازرسی نیز با خود به همراه داشته است. خصوصاًً نظارت حکومت بر اعضاء و کارکنان خود و تفتیش اعمال و رفتار والیان و مأمورین دولتی از دیرباز وجود داشته و شاید بتوان گفت سابقه آن نزدیک و همراه سابقه تشکیل جوامع اولیه و حکومت‌ها است (فلسفه حسابرسی، حساس یگانه ، ۱۳۸۴).

اولین گام در استفاده از خدمات حسابرسی در ایران که در قانون تجارت ۱۳۱۰ که به اقتباس از قانون تجارت بلژیک تهیه و تصویب شد، در ارتباط با شرکت‌های سهامی مقرر گردید که مجمع عمومی هر شرکت سهامی یک یا چند بازرس از بین صاحبان سهام یا خارج از آن ها انتخاب کند تا به حساب‌ها و اسناد و مدارک شرکت رسیدگی کنند. پس از آن در سال ۱۳۲۸ لزوم استفاده از خدمات حسابداران خبره در امر حسابرسی مالیاتی برای اولین بار در قانون مالیات بر درآمد آن سال عنوان شد. قانون مذبور مقرر داشت تا هر زمان انجمن محاسبین قسم خورده تشکیل شد و ‌در مورد حساب‌های شرکتی اظهار نظر کرد، وزارت دارایی نتیجه رسیدگی آنان را ‌در مورد حساب یا ترازنامه شرکت‌ها بپذیرد و مبنای تشخیص مالیات قرار دهد. این حکم در قانون مالیاتی سال ۱۳۳۵ نیز عیناً تکرار شد و برای اجرا، آئین‌نامه مربوط در سال ۱۳۴۰ تهیه و به تصویب وزیر دارایی وقت رسید. پس از آن اساسنامه انجمن محاسبین قسم خورده نیز در سال ۱۳۴۲ تهیه و تصویب شد و در آن تدوین اصول حسابداری و حسابرسی و موازین حرفه‌ای و اخلاقی حسابداران عضو انجمن نیز پیش‌بینی گردید.

در سال ۱۳۴۵ که قانون مالیات‌های مستقیم تصویب شد، انجمن محاسبین قسم‌خورده تکیه‌گاه قانونی خود را از دست داد و قانون فوق مقرر داشت که برای تعیین حسابداران رسمی و فراهم شدن وسایل لازم جهت بالا بردن سطح معلومات حسابداری و تهیه زمینه مساعد برای تدوین و نظارات بر اجرای موازین حرفه، کانون حسابداران رسمی تشکیل شود. آئین‌نامه نحوه تعیین حسابداران رسمی در سال ۱۳۴۶ و اساسنامه آن در سال ۱۳۵۱ به تصویب رسید. همچنین اصلاحیه قانون تجارت مصوب ۱۳۴۷ نیز مقرر داشت که شرکت‌های سهامی عام موظف هستند تا گزارش حسابداران رسمی را نیز ضمیمه صورت‌های مالی سالانه خود کنند.

در سال ۱۳۵۰ با توجه به گسترش روزافزون شرکت‌ها و مؤسسات انتفاعی دولتی، شرکت سهامی حسابرسی که سهام آن تماماً متعلق به دولت بود به منظور حسابرسی شرکت‌های تابعه وزارت آب و برق تشکیل شد، اما در عمل شرکت سهامی حسابرسی اغلب شرکت‌های دولتی را حسابرسی می‌کرد.

در نهایت در سال ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن‌ماه آن سال و مصادره شرکت‌های متعلق به تعدادی از سرمایه‌داران وابسته به رژیم گذشته و ملی شدن تعدادی از صنایع و واحدها، ادامه فعالیت‌های مؤسسات حسابرسی به حالت تعلیق درآمد و بالاخره در سال ۱۳۵۹ در لایحه قانونی اصلاح پاره‌ای از مواد قانون مالیات‌های مستقیم، مواد مربوط به حسابداران رسمی لغو و در واقع کانون حسابداران رسمی منحل شد و صرفاً رسیدگی حسابداران مورد قبول وزارت امور اقتصادی و دارایی به دفاتر شرکت‌ها مورد قبول بود.

در همین زمان با توجه به ملی کردن و مصادره شرکت‌ها، سازمان‌ها و واحدهای بسیار، تشکیل مؤسساتی جهت حسابرسی شرکت‌ها و سایر واحدهای ملی یا مصادره شده ضروری به نظر می‌رسید، لذا مؤسسه حسابرسی سازمان صنایع ملی و سازمان برنامه، مؤسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان و مؤسسه حسابرسی بنیاد شهید طی سال‌های ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۲ تأسیس شدند. سپس در سال ۱۳۶۲ موضوع ادغام مؤسسات حسابرسی بخش عمومی مطرح و قانون تشکیل سازمان حسابرسی به تصویب رسید. با تصویب اساسنامه قانونی، سازمان حسابرسی در سال ۱۳۶۶ با ادغام مؤسسات حسابرسی موجود در بخش دولتی تشکیل شد. فعالیت سازمان حسابرسی به عنوان تنها مرجع حسابرسی در ایران بیش از یک دهه بدون هیچ‌گویه تغییری ادامه داشت. تا مجدداً بحث مربوط به استفاده از خدمات حرفه‌ای و حسابرسی حسابداران رسمی مطرح شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




در نگاهی به تعریف دین از دید بزرگان می توان به تعاریف زیر اشاره کرد:

علامه طباطبایی: دین روش مخصوص در زندگی است که صلاح دنیا را به گونه ای که موافق کمال اخروی و حیات دائمی حقیقی باشد تامین می‌کند. (طباطبایی، المیزان، ج ۲، ص ۳۴۲)

دین در عرف قرآن همان سنت اجتماعی جاری سنت اجتماعی جاری در جامعه است که می‌تواند دین حق فطری باشد یا دین تحریف شده از راه حق. (طباطبایی ، ج ۱۰، ص ۱۳۱)

آیت الله جوادی آملی: معنای لغوی دین انقیاد، خضوع، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزاست و معنای اصطلاحی آن مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد. (جوادی آملی، ۱۳۷۷)

ملکیان: مجموعه گزاره هایی که پس از اعمال روش شناسی علوم تاریخ درمورد سخنان به جا مانده از مرجع یا مراجع فوق سوال یک دین صدورشان از آن مرجع یا مراجع احراز شود، دین نام دارد. (مجله نقد و نظر، ش ۲، ۱۳۷۴، ص ۱۰)

ابعاد دین

یکی از ابعاد دینداری که تقریباً در تمامی ادیان وجود دارد، اعتقادات یا باورهای دینی است. بعد اعتقادی عبارت است از باورهایی که انتظار می رود پیروان هر دین به آن ها اعتقاد داشته باشند (کاظمی و فرجی، ۱۳۸۶). در دین اسلام مواردی همچون اعتقاد به خدا، اعتقاد به قرآن، اعتقاد به بهشت و جهنم، شیطان، حقیقت داشتن دین اسلام و در مجموع اعتقاد به اصول دین را می توان مورد بررسی قرار داد.

از نظر نینیان اسمارت، دین ۵ بعد دارد که عبارتند از:

۱) بعد مراسم عبادی. دین تا حدودی گرایش بدان دارد تا از طریق مراسم عبادی از جمله پرستش، نماز و نیایش، نذورات و صدقات و امثال آن، خود را بیان کند. در این رابطه چندین نظریه وجود دارد:

الف)وقتی به مراسم دینی فکر می‌کنیم اغلب درمورد امری بسیار رسمی و سنجیده می اندیشیم در صورتی که حتی کوچک ترین و ساده ترین حالت های ارتباط با خدا نیز اگر هماهنگ با نیت درونی باشد، مراسم عبادی تلقی می شود.

ب) چون مراسم عبادی هم مستلزم جنبه درونی است و هم ظاهری، همواره این امکان وجود دارد که جنبه ظاهری بر جنبه درونی غلبه کند. در این صورت است که مراسم عبادی تا حد یک فرایند مکانیکی یا قراردادی تنزل پیدا می‌کند. در واقع اگر افراد حرکات و اشارات مراسم مذهبی را بدون اینکه هیچ نیت یا احساسی که به آن رفتار معنی می‌دهد انجام دهند، این مراسم دینی صرفاً بعد صوری خواهد داشت.

ج) بسط معنی «مراسم عبادی» فراتر از اشاره آن به صور پرستش، قربانی و غیره نسبت به خدایان در عمل سهل خواهد بود. معنای مراسم عبادی بدون مراجعه به جوّ اعتقادی که این مراسم در آن ها اجرا می‌گردد، قابل فهم نیست. ‌بنابرین‏ نماز و دعا در بیشتر آیین ها در مقابل یک وجود الهی به جا آورده می شود.

۲) بعد اسطوره ای. کاربرد واژه اسطوره در ارتباط با پدیده‌های دینی نسبت به حقانیت یا کذب داستانی که در اسطوره از آن تحلیل کرده کاملاً طبیعی است. کاربرد واژه اسطوره نه تنها داستان هایی درباره خدا و خدایان و … را دربر می‌گیرد بلکه رویدادهای تاریخی با اهمیت دینی در یک سنت را نیز شامل می شود. ‌بنابرین‏ دین تحت عنوان بعد اسطوره ای، داستان هایی را مورد بررسی قرار خواهد داد که به رویدادهای تاریخی مهم مربوط می‌شوند و باز نسبت به واقعیت و صحت این داستان ها بدون تعصب است.

۳) بعد اعتقادی و اصول عقاید. همواره به راحتی نمی توان میان جنبه اسطوره ای و نمادین دین و آنچه در الهیات بیان می‌گردد تمایزی قائل شد. اصول عقیدتی کوششی است تا به آنچه از طریق زبان اسطوره ای و نمادین ایمان دینی و مراسم عبادی متجلی می‌گردد نظم، شفافیت و نیروی عقلانی بخشد. به طور طبیعی الهیات باید از نمادها و اسطوره ها استفاده کند.

۴) بعد اخلاقی. ادیان معمولاً مجموعه ای از دستورالعمل های اخلاقی اند. علم اخلاق رفتار فرد را مورد توجه قرار می‌دهد و اصول و ضوابط اخلاقی دین غالب نیز تا حدودی اجتماع را کنترل می‌کند.

ادیان در شکل دهی به گرایش های اخلاقی جوامعی که به آن ها تعلق دارند مؤثر بوده اند مع هذا تمایز میان آموزه های اخلاقی موجود در اصول عقیدتی و اساطیری یک دین و واقعیت های اجتماعی مربوط به کسانی که پیرو دین مورد بحث می‌باشند، اهمیت دارد.

۵) بعد اجتماعی. ادیان تنها نظام های اعتقادی نیستند بلکه در عین حال سازمان ها یا بخش هایی از سازمان هایی را تشکیل می‌دهند که از اهمیت اشتراکی و اجتماعی برخوردارند. البته این شکل اجتماعی دین تا حدودی با آرمان ها و کردارهای دینی و اخلاقی تحت حمایت دین تعیین می شود. متقابلاً بارها پیش می‌آید که آرمان های دینی و اخلاقی با شرایط و نگرش های اجتماعی موجود منطبق می‌گردند.

بعد اجتماعی روندی است که طی آن، دین مورد نظر نهادینه می شود که به موجب آن از طریق نهادها و آموزه هایش جامعه را در مسیری که خود را در آن می‌یابد، تحت تاثیر قرار می‌دهد.

۶) بعد تجربی. اگرچه انسان ها امید دارند که از طریق مراسم دینی به عالم غیب متصل شوند، دین شخصی طبعاً مستلزم امید به درک و تجربه آن جهان است.

هنگامی که رویدادها و زندگی انسان ها را در نظر می گیریم که از آن ها ادیان بزرگ سرچشمه گرفته اند عامل تجربه دینی حتی مهم تر می شود. بودا در حالی که در زیر درخت به تفکر نشسته بود به وارستگی نایل گردید. از طریق چنین تجربه هایی بود که محمد (ص) وحدانیت الله را ابلاغ نمود.

بررسی تاثیر این اعتقادات بر جهان معاصر ضروری است. اما تأکید عمده بر بعد باطنی است یعنی ادیان در تجربه شخصی چه مفهومی دارند و با چنین تجربه ای چگونه شکل گرفته اند.

با توجه به تحقیقات صورت گرفته می توان گفت که مذهب بر ابعاد مختلفی از زندگی انسان ها تاثیرگذار بوده و با آن ها مرتبط است که برخی از آن ها عبارتند از:

مذهب، مشاوره و درمانگری. مطالعات روانشناختی سنت های روحانی شرق به ویژه ذن، بودیسم و یوگا نشان داده‌اند که چگونه پدیده هایی چون تنظیم تنفس، مراقبه، ذکر و نظایر آن ها نه تنها آغازگر بسیاری از شیوه های درمانی بلکه امروزه از شیوه های بسیار مؤثر تلقی می‌شوند. (الیاده، ۱۳۷۲)

تاثیر مذهب از طریق آموزش «خودمهارگری»[۳۷]بر مهار اضطراب و تنیدگی نیز قابل توجه است. (جان بزرگی، ۱۳۷۸)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




در قضیه «ماوروماتیس» اختلاف بین یونان و انگلیستان دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی در رأی‌ ۳ اوت ۱۹۲۴ خود تأیید می کند که «این یکی از اصول حقوق بین الملل است که به یک کشور اجازه می‌دهد تا به حمایت از اتباع متضرر خود که بر اثر اعمال خلاف حقوق بین الملل کشور دیگر خسارت دیده و جبران خسارت آن ها از طریق عادی امکان پذیر نبوده، بپردازد. در واقع با اقداماتی که کشور متبوع شخص متضرر به نفع تبعه جهت اعمال حمایت دیپلماتیک معمول می کند، حق خود را مورد تأیید قرار می‌دهد. حقی که بر مبنای آن احترام به قواعد حقوق بین الملل را در قالب حمایت یکی از اتباعش ابراز می‌کند… همین که ادعایی از سوی یکی از اتباعش در دیوان مطرح می کند، از دیدن دیوان، تنها دولت، مدعی تلقی می‌گردد.»

در قضیه راه آهن پانی ویز سالداتیسکیس دعوی بین استونی و لیتوانی دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی اظهار داشت: «… حمایت دیپلماتیک و حمایت از طریق ابزارهای قضایی بین‌المللی، اقدامی در جهت دفاع از حقوق کشور است…»[۱۲۵]

ب : دکترین نو حمایت دیپلماتیک

نگرش نو با غیر واقعی دانستن گرایش کلاسیک، بر این عقیده است که در صورت ورود خسارت به شخص در اثر اعمال ناقض حقوق بین الملل تابعی، دولت متبوع شخص متضرر علی الاصول مکلف و ملزم به اعمال صلاحیت خود و اعطای حمایت دیپلماتیک به شخص متضرر است و نمی تواند به استناد پاره ای ملاحظات و حق ذهنی و یا نفعی معنوی که خاص خود می‌داند مانع اعمال این حمایت گردد. حمایت دیپلماتیک، حق مطلق اشخاص است، اما دولت متبوع شخص، حق عملی برای اجرای حقوق مذبور را دارد که تحقق آن منوط بر وجود شرایطی از جمله (فقدان منع قانونی، وجود شروط مقرر و…) می‌باشد. ‌بنابرین‏ اقدامات دولت متنوع شخص متضرر در قالب حمایت دیپلماتیک از جانب شخص متضرر است نه اقدام از ناحیه خود. هرچند بدین نحو نقض حقوق نسبت به خود (خسارت معنوی) را نیز جبران می کند. اما اینکه گفته شود خسارت وارده به یک تبعه در کشور خارجی، خسارت به دولت متبوع او نیز هست، بسیار مبالغه آمیز است[۱۲۶].

آموزه نو حمایت دیپلماتیک اینگونه توجیه می‌گردد که:

اولاً) عدم قابلیت دسترسی اشخاص به مراجع بین‌المللی جهت جبران خسارت‌های وارده به حقوق خود و تکلیف دولت متبوع شخص متضرر به اعمال حمایت دیپلماتیک. ابزاری جز این تأسیس جهت احقاق حقوق تقویت شده تبعه متضرر وجود ندارد.

ثانیاًً) اعطای اختیار مطلق به کشور ‌بر اعمال حمایت دیپلماتیک با اصلی که رفتار با بیگانگان را یک مسئله مربوط به حقوق بین الملل معرفی می کند و تضاد است.

ثالثاً) هرچند اشخاص از موضوعات حقوق بین الملل محسوب نمی گردند، اما ممکن است از حقوق مطابق حقوق بین الملل نظیر «حمایت دیپلماتیک» برخوردار گردند.

مبنای نگرش نو حمایت دیپلماتیک عبارت است از:

۱- تحولاتی که در جهت ترفیع موقعیت شخص در حقوق بین الملل و گرایش‌های فزاینده ای که در جهت حق مراجعه مستقیم یا غیر مستقیم اشخاص خصوصی در مواردی محدود به مراجع حقوقی بین‌المللی بدون توسط به مجاری حمایت دیپلماتیک دولت یا حمایت سازمان بین‌المللی مربوط با ظهور تابعان و بازیگران جدید در عرصه حقوق بین الملل ایجاد گردید.

۲- دگرگونی تلقی سنتی از حاکمیت، دولت‌ها حتی در امور داخلی خود دیگر اقتدار سابق را دارا نیستند بر همین اساس بسیاری از روابط در سطح ملی و بین‌المللی تغییر یافته اند.

دکترین جدید حمایت دیپلماتیک «شخص متضرر به ‌عنوان دارنده حق حمایت دیپلماتیک» در قضایای چند در آرای مراجع بین‌المللی تجلی پیدا نمود.

در قضیه «اینترهندل» دیوان بین‌المللی دادگستری اظهار داشت: «… کشور مورد نظر پذیرفته است که حقوق اتباعش در اثر نقض قواعد حقوق بین الملل مورد بی توجهی واقع شده است…»

ج : دکترین بینابین حمایت دیپلماتیک

تقابل بین نگرش کلاسیک و نگرش نو در خصوص هویت دارنده حق حمایت دیپلماتیک، باعث ظهور نظریه بینابینی نیز گردید.

مطابق دکترین مذبور در صورت ورود خسارت به شخص در اثر اعمال ناقض حقوق بین الملل تابعی، در خصوص هویت دارنده حق حمایت دیپلماتیک می بابیست با تمایز بین نوع حقوق تقویت شده قائل به تفکیک شد. در مواردی حق مذبور متعلق به دولت متبوع شخص متضرر و در مواردی متعلق به شخص متضرر و در مواردی که حقوق اساسی و سیستماتیک شخص متأثر شده، تواماً متعلق به شخص متضرر و دولت متبوعش باشد.[۱۲۷] در خصوص حق عملی جهت اجرای حق مذبور و اقامه دعوی بطرفیت تابع مختلف نیز در مواردی که تعقیب دعوی توسط شخص متضرر در سطح بین الملل ممکن و یک مرجع قابل دسترسی وجود داشته باشد، تنها بعد از اینکه دولت متبوع تصمیم به عدم مداخله و اقدام نمود متعلق به شخص متضرر است. در مواردی نیز که امکان مراجعه مستقیم شخص متضرر به مراجع بین‌المللی وجود دارد و شخص دعوی را در مراجع مذبور تعقیب می کند، امکان عملکرد موازی شخص متضرر و دولت متبوع او در اجرای حق مذکور مطرح گردیده است. بر مبنای نظریات مذبور، کشورها نیز مواضع مختلفی را در خصوص این موضوع اتخاذ نموده اند. تعدادی از کشورها اعطای حمایت دیپلماتیک کشور متبوع از شخص متضرر را یک حق اساسی و تعدادی دیگر یک تکلیف اساسی قلمداد می نمایند. کشورهایی نظیر انگلستان، سویس، ایرلند شمالی، حقی برای اشخاص جهت حمایت دیپلماتیک شناسایی نمی نمایند و آن را تکلیف کشور قلمداد نمی کنند، هرچند اشخاص در موارد استثنایی با حصول شرایطی می‌توانند از حمایت دیپلماتیک کشور متبوعشان بهره مند شوند.

کشورهایی نظیر آلمان، روسیه، آلبانی، فرانسه، چین و… اعمال حمایت دیپلماتیک را در جنگ نشود و…) یک تکلیف اساسی جهت کشور قلمداد می نمایند.[۱۲۸]

در موارد ۳و۴ طرح پیش نویس حمایت دیپلماتیک، حق حمایت دیپلماتیک را متعلق به شخص متضرر می‌داند، اما اجرای حقوق مذبور را در اغلب موارد یک حق عملی جهت کشور متبوع شخص متضرر و در مواردی که شخص متضرر قادر به اقامه دعوی جهت جبران خسارت وارده به خود نباشد و خسارت وارده ناشی از نقض شدید یک قاعده یوس کوگنس قابل استناد به کشوری باشد، یک تکلیف قانونی قلمداد می کند. البته کشور متبوع شخص متضرر از تکلیف مذبور در موارد ذیل مبری می‌گردد:

۱) اعمال حمایت دیپلماتیک به طور جدی منافع کشور را به مخاطره اندازد.

۲- کشور دیگری اقدام به حمایت دیپلماتیک از شخص نماید.

۳- شخص متضرر تابعیت غالب و مؤثر آن کشور را نداشته باشد.

موارد فوق در صدد اثر بخشیدن به تحولاتی است که در خصوص دارنده حق حمایت دیپلماتیک ایجاد گردیده، گرایشی که حق ویژه ای را جهت شخص متضرر به حمایت دیپلماتیک قائل گردیده است.

در خصوص بحث تعلق حقوق مورد تأیید، اینکه علی الاصول حمایت دیپلماتیک حق شخص است یا دولت متبوع او و در خصوص حق عملی اجرای حمایت دیپلماتیک به نظر می‌رسد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




    1. .ر.ک:کریستسن لازرژ،همان، ص.۱۷ ↑

    1. .حسین پارسایی، همان ↑

    1. .از دیگر کارکردهای نهاد عاقله تعدیل تعصبات قبیله ای و خانوادگی بوده است . علامه مجلسی قدس سره فرموده است : در زمان جاهلیت مردم تعصب بسیاری به حفظ خویشاوندان خود داشتند ، به گونه ای که قاتل را حمایت می‌کردند و او را از ولی مقتول دور نگاه می داشتند و نمی گذاشتند به سزای عملش برسد ولو این که به ناحق کسی را کشته بود . شارع مقدس به منظور تعدیل تعصبات ، در باب قتل خطایی – که قاتل در آن تقصیری ندارد – مقرر فرمود که دیه بر ورثه و خویشان او تقسیم شود که هم باعث قلت حمایت ایشان شود و هم کار بر قاتل آسان شود ؛ چون تقصیری نداشته است و از روی خطا انجام داده است . (ر.ک: همان) ↑

    1. .همان ↑

    1. .البته امروزه این پرسش مهم مطرح می شود که با وجود رسانه ها آیا باز هم می توان ادعا کرد خانواده مهمترین نهاد اعمال سیاست جنایی است؟که در فصل سو م به آن پرداخته می شود. ↑

    1. . System Approach ↑

    1. .از جمله وایتهدر که از پیشگامان نظریه ی سیستمی بود. ↑

    1. .فرشته صادقی،«بنیانگذاران نگرش سیستمی» ۸/۷/۱۳۹۱ http://forums.patoghu.com/thread37681.html

    1. . فرید رهنمای چیت‌ساز، ، هومیوپاتی چیست؟. سایت رسمی انجمن هومیوپاتی ایران: ۱۹ خرداد ۱۳۸۹٫[Online],<http://www.homeopathyiran.org/index.php?option=com_content&view=article&id=47&Itemid=29&lang=fa> ↑

    1. . فریدون وردی نژاد/۸/۷/۱۳۹۰http://www.verdinejad.com/visitorpages/show.aspx?isdetaillist=true&itemid=14608,8 ↑

    1. . عمده ی نظریات جامعه شناختی خانواده عبارتند از:.نظریه مبادله: یکی از نظریه پردازان این نظریه هومنز است که بیش تر به مبادله بین دو نفر توجه دارد و بر این باور است که اساس مبادله اجتماعی بر منفعت شخصی و ترکیبی از نیازهای ‌اقتصادی و روانی استوار است و سعی ‌کرده‌است که قضایای خود را بر مبانی روانی استوار سازد او قضایای متفاوتی را بیان می‌کند که اساس نظریه مبادله او را شامل می شود که این قضایا عبارتند از : یک قضیه موفقیت، دو قضیه ارزش، سه قضیه محرک، چهار قضیه محرومیت- سیری، پنج قضیه عقلانیت، شش قضیه پرخاشگری . نظریه توسعه خانواده نظریه ی دیگری ست که نظریه پردازان آن اذعان کرده‌اند که هنجارهای اجتماعی تعیین کننده زمان و ترتیب اتفاقات خانواده اند و انحراف از این هنجارها در نهایت منتهی به انحلال خانواده است. نظریه نظام ها نظریه ی بعدی است که بیان می‌دارد هر تغییری که بر یکی از اعضا یا خرده نظام ها تاثیر داشته باشد در کل خانواده اثر می‌گذارد. کارکرد نظام به تفهیم و تفاهم میان اعضایش بستگی دارد. این تفهیم و تفاهم اشکال گوناگونی به خود می‌گیرد از آزاد و راحت بودن گرفته تا پیام های متناقص و استعاره هایی که اعضای مخاطب در خانواده شاید به راحتی آن ها را درک نکنند. بر اساس نظریه نقش ها هر کدام از افراد در خانواده دارای موقعیت هستند و بر اساس این موقعیت نقشی را ایفا می‌کنند به عنوان مثال شوهر به عنوان پدر، همسر به عنوان مادر، پسر به عنوان برادر و دختر به عنوان خواهر ایفای نقش می پردازند، شوهر به عنوان مرد خانه نان اور خانه محسوب می شود، و مادر وظیفه خانه داری را به عهده دارد. نقشی را که اعضای خانواده بر عهده دارند با گذشت زمان و شرایط گوناگون دگرگون می‌شوند. خانواده که ابتدا به وسیله عقد زن و شوهر به وجود می‌آید نقشی را به وجود می آورد که جدا از نقش قبلی است. نقطه بحرانی این نقش شروع دوران زن و شوهری است، با ورود اولین فرزند به خانواده زن و شوهر نقش دیگری را به عهده می گیرند و روابط خانواده نقش دیگری را به عهده می‌گیرد . نظریه شبکه ای از دیگر نظریات جامعه شناختی ست که در مقابل نظریه هنجاری قرار دارد. ‌به این ترتیب که از دید نظریه پردازان شبکیه ای دیدگاه های هنجاری بر فرهنگ و فرآیندهای اجتماعی شدن تأکید می‌کنند و این که هنجارها و ارزش ها در فرد درونی می‌شوند در دیدگاه هنجاری چیزی که مردم را کنار هم قرار می‌دارد یک سری ایده های مشترک است. نظریه شبکه ای چنین دیدگاهی را رد می‌کند و اظهار می‌دارد که باید الگوهای علی که افراد جامعه را به هم متصل داشته است مطالعه کرد. اگر زن و شوهر هردو به شبکه ای از این قبیل تعلق داشته باشند و این شبکه ها حفظ شوند ازدواج صرفا به فراز روابط موجود تحمیل می‌گردد و به گونه ای که زوجین به سوی فعالیت ها و افراد بیرون باز به منزل کشانده می‌شوند در این حالت تفکیک خشک و انعطاف ناپذیر نقش ها امکان پذیر می شود زیرا زوجین هردو قادر به کسب حمایت خارج از حیطه خانواده خواهند شد. زهرا امین مجد ↑

    1. . اگرمطالب این قسمت را با مطالبی که در خصوص ویژگی های نظام سیست جنایی که در فصل اول گفته شد مقایسه کنیم، این نتیجه که خانواده به عنوان عنصر و المانی از یک نظام بایستی بازتاب ویژگی های آن نظام را داشته باشد، قابل درک است. ↑

    1. . اپستین و بیشاپ به نقل ازتقی آزاد ارمکی،همان، ص ۲۶ ↑

    1. . البته این امر با نوع خانواده مورد پذیرش سیاست جنایی ما و نوعی که مد نظرشارع است، مطابقت ندارد.در این قسمت صرفا به بیان نظریه مورد بحث و تبیین نقاط مشترک و مشابه آن با نظام سیاست حنایی مان پرداخته می شود. ↑

      1. . برای دیدن مقالات با موضوع مورد بحث ر.ک: سازمان صد او سیما ی جمهوری اسلامی ایران، دفتر امور زنان و خانوادهhttp://zanan.irib.ir/web/guest/34?id=335&CMD=cmsView&ns=_cmsList_INSTANCE0D3b ↑

    1. .رها نیک آئین«درنگی بر رابطۀ دین و ایدئولوژی»http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=125653 ↑

    1. .مرتضی مطهری،مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی،انسان درقرآن انسان و ایمان،بی تا، ۳۶-۴۸ ↑

    1. .هانا آرنت به نقل از محمدرضا خاکی قراملکی http://www.rasekhoon.net/article/show-29419.aspx

    1. . Field Researches. ↑

    1. . رضا احمدیان راد، روزنامه رسالت، شماره ۷۴۶۹ به تاریخ ۱۱/۱۱/۹۰، صفحه ۱۸ (اندیشه) ↑

    1. .همان ↑

    1. . لئواشتراوس((Leostrausبه نقل از پیشین. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




از امام محمد باقر (ع) پرسیدم:مردی را به اسلام خوانده ایم و او پذیرفته است. پس از آن، مرتکب شرب خمر، زنا و رباخواری شده است. به خاطر آنکه احکام اسلامی برای او بیان نشده است، آیا حد بر او جاری می‌شود ؟ امام (ع) در پاسخ فرمود : خیر، مگر آنکه اثبات شود که می‌دانسته این اعمال حرام‌اند (محقق داماد، ۱۳۹۱، ص ۱۶ و ۱۷).

اما مستندات و مجاری قاعده قبح عقاب بلا بیان در کلام بزرگان :

برای این قاعده به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد :

۲-۱-۱-۱-۱- اصل برائت

برای اثبات اصل برائت به دلایل ذیل استناد شده است :

۱- آیات قرآن کریم :

آیه ۱۵ سوره مبارکه اسراء :

«….. وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حًَتَّی نَبْعَثَ رَسُولا » خداوند می‌فرماید :

دأب ما این نیست که قبل از بعثت رسول (یعنی قبل از قیام حجت) کسی را عذاب کنیم و به عبارت دیگر : خداوند قبل از بیان و قیام حجت، عذاب نمی‌کند، و لذا نسبت به محتمل الوجوب، برائت از وجوب، و نسبت به محتمل الحرمه، برائت از حرمت جاری می‌شود. (صالحی مازندرانی، ۱۳۸۸، ج ۶، ص ۱۵ ).

آیه ۱۱۵ سوره مبارکه توبه :

« وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُم مَّا یَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ » و خداوند بر آن نیست که گروهی را بعد از آن که هدایتشان کرد به ضلالت (عقاب یا انحراف) بکشاند مگر آنکه آنچه را باید از آن پروا کنند برایشان بیان کرده باشد. آری خدا به هر چیزی داناست (اسلامی، ۱۳۸۶، ص ۱۹۲ )

آیه ۷۹ سوره مبارکه یوسف :

« قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذًا لَّظَالِمُونَ » گفت پناه ‌بر خدا که جز آن کس را که کالای خود را نزد وی یافته ایم بارداشت کنیم، زیرا در این صورت حتما ستمکار خواهیم بود. دکتر ابوالحسن محمدی در کتاب مبانی استنباط حقوق اسلامی به نقل از مرحوم استاد شهابی آورده است که منظور از کالای شرع در آیه مذکور احکام و تکالیف می‌باشد (محمدی، ۱۳۸۲، ص ۳۰۳ ).

آیه ۶ سوره مبارکه طلاق :

«….. لا یکلّف الله نفساً الا ما آتاها.. »… خداوند هیچ کس را جز بدانچه بدو داده است تکلیف نمی‌کند. لذا خداوند هیچ نوع تکلیفی نمی‌کند مگر هنگامی که آن را بیاورد و به مکلف برساند و به عبارتی خداوند متعال مکلف را در برابر تکلیف غیر واصل مسئول قرار نمی‌دهد (اسلامی، ۱۳۸۶، ۱۸۶ و ۱۸۷، ۱۸۸ ).

آیه ۲۸۶ سوره مبارکه بقره :

«… رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَهَ لَنَا بِهِ….» بار الها و آنچه تاب آن را نداریم بر دوش ما مگذار….لذا شارع تکلیفی که فوق طاقت مکلف است (تکلیف مالایطاق) نمی‌کند. حصول علم نسبت به قانون، ملازمه با علم به زبان قانون (حقوق) دارد در حالی که اکثریت جامعه زبان قانون را بلد نیستند پس تکلیف آن ها به فراگیری قانون، تکلیف مالایطاق است (پور الله یار، ۱۳۸۵، ص ۵۰ ).

آیه ۱۴۵ سوره مبارکه انعام :

« قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا…. » بگو‌ای پیامبر در آنچه به من وحی شده است هیچ چیز حرامی نمی‌بینم بر خورنده‌ای که آن را می‌خورد مگر آن که مردار یا خون ریخته شده یا گوشت خوک باشد که پلید است، یا قربانی که از روی نافرمانی به هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده باشد. پس کسی که بدون سرکشی و قانون شکنی مضطر به خوردن آن ها گردد، البته که خدای تو آمرزنده مهربان است. در این آیه خداوند متعال به رسولش تمسک به عدم وجدان برای نفی عقاب را یاد می‌دهد و دلالت دارد که به هنگام دست نیافتن بر تکلیف تأمین وجود دارد (اسلامی، ۱۳۸۶، ص ۱۹۱ و ۱۹۵ ).

۲- روایات و احادیث

حدیث رفع

حدیث نبوی « رُفِعَ عَنْ أُمَّتِی تِسْعَهُ أَشْیاءَ الْخَطَأُ… وَ مَا لَا یعْلَمُونَ… ». یعنی برداشته شده است از پیروان محمد( ص) (آثار یا مواخذه) نه چیز : اشتباه، فراموشی، اکراه، جهل، عجز، اضطرار، رشک و حسد، فال بد و وسوسه در آفرینش تا هنگامی که به زبان نیاورده باشند (محمدی، ۱۳۸۲، ص ۳۰۳ ).

حدیث حجب

حدیث حجب از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : « مَا حَجَبَ اللَّهُ عِلْمَهُ عَنِ الْعِبَادِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُمْ. » مفاد حدیث حجب این است که آنچه خداوند علمش را از بندگان پوشیده، (تکلیف آن) از آنان برداشته شده است (جمعی از پژوهشگران، ۱۴۲۶ ه ق، ج ۳، ص ۲۶۰ ). و به عبارت دیگر هر تکلیفی که مجهول باشد، مکلف نسبت به آن وظیفه‌ای ندارد و این مجرای اصل برائت می‌باشد (صالحی مازندرانی، ۱۳۸۸، ص ۳۳ ). لذا فقها و اصولیین ‌به این حدیث برای اصل برائت استناد کرده‌اند.

حدیث مطلق

از امام صادق علیه السلام « کل شیئ مطلق حتّی یرد فیه نهیٌ » یعنی : هر چیز از حکم ممنوعیت آزاد و رها است مگر اینکه در باره آن نهی وارد شود (جعفری تبریزی، ۱۴۱۹ه ق، ص ۱۴) لذا جز در مواردی که به طور صریح در کتاب و سنت نهی وارد شده، در عرصه‌های دیگر زندگی به انسان آزادی مطلق بخشیده است، خواه ناخواه تعیین خط مشی زندگی در چنین مواردی به خود انسان تفویض شده است و او می‌تواند به راهنمایی عقل به کشف قواعد حقوقی و وضع قانون دست یازد (عمید زنجانی، ۱۴۲۱ ه ق، ج ۳، ص ۱۱۱ ). دلالت این حدیث بر حجیت اصل برائت خیلی روشن است. (محمدی، ۱۳۸۲، ص ۳۰۳ ).

حدیث سعه

حدیث « الناس فی سعهٍ ما لا یعلموا » (محقق حلی، ۱۴۰۷ ه ق، جلد۲ ص ۴۷۸) این روایت که برای اثبات برائت در شبهات بدویه، مورد استدلال واقع شده و مضمون آن این است که مردم در سعه آن چیزی هستند که نمی‌دانند یا به عبارتی مردم نسبت به چیزی که حکمش معلوم نمی‌باشد، در سعه و راحتی‌اند (صالحی مازندرانی، ۱۳۸۸، جلد ۶، ص ۳۷ و ۳۸٫

حدیث عام

حدیث از امام صادق علیه السلام « کل شیء فیه حلال وحرام فهو لک حلال أبداً ما لم تعرف الحرام منه فتدعه» (طوسی، ۱۴۱۴ ه ق، ص ۶۶۹) مضمون این حدیث این است که هر چیزی که حرمت و یا حلیت آن مورد شک باشد، حلال است، مگر زمانی که حرمت آن معلوم و مشخص بشود (صالحی مازندرانی، ۱۳۸۸، جلد ۶، ص ۳۵ ).

قاعده درء

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




۲-۲-۹- تبیین رابطه حاکمیت شرکتی، جریان نقدی آزاد و پیش‌بینی پذیری سود

مطالعات متعددی مؤثر بودن نقش مکانیسم حاکمیتی را در نگاه به مسائل جریان نقدی مورد کنکاش قرارداده است. لی[۵۹] (۲۰۰۹) ‌به این نتیجه رسید در بازارهای نوظهور اثرات منفی جریان نقدی آزاد و مدیران ناکارآمد بر ارزش شرکت را می‌توان با آرایش مناسب هیئت مدیره و تغییر در ترکیب مدیران حل نمود. دیتمار و اسمیت، (۲۰۰۷) نشان دادند افزایش میزان سهام در قالب وجوه بازنشتگی باعث کاهش استفاده غیر مطلوب مدیران از منابع اضافی شده و باعث افزایش ارزش شرکت می‌رود. همینطور برنچ و همکارانش، (۲۰۰۰) دریافتند سهامداری توسط شرکت‌هایی که خود مبادرت به خرید سهام دیگر شرکت‌ها می‌کنند باعث خرج وجوه جریان نقدی توسط مدیران به عنوان سود سهام می‌رود وباعث دلسردی آنان نسبت به سرمایه‌گذاری غیر مطلوب که سود کمتری دارد می‌رود. افزون بر این احتمال سرمایه‌گذاری وجوه نقدی شرکت‌ها توسط مدیران با دخالت سرمایه‌گذاران بزرگ کاهش می‌یابد. دررابطه باحق‌الزحمه بازرسی گال و تیوست، (۲۰۰۱) نشان دادند مالکیت حجم زیادی از سهام شرکت توسط مدیران باعث تخریب رابط مثبت بین جریان نقدی آزاد و حق‌الزحمه می‌رود. (واو، ۲۰۰۴) معتقد است شرکت‌ها یی که جریان نقدی آزاد در آن‌ ها بالا است اختلافاتی زیادی بین سهام‌داران و مدیران بر سر منابع نقدی مازاد وجود دارد و به همین شرکت‌هایی که این وضعیت را دارند بهتر با توسل به مالکیت مدیریتی باعث کاهش حجم این چنین نقدینگی شوند. پاولینا ورنبرگ (۲۰۰۵[۶۰]) نشان دادند که سهامداری زیاد توسط کارمندان داخلی شرکت باعث می‌رود که شرکت به دنبال افزایش نقدینگی خود ساخته نباشد و به سرمایه‌گذاریهای کم بازده روی نیاورند. علاوه بر این مدیران که سهام عمده‌ای در شرکت دارند بیشتر تمایل دارند جریان نقدی آزادرا از باز تحصیل سود توزیع کنند و در معاملات کم سود منابع را هدر نمی‌دهند؛ ‌بنابرین‏ توقع داریم مکانیسم نظارت باعث کاهش اثرات منفی جریان نقدی مازاد بر پیش‌بینی پذیر سود باشیم.

۲-۲-۱۰- تبیین تأثیر تعداد نفرات (اندازه) هیئت مدیره در شرکت‌ها در بین حاکمیت شرکتی، جریان نقدی آزاد و پیش‌بینی پذیری سود

از منظر تئوریک گفته می‌رود مشکل جریان نقدی بیشتردرشرکت‌های بزرگ نمود دارد و سرمایه‌گذاریهای مرتبط با جریان نقدی آزاد به نسبت اندازه شرکت‌ها متفاوت است. وگات[۶۱]، (۱۹۹۴) معتقد است شرکت‌هایی که از رشد ندارند به استفاده ‌از جریان نقدی آزاد و سرمایه‌گذاری از این طریق بیشترتمایل دارنددرحالی که شرکت‌هایی ازرشدکمتری برخوردارهستند اختیار عمل بیشتری در سرمایه‌گذاری‌های مختلف دارند. در عمل، تصور می‌رود شرکت‌های بزرگ کنترل بازار را کاهش می‌دهند و با حفظ جریان نقدی آزاد سلطه خود بر بازار را حفظ می‌کنند. علاوه بر این مدیران شرکت‌های بزرگ انگیزه دارند تا با به کارگیری جریان نقدی آزاداندازه شرکت را توسعه دهند و با این کار به سود بیشتری دست یابند. از طرف دیگر شرکت‌های کوچک با مشکلات جریان نقدی آزادکمترتوجه می‌کنندتاازاین طریق بتوانند بر عملکرد مدیران نظارت داشته باشندومانع ‌از مصرف نابجای این منابع شوند. ازمباحث بالا چنین برمی‌‌آید که مشکل جریان نقدی آزاد در شرکت‌های بزرگ بدتر است و این موضوع ضرورت استفاده از مکانیسم نظارتی که بتواند مانع از اسراف منابع مالی شرکت شود و در عین حال قابلیت پیش‌بینی پذیری ‌سود را افزایش دهد هر چه بیشتر نمایان می‌سازد. در اصل این مسئله در مطالعات هارفوردوهمکارانش[۶۲] مورد تأکید قرارگرفته است زمانی که آنان دریافتند در شرکت‌های بزرگ مکانیسم نظارتی خوبی حاکم است؛ ‌بنابرین‏ انتظار می‌رود که کارایی مکانیسم نظارتی در کاهش مشکلات جریان نقدی و بهبود پیش‌بینی پذیری سود در شرکت‌های بزرگ نسبت به شرکت‌های کوچک بیشتر خواهد بود.

۲-۳- پیشینه تحقیق

۲-۳- ۱- تحقیقات خارج از کشور

جلیک و همکاران (۱۹۹۸) در تحقیقی با عنوان «اندازه شرکت و قابلیت پیش‌بینی پذیری سود» رابطه بین اندازه شرکت و قابلیت پیش‌بینی پذیری سود را بررسی کردند نتایج تحقیق آن‌ ها نشان داد که هراندازه که شرکت بزرگ‌تر باشد، سود شرکت باثبات‌تر و پیش‌بینی‌های سود توسط مدیریت دارای صحت و دقت بیشتری است. ‌بنابرین‏، انتظار می‌رود یک رابطه منفی بین اندازه شرکت و سطح خطای مطلق پیش‌بینی وجود داشته باشد.

آجینکیا و همکاران[۶۳] (۲۰۰۵) در تحقیقی با عنوان “حاکمیت شرکتی و قابلیت پیش‌بینی سود ” به بررسی رابطه ترکیب هیئت مدیره شرکت و سرمایه‌گذاران نهادی با ویژگی‌های پیش‌بینی سود مدیریت پرداختند. در این تحقیق برای آزمون دقت پیش‌بینی سود، خطای پیش‌بینی سود به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. نتایج تحقیق آنان نشان داد که مدیران غیرموظف با دقت پیش‌بینی سود رابطه معنادار مستقیم و درصد مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی نیز با خطای پیش‌بینی. سود رابطه معکوس دارد.

مک نایت و ویر[۶۴] (۲۰۰۸) در تحقیقی با عنوان “متغیرهای نظام راهبری شرکت و هزینه نمایندگی “با انتخاب نمونه‌ای شامل ۵۳۴ سال- شرکت از بین شرکت‌های بزرگ انگلیسی طی سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰، تأثیر متغیرهای نظام راهبری شرکت را بر هزینه های نمایندگی آزمون کردند؛ در این تحقیق هزینه های نمایندگی به سه صورت اندازه‌گیری شدند: نسبت فروش به دارایی‌ها، رابطه جریان‌های نقد آزاد و فرصت‌های رشد و تعداد شرکت‌های تحصیل شده توسط شرکت، متغیرهای مستقل نیز نسبت مدیران غیرموظف، نسبت مالکیت مدیران، نسبت مالکیت نهادی، نسبت بدهی و … بوده است. آن‌ ها در این تحقیق به نتایج ذیل دست‌یافتند:

۱- افزایش در مالکیت مدیران به کاهش هزینه های نمایندگی کمک می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




درچهارچوب (حقوق بین‌المللی عرفی)شکنجه عبارت است از«ایراد عمدی درد یا رنج شدید جسمانی یا روانی ‌بر قربانی که باهدف تحصیل اطلاعات یااقرار گرفتن ازقربانی یاشخص ثالث تنبیه قربانی یاشخص ثالث،ارعاب یا اجبار قربانی یاشخص ثالث یاهرعاملی که مبتنی برقسمتی ازاقسام تبعیض باشد،توسط یک مقام رسمی یا کسی که باتحریک،رضایت یا تأیید ‌و موافقت ضمنی یک مقام رسمی اقدام می کند یاکسی که یک مأموریت رسمی را انجام می‌دهد،ارتکاب می‌یابد».[۴۳]

وقتی که بزه دیده شکنجه سالمند باشد،آسیب بسیار شدید به اعضای خارجی ‌و داخلی یاحواس آن ها وارد می‌کند،باعث تخریب روحیه ‌و گرفتن میل به زندگی ازآنها می شود.

یکی ازنمونه هایی که ‌در یکی ازآسایشگاههای تهران مشاهده شده سالمند مبتلا به افسردگی شدید بود به صورتی که دراکثر ساعات روز گریه می کرد.درصد زیادی ازحواس خود را از دست داده بود.بی هدف ‌در خیابان راه می‌رفت،دربسیاری ازقسمتهای بدنش آثارضرب وجرح دیده می شد،هیچ امیدی به زندگی نداشت ودرفکر اقدام به خودکشی بود.

مبحث چهارم:آزاردیدگی ناشی ‌از جرائم علیه اموال ‌و مالکیت

گفتاراول:آزاردیدگی ناشی ازسرقت

جرایم علیه اموال ‌و مالکیت یکی دیگر ازعرصه های بزه دیدگی سالمندان است که همانند جرایم علیه اشخاصی که بزه دیدگی سالمندان درآنها بسیاربالاست ودرآمارجنایی سرقت یکی از رایج ترین جرائم علیه اموال است ‌در سال‌ ۱۹۹۵ درفرانسه ازنظر بزهکاری ظاهری ۳۶۶۵۳۲۰ فقره جرم احصاءشده است که ازاین رقم ۲۴۰۰۰۰۰ فقره آن سرقت وخرید وفروش اموال مسروقه بوده است.‌در کانادا ‌در سال‌ ۱۹۹۵، ۲۶۰۰۰۰۰ فقره جرم احصاء شده است که ۱۵۰۰۰۰۰ فقره آن سرقت وخرید وفروش اموال مسروقه بوده است.[۴۴]

سرقت ازجمله جرائمی است که ارتکابش بلافاصله احساس می شود ویا اینکه رقم سیاه سرقت ‌و به ویژه رقم خاکستری سرقت بالا است.تعداد شکایت های مربوط به آن بسیاربالاست.وبه همین جهت آمار سرقت درآمار جنایی ‌از جایگاه خاصی برخوردار است.به طوری که درمیان جرائم علیه اموال سرقت حدود ۷۰تا۷۵ درصد ازاین جرائم راشامل می شود.[۴۵]

سارق یامجرم برخلاف جرائم علیه اشخاص نیازبه شناخت بزه دیده ندارد.زیرا منظور تملک مال دیگری است.ولی درسرقت ‌از سالمندان وضعیت فرق می‌کند.درموارد زیادی سارق،مالک راکه یک سالمند است می شناسد مثلأ ممکن است سارق،مستخدم آن خانه ،خویشاوند،همسایه ویایک دوست یاهمکار باشد وبه محیط محل سرقت اشراف داشته ‌باشد و با آگاهی ازاینکه مالک دراکثر ساعات خواب است،دربستر بیماری است شنوایی ‌و بینایی ضعیفی دارد،توانایی دویدن ‌و فریاد زدن ندارد،تنها زندگی می‌کند وبه راحتی در روز یاشب باسلاح ویا حتی بدون سلاح می‌تواند وارد خانه او شود وبه راحتی بایک تهدید یا بستن دست وپای نحیف او یا نهایتأ ایرادضربه به سرش،بههدف شوم خود برسد.

سرقت یک سلسله جرائم مرتبط باخود رادارد،معمولأقبل ‌و بعد از سرقت،شبکه ای از جرائم نیز اتفاق می افتد،شکستن در یا خراب کردن دیوار(تخریب)ورود غیرمجاز به منزلغیر،ضرب وجرح،قتل،اخفاء اموال مسروقه،خرید وفروش اموال مسروقه ومانند آن که اگر بزه دیده سالمند باشد،آسیب هایی که پیر وهریک از این جرائم گریبانگیر او می شود به مراتب بسیار بیشتر می‌باشد،درتحقیقی که ‌در ژاپن انجام گرفته است مشخص شد که از ۱۴۸۳۵۹۰ فقره سرقت ‌در سال‌ ۱۹۸۹، ۵۱/۶ درصد آن ها یعنی ۹۶۵۵۶ نفربزه دیده سالمند بوده اند واین درحالی ست که از۶۱۱۳۳۰ نفر از افرادی که به دلیل سرقت بازداشت شده اند،۶/۲ درصد ازآنها یعنی ۱۵۹۵۸ نفرسالمند بوده اند.این آمارها نشان می‌دهند که بزه دیدگان سالمند بیشترازبزهکاران سالمند هستند.

گفتار دوم:آزاردیدگی ناشی ازجرایم کیف قاپی وجیب بری

بسیاری ‌از سالمندان تجربه جیب بری ازآنها ‌و به ویژه کیف قاپی رادارند.علت آن هم خصوصیات شکلی این جرائم و ویژگی های سالمندان می‌باشد که درکنار هم گویی موقعیت ارتکاب یک جرم سهل را برای مرتکبان فراهم می‌کند.این جرائم بویژه اطراف بانک هایی که سالمندان حقوق بازنشستگی خود را از آنجا دریافت می‌کنند،مراکز خرید،متروواتوبوس اتفاق می افتد.

متأسفانه اغلب جرم کیف قاپی با ایراد صدفات بدنی- گاهی بسیار جدی به سالمندان همراه است که عواقب آن گریبانگیر آن ها وخانواده شان می شود.

همچنین این جرائم برای سالمندان که دارای وضعیت مالی متوسط ویا پایینی هستند که شامل اکثر سالمندان(بویژه درکشور ایران)می شود وحقوق بازنشستگی ویاپول موجود درکیف یا جیبشان تنها راه گذاران امور مالی شان در روزهای آینده است ‌و صدمات مالی وروحی فراوانی به همراه دارد.

راه کارهایی مانند پرداخت حقوق بازنشستگی درمنزل سالمندان یاحضور مستمر پلیس دراطراف بانک هایی که حقوق بازنشستگی پرداخت می‌کنند تأثیر فراوانی ‌در پیشگیری خواهد داشت.خوشبختانه دربسیاری ‌از کشور ها ازجمله ایران،سازمان بازنشستگی کشور وتأمین اجتماعی باهمکاری شرکت پست،حقوق بازنشستگی سالمندان را که خواهان این امکان باشند به درب منزل آن ها می‌برند،طبق پژوهشی های انجام شده ‌در ژاپن ،زنان سالمند اغلب بیشتر ‌از مردان سالمند،بزه دیده جرائم جیب بری وکیف قاپی می‌شوند.

گفتارسوم:آزاردیدگی ناشی ‌از جرائم سوء استفاده مالی وکلاهبر داری

استثمار مالی سالمندان ازطریق شیوه های مجرمانه مانند کلاهبرداری،خیانت ‌در امانت،اختلاس جعل،فروش کالاهای تقلبی،فروش یک کالابه چندنفر،سرمایه گذاری متقلبانه وغیره امری شایع است.زیرا سالمندان درطی سالها پس اندازهای زیادی برای زندگی خود جمع‌ آوری می‌کنند و حسابهای پس انداز قابل توجهی دارند ‌و ازطرفی دیگر ترس ازتورم قدرت خرید آن ها راکم می‌کند وبیشتر باعث احساس نا امنی وبزه دیدگی درآنها می شود،تحقیقات انجام گرفته درکشورهای دیگر نشان می‌دهد که این نوع سوء رفتار،شایع ترین گونه سوء رفتار باسالمندان می‌باشد و مداخله قانون درآن ضرورت بیشتری دارد زیرا افرادی مانند مددکاران اجتماعی،روان شناسان وغیره نمی توانند به نحو مؤثری با آن بپردازند ‌و ضمانت اجراهایی مانند ابطال قرارداد یا وصیت نامه (وقتی که برای انعقاد آن بر روی سالمنداعمال نفوذ شده باشد)اقامه دعوی برای جبران خسارات وارده به اموال،اقامه دعوای استرداد اموال وغیره نیازمند تعقیب کیفری است.

استفاده غیرقانونی ازاموال سالمند،تجاوز ناروا به حق او برای تصرف دراموالش است ونابودکردن،استفاده نابجا ازاموال او ‌و امتناع از بازگرداندن آن به هنگام مطالبه مالک را شامل می شود.یک پژوهش آمریکایی بیان می‌کند بیشترین موارد تجاوز به حقوق مالی سالمند در خانواده مواردی بود که اعضای خانواده ‌از حساب‌های بانکی سالمندان مبالغ قابل توجهی پول بدون اجازه اوبرداشته بودند ومواردی که خانه یا سایر اموال سالمند بدون اجازه او به مالکیت فرد دیگری درآمده بود.

آن تحقیق ‌به این جمع بندی رسید که دراغلب موارد،تهدید به مداخله حقوق برای رفع تجاوز کافی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




از آنچه که تا به حال ذکر شد می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش برای مدیران و کارکنان باید یک امر روزمره ، مداوم و عادی تلقی گردد ، ولی متاسفانه به دلایل مختلف ، برخی از مدیران و مسئولان با امر آموزش کارکنان بسیار سطحی و کم اهمیت برخورد می‌کنند . گاهی هم دیده می شود که آموزش کارکنان توسط افرادی برنامه ریزی ، اداره و اجرا می شود که کوچک‌ترین اطلاعی ‌در مورد آموزش کارکنان ندارند . این دو موضوع باعث می شود که برنامه های آموزشی کارکنان ، چنان که در مواردی ملاحظه می‌گردد ، بی محتوا ، پراکنده و بدون هدف اجرا شود و کوچک‌ترین اثری در میزان دانش ، بینش و توانش یا نوع رفتار کارکنان نداشته و یا بعضاً نتیجه ای معکوس به همراه داشته است .

وجود چنین آموزش‌هایی در مراکز دولتی ، صنعتی و یا سایر سازمان‌ها انگیزه شرکت در کلاس‌های آموزشی را از شرکت کنندگان و مدیران سلب می کند و به همین علت هم دیده می شود که در ایجاد انگیزه ، برای شرکت در آن گونه کلاس‌های آموزش کارکنان ، بالاجبار امتیازاتی فقط مادی برای آن ها در نظر گرفته می شود که در آن صورت شرکت کنندگان صرفاً برای دریافت گواهینامه های مربوطه و استفاده از مزایای مادی آن در این کلاسها شرکت نموده و گاهی هم ممکن است مدت‌ها در انتظار بمانند ، ولی زمانی که در کلاس شرکت نمودند هیچ گونه انگیزه ای برای آموختن ندارند و صرفاً با شرکت در کلاس ، رفع تکلیف می‌نمایند . مشکل عمده و اساسی دیگر به فرض اگر برخی از دوره های آموزش کارکنان توسط صاحب‌نظران و متخصصین امر ، برنامه ریزی و اجرا می‌گردد و به همان دلیل نیز به اهداف آموزشی اعم از اهداف دانشی ، بینشی ،توانشی و رفتاری دست پیدا می‌کند ، ولی چون عملاً در محیط کار نمی توانند آموخته های خود را به کار بگیر ند اغلب ناگزیر خواهند شد کارها را بر عکس آنچه بدرستی آموخته اند ، عمل نمایند ، نسبت به امر آموزش بی علاقه و یا بی تفاوت می‌شوند یا آنکه عملاًتضادهایی بین آنان و مسئولان رده بالای آنان به وجود می‌آید .

برای حل پاره ای از مشکلات باید امور آموزش کارکنان را به افرادی محول نمود که دارای دانش ، تعهد ، آگاهی ، مهارت ، تجربه و سابقه قابل قبولی در امر آموزش باشند نه و به افرادی که بدون احساس تعهد و یا فقدان دانش و تجربه و سابقه آموزشی ، که فکر می‌کنند می‌توانند عهده دار مسئولیت‌های آموزشی گردند .

امور آموزش کارکنان را باید به افراد واجد شرایط سپرد و در آن صورت مشاهده خواهیم نمود که برنامه ریزی و اجرای صحیح دوره های آموزشی کارکنان چه اثرات مفید و مؤثری به همراه خواهد داشت .

پیشنهاد دیگر برای تقلیل موانع و مشکلات آموزش کارکنان اینکه به نظر می‌رسد بهتر است آموزش کارکنان در کلیه سطوح سازمانی به موازات یکدیگر صورت پذیرد و اگر امکانات اجازه این کار را نداد

آموزش از سطوح بالای سازمان شروع و به سطوح پایین تر تسری پیدا کند ، تا بدین وسیله یک زبان مشترک بین مدیریت و سایر کارکنان به وجود آید ، والا به دلایلی که قبلاً ذکر شد آموزش ، مشکلاتی را به همراه خواهد داشت .

دیگر اینکه برای به وجود آوردن انگیزه شرکت در دوره های آموزشی کارکنان ، باید سعی نمود محیط کار را برای اجرای آموخته های علمی کارکنان آماده ساخت و وسایل و ابزار و اختیارات لازم را به موازات مسئولیت‌ها به آنان واگذار نمود تا آثار آموزش کارکنان در سازمان ملموس گردد . (ابطحی،۱۳۸۳)

۲-۸آموزش سرمایه گذاری در سرمایه انسانی :

در تجزیه و تحلیل های اقتصادی سرمایه گذاری و سرمایه ، بیشتر روی سرمایه های فیزیکی مانند ماشین آلات ابزار یا ساختمان که در آینده با ایجاد ظرفیت تولید ، در آمد ایجاد می‌کند تمرکز می‌گردد اما دسته ای از اقتصاددانان کلاسیک مانند آدام اسمیت خاطر نشان کردند که به همان طریق مثلاً خرید یک ماشین نو یا دیگر صور سرمایه های فیزیکی ظرفیت یک کارخانه یا تشکیلات اقتصادی را افزایش می‌دهد ، تحصیلات نیز به افزایش توان تولیدی کارکنان کمک می‌کند ‌بنابرین‏ شباهتی بین سرمایه گذاری روی اقلام فیزیکی و انسان ترسیم گردید .

اما این مفهوم تقریباً تا سال ۱۹۶۰ که اقتصاد دانان آمریکایی « تئودور شولتز » هزینه سرمایه گذاری روی تحصیل را مانند یک روش سرمایه گذاری تجزیه و تحلیل کرد ، کاملاً گسترش نیافت . در سال ۱۹۶۲ « مجله سیاست‌های اقتصادی » که در امریکا چاپ می شد یک مقاله تکمیلی با عنوان « سرمایه گذاری روی انسان شروع می شود » منتشر کرد و «گری بکر » کتابی باعنوان سرمایه انسانی » منتشر کرد و در آن به تشریح یک تئوری ‌در مورد سرمایه گذاری روی تحصیلات و آموزش را تجزیه و تحلیل کرد .

از آن زمان مفهوم سرمایه انسانی در اقتصاد ، رایج گردید و اثر مفیدی روی تجزیه و تحلیل بازارهای نیروی کار ، تعیین حقوق و دستمزد و سایر مباحث اقتصادی نظیر تجزیه و تحلیل رشد اقتصادی ، داشته است . اما سرمایه گذاری روی انسان یک موضوع بحث انگیز باقی ماند . برای اندازه گیری نرخ بازگشت سرمایه گداری در آموزش تلاش‌های زیادی صورت پذیرفته است . بیشتر این تلاش‌ها از سوی منتقدانی صورت پذیرفته که معتقدند : آموزش توان تولید کارگران را افزایش نمی دهد اما توانایی‌های ذاتی و ویژگی‌های شخصیتی آن ها را بهره ورتر می‌سازد . (ساهینیدس و بوریس،۲۰۰۸)

۲-۹ اندازه گیری نرخ بازگشت سرمایه در سرمایه انسانی :

وقتی اقتصاد دانان از هزینه های آموزش صحبت می‌کنند در واقع آن ها به شباهت‌های زیادی که بین تحصیلات و سرمایه گذاری روی سرمایه های فیزیکی وجود دارد اشاره می‌کنند آن ها مدعی اند که اندازه گیری سود بخشی سرمایه گذاری روی سرمایه انسانی ( نرخ بازگشت سرمایه ) با بهره گرفتن از تکنیکهائی مانند تجزیه و تحلیل هزینه سود و ارزیابی سرمایه گذاری که قبلاً روی سرمایه های فیزیکی عملی شده ، امکان پذیر است .پولی که برای تحصیلات ، آموزش یا مراقبت‌های بهداشتی اختصاص می‌یابد سرمایه گذاری روی سرمایه انسانی در نظر گرفته می شود زیرا ، عایدی طول دوره زندگی کارگرانی را که از تحصیلات ، آموزش یا سلامتی بیشتری برخوردار ند بالا می‌برد .« آدام اسمت » در کتاب ثروت ملل می‌گوید به دست آوردن مهارتهایی در دوره تحصیل یا کارآموزی مستلزم هزینه هایی است این مهارت‌ها نه فقط قسمتی از ثروت و دارایی افراد به حساب می‌آید ، بلکه ثروت جامعه ای که فرد بدان تعلق دارد

را نیز تشکیل می‌دهد «مارشال » نیز می‌گوید ، هزینه برای آموزش با ارزشترین چیز محسوب می شود زیرا هم امکان تولید را افزایش می‌دهد و هم سود سرشاری را عاید سرمایه گذار می‌کند و از این راه بسیاری از افراد فرصت بروز استعداد نهایی خود را می‌یابند .

جدول ۲-۱ : مقایسه نرخ بازگشت سرمایه در سرمایه گذاری برروی تحصیلات

کشور

تعداد

شخصی

اجتماعی

دبستان

راهنمایی

سطوح بالاتر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




موارد فوق را می توان به طور خلاصه این گونه بیان نمود:

“تخصص صنعت حسابرس شامل خلق ایده های سازنده جهت کمک (خلق ارزش افزوده) به صاحبه- کاران، همچنین فراهم نمودن دیدگاه ها و یا راهکارهای تازه برای برخی از موضوع هایی که صاحبه کاران در صنایع مربوط به خود با آن مواجه می‌شوند.”

از آنجایی که حالات مختلف تخصص صنعت حسابرس به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، تحقیقات گذشته شاخص های مختلفی را برای اندازه گیری تخصص صنعت حسابرس به کار گرفته اند. رویکردهای سهم بازار و سهم پرتفوی غالباً به عنوان شاخص هایی برای تخصص صنعت حسابرس به کار گرفته می-شوند.

رویکرد سهم بازار[۶۹]:

رویکرد سهم بازار، یک متخصص صنعت را به عنوان یک مؤسسه حسابرسی که خودش را از سایر رقبایش از نظر سهم بازار در یک صنعت خاص متمایز ‌کرده‌است، تعریف می کند .این رویکرد فرض می- کند که با مشاهده سهم نسبی بازار مؤسسات حسابرسی که به یک صنعت خاص ارائه خدمت می‌کنند، می- توان به میزان دانش تخصص صنعت مؤسسه حسابرسی پی برد. مؤسسه ای که سهم بزرگتری از بازار را در اختیار دارد، از دانش تخصصی بالاتری ‌در مورد آن صنعت خاص برخوردار است. بعلاوه، سهم معنادار بازار در یک صنعت نشان دهنده ی سرمایه گذاری معناداری است که در مؤسسات حسابرسی در توسعه ی فن- آوری های حسابرسی خاص صنعت صورت گرفته است به طوری که انتظار می رود مزایای ناشی از بهبود کیفیت حسابرسی و صرفه اقتصادی (صرفه جویی های ناشی از مقیاس تولید انبوه)، افزایش یابد.

رویکرد سهم پرتفوی[۷۰]

رویکرد سهم پرتفوی، توزیع نسبی خدمات حسابرسی را در صنایع مختلف را برای هر مؤسسه حسابرسی مورد لحاظ قرار می‌دهد. این رویکرد بیشتر به راهبردهای مؤسسه حسابرسی مربوط است. صنایع صاحبکار مؤسسه حسابرسی با بیشترین سهم پرتفوی، نشان دهنده ی صنایعی هستند که مؤسسات حسابرسی دانش پایه ای معناداری را در ارتباط با آن صنایع ایجاد کرده‌اند و سهم بزرگ پرتفوی نشان دهنده ی این است که سرمایه گذاری معناداری توسط مؤسسات حسابرسی در توسعه فن آوری های حسابرسی مربوط به آن صنعت صورت گرفته است. با به کارگیری این رویکرد، احتمالاً مؤسسات بیشترین منابع را برای توسعه دانش خاص صنعت اختصاص داده‌اند، حتی اگر آن ها سهم عمده بازار را در آن صنعت در اختیار نداشته باشند. رویکرد سهم پرتفوی برخلاف رویکرد سهم بازار، مزیت نسبی بر سایر حسابرسان را در تعیین تخصص صنعت حسابرس دخالت نمی دهد.

به طور خلاصه، رویکردهای فوق در قالب معیارهای زیر نمایان می‌شوند، اما باید توجه داشت که معیارهایی که در ادامه می‌آید، اغلب انواع مختلفی از رویکرد سهم بازار است، بر اساس این فرض که تخصص صنعت از طریق شهرت در محیط های مشابه حاصل می شود و حجم وسیع (تعداد زیاد) مؤسسات تجاری در یک صنعت نشان دهنده ی تخصص صنعت هستند. با وجود این، سهم بازار به عنوان معیاری از تخصص دارای چندین محدودیت است. برای مثال، مشخص نیست که فواید متخصص شدن در یک صنعت از حسابرسی تعداد زیادی از مشتریان به دست می‌آید یا از تعداد کمی از مشتریان بزرگ. برای خاطر نشان ساختن این کمبودها، ما از چند شاخص موجود در ادبیات در رابطه با این موضوع بهره می گیریم. این معیارها شامل سهم مستمر بازار[۷۱] و متغیرهای مجازی که نشان دهنده ی سهمی عمده در بازار/ تسلط صنعت[۷۲] می شود (اعتمادی و همکاران، ۱۳۸۸، ۵-۳).

معیار اول، بر طبق تحقیق پالمروز متخصص صنعت این گونه تعریف می شود:” بزرگترین فروشنده در هر صنعت، همچنین دومین و سومین فروشنده بزرگ در صنایعی که تفاوت های قابل مشاهده ای بین دومین و سومین یا سومین و بقیه ی فروشندگان وجود دارد.”

معیار دوم، تخصص صنعت حسابرس را از لحاظ تسلط صنعت تعریف می کند. این تعریف محدود کننده تر از معیار پالمروز است. بر اساس تحقیق می هو و ویلکینز، هنگامی حسابرس به عنوان متخصص صنعت در نظر گرفته می شود که او بزرگترین فروشنده (ارائه دهنده خدمات) در صنعت باشد و تفاوت بین اولین و دومین فروشنده در صنعت حداقل ۱۰ درصد فروشنده سوم باشد. برای اندازه گیری تخصص صنعت از سهم مستمر بازار بر مبنای فروش به مشتریان استفاده می شود.

معیار سوم از تعداد صاحبکاران به عنوان مبنا بهره می‌گیرد. استفاده از چنین مبنایی از یک سو نگری[۷۳] حاصل از صاحبکاران بزرگ که با به کارگیری فروش به عنوان مبنا حاصل می شود، اجتناب می‌کند. ‌بنابرین‏، در وضعیت هایی که یک حسابرس دارای تعداد صاحبکاران کوچک در یک صنعت است، از این معیار استفاده می شود.

معیار چهارم، متخصص صنعت را حسابرسی تعریف می کند که دارای بیشترین تعداد صاحبکار در صنعت است.

معیار پنجم، از سهم بازار استفاده می‌کند که مبتنی بر تعداد صاحبکاران است، نه حجم فروش به آن ها (صاحبکاران).

معیار ششم، تعداد صاحبکاران حسابرسی شده به وسیله ی حسابرس است.

۲-۲-۱۷-۳٫ دوره تصدی حسابرس

بحث محدود کردن دوره تصدی حسابرس شامل دو مقوله مجزا می‌باشد. یکی تغییر در سطح کادر حسابرسی به خصوص در رده شرکا و مدیران و دیگری تغییر در سطح مؤسسه حسابرسی است. کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس تنها به چرخش شرکای حسابرسی اکتفا کرده‌اند و کشور هایی نظیر برزیل، کره، هند و سنگاپور شرکت ها را ملزم به تغییر مؤسسات حسابرسی بعد از طی یک دوره مشخص نموده اند. در این بین، کشور هایی نظیر اتریش، اسپانیا و کانادا نیز بعد از شکست در اجرای قانون تغییر اجباری مؤسسات حسابرسی، آن را بعد از مدتی کنار گذاشتند. چرخش مؤسسات حسابرسی برای اولین بار در سال ۱۹۷۴ در کشور ایتالیا اجرا شد. در قوانین تدوین شده توسط مراجع حرفه ای کشور ایتالیا، چرخش مؤسسات حسابرسی برای شرکت های خصوصی هر سه سال و برای مؤسسات دولتی هر نه سال اجرا می شد. اما در

    1. Business Entity ↑

    1. Audit Quality ↑

    1. De Angelo ↑

    1. Information Asymmetry ↑

    1. Capital Market ↑

    1. Audit Quality ↑

    1. De Angelo ↑

    1. Auditor reputation ↑

    1. Auditor industry specialization ↑

    1. Auditor tenure ↑

    1. Cost of equity capital ↑

    1. Client size ↑

    1. Financial Leverage ↑

    1. Book Value Stock ↑

    1. Market Value Stock ↑

    1. در سال ۲۰۰۷ مرکز کیفیت حسابرسی (CAQ) که وابسته به انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) می‌باشد فعالیت خود را برای انجام تحقیقات مرتبط با کیفیت حسابرسی آغاز ‌کرده‌است. ↑

    1. Cadbury report ↑

    1. Green bury report ↑

    1. Combined code ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




وسایل ارتباط جمعی

قبل از تعریف وسایل ارتباط جمعی باید به رسانه اشاره کنیم. رسانه به هر وسیله ای که فرستنده به کمک آن مفهوم مورد نظر خود را به گیرنده منتقل نماید، رسانه گفته می شود. رسانه موجود زنده ای است که پیامی را از یک پیام ساز به یک پیام گیر منتقل می‌کند. یک رسانه تمام ویژگی های یک موجود زنده را دارا است و پیام یک سازنده پیام را منتقل می‌کند. طبق گفته “مارشال مک لوهان”، پیام و پیام ساز هر دو به صورت یک چریان پیوسته به همدیگر تیدیل می‌شوند و دایره ای را تشکیل می‌دهند که در هر نقطه که یکی به پایان برسد، از همان نقطه دیگری شروع می شود. بر این اساس باید گفت که مفهوم medium یا وسیله ارتباطی (که جمع آن media می‌باشد) کلمه‌ای لاتینی است که به نحو عجیبی در مجموعه لغات “انگلوساکسون” وارد شده است، و معنی آن به طور کلی جریان انتقال از طریق وسایل ارتباطی است. media‌ عبارت از وسایل ارتباطی است و حامل‌های زیادی را در بر می‌گیرد. mass media عبارت از آن وسیله ارتباطی است که مورد توجه جماعت کثیری می‌باشد. به طور کلی منظور آن دسته از وسایل ارتباطی است که در تمدن‌های جدید به وجود آمده و مورد استفاده‌اند و ویژگی اصلی آنان قدرت و توانایی زیاد و شعاع عمل وسیع است(کازنو، ۱۳۸۷: ۷۱).

وسایل ارتباطی، خود بر گردونه ارتباطی، تأثیری شگرف بر جای می‌گذارند. این مسائل برخلاف انتظار، پدیده‌هایی خنثی و صرفاً کاتالیزور نیستند(تافلر، ۱۳۷۳: ۸۷). آن ها خود عصری نو پدید می‌آورند و به تمامی ارکان جامعه مؤثرند. از بین دیگر وسایل ارتباطی، امروز بیشتر سخن از وسایل ارتباط جمعی به میان آورده می‌شود. وسایلی شگرف که مظهر ارتقای فناوری انسان ها می‌باشند و دارای بیشترین تأثیر فرهنگی از میان تمامی ابزار و متون جدیدند. بالاخره، با شروع قرن جدید، وسایل ارتباطی جمعی پرتاب جوامع به سوی آینده را موجب گردیده‌اند. این وسایل در پیدایی عادات تازه، تکوین فرهنگی جهانی، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسان‌ها و بالاخره، کوچک شدن کره زمین و همسایگی ملل در دست، سهمی شگرف بر عهده دارند. آن چنان که برخی عصر نو را عصر ارتباطات می‌خوانند(ساروخانی، ۱۳۷۵: ۸۴).

بخش اول : نقش وسایل ارتباط جمعی

برای وسایل ارتباط جمعی وظایف و کارکردهای متفاوتی را اندیشمندان مختلف در طول سالیان گذشته ارائه کردند. “هارولد لاسول”وظایفی چند همانند مراقبت از محیط و ایجاد همبستگی بین اجزای گوناگون جامعه به منظور رفع نیازهای آن، را به عنوان وظایف اصلی وسایل ارتباط جمعی در نظر گرفته است(آدرنگ، ۱۳۸۵: ۵۶). ‌بنابرین‏ می توان گفت که “هارولد لاسول” سه وظیفه اصلی وسایل ارتباط جمعی را بدین گونه مطرح ‌کرده‌است:

۱- حراست از محیط،

۲- همبستگی بین اجزای جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی،

۳-انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر.

بر این اساس اندیشمندان دیگری وظایف وسایل ارتباطی را بدین گونه ارائه کرده‌اند(ساروخانی، ۱۳۷۵: ۴۵) :

الف) نقش تفریحی

وسایل ارتباط جمعی به طور معمول با زمان فراغت انسان ها برخورد می‌کنند. از این رو درمواردی چند، باید موجب جدایی موقت از واقعیت، فراموشی لحظه های دشوار زندگی، تمدد اعصاب و سرگرمی انسان ها شوند. ‌بنابرین‏، جزئی از کارکرد وسایل ارتباطی؛ صرفاً تفریح و تفنن انسان ها است. تا از آنان موجوداتی توانا و خلاق برای کار به بار آورد. البته این نحوه گذراندن اوقات فراغت هم، جنبه اخلاقی دارد، زیرا وسیله ارتباطی نمی تواند به هر ترتیب موجب خندیدن و تفریح را فراهم سازد و هم جنبه فرهنگی داشته باشد. فراغتی که به کمک این وسایل صورت می پذیرد، گذران زمان با بهره گرفتن از مقوله ای فرهنگی است. اگر وسایل ارتباط جمعی به درستی به کار آیند، همچون مدرسه ای بزرگ بر تمامی حیات انسان پرتو می افکنند(ساروخانی، ۱۳۷۵: ۱۰۹).

ب) نقش خبری

وسایل ارتباطی پخش خبر و اطلاع رسانی را به عهده دارند. رسالت آنان در انتقال سریع، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار در وقایع دنیا است. از همین رو، این وسایل کوچک شدن کره زمین و همسایگی ساکنان آن را موجب شده اند. تعدد این گونه وسایل و رقابت هدایت شده و درست آنان نه تنها می‌تواند به پخش سریع خبر در جامعه بیانجامد ، بلکه از برخورد اخبار آن ها حقیقت روشن و واقعیت آشکارتر می شود. (ساروخانی، ۱۳۷۵: ۹۹).

ج) نقش آگاه سازی

وسایل ارتباط جمعی به تحلیل اخبار و تشریع آن نیز می پردازند. وقایع متمایز و پراکنده ای که درجهان رخ می‌دهند به ظاهر متفاوتند و چنین به نظر می‌رسد که هیچ وجه تشابهی ندارند، اما در واقع و با نگاهی ژرف می توان علل بنیادی مشابهی برای آنان یافت. (ساروخانی، ۱۳۷۵: ۸۳).

د) نقشهای همگن سازی

وسایل ارتباط جمعی نزدیکی سلیقه ها، خواستها و انتظارات تمامی ساکنان یک جامعه را موجب می‌شوند. با ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه به خرده فرهنگ‌ها، فرهنگ‌های خاص و مجزا، ناپدید می‌شوند و به نوعی تمامی ساکنان یک جامعه تشابه می‌پذیرند و در سبک زندگی، علایق و خواستها از الگوی مشابهی که وسایل ارتباط جمعی به آنان می‌دهند، برخوردار می‌شوند(ساروخانی، ۱۳۷۵: ۸۷).

هـ)احساس تعلق اجتماعی

وسایل ارتباطی، مخصوصاً در جوامع جدید که در آن با امحای نسبی مسلک ها و جماعت ها روبرو هستیم، با افرادی برخورد می‌کنیم که در انبوه وسیع شهر و با کاستی روابط سنتی در تنهایی بی سابقه ای به سر می‌برند. حال صدای رادیو، یا تصویر تلویزیون و یا نوشته روزنامه ابزاری است در راه احساس تعلق اجتماعی. بر این اساس باید گفت که وسایل ارتباطی هم عامل و هم نشان دهنده تعلق اجتماعی انسان‌ها می‌باشند(ساروخانی، ۱۳۷۵: ۶۷).

پزشک خانواده

پزشک خانواده فردی است که دارای مهارت های لازم برای درمان بیماران بوده و بیماران قادرند در محل زندگی خود و در هر زمان او را برای دریافت خدمات بهداشتی و درمانی ملاقات کنند. پزشک خانواده آمادگی درمان و برخورد با بسیاری از بیماری های شایع در منطقه را دارا می‌باشد. (سازمان بهداشت جهانی ۱۹۹۲ ص۱۰) بعلاوه وی باید آگاهی و شناخت از کلیه مشکلات و زمینه هایی که موجب بروز بیماری در منطقه جغرافیایی محل خدمت اش می شود راداشته باشد. او بررسی کننده نیازهای اولیه پزشکی بیماران و غربال کننده آن ها برای ارجاع به مراکز تخصصی تر است. وی با شناخت و آگاهی کامل از خصوصیات جامعه ای که در آن کار می‌کند، قادر است مراقبت های پیشگیری و آموزش بهداشت را در هر مشاوره با افراد داشته باشد. پزشک خانواده همچنین زمینه تداوم مراقبت و پیشگیری درمان را تا حصول نتیجه نهایی فراهم می‌کند. (ایروان مسعودی، ۱۳۸۰، ص۱۱)

دیدگاه سازمان بهداشت جهانی

از نظر سازمان بهداشت جهانی پزشک خانواده مرکز تلاش های جهانی برای بهبود کیفیت خدمات، کاهش هزینه ها، اثربخشی و برقراری برابری در سیستم های مراقبت های سلامتی به شمارمی رود و تا سال ۱۹۹۷ برنامه پزشک خانواده در ۵۶ کشور جهان اجرا شد. (مزیدآبادی فراهانی، ۱۳۸۸، ص۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




مبتلایان به هراس اجتماعی بیشتر از دیگر بیماران اضطرابی یا آزمودنی‌های غیربیمار تمایل داشتند تعبیرهای فاجعه بار از رخدادهای اجتماعی نقش خفیف را بر گزینند (مثلاً “من آدم خسته‌کننده‌ای هستم”) که این یافته با الگوی شناختی همخوان است. موگ[۱۴۱]، متیوس و واینمن[۱۴۲] (۱۹۸۹) گزارش از یک آزمایش ارائه دادند که در آن مبتلایان به هراس اجتماعی، دیگر بیماران اضطرابی و آزمودنی‌های غیر بیمار خواسته شد تا گفتگوی کوتاه با خانمی جذاب (که عملاً نقش بازی می‌کرد) داشته باشند. به خانم گفته شده بود تا به صورت مرموز، اما دوستانه رفتار کند. بعد از گفتگو، آزمودنی‌ها افکارش را طبقه‌بندی و دسته‌ای از رفتارهای مثبت و منفی خود را درجه‌بندی می‌کردند. این رفتارها همچنین توسط ارزیابی‌های مستقل درجه‌بندی کمی‌شد. تجزیه و تحلیل یافته های مربوط به افکار آشکار ساخت که مبتلایان به هراس اجتماعی در افکار خود ارزشیاب منفی‌تری (در مقایسه با دو گروه دیگر) گزارش کردند.

فرض الگوی شناختی بر این است که ارزیابی‌های منفی مبتلایان به هراس اجتماعی از عملکردشان حداقل تا حدودی تحریف شده است. برای بررسی این فرض، استوپا و کلارک (۱۹۹۷) ارزیابی‌های کمّی (درجه‌بندی‌های کمّی) آزمودنی‌ها و ارزیاب‌های مستقل را در پی موقعیت گفتگو با خانم بازیگر مقایسه کردند. در مقایسه با ارزیابی، ارزیابی‌های مستقل، مبتلایان به هراس اجتماعی، عملکرد خودشان را پایین‌تر برآورد کرده بودند، در حالی که بیماران مبتلا به سایر اختلال‌های اضطرابی و آزمودنی‌های غیر بیمار نسبتاً دقیق ارزیابی کرده بودند (به نقل از کاویانی، ۱۳۸۵). دیگر محققان نیز دریافته‌اند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی بالا، عملکرد خود را کم برآورد می‌کنند، اما برآورد بیشتری از میزان اضطراب خود در نظر دیگران دارند (به نقل از بک و همکاران، ۱۹۸۸).

رفتارهای ایمنی موقعیتی

ولز و همکاران (۱۹۹۵) به آزمون این فرضیه پرداختند که رفتارهای ایمنی در جهت تداوم بخشیدن به هراس اجتماعی، مؤثرند. آن‌ ها به مقایسه جلسه رویارویی، موقعیت ترس‌آور و یک جلسه رویارویی مشابه که با کنار گذاشتن اختیاری رفتارهای ایمنی، همراه بود، پرداختند. اگر چه این دو شیوه به لحاظ درجه‌بندی “قابل قبول بودن” توسط بیماران متفاوت نبودند، لیکن یک آزمون رفتاری که قبل و بعد از ملاحظه درمانی انجام شد، نشان داد که رویارویی و کنار گذاردن رفتارهای ایمنی به طور معناداری کاهش بیشتری در اضطراب و درجه‌بندی کمّی باور، برای نتایج ترس‌آور به وجود می‌آورد. توجه معطوف به خود[۱۴۳] و کاربرد اطلاعات درونی برای ترسیم خود به مثابه یک موضوع اجتماعی در مبتلایان به هراس اجتماعی دیده می‌شود. بخش کلیدی الگوی کلارک و ولز (۱۹۹۵) این انگاره است که مبتلایان به هراس اجتماعی از اطلاعات درونی برای ترسیم خود (که نشان می‌دهد دیگران هم آن‌ ها را به همین گونه می‌نگرند) استفاده می‌کنند. و این اطلاعات نسبتاً مهم‌تر از ملاحظه رفتار واقعی دیگران است.

شماری از تحقیقات، یافته هایی را گزارش کرده‌اند که با جنبه‌های مختلف این فرضیه مطابقت دارد دسته نخست تحقیقات مطرح ساخته‌اند که باور مبتلایان به هراس اجتماعی مبنی بر این‌که ارزیابی دیگران نسبت به آن‌ ها منفی است بر اطلاعات دقیقی درباره واکنش‌های دیگران در مقابل آن‌ ها استوار نیست. استوپا و کلارک (۱۹۹۷) دریافتند که مبتلایان به هراس اجتماعی افکار خود ارزیاب منفی‌تری (مثلاً من خسته کننده‌ام) را در مقایسه با گروه گواه، در خلال گفتگو با یک بازیگر گزارش کردند، اما افکار منفی‌تری که حاکی از ارزیابی بازیگر باشد (مثلاً، او فکر می‌کند من خسته کننده‌ام) گزارش نکردند (به نقل از کاویانی، ۱۳۸۵).

وینستون[۱۴۴] و دیگران‌ با نشان دادن مجموعه‌ای از اسلایدها درباره بیان‌های هیجانی گوناگون به آزمودنی‌ها، به تحقیق در باب دقت در شناسایی هیجان منفی پرداختند. اسلایدهایی که نمایشگر بیان‌های چهره‌ای بود، برای۶۰ هزارم ثانیه نشان داده شد، هر اسلاید با یک طرح پوششی ادامه می‌یافت. دانشجویانی که در”مقیاس ترس از ارزیابی منفی (FNE)” (واتسون و فرند، ۱۹۶۹) نمره بالایی آورده بودند، در مقایسه با گروهی که نمره کمی کسب کرده بودند، به درستی بیان‌های چهره‌ای منفی زیادتری را شناسایی کردند، اما تحلیل چگونگی کاوش علامت[۱۴۵] آشکار ساخت که یک سوگیری پاسخ منفی در این گرایش دخیل بوده است. این بدان معنی است که دانشجویان دارای FNE بالا بیشتر گرایش دارند در غیاب اطلاعات عاطفی به دست آمده از چهره (که در مدت کوتاه بر صفحه ظاهر شده است) آن را منفی ارزیابی کنند. دسته دوم تحقیقات نشان دادند که مبتلایان به هراس اجتماعی میزان آگاهی از جزئیات یک تعامل اجتماعی را کاهش داده‌اند. کلارک و دیگران از یک الگوی تکمیل نقطه چین برای مقایسه توجه به محرک‌های اجتماعی (چهره‌ها) با توجه به محرک‌های غیراجتماعی (وسایل منزل و دیگر اشیاء روزمره) استفاده کردند.

در هر کوشش آزمایشگاهی به آزمودنی‌ها دو تصویر همزمان از چهره و یک شیء نشان داده می‌شد، مدت زمان ارائه هر جفت تصویر ۵۰۰ هزارم ثانیه (نیم ثانیه) بود که در ادامه یک حرف در مکان تصویر چهره یا تصویر شیء بر صفحه ظاهر می‌شد. زمان تکمیل طبقه‌بندی حروف برای ارزیابی سوگیری توجهی مورد استفاده قرار گرفت. دانشجویان دارای FNE بالا در مقایسه با دانشجویانی که FNE پایین داشتند از خود یک سوگیری توجهی برای گریز از چهره‌ها نشان دادند. این یافته با تحقیقات براتل[۱۴۶] و دیگران (۲۰۰۸) و هویر[۱۴۷] و دیگران (۲۰۰۸) هماهنگ است. آن‌ ها دریافتند که آزمودنی‌هایی که اضطراب اجتماعی زیادی دارند (در مقایسه با آزمودنی‌هایی که اضطراب اجتماعی کمی‌دارند) حافظه ضعیفی درباره جزئیات تعامل اجتماعی اخیر دارند. با این وجود، کلارک و ولز (۱۹۹۵) با بهره گرفتن از یک روش نسبتاً مشابه نتوانستند ‌به این نتیجه دست یابند (آلبانو، ۱۹۹۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




برای آزمون فرضیه اول از مدل اول استفاده می شود

DEBTit=(1)

برای آزمون فرضیه دوم و سوم از مدل دوم استفاده می شود.

DEBTit=α۰+

مدل فرایند اجرایی تحقیق

۱-۱۱)ساختار تحقیق

تحقیق حاضر از ۵ فصل تشکیل شده است . مطالبی که در این تحقیق ارئه شده به طور خلاصه به شرح زیر است:

فصل اول:کلیات تحقیق شامل مقدمه، بیان موضوع، اهداف تحقیق، اهمیت موضوع تحقیق، فرضیات تحقیق، قلمرو تحقیق، روش تحقیق، اطلاعات مورد نیاز و روش های جمع‌ آوری و تجزیه و تحلیل، تعریف واژه ها و اصطلاحات و ساختار تحقیق

فصل دوم: مبانی نظری تحقیق شامل مقدمه، روش های تامین مالی،ساختار سرمایه،فرهنگ مالیاتی، فرار مالیاتی،شیوه های فرار مالیاتی،بررسی عوامل مؤثر بر فرار از پرداخت مالیات ، پیشگیری از فرار مالیاتی،تمایز فرار مالیاتی و اجتنابمالیاتی،حاکمیت شرکتی، اعضای هیات مدیره، مروری بر تحقیقات خارجی،مروری بر تحقیقات داخلی

فصل سوم:روش شناسایی تحقیق شامل روش اجرایی تحقیق، تعریف و تبیین جامعه، نمونه و روش اندازه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه اجرای ارزشیابی، طرح تحقیق

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل و ارزشیابی اطلاعات( یافته های تحقیق) شامل؛ مقدمه، فرضیه های تحقیق

فصل پنجم: خلاصه، نتیجه گیری، پیشنهادها

فصل دوم:

مبانی نظری ‌و پیشینه تحقیق

۲-۱) مقدمه

یکی از موارد مهم برای منابع درآمدی آینده، مالیات است. مالیات علاوه بر تامین مالی مورد نیاز دولت نقدینگی را نیز کنترل کرده و ضمن توزیع بهتر درآمد و ثروت کشور آن‌ ها را در محل‌های مناسب خرج می‌کند. در کشورهای در حال توسعه مثل ایران درآمدهای مالیاتی پس از درآمدهای نفتی از اهمیت خاصی برخوردارند. از طرف دیگر ترکیب درآمدهای مالیاتی به علت عوامل اقتصادی و فرهنگی و تاریخی از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است، هر چند ‌بر اساس تحقیقات به عمل آمده، کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای صنعتی در امر وصول مالیات از تزلزل بیشتری برخوردارند. مسلماً در وصول مالیات‌ها در کشورهای در حال توسعه باید نکات مهمی را در نظر گرفت. سهم هر فرد در پرداخت مالیات باید متناسب با درآمد و یا ثروت وی باشد.افرادی که درآمد بیشتری کسب می‌کنند نشانه ی آن است که آن‌ ها از امکانات موجود جامعه بیشتر استفاده می‌کنند، در نتیجه باید برای تامین امور مالی جامعه نیز سهم بیشتری را پرداخت کنند. در این صورت عدالت اجتماعی که یکی از اهداف بارز و مورد تأکید نظام اسلامی است نیز تحقق خواهد یافت.مالیات عمده‌ترین منبع ‌تامین کننده ی مخارج دولت است علاوه بر آن دولت با اخذ مالیات و جمع‌ آوری و هدایت آن در جهت انجام سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی در واقع نقشی زیربنایی را در توسعه ی اقتصادی ایفا می‌کند در این حالت که دولت به منبع مهم درآمدهای مالیاتی چشم دوخته تا بتواند طرح‌های عظیم اقتصادی خود را به نحو جامع و کامل اجرا کند. متاسفانه با توجه به اهمیت همکاری اشخاص حقیقی و حقوقی با دولت در برخی موارد مشاهده می‌شود که افرادی درصدد عدم انجام مسئولیت قانونی خویش در قبال برخورداری از خدمات دولتی هستند و مالیات قانونی و حقه ی دولت را پرداخت نمی‌کنند. کوشش برای کاستن از بار مالیاتی در گذشته و حال امر رایجی بود و افراد بسیاری کوشش خود را صرف یافتن راه‌هایی جهت نیل ‌به این مقصود می‌کنند.

مدیریت هرساله سود شرکت را برای دو هدف تهیه می­ نماید. از یک طرف با هدف گزارشگری مالی و مطابق با اصول پذیرفته شده و عمومی حسابداری و از طرف دیگر به منظور تعیین مالیات بر درآمد شرکت و مطابق با قانون مالیات های مستقیم. مطابق با بخش ۴۴۶ قانون مالیات های مستقیم در آمریکا و ماده ۱۸ از تصویب­نامه اصلاحیه آئین‌نامه تبصره ۲ ماده ۹۵ قانون مالیات­های مستقیم در ایران، سود مشمول مالیات ‌بر مبنای‌ “استانداردهای حسابداری”و در نتیجه بر مبنای تعهدی تهیه می‌گردد. علی رغم این، مدیران، زمانی روش­های انتخاب شده برای اهداف مالیاتی را برای گزارشگری مالی و بالعکس، به کار می‌برند که منافع این کار، بیشتر از هزینه­ های آن باشد. از جمله منافع این کار، اجتناب از رسیدگی های اضافی و جرایم احتمالی از طرف سازمان مالیاتی خواهد بود. اما این همخوانی رویه­ ها ممکن است هزینه­ های غیرمالیاتی نیز در برداشته باشد، به عنوان نمونه، به کارگیری روش اولین صادره از اولین وارده(FIFO) برای موجودی ها ممکن است منجر به کمتر نشان دادن سود و در نتیجه، مالیات مورد نظر شود که مزیت یا منافع این امر، نگهداری وجه نقد بیشتر برای شرکت خواهد شد. اما در مقابل، سود کمتر از دیدگاه اعتبار دهندگان شرکت ممکن است هزینه بهره بالاتری را برای شرکت به دنبال داشته باشد(کلوید۵، ۱۹۹۶). نتیجه به کارگیری و مد نظر قرار دادن منافع و هزینه های مذکور از طرف مدیریت منجر به تفاوت بین سود قبل از مالیات گزارش شده در صورت سود و زیان و سود مشمول مالیات(تفاوت دفتری مالیات۶) خواهد شد(میلز۷، ۲۰۰۱). ‌بنابرین‏، نحوه برآورد سود مشمول مالیات یا به عبارت دقیق تر، تفاوت دفتری مالیات و پرداخت های مالیاتی از جمله عوامل بسیار مهمی هستند که می توان از طریق آن اجتناب مالیاتی را اندازه گیری نمود.

۲-۲) فرار مالیاتی

فرارهای مالیاتی را می‌توان به دو دسته ی بزرگ تقسیم کرد:

۱)ترفند مالیاتی (طریق مبتنی بر قانون):

Clloed(1996) Mellese(2001)

‌به این معنی که مودی (مالیات‌دهنده) سعی می‌کند با بهره گرفتن از مواد قانونی و حفرهای موجود در آن

مالیات کم‌تری را بپردازد بی‌آن‌که از صورت ظاهر قانون عدول کند،

۲) فرار مالیاتی:

دومین طریقه روش کسانی است که با مبادرت به انتشار یا تقلب یا اعمال خلاف قانون سعی در نپرداختن مالیات دارند. از جمله نگهداری دو دسته دفاتر و مدارک برای ثبت معاملات، یک دفتر برای خود مودی که دخل و خرج وی را به درستی نشان می‌دهد و دفتر دیگر برای ارائه به مأموران مالیاتی جهت محاسبه ی مالیات و همچنین در معاملات نقدی و عدم ثبت این معاملات، پرداخت‌های نقدی که بابت خرید کالا یا خدمات انجام می‌شود و وظیفه ی مأموران مالیاتی را جهت ردیابی و کشف آن‌ ها و اخذ مالیات مربوطه دشوار می‌کند.عواملی دیگر همچون: حضور سیاستمداران افتخاری در شرکت‌ها جهت پایین آوردن مالیات، بالا بردن بهای قیمت تمام شده ی کالای فروش رفته، تغییر و جابه‌‌جایی محل فعالیت شرکت هر سال یک بار جهت عدم شناسایی توسط مأموران مالیاتی، دادن آدرس‌های صوری در هنگام تأسيس شرکت‌ها، انحلال و ثبت مجدد شرکت‌ها به طور متوالی و….

۲-۳) تمایز فرار مالیاتی و اجتنابمالیاتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




      • زمان انتظار: هر قدر تحویل کالا سریعتر باشد، مسئولیت کانال توزیع برای ارائه خدمات سنگین تر و بیشتری است.

  • پشتیبانی خدماتی : آیا مشتریان خواهان خدمات همراه هستند، خدماتی نظیر تحویل، اعتبار، تعمیرات و نصب و … . هر قدر خدمات همراه کالا دفتر باشد، کانال توزیع باید خدمات بیشتری ارائه دهد (Kotler& Armestrong . 2003: 443 & 444).

یک شرکت باید خدمات مورد نیاز مصرف کننده را با توجه به میزان امکان پذیری تأمین این خدمات و هزینه های مربوطه و با انتظارات مشتری درباره قیمت فروش کالا تعدیل کنند. موفقیت خرده فروشی ها تخفیف دار نشان می‌دهند که مصرف کنندگان اغلب حاضرند انتظارات خود را درباره سطوح خدمات کاهش دهند، مشروط بر اینکه این کاهش منجر به کاهش قیمت فروش می‌گردد.

۲-۱-۷-۲: تعیین اهداف محدودیت های کانال:

اهداف کانال از اهداف بازاریابی شرکت مشتق می شود. اهداف کانال، باید با سطح خدمات مورد انتظار مشتریان متناسب باشد. شرکت می‌خواهد در هر بخش بازار، بهترین کانال توزیع را برگزیند. در واقع هر شرکتی معمولاً با چندین قسمت بازار روبرو است که از کانال توزیع، خدمات مختلفی را انتظار دارد. چنین شرکتی، قسمت‌هایی از بازار را قصد دارد به آن ها خدمت کند و بهترین کانالی را که می‌تواند در هر بازار استفاده کند، خود بر می گزیند. بازاریاب هنگام انتخاب ساختار کانال توزیع، مجبور است عوامل محدود کننده متعددی را در نظر داشته باشد. برخی از این عوامل محدود کننده عبارتند از:

ماهیت محصول، سیاست‌های شرکت، واسطه های بازاریابی، شرکت‌های رقیب و محیطی که شرکت در آن فعالیت دارد، بر هدف کانال توزیع شرکت اثرات شدید دارند. برای مثال، کالاهای فاسد شدنی برای جلوگیری از هر گونه تأخیر و معطلی، به بازاریابی بیشتری نیاز دارند. کالاهای حجیم مانند مصالح ساختمانی یا نوشابه، به کانالهایی نیاز دارند که مسافت حمل و نقل و میزان جابجایی به حداقل برسد.

همچنین «ویژگی‌های شرکت» هم نقش مهمی را ایفا می‌کند. برای مثال، وضعیت مالی، اندازه و بزرگی شرکت، تعیین کننده وظیفه بازاریابی یا نقشی است که واسطه ها باید ایفا کنند. استراتژی بازاریابی یک شرکت (مبنی بر تحویل سریع جنس به مشتری) می‌تواند بر فعالیت‌های مورد نظر شرکت (که واسطه ها باید انجام دهند) تعداد فروشگاه ها و شیوه حمل و نقل اثرات شدید بگذارد (کاتلر و آمسترانگ، ۱۳۷۹: ۵۶۹).

مشخصات واسطه ها نیز بر طرح کانال تأثیر می‌گذارد. شرکت باید واسطه هایی را بیابد که هم تمایل به توزیع کالا و هم توانایی انجام کار داشته باشند. باید توجه داشته باشیم که توانایی واسطه ها برای انجام فعالیت‌های تبلیغات، ارتباط با مشتری، انبار داری و اعطای اعتبارات به خرده فروشان، نسبت به یکدیگر تفاوت می‌کند. برای مثال نماینده فروشی که علاوه بر محصول ما، نمایندگی فروش بسیاری از محصولات دیگر را در اختیار دارد، می‌تواند کالای ما را با هزینه کمتر توزیع نماید چرا که هزینه های توزیع این نماینده، بر محصولات متعددی که توزیع می‌کند، سرشکن می شود ( محبعلی ، ۱۳۷۸ : ۲۸۵ و ۲۸۶ ).

هنگامی که شرکت، کانال توزیع خود را طراحی می‌کند، باید « کانال‌های رقبا »ی خود را نیز بررسی کند.

ممکن است شرکت بخواهد به منظور رقابت با رقیبان، از همان کانالهایی استفاده کند که رقبا از آن ها استفاده می‌کنند و از همان مجاری فروشی که کالاهای رقبا را می فروشند، از همین روست که تولیدکنندگان مواد غذایی می خواهند که مارک‌های خود را در کنار مارک‌های رقبا، قرار دهند. مثلاً شرکت برگر کینگ علاقمند است محصولات خود را در کنار محصولات مک دونالد، قرار دهد.

و سرانجام «عوامل محیطی» نظیر اوضاع و احوال اقتصادی و محدودیت های قانونی نیز بر تصمیمات به طرح کانال توزیع اثر می‌گذارند. قوانین و مقررات از شکل گرفتن کانالهایی که به نحوی موجب کاهش رقابت یا به وجود آمدن انحصار می‌گردد جلوگیری می‌کند به عنوان نمونه، قانون انحصاری و محدود. تولید کننده ای، یک توزیع کننده یا فروشنده را از فروش در خارج از محدوده ای مشخص منع کند این مسئله می‌تواند به یک مشکل قانونی مهم تبدیل شود. ‌بنابرین‏ هنگام انتخاب ساختار کانال باید درک درستی از مسائل قانونی داشته باشیم ( عبدالوند، ۱۳۸۴، ۱۷۶).

همچنین در یک اقتصاد در حال رکود، تولید کنندگان، کانال‌های توزیع کوتاهتر را انتخاب کرده و حتی الامکان خدماتی را که باعث افزایش قیمت فروش کالا می‌شوند، حذف می‌کنند.

۲-۱-۷-۳: تجزیه و تحلیل وظایف کانال:

بازاریاب باید از وظائفی که انجام آن برای انتقال کالا از تولید کننده به مشتریان ضرورت دارد فهرستی تهیه کند و وظایف حیاتی و مهم را از بین این وظایف شناسایی کند. قدم بعدی در تجزیه و تحلیل کانال، تعیین اهداف و تصمیمات واقع گرایانه برای انجام کارهایی که می‌تواند به صورت مؤثر توسط شرکت انجام دهد و یا آنهایی که به خاطر محدودیتهای خاص نمی تواند صورت گیرد.

۲-۱-۷-۴: شناسایی گزینه های اصلی:

زمانی که اهداف کانال توزیع برای شرکت مشخص شد، شرکت باید به تعیین گزینه های خود بر حسب ۱- نوع واسطه ۲- تعداد واسطه ۳- مسئولیت هر یک از اعضا کانال اقدام کند.

۲-۱-۷-۴-۱ : انواع واسطه ها:

سازمان باید انواع واسطه هایی را که برای انجام امور مربوط به کانال توزیعشان در بازار وجود دارد، شناسایی کند. انواع واسطه ها می‌توانند شامل زیر باشد:

الف – پرسنل فروش خود سازمان : شرکت می‌تواند تعداد فروشندگان مستقیم خود را افزایش دهد. یعنی با افزایش پرسنل فروش می توان تماس مستقیم با مشتریان را بیشتر کرد این کار را می توان از طریق تعیین فروشندگان برای مناطق عملیاتی و به کار گماردن فروشندگان جداگانه برای هر یک از تولیدات انجام داد.

ب – نمایندگی های شرکت در مناطق مختلف: این نمایندگی ها واحدهای مستقلی هستند که کالاهای وابسته به شرکت‌های متفاوت را به فروش می رسانند.

ج- واسطه های توزیع کننده: شرکت می‌تواند حق انحصاری و فروش محصولات خود را ‌به این واسطه ها داده و درصد بیشتری سود بر آن ها تعیین کند، ‌در مورد کالاها به آن ها آموزش‌های لازم را داده و از آن ها حمایت تبلیغاتی به عمل آورد.

غیر از موارد بالا، شرکت می‌تواند روش های دیگری را خود ابداع کرده و از آن روش‌ها برای توزیع کالاهای خود استفاده نماید (کمالی،۱۳۸۱،۱۵۳)

۲-۱-۷-۴-۲ : تعداد واسطه ها ( قدرت و پوشش توزیع):

یکی دیگر از تصمیمات مهم در طراحی کانال توزیع، تعیین تعداد واسطه های توزیع است کانال توزیع را می توان با توجه به عمودی (طول) و بعد افقی (عرض) آن مورد بررسی قرار داد طول یک کانال شامل تعداد سطوح وابسته مورد استفاده در آن کانال می‌باشد. عرض کانال شامل تعداد موسساتی است که در یک سطح مثلاً سطح خرده فروشی محصول را عرضه می‌کنند (Reinecke .1989:208)

رفتار خرید بازار هدف و ماهیت محصول در این تصمیم گیری تأثیر مستقیم دارد. افزایش تعداد واسطه ها به طور عمودی باعث بالا رفتن هزینه ها و کاهش رقابت پذیری محصول می شود. معمولاً این نوع حرکت در شرایط کمبود و بحران‌های اقتصادی دیده می شود. (ونوس و همکاران، ۱۳۷۹، ۲۹۱)

شرکت باید تصمیم بگیرد که چه تعداد از هر نوع واسطه را مورد استفاده قرار دهد در اینجا سه نوع استراتژی را کاتلر عنوان می‌کند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ اگر ثمن کلی فی الذمه و کلی در معین باشد، بایع نمی تواند بدون اذن مشتری آن را قبض کند زیرا که تعیین فردی از افراد ثمن در اختیارمشتری می‌باشد نه بایع. مثلاً اگر مشتری مصداق کلی را تعیین و بنام فروشنده بسته بندی کند و به مؤسسه‌ حمل و نقل بسپارد، ازآن تاریخ است که بایع مالک ثمن می‌گردد و در نتیجه می‌تواند ثمن را قبض کند(همان).

نتیجتاً ‌در مورد ثمن عین معین اذن مشتری لازم نیست و ‌در مورد ثمن کلی فی الذمه و کلی در معین اذن مشتری لازم است.

۲-۴-۱-۱-۳- تنفیذ قبض از جانب مشتری

دیدیم که اگر ثمن کلی باشد برای قبض آن اذن مشتری لازم است و چنان چه بدون اذن مشتری قبض گردد، قبض نامشروع و درحکم عدم قبض است. اما اگر مشتری چنین قبضی را تنفیذ کند، قبض مذبور به قبض مشروع تبدیل می‌گردد و فرد قبض شده ثمن تلقی می‌گردد و در نتیجه برای بایع خیار تأخیر به وجود نمی آید(کاتوزیان، ن.۱۳۷۶، ج۵، ص۹۱۸).حال سوال این است که از جهت آثار حقوقی، از چه زمانی رضایت بعدی مشتری نسبت به قبض ثمن به بایع که قانوناً حق قبض را نداشته، موجب مشروعه شدن قبض می‌گردد؛ زمان قبض ثمن یا زمان رضایت مشتری.

شیخ انصاری اول فایده بحث را بیان می کند، ایشان می فرمایند: ثمره ای که برای کاشفیت یا مثبتیت مترتب می شود این است که اگر قبل ازسه روز، بایع ثمن را قبض کند ومشتری بعد از سه روز اجازه کند، در این صورت بنا بر نظر کاشفیت خیار بایع ساقط می شود اما بنا بر نظریه مثبتیت گویا قبض الان واقع شده ولذا مسقط خیار تأخیر ثمن نمی باشد (انصاری، ۱۳۷۵، ص۲۴۵).

زیرا قبض ثمن بعد از سه روز صورت گرفته ونه قبل از آن. سپس ایشان نظر قوی تر را نظر مثبت می دانند یعنی رضایت بعدی مشتری، قبض را از زمان حصول رضایت مشروع می‌سازد ونه زمان قبض آن. به نظر می‌رسد که نظر صحیح همان نظر شیخ انصاری باشد. در تأیید آن نائینی می‌گوید، اذن بعدی مشتری می‌تواند قبض را صحیح بنماید وموجب مشروع شدن قبض از زمان حصول رضایت بشود، زیرا اذن مالک درعقد فضولی که ‌بر نظر کشف برقرار شده به وسیله دلایل و مدارک خاص آن در خصوص معاملات ایجاد شده است ونمی توان آن را در این مورد قیاس نمود(نائینی.۱۴۱۳٫ج ۱، ص۵۵۶).

‌بنابرین‏، دلایل مشروع گشتن قبض در زمان حصول رضایت را می توان بدین گونه برشمرد. اولاً: رضایت بعدی مشتری، در حقیقت، سبب تحقق مشروعیت قبض ثمن می شود. ‌بنابرین‏ همانند امور طبیعی، در امورتشریعی، اثرمسبب به دنبال پیدایش مؤثر و سبب وجود می‌یابد، نه قبل از آن. مگر اینکه خلاف آن مقرر شود. دوماً : این مورد را نمی توان با معامله فضولی مقایسه کرد و از ماده ۲۵۸ق.م استنباط کرد که رضایت بعدی مشتری نسبت به قبض ثمن مانند اجازه مالک در عقد فضولی است زیرا وضع ماده ۲۵۸ ق.م و حکم به آن بر اساس قول کشف، خلاف قاعده و مبتنی بر دلایل خاصی است که در حقوق امامیه مورد توجه قرارگرفته است.

۲-۴-۱-۱-۴ – متعذرشدن قبض ثمن

اگر در خلال سه روز اول عقد، بایع مبیع را به مشتری تسلیم کند ولی قبض ثمن متعذرگردد، بعضی ازفقها معتقدند که بایع می‌تواند بیع را فسخ کند زیرا اومتحمل ضرر می‌گردد (نراقی، ۱۴۰۵، ج۲، ص۳۸۷). بعضی دیگر می‌گویند : اگر دفع ضرر با گرفتن عین مبیع به ‌عنوان تقاص امکان پذیرباشد، بایع حق فسخ دارد والا برای فسخ فایده ای متصورنمی باشد، زیرا دفع ضرر از بایع صورت نمی گیرد. (اشرفی، ۱۳۸۵، ج۲، ص۴۸۵)

به نظر می‌رسد که در این مورد بایع حق خیار تأخیر نخواهد داشت چرا فقها و حقوق ‌دانان معتقدند که که یکی از شرایط خیار تأخیر ثمن، عدم تسلیم مبیع می‌باشد که درمسأله بالا، مبیع تسلیم شده است (نجفی.۱۳۱۴، ص۵۳، حائری شاه باغ، ۱۳۸۲، ص۷۵۵).

‌بنابرین‏ دلیلی برای ثبوت خیار تأخیر وجود نخواهد داشت وخیار مزبورساقط می شود وموجبی هم برای عودت آن نمی توان یافت. ‌اگر هم گفته شود در این حالت بایع متحمل ضرر می‌گردد باید بگوئیم که با توجه به قاعده اقدام، بایع خود اقدام به ضرر خود نموده و هیچ کس او ‌را ملزم به تسلیم مبیع نکرده است.

۲-۴-۱-۱-۵- برگشت ثمن به مشتری پس از تأدیه آن به بایع

از نظر فقها اگر قبل از انقضا سه روز، فروشنده مبیع را به خریدار تسلیم کند یا خریدار ثمن را در اختیار بایع بگذارد، خیار تأخیر ایجاد نمی شود و موضوعا منتفی است اگرچه پس از قبض و اقباض، دوباره مبیع به بایع و ثمن به مشتری برگردد (شهید ثانی،۱۴۱۰،ج۴،ص۴۵۸ .انصاری، ۱۳۷۵،ص۲۲۵).

قانون مدنی نیز در این مورد در ماده ۴۰۴ ق.م اعلام می‌دارد که :« … یا مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد دیگر برای بایع اختیارفسخ نخواهد بود اگر چه ثانیاًً به نحوی ازانحاء … ثمن به مشتری برگشته باشد».‌بنابرین‏ اگرمشتری در خلال سه روز اول عقد، تمام ثمن را به بایع تأدیه کند، ولی بعداً ثمن به مشتری بازگردد، مثل اینکه بایع آن را به او بفروشد، صلح کند، قرض دهد یا به عاریه دهد بایع دیگر دارای خیارتأخیر نمی گردد. چون با تادیه ثمن خیار بایع ساقط می‌گردد و دلیلی نیز برای عودت آن وجود ندارد. در این مورد فرقی نیست که برگشت ثمن به مشتری به ‌عنوان مالکیت باشد یا اینکه فقط ثمن تحت اختیاراو قرار گیرد مانند عقد اجاره(کاتوزیان، ۱۳۷۰، ص۲۱۵).

۲-۴-۱-۱-۶- تأدیه ثمن معیوب و متعلق به غیر

در این مورد محقق حلی می فرمایند:«اگر بعد از قبض ثمن معلوم شود که تمام یا مقداری از آن مال دیگری است حکمش همین است که قبض، به منزله عدم آن می‌باشد».

‌بنابرین‏ لازم است که مشتری مالک مالی باشد که به ‌عنوان ثمن به مالک می پردازد والا تأدیه ثمن درحکم عدم می‌باشد ومانند آن است که اصلاً چیزی پرداخت نشده باشد، خواه کل ثمن متعلق به غیر باشد یا جزئی ازآن. ‌بنابرین‏ بعد از مدت سه روز برای بایع خیار تأخیر ثابت می شود(محقق حلی، ۱۴۰۵، ص۵۸۵).

آنچه را که گفته شد می توان ازماده ۲۶۹ ق.م نیز استنباط نمود. چرا که طبق این ماده برای تحقق ایفای تعهد، لازم است تأدیه کننده مالک مالی باشد که به متعهد له تسلیم می‌کند و یا از طرف مالک ماذون درتسلیم باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




مهمترین سوالاتی که در انجام آزمون فرضیه‌ها باید مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:

۱- آیا مدل برازش شده معنی دار است؟

۲- میزان شدت ارتباط میان متغیر وابسته و مستقل چقدر است؟

۳-برآورد مدل

به منظور آزمون فرضیات این تحقیق از روش های آماری زیر استفاده می شود:

    1. آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف جهت بررسی نرمال بودن متغیرها

    1. آزمون معنی دار بودن ضریب همبستگی

    1. آزمون F جهت بررسی رابطه معنادار بودن در رگرسیون (آماره F)

    1. آزمون t جهت بررسی معنادار بودن ضریب رگرسیون به طور مجزا (آماره t)

  1. آزمون دوربین واتسون

۳-۸-۱- آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف جهت بررسی نرمال بودن متغیرها

لازم است قبل از برازش مدل، نرمال بودن متغیر وابسته بررسی گردد. لازم به ذکر است که نرمال بودن باقیمانده‌های مدل، شرط لازم برای اعتبار رگرسیونی است ولی در صورتی که متغیر وابسته نرمال باشد باقیمانده‌ها نیز نرمال خواهند بود. فرض صفر و فرض مقابل در این آزمون به صورت زیر نوشته می‌شود.

داده ها از توزیع نرمال پیروی می‌کنند: H0

داده ها از توزیع نرمال پیروی نمی کنند :H1

در این پژوهش برای آزمون نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف[۲۲] استفاده می شود. مدل‌های رگرسیونی و پانلی در صورت غیر نرمال بودن از اعتبار ساقط خواهند بود. این آزمون که به افتخار دو آماردان روسی به نامهای کولموگوروف[۲۳] و اسمیرنوف[۲۴] ، ‌به این نام خوانده می‌شود ، روش ناپارامتری ساده‌ای برای تعیین همگونی اطلاعات تجربی با توزیعهای آماری منتخب است. در هنگام استفاده از نرم افزار SPSS چنانچه سطح معناداری مدل (sig) بیشتر از سطح خطای باشد فرض صفر پذیرفته شده و نتیجه می گیریم داده ها از توزیع نرمال پیروی می‌کنند.

۳-۸-۲- آزمون معنی دار بودن ضریب همبستگی

ضریب همبستگی با توجه به نمونه ای مشخص محاسبه می شود، ‌بنابرین‏ ممکن است از نمونه ای به نمونه دیگر تغییر یابد. در اینجا سوالی که مطرح می شود این است که آیا بین دو متغیر مستقل و وابسته همبستگی معنی دار وجود دارد؟ یا به عبارتی ضریب به دست آمده برای هر یک از متغیرهای مستقل معنی دار است یا خیر؟ در اینجا فرض های آماری H0 و H1 را به صورت زیر تعریف می­کنیم:

ضریب همبستگی معنی دار نیست:H0

ضریب همبستگی معنی دار است:H1

چنانچه در سطح خطای مقدار آماره F یا t از مقدار جدول بیشتر باشد، یا هنگام استفاده از نرم افزار SPSS چنانچه سطح معناداری مدل (sig) کمتر از سطح خطای باشد ،فرض صفر رد می شود و نتیجه می گیریم که در سطح اطمینان مورد نظر ضریب همبستگی به دست آمده معنی دار است.

۳-۸-۳- رگرسیون

واژه رگرسیون به معنای بازگشت است و نشان می‌دهد که مقدار یک متغیر به متغیر دیگر بر می‌گردد. رگرسیون به دنبال برآورد رابطه ای ریاضی و تحلیل آن می‌باشد به طوری که با آن بتوان کمیت متغیری مجهول را با بهره گرفتن از متغیرهای معلوم تعیین کرد، سپس در همبستگی تعیین نوع رابطه و میزان ارتباطی بررسی می شود که متغیرها را به هم ربط می‌دهد . معادله خط رگرسیون ساده (دو متغیر)x و y را به صورت y=a+bx نمایش داده می شود . در این معادله b شیب خط رگرسیون است. شیب خط نشان دهنده نوع رابطه است . شیب خط مثبت b>0)) نشان دهنده رابطه مستقیم دو متغیر است بدین معنی که با افزایش یکی، دیگری نیز افزایش و با کاهش یکی، دیگری نیز کاهش می‌یابد. شیب منفی (b<0 )نشان دهنده رابطه معکوس دو متغیر است بدین معنی که با افزایش یکی، دیگری نیز کاهش افزایش و با کاهش یکی، دیگری نیز افزایش می‌یابد. شیب صفر(b=0) نیز نشان می‌دهد که دو متغیر x و y رابطه خطی نداشته و ‌مستقل‌اند.(آذر، عادل، ۱۳۸۰، :۱۹۱-۱۸۳)

معادله رگرسیون چند گانه عبارت است از:

در تمامی معادلات رگرسیون مطرح شده در این تحقیق ، فرضیه صفر به صورت زیر تعریف می­ شود.

H0: بین متغیر مستقل و متغیر وابسته رابطه معنادار وجود ندارد.

در آزمون معنی دار بودن رگرسیون فرض می شود که ضریب رگرسیون صفر است یا به عبارتی متغیر مستقل بر تغییرات متغیر وابسته اثری ندارد در مقابل فرضیه مقابل یا H1 به صورت زیر تعریف می­ شود:

H1: بین متغیر مستقل و متغیر وابسته رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه H1 بیان می‌دارد متغیر مستقل در تغییرات متغیر وابسته، مؤثر واقع می شود.

برای آزمون فرضیات فوق، از ازمون F و t استفاده می شود

۳-۸-۳-۱- آزمون F جهت بررسی رابطه معنادار بودن در رگرسیون (آماره F)

با بهره گرفتن از تحلیل واریانس (ANOVA) ، می توان به بررسی معنادار بودن روابط متغیرها پرداخت. چنانچه مقدار Sig کوچکتر از۰۵/۰ باشد فرض H0 را رد می‌کنیم، بعبارتی فرض H1 پذیرفته می شود و می توان گفت بین متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته رابطه معنادار وجود دارد.

محاسبات و تحلیل های فوق با بهره گرفتن از نرم افزار spss صورت می‌گیرد. در این نرم افزار به منظور آزمون معنی دار بودن معادله رگرسیون از آزمون F استفاده می شود و سطح معنی داری برای F محاسبه می شود و با علامت (Sig- احتمال معنی داری ) ارائه می شود.

بدین صورت اگر ۰۵/۰ ≥ Sig باشد فرض H0 را رد می‌کنیم و فرض H1 پذیرفته می شود اگر Sig≥ ۰۵/۰ باشد فرض H0 پذیرفته می شود و فرض H1 رد می شود یعنی نمی توان مدل رگرسیون برازش داد.

در آن دسته از مدل‌های رگرسیون که فرض مقابل یعنی H1 پذیرفته می شود، ‌ملاک‌هایی وجود دارد که در تأیید مدل به دست آمده، رهنمودهای لازم را ارائه می‌کنند. از جمله این ‌ملاک‌ها ضریب تعیین می­باشند.

ضریب تعیین

شاخصی است که نسبت تغییرات بیان شده توسط متغییرهای مستقل به کل تغییرات در متغیر وابسته را نشان می‌دهد. ضریب تعیین از تقسیم مجموع مربعات رگرسیون به مجموع مربعات کل به دست می‌آید. هر چه این نسبت به یک نزدیکتر باشد، نشان دهنده کفایت مدل است .

۳-۸-۳-۲- آزمون t جهت بررسی معنادار بودن ضریب رگرسیون به طور مجزا(آمارهt)

b ای که برآورد می‌کنیم در واقع برآورد کننده است. ‌بنابرین‏ برای ما نامشخص است. در این قسمت می‌خواهیم برای آن آزمون فرضی انجام دهیم.

فرض =۰ نشان دهنده آن است که شیب خط رگرسیون جامعه صفر است (رابطه خطی، بین دو متغیر نمی توان یافت و مقادیر y تابعی از x نیست.) در مقابل فرض ۰ نشان دهنده این است که شیب خط رگرسیون مخالف صفر می‌باشد (بین دو متغیر x و y رابطه خطی وجود دارد و مقادیر y تابعی از x است.)

  1. فرضها :

H0:بین ضریب متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته رابطه معنادار وجود ندارد

H1 : بین ضریب متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته رابطه معنادار وجود دارد

۲- آماره آزمون : آماره آزمون t)) با بهره گرفتن از فرمول به دست می‌آید.

۳- مقادیر بحرانی: با بهره گرفتن از جدول t استیودنت مقادیر بحرانی را در سطح خطای مورد نظر به دست می آوریم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




الف) مفهوم شرط از نظر لغوی

از نگاه فقهای اسلامی، یکی دیگر از اجزای ضروری برای تشکیل و تکامل مجموعه‌ شرایط لازم برای تحقق صدمه شرط می‌باشد. (طاهری‌نسب، ۱۳۸۸، ۱۸۵) شرط در لغت به معنای «قرار، عهد و پیمان، لازمه امری و چیزی که از عدم آن عدم مشروط لازم آید و از وجودش مشروط لازم نیاید» آمده است. (معین، ۱۳۸۶، ۹۰۱) یا به معنای «قرار، پیمان، الزام و تعلیق چیزی به چیز دیگر» بیان شده است. (عمید، ۱۳۸۹، ۱۱۲۸) به عبارت دیگر، شرط به معنای الزام چیزی، و التزام به چیز دیگر آمده است.

ب) مفهوم شرط از نظر فلسفی

شرط از نظر منطقی و فلسفی، امر لازم برای تحقق امر دیگری است که مشروط نامیده می‌شود.

پ) مفهوم شرط از نظر حقوقی

شرط در معنای حقوقی که از معنای لغوی آن دور نیفتاده؛ عبارت است از تعهد مستقیم یا غیرمستقیم مرتبط به عقد مشروط و در معنی مصدری عبارت است از مرتبط کردن تعهد مستقیم یا غیرمستقیم به عقد مشروط، به اراده طرفهای آن در این اصطلاح، تعلیق خارج از معنای تخصصی شرط است. (شهیدی، ۱۳۸۶، ۱۸) به عبارت دیگر، شرط امری است محتمل‌الوقوع در آینده که طرفین عقد یا ایقاع کننده، حدوث اثر حقوقی عقد یا ایقاع را «کلاً یا بعضاً» متوقف بر حدوث آن امر محتمل‌الوقوع نماید. (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۷، ۳۸۰) در واقع واژه شرط در مواد ۲۳۲ به بعد قانون مدنی نیز به همین معنا به کار رفته است.

۴- مفهوم علیت

برخی معتقدند: «در سبز فایل، علت تا حدودی به دو معنای مختلف گرفته شده است؛ یکی اهمیت بیشتری به توالی زمانی معلول نسبت به علت داده شده و دیگری نسبت به ضرورت عقلی میان معلول و علت بیشتر ملحوظ بوده است.» (ژان وال، ۱۳۷۰، ۳۱۹) ‌بنابرین‏، حقوق‌دانان الزاماًً، ملتزم به تمام یافته ها و داده های فلاسفه ‌در مورد رابطه علیت نمی‌باشند لیکن برای خطا زدایی و درک دقیق‌تر رابطه علیت بی‌نیاز از معیارهای فلسفی نیستند. (صلحی، ۱۳۸۹، ۸۴) ‌بنابرین‏، اختصاراً مفهوم رابطه علیت را در مفهوم فلسفه و علم حقوق مورد بررسی قرار خواهیم داد.

الف) مفهوم رابطه علیت در فلسفه

اهمیت علیت در فلسفه در پاسخگوئی به دو سوال اساسی آشکار می‌گردد که عبارتند از: یکی، نقش رابطه علیت در اثبات وجود خداوند و دیگری، اهمیت آن در ارتباط وجودی میان اشیاء و وقایع. (صلحی، ۱۳۸۹، ۸۴) خصلت علیت و اصول حاکم بر آن در نیل به هدف نخست، بیش از آنکه جنبه مادی‌گرایانه داشته باشد، متافیزیکی و فیزیکی و ایدئولوژی محور است لیکن در موضوع دوم، رابطه علیت به عنوان یک واقعیت و امر ملموس مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد. (طاهری‌نسب، ۱۳۸۹، ۴۶)

ب) مفهوم رابطه علیت در حقوق

جنایت بر نفس و عضو از جمله جرایم مقید به نتیجه بوده علاوه بر فعل ارتکابی، حدوث نتیجه غیرقانونی نیز شرط تحقق آن محسوب می‌گردد. از این رو وقوع و احراز مرگ از عناصر اساسی جنایت قتل است. بدیهی است در صورتی جانی نسبت به مرگ مجنی‌علیه و دیگر صدمات مسئوول خواهد بود که وقوع جنایت نتیجه حاصل از فعل وی باشد، به نحوی که بتوان مرگ را ناشی از اقدامات جانی شمرد و جنایت ارتکابی را مستند به فعل وی دانست. (صادقی، ۱۳۸۶، ۸۳) به عبارت دیگر، در بحث رابطه علیت، این نکته بایستی بررسی شود که آیا جنایت بر نفس و عضو مستند به رفتار مرتکب است یا خیر؟ بدیهی است این رابطه بایستی یک رابطه ناگسستنی باشد، ‌به این صورت که عامل دیگری این رابطه را قطع نکند. به عنوان مثال؛ شخصی که مجنی‌علیه را از فراز ساختمان بلندی به طرف پایین پرتاب کرده و منجر به مرگ او شده، بدون تردید قاتل است. چون مرگ مستند به عمل پرتاب کردن اوست. اما اگر در این مثال، عاملی غیر از رفتار مرتکب رابطه‌ بین عمل (پرتاب کردن) و مرگ مجنی‌علیه را قطع نماید و جنایت ارتکابی را به خود مستند سازد، دیگر مرتکب اولی مسئوولیت کیفری نخواهد داشت. بر همین اساس است که ماده ۳۷۰ قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: «هرگاه کسی آسیبی به شخصی وارد کند و بعد از آن دیگری او را به قتل برساند قاتل همان نفر دوم است اگرچه آسیب سابق به تنهایی موجب مرگ می‌گردید و اولی فقط به قصاص عضو محکوم می‌شود» ‌بنابرین‏ هرچند بدون فعل شخص دوم هم قتل واقع می‌شد و عمل شخص اول آنچنان بود که به تنهایی هم موجب مرگ می‌گردید، اما آن کسی که عملاً به مرگ مقتول فعلیت بخشیده و سلب حیات را مستند به عمل خود ساخته، شخص دوم است. به عبارت دیگر، هرچند امکان استناد سلب حیات به فعل پرتاب کننده وجود داشته است، اما کسی که به سلب حیات فعلیت بخشیده است، دومی است و آن چه برای قاتل محسوب شدن مرتکب حائز اهمیت است، این است که شخص عملاً به سلب حیات دیگری فعلیت ببخشد. (پوربافرانی، ۱۳۸۸، ۶۰و۵۹) ‌بنابرین‏ آن چیزی که در مسئوولیت کیفری دارای اهمیت است، انتساب نتیجه مجرمانه به رفتار مجرمانه و مرتکب آن است.

گفتار سوم- انواع رابطه‌ علیت در معنای عام

رابطه علیت در معنای عام به انواع مختلف به شرح ذیل تقسیم می‌گردد.

۱- انواع علت در معنای خاص

علت در معنی خاص به دو دسته زیر تقسیم می‌شود.

الف) علت تامه

علت تامه عبارت است از؛ چیزی «یا مجموعه چیزی‌های که وجود دهنده یا هستی بخش معلول است به طوری که با فرض آن معلول وجود پیدا می‌کند و با فرض عدم آن، معلول وجود نمی‌یابد. (صلحی، ۱۳۸۹، ۵۴) به عبارت دیگر؛ علت تامه، شرط لازم و کافی برای تحقق معلول است.

ب) علت ناقصه

علت ناقصه عبارت است از؛ چیزی «دو یا مجموعه چیزهای» که فقط شرط لازم برای وجود معلول است، ولی شرط کافی نمی‌باشد. به عبارت دیگر؛ هرگاه علت مرکب از چند جزء باشد. هر جزء «و نیز مجموعه به اجزا غیر از آخرین جزء» را علت ناقصه می‌گویند.» (اعتمادی «خیاوی»، ۱۳۸۴، ۴۵) به بیان دیگر مجموعه علل و عوامل علت ناقصه، شرط لازم و کافی برای تحقق معلول است.

۲- انواع سبب

با توجه به تنوع رفتار مرتکب در ایجاد سببیب در جنایت حقوق‌دانان اسلامی سبب را به انواع متمایز به شرح زیرتقسیم کرده‌اند:

الف) سبب شرعی یا قانونی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:42:00 ب.ظ ]




یکی از متغیرهایی که شرکت ها جهت کنترل توسعه نام و نشان تجاری شان می‌توانند مدیریت نمایند تبلیغات می‌باشد. تئوری سلسله مراتبی اثرات برای مطالعه تأثیر تبلیغات بر رفتار مصرف کننده در توسعه نام و نشان تجاری مفید می‌باشد. طبق این تئوری هدف اولیه تبلیغات فروش نمی باشد،بلکه افزایش آگاهی و باور های نام و نشان تجاری با ارتباط با نام و نشان تجاری و اطلاع رسانی مصرف کنند گان از ویژگی هایش می‌باشد. اگر شرکت بتواند ‌به این هدف برسد مصرف کنند گانش احتمالاً برای نام و نشان تجاری تلاش خواهند نمود یا وفادار خواهند ماند (مارتینز و دیگران،۲۰۰۹ : ۶۰۵).

نام و نشان تجاری مزیت رقابتی ایجاد می‌کند،نام و نشان تجاری نشان کیفیت و وعده به خریدار می‌باشد مانند طرح های خاص که مصرف کنند گان را به خرید خدمات / محصولات نام و نشان تجاری دار تشویق نمایند. بسیاری از بر نامه ریزان و سازمان دهند گان امروز واقفند که نام و نشان تجاری می‌تواند بازده سرمایه گذاریشان را بهبود بخشد. کیلر در مقاله ای در سال ۱۹۹۳ ارزش ویژه نام و نشان تجاری را به صورت اثر تفاضلی دانش نام و نشان تجاری بر واکش مصرف کنندگان به بازار یابی نام و نشان تجاری مفهوم سازی نمود و پیشنهاد نمود که دانش نام و نشان تجاری در بر گیرنده آگاهی نام و نشان تجاری، درک احساسات مصرف کننده،ترجیحات،رفتار ها و گزینه هایی از نام و نشان تجاری در زمینه گسترده تر آمیخته بازاریابی و در راه، اثر تفاضلی دانش نام و نشان تجاری می‌باشد(کاماررو و دیگران،۲۰۱۰ : ۴۰۷).

مصرف کنندگان ممکن است بسیاری از دلایل ضعف نام و نشان تجاری را به عملکرد ضعیف نام و نشان تجاری مانند کاستی ها در خدمات یا هزینه های بالا نسبت بدهند. دلایل دیگر به اقدامات مدیریت (به طور مثال رقبا که مشتریان را جذب کنند) و یا غیر از آن ها (به عنوان مثال مشتریان از کسب وکار خارج شوند،کشور را ترک کنند یا تغییر عرضه کنند گان در تصمیم رئیس شرکت) باشد. مدیریت مؤثر نام و نشان تجاری اعتماد و اطمینان را در مشتریان به تدریج به وجود می آورد وقتی که تفاوت فیزیکی محصول در تصمیماتشان تأثیر نداشته باشد (بوگومولوا ،۲۰۰۹ : ۲).

۲-۱-۸) بازاریابی و ارزش ویژه برند

محققان نشان دادند که تصمیمات بازاریابی و شرایط بازار هم ارزش ویژه مارک تجاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای مثال سایمون و سولیوان (۱۹۹۳) هزنیه های بازاریابی، نیروی فروش و هزینه های تحقیقات بازاریابی، سن مارک تجاری، سهم تبلیغات، شیوه ورود، پرتفلوی محصول را به عنوان منابع ارزش ویژه مارک تجاری ذکر می‌کنند. دیگر فعالیت های بازاریابی مانند استفاده از روابط عمومی، گارانتی، شعارهای تبلیغاتی، علائم و بسته بندی، تصویر ذهنی شرکت، کشور خاستگاه تولید و تولید و رویدادهای ترفیعاتی و استراتژی نامگذاری مارک تجاری نیز پیشنهاد گردیده اند. تمرکز وسیع تأثیر فعالیت های ارتباطات بازاریابی بر ارزش ویژه مارک تجاری، بخشش از محرک وسیع تر برای ‌پاسخ‌گویی‌ بازاریابی به طور عمومی است. یک توافقکلی در این خصوص که مارک های تجاری، بسیار با ارزش هستند و ارزیابی آن ها می‌تواند شاخص های مفیدی را برای سرمایه گذاری یا خرید و به ویژه باری ذینفعان فراهم آورد، وجود دارد (الود،۲۰۰۲: ۲۰).

دانستن اینکه چگونه فعالیت های بازاریابی در ارزش ویژه مارک تجاری ‌سهمی‌اند یا به آن آسیب می رسانند، مدیران بازاریابی را قادر خواهد ساخت تا برنامه های بازاریابی اثربخشی را توسعه دهند. مدیران نیاز دارند تا فعالیت های سازنده مارک های تجاری را ارتقا و از فعالیت های آسیب رسان به مارک تجاری اجتناب کنند. فلدویک(۱۹۹۶) بیان می‌کند که قبل از دهه ۹۰، تصویر مارک تجاری، بیشتر یک نظریه مبهم بود، نخستین بار وقتی استفاده شده که تبلیغات بیش از جنبه‌های دیگر، باعث فروش یا ایجاد وفاداری های بلند مدت می شدند. در اکثر موارد تفاوت در ارزیابی ها و قیمت های پرداخت شده به شرکت ها یا مارک های تجاری، ارزیابی مارک تجاری را نشان می‌داد.

بر اساس گفته کلر (۱۹۹۶)، نقش های ارتباطات یکپارچه بازاریابی بر روی ارزش ویژه مارک تجاری می‌تواند در دو بخش مشخص شود. در ابتدا تثبیت مارک تجاری در حافظه مشتری و ارتباط دادن تداعی های قوی، مطلوب و یکنواخت به آن. دوم اینکه، بازاریابی می‌توانند، انگیزش و توانایی و فرصیت را برای پردازش پیام ها و بازخوانی اطلاعات از حافظه را وقتی که یک مارک را انتخاب می‌کند، را برای مشتری ایجاد کنند. از سوی دیگر انتخاب دقیق هر یک از عناصر آمیخته بازاریابی به منظور اجتناب از تخریب ارزش ویژه برند به دست آمده، لازم و ضروری است. علاوه بر این این امر به اهمیت نگرش استراتژیک به مدت مارک تجاری به عنوان ابزاری برای اجتناب کردن که فروش کوتاه مدت درخشان (افزایش وتاه مدت در فروش ) امکان رشد فروش در بلند مدت و دستیابی به مزیت رقابتی جهت دستیابی به ارزش بالای مارک تجاری را از بین می‌برد (کامارارو و دیگران،۲۰۱۰ : ۴۰۷).

۲-۱-۹) عوامل مؤثر بر ابعاد ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری

شرکت ها می‌توانند با اقدامات بازاریابی ارزش ویژه برند را مشخص کنند. کلر در این مورد می‌گوید: ارزش ویژه برند بایستی در طول زمان با تنظیم کردن برنامه بازاریابی مدیریت شود. در این بخش برداشت مشتری نسبت به برندی را از چند عنصر بازاریابی: قیمت، تبلیغات، قیمت، تصویر فروشگاه و شدت توزیع بررسی می‌کنیم. هر چند این متغیرها شامل تمامی متغیرهای بازاریابی نمی شوند اما اقدامات معمولی بازاریابی و اثرات آن ها را در ارزش ویژه برند نشان می‌دهند.

مشتری با درک مشخصه‌ های درونی و بیرونی کیفیت از کیفیت محصولات آگاه می شود. از میان عوامل بیرونی اقدامات بازاریابی شرکت از طریق تبلیغات، قیمت و ترفیعات نقش به سزایی دارند. قیمت نشانه ای از کیفیت است. ‌بنابرین‏ برند های با قیمت بالا نسبت به قیمت های پایین تر با کیفیت تر محصوب می‌شوند (سالیناس و دیگران ، ۲۰۰۷: ۱۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




الف: توسعه زمینه‌های لازم، برای اجرای برنامه آموزش برای همه.

ب: اجباری کردن آموزش تا پایان دوره راهنمایی، به تناسب تأمین امکانات و به تدریج در مناطقی که آموزش و پرورش اعلام می‌کند، به طوری که در پایان برنامه چهارم این امر محقق گردد(سند ملی توسعه آموزش و پرورش در برنامه پنج ساله چهارم، ۱۳۸۳).

اجرای برنامه ملی آموزش برای همه در استان های کشور ما همزمان با تدوین واجرای برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

۲-۲۰-۲-۸-۲) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه در برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران:

برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیزبا الهام از سند توسعه چشم انداز ۲۰ساله بر ادامه ی پشتیبانی خود از برنامه ی ملی آموزش برای همه چنین تأکید نموده است:

ماده۱۹/الف/۱۶ ایجادتعامل آموزشی سازنده بادیگرکشورهاومراکزبین المللی مانندیونسکووآیسسکو.

ماده۱۹بند:د:وزارت آموزش وپرورش موظف است به منظورتضمین دسترسی به فرصت های عادلانه آموزشی به تناسب جنسیت ونیاز مناطق به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته و رفع محرومیت آموزشی، نسبت به آموزش از راه دور و رسانه ای و تأمین هزینه های تغذیه، رفت و آمد، بهداشت و سایر امور مربوط به مدارس شبانه روز ی اقدام نماید( قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۹).

۲-۲۰-۲-۸-۳) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه درسند برنامه راهبردی( سند چشم انداز ۲۰ساله):

این سند در قالب چهارمین ویژگی آتی کشوراین گونه بیان داشته است که:

جامعه ایرانى ‌در افق این چشم انداز، چنین ویژگى هایى خواهد داشت:

– برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایى، تامین اجتماعى، فرصت هاى برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعیض وبهره مند از محیط زیست مطلوب(شورای عالی آموزش و پرورش،۱۳۸۳).

۲-۲۰-۲-۸-۴)جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه درسند تحول بنیادین:

بند ۵ از فصل ششم سند تحول( اهداف عملیاتی و راهکارها) مبنی بر« تأمین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت مناسب با توجه به تفاوت ها و ویژگی های دختران و پسران و مناطق مختلف کشور»( راهکار۳و۵و۷) بررعایت مفاد برنامه ملیEFA تأکید نموده است( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، ۱۳۹۰).

    1. Education for all ↑

    1. Kafman&Herman ↑

    1. . Uonesco ↑

    1. Unicef ↑

    1. ۳٫United nations population fund ( UNPF ) ↑

    1. ۴٫World bank ↑

    1. ۵٫United nations development programme ↑

    1. . Hallak jak ↑

    1. Efficiency ↑

    1. Internal efficiency ↑

    1. Indicator ↑

    1. . Education at a Glance ↑

    1. ۱٫Promotion Rate ↑

    1. ۲٫Drop out rate ↑

    1. ۱٫ Repetition rate ↑

    1. . Survival rate ↑

    1. . Complete Rate ↑

    1. . Evarage length of per groauate ↑

    1. . Wastage ratio ↑

    1. . Coefficient of internal efficiency ↑

    1. . Educational covering ↑

    1. . Hall ↑

    1. . Egustcount ↑

    1. . Coleman ↑

    1. . Rajers ↑

    1. . Johnston ↑

    1. . Linonen ↑

    1. . Todaro ↑

    1. . Whit head ↑

    1. . Coombs ↑

    1. . Adams ↑

    1. . Weiler ↑

    1. . fridman ↑

    1. . Inber ↑

    1. . Sheppard ↑

    1. . Davis ↑

    1. . Harington ↑

    1. . Molines ↑

    1. . Procopenco ↑

    1. . Rabins ↑

    1. Prok penko ↑

    1. . Tordall ↑

    1. . Leefam ↑

    1. . Karnoy ↑

    1. . Booti ↑

    1. . Millennium Development ↑

    1. . Education For All)EFA( ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




کمبل و همکارانش (۱۹۸۰) درباره جو سازمانی اظهار می­دادند که جو سازمانی شیوه­ برخورد سازمان با اعضا را نشان می­دهد و ‌بنابرین‏ ‌می‌توان آن را شخصیت سازمان فرض کرد. مکنزی نیز (۱۹۸۳) پیرامون محیط سازمانی بیان می­دارد که جو سازمانی به طور کلی می ­تواند به عنوان منبعی برای کار این کارکنان که در آن محیط کار ‌می‌کنند در نظر گرفته شود. جو سازمانی عبارت است از مجموعه ­ای از حالات، خصوصیات یا ویژگی­های حاکم بر یک سازمان که آن را گرم، سرد، قابل اعتماد، غیر قابل اعتماد، ترس آور و اطمینان بخش، تسهیل کننده، یا بازنده می­سازد سبب تمایز دو سازمان مشابه از هم می­ شود. (مامه رمضانی، پایان نامه، ۱۳۸۹، ۴۹).



۲ – ۳ تعریف جو سازمانی :

جو سازمانی با حال و هوای حاکم بر سازمانی، که گاهی با واژه­ های دیگری مثل اتمسفر[۱]، تون[۲]، میلیو[۳]، و احساسات[۴] و زمینه­ غالب[۵] بر سازمان نیز بیان می­گردد ولی واژه­ جو سازمانی مصطلح، توسط نویسندگانی زیادی تعریف و انتشار یافته است. ولی تعریف مشخص، ثابت و مورد توافق هگان وجود ندارد. با توجه ‌به این مطلب به نظر می­رسد در تعریف این واژه دو مشکل متعامل و مرتبط جود دارد: یکی اینکه چطور جو سازمانی را تعریف کرد و دیگر اینکه چطور آن را در سطوح مختلف اندازه گرفت.

اولین مفهوم و تعریف جو سازمانی، ذهنیت و تصورات فرد ‌در مورد کارها و خدمات ارائه شده در سازمان است این دیدگاه دلالت بر وجود جو در سطح فردی دارد. دومین تعریف، روی اهمیت و تصورات ‌در مورد جو سازمانی تأکید دارد.(آندرسون ودست[۶]، ۱۹۸۸، ماتیسن واینارسن، ۲۰۰۴).

ریچرز و اسچانیدر[۷] (۱۹۹۰) جو سازمانی را انتشار تصورات و ذهنیات افراد ‌در مورد چیزها و راه­های موجود در اطراف ما تعریف می­ کند. هیچ کدام از این دو بهترین نیستند. واژه­ های دیگری که تاجییوری[۸] به جای جو سازمانی به کار گرفت عبارت از:

اتمسفر، احساسات، تون، زمینه­ و میلیو بود و در سال­های اخیر برخی از پژوهشگران از این واژه ­ها استفاده نموده ­اند.

هالپین و کرافت[۹] در سال ۱۹۶۳ برای اولین بار به شرح و بیان سازمان پرداخته و اولین پرسش­نامه­ خود را در زمینه­ شرح توسعه سازمانی (OCDQ) انتشار دادند. این پرسش­نامه شامل ۶۴ آیتم­ ‌می‌باشد که برای هر کدام ۴ گزینه وجود دارد.

هالپین و کرافت ۸ پاره تست را برای تیمرخ جو سازمانی که در آنالیز به شش دسته­ اصلی به نام­های:

    • جوکنترل شده

    • جو پدرانه

    • جو باز

    • جو بسته

    • جو مشابه

  • و بالاخره جو خودگران یا خوکار[۱۰] نام­گذاری شدند.

تاجیوری در سال ۱۹۶۸ اصطلاحات و واژه­ های مربوط به جو را طبقه ­بندی کرد، آن را همه کیفیت داخلی و محیط سازمان تعریف کرد از این رو بُعد محیطی آن شامل اکولوژی و موارد و فیزیک آن­ها و بعد اجتماعی و مردمی «سیستم اجتماعی» شامل الگوهای ارتباطی و فرهنگ و سیستم اعتقادی و ارزش­های شناخته شده و ابعاد دیگر آن مثل ساختار سازمانی، زمنیه و شخصیت­های افراد سازمان می­گردد.

آندرسون نیز در سال ۱۹۸۲ ابزاری برای مطالعه و مرور مقالات مربوط به جو سازمان (مدرسه) به کار گرفت و تعریف تاجیوری را بر تعاریف دیگر ترجیح داد.

هوی و میکسل در سال ۱۹۸۷ جو سازمان را تنظیم ویژگی­ها و وضعیت داخلی سازمان، به نحوی که آن سازمان را از دیگر سازمان­ها متمایز کند، تعریف کردند و آن را آخرین نتیجه و محصول کار، فعالیت، رفتار و تلاش سازمان و افراد برای رسیدن به تعادل بیان داشتند البته این تعریف شبیه گروه تحقیقاتی «های» (Hay) ابعاد جو را انعطاف­پذیری، مسئولیت پذیری، استاندارها، وضوح و شفافیت، پاداش و تعهد کاری می­دانند. این گروه ابراز مشاوره­ای و راهنمای خود را در دو زمینه (OSC, ILS) «تحقیقات جو سازمانی[۱۱] و سبک­های رهبری» ایجاد نموده ­اند.

OSC, ILS اولین تحقیقات در زمینه­ جو سازمانی در سال ۱۹۶۰ است و برای ارزیابی و تشخیص اثر بخشی سازمان و رهبری در ایجاد جو مثبت مناسب است. OSC, ILS شامل بسته­ی آموزشی که حاوی گزارش از مواد، یافته ­های تحقیق و مواد حمایتی و هر گزارش از ۶ بخش که عبارت از:

اصطلاح­های مربوط به سوابق و زمینه توضیح دهنده، تعریف جو و یا سبک و ابعاد آن، اعتبار و صحت داده ­ها، هدایت کردن و امتیاز دهی، عناوین برای یافته ­های تحقیق و بالاخره عناوین برای اصلاح سبک­های رهبری یا جو سازمان است.

[۱۲]POC نیز توسط لیکرت در سال ۱۹۶۱ آن نیمرخ ویژگی­های سازمانی، که شامل شاخص­ هایی از جمله ارتباط مدیران ارشد با زیردستان را ارائه نمود. این ابزار ۸ متغیر اصلی سازمان را که عبارت­اند از: پروسه­های رهبری، ارتباطات، تعامل و نفوذ، تصمیم­سازی، عملکرد، انگیزه، هدف­گذاری وکنترل در نقشه و نیمرخ سازمانی مورد استفاده قرار داد و سیستم مدیریتی را به ۴ دسته­ معتبر و توانا؛ آرمان خواه، مشاوره­ای، شورایی و مشارکتی طبقه ­بندی کرد که مورد توافق هوی و میکسل در سال ۱۹۸۲ قرار گرفت.

جو سازمانی از دیدگاه روب آلتمن[۱۳] به درک و تصویر کارمندان از محیط کاری خود است. این ادارک در قالب ارزش­ها بیان می­ شود. به عبارت ساده­تر، اینکه کارمندان چه چیز را دارند و چه چیز را دوست ندارند؟ در بسیاری از سازمان­ها با انجام تحقیقات جو سازمانی مناسب می ­تواند اطلاعات با ارزش را فراهم نموده و می ­تواند برای افزایش موفقیت و رسیدن به اهداف سازمان، مورد استفاده قرار گیرد.

جو حال و هوای حاکم بر یک سازمان است. یک کیفیت بس تحمل و دوام آوردن و محیط داخلی یک سازمان، که توسط اعضا تجربه می­ شود و بر رفتارشان اثر می­ گذارد. با بهره گرفتن از تحلیل عاملی، در یکی از پژوهش­ها توسط بورتن مشخص شد که جو سازمانی می ­تواند در دو بعد توصیف شود.

    • تداوم سیر گذشته[۱۴].

  • ایستادگی در برابر تغییر.

تداوم زیاد شامل ارتباطات فشرده و اجباری، اهمیت و تعادل یک سری عامل ترکیب شده است. ایستادگی در برابر تغیر، ترجیح امروز بر فردا است. مدیریت تغیر تاریخی طولانی دارد و اساساً بر مبنای سه ویژگی تئوری لوین[۱۵] است:

بیرون آمدن از یخ زدگی، تغیر و دوباره یخ زدن (ریچار دام بورتن، ترجمه ۱۹۹۵) اخیراًً مدیریت، تغیر را به عنوان یک مورد معتدل و به وجود آورنده­ی حقیقت یک سازمان می­نگرد که در آن تغیر متداول و همیشگی است. در تحقیق بورتن با بهره گرفتن از چهار چوب ارزش­های رقیب[۱۶] جو سازمانی پدید می ­آید.

    1. جوپردازش[۱۷]، «فرایند» داخلی که شدیداًً به تداوم و ایستادگی در برابر تغییر وابسته است.

    1. هدفدار منطقی، که نیاز فراوان به تداوم دارد و به ایستادگی کم در برابر تغیر وابسته است.

    1. توسعه، که به تداوم و پایداری در برابر تغیر اندکی وابسته است.

  1. گروه، که به ارتباط کمی به تداوم و وابستگی زیادی به ایستادگی در برابر تغیر وابسته است.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




اگر قرارداد متضمن حمل کالا باشد، تسلیم کالا به اولین مؤسسه‌ حمل و نقل کننده به منظور حمل برای خریدار صورت می‌پذیرد. با مداقه در این بند متوجه این امر می‌شویم که در ‌تجارت‌های بین‌المللی که معمولا حمل و نقل کالا به وسیله متصدی صورت می‌گیرد. تحویل ‌به این متصدی در واقع تحویل به متعهدله محسوب می‌شود و از آن پس ضمانت متعهد نسبت به کالا مرتفع می‌شود. نکته مهمی که اینجا باید به آن توجه داشت این است که: متعهد موظف است که مقررات تحویل به متصدی حمل و نقل را انجام دهد، طبیعی است که اجرای این تکلیف در محل و اقامتگاه متعهد صورت می‌گیرد و اگر متصدی حمل و نقل در نکته دیگری باشد، فاصله بین اقامتگاه متعهد و متصدی حمل و نقل نیز به ‌عنوان محل متعهد محسوب می‌شود. لذا در چنین مواقعی نیز بنظر می‌رسد محل انجام تعهد در محل متعهد صورت می‌گیرد و این نتیجه اصل کلی ایفای تعهد در محل متعهد است.

در رابطه با اینکه ، کالا معین یا کلی باشد در کنوانسیون مقررات جداگانه‌ایی مقرر شده است. اگر معین باشد یا کلی در معین باشد یا اینکه باید کالا از انبار معینی استخراج شود یا اینکه کلی است و باید ساخته شود، و طرفین در زمان انعقاد قرارداد می‌دانسته‌اند که کالا در محل معینی واقع است یا باید در محل معینی تولید یا ساخته شود،در همان محل معین در اختیار متعهدله قرار می‌گیرد.

از نظر ما در چنین مواردی که طرفین به اوضاع و احوال مکانی کالا عالم بوده‌اند مبنای طرفین بر این بوده که انجام تعهد در همان محل وقوع کالا باشد و این علم بمنزله شرط ضمنی و یا همان توافق ضمنی در خصوص محل انجام تعهد است. اما با این تفاوت که کنوانسیون جهت رفع اختلاف، صراحتاً این شرط ضمنی طرفین را در قالب حکم قانون ذکر ‌کرده‌است. حاصل اینکه از نظر ما این امر بمنزله تعیین محل انجام تعهد توسط طرفین محسوب می‌شود اما به صورت ضمنی و تمکین به حکم قانون‌گذار.

اما اصل کلی که همان محل اقامتگاه متعهد به ‌عنوان محل انجام تعهد است[۶۸]، در بند ج ماده ۳۱ ذکر شده است. و آغاز این بند با عبارت « در سایر موارد» شروع شده است، که گویای عام بودن حکم این بند است و تأسيس یک قاعده به ‌عنوان قاعده اصلی و کلی محسوب می‌شود.

ج:اصول قراردادهای بازرگانی بین‌المللی (unidirot):

مقررات اصول در رابطه با محل انجام تعهد مختصرتر از مقررات کنوانسیون است و تا حدی می‌توان بر این نظر بود که در واقع تکرار همان مقررات کنوانسیون است

ماده ۶-۱-۶ مقرر می‌دارد:

«۱- چنانچه در قرارداد محل ایفای تعهد، معین نشده و بر اساس قرارداد نیز محل، قابل تعیین نباشد. طرف مکلف است در محلهای زیر تعهدات خود را ایفا کند:

الف: ‌در مورد تعهد پولی، در محل تجارت متعهدله،

ب: ‌در مورد سایر تعهدات، در محل تجارت خود ] متعهد[…».

لذا بر طبق اصول قراردادهای بازرگانی بین‌المللی در صورتی که در خصوص محل ایفای تعهد توافق در مفاد قرارداد صورت نگرفته باشد و به طور ضمنی نیز نتوان این توافق را استنباط نموده در این صورت مقررات اصول حاکم خواهد بود و طبق بند الف از قسمت اول ماده فوق در تعهدات پولی محل ایفای تعهد را مکان متعهدله باید درنظر بگیریم. ولی در تعهدات غیر پولی محل متعهد (مدیون) به ‌عنوان محل ایفای تعهد محسوب می‌شود.

‌بنابرین‏ بنظر بنده قاعده کلی در این اصول این است که متعهد، مکلف است تعهد را در محل کار خود انجام دهد. و محل کار در واقع همان اقامتگاه متعهد یا محل تجارت[۶۹] وی می‌باشد.

چ:اصول حقوقی قراردادهای اروپایی

این اصول نیز در فصل ۷ خود تحت عنوان اجرای تعهد، مقرراتی را در خصوص تعیین محل ایفای تعهد مقرر ‌کرده‌است. که ذیلاً به تشریح آن می‌پردازیم:

ماده۱۰۱-۷ مقرر می‌دارد:

«۱- اگر محل ایفای تعهدات در یک تعهد قراردادی معین نشده باشد یا از مفاد قرارداد قابل تعیین نباشد به ترتیب زیر عمل می‌شود:

A: در مواردی که تعهد پرداخت پول است، محل تجارت متعهدله در زمان انعقاد قرارداد محل ایفای تعهد است.

B: در مواردی که تعهد پولی نیست، محل تجارت متعهد در زمان انعقاد عقد، محل ایفای تعهد محسوب می‌شود.

C: اگر یک طرف بیشتر از یک محل تجارت داشته باشد، محل تجارت موردنظر برای پاراگراف فوق، محلی است که نزدیک‌ترین ارتباط را بر مفاد قرارداد داشته باشد، که این امر با علم به اوضاع و احوال قرار داد و یا از قصد طرفین در زمان انعقاد قرارداد استنباط می‌شود.

ذ: اگر طرفی محل تجارت نداشته باشد، اقامتگاه عادی[۷۰] او به ‌عنوان محل تجارت تلقی می‌شود.»

در اصول حقوقی قراردادهای اروپایی نیز در صورتی که طرفین در مفاد قرارداد، محل انجام تعهد را معین نکنند، در اینصورت قاعده کلی در خصوص محل انجام تعهد، محل اقامتگاه متعهد محسوب می‌شود. هر چند این اصول نیز در رابطه با مکان انجام تعهدات پولی و غیر پولی قائل به تفکیک شده است و محل انجام تعهدات پولی را محل تجارت متعهدله قرار داده است، ولی باید گفته شود که این امر استثناء بر قاعده کلی بوده و قاعده کلی همان‌ طور که گفته شد، محل اقامت متعهد به ‌عنوان محل اجرای تعهد است.

ی:حقوق برخی کشورها:

در قانون تجارت فرانسه بموجب ماده ۱-۵۱۱ عدم قید مکان پرداخت برات[۷۱]، برات را بی اعتبار نمی‌سازد.

ماده ۱-۵۱۱ مقرر می‌دارد:

Articlel511-1

– The bill of exchange shall contain

– The indication of the place where payment must be made;

– Bills from which one of the items indicated in I is missing shall not be valid as bills of exchange, except in the cases specified by III to V of this article.

IV. unless specifically indicated, the place stated beside the name of the drawee shall be deemed to be the place of payment and,at the same item,the place of domicile of the drawee.

طبق ماده فوق اگر در برات محل پرداخت وجه قید نشود، محلی که در کنار نام براتگیر(متعهد) قید شده است، محل پرداخت وجه برات محسوب خواهد شد و در عین حال محل مذکور به ‌عنوان محل اقامت براتگیر نیز محسوب می­ شود،[۷۲] لذا قانون تجارت فرانسه نیز اصل را محل اقامتگاه مدیون قرار داده است.

در حقوق انگلیس نیز بموجب بند ۲ ماده ۲۹ قانون بیع مصوب ۱۹۷۹ اگر محل اجرای تعهد در قرارداد معین نشده باشد و از اوضاع و احوال قرارداد و از ماهیت تعهد نیز محل اجرای، قابل استنتاج نباشد در این صورت محل اقامت مدیون، محل انجام تعهد محسوب می‌شود[۷۳].

در حقوق مصر نیز می‌توان گفت همین اصول پذیرفته شده و در قوانین این کشور وارد شده است. ماده ۳۴۷ قانون مدنی جدید مصر مقرر می‌دارد:

«اگر کالا ذاتا معین بوده، در این صورت تسلیم آن در مکانی که، کالا به هنگام انعقاد عقد در آن محل موجود است، باید تسلیم شود، مشروط بر اینکه توافقی و یا نصی بر خلاف آنچه که گفته شده از مفاد قرارداد به دست نیاید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




از نظر فرآیندی در سیستم ABC، طرحریزی هزینه ها با تأکید بر فرایند مستمر بهسازی است. در این روش بر شناسایی فعالیت‌های دارای ارزش افزوده و فعالیت‌های بدون ارزش تأکید می شود و برای حذف فعالیت‌های بدون ارزش افزوده تلاش می شود. به بیان دیگر روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت را می توان برای شناسایی و حذف فعالیت‌هایی به کار برد که باعث افزایش هزینه ها می‌شوند، بدون آنکه ارزش افزوده ای را برای دریافت کنندگان خدمات ایجاد کنند. هزینه های بدون ارزش افزوده، هزینه آن گروه از فعالیت‌هایی است که می توان آن ها را حذف کرد به طوری که کاهشی در کیفیت خدمت، عملکرد و یا ارزش آن ها رخ ندهد. با به کارگیری این دیدگاه سیستم ABC، می توان به کاهش هزینه ها، از طریق حذف فعالیت‌های اضافی و غیر سودمند و یافتن روش های جدید و اقتصادی برای انجام فعالیت‌های دارای ارزش افزوده دست یافت.

از نظر مفهومی در سیستم ABC، علاوه بر اینکه هزینه های مستقیم (تجهیزات مصرفی و هزینه نیروی انسانی) را به فعالیت مربوط به خود تخصیص می‌دهد، دقت در تخصیص هزینه های غیرمستقیم (هزینه های سربار) را افزایش می‌دهد. بدین ترتیب روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، باعث شده است بسیاری از هزینه ها که تا کنون قابل شناسایی نبوده اند، اکنون با فعالیت‌ها قابل ردیابی باشند. چون برخلاف هزینه مواد مصرفی مستقیم و حقوق مستقیم که می توان آن ها را مستقیماً با یک فعالیت خاص ردیابی کرد، هزینه های سربار یا هزینه های غیر مستقیم به طور وضوح قابل ردیابی بر حسب هر یک از خدمات نمی باشد و باید به خدمات ارائه شده تخصیص داده شوند. از طرفی، تخصیص هزینه ها به هر شکل و ترتیبی که انجام گیرد، تا حدودی اختیاری و قضاوتی است. اما واقعیت این است که در پاره ای از اوقات، درجه اختیاری بودن تخصیص هزینه ها چنان زیاد است که اتکاء به نتایج به دست آمده ممکن است باعث گمراهی و تصمیم گیری غلط شود. اما در سیستمABC به دلیل اینکه از مبناهای مناسبی در تسهیم هزینه ها استفاده می‌کند، دقت در تخصیص هزینه ها و قابلیت اتکاء به نتایج به دست آمده را به منظور قضاوت و تصمیم گیری افزایش می‌دهد.

از نظر تخصیص هزینه ها، در سیستم های سنتی هزینه ها ازحوزه های هزینه بر اساس یکی از مبناهای تعیین شده (عمدتاًً ساعات کار مستقیم) که اصطلاحاً مبنای جذب سربار نامیده می شود، به خدمات و محصولات تخصیص می‌یابد. اما در سیستم ABC، فعالیت‌ها به عنوان موضوعات جدید هزینه، شناسایی می‌شوند و هزینه های سربار بر اساس مبناهای تعیین شده که اصطلاحاً محرک هزینه نامیده می شود به فعالیت‌ها تخصیص می‌یابند، سپس فعالیت‌ها به عنوان حوزه های هزینه تلقی شده و هزینه های تخصیص یافته به آن ها (حوزه های هزینه) به هدف نهایی هزینه (خدمات فرودگاهی) تخصیص داده می شود.

سیستم‌های هزینه یابی سنتی و نارسائیها ی آن

با توجه به افزایش رقابت جهانی در دهه های اخیر و لزوم دسترسی به اطلاعات صحیح بهای تمام شده خدمات در تصمیم گیری های مدیریت، بیشتر صاحب‌نظران حسابداری و مدیریت و همچنین مدیران سازمان‌ها ‌به این نتیجه رسیدند که به کارگیری و استفاده از سیستم‌های حسابداری سنتی جوابگوی اطلاعات مورد نیاز آن ها نمی باشد. مشکل و انتقاد اصلی صاحب‌نظران این بود که اطلاعاتی که توسط سیستم‌های هزینه یابی سنتی ارائه می شود، اطلاعات دقیقی را در رابطه با ساختار و ترکیب هزینه ها و همچنین بهای تمام شده خدمات در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی دهد وحتی با ارائه اطلاعات غلط باعث گمراهی مدیران در تصمیم گیری ها می‌گردد. برای بررسی و چگونگی عملکرد سیستم‌های هزینه یابی سنتی، فاستر(FosteR, G) در سال ۱۹۹۱ تحقیقی را در بین مدیران مالی چندین سازمان بزرگ در آمریکا انجام داد. نتیجه این مطالعه نشان داد که سیستم های سنتی قادر به فراهم کردن اطلاعات مناسب برا ی تصمیم گیری مدیران نمی باشند. طبق نتایج حاصل از این تحقیق، ۵۱% از مدیران سازمان‌های تحت بررسی معتقد بودند، سیستم های سنتی اطلاعات کافی را برای هزینه یابی و قیمت گذاری خدمات فراهم نمی کند. ۴۵% آن ها عنوان کردند اطلاعات فراهم شده توسط این سیستم ها، اطلاعات دقیق و واقعی نیست و در تصمیم گیری ها نمی تواند به آن ها اعتماد کرد. ۳۵% مدیران، سیستم های سنتی را برای سنجش عملکرد کارکنان مناسب نمی دانستند. ۳۴% درصد ذکر کرده بودند که سیستم های سنتی به دلیل عدم سنجش عملکرد کارکنان، باعث ایجاد نارضایتی در بین آن ها شده است. ۲۷% از مدیران معتقد بودند که اطلاعات تهیه شده برای تجزیه و تحلیل رقابت کافی و مناسب نمی باشد و۱۱% نیز معتقد بودند که این سیستم ها با استراتژی سازمان‌ها تطابق ندارد (Adler, R,1998).

بررسی وضعیت موجود مدیریت هزینه و سیستم هزینه یابی فرودگاه مهرآباد نشان می‌دهد که این سیستم اطلاعات کافی و مورد نیاز را برای تصمیم گیری های مدیریتی فراهم نمی کند، چون مدیران مالی و حسابداری این سیستم که به عنوان معماران مدیریت هزینه محسوب می‌شوند، معمولا با تأکید بر دفاتر مالی و حسابداری که عمدتاً برای گزارشگری و پاسخگوییهای برون سازمانی تهیه شده است، تأکید دارند و آن را به عنوان یک منبع برای فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز سیستم حسابداری مدیریت مطرح می نمایند، در حالی که تصمیم گیری سازمانی و اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری ها به گزارشگریهای داخلی و تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی متکی می‌باشد. ولی سیستم موجود در فرودگاه مهرآباد این اطلاعات را فراهم نمی کند. علاوه بر این کنترل عملیات مالی و بودجه ای در فرودگاه ها معمولا از ردیفها و برنامه هایی که بودجه از طریق آن تخصیص داده شده است انجام می‌شوند در حالی که عملکردهای مالی از طریق مقایسه هزینه های واقعی با هزینه های بودجه شده و از طریق ریز فعالیت‌ها سنجیده می‌شوند. این موضوع خصوصاً در بخش‌های فرودگاهی باعث می‌گردد تا مدیران فرودگاه ها درک و دانش صحیح و کامل از هزینه هایی که برای ارائه خدمات در فرودگاه ها در بخش‌ها و مراکز هزینه مختلف می‌کنند، نداشته باشند.

از دیدگاه کلی مهمترین دلایل نارسایی، سیستم های سنتی بشرح زیر است:

۱- عدم توانایی در ارائه اطلاعات بهای تمام شده، خصوصاً سازمان‌هایی که دارای خروجی ها و خدمات متنوع و گوناگونی می‌باشند. از آنجا که سیستم‌های سنتی خصوصیات خاص فعالیت‌های مورد نیاز را برای ارائه هر کدام از خروجی های سیستم مورد بررسی در نظر نمی گیرند، ‌بنابرین‏ باعث تخصیص نادرست هزینه های جمع‌ آوری شده از حوزه های هزینه مشترک و نهایتاً عدم محاسبه دقیق قیمت تمام شده خدمات می‌گردد.

۲- عدم تفکیک حوزه هزینه های غیر مشابه. سیستم های سنتی به دلیل نارساییهایی آن معمولا برای جمع‌ آوری هزینه ها (هزینه های نیروی انسانی و سربار)، مراکز هزینه را از یکدیگر تفکیک نمی کنند و عمدتاً از مراکز هزینه مشترک، استفاده می‌کنند. این مسئله باعث می شود تا تخصیص هزینه های مشترک جمع‌ آوری شده به صورت غیر واقعی و نادرست انجام شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




۳-ابزار اندازه گیری :

۳-۱- باورهای فراشناخت :

در این پژوهش برای بررسی باورهای فراشناختی نوجوانان از پرسشنامه فراشناخت (MCQ-30) استفاده شده است : پرسشنامه ی فراشناخت (MCQ-30)یک مقیاس ۳۰ گزینه ای خود گزارش است که باورهای افراد در باره ی تفکر شان را می سنجد . پاسخ‌ها در این مقیاس بر اساس چهار درجه ای لیکرت (۱=موافق نیستم تا ۴=خیلی زیاد موافقم) محاسبه شده است .

این مقیاس دارای پنج خرده مقیاس است:

۱-کنترل ناپذیری و خطر افکار که روی غیر قابل کنترل بودن و خطرناک بودن نگرانی ها تأکید می‌کند.

۲-باورهای مثبت در باره ی نگرانی( مثلا نگرانی کمک می‌کند با مشکلات کنار بیایم) .

۳-وقوف شناختی( خود اگاهی شناختی ) ، (مثلا به نحوه ی کار ذهنم به شدت توجه می کنم) .

۴-اطمینان شناختی(مثلا حافظه ی ضعیفی دارم ) .

۵-نیاز به کنترل افکار .

این پرسشنامه توسط ولز و کارتریت ساخته شده و توسط شیرین زاده برای جمعیت ایران ترجمه و آماده شده است ، ( شیرین زاده ، دستگیری ، گودرزی ، رحیمی و نظیری ، ۱۳۸۷ ).

۳-۲- سازگاری فردی – اجتماعی :

در این پژوهش برای سنجش ساز گاری فردی اجتماعی نوجوانان از پرسشنامه روانی کالیفرنیا CPI استفاده شده است . کلارک[۱۴۰] و همکاران در سال ۱۹۵۳ این آزمون را به منظور سنجش ‌سازش‌های مختلف زندگی که دارای دو قطب سازگاری فردی و اجتماعی است تهیه کرده‌اند ، که ۱۸۰ سوال دو گزینه ای بله یا خیر دارد . این آزمون دارای ۱۲ خرده مقیاس است که نیمی از آن ها برای سنجش سازگاری فردی و نیمی دیگر برای سنجش سازگاری اجتماعی هستند ، ( عمیدنیا ، نیسی و سودانی ، ۱۳۸۹ ) .

۳-۳- شادکامی :

برای سنجش شادکامی از پرسشنامه شادکامی آکسفورد که در سال ( ۱۹۹۰ ) توسط آرگایل و لو تهیه شده ، استفاده شده است . این پرسشنامه ۲۹ ماده ی شش گزینه ای دارد که از ۱ تا ۶ نمره گذاری می شود . این پرسشنامه توسط هیلز[۱۴۱] و آرگایل ( ۲۰۰۱ ) تجدید نظر شده و سازه‌های روانشناختی مربوط به علاقه اجتماعی برونگرایی ، مهربانی ، شوخ طبعی ، احساس هدفمندی ، خودبسندگی ، حرمت پذیرش خود ، سلامت جسمی ، خود مختاری ، مکان کنترل و احساس زیبای شناختی را ارزیابی می‌کند ، ( ثابت و لطفی کاشانی ، ۱۳۸۹ ) .

۴- روش گردآوری داده ها :

در فرایند بررسی ، آزمایشگر پس از مشخص شدن پرسشنامه‌ها و تکثیر آن ها اقدام به توزیع پرسشنامه‌ها بین آزمودنی ها کرده و از آن ها درخواست شد که با دقت و صداقت به سوالات پاسخ دهند و به آزمودنی‌ها از محرمانه بودن نتایج اطمینان داده شد و در نهایت با استخراج اطلاعات ، داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .

۵- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :

داده های پژوهشی حاضر با بهره گرفتن از تحلیل روابط همبستگی ساده ، تحلیل واریانس و تحلیل پیشرفته آماری همبستگی کانونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است . در پژوهش حاضر به دلیل داشتن چند متغیر در هر گروه و همچنین داشتن دو گروه جنسیتی پسر و دختر از روش تحلیل همبستگی کانونی استفاده شده است .

فصل چهارم:

تجزیه و تحلیل یافته ها

    1. – Ragers, Qualter, Phelps & Emmelkamp ↑

    1. – Metacognitive ↑

    1. – Wells ↑

    1. – Meta Cognitive Questionnaire ↑

    1. – Sadock & Sadock ↑

    1. – Phares ↑

    1. – California Personality Inventory ↑

    1. – Clark ↑

    1. – Oxford Happiness Inventory ↑

    1. – Argyle & Lu ↑

    1. – Metacognitive ↑

    1. -cognitive psychology ↑

    1. -Beron & Deloach ↑

    1. -Mesterz ↑

    1. -Self guestion ↑

    1. – Metacognitive compopts ↑

    1. -Cross&Paris ↑

    1. – Vinograd ↑

    1. – Baker ↑

    1. -metakonwedge ↑

    1. -metamonitoring ↑

    1. -Schraw ↑

    1. -declarative ↑

    1. -Procedurel ↑

    1. -conditional ↑

    1. -inter-individual knowledge ↑

    1. -intra-individual knowledge ↑

    1. -motivational believes ↑

    1. -casual attrihution ↑

    1. -defective information ↑

    1. -requirements ↑

    1. -strategic cognitive knowledge ↑

    1. -Lorch ↑

    1. -Dembo ↑

    1. -Jacobs ↑

    1. -self -managing ↑

    1. -controling procces ↑

    1. -control of self ↑

    1. -GHelawer & Broning ↑

    1. – Dickey ↑

    1. -Bradburn ↑

    1. -Argyle ↑

    1. -Contrill ↑

    1. -Nore ↑

    1. -Campbell , Converse , Rogers ↑

    1. -Mishygan University ↑

    1. -Wilson ↑

    1. -Allardt ↑

    1. -Glatzer ↑

    1. -Heady & Vearing ↑

    1. – Kahnman & Vayner & Shurtz ↑

    1. -Jan Lacke & Jermy Bentame ↑

    1. -MakDugall ↑

    1. -Jahne Marshalle Reeve ↑

    1. -Lyubomirsky ↑

    1. -Anjalies ↑

    1. -Myers ↑

    1. -Diener ↑

    1. -Lu ↑

    1. -Lucas ↑

    1. -Shurtz & Strack ↑

    1. – Suh ↑

    1. -Smith ↑

    1. -Quality of life ↑

    1. -Well – being ↑

    1. -Inner Qualities ↑

    1. -Outer Qualities ↑

    1. -Life – ability of the person ↑

    1. -Livability of environment ↑

    1. -Life – chances ↑

    1. -Satisfaction ↑

    1. -Utility of life ↑

    1. -Life – results ↑

    1. -.Skevington.MacArthur.Somrest ↑

    1. – Deci&Ryan ↑

    1. -Franken ↑

    1. -Mikalos ↑

    1. -Kasser & Ryan ↑

    1. -Haris & Lightsey ↑

    1. -Devine ↑

    1. -Lyken ↑

    1. -Inglehart ↑

    1. -Cummins ↑

    1. -Fredrickson ↑

    1. -Schwartz & Strack ↑

    1. -Mrozak & Kolanz ↑

    1. -Marjery , Noewle , Mejratorher & Dived Jirgya ↑

    1. -Wood ↑

    1. -D enro ↑

    1. -Haring &Stock& okun ↑

    1. -Polner ↑

    1. -Park ↑

    1. -Krk Patrick ↑

    1. -Lewls , Maltby&Day ↑

    1. -Cohen ↑

    1. -Sligman ↑

    1. -weste ↑

    1. -Lyan ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




تکنولوژی اطلاعات می‏تواند پنج مزیت عمده ایجاد کند:

    • ارزانتر (تولید خروجی‏های مشابه با هزینه کمتر )

    • بیشتر (تولید خروجی‏های بیشتر با همان هزینه )

    • سریعتر (تولید خروجی‏های مشابه با همان هزینه در زمان کمتر )

    • بهتر(تولید خروجی های مشابه با همان هزینه و زمان درسطح جهانی )

    • فرصت‌های جدیدتر (ایجاد مشاغل جدید برای جایگزینی کسب وکار) (تان و فلیکس، ۲۰۰۴: ۵۷)

تجارت الکترونیک ، موانع جغرافیای و تفاوت روز و شب در مناطق مختلف را از میان بر می‏دارد و باعث ارتقای ارتباطات و گشودگی اقتصادی در سطح ملی وبین المللی می‏ شود . تجارت الکترونیک طریق هدایت کسب و کار راتغییر می‏ دهد و بدین ترتیب باعث تبدیل بازارهای سنتی به شکلهای جدیدتر می‏ شود .

و به بیان دیگر

    • در زمینه معرفی و تبلیغ محصول دچار محدودیتهای موجود در تبلیغات متعارف نبوده و در هر زمان می‏تواند برای هر گروه خاص مصرف کنندگان تغییر یابد .

    • تجارت الکترونیک ، امکان فروش مستقیم و بدون واسطه محصولات و خدمات جدید را به بازارهای استراتژی و تازه فراهم می ‏کند .

    • فروش آنی و روی خط[۳۳] به مقدار زیادی هزینه های فروش و نیاز به نیروی انسانی را کاهش می‌دهد .

    • زمان عرضه کاهش می‌یابد و محصولات جدید می‌توانند به محض آماده شدن در معرض فروش روی خط قرار گیرند .

    • خدمات پس از فروش به مشتری می‌تواند با امکان خبرگیری سریع دو طرف از یکدیگر وعرضه انواع خدمات به مشتری تسهیل و تکمیل شود .

  • قدرت تجزیه و تحلیل کالا افزایش می‏یابد به طوری که اطلاعات به دست آمده از مشتریان برای تولید کالا‏های جدید یا تغییر در تولیدمورد استفاده قرار می‏ گیرد (دایال و لندسبرگ[۳۴]، ۱۹۹۹: ۵۵).

۲-۱-۶ مشکلات تجارت الکترونیک

    • سهولت در سرقت اسرار محرمانه سازمان

    • عدم تبیین قوانین مالیاتی دقیق

    • عدم تبیین قوانین گمرکی

    • عدم آشنایی با قوانین و فرهنگ های مختلف

    • کلاهبرداری از طریق کارت‌های اعتباری

    • عدم اعتماد و امنیت

  • همچنین تمام محصولات به طور صددرصد قابل ارائه و فروش از طریق اینترنت نیستند(جفن، ۲۰۰۲: ۳۲).

۲-۱-۷ طبقه بندی تجارت الکترونیک از دیدگاه های متفاوت

الف- از منظر ماهیت تبادلات

ب- از منظر ماهیت برنامه های کاربردی ( مک کارتی و جروم، ۱۹۹۶: ۵۱)

الف- از منظر ماهیت تبادلات به ۱۴ طبقه تقسیم می شود

۱- [۳۵]B2B : بنگاه به بنگاه

شامل تبادلات سیستم‌های اطلاعاتی بین سازمانی”[۳۶]IOS” و تبادلات بازار الکترونیکی هستند. ارائه خدمات دولتی به بنگاه ها در این طبقه قرار می‌گیرد. ([۳۷]G2B) تمام طرفین درگیر در B2B کسب و کارها و سازمان‌ها می‌باشند. امروزه ۸۵ درصد حجم تبادلات تجارت الکترونیکی در حوزه ی B2B است.

۲- [۳۸]B2C : بنگاه به مشتری

تمامی تبادلات خرده فروشی و خریداران انفرادی از طریق اینترنت در طبقه بندی B2Cقرار می‌گیرند . در B2C یک طرف سازمان است و در طرف دیگر افراد قرار دارند . همچنین ارائه ی خدمات دولتی به مشتریان و مصرف کنندگان(G2C) در این طبقه قرار می گیرند .

۳- B2B2C [۳۹]: بنگاه به بنگاه به مشتری

در این مدل شرکت تولید کننده ، محصولات خود را به مشتریان یک شرکت طرف سوم در واقع شرکت سوم نقش واسطه[۴۰] ایفا می‌کنند با این تفاوت که هیچ ارزش افزوده ای به محصول اضافه نکرده و تنها آن محصول را به مشتریان خود عرضه می‌کند .

۴- C2C: مشتری به مشتری

در این طبقه خریداران و فروشندگان هر دو افراد هستند مثالهایی از C2C عبارت است از فروش ماشین و لوازم منزل، تبلیغ خدمات شخصی در اینترنت.

۵- C2B: مشتری به بنگاه

شامل افرادی است که از اینترنت برای فروش محصولات یا خدمات به سازمان‌ها و افرادی که در انتظار خرید با قیمت پیشنهادی هستند استفاده می شود مثل شرکت پرایس لاین.

۶- P2P : نظیر به نظیر[۴۱]

فناوری p2p درB2B ، [۴۲]C2C , B2C قابل استفاده می‌باشد .این فناوری امکان اشتراک و استفاده از فایل‌های الکترونیکی را در یک شبکه فراهم می‌سازد . به عنوان مثال در C2C شبکه ای ، افراد می‌توانند موسیقی و دیگر محصولات دیجیتالی را به صورت الکترونیکی مبادله نمایند .

۷-موبایل الکترونیکی[۴۳]

در تجارت بی سیم فعالیت‌ها و تبادلات مرتبط با تجارت الکترونیکی به صورت کامل یا نیمه کامل در محیط بی سیم انجام می شود. مثلا افراد می‌توانند از تلفن همراه مجهز به اینترنت خود برای کارهای بانکی اقدام کند. یا ممکن است لازم باشد تبادلات برای افراد در موقعیت مکانی و زمانی خاصی انجام شود که این گونه مبادلات را تجارت بر اساس موقعیت گویند . بعضی افراد موبایل الکترونیک را مبادلات خراج از منزل یا محل کار می دانند(روتر[۴۴]،۱۹۶۷: ۶۵۱) .

۸- تجارت الکترونیکی درون سازمانی

تجارت الکترونیکی درون سازمانی عموما در شبکه های اینترنت یا ‌پورتال‌های سازمان انجام می شود به طوری که تمام فعالیت‌های داخل سازمان از جمله مبادله محصولات ، خدمات یا اطلاعات در واحدهای مختلف سازمان ویا بین افراد آن سازمان را شامل می شود . مثل فروش محصولات به کارمندان یا آموزش آن لاین آن ها(مایر[۴۵]، ۱۹۹۵: ۱۴۰)

۹- B2E[46]: بنگاه به کارمندان

زیر مجموعه ای از تجارت الکترونیکی درون سازمانی است ‌به این صورت که سازمان خدمات، محصولات و اطلاعات خود را تنها به بعضی از کارکنان و از طریق الکترونیکی منتقل می‌کند(مایر، ۱۹۹۵: ۱۴۱)

۱۰- شراکت الکترونیکی

به ارتباط یا شراکت آنی افراد یا سازمان‌ها می‌گویند(کلمن[۴۷]، ۱۹۹۸: ۹۵).

۱۱- تجارت الکترونیکی غیر کسب و کار

بسیاری از مؤسسات غیر کسب و کاری مثل مؤسسات آموزشی ، سازمان‌های غیر انتفاعی، سازمان‌های مذهبی و … از تجارت الکترونیک به منظور کاهش هزینه ها و بهبود عملیات استفاده می‌کنند(بری[۴۸]، ۱۹۹۵: ۲۳۶).

۱۲- آموزش الکترونیکی

در این مدل، تمامی قواعد آموزشی به صورت آنی انجام می شود ، مثل دانشگاه های مجازی.

۱۳- E2E [۴۹]: بازار به بازار

با رشد و توسعه بازارهای B2B علاقمندی برای پیوستن بازارها به یکدیگر زیاد می شود از این رو این مدل تجارت الکترونیکی یک سیستم رسمی است که دو یا چند بازار را به یکدیگر پیوند می‌دهد(مایر[۵۰]، ۱۹۹۵: ۱۴۰).

۱۴- :دولت الکترونیکی[۵۱]

در این مدل هر واحد دولتی به خرید و فروش محصولات ، خدمات یا اطلاعات به صورت آنی به کسب و کارها یا شهروندان می پردازد . ( مک کارتی و جروم، ۱۹۹۶: ۶۹)

ب- با توجه به ماهیت برنامه های کاربردی :

۱- بازارهای الکترونیکی :

در این بازار مرکز کسب و کار یک ساختمان فیزیکی نیست بلکه محلی بر اساس شبکه است که در آن تعاملات کسب و کاری صورت می‌گیرد .

۲-سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی(IOS ):

این سیستم ها در برگیرنده جریان اطلاعات بین دو یا چند سازمان است و هدف عمده آن ها پردازش کاراتر معاملات با بهره گرفتن از سیستم های تبادلات الکترونیکی یا اکسترانت می‌باشد .

۳- ارائه خدمات به مشتری :

ارائه خدمات به مشتری به صورت الکترونیکی . ( مک کارتی و جروم، ۱۹۹۶: ۳۸)

۲-۱-۸ محدودیت‌ها و موانع تجارت الکترونیکی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




بند دوم: چگونگی تحصیل اطمینان از رعایت شرایط اخذ رضایت نامه

دیوان کشور فرانسه در این زمینه تصریح دارد شخصی که قانوناً تعهد به ارائه اطلاعات دارد باید انجام این تعهد را اثبات نماید. رویه قضایی فرانسه و پاره­ای از کشورها جهت حمایت از بیماران که منطقاً در خصوص اطلاعات پزشکی در وضعیت پایین‌تری نسبت به پزشکان قرار دارند، پزشکان را موظف به اثبات آگاه کردن بیمار کرده‌اند. اثبات ایفای وظیفه آگاه کردن از خطرات جانبی و ارائه‌ اطلاعات لازم جهت تحصیل رضایت آگاهانه بر عهده پزشک است ‌بنابرین‏ او باید با کمک دلایل، قرائن و شواهد انجام تعهد خود مبنی بر آگاه­سازی را اثبات نماید. چرا که مطابق اصول کلی حقوقی نیز در مقام تردید در انجام یا عدم انجام امر ایجابی، اصل بر عدم است.[۵۶]

با توجه به مطالب ارائه شده پیرامون حمایت از حیات و تمامیت جسمانی افراد در زمینه اعمال جراحی آیا راهکار مناسب این است که بار دیگر با تصویب قوانین بیشتر و ایجاد محدودیت‌های شدیدتر برای پزشکان این حمایت صورت گیرد که در مقابل مانع فراغ بال و تمرکز پزشکان در معالجه بیماران است و در بسیاری موارد پزشکان را از اقدام به ارائه خدمات پزشکی و انجام اعمال جراحی منصرف می‌کند که به نظر می‌رسد در این صورت مجدداً بتوان قوانین و مقررات موجود و قوانینی که در آینده تصویب می‌شود را به نحوی نادیده گرفت و با گرفتن چند امضا از بیمار محتاج به خدمات پزشکی این قوانین را بی اثر نمود و در عمل طوری با این قوانین برخورد کرد که هیچ مسئولیتی متوجه پزشکان نباشد.

بهتر آن است که به راهکارهای عملی‌تری متوسل شد و از طریق تدوین مقررات حرفه ای قوی‌تر و آیین نامه های شغلی توسط خود جامعه پزشکی برای پزشکان و با ایجاد مکانیزمی اصولی و دقیق در بیمارستان‌ها هم موجب تضمین حقوق بیمار و حمایت از حیات و تمامیت جسمانی او شویم و هم حرمت حرفه مقدس پزشکی و پزشکان بیش از پیش حفظ شود. برای نیل ‌به این هدف بایستی در ساختار رضایت گرفتن از بیمار تغییراتی لحاظ شود و از شیوه سنتی که برای کوچک­ترین اقدام پزشکی نیاز به اخذ رضایت بود دور شویم، بدین منظور بهتر است بحث رضایت را به دو قسمت تقسیم نمود: مرحله اول زمانی که بیمار به بیمارستان مراجعه می‌کند و تقاضای دریافت خدمات پزشکی را دارد که می‌توان این مراجعه بیمار با میل و رضایت خود به بیمارستان را نوعی رضایت ضمنی به درمان قلمداد نمود و پزشک را مجاز به انجام اعمال درمانی بر روی وی بدانیم. نمونه این مورد را می‌توان در قانون طبابت لهستان مشاهده کرد که پزشک را مجبور نمی‌کند که در هر شرایطی رضایت بیمار را اخذ کند، فلذا هیچ نوع الزامی جهت جلب رضایت بیمار وجود ندارد و البته این در حالتی است که بیمار به پزشک مراجعه کند و مشکل سلامتی خود را مطرح نماید. بر اساس ماده ۱۷ این قانون صرفاً در اعمال جراحی است که رضایت بیمار باید اخذ شود.[۵۷]

به نظر می‌رسد روش مذکور روشی کاربردی و مناسب باشد زیرا اعمال جراحی عموماً یکی از چند راهی است که پیش روی بیمار است و نوعی مداخله در جسم بیمار تلقی می‌شود و فقط خود بیمار و در صورت ناتوانی بیمار، ولی او می‌تواند نسبت به جسم بیمار تصمیم بگیرد، پس بایستی رضایت بیمار پیش از اعمال جراحی جلب شود البته رضایتی که آگاهانه باشد و بایستی اطلاعات کافی ‌در مورد عمل جراحی و اینکه این عمل چه خطراتی می‌تواند در پی داشته باشد به بیمار داده شود و از آنجا که افراد خصوصیات روحی متفاوتی دارند و برخی از آن‌ ها با دریافت این اطلاعات و آگاهی از وضع خود ممکن است دچار تنش روحی شوند که موجب وخیم‌تر شدن حال آنان خواهد شد، بهتر است در زمان ارائه اطلاعات مربوط به بیماری یک روانشناس هم در کنار پزشک معالج حضور داشته باشد تا بتواند از ایجاد تنش‌های روحی احتمالی جلوگیری کند و در صورت بروز هر گونه تنش و ناراحتی، توانایی آرام نمودن بیمار را داشته باشد در بیانیه انجمن جهانی پزشکان در هلسینکی در سال ۱۹۶۴ هم به موضوع روانشناسی بیمار توجه شده در این بیانیه آمده «در صورت امکان، با توجه به روانشناسی بیمار، پزشک ملزم است تا رضایت بیمار را که به طور آزادانه اعلام می‌گردد، پس از ارائه توضیح کامل به بیمار، از وی کسب کند.»[۵۸] پس همان گونه که به روانشناسی بیمار و حالات روحی وی توجه شده، بهتر است این وظیفه توسط متخصص علم روانشناسی صورت گیرد تا نتایج مطلوب‌تر باشد.

حال اگر بعد از ارائه اطلاعات، بیمار رضایت خود را اعلام نمود این بدان معنی نیست که پزشک در انجام هر اقدامی که خودش به صلاح بیمار می‌داند آزاد است و بایستی ‌به این رضایت به عنوان گام اول در اجازه پزشک برای انجام عمل جراحی روی بیمار نگاه کرد زیرا همان طور که در بحث معایب اعلام رضایت بیمار نسبت به اعمال جراحی گفته شد، بیمار اطلاعات پزشکی کافی ندارد تا توضیحات پزشک را کاملاً متوجه شود بلکه بایستی وضعیت بیمار توسط گروهی متخصص از پزشکان مجرب و باسابقه بررسی شود تا در صورت صلاحدید آن‌ ها عمل جراحی صورت گیرد و راهنمایی‌های لازم به پزشک ارائه شود. شاید ‌به این نظر ایراد گرفته شود که پزشکان وقت انجام چنین کارهایی را ندارند و از سوی دیگر در تمامی نقاط کشور نمی‌توان ‌گروه‌های تخصصی ایجاد کرد اما بایستی خاطر نشان نمود که با پیشرفت تکنولوژی در روزگار ما این کار چندان دشوار نیست و این ‌گروه‌های تخصصی می‌تواند در بیمارستان‌های بزرگ تشکیل شود و از طریق اینترنت به تمامی پزشکان حتی در بیمارستان‌های کوچک در دورترین نقاط کشور مشاوره ارائه دهند تا بتوان بیش از پیش از حیات و تمامیت جسمانی همه بیماران در هر کجای کشور که باشند حفاظت نمود.

بعد از ارائه مطالب مربوط به مواد قانون مجازات اسلامی ‌در مورد امور پزشکی و تحلیل این مواد و ذکر معایب آن‌ ها تا حدی که در گنجایش این بحث بود و ارائه راهکارهای جایگزین روند کنونی اخذ رضایت از بیمار بایستی این موضوع را هم خاطر نشان نمود که مواد قانون مجازات اسلامی در زمینه امور پزشکی به منظور حمایت از هر دو قشر بیماران و پزشکان تدوین شده اما پراکندگی این مواد و در برخی موارد ابهام‌های موجود در این مواد منجر به سردرگمی این دو قشر نسبت به حقوق خود می‌شود و در برخی مواقع حتی حقوق ‌دانان را هم با مشکل مواجه می‌کند. پس بهتر است قوانین موجود به صورت منسجم‌تر و یکپارچه گرداوری شود تا ‌راه‌گشای مشکلات موجود باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




کلیات پژوهش

    1. مقدمه

وقوع انقلاب صنعتی و تداوم آن در اروپای قرن نوزدهم، ایجاد کارخانه‌های بزرگ و اجرای طرح­های عظیمی چون احداث شبکه های سراسری راه‌آهن را می‌طلبید که به سرمایه های پولی کلانی نیاز داشت. تأمین چنین سرمایه هایی از امکانات مالی یک یا چند سرمایه‌گذار و حتی دولت های آن زمان فراتر بود و از سویی یک یا چند سرمایه‌گذار نیز آمادگی قبول خطر تجاری چنین فعالیت‌های بزرگی را نداشتند. از این رو با بهره‌گیری از دو دستاورد بزرگ و مفید انقلاب صنعتی یعنی سازماندهی و همکاری، نخستین شرکت ‌های سهامی شکل گرفت که مسئولیت صاحبان سهام آن ها محدود به مبلغ سرمایه‌گذاری شان بود. این قالب نوین (یعنی شرکت سهامی) راه‌حل مناسبی برای تأمین سرمایه های کلان و توزیع مخاطرات تجاری بود. رشد و توسعه شرکت های سهامی در گذر زمان به پیدایش و فزونی قشری از صاحبان سرمایه انجامید که در اداره شرکت ها مشارکت مستقیم نداشته و از طریق انتخاب هیئت مدیره، امور شرکت را هدایت و بر آن نظارت می‌کردند (شباهنگ، ۱۳۷۷).

با وقوع این رویداد بحث تفکیک مالکیت از مدیریت مطرح شد. به عبارتی مدیر، نماینده مالک بود و بر نحوه فعالیت دارایی های مالک نظارت می کرد و در نهایت به مالک درباره نحوه بهره برداری و اداره دارایی هایش گزارش می‌داد. از طرفی با بزرگ شدن شرکت ها مردم به سرمایه گذاری در این شرکت ها روی آوردند و ‌به این ترتیب در مالکیت واحدهای بزرگ اقتصادی سهیم شدند. آنان سرمایه های اندک خود را در اختیار مدیران این واحدها قرار می‌دادند و در عوض سود دریافت می‌کردند. ‌بنابرین‏ مالکان ‏(سهام‌داران) به دنبال حداکثر کردن ثروت خود بودند.

حداکثر ساختن ثروت سهام‌داران، ایفای وظایف اخلاقی و مسئولیت‌های اجتماعی می‌تواند از اهداف بسیار مهم شرکت ها به شمار آید. یکی از عواملی که تأثیر قابل ملاحظه ای در تحقق اهداف مذبور دارد اجرای مناسب اصول حاکمیت شرکتی می‌باشد. در حدود سیصد سال قبل که آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل، بحث تفکیک گردانندگان (مدیران) شرکت ها را از مالکیت آن ها مطرح کرد، همواره مکانیزم هایی برای برقراری تعادل میان منافع صاحبان مؤسسات (سرمایه گذاران) و مدیران پیشنهاد گردیده است.

رشد و شکوفایی اقتصاد هرکشوری به مدیریت کارآمد، سرمایه گذاری و برنامه ریزی مناسب بستگی دارد، هدایت صحیح جریانات پولی و وجوه سرگردان به سمت و سوی صنایع تولیدی، رشد اقتصادی، افزایش تولید ناخالص ملی، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد سرانه و نهایتاًً رفاه عمومی را در پی خواهد داشت. امروزه با توجه به فضای رقابتی بازار های مالی، لزوم در اختیار داشتن اطلاعات کافی از بازارهای مالی امری بدیهی به نظر می‌رسد، به طوری که هزینه های ناشی از اطلاعات ناصحیح در بسیاری از موارد غیر قابل جبران خواهد بود.

    1. بیان مسئله پژوهش

یکی از مهمترین تحولات جهان در قرن هجدهم میلادی، انقلاب صنعتی و تفکیک مالکیت از مدیریت بود و نتیجه این تحولات، ظهور شرکت های سهامی بزرگ و در کنار آن سهام‌داران، مدیران، اعتباردهندگان، کارکنان و سایر ذی نفعان می‌باشد که در پی آن بازار مالی سازمان یافته ای در اکثرکشورها به وجود آمد. از آنجا که امکان حضور همه سهام‌داران و ذی نفعان در شرکت‌ها وجود ندارد، لذا مدیران به نمایندگی از طرف آن ها اداره امور شرکت‌ها را به دست گرفتند و مسئول ‌پاسخ‌گویی‌ به ذی نفعان در مقابل منابع در دسترس شان شدند. از این رو تضاد منافع بین مدیران و سهام‌داران به وجود آمد.

از سویی دیگر، مبنای تصمیم‌گیری مشارکت‌ کنندگان در بازارهای اوراق بهادار اطلاعاتی است که توسط بورس‌ها، ناشران اوراق بهادار پذیرفته شده در بورس و واسطه‌های مالی فعال در این بازارها منتشر می‌شود. بهره‌گیری از اطلاعات منتشره یا افشا شده و به عبارتی تصمیم‌گیری صحیح در بازار اوراق بهادار زمانی امکان‌پذیر است که اطلاعات مذبور به‌ موقع، مربوط، با اهمیت و نیز کامل و قابل فهم باشند. چنان‌چه اطلاعات افشا شده از ویژگی‌های فوق یا بعضی از آن‌ ها برخوردار نباشند، بدون تردید ساز و کار کشف قیمت در بازار به درستی عمل نخواهد کرد و قیمت‌گذاری اوراق به شیوه‌ای مطلوب انجام نخواهد شد. در نتیجه، واقعی بودن قیمت‌ها، پیش‌بینی منطقی روند آتی آن و به‌ طور کلی شفافیت و عادلانه بودن بازار مورد سؤال خواهد بود. در واقع هدف اصلی افشای اطلاعات، ایجاد شفافیت بیشتر در بازار اوراق بهادار است. افشای اطلاعات موجب بهبود ساز و کار کشف قیمت و در نتیجه قیمت‌گذاری بهینه و افزایش امکان پیش‌بینی منطقی روند قیمت‌ها می‌شود. به‌ علاوه، انتشار صحیح و به ‌موقع اطلاعات بازار موجب ایجاد ذهنیت مثبت نسبت به برقراری عدالت در بازار و ثبات و انسجام بیشتر آن می‌شود. همچنین بهبود شفافیت بازار، به نوبه خود، موجب افزایش رقابت در بین فعالان بازار می‌شود و مناسبات موجود در میان اعضای بازار و سرمایه‌گذاران را تقویت و امر نظارت و اجرای قوانین را آسان می‌کند (مصطفایی، ۱۳۸۹).

اصول حاکمیت شرکتی یکی از مسائل مهمی است که رعایت آن می‌تواند موجب جلب اعتماد سرمایه گذاران و جذب آن‌ ها به بازار سرمایه شود. با اینکه این مسئله در ایران هنوز در مرحله اقدامات اولیه به سر می‌برد، اما نهادهای ناظر کشورهای منطقه در این زمینه پیشرفت‌های زیادی داشته اند. الگوگیری از مقررات حاکمیت شرکتی از این کشورها و تلاش برای بومی سازی و بهبود آن‌ ها می‌تواند در شکوفایی بیشتر بازار سرمایه ایران نقش مهمی داشته باشد.

سرمایه گذاری یکی از عوامل مهم توسعه در قرن حاضر است. سرمایه گذاری نیازمند برنامه ریزی است. ‌بنابرین‏، امکان بهره برداری مناسب از فرصت های موجود را فراهم می آورد. برای افزایش اثربخشی برنامه ریزی باید توانایی پیش‌بینی صحیح و مستمر را بهبود بخشید. پیش‌بینی، عنصر کلیدی در تصمیم گیری های اقتصادی است. سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، مدیریت و سایر اشخاص در تصمیم گیری های اقتصادی متکی به پیش‌بینی و انتظارات هستند. همچنین توجه به بودجه سالانه شرکت پیش‌بینی تولید، فروش و سود هر سهم آن و کنترل بودجه در گزارش های میان دوره ای و میزان تحقق پیش‌بینی ها، در تغییرات قیمت سهام تأثیر بسزایی دارد.

مطالعات پیشین نشان می‌دهند که پیش‌بینی های مدیریت، قیمت سهام، نقدینگی بازار سهام و پیش‌بینی تحلیل گران را تحت تأثیر قرار می‌دهد (براکمن و سیکون[۱]، ۲۰۰۸، هرست و همکاران[۲]، ۲۰۰۸، خالقی مقدم، ۱۳۷۷). این نتایج حاکی از آن است که سود پیش‌بینی شده توسط شرکت ها دارای محتوای اطلاعاتی و کارایی بوده و از این جهت اهمیت پیش‌بینی سود حسابداری به دلیل نقش و تأثیر آن در تصمیم گیری های استفاده کنندگان بویژه سرمایه گذاران بارزتر می شود.

توسعه بازارهای مالی در دستیابی به رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی نقش اساسی ایفا می‌کند. بازارهای مالی توسعه یافته‌ به معنی ثبات بلندمدت نظام مالی و اتکا و اعتماد مردم به اجزای تشکیل‌دهنده این نظام است. یکی از عوامل تأثیرگذار بر توسعه در این بازارها شفافیت است. اطلاعات شفاف را می توان به عنوان یکی از ابزارهای ایفای مسئولیت ‌پاسخ‌گویی‌ مدیران دانست (نوبخت،۱۳۸۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




اندرسون و همکاران (۲۰۰۷) مشاهده کردند در دوره های کاهش فروش، ثبات یا افزایش هزینه ممکن است باعث افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به فروش شوند تا اینکه متناسب با کاهش فروش کاهش یابند. پژوهشگران با بهره گرفتن از مدل های پیش‌بینی سود و هزینه، دریافتند که بر خلاف هزینه های فروش، عمومی و اداری، در دوره های کاهش فروش، سودهای آتی با نسبت هزینه های عملیاتی به فروش، رابطه مثبت دارد.

شارما و جانا (۲۰۰۹) به ارائه مدل برنامه ریزی حمل دریایی برای صنعت پالایش نفت پرداختند که هدف اصلی از ارائه مدل، به حداقل رساندن هزینه کل انتقال بود.

مالچو و کنفانی (۲۰۱۱) با بهره گرفتن از فرم جایگزین مدل انتخاب گسسته به کمک الگوریتم های فرا ابتکاری به تجزیه و تحلیل و ارزیابی توزیع محموله های دریایی در بنادر ایالات متحده پرداخته‌اند.

بنکر و همکاران (۲۰۱۱) در مدلی از رفتار هزینه در سازمان ارائه دادند بیان کردند که تعدادی از هزینه ها از تصمیمات منابع تعهداتی مدیران آینده نگر در حضور تعدیل هزینه ناشی می‌شوند، بر خلاف دیدگاه سنتی حسابداری که بیان می کرد هزینه ها همزمان با تغییر در فعالیت تعدیل می‌شوند و در نهایت مدلی نظری ارائه دادند.

آپادو و بکتر (۲۰۱۲) به کمک روش فازی اقدام به برآورد هزینه های سفارش و هزینه حمل موجودی کردند و این دو محقق موفق به طراحی مدلی برای کمینه کردن هزینه حمل و هزینه سفارش شدند.

در پژوهشی که به وسیله خاکسار (۱۳۶۹) انجام شد به تحلیل و کنکاش به منظور دستیابی به نتایجی که بتواند به عنوان ابزاری در جهت کاهش هزینه های معطلی کشتی ها و جابجایی شان پرداخته شد.

در صنعت سیمان، کشورهایی مثل هند، انگلستان، مجارستان، مالزی، ترکیه و بسیاری از کشورهای دیگر در جهت کمینه کردن هزینه تولید و خدمات اقدام کرده‌اند. (میرزاده،۱۳۷۸)

در پژوهشی که توسط توکلی و یزدانی (۱۳۸۰) در صنایع چوب و کاغذ مازندران انجام گرفت، کمترین هزینه را با بهره گرفتن از روش سیمپلکس و به کمک تابع هدفی که جهت کمینه کردن هزینه سیستم تعریف شد، به دست آمد.

هزینه های تولید را به دو صورت هزینه های متغیر که با حجم تولید تغییر می‌کند و هزینه های ثابت که به حجم تولید بستگی ندارد، که شامل هزینه های مربوط به سوخت، انرژی برق، مواد خام، کیسه های حمل مواد، مواد دیرگداز، روغنکاری . حق فروش جزء هزینه های متغیر و هزینه های مربوط به بیمه، اجاره، بهاء و اداری، هزینه شخصی و مالی، هزینه استهلاک و تعمیر و نگهداری، جزء هزینه های ثابت این صنعت به حساب می‌آیند.( اسمعیل زاده، ۱۳۸۰)

آقاجانی (۱۳۸۱) در مقاله خود به بهینه سازی هزینه های بیمارستان ها پرداخته و در این پژوهش به منظور افزایش بازدهی بیمارستان ها مدلی را پیشنهاد داده است.

سمیعی (۱۳۸۲) در پژوهش خود به کمک داده کاوی و الگوریتم های فرا ابتکاری به کمینه کردن هزینه به وسیله شناسایی مشتریان با تقاضای مشخص برای کالا یا خدمات پرداخته است.

مطالعه انجام شده توسط داوود جعفری پورگرجی (۱۳۸۳) با موضوع هزینه های کیفیت که در ماهنامه تخصصی نفت پارس منتشر شده، به طور اجمالی ‌در مورد چگونگی کاهش هزینه های کلان سازمان در شرکت های تولیدی و خدماتی پرداخته است.

ولیزاده (۱۳۸۴) در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسید که با بهره گرفتن از مدل ریاضی می توان به بهینه سازی هزینه ها در شرکت تولیدی با بهره گرفتن از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره پرداخت و همچنین با کمک تکنیک های LP و GP در جهت بهبود هزینه های کیفیت مدلی ارائه داد.

در سال ۱۳۸۴، محمود نادر شمس با طرح مهندسی ارزش به عنوان ابزاری قدرتمند برای کاهش هزینه و بهره وری بیشتر به تحلیل فعالیت های سازمان بنادر و کشتیرانی ایران پرداخت و در این پژوهش با عنوان ۱۵ ایده سعی در کمینه کردن هزینه داشت.

آریا (۱۳۸۵) در مقاله خود فناوری اطلاعات را یکی از راهکارهای کم کردن هزینه می‌داند و بیان می‌کند: فناوری راهبردی با کمینه کردن هزینه های استقرار و آزمون کنترل ها از سوی حسابرسان داخلی و حسابرسان مستقل، هزینه ها را کاهش می‌دهد.

فراهانی و عسگری (۱۳۸۶) به ارائه پیشنهاد روش های متعدد تصمیم گیری هدف برای قرار دادن برخی از انبارها به عنوان مراکز توزیع در یک سیستم تدارکات نظامی در دنیای واقعی که هدف آن به حداقل رساندن هزینه از محل امکانات بود، پرداختند.

امامداد (۱۳۸۸) در مقاله خود در جهت هزینه یابی بر مبنای فعالیت ها شرکت کشتی سازی بوده، توانسته با شناسایی محرک های هزینه مدلی برای کاهش هزینه های این سازمان ارائه دهد.

فیروز آبادی (۱۳۸۹) در مقاله خود مدلی برای کمینه کردن هزینه حمل و نقل ارائه داد. این مدل تابعی است که در آن هزینه های جمع‌ آوری محصولات، هزینه های انتقال، هزینه های ساخت ترمینال های واسطه و هزینه های نقاط مصرف در آن ملحوظ شده و قصد بر این است که مقدار تابع هدف به حداقل مقدار ممکنه خود برسد.
تقی نتاج (۱۳۹۰) در مقاله مدیریت هزینه روبات ها در فرایند تولید هزینه های مطرح در این پروسه را به شرح زیر اعلام می‌دارد:

مخارج و هزینه های مرتبط با روبات در بخش‌های زیر قابل بررسی است:

    1. مخارج خرید و نصب روبات

    1. مخارج ابزارهای مخصوص جانبی روبات

    1. هزینه نگهداری و سرویس متناسب روبات

    1. هزینه های انرژی روبات

  1. هزینه استهلاک روبات و ابزارهای مخصوص جانبی

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

    1. مقدمه

پس از گردآوری مبانی نظری موضوع پژوهش، نیاز به فرضیه‌ها، انتخاب متدولوژی تحقیق و جمع‌ آوری اطلاعات می‌باشد. تدوین فرضیه‌ها و انتخاب روش تحقیق مناسب از مراحل اساسی هر کار تحقیقاتی است و در صورتی که به درستی انجام نگیرد به برداشت ها و نتیجه گیری نامناسب منجر می‌گردد.

هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ماست. به منظور آگاهی از مسائل و مشکلات دنیای پیرامون خویش، روش های علمی، تغییرات قابل ملاحظه ای پیدا کرده‌اند. این روندها و حرکت ها سبب شده است که برای بررسی رشته‌های مختلف بشری، از روش علمی استفاده شود. (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۷۸)

تحقیق از نظر لغوی یعنی رسیدگی کردن و به اصل پی بردن. صاحب‌نظران مختلف با توجه به دیدگاهشان، از تحقیق تعاریف مختلفی ارائه داده‌اند. از دیدگاه کرلینجر تحقیق عبارت است از: بررسی و مطالعه منظم، کنترل شده و آزمایش قضیه های فرضی درباره روابط احتمالی بین پدیده‌های طبیعی با دیدی انتقادی. (دلاور، ۱۳۶۵)

از جمله ویژگی های مطالعه علمی که هدف حقیقت یابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب می‌باشد و انتخاب روش تحقیق مناسب برای تحقق اهداف، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پرسش های تحقیق است. (خاکی، ۱۳۷۹)

در این فصل ابتدا به بیان مسئله، فرضیات، روش انجام تحقیق و دلایل آن اشاره می شود و سپس توضیحاتی پیرامون جامعه آماری و روش های نمونه گیری ارائه می شود. سپس ابزار جمع‌ آوری اطلاعات و دلایل انتخاب بحث می شود و در انتها ‌در مورد روش های آماری که در آزمون داده ها مورد استفاده قرار گرفته اند، توضیحاتی ارائه می شود.

    1. فرضیات پژوهش
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:41:00 ب.ظ ]




افراد با تأخیر شناختی که همچنین دارای نارسایی­هایی در مهارت­ های اجتماعی هستند، معمولا در کسب مهارت ­ها از طریق یادگیری اتفاقی با مشکلاتی رویارویی هستند. ‌بنابرین‏ آن ها به شیوه ­های آموزشی مستقیم و آشکار نیاز دارند که بر اکتساب و حفظ مهارت تأکید کند. شیوه ­های بهبود اکتساب مهارت شامل الگودهی، مربی­گری و آزمونگری است (سوگای و لویس،۱۹۹۶به نقل از خانزاده،۱۳۹۲). آموزش مهارت­ های اجتماعی شامل ارائه مهارت توسط بزرگسال در امتداد مؤلفه‌ ­های زیر است: بیان منطقی برای یادگیری مهارت، تحلیل تکلیف مؤلفه‌ ­های مهارت، تمرین مهارت­ های اجتماعی توسط دانش آموز با همسالان، و تغییرات و تنوع سازی در مهارت برای طراحی تعمیم دهی (والکر[۱۲۴]،رامسی[۱۲۵] و گرشام،۲۰۰۴به نقل از خانزاده،۱۳۹۲).

طراحی کارگاه داستان­گویی:

اجرای این پژوهش به صورت برگزاری یک کارگاه داستان­گویی برای کودکان پیش­دبستانی صورت گرفت. انتخاب نوع بازی­ها و ترتیب آن ها با مشورت چندی از مربیان مقطع پیش­دبستانی صورت گرفت این کارگاه در ۶ جلسه اجرا شد که جلسه اول برای توجیه و تعریف کارگاه برای معلم و دانش ­آموزان و اجرای ‌پیش‌آزمون در نظر گرفته شد و جلسات بعدی نیز در ادامه شرح داده خواهد شد.مبنای انتخاب بازی به عنوان قالب ارائه محتوا در ارائه شد و مبنای انتخاب موضوع و انواع بازی­ها، مشورت با مربیان و مبانی مطرح شده در منابع گوناگون است که ‌می‌توان از بین آن ها به موارد زیر اشاره کرد:

  • بازی­ها تماما به صورت گروهی اجرا می­شد. چراکه در این سن کودکان به بازی­های گروهی و مشارکت و تعامل با دوستان و همسالان خود علاقه­مند می­ شود و این مشارکت باعث رشد اجتماعی او می­ شود.کودک کم کم از اسباب بازی­های خود فاصله گرفته و به بازی با دوستانش علاقه­مند می­ شود. در بازی­های گروهی که هدف مشترکی دارند و افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیرند تلاش­ها و فعالیت­های اجتماعی خود را با یکدیگر هماهنگ کنند کودک به نوعی تعامل و ارتباط اجتماعی دست می­یابد.کودکان با انتخاب نوع بازی، تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین آن،در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه ‌می‌کنند و در سازمان دادن ‌به این زندگی اجتماعی، این باور را در خود پرورش می­ دهند که به منظور پذیرش در گروه و بازشناسی از سوی ‌هم‌بازی­ها مجبور به اجرای قوانین بازی می­باشند. کودک بدون بازی، به ویژه بازی­های گروهی، خودخواه و فاقد توانایی لازم برای ایجاد ارتباط با دیگران بارمی­آید، حال آنکه از طریق بازی، شیوه همکاری و نفوذ در گروه همسالان، جلب توجه دیگران، رعایت حقوق دیگران،زندگی گروهی و بسیاری از امور اجتماعی دیگر را یاد ‌می‌گیرد.(خزاعی و خزاعی،۱۶۰،۱۳۹۲).

بازی­های گروهی به ویژه بازی­های نمایشی که نوعی بازی نمادین است می ­تواند همدلی را در کودک پرورش دهد.در این صورت او نه تنها وانمود می­ کند هویت دیگری دارد، بلکه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد.چنین بازی­های نمادین به کودک کمک می­ کند درک و شناخت او از دیگران بیشتر شود و نسبت به رفتار دیگران صبور باشد و تغییرات محیطی را بهتر بپذیرد.(همان منبع)

بازی به کودکان اهمیت سازگاری و ارزش سازش را می­آموزد. در این حین، کودک بزرگ و بزرگ­تر می­ شود، به تدریج کمتر خود محوری را از خود نشان می­دهد و بیشتر تمایل دارد در بازی­ و مسابقات گروهی شرکت کند. کمترین عملکرد اجتماعی بازی را ‌می‌توان نقش انجام وظیفه ­ای دانست که هریک از کودکان در بازی­های گروهی عهده­دار می­شوند. حتی ساده­ترین شکل بازی به کودک نکات مهمی می­آموزد،نکاتی چون رعایت نوبت،همکاری،رقابت عادلانه و برد و باخت منصفانه. (همان منبع،۱۸۰).

    • بازی­ها بیشتر با فعالیت جسمی همراه بود چرا که: برای کودکان بازی­های پرتحرک گروهی ، که نظام ساده­ای دارند و موجب نشاط می­ شود بسیار مناسب است.و از طرفی نشستن یا ایستادن یا بی­حرکتی بیش از اندازه(بیش از ۵تا ۱۰ دقیقه) برای کودکان سبب کسالت و خستگی و یا حالت عصبی می­ شود.(همان منبع ،۱۱۸)

    • اکثر بازی­های طراحی شده در این پژوهش با نظام و قاعده­ای ساده همرا بود چراکه در سنین دبستانی این نوع بازی جذاب تر است و در این مرحله آثار بازی برای همه عمر باقی می­ماند و همزمان با رشد کودک و گذشت زمان به صورتی کامل­تر انجام می­ شود.همچنین زمانی که کودک نمی­تواند اسباب بازی­ها و عروسک­های خود را جاندار فرض کند، این بازی­ها دیگر جذابیت خود را از دست می­ دهند و او کم کم به سوی بازی­هایی نظیر فوتبال،شطرنج( که بازی­های قاعده­داری هستند)،و بازی­های فکری می­رود که نیازهای فکری،جسمی،روانی و اجتماعی او را بهتر برآورده می­ کند. (همان منبع ،۱۸۸).

    • بازی­ها بر اساس الگوی طراحیمارپیچی از ساده به پیچیده طراحی ‌شده‌اند به طوری که از چیدن پازل یک داستان و قصه­ی مشخص شروع شده و تا مرحله ایفای نقش در داستان ساخته ذهن خود دانش ­آموزان پیش می­رود.

    • بازی­ها در هر جلسه بر اساس یک داستان پیش می­روند چراکه اهداف مورد نظر محقق برای ایجاد تغییر در دانش ­آموزان با محدوده سنی پیش­دبستانیرا ‌می‌توان در اهداف شمرده شده در داستان­گویی مشاهده کرد.از جمله اهداف داستان ‌می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • آشنا کردن خوانندگان خردسال و نوجوان با زندگی و مسائل آن.

    • رساشدن پیام­های سازنده در قالبی پذیرفتنی و برانگیزاننده به طور غیر مستقیم.

    • آشنا کردن کودکان و نوجوانان با ارزش­های اخلاقی، انسانی و اجتماعی به طور غیر مستقیم

    • این هنر جایگاه خاصی در پیشبرد برنامه ­های آموزشی دارد و تجربیات واقعی و عملی شایانی در اختیار شنوندگان خود می­ گذارد. تاثیر این هنر به حدی است که دانشمندان تربیتی، در قرون جدید، از آن به عنوان روش اساسی در آموزش و پرورش پیش­دبستانی و حتی سال­های اولیه دبستان یاد ‌می‌کنند.

    • یکی دیگر از اهداف قصه­گویی و شاید مهم­ترین هدف آن آموزش علوم اجتماعی مختلف خانه، کوچه، محله، شهر، کشور و سایر سرزمین­ها، سازگاری خود را با محیط اطراف تسهیل ‌می‌کنند.آن­ها از طریق داستان با فرهنگ، تمدن، مذهب، سنن و آداب و رسوم افراد،اقوام و ملل و مردمان مختلف آشنا می­شوند و این­گونه داستان­ها برایشان بسیار لذت بخش است.

    • هدف دیگر پرورش ارزش­های اخلاقی است: از طریق داستان­سرایی ‌می‌توان ارزش­های اخلاقی کودکان و نوجوانان را پرورش داد و صفات پسندیده را در آنان قوام و دوام بخشید.کودکان از این طریق با معناهای واقعی عشق و ایمان،نوع دوستی و همدردی، تعاون و همکاری،شجاعت و پایداری و… آشنا شده و به رشد عقلی می­رسند.(ناظمی،۱۳۸۵)

    • انتخاب ماجرای داستان که اغلب خانوادگی،جذاب و یا بر اساس ارزش­های اخلاقی صورت گرفته است، مطابق با سن دانش ­آموزان انتخاب شده است چراکه ویژگی­های سنین ۶و۷ سالگی به شرح زیر است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




بنظر می‌رسد در این قضاوت نباید تاجیل کرد و با تأمل بیشتر ‌به این شبهه پرداخت: با مطالعه مقررات قانون مدنی و قانون امور حسبی بنظر می‌رسد هر یک از وراث به نوعی با مشکل غیر قابل تجزیه بودن دیون راجع به ترکه مواجه هستند، بگونه ای که ممکن است برای استیفاء حقوق خود چاره ای جز پرداخت کل دیون راجع به ترکه نداشته باشند:

طبق ماده ماده ۲۲۹ قانون امور حسبی بعد از تصفیه است که وراث حق تصرف در ماترک را دارند لذا هر یک از وراث برای محروم نماندن از تصرف مادی،که اثر اصلی مالکیت است، در ماترک و ارثیه خود ناچار از پرداخت دیون است.این ماده مقرر می‌دارد:« تصرفات ورثه در ترکه از قبیل فروش و صلح و هبه و غیره نافذ نیست مگر بعد از اجازه بستانکاران و یا اداء دیون.»

ماده ۶۰۶ قانون مدنی نیز مقرر می‌دارد: «هرگاه ترکه میت قبل از اداء دیون تقسیم شود ویا بعد از تقسیم معلوم شود که بر میت دینی بوده طلبکار باید به هر یک از وراث به نسبت سهم او رجوع کند و اگر یک یا چند نفر از وراث معسر شده باشد طلبکار می‌تواند برای سهم معسر یا معسرین نیز به وراث دیگر رجوع نماید.»

از سوی دیگر ماده ۸۶۸ قانون مدنی مقرر داشته: «مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی گردد مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.» وماده ۸۷۰ آن قانون نیز تقسیم ماترک بین وراث را منوط به پرداخت کلیه حقوق راجع به ترکه نموده است.

‌بنابرین‏ مقررات موصوف این دیون راجع به ماترک را غیر قابل تجزیه تبدیل ‌کرده‌است، بگونه ای که برای اینکه وارثی بتواند در ماترک دخل و تصرف کند نمی تواند صرفا به پرداخت دیون به اندازه سهم خود از ماترک دیون متوفی اکتفاء کند بلکه باید کل دین پرداخت گردد.

با توجه به مراتب فوق شتاب در تصفیه ترکه امری معقول است و می‌تواند حکمت این قائم مقامی باشد.[۱۹۹]

از سوی دیگر جلوگیری از هزینه های اجرایی بر ترکه که موجب تقلیل ترکه و کاهش سهم می شود و تشویق و استحبابی که در شرع برای بری ذمه متوفی و ایفاء دیون او پیش‌بینی شده و مقبولیت و معقولیت و حتی انتظاری که در عرف ایران اسلامی برای تسریع در پرداخته شدن دیون متوفی از سوی وراث وجود دارد که به نوعی موجب اجبار معنوی هر یک از وراث به پرداخت دیون متوفی وجود دارد، موجب می شود ابتکار قانون‌گذار در ماده ماده ۷ آئین‌نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرائی مصوب ۱۹/۶/ ۱۳۸۷ در راستا و منطبق با مبانی «قاعده قائم مقامی با پرداخت» بنظر برسد و قابل ستایش باشد و باعث تشویق مردم به انجام این امر پسندیده بشودو شاید به قول برخی از حقوق ‌دانان قانون‌گذار با این اقدام توانسته باشد به یکی از اهداف خود نایل گردد: قانون وسیله تغییر رفتار و روحیات شهروندان است و موجب برقراری مجدد تعادل و توازن میان «فکر» و «عمل» می شود.

با توجه به مباحثی که گذشت حکم ماده ۷ استثنائی نیست و موافق قاعده و در واقع مصداقی از آن قاعده کلی است ، بنظر می‌رسد قابل تسری به سایر موارد می‌باشد، از جمله مواردی که طلبکار هنوز اقدام به صدور اجرائیه نکرده و یا اینکه طلبکار از طریق مراجع قضایی اقدام به مطالبه طلب خود اقدام نموده است و یا اینکه وارث پرداخت کننده با یک اجرائیه قضایی(دادگاه) مواجه است.

همچنین باید توجه داشت قبول یا رد ترکه توسط وارث پرداخت کننده مؤثر در مقام نیست، لذا اگر وارث پرداخت کننده سابقا ترکه را رد کرده باشد و سپس دین را بپردازد باز مشمول ماده ۷ می شود. بخصوص اینکه طبق مقررات قانون امور حسبی صرفا از جهت مدیریت ترکه مؤثر است و تاثیر دیگری ندارد.

سوال دیگری که ‌در مورد حق رجوع به سایر وراث وجود دارد این است که آیا حق رجوع به سایر وراث مطلق است یا منوط به وجود ترکه است؟ پاسخ این سوال از ماده ۲۲۶ قانون امور حسبی بوضوح برداشت می شود: ورثه ملزم نیستند غیر از ترکه چیزی به بستانکاران بدهند و اگر ترکه برای اداء تمام دیون کافی نباشد ترکه مابین تمام بستانکاران به نسبت طلب آن ها تقسیم می شود.

قائم مقامی وارث پرداخت کننده ‌در مورد آثار نیز عینا از قاعده کلی که تبعیت می‌کند، لذا اگر طلبکار وثیقه داشته باشد وارث پرداخت کننده قائم مقام مرتهن می شود و وثیقه نیز به عنوان فروعات و توابع دین در رهن او قرار می‌گیرد.

بعلاوه همچنان که گفته شد اگر وارث پرداخت کننده دین مورث را به کمتر از آن صلح و پرداخت کند، نمی تواند سودجویی کند، بلکه فلسفه قانون چیز دیگری بوده است و باید میزان واقعی پرداخت ملاک قرار گیرد.

مبحث سوم: در مقررات اجرای احکام مدنی

در مقررات قانون اجرای احکام مدنی درباره پرداخت محکوم به توسط شخص ثالث چند ماده اختصاص داده شده است که در این مبحث سعی می نماییم ضمن دو گفتار این احکام را طرح و بررسی نماییم.

گفتار اول: پرداخت توسط محکوم له در حق وثیقه طلبکار دیگر محکوم علیه

ممکن است خواهان پس از تحصیل حکم قطعی به نفع خود با محکوم علیه رو به رو شود که تمام اموالش را طلبکاران توقیف کرده‌اند که در این صورت طلبکاران مقدم بر محکوم له می‌باشند. ممکن است طلبکار مقدم در شرایط زمانی نامناسب اقدام به فروش اموال بدهکار نمایند که این اقدام آن ها به ضرر محکوم له هم می‌باشد که در این صورت طبق ماده۵۵ ق.ا.ا.م. محکوم له حق دارد با پرداخت طلب طلبکاران مقدم مال را از توقیف خارج کرده و خود آن مال را در اختیار بگیرد تا در بازاری مناسب آن را بفروش برساند که از فروش مال بدهی خود را هم وصول کند. این اقدام در عین حال موجب می شود طلبکارانی که سابقاً مال را توقیف کرده‌اند زودتر به طلب خود برسند .[۲۰۰]

ماده۵۵ ق.ا.ا.م. بیان داشته است:« ‌در مورد مالی که وثیقه بوده یا در مقابل مطالباتی توقیف شده باشد محکوم له می‌تواند تمام دیون و خسارات قانونی را با حقوق دولت حسب مورد در صندوق ثبت یا دادگستری تودیع نموده و تقاضای توقیف مال و استیفای حقوق خود را از آن بنماید در این صورت وثیقه و توقیف های سابق فک و مال بابت طلب او و مجموع وجوه تودیع شده بلافاصله توقیف می شود.»

پس محکوم له با پرداخت طلب طلبکاران می‌تواند طلب خود و طلبی را که از بابت طلبکاران پرداخت ‌کرده‌است ، به طور یکجا از محل مال مورد وثیقه وصول نماید.[۲۰۱] البته همچنان که اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره ۱۵۱۳/۷ مورخ ۷/۳/۱۳۷۷ نظر داده است: ” فک رهن اصولاً مستلزم پرداخت دیون و خسارات قانونی و حقوقی دولت است و اجرای دادنامه نیز احتیاج به هزینه های دیگری دارد، درخواست محکومیت خوانده به پرداخت هزینه های مذکور ضمن صدور حکم وجاهت قانونی ندارد. النهایه محکوم له می‌تواند هزینه های مورد بحث را ضمن اجرای حکم محاسبه و از باقیمانده ثمن معامله کسر نماید و احتیاجی به تقدیم دادخواست جداگانه برای مطالبه آن ها ندارد .”[۲۰۲]

قانون‌گذار شرایطی را برای پرداخت دین توسط محکوم له پیش‌بینی ‌کرده‌است:

۱- طلب محکوم له باید مستند به حکم قطعی دادگاه باشد.

۲- دریافت کننده باید بستانکاری باشد که مال محکوم علیه در توقیف یا وثیقه او باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




برای اثبات این ادعا، ‌می‌توان به ادله­ای چند اشاره نمود.

طبق تصریح آیه شریفه، حضور طایفه چند نفر ‌می‌باشد، اختلاف نظر دارند.

طائفه از طوف است یعنی اگر چند نفر دور هم حلقه بزنند و به اصطلاح یک میزگرد تشکیل دهند یک طائفه هستند، چون دور هم نشسته­اند، طواف را هم بدین خاطر نامگذاری کرده ­اند که دور خانه خدا می­گردند (نوروزی­فیروز،۱۳۹۰: ۱۳۳). فقهای اسلام، در خصوص اینکه مراد از طایفه چند نفر ‌می‌باشد، اختلاف نظر دارند. عده­ای قائلند که مقصود از طایفه حداقل یک نفر ‌می‌باشد.این قول را محقق حلی در مختصر النافع (جعفر بن الحسن، ۱۴۰۵: ۲۹۵و فاضل مقداد در کنز العرفان(السیوری، بی تا: ۳۴۲)، علامه حلی در قواعد الاحکام(الاسدی، ۱۴۱۸: ۱۷۰) و ارشاد الاذهان( الاسدی، ۱۴۱۸) قاضی ابن براج در مهذب (الطرابلسی، ۱۴۰۶: ۵۲۸) صاحب جواهر در جوامع الکلام(النجفی، بی­تا) و آیه الله خویی در مبانی تکمله المنهاج(الموسوی الخوئی،۱۴۲۲: ۲۲۱) پذیرفته­اند.

شیخ طوسی نیز در نهایه همین رأی‌ را اختیار ‌کرده‌است؛ لکن در کتاب خلاف از آن عدول کرده و اقل طایفه را ده نفر دانسته است. در فقه احمدبن حنبل نیز اقل طایفه را یک نفر ذکر شده است (عبدالله بن قدامه، المقدسی،)و همین رأی‌ را ابن عباس نیز پذیرفته است ( الاسدی، ۱۴۱۸: ۱۷۰).

این دسته از فقها، برای ادعای خود به چند دلیل تمسک کرده ­اند:

اول: روایت منقول از امام باقر(ع)که آن حضرت از امیرالمومنین نقل کرده که حضرت فرمود: مراد از طایفه یک نفر است (عن جعفر عن ابیه امیرالمومنین فی قوله تعالی ولیشهد عذابهما طائفه من المومنین قال: الطائفه واحد (الحر العاملی،۱۴۰۵) این روایت در کتب تفسیری التبیان(الطوسی بن علی، ۱۳۸۵) نیز نقل شده است.

در روایت دیگری که ابی بصیر از امام صادق نقل ‌کرده‌است، آن حضرت در تفسیر آیه شریفه ولِیشهَد عذابهما طائفه من المومنین می­فرماید: اگر یک نفر مؤمن شهادت بدهد، کفایت می­ کند(نوری طبرسی، ۱۴۰۷).

در برخی روایات، علاوه بر تعین حداقل، حداکثر افرادی که حاضر می­شوند نیز تعیین گردیده است. طبق روایتی حضرت علی در تفسیر آیه مذکور می­فرماید: مراد از طایفه، از یک تا ده نفر ‌می‌باشد (طبرسی، ۱۴۰۷: ۷۵).

دوم: با توجه به اینکه از نظر لغوی، طایفه از طَرف و به معنای حلقه زدن اطراف یک شخص و یا یک شئی ‌می‌باشد و یک نفر این معنا را نمی­رساند؛ بایستی روایات مذکور را توجیه نماییم. ظاهراً منظور این است که مراد از کلمه طایفه که در این آیه شریفه به کار رفته است، یک نفر ‌می‌باشد نه اینکه معنای لغوی و یا عرفی آن، این باشد.

صرف­نظر از اختلاف نظری که در رابطه با کلمه طایفه وجود دارد چنین به نظر می­رسد که طبق آیه دو سوره نور، مجازات در مکانی خاص اجرا می­ شود که به دلایل خاصی(عبرت­آموزی، تضمین اجرای مجازات، شرمندگی و تاثیر بازدارندگی بر بزهکار یا هر علت دیگر) حضور طایفه­ای از مومنین واجب است (اگر قائل به وجوب حضور باشیم)، و الا اگر این فقها نظر به اجرای مجازات در ملأعام داشتند که محلی برای این مباحث، پیرامون تعداد حضور افراد در اجرای مجازات به وجود نمی­آمد چرا که در ملأعام که محل آمد و شد افراد اجتماع است حضور افراد قطعی خواهد بود.

سوم: اصل عدم زیاده( اصل برائت ذمه از زائد): از لحاظ علم اصول به هنگام شک در لزوم حضور بیش از یک نفر، اصلِ عدم زیاده و یا اصلِ عدم وجوب بیش از یک نفر، جاری شده و مقتضای این اصل، کفایت یک نفر ‌می‌باشد.

چهارم: : از بررسی دو آیه شریفه نیز مدعای صدق طایفه بر یک نفر، استدلال شده است.

خداوند می­فرماید: وَ اٍنً طائِفَتانِ مِنَ المُومِنِینَ اقتَتَلُو فَاَصلِحُو بَینَهُما[۱۴] ظاهر آیه دوم که می­فرماید: اِنَمَا المُومِنُونَ اِخوَه فَاصلِحوا بَینَ اَخَویکُم..[۱۵] درصدد بیان تعلیل لزوم برقراری اصلاح ذات البین که در آیه اول بدان اشاره شده است ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ در می­یابیم که از طائفتان در آیه دوم به اَخَوَین تعبیر شده است. در نتیجه طائفه بر یک نفر اطلاق می­گردد.

عده­ای دیگر از فقهاء همچون فاضل آبی (الیوسفی، بی­تا: ۵۵۴) و عکرمه(الاسدی، ۱۴۱۸: ۱۷۰)، مراد از طائفه را دو نفر ذکر نموده و در مقام استدلال، به آیه شریفه نَفر استناد نموده ­اند.

خداوند می­فرماید: فَلَو لا نَفَرَ مِن کُلِ فِرقَه مِنهُم طائِفَه لِیَتَفقهُوا فیِ الدَینِ وَ لیُنذِرُوا قَومَهُم اِذا رَجَعوا اِلَیهِم لَعَلهُم یَحذَرُونَ.[۱۶] فرقه اسم جمع بوده و دلالت بر حداقل ۳ نفر می­ نماید و طائفه که از آن استثناء شده، دلالت بر دو و یا یک نفر دارد. لکن از باب احتیاط، حمل بر دو نفر می­ شود ( النجفی، بی­تا: ۳۵۴).

آیت الله العظمی محمدفاضل لنکرانی در همین زمینه معتقدند از نظر فقهی، تصریح قرآن است که باید طایفه­ای از مومنین ناظر اجرای حد باشند و مستند دلیل خود را آیه دو سوره نساء می­داند. ایشان در ادامه می­فرمایند اجرای حدود عقوبتی است برای شخص گنهکار و در این جهت فرقی نمی­کند که این عقوبت در او یا در دیگران تاثیر بگذارد یا نه؟ و عقیده ایشان این است که هدف از اجرای مجازات در ملأعام نه اصلاح مرتکب و جلوگیری از تکرار جرم است و نه عبرت گرفتن دیگران از اجرای مجازات؛ بلکه این شیوه از اجرای مجازات را عقوبتی مستقل برای مجرم می­داند (فاضل لنکرانی، ۱۳۸۲).

البته نظر ایشان این است که برعهده گروهی از اهل نظر است که چنانچه در موردی تشخیص بدهند که اجرای یک حدی تاثیری در جامعه ندارد و یا اینکه ممکن است آثار منفی به دنبال داشته باشد، نباید در ملأعام اجرا شود. ‌بنابرین‏ در شرایط کنونی چنانچه اجرای حد در ملأعام سبب شود که از طریق نمایش آن در کشورهای مسلمان تحقیری نسبت به اشخاص مسلمان یا جامعه مسلمین به وجود آورد، نباید در ملأعام اجرا شود.

اجرای مجازات در ملأعام در سایر حدود و تعزیرات

عده­ای معتقدند با توجه به فلسفه­ای که برای حضور طایفه­ای از مومنین به هنگام اجرای حد زنا وجود دارد، این حکم منحصر به حدّ زنا نبوده و به طریق اولی در سایر حدود و تعزیرات نیز جاریست. استدلال این دسته از فقها این است که وقتی به هنگام اجرای حد زنا که بنای شرع بر بزه پوشی و پنهان نمودن آن است، بر حضور طایفه­ای از مومنین تأکید شده است، حضور آنان به هنگام اجرای سایر حدود و تعزیرات، به طریق اولی مطلوب بوده و می ­تواند اهداف مدنظر از آن را محقق سازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




به طور کلی از کار کردن در اینجا خوشحالند.

انگیزه بالایی دارند.

مشتاقند در صورت نیاز کمک کنند.

۰/۹۰۰

۰/۹۰۰

۰/۸۹۷

۰/۸۶۱

نگرش کاری کارکنان

ما خوشحالند تا در زمان مورد نیاز تلاش بیشتری در کارشان به خرج دهند.

به طور کلی از کار کردن در اینجا خوشحالند.

انگیزه بالایی دارند.

مشتاقند در صورت نیاز کمک کنند.

۰/۹۰۰

۰/۹۰۰

۰/۸۹۷

۰/۸۶۱

منبع: یافته های تحقیق

۴-۵-۲-۴- سازگاری درونی

سازگاری درونی معیاری برای ارزیابی همسانی مقادیر متغیرهای مشاهده شده در طی یک تحقیق است. دو روش برای ارزیابی سازگاری درونی وجود دارد که عبارتند از: محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی که در ادامه به توضیح آن ها پرداخته می شود.

الف) آلفای کرونباخ

پیش فرض آلفای کرونباخ، برابر بودن بار عاملی تمام متغیرهای مشاهده شده برای متغیر پنهان است. به عبارت دیگر آلفای کرونباخ بر اساس همبستگی درونی متغیرهای مشاهده شده به بررسی پایایی آن ها می پردازد. مقدار این ضریب بین ۰ تا ۱ است و حداقل مقدار قابل قبول برای تأیید پایایی، مقدار ۷/۰ است. نتایج حاصل از محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ در جدول زیر ارائه شده است. بر اساس مقادیر محاسبه شده، می توان نتیجه گرفت تمامی متغیرهای تحقیق از لحاظ پایایی مطلوب به شمار می‌روند.

جدول (۴-۱۷): شاخص های پایایی

متغیر

ضریب آلفای کرونباخ

تعهد مدیریت به بازاریابی داخلی

ارتباطات داخلی رسمی

ارتباطات داخلی غیر رسمی

نگرش کاری کارکنان

۰/۸۲۹

۰/۸۱۸

۰/۸۵۴

۰/۹۱۲

منبع: یافته های تحقیق

شکل(۴-۱): بارهای عاملی و آلفای کرونباخ

ب) پایایی ترکیبی

پایایی ترکیبی (CR)، یک معیار دیگر برای ارزیابی پایایی مدل اندازه گیری است که بر خلاف آلفای کرونباخ بارهای عاملی متغیرهای مشاهده شده را برابر فرض نمی کند. این معیار نسبتی از مجموع مقادیر بارهای عاملی متغیرهای پنهان به مجموع بارهای عاملی به علاوه واریانس خطا است (هیر و همکاران، ۲۰۱۳). مقدار این ضریب نیز بین ۰ تا ۱ متغیر است و حداقل مقدار قابل قبول برای آن ۷/۰ توصیه شده است. نتایج حاصل از محاسبه ضرایب پایایی ترکیبی در جدول زیر ارائه شده است. بر اساس مقادیر محاسبه شده، می توان نتیجه گرفت تمامی متغیرهای تحقیق از لحاظ پایایی ترکیبی نیز مطلوب بشمار می رود.

جدول (۴-۱۸): شاخص های پایایی

متغیر

ضریب آلفای کرونباخ

تعهد مدیریت به بازاریابی داخلی

ارتباطات داخلی رسمی

ارتباطات داخلی غیر رسمی

نگرش کاری کارکنان

۰/۸۹۸

۰/۸۸۰

۰/۹۰۱

۰/۹۳۸

منبع: یافته های تحقیق

۴-۵-۳- ارزیابی مدل ساختاری

مقصود از ارزیابی مدل ساختاری، بررسی کیفیت تناسب نظریه ها و داده های تحقیق است. به عبارت دیگر این اریابی به منظور آگاهی از میزان تأیید یافتگی نظریه های تحقیق در عمل است (هیر و همکاران، ۲۰۱۳). برای ارزیابی مدل ساختاری ابتدا برازش مدل ساختاری مورد بررسی قرار گرفته و سپس به تحلیل مسیرهای آن پرداخته می شود.

۴-۵-۳-۱- برازش مدل ساختاری

بر خلاف رویکرد مبتنی بر کوواریانس، در رویکرد مبتنی بر واریانس معیار بخصوصی برای ارزیابی نیکویی برازش (GOF) وجود ندارد. از اینرو ارزیابی مدل اندازه گیری و مدل ساختاری در رویکرد مبتنی بر واریانس، بر پایه مجموعه ای از معیارهای ناپارامتریک صورت می پذیرد (هیر و همکاران، ۲۰۱۳ ). برازش مدل ساختاری بر اساس رویکرد مذکور شامل ۳ مرحله: ، محاسبه ضرایب تعیین، اندازه اثر و روایی افزونگی است.

الف) ضریب تعیین

متداول ترین مقیاس برای ارزیابی مدل ساختاری، ضریب تعیین است. این ضریب مشخص کننده نقش متغیر یا متغیرهای برونزا در تبیین متغیر درونزا است. مقدار ضریب تعیین بین ۰ تا ۱ متغیر است که هر چه این مقدار به عدد ۱ نزدیک تر باشد، نشان از خوب بودن متغیرهای برونزا در تبیین متغیر درونزا است. ضرایب محاسبه شده برای متغیرهای تحقیق حاضر در جدول ۴-۱۹ آورده شده است.

جدول (۴-۱۹): ضرایب تعیین متغیرهای تحقیق

متغیر

مقدار R2

تعهد مدیریت به بازاریابی داخلی

ارتباطات داخلی رسمی

ارتباطات داخلی غیر رسمی

نگرش کاری کارکنان

۰

۰/۷۶۹

۰/۷۵۰

۰/۹۱۴

منبع: یافته های تحقیق

ب) اندازه اثر

اندازه اثر به بررسی اثر یک متغیر برونزا بر ضریب تعیین یک متغیر درونزا دارد. به عبارت دیگر، اندازه اثر مشخص کننده سهم متغیر برونزا در مقدار ضریب تعیین متغیر درونزا است. بر اساس یک اصل قراردادی، حداقل مقدار قابل قبول برای اندازه اثر یک متغیر برونزا ‏ ۰۲/۰ است. مقادیر ۱۵/۰ و ۳۵/۰ نیز به ترتیب متوسط و قوی تلقی می شود. نتایج حاصل از محاسبه اندازه اثر متغیرهای تحقیق در جدول ۴-۲۰ آمده است. همان گونه مشاهده می شود، اندازه اثر تمامی متغیرهای برونزا بر متغیرهای درونزا بالاتر از حد قابل قبول است.

جدول (۴-۲۰): اندازه اثر متغیرهای تحقیق

نگرش کاری کارکنان

تعهد مدیریت به بازاریابی داخلی

ارتباطات داخلی رسمی

ارتباطات داخلی غیر رسمی

نگرش کاری کارکنان

۰/۸۷۷

۰/۱۶۶

۰/۶۴۴

منبع: یافته های تحقیق

ج) روایی افزونگی

روایی افزونگی مشخص کننده میزان کیفیت پیش‌بینی کنندگی مدل است. این معیار برای متغیرهای درونزا به کار می رود و هدف از آن بررسی توان پیش کنندگی مسیرهای مدل برای یک متغیر درونزا است(هیر و همکاران، ۲۰۱۳). در جدول ۴-۲۱ نتایج حاصل از محاسبه روایی افزونگی ارائه شده است. ستون اول جدول – مذکور (SSO)، مربوط به مجموع مجذور مشاهدات و ستون دوم(SSE)، مربوط به مجموع مجذور خطای پیش‌بینی برای هر متغیر است. ستون سوم نیز که مقادیر روایی افزونگی (Q2) را نشان می‌دهد. بر اساس یک اصل قراردادی حداقل مقدار قابل قبول برای روایی افزونگی ‏ ۰۲/۰ می‌باشد و مقادیر ۱۵/۰ و ۳۵/۰ نیز به ترتیب متوسط و قوی تلقی می شود. همچنان که در جدول زیر مشاهده می شود، روایی افزونگی برای تمامی متغیرها از حداقل مقدار قابل قبول بالاتر است لذا می توان نتیجه مدل تحقیق از توان پیش‌بینی کنندگی خوبی برای متغیرهای درونزا برخوردار است.

جدول (۴-۲۱): نتایج حاصل از روایی افزونگی

متغیر

SSO

SSE

۱-SSE/SSO

تعهد مدیریت به بازاریابی داخلی

۴۳۵

۴۳۵

ارتباطات داخلی رسمی

۵۸۰

۲۹۳/۴۳۸

۰/۴۹۴

ارتباطات داخلی غیر رسمی

۵۸۰

۲۷۹/۳۷۹

۰/۵۱۸

نگرش کاری کارکنان

۵۸۰

۱۶۲/۳۵۳

۰/۷۲۰

منبع: یافته های تحقیق

۴-۵-۳-۲- تحلیل مسیر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




صفحه ۳۱۷ .

باید توجه داشت که دارندگان انواع اوراق قرضه شرکت ( اوراق قرضه ،سهام ممتاز، سهام عادی و سود انباشته ) دارای نرخ بازده و هزینه سرمایه مخصوص به خود هستند.

۲-۳-۲) هزینه بدهی ها ( اوراق قرضه )۱:

نرخ بازده تا تاریخ سررسید یا نرخ بازده داخلی مورد نظر خریداران تعیین کننده میزان هزینه مؤثر بدهی قبل از کسر مالیات است و از آنجا که هزینه بهره یک نوع هزینه قابل قبول مالیاتی است باید هزینه آن برگ را پس از کسر مالیات محاسبه کرد و آنچه به دست می‌آید هزینه خاص بدهی است .

Km : هزینه مؤثر بدهی قبل از کسر مالیات بر مبنای نرخ سالانه .

t : نرخ مالیات شرکت . Kd = Km (۱- t )

Kd : هزینه مؤثر بعد از کسر مالیات .

۳-۳-۲) هزینه سهام ممتاز۲:

پرداخت سود سهام هزینه ای است که شرکت بابت سهام ممتاز می پردازد .هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز ‌به این طریق محاسبه می شود که شرکت سود پرداختی سالانه هر سهم را بر خالص پول دریافتی تقسیم می‌کند .

D : سود پرداختی سالانه هر سهم .

Pn : پول دریافتی از بابت فروش هر سهم .

Kp : هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز .

D

Pn

Kp =

۴-۳-۲) هزینه سهام عادی۳:

هـزینه خاص سـهام عادی عبارت است از حـداقل نرخ بازدهی که شـرکت بـاید عایـد

۱ . همان منبع ، صفحه ۳۱۹ . ۲ . همان منبع ، صفحه ۳۲۲ .

۳ . همان منبع ، صفحه ۳۲۳ .

صاحبـان سـهام عادی کند تا بدان وسـیله ،ارزش بازار سهام آن شـرکت حفظ گردد .و

عبارت است از :

Pn : پول دریافتی از بابت فروش هر سهم .

D◦ : سود تقسیمی هر سهم در حال حاضر .

g : نرخ رشد مرکب سود تقسیمی .

Ke : نرخ بازده مورد توقع سهام‌داران عادی ( هزینه خاص ) .

+ g

D◦ (١+g )

Ke =

۵-۳-۲) هزینه سرمایه مربوط به سود انباشته۱:

Pn

دو مشکل بر سر راه محاسبه هزینه خاص سود انباشته وجود دارد :

الف- سود اندوخته شده ،مثل سهام ممتاز و اوراق قرضه ،نوعی اوراق بهادار نیست که بتوان از طریق قیمت آن در بازار هزینه خاص سرمایه آن را محاسبه کرد .

ب- سود اندوخته شده نمایانگر وجوهی نیست که سرمایه گذاران مستقیماً تأمین می‌کنند .

‌بنابرین‏ هزینه خاص سرمایه متعلق به سود اندوخته شده با هزینه خاص سهام عادی برابر است ولی از آنجا که چیزی به نام هزینه های توزیع و فروش وجود ندارد برای این محاسبه از قیمت کنونی سهام عادی در بازار استفاده می‌گردد .

: P˚ قیمت کنونی سهام عادی در بازار .

: Krهزینه خاص سرمایه متعلق به سهام عادی شرکت .

g : نرخ رشد مرکب سود تقسیمی .

D˚ : سود تقسیمی هر سال در حال حاضر .

+ g

D˚ (١+ g )

Kr = =

۱ . همان منبع ، صفحه ۳۲۵ .

۶-۳-۲) محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه :

میزان تقریبی هزینه کل سرمایه به روش زیر تعیین می‌گردد :

۱) هـزینه خاص سـرمایه هر یک از منـابع سرمایه را در درصــد متعلق به آن ضـرب

می‌کنیم .

۲) مقـادیر به دسـت آمده را با هم جمع می‌کنیم و ایـن حاصل جمع را میانگـین موزون هزینه سرمایه می نامند۱.

۴-۲) خطی مشی تقسیم سود :

۱-۴-۲) اهمیت خط مشی تقسیم سود :

    1. خط مشی تقسیم سود ،در دیدگاه سرمایه گذاران تأثیر می‌گذارد .وقتی سهام‌داران ملاحظه کنند که پرداخت سود سهام از طرف شرکت قطع شده است آن را ناشی از مشکلات مالی شرکت می دانند .

    1. خط مشی تقسیم سود بر وضعیت جریان های نقدی شرکت تأثیر می‌گذارد . شرکتی با وضعیت نقدینگی ضعیف ممکن است مجبور شود پرداخت سود سهام خود را محدود سازد .

    1. خط مشی تقسیم سود بر وضعیت برنامه تأمین مالی و بودجه بندی سرمایه ای شرکت تأثیر می‌گذارد .

  1. پرداخت سود سهام ،حقوق صاحبان سهام را کاهش می‌دهد زیرا سود سهام از سود انباشته کسر می شود۲.

۲-۴-۲) عوامل مؤثر بر سیاست تقسیم سود :

۱) نرخ رشد شرکت : شرکتی که در حال رشد است ممکن است پرداخت های سود سهام را محدود سازد .

۱ . همان منبع ، صفحه ۳۲۶ .

۲ . فرهاد عبدالله زاده ، احمد مدرس سبزواری ، مدیریت مالی ، جلد دوم ، نشر پردازش ، ۱۳۷۳ ، صفحه ۱۵۹ .

۲) قرار دادهای محدود کننده : گاهی اوقات برخی قرار دادهای اعطای اعتبار ، سود سهام پرداختی را محدود می‌سازد .

۳) قابلیت سوددهی شرکت : توزیع سود سهام تابعی از توان سودآوری شرکت است .

۴) ثبات سودآوری : شرکتی که از ثبات سودآوری برخوردار است درصد بالاتری از سود خود را توزیع می‌کند .

۵) حفظ کنترل : با کاهش سود تقسیم شده ،تأمین مالی از داخل باعث می شود کنترل شرکت حفظ گردد .

۶) درجه اهرم مالی : شرکتی که از نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بالایی برخوردار است ،درصد بالاتری از سود خود را انباشته می‌کند .

۷) توانایی تأمین مالی از خارج : شرکتی که قادر است به سادگی وارد بازارهای سرمایه شود می‌تواند نسبت پرداخت سود سهام بالاتری داشته باشد و بالعکس .

۸) عدم اطمینان : پرداخت سود سهام ،احتمال بروز عدم اطمینان در ذهن سهام‌داران نسبت به سلامت مالی شرکت را کاهش می‌دهد .

۹) سابقه و اندازه شرکت : سابقه و اندازه شرکت بر سهولت دسترسی آن به بازارهای سرمایه تأثیر می‌گذارد .

۱۰) جرائم مالیاتی : جرائم مالیاتی احتمالی برای تجمع بیش از حد سود انباشته می‌تواند منجر به پرداخت سود سهام بالا شود۱.

۱۱) وضعیت نقدینگی : خروج سود از شرکت ،بهتر بودن وضعیت نقدینگی شرکت را منعکس می‌کند و بالعکس۲.

۱ . همان منبع ، صفحه ۱۶۳ .

۲ . علی قلی پور ، بررسی سیاست های تقسیم سود و … ، تحقیقات مالی ، ش ۹ و ۱۰ ، صفحه ۸۵ .

۳-۴-۲) روش های تقسیم سود :

به طور کلی می توان از ۴ شیوه برای پرداخت سود استفاده کرد :

الف- خط مشی تقسیم سـود ثابت : در این روش مبلغ ثابـتی سود به هر سهـم در

سال تعلق می‌گیرد .

ب- خط مشی تقسیم سود متغیر : در این روش سود ثابت است ولی از آنجا که سود از سالی به سال بعد در نوسان است .مبلغ سود هر سهم دچار نوسان خواهد شد .

ج- تقسیم سود ثابت و متغیر : این روش ترکـیبی از دو روش قبل است و مزایای هر دو را نیز دارا می‌باشد .در این روش درصد ثابتی سود نسبت به ارزش اسمی اعلام می شود ،علاوه بر این در موقع تسهیم سود بر حسب آنکه چه مبلغ از سود تقسیم نشده باقی می ماند ،تصمیم به تسهیم سود اضافه می‌گیرد .

د- خط مشی تقسیم سود باقیمانده : در این روش اگر هزینه پروژه های جدید از جریانات نقدی ورودی به شرکت کمتر باشد تفاوت به عنوان سود پرداخت خواهد شد۱.

۱ . همان منبع ، صفحه ۹۲ .

فصل سوم : روش تحقیق

۱-۳) روش تحقیق :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




البته نباید فراموش نمود که این اعلامیه ها خود به خود الزام آور نیستند اما نقشی مهم در شکل گیری قواعد عرفی دارند. از این لحاظ اصل مشارکت جنبه اعلامی دارد. البته ناگفته پیدا‌ است که تمام اصول حقوق بین الملل محیط زیست از مقام و منزلتی یکسان برخوردار نیستند. برخی اصول همچون اصل استفاده غیر زیانبار از سرزمین به علت تکرار آن در اسناد گوناگون و شناسایی و تأیید آن توسط مراجع داوری و دادگستری بین‌المللی، جنبه عرفی یافته اند(رمضانی قوام آبادی، ۱۳۸۶: ۶۷). که در این صورت دیگر نمی توان این اصل را با اصول دیگر حقوق بین الملل محیط زیست مقایسه کرد.

    • اصل استفاده غیر خسارت بار از سرزمین: آبشخور اصلی قاعده استفاده غیر زیان بار را بایستی در حقوق رم جستجو کرد. این قاعده قدیمی مبین این است که از ملک خود چنان استفاده کن که به ملک دیگری صدمه وارد نکنی. این قاعده کم کم توسط نظام های مختلف حقوقی اقتباس و در قوانین اساسی یا عادی درج گردیده است .مطابق با این قاعده همه افراد برای استیفاء از حقوق مشروع و قانونی حاصله از حق مالکیت یا حقوق مکتسبه ای که برای آن ها ایجاد شده است، موظف به متابعت از یک رشته از ضوابط هستند که رعایت آن برای ایشان الزامی است. این موضوع در قواعد فقه اسلامی تحت عنوان قاعده لا ضرر شناخته می شود و مباحث مبسو طی به رابطه این قاعده با قاعده تسلیط می پردازد(رمضانی قوام آبادی، ۱۳۸۶:۵۸). به موجب این اصل قدیمی و سنتی حقوق بین الملل، دولت­ها مکلفند سرزمین خود را برای اهدافی به کار نگیرند که مغایر با حقوق بین الملل باشد.این اصل به مثابه یک قاعده عرفی حقوق بین الملل محیط زیست در اصل ۲۱اعلامیه استکهلم و اصل ۲ ریو و نیز درقضیه کانال کورفو مورد تأیید و شناسایی قرار گرفته است. به موجب اصل ۲۱ ا اعلامیه استکهلم دولت ها، بر طبق منشور سازمان ملل متحد و اصول حقوق بین الملل، دارای حقوق حاکمه برای بهره برداری از منابع شان، مطابق سیاست های محیط زیستی خود می‌باشند و مسئول هستند ترتیبی دهند تا فعالیت های انجام شده در حیطه ی صلاحیت یا نظارت آن ها موجب ورود زیان به محیط زیست سایر کشورها یا مناطق خارج از صلاحیت ملی آن ها نگردد بررسی جزئیات مربوط به جایگاه این اصل در حقوق بین الملل[۸]در پدیده ریزگردها نشان می‌دهد که بخشی از خسارات ناشی از ورود این ریزگردها از کشوری به کشور دیگر است. لذا بدواً در پرتو این اصل می توان گفت، کشورهای منطقه از انجام اقدامات تشدید کننده گرد و غبار نظیر تخریب تالاب­ها و جنگل ها، به گونه ای که منجر به ورود خسارت به کشورهای دیگر شود ممنوع هستند.

  • کم کردن میزان انتشار گازهای گلخانه ای: با توجه به اینکه مخرب ترین دلیل آسیب به محیط زیست انتشار گازهای گلخانه ای می‌باشد، اکثر معاهدات زیست محیطی دولت ها ‌را ملزم کرده‌اند تا از طریق وضع مقررات، استفاده از بهترین دانش موجود و… میزان سطح انتشار گازهای گلخانه ای را پایین آورند. برای نمونه؛ بند۲ماده۴ کنوانسیون ساختاری تغییرات آب وهوایی ۱۹۹۲ دولت های صنعتی را ملزم می‌کند که تدابیر ‌و مقرراتی را در زمینه تغییرات آب وهوایی وضع نمایند که سطح انتشار گازهای گلخانه ای آن ها را ‌تا پایان‌ سال ۲۰۰۰ به سطح انتشار این گازها در سال ۱۹۹۰ برساند(عبداللهی،۱۳۸۹:۲۰۳).
  • اصل انصاف درون نسلی وبین نسلی: ‌در شناخت این مفهوم باید ابتداً بین انصاف بین نسلی وانصاف درون نسلی تفکیک قایل شد. انصاف بین نسلی مفهوم ارزشی است که برحقوق نسل های آتی و در نتیجه پایداری اکولوژیک توجه دارد. این مفهوم خود ریشه در سه اصل دارد اول اینکه هر نسل ملزم به حفاظت از تنوع طبیعی وفرهنگی منابعی است که از نسل گذشته به ارث برده است به نحوی که این نسل نباید گزینه های در اختیار نسل های آتی را برای حل مسائل ورفع نیازهایشان را به طور ناروایی محدود کند(اصل حفاظت از گزینه ها). دوم هر نسل ملزم به نگهداری کیفیت سیاره زمین به گونه ای که آن را نسل قبلی به ارث برده است، می‌باشد( اصل حفاظت از کیفیت). سوم اینکه هر نسل باید حق دسترسی منصفانه اعضاء خود را نسبت به میراث نسل گذشته فراهم کرده واین حق دسترسی را برای نسل آتی نیز حفظ نماید( اصل حفاظت از دسترسی). انصاف درون نسلی سه گانه فوق را ارتباط با اعضاء نسل حاضر مطالبه می‌کند. این اصل حکم می‌کند که در حفاظت از محیط زیست به مناطق بیشتر آسیب دیده یا مستعد چنین آسیب هایی توجه بیشتر شود. ماده۳ کنوانسیون ساختاری تغییرات آب وهوایی به تدوین این اصل پرداخته است. به موجب بند۱ این ماده (دولت های عضو باید ‌بر مبنای‌ انصاف از نظام اقلیمی به نفع نسل کنونی ونسل های آتی بشری، حفاظت به عمل آورند). این حفاظت در خصوص نسل حاضر مستلزم توجه کامل به نیازهای ویژه وشرایط خاص دولت های عضو در حال توسعه وبه خصوص دولت هایی است که نسبت به آثارمخرب تغییرات آسیب پذیرند( بند۲ماده۳ کنوانسیون ساختاری تغییرات آب وهوایی۱۹۹۲).( عبداللهی، پیشین،۲۰۰).
  • اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت:
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




البته نسبت ها وقتی بیشتر مفهوم پیدا می‌کنند که با سایر نسبت ها در گذشته همان شرکت و یا با مؤسسات مشابه و یا با استانداردهای مطلوب صنعت مربوط مقایسه شوند.

نسبت های مالی

تحلیل گران مالی به منظور تحلیل وضعیت مالی یک شرکت از نسبت های مالی استفاده می‌کنند.

نسبت‌های مالی می‌تواند برخی از واقعیت‌های مهم را درباره نتایج عملیات و وضعیت مالی یک شرکت به آسانی آشکار و اطلاعات مربوط به آن را ارائه کند، لذا با توجه به هدف و موارد استفاده می توان نسبت های خاص را مورد تجزیه و تحلیل قرارداد.

نسبت های مالی معمولاً در چهار گروه زیر طبقه بندی شده اند:

١ – نسبت های نقدینگی: توانایی و قدرت پرداخت شرکت را ‌در مورد واریز بدهی های کوتاه مدت اندازه گیری می‌کند.

٢ – نسبت های اهرمی : تامین نیازهای مالی از طریق ایجاد بدهی را نشان می‌دهد. در واقع این نسبت ها تعیین می‌کنند که شرکت تا چه حد نیازهای مالی خود را از منابع دیگران تامین نموده است .

٣ – نسبت های فعالیت : درجه کارایی شرکت را در کاربرد منابعش اندازه گیری می‌کند.

۴ – نسبت های سود آوری : میزان موفقیت شرکت را درکسب سود و طریق تامین آن از محل درآمد،فروش و سرمایه گذاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.

نسبت های نقدینگی

این نسبت ها از مقایسه دارایی جاری یا اقلام تشکیل دهنده آن با بدهی جاری به دست می‌آید.مهمترین نسبت های نقدینگی عبارتند از نسبت جاری و نسبت آنی.

نسبت جاری(Current ratio):

نسبت جاری از تقسیم مجموع دارایی های جاری بر مجموع بدهی های جاری به دست می‌آید.

Current Assets

Current Liabilities

این نسبت نشان می‌دهد که در مقابل هر یک ریال بدهی جاری چه میزان دارایی جاری وجود دارد.اهمیت این نسبت از توجه به تعریف دارایی جاری و بدهی جاری روشن می شود.دارایی جاری آنچه راکه در مدتی کوتاه که معمولا کمتر از یک سال است به صورت نقد در اختیار واحد تجاری قرار می‌گیرد نشانمی دهد و بدهی جاری مبالغی را که باید از محل دارایی جاری تامین و در کوتاه مدت پرداخت گردد نشان می‌دهد.در گذشته عدد ۲ را برای این نسبت مهم در نظر می گرفتند اما اکنون بدون توجه به ترکیب اقلام مختلف دارایی جاری و در نظر نگرفتن این نسبت در طی چند سال گذشته ، این نسبت را بی معنی می دانند.به طور کلی می توان گفت هر اندازه نسبت جاری شرکت بزرگتر باشد ، آن شرکت در پرداخت بدهی‌های جاری با مشکل کمتری مواجه خواهد بود یا به عبارت دیگر بستانکاران تامین بیشتری خواهند داشت.در تفسیر نسبت جاری باید به نوسانات آن در طول مدت ، توجه داشت. زیرا امکان دارد که شرکت ها درپایان سال مالی با حساب آرایی و واریز موقت بعضی از اقلام بدهی و برگشت این اقلام در اوایل سال بعداین حساب را بهتر جلوه دهند.

نسبت آنی(Liquidity Ratio)

مشکل بزرگی که در نسبت جاری وجود دارد این است که این نسبت از لحاظ نقدینگی همه اقلام دارایی جاری را یکسان در نظر می‌گیرد. در صورتی که از نظر نقدینگی دارایی جاری را به دو دسته می توان تقسیم کرد :

۱-آنچه نقد و یا در حکم نقد است .مانند وجه نقد و بانک و حساب‌ها و اسناد دریافتنی . که ‌به این دسته دارایی های آنی گفته می شود.

۲-گروهی که از طریق فروش به نقد تبدیل می‌شوند . مانند موجودی های جنسی اعم از مواد و کالا

با توجه به تعاریف بالا می توان دریافت که دارایی آنی بیشتر از موجودی کالا می‌تواند در تامین طلب بستانکاران محور اتکا قرار گیرد.‌بنابرین‏ از نسبت دیگری به نام نسبت آنی استفاده شده است که در این نسبت همه اقلام دارایی جاری به جز موجودی کالا را منظور می‌کنند نسبت آنی از تقسیم دارایی آنی بر بدهی جاری به دست می‌آید. این نسبت بدین مفهوم است که در مقابل یک ریال بدهی جاری ، یک ریال دارایی جاری آن هم به صورت نقد و یا حساب قابل وصول و تبدیل به نقددر مدتی کوتاه وجود دارد.

نسبت آنی شرکت ها باید برابر با ۱ و یا بیشتر از آن باشد تا شرکت بتواند از محل دارایی های آنی بدهی های جاری خود را بپردازد. استدلال ‌تحلیل گرانی که استاندارد نسبت آنی را ۱ می دانند این است که این عددمرز بین قدرت نقدینگی کافی و قدرت نقدینگی ناکافی شرکت است.. این نسبت یکی از مفید ترین نسبت هاست. وبه وضوح نشان می‌دهد که آن قسمت از دارایی جاری که از لحاظ ارزش ، ثبات بیشتری دارد و احتمال کاهش در آن کمتر است تا چه میزان می‌تواند پشتوانه طلبکاران کوتاه مدت قرار گیرد.

Current Assets – Stock

Current Liabilities

ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎی اﻫﺮﻣﯽ (ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ)

ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﻣﯿﺰان اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺪﻫﯽ در ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫـﺎی ﺧـﻮد در ﺳـﺮ رﺳﯿﺪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫـﺎی واﺣـﺪ ﺗﺠـﺎری، ﻋـﻮاﻣﻠﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و ﻣﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ و ﻣﯿﺰان ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎی ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت در ﺳـﺎﺧﺘﻤﺎن ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد. ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮد آوری ﺷﺮﮐﺖ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد زﯾﺮا در ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت، در ﺻﻮرﺗﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﺎدر اﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎﯾﺶ را ﭘﺮداﺧﺖ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻮد آور ﺑﺎﺷﺪ. وﻗﺘﯽ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ اﺿﺎﻓﯽ ﺑﺎﯾﺪ اﺑﺘﺪا از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺣﻘﻮق ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم ﺻﻮرت ﮔﯿﺮد، ﻟﯿـــــﮑﻦ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ از ﻃﺮﯾـﻖ ﺗﻤﺪﯾـﺪ ﺗﺎرﯾﺦ ﺳﺮ رﺳﯿﺪ ﺑﺪﻫﯽ و ﻧﺤﻮه ﺑﺎز ﭘﺮداﺧﺖ آن را ﻧﯿﺰ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار دﻫﺪ. ﺑﺮﺧﯽ از ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎی اﻫﺮﻣﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ:

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ، ﻣﺠﻤﻮع ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮع داراﯾﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺳﻨﺠﺪ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ در ﺻﺪ وﺟﻮﻫﯽ را ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﮔﺮ ﺑﺎزده ﺣﺎﺻـﻞ از آن ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﺎﺷﺪ، اﺳﺘﻔﺎده از اﻫﺮم ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻣﺎﻟﮑﯿﻦ اﺳﺖ وﻟـﯽ اﻋﺘﺒـﺎر دﻫﻨـﺪﮔﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦ را ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ زﯾﺮا در ﺻﻮرت ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ و ور ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﺷﺮﮐﺖ، ﺧﻄﺮ ﺗﺤﻤﻞ زﯾﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

  1. نسبت بدهی: این نسبت از تقسیم جمع بدهی های بلند مدت به کل بدهی ها به دست می‌آید به طور کلی وام و اعتبار دهندگان نسبت بدهی نسبتاً کم را ترجیح می‌دهند. نسبت بدهی زیاد معمولاً به معنای این است که شرکت برای تامین منابع مورد نیاز ناگزیر از استفاده تسهیلات بیشتری شده است .

Long Term Liabilities .

Total Assets – Current Liabilitie

Total long term debt:

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﻪ ﺣﻘﻮق ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم:

اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ وﺟﻮﻫﯽ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺻـﺎﺣﺒﺎن ﺗـﺄﻣﯿﻦ ﺷـﺪه، ﭼﻘﺪر از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻌﯿـﺎر ﻣﻬﻤـﯽ از ﺗﻮاﻧـﺎﯾ ﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎﺳﺖ زﯾﺮا ﺑﺎﻻ ﺑﻮدن ﻣﯿﺰان ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ در ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ را ﺑﺮای ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﻬﺮه ﻫﺎ و اﺻﻞ ﺑﺪﻫﯽ در ﺳﺮ رﺳﯿﺪ ﻓﺮاﻫﻢ آورد. ﺑﺎﻻ ﺑﻮدن ﺑـﻪ ﺷـﺮﮐﺖ، در ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ، رﯾﺴﮏ ﺗﺤﺼﯿﻞ وﺟﻮه ﻧﻘﺪ را ﻧﯿﺰ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ. ﺑﻌﻼوه در ﺻـﻮرﺗﯽ ﮐـﻪ بﺪﻫﯽ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﺸﮑﻼت ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ، اﻧﻌﻄـﺎف ﭘـﺬﯾﺮی ﻣـﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ، ﺧﺼﻮﺻﺎً در ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﭘﻮﻟﯽ، ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.

نسبت های فعالیت:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




ویژگی ها : اولین چیزی که نام تجاری در ذهن تداعی می‌کند ویژگی های خاص است . ‌بنابرین‏ با شنیدن نام مرسدس این ویژگی ها به ذهن متبادر می شود : قیمت بالا ، ساخت خوب ، مهندسی عالی و . . .

مزایا : یک نام تجاری چیزی بیش از مجموعه ای از ویژگی هاست . مشتریان خریدار ویژگی نیستند بلکه به دنبال مزیت ها هستند . ویژگی ها باید به مزایای عملیاتی و یا عاطفی تبدیل شوند .

فواید : نام تجاری همچنین دباره فوایدی که تولیدکننده ارائه می‌کند هم مطالب گفتنی ای دارد .

فرهنگ : نام تجاری ممکن است نشانگر فرهنگ خاصی باشند . اتومبیل مرسدس بیانگر فرهنگ آلمان است .

شخصیت : نام تجاری همچنین می‌تواند شخصیت خاصی را در ذهن مجسم کند .

استفاده کننده : نام تجاری مصرف کننده ای که کالا می خرد یا از آن استفاده می‌کند را می‌سازند .

از نظر ایکر[۹۶] مشتریان نسبت به نام تجاری پنج سطح عقیده مختلف دارند :

مشتری عقیده خود را به ویژه با تغییر قیمت ، تغییر می‌دهد . در اینجا وفاداری وجود ندارد .

مشتری راضی است . در اینجا دلیلی برای عوض کردن نام تجاری وجود ندارد .

مشتری راضی است و در صورت عوض کردن نام تجاری باید هزینه اضافی بپردازد .

مشتری به نام تجاری بها می‌دهد و آن را دوست دارد .

مشتری هواخواه نام تجاری است .

به طور کلی برند مجموعه ای از ارزش های کارکردی است که به ذینفعان داشتن تجربه ای منحصر به فرد را نوید می‌دهد . عملکرد یک کالا یا خدمت به انتظارات ذی نفعان از آن محصول مرتبط می شود در حالی که ارزش های احساسی نشانگر منبعی برای مزیت رقابتی پایدار هستند .برندها به زندگی افراد معنی می بخشند و نقشی مرکزی در رفتار های مصرف کننده دارند .( فلورنس[۹۷] و مرونکا[۹۸] ، ۲۰۱۲).

برند تنها یک محصول فیزیکی نیست بلکه دارایی منحصر به فرد یک مالک معین است و در طول زمان برای در بر گرفتن یک سری از ارزش ها و ویژگی های ملموس و ناملموس ، گسترش می‌یابد تا محصولات بسیار مشابه را از هم متمایز نماید . برند ها برای بخش خدمات بسیار حیاتی هستند زیرا ماهیت ناملموس خدمات ، ارزیابی محتوایی و کیفی آن را برای مصرف کننده دشوار می‌سازد و برندها می‌توانند در کاهش ریسکهای ناشی از خرید و مصرف خدمات نقش مهمی را ایفا کنند . ( کریشنان[۹۹] و هارتلین[۱۰۰] ، ۲۰۰۱) .

۱-۱۲-۲اعتماد به برند :

اعتماد یک مرحله اساسی در ساخت رابطه بلند مدت میان خریدار و فروشنده است . اعتماد یک عنصر اساسی در رابطه بازاریابی است . اعتماد به ‌عنوان یک تمایل به اعتماد کردن به یک شریک یه عنوان کسی که قابل اطمینان است و یا به ‌عنوان ، انتظار تعمیم یافته از چگونگی عملکرد یک شریک معامله در اینده نامبرده می شود . اعتماد به وسیله رویارویی با تبلیغات دهان به دهان ، مصرف و رضایت برند مورد تاثیر قرار می‌گیرد .( پرهیزکار ، رمضانی ، حلوایی ها ،۱۳۹۲)

یکی از فاکتورهای مهم در زمینه بسیاری از این نقش ها از بین بردن عدم اطمینان مصرف کننده ‌در مورد ویژگی ها و یا مزایای محصول است . معیارهای اصلی اعتبار برند عبارت است از :

قابلیت اطمینان

اخلاقیات

کیفیت خدمت/محصول

فرایندهای تجمعی

۲-۱۲-۲شهرت برند :

کاسلو بیان می‌دارد که ، شهرت ممکن است بر اساس ویژگی های مشخص ، مانند ارتباط با ذی نفعان یا بر اساس اعتبار سازمان سنجیده شود . در واقع شهرت عبارت است از صداقت و درستی سازمان در چگونگی توجه به محیط . در واقع مدیریت شهرت برند یک امر ادامه دار است .و یا گویا شهرت سازمان را به مانند یک هویت اجتماعی و تصویر اجتماعی می‌داند . شاخص های شهرت عبارتند از : خوب مدیریت شدن ، محصول محور بودن ، موفقیت ، نوآوری ، تمرکز بر مشتری ، مطلع نگه داشتن مشتری از اطلاعات و اتفاقات سازمانی مرتبط ، سازمان شهروندی خوب .بسیاری از محققان نشان داده‌اند که شهرت مثبت بالاتر به سهم بازار و فروش بالاتر هدایت می‌گردد و باعث ایجاد وفاداری بالاتر می‌گردد . یک شهرت مناسب مشوق کاهش حساسیت به قیمت می‌گردد و سایر مزایای وفاداری را باعث می‌گردد .( پرهیزکار ، رمضانی ، حلوایی ها ،۱۳۹۲) .

برای انهایی که بازاریابی مطالعه می‌کنند شهرت اغلب به جای تصویر ذهنی برند استفاده می شود و تمرکزش بر روی فرایند اطلاعات برای تولید ‌در مورد فعالان خارجی است . ادبیات بازاریابی اغلب با تأیید یک برند توسط دیگران در همان طبقه یا محصولات مکمل همدیگر یا برند گذاری مشترک[۱۰۱] و استفاده از تداعی گری های سازمانی درباره یک بعد مشخص برای مثال عملکرد مالی ، یا مسئولیت اجتماعی و ارتباط آن ها با یکدیگر مواجه است . بازاریابی هم چنین از مدل احتمالی پتی و کاسیو استفاده می‌کند که سه لایه از توضیح را در بر می‌گیرد : زیاد ، متوسط ، کم . درجه پایینی از توضیح در نتیجه ت.صیف ساده از قبیل خوب یا بد ، جذاب یا غیر جذاب است .(فرهمند ،۱۳۹۰)

جدول۱-۲ : تعاریف شهرت در رشته‌های مختلف

رشته

طبقه بندی شهرت

حسابداری

شهرت به ‌عنوان یک دارایی نا مشهود بررسی می شود

اقتصاد

شهرت به ‌عنوان یک ویژگی و نشانه دیده می شود .

ادراک شهرت توسط ذی نفعان خارجی شرکت ایجاد می شود.

بازاریابی

از دیدگاه مشتریان یا مصرف کنندگان شهرت را بررسی می‌کند و بر روی رفتاری که شهرت را شکل می‌دهد تمرکز می‌کند .

رفتار سازمانی

به ‌عنوان تجربه به دست امده کارکنان یا ادراک ذی نفعان داخلی از سازمان در نظر گرقته می شود .

جامعه شناسی

به ‌عنوان یک ارزیابی کلی از عملکرد مربوط به انتظارات و هنجار ها در زمینه نهادی در نظر گرفته می شود .

استراتژی

شهرت به ‌عنوان دارایی و مانعی برای ورود به بازار در نظر گرفته می شود و از انجا که شهرت بر اساس ادراک است ،مدیزیت ان دشوار است .

(اکر[۱۰۲]، ۱۹۹۱) معتقد است که مهم ترین دارایی بنگاه دارایی نا مشهود است ، هرچند آن ها تبدیل به سرمایه نمی شوند و در ترازنامه نمی ایند .

اهمیت دارایی های نا مشهود و ارزش های معنوی بنگاه ها به شدت در سال های اخیر افزایش یافته اند و بنگاه ها امروز میت رقابتی شان را در منابع نا مشهود از قبیل برند ها، مهارت ها و نواوری ها می بینند . برای مثال این نکته که ارزش برند کوکاکولا در سال های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ بین ۶۹/۶ بیلیون و ۷۰/۵ بیلیون دلار بوده است . جالب توجه است در حالی که ارزش برند پپسی بین ۱۱/۱بیلیون و ۱۱/۸بیلیون دلار بود . از این مقایسه می توان نتیجه گرفت که موقعیت قوی تر کوکاکولا برای حفظ مزیت رقابتی اش بیشتر از پپسی است (کرک [۱۰۳]، ۲۰۰۳) .

شهرت برند قرارداد شرکت با ذینفعانش است . ارزش برند در طول زمان به وسیله منابع نا مشهود شهرت به وجود می اید . جای کای اقتصاد دان بریتانیایی معتقد است که برند و شهرت اگر به خوبی مدیریت شوند می‌توانند تداوم حیات شرکت را به کمک مزیت رقابتی پایدار بنگاه ، موجب شوند .(آکر [۱۰۴]، ۱۹۹۱ : ۲۳۹ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




گفتار اول.ثبت ایستای زمین

نظام ایستای ثبت زمین که متمرکز بر توصیف مجموعه ای از اطلاعات در خصوص هر قطعه زمین می‌باشد، در واقع ‌به این سوال پاسخ می‌دهد که چه کسی ،کدام قطعه زمین را با چه مقدار حق دارا است؟هرکدام از این سه سوال با یکی از اهداف و موضوعات اصلی ثبت زمین مالک ،حق مالکیت و قطعه زمین (موضوع مالکیت) مرتبط می‌باشد.این موضوعات و اهداف به شدت با یکدیگر مرتبط هستند و در واقع به خاطر وجود همین ارتباط است که ما می‌توانیم از وجود یک نظام سخن بگوییم.

مالک معرف یک فرد یا گروهی است که دارای حقی هست.قطعه زمین معرف یک قسمت مشخص از زمین است که به عنوان مال در نظر گرفته می شود وبه سوال کدام قطعه زمین (برای تعیین موقعیت و محل زمین) و سوال چه مقدار (برای تعیین اندازه و سایز زمین و ارزش یابی آن) پاسخ می‌دهد.حق مالکیت ارائه کننده یک رابطه حقوقی مشخص می‌باشد که به سوال چگونه پاسخ می‌دهد.سه نهاد مذبور به شدت با یکدیگر مرتبط هستند و نوع ارتباط فرد با زمین را نشان می‌دهند.

گفتار دوم.علل موفقیت در نظام ثبتی ایستا

در نظام مذبور تمرکز بر اطلاعات اولیه ای است که ثبت می‌گردند.در واقع در این نظام اطلاعات به روز نمی شوند و همین امر باعث می شود تا این نظام به عنوان مثال در دستیابی به فهم ارتباط میان نظام های ثبت زمین و بازارهای زمین و دلیل ثبت نشدن معاملات ناتوان باشد.در نتیجه قابلیت اعتمادی را که مورد انتظار جامعه از یک نظام ثبتی است، نمی تواند فراهم کند.‌بنابرین‏ روز آمدن کردن مداوم ثبت زمین باید تضمین شود و صرف ثبت زمین کفایت نمی کند و بعد از گذر مدت زمانی،اطلاعات موجود در نظام ثبتی ناقص و در نهایت منسوخ می‌گردند و این امر در حالی است که پیامدهای ثبت ناقص زمین اغلب بدتر از ثبت نشدن آن است.برای فهم این مطلب،توجه ‌به این نکته کافی است که نتیجه عدم به روز رسانی این اطلاعات آن است که کسی که برای اطمینان از وضعیت ثبتی ملکی یا مالکیت فردی به دفاتر ثبتی مراجعه می‌کند،ممکن است اطلاعات دریافتی وی اشتباه باشد.زیرا احتمال انتقال ملک یا تقسیم یا تجمیع آن با املاک دیگر وجود دارد که در نظام مذبور این تغییرات ثبت نشده است.همین نواقص سبب عدم موفقیت نظام مذبور و روی آوردن به نظام های ثبتی پویا گردیده است. [۸]

مبحث سوم.نظام ثبتی پویا

در این مبحث به مهمترین شرایط نظام ثبتی پویا اشاره خواهیم نمود.

گفتار اول.مفهوم بنیادی نظام ثبت پویا

در نظام پویای ثبت زمین علاوه بر جمع‌ آوری حقایق اولیه در خصوص وضعیت زمین به هنگام ثبت آن ،به انتقالات و تغییرات بعدی نیز توجه می‌گردد.در مرحله جمع‌ آوری اطلاعات اولیه نظام پویا همانند نظام ثبتی ایستا عمل می‌کند از این مرحله به بعد است که تفاوت دو نظام مذکور آشکار می‌گردد و تغییرات ایجاد شده در اطلاعات اولیه نیز ثبت می‌گردد. به عبارت دیگر میتوان گفت در نظام مذکور سه دسته اطلاعات در خصوص هر قطعه زمین مورد توجه قرار می‌گیرد:۱- حقایق اولیه که در خصوص وضعیت زمین وجود دارد ۲- انتقال زمین ۳-تغییرات زمین(تقسم و ادغام) در بررسی نظام مذبور به هر سه دسته اطلاعات فوق الذکر و نحوه ارتباط آن ها با هم باید توجه کرد.زیرا تنها در این صورت است که به نظام پویا به عنوان یک کل و یک نظام جامع نگاه می شود.علاوه بر آن باید راه حلی ارائه شود تا نظام مذکور قابلیت به روز شدن را داشته باشد تا بتواند هرچه بیشتر مورد اعتماد جامعه واقع شود.این امر که تأکید بیشتر بر ثبت اولیه زمین باید باشد یا بر به روز رسانی اطلاعات ثبت شده مبتنی بر تاریخ و توسعه کشوری هست که نظام پویا در آن اجرا می‌گردد.البته این امر بدان معنا نیست که صرفا” یکی از دو مقوله فوق به تنهایی در ابتدای اجرای نظام مذبور، باید مورد توجه قرار گیرد.زیرا در این صورت اصلا” از وجود نظام پویا نمی توان صحبت کرد چه آن که ارتباط میان دو مقوله مذکور است که در حقیقت این نظام رااز نظام ثبتی ایستا مجزا می‌کند.در کشورهای در حال توسعه مثل اندونزی و غنا وظیفه اولیه بیشتر مور توجه قرار گرفته است زیرا بیشتر زمین ها هنوز ثبت نشده اند. البته بسیاری از صاحبان حقوق در املاک واقعا” به دنبال ثبت آن نیستند. زیرا منافعی که بر ثبت زمین در این کشورها بار است،جبران زمان و پولی که باید به منظور ثبت املاکشان سرمایه گذاری کنند را نمی کند.چون آن که در این کشورها معاملات ‌در مورد زمینی که قبلا” ثبت شده است به طور غیررسمی انجام می شود و در موارد مشخصی حتی دادگاه های اندونزی حکم بر معتبر بودن چنین معاملات غیررسمی ای داده‌اند.همین امر سبب قطع ارتباط میان دو وظیفه فوق الذکر (ثبت زمین ‌بر اساس اطلاعات اولیه و به روز رسانی نمودن آن ها)نظام ثبت پویا گردیده و سبب شده است که نظام مذبور از دست یابی به اهدافش باز بماند. نظام ثبت املاک در سوئیس – که ثبت معاملات رایج به املاک غیر منقول ثبت شده را الزامی می‌داند[۹] – در تقسیم بندی نظام های ثبتی به نظام پویا و ایستا، نظامی پویا به شمار می‌آید.

گفتار دوم.وظایف نظام پویا

‌در مورد وظایف نظام پویا در بندهای ذیل توضیحاتی اشاره خواهد شد.

بند اول.جمع اوری حقایق

این وظیفه زمانی که هیچ نظام واقعی ثبت زمین در منطقه ای که نظام مذبور در آن اعمال می شود وجود نداشته از اهمیت بیشتر برخوردار است که در این حالت یک روش دقیق برای جمع‌ آوری و ثبت اطلاعات لازم است.معمولا” دادگاه ها در این خصوص به ویژه در صورت اختلاف در حقوق موجود نقش مهم بازی می‌کنند. البته این امر تا حدی به وسیله روش های اداری جایگزین نظام قضایی می شود.بدان معنا که مدعیانی که از ثبت اولیه راضی نیستند می‌توانند به آن اعتراض کنند.این شیوه در قانون ثبت ایران نیز پیش‌بینی شده است که به موجب آن مواعدی برای اعتراض به تقاضای ثبت ملک از سوی کسانی که حقی را در پلاک مورد تقاضای ثبت برای خود قائل هستند،در نظر گرفته شده است.دو روش برای جمع‌ آوری اطلاعات و حقایق اولیه و در یک کلام ثبت اولیه ملک وجود داردکه در ذیل به شرح آن ها می پردازیم:

بند دوم.روش سیستماتیک

در روش منظم مقامات صالح یک یا چند ناحیه را به عنوان یک ناحیه ثبتی اعلام می‌کنند.معمولا” دارندگان حقوق در مناطق اعلام شده ملزم به اعلام حدود زمینشان و یا اعلام معاملاتشان و یا حق مورد ادعایشان می‌شوند که حق مذبور به وسیله مدارکی باید پشتیبانی شود.در پایان لیستی از قطعات مورد ثبت تهیه می شود که بیان می‌کند چه کسی چه حقی را در هر قطعه زمین دارد.این لیست برای اطلاع عموم طی مدت معین آگهی می شود.حقوق مندرج در لیست که اعتراضی نسبت به آن ها صورت نگیرد در پایان مدت تعیین شده نهایی خواهد شد و ملک بر اساس همان اطلاعات ثبت می شود. [۱۰]

اما در مواردی که اعتراض صورت می‌گیرد،تصمیم در خصوص این اعتراض ها توسط کمیسیون های خاص و کمیته های داوری می‌تواند اخذ شود و اگر لازم باشد در نهایت موضوع مورد اختلاف در دادگاه ها مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. این نوع شیوه ثبت در ثبت املاک جزایر دریای کارائیب به کار گرفته شده است. شیوه ثبتی که قانون ثبت ۱۳۱۰ ایران نیز برای ثبت املاک به کار برده و به ثبت عمومی معروف است نیز همین شیوه مذبور است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:40:00 ب.ظ ]




ایراد دیگری که بر قانون موردبحث وارد می‌باشد، این است که با توجه به نسخ صریح “قانون اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل (۲۱) قانون اساسی دادگاه (خانواده)”[۵۹] فعالیت دادگاه خانواده موجود که بر اساس قانون مذکور به وجود آمده اند، غیرقانونی است؛ و این موضوع یکی از اشتباهات غیر قابل توجیه قانون‌گذار است زیرا با توجه به مفاسدی که در استثناء نکردن مکان رسیدگی به دعاوی خانوادگی بیان شد و همچنین اقدام عملی که در این راستا و در بیشتر نقاط کشور از سال ۱۳۷۶ به بعد صورت گرفته است محروم کردن مردم از این حق در طول ۳ سالی که تشکیل دادگاه های خانواده طول می کشددارای مفسده است؛ مع الذلک به نظر می‌رسد انجام این عمل فاقدمبنای قانونی (ادامه کار دادگاه های خانواده) ارجح است تا اعمال مقرراتی که دارای مفسده خواهد بود؛ همچنین بعید به نظر می‌رسد که قانون گذار تا قبل از تشکیل دادگاه خانواده، نظر بر برچیده شدن دادگاه های موسوم به خانواده داشته باشد.

علی ای حال در قانون ‌جدید حمایت خانواده برخلاف “قانون اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل۲۱” قوه قضاییه، مکلف گردیده است بدون هیچ عذری در مدت زمان مشخص یعنی سه سال از زمان تصویب قانون، نسبت به تشکیل این دادگاه ها در تمامی حوزه های قضایی شهرستان اقدام نماید و این اقدام مقنن با توجه به قانون فوق الاشاره و یا حتی لایحه قانونی تشکیل دادگاه مدنی خاص، نوعی نوآوری در شیوه قانون نویسی محسوب می شود؛ پس باید منتظر ماند و دید که قوه قضاییه تا اسفند سال ۱۳۹۴ ‌به این تکلیف قانونی عمل می‌کند یا خیر؟

ب: جایگاه دادگاه خانواده در نظام دادرسی کشور

منظور از جایگاه دادگاه خانواده در نظام دادرسی، این است که بررسی کنیم دادگاه خانواده در چه رده، نوع و درجه ای از سلسله مراتب مراجع قضایی قرار گرفته است و همچنین مراجع عالی و تالی که می‌توانند بر تصمیمات این دادگاه اثر بگذارند، و یا از آن تصمیمات تأثیر بپذیرند کدامند.

مراجع قضاوتی ایران در یک تقسیم کلی به دو صنف مراجع قضایی و مراجع اداری تقسیم می‌شوند؛ مراجع قضایی نیز به لحاظ موضوع رسیدگی به دو صنف مراجع قضایی کیفری و مراجع قضایی حقوقی تقسیم می شوندو مراجع حقوقی نیز یا از نوع مراجع عمومی است و یا از نوع مراجع استثنائی، مرجع عمومی صلاحیت رسیدگی به کلیه موضوعات مربوط به آن صنف را دارد مگر آنچه که در قانون، رسیدگی به آن در صلاحیت مرجع استثانئی قرار گرفته است و بر عکس مرجع استثنائی مرجعی است که صلاحیت رسیدگی به هیچ موضوعی را ندارد مگر آنچه را که قانون، در صلاحیت آن مرجع قرار داده است؛ درجه مرجع نیز با توجه به سلسله مراتب آن مراجع نسبت به دیگر مراجع تعیین می شود.[۶۰]

بحث پیرامون مراجع اداری و مراجع کیفری از حوصله این نوشتار خارج است در واقع دادگاه خانواده از صنف مراجع حقوقی قضایی است؛ زیرا اولاً در ماده ۱ قانون مورد بحث قوه قضائیه مأمور تشکیل این دادگاه ها در حوزه های قضایی شده است فلذا اداری نیست؛ ثانیاًً تمام موضوعات داخل در صلاحیت دادگاه که در ماده ۴ ان قانون تصریح گردیده اند از جمله موضوعات مدنی است و نه کیفری، همچنین نحوه دادرسی هم آنچنان است که برای امور حقوقی مرسوم است؛ البته اداره حقوقی قوه قضاییه در یک نظر مشورتی[۶۱] مخالف این دیدگاه، اظهار عقیده ‌کرده‌است و برای دادگاه خانواده، صلاحیتی دوگانه در نظر گرفته است،که در گفتار مربوط به صلاحیت دادگاه خانواده پیرامون آن بحث خواهیم نمود.

دادگاه خانواده را با عنایت به اینکه موضوعات داخل در صلاحیتش احصاء گردیده است و مقنن همانند دادگاه های موضوع قوانین حمایت خانواده قبلی و قانون اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل بیست و یکم(۲۱) قانون اساسی ، صراحتاً یا تلویحاً این دادگاه را از نوع محاکم عمومی ندانسته است، باید از نوع دادگاه های استثنائی (اختصاصی) دانست.

یکی از تفاوت های اساسی دادگاه خانواده موضوع قانون جدید حمایت خانواده با دادگاه خانواده موضوع قانون اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصل (۲۱) قانون اساسی و قوانین حمایت خانواده قبلی در این است که دادگاه خانواده از نوع محاکم استثنائی است ولی دادگاه های خانواده موضوع قوانین اخیرالاشاره از نوع دادگاه های عمومی بوده اند؛ متأسفانه مقنن در قانون جدید ، ‌به این موضوع آنچنان که شایسته است توجه ننموده است و ‌در مورد برخی از موارد مهم از جمله دفتر دادگاه و یا مرجع تجدیدنظر آن سکوت اختیار ‌کرده‌است و این از نقاط ضعف قانون جدید حمایت خانواده است.

به لحاظ درجه دادگاه خانواده از محاکم بدوی محسوب می شود اگرچه در قانون به صراحت به موضوع تجدیدنظر این نوع دادگاه اشاره نشده است ولی این نتیجه را می توان از اشاره تلویحی قانون‌گذار در مواد ۳۲ و ۳۳ و ۳۴ آن قانون، استنباط کرد، در واقع مقنن در این مواد برخی از احکام و آرای صادره از دادگاه خانواده را غیرقطعی دانسته است؛ پس مرجع قاعدتاً تجدیدنظری باید ناظر بر دادگاه خانواده باشد.

در قانون جدید، دادگاه خانواده، یک دادگاه استثنایی به معنای واقعی محسوب می شود و از این نقطه نظر متفاوت است با تمام محاکمی که پیش از این به موضوعات خانوادگی یا بخشی از موضوعات خانوادگی رسیدگی می‌کردند؛ در واقع، محاکم قبلی یا صلاحیت رسیدگی به کلیه موضوعات خانوادگی را نداشتند و یا در برخی از آن ها (مانند دادگاه مدنی خاص) طرفین می توانستند دعاوی غیر مربوط به امور خانوادگی را نیز با توافق در آن دادگاه مطرح کنند؛[۶۲] این گونه موضوعات مغایر با اصول حاکم برصلاحیت دادگاه اختصاصی یا استثنایی است؛ علی ای حال اقدام مقنن و نوآوری وی در تشکیل محکمه ای به معنای واقعی اختصاصی به منظور رسیدگی به دعاوی مربوط به امور خانوادگی، و اجرایی کردن اصل ۲۱ قانون اساسی بعد از گذشت قریب به ۳۴ سال، قابل تقدیر است.

در قانون مورد بحث به مرجع تجدیدنظر از آرای صادره از دادگاه خانواده اشاره ای نشده است؛ از “قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب” هم نمی توان حکمی در این خصوص استخراج نمود؛ در ماده ۲۰ قانون اخیرالاشاره آمده است است که:

«به منظور تجدیدنظر آرای دادگاه های عمومی و انقلاب در مرکز هر استان دادگاه تجدیدنظر به تعداد مورد نیاز مرکب از یک نفر رئیس و دو عضو مستشار تشکیل می شود…»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




دسته سوم عوامل تأثیرگذار بر پاسخ گریز یا ستیز فرد، ارزیابی و شناخت جنبه‌های مختلف موقعیت از طرف فرد است. این دسته عوامل ارتباط بسیار نزدیکی با تاریخچه یادگیری و نظریه انگیزشی انتظار[۱۰۸] و ارزش[۱۰۹] دارد. رفتار پرخاشگرانه ای که تقویت می شود، این انتظار را در فرد ایجاد می‌کند که در موقعیت های مشابه نیز چنین تقویتی را دریافت خواهد کرد و این نوع رفتار مفید خواهد بود. برخی پژوهش ها از این موضوع حمایت کرده ­اند. پری، پری و راسموسن[۱۱۰] (۱۹۸۶ ؛ نقل از رافضی، ۱۳۸۳) دریافتند که کودکانی که پرخاشگری بیشتری داشتند، اطمینان بیشتری نسبت به نتایج مثبت پرخاشگری داشتند. از دید این کودکان، پرخاشگری پاداش مطمئن و قطعی داشت و بعلاوه از دید آن ها مانع از رفتار تهاجمی دیگران نسبت به خودشان می شد. بعلاوه این کودکان ارزش بیشتری برای کنترل قربانی و ارزش کمی برای رنج قربانی، خطر تلافی وی، نظر منفی همسالان و احساس بد نسبت به خود قائل می شدند(بولدیزار[۱۱۱]، پری و پری، ۱۹۸۹؛ نقل از رافضی، ۱۳۸۳). از این رو فرد موقعیت را بنابر سیستم انتظار و ارزشی که دارد، ارزیابی می‌کند و اگر موقعیت به گونه ای باشد که انتظار پاداش بالایی از پرخاشگری به همراه ارزش پایین برای نتایج حاصل از پرخاشگری داشته باشد، احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه بالا می رود.

جنسیت و پرخاشگری:

عموما در جوامع این گونه پذیرفته شده است که، مردان بیش از زنان پرخاشگری می‌کنند. به طور کلی پسرها نیز بیش از دخترها پرخاشگری مستقیم نشان می­ دهند. پسرها به احتمال بیشتری از دختران در بین خود دچار تعارض منافع می‌شوند و رفتارهایی مانند لگدزدن، هل دادن، پریدن، سر به سر دیگران گذاشتن، خراب کردن وسایل دیگران و حتی فحش دادن را نشان می‌دهند. این نوع رفتارها در سنین بین ۳ تا ۷ سالگی به اوج خود می-­رسند و با شروع مدرسه فراوانی آن ها کاهش می‌یابد(کویی و داج، ۱۹۹۸؛ نقل از عطاری و همکاران،۱۳۸۱). چرا که با افزایش سن توانایی پسرها در کنترل تکانه ها نیز بیشتر می شود و احتمال کمتری وجود دارد که واکنش های ناگهانی پرخاشگرانه و آسیب زننده نشان دهند.

نتایج پژوهش های فراوانی (مرالز-ویوز[۱۱۲] و ویجیل-کولت[۱۱۳]،۲۰۱۰؛ ناکانا[۱۱۴]،۲۰۰۱؛ باس و پری،۱۹۹۲؛ گالن[۱۱۵] و آندرود[۱۱۶]،۱۹۹۷؛ نقل از سامانی،۱۳۸۶ و تومادا[۱۱۷] و اسچیندر[۱۱۸]،۱۹۹۷؛ نقل از سامانی،۱۳۸۶) نشان داده است که پسران در مقایسه با دختران از نظر پرخاشگری جسمانی وکلامی برتری معناداری را نشان داده‌اند.اما، میان دختران و پسران، تفاوتی معنادار از لحاظ خشم و خصومت وجود نداشته است.نتیجه ی پژوهش محمدی(۱۳۸۵)و سامانی(۱۳۸۶) نیز گویای وجود تفاوت میان پسران و دختران از نظر هر یک از عوامل پرخاشگری بوده است. اما این تفاوت فقط در عوامل پرخاشگری جسمانی و خشم معنادار بوده است.

به نظر می‌رسد که دختران از روش های ذهنی ابراز پرخاشگری، بیشتر استفاده می‌کنند. بی گمان، غلبه ی جنبه‌های ابزاری و یا حرکتی(پرخاشگری جسمانی و کلامی) پرخاشگری در پسران، با پشتوانه ی قدرت جسمانی و اقتدارطلبی آن ها که از آثار تربیت روان شناختی و جسمانی است، تسهیل می‌گردد. افزون بر این، تأثیرت هورمونی(تستسترون و آندروژن) متفاوت که در دو جنس وجود دارد، می‌تواند این تفاوت را توجیه نماید. (محمدی،۱۳۸۵). تفاوت مهم دیگری نیز میان پرخاشگری پسرها و دخترها وجود دارد. تحقیقات نشان داده است که پسرها پس از یک دعوا یا پرخاشگری، سریع تر از دخترها می‌توانند رابطه خود را بازسازی کرده و از نو بسازند، ‌بنابرین‏ اختلاف میان پسرها تأثیر کمتری بر فعالیت جاری گروهی آنان دارد. اما در دخترها می توان گفت که اختلاف میان دو دختر و دعوای آن ها تقریبا باعث توقف فعالیت کل گروه می شود و بازسازی رابطه نیز زمان و انرژی زیادی می‌گیرد (لیجراشپیتز[۱۱۹]، بیورکویست[۱۲۰] و پلتونن[۱۲۱]،؛۱۹۸۷ نقل از عطاری و همکاران، ۱۳۸۱ ). پرخاشگری مستقیم در دخترها نیز با افزایش سن، کاهش می‌یابد. اما این کاهش زودتر و سریع تر از پسرها اتفاق می افتد. این امر می‌تواند بازتابی از رشد زبانی سریع­تر و کنترل تکانه بهتر در دخترها باشد (کیم[۱۲۲]، کیم و کامفوس[۱۲۳]، ۲۰۱۰).

اما درباره پرخاشگری غیرمستقیم چطور؟ در واقع این مسئله به وجود آمده است که پرخاشگری جسمانی تنها راه بروز پرخاشگری نیست و راه های دیگری نیز برای آسیب زدن به دیگران وجود دارد. نادیده انگاشتن کسی، کنارگذاشتن وی از فعالیت های جذاب اجتماعی، تلاش برای پراکندن دوستان فرد و مشارکت در پخش شایعات منفی درباره وی نیز از راه های دیگر آسیب به دیگری است. این راه ها عموما با عنوان پرخاشگری غیر مستقیم یا پرخاشگری اجتماعی یا پرخاشگری رابطه ای نامیده می‌شوند(گالن و آندروود، ۱۹۹۷). مطالعات نشان داده‌اند که دخترها به طور معناداری بیش از پسرها از روش های غیرمستقیم پرخاشگری استفاده می‌کنند و جالب آن که میزان این پرخاشگری در دوران بلوغ دخترها و در مرحله انتقال از کودکی به نوجوانی افزایش می­یابد(کریک، ۱۹۹۷؛ کریک و گروتپیتر[۱۲۴]، ۱۹۹۵؛ نقل از حاشیه باف، ۱۳۸۲). این یافته ها نشان می‌دهند که نمی­ توان گفت که پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند، بلکه هر دو جنس میزان پرخاشگری یکسانی نشان می‌دهند اما هر کدام به شیوه­ای. پسرها پرخاشگری مستقیم بیشتری دارند و دخترها پرخاشگری غیرمستقیم بیشتر. این حالت در مراحل دیگر زندگی و بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد.

از جمله عوامل مؤثر بر واکنش های پرخاشگرانه متمایز پسران و دختران، رفتار والدین ( نوع تنبیه دختران و پسران برای رفتار پرخاشگرانه ) است. تفاوت در چگونگی تنبیه دختران و

پسران( تنبیه بدنی برای پسران و تنبیه عاطفی مانند قهر برای دختران) ایجاب می‌کند که پسران پرخاشگرانه تر از دختران عمل کرده و دختران بر حسب درون سازی معیارها با والدین خود همانند سازی کنند(کیم، کیم و کامفوس،۲۰۱۰).

حل مسأله:

“زندگی سراسر حل مسأله است”. این جمله عنوان کتابی است از یکی از بزرگترین فیلسوفان علم قرن بیستم، کارل پوپر[۱۲۵]. وی حل مسأله را نه تنها رسالت علم بلکه اجبار زندگی می‌دانست وآدمی را ناگزیر از رویارویی دائمی با مسائل گوناگون و تلاش برای حل آن ها.

حل مسأله به عنوان یک فرایند شناختی- رفتاری در نظر گرفته شده است که می ­تواند در حکم ابزار مهمی برای مواجهه با بسیاری از مشکلات موقعیتی و حل آن ها مورد استفاده قرار گیرد. حل مسأله ۱- باعث می شود پاسخ های بالقوه مؤثر برای موقعیت مشکل زا فراهم شود. ۲- احتمال انتخاب مؤثرترین پاسخ را از میان پاسخ های متعدد افزایش می‌دهد.چنون[۱۲۶] و معتقدن امروزه در تمامی فعالیت ها، صاحبان امر به سوی مهارت‌های تفکر سطح بالا و حل مسأله چه در حیطه عمومی و چه در حیطه فناوری، خواه در فعالیت های سالم و خواه در فعالیت های مسأله دار فرا خوانده می‌شوند. در اغلب جوامع، همه بر این عقیده اند که باید بر افزایش مهارت های حل مسأله تأکید شود(باباپور خیرالدین،۱۳۸۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




بودجه ریزی عملیاتی سیستمی است که در آن منابع مصرف می‌شوند تا نتیجه ای معقول و در راستای اهداف سازمان‌ها به دست آید. در این نظام بودجه بندی بر مبنای اهداف صورت می‌گیرد. در بودجه بندی عملیاتی سازمان‌ها با یک طرح کلی ، یک سری برنامه ها و تعداد بسیار زیادی پروژه و فعالیت رو به رو هستند. در این شیوه در یک قالب کلی طرح ها ، برنامه ها و پروژه ها مورد ارزیابی قرار می گیرند و با نگرش سیستمی بودجه بندی می شود. در این نظام بودجه ریزی ، امکان مقایسه پروژه ها و برنامه ها با هم و انتخاب اثر بخش نوین آن ها در نیل به اهداف کلی وجود خواهد داشت چون بودجه ریزی عملیاتی عوامل صرفه جویی و اثربخشی را به ابعاد سنتی بودجه ریزی اضافه می‌کند. در بودجه عملیاتی طبقه بندی عملیات به حدی است که هدفها شفافتر بیان می‌شوند ، ارزیابی بودجه سهل تر بوده و در روش هزینه یابی ، ارتباط بین داه و ستانده مورد توجه قرار می‌گیرد(سعیدی و مزیدی ۱۳۸۵).

۲-۲-۲ مفاهیم بودجه :

واژه بودجه در اصل از کله بوژت فرانسوی (Boujette) به معنی کیف یا کیسه چرمی کوچک اطلاق می شده که وجوه نقد را در آن ‌نگهداری می‌کردند. در انگلستان کیف چرمی که محتوی صورت مخارج مورد نیاز پادشاه بود توسط خزانه داری ، که بعدا وزیر دارایی نامیده شد ، برای تصویب وجوه مورد نیاز پادشاه بود توسط خزانه داری ، که بعدا وزیر دارایی نامیده شد ، برای تصویب وجود مورد نیاز پادشاه به پارلمان عرضه می شد (Lynch 1990).

۲-۲-۳ تعاریف بودجه :

دیدگاه ها و تعاریف ‌در مورد بودجه متأثر از نظریه های اقتصادی ‌در مورد دولت است و دیدگاه های موجود در این زمینه نیز تحت تاثیر شرایط متفاوت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جوامع است و در یک جمله دیدگاه ها و نظریه ها و تعاریف بودجه به زمان و مکان مربوط می‌شوند. به طور کلی می توان این تعاریف را به چهار دسته تقسیم کرد (الماسی ۱۳۸۷).

الف) تعاریفی که بر جنبه سیاسی بودجه تأکید می ورزند :

در این دسته تعاریف ریشه اصلی تنظیم بودجه را باید عامل سیاسی جستجو کرد. بودجه بعد از تشکیل حکومت های پارلمانی شکل گرفت ، یعنی از زمانی که حق نظارت مردم به صورت کنترل درآمدها و هزینه های دولت از طریق ساز و کارهای نمایندگی تحقق یافت. در انگلستان نمایندگان پارلمان می خواستند درآمدها و هزینه های دولت را کنترل کنند و مایل نبودند بدون رضایت آن ها مالیات وضع شده ، یا بدون کنترل آن ها از اموال عمومی خرج شود. بدین سبب بود که به تدریج درآمدها و هزینه های دولت در سندی تنظیم شود و تصویب پارلمان ضرورت پیدا کرد ، تا آنجا که در قرن نوزدهم اراده قانون‌گذار در تنظیم و اجرای بودجه از ضروریات دموکراسی شناخته شد (قدیری اصل ۱۳۶۶).

اهمیت نهادن و تأکید بر نقش سیاسی بودجه باعث گنجاندن آن در اغلب قوانین اساسی حکومت های پارلمانی و تصویب قوانین و مقررات مربوط به نحوه عملکرد بودجه تحت عنوان «قانون محاسبات عمومی» در اولین دوره های قانون­گذاری شده است(ابراهیمی نژاد و فرج وند ۱۳۸۶).

ب) تعاریفی که بر جنبه‌های اقتصادی و مالی تأکید می ورزند:

در اینکه نظریه های نظام مالی به طور اعم و نظریه های نظام بودجه به طور اخص از بطن نظریه های اقتصادی زاده شده اند ، تردیدی وجود ندارد. در واقع بودجه شاهرگ حیات اقتصادی دولت است که در شریان های آن منابع مالی و اقتصادی جاری است. تأکید بر جنبه‌های مالی و اقتصادی در تعاریف بودجه بیشتر بعد از گذار از اقتصاد کلاسیک به اقتصاد نئوکلاسیک صورت پذیرفت. در این دوران با گسترش دامنه فعالیت ها و عملیات دولت ، حجم بودجه ، نیز به سرعت افزایش یافت و در نتیجه ، تغییر و تحولات بودجه ای نیز در دو زمینه نظری و عملی به شدت به تحولات اقتصادی و مالی پیوند خورد. مقارن این تحولات دگرگونی های تاریخی و اقتصادی عظمیی به وقوع پیوست. به ویژه انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ در روسیه و رکود و بحران های بزرگ سال ۱۹۲۹ در امریکا و نشر عقاید «جان مینارد کینر» بنیان گذار مکتب اقتصادی نئوکلاسیک و دعوت از دولت برای مداخله بیشتر در امور اقتصادی و تولیدی ، بودجه را به صورت اساسی ترین و اصلی ترین اهم کنترل و ارشاد اقتصادی و مالی درآورد. در این دوران تعریف بودجه نیز از تحولات و تغییرات تاثیر پذیرفت و کانون تأکید از جنبه‌های سیاسی _ اجتماعی به جنبه‌های اقتصادی و مالی تغییر یافت(الماسی ۱۳۸۷).

ج) تعاریفی که بر جنبه‌های برنامه ای و مدیریتی بودجه تأکید می ورزند:

اصولا شرایط فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حاکم بر جوامع ادامه و بقای حیات دولت ما را بدون برنامه و برنامه ریزی غیرممکن می‌سازد. به همین علت امروزه واژه های بودجه و برنامه در هم ادغام یا مترادف هم گشته اند (مثلا بودجه برنامه ای) و یا همواره با هم مورد استفاده قرار می گیرند و مفهوم هیچ یک از آن دو بدون دیگری قابل درک نیست(الماسی ۱۳۸۷).

ماهیت مشترک برنامه و بودجه در عمل پیش‌بینی نهفته است و همین ویژگی پیش‌بینی است که ان دو را از سایر صورت حساب ها و تجزیه تحلیل های مالی متمایز می‌کند. تأکید بر جنبه‌های برنامه ای بودجه از مشخصات بارز تعریف جدید و معاصر است. البته تفکیک جنبه‌های برنامه ای و مالی کار دشواری است. زیرا بودجه در عین حال که نوعی برنامه است جنبه‌های اقتصادی و مالی نیز دارد و از این جهت بودجه را نوعی برنامه مالی دولت می دانند. تصویر فردای سازمان باید امروز با تصمیم مدیران ترسیم شود. این آینده نگری را برنامه و برنامه ریزی و تبدیل برنامه ها به زبان پول را بودجه می نامیم(الماسی ۱۳۸۷).

د) تعاریفی که بر جنبه توسعه اقتصادی و اجتماعی بودجه تأکید دارد:

در متون نخصصی ، بودجه سندی تعریف شده است شامل عبارات و ارقامی که هزینه ها را به اهداف معین ارتباط می‌دهد ، این عبارت و ارقام هزینه ها(جاری و عمرانی) با اهداف (ایجاد امنیت ، رفاه ، آسایش ، رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ثبات اقتصادی ، تامین کالا و خدمات عمومی ، عدالت اجتماعی) پیوند دارند. بودجه بین منابع مالی و رفتار انسانی برای تحقق اهداف و خط مشی ها پیوستگی ایجاد می‌کند. بدین ترتیب بودجه به مجموعه ای از اهداف و برنامه ها به همراه هزینه های مربوط به آن ها اطلاق می‌گردد (الماسی ۱۳۸۷).

ه) تعاریف علمی و تجربی بودجه :

    • بودجه از نظر عامه مردم عبارت است از دخل و خرج یا درآمد و هزینه است.

    • بودجه برنامه کار ، وضعیت یک فرد ، یک خانواده ، یک سازمان یا یک جامعه را به صورت ارقام مالی نشان می‌دهد.

    • بودجه عبارت است از بیان مالی و یا مقداری سیاستی که در طول مدتی معین از زمان آینده برای وصول به هدف های تعیین شده باید تعقیب شود.

    • بودجه یک برنامه کار است. یک پیش یبنی است و یک مجوز است و می‌تواند یک معیار هزیه و یک ضابطه بخش کارایی دستگاه‌ها باشد.

    • بودجه بیان رسمی سیاست ، و اهدف مدیریت برای یک دوره معین است.

  • بودجه عبارت است از آئینه تمام نمای وظایف ، عملیات و هدف های دولت می‌باشد(الماسی ۱۳۸۷).

م) تعاریف حقوقی و قانونی بودجه:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




۲-۲۲)آثار مدیریت سود برای اهداف پاداشی

تحقیقی تحت عنوان ” اثر طرحهای پاداشی بر روی تصمیمات حسابداری” توسط هیلی[۷۱] (۱۹۸۵) انجام گرفت که یک تحقیق مؤثر از انگیزش قراردادی برای مدیریت سود می‌باشد. هلی مشاهده کرد که مدیران قبل از مدیریت سود اطلاعات درون سازمانی ‌در مورد سود خالص دارند چون افراد برون سازمانی ‌به این اطلاعات دسترسی ندارند و ‌به این نتیجه رسید که مدیران به طور فرصت طلبانه سود خالص را مدیریت می‌کنند تا اینکه پاداش های خود را در طرحهای پاداشی شرکت به حداکثر برسانند. (هیلی، ۱۹۹۳)

مدیر چگونه مدیریت سود می‌کند؟ هلی دو رویکرد را مورد توجه قرار داد. ابتدا این کار (مدیریت سود) به وسیله کنترل اقلام تعهدی گوناگون انجام می شود. این اقلام تعهدی به طور گسترده شامل درآمدها و هزینه های ارائه شده در صورت سود و زیان می‌باشد که در صورت جریان وجوه نقد نشان داده نمی شود. دومین رویکرد تغییر در رویه های حسابداری می‌باشد. برای شرح اینکه اقلام تعهدی چگونه ممکن ایت در مدیریت سود مورد استفاده قرار گیرند، با فرمولی که ارائه شده است شروع می‌کنیم:

خالص اقلام تعهدی جریان وجه نقد ناشی از عملیات = سود خالص

فرمول فوق می‌تواند ‌به این صورت نیز ارائه شود:

خالص اقلام تعهدی اختیاری خالص اقلام تعهدی غیر اختیاری جریان وجه نقد ناشی از عملیات = سود خالص

مفهوم اقلام تعهدی اختیاری عبارت است از اقلام تعهدی که مدیریت می‌تواند کنترل‌هایی را روی آن ها اعمال کند.

فرض کنید که شرح ۴ قلم تعهدی به شرح ذیل باشد:

هزینه های استهلاک: هزینه استهلاک سالانه از روش استهلاک شرکت و برآورد آن از عمر مفید منتج شده است. طبق این روش، هزینه استهلاک یک قلم تعهدی غیر اختیاری است.

افزایش در خالص حسابهای دریافتی: فرض کنید که این افزایش ناشی از کاهش در ذخیره مطالبات مشکوک الوصول است که در اثر کسری برآورد ذخیره نسبت به سال‌های قبل است. این قلم تعهدی اختیاری می‌باشد چون مدیریت قدرت مانور زیادی بر روی مقدار این قلم دارد. دلایل دیگر برای افزایش می‌تواند خط مشی های اعتباری فراوان شرکت یا باز گذاشتن دفاتر بعد از سال مالی و یا این افزایش می‌تواند ناشی از افزایش در حجم دادوستد باشد. دو مورد اول اقلام تعهدی اختیاری و مورد سودم، غیر اختیاری می‌باشد(هیلی، ۱۹۹۳).رویکرد دوم برای تحقیق ‌در مورد آثار و شواهد مدیریت سود آزمون تغییرات در رویه های حسابداری می‌باشد. هلی در مجموعه شرکت‌های نمونه خود ۲۴۲ تغییر در رویه های حسابداری که تاثیر بر سود خالص داشت و باید شناسایی می شد در طی ۱۲ سال (۱۹۸۰-۱۹۶۸) جمع‌ آوری نمود.

همان گونه که هلی اشاره نمود، تغییرات در روش های حسابداری در مقایسه با اقلام تعهدی ابزار مفیدی برای مدیریت سود فرصت طلبانه نیستند. دلایل عبارتند از:

این چنین تغییراتی در مقایسه با اقلام تعهدی بسیار آشکار و قابل مقایسه هستند (این تغییرات باید در گزارش مالی سالیانه گزارش شوند.)

استاندارد ثبات رویه اغلب یک روش ویژه ای برای جلوگیری از این تغییر می‌باشد، ‌بنابرین‏ تغییرات رویه های حسابداری یک ابزار آشکار و غیر قابل انعطاف در مدیریت سود فراهم می‌کنند.

در ۹ سال از ۱۲ سال که هیلی شرکت‌ها را مقایسه می کرد، متوجه شد که آن طبقه از شرکت‌ها که تغییرات در طرح پاداش داشته اند، در حقیقت بیشترین تغییر در رویه حسابداری را انجام داده‌اند. این موضوع شواهد مهمی را ارائه می‌کند که مدیران از این گونه تغییرات (تغییر در رویه های حسابداری) به عنوان ابزاری برای مدیریت سود استفاده می‌کنند.باید اذعان کرد که مطالعات ‌در مورد مدیریت سود با مسائل روش شناسی سختی روبرو است. بخاطر اینکه اقلام تعهدی اختیاری به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند.

بخش چهارم: پیشینه تحقیق

۲-۲۳) تاثیر ساختار مالکیتی متمرکز بر شرکت‌های سهامی

۲-۲۳-۱) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

آرین چاپل[۷۲] (۲۰۰۴) نشان داد که حـدود دو سـوم شرکت­های فعال دربورس بلژیک عمدتاًً دارای سـاختار مالکیت متمرکز هستند زیرا یکی از راه های افزایش اعمال کنترل بر شرکت­ها ، تمرکـز مالکیت اسـت . ضمن اینکه اکثـر شرکت­های بورسـی در بلژیک به ترکیب مالکیت عمده­ای گرایش دارند که سـهامداران عمده آن ها دارای حق رأی‌ نسبت به حداقل ۵۰ یا درصد سـهام شرکت باشند . چاپل ، علت اصلی این یافته را در این نکته خاطرنشان کرده اسـت که سـهامداران عمده در کشور بلژیک دارای قدرت کنترل بالایی هستند زیرا در این کشور اعضای هیات مدیره ، عمدتاًً به نفع منافع مدیران وسـهامداران عمل می­کننـد. حتی اگر نحوه کنترل و مدیریت آن ها خلاف قانون باشـد ، زیرا منافع سـهامداران عمده را به عنوان بهترین گزینـه برای پیش دسـتی ‌بر قوانین می­داننـد .

فرث و همکاران[۷۳] (۲۰۰۲) در بررسی خـود روی ۵۴۹ شرکت در کشور چین طی سـالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ نشـان داد که بین مکانیسم­های کنترلی در راهبری شرکت­ها و عملکرد شرکت رابطـه معناداری وجـود دارد ، ضمناً بین مکانیسم­های حکمرانی مختلف همبستگی وجـود دارد یعنی انتخاب یک روش کنترلی مستقل از سـایر شیوه ها نیست (مثلاً بین سـاختار مالکیت و نظام پرداخت همبستگی وجـود دارد و این شـیوه­های حکمرانی برحسب شـرایط می ­توانند جایگزین یکدیگر شـوند. سـایر یافته ­های این تحقیـق نشـان می­دهـد که در کشـور چین ، عوامل کنترلگر بیرونی که در بازار وجـود دارنـد نظیر قوانین و مقررات دولتی ، بیشترین نقش را در اعمال حکمرانی بر شرکت ها برعهده دارند و برخلاف مالکیت خصوصی ، مالکیت دولتی مهم ترین ابزار حکمرانی درکشور چین اسـت.

دیتمن[۷۴] (۲۰۰۴) در تحقیـقی که در کشور آلمان انجام داد ، تاثیر میزان حقوق کنترلی سـهامداران را بر سـاختار مالکیت شرکت­ها بررسی می­کنـد . بخش عمده خریدهای کلان در سـرمایه گذاری سـهام در کشور آلمان بر روی سـهام با حق رأی‌ انجام می­شـود زیرا مهمترین مزیت این سهم افزایش توان نظارت و کنترل سـهامدار بر شرکت اسـت . دیتمن در تحقیـق خـود دریافت که میزان حق­رأی‌ و کنترل سـهامدار درسـاختار مالکیت شرکت به حجم فعالیت معاملاتی عمده وی بستگی دارد به نحوی که اگر مزایای ناشی از حق رأی‌ سـهام کم باشـد ، سهم مدیران در سـرمایه­گذاری­های عمده کاهش می­یابـد ، برعکس اگـر مزایای ویژه کنترل سـهام با حق رأی‌ ، بالا باشـد ، سـاختار مالکیت به سمت سـاختار مدیریتی سوق پیدا می­کنـد به عبارتی سهم مدیران درسـاختار مالکیت شرکت افزایش می­یابـد

بوش و همکاران[۷۵] (۲۰۰۸) به تحلیل این مسـاله پرداخته­اند که آیا سـرمایه­گذاران نهـادی ترجیح می­ دهند پرتفوی خود را در شرکت­های با سـاز و کارهای حاکمیتی بهتر شکل دهنـد . این تحقیـق نشان داد که اگر چه سـرمایه­گذاران نهـادی انگیزه­هایی برای سرمایه ­گذاری در شرکت­های با سـاز و کار حاکمیت بهتر دارند ، اما رابطـه معناداری بین مالکیت نهـادی و حاکمیت شرکتی وجـود ندارد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




شاید بتوان مفاهیمی چون اعتماد[۱] و عدالت سازمانی[۲] را به عنوان دو موضوع محوری و از الزامات حیاتی ساختار یک سازمان قلمداد کرد که اثرات قابل توجهی بر اثربخشی، کارآمدی و موفقیت فردی و سازمانی دارد. بر این اساس ما در این پژوهش برآنیم پس از بیان مسأله، اهمیت و ضرورت این دو پارامتر را مورد بحث قرار داده و به تبیین رابطه ی آن ها با بهره وری نیروی انسانی بپردازیم. در ادامه با مطرح نمودن اهداف، سؤالات و فرضیات پژوهش، مدل تحلیلی اولیه و اجزای آن را ترسیم نموده و در نهایت ضمن تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها، طرح پژوهش و روش تجزیه و تحلیل داده ها را معرفی نمائیم.

۱-۱ بیان مسأله

آنچه موجبات بقاء سازمان‌ها را فراهم می آورد رعایت اصول و شیوه های صحیح انجام کارها است که سازمان‌ها در محیط رقابتی محکوم به تمرکز و اجرای بهره وری می‌باشند. بهره وری از دو عبارت کارایی به معنای درست انجام دادن کار و اثربخشی به معنای انجام کارهایِ درست مشتق شده است. شاید نتوان برای رسیدن به بهره وری میزان و سقف مشخصی را درنظر گرفت ولیکن آنچه در این میان برای ما اهمیت دارد رسیدن به نقطه ی بهینگی در انجام امور و وظایف سازمانی است (میرزائی، ۱۳۹۱).

در بخش سلامت، بیمارستان به عنوان یکی از نهادهای مهم ارائه دهنده ی خدمات بهداشتی درمانی و آموزشی کشور بشمار می رود که در بازگشت سلامت جسمانی و روانی افراد بیمار و نهایتاًً ارتقای سطح سلامت جامعه نقش اساسی ایفاء می‌کند. از سوی دیگر بر اساس مطالعه ی وسیع بانک جهانی بین ۵۰ تا ۸۰ درصد منابع بخش سلامت در کشورهای در حال توسعه، به بیمارستان ها اختصاص دارد. ‌بنابرین‏ استفاده ی بهینه و صحیح از منابع، به عبارت دیگر بهره وری بالا برای سازمان از اهمیت چشم گیری برخوردار است (حریری و سجادی، ۱۳۸۸، ص ۲۸).

عنصر اساسی در ایجاد و بهبود بهره وری، نیروی انسانی است. نیروی انسانی ‌در مورد بهترین شیوه برای بهبود کیفیت، تصمیم می‌گیرد و هدایتگر هر گونه تلاش برای بهبود بهره وری است، ‌به این دلیل که نیروی انسانی سازمان ها تنها منبعی است که کمیاب بوده و به راحتی نمی تواند توسط رقبا کپی برداری شود، در نتیجه موجب ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان می شود (چو[۳] و همکاران، ۲۰۰۶).

بهره وری نیروی انسانی عبارت است از نرخ ستاده ی واقعی (ساعات کار) ارائه شده توسط کارکنان سازمان (گیتون[۴]، ۲۰۰۰).

بهره وری منابع انسانی به طور تصادفی ارتقاء نمی یابد. بلکه باید پیش نیازهای سازمانی و ساختاری مورد نیاز آن فراهم و دائماً مود توجه سازمان قرار گیرد. به منظور تأمین پیش نیازهای سازمانی و ساختاری و در پی آن ارتقاء بهره وری نیروی انسانی، نقش سازه‌های اعتماد سازمانی[۵] و عدالت سازمانی کاملاً شناخته شده است. اعتماد به طور کلی اطمینان و خوش بینی نسبت به وقوع حوادث، یا اطمینان داشتن به دیگران، بدون وجود دلایل اجباری است (اسمیت و برنی[۶]، ۲۰۰۵).

سازه ی اعتماد سازمانی را به عنوان انتظارات مثبتی که افراد بر پایه ی نقش های سازمانی، مناسبات، تجربیات، وابستگی های متقابل از نیات و رفتارهای مختلف اعضای سازمان دارند، تعریف می‌کنند (شاکلی و زالاباک[۷]، ۲۰۰۵).

نیهان[۸] اعتماد را یک مفهوم پر اهمیت در ساختار مدرن رهبری می‌داند. از نظر وی محیط های کاری با اعتماد بالا منجر به افزایش کارهای تیمی، کاهش تعارض و بهبود عملکرد اثربخش رهبری می‌شوند (نیهان، ۲۰۰۶ به نقل از بیداریان، جعفری و احمدی، ۱۳۹۲: ۳۴).

پدیده ی اعتماد را می توان از ابعاد مختلف مورد توجه قرار داد، به نحوی که اعتماد بر پایه ی این ابعاد شکل می‌گیرد. اعتماد بر پایه ی پنج بعد: صداقت (درستی و پاکی)، شایستگی (داشتن مهارت و دانش در زمینه ی فنی و روابط انسانی)، ثبات یا پایداری (قابلیت اعتماد، توان پیش‌بینی و قضاوت خوب به هنگام رویاروئی با اوضاع و شرایط مختلف)، وفاداری (حفظ آبرو و حیثیت) و روراستی استوار است (شفیع پور مطلق و همکاران، ۱۳۹۰: ۳).

اِلونن و همکارانش، اعتماد سازمانی را به دو بُعد اعتماد بین شخصی ( ارتباطی) و غیر شخصی تفکیک کردند. اعتماد شخصی می‌تواند به دو بعد شکسته شود: اعتماد افقی که به اعتماد بین کارکنان مربوط می شود و اعتماد عمودی که به اعتماد بین کارکنان و مدیرانشان برمی گردد. این اعتمادها بر اساس صلاحیت، خیرخواهی و یا اعتبار هستند. نوع غیر شخصی اعتماد سازمانی، اعتماد نهادی نام گرفته است. اعتماد نهادی می‌تواند به اعتماد اعضاء به استراتژی و چشم انداز سازمان، شایستگی تجاری و فنّاوری آن، ساختارها و فرآیندهای منصفانه و سیاست های منابع انسانیِ سازمان اشاره کند (الونن و همکاران[۹]، ۲۰۰۸).

جین[۱۰] (۲۰۰۹)، تأثیر اعتماد سازمانی را شامل ایجاد گرایش های مطلوب مانند ایجاد و به اشتراک گذاری دانش، رضایت شغلی، رفتارهای شهروندی سازمانی، تعهد سازمانی، همچنین کاهش گرایش های نامطلوب از قبیل ترک شغلی، رفتارهای تدافعی و رفتارهای نظارتی عنوان می‌کند.

همچنین، بر طبق گفته ی میشرا و موریس[۱۱] (۱۹۹۰)، اعتماد سازمانی موجب تسهیل ارتباطات باز در سازمان، تسهیم اطلاعات، رضایت شغلی، تعهد سازمانی و افزایش عملکرد می شود. نیهان (۲۰۰۰) نتایج افزایش اعتماد در سازمان را شامل بهره وری و تقویتِ تعهد سازمانی می‌داند.

اعتماد سازمانی موجب احساس امنیت کارکنان شده و تعهد و عملکرد سازمانی و بهره وری نیروی انسانی را بهبود می بخشد. و در کارکنان انگیزه ی عمل کردن فراتر از وظایفشان را ایجاد می‌کند. کارکنانی که به همکاران، مدیران و در کل به سازمان خود اعتماد دارند، باور دارند که سازمان از آن ها مراقبت می‌کند و نسبت به مسائل آن ها حساس است، محیط و جو سازمان را مثبت درک می‌کنند، چنین کارکنانی نسبت به بهتر انجام شدن کارها و بهبودِ تصاویر سازمان حساس هستند (شیرازی، خداوردیان و نعیمی، ۱۳۹۱: ۱۵۰).

از دیگر متغیرهای کلیدی این پژوهش که می‌تواند در مسیر اثربخشی و افزایش بهره وری نیروی انسانی تأثیرگذار باشد، عدالت سازمانی است. در واقع عدالت و اجرای آن یکی از نیازهای اساسی و فطری انسان است که همواره در طول تاریخ، وجود آن بستری مناسب جهت توسعه ی جوامع انسانی فراهم ‌کرده‌است (یعقوبی و همکاران، ۱۳۸۸: ۲۵).

موضوع عدالت سازمانی، غالب ترین موضوع در روانشناسی صنعتی – سازمانی، مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی در طول دهه های اخیر به شمار می‌آید. همچنین متخصصان علوم اجتماعی از مدت ها پیش به اهمیت عدالت سازمانی به عنوان پایه ای اساسی و ضروری برای اثربخشی فرآیندهای سازمانی و رضایت شغلی کارکنان آن پی برده اند (وایی فات و همکاران[۱۲] ۲۰۱۰، نادیسیک[۱۳] ۲۰۰۶، مور[۱۴] ۱۹۷۸ و اوکان[۱۵] ۱۹۸۷).

عدالت سازمانی یعنی اینکه به چه شیوه ای با کارکنان رفتار شود تا آن ها احساس کنند که به صورت عادلانه با آن ها رفتار شده است. برخی، آن را شامل سه حیطه ی عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی می دانند (تیبوت و واکر[۱۶]، ۲۰۰۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ شقاق را نمی توان به معنای طلاق و جدایی گرفت ؛ چرا که این مرحله پس از وقوع اختلاف ، نشوز و عداوت بین زوجین ، حاصل می‌گردد و حکم قرآن کریم آن است که اختلاف از همان ابتدا بروز پیدا نکند (شهید اول ، ۱۴۱۶ ق : ۵۷۲ به نقل از جلالی ، ۱۳۸۸).

« قرآن کریم ، داوری را یک عمل و تدبیر پیشگیرانه می‌داند ؛ زیرا با عبارت « و ان خفتم » دستور می‌دهد که با ظهور نشانه های اختلاف ، محکمۀ صلح خانوادگی تشکیل شده و اختلافات برطرف گردد؛ زیرا اختلافات کوچک ، بسیار راحت تر و کم هزینه تر از اختلافات عمیق و بزرگ قابل حل است و امید به وفاق و سازش در ابتدای بروز اختلافات بسیار بیشتر است » ( مکارم شیرازی ، ۱۳۷۵ : ۲۴۰ ).

« در رفع شقاق ، درنگ جایز نیست و بلافاصله پس از رؤیت نشانه های بروز اختلاف باید برای حل اختلافات اقدام نمود . این نکته از حرف « ف » در عبارت « فابعثوا » قابل استنباط است » ( قرائتی ، ۱۳۸۲ : ۲۸۵).

شرایط ، خصوصیات و نحوۀ انتخاب داوران نیز در حصول نتیجۀ داوری ، بسیار با اهمیت است . مطابق آیه ، اولاً دو داور باید انتخاب گردند ؛ زیرا دخالت یک داور ، این خطر را دارد که داور ، جانب یک طرف را گرفته و این امر در رسیدن به توافق مانع ایجاد می‌کند و معمولاً طرفی که داور معرفی نمی کند ، نسبت به داور دیگر سوء ظن داشته و به راحتی امکان اقناع وی وجود ندارد و ثانیاًً داوران باید از منتسبین طرفین اختلاف باشند

این امر دارای مزایایی است : بستگان زوجین اطلاع بیشتری از خصوصیات طرفین داشته و از زندگی و مشکلات احتمالی آنان بیشتر مطلع هستند و این امر به کشف عامل نزاع کمک بیشتری می‌کند .

از آنجا که در فرهنگ ایرانیان احترام به بزرگ ترها و حرف شنوی از آن ها لازم است ، حضور اشخاص قابل احترام ، به حلّ مشکل کمک بیشتری می کند ؛ زیرا زوجین ، معمولاً خود را ملزم به استماع توصیه های ایشان می دانند .

بستگان نزدیک زوجین حساسیت زیادی نسبت به حلّ مشکل و جلوگیری از جدایی آن ها دارند ؛ زیرا جدایی و مصالحۀ زوجین ، هم از نظر عاطفی و هم از نظر مسئولیت های ناشی از آن در زندگی آن ها تأثیر دارد ، ‌بنابرین‏ کوشش بیشتری برای حل مسئله مبذول می نمایند .

با توجه ‌به این که قصد داوران زوجین ، محکومیت یک طرف و اثبات حقانیت طرف دیگر در انجام امر داوری نیست ؛ بلکه هدف ، کشف مشکل و حلّ آن می‌باشد ، حسن نیت در کار موجود بوده و این امر هم به تسهیل روند کار و حصول نتیجه که همان حل اختلاف و جلوگیری از شقاق و در نتیجه جدایی و طلاق است کمک می‌کند (هدایت نیا ،۱۳۸۴ ب).

در ذیل آیه انگیزه ، هدف و نیت زوجین مورد توجه قرار گرفته و وعدۀ خداوند مبنی بر اصلاح ، منوط به خواست و اراده ی آن ها قرار داده شده تا با حسن نیت ، گذشت و پذیرش توصیه های داوران و احترام به خواستۀ طرف دیگر و بالاخره انجام تکالیفی که بر عهدۀ آن ها‌ است ، زمینه ی صلح و سازش را فراهم نمایند . به اضافه این که عبارت « یوفق الله بینهما » ایجاد الفت ، صلح و سازش بین زوجین را ناشی از اراده و خواست خداوند می‌داند (هاشمی رفسنجانی ، ۱۳۷۷ : ۳۷۵).

ترک انفاق

مشکلات اقتصادی یکی از عوامل افزاینده طلاق است. وظیفۀ تأمین مالی مخارج زندگی بر عهدۀ زوج بوده که این وظیفه در قالب نفقه بیان شده و شرط پرداخت آن تمکین زوجه در برابر زوج است. اما دامنۀ شمول این وظیفه تا کجاست ؟ چه تعداد از طلاق ها ناشی از عدم پرداخت نفقه هستند؟ برای پیشگیری از این گونه طلاق ها چه می توان کرد؟ برای کاهش طلاق های ناشی از عدم پرداخت نفقه چه می توان کرد؟

کلیات

نفقه در لغت

از نظر لغوی انفاق از ریشه ی نفق به معنی مصرف و بخشش بوده و نفق به معنای سپری گشتن و نیست شدن است و نفقه به فتح نون و فاء و قاف ، اسم مصدر است که مصدرش نفوق و جمع آن نفقات و نفاق به معنی صرف کردن و خروج است زیرا نفقه ای که مرد برای همسرش خرج می‌کند بنحوی از مال وی خارج می‌گردد(جعفری لنگرودی ،۱۳۷۴ )

مهم ترین حق مالی زوجه ‌و تکلیف شوهر نفقه است ، نفقه اسم مصدر از فعل انفاق و به معنی صرف کردن ، بخشش ، سپری کردن ، نیست شدن ، خرج کردن و رواج پیدا کردن است. ( قاضی زاده و شاه جعفری، ۱۳۸۸)

نفقه از ریشه ( ن- ف-ق) و به معنای تلف شدن است و درباره مال به معنای خرج شدن به کار می رود. انفاق به معنای بخشیدن مال و مانند آن در راهی از راه های خیر است. نفقه اسمی از مصدر انفاق است؛ به معنای چیزی که از مال خرج می شود. این واژه به لحاظ کاربردش در حقوق تبدیل به اصطلاح شده است؛ از این رو در معنایش آورده اند : « مایفرض للزوجه علی زوجها من مال للطعام والکساء و السکنی والحضانه و نحوها» . ( آنچه که پرداختش از مال زوج به زوجه برای غذا ، مسکن ، پوشاک ، حضانت و مانند آن واجب است) ( انیس ابراهیم و دیگران ، ۱۳۷۴: ۹۴۲).

نفقه در فقه

نفقه در فقه ، وظیفه ای است که در قبال اطاعت زن از شوهر به ویژه در امور جنسی تحت عنوان تمکین خاص، بر عهده زوج قرار گرفته است. از آنجا که این احکام بر روایات و نصوص موجود مبتنی است ، تفاوت چندانی بین نظرات فقهای قدیم و معاصر نمی باشد و تقریباً هیچ مخالفتی در خصوص شرط بودن تمکین برای پرداخت نفقه به زن وجود ندارد(جبعی العاملی ، ۱۴۱۰ ق : ۴۶۶) .

آنچه دچار تحول شده است ، نظر برخی فقهای جدید در خصوص اقلامی است که باید به عنوان نفقه به زن تأدیه شود، مثلاًبرخی فقها قدیمی بر این عقیده بودند که مخارج درمان و داروی زن در حالت مریضی جزو نفقه نیست ، اما فقهای جدید غالباً این موارد را جزء نفقه می دانند.

یکی از فقهاء می نویسد : « زوجته لم تلزمه نفقه المرض من دواء و اجره الطبیب و فصاد و حجام وانما علیه نفقه الصحه فان سافرت باذنه فعلیه نفقه الحضر وان سافرت بغیر اذنه فلانفقه لها حجت فی الفرض بغیر اذنه فعلیه نفقه الحضر» . مخارج دارو، پزشک در زمان مریضی بر عهده شوهر نیست . فقط نفقه زمان سلامتی زن بر عهدهِ شوهر است و اگر زن به اذن شوهر مسافرت کند نفقه غیر مسافرت را زن می‌تواند بگیرد و اگر بدون اجازه شوهر سفر کرده باشد اصلاً نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

اما صاحب جواهر ‌در مورد مصادیق نفقه استدلال جالبی دارد ایشان می نویسد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




۲-۲۱-۲ عایدات سرمایه ای ناشی از دارایی های فروخته شده

این بخش از عایدات در نتیجه فروش اوراق بهادار سبد صندوق به قیمتی بیش از بهای تمام شده به دست می‌آید.

۲-۲۱-۳ عایدات سرمایه ای از محل دارایی های موجود

این بخش از عایدات ،که ناشی از افزایش قیمت اوراق بهادار موجود در سبد دارایی های صندوق است،خود را به صورت افزایش قیمت واحد های سرمایه گذاری صندوق نشان می‌دهد.

بازده کل سرمایه گذاری : نرخ بازده کل بیانگر نسبت حاصل جمع تغییرات ارزش صندوق و پرداخت های طی سال ، به سرمایه گذاری اولیه در صندوق است.این نسبت ، به گونه ای عملکرد صندوق را نشان می‌دهد و به شرح زیر محاسبه می شود:

(سایت سازمان بورس ‌و اوراق بهادار،معرفی اجمالی بازار سرمایه ایران).

۲-۲۲ ریسک

ریسک و بازده از مهم ترین مفاهیم سرمایه گذاری می‌باشند که همواره هنگام اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری کنار هم بوده و اساس تصمیم گیری را شکل می‌دهند در منابع مختلف گوناگونی تعاریف مختلفی از این دو واژه صورت گرفته است .

در فرهنگ وبستر در تعریف ریسک[۶۳] آمده است : ریسک به معنای احتمال ضرر یا خطر یا احتمال خسارت در معرض مخاطره یا آزمایش گذاشتن و در مخاطره انداختن است . به طور ساده ، می توان ریسک را عدم اطمینان[۶۴] به نتایج آتی تعریف کرد . این عبارت کوتاه بیانگر آن است که ریسک پدیده ای مربوط به آینده است که نمی توان آن را به طور دقیق پیش‌بینی کرد،زیرا با عدم اطمینان همراه است.به عبارتی دیگر در هر فعالیتی که احتمال موفقیت صد درصد وجود نداشته باشد ، ریسک یا خطر وجود دارد .

هیلسون و موری وبستر [۶۵] ریسک را به عنوان عدم اطمینانی که می‌تواند تاثیر مثبت یا منفی بر یک یا چند هدف داشته باشد تعریف کرده‌اند و همچنین کمیته اصلاح شناسی از انجمن بیمه و ریسک آمریکا دیدگاه خود را نسبت به ریسک اینگونه بیان ‌کرده‌است : ریسک عبارت است از عدم اطمینان از پیامد حادثه ای که دو احتمال یا بیشتر دارد و در مباحث تئوری های مالی و تصمیمات سرمایه گذاری ریسک به معنای میزان اختلاف بازده واقعی یک سرمایه گذاری با بازده مورد انتظار است .

۲-۲۲-۱ انواع ریسک

تجزیه و تحلیل گران سرمایه گذاری مدرن ، منابع ریسک را به دو دسته تقسیم می‌کنند.آن دسته از ریسک هایی که ماهیتاٌ وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نوسانات نرخ بهره که آن ها را ریسک سیستماتیک می‌نامند و آن دسته از ریسک هایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و ریسک تجاری که آن را ریسک غیر سیستماتیک می‌نامند.(تهرانی ،۱۳۸۹)

ریسک کل = ریسک سیستماتیک + ریسک غیر سیستماتیک

۲-۲۳ ریسک پذیری

مدیران برای انجام کلیه وظایف خود اعم از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و راهبری ، تجهیز منابع و کنترل عملیات سازمان تحت مدیریت خویش ناچار به تصمیم گیری می‌باشند ، به عبارت دیگر تصمیم گیری محور کلیه فعالیت‌هایی است که مدیرانبرای اداره سازمان خود انجام می‌دهند .

مدیران بر مبنای اطلاعاتی که از عوامل تحت کنترل خود و همچنین از متغیرهای محیطی ( خارج از کنترل ) دریافت می‌کنند ، تصمیم می گیرند . تصمیم گیری در واقع انتخاب یک راه از میان چند راه موجود است . تصمیم گیرنده به امید رسیدن به هدف یا هدفهایی ، یک راه را از میان چندین راه موجود انتخاب می‌کند ، این راه همراه با تاثیر درجه حصول به هدف یا هدفهائی مطلوب است اگر چه اطلاعات صحیح و کافی نقش اساسی در اتخاذ تصمیمات مناسب و درست دارد ولی تصمیمات مدیران غالبا در شرایط عدم اطمینان اتخاذ می شود . این اقتضای طبیعت شرایطی است که سازمان‌ها در آن واقعند چر که در شرایط واقعی امکان جمع‌ آوری اطلاعات از کلیه متغیرهای مؤثر در شکل گیری مسئله همواره در لحظه مورد نظر میسر نمی باشد . اذا غالب تصمیات مدیران حاوی درجه ای از ریسک می‌باشد و از این روست که ریسک پذیری یک از ضرورت های کار مدیریت به حساب می‌آید .

تا کنون تعریف های گوناگونی از ریسک پذیری شده ارائه شده است

    • می توان به طور خلاصه ریسک پذیری را احتمال تحمل زیان معرفی کرد ( راعی ۱۳۷۷ ص۱۷)

    • یتیس و استون (۱۹۹۴)[۶۶] ریسک پذیری را انجام هر گونه قعالیتی که دارای حداقل یک نتیجه مبهم و یا نامطمئن باشد تعریف کرده‌اند ، نتیجه مذکور ممکن مثبت بوده و منفعتی را برای فرد به همراه داشته باشد و یا منفی بوده وفرد را با زیان مواجه سازد .

  • از دیدگاه تصمیم گیری ، ریسک پذیری عبارت است از انتخاب سنجیده یک رفتار همراه با ریسک

با تعاریفی که برای ریسک شده است می توان ریسک پذیری را قبول خطر کردن یا پذیرفتن احتمال ضرر و زیان برای رسیدن به مقصود تعریف نمود و ‌بنابرین‏ فرد ریسک پذیر شخصی است که برخلاف افراد محتاط و محافظه کار اغلب راضی به وضع موجود نبوده و برای رسیدن به اهداف بالاتر حاضر است تا درجه ای از خطر وقوع ضرر و زیان را بپذیرد .

میزان درجه ریسک پذیری یا ریسک گریزی یکی از عوامل مهم و تاثیر گذار بر رفتار و تصمیم گیری افراد به ویژه در بازارهای مالی است که این درجه ریسک پذیری در افراد مختلف متفاوت است . اگرچه میتوان میزان ریسک پذیری افراد و گروهای متفاوت را باهم مقایسه کرد ولی به دلیل پیچیدگی آن و دخالت عوامل گوناگون ، اندازه گیری آن بدقت امکان پذیر نیست .

۲-۲۳-۱ خصوصیات مؤثر در ریسک پذیری

به طور کلی با توجه به عواملی که طی تحقیقات مختلف در ریسک پذیری افراد مؤثر شناخته شده است و نظر به اینکه تحقیقات نشان داده است که ریسک پذیری با خصوصیات شخصی افراد در ارتباط است . از خصوصیات تاثیر گذار می توان به مشخصه‌ های فردی انسان‌ها که از نظر ظاهر باعث ایجاد اختلافات فردی می شود ، از قبیل خصوصیات فیزیکی مثل قد ، وزن ، رنگ پوست ، و یا خصوصیات دیگری مانند سن ، جنسیت ، میزان و سطح تحصیلات ، رشته تحصیلی ، شغل و از این قبیل خصوصیات اشاره کرد .

۲-۲۳-۲ ترجیهات ریسک

مدیران و شرکت های مختلف احساسات متفاوتی نسبت به ریسک دارند. ‌بنابرین‏ مهم است که یک سطح قابل قبول عمومی برای ریسک تعیین شود.یک مدیر بی تفاوت به ریسک با وجود افزایش ریسک مایل به دریافت بازده بیشتر نیست . این ویژگی تقریباٌ در تمام محیط های تجاری مترود است. مدیر ریسک گریز با افزایش سطح ریسک خواهان نرخ بازده بیشتری است.از آنجا که این افراد ذاتاٌ برخورد محتاطانه تری نسبت به ریسک دارند برای پذیرش ریسک بیشتر ، بازده مورد انتظار بالاتری نیز طلب می‌کنند.مدیر ریسک پذیر با افزایش سطح ریسک ، خواهان نرخ بازده کمتری است.از لحاظ تئوریک به دلیل آنکه این افراد از ریسک لذت می‌برند حاضرند مقداری از بازده خود را از دست داده و در مقابل ریسک بیشتری تحمل کنند.(نوروش و دیانتی، ۱۳۸۳ ، ص ۴۷۸-۴۷۷)

شکل ۲-۲ الگوی رفتاری افراد مختلف نسبت به ریسک(نوروش و دیانتی ، ۱۳۸۳،ص۴۷۸)

۲-۲۴ چارچوب ریسک و بازده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




تحلیل فقهى تعلیق

بر فرض صحت تعلیق, در برخى از فرض هاى عقد معلّق و محال نبودن آن, تجزیه و تحلیل و توجیه حقوقى آن چگونه خواهد بود؟ زیرا فرض مى شود: عاقد, عقد را بر امر مجهول التحقق معلّق کرده و در حال یا آینده, در صورت وقوع معلّق علیه, تحقق مى یابد و یا آن که عقد را بر امر محقق الوقوع معلّق کرده و در آینده محقق مى گردد. حال چگونه, شرط یا وصفى که بعد به وجود مى آید, مى تواند در عقدى که پیش تر تحقق یافته, تأثیر گذارد؟

براى حلّ این معمّا, دانش مندان حقوق اسلامى, سه فرضیه را براى تحلیل فقهى و حقوقى تعلیق بیان کردند:

تحلیل اوّل. به صورت واجب مشروط به شرط متأخر بر وجه کشف: نخستین فرضى که در مسأله تعلیق مطرح شده, فرض معلّق علیه, به صورت شرط متأخر بر وجه کشف است. بدین صورت که در عقد معلّق, اگرچه شرط یا وصف معلّق علیه, پس از تحقق عقد به وجود مى آید, به صورت شرط متأخر در عقد قبلى تأثیر گذارد و وقتى شرط تحقق یافت, از وجود آن کشف شود که مقتضاى عقد, از زمان پیدایش عقد, موجود بوده است, نه از زمان حصول شرط.

در این فرض, شرط, کاشف از وقوع عقد از زمان انشاى آن خواهد بود۳۲, مانند اجازه در عقد فضولى که کاشف از رضایت مالک است و وقتى مالک کالا, پس از ده روز, عقد فضولى را اجازه دهد, از اجازه او کشف مى شود که عقد فضولى اى که ده روز پیش منعقد شده, از زمان عقد صحیح بوده است و آن گاه آثار حقوقى بر آن جارى خواهد شد. براى همین, سود و منفعت و نمایى که در این مدت در کالا ایجاد شده, از مشترى و سود و منفعتى که در بهاى کالا به وجود آمده, از فروشنده خواهد بود. حال, در عقد معلّق نیز کسى که به فرزندش مى گوید: (خانه ام را به تو بخشیدم, اگر دیپلم بگیرى!) وقتى فرزند دیپلم مى گیرد, معلوم مى شود که از زمان انعقاد عقد هبه, مالک خانه بوده است. براى همین, پس از عقد, هرگاه فرزند در خانه تصرف کند و بعد هم دیپلم بگیرد, در ملک خود تصرف ‌کرده‌است. ‌بنابرین‏, ظرف حصول شرط در عقد بیع, آینده خواهد بود, امّا تملیک, از زمان انشاء مى شود, نه از زمان حصول شرط.۳۳

هنگامى چنین بررسى مى شود که معلّق علیه, معلوم الحصول در حال یا آینده باشد, که در این صورت, معلّق علیه, مانند شرط سابق, ضرر و اشکالى براى صحت عقد نخواهد داشت, زیرا معلّق علیه, بالوجدان تحقق مى یابد و اجماعى که بر بطلان تعلیق ادعاء شده, این دو قسم را دربر نمى گیرد.۳۴

افزون بر آن, هنگامى تحلیل فوق متصوّر است که تعلیق, به منشأ برگردد, زیرا تعلیق در انشاء, به اتفاق بسیارى از محققان باطل است و تعلیق چیزى که تحقق یافته, بر واقعه یا حادثه اى که به وجود نیامده, امکان ندارد.

تحلیل دوم. به صورت واجب مشروط به شرط مقارن: دومین فرضى که براى تحلیل عقد معلّق, متصوّر است و برخى از دانش مندان حقوق اسلامى, بدان اشاره کرده‌اند, تحقق انشاى عقد معلّق, پس از تحقق معلّق علیه است,۳۵ چنان که وجوب واجب در واجب مشروط, تا زمانى که شرط تحقق نیابد, به فعلیت نمى رسد. براى مثال: وقتى پدرى به فرزندش گفت: (اگر دیپلم گرفتى, این خانه را به تو بخشیدم!) هنگامى که فرزند دیپلم را گرفت, مالک خانه مى شود. ‌بنابرین‏, فرزند پس از انشاى عقد و قبل از اخذ دیپلم, نمى تواند در خانه تصرف کند, زیرا قبل از گرفتن دیپلم, مالک آن نیست و تا تحقق نیافتن معلّق علیه, انشاى عقد به فعلیت نمى رسد.

‌بنابرین‏, همان گونه که به نظر مشهور دانش مندان علم اصول, اصل وجوب, در واجب مشروط, مشروط بر شرط است و تا شرط تحقق نیابد, وجوب به فعلیت نمى رسد, اصل انشاى عقد در عقد معلّق نیز, بر شرط یا وصف, معلّق است و انشاى عقد تا معلّق علیه به وجود نیاید, به فعلیت نمى رسد و ایجاد نمى گردد. در نتیجه, این فرض در صورتى است که تعلیق به انشاء برگردد۳۶ و انشاى عقد, بر شرط یا وصفى معلّق باشد, نه آن که تعلیق, به منشأ برگردد و اصل انشاء, منجّز باشد.

تحلیل سوم. به صورت واجب معلّق: تحلیل فقهى دیگر, تحلیل مسأله همانند واجب معلّق است: همان گونه که در واجب معلّق, وجوب واجبى که به مکلف تعلق گرفته, بر وقوع امر دیگرى, معلّق شده (مانند وجوب حج که با استطاعت مکلف, وجوب آن به فعلیت مى رسد, امّا به جا آوردن آن, باید تا ایام حج صبر کرد.) در عقد معلّق نیز, انشاى عقد تحقق یافته, امّا عاقد, تملیک فعلى را انشاء نکرده و آن را بر تحقق معلّق علیه, معلّق کرده است۳۷٫ براى نمونه: اگر پدرى به فرزندش گفته که وقتى دیپلم گرفتى, خانه را به تو بخشیدم, شرط دیپلم گرفتن, شرط انشاى عقد نیست, بلکه منشأ و قصد عاقد بر آن معلّق است و براى همین, تا زمانى که فرزند دیپلم نگیرد, نمى تواند در خانه تصرف کند.

بنابر تحلیل بالا, تعلیق در منشأ خواهد بود و انشاى عقد معلّق, هرچند در خارج تحقق یافته, امّا منشأ بر تحقق معلّق علیه, معلّق شده است. در نتیجه, همان گونه که در واجب معلّق, وجوب واجب, فعلى است و فعل واجب, به زمانى خاص بر مى گیرد که با فرا رسیدنش, واجب نیز در حقّ مکلف به فعلیت مى رسد, در عقد معلّق نیز انشاى عقد, فعلى است, امّا منشأ بر شرط یا وصفى, معلّق خواهد بود.

تعلیق عقد, به گونه واجب معلّق, در صورتى که معلّق علیه, امر حالى یا استقبالى معلوم الحصول باشد, صحیح است و امتناع عقلى ندارد, مانند آن که فروشنده بگوید: (کتاب را به تو فروختم, اگر ماه نو فرا رسد۳۸, زیرا تعلیق بدین کیفیت, در منشأ است و چنانچه یادآورى کردیم, تعلیق در منشأ اشکالى ندارد و عقلاً ممتنع نیست, مگر آن که اجماع بر بطلان آن قائم شود که اجماع ادعا شده, على فرض صحت و تحقق, این قسم را دربر نخواهد گرفت.

امّا در دیگر صور, مانند مجهول الحصول بودن معلّق علیه در حال یا آینده, هرچند تعلیق به صورت واجب معلّق, مگر از جهت مجهول الوقوع بودن معلّق علیه,عقلاً ممتنع نیست, صحت آن محلّ اشکال و ایراد است و بعید نیست که اجماع ادعا شده, آن را هم دربر گیرد ـ که در ادامه بحث (احکام تعلیق) بدان خواهیم پرداخت.۳۹

تحلیل حقوقى تعلیق

چنانچه در بحث جاى گاه عقد معلّق در قانون مدنى خواهد آمد, از ظاهر برخى از مواد قانون مدنى استفاده مى شود که عقد معلّق, دست کم در برخى صور صحیح است و براى همین, دانش مندان علم حقوق, در تحلیل تعلیق, از فقهاى بزرگ شیعه, پیروى کرده‌اند و مطلبى بر گفتار آنان نیفزوده اند. بدین جهت, با توجه به تفصیلى که در بیان فقهى مسأله مطرح شد, به ذکر چکیده آن بسنده مى کنیم:

۱٫ بسیارى از حقوق دانان, تعلیق در انشاء را محال دانسته و معتقدند: همچنان که تعلیق, در عالم مادى امکان پذیر نیست, در امر اعتبارى نیز نمى توان ایجاد و اثر عقد را به امر دیگرى, منوط کرد;

۲٫ بعضى از محققان, تعلیق در انشاء را (برخلاف امور تکوینى) در امور اعتبارى ممکن شمرده اند و معتقدند: چون ایجاد امور اعتبارى, به قصد انشاءکننده وابسته است, مانعى ندارد که انشاء نیز منوط بر امر خارجى باشد;

۳ . دیگر از محققان, تعلیق در منشأ را نیز ممکن نشمرده و گفته اند: در امور اعتبارى نیز مانند امر تکوینى و مادى, منشأ نمى تواند از انشاء تخلف کند و جداسازى انشاء از منشأ, محال است و براى همین, تعلیق, به دو صورت امکان دارد:

الف. انشاء, معلّق است و پس از ایجاد انشاء, منشأ نیز تحقق مى یابد;

ب. در چنین عقدى, منشأ نیز به گونه منجّز ایجاد مى شود, لکن اثر آن بر امر خارجى معلّق است.۴۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




۳٫ میل به تغییر: در سازمان‌های هوشمند تغییر بیانگر چالش، موقعیتی برای تجربیات جدید و مهیج برای رسیدن به چیزی نو قلمداد می‌گردد. اشتیاق به تغییر نیازمند این است که آنقدر بزرگ باشیم که انواع تغییرات در چشم انداز راهبردی را بتوانیم تطبیق دهیم. در این سازمان‌ها کارکنان تشویق به اختراع و نوآوری و پیداکردن راه‌های بهتر انجام کار خود می‌شوند. محصولات و خدمات به طور مستمر با تغییر تقاضا و نیاز محیط کاری متحول می‌شوند.

۴٫ روحیه: جدا از سرنوشت مشترک، این عنصر شامل رضایت برای انجام چیزی بیش از استانداردهای تعیین شده کاری است در یک سازمان با روحیه پایین، کارکنان فقط کارهای خود را به درستی انجام می‌دهند، در حالی که در یک سازمان با روحیه بالا، بیشتر از حد انتظار و علاقه زیادی به کار دارند و از اینکه عضو سازمان هستند احساس غرور می‌کنند.

۵٫ اتحاد و توافق: بدون وجود یک سلسله قوانین جهت اجرا، هر گروهی در ادامه کار دچار مشکلات فراوان و اختلاف نظر خواهد شد. افراد و تیم‌ها باید خود را برای تحقق اهداف و رسالت سازمان، سازمان دهند مسئولیت‌ها، مشاغل را تقسیم کنند و یک سری قوانین را برای برخورد و ارتباط با یکدیگر و رویارویی با محیط، وضع نمایند.

۶٫ کاربرد دانش: امروزه اقداماتی که به پیروزی یا شکست در یک سازمان منجر شده‌اند، اساسأ بر پایه استفاده مؤثر از دانش، اطلاعات و داده ها بوده است. فعالیت هر سازمان به شدت به دانش کسب شده و تصمیمات درست آنی، وابسته است.

۷٫ فشار عملکرد: مدیران نباید صرفأ درگیر عملکرد باشند. در یک سازمان هوشمند، هر کس وظایف کاری خود را به درستی انجام می‌دهد، چرا که به معتبر بودن هدف‌هایشان باور و اعتقاد دارند و به صورت منطقی بین انتظارات فردی و سازمانی تعادل ایجاد شده است.

مدل کارل آلبرشت نسبت به سایر مدل‌های ارائه شده برای هوش سازمانی کامل تر است، او می‌گوید سازمانی که در جهت پتانسیل نهایی خویش در حرکت است برای یک توسعه همه جانبه باید به طور مداوم در هر هفت بعد کلیدی پیشرفت کند.

۲-۱-۱۲ توانمند سازهای کلیدی هوش سازمانی

داشتن یک مدل برای تعریف و ارزیابی جایگاه هوش سازمانی در یک سازمان، می‌تواند خیلی مفید باشد. ولی سؤال‌های اصلی که هر مجری باید با آن مواجه شود عبارتند از: ما چگونه می‌توانیم سطح هوش جمعی را در کارمان افزایش دهیم ؟ چگونه ممکن است که سطح آنتروپی را کاهش و سطح سینتروپی را افزایش داد ؟ استراتژی‌ها و اقدامات خاص برای باهوش شدن جمعی چیست ؟ ما حداقل می‌توانیم چهار استراتژی اولیه را که می‌تواند سازمان را هوشمندتر کند و در پیشرفت برای رسیدن به هدف و تعدیل کردن تغییرات مورد نیاز محیطی تواناتر کند، تعریف کنیم. شکل(۲-۴) نشان می‌دهد که چگونه این چهار عامل توانمند ساز (در مرکز)، با هفت بعد یا شاخص‌های کلیدی هوش سازمانی (حلقه بیرونی) می‌تواند یک دور نمای اجرایی قوی فراهم کند که از طریق آن می‌توان به رویکرد جامع توسعه سازمان به عنوان یک سازمان هوشمند دست یافت (آلبرشت، ۲۰۰۳، ۱۷)

گفتگوی استراتژیک

میل به تغییر

سرنوشت مشترک

تفکر استراتژیک

انجمن‌های ذینفع

رهبران فکری

روحیه

اتحاد وتوافق

زیربناهای دانش

ادهوکراسی‌ها

کاربرد دانش

فشار عملکرد

شکل (۲-۴) چشم انداز اجرایی برای هوش سازمانی و مدیریت دانش (البرشت، ۲۰۰۳)

این چهار عامل کلیدی می‌تواند حرکت پایدار سازمان را به سمت سطوح بالاتر هوشمندی جمعی هدایت کند عبارتند از:

  1. رهبران فکری

در هر سازمان تعدادی از افراد هستند که می‌توانند فراتر از نقش و قوانین تعریف شده توسط ساختار سازمانی فکر کنند. وسعت دید آن ها، مهارت‌های ادراکی و توانایی در تشخیص و تعیین متغیرهای کلیدی و اولویت به کارگیری آن‌ ها در شرایط مختلف معمولأ آن ها را در هر کاری که مسئولیت آن را بر عهده دارند کارآمد می‌کند. اکثر مدیران دوراندیش می دانند که این افراد چه کسانی هستند. آن ها ممکن است در کارهای مدیریتی باشند یا در مسئولیت‌های دیگر، همانند متخصصان حرفه ای، یا مشاوران که برای ایجاد تغییر و بهبود سازمانی و ارتقاء هوش سازمانی آموزش دیده باشند.

  1. انجمن‌های ذینفع

انجمن‌های ذینفع می‌توانند عوامل خیلی مؤثری در تغییر، پیشرفت سازمانی و بهبود هوش سازمانی باشند. متأسفانه آن‌ ها می‌توانند خیلی شکننده نیز باشند. بسیاری از مروجان مدیریت دانش تلقی شان این است که انجمن‌های ذینفع به صورت خود به خود شکل می گیرند و پیشرفت می‌کنند. البته آن ها اغلب خود به خود شکل می گیرند. معمولأ نیز به همان سرعت هم از بین می‌روند. جلسات موقت، گروه‌های بحث مجازی نمونه های از این انجمن‌ها هستند.

  1. ادهوکراسی‌ها

بعضی مواقع یک موضوع سازمانی که مشکل و سخت است نیازمند یک گروه « گروه حل مسأله » یا ضربت است تا آن را حل کنند. بسیاری از سازمان‌ها از ادهوکراسی‌های تخصصی، تیم‌های ناپایدار، گروه‌های عملیاتی، کمیته‌ها یا گروه‌های مشورتی استفاده می‌کنند تا یک مشکل خاص سازمانی را حل کنند. به کار گیری آن ها در سازمان موجب ارتقاء هوش سازمانی می‌شود.

  1. زیربنای دانش

امروزه هر سازمانی در اندازه مشخص یا پیچیده نیازمند یک سکو و زیربنای مشخص و در حال رشد مداوم است تا فرایند کاربرد دانش را حمایت کند. فناوری اطلاعات نه تنها یک ابزار بلکه یک ضرورت و یک عنصر حیاتی برای سازمان است که مدیران دانش لازم را از این طریق کسب نمایند (آلبرشت، ۲۰۰۹، ۱۷).

۲-۱-۱۳ ضرورت توجه به هوش سازمانی در سازمان

هوش سازمانی به تعبیر کارل آلبرشت عبارت است از توانایی که تمام توان فکری یک سازمان را به حرکت وا می­داردو این توانایی فکری به دستیابی به رسالت و ماموریتش متمرکز می­ شود (آلبرشت، ۲۰۰۲، ۸۸).

همچنین ماتسودا تعریف خود را از این مفهوم تحت عنوان توانایی یک سازمان در حل مسائل سازمانی ارائه می­دهد. امروز بر مدیران شرکت­ها ‌و دانشمندان عرصه مدیریت پوشیده نیست که سازمان­ها در مسیر حرکت خود با موضوعات متنوعی مواجهند و پدیده “پیچیدگی سازمانی” گریبان آن­ها را گرفته است.

این پیچیدگی از عوامل متعددی از قبیل موارد ذیل ناشی می­گردند:

    • گذشت زمان

    • تغییر سطح نیازمندی

    • پیشرفت علم و تکنولوژی

    • افزایش و گستردگی رقابت

    • تغییرات موجوددر شاخص­ های بازار

    • تکامل فهم و ادراک بشری

  • وقوع چالش­های جدید

این موارد باعث پیچیدگی سازمانی می­گردد و دانشمندان و مدیران را با سازمان­ های پیچیده مواجه می­سازد. سازمان‌های پیچیده نوعا با مسائل و مشکلات سازمانی مواجه هستند. منظور از مشکلات سازمانی آن دسته از عوامل محدود کننده، مخرب، موانع و. . . که در حال حاضر مجموعه‌ای را از رسیدن به اهداف تعیین شده دور نگاه داشته و ظهور خارجی دارد ‌به این معنی که با یک بررسی ساده کارشناسی سطح کلی آن قابل کشف است و به صورت بالفعل به موقعیت سازمان آسیب وارد می­ کند. مسائل سازمانی عواملی هستند که اگرچه ‌در ظاهر آسیبی به وضعیت فعلی مجموعه وارد نمی کند، اما سازمان را از آنچه که می ­تواند به آن دست یابد باز نگه می­دارد و ممکن است با یک بررسی ساده قابل شناسایی نباشد (هلال، ۱۹۹۸، ۲۷۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




شاید یک از بهترین ابزار برای سنجش فعالیت‌های تحقیق و توسعه در یک کشور، شمار دانش آموختگان علوم پایه و مهندسانی باشد که ‌به این گونه فعالیت‌ها مشغولند. نمودار (۴-۲) نشان دهنده فعالیت‌های تحقیق و توسعه نسبی شش کشور، بر حسب نسبت نیروی کاری است که به عنوان مهندس و دانش آموخته علوم پایه در تحقیق و توسعه به کار گرفته شده‌اند(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۶۵).

نمودار (۵-۲): شمار مهندسان و دانش آموختگان علوم پایه دست‌اندر کار تحقیق و توسعه به ازای هر۰۰۰/۱۰ نفر نیروی کار

در نمودار (۵-۲) هزینه های ملی تحقیق و توسعه، به عنوان درصدی از تولید خالص ملی چند کشور، نشان داده شده است. از نمودارهای (۵-۲) و (۶-۲) چنین برمی‌آید که اتحاد شوروی (سابق)، فعالیت‌های تحقیق و توسعه‌ای نسبتاً گسترده ای در علوم و تکنولوژی داشته است.

در ایالات متحده، سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه در سال ۱۹۸۸ به سطح تقریبی ۱۳۲ میلیارد دلار رسیده است. اطلاعات مربوط به روند سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه در نمودار (ب-۴) بر حسب ارزش جاری و ثابت دلار آمریکا در سال ۱۹۸۲ نشان داده شده است. توزیع نسبی هزینه های و توسعه در سال ۱۹۸۵ بر حسب منبع، مجری، و نوع تحقیق و توسعه در نمودار (ب-۵) نشان داده شده است. در این سال، نیمی از فعالیت‌های تحقیق و توسعه در ایالات متحده، توسط صنعت حمایت شده است. همان‌ طور که انتظار می‌رود. کانون تمرکز تحقیق و توسعه مورد حمایت صنعت، توسعه محصولات تجاری برای بازاریابی در بازار داخلی و سایر کشورها بود، حال آنکه تحقیق و توسعه مورد حمایت دولت به زمینه‌هایی همچون دفاع، بهداشت، فضا، انرژی، کشاورزی، و دیگر زمینه‌های غیر تجاری اما به لحاظ ملی حائز اهمیت، متوجه بوده است(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۶۵).

نمودار (۶-۲): هزینه های تحقیق و توسعه به عنوان درصدی از تولید ناخالص ملی، برای کشورهای مختلف

نمودار (۷-۲): هزینه های تحقیق و توسعه ملی بر حسب نوع تحقیق

تبدیل ارزش جاری دلار به ارزش ثابت ۱۹۸۲، با بهره گرفتن از ارقام تورم زدایی تولید ناخالص ملی صورت گرفته است. برآوردها مربوط است به سال‌های ۱۹۸۵، ۱۹۸۶، ۱۹۸۷(جین، ترایاندیس،۱۳۸۱،ص۳۶۶).

نمودار (۸-۲): توزیع نسبی هزینه های ملی تحقیق و توسعه بر حسب منبع

مجری و نوع تحقیق و توسعه، در سال ۱۹۸۵، شکل ۱ دانشگاه ها، کالج‌‌ها و سایر مؤسسه‌های غیر انتفاعی را شامل می‌َود. شکل ۲ شامل مراکز تحقیق و توسعه مورد حمایت ملی دولت فدرال و تحت اداره دانشگاه ها و سایر مؤسسه‌های غیر انتفاعی است. توزیع‌های فوق بر مبنای برآوردهای مربوط به سال ۱۹۸۵ به دست آمده است.

دفتر مدیریت و بودجه ایالات متحده (او.ام.بی.)[۴۹] بودجه ملی را به رسته‌های تخصصی تقسیم می‌کند، که نشان دهنده زمینه‌های مسئولیت دولت فدرال است. از میان ۱۶ رسته عمده‌ای که برنامه های تحقیق و توسعه دارند، بزرگترین سهم سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه ای دولت فدرال به دفاع ملی مربوط است و بهداشت در جایگاه بعدی قرار دارد. توزیع نسبی اعتبار ملی دولت فدرال برای تحقیق و توسعه در سال ۱۹۸۶ برای چند رده بودجه در نمودار (۷-۲) آمده است. بودجه دفاعی و غیردفاعی دولت فدرال در طول سالیان، در نمودار (۸-۲) به ارزش ثابت دلار سال ۱۹۷۲ نشان داده شده است. حمایت دولت فدرال از تحقیق و توسعه غیردفاعی بر حسب دلار ثابت، در فاصله سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۶، به میزان سالیانه ۸/۱% کاهش داشته است. نمودار (۸-۲)، تعهدات دولت فدرال در قبال تحقیق و توسعه برای چند مؤسسه عمده را در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۶، بر حسب ارزش دلار ثابت سال ۱۹۷۲ نشان می‌دهد.

سیاست دولت ایالات متحده افزایش اعتبارات مربوط به تحقیق پایه در درون کلیه مؤسسه‌ها و البته به دولت، به ویژه در مؤسسه‌های دانشگاهی بوده است. به علاوه، پیش‌بینی می‌شود که بخش صنعت برای تقویت هرچه بیشتر پایه علمی و تکنولوژیک لازم برای توسعه مستمر صنعتی، حمایت خود از تحقیق پایه در دانشگاه ها را گسترش دهد. نمودار (۹-۲)، بودجه‌های ملی برای تحقیق و توسعه دانشگاهی بر حسب منبع را به ارزش جاری و ثابت دلار سال ۱۹۷۲ نشان می‌دهد.(جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱، صص ۳۶۸، ۳۶۷).

نمودار (۹-۲): توزیع نسبی اعتبارات دولتی فدرال برای تحقیق و توسعه بر حسب بودجه بخش‌های مختلف: سال ۱۹۸۶ (جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱،ص۳۷۰).

نمودار (۱۰-۲): میزان بودجه تحقیق و توسعه دولت فدرال در دفاع ملی تبدیل ارزش جاری دلار به ارزش ثابت سال ۱۹۷۲،

با بهره گرفتن از ارقام تورم زدایی ناخالص ملی صورت گرفته است(جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱،ص۳۷۱).

نمودار (۱۱-۲): تعهدات دولت فدرال در قابل تحقیق و توسعه بر حسب دلار ثابت سال ۱۹۷۲

تبدیل ارزش جاری دلار به ارزش ثابت سال ۱۹۷۲، با بهره گرفتن از ارقام تورم زدایی شده تولید ناخالص ملی صورت گرفته است(جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱،ص۳۷۲).

فعالیت‌های تحقیق و توسعه ملی در ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه از طریق صنایع خصوصی تأمین اعتبار شده است، در حالی که در آلمان غربی و ژاپن، سرمایه‌گذاری صنایع خصوصی به ترتیب ۵۸، ۶۲ درصد بوده است(جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱،ص۳۷۲).

نظامهای بزرگ اقتصادی مبتنی بر بازار، نسبت مشابهی از تولید ناخالص ملی خود را (۴/۲ تا ۷/۲%) صرف انواع تحقیق و توسعه نموده‌اند به دلیل تفاوت‌های فاحش بین نظام شوروی (سابق) و نظامهای اقتصادی مبتنی بر بازار، مقایسه مستقیم هزینه های تحقیق و توسعه در این دو نظام امکان‌پذیر نیست. لیکن توجه ‌به این نکته حائز اهمیت است که اعتبارات تحقیق و توسعه دفاعی در سال ۱۹۸۶، بالغ بر ۴۹ تا ۵۵ درصد کل اعتبارات تحقیق و توسعه دولتی در ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه بوده است. در همین حال، این هزینه در آلمان غربی تنها ۹% و در ژاپن از این هم کمتر یعنی ۲% بوده است. این روند در دهه ۱۹۸۰ نیز ادامه یافت(جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱،ص۳۷۲).

نمودار (۱۲-۲): هزینه های ملی تحقیق و توسعه دانشگاهی بر حسب منبع

تبدیل ارزش جاری دلار به ارزش ثابت سال ۱۹۷۲ با بهره گرفتن از ارقام تورم ‌زدایی شده تولید ناخالص ملی صورت ملی گرفته است(جین، ترایاندیس، ۱۳۸۱، ص۳۷۲).

ح- نتایج پژوهشی

به یافته ها و اطلاعاتی که در اثر تحقیق و پژوهش به دست می‌آید نتایج پژوهشی گفته می شود(علی تبار،۱۳۸۶).

استفاده‌ کنندگان از نتایج واحدهای تحقیق و توسعه

به طور کلی گروه‌ها و نهادهای مشخص شده در زیر از نتایج واحدهای تحقیق و توسعه استفاده می‌کنند:

۱- سیاستمداران، تحلیل‌گران و طراحان سیاسی و برنامه‌ریزان فعالیت‌های تحقیقاتی در سطح مالی، منطقه‌ای و جهانی: جهت تعیین خطوط و موضوعات تحقیقاتی و برنامه‌ریزی بر روی سرمایه و امکانات مورد نیاز با توجه به نیازهای موجود و همچنین تهیه آمار پیشرفت‌های تحقیقاتی به عنوان مبنایی برای طرح‌ریزیهای آتی(جواهری،۱۳۷۵،ص۲۸۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:39:00 ب.ظ ]




نظریه مارکس:

طبقه، گروهی از مردم هستند که در رابطه با وسایل تولید (وسایلی که به کمک آن ها معیشت خود را تامین می‌کنند) قرار دارند. طبقه افرادی هستند که توی این مقوله جا می‌گیرند. در جریان تولید، موقعیت همه آن ها به طور یکسان – منابع مشترک اقتصادی دارند. به آگاهی طبقاتی رسیده از نظر روانی و طبقاتی بهم بستگی و با یکدیگر پیوند داشته باشند(لهسایی زاده.(۱۳۸۰) از نظر ماکس وبر، طبقه اجتماعی عامل تعیین کننده مجموعه ای از شرایط زندگی فرد و اجتماعی است( به نقل از ریمون آرون۱۹۸۴) و به بخشی از اعضای جامعه اطلاق می شود که از نظر ارزش‌ها مشترک، حیثیت، فعالیت‌های اجتماعی، میزان ثروت و متعلقات شخصی دیگر و نیز آداب و معاشرت از بخش‌های دیگر تفاوت داشته باشد. طبقه اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف تعیین و شناخته می شود در جامعه های معاصر مهمترین عوامل تعیین کننده طبقه اجتماعی به طور کلی می توان به‌شرح زیر خلاصه کرد:

۱-‌ثروت و درآمد

۲-‌سطح و کیفیت آموزش

۳-‌شغل و موقعیت حرفه‌ای

۴-‌قدرت و نفوذ سیاسی و اجتماعی

فقر

یکی از پیش فرض های اساسی در دیدگاه سیستمیک، تعامل هر سیستم با سیستم های دیگر و لایه‌های خارجی تر سیستم است. این سیستم ها نیازهای خود را از طریق تعاملات مختلف رفع می‌کنند یکی از عللی که فقر در جوامع مختلف، زمینه را برای مسائل اجتماعی آسیب زا فراهم می‌کند، کاهش توان عمومی سیستم برای تعامل با محیط و با دیگرسیستم هاست. فقر باعث می شود که سیستم در رابطه با رفع انواع مختلف نیازهای زیستی ، بهداشتی، آموزشی و فرهنگی با مشکل مواجه شود.

یکی از مهمترین سرمایه های انسان، سلامت روان است. شواهد نشان می‌دهند، همبستگی قوی بین جایگاه اقتصادی- اجتماعی کلی فرد و گسترده ایی از اختلالات روانی وجود دارد. این گسترده شامل افسردگی ، اضطراب، تنش روانی کلی، اختلال رفتار و شیزوفرنی است. به اعتقاد رنک: [۶۸] “شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد رابطه علی بین فقر و اختلالات روانی دو طرفه و در دو جهت متقابل وجود دارد”به عبارتی، هم فقر می‌تواند بیماری های روانی را ایجاد کند و هم فردی که دچار بیماری روانی می شود. با از دست دادن کار، شغل و… به فقر مبتلا می شود. بااین حال رنک مطالعات متعددی را بررسی ‌کرده‌است که نشان می‌دهد. فقر به تنهایی برای کاهش سلامت روان و ابتلا به مشکلات روانی کافی است. این تاثیر مستقیم به علت فقدان منابع، تنیدگی کلی و کیفیت نامطلوب و همراه با فقر محله زندگی است. حتی بسیاری از مشکلات رفتاری فرزندان که به علت عدم توان نظارت والدین فقیر و پرمشغله به وجود می‌آید یا خارج شدن از فقر و افزایش نظارت والدین قابل اصلاح است. در صورتی که سلامت روان فرد کاهش و اختلالاتش افزایش یابد، مشکلات متعدد بیشتری نیز به وجود می‌آیند و توان عمومی وذهنی فرد را برای مقابله با مسلائل زندگی اش نیز کاهش می‌یابد(رنگ ،۲۰۱۱).

بدیهی است، در صورتی که فقر شدید و نسبتا طولانی باشد، می‌تواند مسائل متعددی را ایجاد کند. اما وضعیت جامعه ایران در این رابطه چگونه است ؟ توجه به درآمد و هزینه های سالانه خانواده های ایرانی (روستایی و شهری)، در سه مقطع زمانی نشانگر کاهش توان عمومی خانواده ها، مخصوصاً در نواحی روستایی است. به طور کلی چنان که میری آشتیانی (۱۳۸۲)، می‌گوید:”فقر و نابرابری‌های اجتماعی در جامعه ما پیامدهای خاص خود را دارد و نه تنها خود باعث بروز بخران می شود، بلکه بر اساس سلسله ای از روابط علی و معلولی زمینه بروز بحران هایی از قبیل بحران مهاجرات ، بحران حاشیه نشینی … و انواع جرایم دیگر را فراهم می آورد”

پژوهش‌های انجام شده در داخل و خارج از کشور:

۱-‌ سولومون وراث بلوم,(۱۹۸۴)طی پژوهشی که روی دانشجویان انجام دادند، ‌به این نتیجه رسیدند که کمال‌گرایی، مشکل در تصمیم گیری، درماندگی آموخته شده، عزت نفس پایین، فقدان جرئت، ترس از شکست و موفقیت، مدیریت ضعیف زمان و تاثیرپذیری از همسالان از علل عمده اهمال کاری تحصیلی محسوب می شود.

۲- ‌فراری(۲۰۰۱) در یک مطالعه ‌به این نتیجه رسید که افرادی که غالبا مشغول اهمال‌کاری می‌شوند در خودتنظیمی مهارت‌های عملکرد در زمان محدود، ضعف دارند.

۳-‌استیل(۲۰۰۷) با مطالعه پژوهش های انجام شده طی سالهای۱۹۳۰ تا کنون ‌به این نتیجه رسید که اهمیت و یا ارزش مجموعه تکالیف برای فرد، مرغوبیت و یا جذابیت مجموعه تکالیف، استعداد و آمادگی فرد برای ابتلا به اهمال‌کاری و زمان در دسترس برای انجام مجمـوعه تکالیف، از جمله علل اهمال‌کاری می‌باشد.

۴-‌در پژوهشی دیگر که استیل(۲۰۰۷) ‌در مورد ماهیت اهمال‌کاری به ‌عنوان شکست در خودتنظیمی انجـام داده است، نتایج نشان داد که روان رنجوری، تمرد و سرپیچی، حس جستجوگری ارتباط ضعیفی با اهمال‌کاری داشتند؛ درحالی که، تکالیف آزارنده، خودکارآمدی و بی پروایی و به‌همان اندازه وجدانی بودن و وجوه خودکنترلی، حواسپرتی، نظم و سازماندهی و انگیزه پیشرفت پیش‌بینی کننده های مهم و قوی اهمال کاری بودند.

۵-‌در پژوهشی که کلاسن(۲۰۰۹) دررابطه با اهمال‌کاری تحصیلی و وابسته‌های انگیزه انجام داد، به ارتباطی معنادار میان اهمال‌کاری تحصیلی باخودکارآمدی و خودتنظیمی دست یافت.

۶-‌شیرافکن، نورانی پور، کریمی و اسماعیلی(۱۳۸۷) نیز پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های مدیریت زمان بر کاهش اهمال‌کاری و ‌کمال‌گرایی دانشجویان انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت‌های مدیریت زمان در کاهش اهمال‌کاری و ‌کمال‌گرایی دانشجویان مؤثر بوده است.

۷-‌زیمرمن(۲۰۰۲) و پینتریچ(۲۰۰۰) طی مطالعات خود دریافتند،دانش‌آموزان دارای پیشرفت بالا،اغلب یادگیرندگان خودنظم یافته‌ای هستند. به عنوان مثال، دانش‌آموزان دارای پیشرفت بالا در مقایسـه با دانش‌آموزان دارای پیشرفت پایین، هدف یادگیریشان را به طور اختصاصی‌تری تنظیم می‌نمایند، یادگیریشان را بیشتر ارزیابی می‌کنند، خود وارسی بیشتری دارند و به صورت منظم‌تری پیشرفتشان را به سمت هدف ارزیابی می‌کنند(به نقل از پینتریچ، ۲۰۰۴).

۸-‌پینتریچ(۲۰۰۴) نیز طی مطالعه‌ای گزارش نمود دانش‌آموزانی که احساس کنند مطالب درسی برایشان جالب‌تر، مهمتر و مفیدتر است، از میزان راهبردهای یادگیری خودتنظیم بیشتری استفاده می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




۴٫مطالعه ی تطبیقی مرور زمان در حقوق کیفری اسلام ، ایران ،فرانسه ومصر پدید آورنده :ساریخانی،سال ۱۳۸۱نتیجه ایی که از این پایان نامه گرفته شده است،حذف کلی قوانین مرور زمان به علت برداشت نادرست از فهم اصول حاکم در فقه بوده است.درفقه عامه مجازات‌های تعزیری ‌و حکومتی (بازدارنده) به طور اجماعی مشمول مرور زمان می‌گردد درفقه شیعه مرور زمان را در تعزیرات ومجازات های بازدارنده بطورکامل می توان پذیرفت.‌در جرائم مستوجب حق الناس ،مبانی مرور زمان در حقوق عرفی قابل توجیه ‌و قبول‌ آن به عنوان تأسيس ضروری مورد قبول ‌و تاکید است.

۵٫بررسی فقهی وحقوقی مرور زمان در حقوق کیفری با تأکید بر قانون مجازات اسلامی پدیدآورنده :واحدی پور ،سال ۹۲،دانشگاه گیلان .درقانون مجازات اسلامی سال ۹۲ با توجه به تغییر ماهیت رخ داده درآن که همانند قوانین قبل از انقلاب مجددا در مجموعه ی قوانین ماهوی ظاهر گردید.مرور زمان جز لاینفک حقوق و در عصرحاصراجتناب ناپذیر می باشددر نتیجه تغییرات نهاد مرور زمان متناسب با نیازها وضرورت های جامعه سنجیده شود.نهاد مرور زمان در قوانین کیفری کشور ما نیازمند تغییرات اساسی است.

چند نمونه کتاب که از آن جمله:

۱- کتاب مرور زمان از لحاظ فقه اسلامی تالیف صفائی سال ۱۳۳۳

۲کتاب اسلام وقانون مرور زمان تالیف شفائی سال۱۳۴۵

۳-کتاب مرور زمان دیلمی سال ۱۳۸۴

۴-کتاب مرور زمان در احکام کیفری از منظر فقه امامیه وعامه پدید آورنده ابراهیم پور تازه کندکه در سال ۱۳۹۳منتشر شده است.

چندنمونه نشریه که درمورد مرور زمان انتشار یافته است،که ازآن جمله:

۱- مرور زمان در حقوق کنونی ایران، ابهامات،کاستیها، چاره جویی ها، مجله ی دانشکده ی حقوق وعلوم سیاسی، سال ۱۳۸۴ .

۲- ضرورت احیای باب مرور زمان در قانون از شریفی

۳- تجدید اعتبار مرور زمان در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران از حاتمی

۴- مرور زمان درحقوق کیفری از نورایی

۵- مرور زمان در امور کیفری از رجایی

۱-۳ مبانی مرور زمان:

۱-۳-۱٫فلسفه وادله ی قائلین به مرور زمان :

مرور زمان از مسائل عقلی است که وجود آن درهر سیستم حقوقی، موجب ایجادنظم و دقت در رسیدگی می شود.ارتباط مستقیم پدیده ی مرور زمان با نظم عمومی ایجاب می‌کند که این تأسيس حقوقی زمانی مطرح گردد، که هیات حاکمه وقت از اجرای آن حمایت نماید، لذا علت عدم طرح آن در فقه امامیه وعدم تعرض امامان(ع) شیعه به پدیده ی مرور زمان و فراهم نبودن زمینه ی حکومت عدل برای آن بزرگواران بوده است. در مواردی که حقوق افراد مدت مدیدی معطل می ماند وموضوع حق در طول آن مدت در اختیار وتصرف دیگری قرار می‌گیرد ،حکم عقل با منطق آن است که حق را به همین دلیل (طولانی بودن زمان تعطیل) ساقط وآن را به نفع متصرف برقرار بدانیم.مبنای مرور زمان نوعی مصلحت اندیشی همراه با ایجاد نظم دررابطه ی اجتماعی است وهدف مقنن از ایجاد این تأسيس حقوقی نوعی فصل خصومت بوده که مجرای رسیدگی به مسئله را قائم به موعد ومدت زمان خاصی نماید تا افراد بعد ازگذشت این مدت، حقوق خود را ثابت وغیر قابل تعرض ببینند.

۱-۳-۲٫مبانی نظری مرور زمان کیفری:

۱-۳-۲-۱ .نظریه ی تحول شخصیت انسان :

این نظریه به وسیله ی تارد، حقوقدان فرانسوی، در کتاب فلسفه ی مجازات بیان شده است:امروز من، کم یا بیش شخصی که دیروزیا روز قبل ازآن بایک سال یا ده سال پیش بودم، نیستم زیرا در حول زمان بسیاری ‌از خصوصیات خودم را از دست داده ام وشخصیت من فرق ‌کرده‌است. پس مطابق نظر وی نباید شخصی راکه مدتی قبل مرتکب جرمی شده است، مجازات کرد. چون شخصیت آدمی بامرور زمان دگرگون می شود. واین تغییر شخصیت انسان در دوران کودکی ‌و جوانی آسان ترانجام می‌گیرد، وبرای مرتکبین جرم با توجه به سن آن ها دو نوع مرور زمان می توان در نظر گرفت. چون تعیین مرور زمان یکسان برای اطفال ‌و بزرگسالان مخالف با ملاحظات علمی است. (۳۳Tard,p.132-1 )در این نظریه مدت مرور زمان بستگی به تعیین نوع شخصیت فرد اعم از اطفال وبزرگسال است. گارو ‌به این نظریه انتقاد وارد ‌کرده‌است، که این نظریه موجب خواهد شد پس از مدتی اجرای مجازات نیز قطع گردد.(گارو،ص۱۲۸) درباره ی بطلان استناد به تحول شخصیت انسان، می توان گفت که موازین حقوقی که برپایه ی مفاهیم عرفی مساحمه آمیز استوارشده است با معیارهای فلسفی ووجودشناسی خلط شده است. وطرفداران نظریه ی حرکت جوهری، منکر وحدت شخصیت آدمی به نوعی که بتوان اورا نسبت به رفتار گذشته اش مسوول دانست، نیستند.

۱-۳-۲-۲٫نظریه ی ازبین رفتن دلایل جرم :

مطابق این نظریه تعقیب جرمی که سال‌های متمادی از وقوع آن گذشته است، چندان عادلانه به نظر نمی رسد، زیرا پس از گذشتن مدتی، اولا دلایل وآثار جرم از بین می رود یا دست کم ارزش قضایی آن کم می شود، ثانیاً دسترسی به شهود دشوار است، یا شهود از وقوع جرم اطلاع دقیقی ندارند، ثالثا اثبات بیگناهی متهم نیز دشوار است.در نتیجه برای اجتناب از این عمل وبرای عادلانه بودن مجازات و در نتیجه نفع اجتماعی بهتراست که باجریان قاعده ی مرور زمان ، امکان تعقیب وصدورحکم رادرباره ی چنین جرمی از بین ببریم.(دیلمی ،۱۳۸۴،ص۱۳۵)

۱-۳-۲-۳٫نظریه ی ترس از مجازات :

مطابق این نظریه مجرم در فاصله ی بین ارتکاب جرم تا پایان مدت مرور زمان همواره در اضطراب والم وترس از مجازات به سر می‌برد. درصورتی که بنا باشدبعدا مجازات شود، بخصوص که منظور از مجازات، تنبیه وبیداری مجرم است ‌و مرور زمان خود برای مجرمین این هدف ومنظور را فراهم می‌کند. منظورازترس ازمجازات ورودضرر به مجرم یا متهم است. یعنی برای مدتی طولانی متهم ‌و مجرم را دروحشت واضطراب نگه داشتن و او را با ضرر مواجه کردن است، مرور زمان برای این امر تعبیه شده است. (ساریخانی ،۱۳۸۰،ص۴۴)

۱-۳-۲-۴٫ نظریه ی چشم پوشی دادسرا :

مطابق این نظریه هرگاه مدعی یا شاکی خصوصی از وقوع جرم مطلع باشدوبدون اینکه مانعی ‌در مقابل‌ اووجود داشته باشد تنها به دلیل اهمال ومساحمه جرم راتعقیب نکرده، یا درصدد اجرای مجازات برنیامده، در واقع از حق خود اعراض نموده است. در واقع چشم پوشی دادسرا به اماره ی اعراض از حق برمی گردد که در فصل آخر توضیح مطالب آن آورده می شود.(ساریخانی ،۱۳۸۰،ص۹۸)

۱-۳-۲-۵٫ نظریه ی اصلاح ودرمان :

مطابق این نظریه مجرم در اثرگذشت زمان از عملش پشیمان شده واخلاق او اصلا ح می‌گردد وعدم مجازات متهم باعث می شود، متهم به خود فرو رود ورفتار نیک را برای مدتی نصب العین خود سازد تا از تحمل مجازات ایمن گر دد.(علی آبادی،۱۳۶۹ ،ج۲،ص۳۹۲)مطابق این نظرمرور زمان کیفری را روشی برای اصلاح مجرمان می توان دانست. چه بسا مجرم نادم گشته وازکرده ی خود پشیمان می شودوچه بساهمین مجرم فرد مفیدی برای جامعه شود. ‌بنابرین‏ پس ازسپری شدن مدت به تناسب اهمیت جرم باید، از تعقیب ومجازات اوچشم پوشی کرد. هرجا که مرور زمان اماریت برای توبه باشدانواع مجازات برداشته می شود.

۱-۳-۲ -۶٫نظریه ی سقوط حق براثرمسامحه ‌و غفلت تشکیلات قضایی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




لذایکی ازلوازم معوض بودن بیع ، معلق بودن دوتملیک به یکدیگراست ولازمه دیگرمعوض بودن عقدبیع نیزاین است که بین ارزش دومالی که موردمبادله قرارمی گیرد تعادل عرفی وجود داشته باشد ولذا اگرعقدی با ظاهربیع واقع شود اماارزش دومال بایکدیگرتعادل عرفی نداشته باشد (‌مانند این‌که شخصی خانه اش ‌را در مقابل یک سیرنبات به دیگری بفروشد) این عقددرحقیقت ، بیع نیست بلکه می‌تواند صلح یاهبه معوض باشد.

آثارمعوض بودن عقدبیع نیزبه شرح زیراست:

    1. اگرتملیک یکی ازدوعوض به علتی ، باطل باشد ، تعهدبه عوض متقابل نیزخودبه خودازبین می رود.

    1. هریک ‌از طرفین می توانداجرای تعهدخودراموکول به اجرای تعهدطرف مقابل نماید که ازآن به «حق حبس» تعبیرشده است.

  1. اگرمبیع قبل ازتسلیم به خریدارتلف شود ، عقدمنحل می شودوتعهدخریدارهم منتفی می‌گردد.

گفتار سوم : بیع زمانی

معمولا این نوع عقد دراملاکی منعقد می شودکه برای مالکان آن استفاده دائم ندارند ، مانند املاک واقع در کنار دریا ‌و اماکن استراحت ‌و تفریح یااماکن تجاری فصلی به ‌عنوان مثال ممکن است اشخاص چندروز معدودرادرطول سال تصمیم به استراحت درییلاق یااستفاده ازساحل دریا داشته باشند ، در این شرایط ممکن است عاقلانه ندانندکه خانه یا آپارتمانی رابخرندکه فقط سالی چندروز ازآن استفاده کنند وبقیه مدت سال بلااستفاده باشد. ‌یا این که تاجری راتصورکنیدکه برای ترخیص کالای تجاری خودازگمرگ ، لازم است سالی یک هفته مثلا به قشم یاکیش برود وازنظراقتصادی عاقلانه نداند آپارتمانی رابخرد که سالی یک هفته ازآن استفاده کند وبقیه سال بلا استفاده بماند.‌بنابرین‏ ممکن است ترجیح دهدبرای اقامت خوددراین مدت ، آپارتمانی رابرای سالی یک هفته به صورت مالکیت زمانی بخرد ، این نوع خریدرابیع زمانی ومالکیتی راکه ‌به این صورت حاصل می شود ، مالکیت زمانی می‌گویند.

بند نخست : مفهوم بیع زمانی

اصطلاح بیع زمانی که اصطلاح مالکیت زمانی هم از تبعات آن است ، درحقوق ایران جدید است و اگرچه ماهیت غیرعادی ندارد وباضوابط حقوقی ایران نیز قابل توجیه است ، لیکن درگذشته راجع به آن بحث نشده است.خاستگاه اولیه مالکیت زمانی که درحقوق غربی به آن (Time Share) می‌گویند کشورفرانسه است ، لیکن درباره سال دقیق پایه گذاری آن اختلاف نظر وجود دارد ، اماازسال۱۹۸۶ میلادی فرانسه نهاد تایم شررادرقانون حقوق شرکت‌های خود(قانون ۱۶ ژانویه ۱۹۸۶ میلادی) واردکرد.

بحث تایم شردرایران باشروع فعالیت شرکت‌های صاحب امکانات و هتلهای تفریحی مطرح گردید ، شرکت‌های مذکورجهت جلب مشتری ازواژه « تایم شرینگ» درتبلیغات خوداستفاده می‌کردند ومسئولین برخی ازآنان معادل واژه یادشده را «بیع زمانی» می‌دانستند.

برخی ازحقوقدانان مالکیت زمانی رابا «مالکیت موقت» و «سهیم شدن زمانی» نیز مترادف دانسته اند[۱۲۲]. مالکیت زمانی درحقیقت شبیه مالکیت مشترک ‌بر مال غیرمنقول ، به اضافه چگونگی استفاده مالکان ازآن مال ‌بر اساس زمان است و اغلب دربیع آپارتمان رواج دارد.

درقرارداد تایم شر ، مالک عین ؛ مالکیت آنرابه چندنفرانتقال می‌دهد به گونه ای که دریک دوره مشخص ، مثلا یکساله ، هرکدام ازاین افراددرمدت زمان معین ومحدودی مالک عین مزبورباشند که براین اساس ویژگی‌های چنین قراردادی ‌را می‌توان به شرح زیر عنوان کرد:

    1. مشخصه اصلی این قراردادانتقال مالکیت ازمالک به دیگری است.

    1. در این قرارداد ، عین به دیگری تملیک می شودومنافع به تبع عین انتقال می‌یابد ‌بنابرین‏ گرچه ازجهت زمان بندی ومدت داربودن به اجاره شباهت دارد ، اماتفاوت درتملیک باعث تمایزآن ازاجاره شده است.

    1. اگرچه درنهایت ، عین به چندنفرمنتقل می شود ‌اما این به ان معنانیست که همه آنهابطورموازی وهمزمان مالک عین باشند ، بلکه درهرزمانی فقط یک نفرمالک آن است وهمین مشخصه باعث تفاوت آن بابیع مشاع می‌گردد.

  1. مالکیت هرشخص ، درحقیقت یک مالکیت موقت ومحدود است ، چراکه عین هیچگاه به طوردائمی ‌در مالکیت یک مالک باقی نمی ماند وبه طورمرتب ازیک مالک به دیگری انتقال می‌یابد وبعبارت بهتر ، مالکیت ‌هر نفر محدود به دو حدزمانی است که پیش ازآن شخص دیگری مالک عین بوده وپس ازآن هم عین به مالکیت دیگری واردخواهدشد.

بند دوم : تفاوت بیع زمانی با مهایات

در ابتدا و درجهت آشنایی و شناخت مهایات باید گفت ، مهایات درلغت به معنی همراهی وهمدلی کردن ، به نوبت کاری راانجام دادن ، توافق و موافقت[۱۲۳] ‌و برابری دوهیأت یادوموضوع یا قراردادن دووضع متساوی دربرابریکدیگر می‌باشد.[۱۲۴]

اصطلاحا مهایات به تقسیم منافع مشترک به حسب اجزاء اطلاق می شود مانندتقسیم منافع یک خانه دو طبقه ای که مشترک بین دونفراست ، بدین ترتیب که یکی از شرکای ‌از طبقه بالا ودیگری ‌از طبقه پایین استفاده نماید ویااینکه برحسب زمان ، ‌به این ترتیب توافق کنندکه منافع خانه مشترک ، یکسال متعلق به یک شریک وسال دیگرازآن دیگری باشد ونیزگفته اند ، مهایات که نام ‌دیگران افرازمنفعت است ، مبادله منفعت می‌باشد به جنس همان منفعت. هریک ازدوشریک ، درنوبت خودازملک شریک ، درعوض انتفاع شریک ازحصه وی درنوبت دیگر بهره مند می شود.[۱۲۵]

به هر حال مهایات عبارت ازتوافق دونفرشریک یابیشتراست براینکه منافع حاصل ازعین رابه نسبت سهامی که ازعین دارند ، بین خودتوزیع کنند.[۱۲۶]

با توجه به اینکه بیش ازچنددهه ازپیدایش تایم شرنمی گذرد ، لذا هنوزماهیت ‌و احکام آن تاحدودزیادی ناشناخته مانده است ولذا برخی براین باورند که تایم شردرحقیقت عبارت دیگری ازمهایات درفقه است ، ‌به این ‌معنا که چندمالک که به صورت مشاع درملکی شراکت دارند، به دلیل آنکه نمی توانندبه طورهمزمان ازآن ملک استفاده کنند منافع ملک ‌را بصورت زمان بندی شده بین خودتقسیم می‌کنند وبنابراین دراینصورت ، مالکیت مالکین ، به صورت مشاع بوده وتنهاحق انتفاع ازملک ، به صورت زمان بندی شده تقسیم شده است.

مهایات ازنظر فقه وحقوق ایران امری پذیرفته شده است ولذااگرماهیت تایم شر ، همان مهایات وتقسیم منافع ‌بر اساس زمان باشد ، بحث قابل توجهی وجودندارد. اماباتوجه به برخی منابع موجود وبه ویژه باعنایت به نظریه مشورتی شماره ۵۰۴۲/۷ – ۱۰/۸/۱۳۷۵ اداره حقوقی قوه قضائیه[۱۲۷] که در این رابطه ابرازشده است ، بنظر می ‌رسد که تایم شر ، نوع خاصی ازمالکیت می‌باشد وماهیت آن بابیع مشاع ومهایات تفاوت اساسی دارد.به بیان دیگر ، تایم شرعبارت است ازمالکیت زمان بندی شده مال ، ‌به این صورت که مالکیت یک ملک مانند ویلا یا آپارتمان ومانند آن به صورت زمان بندی شده به چندنفرانتقال می‌یابد ، به گونه ای که هرکدام ازآنها درمدت مشخصی ازسال ، مالک آن ملک می‌باشند وازآن استفاده می‌کنند وبه این ترتیب هرساله تکرارمی شود.

بند سوم : تفاوت بیع زمانی با عقدبیع

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




    1. بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش کارکنان ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲رشت رابطه معناداری وجود دارد.

    1. بین نگرش و رفتار تسهیم دانش کارکنان ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲رشت رابطه معناداری وجود دارد.

    1. بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲رشت تفاوت معناداری وجود دارد.

  1. بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲رشت تفاوت معناداری وجود دارد.

۱-۷ تعاریف نظری و عملیاتی پژوهش

۱-۷-۱ تعاریف نظری

جو تیمی: جو تیمی جوی است که بین دو یا چند نفر که به طور مستقیم با یکدیگر تعامل کرده و دارای مهارت‌های مکمل هستند به وجود می‌آید و از شرایط آن این است که آن افراد مقصد واحدی دارند، به اهداف عملکردی مشترک متعهدند، رهیافت واحدی نسبت به مسائل دارند و نسبت به آن همگی پاسخگو هستند (مومنی، ۱۳۸۴: ۲۳).

اشتراک دانش: اشتراک دانش یک فرایند سازمانی است که، نقش پایه­ای در ایجاد ایده­های جدید و فرصت­های تجاری خلاق بازی می­ کند. همه مزایای دانش به اشتراک گذاشته شده مؤثر، از کارکنان درگیر به وسیله عملکردشان و همین بهبود مالی، بازاریابی و سایر خروجی­های سازمان به طور مؤثری باعث برقراری ارتباط می­ شود (لیانگ ،۲۰۱۰).

رفتار تسهیم دانش: به عنوان یک رفتار اجتماعی به ناچار در معرض افزایش تاثیرات اجتماعی افراد دیگر است. به نقل از لیانگ (۲۰۱۰) محیط اجتماعی یک منبع مهمی از اطلاعات است که افراد جهت ساختار واقعی و تصورات فرموله شده، نگرش­ها و رفتار استفاده ‌می‌کنند.

توانمندسازی رهبری: توانمندسازی، فرایند مداومی است که به وسیله عواملی مثل فرهنگ سازمانی و تمرین‌های مدیریتی که خودکارایی کارمندان را افزایش می‌دهد، تعریف می‌شود (یه و لین[۱۰]، ۲۰۱۲). شلتون[۱۱] (۲۰۱۲)، توانمندسازی رهبری را حرکت از نظام تصمیم‌گیری سلسله مراتبی توسط مدیران به نظام کاهش سلسله مراتب کنترل و تصمیم‌گیری توسط رده‌های پایین تعریف می‌کند.

۱-۷-۲ تعاریف عملیاتی

جو تیمی: میانگین نمره­ای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامه­ که در این زمینه توسط لیانگ و ایکسیو، برادلی[۱۲] (۲۰۱۰) تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل ۸ سؤال ‌می‌باشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف ۵ درجه لیکرت ‌می‌باشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.

رفتار تسهیم دانش : میانگین نمره­ای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامه­ که در این زمینه توسط لیانگ و همکاران ،۲۰۱۰تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل ۳ سؤال ‌می‌باشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف ۵ درجه لیکرت ‌می‌باشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.

نگرش به اشتراک دانش: میانگین نمره­ای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامه­ که در این زمینه توسط لیانگ و ایکسیو، برادلی (۲۰۱۰) تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل ۳ سؤال ‌می‌باشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف ۵ درجه لیکرت ‌می‌باشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.

توانمندسازی رهبری: میانگین نمره­ای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامه­ که در این زمینه توسط لیانگ و همکاران ،۲۰۱۰تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل ۱۸ سؤال ‌می‌باشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف ۵ درجه لیکرت ‌می‌باشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.

۱-۸ قلمرو تحقیق

۱-۸-۱ قلمرو موضوعی

قلمرو موضوعی این پژوهش بررسی تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه دو رشت ‌می‌باشد که در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت دولتی است.

۱-۸-۲ قلمرو مکانی

این پژوهش در ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲ رشت انجام شده است.

۱-۸-۳ قلمرو زمانی

قلمرو زمانی این پژوهش از بهمن ۱۳۹۲ تا بهمن سال ۱۳۹۳ بود.

پرسش نامه ها در فروردین ۱۳۹۳ به کارکنان ‌گروه‌های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲ داده شد و پس از آن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

فصل دوم : ادبیات تحقیق

فصل دوم

ادبیات تحقیق

۲-۱ مقدمه

هر تحقیق و پژوهش علمی که صورت ‌می‌گیرد بر پایه ها، ارکان و نتایج مطالعات و تحقیقات پیشین استوار است؛ که هر پژوهشگر باید سعی کند مرتبط‌ترین دستاوردهای تحققیات پژوهشگران قبلی را مورد شناسایی قرار دهد و دریابد که دیگران تا چه درجه­ای مسئله تحقیق مورد نظر او را بررسی کرده ­اند؛ و به آن نزدیک ‌شده‌اند، به عبارت دیگر چه ابعادی از مسئله تحقیق، مورد پژوهش قرارگرفته و چه ابعادی بررسی نشده است. مطالب این فصل حاوی چکیده‌ای از کند و کاوی عمیق و وسیع در آنچه که پیرامون موضوع پایان نامه و موضوع­های مشابه در کتاب‌ها، مقالات و تحقیقات وجود دارد، ‌می‌باشد.

۲-۲ توانمندسازی

امروزه فاصله میان جوامع و سازمان‌ها از حیث دانایی و نادانی و چالش اصلی میان سازمان‌ها، چالش نیروی انسانی توانا و داناست. نیروی انسانی به عنوان مهمترین، گران‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه و منبع سازمانی محسوب می‌شود و تنها عنصر ذی‌شعوری است که به عنوان هماهنگ کننده سایر عوامل سازمانی، نقش اصلی را در میان کلیه عوامل دارد. با مقایسه کارکنان در دو قرن اخیر ما می‌گوید: قرن بیستم عصر بهره‌وری نیروی انسانی کاربر بود ولی این قرن‌ها، عصر کارهای دانش است. به طوری که در قرن گذشته باارزش‌ترین دارایی یک سازمان ابزار تولید بود ولی اکنون سرمایه اصلی سازمان‌ها زیر بار تغییرات موج‌آسا، ناگزیر به بازاندیشی و بازبینی روش‌ها، الگوها و افکار خود ‌در مورد نیروی انسانی شاغل خود هستند (دراکر،۱۹۹۸؛ به نقل ازامیرخانی، ۱۳۹۰: ۴۳).

از آنجا که انسان ها به عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان هستند ‌و کسانی که مسئولیت رویکردها ‌و کارکردهای سازمان را بر عهده دارند، ‌بنابرین‏ بایسته است با توانمندسازی منابع انسانی از راه دموکراتیک، ضمن آماده کردن کارکنان برای رویارویی با تغییرات، در سازمان نیز محیطی را بوجودآورد که درآن، هم انسانیت انسان ها وهم استعدادآن ها شکوفا شود و نیز دستیابی به بالندگی سازمانی و توسعه هدف ها و در نهایت، ارتقای سازمان تا سطح فرابالندگی امکان پذیر شود.

امروزه توانمندسازی به یکی از مهمترین موضوعات روز مدیریت مبدل شده ‌و تعاریف زیادی توسط کارشناسان برای آن بیان گردیده است که در ذیل به تعدادی از این تعاریف اشاره شده است:

” تواناسازی، یعنی آزاد کردن نیروهای درونی افراد، برای کسب دستاوردها، شگفت‌انگیز و تکنیکی است برای افزایش بهره‌وری از راه بالا تعهد کارکنان نسبت به سازمان و به عکس” (پورکیانی و پورمرادی، ۱۳۸۹: ۲۱).

“توانمندسازی، فرایند مداومی است که به وسیله عواملی مثل فرهنگ سازمانی و تمرین‌های مدیریتی که خودکارایی کارمندان را افزایش می‌دهد، تعریف می‌شود” (یه و لین[۱۳]، ۲۰۱۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




برای مثال، بریکلی و همکاران[۸۷](۱۹۹۷) در آمریکا، درامین تئودور[۸۸] (۱۹۱۸) در بریتانیا ثابت کردند که تفکیک وظایف واقعاً موجب بهبود قابل ملاحظه‌ای در عملکرد مالی شرکت شده است. پیل و اودانل[۸۹] (۱۹۹۵)، دچو و همکاران دریافتند در شرکت‌های تابع قوانین حسابداری کمیسیون اوراق بهادار که سود تحریف شده ارائه داده‌اند احتمال وجود مدیر عاملی که همزمان عهده دار وظیفه ریاست هیئت مدیره نیز بوده است بیشتر می‌باشد. این بررسی‌ها نشان می‌دهد بالاترین مقام اجرائی که همزمان رئیس هیئت مدیره نیز می‌باشد قادر است فرایند راهبری داخلی را تحت سیطره خود داشته و سیستم‌های کنترلی و تعادلی را نادیده انگارد و از این طریق به اثربخشی وظیفه نظارتی هیئت مدیره از طریق نظام حاکمیت شرکتی لطمه وارد کند ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد تفکیک تصدی دو پست رئیس هیئت مدیره و بالاترین مقام اجرایی، مدیریت سود را کاهش می‌دهد و اعتبار سودهای حسابداری را بالا می‌برد.

۲-۴ مبانی نظری مرتبط با اندازه شرکت

اندازه شرکت در مطالعات متعدد نمایانگر جنبه‌های مختلفی از شرکت است. اندازه شرکت می‌تواند نمایانگر اهرم شرکت باشد. اهرم عبارت از وجود هزینه های ثابت در فهرست هزینه های شرکت است. اهرم عملیاتی بر هزینه های ثابت عملیاتی شرکت (همه هزینه های ثابت غیر از بهره بدهی‌ها) متکی است و اهرم مالی برهزینه‌های ثابت مالی از قبیل بهره یا سود ثابت وامها متکی است. اهرم عملیاتی و مالی وسیله دستیابی به سود بیشتر است. اندازه شرکت می‌تواند نمایانگر برتری رقابتی باشد، از آنجایی که سهم بیشتر از بازار نیاز به تولید و فروش بیشتر دارد، لذا داشتن منابع مالی کافی و اندازه بزرگتر می‌تواند شرکت را در تولید بیشتر و صرف هزینه های تولید و بازاریابی بیشتر یاری کند تا بتواند مزیت‌های رقابتی ایجاد نماید. اندازه شرکت می‌تواند نمایانگر توانایی مدیریت و کیفیت طرح‌های حسابداری باشد. توسعه اندازه شرکت نشانگر مدیریت قوی است که با بهره گرفتن از طرح‌های حسابداری سعی در افزایش منابع اقتصادی شرکت داشته باشد (پارساییان، ۱۳۸۱).

اندازه شرکت می‌تواند نمایانگر کارایی اطلاعاتی باشد، معمولاً شرکت‌های بزرگتر توجه بیشتری از تحلیلگران وسرمایه‌گذاران می‌باشند به همین جهت اطلاعات حسابداری فرایند کاراتری در شرکت‌های بزرگتر دارند. بالاخره اندازه شرکت می‌تواند نمایانگر میزان ریسک کلی شرکت باشد. توان مالی بیشتر می‌تواند سبب کاهش ریسک کلی شرکت شود زیرا شرکت‌های بزرگتر در معرض ایمنی عمومی بیشتری می‌باشند، زیرا از نظر تحلیل‌گران مالی، شناخته شده‌تر هستند (موسز[۹۰]، ۱۹۸۷؛ شورورزی و پهلوان، ۱۳۸۹).

همچنین طبق پژوهش‌های انجام شده، اندازه شرکت به ‌عنوان یک عامل بالقوه تأثیرگذار در صحت سود پیش‌بینی شده به وسیله مدیریت در نظر گرفته شده است. کلارکسون[۹۱](۲۰۰۰) و پدول و همکاران[۹۲](۱۹۹۴) بیان می‌کنند که شرکت­های بزرگتر دارای یک فرایند سود ثابت و دائمی بوده که قابلیت پیش‌بینی بهتری را خواهد داشت.

‌بنابرین‏ شرکت­های بزرگتر از کیفیت سود پیش‌بینی شده بهتری برخوردار هستند. همچنین، بر اساس پژوهش فرت و اسمیت[۹۳] (۱۹۹۲) شرکت­های بزرگ به دلیل کنترل بهتری که بر محیط و شرایط بازار خود دارند، در برابر نوسان­های اقتصادی بازار حساسیت کمتری دارند و پیش‌بینی سود را بهتر ارائه می‌کنند. اما همه پژوهش‌های انجام شده در این حوزه به نتایج مشابهی دست نیافتند. به ‌عنوان نمونه فرت و اسمیت (۱۹۹۲) در زلاندنو و لونکانی و فرت[۹۴] (۲۰۰۵) در تایلند ‌به این نتیجه رسیدند که پیش‌بینی سود به وسیله مدیریت برای شرکت‌های بزرگ از صحت کمتری نسبت به شرکت‌های کوچکتر برخوردار است.

چن و همکاران(۱۹۹۶)در این رابطه توضیح می‌دهند که مدیریت شرکت‌های کوچکتر انگیزه بیشتری برای ارائه پیش‌بینی‌های با کیفیت‌تری دارند. باین دلیل که تحمل بازار در برخورد با اشتباه‌های شرکت­های بزرگتر در پیش‌بینی سود، بیشتر است. افزون بر این، برخی پژوهش‌ها نیز بین صحت پیش‌بینی سود به وسیله مدیریت و اندازه شرکت هیچ رابطه معناداری پیدا نکردند. اما برخی نتایج حاکی از آن است که در شرکت‌های بزرگ به دلیل استقرار سیستم‌های کنترلی و نظارتی دقیق، به کارگیری کارکنان و مدیران متخصص، ‌پاسخ‌گویی‌ به طیف گسترده‌ای از سرمایه‌گذاران، بستانکاران و کارکنان از جمله دلایل لزوم دقت بیشتر در پیش‌بینی سود است. ‌بنابرین‏ با توجه به پژوهش‌های گذشته، به طور سنتی انتظار می‌رود که بین اندازه شرکت و کیفیت سود پیش‌بینی شده به وسیله مدیریت رابطه مثبت وجود داشته باشد. (مهدوی، حسنی ورئیسی، ۱۳۹۲)

۲-۵ پیش‌بینی سود

هدف اصلی گزارشگری مالی ارائه اطلاعات مناسب برای تصمیم‌گیری استفاده کنندگان اطلاعات مالی است. یکی از ویژگی‌های لازم برای مربوط بودن اطلاعات مالی و اقتصادی، سودمندی در پیش‌بینی است. پیش‌بینی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا فرایند تصمیم‌گیری خود را بهبود بخشند و خطر تصمیم‌های خود را کاهش دهند، به طوری که بی ور[۹۵] می‌گوید”پیش‌بینی‌ها را می‌توان بدون اخذ تصمیم انجام داد ولی کوچک‌ترین تصمیم‌گیری را ، نمی‌توان بدون پیش‌بینی انجام داد” (مشایخ و همکاران، ۱۳۸۶). گزارشگری مالی ممکن است در قالب صورت‌های مالی یا سایر ابزارهای انتقال دهنده اطلاعات صورت پذیرد. علاوه بر اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی، اطلاعات افشا شده خارج از صورت‌های مالی هم به صورت گسترده‌ای بر پایه پیش‌بینی‌ها و برآوردهای مدیریت قرار دارند. سود، یکی از اطلاعات مهم و اصلی صورت‌های مالی است که توجه سرمایه‌گذاران و دیگر استفاده‌ کنندگان صورت‌های مالی را به خود جلب می‌کند. اطلاعات ارائه شده‌ شرکت، از جمله اطلاعات مربوط به سود، مبتنی بر رویدادهای گذشته است. حال آنکه استفاده‌ کنندگان صورت‌های مالی نیازمند اطلاعاتی درباره آینده شرکت هستند (حقیقت و معتمد، ۱۳۹۰). یکی از اطلاعات افشا شده خارج از صورت‌های مالی سود پیش‌بینی شده توسط مدیریت است که منعکس کننده پیش‌بینی مدیریت درباره چشم انداز آتی است. ‌بنابرین‏ انتظار می‌رود که به دلیل برآوردهای ناقص مدیران از آینده تجاری شرکت‌ها، اطلاعات افشا شده از طریق صورت‌های مالی و خارج از آن دربردارنده خطاهای مشترکی باشند. (هیرست و همکاران[۹۶]، ۲۰۰۸)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




گفتار سوم : عدم احتیاج به سپردن خسارات احتمالی

تأمین خواسته دعاوی مبتنی بر سند رسمی بدون نیاز به سپردن خسارت احتمالی است، لذا خـواهـان مـی‌تواند قـبل از صـدور رأی بر محـکومیت خوانده به پرداخت «‌محکوم به» یا الزام به اجرای تعهد، از دادگاه توقیف اموال خوانده را درخواست نماید. در این صورت دادگاه با یک «دادرسی فوری» دستور توقیف خواهد داد. دادرسی فوری نوعی رسیدگی است که به صورت اجمالی و بدون تشریفات لازم برای رسیدگی انجام می‌شود و نتیجه آن در ماهیت دعوی مؤثر نیست؛ یعنی دادگاه می‌تواند ضمن رسیدگی بعدی در ماهیت دعوی، به خلاف آن رأی‌ صادر نماید. مطابق ماده ۳۱۹ قانون آیین‌دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، دادگاه باید، برای جبران خسارت احتمالی که از رسیدگی فوری و دستور موقت حاصل می‌شود، از خواهان تأمین مناسبی اخذ نماید. اخذ چنین خسارتی در دعاوی که مستند به سند رسمی است، لازم نیست. لذا زوجه‌ای که نکاح وی مستند به سند رسمی بوده؛ اگر برای توقیف اموال زوج، درخواست صدور قرار تأمین نماید، ملزم به تودیع خسارت احتمالی در صندوق دادگستری نیست.

گفتار چهارم : عدم شمول مرور زمان

مرور زمان در اصطلاح حقوقی عبارت است از گذشتن مدتی که به موجب قانون پس از انقضای آن مدت، دعوی شنیده نمی‌شود. (ماده ۷۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی سابق). یکی دیگر از آثار اسناد مالکی ثبت شده عدم شمول بودن مرور زمان است.

استفاده نکردن از حق، اگر مدتی ادامه پیدا کند، مهمترین امتیاز آن یعنی رجوع به دادگاه و اجبار مدیون را از بین می‌برد. حق بدون ضمانت اجراء می‌ماند و مدیون در ایفای آن آزاد است. این مدت را که معمولاً ده سال است، در اصطلاح حقوق ما مرور زمان می‌نامند. مرور زمان اصل حق را زایل نمی‌کند، بلکه امتیاز مطالبه آن را از بین می‌برد. چنان که در اثر ایراد مدعی علیه یا مدیون دعوی، مطالبه حق رد می‌شود، ولی اگر مدیون آن را بپردازد، دین خود را ادا ‌کرده‌است و نمی‌تواند پولی را که داده پس بگیرد. (ماده ۷۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی سابق.) حقی را که امتیاز مطالبه آن از بین رفته حق طبیعی می‌نامند. چون مقررات راجع به مرور زمان علی الاصول مخالف قواعد موجد حق است و جنبه استثنایی بر آن قواعد را دارد، در صورت شک در سعه و ضیق مقررات مرور زمان باید از این مقررات تفسیر مضیق کرد. لذا همان طوری که از قوانین به دست می‌آید در حقوق خانوادگی و غیر مالی مرور زمان اثر ندارد. ‌بنابرین‏ می‌توان گفت مرور زمان مخصوص مقررات مالی است. هم چنین ماده ۷۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی سابق بیان می‌کرد که نسبت به املاکی که در دفتر املاک به ثبت رسیده است، مرور زمان جاری نمی‌شود. (کاتوزیان، ۱۳۸۲: ۳۱۰)

در فقه نیز از قدیم به مسأله مرور زمان توجه می شد و قدماء از فقهاء که عنایت زیاد به متون اخبار داشتند، به طور مسلم مسأله مرور زمان را مورد قبول قرار داده‌اند. چنان چه که شیخ مفید در مقنعه می‌گوید: کسی که خانه یا مال غیر منقول و یا زمینی در تصرف کسی بگذارد و ده سال بگذرد که سخنی از آن نگوید و آن را نخواهد و دعوائی به مناسبت آن نکند حق او از مال خود ساقط می‌شود. پس از او فقهاء عموماً این نظر را رد کرده و از علت ذکر این مسأله سخنی نگفته‌اند. (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۷: ۶۳۸)

البته نظر مشهور در فقه، مرور زمان دعوی را ساقط نمی‌کند. پس از انقلاب اسلامی فقهای شورای نگهبان در نظریه شماره ۷۲۵۷ مورخ ۲۷/۱۱/۱۳۶۱ چنین اظهار نظر نمود که: مواد ۷۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی به بعد ‌در مورد مرور زمان که مقرر می‌دارد. پس از گذشتن مدتی ( ده سال، بیست سال، سه سال، یک سال و غیره ) دعوی در دادگاه شنیده نمی‌شود، مخالف با موازین شرع است. (اسکینی، ۱۳۸۳: ۱۳۷)

لذا بعضی از دادگاه‌ها نیز ایراد مرور زمان را نمی‌‌پذیرند، ولی قانونی که مرور زمان را مقرر داشته است و از سوی قانون‌گذار نسخ نشده است و به اعتبار خود باقی است. (کاتوزیان ، ۱۳۸۲: ۳۱۰)

گفتار پنجم : معتبر بودن آن نسبت به اشخاص ثالث

طبق مواد ۷۱ و ۷۲ ق.ث. کلیه اسناد رسمی نسبت به طرفین یا طرفی که تعهد کرده و قائم‌مقام آنان معتبر است و اگر مفاد آن راجع به معامله نسبت به مال غیر‌منقول ثبت‌شده باشد نسبت به اشخاص ثالث هم اعتبار و رسمیت دارد. ماده ۱۲۹۰ ق.م. نیز همین اعتبار را برای اسناد رسمی قائل است. طبق ماده مذکور«‌اسناد رسمی درباره طرفین و وراث و قائم‌مقام آنان معتبر است و اعتبار آن ها نسبت به اشخاص ثالث در صورتی است که قانون تصریح کرده باشد» مانند ماده ۷۲ ق.ث. که ‌در مورد اسناد رسمی مربوط به معاملات املاک ثبت‌شده تصریح به اعتبار آن در برابر اشخاص ثالث نموده است و به موجب ماده ۷۳ قانون مذکور تمامی قضات و مأمورین دولتی که از اعتبار دادن به اسناد ثبت‌شده استنکاف نمایند و این تقصیر بدون جهت قانونی باشد و در نتیجه آن ضرر مسلمی به صاحبان سند رسمی وارد شود علاوه بر مجازات اداری یا انتظامی، همان محکمه آن ها را به جبران خسارات وارده نیز محکوم می‌کند.

ماده۷۱ق.ث. : «اسناد ثبت‌شده در قسمت راجعه به معاملات و تعهدات مندرجه در آن ها نسبت به طرفین یا طرفی که تعهد کرده و کلیه اشخاصی که قائم‌مقام قانونی آنان محسوب می‌شوند رسمیت و اعتبار خواهند داشت. »

ماده ۷۲ ق.ث. : «کلیه معاملات راجعه به اموال غیرمنقوله که بر طبق مقررات راجعه به ثبت املاک ثبت شده است نسبت به طرفین معامله و قائم‌مقام قانونی آن ها و اشخاص ثالث دارای اعتبار کامل و رسمیت خواهد بود».

ماده ۷۳ ق.ث. : «قضات و مأمورین دیگر دولتی که از اعتبار دادن به اسناد ثبت‌شده استنکاف نمایند در محکمه انتظامی یا اداری تعقیب می‌شوند و در صورتی که این تقصیر قضات یا مأمورین بدون جهت قانونی باشد و به همین جهت ضرر مسلم نسبت به صاحبان اسناد رسمی متوجه شود محکمه انتظامی یا اداری علاوه بر مجازات اداری، آن ها را به جبران خسارات وارده نیز محکوم خواهد نمود».

گفتار ششم : قابل اثبات نبودن دعوی مخالف مندرجات سند رسمی به وسیله امارات قضائی (اصل تسلیط=ماده ۳۰ قانون مدنی)(اصل لاضرر=ماده ۱۳۲قانون مدنی)

مطابق ماده ۱۳۰۹ق.م. در مقابل سند رسمی یا سندی که اعتبار آن در محکمه محرز شده است، دعوایی که مخالف با مفاد یا مندرجات آن باشد، به شهادت پذیرفته نیست. امارات قضایی اوضاع و احوال مربوط به یک مورد است و در صورتی قابل استناد می‌‌باشند که دعوی به شهادت شهود قابل اثبات باشد. درباره عدم امکان اثبات خلاف مندرجات سند رسمی با شهادت شهود، در نظریه ش۲۶۵۵- ۸/۸/۱۳۶۷ فقهای شورای نگهبان، آمده: «ماده ۱۳۰۹ ق.م. از این نظر که شهادت بینه شرعیه را در برابر اسناد معتبر، فاقد ارزش دانسته، خلاف موازین شرع و بدین وسیله ابطال می‌گردد». (مجموعه نظریات شورای نگهبان، ۱۳۶۸: ۲ /۱۲۷۷). مطابق این نظریه ماده ۱۳۰۹ ق. م. از این نظر که شهادت شرعی را در برابر اسناد معتبر فاقد ارزش می‌داند، خلاف موازین شرع و باطل شناخته شد. ‌بنابرین‏ امارات و شهادت فاقد شرایط شرعی، خلاف مندرجات سند رسمی را اثبات نمی‌کند و زوج نمی‌تواند با کمک امارات به رابطه زوجیت ثبت شده در سند رسمی، خدشه وارد نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




راهبردهای ملامت خود، ملامت دیگران، نشخوارگری، فاجعه انگاری راهبردهای منفی تنظیم هیجان را تشکیل می‌دهند و راهبردهای پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ‌بازاریابیمثبت، دیدگاه گیری بر روی هم راهبردهای مثبت تنظیم هیجان را نشان می‌دهند (همان).

۲-۱۷-۳ راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و اختلالات هیجانی در پرتو پژوهش‌ها

در راستای بررسی روابط بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و اختلالات هیجانی، دیدگاه های شناختی از اهمیت ویژه ای برخوردار است در این خصوص فیلدز[۹۰] و پرینز[۹۱] (۱۹۹۷) بیان می‌کنند کسانی که در مقابل حوادث فشارزای زندگی از راهبرد ملامت خود استفاده می‌کنند و یا دیگران را مقصر می شمارند، بیشتر از دیگران در معرض علایم افسردگی قرار می گیرند. در این راستا پویلر و جانسون[۹۲] (۱۹۸۶) بیان داشته اند کسانی که در مقابله با فشارها و رویدادهای منفی، خود را سرزنش می‌کنند، در نهایت خود را عاجز و ناتوان احساس می‌کنند و ‌به این نتیجه گیری منفی از خود می پردازند که «من نمی توانم کاری انجام دهم» در نتیجه ی چنین تفکری، اعتماد به نفس آن ها کاهش یافته و اطمینان به خود را از دست می‌دهند. روشن است که هرچه گرایش فرایند تفکر به سوی منفی نگری بیشتر باشد، شدت استرس تجربه شده در فرد بیشتر می شود و این موضوع خود به تفکر منفی و افسردگی دامن می زند (به نقل از پیوسته گر و حیدری، ۱۳۸۷).

در این راستا صالحی و همکاران(۱۳۹۰) نشان دادند که راهبرد نشخوار فکری یا تمرکز بر تفکر با مشکلات هیجانی(افسردگی، اضطراب، خصومت و حساسیت بین فردی) مرتبط است. ایشان توضیح می‌دهند که نشخوار فکری به معنای تمرکز توجه روی افکار است و بسته ‌به این که افکار چه محتوایی داشته باشند(مثبت و یا منفی بوده و یا به گذشته و یا آینده مربوط باشند) می‌توانند حالات هیجانی متفاوتی (استرس، اضطراب، افسردگی و خشم) در فرد ایجاد کنند یا این حالات را تشدید نمایند. در رابطه با راهبرد پذیرش و اختلال افسردگی مشهدی و همکاران (۱۳۹۰) نشان دادند که پذیرش اتفاقی که رخ داده موجب می شود که افراد سعی کنند با آن اتفاق کنار آمده و برای جبران آن اتفاق تنیدگی زا و بهتر شدن اوضاع زندگی شان تلاش کنند، چون آن ها به بهتر شدن آینده امید دارند در صورتی که در افراد افسرده این اتفاق به ندرت رخ می‌دهد. ویلسون و پریچارد[۹۳](۲۰۰۵) عنوان می‌کنند که پذیرش دو حالت دارد : پذیرش به صورت فرآیندی که شامل تأیید خود به هنگام مقابله با تجارب منفی می شود و پذیرش به صورت منفعل که شامل تسلیم شدن در برابر تجارب منفی و عدم تلاش برای مقابله می شود و این نوع پذیرش در افراد افسرده به وفور اتفاق می افتد.

همچنین راهبرد شناختی تنظیم هیجان تمرکز مجدد مثبت و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی به صورت مستقیم با خوش بینی و عزت نفس و به صورت منفی با اضطراب رابطه دارد (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۱). توضیح اینکه افرادی که در مواجهه با رویدادهای تنیدگی زا، از راهبردهای سازگارانه تمرکز مجدد مثبت و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی استفاده می‌کنند افسردگی کمتری گزارش می‌کنند. در واقع رابطه منفی راهبردهای سازگارانه با افسردگی ‌به این دلیل است که استفاده از این راهبردها موجب می شود که فرد با نگاهی متفاوت به ارزیابی رویدادهای منفی بپردازد و به جنبه‌های مثبت و فواید احتمالی که آن رویداد در درازمدت برای وی به دنبال دارد، توجه کند، در نتیجه ناراحتی و تنیدگی کمتری را تجربه کرده و راحت تر با آن رویداد کنار می‌آید (مشهدی و همکاران، ۱۳۹۰).

در ارتباط با دیدگاه گیری هم می توان بیان داشت که دیدگاه گیری موضوع مهمی در ارتباط با بهزیستی است ( آلان و گیلبرت، ۱۹۹۵، جانوف بولمن، ۱۹۹۲؛ به نقل از گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۲). به نحوی که عبدی و همکاران (۱۳۸۹) طی پژوهشی نشان دادند که تأکید بر نسبیت اتفاق در مقایسه با سایر وقایع با کارکرد بهتر و کاهش افسردگی وخیم همراه است.

صالحی و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعه ای بر روی دانشجویان دانشگاه اصفهان دریافتند که دو راهبرد شناختی تنظیم هیجان یعنی فاجعه انگاری و نشخوارگری می‌توانند پیش‌بینی کننده مشکلات هیجانی باشند.

در مطالعه ای دیگر که توسط یوسفی (۱۳۸۵) روی دانش آموزان مراکز راهنمایی استعدادهای درخشان شیراز انجام گرفت، نتایج حاکی از این بود که راهبردهای شناختی ملامت خود، نشخوارگری، ارزیابی مجدد مثبت، فاجعه انگاری و ملامت دیگران پیش‌بینی کننده های مهم افسردگی و اضطراب هستند.

از سویی پور فرج عمران ( ۲۰۱۱) در مطالعه ای که روی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و رابطه آن با اضطراب و افسردگی انجام داد نشان داد که فاجعه انگاری، ملامت خود و نشخوارگری با سطوح بالای اضطراب و افسردگی رابطه دارد و ارزیابی مجدد مثبت و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی با سطوح پایین اضطراب و افسردگی مرتبط است.

از طرفی مشهدی و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی بر روی دانش آموزان پایه سوم، چهارم و پنجم ابتدائی دریافتند که راهبردهای ملامت خود، نشخوارگری، فاجعه انگاری و ملامت دیگران با اضطراب و افسردگی رابطه مثبت و راهبردهای پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و ارزیابی مجدد مثبت با این اختلالات رابطه منفی دارد و همچنین راهبرد دیدگاه گیری تنها با اضطراب رابطه منفی دارد. راهبردهای نشخوارگری، فاجعه انگاری، ملامت خود و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی تغییرات اضطراب را پیش‌بینی می کند و راهبردهای فاجعه انگاری، ملامت دیگران، تمرکز مجدد مثبت، پذیرش، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و نشخوارگری تغییرات افسردگی را پیش‌بینی می‌کنند.

از طرفی گارنفسکی، کراج و اسپینهاون (۲۰۰۰) در مطالعه ای دیگر بر روی ویژگی های روانسنجی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و ارتباط با میزان اضطراب و افسردگی نشان دادند که نشانه های افسردگی و اضطراب تنها با یک راهبرد مقابله ای ایجاد نمی شود بلکه چندین راهبرد مختلف با هم در ایجاد این نشانه ها نقش دارد. افرادی که از راهبردهای سازگارانه تر مثل تمرکز مجدد مثبت و ارزیابی مجدد مثبت استفاده می‌کنند نشانه های اضطراب و افسردگی را گزارش نمی کنند ولی افرادی که از راهبردهای ناسازگارانه مثل نشخوارگری، ملامت خود و فاجعه انگاری استفاده می‌کنند نشانه های افسردگی و اضطراب بیشتری را گزارش می‌کنند.

در پژوهشی که توسط قاسم زاده و همکاران (۱۳۸۹)، با هدف بررسی اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری بر پاسخهای مقابله ای و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات در زنان صورت گرفته است . یافته ها بیانگر این است که: مداخله شناختی- رفتاری، تفاوت معنی­داری در مقیاس­های پاسخ مقابله­ای و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات داشته است؛ واجرای مداخله شناختی- رفتاری موجب افزایش استفاده ازپاسخهای مقابله ای مسئله مدار، راهبردهای شناختی متمرکز بر برنامه ریزی،بازنگری و ارزیابی مجدد به صورت مثبت در تنظیم هیجانات و نیز کاهش استفاده از پاسخهای مقابله ای هیجان مدار و راهبردهای شناختی خودسرزنشگر، نشخوار ذهنی، فاجعه آمیزکردن در تنظیم شناختی هیجانات داشته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




دیدگاه­ های نظری درباره اضطراب

دیدگاه روان پویایی

نظریه پردازان روان پویشی معتقدند تعیین‌کننده های عمده اختلالات اضطراب، حوادث درون فردی و انگیزه های ناخودآگاه هستند. آن ها بر این باورند که وقتی «خود» در معرض خواسته‌های محیطی افراطی قرار می‌گیرد یا وقتی در نظام نهاد- خود- فراخود تنش وجود دارد، اضطراب تجربه می شود. آن ها این تفسیر را بر مشاهدات و استنباطهای بالینی پایه می‌گذارند. در این دیدگاه، اضطراب به عنوان واکنش هشداردهنده‌یی تعبیر می‌شود که وقتی بروز می‌کند که شخص مورد تهدید قرار می‌گیرد.

اینکه فرد چطور با هشدار اضطراب انطباق حاصل می‌کند، به شدت آن و جریانی که آن را ایجاد می‌کند و شخصیت فردی که به هشدارها پاسخ می‌دهد بستگی دارد. تجربه بعضی اضطرابهای آشکار طبیعی است اما میزان اضطراب و ماهیت تهدید، طبیعی بودن یا غیرطبیعی بودن حالت اضطراب را تعیین می‌کند. ویژگی متمایز کننده اضطراب بالینی آن است که در غیاب منبع خطر شناخته شده آگاهانه، هشداری به طور مرتب به صدا در می‌آید که خطری وجود دارد، اما اساس آن مبهم یا کلاً پنهان از نظر است (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).

در واقع مهمترین عاملی که در این دیدگاه علت تمام بیماری‌های روانی محسوب می شود، اضطراب است. مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجسته‌ای دارد. فروید[۵۶] اضطراب را درد روانی نامیده است یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری گردد، اولین نشانه آن به صورت اضطراب جلوه گر می­ شود. اضطراب هم علت محسوب می شود هم معلول. همچنین هرگاه شخص با یک مسئله و مشکل روانی مواجه گردد که موجب بهم خوردن تعادل روانی وی گردد، احساس اضطراب می‌کند (آزاد، ۱۳۷۶). فروید اضطراب را به سه نوع تقسیم ‌کرده‌است: الف- اضطراب واقعی، هنگامی تجربه می­ شود که شخص با خطرات یا تهدیدهای بیرونی مواجه باشد. ب- اضطراب نوروتیک، زمانی بروز می‌کند که تکانه های نهاد موجب تهدید فرد در برابر قطع کنترل های من و ظهور رفتارهایی که منجر به تنبیه وی خواهند گردید، می‌شوند.

ج- اضطراب اخلاقی، وقتی ظاهر می شود که فرد عملی برخلاف وجدان اخلاقی یا ارزش‌های اخلاقی خویش انجام داده، یا حتی در نظر دارد و انجام بدهد و ‌به این دلیل احساس گناه بکند (کلمن، به نقل از آزاد، ۱۳۷۶). فروید معتقد است، اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن می ­پردازد (آزاد، ۱۳۷۶).

دیدگاه رفتارگرایی

روانشناسان یادگیری بجای صحبت از علائم ایجاد شده به وسیله رویدادهای زیربنایی، از پاسخ‌های کسب شده و گرایش پاسخ صحبت به میان می‌آورند. آن ها معتقدند که اصول کلی یادگیری می‌توانند برای فهم کلیه رفتارها از جمله اختلالات اضطرابی به کار گرفته شوند. طبق نظریه‌پردازان یادگیری، اضطرابی که به حد بالینی می‌رسد پاسخی آموخته شده یا اکتسابی است، یا علامتی است که به وسیله شرایط محیطی و اغلب در خانه شکل می‌گیرد (ساراسون، به نقل از نجاریان، ۱۳۸۱).

درمانگران و نظریه پردازان رفتارگرا، اختلالات اضطرابی را نتیجه یادگیری های غلط و شرطی شدن می‌دانند. یک موقعیت استرس‌زا که با موقعیتهای استرس‌زای قبلی شبیه است ممکن است موجب برانگیختن اضطراب در فرد بشود. توقعات و مدل‌های نادرست والدین به عنوان علت اضطراب در دیدگاه یادگیری مورد تأکید واقع شده است. والدینی که انتظارات خارق العاده یا بیش از اندازه از کودکان خود دارند، موجب ایجاد اضطراب در آنان می‌شوند. به همین ترتیب اگر والدین دارای واکنش‌های اضطرابی در برابر موقعیتهای بی‌اهمیت باشند، کودکانشان می آموزند که در برابر مسائل جزئی و بی اهمیت واکنش های اضطرابی شبیه به واکنش های والدین خود ظاهر سازند (آزاد ، ۱۳۷۶). قصور در آموختن شایستگی‌های لازم نیز می‌تواند علت اضطراب محسوب شود. زیرا شخصی که شایستگی های لازم را آموخته است در سازگاری و حل مسائل زندگی، موقعیتهای کمی را تهدیدکننده می بیند، ولی شخص مبتلا به اضطراب به دلیل نبود شایستگی های لازم، بسیاری از موارد معمول زندگی را اضطراب زا و تهدید کننده احساس می‌کند (آزاد، ۱۳۷۶). در اضطراب ممکن است رابطه ای بین حوادث ناخوشایند و موقعیتهای خاص وجود داشته باشد. این حوادث از طریق جریان شرطی شدن کلاسیک یا با سایر انواع شرطی شدن ها می‌توانند به وجود آیند. تقویت نیز می‌تواند عامل مهمی محسوب شود بدین صورت که اجتناب فرد از موضوع های ترس آور، موجب تسکین و کاهش اضطراب در وی شود (آزاد، ۱۳۷۶).

دیدگاه شناختی

بر اساس دیدگاه شناختی، اختلالات اضطرابی نتیجه افکار و باورهای نادرست غیر واقعی، و غیرمنطقی هستند، به ویژه باورهای غیرمنطقی اغراق آمیز نسبت به مخاطرات محیطی (آزاد، ۱۳۷۶).

دیدگاه شناختی مانند دیدگاه روان پویایی به جریان های درونی به عنوان علل اختلالات اضطرابی توجه دارد؛ اما به جای تأکید بر تمایلات، نیازها و انگیزه ها معتقد است که افراد اطلاعات کسب کرده را مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌دهند و از آن ها در حل مسائل زندگی استفاده می‌کنند. این دیدگاه برخلاف دیدگاه تحلیل روانی، که انگیزه ها، احساسات و تعارضهای پنهان را مورد تأکید قرار می­دهد، بر جریان‌های ذهنی که به سادگی به آگاهی شخص می‌آیند؛ تأکید می ورزد. در دیدگاه شناختی کوشش می شود که از طریق راه هایی که فرد به اطلاعات موجود توجه می‌کند و آن ها را مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌دهد و به کار می بندد، علت اختلالات اضطرابی جستجو گردد. دیدگاه شناختی به طورکلی به افکار و راه های حل مسئله فعلی شخص بیش از تاریخچه فردی توجه دارد. بدین معنی که تاریخچه شناختی فرد، نگرش‌ها و حال و اکنون به عنوان علل اختلالات اضطرابی مورد توجه واقع می شود (آزاد، ۱۳۷۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




آبیدین (۱۹۹۲)استرس والد گری را ،حاصل اثر تعاملی کنش وری خصوصیات اصلی و آشکار والدین (مانند افسردگی ،احساس صلاحیت ،سلامت ،روابط توام با دلبستگی با کودک ،،روابط با همسر،محدودیت ناشی از نقش پذیرندگی یا مادری کردن )با خصوصیات کودک (مانند سازش پذیری،پذیرندگی ،فزون طلبی ،خلق ،فزون کنشی و تقویت گری ) می‌داند .او همچنین معتقد است که ویژگی های والد و کودک ،همراه با متغیر های موقعیتی بیرونی و عوامل تنیدگی زای زندگی (مانند طلاق ،مشکلات شغلی و….)دلیل افزایش احتمالی نارسا کنش وری و استرس والد گری است .

۲-۲-۲نظریه های استرس والدگری:

اگرچه علت و مسبب استرس والدگری در مفاهیم گوناگونی بیان شده است(آبیدین ،۱۹۹۲؛بلسکی[۶۳] ،۱۹۸۴؛تسرنیک و همکاران ،۲۰۰۲).اما دو مکتب برجسته در ارزیابی و بررسی این علت و تاثیر ها وجود دارند،این دو مکتب شامل محتویاتی است که به خاطر آن به آن ها نظریه های روابط- کودک – والدین [۶۴] و نظریه ی مشاجرات روزمره[۶۵] می‌گویند ،این دو نظریه ،دو نظریه ی مقابل هم و رقیب هم نیستند اما در عوض چشم اندازی تناوبی و کامل کننده ‌در مورد استرس والدگری ،علل و عواقب آن ارائه می‌دهند(دیتر –دیکارد ،۲۰۰۸).

۲-۲-۲-۱ نظریه ی استرس والدین –کودک – روابط کودک و والدین :

مهمترین نظریه استرس والدگری که توسط محققان مورد امتحان قرار گرفته است ، سه قسمت جداگانه را در ایجاد این استرس فرض می‌گیرد. P:حیطه و حوزه والدینی،آن جنبه هایی از استرس والدگری که از والدین بر می خیزد،C:حیطه یا حوزه کودک،آن جنبه از استرس والدگری که از رفتارکودک برمی خیزد،R:حیطه و حوزه روابط والد – کودک ،آن جنبه هایی از استرس والدگری که از روابط کودک-والدین برمی خیزد.طبق این نظریه در خانواده هایی که استرس والدینی بالایی دارند و در رشد کودک و رفتار والدین مشکل وجود دارد ، بالا بودن استرس حوزه ی روابط کودک-والدینی بیشتردیده می شود(آبیدین ،۱۹۹۲،۱۹۹۵).

استرس حوزه ی والدینی ارتباط قوی با مسائل و مشکلات حوزه ی عملکردی خود والدین دارد(مثل افسردگی ،نگرانی وموارد دیگر)استرس حوزه ی کودک ارتباط قوی و مهم با نگرش ‌در مورد کودک دارد(از قبیل مشکلات رفتاری وموارد دیگر)و بدکاری حوزه ی روابط والدینی –کودک ارتباط قوی با میزان درجه ی مسئولیت در روابط کودک- والدینی دارد(بندل ،استون ،فیلد و گولدستون[۶۶] ۱۹۸۹؛آیبرگ ،بوگس و رادریگوس[۶۷] ،۱۹۹۳).

این سه حوزه ی استرس والدگری به نوبه ی خود اکثر جنبه‌های کیفی و مؤثر رفتار والدینی را تحت تاثیر قرار داده و موجب بدتر و خراب تر شدن آن ها می‌شوند. که می‌تواند موجب کاهش در مهرو محبت والدینی ،افزایش روش های خشونت بار انضباطی و ابراز خصومت نسبت به کودک ، ثبات کم در رفتار والدین ،یا انزوای کامل از نقش والدینی شود . که این افت در کیفیت فرزند پروری در بیشتر نمونه ها به عنوان سوءاستفاده و آزارگری با کودک تعریف می‌شوند. که در نهایت م نجر به افزایش مشکلات رفتاری و عاطفی در کودک می شود که می توان از آن ها به خشونت ،نافرمانی،نگرانی و اندوه مزمن کودک نام برد.

نظریه کودک-والدین-روابط،از وجود یک الگوی تاثیرگذار دوسویه والدین بر کودک و کودک بر والدین صحبت می‌کند با این فرض که با افزایش مشکلات رفتاری و عاطفی کودک در طول زمان ،استرس والدگری هم محتملا زیادتر می شود در نتیجه مشکلات در حوزه ی سلامت کودک و والدین ترویج می‌یابد.

به همین منوال ،مشکلات خود والدین در حوزه ی بهداشت روان و عملکردی (افسردگی ،نگرانی ،سوء مصرف مواد)می‌تواند منجر به مشکلاتی در فرزند پروری و منجر به افزایش مشکلات رفتاری و عاطفی کودک شوند که به نوبه ی خود می‌تواند سطح استرس والدگری آن ها را افزایش دهد.اگرچه این مکانیسم استرس والدگری در طول زمان آشکار نمی شود و هر دو والدین و کودک را درگیر می‌سازد اما در اصل این واکنش های والدین به مسئولیت های والدینی است که فاکتور کلیدی در به جلو راندن این فرایند می‌باشد. لذا با توجه به نوع واکنش و نگرش والدین استرس والدگری می‌تواند افزایش یافته ، کیفیت فرزندپروری بدتر شده و در نهایت مسائل رفتاری و عاطفی کودک افزایش پیدا خواهد کرد.و با کاهش استرس والدگری ،فرزندپروری بهبود یافته و در نتیجه سلامت عاطفی و اجتماعی کودک بهتر خواهد شد(دیتر دیکارد ،۱۹۹۸؛۲۰۰۸).

۲-۲-۲-۲ نظریه ی تنش های روزمره :

اکثر تحقیقات در حوزه ی استرس والدگری متمرکز بر مطالعات بر روی خانواده هائی بودند که حوادث یا شرایط استرس زائی مثل بیماری کودک یا وضعیت بد اقتصادی را تجربه کردند(وبستر –استراتون[۶۸] ،۱۹۹۰). به عنوان مثال با وجود اینکه مطالعات استرس والدگری (مقیاس استرس والدگری آبیدین۱۹۹۰) بر روی جامعه ی بزرگی مورد استفاده قرار گرفته است اما قابل توجه است که اکثر قریب مطالعات در رابطه با استرس والدگری بر روی مادرانی که مراجعات کلینیکی مثل افسردگی داشتند،انجام شده است.

امروزه یک بحث در تمایز اصلی بین استرس والدگری به عنوان یک اختلال یا استرس والدگری یک امر عادی و نرمال مطرح است .‌فاکتورهایی که بعضی از والدین را آنقدر متشنج می‌سازند که افسرده یا مضطرب می‌شوند ، همان فاکتور های هستند که در والدین دیگر تاثیری نگذاشته و آنان از هیچ اختلال عاطفی یا رفتاری رنج نمی برند. در واقع این فاکتور ها ،فاکتور های مشترکی هستند که در تنوع گوناگونی از بزرگسالانی که در جامعه گسترده زندگی می‌کنند به طور یکسان پیدا می‌شوند که بعضی والدین آنقدر تحت تاثیر آن ها قرار می گیرند که مبتلا به انواع اختلالات روانی شده و برخی دیگر نسبت به آن فاکتور ها مقاوم بوده و تاثیری بر آن ها نمی گذارد.

درک اینکه چگونه استرس والدگری در طول زمان گسترش پیدا می‌کند،چگونه والدین و رشد کودک را تحت تاثیر قرار می دهدو چگونه جسم و روان والدین را تحت تاثیر قرار می‌دهد مستلزم دقت نظر در استرس معمولی روزمره ای است که اکثر والدین هر روز و هر هفته با آن رو به رو هستند این وجه تمایز نظریه ی تنش روزمره از نظریه ی والد- کودک –روابط است(تسرنیک و گرینبرگ ،۱۹۹۰؛تسرنیک و همکاران ،۲۰۰۲).

این نظریه اظهار می کندکه والدین می بایست یاد بگیرند که چگونه با مولد های استرس زای هر روزه ی پرورش کودک خود کنار بیایند،سازگاری قسمتی از کار است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




۱-۹-۱-۲ عوامل فردی مرتبط با تعلل­ورزی

چاری و دهقانی (۱۳۸۷) در پژوهشی رابطه­ بین تعلل­ورزی تحصیلی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی را بررسی کردند و ‌به این نتیجه رسیدند که راهبردهای خودتنظیمی به طور منفی و معنادار تعلل­ورزی تحصیلی را پیش ­بینی­ ‌می‌کنند. همچنین مؤلفه­ های راهبردهای انگیزشی یعنی خودکارآمدی، ارزش­گذاری درونی و اضطراب امتحان و راهبردهای شناختی، پیش ­بینی­کننده­ منفی تعلل­ورزی تحصیلی بودند.

نامیان و ‌حسین چاری (۱۳۹۰) در پژوهشی به تبیین تعلل­ورزی تحصیلی دانشجویان ‌بر اساس باورهای مذهبی و هسته­ی کنترل پرداختند، نتایج این پژوهش نشان داد که تعلل­ورزی تحصیلی به وسیله­ بُعد (مؤلفه) اخلاقیات از جهت­گیری مذهبی و هسته­ی کنترل درونی به صورت منفی پیش ­بینی می­ شود. همچنین نتایج نشان داد که هسته­ی کنترل درونی و بُعد اخلاقیات از جهت­گیری مذهبی پیش ­بینی­کننده­ منفی دو بُعد تعلل­ورزی در آماده ­سازی تکالیف و تعلل­ورزی در آماده ­سازی مقاله هستند. همچنین تعلل­ورزی در آمادگی برای امتحان، توسط هیچ ­یک از ابعاد جهت­گیری مذهبی و هسته­ی کنترل درونی پیش ­بینی نشد.

عوضیان، بدری، سرندی و قاسمی (۱۳۹۰) در پژوهشی به بررسی رابطه­ بین تعلل­ورزی و عزت نفس با انگیزش پیشرفت پرداختند، یافته ­های این پژوش نشان داد که بین دو متغیر عزت نفس و انگیزش پیشرفت با تعلل­ورزی ارتباط منفی وجود دارد، همچنین بین عزت نفس و انگیزش پیشرفت رابطه­ مثبت و معناداری وجود داشت.

نتایج پژوهش راثبلوم، بسویک و مان (۱۹۸۸، نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) در خصوص پیش ­بینی­کننده­ های روانشناختی تعلل­ورزی نشان داد تعلل­ورزی با عواملی از قبیل دودل بودن در تصمیم ­گیری، پایین بودن عزت نفس و داشتن عقاید غیرمنطقی درباره خود مرتبط است. تعلل­ورزی در بین افرادی که در تصمیم ­گیری دچار تردید هستند و قادر به یافتن راه ­حل منطقی برای مشکلات خود نیستند، بیشتر است. همچنین افرادی که عقیده دارند که باید توانایی انجام هر کاری را داشته باشند، در هنگام مواجه با شکست احساس ‌خود کم­بینی ‌می‌کنند و در نتیجه انجام امور خود را به تعویق می­اندازند. افرادی که عزت نفس پایینی دارند، تعلل­ورزی بیشتری دارند و از آن به عنوان سپری برای حفظ عزت نفس خود استفاده ‌می‌کنند. آن ها همچنین نشان دادند که اضطراب و افسردگی با تعلل­ورزی مرتبط هستند.

استیل (۲۰۰۷) عواملی را که در پژوهش­های مختلف به عنوان پیشایندها، دلایل و پیامدهای تعلل­ورزی مورد توجه قرار گرفته بودند را مورد بررسی قرار داد و ‌به این نتیجه رسید که عواملی از قبیل خشم و عصبانیت، روان­رنجوری و احساساتی بودن با تعلل­ورزی ارتباط ضعیفی دارند، اما عواملی مانند خودکارآمدی، انگیزش پیشرفت، خودکنترلی، بیزاری از تکلیف، هشیاری و اضطراب و پریشانی از جمله پیش ­بینی­کننده­ های قوی تعلل­ورزی هستند.

رستم اوغلی، موسی­زاده، رضازاده و رستم اوغلی (۱۳۹۲) در پژوهشی به بررسی نقش تعلل­ورزی، خودتنظیم­گری و باورهای فراشناختی در پیش ­بینی ناگویی خلقی دانش ­آموزان دختر مقطع متوسطه ‌به این نتیجه رسیدند که تعلل­ورزی و باورهای فراشناختی به واسطه­ خودتنظیم­گری بر نارسایی هیجانی تأثیر می­ گذارد. دانش ­آموزان با خودتنظیم­گری بالا که از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده می­کردند تعلل­ورزی و ناگویی خلقی پایین­تری داشتند و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آن ها بیشتر بود.

نتایج پژوهش اونووگ­بوزی (۲۰۰۷) در خصوص ارتباط بین تعلل­ورزی تحصیلی و اضطراب آمار در دانشجویان نشان داد که حدود ۸۰ درصد از دانشجویان دوره­ لیسانس در حیطه­های انجام پژوهش، مطالعه برای امتحان و مطالعه­ دروس هفتگی خود دچار تعلل­ورزی هستند. همچنین در این پژوهش تعلل­ورزی تحصیلی با اضطراب امتحان و به­ ویژه اضطراب در فهم مطالب، اضطراب ‌در مورد موقعیت امتحان و ترس از درخواست کمک ارتباط داشت.

کراچانک و راجانی (۲۰۰۸) در پژوهشی رابطه­ بین تعلل­ورزی تحصیلی را با عوامل فردی از قبیل خودتنظیمی، خودکارآمدی، خودکارآمدی برای خودتنظیمی و عزت نفس بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داده است که همه این عوامل با تعلل­ورزی تحصیلی مرتبط­اند، ولی خودکارآمدی برای خودتنظیمی پیش ­بینی­کننده­ قوی تعلل­ورزی ‌می‌باشد. آن ها همچنین نشان دادند که اگرچه خودتنظیمی و خودکارآمدی برای پیش ­بینی تعلل­ورزی مهم هستند، ولی اگر فقط خودتنظیمی را عامل مهم و پیش ­بینی­کننده­ تعلل­ورزی در نظر بگیریم، نقشی را که انگیزش در کاربرد راهبردهای شناختی و فراشناختی بازی می­ کند، نادیده گرفته­ایم. ‌بنابرین‏ فرد باید علاوه بر داشتن مهارت­ های خودتنظیمی، به توانایی‌های خود در کاربرد این راهبردها نیز اعتماد داشته باشد تا بتواند از آن ها استفاده نماید. آن ها همچنین دریافتند که تعلل­ورزی با عزت نفس و نمرات درسی و در نتیجه با پیشرفت تحصیلی رابطه­ منفی دارد؛ افراد دارای سطح بالای تعلل­ورزی، نمرات درسی و معدل کمتری دارند.

دنیس، تراس و آیدوگان[۳۷] (۲۰۰۹) اثر هوش هیجانی را بر تعلل­ورزی تحصیلی و منبع کنترل در گروهی از دانش ­آموزان بررسی کردند و دریافتند که خرده مقیاس­های سازش و انطباق با استرس هوش هیجانی، با تعلل­ورزی مرتبط است. همچنین بین مهارت­ های هوش هیجانی و تعلل­ورزی تحصیلی و منبع کنترل رابطه­ منفی وجود دارد.

نتایج پژوهش رضاپور، پورباغبان و فتحی (۱۳۹۲) در خصوص پیش ­بینی تغییرات تعلل­ورزی تحصیلی ‌بر اساس خودکارآمدی دانشگاهی و رضایت از زندگی نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی و رضایت از زندگی به صورت منفی پیش ­بینی­کننده­ تعلل­ورزی تحصیلی هستند. خودکارآمدی تحصیلی و رضایت از زندگی ۲۰ درصد از واریانس مشترک تعلل­ورزی را پیش ­بینی کرد که ‌به این معنی است که دانشجویانی که از خودکارآمدی تحصیلی و رضایت از زندگی برخوردارند، از تعلل­ورزی تحصیلی کمتری برخوردارند. همچنین نتایج نشان داد که تقویت خودکارآمدی و بهبود رضایت از زندگی تأثیر بسزایی در کاهش تعلل­ورزی دارد.

۲-۹-۱-۲ عوامل محیطی مرتبط با تعلل­ورزی

ریچارد (۱۹۸۶، نقل در شیرزادی، ۱۳۸۹) در پژوهش خود دریافته است که مدارسی که از دانش ­آموزان امتحانات روزانه­ی بیشتری می­ گیرند و به عبارت دیگر یادگیری دانش ­آموزان را گام به گام ارزیابی ‌می‌کنند، دانش ­آموزان­شان تعلل­ورزی کمتری دارند و خود را به یادگیری و انجام فعالیت­های تحصیلی ملزم می­دانند.

پادن و استل (۱۹۹۷) در پژوهشی با عنوان کاهش تعلل­ورزی از طریق طراحی تکلیف و دوره ‌به این نتیجه رسیدند که بین ویژگی­های تکالیف و میزان تعلل­ورزی ارتباط وجود دارد. تکالیف درسی اگر با اهمیت، جالب و از سطح دشواری متوسطی برخوردار باشند، دانش ­آموزان میل و رغبت بیشتری برای انجام این تکالیف دارند. این محققان به معلمان توصیه ‌می‌کنند که تکالیف درسی را به گونه ­ای مرتبط با درس خاص که دارای جذابیت باشد طراحی کنند تا دانش ­آموزان در انجام این تکالیف تعلل نکنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




علاوه بر موارد عنوان شده در اهمیت تعهد سازمانی می توان گفت کارکنانی که به سازمان متعهد می‌باشند همواره و در تمامی مراحل زندگی ، حتی پس از بازنشستگی نیز این انگیزه را در خود حفظ کرده و همیشه سعی در ایجاد چهره مناسبی از سازمان خود در جامعه دارند و در مقابل مشکلات سازمان احساس مسئولیت داشته و به موفقیت‌های آن نیز افتخار می‌کنند .

۲-۲-۳-شرایط ایجاد تعهد سازمانی

برای ایجاد تعهد سه مرحله مطرح است :

    1. پذیرش[۷۴] : در این مرحله شخص نفوذ دیگران را برای به دست آوردن چیزی مانند حقوق می پذیرد .

    1. تعیین هویت کردن یا همانند سازی : در این مرحله شخص نفوذ خود را به منظور ادامه روابط ارضاکننده و خود مطرحی می پذیرد .افراد به خاطر پیوستن به سازمان احساس غرور می‌کنند.

  1. درونی شدن [۷۵]: در این مرحله فرد متوجه می شود که ارزش های سازمان ماهیتاً و ذاتاً پاداش دهنده هستند و با ارزش های شخصی فرد منطبق می‌باشند .

چنانچه ایجاد تعهد را به شیوه بالا قرار دهیم به ما کمک خواهد کرد که بدانیم سازمان‌های مختلف چگونه در بین نیروی انسانی خود تعهد ایجاد می‌کنند . در واقع می توان این سازمان‌ها را بر اساس نوع تعهدی که از طریق آن ها نشان داده شده است طبقه بندی کرد .به طور مثال سازمان‌های مذهبی از اعضایی تشکیل یافته که ارزش های سازمان در آن درونی شده است .

سازمان های ژاپنی و سازمان‌هایی که دارای فرهنگ قوی سازمانی هستند ، به وسیله اعضایی که خودشان را با سازمان تعیین هویت می‌کنند شناخته می‌شوند .این افراد خودشان را با سازمان تعیین هویت می‌کنند و شناخته می‌شوند چرا که این سازمان‌ها خواهان چیزهایی هستند که برای اعضای آن ها ارزشمند است . نهایتاًٌ زمانی که در بعضی از سازمان‌ها (یا بهتر است گفته شود در اکثر سازمان‌ها ) اعضا دستورات را می‌پذیرند اما ممکن است تعهد کمی نسبت به سازمان داشته باشند ، بدین معنا است که فرد بیش از تبادل کار برای پول و مقام متعهد به سازمان نیست .(خلج ، ۱۳۸۸ ،۱۳۷ )

برای تبیین بهتر موضوع نمودار نمودار هرم سطوح تعهد را در شکل زیر می بینید :

شکل شماره ۲-۱۴ –هرم سطوح تعهد (برگرفته از خلج ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، ۱۳۸۸، ۱۳۸)

سازمان مذهبی

سازمان اداری دارای فرهنگ قوی

سایر سازمان‌های متوسط با فرهنگ متوسط و ضعیف

سطح عالی تعهد

تعیین هویت با سازمان

درونی شدن ارزش های سازمان

تعهد خاص پول و مقام

سطح خوب تعهد سازمانی

سطح متوسط و پایین تعهد

۲-۲-۳-۱-پیش شرطهای تعهد سازمانی

  1. پیش شرطهای تعهد عاطفی عبارتند از :

    • چالش شغلی

    • وضوح نقش

    • وضوح اهداف

    • مشکل بودن هدف

    • پذیرش مدیریت : میزانی که مدیریت پیشنهادات کارکنان را می پذیرد .

    • انسجام کارکنان

    • تبعیت پذیری سازمان

    • بازخور

  • مشارکت

این متغیرها تحت عنوان متغیرهای تجربه کار می­باشند که به دو گروه تقسیم می­شوند:

    1. متغیرهایی که نیاز کارمند را به احساس آرامش و راحتی از نظر فییکی و روانی تأمین می­ کند.

  1. متغیرهایی که به احساس شایستگی کارمند در نقشی که به او سرده شده کمک می­ کند.

متغیرهایی که در گروه اول قرار ‌گرفته‌اند و با تعهد همبستگی دارند عبارتند از:

    • تحقیق انتظارات پیش از ورود به سازمان

    • برابری و رعایت عدالت در توزیع پاداش­ها

    • وابستگی و قابلیت اعتماد به سازمان

    • حمایت سازمانی

    • وضوح نقش

    • رهایی از تعارض

  • سبک رهبری

همچنین متغیرهایی که در گروه دوم قرار ‌گرفته‌اند شامل:

    • تحقق اهداف

    • استقلال در کار

    • منصفانه بودن پاداش مبتنی بر عملکرد

    • چالش شغلی

    • قلمرو شغل

    • فرصت پیشرفت و ارتقای شغلی

    • فراهم بودن فرصت کافی جهت ابراز عقاید و نظرات شخصی

    • مشارکت در تصمیم گیری

  • اهمیت شخصی برای سازمان (حسن پور ، ۱۳۸۷ ،۹۷-۹۵)

۲-۲-۳-۲-پیش شرط­های تعهد مستمر

    • حجم سرمایه گذاری­های (اندوخته­های) فرد در سازمان که شامل مهارت ­ها، آموزش، تغیر محل زندگی و سرمایه گذاری­های فرد می­باشند.

    • درک قابلیت دستیابی به جایگزین­های شغلی

  • در نهایت مطرح می­ شود که بعد تکلیفی تعهد سازمانی به وسیله تجربیات فرد قبل از ورود به سازمان (اجتماعی شدن خانوادگی ـ فرهنگی) و هم بعد از ورود فرد به سازمان (اجتماعی شدن سازمانی) تحت تأثیر قرار ‌می‌گیرد. ‌در مورد اجتماعی شدن خانوادگی ـ فرهنگی یک کارمند اگر افراد مهم برای او (مثل والدین) مدت طولانی در یک سازمان مشغول بوده باشند و یا بر وفاداری به یک سازمان تأکید کرده باشند تعهد تکلیفی قوی به سازمان دارد. با توجه به اجتماعی شدن سازمانی، مطرح می­ شود که کارکنانی که راهنمایی می­شوند که باور کنند (به وسیله شیوه ­های مختلف سازمانی) که سازمان وفاداری آن­ها را انتظار دارد، احتمالاً تعهد تکلیفی قویتر نسبت به آن سازمان دارند. مدل سه بخشی تعهد سازمانی به صورت شکل صفحه بعد نمایش داده می­ شود. (حسن پور ، ۱۳۸۷ ،۹۷-۹۶)

شکل شماره ۲-۱۵- مدل سه بخشی سازمانی می یر و آلن (برگرفته ‌از حسن پور ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، ۱۳۸۷، ۹۸)

تعهد رفتاری

تعهد عاطفی

ویژگی­های شغلی

تجربیات کاری

ـ احساس آرامش

ـ شایستگی

ویژگی­های ساختاری

ویژگی­های فردی

سرمایه گذاری­ها

فرصت­های شغلی جایگزین

اثر پذیری (اجتماعی شدن)

سرمایه گذاری سازمان

جبران متقابل

تعهد مستمر

تعهد تکلیفی

ترک خدمت

رفتارهای شغلی

ـ عملکرد

ـ غیبت

رفتارهای مبتنی بر تبعیت سازمانی

۲-۲-۴-مراحل توسعه تعهد سازمانی

تعهد شامل ۵ مرحله توسعه می‌باشد (بریکمن ، سورنتینو ، ورتمن)[۷۶] این مراحل که تعامل پویای شخص با محیط را مشخص می‌کنند شامل : شناسایی ، آزمایش ، اشتیاق ، رفع خستگی و یکپارچگی می‌باشند که ضمن اینکه هر مرحله شرایطی را برای ورود به مرحله بعدی فراهم می آورد ، یک آگاهی کلی در خصوص اینکه اشخاص چگونه متعهد شوند را نیز ارائه می‌دهند .

    1. مرحله اول : اکتشاف در این مرحله اشخاص از نتایج برقراری ارتباط مثبت با سازمان مطلع می‌شوند .

    1. مرحله دوم آزمایش در این مرحله اشخاص عناصر منفی تعهد سازمانی را کشف کرده و میزان اشتیاق و توانایی شان را برای بیان این عناصر می سنجند .

    1. مرحله سوم : اشتیاق در این مرحله عناصر مثبت و منفی در مراحل اول و دوم ترکیب شده و افراد با نگرشی مثبت نسبت به سازمان و یا تعهدی مشتاقانه و از روی میل برای رسیدن به اهداف و ارزش‌های سازمانشان مشارکت می‌کنند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




به طور خلاصه اغلب تحقیقات در این زمینه رابطه بین فرسودگی شغلی را با دیگر متغییرها مورد بررسی قرار داده‌اند. ولی از آنجا که طراحی و اجرای کارگاه ­های آموزشی بر خلاف آموزش و تدریس، یک فعالیت علمی – اجرایی است و این قابلیت را دارد که همزمان دانش، نگرش و مهارت مخاطب را در فرایند یادگیری درگیر سازد، کاربرد آن برای کاهش فرسودگی شغلی می ­تواند نسبت به دیگر روش­ها اثرات قابل توجهی داشته باشد. لذا اجرای کارگاه آموزشی در این زمینه با شرایط و تجربیات واقعی کارکنان همخوانی دارد. ‌بنابرین‏ کارگاه آموزشی می ­تواند یک رویکرد جدید (آموزشی – اجرایی) در زمینه کاهش فرسایش شغلی باشد.

۱-۴ اهداف پژوهش

۱-۴-۱هدف علمی (کلی):

تعیین تأثیر آموزش کارگاهی تعهد سازمانی در کاهش فرسودگی شغلی کارکنان اداره دخانیات استان یزد .

۱-۴-۲اهداف کاربردی (جزئی):

    1. تعیین تأثیر آموزش کارگاهی تعهد سازمانی در کاهش خستگی عاطفی کارکنان اداره دخانیات استان­ یزد .

    1. تعیین تأثیر آموزش کارگاهی تعهد سازمانی در کاهش شخصیت زدایی کارکنان اداره دخانیات استان­ یزد .

  1. تعیین تأثیر آموزش کارگاهی تعهد سازمانی در کاهش فقدان موفقیت فردی کارکنان اداره دخانیات استان­ یزد .

۱-۵ فرضیه های پژوهش

۱-۵-۱فرضیه اصلی تحقیق

آموزش کارگاهی تعهد سازمانی سبب کاهش فرسودگی شغلی کارکنان اداره دخانیات استان­ یزد می­ شود.

۱-۵-۲فرضیه های جزئی تحقیق

    1. آموزش کارگاهی تعهد سازمانی سبب کاهش خستگی عاطفی کارکنان اداره دخانیات استان­ یزد می­ شود.

    1. آموزش کارگاهی تعهد سازمانی سبب کاهش شخصیت زدایی کارکنان اداره دخانیات استان یزد می­ شود.

  1. آموزش کارگاهی تعهد سازمانی سبب کاهش فقدان موفقیت فردی کارکنان اداره دخانیات استان­ یزد می­ شود

۱-۶ تعاریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق

۱-۶-۱تعریف مفهومی متغییرهای تحقیق

۱-۶-۱-۱فرسودگی شغلی:

اصطلاح فرسودگی برای توصیف سندرمی به کار می­رود که شامل خستگی و کناره گیری است. این پدیده دارای علائم روانی و جسمانی مانند کاهش انرژی، خستگی مزمن، ضعف، افزایش آسیب­پذیری به بیماری­ها، سردردهای مزمن، تنش­های عضلانی، دردهای پشت، شکایات متعدد جسمانی و اختلالات خواب، علائم هیجانی آن مانند درماندگی، نا­امیدی، افزایش تنش و تعارض، افزایش حالت­های منفی عصبی مثل بی قراری، عصبانیت، تحریک­پذیری و نگرش منفی نسبت به خود، شغل خود و زندگی و در نهایت رفتارهای کناره­گیری از کار مثل غیبت و فرار از کار ‌می‌باشد (ده بزرگی و حدائق، ۱۳۸۵).

بر اساس تئوری چند بعدی فرسودگی مسلش (۱۹۹۸) شاخص­ های فرسودگی شغلی چنین تعریف شده است ۱) خستگی عاطفی: بعدی از فرسودگی شغلی است که منبع تنش‌های فردی را موجب می­ شود و اشاره به احساساتی دارد که در صورت وجود طولانی مدت آن، سبب کاهش هیجانات شخصی و ابتکار عمل در وی می­گردد، ۲) مسخ شخصیت و بدبینی: مربوط به پاسخهای منفی کم و یا بیش از اندازه نسبت به اوضاع مختلف شغلی فرد است که سبب ایجاد نگرش منفی، احساس نامناسب بودن و در نهایت سبب پیدایش شکاف بین فرد و شغل او می­گردد، ۳) کاهش یا عدم مؤثر بودن و یا کاهش ناکارآمدی شغلی: به احساس عدم ظرفیت و نبود موفقیت و بهره ­وری در کار مربوط می­گردد.

۲-۱-۶-۱تعهد سازمانی:

تعهد سازمانی عبارت است از اعتقاد به ارزش­ها و اهداف سازمان، احساس وفاداری به سازمان، الزام اخلاقی، تمایل قلبی و احساس نیاز به ماندن در سازمان.که بر پایه دیدگاه آلن و میر (۱۹۹۱) برای آن سه مؤلفه‌ در نظر گرفته شده است: ۱) تعهد عاطفی- تمایل افراد به گذاشتن انرژی و وفاداری خویش برای ادامه دادن به کار خود در سازمان، ۲) تعهد مستمر – تمایل به انجام فعالیت‌های مستمر ‌بر اساس تشخیص فرد از هزینه­ های مرتبط با ترک سازمان و ۳) تعهد هنجاری احساس تکلیف به باقی ماندن به عنوان یک عضو از سازمان (رضاییان، ۱۳۸۷).

۱-۶-۱-۳کارگاه آموزشی:

کارگاه آموزشی نوع گسترش یافته­ای از تدریس یا یک دوره آموزشی کوتاه مدت (چند جلسه ای) است که ترکیبی از روش­های و فنون تدریس از جمله روش های نمایشی(مثل سخنرانی)، کارگروهی و مشارکتی را به کار ‌می‌گیرد. به عبارتی کارگاه آموزشی فعالیت علمی- اجرایی است که دارای سه مرحله مهم است: فعالیت­های علمی – اجرایی پیش از کارگاه، حین کارگاه و پس از کارگاه آموزشی (بارانی و پاکپور، ۱۳۹۳).

۱-۶-۲تعریف عملیاتی متغییرهای تحقیق

۱-۶-۲-۱فرسودگی شغلی

منظور از فرسودگی شغلی نمره ای است که شرکت کنندگان در این تحقیق در هر کدام از مقیاس­های پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (۱۹۹۸) ؛ خستگی عاطفی، شخصیت زدایی و فقدان موفقیت فردی به دست می آورند.

۱-۶-۲-۲کارگاه آموزشی تعهد سازمانی:

کارگاه آموزشی در این پژوهش عبارت است از الگوی یا برنامه آموزش کارگاهی که محتوای تعهد سازمانی در قالب آن طراحی، تدریس و نتایج آن سنجیده می­ شود. تعهد سازمانی محتوایی است که در ۷ جلسه ۲ ساعته کارگاهی برای گروه آزمایش تحقیق ارائه شده است.

فصل دوم

ادبیات پژوهش

۲-۱مقدمه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




توانمندسازی عبارت است از تقویت عقاید افراد و ایجاد اعتماد له نفس در آن ها نسبت به خودشان و تلاش در جهت اثر بخشی فعالیت های سازمان(گوردون ۱۹۳۳).

«آلفرد باندورا» توانمندسازی را ایجاد تطابق با شرایط محیط اطراف دانسته و برای آن چهار عامل اصلی را بر می شمارد( گوردون، ۱۹۹۳):

*حمایت عاطفی افراد زمانی که درگیر انجام امور استرس زا هستند.

*تشویق نمودن و دادن بازخور مثبت به آن ها.

*معرفی نمونه هایی از افراد موفق و اثربخش به آن ها.

*کسب تجربه از طریق انجام موفقیت آمیز یک فعالیت.

توانمندسازی همچنین تشویق افراد به مشارکت بیشتر در اتخاذ تصمیم هایی که بر فعالیت‌های آنان تاثیر گذار است. از این طریق می‌توانیم فرصتهایی را برای افراد فراهم آوریم تا نشان دهند که می‌توانند ایده های خوبی آفریده و به آن جامه عمل بپوشانند( اسمیت، ۲۰۰۰، ۱).

توانمندسازی ‌به این معنا است که افراد را به طور ساده تشویق کنیم تا نقش فعالتری در کار خود ایفا کنند و تا آنجا پیش روند که مسئولیت بهبود فعالیت‌های خویش را بر عهده بگیرند و در نهایت به حدی از توان برسند که بدون مراجعه به مسئول بالاتر بتوانند تصمیماتی کلیدی اتخاذ نمایند(باقریان، ۱۳۸۱، ۱۰).

توانمندسازی فراهم آوردن ابزار لازم برای افراد به گونه ای است که برای آن ها قابل فهم باشد و بتوانند از آن در جهت مصالح خود استفاده کنند(نیکل، ۱۹۹۵، ۱۵۵).

۲۰

در فرهنگ لغت وبستر از توانمندسازی به عنوان تفویض اختیار یا اعطای قدرت قانونی به سایرین تعبیر شده است.

کانگر وکاننگو معتقدند هر گونه استراتژی یا تکنیک مدیریتی که به افزایش حق تعیین سرنوشت و کفایت نفس کارکنان منجر شود توانمندسازی آن ها را در پی خواهد داشت.

دنیس کین لا در کتاب توانمندسازی نیروی انسانی در تعریف توانمندسازی چنین می‌گوید: «توانمندسازی فرایند نیل به بهبود و بهسازی مستمر در عملکرد سازمان از طریق توسعه و گستزش نفوذ و قابلیت افراد و تیم ها، در همه جنبه ها و وظایف است که روی عمکرد کل سازمان و افراد اثر دارد. توانمندسازی به عنوان یک راهبرد توسعه سازمانی است. به عبارت دیگر توانمندسازی به ‌عنوان توسعه و گسترش قابلیت و شایستگی افراد برای نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمان است.»

کین لا می‌گوید معنی متداول توانمندسازی در چنین عبارتهایی بیان می شود:

*دادن اختیاز تصمیم گیری به رده های پایین تر سازمان در حد امکان.

*واگذاری حل مشکل به افرادی که به آن نزدیکترند.

*افزایش احساس مالکیت افراد نسبت به کار و سازمانشان.

*واگذاری شغل به افراد و عدم ایجاد مانع به منظور اینکه بتوانند کارشان را انجام دهند.

*جلب اعتماد کارکنان به منظور انجام کارهای درست. (ایران نژاد سلیمان، ۱۳۷۸، ۱۶ و ۲۱)

پاترفیلد در تعریف توانمندسازی می‌گوید: «توانمندسازی عبارت است از توانایی کارکنان در استفاده بیشتر از قوه تشخیص و تحلیل، داشتن بصیرت در انجام کارهایشان و مشارکت کامل در تصمیم‌هایی که بر زندگی کاری آن ها اثر می‌گذارد.»(پاترفیلد، ۱۹۹۵، ۲).

فرهنگ لغت آکسفورد نیز فعل توانمندسازی را به عنوان توانا ساختن و به معنای ایجاد شرایط لازم برای بهبود انگیزش افراد در انجام وظایف خویش، از طریق پرورش احساس کفایت نفس تعریف ‌کرده‌است.

۲۱

همچنین تعاریف گوناگونی از واژه توانمندسازی توسط پژوهش گران و صاحب نظران در این زمینه ارائه شده است. عبارت زیر تقریباً همه مفاهیم موجود در تعاریف ارائه شده را در برمی‌گیرد: (امیدواری، ۱۳۸۶)

* توانمندسازی، واگذاری اختیارات رسمی و قدرت قانونی به کارکنان است.

* توانمندسازی فرایند توسعه است، باعث افزایش توان کارکنان برای حل مشکل، ارتقای بینش سیاسی و اجتماعی کارکنان شده و آنان قادرند عوامل محیطی را شناسایی و تحت کنترل بگیرند.

* توانمندسازی اعطای اختیار تصمیم گیری به کارکنان به منظور افزایش کارایی آنان و ایفای نقش مفید در سازمان است.

* توانمندسازی فقط دادن قدرت به کارکنان نیست، بلکه موجب می شود کارکنان با فراگیری دانش، مهارت و انگیزه بتوانند عملکردشان را بهبود بخشند.

* توانمندسازی فرایندی ارزشی است که از مدیریت عالی سازمان تا پایین ترین رده امتداد می‌یابد.

* توانمندسازی محیطی را به وجود می آورد تا کارکنان بتوانند با اختیارات بیشتر کار کرده و در فرایند تغییر و بهبود تولید نقش داشته باشند، نیازشان به سرپرست مستقیم کاهش یافته و در تحقق اهداف سازمان مشارکت دارند.

* توانمندسازی تبدیل نیروی کار جسمی به نیروی فکری است.

* دو پژوهشگر به نامهای مارری و تورلاکسون (۱۹۹۶) می‌گویند: «توانمندسازی یعنی، قبل از آن که به کارکنان بگویید چه کار کنند، می‌توانند به خوبی وظایف شان را درک کنند».

* توانمندسازی فرایندی است که موجب رشد کارکنان می شود. کارکنان توانمند قادرند راه حل های مناسب برای حل مشکلات پیدا کنند.

* توانمندسازی از طریق چالش‌های داخلی و خارجی سازمان به دست می‌آید. چالش‌های خارجی شامل: افزایش شتاب تغییرات، محیط رقابتی، انتظارات جدید مشتریان و شرایط جدید بازار کار است. چالش‌های داخلی بیشتر تأکید بر حفظ و نگهداری نیروی انسانی موجود، افزایش سطح انگیزش، رشد و شکوفایی استعداد و مهارت های کارکنان دارد.

* توانمندسازی با اعمال فشار مدیران و دستورالعمل ها تحقق نمی یابد. بلکه فرایندی است که لازمه‌اش پذیرش فرهنگ توانمندسازی و مشارکت کارکنان است.

۲۲

* توانمندسازی فرایندی است که در آن شرایط برای توانمندی فراهم است. اطلاعات از جنبه‌های مختلف تجزیه وتحلیل، اهداف روشن، تصمیم گیری ها دارای مرزبندی و فعالیت کارکنان از کارایی بالا برخوردار است. ملاک صلاحیت و شایستگی کارکنان برای ارتقا، بستگی به میزان مهارت و دانش و توانایی دارد. در توانمندسازی سبک رهبری مرشد سالاری بوده و با حمایت از کارکنان آنان را پذیرش ریسک تشویق می‌کنند.

* توانمندسازی یعنی، واگذاری اختیارات رسمی، تفویض قدرت به کارکنان تا بتوانند در تحقق اهداف سازمان سهیم باشند.

* توانمندسازی، قدرت اتخاذ تصمیم گیری در چارچوب مرزهای مشخص است. در توانمندسازی مدیر، بخش از اختیارات یا قدرت تصمیم گیری را به کارکنان واگذار می‌کند.(آقایار،۱۳۸۲) ‌بنابرین‏، توانمندسازی فرایندی است که در آن:

* فرهنگ توانمندسازی در آن رشد می‌کند.

* تبادل اطلاعات و دیدگاه ها به آسانی صورت می‌گیرد.

* اهداف مشخص و تعریف شده است.

* مرزهای تصمیم گیری روشن است.

* تقسیم کار صورت می‌گیرد.

* شایستگی ها در قالب کسب تجربه و آموزش ها شکوفا می شود.

* منابع کافی انجام کار(پول، مواد، تجهیزات، نیروی انسانی) در اختیار کارکنان قرار می‌گیرد.

* پشتیبانی لازم توسط مدیران عالی سازمان از فرهنگ توانمندسازی صورت می‌گیرد.

* کارکنان تشویق و ترغیب به پذیرش ریسک و مخاطره می‌شوند.

* توانمندسازی به سادگی و به سرعت تحقق نمی یابد، بلکه فرایندی نسبتاً طولانی است.

۲-۲- ضرورت توانمندسازی کارکنان در سازمان‌ها :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




اشکال روش فوق این است که می‌تواند در جریان داوری به عنوان تاکتیک وقت‌کشی مورد استفاده قرار گیرد، به ویژه اگر تصمیم دادگاه قابل پژوهش یا فرجام‌خواهی باشد. از طرف دیگر طرح جرح در دیوان داوری دارای این مزیت است که تأخیر در جریان داوری به حداقل می‌رسد. اشکال روش فوق این است که در صورت رد شدن جرح در دیوان داوری موضوع ممکن است بار دیگر در حین رسیدگی داوری یا پس از صدور رأی در دادگاه مطرح شود که نتیجه آن تعلیق جریان رسیدگی یا امتناع از اجرای رأی یا ابطال آن می‌باشد.

بعلاوه طرح جرح در دیوان داوری باعث درگیری مستقیم طرف جرح‌کننده با دیوان داوری است که اگر دیوان این جرح را رد کند، آن درگیری‌های مستقیم اثر نامطلوبی بر رابطه دیوان داوری و طرف جرح کننده در روند داوری خواهد داشت.

در داوری‌های موردی چنانچه طرفین قواعد داوری آنسیترال را انتخاب کرده باشند، این قواعد در خصوص جرح داور روش خاص خود را دارد، به گونه‌ای که تحت این قواعد مقام ناصب تعیین شده توسط طرفین یا توسط دبیرکل دیوان دائمی داوری در لاهه که مرجع معین شده توسط قواعد است، تصمیم‌گیری در خصوص جرح داور را نیز برعهده دارد.[۵۳]

چنانچه طرفین این قواعد را انتخاب نکرده باشند قانون داوری مقر داوری روش جرح را معین خواهد کرد. امروزه بسیاری از قوانین ملّی داوری بر گرفته از قانون داوری نمونه آنسیرال[۵۴] است تحت این قانون جرح در دو مرحله صورت می‌گیرد: مرحله نخست، دیوان داوری به جرح رسیدگی خواهد کرد و چنانچه جرح را رد کند؛ در مرحله دوم، طرف جرح کننده ظرف ۳۰ روز پس از دریافت تصمیم رد خواهد توانست به دادگاه ملّی یا هر مرجعی که تحت قانون داوری ملّی تعیین شده است، به جهت تصمیم‌گیری برای جرح مراجعه نماید.

این قانون مقرر می‌دارد داوری هنگامی که دعوای جرح نزد مرجع ملّی مطرح است با داور تحت جرح ادامه خواهد داشت و حتی می‌تواند به صدور رأی برسد. به موجب این قانون تصمیم دادگاه غیر قابل پژوهش می‌باشد.[۵۵]

بنابر برخی از قوانین داوری، یک طرف نمی‌تواند به طور کلی جرح را تا پایان جریان داوری در دادگاه ادامه دهد. چنانچه طرفین ‌در مورد روش جرح با یکدیگر توافق کرده باشند، هر تصمیمی که تحت این روش اتخاذ شود، نهایی خواهد بود و تنها ممکن است کنترل محدودی برای دادگاه وجود داشته باشد، بگونه ای که پس از صدور رأی بتوان درخواست ابطال آن را به جهت عدم استقلال و جانب‌داری داور، از دادگاه درخواست نمود.

به طور معمول قوانین ملّی نظارت بر رعایت شرایط موجب جرح را برعهده دادگاه‌های ملّی نهاده‌اند. چگونگی اعمال این نظارت از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. حق نظارت و کنترل دادگاه‌های ملّی بر جرح داور محدود به دادگاه‌های محل داوری نیست، این حق ممکن است به دادگاه‌های کشور محل شناسایی و اجرای داوری نیز داده شده باشد، برای مثال، کشورهای عضو عهدنامه ۱۹۵۸ نیویورک در خصوص شناسایی و اجرای آرای داوری خارجی، به موجب ماده (ب) (۲) ۵ چنانچه کشور مجری رأی باشند، دادگاه‌های‌شان می‌توانند رأساٌ از اجرای رأی به دلیل آنکه با نظم عمومی آن کشور مغایرت دارد، امتناع کنند، زیرا به طور کلی پذیرفته شده است که فقدان بی‌طرفی یا استقلال داور از مواردی است که رأی چنین داور یا دیوانی را خلاف نظم عمومی محل اجرا می‌سازد، گرچه کشورها با تفسیر مضیق از نظم عمومی خود در موضوعات بین‌المللی، با احتیاط ‌به این موضوع عمل خواهند کرد.[۵۶]

۵- تشریفات جرح سازمانی[۵۷]

همان طور که گفته شد سازمان‌های داوری در قواعد داوری خود، آیین جرح مختص به خود را دارند، اما اعمال این آیین‌ها در یک داوری در صورتی میسر است که با قانون قابل اعمال بر داوری یا قانون کشور مقر داوری مغایر نباشد. در قوانین کشورهای مختلف ممکن است یکی از سه حالت زیر پذیرفته شده باشد که نسبت به داوری سازمانی مؤثر می‌باشند:

الف- تصمیم‌گیری در خصوص جرح تنها در اختیار دادگاه می‌باشد. لذا آیین جرح داوری سازمانی در این کشورها کاربردی ندارد.

ب- تصمیم‌گیری در خصوص جرح تنها در اختیار سازمان داوری است. در این کشورها سازمان داوری بدون دخالت دادگاه در خصوص جرح تصمیم‌گیری می‌کند.

ج- تصمیم‌گیری در خصوص جرح ممکن است توسط سازمان داوری صورت گیرد، اما امکان اعتراض ‌به این تصمیم در دادگاه ملّی وجود دارد. در این کشورها چنانچه، طرفین درخصوص آیین جرح از جمله آیین جرح سازمانی توافق کرده باشند طبق همان آیین عمل خواهد شد. (با رعایت قواعد آمره قانون مقر داوری) و سازمان داوری می‌تواند در خصوص جرح تصمیم‌گیری کند، اما پس از این ممکن است یکی از طرفین در اعتراض ‌به این تصمیم، جرح را در دادگاه ملّی طرح کند.

همان گونه که ذکر گردید، در تشریفات جرح داور، توافق و اراده طرفین نقش اساسی دارد. گرچه به طور معمول بین طرفین در این باره توافقی به طور مستقیم وجود ندارد، اما ممکن است با انتخاب قواعد داوری سازمانی به طور غیرمستقیم این تشریفات مشخص شده باشد. ‌بنابرین‏ رسیدگی به جرح ‌بر اساس مقررات مندرج در قواعد داوری سازمان‌های داوری و در صورت فقدان چنین قواعدی بر اساس مقررات قانون داوری انجام خواهد شد.

رویه معمول در قواعد داوری‌های سازمانی آن است که لایحه یا درخواست جرح که در آن دلایلی ذکر شده است برای سازمان فرستاده می‌شود و آن سازمان نظر طرف دیگر و داور مربوطه یا دیوان داوری را در این خصوص اخذ می‌کند. اگر طرفین نتوانند در خصوص برکناری (عزل) داور توافق نمایند یا داور خود کناره‌گیری نکند سازمان تصمیم مقتضی را خواهد گرفت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




راننده مبتدی و باتجربه: راننده کسی است که دارای حداقل سن ۱۸ سال تمام باشد. گواهی نامه رانندگی به کسانی داده می شود که دارای گواهی سلامت جسمی و روانی از مراجع صلاحیت دار پزشکی، قبولی در آزمون‌های آیین نامه و مهارت عملی رانندگی با وسیله نقلیه مربوط باشد، این نوع گواهینامه برای درخواست کنندگان در اولین مرحله با اعتبار موقت یک ساله صادر می شود و در مدت یاد شده دارنده آن مکلف به رعایت محدودیت ها و شرایط ویژه ای می‌باشد که در صورت رعایت آن ها و رعایت مقررات آیین نامه راهنمایی و رانندگی تا ۵ سال تمدید خواهد شد که ‌به این دسته از رانندگان مبتدی می‌گویند، و پس از تمدید مجدد آن و تبدیل به گواهینامه ۱۰ساله راننده باتجربه تلقی می‌گردند. شرایط و ضوابط مربوط به رانندگی با گواهی نامه موقت و نحوه تبدیل آن، به موجب دستورالعملی است که به پیشنهاد راهنمایی و رانندگی و تصویب وزیر کشور، مشخص و اعلام می‌گردد (سواری، ۱۳۸۴).

برنامه آموزشی کوتاه مدت مبتنی بر تئوری رفتار برنامه­دار: این روش آموزشی بر اساس مطالعات انجام شده در دو حوزه درک خطر و انگیزش و نگرش نسبت به انجام رفتار خاصی توسط هورسویل و مک­کنا (۱۹۹۹) و نورفرن[۱۴] و راندوم (۲۰۰۹) و آیزن (۱۹۹۱) است. فرض اساسی این دیدگاه این است که تعیین کننده اصلی رفتار انسان ، قصدهای رفتاری است. زیربنای شکل گیری قصدها سه مؤلفه‌ مستقل نگرش نسبت به پیامد رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده هستند.

تعریف عملیاتی متغیرها

در این پژوهش سه متغیر وابسته ادراک خطر، انگیزه و نگرش نسبت به رعایت سرعت و سبقت مجاز و رفتارهای پرخطر رانندگی سنجیده می­شوند. متغیر مستقل در مطالعه اول مبتدی و باتجربه بودن و در مطالعه دوم گروه آزمایش و کنترل است.

درک خطر: منظور از درک خطر نمره‌ای است که آزمودنی از پرسشنامه ۳۹ سوالی درک خطرات ترافیکی (نورفرن و راندوم، ۲۰۰۹) که احساس خطر در موقعیت های مختلف ترافیکی را می­سنجد، کسب می‌کند.

نگرش: منظور از نگرش، نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه­ای مشتمل بر ۲۴ سوال تهیه شده ‌بر اساس تئوری رفتار برنامه دار (آیزن، ۱۹۹۱) به دست می آورد.

رفتارهای پرخطر ترافیکی: منظور از رفتارهای پرخطر (لغزش ها، خطاها، تخلفات پرخاشگرانه و معمولی) نمره‌ای است که آزمودنی از پرسشنامه رفتار رانندگی لاجون[۱۵] و همکاران (۲۰۰۴) فرم ۲۷سوالی آن کسب می‌کند.

راننده مبتدی و باتجربه: در تعریف عملیاتی، راننده مبتدی به کسی گفته می شود که بدون در نظر گرفتن تعداد سال های اخذ گواهینامه رانندگی تجربه رانندگی کمتر از ۵ سال دارند و باتجربه کسی است که تجربه رانندگی بیش از ۵ سال دارد.

برنامه آموزشی کوتاه مدت مبتنی بر تئوری رفتار برنامه­دار: این روش آموزشی بر اساس مطالعات انجام شده در دو حوزه درک خطرات ترافیکی و انگیزش و نگرش نسبت به رفتار رانندگی با سرعت و سبقت مجاز توسط هورسویل و مک­کنا (۱۹۹۹) و نورفرن و راندوم (۲۰۰۹) و آیزن (۱۹۹۱) انجام شده تدوین گردید. در این برنامه دربرگیرنده مؤلفه‌ ­های نگرشی شامل نگرش نسبت به پیامدهای رانندگی با سرعت/ سبقت مجاز، ذهنیت فرد نسبت به هنجارها و تصور فرد از توانایی خود در کنترل رفتار رانندگی با سرعت/سبقت مجاز و شناسائی موقعیت­های خطر در ترافیک بود. این برنامه آموزشی به صورت ۵ جلسه، به مدت ۱ساعت ارائه ­شد.

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

حوادث ترافیکی

حادثه به عنوان رویداد غیرمنتظره و برنامه‌ریزی نشده‌ای تعریف می شود که می‌تواند موجب آسیب شود. سازمان بهداشت جهانی[۱۶] نیز آن را به صورت رویدادی بی سابقه که موجب آسیب قابل تشخیص می شود تعریف نموده است. حادثه در هر شرایطی که اتفاق بیفتد منجر به ‌آسیب‌های جسمانی، عوارض روحی و روانی و خسارت اجتماعی می‌شود. ‌بنابرین‏ دامنه خسارات بهداشتی و درمانی ناشی از آن می‌تواند مدت زمانی طولانی فرد و جامعه را با خود درگیر کند (فرهادی، تقدیسی و صلحی، ۱۳۸۴).

سالانه در سرتاسر جهان حدود ۲/۱ میلیون نفر در اثر تصادفات جاده‌ای کشته می‌شوند. در حالی که تعداد مجروحین تصادفات جاده‌ای به بیش از ۵۰ میلیون نفر هم می‌رسد (توریان و پدن[۱۷]، ۲۰۰۷)، تخمین زده می‌شود اگر ابتکار عملی صورت نگیرد، در سرتاسر جهان در بین سال‌های ۲۰۰۰ تا سال ۲۰۲۰ تعداد ‌مرگ‌ها و جراحت‌ها حدود ۶۵% افزایش پیدا خواهد. انتظار می رود در این مدت در کشورهای بادرآمد کم و متوسط میزان مرگ و میرهای ناشی از حوادث جاده ای بیش از ۸۰% افزایش خواهد یافت (سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۴).

‌آسیب‌های ناشی از حوادث ترافیکی

اطلاعات سازمان جهانی بهداشت نشان داد، در سرتاسر جهان در سال ۲۰۰۲ به طور متوسط هر روز ۳۲۴۲ نفر در نتیجه حوادث ترافیکی کشته شده اند. به طور کلی در سال ۲۰۰۲ میزان مرگ و میر حوادث ترافیکی ۱۹ نفر در ۱۰۰۰۰۰ نفر بوده است.

میزان مرگ و میر حوادث ترافیکی در کشورهای با درآمد کم و متوسط کمی بیش از میزان متوسط جهانی آن می‌باشد (۹۰%). در حالی که میزان مرگ و میر حوادث ترافیکی برای کشورهای صنعتی از میزان متوسط جهانی آن کمتر می‌باشد (۱۰%). برطبق اطلاعات سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۰۲، ‌جراحت‌های ناشی از حوادث جاده ای حدود ½% تمام مرگ و میرهای جهانی را تشکیل داده است و به عنوان یازدهمین عامل عمده مرگ و میر طبقه بندی شده است. بعلاوه مرگ و میرهای ناشی از حوادث جاده ای حدود ۲۳% همه مرگ و میرهای ناشی از صدمات را در سرتاسر جهان تشکیل داده است.

مرگ ها، جراحت‌ها و ناتوانی های ناشی از حوادث ترافیکی:

عامل اصلی (۱۲%) بار جهانی بیماری‌ها به جراحت‌ها و آسیب‌ها اختصاص دارد. عمده جراحت‌ها و آسیب‌ها در سرتاسر جهان، آسیب‌ها و جراحت‌هایی هستند که در جاده‌ها رخ می‌دهند. بر طبق اطلاعات سازمان جهانی بهداشت، حدود ۲۵% همه مرگ و میرهای ناشی از حوادث ترافیکی از ۷۵۰۰۰۰ تا ۱۱۸۳۴۹۲ نفر در سال متفاوت می‌باشد. به طور کلی حدود ۸۵% مرگ‌های جاده ای جهانی و۹۰% سال‌های ناتوانی[۱۸] در اثر تصادفات می‌باشد.

در حالی که ‌مرگ‌های ناشی از حوادث جاده ای در کشورهای با درآمد بالا بیشتر در بین رانندگان اتومبیل اتفاق می افتد.

نتایج نشان می‌دهد که تقریبا در سرتاسر جهان خطر مرگ و میر ناشی از حوادث جاده ای برای قشر آسیب پذیر جاده ای (عابرین پیاده، دوچرخه سواران و موتورسواران) بیش از رانندگان اتومبیل می‌باشد (سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۴).

مقایسه سیمای حوادث ترافیکی در سال‌های ۱۹۹۰، ۲۰۰۲ و ۲۰۲۰:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




    1. نگرش‌های ‌تربیتی یا رفتارهایی (مانند اسنادها[۹۸]، راهبردهای انضباطی، صمیمیّت و تفاهم ‌، فراهم‌کردن تحریک شناختی، ارتباط خانوادگی).

      1. محیط مدرسه‌ (مانند ‌اندازه های کلاس، سیاست‌های مدرسه،اجرای قانون، ایجاد فرصت برای درگیری در فعّالیّت‌ها و مدیریّت رفتاری معلّمان).

    1. عوامل همسایگی یا اجتماع‌ (مانند شبکه های اجتماعی ‌، قابلیّت دسترسی به خدمات) ‌(دورلاک ‌، ۱۹۹۸).

‌بنابرین‏ با توجّه به مطالب یادشده تاب‌آوری یک ویژگی درون فردی ثابت نیست (شون‌، ۲۰۰۶؛ به نقل از ساکر و شون[۹۹]، ۲۰۰۷)‌، و چندبعدی و تغییر‌پذیر است ‌(ساکر و شون‌، ۲۰۰۷)‌، که با بافت ‌، زمان ‌، سن و شرایط زندگی تغییر می‌کند (گارمزی، ۱۹۹۳؛ کانر و دیویدسون‌، ۲۰۰۳). ‌بنابرین‏ برای فهم نقش عوامل محافظتی و خطرزا نیاز به ارزیابی بافت‌های تأثیرگذار گوناگون در زندگی افراد است. باید توجّه داشت که تمام مجموعه با هم در ارتباطند. در واقع احتمال این‌که یک عامل خطرزا و یا یک عامل محافظتی به تنهایی بر توانایی سازگاری فرد تأثیر بگذارد بسیار کم است (تریسی[۱۰۰]، ۲۰۰۰؛ به نقل از حسام پور‌، ۱۳۸۸).

در مجموع، بر اساس ادبیّات پژوهشی تاب‌آوری، آشکار است که بیشترین فعّالیّت صورت گرفته‌ پژوهشی در پیوند با فرآیندهای محافظتی بر سه سطح تأکید کرده‌اند که آن‌ ها فرآیندهای محافظتی فردی ‌، سطح خانوادگی و اجتماعی هستند (السون و همکاران‌، ۲۰۰۳).

با توجّه به تنوّع عوامل مؤثّر بر تاب‌آوری و پیامدهای آن‌، تاب‌آوری به عنوان یک مفهوم گسترده مورد توجّه پژوهشگرانی هم‌چون گارمزی، ماستن و تلگن[۱۰۱] (۱۹۸۴)، ریچاردسون‌، نیگر، جنسن و کامپفر[۱۰۲] (۱۹۹۰) و ماستن و رید[۱۰۳] ‌(۲۰۰۲) قرار گرفته است. پژوهشگران این حوزه مدل‌های متعدّدی را برای تاب‌آوری عنوان کرده‌اند که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

مدل

چشم‌انداز تاب‌آوری

مثال

مقاوم

جوان مقاوم یک قدرت درونی دارد برای غلبه بر موانعی که به او اجازه می‌دهد موفّق شود وقتی که دیگران در آن موقعیّت شکست می‌خورند.

دو هم‌شیر عوامل خطرساز یکسانی را

تجربه می‌کنند اما یکی مدرسه را رها می‌کند در حالی که دیگری از کالج فارغ‌التّحصیل می‌شود. برای توضیح دادن نتایج از تاب‌آوری درونی استفاده می‌شود.

چالشی

در معرض خطربودن به صورت یک پیوستار است. سطوح پایین خطر اثر منفی کوتاه مدّت را ایجاد می‌کند، سطوح متوسّط (متعادل) قدرت مقابله را در فرد افزایش می‌دهد، اما سطوح بالا‌ی خطر فرد را برای مقابله ناتوان می‌کند.

فرد دچار فقر دوران کودکی ممکن است مهارت‌های لازم برای مقابله با

دشواری‌های اقتصادی آینده را رشد

دهد. اما اگر شرایط بسیار سخت و منابع مقابله هم کم باشد فرد ممکن است تا احساس درماندگی را رشد دهد

که می‌تواند به طور منفی تعمیم‌های آینده را تحت تأثیر قرار دهد.

چالشی

در معرض خطربودن به صورت یک پیوستار است. سطوح پایین خطر اثر منفی کوتاه مدّت را ایجاد می‌کند، سطوح متوسّط (متعادل) قدرت مقابله را در فرد افزایش می‌دهد، اما سطوح بالا‌ی خطر فرد را برای مقابله ناتوان می‌کند.

فرد دچار فقر دوران کودکی ممکن است مهارت‌های لازم برای مقابله با

دشواری‌های اقتصادی آینده را رشد

دهد. اما اگر شرایط بسیار سخت و منابع مقابله هم کم باشد فرد ممکن است تا احساس درماندگی را رشد دهد

که می‌تواند به طور منفی تعمیم‌های آینده را تحت تأثیر قرار دهد.

جبرانی

عوامل خطرساز و حفاظتی با هم تعامل می‌کنند تا چگونگی تأثیر بر پیامدها را تعیین کنند.

نوجوانی سطوح بالایی از فشار روانی را در اثر تعارض خانوادگی دارد. وقتی تأثیر این فشار روانی با میزان عزّت نفس او مقایسه می‌شود، داشتن سطح ثابتی از تعارض خانوادگی با سطح عزّت نفس نوجوان در ارتباط است.

حفاظتی

عوامل خطرساز و حفاظتی با هم تعامل می‌کنند، این تعامل ممکن است تأثیرعوامل منفی را کاهش دهد و یا تأثیر آن‌ ها را از بین ببرد (جابجا کند).

یک جوان بدون راهنمایی والدین ممکن است با عوامل خطرساز چندگانه همراه با شکست در مدرسه مواجه ‌شود، یک معلّم می‌تواند راهنمایی لازم را فراهم کند تا نقصان حمایت والدین را جبران کند.

جدول (۱ ـ ۲): مدل‌های تاب‌آوری، منبع: به نقل از برجی پور(۱۳۸۹)

    1. مدل‌های تاب‌آوری

مدل‌های متعدّدی برای تاب‌آوری ارائه شده است که در تمامی آن‌ ها چگونگی تأثیرگذاری عوامل فردی و محیطی بر کاهش یا خنثی کردن اثرات آسیب‌رسان عوامل خطرزا مورد تأکید بوده است. برای مثال گارمزی‌، ماستن و تلگن (۱۹۸۴) مدل‌های نظری ارائه کرده‌اند که موجب فهم آسان و تسهیل پژوهش‌ها بر روی مطالعات تاب‌آوری می‌گردد و تمام تعاملات بین فرد و محیط و عوامل خطر و محافظتی را درنظر می‌گیرد که همان طور که در جدول ۱ ـ ۲ می‌بینید عبارتند از:

    1. مدل جبرانی[۱۰۴]

    1. مدل چالشی[۱۰۵]

  1. مدل محافظتی[۱۰۶] یا مدل مصون‌سازی در مقابل آسیب‌پذیری .

ماستن و رید ‌(۲۰۰۲) مدل‌های مفهومی تاب‌آوری را که شامل مدل‌های متمرکز بر متغیّر و مدل‌های متمرکز بر شخص می‌باشند مطرح کرده‌اند. ریچاردسون‌، نیگر، جنسن و کامپفر(۱۹۹۰) نیز مدل فرایند تاب‌آوری را ارائه کرده‌اند.

کامپفر با الهام از مدل برونفن برنر و کروتر[۱۰۷] ‌(۱۹۸۳) که ترکیب سه عامل شخص ـ فرایند ـ بافت [۱۰۸] می‌باشد‌، مدل تاب‌آوری خود را ارائه نمود. این مدل ترکیبی از عوامل محافظتی و خطرزای بافت ‌، فرآیندهای محافظتی و ویژگی‌های فردی است. در ادامه توصیفی از مدل‌ها داده شده است.

      1. مدل‌های گارمزی و همکاران

همان گونه که اشاره شد‌، گارمزی و همکاران ‌(۱۹۸۴) سه مدل تاب‌آوری چالشی ‌، جبرانی و محافظتی را ارائه کردند.

  1. مدل چالشی

این مدل عوامل خطرساز را در یک پیوستار درنظر می‌گیرد و یک دیدگاه منحنی‌شکل به تاب‌آوری دارد (شکل ۱ ـ ۲ را ببینید)، ‌به این معنی که در معرض قرارگرفتن کم ‌(کوتاه مدّت) در برابر عوامل خطرساز‌، منجر به پیامدهای منفی کوتاه‌مدّت می‌شود که این شرایط باعث رشددادن راهبردهای کنارآمدن در فرد می‌شود. برای مثال اگر یک نوجوان گاهی اوقات و به طور تصادفی با یک گروه زورگیر از هم‌سالانش مواجه شود این شرایط می‌تواند به او در به وجود‌آوردن یک راهبرد مناسب کمک کند و این نوجوان با وجود اینکه اعتماد به نفس پایین و ترس را تجربه می‌کند می‌تواند با این شرایط مقابله کند. بنا به عقیده فرگیوس و زیمرمن (۲۰۰۵) این رویکرد معتقد است که تجربه‌کردن مداوم شرایط منفی در سطوح کم تا متوسّط می‌تواند باعث تقویّت فرد شود. بر اساس این مدل اگر این نوجوان هر روز اذیّت شدن به وسیله همسالان را تجربه کند ممکن است راهبردهایی برای مقابله با خشونت پیدا کند‌، مثلاً با مسئولین مدرسه تماس بگیرد یا مسیر خود را عوض کند‌، با دوستانش به صورت گروهی به مدرسه برود و… طبق این مدل افراد مهارت‌ها و ابزارهای حمایتی را رشد می‌دهند تا خطرهای مشخّصی را که در آینده با آن‌ ها مواجه خواهند شد را مدیریّت کنند.

پیامد منفی

خطر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




۱-۶-۳٫ اهداف کاربردی تحقیق

اهداف کاربردی این تحقیق با توجه به نتایج به دست آمده در اختیار کلیه افراد شاغل در سازمان بورس و اوراق بهادار، شرکت‌های پذیرفته شده در سازمان بورس و اوراق بهادار، دانشگاهیان، محققان و تحلیل گران مالی مؤثر باشد. در واقع بهره وران از این تحقیق اشخاص ذی الحق (مالک، سرمایه گذاران و. . . . ) می‎باشند که اهداف کاربردی این تحقیق را شامل می‎شوند.

۱ـ۷٫ روش انجام تحقیق

روش انجام این تحقیق، توصیفی واز نوع همبستگی است. از آنجا که این تحقیق به توصیف شرایط موجود بدون دخل وتصرف می‎پردازد وبا توجه به آنکه قضاوت‌های ارزشی در این تحقیق کم رنگ است تحقیق حاضر درزمره تحقیقات توصیفی حسابداری است. ‌به این دلیل همبستگی است که در این تحقیق رابطه بین متغیر‌آموزش‌ها مورد بررسی قرار می‎گیرد.

همچنین تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع از تحقیقات توصیفی حسابداری به شمار می رود زیرا که این تحقیق به توصیف شرایط موجود بدون دخل وتصرف در آن می‎پردازد. این تحقیق از نظر ماهیت داده‌آموزش‌ها جزء تحقیقات کمی‎محسوب می‎شود به دلیل اینکه از آمار و ارقام و اعداد استفاده می‎کند. تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیر‌آموزش‌ها پرداخته و در پی اثبات وجود این رابطه در شرایط کنونی بر اساس داده‎های تاریخی می‎باشد ‌بنابرین‏ میتوان آن را از نوع پس رویدادی طبقه بندی نمود. در اینگونه تحقیقات پژوهشگر به بررسی علت و معلول متغیر وابسته و متغیر مستقل پس از وقوع می‎پردازد. در این تحقیقات بین متغیر‌آموزش‌ها‎یک رابطه آماری وجود دارد که هدف بررسی این رابطه می‎باشد.

همچنین این تحقیق جزء تحقیقات تجربی حسابداری می‎باشد و روش مورد استفاده این تحقیق روش همبستگی می‎باشد.

۱ـ۸٫ قلمرو تحقیق، جامعه مورد مطالعه ونمونه آماری

جامعه آماری در تحقیق حاضر کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‎باشند که با بهره گرفتن از روش حذف سیستماتیک اقدام به انجام نمونه گیری از این جامعه می‎نماییم. معیار‎های مورد نظر جهت نمونه گیری از جامعه آماری در تحقیق حاضر به شرح زیر می‎باشند بدین ترتیب که شرکتهایی که هریک از معیار زیر را نداشته باشند از انتخاب آن ها به عنوان اعضای نمونه صرف نظر می‎شود :

    1. شرکتهایی که در طول بازه زمانی تحیق سال مالی آن ها منتهی به ۲۹ اسفند باشد.

    1. شرکتهایی که در بازه زمانی تحقیق حاضر‎یعنی از سال ۱۳۸۸ الی ۱۳۹۲ عضو بورس اوراق بهادار تهران باشند.

    1. اطلاعات حسابداری و سایر اطلاعات مورد نیاز در ارتباط با آن ها در بازه زمانی تحقیق حاضر در دسترس باشد.

    1. عضو شرکت‌آموزش‌ها هلدینگ و سرمایه گذاری و واسطه گری مالی نباشند.

۱ـ ۹٫ روش‎های مورد نظر برای تجزیه وتحلیل اطلاعات وآزمون فرضیه‌آموزش‌ها

در این تحقیق برای آزمون فرضیه‌آموزش‌ها از مدل‎های تجربی و روش‎های آماری توصیفی (میانگین، میانه، انحراف معیار و. . . . ) و تحلیل‎های آماری (تحلیل پانلی، تحلیل رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) وتحلیل رگرسیون حداقل مربعات دومرحله ای (۲SLS) و همبستگی، استفاده می‎گردد. متغیرهای تحقیق به کمک صفحه گسترده اکسل محاسبه می‎شود و از نتایج به ‌عنوان ورودی نرم افزار Spss و Eviews استفاده می‎شود و تحلیل‎های آماری با بهره گرفتن از این نرم افزار‌آموزش‌ها، انجام می‎گردد.

۱ـ ۱۰٫ تعریف واژه‌آموزش‌ها و اصطلاحات تخصصی تحقیق

متغیر وابسته (بازدهی سهام) : منظور از بازدهی سهام، بازده کل مجموعه مزایائى است که در طول سال به سهم تعلق مى‌گیرد (Balachandran 2006).

RETMt = α۰ + α۱ NIt + α ۲ ΔNI t + ɛ

متغیر مستقل (سود باقیمانده) : سود باقیمانده به عنوان سود باقیمانده پس از کسر هزینه سرمایه تعریف می‌شود. به عبارت دیگر، سود باقیمانده برابر است با سود خالص منهای هزینه بهره قابل انتساب به سرمایه‌گذاری (آزاد ۱۳۸۶).

می‎توان سود باقیمانده(RI) را به صورت زیر بیان کرد:

RI t= NI t + INT t * (۱ – t) – WACC t * IC t-1

که NI t سود خالص دوره طبق اصول پذیرفته شده حسابداری و INT t هزینه بهره و t نرخ مالیات و IC t-1 سرمایه گذاری سرمایه برای ابتدای سال است.

به همین طریق RI در دوره قبلی برابر است با:

RI t-1= NI t-1+ INT t-1*(1-t) -WACC t-1* IC t-2

با ترکیب رابطه ۲ و ۳ می‎توان تغییر RIرا به صورت زیر بیان کرد:

ΔRI t = ΔNI t + ΔINT t *(1- t) – (WACC t * IC t-1+ WACC t-1* IC t-2)

که در اینجا Δ به تغییر در‎یک متغییر اشاره دارد.

ریز متغیر‎های مستقل

رشد سود خالص : سود خالص شرکت در هر سال مالی عبارت است از درآمد حاصل در همان سال مالی منهای کلیه هزینه‌آموزش‌ها و استهلاک و ذخیره‌آموزش‌ها. مسلم است سود خالص تماماً قابل تقسیم نیست.

ΔNI t = ΔRI t + ΔIC t-1 * WACC t – ΔINT t * (1- t) + IC t-2 *ΔWACC t

NI t-1: سود خالص سال قبل

RI t-1: سود باقیمانده سال قبل

ΔNI t: رشد سود خالص سال جاری

هزینه فرصت سرمایه گذاری : اگر‎یک فرد و‎یا‎یک بنگاه، از میان چندین انتخاب متفاوت‎یکی را برگزیند، هزینه فرصت این فرد‎یا بنگاه، معادل است با هزینه مرتبط با بهترین انتخاب ممکن از بین سایر انتخاب‌های باقی‌مانده که از آن صرف نظر شده‌است (Ohlson & Juettner 2005).

۱ـ ۱۱٫ ساختار تحقیق

ساختار تحقیق حاضر به شرح ذیل است:

در فصل اول، کلیات تحقیق شامل مقدمه، بیان مسئله، سؤال‌آموزش‌ها و فرضیه‎های تحقیق، روش انجام تحقیق، واژه‌آموزش‌ها و اصطلاحات و در نهایت ساختار تحقیق ارائه شده است. فصل دوم به مبانی نظری مرتبط با تحقیق و پیشینه تحقیقات انجام شده دررابطه با موضوع تحقیق پرداخته است. در فصل سوم روش انجام تحقیق، تعاریف عملیاتی متغیرهای مدل رگرسیون استفاده شده، نمونه گیری، دوره زمانی و مکانی تحقیق و همین طور آمارها و آزمون‎های آماری مورد نیاز بیان شده است. فصل چهارم به تشریح نتایج آماری و نیز تجزیه و تحلیل فرضیات تحقیق پرداخته است. در فصل پنجم نیز نتیجه گیری تحقیق و همچنین پیشنهادات و محدودیت‎های تحقیق ارائه شده است.

فصل دوم

مروری بر مبانی نظری و پیشینه تحقیق

بخش اول

مبانی نظری تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




      1. برای مشاهده این موضوع در فقه مراجعه شود به: شیخ مرتضی انصاری، المکاسب، بحث خیارات و شیخ موسی نجفی خوانساری، منیه الطالب (تقریرات میرزا حسین نائینی)، جلد اول، صفحه ۳۳ . ↑

    1. -Creditor. ↑

    1. -Debtor. ↑

    1. -Legal Relationship. ↑

    1. -Priority Right. ↑

    1. -Pursue Right. ↑

    1. -Onesided Dispositions. ↑

    1. -Contrat (F). ↑

    1. -Quasi-contrat (F) or Quasi-contract (E). ↑

    1. -Delit (F). ↑

    1. -Quasi-delit (F). ↑

    1. -Loi (F). ↑

    1. -Crime. ↑

    1. -Tort. ↑

    1. -Planiol et Ripert et Esmein. ↑

    1. -Mazeaud et Carbonnier et Le Tourneau. ↑

    1. -Pierre Angel. ↑

    1. -Saul Litvinoff. ↑

    1. -Planiol. ↑

    1. -Marty et Raynaud. ↑

    1. – نام کامل این قاعده مشهور عبارت است از: لاضرر و لاضرار فی الاسلام. قاعده مذکور اینگونه به انگلیسی ترجمه شده است:In Islam there is no Injury of Malicious Damage. ↑

    1. -Ripert et Boulanger. ↑

    1. -Demogue. ↑

    1. -Unlawful Acts. ↑

    1. -Mazeaud. ↑

    1. -Boris Starck. ↑

    1. -Jean Carbonnier. ↑

    1. -Leon Duguit. ↑

    1. -Acte Juridique (F). ↑

    1. -Fait Juridique (F). ↑

    1. -Consideration. ↑

    1. -Arthur Linton Corbin. ↑

    1. -Estoppel. ↑

    1. -Freedom of Contract. ↑

    1. – خداوند متعال نیز در قرآن کریم ‌به این قاعده اشاره کرده و در آیه اول سوره مائده می فرماید: ((یا أیها الّذین آمنوا اوفوا بالعقود)). این آیه به عقیده بسیاری از فقها و مفسّران، ناظر به هر عقدی است که با شرع و اخلاق مخالف نباشد و امر زشتی را مباح نگرداند و اختصاص به عقود معین ندارد. برای مطالعه بیشتر در این خصوص مراجعه کنید به: کاتوزیان، ناصر، جلد اول قواعد عمومی قراردادها، شماره ۸۵٫ ↑

    1. -Occur and Imagination. ↑

    1. -Examination. ↑

    1. -Consent and Decision. ↑

    1. -Enforcement (or Performance) of Decision. ↑

    1. -Contractual Course (or Process). ↑

    1. -Contractual Liability. ↑

    1. -Detriment (or Loss). ↑

    1. -Exclusive Concepts and Terms. ↑

    1. -Counter Offer. ↑

    1. -Conditional Acceptance. ↑

    1. -Venturesome Theory of Pre-contractual Process (or Venturesome Theory of Negotiations). ↑

    1. -Freedom of Negotiation. ↑

    1. -Reasonable Hope and Expectation. ↑

    1. -Doctrine of Caveat Emptor. ↑

    1. -Contrary Clause. ↑

    1. -در این رابطه مراجعه کنید به شماره ۳-۲-۹ (تعهد به اطّلاع رسانی). ↑

    1. -Buyer be Ware. ↑

    1. -Duty of Care. ↑

    1. -Duty to Disclose. ↑

    1. -Pre-contractual Liability. ↑

    1. -Communication in Pre-contractual Process. ↑

    1. -Pre-contractual Negotiatios. ↑

    1. -Pre-contractual Obligations Types& Ruling Principles on it. ↑

    1. -Ruling Principles on Pre-contractual Course. ↑

    1. -Pre-contractual Freedom Principle and it’s Results. ↑

    1. -Freedom to Enter. ↑

    1. -Freedom to Continue. ↑

    1. -Freedom to Conclusion a Contract. ↑

    1. -Belief. ↑

    1. -Reasonable Expectation. ↑

    1. – برای شناخت مفهوم حسن نیت به شماره ۳-۱-۲ و ۳-۲-۱ به بعد مراجعه شود. ↑

    1. -Good Faith Consideration Principle and it’s Results. ↑

    1. -Pre-contractual Obligations. ↑

    1. -Obligation (or Duty) to have Good Faith. ↑

    1. – ماده ۸ قانون مسئولیت مدنی ایران مصوب ۱۳۳۹ مقرّر می‌دارد: ((کسی که در اثر تصدیقات یا انتشارات مخالف واقع، به حیثیت و اعتبارات و موقعیت دیگری زیان وارد آورده مسئول جبران آن است. شخصی که در اثر انتشارات مذبور یا سایر وسایل مخالف با حسن نیت، مشتریانش کم و یا در معرض از بین رفتن باشد، می‌تواند موقوف شدن عملیات مذبور را خواسته و در صورت اثبات تقصیر، زیان وارده را از واردکننده مطالبه نماید)). ↑

    1. -Obligation (or Duty) to Confidentiality. ↑

    1. -Confidential Secrets. ↑

    1. -Venturesome Theory of Pre-contractual Process. ↑

    1. -Equity. ↑

    1. -Fair Dealing. ↑

    1. – از این وظیفه تحت عنوان تعهد به مراقبت یاد می شود که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. ↑

    1. -Obligation (or Duty) to Care. ↑

    1. -Custom. ↑

    1. -Misrepresentation. ↑

    1. -Deceive. ↑

    1. -Negligence. ↑

    1. -Duty to Honesty. ↑

    1. -Duty to Clarity (or Clearness). ↑

    1. -Plain Language. ↑

    1. -Duty to Exclusive Conversation (or Negotiation). ↑

    1. -Duty to Seriousness. ↑

    1. -Contractual Opportunities. ↑

    1. -Misrepresentation ↑

    1. -Duty to Cooperation. ↑

    1. -Culpa in Contrahendo. ↑

    1. -Duty to Information (or Notification or Awareness). ↑

    1. -Duty of Disclosure. ↑

    1. -Fiduciary Relationship. ↑

    1. -Quebec. ↑

    1. -The Principles of European Contract Law (PECL). ↑

    1. -UNIDROIT Principles for International Commercial Contracts. ↑

    1. -Consideration. ↑

    1. -بند ۲ ماده ۲۴۱ قانون مدنی آلمان: ((تعهد می‌تواند هر یک از دو طرف را به رعایت حقوق، منافع مقرّر قانونی و سایر منافع طرف دیگر ملزم کند)). ↑

    1. -Fiduciary Relationship. ↑

    1. -Duty of Loyalty. ↑

    1. -Individualism. ↑

    1. -Trust. ↑

    1. -Misrepresentation. ↑

    1. -Pre-contractual Agreements Instances. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




۲-۲-۷ آموزش و بهره وری

احتمالاً اکثر اقتصاددانان در این امر توافق دارند که آنچه در نهایت خصوصیت و روند توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور را تعیین می کند منابع انسانی آن کشور است و نه سرمایه و یا منابع مادی آن، برای مثال هارییسون (ذکر شده در تو دارو، ترجمه فارسی،۱۳۶۴؛ ۴۷۳) «منابع انسانی … پایه اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد. سر مایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیدند، در حالی که انسان ها عوامل فعالی هستند که سر مایه ها را متراکم می سازند. از منابع طبیعی بهره برداری می کنند، سازمان های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعه می دهند و از آن ها در اقتصاد ملی به نحو مو ثری بهره برداری می کنند.»

‌در مورد رابطه آموزش و بهره وری نیز مطالعت زیادی انجام شده بر اساس نتایج به دست آمده از یکی از این مطالعات که برای بانک ج هانی انجام شده و هجده مطالعه از این نوع را در بر می گیرد. رابطه بین آموزش با بهره وری بر حسب تولید غلات اندازه گیری شده است. بازنگری نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد اگر یک کشاورزی دوره ۴ ساله تحصیلات ابتدایی دبستانی را گذرانده باشد بهره وری متوسط وی ۷/۸ درصد بیشتر از کشاورزی است که هیچ گونه آموزشی ندارد(گزارش بانک جهانی، ۱۳۷۱) مطالعه دیگری نشان داد موسساتی که در سال ۱۹۸۳ دارای سطوح پایین در بهره‌وری نیروی کار بودند در فاصله سال های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶ از طریق برنامه های آموزشی، کارکنان به بهره‌وری بالاتر دست یافتند (گزارش بانک جهانی، ۱۳۷۱).

به عقیده جمشیدی (۱۳۷۴) به طور کلی می توان گفت آموزش فنی و حرفه‌ای به دو طریق می‌تواند به افزایش تولید کالا و خدمات و در نتیجه به رشد و توسعه اقتصادی کمک کند:

    1. تأ مین نیروی کار مورد نیاز جامعه.

  1. افزایش بهره وری نیروی کار.

۲-۲-۸ مدیریت مشارکتی و بهره وری

در سال‌های بعد از جنگ دوم جهانی کشور های آلمان غربی و ژاپن برای شکوفا ئی اقتصاد و نوسازی صنایع تقریبا منهدم شده خود راهی نوین در پیش گرفته که بر اساس آن اصل مردم سالاری صنعتی و مشارکت کارکنان در اداره امور واحدهای صنعتی و تولیدی یکی از محورهای اساسی مدیریت در این کشورها تلقی گردید نتایج موفقیت آمیز عملکرد صنایع این دو کشور آن چنان بارز و نمایان بود که سایر کشورها را به پیروی از این اصل واداشت و بسیاری از کشور ها مشارکت کارکنان را درکارگردانی نهادهای صنعتی و بازرگانی خود برای توانمندتر نمودن آن ها آغاز نمودند این حرکت از اوایل دهه هفتاد میلادی در کشورهای پیشرفته صنعتی رشد شتابانی گرفته بود، موجب گردید که بسیاری از کشورهای در حال توسعه و کشورهای نسبتاً صنعتی نیز از این شیوه مدیریت تبعیت نمایند و بررسی های گو ناگون نشان داده است که به دلیل گسترده کردن دامنه مشارکت در مدیریت نه تنها کیفیت کار بلکه راندمان و بهره وری افزایش قابل ملاحظه ای یافته و کارکنان بیشتر مساعی خود را برای توسعه و به کارگیری توانمندی های فکری معمول دارند (طوسی، ۱۳۷۰). «پیشتازان بهره وری بر این باورند که بدون توجه به فطرت تکامل گرای انسان و نقش مشارکت و تعهد مثبت نیروی انسانی، نیل به فلسفه بنیانی بهره وری امکان پذیر نیست» (صفوی،۱۳۷۴؛ ۷۵).

همان طور که از عنوان مدیریت مشورتی بر می آید . بدین معنی است که مدیران تنها ‌به این دلیل که کارکنان خود را به تفکر درباره موضوعات تشویق نمایند و نیز قبل از تصمیم‌گیری آن ها را با عقاید خود همساز نمایند، به مشورت با آن ها می پردازد، مدیر در هر موضوعی به مشورت نمی پردازد بلکه فضای مشخصی را به آن اختصاص می‌دهد. مدل سودمندی از مدیریت مشورتی توسط ویکتور ورم و همکاران ارائه شده است. آن ها با طبقه بندی مسائل بر اساس اهمیت کیفی تصمیم، پذیرش کارکنان، زمان مورد نیاز، فاکتورهای هزینه، منابع اطلا عات و انگیزش زیردستان، مدل تصمیمی را به وجود می آورند که درجه مناسب مشورت را برای هر مسأله خاصی به مدیران نشان می داد. این روش دو شرط کلیدی دارد: اول فرض می کند که مدیران می توانند مسائل را به درستی طبقه بندی نمایند و دیگر اینکه مدیران در پذیرش نظرات کارکنان با اخلاص و صداقت بر خورد نمایند. دیویس ونیو استورم (ترجمه فارسی، ۱۳۷۰) به طور کلی استفاده از طرح های پیشنهاد یا صندوق پیشنهادات، برنامه مشارکت سنتی به شمار می‌رود. این شیوه بعد از جنگ جهانی دوم در کارخانه های ژاپن برای جلب مشارکت کارکنان در جهت بهبود تولید کارخانه ها به کار گرفته شد و روز به روز دامنه و گسترش بیشتری پیدا کرد. بدین گونه که تجربه کارکنان در کارهای عملی، و ارائه پیشنهاد بر اساس تجربه و مهارت فنی و تفکر آزادانه و داوطلبانه، و سرانجام استفاده از پیشنهادهای آن ها برای نوآوری ها به طورمستقیم و انکارناپذیری به بهره وری مؤسسات ژاپنی کمک‌های مؤثر وسازنده‌ای کرد.

«تصور می‌شود سیستم‌های پیشنهاد کاربرد محدودی داشته و ارزش کمی برای شرکت های استفاده کننده و کارکنان داشته باشند. اما برآوردی که ‌در سال‌‌های اخیر صورت گرفته حاکی ازآن است که صندوق پیشنهادات درایالات متحده ۲/۳ میلیارد دلارسود برای شرکت‌ها در بر داشته و این شرکت ها فقط ۱۶۰ میلیون دلاربرای پیشنهاد دهنده ها پرداخته‌اند.

اولین بار«گروه های کیفی» یا کمیته های کار در ایالات متحده به وجودآمدند و به طور گسترده در ژاپن کاربرد یافته‌اند. به طورکلی گروه های کیفی گروه های کوچکی ازداوطلبان یک حوزه کاری می ‌باشند که به طور قانونی به شناسائی، تجزیه وتحلیل وحل مسائل مربوط به حوزه مسئولیت خودشان می پردازند.

اعضاءگروه مسأله ویژه‌ای را جهت مطالعه انتخاب کرده و اطلاعات راجع به آن را جمع آوری می نمایند و بعد با بهره گرفتن از روش‌های نظیر فکر بکر، تجزیه و تحلیل پاره تو، هیستوگرام و چارت های کنترلی، توصیه هائی راجهت ارائه به مدیریت به وجود می آورند. اعضا ءگروه ها ‌در زمینه ارتباطات، مهارت‌های حل مسأله و استراتژی کیفی مدیریت، آموزش های لازم را دیده اند. حوزه فعالیت گروه های کیفی بیشتر در رابطه با محیط کار و بهبود بهره وری می باشد (ترجمه فارسی، ۲۹،۱۳۷۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




ب) برای جلوگیری از سرایت و انتشار بیماری های دامی در نقاط مورد لزوم از عبور و مرور و انتقال دام و فراورده های خام دامی ممانعت بعمل آورد و مراتب را قبلاً به نحوی که مقتضی بداند به اطلاع صاحبان دام و در صورت لزوم به اطلاع عموم برساند.

ج) دام بیمار یا مظنون به ابتلاء به بیماری یا ناقل بیماری را معدوم کند و اگر قابل مصرف تشخیص داده شد برای ذبح به کشتارگاه اعزام و طبق ضوابطی که در آئین نامه اجرائی قانون تعیین خواهد شد غرامت بپردازد در صورتی که تمام یا هر قسمت از دام ذبح شده قابل مصرف تشخیص داده شود بهای آن از میزان غرامت مذبور کسر خواهد شد.

د) اماکن، اشیاء، لوازم و موارد آلوده را در صورت لزوم ضدعفونی نموده و در صورتی که غیر قابل ضدعفونی تشخیص گردید به نحوی که آئین نامه اجرائی این قانون تعیین خواهد شد با تادیه غرامت خراب یا معدوم نمایند.

مراجع قضایی ذیصلاح در حال حاضر برابر مفاد ماده ۶۸۸ قانون مجازات بخش تعزیرات، موظف به رسیدگی و اتخاذ تصمیم قضایی نسبت به هر گونه اقدامی مبنی بر تهدید علیه بهداشت عمومی خواهند بود. لذا در صورت احراز وقوع جرم و توجه اتهام به متهم و نقض مفاد ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی مرجع ذیصلاح قضایی موظف است برابر قانون آیین دادرسی کیفری ، در این خصوص نسبت به احضار متهم و در صورت عدم حضور و استنکاف متهم از حضور و انقضای مهلت سه روزه مکلف به صدور دستور جلب متهم خواهد بود و سپس وفق مقررات موضوع رسیدگی خواهد نمود.

تخریب جنگلها – مراتع و رودخانه و تبدیل این مکان ها به محیط های غیر قابل زیست از موارد بارز آلودگی محیط زیست و از مصادیق ماده ۶۸۸ قانون تعزیرات می‌باشد.

مبحث دوم :تکمیلی یا تبعی بودن جرم تهدید علیه بهداشت عمومی

ماده ۲۳– دادگاه می‌تواند فردی را که به حد قصاص یا مجازات تعزیری از درجه شش تا درجه یک محکوم ‌کرده‌است، با رعایت شرایط مقرر در این قانون، متناسب با جرم ارتکابی و خصوصی وی به یک یا چند مجازات از مجازات های تکمیلی زیر محکوم نماید:

الف- اقامت اجباری در محل معین.

ب- منع از اقامت در محل یا محل های معین.

پ- منع از اشتغال به شکل، حرفه یا کار معین.

ت- انفصال از خدمات دولتی و عمومی.

ث- منع از رانندگی با وسایل نقلیه موتوری و یا تصدی وسایل موتوری.

ج- منع از داشتن دسته چک و یا اصدار اسناد تجارتی.

چ- منع از حمل سلاح.

ح- منع از خروج اتباع ایران از کشور.

خ- اخراج بیگانگان از کشور.

د- الزام به خدمات عمومی

ذ- منع از عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی یا اجتماعی.

ر- توقیف وسایل ارتکاب جرم یا رسانه یا مؤسسه‌ دخیل در ارتکاب جرم.

ز- الزام به یادگیری حرفه، شغل یا کار معین.

ژ- الزام به تحصیل

س- انتشار حکم محکومیت قطعی.

تبصره ۱- مدت مجازات تکمیلی بیش از دو سال نیست، مگر در مواردی که قانون به نحو دیگری مقرر نماید.

تبصره ۲- چنانچه مجازات تکمیلی و مجازات اصلی از یک نوع باشد، فقط مجازات اصلی مورد حکم قرار می‌گیرد.

تبصره ۳- آیین نامه راجع به کیفیت اجرای مجازات تکمیلی ظرف شش ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون توسط وزیر دادگستری تهیه می شود، و به تصویب رئیس قوه قضائیه می‌رسد.

موارد صدور حکم به مجازات های تکمیلی، محصور در جرایم حدی، قصاص و مجازات تعزیری از درجه شش تا درجه یک شده است.

با توجه به متن ماده ‌به این نتیجه می‌رسیم که مقنن از کلمه « می‌تواند» استفاده نموده است؛ ‌بنابرین‏ دادگاه تکلیف و اجباری در خصوص صدور حکم به مجازات های تکمیلی ندارد؛ از این رو مجازات مقرر در این ماده از نوع مجازات اختیاری است و بنا به اصل فردی کردن مجازات ها قاضی مخیر در اعمال آن است.

ماده ۲۴- چنانچه محکوم طی مدت اجرای مجازات تکمیلی، مفاد حکم را رعایت ننماید، دادگاه صادر کننده حکم به پیشنهاد قاضی اجرای احکام، برای بار اول مدت مجازات تکمیلی مندرج در حکم را تا یک سوم افزایش می‌دهد؛ و در صورت تکرار، بقیه مدت محکومیت را به حبس یا جزای نقدی درجه هفت یا هشت تبدیل می‌کند همچنین بعد از گذشتن نیمی از مدت مجازات تکمیلی، دادگاه می‌تواند با پیشنهاد قاضی اجرای حکم، در صورت اطمینان به عدم تکرار جرم و اصلاح مجرم، نسبت به لغو یا کاهش مدت زمان مجازات تکمیلی وی اقدام کند.

تکرار تخلف از سوی محکوم علیه؛ در این حالت مدت محکومیت به حبس یا جزای نقدی درجه هفت یا هشت تبدیل خواهد شد.

ماده ۲۵- محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به عنوان مجازات تبعی محروم می‌کند:

الف- هفت سال در محکومیت به مجازات های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی.

ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنی علیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار.

پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیه مجنی علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج.

تبصره۱- در غیر موارد فوق، مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج می شود؛ لکن در گواهی های صادره از مراجع ذی ربط منعکس نمی گردد، مگر به درخواست مراجع قضائی برای تعیین یا بازنگری در مجازات.

تبصره ۲- ‌در مورد جرائم قابل گذشت در صورتی که پس از صدور حکم قطعی با گذشت شاکی یا مدعی خصوصی، اجرای مجازات موقوف شود اثر تبعی آن نیز رفع می شود.

تبصره ۳- در عفو و آزادی مشروط، اثر تبعی محکومیت پس از گذشت مدتهای فوق از زمان عفو یا اتمام مدت آزادی مشروط رفع می شود. محکوم در مدت زمان آزادی مشروط و همچنین در زمان اجرای حکم نیز از حقوق اجتماعی محروم می‌گردد.

ماده ۲۶ قانون مجازات اسلامی، به احصای حقوق اجتماعی پرداخته است.

بندهای سه گانه فوق، در گواهیهای صادره از مراجع ذیربط منعکس می‌گردد.

در زمان اجرای حکم نیز محکوم از حقوق اجتماعی محروم خواهد بود.

حال اینکه با توجه به مجازات ماده ۶۸۸ ق.م.ا، تا ۱ سال حبس می‌باشد و درجه ۶ محسوب می شود و طبق ماده ۲۳ ق.م.ا تکمیلی محسوب می شود. البته باید توجه نمود که مجازات تعیین شده، طبق قوانین خاص صادر نشده باشد زیرا ممکن است میزان و مدت حبس آن فرق کند و شامل مجازات تکمیلی نشود.

مبحث سوم: شرکت در جرم تهدید علیه بهداشت عمومی

ماده ۱۲۵- هر کس با شخص یا اشخاص دیگر در عملیات اجرائی جرمی مشارکت کند و جرم، مستند به رفتار همه آن ها باشد خواه رفتار هر یک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنان مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل از جرم است. ‌در مورد جرائم غیرعمدی نیز چنانچه جرم، مستند به تقصیر دو یا چند نفر باشد. مقصران، شریک در جرم محسوب می‌شوند مجازات هر یک از آنان، مجازات فاعل مستقل آن جرم است.

تبصره – اعمال مجازات حدود قصاص و دیات ‌در مورد شرکت در جنایت با رعایت مواد کتاب‌های دوم، سوم و چهارم این قانون انجام می‌گیرد.

شرکت در جرم، به معنای همکاری دو یا چند نفر در عنصر مادی جرم است، به طوری که جرم مستند به رفتار همه آن ها باشد. همکاران را شریک در جرم و فعل آنان را شرکت در جرم می‌نامند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




تعاریف مختلف از رضایت شغلی :

در منابع گوناگون از رضایت شغلی تعاریف متعددی ارائه شده است که در این قسمت به چند نمونه از این تعاریف اشاره می‌کنیم.

با وقوع رکود اقتصادی در دهه های ۵۰ و ۶۰ بحث رضایت شغلی در سازمان ها مطرح شد. این زمانی بود که اکثر کارمندان و کارگران با توجه به کسادی و رکود اقتصادی واقع شده از شغل خود ناراضی بودند. این مسئله توجه بیشتر مدیران و سازمان ها را به بحث رضایت شغلی جلب کرد.

رضایت شغلی عاملی مهم برای افزایش کارایی و نیز رضایت فردی در سازمان تلقی می شود. مدیران به شیوه های مختلف مترصد افزایش رضایت شغلی کارکنان خود هستند. محققان مختلف تعاریف گوناگونی از رضایت شغلی ارائه داده‌اند:

«فیشروهانا» رضایت شغلی را عاملی روانی قلمداد کرده و آن را به صورت نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط شغل تعریف می‌کند. ‌به این معنا که اگر شغل شرایطی مطلوب را برای فرد فراهم کند فرد از شغلش رضایت خواهد داشت اما اگر شغلی برای فرد رضایت و لذت مطلوب را فراهم نکند فرد شروع به مذمت شغل کرده و در صورت امکان شغل خود را ترک خواهد کرد.

«هاپاک» رضایت شغلی را مفهومی پیچیده و چند بعدی دانسته و آن را با عوامل روانی جسمانی و اجتماعی مرتبط ‌کرده‌است. به نظر او صرفا وجود یک عامل موجب رضایت شغلی فرد نخواهد شد بلکه وجود ترکیبی از عوامل مختلف موجب خواهد شد که فرد در لحظه معینی از شغل خود احساس رضایت کند.

فرد با توجه به اهمیتی که عوامل مختلف نظیر: درآمد، جایگاه اجتماعی، شرایط محیط کار و… برای او دارند میزان معینی از رضایت شغلی را دارا خواهد بود.

رضایت شغلی حدی از احساسات و نگرش های مثبت است که فرد نسبت به شغل خود دارد. وقتی شخصی می‌گوید رضایت شغلی بالایی دارد ‌به این مفهوم است که او واقعا شغل خود را دوست دارد ،احساسات خوبی درباره کارش دارد و برای شغلش ارزش زیادی قائل است.
رضایت شغلی عبارت است از رضایتی (به مفهوم لذت روحی ناشی از ارضای نیازها و تمایلات و امیدها) که فرد از کار خود به دست می آورد. رضایت شغلی مجموعه ای از احساسات سازگار و ناسازگار است که کارکنان با آن احساس ها به کار خود می نگرند.

۲-۴-۲-آزمون رغبت سنجی چیست؟

شاید یکی از مهمترین دغدغه های دانشجویان پیدا نمودن کار بعد از دوران تحصیل باشد. در این تحقیق نیز ما به دنبال این موضوع هستیم تا با یک آزمون رغبت سنجی شناخت بهتری از خود و مشاغل مورد علاقه کسب کنند . در این تحقیق از روش پرسشنامه جان هالند استفاده گردیده است .

تیپ های شخصیتی در یک نگاه

یکی از صاحب نظران در طبقه بندی خود شخصیت افراد را بر شش نوع تقسیم می کند که عبارت از واقع بین ، معنوی ، اجتماعی ، قراردادی و سنتی ، تهوری ، و هنری می‌باشند . این طبقه بندی کلی است و در جزء حدود ۷۲۰ الگوی مختلف شخصیتی را شامل می شود . با بررسی تاریخچه زندگی و مشاهده رفتار فرد ، می توان غلبه یکی از این انواع شخصیتی بر سایر انواع را ملاحظه کرد . در عین حال ممکن است در عده ای نیز ترکیبی از هر شش نوع ویژگی شخصیتی فوق وجود داشته باشد . هالند معتقد است با مشاهده دقیق رفتار انسان می توان دریافت که یکی از این شش نوع ویژگی شخصیتی نسبت به سایر انواع غلبه بیشتری دارد . هر کدام از این انواع شخصیت ، دارای خصوصیاتی هستند که به شرح زیر قابل ذکر می‌باشند :

۱٫ نوع واقع گرا – از خصوصیات افرادی که در این طبقه قرار می گیرند می توان جدیت در کار ، واقع بینی در امور ، مهارت های مکانیکی ، تفکر عملی ، قدرت جسمانی ، علاقه و هماهنگی در کارها را نام برد . فرد واقع بین چنانچه با مشکلاتی مواجه شود راه حلهای عملی برای مشکلات جستجو می‌کند . افراد واقع بین بیشتر به مشاغلی که به مهارت های فنی نیازمند است اشتغال می ورزند .

۲٫ نوع جستجوگر – از خصوصیات بارز افرادی که در این طبقه قرار می گیرند می توان تفکر ، سازمان دهی ، و قدرت استدلال را نام برد . این طبقه از افراد ،روابط اجتماعی را زیاد دوست ندارند ، کمتر به تغییر رشته تحصیلی در دانشگاه می پردازند ، گاه به رویاپردازی ‌در مورد پیشرفت های آینده خود مبادرت می ورزند و از انجام مشاغل پیچیده که نیاز به تفکر دارد لذت می‌برند . این افراد خلاق ، مستقل ، پیشرونده ، کمرو و محتاط می‌باشند .

۳٫ نوع اجتماعی – افراد این طبقه دارای رغبت های اجتماعی می‌باشند و نقش معلمی یا روان درمانگری را ترجیح می‌دهند . افراد نوع اجتماعی انسان هائی مسئول و بشردوست هستند و قراردادهای اجتماعی را می‌پذیرند . در ایجاد روابط انسانی مهارت دارند . در عین حال از حل عقلانی مسائل گریزانند و از کارهای بدنی و فعالیت‌های سازمان یافته خوششان نمی آید
۴٫ نوع قراردادی – این عده احترام خاص برای حفظ قوانین و مقررات قائلند و بخوبی به کنترل خویش قادر می‌باشند . دوستدار نظم و ترتیب هستند ، از موقعیت های پیچیده گریزانند و به فعالیت های جسمانی و اجتماعی تن در نمی دهند

۵٫ نوع متهور – افراد نوع تهوری در گویائی بسیار مهارت دارند ، ماجراجو هستند ، اجتماعی می‌باشند ، و در فعالیت هایشان نقش غالبی را برعهده می گیرند . در جستجوی قدرت و موقعیت هستند و می کوشند تا رهبر شوند و در امور مالی و تجارتی و نظایر آن ها مهارت کسب کنند
۶-نوع هنری – افراد این طبقه در شناسائی و بیان خصوصیات خود مهارت دارند . روابط حسنه ای با دیگران برقرار می‌سازند ، از نظم و ترتیب بدورند ، در روابط خود با دیگران حساسند ، کمتر به کنترل خود می پردازند، و به سادگی ‌در مورد عواطف و احساسات خود صحبت و گفتگو می نمایند این عده به صفات زنانه بیش از صفات مردانه گرایش دارند و به مبارزه با مشکلات محیطی از طریق ارائه آثار هنری اقدام می نمایند . به نظر هالند با توجه به شش نوع شخصیت مختلف ، شش نوع

    1. Creative ↑

    1. Innovation ↑

    1. entrepreneurship

    1. . Feldman, Link, & Siegel ↑

    1. . Jensen & Thursby ↑

    1. Schumpeter ↑

    1. Vankn and others ↑

    1. Stevenson & Gumbert, 1985 ↑

    1. PINCHOT ↑

    1. Amabile ↑

    1. SME ↑

    1. business plan ↑

    1. team , working ↑

    1. . Yahoo، eBay،Amazon ↑

    1. Stevenson ↑

    1. CASES ↑

    1. BAULOR ↑

    1. Block ↑

    1. Stumpe ↑

    1. SEED ↑

    1. Merdeka Malang ↑

    1. IUG ↑

    1. FINT ↑

    1. YEN ↑

    1. NEUFOG ↑

    1. . Clarke ↑

    1. . Stiglitz ↑

    1. . Kumar, 2003; US Federal Reserve, 2001 ↑

    1. . Albino et al, 2004; Clarke, 2001 ↑

    1. . Yang ↑

    1. . Rima, 2001; Leonard, 1999 ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




اما به عقیده نگارنده مبنای چنین استدلالی مواجه با ایراد است و مقررات موجود خود مانع ایجاد چنین محدودیتی می‌باشد. چرا که تبصره ذیل ماده ۷۵ ل.ا.ق.ت در مقام بیان حکم صدر ماده بوده و دلیل وضع آن هم این است که در صدر ماده برای رعایت نصاب رسمیت جلسه مجمع مؤسس صرفاً به حضور پذیره نویسان اشاره شده و از حضور مؤسسین حرفی به میان نیاورده است و منظور مقنن از وضع این تبصره، رفع ابهام و هر گونه شائبه راجع به حضور مؤسسین شرکت در شرف تأسيس در مجمع عمومی مؤسس و شرکت در تصمیم گیری های این مجمع بوده است. ‌بنابرین‏ نمی توان مفهوم مخالفی برای حکم این تبصره لحاظ کرد و با ملاک آن برای حضور سهام‌داران در مجامع عمومی عادی و فوق العاده محدودیت تعداد سهم در نظر گرفت. از سویی حکم بخش اخیر ماده ۷۲ نیز بی تردید بر جواز تعیین نصاب برای میزان آرای لازم برای تصویب تصمیمات مجامع دلالت دارد و به امکان ایجاد نصاب سهم برای ایجاد حق رأی‌ و حضور در مجامع شرکت اشاره ای ندارد.

ج: مجمع عمومی عادی

یکی دیگر از مجامع مهم و تصمیم ساز شرکت های سهامی که ارتباط مؤثرتری با این تحقیق دارد و به همین واسطه به توضیحات بیشتری در رابطه نیاز است، مجمع عمومی عادی است که از آن به عنوان اجتماع سالانه صاحبان سهام نیز یاد می شود. این مجمع ممکن است در طول سال و به صورت فوق العاده هم تشکیل جلسه دهد. در این مجمع هر آنچه که تصمیم گیری راجع به آن خارج از صلاحیت مجامع عمومی مؤسس و فوق العاده و وظایف خاصه هیات مدیره باشد، قابل طرح و تصمیم گیری است. «تصویب حساب ها» و «تخصیص سود» و «انتخاب مدیران و بازرسان» از مصادیق بارز صلاحیت مجمع عمومی عادی است.

۱: تشکیل مجمع عمومی عادی سهام‌داران

طبق ماده ۸۹ لایحه اصلاحی قانون تجارت، مجمع عمومی عادی باید سالی یک بار و در موقعی که در اساسنامه پیش‌بینی شده، تشکیل شود. بر همین اساس ماده ۹۷ لایحه اصلاحی بعضاً از این مجمع با عنوان مجمع عمومی سالانه یاد می‌کند. طبق ماده ۹۲ لایحه قانونی ۱۳۴۷ تشکیل این مجمع به صورت فوق العاده نیز به دعوت هیئت مدیره و همچنین بازرس یا بازرسان شرکت ممکن است. شرایط تشکیل و رأی گیری این مجمع به صورت فوق العاده نیز همانند ترتیب عادی این مجمع است و تفاوتی از این حیث در بین نخواهد بود.

از جمله مواردی که مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده برگزار می شود، به انتخاب مدیران جدید برای جایگزینی مدیران مستعفی و یا معزول مربوط می شود تا نصاب رسمیت هیات مدیره محفوظ بماند.

در حقوق انگلستان به موجب ماده ۳۶۶ قانون شرکت ها مصوب ۱۹۸۵ : «هر شرکتی موظف است که در پایان سال مالی، مجمع عمومی[۴۶] سالیانه را دعوت و تشکیل دهد. ضمناً فاصله دو مجمع سالیانه نباید بیشتر از ۱۵ ماه باشد.» طبق قسمت الف ماده اخیر الذکر: «شرکت های سهامی خاص می‌توانند بنا به تصمیم سهام‌داران از تشکیل مجمع عمومی سالیانه خودداری نمایند.» و «در هر حال استنکاف از تشکیل مجمع عمومی سالیانه در صورتی که مقرر شده باشد، موجبات مسئولیت مدنی هیئت مدیره را فراهم می‌سازد. اداره بازرگانی و صنعت می‌تواند بنا به تقاضای هر سهامدار یا راساً مجمع را دعوت نماید.»[۴۷]

۲: صلاحیت مجمع عمومی عادی سهام‌داران

به طوری که بیان شد به موجب ماده ۸۶ ل.ا.ق.ت. مجمع عمومی عادی می‌تواند نسبت به کلیه امور شرکت به جز آنچه که در صلاحیت مجمع عمومی مؤسس و فوق العاده است، تصمیم گیری نماید. این مجمع برای رسیدگی به ترازنامه و حساب سود و زیان سال مالی قبل و صورت دارایی و مطالبات و دیون شرکت و صورت حساب دورۀ عملکرد سالیانه شرکت و رسیدگی به گزارش مدیران و بازرس یا بازرسان و سایر امور مربوط به حساب های سالی مالی تشکیل می شود.

طبق ماده ۸۹ قانون مرقوم و تبصره آن، اتخاذ تصمیم ‌در مورد ترازنامه و حساب سود و زیان سال مالی شرکت منوط به قرائت گزارش بازرس یا بازرسان شرکت در مجمع عمومی خواهد بود. همچنین اتخاذ تصمیم ‌در مورد تقسیم سود و اندوخته بین صاحبان سهام و تعیین میزان سود قابل تقسیم نیز طبق ماده ۹۰ ل.ا.ق.ت در صلاحیت این مجمع قرار دارد. علاوه بر آن طبق مواد ۱۰۸ و ۱۴۴ ل.ا.ق.ت نصب و عزل مدیران عضو هیات مدیره و بازرس یا بازرسان شرکت نیز جزء وظایف مجمع عمومی عادی محسوب می شود.

به طوری که بیان شد؛ برخی از اموری که انجام آن ها در صلاحیت هیئت مدیره است را نیز در صورت اجازه اساسنامه شرکت می توان به تأیید مجمع عمومی عادی سهام‌داران منوط کرد اگر چه طبق ماده ۱۱۸ ل.ق.ت. ۱۳۴۷ محدود کردن اختیارات مدیران در اساسنامه در صحت اقدامات آنان در مقابل اشخاص ثالث تأثیری ندارد.[۴۸]

ماده ۱۳۱ ل.ا.ق.ت معاملاتی که بین شرکت و یکی از اعضای هیئت مدیره منعقد شده است را به تأیید مجمع عمومی منوط ‌کرده‌است. این معاملات طبق مواد ۱۲۹ به بعد ل.ا.ق.ت تابع تشریفات خاصی است که اگر مجمع عمومی عادی شرکت آن ها را تصویب نکند قابل ابطال خواهند بود.

در حقوق ایالات متحده آمریکا تصمیمات برای انتخاب مدیران با اکثریت نسبی آرای به استثناء مقررات خاص صورت می‌گیرد و بر خلاف حقوق فرانسه وکالت به صورت سفید امضاء برای رأی‌ در مجمع مورد پذیرش نمی باشد. رأی‌ ادغامی[۴۹] در ۲۰ ایالت به صورت اجبار و در ۱۷ ایالت اختیاری می‌باشد تا اقلیت بتوانند از میان خود یک یا چند نفر را برای هیئت مدیره انتخاب نمایند.[۵۰]

۳: نصاب رسمیت تشکیل جلسات مجمع عمومی عادی

ماده ۸۷ ل.ا.ق.ت حضور دارندگان لا اقل بیش از نصف سهامی که حق رأی دارند را در نوبت اول تشکیل مجمع عمومی عادی ضروری دانسته است و چنانچه در اولین دعوت مجمع عمومی این نصاب به دست نیاید، مجمع در نوبت دوم دعوت با حضور هر تعداد از سهام‌داران که حق رأی دارند رسمیت خواهد یافته و قادر به اتخاذ تصمیم خواهد بود مشروط به اینکه در دعوت دوم نتیجه دعوت اول قید شده باشد. مقررات ماده ۸۷ در خصوص حد نصاب لازم برای سهام‌داران حاضر در مجمع جنبه آمره دارد و به نظر نمی توان این حد نصاب را در اساسنامه به کمتر یا بیشتر از آنچه در ماده مقرر است معین کرد.

بر اساس ماده ۱۰۲ ل.ا.ق.ت در کلیه مجامع عمومی، حضور نماینده یا نمایندگان شخصیت حقوقی به منزله حضور خود صاحب سهم است. شرکت اشخاص حقوقی صاحب سهم در مجامع عمومی شرکت های سهامی، توسط مدیرعامل یا نماینده آن شخص حقوقی ممکن می شود. در این صورت مدیر عامل یا نمایندگان این اشخاص با ارائه مدارک مثبت سمت خود قادر به حضور در مجامع سهام‌داران و شرکت در رأی‌ گیری در این مجامع خواهند بود. ارائه مدارک قانونی مثبت سمت نمایندگان محجورین و قائم مقامان مرحومین و وکلای دیگر سهام‌داران برای حضور در مجامع و رأی‌ گیری در آن ضروری است. نمایندگان قانونی یا قراردادی صاحبان سهم می‌توانند از اشخاص خارج از شرکت و یا حتی از بین سهام‌داران شرکت باشند. مضافاً اینکه هر صاحب سهمی یا وکیل و نماینده وی که مایل به حضور در مجمع عمومی باشد، قبل از تشکیل مجمع عمومی باید با ارائه ورقه سهم یا تصدیق موقت سهم خود یا موکل و یا مولی علیه خود به شرکت، ورقه ورود به جلسه مجمع را دریافت کند چرا که طبق قسمت اول ماده ۹۹ ل.ق.ت.۱۳۴۷ فقط سهامدارانی حق ورود به مجمع را دارند که ورقه ورودی دریافت کرده باشند… .

۴ : نحوه دعوت برای تشکیل جلسات مجمع عمومی سهام‌داران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




همان­طور که در آیات سوره انعام آمده است از این­ها به دست می ­آید که هر وقت اعراب خود را در قحطی و خشک­سالی احساس می­نمود برای این که فرزندان خود را در عسرت گرسنگی و شدت جوع و در ماندگی ملاحضه نکند دست به کشتن آن­ها می­زدند و این کشتن فرزند در میان اعراب یک سنت جاریه­ای بوده است و هرگاه که قحطی به سوی شهریشان می­شتافت مردم را تهدید به افلاس و تهیدستی می­کرد ایان مبادرت به قتل اولاد خود می­نمودند برای آن که دیدن ذلت فقر و گرسنگی فرزندانشان برایشان ناپسند بود. با دست زدن به کشتن آن­ها خود را از تحمل این عار رها می­نمودند. علت منع و نهی­ای که از این عمل در قران آورده شده این است که می­فرمایید ما هستیم که شما و آن­ها را تهیه نمایند شما ابداً رازق و روزی دهنده نیستید بلکه خداوند است که شما و آنان را جمیعاً روزی می­دهد ‌بنابرین‏ دست به کشتن ایشان نزنید.

دوم کشتن دختران به­خصوص که آن­ها را زنده دفن می­کردند همان­طور که در آیه قرآن برآن دلالت دارد به معنای دختری است که وی را زنده­به­گور می­ نماید و چون اعراب جاهلی که به­واسطه کثرت کشتار و غارت­هایی که بینشان صورت می­گرفت بسیار اتفاق می­افتاد که دشمنانشان دختران آن­ها را اسیر کنند و ببرند و این اسارت برای آنان غیر قابل تحمل بود ‌بنابرین‏ از اول امر دختران را می­کشتند تا ابداً دختری نداشته باشند تا در هجوم قبایل و جنگ­ها طعمه رقبا و دشمنان گردند.

همان­طورکه آیه شریفه قرآن می­فرماید: «وَإِذَابُشِّرَأَحَدُهُ مْبِالْ أُنْثَىظَلَّوَجْهُهُمُسْوَدًّاوَهُوَکَظِیمٌ(۵۸) یَتَوَارَىمِنَالْقَوْمِمِن ْسُوءِمَابُشِّرَبِهِأَیُمْسِکُهُعَلَىهُونٍأَمْیَدُسُّهُفِیالتُّرَابِأَلَاسَاءَمَایَحْکُمُونَ (۵۹)» چون به یکی از اعراب جاهلی بشارت و خبر داده می­شد که همسرش دختری به دنیا آورده از شدت غیض و غضب چهره اش سیاه می­شد و از بدی این بشارت و نگرانی این خبر از میان قوم خودش متواری می­شد و در اندیشه می­رفت که با این دختر چه کند.آیا با قبول پستی و ذلت و خواری او را نگه­داری کند یا آن که او را در زیر خاک پنهان نماید. آگاه باش که بد حکمی است که آن­ها می نمودند.[۱۵]

علت و حل رمز این معما آن است که فرزند دارای حیات و زندگی است و مشابه خود توست و بقا وجود توست هیچ چیز از اموال و تجارت­ها و مقام­ها ارزش او را ندارند و نمی ­توانند داشته باشند.خداوند در قرآن گنجایش زمین را برای زندگان و مردگان تضمین فرموده است.

وَأَنْکِحُواالْأَیَامَىمِنْکُمْوَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْوَإِمَائِکُمْإِنْیَکُونُوافُقَرَاءَیُغْنِهِمُاللَّهُمِنْفَضْلِهِوَاللَّهُوَاسِعٌعَلِیمٌ(۳۲) به نکاح در آورید مردان بی­زن و زنان بی­شوهر را که از خودتان هستند و شایستگان از غلامان خودتان و از کنیزهای خود را و اگر آن­ها فقیر باشند باکی نیست زیرا خداوند از فضل خود آن­ها را بی­نیاز می­ نماید و خداوند واسع یعنی پر ظرفیت و متحمل و علیم یعنی داناست.[۱۶]

شیخ محمدبن­حسن حر عاملی از محمد بن یعقوب کلینی و از شیخ طوسی و از شیخ صدوق در توحید از حضرت امام­صادق(ع) فرمود رسول خدا(ص) فرمود: «با دختران باکره ازدواج کنید زیرا دهانشان خوش­بوتر است….»

«آیا نمی­دانید که من به شما امت در روز قیامت برسایر امت­ها افتخار می­کنم حتی به جنین که سقط شده باشد….در این حال خداوند عزوجل به او می­گوید داخل در بهشت شو. پاسخ می­دهد داخل نمی­شوم تا پدر و مادرم پیش از من داخل شوند در آن حال خداوند به فرشته­ای از فرشتگان می­گوید پدر و مادرش را نزد من بیاور و خداوند امر می­ نماید که آن دو نفر در بهشت وارد شوند.»[۱۷]

قاضی قضایی در شرح سیره عملی اهل­بیت نیز این حقیقت را نشان می­دهد که آنان با کنترل جمعیت موافق نبوده­اند. به عنوان مثال حضرت فاطمه­زهرا(س) که در مجموع ‌بر اساس مشهور روایات شیعه نه سال زندگی مشترک داشتند با احتساب فرزند شش­ماهه ایشان حضرت محسن در طول نه سال زندگی مشترک با امیرالمؤمنین دارای پنج فرزند شدند و نیز حضرت موسی­بن­جعفر(ع) هم ‌بر اساس مشهور دارای حدود سی­وهفت فرزند بودند این حقیقت نشان­دهنده آن است که سیره عملی اهل­بیت که خود یکی از منابع دین اسلام محسوب می­شوند بر کاهش جمعیت نبوده بلکه بر کثرت جمعیت و مطلوب بودن جمعیت زیاد بوده است.

    1. روایاتی که به ترغیب ازدواج و تشکیل خانواده می ­پردازد و تأکید می­ کند که با زنان ولود و زایا ازدواج کنید.

  1. احادیثی که دلالت دارد براین که پیامبر در قیامت به جمعیت امت خود بر سایر امت­ها مباهات ‌می‌کنند.

نگاه اسلام به ازدواج و فرزندآوری با نگاه غربی و اصولاً نگاه مادی بسیار متفاوت است. به سخن دیگر اسلام درباره فرزندآوری غیر از جنبه­ های مادی به جنبه­ های فرامادی نیز توجه داده است. چیزی که در کتاب­های جمعیت­شناسی غربی جایی برای آن وجود ندارد. برای نمونه از پیامبر که ذکر گردیده بودکه می­فرمایند: «ازدواج کنید زیرا من مباهات می­کنم به وسیله شما به امت­ها تا جایی که فرزند صدق شده بر در بهشت می­ایستد، تا هنگامی که پدر و مادر من داخل بهشت نشوند داخل نمی­شوم.»

دلیل دیگر، اطلاق روایات فرزنددار شدن است غیر از احادیثی که با صراحت مسلمانان را به کثرت اولاد ترغیب می­ کند. اطلاق روایات زیادی که بر اصل فرزنددار شدن تأکید دارند شامل فرزند دوم و سوم نیز می­شوند. تا اینجا روشن شد که تکثیر نسل از منظر روایات کاری مطلوب و پسندیده است به همین منظور این مطلب مورد قبول مسلمانان در طول تاریخ بوده است.

مؤید دیگر سیره امامانی است که نام آن­ها در حدیث آمده یعنی امام­رضا، امام­کاظم و امام­صادق(ع). ‌بر اساس برخی از منابع تاریخی امام­صادق(ع)ده فرزند، امام­کاظم(ع) بسیار بیشتر و امام­رضا(ع) پنج فرزند داشتند.

سنت قطعی مبتنی بر مطلوب بودن ازدواج و اصل فرزندآوری و به­ طور اجمالی غیر مضمون بودن کثرت فرزندان است. در مجموع تکثیر نسل و افزایش جمعیت یک ارزش و مستحب به­شمار می ­آید.

آیات و روایات و ادله زیادی در این باره قبل طرح است به­گونه ­ای که ‌می‌توان این موضوع را از مسلمات فقهی تلقی کرد. مطلوبیت ذاتی ناشی از مطلوبیت معنوی است. مطلوبیت مربوط به خلقت انسان است. انسان موجودی کلیم، مخلوق و بنده خدا است. از این رو تلاش برای افزایش انسان و نسل در روی زمین به خودی خود حسن است مگر این که موانعی باعث شود ازدیاد نسل به حد اضطرار برسد که در این صورت باید تنظیم شود.

امام­سجاد(ع) در روایتی می­فرماید: «مِن سَعَادَهِ اَلرَجُلِ اَن یَکُونَ لَهُ وُلدٌ یَستَعِینُ بِهِم» از جمله سعادت­های انسان این است که اولاد زیادی داشته باشد که از آن­ها (برای آموزش) کمک بگیرد.[۱۸]

دسته­ای از روایات که مسلمین را به ازدواج تشویق می­ کند تا فرزندانشان لااله­الاالله گو و تسبیح­گوی خدا باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




د: محکومیت و اعدام بدون حکم قبلی دادگاهی که صحیحاً تشکیل شده و جامع تضمینات قضایی که ملل متمدن ضروری می دانند باشد.

۲) ‌زخم‌داران و بیماران جمع‌ آوری و تحت معالجه قرار خواهند گرفت .

یک دستگاه نوع پروری بی طرف مانند کمیته بین‌المللی صلیب سرخ می‌تواند خدمات خود را به دولت های داخل در جنگ عرضه دارد.دولت های داخل در جنگ نیز به سهم خود سعی خواهند کرد تمام یا قسمتی از سایر مقررات این قرارداد را به موجب موافقت نامه های اختصاصی به موقع اجرا گذارند.

ماده ۴- اشخاصی که در هر موقع و به هر شکل در موقع جنگ یا اشغال به دست دولت داخل در جنگ یا دولت اشغال کننده غیر از دولت متبوع خود می افتند تحت حمایت این قرار دادند.

اتباع دولتی که وابسته ‌به این قرارداد نباشند تحت حمایت این قرارداد نیستند. اتباع یک دولت بی طرف که در خاک یک دولت داخل در جنگ باشند و اتباع یک دولت هم صف در جنگ مادام که دولت متبوع آنان نمایندگی سیاسی عادی نزد دولت بازداشت کننده آنان دارد مشمول حمایت این قرارداد شمرده نخواهند شد.

اشخاص مورد حمایت قرارداد ژنو مورخ ۱۲ اوت ۱۹۴۹ در باب بهبود وضع زخم داران و بیماران و غریقان نیروهای مسلح دریایی یا اشخاص مورد حمایت قرارداد ژنو مورخ ۱۲ اوت ۱۹۴۹ در باب معامله با اسیران جنگی به مفهوم این قرارداد مورد حمایت شمرده نمی شوند.

در باب دوم این کنوانسیون راجع به حمایت کلی اهالی در مقابل بعضی اثرات جنگ نیز داریم که :

ماده ۱۳ مقررات این ماده ناظر بر مجموع اهالی کشورهای داخل در جنگ است بدون هیچ تبعیض نامساعد من جمله از حیث نژاد و ملیت و مذهب و عقیده سیاسی و منظور از آن تخفیف مصائبی است که از جنگ تولید می شود.

ماده ۱۴ دول متعاهد در زمان صلح و دول متخاصم پس از شروع جنگ می‌توانند در خاک خود و در صورت لزوم در اراضی اشغالی نواحی و نقاط بهداری و امنیت ایجاد و تشکیلات آن را طوری بدهند که زخم داران و بیماران و معلولین و پیران و اطفال کمتر از ۱۵ سال و زنان باردار و مادران اطفال کمتر از ۷ سال را از اثرات جنگ پناه دهند.دول ذی ربط می‌توانند به محض شروع جنگ و در حین جنگ بین خود و موافقت نامه هایی برای شناسایی نقاط و مناطقی که دایر ساخته اند منعقد نمایند. برای این منظور ممکن است طرح موافقت نامه ی پیوست این قرارداد را با تغییراتی که لازم بدانند به موقع اجرا گذارند.از دول حامی و کمیته ی بین‌المللی صلیب سرخ دعوت می شود که برای تسهیل ایجاد و شناسایی نقاط و نواحی

مذبور وساطت و کمک نمایند.

ماده ۱۵ دولت داخل جنگ می‌تواند خواه مستقیم خواه به توسط یک دولت بی طرف یا یک دستگاه نوع پروری به طرف مقابل خود پیشنهاد نماید در نواحی که جنگ در جریان است نواحی بی طرف دایر گردد که اشخاص ذیل را بدون هیچ گونه تفاوتی از مخاطرات جنگ پناه دهد :

الف: زخم داران و بیماران جنگجو یا غیر جنگ جو

ب: اشخاص کشوری که در جنگ شرکت ندارند و در مدت اقامت خود در نواحی مذبور به هیچ کاری که جنبه ی نظامی داشته باشد اشتغال نمی ورزند. به محض اینکه دول متخاصم نسبت به موقعیت جغرافیایی و طرز اداره و تهیه ی خوار و بار ونظارت منطقه ی بیطرف به منظور فوق توافق نمودند موافقت نامه ای کتباً تنظیم و به امضای نمایندگان متخاصمین خواهد رسید.

ماده ۱۶ زخم داران و بیماران همچنین معلولین و زنان باردار مورد حمایت و احترام خاص قرار گرفتند تا میزانی که مقتضیات نظامی اجازه دهد هر دولت داخل در جنگ در اقدامات مربوط به جستجوی مقتولین و زخم داران و کمک به غریقان و سایر اشخاصی که در معرض خطر مهمی هستند و همچنین در اقدامات مربوط به حفظ آنان از غارت و بدرفتاری تسهیل خواهند کرد.

ماده ۱۷ دول متخاصم سعی خواهند کرد که برای تخلیه بیماران و زخم داران و معلولین و اسیران و زنان تازه زا از نواحی محاصره شده و همچنین برای عبور روحانیون همه مذاهب و کارکنان و لوازم بهداری به مقصد آن نواحی قرار نامه های محلی بین خود منعقد سازند.

ماده ۱۸ بیمارستان های کشوری که برای پرستاری و زخم داران و بیماران و معلولین و زنان تازه زا تشکیل می‌شوند در هیچ موردی نباید طرف حمله قرار گیرند بلکه در هر زمان باید توسط دول متخاصم محترم شمرده و حمایت شوند .همچنین در بخش دوم در باب خارجیان در خاک یک دولت متخاصم ماده ۳۵ این گونه آمده است:

هر شخص مورد حمایت که بخواهد در بدو جنگ یا در دوره جنگ از خاک کشور خارج شود حق خروج خواهد داشت مگر آن که رفتن او مخالف منافع ملی دولت باشد. درخواست خروج او طبق ترتیب منظمی مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت و تصمیم متقضی در اسرع وقت گرفته خواهد شد. پس از کسب اجازه خروج می‌تواند وجه لازم جهت مسافرت را بردارد . مقدار عادلانه اسباب و لوازم مصرف شخصی با خود ببرد. اشخاصی که اجازه خروج به ایشان داده نشود حق خواهند داشت از یک دادگاه یا یک هیات اداری ذی صلاحیت که مخصوصا جهت این کار توسط دولت بازداشت کننده تأسيس شده باشد تقاضا نمایند در اسرع وقت در تصمیم منع خروج تجدید نظر کند.

نمایندگان دولت حامی می‌توانند در صورت تقاضا علل عدم صدور اجازه خروج این قبیل اشخاص را بدانند و هر چه زودتر صورت اسامی کلیه ی کسانی را که در همان وضع اند دریافت نمایند مگر آن که دادن این اطلاعات به علل امنیتی غیر مقدور باشد یا خود اشخاص ذی نفع با اعلام این گونه اطلاعات مخالف باشند.

‌به این ترتیب اصل قابلیت اعمال کنوانسیون های ژنو به ویژه کنوانسیون چهارم؛ درباره حمایت از افراد غیر نظامی در زمان جنگ؛ در موارد اشغال سرزمینی در این ماده تأیید شده است. مجدداً ماده ۶۰ کنوانسیون چهارم تصریح می‌کند که: « در این کنواسیون از بدو هر جنگ یا اشغال مذکور در ماده ۲۰ به موقع اجرا گذاشته خواهد شد ».

‌به این ترتیب روشن است که کنوانسیون چهارم ژنو در صورت وقوع اشغال سرزمین و از ابتدای آن قابل اجرا خواهد بود. با این وجود؛ در این کنوانسیون تعریفی از اشغال به عمل نیامده است. لذا برای این تعریف به مقررات لاهه ۱۹۰۷ در خصوص قوانین و عرف‌های جنگ زمینی رجوع می‌کنیم که برای نخستین بار به تدوین مقررات ناظر بر اشغال پرداخت. ماده ۴۲ مقررات لاهه در این زمینه می‌گوید: «سرزمین زمانی اشغال شده محسوب می‌گردد که واقعاً و عملاً تحت اختیار نیروی دشمن قرار گرفته باشد. مفهوم اشغال فقط ‌در مورد سرزمینی مصداق پیدا می‌کند که این اقتدار در آنجا مستقر شده و بتواند اعمال گردد». [۹۲]

گفتار دوم : حق حمایت کنسولی از تبعه و امکان اقامه دعوی در محاکم بین‌المللی برای حمایت از تبعه

حمایت دیپلماتیک عبارت است از استناد به مسئوولیت دولت ها به دلیل ایراد صدمه به تبعه‌ی دولت دیگر در قلمرو خودش به واسطه نقش قواعد و موازین حقوق بین الملل؛ که هدف آن جبران خسارتی ناشی از افعال نادرست کشور میزبان از طریق اعاده‌ی وضعیت به حالت سابق، دریافت غرامت یا رضایت، به تنهایی یا ترکیبی از این‌ها است. تعیین شیوه و میزان جبران خسارت، طبق بند ۲ ماده ی ۳۶ اساس ‌نامه‌ی دیوان، در حیطه صلاحیت موضوعی دیوان قرار گیرد.[۹۳] ‌بنابرین‏، عناصر کلیدی حمایت دیپلماتیک عبارتند از: “مربوط به موضوع مسئولیت دولت‌ها؛ در خواست غرامت برای اقدامات خلاف و مغایر موازین حقوق بین‌المللی دولت‌ها؛ نحوه برخورد با اتباع بیگانه؛ حمایت دیپلماتیک؛ حق دولت متبوع تبعه ی زیان دیده و در قلمرو کشور بیگانه است”.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




ذ : نظارت بر اجرای آرای و ضمانت اجرای آن

بند ۱ ماده ۲ و بند ۶ ماده ۲۱ تفاهم نامه حل و فصل اختلاف اشعار می‌دارد که یکی از وظایف مهم رکن حل و فصل اختلاف نظارت و مراقبت بر اجرای توصیه ها و احکام می‌باشد. هر عضو می‌تواند مسئله اجرای توصیه ها و احکام را در هر زمان پس از تصویب آن ها در رکن حل و فصل اختلاف مطرح نماید.در صورتی که رکن حل و فصل اختلاف تصمیم دیگری اتخاذ نکرده باشد مسئله اجرای توصیه ها و احکام صادره شش ماه پس از تاریخ تعیین فرصت معقول در دستور کار جلسات رکن حل و فصل اختلاف قرار خواهد گرفت و تا اجرای کامل آن در دستور کار باقی خواهد ماند. حداقل ۱۰ روز قبل از تشکیل هر یک از جلسات رکن حل و فصل اختلاف، عضو ذیربط کتبا گزارشی را ‌در مورد پیشرفت اجرای توصیه ها و احکام، به رکن مذبور ارائه خواهد کرد. این تشریفات نقش مهمی رادراعمال فشار چند جانبه بر عضو مربوطه بازی می‌کند.[۷۹]

بند دوم : بررسی نکات در خصوص نظام حل و فصل اختلافات در قراردادها

یکی از بزرگترین مشکلاتی که نظام حل اختلاف گات ۱۹۴۷ با آن مواجه بود بحث تصمیم گیری بر مبنای اجماع در این نظام بود که درسه مرحله تشکیل هیات رسیدگی , تصویب گزارش و صدور مجوز تلافی مبنا قرار می گرفت .ماده ۲ تفاهم نامه جدید حاکم بر حل و فصل اختلافات در سازمان جهانی تجارت اگر چه هم چنان تصمیمات رکن حل اختلاف را بر مبنای اجماع می‌داند و حتی تعریفی برابر با تعریف اجماع در موافقت نامه تأسيس ارائه می‌دهد , اما مواد ۶,۱۶, ۱۷, ۲۲ روشن می‌سازند که مقصود از این اجماع , اجماع منفی است , ‌به این معنی که روند خودکار رسیدگی به شکایات تنها زمانی متوقف می شود که در خصوص توقف آن اجماع وجود داشته باشد .واضح است که با وجود طرف شاکی وقوع این امر احتمال ناچیزی خواهد داشت و لذا می توان گفت تصمیم گیری رکن حل اختلاف صرفا به یک تصمیم گیری تشریفاتی تبدیل شده است و نظام حل اختلاف یک روند شبه قضایی خود کار را طی می‌کند .[۸۰]

الف : مسئوولیت ناشی از لطمه زدن به منافع دولت دیگر بدون بروز نقض

در تفاهم نامه حل اختلاف برای شکایات برای شکایات بدون نقض رویه خاصی وجود دارد .طبق مفاد این تفاهم نامه ‌در مورد این شکایات موارد زیر باید رعایت شود :

الف : بار اثبات دعوی بر عهده خواهان است , از دولت شاکی خواسته می شود که دلایل کافی و مستندات لازم دال بر ورود خسارت ناشی از اقدامات دولت خوانده را ارائه کند .

ب : عدم الزام دولت خوانده به توقف اقدامات مربوطه

پ : غیر الزامی بودن نظرات داور یا هیات داوران , لازم به ذکر است که در شکایات همراه نقض , نظرات داور یا هیات داوری الزامی است و طرفین باید از آن تبعیت کنند .علاوه بر این مهلت های خاصی برای ارجاع امر به داوری و اجرای آن نظرات تعیین شده است .بر خلاف آن ؛ در شکایات بدون نقض اولا نظرات داور یا هیات داوران الزامی نیست و ثانیاً زمان بندی مذکور در بند فوق لازم الاجرا نیست .

ت : اخذ غرامت به عنوان بخشی از راه حل مسالمت آمیز : علی رغم اینکه در شکایات همراه نقض اخذ غرامت راه حلی موقتی است که در صورت عدم اجرای مراحل رسیدگی از سوی دولت خاطی , به وسیله دولت خواهان و بنابر شرایط خاص موقتا قابل اجرا خواهد بود ؛ در شکایات بدون نقض غرامت به عنوان بخشی از راه حل مرضی الطرفین است .‌در مورد شکایات موقعیتی نیز همین موارد جاری است .[۸۱]

ب : توسل به اقدامات متقابل

نظام حل و فصل اختلافات سازمان جهانی تجارت به منظور ایجاد اطمینان و قابلیت پیش‌بینی در نظام تجاری بین‌المللی ایجاد شده و برای اقدامات شخصی نیست .لذا گات ۱۹۹۴ اجازه اقدام یک‌جانبه و متقابل را نمی دهد و در گات ۱۹۹۴ توسل به اقدامات متقابل مشروط به شرایطی شده است و به طور دقیق تنها پس از طی مراحل حل و فصل اختلافات عملی می‌گردد .به عبارتی می توان گفت که اقدامات متقابل آخرین حربه ای است که مورد استفاده قرار می‌گیرد تا دولت خاطی تن به اجرای توصیه ها و احکام دهد .همان طوری که مشخص است ساز و کار حل و فصل اختلافات سازمان جهانی تجارت در این زمینه خاص از حقوق بین الملل عمومی یک گام جلوتر حرکت می‌کند و توسل به اقدامات متقابل را به نوعی قاعده مند ‌کرده‌است .[۸۲]

ج : داوری

طبق قواعد تفاهم نامه حل اختلاف سازمان جهانی تجارت داوری سریع در چارچوب این سازمان طریق دیگری برای حل اختلاف است که می‌تواند حل برخی اختلافات مربوط به موضوعاتی را که هر دو طرف به وضوح مشخص ساخته اند , تسهیل کند .توسل به داوری معمولا منوط به توافق طرفهای اختلاف است که در صورت توافق , قبل از شروع عملی جریان کار به اطلاع همه اعضا می‌رسد .طرفهای رسیدگی توافق می‌کنند که از رأی‌ داوری تبعیت کنند و آرای داوری به رکن حل اختلاف و شورا یا کمیته موافقت نامه مربوط اطلاع داده می شود که در آنجا هر عضوی می‌تواند هر نظری را در ارتباط با آن مطرح کند .[۸۳]

بند سوم : عملکرد رکن حل اختلاف در قراردادها

از ابتدای ژانویه ۱۹۹۵ که سازمان جهانی تجارت جایگزین گات شد وظیفه حل و فصل اختلافات تجاری کشوزهای عضو به رکن حل اختلاف این سازمان سپرده شد .لازم به ذکر است اکثر دعاوی توسط کشورهای صنعتی مطرح شده است .از میان دعاوی که به رویه های حل و فصل اختلافات سازمان جهانی تجارت ارجاع شده اند تعداد زیادی با مشورت دو جانبه طرفین اختلاف حل شده است .در خصوص دعاوی که از مرحله مشورت می گذرد و به مرحله تشکیل هیات رسیدگی می‌رسند اکثرشان تا مرحله استیناف پیش می‌روند .

به طور کلی باید گفت نظام حل و فصل اختلافات در سازمان جهانی تجارت به عنوان یک ساز و کار جامع به منظور حل و فصل اختلافات تجاری مورد پذیرش بسیاری از کشورها واقع شده است .

اعضا عموما نظارت و توصیه ها را رعایت کرده‌اند. با این حال ، در چند مورد عدم رعایت توصیه ها و احکام که مورد شکایت قرار گرفته و منجر ‌به این شده که رکن حل اختلاف اجازه تعلیق امتیازات و تعهدات را نسبت به عضو خاطی صادر کند. دعاوی که از زمان تأسيس جهانی تجارت منجر به اجازه تعلیق امتیازات و تعهدات شده اند عبارتند از :

– موانع اتحادیه اروپا بر واردات گوشت و فراورده های آن ( شکایت توسط آمریکا و کانادا)

– رژیم واردات موز اتحادیه اروپا ( شکایت توسط آمریکا و اکوادور)

– تامین اعتبار مالی برزیل برای هواپیما (شکایت توسط کانادا)

– شرکت‌های فروش خارجی آمریکا ( شکایت توسط اتحادیه اروپا )

– اعتبارات صادرات و وامهای تضمینی کانادا به هواپیما ( شکایت توسط برزیل )

– قانون ضد قیمت شکنی ۱۹۱۶ آمریکا ( شکایت توسط اتحادیه اروپا ).

از میان شش دعوی فوق که منجر به تعلیق امتیازات و تعهدات شده اند، جنجالی ترین و مهمترین دعوی از نظر میزان تعلیق ، قضیه شرکت‌های فروش خارجی می‌باشد. قضیه شرکت‌های فروش خارجی اختلاف که چندین سال بین اتحادیه اروپا و آمریکا بر سر رویه های مالیاتی آمریکا که میلیاردها دلار معافیت مالیاتی را به صادر کنندگان آمریکا اعطا می‌کند، در جریان بوده است.[۸۴]

بند چهارم : تشکیل اتاق پایاپای به عنوان تضمین کننده و تامین کننده اعتماد میان طرفین قراردادهای آتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




یکی از مسائلی که در سال‌های اخیر از مهمترین حوزه های تحقیق در روانشناسی تربیتی بوده و هست، حوزه ی هوش هیجانی و نقش مهمی است که این نوع از هوش در چگونگی سازگاری و موفقیت افراد ایفا می‌کند. نظریه هوش هیجانی بر حسب نظر سالووی و مایر ۱۹۹۰، حوزه ی وسیعی از توانایی‌های مرتبط با شناخت و به کارگیری هیجانات را در بر می‌گیرد، اساساً در ارتباط با جوانب مختلف هوش و رفتار افراد مورد مطاعه قرار گرفته است. این سازه ی روانی، که بیش از همه توسط بار- آن،۱۹۹۷ و گلمن،۱۹۹۵ مطالعه شده است، از جهات انگیزشی،مناسبات درون فردی و مناسبات بین فرد مورد تحقیق قرار گرفته و برخی از روانشناسان از جمله بار- آن و پارکر (۲۰۰۰)، رابطه ی هوش هیجانی با پنج مؤلفه شخصیتی (روان نژندی[۲۹]، برون گرایی[۳۰]، گشادگی رویی[۳۱]، سازگاری[۳۲] و وظیفه شناسی[۳۳]) را نیز بررسی کرده‌اند.

جدول ۲-۱) ظهور مفهوم هوش عاطفی (مایر، ۲۰۰۱)

۱- سال‌های ۱۹۶۹- ۱۹۰۰ هوش و عواطف به عنوان حوزه های جداگانه و محدود

مطالعه هوش: طی این دوره قلمرو روان آزمایی هوش توسعه یافت و فناوری پیچیده و پیشرفته آزمون های هوش به وجود آمد.

مطالعه عواطف: در حوزه ی عواطف، مباحث پیرامون مسئله مرغ و تخم مرغ بود که کدام ابتدا به وجود آمده است، اول واکنش های فیزیولوژیکی به وجود می‌آیند بعد هیجان یا بالعکس. در حیطه های دیگر داروین روی موضوع وراثت و تکامل و پاسخ های هیجانی بحث می کرد، اما طی این دوره، اغلب عاطفه به عنوان موضوعی که تحت تأثیر عوامل فرهنگی قرار می‌گیرد، مورد توجه بود. مطالعه های مربوط به هوش اجتماعی، در همان زمان که ارزیابی هوش مطرح شد و فعالیت های علمی ‌در مورد هوش کلامی و استدلالی در جریان بود، تعدادی از روانشناسان جهت شناسایی هوش اجتماعی تلاش می‌کردند. اما در کل می توان گفت تلاش ها در این مسیر تا حد زیادی دلسرد کننده و مفاهیم هوش محدود به شناخت بود.

۲- سال‌های ۱۹۸۹- ۱۹۷۰ مطالعات اولیه پیرامون هوش عاطفی

مطالعه های اولیه ‌در مورد هوش عاطفی طی این دو دهه صورت پذیرفت. در این دوره حوزه های شناخت و عاطفه مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود که عواطف و شناخت چگونه روی یکدیگر تأثیر متقابل دارند. اعتقاد بر این بود که افراد افسرده نسبت به سایرین ممکن است واقع بین تر و دقیق تر باشند و نوسان های خلقی ممکن است خلاقیت را افزایش دهند همچنین در این دوره حوزه ی ارتباطات غیر کلامی توسعه یافت و مقیاس هایی برای دریافت اطلاعات غیر کلامی (که گاهی عاطفی هستند) از چهره و قیافه ی افراد، اختصاص یافت. در حوزه ی هوش مصنوعی بررسی ها و آزمایش ها ‌در مورد این موضوع بود که رایانه ها چگونه می‌توانند حالت های عاطفی را درک نمایند.

نظریه جدید گاردنر ‌در مورد هوش چندگانه، از هوش درون فردی نام می‌برد که به توانایی دریافت و نمادپردازی عواطف اشاره داشت. کار آزمایش ‌در مورد هوش اجتماعی به درک این موضوع منجر شد که هوش اجتماعی شامل مهارت های اجتماعی، مهارت همدلی، نگش های جامعه پسند، اضطراب اجتماعی و عاطفی بودن می‌باشد.

۳- سال‌های ۱۹۹۳- ۱۹۹۰ ظهور هوش عاطفی

در این دوره ی چهار ساله که از ابتدای دهه ی ۱۹۹۰ شروع می شد مایر و سالووی چند مقاله در زمینه هوش عاطفی منتشر کردند. مقاله ها زمینه ی مناسبی را برای مطرح شدن مفهوم هوش عاطفی فراهم نمودند. در همین زمان نتیجه مطالعه ای که شامل معرفی اولین مقیاس ارزیابی توانایی هوش عاطفی بود با همین نام منتشر شد. همچنین در این دوره زیربناها و مفاهیم بنیادی هوش عاطفی به ویژه در زمینه علوم عصبی، توسعه پیدا کرد.

۴- سال‌های ۱۹۹۷- ۱۹۹۴ رواج و گسترش مفهوم هوش عاطفی

با انتشار کتاب هوش عاطفی توسط گلمن (روزنامه نگار) آثار و نوشته های علمی در این حوزه گسترش پیدا کرد. این کتاب پر فروش در سطح دنیا در تیراژ بالا انتشار یافت. مجله ی تایمز برای نامیدن مفهوم هوش عاطفی از EQ استفاده کرد. تعدادی از مقیاس های شخصیت تحت عنوان هوش عاطفی منتشر شدند.

۵- از سال ۱۹۹۸ تاکنون. تحقیق بر روی هوش عاطفی و نهادینه شدن آن در محافل علمی

به موازات ابداع آزمون های جدید برای سنجش هوش عاطفی و چاپ مقاله های پژوهشی در این زمینه، چندین تحقیق جهت شفاف ساختن مفهوم هوش عاطفی در حال انجام می‌باشند.

۲-۱-۴- تعاریف هوش هیجانی

هوش هیجانی به وسیله مایر و سالووی ‌به این صورت تعریف شده است: «هوش هیجانی عبارت است از توانایی ادراک عواطف، جهت دستیابی به عواطفی سازنده که به کمک آن ها بتوان به ارزیابی افکار، فهم عواطف و دانش عاطفی خود پرداخت و با بهره گرفتن از آن بتوان موجبات پرورش احساسات و رشد هوشی خود را فراهم ساخت(مایر و سالووی،۱۹۹۷). به نظر مارتینز(۱۹۹۷)، هوش هیجانی یک سری مهارت‌های غیر شناختی، توانایی ها و ظرفیت هایی است که توانایی فرد را در مقابل مطالبات و فشارهای بیرنی مقاوم می‌سازند. ویسینگر،هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط مؤثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام دادن کار برای ارتقاء نتایج تعریف می‌کند (ویسینگر، ۱۹۹۸).

هوش هیجانی طبق نظر گاروی (۱۹۹۷) شامل چندین توانایی است که عبارتند از: توانایی پیگیری و با انگیزه بودن، توانایی کنترل تکانه ها، توانایی کنترل هیجانات و همدلی کردن. بار- آن نیز معتقد است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی ها و قابلیت‌ها و مهارتهایی است که فرد را برای سازگاری با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می‌کند و صفت هیجانی در این نوع هوش رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز می‌کند (بار- آن، ۱۹۹۹).

۲-۱-۵- دیدگاه های موجود در باب هوش هیجانی

نگاهی به تعاریف متعدد هوش هیجانی دو خط نظری کلی را در این زمینه نشان می‌دهد: یکی دیدگاه اولیه از هوش هیجانی است که آن را به ‌عنوان نوعی از هوش تعریف می‌کند که هیجان و عاطفه را نیز در بر می‌گیرد. دوم دیدگاه ترکیبی که هوش هیجانی را با سایر توانایی ها و ویژگی‌های شخصیتی نظیر انگیزش ترکیب می‌کند.

۲-۱-۵-۱- دیدگاه توانایی (پردازش اطلاعات)

اصطلاح هوش هیجانی، اولین بار از سوی سالووی و مایر(۱۹۹۰)، به ‌عنوان شکلی از هوش اجتماعی مطرح شد. الگوی اولیه آن ها از هوش هیجانی سه حیطه از توانایی ها را شامل می شود:

    1. ارزیابی و ابراز هیجان: ارزیابی و ابراز هیجان در خود با دو مؤلفه کلامی و غیرکلامی،همچنین ارزیابی هیجان در دیگران با مؤلفه های فرعی ادراک غیر کلامی و همدلی مشخص می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




پرسشنامه پنج عاملی بزرگ شخصیت توسط گلدبرگ (۱۹۹۶)ساخته شده است ودارای ۵۰گویه است که هر یک از پنج بعد بزرگ شخصیت را توسط ۱۰گویه می سنجد. برای هر یک از گویه ها، آزمودنی های خودرا مقیاس لیکرت پنج درجه ای شامل گزینه:عمدتاً نادرست،تا حدودی نادرست، نه درست ونه نادرست، تا حدودی درست وعمدتادرست، از ۱تا۵درجه بندی می‌کنند .در پژوهشی که توسط مرادی (۱۳۸۴)انجام شد .ضریب قابلیت اطمینان برای این پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برابر با ۷۹%به دست آمده است .(جان وپروین ،۲۰۰۳)

۲-۱۴نتیجه گیری شخصیت:

با وجودی که اغلب روانشناسان قبول دارند که می توان مردم را بر حسب ویژگی های شخصیتی شان توصیف کرد اما نظریه پردازان هم چنان به بحث ‌در مورد تعداد ویژگی های اصلی سازنده شخصیت انسان ادامه می‌دهند.از آنجا که روانشناسی ادعا می‌کند که یک علم تجربی است .ممکن است گمان می رودکه همه گزاره های نظری شخصیت شناسی نتیجه تحقیقند،اما تحقیق یا اکتشافی است یا تاییدی. البته مهم است که تأکید کنیم بر اینکه نظریه های شخصیت، منحصراً یا حتی اولا و بالذات بر معرفت تجربی مبتنی نیستند، زیرا معرفت تجربی که در دسترس شخصیت شناس است. هنگامی که درکنارغنا و پیچیدگی انسان‌ها و زندگی هایشان گذاشته شود، کافی نیست وگاهی به قدری متعصبانه است .که باید به صورت جدی کلیتش محدود شود.شمول نظریه های شخصیت نسبت به گزاره هایی که مبنای محکمی در تحقیق ندارند.صرف نظر از اینکه زیانبارنیست، در مرحله ی اولیه رشد این حوزه تحقیقاتی رویه بالقوه سودمندی است.زیرا آزادی عملی که این رویه به آدمی می‌دهد،به نظریه پرداز اجازه می‌دهد،که پیچیدگی های کامل انسان را ملاحظه کند. به طور جدی تردیدی نیست، که شخصیت وجود دارد. در واقع ما به طور روزمره شخصیت خود ودیگران را در فعالیت ها وتصمیم های روزانه به حساب می آوریم و اما هنگامی که سعی می‌کنیم ماهیت شخصیت رابه صورتی دقیق مشخص کنیم، ظاهراً همین شخصیت از مقابل چشم ما محو می­ شود وماراناکام ومتزلزل وا می نهد، فی الواقع توضیح شخصیت هم مشکل است زیرا با اینکه شخصیت،ملموس ترین وانسانی ترین چیز در پیرامون ماست،اما نمی توانیم از طریق مطالعه موجودات زیستی دون پایه ترازانسان، فهم چندانی ‌در مورد شخصیت به دست آوریم وتوانایی مابرای مشاهده دقیق انسان‌های دیگر نیز محدود است از این جهت که تمام مشاهدات ما باید از صافی شخصیت‌های خودمان عبور کند. لذا بهتر است صعوبت کار را بپذیریم و برای فهم شخصیت می‌توانیم با مرور بر تعاریف موجود شخصیت شروع کنیم. اما به نظر می‌رسد از این روش مطلب کمی به دست می آوریم. زیرا تعاریف بی شماری در کار است،که هر یک از آن ها کاملا مفصل و پیچیده است. لذا از میان نظریه پردازانی که به توصیف و دسته بندی ابعاد شخصیت پرداخته‌اند، منجمله:آیزنک،گلدبرگ،یونگ،کرچر و…آنهایی را انتخاب کنیم که محققان قبلی نیز به آن ها اعتماد کرده و هم چنین پرسشنامه هایی که پایایی و اعتبار آن ها طبق تحقیقات به اثبات رسیده و در دسترس نیز می‌باشند( شولتز،وشولتز[۴۳] ۱۹۹۸،ترجمه: سید محمدی ،۱۳۸۲).

۲-۱۵رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی:

در حالی که برخی محققان به دنبال بررسی رابطه ی نشانگان فرسودگی شغلی و فشار روانی هستند برخی دیگر در پی یافتن ویژگی های شخصیتی یا علائم مشخص این نشانگان هستند.

مطالعات نشان می‌دهد افرادی که از لحاظ عاطفی دچار فرسودگی شغلی می‌شوند اغلب کمال گرا و به طور افراطی در گیرکار و شغلشان هستند و از طرفی اهداف غیر واقعی برای خود مجسم می ـ کنند.پژوهشگران اشاره دارند بین الگوی رفتاری زیر و علائم فرسودگی شغلی ارتباط معنا داری وجود دارد.

-وقتی محدودیت زمانی وجود نداشته باشد بیشتر تلاش می‌کنند.

-امتیازات تحصیلی بیشتری به دست می آورند.

-اهداف تحصیلی بالاتری انتخاب می‌کنند.

-تا سر حد توان کار می‌کنند.

-کمتر اظهار خستگی می‌کنند.

-تکلیف مدار هستند.

-به فوریت های زمانی حساسیت دارند.

-رقابت جو و اهل پیشرفت هستند.

-تلاش می‌کنند به طور همزمان چند کار انجام دهند.

– همیشه در انجام کارها مختلف شتاب زده عمل می‌کنند.

– رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشجویانه دارند.

– دائم در حال حرکت و تحرکت هستند.

به هر حال پرداختن افراطی و شدید به فعالیت‌های مربوط به شغل و اهداف غیر واقعی و دست نیافتنی را در رابطه با کار خویش دنبال کردن به گفته ی بسیاری از محققان اولین علائم و مراحل هشدار دهنده ـ ی فرسودگی شغلی است (ساعتچی، ۱۳۸۱).

۲-۱۶ تعریف فرسودگی شغلی:

تعریف فرسودگی شغلی از لحاظ لغوی:فرسودگی شغلی را می توان تحلیل قوای روانی که گاهی با افسردگی همراه است و از تلاش برای کمک به بیماران روانی یا افراد تحت فشار روانی ناشی می‌گردد تعریف کرد(بختیاری،۱۳۸۷).فرسودگی شغلی نشانگان خستگی مفرط عاطفی به دنبال سالها در گیری و تعهد نسبت به کار مردم است.به عبارت دیگر فرسودگی شغلی خستگی فیزیکی،هیجانی و روانی به دنبال قرار گرفتن طولانی مدت در موقعیت کار سخت است(ساعتچی ،۱۳۸۲).این نشانگان حالتی است که در آن قدرت و توانایی افراد کم و رغبت و تمایل آن ها به انجام کار و فعالیت کاهش می‌یابد (زارعیان جهرمی،۱۳۸۵).به طور کلی فرسودگی شغلی را می توان نوعی اختلال که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت شخص در معرض فشار روانی در ارتباط با کار و مردم،در وی ایجاد می شود، دانست و با نشانگان فرو پاشی هیجانی، جسمی وذهنی همراه است .عزت نفس فرد مبتلا پایین است و احساس ناسودمندی را تجربه می‌کند.افراد در معرض خطر کسانی که فاقد تعادل بین کار و زندگی شخصی خود هستند و کسانی که کارهایشان یکنواخت است و کسانی که نسبت به کارشان راضی نبوده و آشکارا با مردم خصومت می ورزند .کسانی که درگیر تصمیم گیری درباره زندگی و مرگ افراد هستند مثل: پزشکان و مدیران،گروه رهبران ‌و کسانی که تحت شرایط دشوار وسخت کار می‌کنند،کسانی که کارشان تکراری است ‌و کسانی که سر و کارشان ‌با مردم است، بیشترازهمه درمعرض فرسودگی شغلی قراردارند بویژه اگر احساس کنند که تلاشهایشان به اهداف مطلوبی منجر نمی شود. کسی از فرسودگی شغلی ایمن نیست. افراددر هر حرفه ای و در هر سطحی می‌توانند در معرض فرسودگی شغلی قرار گیرند (فیلیان ،۱۳۷۱)

۲-۱۷ فرسودگی شغلی چیست؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




مراجع اختصاصی اداری نیز دارای چنین صلاحیتی هستند. ‌به این معنی که با بروز اختلاف بین طرفین و طرح دعوا و شکایت در نزد آن مراجع، مراجع مذبور مطابق آیین رسیدگی خاص خود، با توجه به دلایل و مستندات طرفین به قضیه رسیدگی و نهایتاًً اقدام به صدور رأی و حل و فصل اختلاف می کند. اهمیت این ویژگی بیشتر از جهت نقش آن در تمیز این مراجع از سایر مراجعی است که با وجود اشتراک لفظی در عناوین مانند کمیسیون، هیئت و غیره در قوانین مختلف، دارای صلاحیت ترافعی نبوده و فعالیت آن ها مستلزم وجود قبلی اختلاف و طرح دعوا از سوی شخصی در نزد آنان نیست. بلکه برای انجام وظائف اداری دیگری نظیر مشاوره، نظارت و اخذ تصمیمات اداری در چارچوب دستگاه های اجرایی تأسیس گردیده اند[۸۲] و مرجعی غیر ترافعی محسوب می‌گردند. نتیجه این که تصمیمات این مراجع، تصمیم مقام اداری تلقی و در صورت شکایت از آن ها، در شعب دیوان عدالت اداری مورد رسیدگی ماهوی قرار می گیرند. حال آن که رسیدگی دیوان به تصمیمات مراجع اختصاصی اداری[۸۳] که دارای صلاحیت ترافعی می‌باشند یک رسیدگی شکلی است.

بند ششم : صلاحیت خاص

بر خلاف محاکم عمومی که به موجب اصل ۱۵۹ قانون اساسی، دارای صلاحیت عام رسیدگی به عموم دعاوی می‌باشند، صلاحیت مراجع اختصاصی اداری خاص و محدود به موارد مصرح در قانون خاصی است که به موجب آن تأسیس گردیده اند و لذا صلاحیت آن ها در رسیدگی محتاج نصی صریح بوده و اگر مدعی وجود امری در صلاحیت خود باشند، مکلف به اثبات آن به استناد مواد مطرح قانونی می‌باشند.[۸۴] به عبارت دیگر صلاحیت محاکم عمومی دادگستری اصل و صلاحیت مراجع اختصاصی و اداری استثنا بر آن بوده و در نتیجه در صورت تردید در میزان شمول مدلول آن، مورد تفسیر مضیق قرار می‌گیرد.[۸۵] همچنین صلاحیت مراجع اختصاصی اداری در مقایسه با صلاحیت دیوان عدالت اداری نیز خاص بوده و هر کدام از مراجع فقط به نوع خاصی از اختلافات و دعاوی بین دولت و اشخاص خصوصی رسیدگی می نمایند. در حالی که صلاحیت دیوان عام بوده و دیوان صالح به رسیدگی تمام شکایات مردم از واحد های دولتی و مأموران آن ها می‌باشد.

بند هفتم : آیین رسیدگی خاص

مراجع اختصاصی اداری از آیین دادرسی و تشریفاتی که دادگاه های عمومی به موجب قوانین آیین دادرسی در رسیدگی ها رعایت می نمایند تبعیت نمی کنند. چرا که آیین رسیدگی دادگاه های عمومی دادگستری حاوی تشریفات پیچیده ای هستند که رعایت برخی از آن ها با اصولی همچون اصل سرعت در رسیدگی به دعاوی که از ضرورت ها و فلسفه های تأسیس مراجع اختصاصی اداری می‌باشند، مغایرت دارند. لذا، آیین رسیدگی دادگاه های عمومی با این مراجع سازگار نبوده و نیاز به وجود آیین رسیدگی خاصی است که با ماهیت فعالیت و فلسفه تأسیس این مراجع مطابقت داشته باشد.در برخی از کشور ها مانند انگلستان، در کنار قوانین آیین دادرسی مدنی و کیفری قانون آیین دادرسی اداری واحدی نیز وجود دارد که همه مراجع اختصاصی اداری در رسیدگی های خود از آن تبعیت می نمایند. ولی در کشور ما هر کدام از مراجع دارای آیین رسیدگی مخصوص خود می‌باشند. این موضوع در مباحث آتی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

گفتار دوم : نظام دادرسی و نظارت حاکم بر مراجع اداری در ایران

بند اول : نظام دادرسی حاکم بر مراجع اختصاصی اداری در ایران

پیدایش اختلاف و تحقق دعوا بین دو یا چند نفر مستلزم رسیدگی و حل و فصل توسط مرجعی صالح می‌باشد. این رسیدگی تابع اصول و قواعد و تشریفاتی است که بر حسب نوع دعوا و مرجع صالح متفاوتند؛ به نحوی که رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری در مراجع قضایی کیفری و حقوقی مستلزم آیین دادرسی کیفری و مدنی و رسیدگی به دعاوی اداری نیز مستلزم آیین دادرسی اداری می‌باشد که هر کدام ممکن است در اصول و قواعد خود از نظام دادرسی خاصی تبعیت نمایند. دعاوی اداری که قبلاً در مراجع قضایی طبق آیین دادرسی خاص آن مراجع مورد رسیدگی قرار می گرفته اند، با تأسیس مراجع اختصاصی اداری برای رسیدگی به آن ها، دارای آیین رسیدگی خاص خود گردیده اند. برای مثال در ایالات متحده آمریکا، با تأسیس این مراجع به صورت کمیسیون های اداری، به حکم ضرورت وجود آیین رسیدگی خاص، قانون مستقل و واحدی تحت عنوان «قانون آیین دادرسی اداری فدرال» در سال ۱۹۴۶ به تصویب رسیده است که حاکم بر رسیدگی های تمام این مراجع می‌باشد. بدین ترتیب همان طوری که مراجع قضایی در این کشور از آیین رسیدگی خاص خود برخوردارند، مراجع اختصاصی اداری نیز تابع آیین دادرسی خاص خود می‌باشند. به نحوی که با بررسی و استخراج اصول و قواعد آن به راحتی می توان نوع نظام دادرسی متَّبَع یعنی اتهامی، تفتیشی و یا مختلط بودن آن را تشخیص داد.[۸۶]در نظام حقوقی کشور ما نیز، با پیدایش مراجع اختصاصی اداری به موجب قوانین خاص برای رسیدگی به دعاوی بین دستگاه های اجرایی و سازمان های حرفه ای و اشخاص خصوصی، این نوع مراجع و دعاوی تابع آیین رسیدگی خاص و جداگانه ای گردیده اند. اما قانون واحدی که حاکم بر رسیدگی در تمام مراجع باشد وجود نداشته است. بلکه در ضمن همان قوانین تأسی مراجع و یا آیین نامه های اجرایی آن ها، آیین دادرسی عام مرجع نیز مشخص گردیده است. در نتیجه اولاً هر مرجعی دارای آیین دادرسی خاص خود می‌باشد و قانون واحدی در این زمینه وجود ندارد[۸۷]. ثانیاًً در عین تعدد و پراکندگی آیین های رسیدگی مراجع اختصاصی اداری، این آیین ها بسیار مختصر و حتی در برخی موارد ناقص، مبهم و ساکتند. ثالثاً رسیدگی در هر کدام از این مراجع به موجب قانون حاکم، از اصول و قواعدی خاص و گاهی متفاوت تبعیت می نمایند که استخراج اصول و قواعد آیین دادرسی مراجع اختصاصی اداری و به تبع آن تشخیص نوع نظام دادرسی متبّع را مشکل می کند. اما با وجود این، با بررسی قوانین خاص تأسیس مراجع اختصاصی اداری و آیین های رسیدگی آن ها در همان قوانین می توان به ویژگی ها و اصول و قواعدی مشترکی دست یافت که حکایت از تبعیت آن ها از نظام دادرسی خاصی می‌باشد. این ویژگی ها و اصول به شرح زیر می‌باشند:

۱- رسیدگی سریع: اصل سرعت در رسیدگی این مراجع مورد توجه و تأکید قانون‌گذار قرار گرفته است، ‌به این نحو که گاهی قوانین خاص مربوطه با تعیین مهلتی، مراجع را مکلف به رسیدگی و صدور رأی در دوره زمانی بسیار کوتاه نموده است. برای مثال ماده ۱۰۰ قانون شهرداری هر کدام از کمیسیون های بدوی و تجدید نظر را مکلف به رسیدگی و صدور رأی در ظرف یک ماه نموده که در مقایسه با مدت رسیدگی های مراجع قضایی بسیار کوتاه می‌باشد. در نتیجه رسیدگی ها از سرعت بسیار زیادی برخوردار است. همچنین در برخی قوانین مربوطه، به صراحت به لزوم تسریع در رسیدگی تأکید ‌کرده‌است.[۸۸]

اما آنچه در این خصوص از عمومیت برخوردار است، عدم الزام این مراجع به رعایت برخی تشریفات پیچیده شبیه تشریفات مقرر در قوانین آیین دادرسی مدنی و کیفری که باعث کندی جریان رسیدگی می‌گردند، می‌باشد و این مراجع فارغ از تشریفات پیچیده، با برخورداری از آیین رسیدگی ساده از اختیارات وسیعی در سرعت بخشیدن به رسیدگی برخوردار بوده و مواعد تعیین شده توسط قانون، در سایر موارد نیز غالباً از مهلت کمتری برخوردار می‌باشند که همگی موجب رسیدگی سریع در این مراجع گردیده اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




تحریم‌های اقتصادی به عنوان یک ضرورت در تغییر رفتار کشور مورد تحریم به دلایل مربوط به روابط خارجی می‌باشند و این نوع تحریم‌ها معمولا به عنوان ابزاری در تعقیب سیاست خارجی به کار می‌روند، اگر چه آثار واقعی این تحریم‌ها به وسیله اقتصاددانان مورد تشکیک و تردید واقع شده است، آن چیزی که در صحنه بین‌المللی مورد توجه قرار می‌گیرد این است که بواسطه تحریم از ظرفیت‌های کشور هدف به ویژه توانایی‌های نظامی آن‌ ها کاسته شود، البته مقصود ایجاد بی‌ثباتی یا کاهش توان نظامی کشور هدف (تحریم شونده) نیست بلکه نیت اصلی ایجاد تحول عمده در آن کشور است. مانند پایان دادن به حکومت نظامی و یا ایجاد اصطلاحات داخلی و یا غیره… .

از آنجایی که تحریم‌های اقتصادی تاثیر مطلوبی بر انتقال کالا و خدمات، دارایی‌های کشور هدف و در نهایت تضعیف قدرت اقتصادی آن بر جای می‌گذارد لذا از نظر بین‌المللی هم این ضرورت وجود دارد که این مشکلات و مسایل بررسی و شناسایی شده و برای رفع آن تلاش کافی انجام پذیرد.

۲٫ در باب ضرورت عملی

اگر چه مقالات و تحقیقات فراوانی ‌در مورد اجرای تحریم‌های یک جانبه علیه ایران از دیدگاه حقوق بین‌الملل انجام گرفته، ولی به نظر پژوهشگر تحقیقات کافی و بسنده‌ای در این زمینه انجام نشده است و بی‌شک پژوهش حاضر چشم انداز‌های روشنی را در پیش روی مطالعات و پژوهش‌های آینده باز خواهد کرد و در دانشگاه ها به عنوان یک مرجع عملی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۳٫ در باب ضرورت اجتماعی

بی‌تردید نمی‌توان آثار تحریم و مشکلات و مسایل ناشی از آن را بر پیکره‌ی اجتماع نادیده گرفت و خصمانه یا غیرخصمانه بودن آن را توجیه بر آسیب‌پذیر بودن یا نبودن آن دانست. از آنجایی که همه افراد یک جامعه با اثرات تحریم درگیر می‌شوند و بر زندگی تک تک آنان تاثیرگذار است پس می‌توان گفت از منظر اجتماعی هم انجام پژوهش حاضر ضرورت دارد.

روش پژوهش

روش تحقیق در این پژوهش، یک روش توصیفی ـ تحلیلی است که جمع‌ آوری اطلاعات و داده ها توسط روش کتابخانه‌ای ـ اسنادی است. پژوهش توصیفی شامل فنونی است که برای مشخص کردن، نمایش یا الگو یا توصیف پدیده‌هایی که به صورت طبیعی و بدون دستکاری آزمایشی رخ می‌دهند، به کار می‌رود. پس در این تحقیق هیچ گونه دستکاری و تغییری در دیده های محقق ایجاد نشده و می‌کوشد هر اطلاعات یا داده هایی را بدون کم و کاست و تغییری عیناً ارائه نماید تا در نتیجه‌گیری تحقیق خللی ایجاد نشود.

روش جمع‌ آوری اطلاعات

در این تحقیق از روش پیمایشی جهت جمع‌ آوری داده ها و بهره‌گیری از روش اسنادی (کتابخانه‌ای) جهت تدوین فرضیه و چهارچوب نظری و سوابق مربوط به پیشینه‌های پژوهش استفاده می‌شود. آن چیزی که مسلم است، پژوهشگر باید درباره نوع داده ها و روش جمع‌ آوری آن ها تصمیم‌گیری کند. روش جمع‌ آوری تحت تأثیر تصمیم‌هایی است که پژوهشگر درباره نوع داده هایی که قرار است جمع‌ آوری شوند، اتخاذ می‌کند. چون پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی است پس تحت تاثیر چهارچوب نظری و در نتیجه فرضیه استخراج شده است پس مطمئناً روش جمع‌ آوری اطلاعات هم تابع این موضوع است.

ابزار گردآوری اطلاعات

در پژوهش‌های توصیفی ـ تحلیلی ابزار گردآوری اطلاعات را می‌توان در فیش‌برداری و روش کتابخانه‌ای (اسنادی) دانست اما می‌توان گفت که نوع ابزار انتخابی توسط پژوهشگر به نوع داده هایی است که قرار می‌باشد جمع‌ آوری کند. در تحقیق مفروض محقق سعی دارد ‌در مورد اجرای دقیق ابزار و نیز افرادی که به جمع‌ آوری اطلاعات می‌پردازند دقت زیادی به خرج دهد تا داده ها تحریف نشوند.

پژوهشگر با توجه به مطالعات کتابخانه‌ای و فیش‌برداری و مطالعه پایان‌نامه‌های مرتبط سعی داشته است ابزار دقیق و درستی را برای پژوهش انتخاب نموده و با توجه به فرضیه تحقیق به رابطه بین مؤلفه‌های آن بپردازد.

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

در این پژوهش به دلیل توصیفی- تحلیلی بودن آن پس از جمع‌ آوری اطلاعات از طریق روش‌های صحیح از قبیل (کتابخانه‌ای و فیش‌برداری و بانک اطلاعاتی و شبکه های کامپیوتری و سایت‌های مرتبط و پایان‌نامه‌های مربوط و رساله‌ها و مقاله های انجام شده نسبت به تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده پرداخته و با تطبیق داده ها نسبت به جمع‌ آوری اطلاعات صحیح اقدام می‌کند.

آن چیزی که اعتبار بالایی برای پایان‌نامه و تحقیق حاضر ایجاد می‌کند این است که هنگامی که داده ها جمع‌ آوری شده‌اند لازم است اطلاعات را در واحد‌های قابل کنترل سازماندهی کنیم تا به راحتی بتوانیم آن ها را تجزیه و تحلیل نماییم و به مفهوم کلی‌تر اطلاعات درست را از اطلاعات شبه صحیح جدا کرده که در تجزیه و تحلیل داده ها اشتباهی رخ ندهد.

پیشینه پژوهش

برای پیشینه حاضر به استناد کتاب‌ها و مقالات و پایان‌نامه‌‌های ارائه شده تلاش نموده‌ام تا نسبت به دسترسی اطلاعات کافی اقدام نمایم. لذا به دو بخش پیشینه تحقیق در ایران و خارج از ایران تقسیم‌بندی شده است:

پیشینه تحقیق در ایران

۱٫ حدادی (۱۳۸۷) در تحقیقی با عنوان «تحریم‌های بین‌المللی، ابراز سیاست ملی یا ضمانت اجرایی بین‌المللی» ‌به این نتیجه رسیده است که منشور ملل متحد تنها توسل به زور نظامی ممنوع شده است و به عنوان قاعده آمره مطرح می‌شود و با توجه به پذیرش اقدام متقابل در حقوق بین الملل، کشور‌های زبان دیده از نقص مقررات حقوق بین‌الملل تحت شرایطی حق دارند به تحریم‌ها از جمله تحریم‌های اقتصادی متوسل شوند و این سلاحی است که صرفاً در اختیار شورای امنیت سازمان ملل قرار ندارد.

۲٫ نعمتی (۱۳۸۹) در پژوهشی با موضوع «مشروعیت تحریم از منظر حقوق بین‌الملل با تأکید بر تحریم‌های یک جانبه علیه ایران» بیان داشته است بسیاری از کشور‌های دنیا سیاست تحریم یک جانبه را محکوم می‌کنند و آن را ناکارآمد می‌دانند زیرا دولت‌ها به طور کلی در فعالیت‌های اقتصادی‌شان آزادند و استقلال اقتصادی یک قسمت اساسی از حاکمیت است و هر گونه تهدید استقلال اقتصادی در حکم تهدید حاکمیت می‌باشد.

۳٫ ضیایی (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان «تحریم‌های اقتصادی یک‌جانبه ایالات متحده آمریکا علیه ایران از منظر حقوق بین‌الملل» ‌به این نتایج دست یافته است:

– با شخصی شدن اهداف گفته یا نگفته آمریکا پیدا‌ است که اعمال تحریم‌ها نمی‌تواند با حسن نیت حقوقی یا اقتصادی صرف همراه باشد.

– اصل آزادی تجارت نه تنها در رویه دولت‌ها تکرار و اثبات گردیده بلکه توسط قطعنامه‌های مختلف سازمان‌ها و کنفرانس‌ها به عنوان اصل کلی حقوق بین‌الملل تأکید شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




هِیلی و مدانِس برداشت یکسانی از خانواده درمانی راهبردنگر را ارائه می‌دهند. ویژگی رویکرد آن ها عبارت است از تمهیدات و شگردهای دقیقاً مدون و ارائه رهنمود برای حل مشکلات کنونی خانواده.

به طور ویژه، هِیلی از رهنمودها یا تکالیف و همچنین مداخلات تناقضی غیر مستقیم استفاده می‌کند؛ این مداخلات غیر مستقیم خانواده را وا می‌دارد تا از رهنمود درمانگر مبنی بر عدم تغییر سرپیچی کنند لذا اشتیاق برای رهاسازی رفتار بدکار در آن ها به وجود می‌آید.

مدانِس، اصول تناقضی را به صورت فنون «وانمودی» به کار می‌گیرد؛ این فنون، تدابیری غیر مواجهه ای هستند که برای دستیابی به تغییر بدون تحریک مقاومت ارائه می‌شوند. او به زنجیره رفتاری خانوادگی در سلسله مراتب خانواده علاقه خاصی دارد. مدانِس در کار خود در حیطه بهره کشی جنسی، یک الگوی ۱۶ مرحله ای درمان تدوین کرده که در طی آن، درمانگر می‌تواند به طور همزمان به مداوای متهم و قربانی بپردازد.

گروه میلان، خانواده، درمانی سیستمی را که فنی مبتنی بر معرفت شناسی حلقوی ‌بیستون است. به کار می‌برد. در طی سالها، این فن دستخوش تغییراتی شده است، چونکه چهار نفر از بنیان گذاران اولیه آن (سلوینی-پالاتزولی، بوسکولو، چچین، و پراتا) فنون مصاحبه ای ابتکاری فراوانی را به قصد مقابله با بازی‌های خانوادگی ریشه دار و مستحکم ارائه کرده‌اند. این چهار نفر که ابتدا بر اندازه های درمانی تناقضی تکیه داشتند، بعدها فنون دیگری نظیر استفاده از مراسم خانوادگی، فرضیه سازی، تلویح مثبت، پرسش‌های چرخشی، و بی طرفی را برای مقابله و ممانعت از این الگوهای تعاملی ویرانگر خانوادگی مطرح نمودند. در ۱۹۸۰، این چهار نفر به دو گروه تقسیم شدند: سلوینی-پالاتزولی و پراتا مثل سابق به پژوهش پرداختند و بوسکولو و چچین نیز به پرورش و گسترش آموزشی، و پیشبرد یک معرفت شناسی جدید روی آوردند. پرسش‌های چرخشی سنگ بنای اصلاحات بوسکولو و چچین برای چشم انداز سیستمی میلان در آغاز کار بوده است. سلوینی-پاتزولی هم برای تغییر الگوهای تعاملی در خانواده های شدیداًً مختل یک دستور العمل ثاب و لایتغیر تدوین ‌کرده‌است.

بوسکولو و چچین تأثیر نافذی بر ایجاد علاقه نسبت به آرای دانشِ فرمانشِ مرتبه دوم داشته اند. تام با بسط و تفصیل اندیشه‌های این دو نفر، مجموعه ای پرسش‌های چرخشی فراهم می آورد که هدفش تحریک خانواده به تعمق کردن راجع به معنای الگوهای زندگی خویش است تا از این رهگذر، خانواده بتواند فرصت‌ها و شِقهای شناختی و رفتاری جدید را در نظر بگیرد.

خانواده درمانی رفتاری آخرین مولود حوزه خانواده درمانی است و برای روشن ساختن فرایند درمان از روش علمی سود می جوید؛ برای این منظور، شیوه های مداخلاتی آن ‌بر اساس یافته های آزمایشی شکل می‌گیرد و دائماً وارسی می شود. رویکرد رفتاری، بر اصول جاافتده یادگیری آدمی مبتنی است و بر عوامل تغیین کننده محیطی، موقعیتی، و اجتماعی تأکید می‌کند. در سال‌های اخیر، بسیاری از رفتارگرایان به تأثیر عوامل شناختی، که برای تعاملهای خانوادگی در حکم رویداد یا متغیر میانجی هستند، اشاره دارند. درمانگر رفتاری می کوشد تا تعامل مثبت میان اعضای خانواده را افزایش دهد، شرایط محیطی ای را که مغایر با این ‌تعامل‌ها هستند دگرگون سازد، و به آدمیان یاد دهد که تغییرات رفتاری مطلوبِ نوآموخته خود را حفظ کنند.

در حال حاضر، این رویکرد تأثیر چشمگیری در چهار حوزه مجزا دارد: درمان زناشویی رفتاری، آموزش رفتاری به والدین، خانواده درمانی کارکردی، و درمان جمعی بدکاریهای جنسی. درمان زناشویی از رفتاری از اصول نظریه یادگیری اجتماعی و نظریه تبادل اجتماعی بهره می‌برد و به زوجین یاد می‌دهد که چگونه به دوسویگی مثبت دست یابند تا از این رهگذر رابطه آنان برای هر دو طرف پیامدهای لذت بخشتری به ارمغان بیاورد. در مداخلات شناختی، فرایندهای فکری و نظام اعتقادی زوجین وارسی می شود، و در همان حال قبول دارد که آن ها نیازمند تغییر رفتار هستند.

آموزش رفتاری به والدین هم که عمدتاًً مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی است، کوششی است برای آموزش اصول رفتاری اداره کودک به والدین. از لحاظ توجه به زوج والد-فرزند، پَترسون بسیار پرنفوذ بوده است؛ او معتقد است که رفتار کودک احتمالاً در اثر دو سویگی، یا تحمیل در تعاملهای والد-فرزند به وجود آمده است و تداوم می‌یابد. معمولاً، به والدین کمک می شود تا مجموعه جدید از وابستگی های یادگیری اصول رفتار نقش مهمی در آموزش والدین ایفا می‌کنند.

در خانواده درمانی کارکردی سعی می شود برای برخورد با خانواده ها، نظریه های سیستمی، رفتاری، و شناختی با هم ادغام شوند. خانواده درمانگرهای کارکردی تمامی رفتارها را در خدمت نوعی کارکرد بین فردی برای ایجاد بازده خاصی در زنجیره های رفتاری می دانند، و لذا سعی نمی کنند این کارکردها را تغییر دهند، بلکه می کوشند رفتارهای مورد استفاده برای حفظ این کارکردها را عوض کنند.

درمان جمعی اختلال‌های جنسی در برگیرنده هر دو زوج است و می کوشد مشکلات مربوط به بدکاری جنسی را تخفیف دهد؛ درمان می‌تواند با اصلاح این جنبه ناهماهنگ (ولذا، ذاتاً مخرب) از روابط زناشویی، باعث استحکام زندگی زناشویی شود. درمان بدکاری جنسی اولین بار توسط مسترز و جانسون پرورش یافت و بعداً به دست کاپلان، شاخ و برگ پیدا کرد. درحال حاضر، این درمان گستره ای از فنون علناً رفتاری را به کار می‌برد؛ درمان جمعی اختلالات جنسی در شکل کنونی خویش را می توان نوعی درمان رفتاری-شناختی یا برنامه بازآموزی دانست که ‌در مورد زوجهای مبتلا به مشکلات جنسی به کار می رود.

۲-۴- خاستگاه خانواده

در تمام فرهنگ‌ها، الگوی خود را خانواده به اعضایش می‌دهد. احساس هویت[۱۹] انسان دو رکن دارد، حس تعلق و حس مجزا بودن. آزمایشگاهی که در آن دو جزء با هم مخلوط و نسخه پیچی می شود. خانواده یعنی خاستگاه هویت است(مینوچین[۲۰]، ۱۳۸۰).

در مراحل اولیه اجتماعی شدن، خانواده یا رفتار و حس هویت کودک را قالب ریزی و برنامه ریزی می‌کند. حس تعلق از برون ریزی کودک با گروه خانواده و مفروضات او ‌در مورد الگو مراوده ای در ساخت خانواده سرچشمه می‌گیرد. یک طی و تاریخ مختلف زندگی ثبات و استمرار دارد. خانواده نظام باز[۲۱] در حال تحول است، یعنی دائماً داده هایی از «برون خانواده» می‌گیرد و به آن می‌دهد و خود را با تقاضاهای مختلف مراحل تکاملی خود تطبیق می‌دهد. چون خانواده بهنجار را نمی توان بنا به فقدان مشکلات از خانواده نابهنجار تفکیک کرد. لذا درمانگر باید یک طرح ادراکی از عملکرد خانواده را داشته باشد تا او را در کار تحلیل خانواده کمک کند. طرحی که خانواده را نظامی تلقی کند که در چارچوب شرایط اجتماعی باز و در حال دگرگونی است دوم، خانواده تکامل می‌یابد یعنی مراحلی را پشت سر می‌گذارد که مستلزم بازسازی است. سوم، خانواده با شرایط تغییر و تطابق پیدا می‌کند تا تداوم خود را حفظ کند و رشد و روان اجتماعی هر یک از اعضای خود را افزایش دهد (همان منبع).

۲-۵- ساخت خانواده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]




افشای خارج از صورت­های مالی، دربازارهای جهانی امروز، نقش با اهمیتی را ایفا می­ کند. اما ‌در مورد نحوه اندازه ­گیری برخی از اقلام اختلاف­نظرهای عمده­ای وجود دارد. مثلاً حسابداری سرقفلی و چگونگی اندازه ­گیری آن در کشورهای مختلف متفاوت است. در این قبیل موارد، افشای واقعیت­ها به استفاده­کنندگان گزارش­های مالی کمک می­ کند که خود نسبت به روش­های حسابداری مناسب نتیجه‌گیری کنند. هنگامی که اقلام در متن صورت­های مالی شناسایی و منعکس می­ شود افشای سیاست­ها و روش­های به کار گرفته شده در اندازه ­گیری آن اقلام حائز اهمیت است (شباهنگ، ۱۳۸۹، ۱۵۳).

در افشا، تعیین مقدار اطلاعات قابل ارائه بستگی به اهداف گزارشگری مالی و اهمیت اقلام دارد. بر اساس بیانیه مفهومی شماره یک هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی[۱] با عنوان “اهداف گزارشگری مالی واحد­های تجاری”، هدف از گزارشگری مالی، ارائه اطلاعاتی برای سرمایه ­گذاران بالقوه و بستانکاران و سایر استفاده­­کنندگان است، به نحوی که آن اطلاعات در تصمیم ­گیری­های منطقی سرمایه ­گذاران، اعتباردهی و تصمیم­های مشابه مفید واقع شوند. این هدف، افشای صحیح اطلاعات مالی و سایر اطلاعات مربوط را الزام می­ کند. از سوی دیگر روش و زمان­بندی افشا، میزان مفید بودن اطلاعات را تعیین می­ کند.اما باید توجه داشت که افشای اطلاعات نباید به عنوان وسیله­ای برای جبران اشتباه­ها در مجموعه گزارش­های مالی تلقی شود.در این مورد، کمیته بین ­المللی استانداردهای حسابداری بیان می­ کند که برخی اوقات یک اشتباه، در اثر رویه نامناسبی است که برای اقلام صورت­های مالی انتخاب می­ شود. افشای برخورد و رویه ­های حسابداری اختیار شده در هر مورد از اقلام صورت­های مالی ضروری است، لیکن افشای اطلاعات نباید وسیله­ای برای اصلاح یک اشتباه یا برخورد نامناسب تلقی شود(قربانی، ۱۳۸۶، ۶ و ۵).

افشا در حسابداری واژه­ای فراگیر است و تقریباً تمامی فرایند گزارشگری مالی را دربرمی­گیرد. یکی از اصول اولیه حسابداری اصل افشای کلیه واقعیت­های با­اهمیت و مربوط درباره رویداد­ها و فعالیت­های مالی واحد تجاری است(بنی­مهد و محسنی­شریف، ۱۳۸۹، ۵۲). بر اساس این اصل، صورت­های مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات با­اهمیت، مربوط و به­موقع باشد و این نوع اطلاعات به گونه ­ای قابل فهم و حتی­الامکان کامل ارائه شود تا امکان اتخاذ تصمیمات آگاهانه برای استفاده­کنندگان را فراهم سازد. از سوی دیگر اطلاعاتی که ارائه می­ شود، نباید از لحاظ کمیت و کیفیت به­گونه ­ای باشد که موجبات سردرگمی استفاده­کنندگان صورت­های مالی را فراهم سازد(لشگری و نادری، ۱۳۸۸، ۷۸و۷۷).صورت‌های مالی باید شفاف و قابل فهم باشد این صورت­ها بر سیاست­ها و خط مشی­هایی مبتنی است که در شرکت­ها و یا کشورهای مختلف متفاوت ‌می‌باشد، ‌بنابرین‏ افشای سیاست­ها و خط مشی­های زیربنای صورت­های مالی ضرورت دارد تا این صورت­ها را قابل فهم سازد. به هر صورت، از دیدگاه سیاستگذاران حسابداری، اهمیت دو سطحی که در آن اطلاعات ارائه می­ شود(در سطح صورت­های مالی و در سطح مطالبی که در ضمیمه صورت­های مالی است) یکسان نیست. گاهی در ترازنامه صورت سود و زیان یا صورت­های مالی دیگر، اقلام به روشی نادرست یا غلط ارائه می­ شود در هر حالت باید ‌در مورد شیوه ثبت و یا گزارش­کردن مقداری اطلاعات کافی ارائه شود. ولی افشای اطلاعات به خودی خود نمی­تواند شیوه ثبت و گزارش­کردن نادرست را اصلاح نماید. در ضمن، اتخاذ شیوه ­های افشای مرتبط با یک صنعت، ممکن است منجر به سطوح متفاوت افشای اقلام مشابه در صورت­های مالی شرکت­های آن صنعت خاص شود. همچنین، شرکت­های یک صنعت ممکن است نسبت به افشای اقلام خاصی از اطلاعات تأکید کنند اما ممکن است این اقلام برای صنایع دیگر مهم و با اهمیت نباشد. جدای این اظهارنظرهای کلی، در ادبیات مرتبط با سیاست‌گذاری حسابداری، رهنمود کافی درباره افشا در متن صورت­های مالی و یادداشت­های همراه آن ارائه نشده است. مثلا مدیریت شرکت­های سهامی، در تصمیم ­گیری درباره ارائه جزئیات حساب سرمایه (نظیر نوع و تعداد سهام و ارزش اسمیهر سهم و غیره) درمتن ترازنامه و یا یادداشت­های همراه آن مختار ‌می‌باشد. در زمان کنونی هیئت حسابداری ‌در مورد جایگاه مطلوب اطلاعات هیچ موضع مشخصی(مطلوب یا آرمانی) اتخاذ نکرده است(ابوئی مهریزی، ۱۳۹۰، ۱۸).

افشای داوطلبانه اطلاعات باعث می­ شود عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت و بازار کاهش یابد و در نتیجه تعداد بیشتری از سهام شرکت مورد معامله قرار گیرد. ‌به این ترتیب توان نقد­شوندگی سهام افزایش یافته و موجب جلب توجه نهاد­های سرمایه ­گذاری بزرگ خواهد شد. با ادامه این امر شرکت می ­تواند بدون اینکه نا­گزیر شود قیمت­ها را کاهش دهد، حجم بزرگی از سهام خود را به فروش برساند. ‌بنابرین‏ با افزایش تقاضا، قیمت سهام شرکت بالا رفته و ارزش بازار شرکت نیز افزایش می­یابد(اعتمادی و دیگران، ۱۳۹۱، ۶۸).

بحث افشا و افشای اختیاری گستردگی زیادی دارد و در آن ‌می‌توان به مسائل متعددی اشاره کرد که طبق هدف نهایی افشا در تصمیم ­گیری صحیح و به موقع استفاده­کنندگان از آن تاثیر دارد. لیکن در ادامه به تشریح اهداف افشا، مخاطبین افشا، انواع افشا و هزینه­ ها و منافع افشای اختیاری پرداخته شد.

هدف افشا

هدف­های افشای اطلاعات به شرح زیرند(ریاحی بلکوئی، ۱۳۸۱، ۳۰۵):

۱٫ ارائه شرحی از اقلام شناسایی(ثبت) شده و ارائه مقادیر مربوط این اقلام، غیر از مقادیر ارائه شده در صورت­های مالی

۲٫ شرح اقلام شناسایی(ثبت) نشده و ارائه اطلاعاتی ‌در مورد این اقلام سودمند باشند.

۳٫ ارائه اطلاعات به منظور کمک به اعتباردهندگان و سرمایه ­گذاران جهت ارزیابی ریسک­ها و توانایی‌های بالقوه اقلام شناسایی(ثبت) شده و اقلام شناسای(ثبت) نشده

۴٫ ارائه اطلاعات مهم که برای استفاده­کنندگان از صورت­های مالی این امکان را به وجود آورد که مقادیر متعلق به دو سال(یا دوره ­های درون یک سال) با مقادیر متعلق به یک سال را با هم مقایسه کنند.

۵٫ ارائه اطلاعات درباره جریان­های نقدی ورودی یا خروجی آینده

۶٫ کمک به سرمایه ­گذاران در ارزیابی بازده سرمایه ­گذاری­ها

در تمام اهداف ذکرشده فوق، هدف نهایی کمک به استفاده­کنندگان از اطلاعات مالی(بالخصوص سهام‌داران) جهت دستیابی به اطلاعات لازم، صحیح و شفاف ‌می‌باشد.

مخاطبین افشا

هدف کلی گزارش­های مالی فراهم­آوردن اطلاعاتی است که آثار مالی معاملات، عملیات و رویدادهای مالی مؤثر بر وضعیت­مالی و نتایج عملیات یک واحد انتفاعی را بیان و از این طریق سرمایه ­گذاران، اعطاکنندگان تسهیلات­مالی و سایر استفاده­کنندگان برون سازمانی را در قضاوت و تصمیم ­گیری نسبت به امور یک واحد انتفاعی یاری دهند(ابوئی مهریزی، ۱۳۹۰، ۲۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]




از اینرو در برخی مراجع مشتری- محوری به معنای رفتار کارمندان به شیوه ای است که منجر به رضایت مشتری در رفع نیازهایش بشود. همچنین رفتار مشتری‌مدارانه به عنوان توانایی کارکنان در کمک به مشتریان و مشارکت در رفتارهایی است که در نهایت منجر به رضایت مشتری می‌شود.(اشنایدر، باربرا، کارن، ۲۰۱۱) همچنین گورنیک معتقد است سطوح بالای خدمت‌محوری نمی‌تواند به تنهایی از توانایی ارائه سرویس‌های برتر حاصل شود. بلکه پرسنل سازمان باید علاقمند و درگیر در بهبود کیفیت خدمات ارائه شده و نشان دادن مشارکت خود در قبال خدمات مشتریان باشند. (گورینگ، ۲۰۰۸) مجموعه این تحقیقات اثبات می‌کند که مشتری ‌مداری و تمرکز بر خواست و نیاز مشتری بدون توجه به نیروی‌انسانی یک مجموعه تعریف‌ناپذیر است. در این راستا عنوان بازاریابی رابطه‌ای یعنی ایجاد یک رابطه منحصر بفرد با مشتریان برای افزودن ارزش به کالاها و خدمات تعریف می‌شود که بسیار فراتر از بازاریابی تراکنشی است. (کیم،۲۰۰۴) مجموعه تحقیقات و مطالعات مذکور نشان می‌دهد که اهمیت نیروی‌انسانی در مبحث بازاریابی و خدمات مشتریان غیر قابل انکار است.

رابطه میان مدیریت منابع‌انسانی و ارائه خدمات مشتریان

اگرچه مشتری‌محوری توجهات زیادی را از سوی کارشناسان بازاریابی به خود جلب کرده اما معمولا تمرکز اصلی بر مشتریان خارجی بوده است. در برابر تحقیقات زیادی اثبات می‌کند که بازار داخلی به اندازه مشتریان خارجی در موفقیت یک سازمان مؤثر است. (وی،چانگ مینگ، ۲۰۰۵) اهمیت تعامل فرآیندی میان افراد در ارتباط با مشتری و مشتریان بیرونی نیز از سوی نویسندگان زیادی بررسی و تأیید شده‌است. و عنوان شده که یک کمپانی موفق در زمینه ارائه خدمات باید در ابتدا شغل خود را به کارمندانش بفروشد پیش از انکه خدمات خود را به مشتریان ارائه کند. (دوتی، ۲۰۰۴) اما به نظر می‌رسد تاکنون در ارائه خدمات به مشتریان بخش‌های فنی، علوم تصمیم‌گیری DM و مباحث IT بیش از سایر مباحث مورد توجه قرار گرفته و بخش انسانی این رابطه در سایه سایر بخش‌ها، فراموش شده‌است. (اشنایدر،۱۹۹۴)

از آنجایی که خدمات متعددی در فرایند تعامل میان پرسنل و مشتریان ارائه می‌شود، ایجاد یک رابطه طولانی میان سازمان با مشتریانش تا حد زیادی به کارمندان سازمان و جهت‌گیری‌های خدماتی به سمت مشتریان بستگی دارد. (گورنینگ،۲۰۰۸ ) همچنین تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که ارتباط میان مشتریان با پرسنل بسیار معنی‌دارتر از ارتباط آن‌ ها با خود سازمان است. در واقع مشتریان به دنبال برقراری نوعی ارتباط اجتماعی حتی در سطح دوستی با برخی پرسنل خاص هستند، بخصوص که آن فرد در مدت طولانی‌تری در سازمان حضور داشته باشد. (بون،۲۰۰۷) برای اینکه سازمانی به کیفیت خدمات و رضایت مشتری دست یابد، مشارکت پرسنل در رفتارهایی که منجر به رضایت طولانی مدت مشتری می‌شود، ضروری است.(جونگ،یون،۲۰۱۳) همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که تعامل مثبت میان کارمندان و مشتریان منجر به افزایش ارزش برند و کارایی بالاتر سازمان می‌شود. (چند،۲۰۱۰) در برابر اثبات شده‌است که عدم توجه به خدمات مشتریان از سوی یک کارمند منجر به حرکت مشتری به سمت رقبا و یا محصولات جایگزین می‌شود. (لیندگرام و همکاران، ۲۰۰۵) در سمت مقابل جهت‌گیری‌های به سمت مشتری در یک سازمان موجب افزایش اشتیاق کارمندان برای انجام وظایف روزمره و فراتر از آن، کمک به مشتریان می‌شود. (ادسیت و همکاران، ۱۹۹۶)

در رابطه میان نیروی‌انسانی به عناون مشتری داخلی و مشتریان خارجی مفاهیم مختلفی تعریف شده‌است که در ادامه برخی از آن به صورت اجمالی بررسی می‌شود.

فرهنگ بازارمحور(مشتری‌محور): در سال‌های اخیر تحقیقات زیادی منجر به توسعه فرهنگ سازمانی جدیدی شده که متمرکز بر نیازهای بازار خارجی، خواسته‌ها و تمایلات است. این فرهنگ با عنوان فرهنگ بازار- محور شناخته می‌شود. در نقطه مقابل در همان زمان، تئوری‌های سازمانی بر توجه عمیق تر به توسعه نیروی‌انسانی سازمان از طریق سیاست‌های هماهنگ با استراتژی‌های سازمان تأکید دارند. این مجموعه فعالیت‌های منابع‌انسانی، مدیریت منابع‌انسانی استراتژیک خوانده می‌شود. (گویتر، رین، ۲۰۱۱) همچنین مفهوم فروش مشتری- محور از مفاهیم بازاریابی است که در آن رابطه فروشنده- مشتری از اهمیت خاصی برخوردار است. این مفهوم رابطه میان مشخصات افراد و رضایت مشتریان را تشریح می‌کند. (مارتین، فریز، ۲۰۰۲)

بازاریابی داخلی: مفهوم بازاریابی داخلی نیز بر جذب و نگهداری پرسنل مشتری‌محور متمرکز است. مفهوم بازاریابی داخلی معتقد است که پرسنل سازمان اولین بازار یک کمپانی هستند هدف اصلی بازاریابی داخلی ایجاد کارکنان با انگیزه و آگاه نسبت به مشتری در تمام سطوح است. همچنین کوتلر بازاریابی داخلی را شامل استخدام موفق، آموزش و انگیزه دادن به پرسنل توانمند برای ارائه مناسب خدمت به مشتریان تعریف می‌کند. (دوتی،۲۰۰۴) سلیمانی از قول بری به عنوان مبدع عنوان بازاریابی داخلی آن را شامل جذب، توسعه، انگیزش و نگهداشت بهترین کارکنان با بهره گرفتن از مشاغلی که نیازهای آن‌ ها را برآورده می‌کند می‌داند. در این تعریف کارمندان مشتریان سازمان هستند و محصولی که به آن‌ ها فروخته می‌شود شغل آن‌هاست که باید با نیازهای آن‌ ها منطبق بوده و در عین حال سازمان را به اهدافش برساند. (سلیمانی بشلی ۱۳۹۱) ‌بنابرین‏ امروزه بازاریابی داخلی یکی از استراتژی‌های جهت‌گیری‌های بازار محور است و معمولا به عنوان جز جدایی ناپذیر آن شناخته می‌شود که شامل تلاش های درون سازمانی برای ایجاد ارزش برای مشتریان خارجی است. (حسنقلی پور و همکاران،۱۳۹۱) در واقع هدف بازاریابی درونی ایجاد اطمینان از رضایتمندی کارکنان و بهبود کیفیت خدمات به منظور دستیابی به رضایت مشتریان خارجی سازمان است. (عبدالباقی،۱۳۸۲) جهت‌گیری به سمت مشتریان داخلی، مدیران و پرسنل را تشویق می‌کند که نه تنها بر تامین نیازهای مشتریان خارجی بلکه بر شناخت و تامین نیازهای مشتریان داخلی تکیه نمایند. ‌بنابرین‏ تمرکز بر رفع نیازهای مشتریان داخلی باید از اهداف اولیه برنامه های بازاریابی و در جهت جلب رضایت مشتریان خارجی سازمان باشد. (وی، چانگ مینگ، ۲۰۰۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]




…با گسترش توانمند سازی معلمان در دروس تخصصی معلمان گاهی در حال مقایسه ی دریافتی خود با دیگران در شغل ها یا سازمان های مشابه هستند و در صورتی که متوجه شوند میزان دریافتی ( چه مادی و چه غیر مادی ) آنان کمتر از شغل ها و یا سازمان های مشابه است ، قطعا احساس نارضایتی خواهند کرد و احتمالا رفتارهایی همچون تمایل به ترک خدمت ، کم کاری و انتقال به سازمان های دیگر بروز خواخند داد و احساس بی اهمیت بودن خواهند و اینکه بودن یا نبودن آنان تفاوت چندانی برای آموزش و پرورش نخواهد داشت ( مرتضوی و غنی زاده ،۱۳۷۸، به نقل از ابطحی و عابسی ۱۳۸۶).

با گسترش توانمند سازی معلمان در تخصص های مختلف آنان همیشه در حال مقایسه ی در یافتی خود با دیگران در شغل هایا سازمان های مشابه هستند و در صورتی که متوجه شوند میزان در یافتی ( چه مادی و چه غیر مادی ) آنان کمتر از شغل ها و یا سازمان های مشابه است ، قطعا احساس نارضایتی خواهند کرد و احتمالا رفتارهایی همچون تمایل به ترک خدمت ، کم کاری و انتقال به سازمان دیگر بروز خواهند داد و احساس بی اهمیت بودن خواخند و اینکه بودن و یا نبودن آنان تفاوت چندانی برای سازمان نخواهد داشت ( مرتضوی و غنی زاده ، ۱۳۷۸ ، به نقل از ابطحی و عابسی ، ۱۳۸۶) .

یکی از عواملی که باعث تشخیص و احترام به کارمند می شود و به پیشرفت و احساس هویت او می‌ انجامد ، این است که مافوق از او انتظار منطقی داشته باشد ، به او درس متناسب با تخصص او محول نماید و عملکرد او را تعقیب کند. اگر مدیر انتظارات خود را از معلم نیز در حد منطقی بالا ببرد معلم حداکثر تلاش خود را در جهت بر آوردن آن انتظارات مصروف و در قبال عملکرد مطلوب خود پاداش مناسبی در یافت کند ، در این صورت احساس رضایت خواهد کرد و راه پیشرفت برای او هموار خواهد شد( کویین ، ۲۰۰۵، به نقل از ابطحی و عابسی ، ۱۳۸۶).

۳۸

نظام های پاداش مؤثر

به عقیده کینلا ( مترجم ایران نژاد ، ۱۳۸۳) پاداش ها ، هنگامی که معیار های زیر به کار گرفته می‌شوند ، بر روی رفتار انسان ها تاثیر می‌گذارند

-هنگامی که پاداش ها ، چه در رفتار ، آشکار ابه شایستگی وابسته باشند.

-آشکارا با عملکرد یا رفتار مطلوب پیوند بخورند .

– دریافت کننده، پاداش ها را ارزش گذاری کند.

– ‌هم‌ترازان دریافت کننده ، پاداش ها را ارزش گذاری کنند.

در توانمند ساز ی ، پاداش ها زمانی مورد توجه قرار می گبرد که از توسعه و گسترش توانمند سازی حمایت کنند. در توانمند سازی ؛ نخست باید پاداش هایی ایجاد شوند که قدر دانی از عملکرد توانمند را منعکس سازند . همچنین پاداش هایی باید برقرار شوند که از افراد و تیم ها برای کار آفرین بودن،ریسک پذیر بودن ، دست یازیدن به ابتکار عمل در برابر چالش گری عقاید موجود و فرایند ها و یافتن شیوه های خلاق برای گسترش توانمند سازی خود و دیگران قدردانی نمایند.

دوم باید از طریق مشارکت دادن معلمان در موقعیت های سازمان ، به آنان پاداش داده شود.

سوم فرایندی که از طریق آن پاداش ها برقرار و ابلاغ می‌شوند ، باید تحت نفوذ معلمانی که از آن تاثیر می‌پذیرند، باشد . تصمیمات مربوط به پاداش های افراد و تیم ها را باید معلمانی که صلاحیت قضاوت دارند ، به اتفاق آرا بگیرند ( مرتضوی و غنی زاده ، ۱۳۷۸، به نقل از ابطحی و عابسی ، ۱۳۸۶).

پاداش هایی که با تحسین و قدر دانی مدیران عالی همراه هستند ، به افراد شخصیت می‌دهند و آنان را بر می انگیزند تا از ظرفیت های خود برای ارائه عملکرد بهتر استفاده کنند. تحقیقات نشان می‌دهند که اگر برنامه های پاداش مبتنی بر عملکرد به خوبی اجرا گردند ، می توان تغییرات سازمانی را بهبود بخشید و یک موقعیت برد-برد را هم برای معلمان و هم برای مدیران به وجود آورد. با توجه به اینکه امروزه تمایل به توانمند سازی معلمان در حال گسترش است و پاداش نیز نقش مهمی در شکل دهی به رفتار معلمان دارد ، لازم است نظام های پرداخت مورد تجدید نظر واقع شوند ، زیرا رفتار افراد به میزان زیادی تحت شیوه ای است که رفتار آنان ارزیابی می‌گردد و یا پاداش داده می شود.

۷-۸-۲ دسترسی به منابع

توانمند سازی با فراهم کردن انواع منابع سازمانی که به افراد در انجام وظیفه کمک می‌کند ، ارتباط دارد ( وتن و کمرون ۱۹۹۸) می‌گویند: مدیرانی که معلمان را توانمند می‌سازند همانند مدافعان عقب فوتبال هستند تا بازیکنان خط حمله . آنان بیشترفراهم کننده منابع و برطرف کنند ه موانع هستند و کمتر خط دهنده و فرمانده اند. ‌بنابرین‏ یکی از مأموریت‌ های اساسی مدیران توانا ساز ، کمک به معلمان در جهت نیل به اهداف خود است. مدیرانی که برای افزایش توانمندی معلمان منابع مورد نیاز را فراهم می نمایند تلاش می‌کنند ، اطمینان یابند که معلمان تجربه های رشد حرفه ای و آموزش مستمر و کافی دریافت می دارند. آن ها حمایت های لازم اداری و فنی ، فضا ، زمان و تجهیزات لازم فراهم

۱- kinla

۲-veton&kamron

۳۹

می نمایند. آنان اطمینان دارند که گ ارتباطات و شبکه های بین فردی که تسهیل کننده کار می ‌باشند که “ارتباطات ‌و شبکه های بین فردی که تسهیل کننده کار می‌باشند ” در بین معلمان وجود دارند مهمترین منابعی که مدیران آموزشی توانا ساز می‌توانند فراهم آورند ، منابعی هستند که به افراد کمک می‌کنند تا بر رویکار و زندگی خود کنترل داشته باشند ، یعنی پرورش احساس خود کار آمدی و احساس استقلال فردی. وقتی که معلمان احساس می‌کنند آنچه را برای کامیابی بدان نیازمندند ،در اختیار دارند و برای پیشگیری آنچه که مایل به انجام دادن آن هستند ، آزادند ، ‌عملکرد به نحوه چشمگیری بالاتر ازموقعی خواهد بود که این منابع در دسترس نباشند( اسپریتزر۱۹۹۶). به طور خلاصه دسترسی معلمان به منابع در استفاده از آنچه که برای وظیفه نیازندند ، کمک می کند. نمونه ای از منابع شامل: وسایل کمک آموزشی ، کتب درسی و کمک آموزشی ، مکان وزمان مناسب … می‌باشد. (هومانز ۱۹۵۸ به نقل از اسپریتزر ۱۹۹۶). دسترسی به منابع به حس خود کار آمدی و کنترل بر پیش آمد های محیطی کمک می کند ( باون ولاولر ۱۹۹۵).

۳-۲ رضایت شغلی

اغلب گفته می شود که ((کارمند خوشحال یک کارمند کارا است )) و یک کارمند خوشحال بایستی با شغلش ارضا شود .اهمیت رضایت شغلی از آنجا ناشی می شود که بیشتر افراد تقریبا نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کاری می گذرانند.

رضایت شغلی ۱عبارتست از حدی از احساسات و نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند. وقتی یک شخص می‌گوید دارای رضایت شغلی بالایی است ،این بدان مفهوم است که او واقعا شغلش را دوست دارد، احساسات خوبی درباره ی کارش دارد و برای شغلش ارزش زیادی قائل است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که کارکنان با رضایت شغلی بالاتر، از نظر فیزیک بدنی و توان ذهنی در وضعیت خوبی قرار دارند۲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]




    • نسبت‌های فعالیت[۸]: درجه کارایی شرکت را در کاربرد منابعش اندازه‌گیری می‌کند. در حقیقت، این نسبت‌ها، درجه کارایی شرکت را در کاربرد منابعش نشان می‌دهد.)اکبری، ۱۳۸۵ (

  • نسبت‌های اهرمی[۹]:نشان‌دهنده میزان استفاده از بدهی در ساختار سرمایه و تأمین مالی شرکت هستند. (مدرس و عبدالله زاده، ۱۳۷۸: ۳۰) در حقیقت، این نسبت‌ها، حد و اندازه‌ای را که یک شرکت از طریق وام و یا قرض تأمین مالی نموده است را تعیین می‌کند)وستون، بریگام،۱۳۸۲ (

ساختار تحقیق

گزارش تحقیق حاضر طی ۵ فصل به ترتیب زیر ارائه شده است.

فصل اول: در این کلیات تحقیق ارائه مشتمل بر تشریح و بیان موضوع، اهداف و سؤالات تحقیق، روش کلی تحقیق، قلمرو تحقیق، تعاریف عملیاتی واژه ها مورداشاره قرار گرفت.

فصل دوم: در این فصل ادبیات و پیشینه موردبررسی قرارگرفته است. در این فصل پس از ارائه مبانی نظری موضوع تحقیق، تحقیقات مختلفی که در رابطه با ابعاد مختلف موضوع پژوهش انجام‌گرفته، بررسی می‌شود.

فصل سوم: در این فصل به شرح جزییات اجرایی روش تحقیق اختصاص‌یافته است. در این فصل به ترتیب روش کلی تحقیق، جامعه آماری، نمونه آماری، ابزار و روش‌های گردآوری و تحلیل داده ها موردبحث قرارگرفته است.

فصل چهارم: در این فصل به توصیف نمونه آماری، توصیف یافته ها، تحلیل پیش‌فرض‌ها و نهایتاًً تجزیه‌و تحلیل روابط بین متغیرها در راستای فراهم آوردن یافته های موردنیاز در استنتاج نسبت به فرضیات تحقیق تشریح شده‌ است.

فصل پنجم: در این فصل به ترتیب مبتنی بر یافته های تحقیق، خلاصه یافته ها، نتیجه‌گیری، پیشنهادها و نهایتاًً محدودیت‌های تحقیق تشریح گردیده‌اند.

علاوه بر فصول اصلی تحقیق مبتنی بر ساختار فوق‌الذکر، در انتهای این گزارش، پیوست‌ها، منابع و مأخذ مورداستفاده در این تحقیق جهت تدوین ادبیات تحقیق آورده شده است.

فصل دوم:

ادبیات و پیشینه تحقیق

مقدمه

تصمیم‌گیری مالی، از مهم‌ترین موضوع‌ها و مسائل و کارکردهای مدیریت مالی است. هدف از تهیه و ارائه اطلاعات مالی و حسابداری فراهم ساختن مبنای تصمیم‌گیری مالی و اقتصادی است. هر نوع تصمیم‌گیری نیازمند اطلاعات است. تصمیم‌گیری مالی فرآیندی است که به انتخاب راه‌کار کارآمد و اثربخش منتج خواهد شد.

انتخاب راه‌کار مطلوب، مستلزم کسب اطلاعات، پردازش و تجزیه‌و تحلیل اطلاعات و استنتاج منطقی و مناسب از اطلاعات است؛ که در ادبیات مالی تحت عنوان تحلیل‌گری مالی شناخته‌شده است. طبیعتاً هرچقدر اطلاعات و دانسته‌های ما نسبت به مسئله بیشتر باشد، تحلیل و نتیجه به دست‌آمده دقیق‌تر خواهد بود. ورشکستگی به عنوان مقوله‌ای بااهمیت در مدیریت مالی تلقی می‌شود. بررسی علل پدیدآورنده ورشکستگی و ارزیابی آن از منظر مبانی مالی و حسابداری، تجزیه‌و تحلیل نسبت‌های مالی و همچنین بررسی مدل‌های رایج ورشکستگی بسیار حائز اهمیت است.)رهنمای روپشتی، ۱۳۸۵)

این فصل، به دو بخش تقسیم‌شده است. در بخش اول به ادبیات نظری تحقیق که شامل عوامل مهم تحقیق مانند عملکرد مالی و تجزیه‌و تحلیل نسبت‌های مالی پرداخته ‌شده است. در بخش دوم این فصل، به پیشینه تحقیق و مروری بر تحقیقات انجام‌شده در داخل و خارج از کشور پرداخته ‌شده است.

عملکرد مالی

عملکرد شرکت، حاصل فعالیت‌ها و بازده سرمایه گذاری‌های آن در یک دوره معین است. در ادبیات مالی از معیارهای متفاوتی برای اندازه گیری عملکرد استفاده می‌شود، مانند بازده دارایی‌ها، شاخص توبین، بازده سرمایه گذاری‌ها، بازده حقوق صاحبان سهام، ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم که هر کدام از این معیارها دارای مزایا و محدودیت‌هایی هستند. عملکرد مالی مبنای بسیاری از تصمیم گیری‌هاست. از عوامل مهمی که اغلب اعتباردهندگان، سرمایه گذاران، مدیران و سایر فعالان اقتصادی می‌توانند به ان توجه کنند، عملکرد است. زمانی که معیار های عملکرد به جای اعداد خام به شکل درصد یا نسبت اندازه گیری می‌شوند، این امکان به وجود می‌اید تا عملکرد شرکت‌ها را اعم از کوچک و بزرگ و در صنایع مختلف در طی یک دوره زمانی، آسان‌تر بسنجیم و مقایسه کنیم. (مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸)

۲-۲-۱ معیارهای ارزیابی عملکرد مالی

در مرحله ارزیابی، وضع گذشته و حال شرکت بررسی و بر اساس تفکر و استنباط تحلیل گر و احیاناًَ با توجه به واحدهای تجاری مشابه و برنامه ریزی آینده نسبت به میزان موقعیت آن اظهار نظر می‌شود. در هر ارزیابی نیز از یک یا چند شاخص استفاده می‌شود. شاخص از نظر لغوی به معنی وسیله ای جهت تشخیص و یا تمیز بین دو پدیده از یکدیگر می‌باشد. اما از نظر آماری، شاخص کمیتی است که به صورت نسبت برای مقایسه بزرگی اندازه های مختلف یک یا چند متغیر به کار می‌رود. اعداد شاخص عبارتند از وسایل اندازه گیری، مقایسه و سنجش پدیده‌هایی که دارای ماهیت مشخص و لااقل یک خاصیت مشخص کننده هستند. این اعداد معمولاًَ تغییرات زمانی را اندازه گیری می‌نمایند و آن‌ ها را به صورت درصد بیان می‌کند. به طور کلی اگر بخواهیم پدیده‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی را با هم مقایسه نماییم و تغییرات ایجاد شده را بررسی کنیم از شاخص‌ها بهره می‌گیریم. از جمله فواید شاخص‌ها عبارتند از :

    1. از اعداد شاخص، تغییرات احتمالی در آینده را می‌توان بررسی کرد.

    1. شاخص‌ها وسیله ای هستند برای مقایسه کردن تغییرات یک پدیده در دو زمان متفاوت.

    1. اعداد شاخص بیانگر اطلاعات عمومی و کلی در باره ترکیب یک سازمان است.

    1. با شاخص‌ها می‌توان تغییرات گروهی چند پدیده را با هم مقایسه نمود.

  1. به وسیله شاخص‌ها می‌توان فعالیت‌های اقتصادی را به طور محرمانه از نظر رقبا دور داشت.

معیارهای اصلی عملکرد در حوزه های زیر قابل بررسی هستند:

۱) مالی ۲) بازار ۳) محیط ۴) مردم ۵) عملیات ۶) عرضه کنندگان

در این مورد دو بعد زیر را نیز می‌توان معرفی کرد:

۱) قابلیت سازگاری ۲) کیفیت محصول یا خدمات

در این بخش با توجه به موضوع پژوهش تنها شاخص‌های حوزه مالی ارائه می‌شود. در حوزه مالی از دیدگاه‌های مختلف شاخص‌های زیر را می‌توان بیان نمود .

امروزه نسبت‌های مالی به پنج دسته تقسیم می‌شوند: (مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸)

۱- نسبت‌های نقدینگی

۲- نسبت‌های فعالیت

۳- نسبت‌های اهرمی

۴- نسبت‌های سودآوری

۵- نسبت‌های ارزش بازار

۱- نسبت‌های نقدینگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]




درمانگران متعددی که اساساً ارزش زیادی برای نظریه ای که بر طبق آن کار کنند، قائل نیستند یا حدقل اغلب نظریه شان بر این ایده که کمک به تغییر خانواده ها به وسیله وارد شدن در تعاملات نزدیک با آن ها امکان پذیر است، محدود می شود از اصطلاح «تجربی» استفاده کرده‌اند.

کارلروتیاکر[۳۲] و والتر کمپلر و سایتراز شناخته شده ترین پیشگامان این نوع درمان هستند. «مواجه هستی گرایانه» محور این نوع درمان است (کمپلر ۱۹۸۱، ویتاکر ۱۹۷۵)

درمانگر باید شخصی صادق ‌باشد تا اثر شخصی اش روی خانواده حرکتی در درمان ایجاد کند. آن یزی که درمان می شود بینش نیست، بلکه این است که مراجع در فرایند درمان چه چیزی را تجربه می‌کند که باعث تغییر او می شود. تأکید زیاد روی حال و تدارک تجارب جدید در جلسات می‌باشد (بارکر، ۱۳۷۵)

۲-۱۸- نظریه ساتیر:

شاید ویرجیناساتیر که از پیشگامان خانواده درمانی استکسی باشد که بیشترین تأکلید روی ارتباط احساسات دارد. او متذکر شده است که همه زوجین نیازهای عاطفی متنوعی دارند؛ نیازهایی که امیدوارند از طریق ازدواج برآورده شود (سایتر۱۹۸۳) او در درمان از ایده های روان تحلیل گری استفاده می کرد و همچنین روی ارتباط بسیار تأکید می ورزید.

۲-۱۹- نظریه رفتاری-شناختی

خانواده درمانگران رفتای و شناختی-رفتاری اعتقاد دارند که خانواده ها و زوجها صرفاً تحت تأثیر محیط های خود هستند. الگوهای رفتاری آموختنی است. ‌بنابرین‏ رفتارهایی با کارکرد بد را می توان با رفتارهای سازگارانه تر جا به جا کرد. خانواده درمانگران کار را در بررسی الگوهای رفتار خانواده تا تعیین واقعه که بنظر رفتارهای مشکل آفرین را کنترل می‌کند آغاز می‌کنند. درمانگران شناختی-رفتاری فراتر از تمرکز صرف بر افکار، اعمال قابل مشاهده را می نگرند، آنان به کلماتی که افراد به خود و دیگران می‌گویند توجه دارند.

۲-۲۰- خانواده درمانی راهبردی

عناصر خانواده درمانی راهبردی

ریشه این نوع درمان در خانواده درمانی میلتون اریکسون است (هی لی ۱۹۶۷) که تفاوتهایی با رویکرد اولیه دارد اما دارای ویژگی‌های اصلی مشترکی است. اولین مرحله مسئولیتی است که درمانگر برای برنامه ریزی یک استراتژی برای حل مشکل بعهده می‌گیرد (هی لی ۱۹۶۳) هررا وویکلند۱۹۷۹، مونتالو و هی هی۱۹۷۳، پالازولی و دیگران ۱۹۷۸، پاپ ۱۹۸۳، رابیکن ۱۹۷۷، والتزلاویک، ویکلند و ؟؟ ۱۹۷۴) درمانگر اهداف روشنی که شامل شیوه های حل مشکل است، تنظیم می‌کند. تأکید روی یک شیوه به کارگیری برای همه مراجعین نیست بلکه طراحی یک استراتژی برای حل هر مشکل خاص است.

‌یک‌دسته از اهداف خانواده درمانی راهبردی کمک به افراد برای گذشتن از مراحل بحرانی به مرحله بعدی زندگی خانوادگی است، این مراحل از دیدگاه هی لی عبارتنداز:۱- مرحله خواستگاری ۲-مرحله ازدواج ۳-تولد کودک و رفتار کودک ۴-میانه ازدواج ۵-ترک والدین توسط بچه ها ۶-بازنشستگی و کهنسالی. توجه خاصی در این مراحل به وهله ای است که افراد جوان خانواده را ترک می‌کنند (جی هی لی، ۱۹۸۴). آسیب های شدید (اسکیزوفرنی، اعتیاد و ……..) اغلب در این مرحله اتفاق می افتد.

رویکرد راهبردی بر روی قیاس به شیوه ای که ‌در مورد مشکل، نظریه پردازی کتب، تأکید دارد. فرض بر این است که علائم در یک بچه یا بزرگسال شیوه ایست که او با دیگری ارتباط برقرار می‌کند. ‌در مورد مراجع مردی که افسرده است و نمی تواند کار کند، ممکن است این فرض مطرح باشد که این شیوه ایست که مرد و همسرش (و یا مادر، پدر، بچه ها و دیگران) باهم ‌در مورد موضوعات خاصی گفتگو می‌کنند، اعم از اینکه همسر به شوهر یا کار او بها دهد، یا شوهر آنچه را که همسر یا مادرش می‌خواهد انجام دهد.

توجه در درمان معمولاً روی تغییر مقیاس ها و استعاره هاست. به ‌عنوان مثال، اریکسون،‌ قیاس بیمار را با بیان داستانی که شبیه مشکل مراجع است، تغییر می‌دهد. (هی لی ۱۹۶۷)

هدف درمان مقدمتاً جلوگیری از تکرار روند اختلال، معرفی پیچیدگی های زیاد و شقوق دیگر است. برای حصول اهداف، درمان در گام‌هایی طراحی می شود. هر مشکل معرفی شده حداقل شامل ۲ یا ۳ نفر می شود. درمانگر تصمیم می‌گیرد که چه کسی در مشکل فعلی درگیر است و چگونه.

بعد درمانگر مداخلاتی که می‌تواند در روی نظام خانواده دهد تا مشکل فعلی رفع شود، تصمیم می‌گیرد. معمولاً تغییرات در مراحلی طرح ریزی می شود که تغییر در یک موقعیت از روابط به تغییرات دیگری منجر، که خوب موجب تغییر روابط شده تا وقتی که کل موقعیت تغییر پیدا کند. مداخلات برای درگیر کردن اعضاء خانواده با یکدیگر و یا از قید رها کردن اعضاء خانواده از یکدیگر طراحی می شود.

Halc Joy یابنده ی خانواده درمانی راهبردی در آغاز یکی از اعضاء گروه Bateson مترجم اهای هیپونویسم های Mihon Erickson یک همکار در Philadelfphia بابنده ساختار خانواده درمانی و بعداً به عنوان همکار یابنده با Cloe Madanes در سازمان خانواده درمانی Wayhington بود. موضوع اصلی و مهم از خانواده درمانی است که خانواده ها ‌در مورد تغییرات ناهماهنگ هستند و معمولاً به خاطر اینکه مشکلات خانواده بعضی از عوامل مهم بین فردی برای بعضی از اعضای خانواده ها انجام می‌دهند. و ‌بنابرین‏ درمان گران باید به طور محتاطانه دستورالعمل های خاص را طراحی کنند. این ناهماهنگی یا مقاومت ها را مشخص کنند. ‌بنابرین‏ به خانواده ها کمک می‌کنند تا مشکلات موجود خود را حل کنند در حالی که برای خانواده یک فرصت را فراهم کردند تا با مشکلات بین فردی پیچیده سیستم که طراحی شده است تا حل شود. دست و پنجه نرم ند. برای مثال بدرفتاری یک پسرِ پدر ممکن است پدر را از افسردگی و نگرانی بیرون بیاورد. کنترل بدرفتاری، به پدر یک تمرکزی برای توجهاتش می‌دهد. تا حدی نقش نگهداری پر از غرق شدن در افسردگی را ایجاد می‌کند. در این نمونه، از هر دو والدین تقاضا شده است تا زمان‌های مخصوصی خود را با همدیگر بگذرانند. برنامه ریزی کنند که چطور پسر خود را کنترل کنند و به احتیاجات پدر برای حمایت کردن و احتیاجات پسر برای امنیت و ساختار توجه کنند.

۲-۲۱- ویژگی‌های رویکرد راهبرد نگر و سیستمی

۱- تأکید از گذشته به اینجا و اکنون.

۲- به جای تحلیل پویه های درونی هر فرد به تحلیل الگوهای تکراری تعامل و تبادل پیام(تسلسل) می پردازند.

۳- به جای توجه به آسیب روانی در یک یا دو عضو خانواده به درک نحوه تکوین یک الگوی ارتباطی ناکارآمد توجه می شود.

۴- حالت دوری مشاجرات: « من غر می زنم چون تو به حرفهای من گوش نمی دهی»؛ نه، مامان قضیه طور دیگری است من به حرفهای تو گوش نمی دهم، چون تو غر می زنی» تمرکز دارند.

۵- در این رویکردها به جای سئوال از چرا، به سئوال چه چیز توجه می شود- یعنی فرایند جاری بین افراد و نحوه تعامل، تعریف و بازگویی روابط از دید همان اشخاص.

۶- کوشش برای تعیین علت و معلول امری بیهوده است. مثلا مادر علت رفتار دختر و او هم علت رفتار مادر نیست، بلکه هر دو در یک نظام منتشر و انعکاسی گرفتار شده اند.

۷- اعتقاد به اینکه تغییر در فرد یا خانواده به دنبال فروپاشی قواعد به وجود می‌آید.

۸- بازگویی مشکلات انسان در قالب مشکلات تعاملی و موقعیتی.

۲-۲۲- خانواده درمانی سیستمی میلان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:35:00 ب.ظ ]