|
|
|
شکل۲-۳: روشهای مدولاسیون در سیستمهای فراپهنباند [۱]
شکل پالسهای دیگری همانند پالسهای هرمیتی[۲۳]، لژاندری[۲۴] و غیره نیز در مخابرات فراپهنباند استفاده میشوند، که هریک مزایای مخصوص به خود را دارند [۳] . ۶.۲ ساختار لایه ها در شبکه های اقتضایی همانطور که در شکل ۳-۱ نشان داده شده است، همانند هر شبکه دیگری، شبکه های اقتضایی نیز از لایه هایی تشکیل شده اند. هر شبکه اقتضایی به ۵ لایهی فیزیکی[۲۵]، پیوند داده[۲۶]، شبکه[۲۷]، انتقال[۲۸] و کاربرد[۲۹] تقسیم بندی می شود. لایهی فیزیکی انتقال بیتها از طریق کانال مخابراتی را به عهده دارد. لایهی پیوند داده که زیر لایهی MAC نیز جزیی از آن میباشد، وظایف زیر را بهعهده دارد: رفع خطاهای فیزیکی کنترل دسترسی به کانال مشترک (MAC) فریمبندی داده ها انتقال مطمئن داده از طریق محیط انتقال هماهنگی بین سرعت گیرنده و فرستنده (سنکرون کردن گیرنده و فرستنده) بعد از آن لایه شبکه میباشد که از جمله وظایف آن میتوان به کنترل عملکرد زیر شبکه ها، مسیریابی، کنترل گلوگاهها، کیفیت سرویسدهی اشاره کرد. در لایهی انتقال، داده ها برای استفاده در لایه های پایینتر شکسته شده و همچنین یک کنترل خطا در این لایه بر روی داده ها اعمال می شود. در بالاترین لایه که لایهی کاربرد است، مجموعه از پروتکلها و برنامه ها، طرح ریزی و پیادهسازی میشوند [۶] .
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل۲‑۴: معماری لایه ها در شبکه های اقتضایی[۶] لایهی شبکه در این نوع تقریبا عملکرد مشابهی با شبکه های دیگر دارد، بنابراین سعی می شود به بررسی لایهی پیوند پرداخته شود. تبادل اطلاعات در مورد همسایهها و توپولوژی اطراف هر گره در لایهی پیوند داده و مسیریابی در لایهی شبکه انجام میپذیرد. کنترل دسترسی به کانال مشترک در زیر لایهی MAC از لایه پیوند داده انجام می شود. با توجه به اهمیت زیر لایهی MAC (در برخی موارد آن را لایهی MAC نیز مینامند)، به صورت مجزا به بررسی آن در شبکه های اقتضایی فراپهنباند پرداخته می شود. زیر لایهی M A C در شبکه های بیسیم اقتضایی فراپهنباند گروه IEEE TG802.15.3a دو طرح برای لایهی MAC شبکه های اقتضایی بیسیم فراپهنباند پیشنهاد میدهد، که عبارتند از DS-UWB[30] (که پیشگامان آن شرکتهای موتورولا[۳۱] و فریاسکیل[۳۲] میباشند) و [۳۳]MBOA (با پیشگامی شرکت اینتل). تفاوت این دو طرح در پشتیبانی از بعضی سرعتها میباشد. DS-UWB برای مخابراهی داده ها در سرعتهای ۲۸، ۵۵، ۱۱۰، ۲۲۰، ۵۰۰، ۶۶۰ و ۱۳۲۰ مگابیت در ثانیه و MBOA برای مخابرهی داده ها در سرعتهای ۵۵، ۱۱۰، ۲۰۰، ۴۰۰ و ۴۸۰ مگابیت در ثانیه طراحی شده اند[۱] . طرح پیشنهادی توسط MBOA برپایهی MB-OFDM[34] میباشد. در MB-OFDM پهنایباند مورد استفاده در سیگنالهای فراپهنباند (۳.۱-۱۰.۶ GHz) به ۱۳ باند ۵۲۸ مگاهرتزی تقسیم می شود. این باندها نیز در چهار گروه مختلف تقسیم میشوند که عبارتند از: گروه A (باند ۳-۱) ، گروه B (باند ۵-۴) ، گروه C(باند ۹-۶) و گروه D (باند ۱۳-۱۰)[۳] . برای استفاده از منابع، باید طراحی لایهی MAC به گونه ای باشد که از خواص منحصربفرد سیگنالهای فراپهنباند استفاده کند و بتواند محدودیتهای زیر را در طراحی خود لحاظ کند: توان ارسال پایین برای رعایت کردن توان تشعشعی ایزوتروپیک موثر مجاز تعیین شده توسط FCC و افزایش طول عمر باتری دستگاهها. بنابراین باید مکانیزمی برای کارا کردن توان مصرفی در لایهی MAC وجود داشته باشد. مدت زمانی که تاثیر سیگنال فراپهنباند در کانال باقی میماند و آن را میتوان از کانال استخراج کرد (زمان اکتساب[۳۵]) بسیار بیشتر از سیگنالهای باریکباند باشد. پس هنگامیکه نرخ ارسال اطلاعات زیاد باشد، ممکن است بخش عمدهای از زمانیکه گیرنده صرف دریافت اطلاعات می کند به زمان اکتساب اختصاص داده شود که باعث کاهش بازده سیستم فراپهنباند می شود. در شکل ۳-۲ پاسخ ضربهی کانال به یک پالس فراپهنباند نشان داده شدهاست. همانطور که در شکل مشخص است، اثر پالس تقریبا به اندازه ۱۵۰ ns باقی مانده است در حالیکه عرض پالس در حدود چند نانوثانیه بیشتر نمی باشد. به دلیل قابلیت مکان یابی دقیق سیستمهای فراپهنباند با بهره گرفتن از اطلاعات بدست آمده از مکان یابی، لایهی MAC باید بتواند مسیریابی و کنترل توان را بهبود بخشد.
شکل۲‑ ۵: (a) پاسخ ضربهی مدل کانال برای IEEE 802.15.3a CH3 محور عمودی دامنه کانال میباشد، (b) تابع خودهمبستگی پاسخ ضربهی کانال [۳]
مدل کانال IEEE UWB در گروه IEEE 802.15.3a مدل کانال چند مسیرهای برای سیگنالهای فراپهنباند ارائه دادهاند. در این مدل المانهای چند مسیره در گروههایی بنام خوشه[۳۶] با توزیع پوآسون[۳۷] وارد گیرنده میشوند. هر مسیر در هر خوشه نیز خود به صورت توزیع پوآسون وارد گیرنده می شود. پاسخ ضربهی کانال به شکل زیر تعریف میگردد [۷]و[۸]:
شکل ۲- ۵ :پروفایل تاخیر زمانی مدل کانال در استاندارد ۸۰۲.۱۵.۴a [9] که در آن تعداد خوشه ها، تعداد مسیرها در یک خوشه و گین چندمسیرهی، مسیر ام و خوشهی ام میباشد. تاخیر خوشهی ام و تاخیر زمانی امین مسیر از خوشهی ام میباشند. دامنه تضعیفشدگی به صورت زیر تعریف می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1400-09-29] [ 01:17:00 ق.ظ ]
|
|
بنابراین براساس داده های بالا فرضیهی فرعی سوم پژوهش تأیید میگردد. یعنی با ۹۵ درصد اطمنیان میتوان گفت که مدل یادگیری زایشی موجب بهبود بازدهی یادگیری در سطح خلق کردن میشود.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بحث همانطور که قبلاً گفته شد، با توجه به این که در رابطه با تأثیر یادگیری زایشی بر بازده های یادگیری سطح بالا پژوهش اندکی صورت گرفته است. بنابراین برای بحث روی نتایج حاصل از آزمودن این فرضیه، براساس نتایج پژوهشهای صورت میگیرد که به بررسی تأثیر مدلهای ناشی از سازندهگرایی بر حل مسأله پرداختهاند. برخی از صاحبنظران عرصهی تعلیم و تربیت همچون رابرت گانیه (۱۹۶۴)، امری (۱۹۷۵)، نیتکو بروکهارت (۲۰۰۷) و نهایتاً برانسفرد و اسنین (۱۹۸۴) بازده های یادگیری سطح بالا را همان حل مسأله میدانند. لذا براساس این دیدگاه حل مسأله همان بازده های یادگیری سطح بالا که در این فرضیه خلق کردن به صورت خاص میباشد. نتایج بدست آمده از آزمودن فرضیهی فرعی سوم پژوهش براساس جدول (۴-۱۲) با یافته های حاصل از پژوهشهای مرادی (۱۳۹۱)، جعفری ندوشن (۱۳۹۰)، حیدری (۱۳۸۹)، عسگری، رستمی الخلیفه، شاهورانی و کریمی (۱۳۹۰) و نهایتاً لی و نلسون (۲۰۰۵) همسو میباشد. نتایج حاصل از پژوهشهای مذکور بیانگر موثر بودن رویکرد سازندهگرایانه در بهبود توانایی حل مسألهی یادگیرندگان در مقاطع مختلف بوده است. بنابراین با توجه به نتایج این پژوهشها میتوان گفت که مدل یادگیری زایشی موجب بهبود توانایی حل مسأله یادگیرندگان (بازدهی یادگیری در سطح خلق کردن) میشود. جمعبندی و نتیجهگیری بنابراین با توجه به یافته های حاصل از این پژوهش، میتوان مدل نهایی یادگیری زایشی را براساس مولفههایش چنین ترسیم کرد: مدل یادگیری زایشی نهایی مدل یادگیری زایشی مشتمل بر ۳ مرحلهی پیش از تدریس، حین تدریس و نهایتاً بعد از تدریس است که اجرای این مدل در عمل حاوی ۹ گام میباشد. الف) مرحلهی پیش از تدریس شامل ۱ گام و آن تجزیه و تحلیل میباشد. ب) مرحلهی حین تدریس در بردارندهی ۷ گام است که عبارتند از: درگیرسازی شناختی، فعالسازی دانش و تجارب پیشین، فعالیتهای یادگیری، دسترسی به منابع، شرح و بسط یادگیری، تسهیل یادگیری و نهایتاً خلق معنا است. ج) مرحلهی پس از تدریس نیز شامل، ۱ گام و آن ارزشیابی است. در زیر به تشریح هر یک از گامها و راهبردهای بکارگیری آنها پرداخته میشود. تحلیل و شناخت برای این که یک طراح آموزشی بتواند براساس مدل حاضر یک درس را طراحی کند که منجر به بازده های یادگیری بویژه سطح بالا گردد و یادگیرندگان به خلق معنای عمیقی از موضوع برسند، قبل از هر چیزی او باید شناخت نسبتاً خوبی از یادگیرندگان، موضوع و منابع داشته باشد. بنابراین او برای رسیدن به این شناخت باید دست به تجزیه و تحلیل حداقل از لحاظ موارد زیر بزند: یادگیرنده: طراح آموزش باید قبل از هر چیز از میزان دانش و تجارب قبلی یادگیرندگان نسبت به موضوع مطلع گردد و همچنین مشخص سازد که این تجارب و دانش پیشین آنها تا چه اندازه به موضوع به طور مستقیم مرتبط است و اگر به طور غیر مستقیم مربوط میشود، چگونه باید از آنها استفاده گردد. دانشآموزان تا چه اندازه از مهارتهای خودتنظیمی برخوردار هستند. نگرش آنها به موضوع چطور است و تا چه اندازه به آن علاقمند هستند. منابع: طراح آموزش باید از میزان دسترسی یادگیرندگان به منابع مختلف در رابطه با موضوع مطلع باشد و همچنین مشخص سازد که تا چه اندازه منابع به طور مستقیم به موضوع مرتبط هستند و کدام یک از آنها مکمل موضوع میباشند. او باید مشخص سازد که استفاده از کدام یک از منابع مستلزم وجود سختافزار یا نرمافزار خاصی است و چگونه میتواند از آنها استفاده کند. کدام یک از منابع باید در کلاس به کار رود و کدام یک را یادگیرندگان میتوانند در خارج از کلاس به کار گیرند؟ زمان: طراحی آموزش باید مشخص سازد که میزان زمان مورد نیاز برای آموزش موضوع در حالت مطلوب چقدر است؟ میزان زمان موجود که برای آموزش این موضوع پیشبینی شده است، چقدر است؟ و در صورتی که او با کمبود زمان برای آموزش مواجه است، باید چگونه جبران کند و از چه راهکارهایی میتواند بهره ببرد؟ موضوع: طراحی آموزش همچنین بهتر است در رابطه با موضوعی که او میخواهد دست به طراحی بزند، حداقل اطلاعاتی باید داشته باشد مثلاً این که آیا موضوع در پایه های قبلی یا در دروس دیگر تکرار شده است، اگر بلی تا چه میزان در درس اخیر به جزئیات آن افزوده شده است؟ این اطلاعات در قسمتهای بعدی بویژه در انتخاب نوع راهبرد فعالسازی دانش و تجارب قبلی میتواند بسیار مفید واقع گردد. همچنین او باید سعی کند که حداقل اطلاعاتی از نتایج تحقیقات صورت گرفته در زمینه موضوع، معرفی متخصصان مطرح در این زمینه بویژه کسانی که به طرق مختلف در دسترس هستند مثلاً از طریق وبسایت آنها گردآوری کند و در اختیار یادگیرندگان قرار دهد. همچنین طراح آموزش با تحلیل موضوع میتواند پیببرد که تدریس این موضوع به صورت فردی باشد بهتر است یا مشارکتی؟ البته باید در نظر داشته باشد که برای تدریس فردی یا مشارکتی تنها نمیتواند خود را محدود به مولفه تحلیل موضوع بکند. زیرا سایر مولفه ها از جمله زمان و خود یادگیرندگان نیز دخیل هستند. درگیرسازی شناختی طراح آموزش از طریق درگیرسازی شناختی یادگیرندگان را دچار عدم تعادل شناختی میکند و هدفش ایجاد یک خلأ شناختی در یادگیرندگان است تا آنها به طور فعالانه سعی کنند در راستای دستیابی به تعادل شناختی نسبت به موضوع به یک درک و فهم نسبتاً عمیق دست یابند و به خلق معنا بپردازند. یادگیرندگان تا مرحلهی ارزشیابی در این مدل مدام با درگیرسازی شناختی روبر میشوند که تفاوت آنها بیشتر از لحاظ کیفیت محرکها است، مثلاً در این مرحله دشوارترین سؤال یا مسألهی ممکن با توجه به توان و شایستگی یادگیرندگان تعریف میشود که باعث عدم تعادل شناختی به شکلی شود که یادگیرندگان برای رسیدن به تعادل بیشترین تلاش و کوشش را به خرج دهند. در صورتی که درگیرسازیهایی که در سایر مولفه ها صورت میگیرد مثلاً در فعالیتهای یادگیری یادگیرندگان خیلی سریعتر به تعادل شناختی میرسند. در واقع درگیرسازیی که در این مرحله صورت میگیرد، هدفش ایجاد نیاز در یادگیرندگان نسبت به یادگیری موضوع است که آنها ترغیب گردند تا به خلق معنا بپردازند. طراح آموزش حداقل از ۲ راهبرد میتواند برای درگیرسازی شناختی استفاده کند. الف) سناریوی مبتنی بر سؤال، ب) طرح سؤالات عمیق و ج) پروژه ها. او در هر یک از این راهبردها باید توجه داشته باشد که از سطح دشواری نسبتاً بالایی برخوردار باشند که دانشآموزان ضمن تلاش برای رسیدن به پاسخ به طور ضمنی بسیاری از مفاهیم و قواعد درس را یاد بگیرند به کار ببرند. فعالسازی تجارب و دانش پیشین از جمله نقاط قوت مدل حاضر که تا حدودی آن را از سایر مدلها متمایز میکند، نگاه به فعالسازی دانش و تجارب پیشین یادگیرندگان از طریق خلق معنا از طریق خود یادگیرندگان است. زیرا مطابق با نظریهی یادگیری زایشی، یادگیرندگان زمانی به خلق معنا میرسند که بتوانند اطلاعات جدید را به قدیم مربتط سازند و لازمهی این ارتباط توجه به مولفه دانسته ها و تجارب قبلی یادگیرندگان در رابطه با موضوع است. لذا طراح آموزش برای فعالسازی دانش و تجارب قبلی یادیگرندگان در رابطه با موضوع میتواند از راهبردهای مختلفی استفاده نماید که برخی از آنها عبارتند از: چشمانداز: زمانی که میزان دانسته ها و تجارب قبلی یادگیرندگان در رابطه با موضوع زیاد است، طراحی آموزش میتواند از این راهبرد بهره ببرد. وجه تمایز چشمانداز در این مدل با مدل شرح و بسط رایگلوث (۱۹۸۳) در این است که در مدل حاضر چشمانداز به صورت تعاملی است. یعنی توسط معلم به طور کامل ارائه نمیگردد که یادگیرندگان به طور منفعل باشند، بلکه زمانی زایشی تلقی میشود که در آن یادگیرندگان به خلق معنا بپردازند. مثل زمانی که نقشه ایران به یادگیرندگان ارائه گردد و از آنها خواسته شود که هریک از استانها را خودشان مشخص سازند. خود - توضیحی: زمانی که یادگیرندگان اطلاعات و تجارب چندانی از موضوع ندارند و تکالیف یا فعالیتهای یادگیری بیشتر در زمرهی موضوعات نظری است. این راهبرد زمانی میتواند موثر باشد که معلم فرصتی به هر یک از دانشآموزان میدهد تا آنها مطلب را برای خود توضیح بدهند تا اطلاعات قبلی خود را فعال سازند. یکی از مشکلات این راهبرد، عدم آگاهی معلم از فعالسازی درست اطلاعات میباشد و در صورتی که تعداد دانشآموزان زیاد باشد، امکان ارائه بازخورد برای معلم بسیار دشوار میگردد. لذا این راهبرد بهتر است در شرایط خاصی که امکان استفاده از سایر راهبردها وجود ندارد و همچنین تعداد دانشآموزان کم است، مورد استفاده قرار میگیرد. طرحی سؤالات پیش از مطالعه: زمانی که معلم برای فعالسازی دانش و تجارب قبلی یادگیرندگان مطلبی را در نظر گرفته است تا به طور کاملاً هدفمند و دقیق این کار را انجام بدهد، بهتر است که از یادگیرندگان خواسته شود تا قبل از مطالعه سؤالاتی را از مطلب استخراج و در هنگام مطالعه به دنبال پاسخگویی به آن سؤالات باشند. لازم به ذکر است که معمولاً از این راهبرد زمانی استفاده میشود که دانشآموزان دانش و تجارب بسیار اندکی از موضوع دارند. نوشتن مقاله: زمانی که دانشآموزان اطلاعات و دانش بسیار اندکی از موضوع دارند یا اطلاعات آنها از انسجام خوبی برخوردار نیست و از طرفی داشتن دانش و تجارب پیشین برای یادگیری موضوع از اهمیت بسزایی برخوردار است، یا زمانی که حتی نگرش یادگیرندگان خیلی به موضوع مثبت نیست، در چنین مواقعی میتوان از راهبرد نوشتن مقاله استفاده کرد. بحث گروهی: زمانی که دانشآموزان از حداقل دانش و تجربهی قبلی برخوردار هستند، اما دارای انسجام کافی نیست و در عین حال، یادگیرندگان هم نسبت به موضوع تا حدودی علاقمند هستند، آن گاه بحث گروهی میتواند روش موثری باشد. فعالسازی دانش و تجارب قبلی در تمامی مولفه های مدل حاضر حضوری فعال دارد و یادگیرندگان در انجام هر یک از تکالیف، ارزشیابی، شرح و بسط و حتی درگیرسازی با موضوع به طور مدام در حال فعالسازی دانش و تجارب قبلی خود هستند. با این وجود در این مرحله از مدل، هدف طراح آموزش انسجام بخشی به تجارب و دانش قبلی در رابطه با موضوع است و این که از صحت فعالسازی و میزان ارتباط آنها با موضوع مطلع شده و در صورت نیاز اصلاح نماید و گرنه درک و فهم یادگیرندگان ممکن است از موضوع به نادرستی صورت بگیرد و موجب خلق معنای نادرست در یادگیریهای بعدی گردد. فعالیتهای یادگیری یکی از مهمترین قسمتهای مدل حاضر، تعیین و تعریف فعالیتها یا تکالیف یادگیری است که در سایر مدلها از آن بیشتر تحت عنوان ارائه محتوا یاد میشود. در رابطه با فعالیتهای یادگیری طراح آموزش باید حداقل به نکات زیر توجه داشته باشد: تکالیف یادگیری باید حتماً مبتنی بر بازده های یادگیری بویژه سطح بالا باشند و در آن طراح آموزش پیشبینی کند که یادگیرندگان از کدام یک از راهبردهای یادگیری زایشی میتوانند سود ببرند که ترجیحا باید تاکید بر راهبردهای رمزگذاری پیچیده، ادغام و سازماندهی باشد. تکالیف و فعالیتهایی یادگیری تا حد ممکن باید مبتنی بر مسائل واقعی باشند به عبارتی اصیل باشند. در ارائه تکالیف و فعالیتهای یادگیری باید تا حد ممکن اصول ترتیب و توالی و سطح دشواری را رعایت کرد که از یک نظم منطقی برخوردار باشند و با توجه به میزان دانش و تجارب قبلی یادگیرنده از موضوع ارائه گردند. تکالیف و فعالیتهای یادگیری باید تا حد ممکن متنوع و از دیدگاه های مختلف باشند که امکان انتقال یادگیری برای دانشآموزان بوجود بیاد. تکالیف و فعالیتهای یادگیری میتوانند با بهره گرفتن از رسانه های مختلفی ارائه گردند که انتخاب آن بستگی عواملی همچون: میزان دسترسی به تجهیزات، ماهیت موضوع و یادگیرندگان دارد. در تعیین و تعریف تکالیف و فعالیتهای یادگیری تا حد ممکن باید اصول اولیهی انگیزشی کلر را لحاظ کرد. تا حد ممکن باید تکالیف و فعالیتهای یادگیری از نوع مشارکتی باشند و انجام آنها مستلزم انجام آنها به صورت گروهی باشد. دسترسی به منابع از جمله مولفه های دیگری که در این مدل لحاظ شده و به صورت غیرمستقیم بر خلق معنای یادگیرندگان تأثیر میگذارد، لحاظ کردن منابع مختلف اعم از آموزشی، کمکی و نظایر آنهاست که به یادگیرندگان کمک میکند تا آنها به درک عمیقتری از موضوع برسند و بتوانند خلق معنای جامعتری از موضوع برای خود به عمل آورند. حداقل راهبردهایی که طراح آموزش در این زمینه میتواند داشته باشد، عبارتند از: منابع از قبل تهیه شده: بهتر است تا حد ممکن کلیهی منابع یادگیری در اختیار یادگیرنده قرار داده شود تا او انرژی و زمان خود را صرف یادگیری موضوع کند تا این که آن را به جستجوی منابع اختصاص دهد. منابع هدایت شده: گاهی ممکن است طراح آموزش بخواهد که یادگیرندگان علاوه بر یادگیری منابع در رابطه با موضوع، مهارتهای جستجوگری را نیز یاد بگیرند، در چنین مواقعی نیز بهتر است تا حد ممکن رهنمودهای جستجو در اختیار یادگیرندگان قرار بگیرد تا مبادا که وقت زیادی از آنها صرف جستجوهایی گردد که چندان با موضوع ارتباط مستقیمی ندارد. لازم به ذکر است بهتر است که جستجو برای منابع کمکی و تقویتی باشد نه منابع اصلی. منابع اصلی و کمکی: طراح آموزش در هنگام تحلیل باید مشخص سازد که کدام یک از منابع در زمرهی منابع اصلی و کدام یک در زمرهی منابع کمکی و تقویتی قلمداد میشوند و اینها را هم برای یادگیرندگان مشخص سازد و هم منابع اصلی در اختیار یادگیرندگان قرار گیرد و به آنها گفته شود که هر یک از منابع مربوط به کدام یک از تکالیف و فعالیتهای یادگیری است. تنوع در منابع: در صورت امکان طراح آموزشی باید تا حد ممکن منابع مختلف را در رابطه با هریک از بازده های یادگیری تدارک دیده و آنها را طی یک سازماندهی خوب در اختیار یادگیرندگان قرار دهد و در صورت امکان راهنمای استفاده از آنها را نیز برای یادگیرندگان فراهم آورد که زمان آنها خیلی صرف نحوهی استفاده از منبع نگردد، بلکه تجربه یادگیری حاصل از منبع به عنوان اولویت اولیهی آنها باشد. شرح و بسط یادگیری یکی از مولفه های اصلی این مدل که آن را میتوان در بیشتر مدلهای مبتنی بر یادگیری سازندهگرایانه ملاحظه کرد، مولفه شرح و بسط یادگیری است که بیشتر ناشی از ارزشیابی تکوینی و بازخوردی است که هر یک از یادگیرندگان به صورت فردی یا به صورت گروهی از معلم دریافت میکنند و براساس این بازخورد یادگیری خود را اصلاح و معنای جدیدی خلق میکنند که این موجب زمینهی انتقال یادگیری فراهم میگردد که در واقع امکان شرح و بسط یادگیری برای یادگیرندگان به وجود میآید. یادگیرندگان در تمامی مولفه های این مدل مدام در حال گرفتن بازخورد و شرح و بسط یادگیری خود هستند، یعنی از مرحلهی درگیرسازی شناختی شروع و تا لحظهی ارزشیابی مدام در حال شرح و بسط یادگیری خود میباشند. حداقل نکاتی که معلم در اجرای مدل از این لحاظ باید مدنظر قرار بدهد، عبارتند از: ارزشیابی تکوینی: نگاه معلم به آن به عنوان یک روش برای یادگیری و همچنین کسب اطلاعات از یادگیری دانشآموزان از موضوع است که آیا موضوع را یادگرفته اند؟ و در صورتی که خیر مشکل از کجاست؟ و در صورتی که بله تا چه میزان و از وضع مطلوب چه فاصلهای دارند؟ و آیا درک و فهمی که آنها از موضوع برای خود توسعه دادهاند در مسیر درستی است یا ناشی از کج فهمی موضوع است و نیاز به اصلاح دارد؟ ارائه بازخورد صریح: از آن جا که یادگیرندگان در مدل یادگیری زایشی مدام در حال خلق معنا هستند و گاهی ممکن است خلق معنای آنها ناشی از کج فهمی یا تصور نادرست آنها از موضوع باشد، بهتر است که معلم تا حد ممکن به آنها بازخورد صریح و واضحی بدهد. ترمیم و اصلاح یادگیری از طریق ارائه بازخورد مبتنی بر منابع: گاهی بازخورد لازم در رابطه با موضوع در منابع خاصی وجود دارد که هم در دسترس معلم و هم یادگیرندگان قرار دارد، در چنین مواقعی معلم میتواند از وجود این منابع بهره ببرد. این راهبرد بویژه برای یادگیرندگان ضعیفتر بسیار میتواند مفید واقع گردد تا آنها نیز بتوانند ضمن ترمیم یادگیری خود به خلق معنای عمیقتری از موضوع بپردازند. جمعبندی مبتی بر منابع یا سازماندهندههای گرافیکی: گاهی معلم میتواند برای جمعبندی درس و ارائه یک بازخورد صریح و واضحی از آن چه را که یادگیرندگان یاد گرفتهاند، از منابع و سازماندهندههای گرافیکی سود ببرد و این باعث میشود تا یادگیرندگان ضمن کسب بازخورد، درک و فهم نسبتاً منسجمی از موضوع را برای خود شرح و بسط دهند و به خلق معنای نسبتاً عمیقتری از موضوع دست یابند. پیشبنی موقعیتهای انتقال یادگیری: معلم باید تا حد ممکن در ارزشیابی تکوینی خود، تأکید بر تنوع داشته باشد و تا یادگیرندگان بتوانند به شرح و بسط یادگیری خود پرداخته و از توانایی انتقال یادگیری خود به موقعیتهای جدید برخوردار باشند. تسهیلگری از آن جا که هدف این مدل، ساختن و خلق معنا توسط یادگیرنده است، معلمان باید تنها نقش هدایت کننده تسهیلگر را داشته باشند و با راهنمایی خود، یادگیرندگان را به هدف رهنمون سازند. معلمان باید از یادگیرندگان پشتیبانی و حمایت لازم را بویژه از لحاظ انگیزشی به عمل آورند تا یادگیرندگان بتوانند موفقیتها و شکستها را به خود نسبت دهند. به طور کلی باید اذعان داشت که نقش تسهیلکنندگی معلم در تاروپود مدل حاضر تنیده شده است و نمیتوان در هیچ یک از مولفه ها جزء تحلیل و شناخت، مولفهای را تصور کرد که معلم نتواند نقش تسهیلگری خود را ایفاء نماید و به طور قطع میتوان گفت که موفقیت مدل حاضر تنها در گرو نقش تسهیلکنندگی خوب معلم است. برخی از نکاتی که معلم از این لحاظ باید در نظر داشت عبارتند از: تکیهگاهسازی یاد داربستزنی: اشاره به نقش معلم در کمک به یادگیرندگان برای رسیدن به هدف از طریق تکیهگاهسازی در مهارتهای خودتنظیمی شناختی (به کارگیری راهبردهای یادگیری زایشی موثر)، فراشناختی (مخصوصا از لحاظ کنترل فرایند و مدیریت زمان) و انگیزشی (بویژه از لحاظ کنترل منبع بیرون به درون) دارد. فرصتدهی به یادگیرندگان برای تفکر و بحث: یکی از اقداماتی که معلم در طول این مدل باید انجام بدهد، ارائه فرصت تامل و بحث به یادگیرندگان است که آنها بتوانند با بهره گرفتن از فعالسازی دانش و تجارب پیشین خود به خلق معنا بپردازند. لازم به ذکر است در مواقع نیاز معلم همیشه بازخورد لازم را به یادگیرندگان خواهد داد. رهبری بحثها: گاهی بحثهای گروهی تنها در دست یکی از اعضای گروه است، بویژه زمانی که یکی از اعضاء گروه از اطلاعات و تجارب نسبتاً بیشتری از موضوع برخوردار باشند و گروه از نوع ناهمگن باشد، در چنین مواقعی نیاز است که معلم دیگر اعضای گروه را از طریق فنونی هم چون طراح سؤال و نام بردن اعضاء به مشارکت وادارد و بازخوردهای لازم را ارائه نماید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تفسیر نتایج: همان طور که مشاهده میشود تمام متغیرهای مورد استفاده در مدل از لحاظ آماری در سطح بالایی معنیدار هستند. همچنین علائم ضرایب نیز با تئوریهای اقتصادی سازگار هستند. آمارههای آزمون سارجان نیز که از توزیع با درجات آزادی برابر با تعداد محدودیتهای بیش از حد مشخص برخوردار است، فرضیه صفر مبنی بر همبسته بودن پسماندها با متغیرهای ابزاری را رد میکند. بر اساس نتایج حاصل از این آزمون متغیرهای ابزاری به کار گرفته شده در تخمین مدل از اعتبار لازم برخوردار هستند. در نتیجه اعتبار نتایج جهت تفسیر تایید میشوند. با توجه به نتایج فوق، ضریب شاخص استقلال بانک مرکزی برابر با ۶/۸- و از لحاظ آماری نیز در سطح ۹۵ درصد معنیدار است که نشان دهنده این است که استقلال بانک مرکزی در کشورهای منتخب بر نرخ تورم تأثیر منفی دارد و با توجه به اینکه متغیرهای مدل به صورت نرخ رشد وارد شدهاند، ضرایب متغیرها نشان دهنده کشش آن متغیر نسبت به نرخ تورم هستند. با توجه به ضریب برآوردی شاخص استقلال بانک مرکزی، اگر استقلال بانک مرکزی افزایش پیدا کند، با فرض ثابت بودن سایر شرایط، نرخ تورم کاهش مییابد. نرخ رشد واقعی سرانه نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر نرخ تورم است. اثرات متغیر نرخ رشد واقعی سرانه بر روی نرخ تورم در سطح ۵ درصد، به صورت منفی و معنیدار است؛ و ضریب تخمین زده شده نشان میدهد که در صورت ثابت بودن سایر شرایط، با افزایش نرخ رشد واقعی سرانه، نرخ تورم کاهش مییابد. تأثیر متغیرهای درجه باز بودن اقتصاد، سهم بدهیهای خارجی و واردات از تولید ناخالص داخلی و همچنین رژیمهای نرخ ارز بر نرخ تورم، مطابق انتظار بوده و از لحاظ آماری در سطح بالایی معنیدار هستند.
۴-۴-۲- استقلال بانک مرکزی و رشد اقتصادی
برای بررسی تاثیر استقلال بانک مرکزی بر رشد اقتصادی، با توجه به آزمون لوین[۸۴]- رنلت[۸۵] (۱۹۹۳)، از فرم معادله زیر استفاده میشود:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
GDPit = αi+ β۱Fit + β۲Iit + β۳Zit+εit که در آن GDP متوسط نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه است. بردار F نشان دهنده متغیر هدف است؛ و در این پژوهش، متغیر هدف شاخص استقلال بانک مرکزی (CBI) است. در الگوهای رشد از متغیرهای گوناگونی به عنوان متغیرهای کنترل در بردار I و Z استفاده میشود. I شامل بردار متغیرهای توضیحی است که همواره در مدلهای رشد لحاظ میشوند؛ این بردار شامل متغیرهایی از قبیل: Pop: نرخ رشد سالانه جمعیت، Inv: سهم سرمایهگذاری از تولید ناخالص داخلی، HC: شاخص سرمایه انسانی است. Z نیز شامل بردار متغیرهای توضیحی است که بیشتر در مدلهای پانل و به دلیل نشان دادن تفاوتهای ساختاری میان کشورها استفاده میشوند؛ مانند: EX: سهم صادرات از تولید ناخالص داخلی، IM: سهم واردات از تولید ناخالص داخلی، Inf: نرخ تورم، Debt: سهم بدهیهای خارجی از تولید ناخالص داخلی. برای تخمین مدل فوق، از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) استفاده میشود. نتایج حاصل از تخمین معادلات بعد از انجام آزمونهای مختلف و اطمینان از صحت نتایج در جدول ۴-۳- نشان داده شده است.
جدول۴-۳: تأثیر استقلال بانک مرکزی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب
| Prob |
t-Statistic |
Std.Error |
Coefficient |
Variable |
| ۰٫۰۰۰۰ |
۴۲٫۷۶۱۹۵ |
۰٫۰۰۵۳۶۳ |
۰٫۲۲۹۳۴۳ |
GDP(-1) |
| ۰٫۰۰۰۰ |
۷٫۸۴۴۵۵۲ |
۱٫۰۵۹۷۷۵ |
۸٫۳۱۳۴۵۸ |
CBI |
| ۰٫۰۰۰۰ |
-۱۶٫۴۷۲۵۷ |
۰٫۰۰۰۲۳۹ |
-۰٫۰۰۳۹۴۳ |
Inf |
| ۰٫۰۰۰۰ |
۶۸٫۲۸۴۲۲ |
۰٫۰۰۹۲۷۳ |
۰٫۶۳۳۱۹۸ |
Inv |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
« و خدایی که در این نزدیکی است : لای این شب بوها، پای آن کاج بلند. روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.» (همان: ۲۷۸) سپهری که از ابتدا در پی شناخت «خدا»، سفرهای متفاوتی را متحمل شده است، در نهایت به توفیق دیدار «خدا» دست مییابد و احساس معرفت خدا را در جای جای طبیعت درک میکند. سپهری خدایش را « در این نزدیکی»؛ در همین طبیعت مییابد « و چون یافته شد، دیگر یافتنی بالاتر از او نیست، و مرز پایان جست و جوها در آستان لحظه های زندگی سرشار است.» (حقوقی، ۱۳۷۵: ۴۵) در واقع در اینجا سپهری در مرحلهی یگانگی کامل با طبیعت قرار دارد و توانسته با نزدیک شدن به طبیعت، دنیای معنوی و روحی خودش را حفظ کند: « من مسلمانم. قبلهام یک گل سرخ. جانمازم چشمه، مهرم نور دشت سجادهی من. من وضو با تپش پنجرهها می گیرم. در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست: همه ذّرات نمازم متبلور شده است. من نمازم را وقتی میخوانم که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته ی سرو. من نمازم را پی «تکبیره الاحرام» علف میخوانم، پی «قد قامت موج» کعبهام بر لب آب، کعبهام زیر اقاقی هاست. کعبهام مثل نسیم، میرود باغ به باغ، میرود شهر به شهر. حجرالاسود من روشنی باغچه است.» (سپهری، ۱۳۸۷: ۲۷۹) در این شعر تصاویر پی در پی، همهی اجزای شعر را به هم پیوند میزند و شکل منسجمی را به وجود میآورد. اشارهی پنهانی سپهری به کلام خدا : « نَحنُ اَقرَبُ الَیهِ مِن حَبلِ الوَریدِ.» (قرآن کریم، ۲۶: ۱۶) « ما از رگ گردن او به او نزدیک تریم» به شاعر اجازه میدهد که خود را انسان بنامد و از آنجا که خدا در میان شببوها، پای کاج، روی آگاهی آب و قانون گیاه حضور دارد پس میتوان گفت کل طبیعت جایگاه خداست و مثل معبد تمام اجزای آن حرمت دارد و سپهری در این معبد که همان طبیعت است با قبله، جانماز، مهر، وضو، اذان و … به نماز و نیایش با خدا میپردازد. از سوی دیگر « طبیعت و اجزای موجود در آن همگام با انسان به نماز میایستند و در برابر عظمت کبریایی حق سر تسلیم فرود میآورند و اینجاست که سهراب میخواهد خدا گونگی جهان آفرینش را با روحانیتی تمام به نمایش گذارد و ما را به تفکری هر چه بیشتر وا دارد.» (عمران، ۱۳۸۶: ۵۴) بدین لحاظ است که طبیعت در نظر سپهری عین ملکوتی میشود که در نگاه شاعر نهایت شناخت اوست و او با اندیشه در جلوههای پر رمز و راز آن، خود را به خداوند نزدیک میگرداند. سپهری از تغییرات دینی استفاده میکند و شعر را پیش میبرد؛ قبلهی مسلمانان کعبه است، کعبه در بیابان است، اما کعبهی آرزوهای شاعر کنار آب و زیر اقاقیهاست. سپهری در هر مکانی که باشد رو به سوی خدا میآورد، او برای نماز خواندن و نیایش جای خاصی ندارد. برای سهراب همه جا میتوان کعبه را یافت و هر جا میتواند قبله ای باشد برای نماز.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
سپهری به عرفانی شگفت انگیز دست مییابد و از پس پنجرههای بسته عبور میکند و به شهودی زیبا و تماشایی میرسد: « من به مهمانی دنیا رفتم: من به دشت اندوه، من به باغ عرفان، من به ایوان چراغانی دانش رفتم. رفتم از پلهی مذهب بالا. تا ته کوچهی شک، تا هوای خنک استغنا، تا شب خیس محبت رفتم. من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.» ( سپهری، ۱۳۸۷: ۲۸۲ و ۲۸۳) ظاهراً مراد استغنای عرفانی است، رسیدن به دوست و از هر چه غیر اوست ( از جمله مذهب)مستغنی شدن. در واقع « صدای پای آب»، سپهری همهی جهانبینی سپهری را بیان میکند و او با بهترین توصیفات، تلقی خود را از نیایش و نماز و عبادت بیان میکند. عبادت سپهری در محضر خدایی ست که در هر زمانی میتوان به حضورش رفت. کسی که نبض تپندهی هستی است: « تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهیها، حوضشان بی آب است. باد میرفت به سر وقت چنار، من به سر وقت خدا میرفتم.» (همان : ۳۶۲و۳۶۳) حضور خداوند در همه جا مثل تپش و جریان زندگی بخش روح حیات است و برای سپهری که « چنین خدایی را احساس و ادراک میکند، بدیهی است که اصلاح «وقت» نیز، بیشتر، زمینی تصور میشود.» (حقوقی، ۱۳۷۵: ۴۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محله سرشور: (بازار سرشور، بازار زنجیر): وجه تسمیه این محله درست معلوم نیست. احتمال می رود چون در ابتدای کوچه شور (کوچه ای که وصف آن در محله نوقان آمد) واقع بوده است و مشهدی ها« سر» را به معنی ابتدا و آغاز هم به کار می برند، به آن سرشور گفته اند. در مطلع الشمس اسمی از سرشور در ضمن محله های مشهد برده نشده ولی در کتاب زین العابدین بعد از محله سرآب، و به عنوان یکی از محلات قدیمی مشهد نام آن آورده شده است. سرشور دروازه ای داشته که یکی از ۶ دروازه شهر مشهد به حساب می آمده است. در ابتدای این محله، بازار و بازارچه سرشور و حمام شاه و مسجد شاه واقع شده است که در وضع کنونی قسمتی از فضای مسجد شاه به علت خیابان کشی از بین رفته است. در کنار مسجد، غسالخانه و وضوخانه ای نیز وجود داشته که اثری از آنها باقی نمانده است. ساخت مسجد شاه را به حدود سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۲ قمری و در زمان حکومت شاهرخ نسبت داده اند. بازاری به نام سرشور در بافت این محله وجود داشته که اکنون نیز بخش عمدۀ آن باقی مانده است. یکی از راسته های اصلی بازار سرشور به نام «بازار زنجیر» بوده است که برای مشخص کردن محدوده «بست» و مکان امن برای پناهندگان به حضرت، نشانهگذاری شده بود. از این رو در یک فضای مدور و میدانچه درون بازار به نام «هشتی» در مقابل «سرای شالفروشان» قدیم، زنجیری بلند ار روزنه گنبدی سقف بازار آویخته بودند. این زنجیر از نیمه به دو شاخه تقسیم میشد که هر شاخه آن را به پایهای از دیوار طرفین بازار بسته بودند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در محله سرشور، قبرستان بزرگی وجود داشته است که به آن قبرستان «میرهوا» می گفته اند. در مجاورت یا جزئی از این قبرستان، گنبدی موسوم به «گنبد سبز» واقع بوده است. این گنبد بعدها با باغچه هایی محصور شده و هم اکنون در میان فلکه ای با همین نام قرار گرفته است. گنبد سبز مدفن یکی از دراویش و مقر اجتماع یا به نوعی خانقاه درویش های خاکسار مشهد بوده است. محله عیدگاه، قتلگاه: عیدگاه یکی از محله های قدیمی است که در جنوب مشهد و در غرب پایین خیابان و شرق محله سرشور واقع است. مرحوم «حاج ملا هاشم» در «منتخب التواریخ»، نوشته است که چون ازبک ها در قتل و عام مشهد، ساکنان این محله را نکشتند و مردم به شکرانه این موهبت در آنجا جشن گرفتند، آن محله را «عیدگاه» نامیدند ولی تصور می رود چون در آغاز در آنجا اعیاد مذهبی نظیر عید فطر برگزار می شده است به عیدگاه مشهور شده باشد.[۶۸] قسمتی ازعیدگاه به یهودی های مقیم مشهد اختصاص داشت و به آن محله جهودها یا جدیدها گفته می شود.[۶۹] کار اصلی یهودیان مقیم مشهد تجارت بود و مخصوصاً در خرید و فروش اشیاء عتیقه مثل فرش و زری و شال و کتب خطی تخصصی داشتند و در هر جا از این قبیل سراغ می گرفتند و با سماجت می خریدند و به خارج از ایران می فرستادند. با توجه به کتاب آمار زین العابدین، در محله عیدگاه مدرسه به ندرت یافت می شده و برعکس، تعداد کارخانه های شال بافی و نساجی را در آن زیاد ذکر شده است. یهودیان عیدگاه علیرغم شرایط مطلوب اقتصادی، بسیار مقتصد بودند و ساده لباس می پوشیدند و در میان مردم مشهد به خساست و پولکی (بدپول) بودن شهرت داشتند. موقعیت جغرافیایی عیدگاه، این حدس را نیرو می بخشد که شاید بر اثر وسعت روزافزون مشهد، این محله از نوقان جدا شده و یا اینکه قطعه زمینی در مجاورت نوقان بوده که در ابتدا، مراسم مذهبی اعیاد در آنجا برگزار می شده و بعد استقلال یافته و محله جداگانه ای شده است. در این که محله عیدگاه قدیمی است تردیدی وجود ندارد، زیرا در سال ۸۶۰ هجری که بابر میرزا[۷۰] به مشهد آمد و زمستان را در مشهد ماند، هنگام مراجعت از عیدگاه عبور کرد. از این بابت، عیدگاه را می بایست در قرن نهم دائر دانست. (سیدی،۱۳۷۸) خیابان ارگ: زادگاه مشهد نوین قلعه ی ارگ مشهد که قدمت آن به دوران شاه سلطان حسین صفوی (قرن دوازدهم هجری قمری/نیمه نخست قرن هجدهم میلادی)) می رسد اکنون از آن برج و بارویی باقی نیست! این ارگ در جنوب غربی مشهد در سمت شرقی یکی از دروازه های ورودی مشهد به نام دروازه ی سراب گویا توسط ملک محمود سیستانی حاکم تون(فردوس امروزی) ساخته شده بود. اگر کسی از جنوب شرقی می خواست وارد مشهد شود باید از ارگ حکومتی می گذشت به همین جهت این ورودی شهر را ، دروازه ی ارگ می گفتند. نمایی از خیابان ارگ روبروی خیابان خسروی (چهار طبقه قدیم) البته تا زمان نادر قلی افشار حاکم نشین مشهد همان محله ی چهار باغ بود. اما پس از نادر مقر حاکم در ارگ فعلی قرار گرفت. بنای این ارگ ـ اکنون چیزی از آن باقی نیست!ـ برای آخرین بار توسط عباس میرزا مرمت شد و عنوان باغ و جایگاه اصلی والی خراسان گردید. در حد فاصل تاج گذاری رضاشاه در سال ۱۳۰۵ تا سال ۱۳۱۲ خورشیدی زمان برگزاری کنگره ی بین المللی حکیم توس فردوسی ، شهر مشهد وارد دوران نوسازی و تجدد گردید. احداث خیابان پهلوی (امام خمینی امروزی) در اراضی ارگ حکومتی در سال ۱۳۱۰ خورشیدی ، علی رغم نام پهلوی به ارگ مشهور شد و هنوز هم در مشهد به نام ارگ شهرت دارد! این خیابان تا سال ۱۳۵۰ خورشیدی با داشتن زیباترین مغازه ها ، کافه ها ، کلوپ ها ، رستوران ها و سینماها و باشگاه افسران و… از بهترین مناطق مشهد بود. اماکن مدرن این خیابان در چشم تندروان مذهبی نشانه های کفر و بی دینی بود! به طوری که در غائله ی مسجد گوهرشاد بسیاری به این خیابان ریختند و شیشه ی کلوپ ها و سینماها را شکستند! خانه ی مرحوم حاج حسین ملک خانه ی مرحوم حاج حسین ملک (۱۲۸۸ ه.ق ـ ۱۳۵۱ ه.ش)دیگر بنایی است که سخت بیننده را به افق های دور دست تاریخ و فرهنگ ایران می برد. این خانه شاخص ترین بنای تاریخی خیابان ارگ بود. معماری این بنا متعلق به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره ی پهلوی است. اما اکنون زیر سایه ی یک برج پر از پول نفس می کشد! گفتنی است شادروان ملک از شاگردان حکیم الهی میرزا ابوالحسن خان جلوه بود و شیفته ی کتاب و دانش. بی سبب نیست که ایشان به گردآوری نسخ خطی علاقه مند بود.روانش به مینو اندر شاد باد! باغ ملی یا نخستین پارک شهر مشهد نیز از موقوفات شادروان ملک بود و به شهرداری اهدا گردید. البته ابتکار ایجاد پارک از مسیو لولو بلژیکی است که در آن زمان متصدی گمرک خراسان(۱۲۹۱ ه.ش) بود. این باغ اهدائی مظفرالدین شاه به پدر شادروان ملک بوده است. باغ ملی قدیم اداره ی دارایی مشهد نیز روبروی خانه ی شادروان ملک واقع است نبش خیابان جم. این بنا هم به نظر می رسد به دوره ی پهلوی متعلق باشد. اداره ی ثبت احوال مشهد نیز به سال ۱۳۰۸ ه.ش در محدوده ی اراضی ارگ حکومتی بنا گردید که اکنون به کوچه ی ثبت مشهور است. این بنا بازسازی شده است. این بنا در برابر برجی که در ابتدای این کوچه ساخته می شود هنوز از جلوه و نما نیفتاده است. این خیابان تا اواخر دهه ی ۴۰ محل زندگی بسیاری از اعیان و اشراف و حتی رفت و آمد اروپاییان بود. اما خیابان احمد آباد مشهد کم کم کارکرد های مدرن ارگ را ایفا کرد و نمودهای جامعه ی نوین مشهد را اکنون هم می توان در این خیابان زیبا و در عین حال به قولی با کلاس مشاهده کرد! هتل پارس که بی شک در زمان خود بسیار شیک و مدرن بوده در خیابان روبه روی اتاق بازرگانی خراسان قرار دارد. شتاب تغییرات خیابان ارگ هنوز مانند دیگر جاهای مشهد نیست و همین نوید می دهد شاید بتوان ساختار این خیابان را با ابنیه ی آن که جزئی از هویت و تاریخ مشهد است تا دیر نشده حفظ کرد! دوران تجدد چه خوب و چه بد به مشهد هویتی مستقل از ریشه ی تاریخی آن داده است و گویی کم کم چو طفلی نو پا بر پا های خود می ایستد و از اقتصاد سنتی خود فاصله می گیرد! خیابان ارگ زادگاه مشهد نوین است. جالب این که این هویت جدید با کنگره ی بین المللی حکیم توس پیوند خورده است! ۴-۳-مردم مشهد: مشهد محل زندگی مردمی با ریشه های قومی، زبانی و محلی مختلف است، به عنوان شهر بزرگ خراسان در طول تاریخ همواره میدان میدان کشمکش و لشکرکش های اقوام و طوائف گوناگون بوده است. خیابان ارگ مشهد سال های ۱۳۴۴، پنجم فروردین ماه ماخذ: الهی، ۱۳۴۴ ۴-۳-۱-فرهنگ و معیشت ساکنان مشهد: معتبرترین منبع پیرامون این بخش به گزارش آماری “زین العابدین میرزا قاجار” در سال ۱۲۹۵ قمری مربوط می شود. وی به دستور رکن الدوله، والی خراسان در دوره ناصری، مامور آمارگیری از شهر مشهد شده و مجموعه کاملی از رقم نفوس شهر را گردآوری کرده است. در آمارگیری یاد شده، جمعیت، مشاغل و امکانات شهر مشهد شامل مدارس، مساجد، تکایا، کاروانسراها، حمامها، آب انبارها، کارخانه ها و …، به تفکیک محلات آن دوره (سراب، سرشور، عیدگاه، پایین خیابان، نوغان و بالا خیابان) نوشته شده است. مجموعه فوق با نام “نفوس ارض اقدس” به همت آقای “مهدی سیدی"، مورخ معاصر، تصحیح و تدوین شده است. این مجموعه خصوصیات کالبدی، عملکردی، اجتماعی و فرهنگی دوره ناصری شهر مشهد را بیان می کند. آنچه که از اطلاعات ارائه شده در این قسمت بر می آید، این است که اقشار متوسط اجتماعی در همه محلات شهر، بالاترین درصدها را به خود اختصاص می دادند. محله عیدگاه که در این دوران عمدتاً مسکن یهودیان مشهد به حساب می آید، دارای بیشترین و محله بالاخیابان دارای کم ترین تعداد اغنیاء بوده است. همچنین بالاترین درصد فقرا مربوط به محله پایین خیابان و کم ترین تعداد فقرا در محله بالاخیابان ساکن بوده اند. درواقع قشر متوسط با ۳/۸۴ درصد، اکثریت ساکنان این محله را تشکیل می داده است. (سیدی،۱۳۷۸) با وجود همزیستی اقشار اجتماعی در محلات مختلف شهر، در سال ۱۲۹۵ قمری، توزیع فضایی عناصر مهم شهری و پراکنش مکانی خدمات شهری در سطح محلات ناهمگون و نامتوازن بوده است. تفاوتهای اجتماعی در محلات شهر بیشتر ناشی از تفاوتهای فرهنگی بوده تا ساختار اقتصادی. بدین معنی که اقشار متوسط اما تحصیلکرده تمایل به جدایی از محلات قدیمی داشته اند. به طوریکه بالاترین تعداد کارکنان دولتی یا آستانه، در محله سراب می زیستند و به رعایت مسائل زیست محیطی و بهداشت اهمیت زیادی می دادند. وضعیت سکونت اقشار آسیب پذیر جامعه در سال ۱۲۸۹ شمسی چنین تعریف شده است: «در محلات فقیرنشین، ممکن است چندین خانوار در یک واحد مسکونی یا فقط در زیرزمین و یا در یک طبقه سکونت داشته باشند. در چنین مواردی هم ممکن است که سطح خانه ها خیلی پائین تر از سطح خیابان باشد که تنها یک درب ورودی دارد و هیچ پنجره ای در سطح دیوارها برای خروج دود آتش و یا زغال در آن وجود ندارد، در منازل مردم بی بضاعت برای زمانی طولانی چاه های فاضلاب خالی نمی شود. بنابراین چاه ها پر شده و فضولات اضافی در اطراف محل پخش و به این ترتیب شدیدا محیط را آلوده می کند.» (رضوانی،۱۳۸۴) بنابراین افزایش تراکم خالص مسکونی، یکی از نخستین پیامدهای نابرابری اجتماعی- اقتصادی در آن زمان بوده است. همچنین، آلودگیهای زیست محیطی نیز اقشار آسیب پذیر را بیشتر تهدید می کرده و پیامد آن افزایش بیماری، ضعف و ناتوانی ساکنان چنین محلاتی بوده است. (رضوانی،۱۳۸۴) در وضعیت سیاسی- اقتصادی شهر مشهد، به علت وجود مرقد مطهر امام رضا (ع) و وجود نوعی سرمایه داری عقیدتی، علاوه بر ارکان حکومت رسمی، یک نوع حکومت غیررسمی نیز در فضای حرم مطهر و اراضی و مستغلات شهر و پیرامون آن وجود داشته که در ایجاد تفاوتهای فضایی میان محلات و مناطق شهر مشهد نقش بسیار مهمی ایفا می کرده است. به طوریکه ساخت و سازهای درون شهری و مکان یابی تاسیسات دولتی و برخی مشاغل ویژه مانند تئاترها و مانند آنها در آن دوره، نیازمند کسب مجوز از “آستان قدس رضوی” بوده است. (رضوانی،۱۳۸۴) از دوره پهلوی اول (۱۳۰۰ه.ش)، با استقرار امنیت و شروع نوسازی، جمعیت مشهد رو به فزونی گذاشت. (رضوانی،۱۳۸۴) یکی از اصلی ترین عوامل تمایز انسانهای جوامع مختلف از یکدیگر و مهمترین عامل هویت ساز جوامع و اقوام گوناگون، فرهنگ می باشد. در مجموع اکثر صاحبنظران این حوزه، فرهنگ را مجموعه ای به هم پیوسته از شیوه های تفکر، احساس و عمل مشترک بین افراد متعدد می دانند که شامل باورها، دانشها، آداب و رسوم و ارزشهای آنهاست. پس از ورود اسلام به ایران و خراسان در قرون ابتدایی هجری، خراسان به دلیل استقرار جاده ابریشم و مجاورت با ملل و اقوام گوناگون، محل ارتباط، اختلاط و رقابت فرهنگها و اقوام مختلف بوده است تا آنجا که تنوع نژادی و قومی را در این منطقه به همراه داشته است. شکل گیری “مشهدالرضا” در سال ۲۰۳ قمری، مجموعه زیستی شامل دو آبادی نوغان و سناباد را تحت تاثیر قرار داد. پذیرش گروه های مختلف جمعیتی، که مشهد را موطن خود اختیار نمودند سبب پیدایش مشهد کنونی در طول بیش از ۱۲۰۰ سال شده است. در حالیکه تجارت و کشاورزی تنها انگیزه شان نبود، بلکه بر عقاید مذهبی خویش و قداست جوار آن حضرت نیز تکیه داشتند. (سیدی،۱۳۷۸). بدین ترتیب می بایست دو شیوه غالب معیشت و در نتیجه دو نوع خرده فرهنگ اجتماعی را برای ساکنین مشهد قائل شد. یکی کشاورزی و دیگری تجارت. شیوه فرعی دیگری که با گذشت زمان بیشتر به منصه ظهور رسید، نوعی معیشت خاص بود که در غالب مشاغل خدماتی پدید آمده بود. این گروه اغلب کسانی بودند که حرفه خود را بیشتر بر روی زوار بارگاه امام رضا متمرکز کرده بودند و با ارائه خدمات اقامتی و … به معیشت می پرداختند. با توجه به شروع دوره رونق شهر مشهد در اواخر قاجار، این روش معیشتی و مشاغل وابسته به آن روز به روز از درآمد و اقتصاد بهتری بهره مند می شد. با این وصف تکثر جمعیتی مشهد که دربرگیرنده نژادهای مختلفی است را می توان به سه گروه تقسیم کرد. گروه اول، مردم بومی مشهد بودند که بیشتر در محلات قدیم شهر سکونت داشتند و اکثر آنها شغل تجارت و زراعت داشتند. گروه دوم، را “مجاورین” تشکیل می دادند. مردمانی که شوق زیارت و مجاورت آستان مقدس رضوی آنان را به ماندن در این دیار واداشته بود. گروه سوم، طوائف مختلف تشکیل شده بود که در گذشته برای پاسداری و نگهداری مرزهای خراسان از نواحی غرب کشور به این منطقه کوچ داده شدند و به زبانهای فارسی و ترکی صحبت می کردند و با حفظ آداب و رسوم ایلی خود، به شغل زراعت و بخصوص دامپروری مشغول شدند. در این جا باید اشاره کرد که اصولاً دامپروری، حرفه ایست که با سکنای دائم و بخصوص اقامت در شهر در تضاد است. درنتیجه باید پذیرفت که از میان مهاجرین طوائف که به خراسان و محدوده مشهد کوچ کرده بودند، غالباً این خانها و خانزاده های طوائف بودند که در شهر مقیم شدند و درواقع طائفه به مفهوم زندگی عشایری و ایلیاتی در شهر ساکن نبودند، بلکه با هدف بهره گیری از مرتع و آب و هوای مناسب، به انتخاب محل اقامت موقت خود می پرداختند. موضوع قابل توجه در بررسی قومیتها و نژادهای مختلف در شهر مشهد حضور اقوام “ارامنه” و مخصوصاً “یهودی” در این شهر است که اغلب در دوره نادرشاه و در پی سیاست اسکان اجباری این گروه(۸-۱۱۴۶ ه.ق) به منظور شکستن جو مذهبی مشهد و رفع برخی نیازهای خاص سپاهیان نادر به مشهد کوچانده شده بودند. این گروه از اقلیتهای مذهبی که حدود هزار خانوار نقل شده اند در ابتدا در بیرون باروی شهر و اغلب در بیرون دروازه “پایین خیابان” اسکان یافتند. (سیدی،۱۳۷۸) در دوره قاجار در پی جدایی شهرهای هرات، مرو، میهنه و …، مشهد پذیرای کوچ گروهی از مردم ایرانی تبار و شیعه مذهب شهرهای مزبور گردید که به تدریج بر تنوع قومی- فرهنگی این شهر افزودند. هر یک از این گروه های مهاجر در محله ای ویژه ساکن شدند. گروهی کشمیری نیز از قرون قبل در یکی از محلات شرقی مشهد ساکن بودند. حتی بخارائیها، قندهاریها و سمرقندیها نیز در مشهد صاحب ریز محله ها و کوچه هایی شدند. (سیدی،۱۳۷۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲ . حق دریافت مزد کافی و مناسب برای کارگران
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳ . حداکثر ۸ ساعت کار روزانه و در نظر گرفتن ۱ روز به عنوان استراحت هفتگی برای کارگران ۴ . لغو کار کودکان ۵ . برابری مزد زنان و مردان برای کار مساوی ۶ . رفتار و برخورد منصفانه با کارگران مهاجر خارجی ۷ . بازرسی شرایط کار ۸ . کار کارگران مطلقاً نباید به کالا تشبیه شود ۹ . برابری شرایط کار پیشنویس اساسنامه سازمان بینالمللی کار و اصول نه گانه فوق به جلسه ی عمومی کنفرانس صلح تقدیم شد. بخش سیزدهم معاهده ورسای یعنی مواد ۳۸۷ تا ۴۲۷ به « اختصاص داشت .این مواد ( به غیر از ماده آخر ) به تأسیس سازمانی دایمی برای تدوین نمرات بینالمللی کار اختصاص داشته و ماده آخر یعنی ماده ۴۲۷ به اصول کلی در زمینه کار میپرداخت.بهاینترتیب اساسنامه ی « سازمان بینالمللی کار» در ۱۱ آوریل سال ۱۹۱۹ به تصویب رسید و ILOدر همان تاریخ متولد شد .البته اصول کلی مندرج در ماده ۴۲۷ معاهده ورسای ، چند روز بعد یعنی در ۲۸ آوریل همان سال به تصویب رسید .در همین تاریخ اساسنامه یا میثاق سازمان دیگری با عنوان « جامعه ملل » نیز به تصویب رسید که سازمان بینالمللی کار به آنوابسته بود . بند اول ماده ۲۳ میثاق جامعه به مسئله کار میپرداخت این ماده مقرر میداشت : « با رعایت و حفظ اعتبار معاهدات بینالمللی موجود و یا معاهداتی که در آینده انعقاد خواهد یافت ، اعضای جامعه : تلاش خواهند نمود که برای کار مردان و زنان و کودکان در قلمرو خویش وضعی عادلانه و مطابق با شأن انسانی پدید آورندو همچنین این وضع و حال را به تمام کشورهایی که با آنها روابط تجاری و صنعتی دارند تعمیم دهند و برای تحقق این امر سازمانهای بینالمللی مناسب تأسیس نمایند .» مقر این سازمان در شهر ژنو بود و هر چند کهILOعضو جامعه ملل بود ولی به نسبت دیگر ارکان جامعه ی ملل از استقلال بیشتری برخوردار گردید . بهعنوان مثال کشورهایی که از جامعه ملل خارج میشدند مجاز بودند تا همچنان در سازمان بینالمللی کار باقی بمانند .[۵۲]
مبحث اول : ساختار و تشکیلات سازمان بینالمللی
سازمان بینالمللی کار همانند هر سازمان دیگری متشکل از ارکانی است .این ارکان برطبق ماده ۲ اساسنامه (و ماده ۳۸۸ عهدنامه ورسای ) عبارتند از : ۱ . کنفرانس عمومی ۲ . هیئت مدیره ۳ . دفتر بینالمللی کار این سازمان علاوه بر ارگانهای یادشده دارای چندین مؤسسه مطالعاتی و آموزشی و نیز تعدادی کمیسیون فنی است که هر کدام از آنها اقدامات و فعالیتهایی را در راستای بهبود وضعیت کارگران و نیل به عدالت اجتماعی به انجام میرسانند . ویژگی منحصربهفرد سازمان بینالمللی کار ، شرکت سهجانبه نمایندگان دولتها ، کارگران و کارفرمایان در هر یک از بخشهای آن است . به عبارت دیگر « کلیه ارگانهای سازمان بینالمللی کار یعنی کنفرانس بینالمللی کار ، هیئت مدیره ، کمیسیونهای مختلف مرکب از سه دسته نمایندگان دولت ، کارگران و کارفرمایان است . » ویژگی سهجانبه بودن سازمان بینالمللی کار ، حتی در مقایسه با دیگر ارگانهای نظام سازمان ملل متحد بیهمتاست .[۵۳] بسیاری از نویسندگان بر این عقیدهاند که ساختار سهجانبه این سازمان سبب توانمند شدن آن شده است ، به طوری که وقوع جنگ جهانی دوم و بروز بحرانهای اقتصادی گوناگون نتوانسته لرزهای هرچند کوچک بر بنیانهای استوار ILOوارد سازد . درحالیکه برخی از همین وقایع و حوادث موجب شد تا جامعه ی ملل تضعیف شده و حتی سرانجام با شکست مواجه گردد و جای خود را به سازمان ملل متحد دهد .
مبحث دوم : اهداف راهبردی و اقدامات سازمان بینالمللی کار
هر سازمان بینالمللی دارای اهداف و وظایفی است که در اساسنامه آن سازمان پیشبینی شده وسیاستها و راهبردهای سازمان مذکور بر اساس این اهداف و وظایف تعیین میشود و به مرحله اجرا درمیآید . سازمان بینالمللی کار نیز از این قاعده مستثنی نیست و دارای اهداف و وظایفی است. اهداف اولیه سازمان بینالمللی کار در سال ۱۹۱۹ و در متن اولیه ی اساسنامه ترسیم شد. ولیکن در دهه های بعد به ویژه در سال ۱۹۴۴ اهداف و وظایف سازمان به نحو« روشنتر ، کاملتر و دقیقتری »[۵۴] تعیین گردید . در سالهای اخیر یعنی در سال ۱۹۸۸ میلادی نیز اعلامیه ی اصول وحقوق بنیادین کار به تصویب رسیده است و در آن از کشورهای عضو خواسته شده تا حقوق اساسی و بنیادین کار را رعایت کنند . علاوهبر این چهار هدف راهبردی سازمان بینالمللی کار نیز در آستانه ی هشتادمین سالگرد تأسیس این سازمان تعیین شده است . این اهداف متضمن آرمانهای والای موسسان اولیه سازمان بینالمللی کار است ونیل به آنها مفهوم« کار شایسته» برای همه مردان و زنان را تضمین میکند . در این مبحث ابتدا به تشریح اهداف و وظایف سازمان بینالمللی کار میپردازیم ، سپس اقدامات ، فعالیتها و برنامههای سازمان را با توجه به اهداف مذکور در سطوح ملی، منطقهای و جهانی مورد بررسی قرار میدهیم .
گفتار اول : اهداف راهبردی و وظایف سازمان بینالمللی کار
در بخشهای قبلی به شروط کارگری و اصول نه گانه ای که در عهدنامه صلح ورسای مورد پذیرش واقع شدند ، اشاره شد .این اصول در واقع وظایف و اهداف این سازمان بینالمللی نوپا و تازهتأسیس را مشخص نموده وباتغییرات اندکی در اساسنامه آن گنجانیده شده است . اینک به بررسی مقدمه اساسنامه ی سازمان بینالمللی کار میپردازیم که در بردارنده ی اهداف و مقاصد اولیه ی این سازمان میباشد. مهمترین وظیفه سازمان بینالمللی کار ، استقرار عدالت اجتماعی در سراسر جهان است. مقدمهی اساسنامه، تحقق عدالت اجتماعی را شرط لازم برای برقراری صلح جهانی پایدار و واقعی دانسته است . ادوارد فیلان چهارمین مدیرکل دفتر بینالمللی کار در خصوص رابطه بین عدالت اجتماعی و صلح جهانی پایدار میگوید :[۵۵] « …صلح غیر از حالت نبود جنگ است و صلح واقعی زمانی جود دارد که شرایط عادلانه و هماهنگ کار در داخل کشورها و در رابطه بین کشورها وجود داشته باشد وحالت رقابت را ازصورت خطرناکو نامشروع آن بیرون بیاورد .تدوین مقررات بینالمللی کار به چنین صلحی میتواند قطعاً کمک کند . ….ایجاد مقررات بینالمللی کار ، مفهوم همبستگی بین کارگران را تقویت میکند ونوعی وجدان اجتماعی مشترک به وجود میآورد وامکان همکاری مشترک را افزایش میدهد . علاوه بر آن، مشارکت مستقیم کارگران در تدوین مقررات بینالمللی کار از طریق شرکت نمایندگان سازمانهای کارگری کشورهای عضو در مراحل مختلف تصویب مقررات در واقع نوعی مشارکت مردم جهان در تأمین صلح است .» دیباچه اساسنامه سازمان بینالمللی کار، برای بهبود شرایط کار، راهکارهای ذیل را پیشبینی کرده است : - تنظیم ساعات کار و تعیین حداکثر مدت کار در روز و هفته - به کار گماری نیروی کار و جلوگیری از بیکاری - تعیین موضع کافی برای امرارمعاش - حمایت از کارگران در برابر بیماریهای عمومی و امراض و حوادث ناشی از کار - حمایت از منافع کارگران شاغل در خارج از وطن خویش - حمایت از کودکان، جوانان و زنان - تأمین و پیشبینی مستمریهای پیری و معلولیت - به رسمیت شناختن اصل مزد برابر برای کار باارزش مساوی - به رسمیت شناختن اصل آزادی انجمنها و حق تشکل - سازماندهی آموزش فنی و حرفهای تا سال ۱۹۴۶ ماده ۴۲۷ پیمان ورسای و یا همان ماده ۴۱ اساسنامه، اهداف، اصول کلی و صلاحیتهای سازمان بینالمللی کار را بیان میکرد . اما در بیست و ششمین کنفرانس بینالمللی کار در سال ۱۹۴۴ ، اعلامیه مربوط به اهداف و مقاصد سازمان بینالمللی کار به تصویب رسید که جانشین ماده ۴۱ اساسنامه گردید . این سند که بعدها به نام اعلامیه ی فیلادلفیا شهرت یافت از سال ۱۹۴۶ رسماً بهعنوان ضمیمه اساسنامه سازمان بینالمللی کار شناخته میشود ماده نخست اساسنامه مقرر میدارد : « به منظور تحقق مقاصد مذکور در دیباچه این اساسنامه و اعلامیه مربوط به اهداف و مقاصد سازمان بینالمللی کار که در دهم ماه می ۱۹۴۴ در فیلادلفیا به تصویب رسیده و متن آن پیوست این اساسنامه است ، سازمانی دایمی تأسیس میگردد.» از علل مختلفی که زمینهساز تنظیم و تصویب این سند مهم و سرنوشت ساز بود میتوان به دو علت اشاره نمود . نخست ،آن که در فاصله بین ۲ جنگ جهانی ، دنیا با دگرگونیهای عمیق اجتماعی و اقتصادی مواجه شده بود . دیگر آنکه سطح توقع کارگران و مدافعان حقوق آن ها نسبت به سالهای آغازین فعالیت سازمان بینالمللی کار افزایش یافته بود . این اعلامیه در ۵ بند به بیان اهداف و مقاصد سازمان بینالملل کارو نیز اصول لازم الرعایه در سیاست کشورهای عضو میپردازد . بند نخست اعلامیهاصول زیر را که سازمان بر پایه ی آنها بنا شده است را مورد تأیید قرار میدهد: « - کار کالا نیست[۵۶] - آزادی بیان و انجمن برای پیشرفت پایدار ضروری است - فقر… خطری برای رفاه همه محسوب میشود - مبارزه با احتیاج باید در هر کشور با نیروی خستگیناپذیر ادامه یابد و در سطح بینالمللی نیز با تلاش مداوم و هماهنگ پیگیری شود و در این مبارزه ، نمایندگان کارگران و کارفرمایان با نمایندگان دولتها به طور برابر همکاری داشته باشند و آزادانه در گفتگوها شرکت کننده و در تصمیمگیریهای دموکراتیک در زمینه گسترش رفاه عمومی مشارکت نمایند .» بند دوم اعلامیهنیز ضمن تأکید بر عدالت اجتماعی مقرر میدارد : «… همه افراد بشر ، صرفنظر از نژاد ، عقیده یا جنس حق دارند که پیشرفت مادی و شکوفایی معنوی خود را آزادانه و با برخورداری از کرامت انسانی و در امنیت اقتصادی با فرصت مساوی دنبال کنند … » بند سوم اعلامیه فیلادلفیا بهمنظور اجرای اهداف فوق وظایف سازمان بینالمللی کار را به شرح زیر بیان کرده است: - تأمین اشتغال کامل و ارتقای سطح زندگی افراد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مرحله سوم- مقایسه گزینه های جایگزین [۶۱]: مشتری ارزش حاصل از محصولات مختلف را مقایسه کرده تا دریابد کدامیک با نیازها و خواسته های او هماهنگی بیشتری دارد. مرحله چهارم- مرحله عمل [۶۲]: مشتری تصمیم می گیرد که کدام محصول را می خواهد بخرد و خرید اتفاق می افتد. مرحله پنجم- احساس مشتری بعد از خرید محصولی خاص: در این مرحله مشتری ذهنیت و یا رضایت خود را از خرید محصول ابراز می کند (دوبروسکی، ۲۰۰۱). سازمان ها بایستی خود را به جای مشتریان قرار دهند تا به علت اصلی موفقیت یا شکست خود در بازار پی ببرند. ۲-۴-۳٫ ارزش خدمات ارزش خدمات را می توان نسبت برآورده شدن انتظارات مشتری به قیمت خدمات تعریف نمود. (هسکت، هارت و دیگران، ۱۹۹۰؛ اشنایدر و باون، ۱۹۹۵). [۶۳] از آنجایی که خدمات غیر قابل لمس، جداسازی یا ذخیره سازی هستند، ارزیابی کیفیت و ارزش آنها معمولا تا قبل از عملکرد واقعی شرکت مشخص نمیگردد. برآورده شدن انتظارات برای مشتری یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر رضایتش است. به طور کلی می توان دو استراتژی را برای ایجاد ارزش مشتری معرفی نمود. اولین استراتژی می تواند استراتژی رهبری هزینه باشد که در آن شرکت به ارائه خدماتی با قیمت کم و با کیفیتی نسبتا قابل قبول اقدام می کند. راه دیگر استفاده از استراتژی متمایز نمودن است که در آن شرکت، خدماتی بسیار خاص با کیفیت بالا ارائه می دهد که مشتری به سختی می تواند آن را در شرکتی دیگر به دست آورد. این استراتژی این امکان را به شرکت می دهد که قیمت بالایی را برای خدمات خود تعیین کند. این که یک شرکت کدام استراتژی را انتخاب می کند به انتظارات و خواسته های مشتریانش از خدمات بستگی دارد. (اشنایدر و باون، ۱۹۹۵)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۴-۴٫ مدل های ارزش از دید مشتری تعاریف موجود در زمینه ارزش از نظر مشتری را می توان در چند مدل اصلی طبقه بندی کرد: - مدل مؤلفه های ارزش - مدل نسبت هزینه – فایده - مدل وسیله – نتیجه - مدل ابعاد کلیدی ارزش ۲-۴-۴-۱٫ مدل مؤلفه های ارزش به طور کلی در مورد درک مشتری نسبت به ارزش سه مؤلفه اصلی را به شرح زیر می توان مطرح ساخت: ناراضی کننده ها[۶۴]: خصوصیات مورد انتظار در یک کالا یا خدمت که عدم وجود آنها موجب آزردن و نارضایتی مشتری می شود ولی وجودشان برای مشتری خنثی عمل می کند. رضایت بخش ها: خصوصیات مورد انتظار و مورد خواست مشتری که وجود آنها موجب رضایتمندی و گاهی مشعوف و خرسند شدن مشتری می شود. مشعوف کننده ها: خصوصیات جدید و نوآورانه ای که خارج از انتظار مشتری بوده و باعث شگفت زده شدن مشتری به بهترین وجه یا به عبارتی افزایش رضایت مندی او تا حد شعف می شوند. چرا که به شکلی نوآورانه یک نیاز پنهان وی را برآورده می سازند. عدم وجود این خصوصیات تا زمانی که غیر قابل انتظار و غیر قابل پیش بینی باشند تاثیر منفی بر درک مشتری از ارزش دریافتی اش ندارند بلکه وجودشان تأثیر مثبتی بر نظر مشتری خواهد داشت. (سالم خلیفا، ۲۰۰۴)[۶۵] . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . دلشاد عادی ناراضی عدم وجود ویژگی وجود سطح رضایت مشتری ناراضی کننده ها رضایت بخش ها دلشاد کننده ها شکل ۲-۲٫ مدل مولفه های ارزش همانطور که در شکل۲-۲ نشان داده شده است در این مدل بین انواع سه گانه ویژگی های محصول و میزان رضایت مشتری ارتباط نزدیکی وجود دارد. زیر خط نقطه چین منطقه وجود مشخصات لازم و ضروری(استانداردها) بوده و منطقه بالای این خط نشان دهنده افزایش رضایت از یک حالت عادی (خنثی) تا حداکثر رضایت یعنی ایجاد شعف است. این مدل کمک شایانی در طراحی کالاها و خدمات جدید با خصوصیات و ویژگی های مطلوب و مؤثر می کند. بیشترین توجه مدل به جذب مشتری و بهبود رابطه بین او و عرضه کننده کالا و خدمت است و لیکن توجه بسیار کمی به سیکل فعالیت مشتری از تشخیص نیاز تا خرید، استفاده و کنار گذاشتن یا صرف نظر از مصرف کالا داشته و همچنین به مزایا (منافع) و مضراتی(هزینه ها) که مشتری در کنار کسب ارزش به دست می آورد توجه بسیار کمی دارد. (سالم خلیفا، ۲۰۰۴) ۲-۴-۴-۲٫ مدل نسبت هزینه – فایده در این مدل ارزش در ارتباط با این مساله که مشتری چه به دست آورده و چه چیزی را در ازای کسب آن می پردازد مطرح می شود. منافع حاصل از کسب کالا یا خدمت شامل موارد ملموس و ناملموس شده و پرداختی های وی نیز شامل موارد پولی و غیر پولی از قبیل پول، زمان، هزینه جستجو، هزینه یادگیری، هزینه روانی و ریسکهای مالی، روانی و اجتماعی است (هابر، ۲۰۰۱، ص ۴۳-۴۱)[۶۶] به عبارت دیگر ارزش از دید مشتری به تبادل پیامدهای مثبت(سود) یا ستاده های مطلوب و پیامدهای منفی(خسارت) یا هزینه ها بر می گردد. پارولینی[۶۷] در سال ۱۹۹۹ رویکرد دیگری را در رابطه با مفهوم ارزش مطرح کرده و از آن به عنوان ابزاری جهت تحقق استراتژی رقابتی نام برده است. در این رویکرد که وی آن را شبکه ارزش[۶۸] نامیده است سه نوع ارزش مطرح می گردد: ارزش حاصل از سیستم، ارزش دریافت شده توسط مشتری نهایی، ارزش حاصل از بازیگران خالق ارزش. ارزش حاصل از سیستم تفاوت بین ارزش ناخالصی است که مشتری به کالا یا خدمت نسبت می دهد. (صرفنظر از قیمت آن کالا یا خدمت) و تمام هزینه هایی که سیستم خلق ارزش جهت تولید یا عرضه آن کالا یا خدمت متحمل شده است. ارزش نسبت داده شده به یک کالا به طور مستقیم مرتبط با منافعی است که مورد انتظار مشتری است و نسبت معکوس با هزینه های مرتبط با بهره گرفتن از آن کالا یا خدمت (هزینه لوازم یدکی و قطعات تکمیل کننده، نگهداری و سایر هزینه های پس از خرید محصول) دارد. کل ارزش خالص خلق شده توسط سیستم بین مشتریان نهایی و بازیگران اقتصادی سهیم در خلق آن ارزش بسته به قدرت نسبی چانه زنی هر یک تقسیم می شود. ارزش خالص دریافتی توسط مشتری نهایی نیز به دو بخش تقسیم می شود: ارزشی که مشتری به یک کالا یا خدمت نسبت می دهد و قیمتی که واقعا برای آن پرداخت کرده است. کل قیمت پرداخت شده برابر است با کل عایدی های دریافت شده توسط بازیگرانی که در فعالیتهای خلق ارزش سهیم بوده اند. ارزش خالص دریافتی بازیگران خلق ارزش نیزتفاوت بین کل قیمتی که خریدار به بازیگران خلق ارزش پرداخته و کل هزینه هایی است که آنها متحمل شده اند. (سالم خلیفا، ۲۰۰۴، ص ۶۴۹). در هر سیستمی عرضه محصول (با میزان ارزش مشخص تحت عنوان ارزش ناخالص) مستلزم صرف میزان معینی هزینه است که سیستم با توجه به این هزینه و اقدامات بازیگران خلق ارزش (افرادی مثل نیروی فروش که با رفتار و نوع برخورد مناسب با مشتری به خلق یا افزودن ارزش به محصول نهایی سازمان می پردازند) قیمتی را برای محصول نهایی تعیین می کند که تفاوت بین قیمت و ارزش ناخالص آن محصول نشان دهنده ارزش خالص برای مشتری است. به طور کلی از دید دو مدل مذکور ارزش از نظر مشتری نسبت فواید و نتایج مطلوب به هزینه های پرداخت شده برای بدست آوردن نتایج تعریف می شود. ۲-۴-۴-۳- مدل وسیله- نتیجه در این مدل، مشتریان کالاها و خدماتی را مورد استفاده قرار می دهند که نتایج مطلوبی را بدین وسیله کسب کنند. می توان گفت ویژگی ها و خصوصیات کالا یا خدمت، نتایج و پیامدهای حاصل از مصرف آن و نیز لرزش های شخصی مشتری شکل دهنده فرایند تصمیم گیری او است. در تحقیقی که وودروف در سال ۱۹۹۷ انجام داده ارزش از دید مشتری یک برتری نسبت داده شده ازسوی وی به کالا است که تحت تأثیر ارزیابی مشتری از ویژگی ها و خصوصیات کالا و پیامدهای ناشی از مصرف آن در جهت تحقق اهداف و مقاصد وی است. مدل ارائه شده توسط این محقق سلسله مراتب ارزش مشتری نام دارد و همچنان که در شکل ۲-۳ ملاحظه می شود ارزش مطلوب و مورد نظر مشتری در سه موقعیت منجر به رضایت مندی حاصل از ارزش دریافت شده توسط وی می شود. ارزش مطلوب مشتری رضایت مشتری ناشی از ارزش دریافتی رضایت بر مبنای هدف رضایت برمبنای پیامد رضایت بر مبنای ویژگی شکل۲-۳ مدل وسیله –نتیجه در این سلسله مراتب حرکت در دو جهت بالا به پایین و بر عکس صورت می گیرد: زمانی مشتری به دنبال کالایی با یک سری ویژگی ها و خصوصیات معین(که پیامدها و نتایج شناخته شده ای از مصرف آن کالا حاصل می شود) می رود تا به هدفی خاص رسیده یا به رفع یک نیاز مشخص موفق شود. اما گاهی هم مشتری کالایی را خریداری و مصرف می کند که نتایج مطلوبی در راستای رفع یک سری نیاز عایدش میشود و یاد می گیرد که از این پس برای رفع آن نیاز از این کالا استفاده کند؛ ارزشی که مشتری در هر یک از این حالت ها به کالا یا خدمت نسبت می دهد و رضایتمندی او در هر موقعیت با توجه به شکل متفاوت است. به طور کلی در مدل وسیله- نتیجه، ارزشی که مشتری به یک کالای خاص یا خدمت معین نسبت میدهد به این بستگی دارد که چگونه ترجیحات مشتری با مصرف کالایی با یک سری خصوصیات معین (به عنوان وسیله) که منجر به دریافت پیامدها و تحقق اهداف معینی (به عنوان نتیجه) می شود، شکل میگیرد. (سالم خلیفا، ۲۰۰۴) ۲-۴-۴-۴٫ مدل ابعاد کلیدی ارزش از دید مشتری شس[۶۹] و همکارانش در سال ۱۹۹۱ تئوری ارزش مصرف را مطرح ساخته و ارزش مشتری را به پنج بعد کلیدی تقسیم کردند که عبارتند از :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سبکهای کاری
نیازمندیهای تجربه
تجربه
تحصیلات
آموزش
توصیفگرهای شغل محور ( عوامل شغلی )
الزامات شغلی
فعالیتهای کاری
شرایط کاری
شرایط سازمانی
اطلاعات خاص شغلی
وظایف
ابزارها و فناوری ها
ویژگیهای نیروی کار
ویژگیهای بازار نیروی کار
دورنمای شغلی
۱۷- مدل ارزیابیهای نوین منابع انسانی در ایران خودرو در بینش استراتژیک ایران خودرو به منابع انسانی، شایستگیهای نیروی انسانی، عاملی ارزش آفرین شناخته شده و بر تحقق چرخه شایسته سالاری (شایسته شناسی، شایستهگزینی و شایسته اداری) تاکید بسیاری شده است. تحقق فردی و جمعی این اهداف، مستلزم رفع نیازمندیها و رعایت الزاماتی بود که از ابتدا در اندیشه مدیریت کلان منابع انسانی شرکت ایران خودرو قرار داشت. در این زمینه، ایجاد گروهی محقق و صاحب نظر، متشکل از اساتید، مشاوران و تیمی از کارشناسان توانمند و مطلع در مورد ارزیابی شایستگیهای منابع انسانی، به یکی از الزامات اجرایی مدیریت خدمات مدیران، تبدیل شد. این گروه تحقیق، با دیدی جامع نگر و به روش مقایسه ای و تطبیقی، عملکرد شرکتهای داخلی و شرکتهای برتر جهان را مورد مطالعه و بررسی قرار داد و پس از حدود ۱۸۰۰ نفر/ساعت مطالعه مستمر، رویکرد ارزیابی ۳۶۰ درجه و فرایندهای مرتبط با آن را برای سنجش شایستگیهای منابع انسانی برگزید. سپس برای اطمینان بیشتر از اعتبار ارکان ارزیابی ۳۶۰ درجه، ابتدا در شرکت ساپکو به صورت پایلوت، به مرحله اجرا درآورد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
با اجرای موفق پایلوت، ارزیابی ۳۶۰ درجه از نیمه اول سال ۱۳۸۰ در گروه آغاز شد و نتایج مثبت آن در سال ۸۱ به صورت فهرستی جامع در خصوص شایستگیهای کلیدی و عمومی استعدادیابی، پرورش و توسعه منابع انسانی سطوح مدیریت به دست آمد. با عملیاتی شدن فرایند ارزیابی ۳۶۰ درجه بر محور انتخاب شایستگیهای رفتاری و عملکردی سطوح مدیریت، مشخص شد که ایران خودرو، سازمانی آغازگر و موفق در ارزیابیهای نوین منابع انسانی در سطح گروه صنعتی ایران خودرو و کشور بوده است. چگونگی شکل گیری ارزیابی ۳۶۰ درجه در شرکت ایران خودرو یکی از ماموریتهای مدیریت خدمات مدیران در سال ۱۳۷۹، شناسایی و توسعه نیروهای مستعد مدیریت با تاکید بر کشف شایستگیهای بالقوه و بالفعل آنها به منظور به گزینی و توسعه آنان بود. اتخاذ چنین سیاستی، تدبیری آینده ساز در همگرایی رشد و توسعه منابع انسانی به موازات دیگر منابع نظیر: رشد ساختارهای سرمایه ای، تکنولوژی، فرایندهای نوین ساخت، دگرگونی دیدگاه مشتری و بازار، تلقی میشد. این رویکرد، با جدیت پیگیری شد و راهبرد شناسایی استعدادهای بالقوه و قابلیت های موثر عملکردی و رفتاری افراد را در چارچوب فرایند ارزیابی ۳۶۰ درجه، از یک جانبه گرایی قبلی به قضاوت و تشخیص چند جانبه سوق داد. در واقع، قضاوت و سنجش شایستگیهای افراد و میزان تطبیق آن با انتظارات سازمان و نیازهای شغلی از یک سو و برونداد آثار این ارزیابی در فرایند یک دوره کاری افراد از دیگر سو، میبایستی به گونه ای مورد توجه و رسیدگی قرار میگرفت که نتایج آن به هر نحو ممکن، دقت عمل در روش، سهولت درک و قضاوت در ارزیابی معیارها، حس اعتماد و تفاهم ذینفعان و دست اندرکاران، ایجاد اطمینان و انگیزه در ارزیابی شونده، شفافیت در دسترسی به نقاط قوت و بهبود افراد و کاربردی بودن نتایج آن برای ارتقا و توسعه منابع انسانی را در پی داشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فهرست شکلها
چکیده هدف از انجام این تحقیق مکان یابی مکانهای ورزشی شهر تالش با بهره گرفتن از AHP در محیط GIS بود. نمونه آماری این تحقیق شامل کلیه مکانهای ورزشی شهر تالش اعم از دولتی و خصوصی شامل ۴۰ مکان ورزشی میباشد. داده های توصیفی با بهره گرفتن از مدارک، اسناد و پژوهشهای میدانی و داده های مکانی با بهره گرفتن از دستگاه GPS جمعآوری گردید و در محیط GIS پایگاه اطلاعاتی تشکیل گردید. سپس برای هر یک از عوامل تأثیر گذار در مکان یابی اماکن ورزشی لایه ها تهیه شد و برای هریک از لایه ها وزندهی صورت پذیرفت. پس از ترکیب و تحلیل تمامی لایه ها با یکدیگر موقعیت فعلی مکانهای ورزشی مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت مناسبترین مکانها با بهره گرفتن از روش AHP و بولین پیشنهاد شد. نتایج این تحقیق نشان داد که از ۴۰ مکان ورزشی ۱۰ مورد یک، دو یا سه حریم(رودخانه، لولههای گاز و خطوط انتقال نیرو) را رعایت نکرده بودند که معادل ۲۵ درصد از کل مکانهای ورزشی تالش میباشد و ۳۰ مکان معادل ۷۵ درصد هر سه حریم را رعایت کرده بودند. از نظر شعاع کاربردی تعداد کمی از اماکن، استانداردهای مورد نظر را رعایت کرده بودند و همچنین از جنبه تراکم جمعیتی توزیع اماکن ورزشی بزرگ نسبت به اماکن کوچک و متوسط نامناسب بودند. استفاده ازAHP و GISدر مکان یابی مکانهای ورزشی کارآیی بالایی داشته و امکان ارزیابی مکانهای مختلف و انتخاب مکان مناسب را با توجه به معیارهای مورد نظر بدست میدهد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
واژه های کلیدی: GIS، AHP، مکان یابی، فضاهای ورزشی، تالش فصل اول کلیات تحقیق کلیات تحقیق مقدمه هر ساله اماکن ورزشی زیادی در نقاط مختلف کشور ما ساخته می شود که طبق بررسیهای به عمل آمده از سازمانهای متولی امر مشخص گردیده که مکان یابی آنها بر اساس روشهای سنتی صورت می گیرد. به نظر می رسد که در برخی از این ساخت و سازها یا دادن پروانه برای تأسیس، به نکات مهم مکان یابی صحیح توجه چندانی نشده است که این ممکن است از کارایی بهینه این فضاها کاسته یا مشکلاتی را برای شهر وشهروندان ایجاد نماید. به علت اینکه دسترسی آسان علاقمندان ورزش به فضاهای ورزشی از بهترین راههای جذب این افراد به شرکت در فعالیتهای ورزشی است لذا مسئولان امر باید این دسترسی را تسهیل کنند که این مستلزم احداث فضاهای ورزشی میباشد که در تمام نقاط شهر، بر مبنای شعاع کاربردی است که بر اساس استانداردها تعیین شده باشد. تجهیزات شهری از جمله مراکز مهم و حیاتی خدمات رسانی در شهرها هستند که نقش مهم در تأمین ایمنی و آسایش شهروندان و توسعه اقتصادی شهرها ایفا می کند. بدیهی است استقرار هر عنصر شهری در موقعیت فضایی – کالبدی خاصی از سطح شهر، تابع اصول و قواعد مخصوص به خود میباشد که در صورت رعایت شدن به موفقیت و کارایی عملکردی آن عنصر در همان مکان مشخص خواهد انجامید. در غیر اینصورت چه بسا باعث بروز مشکلاتی خواهد شد. استقرار بسیاری از عناصر شهری و عمدتاً انتفاعی بیشتر تابع ساز وکارهای اقتصادی و رقابت آزاد است اما عناصر شهری عمومی و معمولاً غیرانتفاعی را نمی توان یکسره به ساز و کارهای اقتصادی بازار واگذار کرد، بلکه لازم است برای جبران ناکارآمدیهای بازار به تصمیمها و سیاستهای مبتنی بر منافع عمومی تمسک جست که مکانهای ورزشی از آن جملهاند(جلالی فراهانی،۱۳۹۰). پراکنش فضاهای ورزشی در سطح شهر و مناطق مختلف آن می تواند در الگوی مطلوب و کارآیی عملکردی شهر تأثیر مستقیم داشته باشد، از سوی دیگر تنوع و توزیع مناسب و کامل کاربری ورزشی باعث افزایش اختیار و قدرت انتخاب و استفاده از فضاهای ورزشی می شود ودر نتیجه مطلوبیت زندگی در شهر افزایش می یابد. وظیفه اصلی برنامه ریزان و تصمیم گیران شهری تعیین مکان بهینه مراکز ورزشی میباشد به گونه ای که تمام ساکنان شهری به راحتی به آنها دسترسی داشته باشند(تاجی، ۱۳۸۹). بیان مسأله در دهههای اخیر شاهد افزایش جمعیت شهرها در ایران بودهایم و این افزایش به خاطر دو عامل رشد جمعیت شهرها و همچنین مهاجرت جمعیت روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای میانی و بزرگ بوده است. این عمل به گونه ای انجام گرفته که متناسب با آن فضاهای شهری و زیرساختهای مورد نیاز تجهیز نشده است. عمدهترین اثری که رشد شتاب آلود شهرها در پی داشته به هم ریختگی فضایی و رشد نابسامان، توزیع ناعادلانه کاربریها، بالاخص کاربری ورزشی، نابرابری سرانهها و مکان یابی نامناسب و مطالعه نشده و بهم خوردن نظام توزیع خدمات است که این امر به نوعی در تمام شهرهای ایران به ویژه شهر تالش به چشم میخورد. شهر تالش به عنوان یکی از شهرهای استان گیلان نیز به واسطه عواملی از قبیل مهاجرتهای روستا – شهری افزایش رشد طبیعی جمعیت و غیره شاهد رشد بیش از اندازه جمعیت و در نتیجه رشد بدون برنامه ریزی در بعضی از مناطق و نواحی شهری آن بوده است. لذا مکانهای مناسب از نظر توزیع بهینه فضایی و مکان یابی عادلانه برای کاربران خدمات عمومی مخصوصاً خدمات ورزشی که دسترسی سریع، به موقع و راحت به آنها حائز اهمیت می باشد، در نظر گرفته نشده است. طبق آمار شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی (۱۳۹۱) در شهر تالش مجموعاً ۴۰ مکان ورزشی موجود و در حال احداث وجود دارد (۲۰ مورد دولتی و ۲۰ مورد متعلق به بخش خصوصی). سؤالی که مطرح می شود این است که مکان گزینی این اماکن ورزشی تا چه اندازه طبق اصول و استانداردها صورت گرفته است؟ آیا انتخاب مکان ساخت این تأسیسات ورزشی بر اساس توزیع جمعیت شهر و دسترسی اکثریت شهروندان این شهر به این اماکن صورت گرفته است و یا انتخاب محل ساخت این اماکن بر اساس منافع اقتصادی برخی افراد و ارگانها و سازمانها صورت میگیرد؟ سؤال دیگری که مطرح می شود این است که در انتخاب این اماکن تا چه اندازه به شعاع کاربردی حریم آب، برق و گاز و غیره توجه شده است؟ لذا این پژوهش با بهره گرفتن از سیستم اطلاعات جغرافیایی به دنبال پاسخگویی به سؤالات فوق خواهد بود. همچنین، سؤال دیگری که پژوهش حاضر به دنبال پاسخ دادن به آن است این میباشد که آیا میتوان با بهره گرفتن از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در محیط GIS مناسبترین مکانها برای ساخت اماکن ورزشی شهر تالش در آینده را شناسایی و پیشنهاد نمود؟ بنابراین مکانهای مناسب از نظر توزیع فضایی بهینه و مکان گزینی عادلانه برای کاربری ورزشی و ارائه خدمات ورزشی که دسترسی سریع، به موقع و راحت به آنها حائز اهمیت میباشد باید در دستور کار مراجع ذیربط قرار گیرد. از این رو وظیفه اصلی برنامه ریزان و تصمیم گیران شهری تعیین مکان بهینه مراکز ورزشی و سرانه ورزشی در شهر میباشد به گونه ای که تمام ساکنان شهری به راحتی به آنها دسترسی داشته باشند . علاوه بر این میتوان گفت که برنامه ریزان سعی می کنند که توزیع مکانهای ورزشی را در محیطهای شهری بهینه سازند و این توزیع مناسب با توزیع جمعیت و یا میزان تقاضا در نقاط مختلف باشد. اهمیت ضرورت تحقیق با توجه به اینکه از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) در زمینه های مختلف از جمله مکان یابی ایستگاههای آتش نشانی، بیمارستان، مدارس، دانشگاهها و غیره استفاده شده است، بنابراین، به نظر میرسد استفاده از این سیستم یک روش مؤثر برای انتخاب مکانهای ورزشی میباشد. لذا به مدیران ورزشی و متولیان ساخت اماکن ورزشی توصیه شده است برای انتخاب بهترین مکان برای ساخت اماکن ورزشی از این سیستم استفاده کنند تا از خطرات و نقصهایی که احتمال دارد با بهره گرفتن از روشهای سنتی به وجود آید جلوگیری کنند(تاجی، ۱۳۸۹). لذا انجام تحقیقاتی در حوزه سیستم اطلاعات جغرافیایی بر روی اماکن ورزشی می تواند به دستاندرکاران تأسیس فضاهای ورزشی برای انتخاب مکانهای مناسب برای ساخت فضاهای ورزشی کمک کرده و اشکالات مکانها و فضاهای ورزشی ساخته شده را آشکار سازد(تاجی، ۱۳۸۹). بنابراین یکی از ضروریات انجام تحقیق حاضر نیز این است که مناسبترین محل برای ساخت اماکن ورزشی در شهر تالش را شناسایی کرده و در این زمینه به دست اندرکاران ورزش شهر تالش پیشنهاداتی ارائه خواهد داد. با توجه به این که در شناسایی مناسبترین محل برای ساخت اماکن ورزشی شاخص های مختلفی همچون شعاع کاربردی، همجواری، شیب زمین و غیره استفاده خواهد شد بنابراین خلاءهای موجود در زمینه پوشش خدمات ورزشی اماکن این شهر شناسایی شده و زمینه تصمیم گیری مدیران و دست اندرکاران برای ساخت تأسیسات ورزشی و ارائه خدمات ورزشی به شهروندان آن حوزه و منطقه شهری تسهیل خواهد شد. از دیگر ضروریات انجام پژوهش حاضر این است که نتایج این تحقیق مبنی بر شناسایی اصولی محلهای مناسب برای ساخت اماکن و تأسیسات ورزشی می تواند از وقوع بسیاری از مشکلات همچون استخوان بندی نامناسب شهری، حمل و نقل و ترافیک جلوگیری نماید. یکی از مشکلات اماکن ورزشی شهرها دوری از محل سکونت شهروندان به دلیل در نظر نگرفتن پوشش جمعیتی در نقاط مختلف شهرها می باشد؛ با توجه به اینکه در سیستم اطلاعات جغرافیایی پوشش جمعیت شهری یکی از شاخص های اصلی در انتخاب محل ساخت اماکن است، بنابراین با انجام تحقیق حاضر و در صورت استفاده از نتایج این تحقیق در مکان گزینی و ساخت تأسیسات ورزشی زمینه مشارکت حداکثری شهروندان در برنامه های ورزشی و به طبع آن بهرهمندی از مزایای ورزش فراهم خواهد شد. جلب رضایت شهروندان و صرفه جوییهای اقتصادی خانوادهها (هزینه های حمل و نقل) نیز از دیگر مزایای حاصل از انجام این تحقیق و استفاده از نتایج آن در ساخت اماکن ورزشی شهر تالش خواهد بود. حفظ حریمهای قانونی مانند حریم رودها، کابل-های برق و غیره اگر در مکان یابی مورد توجه قرار نگیرد باعث بروز مشکلات جدی در آینده و به هدر رفتن هزینه سنگین تأسیس یک فضای ورزشی خواهد شد. بخش خصوصی فضاهای ورزشی را در مکانهایی تأسیس می کند که سود آوری بیشتری داشته باشد که ممکن است به علت توجه زیاد به سود آوری، در مکان یابیها به استانداردهای تعیین شده توجه کمتری گردد. اهداف تحقیق که شامل اهداف کلی و اختصاصی و کاربردی می باشد . هدف کلی مکان یابی فضاهای ورزشی شهر تالش و حومه با بهره گرفتن از AHP در محیط GIS اهداف جزئی ارزیابی نحوه توزیع فضایی اماکن ورزشی شهر تالش و رعایت استانداردهای موجود در زمینه شعاع کاربردی حریم آب ارزیابی نحوه توزیع فضایی اماکن ورزشی شهر تالش و رعایت استانداردهای موجود در زمینه شعاع کاربردی حریم گاز ارزیابی نحوه توزیع فضایی اماکن ورزشی شهر تالش و رعایت استانداردهای موجود در زمینه شعاع کاربردی حریم برق شناسایی بهترین مکانها برای ساخت اماکن ورزشی شهر تالش در آینده اهدف کاربردی نتایج تحقیق حاضر می تواند به دست اندرکاران ورزش شهر تالش در تعیین مناسبترین نقطه برای ساخت اماکن و تأسیسات ورزشی کمک نماید. با تعیین وضعیت کنونی اماکن ورزشی شهر تالش از لحاظ نحوه توزیع آنها و مشخص شدن شعاع کاربردی حریمهای آب، برق و گاز، احتمالاً خطراتی که در زمینه اماکن ورزشی موجود و استفاده کنندگان آنها را تهدید می کند شناسایی شده و امکان تصمیم گیری و رفع برخی مشکلات فراهم خواهد شد. تعیین مناسبترین نقطه برای ساخت اماکن ورزشی در شهر تالش باعث دسترسی بیشتر مردم به این اماکن شده و لذا مشارکت ورزشی مردم افزایش خواهد شد. مکان یابی بهینه فضاهای ورزشی با توجه به نحوه توزیع و پراکنش جمعیت شهری. سؤالات تحقیق آیا فضاهای ورزشی شهر تالش از جهت حفظ حریمهای آب و رعایت استانداردهای موجود در زمینه شعاع کاربردی در مکانی مناسب قرار دارند؟ آیا فضاهای ورزشی شهر تالش از جهت حفظ حریمهای گاز و رعایت استانداردهای موجود در زمینه شعاع کاربردی در مکانی مناسب قرار دارند؟ آیا فضاهای ورزشی شهر تالش از جهت حفظ حریمهای برق و رعایت استانداردهای موجود در زمینه شعاع کاربردی در مکانی مناسب قرار دارند؟ آیا اماکن ورزشی شهر تالش در مکان مناسبی از نظر تراکم جمعیت قرار دارند؟ برای ساخت یا تأسیس اماکن ورزشی جدید کدام نقطه از شهر مناسب تر می باشد؟ آیا استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی AHP با کمک GIS می تواند در مکان یابی مفید واقع گردد؟ تعریف واژه ها و اصطلاحات فضاهای ورزشی عبارت است از فضای روباز و سرپوشیدهای که دارای محدودۀ مشخصی بوده و برای انجام حداقل یک فعالیت ورزشی اختصاص یافته است. بنابراین مکان ورزشی می تواند به یک سالن، یک زمین، یک استخر، ورزشگاه، مجموعه ورزشی و یا قطعه زمینی که مورد استفاده تیمهای محل باشد مانند فضاهای محصور احداث شده در کنار خیابانها و میادین شهری بدون توجه به نوع مدیریت آن(قادری، ۱۳۸۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷۰۱/۰
قصد خرید (buy)
۶۹/۳
۵۱۳/۰
۴-۴- بررسی الگو و فرضیه های تحقیق در این قسمت در ابتدا به منظور بررسی روایی (میزان تبیین هریک از متغیرها توسط سؤالهای مربوطه) هریک از متغیرهای ۸ گانه مطرح شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردیده است؛ پس از انجام تحلیل عاملی تأییدی، با انجام تحلیلهای مناسب به آزمون فرضیات پژوهش خواهیم پرداخت. برای آزمون فرضیات پژوهش از مدل معادلات ساختاری با بهرهگیری از نرمافزارهای آماری LISREL 8.5استفاده شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۴-۱- تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای پژوهش در این بخش، نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی هر یک از متغیرهای پژوهش توسط نرمافزار LISREL برای همه متغیرها آورده شده است. لازم به ذکر است که به منظور کاهش متغیرها و در نظر گرفتن آنها به عنوان یک متغیر مکنون، بار عاملی به دست آمده باید بیشتر از ۳/۰ باشد (مؤمنی و فعال قیوم، ۱۳۸۶). در تحلیل عاملی تأییدی محقق میداند چه سؤالی مربوط به چه بعدی است. یعنی در تحلیل عاملی تأییدی مدل مفهومی برای هر یک از مفاهیم یا متغیرهای تحقیق وجود دارد. در بررسی هر کدام از مدلها سؤال اساسی این است که آیا این مدلهای اندازه گیری مناسب هستند؟ به عبارت دیگر آیا داده های تحقیق با مدل مفهومی همخوانی دارد یا نه؟ بطور کلی دو نوع شاخص برای آزمودن برازش مدل وجود دارد. ۱- شاخص های خوب بودن و ۲- شاخص های بد بودن. شاخص های خوب بودن مانند GFI ، AGFI، NFI و … می باشد که هر چقدر مقدار آنها بیشتر باشد بهتر است. مقدار پیشنهادی برای چنین شاخص هایی ۹/۰ است. همچنین شاخص های بد بودن نیز شامل df /2χ و RMSEA میباشد که هر چقدر مقدار آنها کمتر باشد مدل دارای برازش بهتری است. حد مجاز df /2χ عدد ۳ می باشد و حد مجاز RMSEA 08/0 است. برای پاسخ به پرسش برازش مدل بایستی هم شاخص های خوب بودن و هم شاخص های بد بودن با هم (df /2χ ، RMSEA ، GFI ، AGFI، NFI و CFI) مورد بررسی قرار گیرند. ۴-۴-۱-۱- تحلیل عاملی تأییدی متغیر «مسئولیت اجتماعی شرکت» نمودار ۴-۱ مدل اندازه گیری متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت را در حالت تخمین استاندارد نشان می دهد. نمودار ۴-۲ نیز همین مدل را در حالت معناداری نمایش می دهد.
نمودار ۴-۱- مدل اندازه گیری متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت در حالت تخمین استاندارد
نمودار ۴-۲- مدل اندازه گیری متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت در حالت معناداری نمودار ۴-۱ بارهای عاملی را برای هر یک از مسیرهای مدل اندازه گیری نشان میدهد. رد یا تأیید هر یک از مسیرهای مدل منوط بر مقایسه بار عاملی آن مسیر، در حالت تخمین استاندارد، با مقدار t محاسبه شده برای آن، در حالت ضریب معناداری (نمودار ۴-۲)، میباشد، که با توجه به نتایج حاصل، همگی روابط مورد تأیید قرار می گیرند. بارهای عاملی مدل در حالت تخمین استاندارد، میزان تأثیر هر کدام از متغیرها و یا گویه ها را در توضیح و تبیین واریانس نمرات متغیر یا عامل اصلی نشان میدهد. به عبارت دیگر، بار عاملی نشان دهنده میزان همبستگی هر متغیر مشاهده شده (سؤال پرسشنامه) با متغیر مکنون (عامل ها) است. برای مثال بار عاملی سؤال اول در متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت ۳۴/۰ می باشد. به عبارت دیگر سوال اول تقریباً ۳۴ درصد از واریانس متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت را تبیین می نماید. مقدار ۲۹/۰ نیز مقدار خطا می باشد (مقدار واریانسی که توسط سؤال دوم قابل تبیین نیست، واضح است که هر چه مقدار خطا کمتر باشد ضرایب تعیین بالاتر و همبستگی بیشتری بین سؤال و عامل مربوطه وجود دارد). مقدار ضریب تعیین عددی بین ۰ و ۱ است که هر چه به سمت ۱ نزدیک شود مقدار تبیین واریانس بیشتر می گردد. همانگونه که نمودار ۴-۲ نشان می دهد، تمامی روابط مدل معنادار هستند، زیرا مقدار محاسبه شده t برای هیچ کدام از مسیرها در دامنه ۹۶/۱ و ۹۶/۱- قرار نگرفته است. نتایج تخمین در گزارش لیزرل، حاکی از مناسب بودن شاخص های برازش است. شاخص های برازندگی مدل در جدول ۴-۵ ارائه شده است. با توجه به نتایج به دست آمده و مقایسه آن با دامنه قابل قبول می توان اذعان نمود تمامی شاخص های برازندگی مدل در دامنه قابل قبول قرار گرفته اند و لذا مدل مورد تأیید میباشد. جدول ۴-۵- شاخص های برازش مدل اندازه گیری متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت
شاخص تناسب
RMSEA
GFI
AGFI
NFI
NNFI
CFI
دامنه مقبول
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۴-۲۸. رابطه میان آستانه پراکندگی و دقت نتیجه نهایی در روش پیشنهادی اول …………………………………….. ۱۳۴ شکل۴-۲۹. رابطه میان آستانه عدم تمرکز و دقت نتیجه نهایی در روش پیشنهادی اول ………………………………….. ۱۳۵ شکل۴-۳۰. رابطه میان آستانه پراکندگی و زمان اجرای الگوریتم در روش پیشنهادی دوم ………………………………. ۱۳۵ شکل۴-۳۱. رابطه میان آستانه پراکندگی و دقت نتایج نهایی در روش پیشنهادی دوم …………………………………….. ۱۳۶ شکل۴-۳۲. رابطه میان آستانه عدم تمرکز و دقت نتایج نهایی در روش پیشنهادی دوم ………………………………….. ۱۳۷ شکل۴-۳۳. مقایسه زمان اجرای الگوریتم ………………………………………………………………………………………………… ۱۳۸ فصل اول مقدمه
-
- مقدمه
۱-۱. خوشهبندی به عنوان یکی از شاخههای وسیع و پرکاربرد هوش مصنوعی[۱]، یادگیری ماشین[۲] به تنظیم و اکتشاف شیوهها و الگوریتمهایی میپردازد که بر اساس آنها رایانهها و سامانههای اطلاعاتی توانایی تعلم و یادگیری پیدا میکنند. طیف پژوهشهایی که در مورد یادگیری ماشینی صورت میگیرد گسترده است. در سوی نظری آن پژوهشگران بر آناند که روشهای یادگیری تازهای به وجود بیاورند و امکانپذیری و کیفیت یادگیری را برای روشهایشان مطالعه کنند و در سوی دیگر عدهای از پژوهشگران سعی میکنند روشهای یادگیری ماشینی را بر مسائل تازهای اعمال کنند. البته این طیف گسسته نیست و پژوهشهای انجامشده دارای مؤلفههایی از هر دو رویکرد هستند. امروزه، دادهکاوی[۳] به عنوان یک ابزار قوی برای تولید اطلاعات و دانش از دادههای خام، در یادگیری ماشین شناختهشده و همچنان با سرعت در حال رشد و تکامل است. به طور کلی میتوان تکنیکهای دادهکاوی را به دو دسته بانظارت[۴] و بدون نظارت[۵] تقسیم کرد [۲۹, ۴۶]. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در روش بانظارت ما ورودی (داده یادگیری[۶]) و خروجی (کلاس[۷] داده) یک مجموعه داده را به الگوریتم هوشمند میدهیم تا آن الگوی[۸] بین ورودی و خروجی را تشخیص دهد در این روش خروجی کار ما مدلی[۹] است که میتواند برای ورودیهای جدید خروجی درست را پیشبینی[۱۰] کند. روشهای طبقهبندی[۱۱] و قوانین انجمنی[۱۲] از این جمله تکنیکها میباشد. روشهای با نظارت کاربرد فراوانی دارند اما مشکل عمده این روشها این است که همواره باید دادهای برای یادگیری وجود داشته باشد که در آن به ازای ورودی مشخص خروجی درست آن مشخص شده باشد. حال آنکه اگر در زمینهای خاص دادهای با این فرمت وجود نداشته باشد این روشها قادر به حل اینگونه مسائل نخواهند بود [۲۹, ۶۸]. در روش بدون نظارت برخلاف یادگیری بانظارت هدف ارتباط ورودی و خروجی نیست، بلکه تنها دستهبندی ورودیها است. این نوع یادگیری بسیار مهم است چون خیلی از مسائل (همانند دنیای رباتها) پر از ورودیهایی است که هیچ برچسبی[۱۳] (کلاس) به آنها اختصاص داده نشده است اما به وضوح جزئی از یک دسته هستند [۴۶, ۶۸]. خوشهبندی[۱۴] شاخصترین روش در دادهکاوی جهت حل مسائل به صورت بدون ناظر است. ایده اصلی خوشهبندی اطلاعات، جدا کردن نمونهها از یکدیگر و قرار دادن آنها در گروههای شبیه به هم میباشد. به این معنی که نمونههای شبیه به هم باید در یک گروه قرار بگیرند و با نمونههای گروههای دیگر حداکثر متفاوت را دارا باشند [۲۰, ۲۶]. دلایل اصلی برای اهمیت خوشهبندی عبارتاند از: اول، جمع آوری و برچسبگذاری یک مجموعه بزرگ از الگوهای نمونه میتواند بسیار پرکاربرد و باارزش باشد. دوم، میتوانیم از روشهای خوشهبندی برای پیدا کردن و استخراج ویژگیها[۱۵] و الگوهای جدید استفاده کنیم. این کار میتواند کمک به سزایی در کشف دانش ضمنی[۱۶] دادهها انجام دهد. سوم، با خوشهبندی میتوانیم یک دید و بینشی از طبیعت و ساختار داده به دست آوریم که این میتواند برای ما باارزش باشد. چهارم، خوشهبندی میتواند منجر به کشف زیر ردههای[۱۷] مجزا یا شباهتهای بین الگوها ممکن شود که به طور چشمگیری در روش طراحی طبقهبندی قابل استفاده باشد. ۱-۲. خوشهبندی ترکیبی هر یک از الگوریتمهای خوشهبندی، با توجه به اینکه بر روی جنبههای متفاوتی از دادهها تاکید میکند، دادهها را به صورتهای متفاوتی خوشهبندی می کند. به همین دلیل، نیازمند روشهایی هستیم که بتواند با بهره گرفتن از ترکیب این الگوریتمها و گرفتن نقاط قوت هر یک، نتایج بهینهتری را تولید کند. در واقع هدف اصلی خوشهبندی ترکیبی[۱۸] جستجوی بهترین خوشهها با بهره گرفتن از ترکیب نتایج الگوریتمهای دیگر است [۱, ۸, ۹, ۵۴, ۵۶]. به روشی از خوشهبندی ترکیبی که زیرمجموعهی منتخب از نتایج اولیه برای ترکیب و ساخت نتایج نهایی استفاده میشود خوشهبندی ترکیبی مبتنی بر انتخاب[۱۹] زیرمجموعه نتایج اولیه میگویند. در این روشها بر اساس معیاری توافقی مجموعهای از مطلوبترین نتایج اولیه را انتخاب کرده و فقط توسط آنها نتیجه نهایی را ایجاد میکنیم [۲۱]. معیارهای مختلفی جهت انتخاب مطلوبترین روش پیشنهاد شده است که معیار اطلاعات متقابل نرمال شده[۲۰]، روش ماکزیموم[۲۱] و [۲۲]APMM برخی از آنها میباشند [۸, ۹, ۲۱, ۶۷]. دو مرحله مهم در خوشهبندی ترکیبی عبارتاند از: اول، الگوریتمهای ابتدایی خوشهبندی که خوشهبندی اولیه را انجام میدهد. دوم، جمعبندی نتایج این الگوریتمهای اولیه (پایه) برای به دست آوردن نتیجه نهایی. ۱-۳. خرد جمعی نظریه خرد جمعی[۲۳] که اولین بار توسط سورویکی[۲۴] در سال ۲۰۰۴ در کتابی با همان عنوان منتشر شد، استنباطی از مسائل مطرحشده توسط گالتون[۲۵] و کندورست[۲۶] میباشد، و نشان میدهد که قضاوتهای جمعی و دموکراتیک از اعتبار بیشتری نسبت به آنچه که ما انتظار داشتیم برخوردار است، ما تأثیرات این ایده را در حل مسائل سیاسی، اجتماعی در طی سالهای اخیر شاهد هستیم. در ادبیات خرد جمعی هر جامعهای را خردمند نمیگویند. از دیدگاه سورویکی خردمند بودن جامعه در شرایط چهارگانه پراکندگی[۲۷]، استقلال[۲۸]، عدم تمرکز[۲۹] و روش ترکیب مناسب[۳۰] است [۵۵]. ۱-۴. خوشهبندی مبتنی بر انتخاب بر اساس نظریه خرد جمعی هدف از این تحقیق استفاده از نظریه خرد جمعی برای انتخاب زیرمجموعهی مناسب در خوشهبندی ترکیبی میباشد. تعاریف سورویکی از خرد جمعی مطابق با مسائل اجتماعی است و در تعاریف آن عناصر سازنده تصمیمات رأی افراد میباشد. در این تحقیق ابتدا مبتنی بر تعاریف پایه سورویکی از خرد جمعی و ادبیات مطرح در خوشهبندی ترکیبی، تعریف پایهای از ادبیات خرد جمعی در خوشهبندی ترکیبی ارائه میدهیم و بر اساس آن الگوریتم پیشنهادی خود را در جهت پیادهسازی خوشهبندی ترکیبی ارائه میدهیم [۵۵]. شرایط چهارگانه خوشهبندی خردمند که متناسب با تعاریف سورویکی باز تعریف شده است به شرح زیر میباشد: پراکندگی نتایج اولیه، هر الگوریتم خوشهبندی پایه باید به طور جداگانه و بدون واسطه به دادههای مسئله دسترسی داشته و آن را تحلیل و خوشهبندی کند حتی اگر نتایج آن غلط باشد. استقلال الگوریتم، روش تحلیل هر یک از خوشهبندیهای پایه نباید تحت تأثیر روشهای سایر خوشهبندیهای پایه تعیین شود، این تأثیر میتواند در سطح نوع الگوریتم (گروه) یا پارامترهای اساسی یک الگوریتم خاص (افراد) باشد. عدم تمرکز، ارتباط بین بخشهای مختلف خوشهبندی خرد جمعی باید به گونهای باشد تا بر روی عملکرد خوشهبندی پایه تأثیری ایجاد نکند تا از این طریق هر خوشهبندی پایه شانس این را داشته باشد تا با شخصی سازی و بر اساس دانش محلی خود بهترین نتیجه ممکن را آشکار سازد. مکانیزم ترکیب مناسب، باید مکانیزمی وجود داشته باشد که بتوان توسط آن نتایج اولیه الگوریتمهای پایه را با یکدیگر ترکیب کرده و به یک نتیجه نهایی (نظر جمعی) رسید. در این تحقیق دو روش برای ترکیب خوشهبندی ترکیبی و خرد جمعی پیشنهاد شده است. با بهره گرفتن از تعاریف بالا الگوریتم روش اول مطرح خواهد شد که در آن، جهت رسیدن به نتیجه نهایی از آستانهگیری استفاده میشود. در این روش الگوریتمهای خوشهبندی اولیه غیر هم نام کاملاً مستقل فرض خواهند شد و برای ارزیابی استقلال الگوریتمهای هم نام نیاز به آستانهگیری میباشد. در روش دوم، سعی شده است تا دو بخش از روش اول بهبود یابد. از این روی جهت مدلسازی الگوریتمها و ارزیابی استقلال آنها نسبت به هم یک روش مبتنی بر گراف شبه کد ارائه میشود و میزان استقلال به دست آمده در این روش به عنوان وزنی برای ارزیابی پراکندگی در تشکیل جواب نهایی مورد استفاده قرار میگیرد. جهت ارزیابی، روشهای پیشنهادی با روشهای پایه، روش ترکیب کامل و چند روش معروف ترکیب مبتنی بر انتخاب مقایسه خواهد شد. از این روی از چهارده داده استاندارد و یا مصنوعی که عموماً از سایت UCI [76] جمع آوری شدهاند استفاده شده است. در انتخاب این دادهها سعی شده، دادههایی با مقیاس کوچک، متوسط و بزرگ انتخاب شوند تا کارایی روش بدون در نظر گرفتن مقیاس داده ارزیابی شود. همچنین جهت اطمینان از صحت نتایج تمامی آزمایشهای تجربی گزارششده حداقل ده بار تکرار شده است. ۱-۴-۱- فرضیات تحقیق این تحقیق بر اساس فرضیات زیر اقدام به ارائه روشی جدید در خوشهبندی ترکیبی مبتنی بر انتخاب بر اساس نظریه خرد جمعی میکند. ۱ ) در این تحقیق تمامی آستانهگیریها بر اساس میزان صحت نتایج نهایی و مدت زمان اجرای الگوریتم به صورت تجربی انتخاب میشوند. ۲ ) در این تحقیق جهت ارزیابی عملکرد یک الگوریتم، نتایج اجرای آن را بر رویدادههای استاندارد UCI در محیطی با شرایط و پارامترهای مشابه نسبت به سایر الگوریتمها ارزیابی میکنیم که این دادهها الزاماً حجیم یا خیلی کوچک نیستند. ۳ ) جهت اطمینان از صحت نتایج آزمایشها ارائهشده در این تحقیق، حداقل اجرای هر الگوریتم بر روی هر داده ده بار تکرار شده و نتیجهی نهایی میانگین نتایج به دست آمده میباشد. ۴ ) از آنجایی که روش مطرحشده در این تحقیق یک روش مکاشفهای است سعی خواهد شد بیشتر با روشهای مکاشفهای مطرح در خوشهبندی ترکیبی مقایسه و نتایج آن مورد بررسی قرار گیرد. در این فصل اهداف، مفاهیم و چالشهای این تحقیق به صورت خلاصه ارائه شد. در ادامه این تحقیق، در فصل دوم، الگوریتمهای خوشهبندی پایه و روشهای خوشهبندی ترکیبی مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین به مرور روشهای انتخاب خوشه[۳۱] و یا افراز[۳۲] در خوشهبندی ترکیبی مبتنی بر انتخاب خواهیم پرداخت. در فصل سوم، نظریه خرد جمعی و دو روش پیشنهادی خوشهبندی خردمند ارائه میشود. در فصل چهارم، به ارائه نتایج آزمایشهای تجربی این تحقیق و ارزیابی آنها میپردازیم و در فصل پنجم، به ارائه نتایج و کارهای آتی خواهیم پرداخت. فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق
-
- مروری بر ادبیات تحقیق
۲-۱. مقدمه در این بخش، کارهای انجامشده در خوشهبندی و خوشهبندی ترکیبی را مورد مطالعه قرار میدهیم. ابتدا چند الگوریتم پایه خوشهبندی معروف را معرفی خواهیم کرد. سپس چند روش کاربردی جهت ارزیابی خوشه، خوشهبندی و افرازبندی را مورد مطالعه قرار میدهیم. در ادامه به بررسی ادبیات خوشهبندی ترکیبی خواهیم پرداخت و روشهای ترکیب متداول را بررسی خواهیم کرد. از روشهای خوشهبندی ترکیبی، روش ترکیب کامل و چند روش معروف مبتنی بر انتخاب را به صورت مفصل شرح خواهیم داد. ۲-۲. خوشهبندی در این بخش ابتدا انواع الگوریتمهای خوشهبندی پایه را معرفی میکنیم و سپس برخی از آنها را مورد مطالعه قرار میدهیم سپس برای ارزیابی نتایج به دست آمده چند متریک معرفی خواهیم کرد. ۲-۲-۱. الگوریتمهای خوشهبندی پایه به طور کلی، الگوریتمهای خوشهبندی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بـرخلاف کارتهـای بدهی، کارتهای خـودپرداز فـقط بـرای تراکنشهای حضـوری قابل استفاده هستـند، نه خـریدهای از طریق تلفن، فاکس و یا اینترنت که نیاز به احراز هویت از طریق Personal Identification Number) PIN) دارند و این بدان معناست که کارتهای خـودپرداز توسط فـروشـندگان کالا و اجناس مختلف، قابل پذیرش و پشتیبانی نیستند. (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
کارتهای هوشمند نسل جدید و پیشرفتهتری از کارتها هستند که در مقایسه با کارتهای مغناطیسی، طیف استفاده وسیعتری دارند. کارتهای هوشمند از دو دیدگاه قابل بـررسی و طبقهبندی هستند، یک دیدگاه بـر اساس ساخـتار کارت هـوشمند است و دیدگاه دیگر بر اساس نوع ارتباط کارت با دستگاه کارتخوان. در دیدگاه اول کارتها به دو گروه تقسیم میشوند: الف- کارتهایی که دارای ریزپردازنده همراه با حافظهای شبیه به RAM هستند که به اینگونه کارتها Microprocessor Chip Cards و یا Integrated Circuit Cards گفته میشود و در قیاس با کارتهای مغناطیسی، دارای حافظه بیشتر و امنیت بالاتری هستند. از آنجا که این کارتها دارای ریزپردازنده هستنـد، قادرند با بهرهگیری از نرمافزارهای مختلف، دادههای مختلفی را پردازش کنند؛ بنابراین صرفاً برای تعاملات مالی استفاده نمیشوند. کارت هوشمند سوخت نمونهای از به کارگیری اینگونه کارتهای هوشمند است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ب- کـارتهای حـافـظه یـا در اصـطلاح Memory Cards که قادرند تا چـند کیلوبایت داده را در تـراشه حافـظه خود نگهداری کنند و چون فاقد ریزپردازنده هستند، توانایی پـردازش دادهها را ندارند؛ از این رو صرفاً برای یک منظور و کاربرد خاص آن هم در شرایطی که سیستم مذکور فاقد پیچیدگی و حالات مختلف باشد، استفاده میشوند.کارتهای اعتباری تلفن که با قیمت ۱۶هزار ریال از جانب شرکت مخابرات فروخته میشوند و دارای۲۰هزار ریال اعـتبار هستند، نمونهای از اینگونه کارتها به شمار میروند. (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴) در دیدگاه دوم، کارتهای هوشمند از نظر تماس یا عـدم تماس با دستگاه کارت خوان به دو دسته تقسیم میشوند: نـوع اول که به آنـها Contact Smart Cards گفتـه میشـود، دارای یـک مدار یـکپارچه (IC) یـا تـراشـه (Chip) بـا تـوانایی پردازش دادهها هستند و ممکن اسـت دارای حافظه و یا فاقد آن باشند و برای مـشاهده یا دریافـت دادههایشان بایـد آنها را در دستگاه یا ماشین مربوطه قرار داد تا تماس فیزیکی بین کارت و دسـتگاه یا ماشین کارت خوان مربوطه برقرار باشد. این کارتها ابـزاری مناسـب برای پرداخـتهای الکتـرونیکی در تـعاملات online هسـتند، کارتهای شـناسایی (ID Card) و کارتهای سلامت (Health Card) نمونههایی از این کارتهای هـوشمند تماسی هستند. نوع دوم از این کارتها که به آنها Contactless Smart Cards گفته میشود، دارای فناوری جدیدتری هستند که آنها را از تماس فیزیکی بین کارت و دستگاه بینیاز میکند. در حقیقت به جای صفحه تماس، دارای آنتنی هستند که قادر است در فاصلهای مناسب با دستگاه مربوطه ارتباط برقرار کند. اما این آنتن برخلاف آنتن رادیو و یا آنتن گوشی تلفن همراه، به صورت بخشی زائد و بلند نیست بلکه به صورت یک لایه در داخل خود کارت، قرار گرفته است. گذرنامـههای الکترونیـکی (Electronic Passport) کارتهای مـربوط به پرداخت هزینه در برخی پارکینگهای عـمومی، برخی از کارتهای شناسایی و یا کارتهای ورود و خروج پرسنل، از نوع کارتهای هوشمند بدون تماس هستند. (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
-
-
-
-
-
- کارت اعتباری Visa PrePaid
یک کارت اعتباری پیش پرداخت شده ( PrePaid ) می باشد که برای خریدهای online و تلفنی در اینترنت میتوان از آن استفاده کرد . عملکرد آن دقیقا به صورت سایر کارتهای اعتباری می باشد . تنها تفاوت آن اینست که این کارت تنها بصورت online قابل استفاده می باشد و شما می بایست قبل از خرید ، کارت خود را شارژ نمایید . کارت اعتباری فوق از نوع VISA می باشد ، بنام شخص متقاضی صادر می گردد ، در سایت های اینترنتی و فروشگاه های آنلاین قابل استفاده می باشد و در خرید هایی که بوسیله تلفن و یا FAX صورت می گیرد می توان از آن استفاده کرد . کارت فوق شامل شماره ۱۶ رقمی ( Card Number ) یک کد CVV و یک تاریخ انقضاء (Expire Date ) میباشد که شما با ورود این اطلاعات در هر سایت اینترنتی می توانید کالای مورد نظر خود را خریداری و یا از خدمات آن بهره مند شوید . این مبلغ یکبار و فقط برای صدور کارت اعتباری پرداخت می شود . (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
-
-
-
-
-
- کارت اعتباری MasterCard , Visa Debit
در این حالت برای شما یک حساب بانکی به نام خودتان نزد یکی از بانکهای خارجی افتتاح می شود. این سرویس شامل دو کارت Visa Debit و Mastercard می باشد که به حساب بانکی شما مرتبط است . خرید های آنلاین یا آفلاین از طریق این کارت ها امکان پذیر می باشد .شما می توانید واریز ، برداشت و انتقال پول به کارت های خود را از طریق سیستم بانکی انجام دهید .کارت اعتباری Visa debit نوعی ابزار پولی و اعتباری است که جایگزین مناسبی برای حمل ارز در مسافرتهای خارجی بوده و از این نظر موجبات آسایش و فراغت خاطر دارندگان آن را در اینگونه سفرها فراهم می نماید.کارتهای اعتباری هم اکنون در سطح بین المللی و در اقصی نقاط جهان کاربرد وسیعی داشته و علاوه بر خرید های اینترنتی ، در کلیه مکانهایی که مجهز به سیستم پذیرش کارتهای اعتباری باشند ( از جمله فروشگاه ها ، هتلها ، رستورانها ، تهیه بلیط هواپیما، خرید از مراکز خرید، بازدید از پارکها، موزه ها، نمایشگاها ) قابل استفاده خواهند بود . همچنین با داشتن این کارت می توانید پول خود را از دستگاه های خود پرداز ATM در سراسر دنیا دریافت نمایید . سیستم فوق دارای سرویس Online Banking می باشد . شما قادر به انجام کلیه عملیات بانکی از قبیل : آمار پرداخت ها و دریافت ها – انجام حواله بانکی بصورت آنلاین ( Wire Transfer ) – پرداخت صورتحسابها – امکان تعریف حسابهای زیر شاخه با واحد پول مورد نظر – دریافت و انتقال وجوه از حسابهای بانکی و … خواهید بود . (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
-
-
-
- آثار اقتصادی کارتهای اعتباری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قبادی و همکاران (۱۳۷۹)، گزارش کردند بین اجزاء عملکرد گندم، حالت جبران کنندگی نسبی وجود دارد. به عنوان مثال در ارقامی که دارای پنجه های بیشتری هستند تعداد سنبله در واحد سطح افزایش می یابد ولی تعداد دانه در سنبله و وزن دانه ها کمتر خواهد بود و افزایش وزن دانه فقط تا حدی، کاهش تعداد دانه را جبران می کند. اگر چه با افزایش تراکم بوته ، تعداد سنبله در مترمربع افزایش می یابد اما تعداد دانه درسنبله و وزن هزار دانه و نهایتاً میزان تولید، کاهش خواهد یافت (بدون نام، ۱۹۸۶). اسمید و جینکینسون (۱۹۷۹)، دریافتند که تراکم های بوته بالاتر از حد اپتیمم (مطلوب)ممکن است باعث افزایش تعداد سنبله در واحد سطح شود ولی درعوض می تواند باعث کاهش تعداد سنبله های بارور و وزن دانه در سنبله شود. اصولاً مواد فتوسنتزی که در دانه ذخیره می شوند از سه منبع (Source )عمده، فتوسنتز جاری برگ ، فتوسنتز جاری قسمت های سبز غیر از برگ و انتقال مواد فتوسنتزی ذخیره شده در سایر اندام های گیاه ( منابع ثانویه ) تامین می شود ( سرمدنیا و کوچکی ، ۱۳۷۲ ) غلاف برگ پرچم و میانگره برگ پرچم در شرایط خشک می تواند به عنوان منابع ثانویه عمل نموده و نقش موثری در انتقال مواد فتوسنتزی به دانه داشته باشد ( هاشمی دزفولی ، ۱۳۷۷). ﻋﺒﺪاﻟﺴــﻼم و ﻫﻤﮑــﺎران (۱۹۹۴)، در ارزﯾــﺎﺑﯽ روشﻫــﺎی ﺗﻐﺬﯾﻪ ﮔﯿـﺎﻫﯽ ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﮐـﻢ ﻣﺼـﺮف روی، ﻣﻨﮕﻨﺰ و ﻣﺲ اﻇﻬﺎر ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮف ﺑﺮﮔﯽ اﯾﻦ ﻋﻨﺎﺻـﺮ، ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻣﺼﺮف ﺧـﺎﮐﯽ و ﯾـﺎ ﺗﯿﻤـﺎر ﻧﻤـﻮدن ﺑـﺬر ﺑﺎﻋـﺚ اﻓﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻠﮑﺮد و اﺟﺰای ﻋﻤﻠﮑﺮد ذرت ﻣﯽﺷﻮد. ﺗـﺄﻣﯿﻦ ﻋﻨﺼﺮ روی، ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻮرد ﻧﯿـﺎز ﮔﯿـﺎه، ﺗﻌـﺪاد ﺳﻨﺒﻠﻪ در ﺑﻮﺗﻪ، ﺗﻌﺪاد داﻧﻪ در ﺳـﻨﺒﻠﻪ و در ﻧﺘﯿﺠـﻪ ﻋﻤﻠﮑـﺮد داﻧﻪ ﮔﻨﺪم را اﻓﺰاﯾﺶ داده و ﮐﻤﺒﻮد روی ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﻨﺠﻪﻫﺎی ﻧﺎﺑﺎرور ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮد ﮐـﻪ در ﻃـﻮل دوره رﺷـﺪ روﯾﺸﯽ و زاﯾﺸﯽ اﯾـﻦ ﭘﻨﺠـﻪﻫـﺎ از ﻣـﻮاد ﻓﺘﻮﺳـﻨﺘﺰی ﺳـﺎﻗﻪ اﺻﻠﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤـﻮده و ﻃـﻮل دوره رﺷـﺪ روﯾﺸـﯽ ﺑﯿﺸـﺘﺮ ﺷﺪه و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻋﻤﻠﮑـﺮد داﻧـﻪ در واﺣـﺪ ﺳـﻄﺢ ﮐـﺎﻫﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ (رانگل و گراهام، ۱۹۹۵). ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ و ﻏﯿﺒـﯽ(۱۹۹۹)، ﮔــﺰارش ﻧﻤﻮدﻧــﺪ ﮐــﻪ ﻣﺤﻠــﻮل ﭘﺎﺷــﯽ ﺑﺮﮔــﯽ ﻋﻨﺼــﺮ روی، ﻫﻤــﺮاه ﺑــﺎ ﻧﯿﺘــﺮوژن، ﻓﺴﻔﺮ و ﭘﺘﺎﺳﯿﻢ ﺑﺎﻋـﺚ اﻓـﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻠﮑـﺮد داﻧـﻪ و اﻓـﺰاﯾﺶ ﻣﯿــﺰان روی در داﻧــﻪ ﮔﻨــﺪم ﺷــﺪ. ﯾﻠﻤــﺎز و ﻫﻤﮑــﺎران (۱۹۹۷)، ﺑﯿــﺎن ﮐﺮدﻧــﺪ ﮐــﻪ اﺳــﺘﻔﺎده از روشﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺼﺮف ﺳﻮﻟﻔﺎت روی، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﻤﻠﮑﺮد داﻧﻪ ﮔﻨﺪم را ﺑـﻪ ﻣﯿـﺰان ﻗﺎﺑـﻞ ﻣﻼﺣﻈـﻪای اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽدﻫـﺪ، ﺑﻠﮑـﻪ ﻏﻠﻈـﺖ اﯾـﻦ ﻋﻨﺼـﺮ در داﻧـﻪ ﻧﯿـﺰ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ. ﻧﺘـﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻘـﺎت ﻫﻤﺎﻧﺘﺮاﻧﺠـﺎن و ﮔـﺮگ (۱۹۸۸)، ﻧﺸـــﺎن داد ﮐـــﻪ ﻣﺼــﺮف آﻫــﻦ و روی ﻣﻮﺟــﺐ اﻓــﺰاﯾﺶ ﻣﻌﻨــﯽدار ﺗﻌــﺪاد سنبله درﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ، ﻃﻮل سنبله و وزن ﻫﺰار داﻧـﻪ ﮔﻨـﺪم ﺷﺪ. اﯾﻦ ﻣﺤﻘﻘﺎن اﻋﻼم ﻧﻤﻮدﻧﺪ ﮐـﻪ در اﺛـﺮ ﻣﺼـﺮف اﯾـﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻘﺪار ﮐﻞ ﮐﺮﺑﻮﻫﯿﺪراتﻫﺎ، ﻧﺸﺎﺳﺘﻪ و ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ داﻧﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ و ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺮﺑﻮﻫﯿـﺪراتﻫـﺎ وزن ﻫـﺰار داﻧﻪ و ﺗﻌﺪاد داﻧﻪ در ﺧﻮﺷﻪ ﻧﯿـﺰ اﻓـﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘـﻪ و ﻣﻮﺟـﺐ اﻓﺰاﯾﺶ ﻋﻤﻠﮑﺮد داﻧﻪ ﻣﯽﺷﻮد. اگرچه اسمید و جینکینسون (۱۹۷۹)، دریافتند که تراکم های بوته بالاتر از حد اپتیمم (مطلوب) ممکن است باعث افزایش تعداد سنبله در واحد سطح شود ولی درعوض می تواند باعث کاهش تعداد سنبله های بارور و وزن دانه در سنبله شود. به نظر میرسد با توجه به فراهم بودن عناصر مغذی برای گیاه زراعی، زمینه استقامت و پایداری گیاه برای مقابله با علفهای هرز فراهم می شود درنتیجه بیشترین میزان تعداد سنبله بارور در متر مربع از تیمار ۷۰۰بوته در متر مربع بدست آمد(نقل از مقاله تاثیر تراکم بوته روی خصوصیات مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی چهار رقم گندم دوروم تحت شرایط دیم، مظفری و همکاران، ۱۳۷۷)، (جدول ۸-۴). همچنین نتیجه تجزیه واریانس نشان داد که هیچیک از منابع تغییرات اثر معنی داری بر تعداد سنبله نابارور نداشتند (جدول ۱-۴). اگرچه تعداد ساقه یا سنبله نابارور تأثیری بر عملکرد یک رقم ندارد، ولی می تواند قدرت سایه اندازی آن رقم را تحت تأثیر قرار دهد (باغستانی و زند،۱۳۸۴). همین امر می تواند در کاهش ماده خشک علف هرز آن رقم مؤثر واقع شود. و همانطور که از نتایج جدول مقایسه میانگین شاخص رقابت بر می آید بیشترین میزان شاخص رقابت مربوط به تیمارهایD2 و M2 میباشد (جدول ۲۵-۴).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۶-۱-۴: تعداد سنبلچه در سنبله نتایج تجزیه واریانس صفت تعداد سنبلچه در سنبله نشان داد که هیچیک از منابع تغییرات اثر معنی داری بر این صفت نداشتند (جدول ۱-۴). از آنجائی که تعداد سنبلچه در سنبله یک صفت ژنتیکی است، لذا به نظر میرسد که در زمان شکل گیری سنبلچهها در سنبله، این صفت کمتر تحت تأثیر عوامل محیطی از جمله رقابت قرار میگیرد. ولی ممکن است در این مرحله از رشد، علفهای هرز در جذب عناصر غذایی گیاه زراعی پیشی گرفتند و از این طریق به آن تنش وارد نمایند. اما با توجه به فراهم نمودن عناصر مغذی برای گیاه زراعی، زمینه استقامت و پایداری گیاه برای مقابله با علفهای هرز فراهم می شود. مظفری و همکاران (۱۳۷۷) در بررسی تاثیر تراکم بوته روی خصوصیات مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی چهار رقم گندم دوروم تحت شرایط دیم اظهار کردند که، تراکم ۳۵۰ بوته در مترمربع با ۸۹/۱۰ و تراکم ۴۵۰ بوته در مترمربع با ۳/۹ به ترتیب بالاترین و پایین ترین تعداد سنبلچه در سنبله را به خود اختصاص دادند. همان طور که ملاحظه می شود در این آزمایش با افزایش تراکم گیاهی تعداد سنبلچه در سنبله کاهش یافت. ۷-۱-۴: تعداد دانه در سنبلچه نتایج نشان داد که اثر متقابل تراکم گیاهی با مواد تغذیهای در رقابت گندم با علفهای هرز بر تعداد دانه در سنبلچه گندم در سطح احتمال خطای ۵ درصد معنی دار بود (جدول ۱-۴). نتایج برش دهی اثر متقابل تراکم و عناصر مغذی بر مبنای سطوح تراکم بر تعداد دانه در سنبلچه در جدول (۹-۴) نشان داده شده است. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل تراکم و عناصر مغذی بر مبنای سطوح تراکم بر تعداد دانه در سنبلچه گندم نشان داد که بیشترین تعداد دانه در سنبلچه در تراکم ۴۰۰ بوته در متر مربع از تیمار (M4D1) با مصرف کود مخلوط ۲عنصر ماکرو و ۶ عنصر میکرو با ۲۸/۲ عدد دانه در سنبلچه بدست آمد و اختلاف معنی دار با تیمار شاهد نداشت و کمترین تعداد دانه در سنبلچه از تیمار (M2D1) با مصرف کود حاوی ۲عنصر ماکرو با ۶۳/۱ عدد دانه در سنبلچه به دست آمد که دارای اختلاف معنی دار با تیمار شاهد در سطح احتمال خطای ۵ درصد بود. و در تیمار با تراکم ۵۰۰ بوته در متر مربع بیشترین تعداد دانه در سنبلچه از تیمار شاهد (M1D2) ، بدون مصرف کود و عاری از علف هرز با ۴۱/۲ عدد دانه در سنبلچه بدست آمد و کمترین میزان تعداد دانه در سنبلچه از تیمار (M3D2) با مصرف کود حاوی ۶ عنصر میکرو با ۰۸/۲ عدد دانه در سنبلچه به دست آمد که اختلاف معنی داری با تیمار شاهد نداشت جدول (۱۰-۴). و در تیمار با تراکم ۶۰۰ بوته در متر مربع بیشترین تعداد دانه در سنبلچه از تیمار (M2D3) با مصرف کود حاوی ۲ عنصر ماکرو با ۵۹/۲ عدد دانه در سنبلچه و کمترین تعداد از تیمار (M3D3) با مصرف کود حاوی ۶ عنصر میکرو با ۹۴/۱ عدد دانه در سنبلچه به دست آمد که اختلاف معنی داری با تیمار شاهد نداشتند جدول (۱۰-۴). در تیمار با تراکم ۷۰۰ بوته در متر مربع بیشترین تعداد دانه در سنبلچه از تیمار شاهد (M1D4) با با ۳۹/۲ عدد دانه در سنبلچه و کمترین میزان تعداد دانه در سنبلچه از تیمار (M4D4) با مصرف کود مخلوط ۲عنصر ماکرو و ۶ عنصر میکرو با ۸۷/۱ عدد دانه در سنبلچه به دست آمد که دارای اختلاف معنی دار با تیمار شاهد در سطح احتمال خطای ۵ درصد بود جدول (۱۰-۴). مقایسه کلی میانگینهای اثر متقابل تراکم و عناصر مغذی نشان داد که بیشترین تعداد دانه در سنبلچه از تیمار (M2D3) با تعداد ۵۹/۲ عدد دانه در سنبلچه و کمترین تعداد دانه در سنبلچه از تیمار (M2D1) با تعداد ۶۳/۱ عدد دانه در سنبلچه به دست آمد که دارای اختلاف معنی داری با یکدیگر در سطح احتمال خطای ۱ درصد بودند(جدول۱۳-۴). از آنجایی که در هر یک از سنبلچههای گندم بین ۳ تا ۱۳ گلچه تشکیل خواهد شد که به طور متوسط تنها ۲تا ۳ گلچه از آنها بارور و بقیه عقیم خواهند ماند (نور محمدی و همکاران، ۱۳۸۰ و امام،۱۳۸۳) و معمولاً در بیشتر محصولات زراعی زمان تشکیل دانهها در سنبلچهها و به ویژه پر شدن دانهها موقعی رخ میدهد که دوره بحرانی کنترل علف هرز سپری شده است. در نتیجه تعداد دانه در سنبلچه اثر پذیری کمتری را در هنگام رقابت محصول با علفهای هرز نشان خواهد داد (ایوانز و همکاران،۲۰۰۳)، بنابراین شکل گیری دانه در سنبلچه از پایداری نسبتا بالایی نسبت به تغییرات شرایط محیطی از جمله رقابت برخوردار است (موسوی،۱۳۹۲) و بنابراین تیمار (M2D3) اختلاف معنی داری با تیمار شاهد (M1D3) بدون مصرف کود و بدون علف هرز با ۱۶/۲ عدد دانه در سنبلچه نداشت. توماس (۱۹۹۴)، اظهار کرد که رقابت به شکل معنی داری عملکرد دانه، تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در متر مربع، تعداد سنبله در بوته و تعداد دانه در سنبله را کاهش میدهد، ولی اثری بر تعداد بوته در متر مربع یا وزن دانه ندارد. از دیگر عواملی که بر ایجاد، تشدید و یا تضعیف رقابت بین گیاهان زراعی و علف هرز مؤثر است، عناصر غذایی میباشند. کارلسون و هیل (۱۹۸۵)، دریافتند که عملکرد دانه گندم در کرتهای آلوده به یولاف وحشی با افزایش مصرف کود کاهش یافت و مصرف کود نیتروژنه فقط در شرایطی منجر به بروز پاسخ مثبت از سوی گندم شد که تراکم یولاف وحشی کمتر از ۶/۱ درصد از تراکم گیاهی کل بود.
جدول ۹-۴: برش دهی اثر متقابل تراکم و عناصر مغذی بر مبنای سطوح تراکم بر تعداد دانه در سنبلچه
سطوح تراکم (بوته درمتر مربع) درجه ی آزادی مجموع مربعات
۴۰۰D1= ۳ ۷۳/۰ ۰۵۸۷/۰
۵۰۰D2= ۳ ۱۷/۰ ۵۸۵۹/۰
۶۰۰D3= ۳ ۷۵/۰ ۰۵۳۰/۰
۷۰۰D4= ۳ ۴۶/۰ ۱۷۳۶/۰
توان در بالا و سمت راست نشان دهنده ی سطوح احتمال معنی داری خطاست
جدول ۱۰-۴: مقایسه میانگین تعداد دانه در سنبلچه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
CO + H2O→ CO2 + ۲e- + ۲H+ (۲-۱) H+ + ۲e-→ H2 (۲-۲) جدول ۲‑۱: میکروبهای مختلف برای تخمیر سوبسترای گازی به سوختهای بیولوژیکی (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
| مراجع |
محصولات فرایند تخمیر |
میکروارگانیزم |
| [۱۱, ۱۹, ۳۰-۴۰] |
هیدروژن CO + H2O → CO2 + H2 |
رودوسپریلیوم روبروم [۳۶] رودوباکتر اسفروئیدز [۳۷] متانوباکتریوم ترمواتوتروفیکوم [۳۸] متانوسارسینا بارکری[۳۹] کلوستریدیوم ترمواستیکوم [۴۰] رودوسودومونا ژلاتینوسا [۴۱] رودوسودومونا کپسولات [۴۲] رودوسودومونا پالوستریس [۴۳] روبریویواکس ژلاتینوسس[۴۴] باسیلوس سیمیتی[۴۵] رودوسودومونو پالوستریس[۴۶] سیتروباکتر امالوناتیکوس[۴۷] رودوسیکلوس ژلاتینوسس [۴۸] کربوکسیدوترموس هیدروژنوفرمانس[۴۹] |
| [۱۱, ۱۹, ۴۱-۴۳] |
اسید استیک ۲CO2 + ۴H2 → CH3COOH + 2H2O ۴CO2 + H2O → CH3COOH + 2CO2 |
پپتوسترپتوکوکوس پروداکتاس[۵۰] ایوباکتریوم لیمسوم[۵۱] استوباکتریوم وودی[۵۲] استوباکتریوم ویرینگی[۵۳] کلستریدیوم ترمواستیکوم[۵۴] |
| جدول ۲-۱: (ادامه) |
| مراجع |
محصولات فرایند تخمیر |
میکروارگانیزم |
| [۱۱, ۲۰, ۴۴-۴۸] |
مخلوطی از اتانول و اسید استیک ۶CO + 3H2O → CH3CH2OH + 4CO2 |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۳- سبک غیر مداخلهای۱:
در این رویکرد بر اساس باور انسانگرایان، فرض بر این است که کودک انگیزه درونی برای شناخت دنیای واقعی دارد و نیازی به تحریک بیرونی ندارد؛ چراکه رشد تحت غریزه پدید میآید (مارتین و شوهو، ۲۰۰۳، ۳۱). یک معلم غیرمداخلهگرا به اصول اساسی در تعلیم و تربیت انسانگرایانه عقیده دارد یعنی به دانشآموزان فرصتهایی برای انتخاب و مدیریت یادگیری میدهد و این بدان معنا نیست که دانشآموزان انتخاب کاملاً آزادانه دارند اما اجازه شرکتکردن در بحثها در مورد آنچه مطالعه شده و آنچه مطالعه خواهد شد را دارند و اینکه چگونه جریان فرایندی کلاس را ادامه دهند (بابلی و جانسون، ۲۰۱۲؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). بنابراین در این رویکرد معلم باور دارد، که باید به دانشآموزان فرصت داد تا انتخاب کنند و بر یادگیری خود، مدیریت کنند، البته این به معنای آزادی کامل نیست؛ بلکه به دانشآموزان اجازه میدهند در انتخاب مواد مطالعه، در تعیین روش مطالعه و حفظ نظم کلاس مشارکت داشته باشند (حمیدی، دهنوی و دماوندی، ۱۳۹۱: ۶). و مسئولیت اصلی کنترل کلاس در اختیار فراگیران است. قوانین و مقررات توسط آنان و با راهنمایی مدرس کلاس تدوین میشود. تأکید این شیوه بر تفکرات و احساسات شخصی افراد است. تفاوتهای فردی بسیار مهم تلقی میشود. به افراد کلاس فرصت داده میشود تا رفتارهای خود را کنترل کرده و نظارت نمایند. شیوههای مداخلهای عمدتاً حرکات و اشارات غیرکلامی، نشستهای خصوصی، مهارتهای ارتباطی و پیامهایی است که به افراد داده میشود (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۴). در این شیوه دانشآموزان یا هیچ راهنمایی از معلمان دریافت نمیکنند یا راهنمایی کوچکی دریافت مینمایند. اگرچه ممکن است هر منبعی که لازم باشد، از جانب معلم تهیه شود. دانشآموزان باید برای خود تصمیم بگیرند که با مسائل روبهرو شده و در مورد دادهها جستجو کرده و سرانجام نتیجهگیری نمایند. این رویکرد بیساختار گاهی اوقات در علوم، ریاضیات و برای مواردی در مطالعات اجتماعی استفاده شده است. اما بازخوردها همیشه خوب نیستند به ویژه برای دانشآموزانی که مهارتهای مطالعاتی و خود مدیریتی ضعیفی دارند و در استدلال استنتاجی مشکل دارند (وست و ود، ۲۰۰۶؛ به نقل از معتمدی، ۱۳۹۱). در رویکرد غیر مداخلهگرایانه دانشآموزان مجاز به اعمال نفوذ قابل توجهی در کلاس درس میباشند و معلمان کمتر در تنظیم کردن رفتار دانشآموزان نقش دارند (اوریم، گوککی و انیسا، ۲۰۰۹: ۶۱۳). از اینرو معلم به دانشآموزان نمیگوید چه چیز درست و چه چیز اشتباه است یا چه کاری برای حل مسئله باید انجام شود؛ چرا که معلم باور دارد؛ دانشآموزان، خود قادر به یادگیری و کنترل رفتار خویش هستند (عالی و امینیزدی، ۱۳۸۷: ۱۱۴).
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مهمترین ویژگیهای این سبک به شرح زیر است:
-
- مسؤولیت اجرای وظایف یادگیری و کنترل بین معلم و دانشآموز مشترک است.
-
- معلم دانشآموزان را برای بکارگیری فعالیتهای شناختی، عاطفی و فراشناختی در یادگیری ترغیب میکند.
-
- ترغیب به انجام فعالیتهای یادگیری بطور مستقیم از طریق ارائه دلایل و یا غیرمستقیم از طریق سوال کردن و دادن تکالیف درسی صورت میگیرد.
-
- وقتی دانشآموزان برخی از مسؤولیتهای یادگیری را بر عهده گرفت، برای استفاده از راهبردهای فراشناختی تحریک میشود.
-
- مسؤولیت معلم به فعالیت واداشتن و درخواست از دانشآموزان برای خلاصه کردن و ارزیابی عملکرد است (یوسفزاده و معروفی، ۱۳۸۹: ۸۷).
۲-۴- عوامل مؤثر در مدیریت کلاس
از مهمترین عواملی که در مدیریت بهینه کلاس درس نقش دارند میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
۲-۴-۱- دانش معلم
در طول تاریخ آموزش و پرورش، معلم همواره ستون و محور تعلیم و تربیت بوده است (سبحانینژاد و ملازهی، ۱۳۹۱: ۴۳). همینطور عملکرد معلم، بازتاب یکپارچهای از دانش، مهارت و نگرش اوست (جلیلی و نیکفرجام، ۱۳۹۳: ۱۳۱). بنابراین معلم باید آنقدر به موضوع درسی مسلط باشد که با بیان خوب و رسا چنان درس بدهد که دانشآموزان را مجذوب خود نماید. معلم باید پیوسته معلومات و اطلاعات خود را بهروز و نو کند. باید علم خود را گسترش دهد تا بتواند از عهده پاسخگویی به پرسشهای دانشآموزان در سطح بالاتر برآید. و از پاسخ دادن نادرست به سوالات دانشآموزان پرهیز کند. و در صورتی که جواب سوال دانشآموزان را نمیداند هم هود تحقیق کند و هم فراگیران را به تحقیق وا دارد (ناصرزاده، ۱۳۸۹: ۳۶). از اینرو هرچه سطح دانش معلمان در سطح بالاتری باشد، توانایی آنها برای اداره و مدیریت کلاس درس بیشتر خواهد شد.
۲-۴-۲- ویژگیهای شخصیتی
مجموعهای از ویژگیهای رفتاری هر فرد نماینده شخصیت آن فرد است. ویژگیهای شخصیتی آن جنبه از رفتار معلمان را شامل میشود که به نحوه برقراری ارتباط و رفتار اجتماعی معلمان با فراگیران در محیطهای آموزشی مربوط میشود (شاهولی، ۱۳۸۵: ۴۰۱). هر عملی که معلمان در محیط تحصیلی انجام میدهند، جنبه تربیتی دارد و به نحو مثبت یا منفی بر دانشآموزان و در نتیجه بر حرکت یک اجتماع اثر میگذارد. به همین جهت ویژگیهای شخصیتی معلمان و نوع رفتار آنان میتواند به نحو بارزی در پیشرفت یا افت تحصیلی دانشآموزان مؤثر باشد (نادری، ۱۳۵۷؛ نقل از قلیزاده و یاراحمدی، ۱۳۸۰: ۸۱). از لحاظ شخصیتی معلم باید فردی صبور، خونگرم، مهربان و اجتماعی باشد (ناصرزاده، ۱۳۸۹: ۳۷). هنگامی که روابط انسانی میان معلم و دانشآموزان برقرار باشد و معلمان به بروز رفتارهای همراه با محبت و احترام به دانش آموزان بپردازند، دانشآموزان به موضوعات درسی علاقهمند میشوند. از آنجایی که اکثر فعالیتهای کلاس درس در تعامل با دانشآموزان صورت میگیرد، اگر معلم از یک شخصیت مثبت، با ثبات و مهربان برخوردار باشد میتواند تعامل بهتری با دانشآموزان داشته و در وظایف آموزشی خود اثربخشتر باشد (سبحانینژاد و زمانیمنش، ۱۳۹۱: ۷۹). در زمینه ویژگیهای شخصیتی، معلمان باید از دو مهارت اساسی برخوردار باشند: الف) مهارتهای ارتباطی: به کیفیت و نحوه ارتباط معلم با فراگیران مربوط است. این مهارت نشان میدهد که معلم برای درک موقعیت دانشآموزان چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش داده و چگونه آنها را از انتظارات خود آگاه می کند تا ضمن به دست آوردن خواستههای خود، دانشآموزان نیز احساس رضایت نمایند (ایروانی و ابراهیمی، ۱۳۸۸: ۱۰۱). ب) مهارتهای اخلاقی: بیانگر رعایت اخلاق و آداب مناسب اجتماعی در برخورد با دانشآموزان میباشد. رفتارهایی همچون صداقت در گفتار و رفتار (گشمرد و دیگران، ۱۳۹۰: ۴۸)، احترام به فراگیر (پاولینا، زوریسا و پونگراک۱، ۲۰۱۱)، و نوعدوستی (ایروانی و ابراهیمی، ۱۳۸۸) در زمره ویژگیهای شخصیتی معلمان اثربخش در بعد اخلاقی قرار دارند.
۲-۴-۳- روش تدریس
تحقق تدریس اثربخش در موسسات آموزش عالی وابسته به شرایط و زمینههای مختلفی است و مدیریت کلاس یکی از مهمترین این زمینهها است. در صورتیکه استاد از مهارتهای مدیریت کلاس برخوردار نباشد، علیرغم توانائیهای علمی، قادر نخواهد بود کلاس را به درستی مدیریت نماید و تحقق تدریس اثربخش در کلاسی که فاقد رویه مدیریتی صحیح است، با اشکال روبرو میشود (شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۶: ۲). نظریههای مختلف تدریس، قرائتها و برداشتهای مختلف از تدریس دارند و بر این اساس روشهای خاصی را برای تدریس پیشنهاد میکنند. نظریههای اولیه با نگاهی سنتی به پدیده تدریس، از آن به عنوان وظیفه اصلی مدرس یاد میکنند و بخشی دیگر از نظریات نوین تدریس، قائل به یک ارتباط دوسویه و تعاملی هستند. در واقع، این جهتگیری در نظریات سنتی و مدرن ناشی از تفاوت دیدگاه دانش شناختی آنهاست. مثلاً در نظریههای سنتی، نقش مدرس، انتقال دانش و اطلاعات پایه است. اما در نظریههای سازنده گرایی اجتماعی۱ و ارتباط گرایی۲، بیشتر بر خواهند داشت، تولید و ساخت دانش تأکید میشود (اسدی، ۱۳۹۱: ۴۰). داگلاس۳ (۲۰۱۰) به نقل از مککچی۴ (۱۹۹۹) روش های تدریس و آموزش را بر اساس محوریت یادگیرندگان به دو شیوهی کلی منفعل و فعال تقسیم کرده است. شیوه منفعل شیوهای است که در آن فراگیر حالتی منفعل و پذیرا دارد و معلم نقش یک متخصص را دارد که اطلاعات را به دانش آموزان انتقال میدهد. این شیوه ها از شیوه های قدیمی تدریس هستند که شواهد پژوهشی متعدد اثربخشی آن را به چالش کشیدهاند. شیوه دوم شیوه فعال میباشد؛ مککچی بیان میدارد که گستردهترین و موفقترین روش های تدریس در زیر پرچم یادگیری فعال جمع شدهاند. مفهوم اساسی در این نوع یادگیری مشارکت همکارانه یادگیرندگان در فرایند اکتشاف، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و استفاده از اطلاعات است. در یک دستهبندی دیگر، پارپالا و همکاران۵ (۲۰۰۷) از سه نوع شیوه آموزش شامل تحلیلی محض یا سنتی، سبک تدریس انعطافپذیر، و سبک تدریس کلگرا یا فراگیرمحور نام میبرند. یکی از جامعترین تقسیمبندیها از شیوه های تدریس و آموزش از گراشا (۱۹۹۶) است. گراشا در پژوهش خود در مورد روشهای تدریس در آموزش عالی ۵ روش آموزش را بیان نموده است (به نقل از سینگ، گرور و کومار۶، ۲۰۰۸).
۲-۴-۳-۱- روش خبره، متخصص یا کارشناس۱
این معلمان دارای آگاهی و تجربههایی هستند که فراگیران به آن نیاز دارند. تلاش چنین معلمی برای حفظ موقعیتش به عنوان یک متخصص، ارائه دانش و ارتقاء کفایت علمی دانشآموزان از طریق رقابت بین آنها میباشد. او علاقمند به انتقال اطلاعات و اطمینان از آمادگی کامل دانشآموزان میباشد. محدودیت این روش آن است که اگر بیش از اندازه استفاده شود دانش معلم میتواند تهدیدی برای فراگیران کم تجربه باشد.
۲-۴-۳-۲- روش آمرانه۲
این مدرسان در بین دانشآموزان به سبب دانششان، از محبوبیت مطلوبی برخوردارند. توجه ایشان به بازخورد (منفی و مثبت) رفتار، دستیابی به اهداف و رعایت قوانین توسط فراگیران میباشد. ایشان راههای استاندارد، قابل قبول و درست را برای انجام امور پیشنهاد میکنند و بر راه های قابل قبول و انتظارات روشن در اموری که باید انجام شوند، تأکید دارند. این روش به طور استاندارد غیرقابل انعطاف و سختگیرانه است و برای فراگیران ایجاد انگیزش نمیکند.
۲-۴-۳-۳- مدل فردی۳
چنین معلمانی معتقد به مثالهای شخصی و ارائه یک مدل نمونه، برای چگونه فکر کردن و عمل کردن میباشند. در این روش تأکید بر نظارت مستقیم و مستمر است و این معلمان بر این باورند که روش تدریس آنها بهترین راه برای راهنمایی دانشآموزان است و درصورتیکه به استانداردها و توقعات مورد نظرشان نرسند، احساس بیکفایتی خواهند نمود.
۲-۴-۳-۴- روش تسهیل کننده۱
در این روش تأکید بر تعاملات فراگیر و معلم است. در این روش دانشآموزان را از طریق پرسیدن سؤال، بیان عقاید؛ پیشنهاد منطقی و تشویق آنها به توسعه بصیرت و انتخاب ارزیابی میکنند و روی همرفته به توسعه ظرفیت دانش آموز برای کسب استقلال در عمل و مسئولیت اشاره دارد. معلم با دانشآموز به صورت مشاورهای کار میکند و او را راهنمایی و دلگرم مینماید. انعطاف پذیری شخصی، تأکید بر نیازها و اهداف دانشجویان و جلب رضایت، از مزایای این سبک می باشد.
۲-۴-۳-۵- روش تفویضی۲
این معلمان علاقمند به توسعه ظرفیت دانشآموزان در انجام امور به طور مستقل میباشند. دانشآموزان به طور مستقل بر روی پروژه ها کار میکنند و معلم به عنوان شخص مطلع و کاردان در مواقع لازم در دسترس میباشد. مشارکت دانشآموزان برای پیشرفت حرفهای و ایجاد اعتماد و اطمینان باعث اعتماد دو طرفه میشود. در ادامه در یک دستهبندی کلی میتوان روشهای تدریس، روش خبره، متخصص یا کارشناس، روش آمرانه و مدل فردی را که در آن معلم به صورت مستقیم مطالب را به دانشآموزان انتقال میدهد و مدیریت کلاس بر عهده معلم است در زیر چتر سبک مداخلهای قرار داد. روش تسهیل کننده که در آن اداره کلاس بر عهده معلم و دانشآموز با یکدیگر است در زیر چتر روش مشارکتی قرار میگیرد؛ و در نهایت روش تفویضی نیز که در آن دانشآموزان در انجام امور مستقل هستند در زیر روش غیر مداخلهای قرار می گیرد.
۲-۵- سبک مدیریت کلاس و ارزشیابی
ارزشیابی از میزان تحقق اهداف آموزشی یکی از کارکردهای ضروری مدیریت کلاس درس است که به وسیله معلمان تا حدودی انجام میشود (رجاییپور، کاظمی و آقاحسینی، ۱۳۸۷: ۳۶). ارزشیابی میزان تحقق اهداف آموزشی و همچنین نارساییهای یادگیریها را مشخص میکند. ارزشیابی در کلیه مراحل تدریس با هدفهای گوناگون به معلمان کمک میکند تا بدانند تا چه اندازه هدفهای آموزشی تحقق یافته است. شیوه ارزشیابی به عنوان یکی از حلقههای فرایند مدیریت کلاس درس بر نحوه ارائه مطالب، تدریس، نظم و انضباط، شیوه رهبری معلم و ورابط معلم و شاگرد تأثیر میگذارد (صمدی، رجائیپور، آقاحسینی و قلاوندی، ۱۳۸۷: ۱۶۰).
۲-۶- تاریخچه ارزشیابی آموزشی
از گذشتههای بسیار دور تاکنون، معلمان برای پیبردن به میزان موفقیت فراگیران و اطمینان از آنچه آموختهاند به شکلهای گوناگون آنان را ارزشیابی کردهاند. به عبارت دیگر قدمت ارزشیابی احتمالاً با قدمت آموزش برابر است (یادگارزاده، ۱۳۸۴: ۶۲). ارزشیابی در معنای غیر رسمی و به مفهوم قضاوت در خصوص عملکرد افراد بطور مشخص توسط چینیها و از دو هزار سال قبل از میلاد بکار میرفته است (محمدی، فتحآبادی، یادگارزاده، میرزامحمدی و پرند، ۱۳۸۸: ۱۵). ارزشیابی آموزشی به عنوان جوانترین شاخه علمی حوزه تخصصی علوم تربیتی در نیم قرن اخیر رشد یافته است. این حوزه که در حال حاضر سالهای بزرگسالی را طی میکند، در دهه (۱۹۶۰) دوران کودکی را سپری کرد و در دهه (۱۹۸۰) با رشدی قابل ملاحظهای طی کرد و به دوران پختگی رسید (کانر، آلتمن و جکسون۱، ۱۹۸۴: به نقل از بازرگان، ۱۳۸۰: ۲). نظر بر این است که رالف تایلر۲ را بایستی بنیانگذار ارزشیابی آموزشی به مفهوم جدید آن دانست. شکلگیری رسمی ارزشیابی آموزشی را با فعالیتهای وی در سالهای ۱۹۴۰ میلادی مرتبط میدانند؛ ضمن اینکه اولین تعریف مشخص و روشن برای ارزشیابی آموزشی را نیز به او نسبت دادهاند. حوزه ارزشیابی آموزشی حوزه نسبتاً جدید در آموزش است. قبل از سال ۱۹۶۵ کارهای بسیار کمی در این زمینه صورت گرفته بود و به همین ترتیب تفکر چندانی هم در این زمینه وجود نداشت. متأسفانه بر سر این مسئله که ارزشیابی چیست و مطالعات ارزشیابی را نیز چگونه باید انجام داد توافقی گسترده وجود ندارد. ارزشیابی آموزشی به عنوان یک حوزه تخصصی مرهون تلاش دانشمندانی مانند تایلر، اسکریون، استیک، بیبای، استافیلبیم، ورتن، سندرز و … است. در ایران نیز ارزشیابی آموزشی به عنوان یک حوزه تخصصی مستقل برای اولین بار در دانشگاه بوعلی سینای همدان در دهه ۱۳۵۰ شمسی رواج پیدا کرد. و به دنبال آن چندین مقاله و جزوه در این زمینه چاپ و منتشر گردید (کیامنش، ۱۳۷۹: ۶).
۲-۷- تعریف ارزشیابی
همانند سایر واژههای علومتربیتی، در خصوص مفهوم ارزشیابی توافق نظر کامل وجود ندارد و شاید بتوان گفت که به تعداد متخصصان و صاحبنظران این قلمرو، تعریف ارزشیابی وجود دارد (فتحیواجارگاه، ۱۳۸۴: ۲۰۲). فرهنگ روانشناسی آرتوربر (۱۹۸۵) ارزشیابی را در معنی عام “تعیین ارزش و یا اهمیت یک چیز” میداند و به صورت خاصتر ارزشیابی را “تعیین میزان موفقیت یک برنامه، یک درس، یک سلسله آزمایش، یک دارو و …، در رسیدن به هدفهای اولیه آنها” میداند (کیامنش، ۱۳۷۱: ۱۲۱). در فرهنگ فارسی دهخدا و معین واژه ارزشیابی و ارزشیاب یا عامل ارزشیابی به کار برده نشده است. ولی “واژههای ارزیابی” و “ارزیاب” تعریف شدهاند. در فرهنگ دهخدا نیز، ارزیابی “عمل یافتن ارزش هر چیز” و ارزیابی “کسی که ارزش هر چیزی را معین میکند". در فرهنگ معین نیز ارزیابی “عمل ارزش و بهای هر چیز، سنجش و بررسی حدود هر چیز و برآورد کردن ارزش آن” و ارزیاب، کسی که ارزش هر چیزی را معین میکند (خورشیدی و ملکشاهیراد ، ۱۳۸۲: ۳۹). تایلر ارزشیابی را وسیلهای جهت تعیین میزان موفقیت برنامه در رسیدن به هدفهای آموزشی میداند (زارعی، ملکی و سبزیپور، ۱۳۹۱: ۱۳۲). ارزشیابی به فرایند نظامدار جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته میشود به این منظور که تعیین شود آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافتهاند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی (گی۱، ۱۹۹۱: به نقل از سیف، ۱۳۸۶: ۳۶). ارزشیابی فرایند ساختارمند جمع آوری و تفسیر اطلاعات اطلاق میگردد که تحقق اهداف مورد نظر برنامه و میزان ان را تعیین می کند (کمان۲ و همکاران، ۲۰۱۱: ۵۴۴). هستینگ و مادایوس۳(۱۹۷۱) ارزشیابی را جمع آوری منظم شواهد و اطلاعات تغییرات واقعی ایجاد شده در فراگیران تعریف میکنند (صفوی، ۱۳۸۲؛ به نقل از شریفیان، نصر و عابدی، ۱۳۸۸: ۱۰). منظور از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهای آموزشی از پیش تعیین شده، به منظور تصمیمگیری در این باره میباشد که آیا فعالیتهای آموزشی استاد و کوششهای یادگیری دانشجویان چه میزان، به نتایج مطلوب انجامیدهاند و به چه میزان؟ (سیف، ۱۳۸۶: ۴۹۴). در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی این سؤال مهم مطرح میشود که چگونه اطمینان پیدا کنیم:
-
- دانشآموزان، آموزشهای داده شده را به درستی فراگرفتهاند؟
- تلاشهای دانشآموزان برای یادگیری تا چه اندازه اثربخش بوده است؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دانشگاه کردستان دانشکده مهندسی گروه صنایع عنوان: یکپارچگی زنجیره تأمین با تأکید بر نقش باراندازهای میانی با فرض عدم قطعیت پژوهشگر: مهدی زینی وند استاد راهنما: دکتر فردین احمدی زر پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنایع گرایش صنایع اسفند ماه ۱۳۸۹ کلیه حقوق مادی و معنوی مترتب بر نتایـج مطالعات، ابتکارات و نوآوری های ناشی از تحقیق موضوع این پایاننامه (رسـاله) متعلق به دانشـگاه کردستان است. ***تعهد نامه*** اینجانب مهدی زینی وند دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنایع گرایش صنایع دانشگاه کردستان، دانشکده مهندسی گروه صنایع تعهد می نماییم که محتوای این پایان نامه نتیجه تلاش و تحقیقات خود بوده و از جایی کپی برداری نشده و به پایان رسانیدن آن نتیجه تلاش و مطالعات مستمر اینجانب و راهنمایی و مشاوره اساتید بوده است. با تقدیم احترام مهدی زینی وند ۱۴ /۱۲ /۱۳۸۹ تقدیم به پدر و مادر عزیز و مهربانم و همه کسانی که دوستشان دارم از استاد گرامی جناب آقای دکتر فردین احمدیزر که در انجام این تحقیق از راهنماییهای ارزشمندشان بهرهمند شدهام صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم. همچنین بر خود واجب میدانم که به پاس آموزش، راهنمایی و همکاری تمامی استادان گروه صنایع دانشکده مهندسی دانشگاه کردستان، مراتب سپاس و قدردانی خود را از ایشان ابراز نمایم. چکیده در این تحقیق فرایند مدیریت زنجیره تأمین پنج سطحی، چند محصولی و چند دورهای با تأکید بر نقش استراتژی فرابارانداز و با فرض وجود عدم قطعیت مورد بررسی قرار میگیرد. از این رو، به منظور یکپارچه کردن طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع در یک افق زمانی میان مدت با در نظر گرفتن عرضه، تولید و تقاضای فازی با هدف حداقل کردن هزینهها و طراحی یک سیستم توزیع به موقع یک مدل ریاضی توسعه داده می شود. در زنجیره تأمین مورد بررسی از استراتژی های فرابارانداز و ارسال مستقیم برای توزیع محصولات استفاده می شود. همچنین از اعداد فازی مثلثی برای بیان عدم قطعیت موجود در زنجیره و از برنامه ریزی محدودیت فازی مبتنی بر شانس و رویکرد حداکثر-حداقل برای تبدیل مدل دو هدفه فازی به یک مدل یک هدفه قطعی استفاده می شود. مدل یک هدفه قطعی حاصله به وسیله یک نرم افزار تجاری قابل حل میباشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
علاوه بر این، مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه ورودی و خروجی به منظور بهینه کردن عملیات استراتژی فرابارانداز امری ضروری است. اما از آنجایی که یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسائل نقلیه و استراتژی فرابارانداز در مسئله مذکور باعث افزایش پیچیدگی خواهد شد، لذا به منظور کاهش پیچیدگی مسئله، زنجیرهای با سه سطح مورد بررسی قرار میگیرد. در مدلی که به این منظور ارائه می شود، مسیر و زمان حرکت وسایل نقلیه ورودی از تأمینکنندگان به باراندازهای میانی و همچنین وسایل نقلیه خروجی از باراندازهای میانی به خرده فروشها مشخص می شود. هدف، تخصیص محصولات به تأمینکنندگان و باراندازهای میانی به منظور بهینه کردن مسیر و زمان حرکت وسایل نقلیه ورودی و خروجی و عملیات دستهبندی کردن محصولات در باراندازهای میانی بوده به طوریکه کل هزینه های خرید محصولات، حمل و نقل و نگهداری حداقل شود. همچنین به منظور حل مدل ارائه شده، یک الگوریتم ژنتیک ترکیبی توسعه داده می شود. کلمات کلیدی: مدیریت زنجیره تأمین، استراتژی فرابارانداز، مسیریابی وسیله نقلیه، اعداد فازی، برنامه ریزی محدودیت مبتنی بر شانس، الگوریتم ژنتیک فهرست مطالب عنوان صفحه ۱ ۱-۱- مقدمه ۲ ۱-۲- مسأله اول ۵ ۱-۳- مسأله دوم ۶ ۱-۴- ضرورت تحقیق ۸ ۱-۵- اهداف تحقیق ۹ ۱-۶- محدودیتهای تحقیق ۹ ۱۰ ۲-۱- مقدمه ۱۱ ۲-۲- کاربرد تئوری مجموعههای فازی در زنجیره تأمین ۱۱ ۲-۳- استفاده از استراتژی های فرابارانداز و ارسال مستقیم در زنجیره تأمین ۱۵ ۲-۴- یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه و استراتژی فرابارانداز ۱۹ ۲-۵-جمع بندی: خلاء در تحقیقات پیشین ۲۱ ۲۳ ۳-۱- مقدمه ۲۴ ۳-۲- تئوری مجموعههای فازی ۲۴ ۳-۴- تعریف مسأله اول ۲۶ ۳-۴-۱- مفروضات مسأله اول ۲۷ ۳-۴-۲- مدل ریاضی مساله اول ۲۸ ۳-۵- رویکرد حل مسأله اول ۳۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فروید معتقد است ، انسان متعارف و سالم کسی است که مراحل رشد روانی – جنسی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشد و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد ( کورسینی، ۱۹۷۳ ، به نقل از وردی ، ۱۳۸۰ ) . آلپورت نتیجه پژوهش های خود مربوط به سلامت روان شناختی را در شش معیار خلاصه نموده است ، که این معیارها عبارتند از : رشد خویشتن،مبادله و تعامل با دیگران ، احساس هم دردی ، امنیت عاطفی ، هوش کنشی ، بینش نسبت به خویشتن و هدف مندی . اگر چه فرد نمی تواند تمام این ویژگی ها را به دست آورد ، اما این ویژگی ها روی هم رفته ، معنای سلامت روان شناختی را از دیدگاه آلپورت روشن می سازد (هوگان ، ۱۹۷۶ ، به نقل از وردی ، ۱۳۸۳) . ازدیدگاه کارل یونگ ، فرایندی که موجب یکپارچگی شخصیت انسانی می شود ، مزیت یافتن یا تحقق خود است این فرایند خود شدن ، فرایندی طبیعی است و چنان نیرومند است که یونگ آن را غریزه نامید . در انسان مزیت یافته ، هیچ یک از وجوه شخصیت مسلط نیست ، نه هشیار و نه ناهشیار ، نه یک منش یا گرایش خاص و نه هیچ یک از سنخ های کهن بلکه همه آنها به توازونی هماهنگ رسیده اند . از طرف دیگر به نظر وی همه جنبه های شخصیت باید به یکپارچگی و هماهنگی دست یابند به طوری که همه آنها بتوانند بیان شوند . افراد سالم از شخصیتی برخوردارند که یونگ آن را شخصیت مشترک خوانده است ، چون دیگر هیچ جنبه شخصیت به تنهایی حاکم نیست ، یکتایی فرد ناپدید می شود و دیگر چنین اشخاص را نمی توان متعلق به سنخ روانی خاص دانست ( نجات و ایروانی ، ۱۳۷۸). مورای ( ۱۹۳۸) ، معتقد است رشد طبیعی و سالم به گونه ای است که ابتدا نهاد ، بعد من برتر و آن گاه من نقش تعیین کننده رفتار را ایفا می کنند . تکانه های نهاد ، بایستی با نظارت خردمندانه من و مواظبت و حراست من برتر به صورت قابل قبول فرهنگی و تحت شرایط مورد قبول جامعه ارضا شود . همچنین به عقیده وی ، شخص سالم کسی است که نیازهای تثبیت شده نداشته باشد و نیازهای درونی و نهفته اش در جهت معیارهای درونی شده و من برتر باشد و براساس نیازهایش عمل نکند و نیازهایش با یکدیگر در تعارض و کشمکش نباشند . به علاوه انسان برخودار از سلامت روان شناختی ، موجودی منحصر به فرد است که بایستی به صورت یگانه مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد و دارای خصوصیات زیر است : بین من برتر و من آرمانی فرد فاصله زیادی وجود ندارد . من دارای قدرتمندی و کار آمدی بسیار است . از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد . هدف نهایی او رشد ، خلاقیت و تحقق خویشتن است . به نظر هورنای (۱۹۴۵) انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگی ها می باشد . احساس امنیت می کند ، لذا فا قد پرخاشگری و خود شیفتگی است . به دلیل آگاهی از خود واقعی و استعداد بالقوه خویش ، تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست ، بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهده دار می شود . خودشناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است . انسان سالم خود آگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی را حل می کند ، لذا به دیگران وابستگی ندارد ( خدا رحیمی ، ۱۳۷۴). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اریکسون[۵۷] ، سلامت روان شناختی را نتیجه عملکرد قوی و قدرتمند « من » می داند .« من » عنوان مفهومی است که نشان دهنده ی توانایی یکپارچه سازی اعمال و تجارب شخص به صورت انطباقی و سازش است . « من » تنظیم کننده درونی روان است که تجارب فرد را سازماندهی می کند و در نتیجه از انسان در مقابل فشارهای «نهاد » و من برتر حمایت می کند . هنگامی که رشد انسان و سازماندهی اجتماعی به نحو متناسب هماهنگ شود در هر کدام از مراحل رشد روانی – اجتماعی توانایی ها و استعدادهای مشخصی ظهور می نماید . در واقع به عقیده اریکسون سلامت روانشناختی هر فرد به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کند ( خدارحیمی ، ۱۳۷۴). اریکسون احساس هویت را نشانه سلامت فکر و روان می داند که خود از مراحل حس اعتماد ، خود مختاری ، ابتکار و اشتغال به کارهای سودمند می گذرد و سرانجام به احساس هویت خود منجر می گردد . این احساس سرمایه داخلی است که بعد از طی موفقیت آمیز تمام مراحل ایجاد می گردد و با همانند سازی موفقیت آمیزی که به تنظیم محرک ها و غرایز اصلی فرد با توجه به فرصت ها و امکانات او منجر می شود ، ارتباط دارد . بدین ترتیب احساس هویت موجب اطمینان خاطری می گردد که به شخص قدرت انطباق و سازگاری می دهد( حسینی ، ۱۳۶۰) . در واقع به نظر اریکسون (۱۹۶۸) ، هویت نشانه نشاط روانی است و هویت در مقابل سر درگمی نشانه یک شخصیت سالم در نوجوانان است . مارسیا ( ۱۹۸۹ ) ، نیز بیان کرد که بین هویت و سلامت روانی ارتباط وجود دارد . وی مطرح می کند که پایگاه هویت موفق ، سالم ترین پایگاه است ، چون توانایی شخصی خوبی برای سازگاری با محیط دارد ( ادبی ، ۱۳۷۹) . اریک فروم تصویر روشنی از شخصیت سالم به دست می دهد . چنین انسانی به طور عمیق عشق می ورزد ، آفریننده است ، قوه تعقلش را کاملا پرورانده است ، و جهان و خود را به طور عینی ادارک می کند . حس هویت پایداری دارد ، با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد ، و حاکم و عامل در سرنوشت خویش است . فروم شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور می داند به نظر وی جهت گیری ، گرایش یا نگرش کلی است که همه جنبه های زندگی یعنی پاسخ های فکری ، عاطفی و حسی مردم ، موضوع ها ورویدادها خواه در جهان و خواه در خود را در بر می گیرد . بارور بودن یعنی به کار بستن همه قدرت ها و استعدادهای بالقوه ی خویش ، چهار جنبه شخصیت سالم در روشن ساختن مقصود فروم از جهت گیری بارور موثر است . این چهار جنبه شامل عشق بارور ، تفکر بارور ، خوشبختی و وجدان اخلاق می باشد . عشق بارور لازمه رابطه آزد و برابر بشری است طرفین رابطه می توانند فردیت خود را حفظ کنند . عشق بارور از چهار ویژگی برخوردار است ؛ توجه ، احساس مسئولیت ، احترام و شناخت . تفکر بارور مستلزم هوش ، عقل و عینیت است . خوشبختی بحث جدایی ناپذیر و پیامد زیستن موافق جهت گیری بارور و همراه همه فعالیت های سازنده می باشد . فروم میان دو نوع وجدان اخلاق که عبارتند از وجدان اخلاق قدرت گرا و وجدان اخلاقی انسان گرا تفاوت قائل شده است . وجدان اخلاقی قدرت گرا ، نمایانگر قدرت خارجی درونی شده است که رفتار شخص را هدایت می کند . وجدان اخلاقی انسان گرا تداعی خود است و از تاثیر عامل خارجی آزاد است ( نجات وایروانی ، ۱۳۷۸) . به عقیده آلفرد آدلر زندگی ، بودن نیست ، بلکه شدت است . آدلر به انتخاب ، مسئولیت و معناداری مفاهیم در شیوه زندگی اعتقاد دارد و شیوه زندگی افراد را متفاوت می داند . محرک اصلی رفتار بشر ، هدفها و انتظار او از آینده است ، فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر حیله و بهانه نیست او جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد . روابط خانوادگی صمیمی و مطلوب دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروه های اجتماعی به درستی می شناسد . همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اهداف او مبتنی بر تعقیب این اهداف است . غایی ترین هدف شخصیت سالم ، تحقق خویشتن است . از ویژگی های دیگر سلامت روانشناختی این است که فرد سالم همواره به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خودش می پردازد و اشتباهاتش را بر طرف کند . فرد ، خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها . آفرینش گرایی و ابتکار فیزیکی از ویژگی های دیگر این افراد است . فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می کند . اشتباهات اساسی شامل تعمیم مطلق ، اهداف نادرست و محال ، درک درست و توقع بی مورد از زندگی ، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود و ارزش ها و باورهای غلط می باشد ( شاملو ، ۱۳۷۸) . ۲-۱۰-۲ دیدگاه رفتار گرایی از دیدگاه رفتار گرایی ، بهداشت روانی به محرک ها و محیط وابسته است بدین ترتیب آنچه را که مکاتب دیگر بیماری روانی به حساب می آورند از دید رفتار گرایان ، رفتاری است که مانندسایر رفتارها آموخته شده است . به طور مسلم این رفتار با رفتاری که در برخی موقعیت ها به طور طبیعی اتخاذ و پذیرفته می شود مطابقت نمی کنند ، با این همه رفتار آموخته شده ای است . بنابراین می توان گفت رفتار ناسازگار مثل هر رفتار دیگری ، بر اثر تقویت آموخته می شود ، به طور کلی از دید رفتارگرایی ، کسی دارای بهداشت روانی است که رفتارش با محیط معینی ، با نوعی بهنجاری رفتاری سازگاری دارد (گنجی ،۱۳۷۹). ۲-۱۰-۳ دیدگاه انسان گرایی این دیدگاه معتقد است که بهداشت روانی یعنی ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی . هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطوح پایین نگه می دارد و از خودشکوفایی او جلوگیری کند ، اخلاق رفتاری به وجود خواهد آورد .آبر اهام مازلو ، یکی از مشهورترین انسان گرایان معتقد است که برای داشتن سلامت روانی تا اندازه ای باید انعطاف پذیر بود و با واقعیت آن قدر فاصله گرفت که بتوان بیشترین خود مختاری (فردیت و مسئولیت) را به دست آورد . این فاصله گرفتن و یا رها شدن از واقعیت به معنی بی علاقگی یا طرد نیست ، بلکه شبیه تحلیل ، کسب آگاهی و قبول تجربه روانی و ذهنی فرد است . وی برای تحقق عزت نفس و خود شکوفایی معیارهایی را پیشنهاد می کند . ادارک خوب از واقعیت پیشرفت در قبول خود ، دیگران و طبیعت پیشرفت در داشتن اراده پیشرفت های نسبی در موضوعات اساسی آزاد بودن و شوق زندگی داشتن خود مختاری فزاینده و مقاومت در تشکیل گروه ها ابتکار داشتن در قضاوت و غنی بودن در انگیزش فراوانی تجربه های بسیار بالا همانند سازی خوب با انسانیت ۱۰- بهبود در روابط با دیگران ۱۱- راحتی در پذیرش دیگران ۱۲- رشد خلاقیت ۱۳- تحرک در نظام ارزشها بر خلاف مازلو که بر رشد مطلوب ارگانیسم تاکید دارد ، کارل را جرز یکی دیگر از انسان گرایان مشهور ، از بهداشت روانی مفهوم دیگری ارائه می دهد . این مفهوم ریشه در فلسفه اصالت وجودی (اگزیستانسیالیستی ) دارد و بر فرضیه تمایل بنیادی انسان به خود شکوفایی استوار است از طرف دیگر توانایی خود شکوفایی به محیط وابسته است ، محیطی که رشد فرد را ممکن می سازد و برای او احساس پذیرفته شدن نامشروط ، محبوبیت نامشروط و ارزشمندی را فراهم می آورد . طبق نظر را جرز بیماری روانی یا عدم بهداشت روانی بر اثر پذیرفته نشدن برخی رفتارها به وجود می آید . در واقع همه رفتارها پذیرفته نمی شوند و همه رفتارها مورد تایید دیگران قرار نمی گیرد . این عدم پذیرش بین تصویری که فرد از خود دارد ( خویشتن پنداری ) و تصویری که واقعیت برای او فراهم می آورد ، انحراف ایجاد می کند . اینجاست که شخص وسایل پوشاندن واقعیت را خلق می کند و بدین وسیله سازگاری و بقا را برای خود ممکن می سازد ( گنجی ، ۱۳۷۹) . ۲-۱۰-۴ دیدگاه هستی گرایی نگرش ویکتور فرانکل به سلامت روان ، بر اراده تاکید می کند . جستجوی معنا مستلزم پذیرفتن مسئولیت شخصی است . هیچ کس و هیچ چیز به زندگی انسان معنا نمی دهد مگر خودش . انسان باید با احساس مسئولیت آزادانه با شرایط هستی و زندگی روبرو شود و معنایی در آن بیابد . به نظر فرانکل ماهیت وجود انسان از سه عنصر معنویت ، آزادی و مسئولیت تشکیل شده است و سلامت روان مستلزم تجربه شخصی این سه عامل است . معیار سنجش معنادار بودن زندگی کیفیت آن است نه کمیت آن . محصول و کاربرد در معنویت ، آزادی و مسئولیت نیز با خود انسان است . بنا بر نظریه فرانکل انسان کامل بودن ، یعنی با کسی یا چیزی فراسوی خود پیوستن . به عقیده فرانکل جستجوی هدف در خود ، شکست خویشتن است . لذا وی هدف رشد تکامل انسان را تحقق خود نمیداند ، بلکه چیزی بالاتر از آن می داند سلامت روان یعنی از مرز توجه به خود گذشتن ، از خود فرار رفتن و جذب معنا و منظوری شدن . در این صورت خود نیز به طور طبیعی و خود به خود تحقق می یابد . به طور خلاصه می توان گفت شخصی برخوردار از سلامت روان به عقیده فرانکل دارای ویژگی های ذیل می باشد : آزادی انتخاب عمل دارد ، مسئولیت هدایت زندگی و سرنوشت خویش را می پذیرد ، معلول نیروهای خارجی نیست ، معنای مناسبی از زندگی به دست آورده است ، بر زندگی خویش تسلط آگاهانه دارد ، ارزش خلاقیت، تجربه و گرایش خودش را آشکار می سازد ، از تجربه خودش فراتر می رود ، آینده نگر است ، تعهد شغلی دارد ، توانایی ایثار و دریافت عشق دارد و عشق ، هدف نهایی شخص دارای سلامت روانشناختی است . به عقیده فرانکل انسانی که واجد این صفات و خصوصیات باشد ، انسان فرارونده از خود نامیده می شود ( شولتز ، ترجمه خوشدل ، ۱۳۶۹). ۲-۱۰-۵ دیدگاه شناختی طبق این دیدگاه ، سلامت روان داشتن سازگاری خوب یا احساس خوب بودن است ، به ویژه هنگامی که این نوع سازگاری یا احساس با معیارهای جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند همخوانی داشته باشد ( ساعتچی ، ۱۳۶۹) . سایر معیارها شامل تحمل ، پذیرش عدم اطمینان ، تعهد و تعلق نسبت به چیزی خارج از وجود خود ، تفکر علمی ، پذیرش خود و لذت گرایی صرف می باشد ( خدا رحیمی ، ۱۳۷۴). بنا بر نظریه ویلیام گلاسر[۵۸] انسان سالم کسی است که واقعیت را انکار نکند و درد ورنج موقعیت ها را با انکار کردن نادیده نگیرد ، بلکه با موقعیت ها به صورت واقع گرایانه روبرو شود . هویت موفق داشته باشد یعنی عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کند و هم احساس ارزشمندی کند و هم دیگران احساس ارزشمندی او را تایید کنند . مسئولیت زندگی و رفتارش را بپذیرد و به شکل مسئولانه رفتار کند ( پذیرش مسئولیت کاملترین نشانه سلامت روانی است ) . توجه او به ندامت دراز مدت ، منطقی تر و منطبق با واقعیت باشد و بر زمان حال و آینده تاکید نماید نه بر گذشته و تاکید او بر آینده نیز جنبه درون نگری داشته باشد نه این که به صورت خیال پردازی باشد . واقعیت درمانی گلاسر ( ۱۹۶۵) نیز بر سه اصل قبول واقعیت ، قضاوت در درستی افراد و پذیرش مسئولیت رفتار و اعمال استوار است و چنانچه در شخص این سه اصل تحقق یابد گویا ، نشانه سلامت روانی اوست(خدارحیمی ، ۱۳۷۴) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیان کبری: مقدمه دوم این استدلال یک امر بدیهی است. اگر غنی بالذات متعدد باشد لازمۀ آن فقدان کمالات یکدیگر است. یعنی هر کدام کمال مخصوص به خود را دارند. برای تمایز نیاز به وجود تفاوت است و تفاوت هم با عدم وجود کمالات هر کدام از آنها در ذات دیگری همراه است. امّا طبق مقدمه اول اثبات شد که واجب الوجود باید غنی بالذاتی باشد که هیچ گونه نقصی در او راه ندارد. ملاصدرا پس از ذکر این برهان بیان میکند که این برهان علاوه بر اثبات وجود واجب الوجود، مثبت توحید ذاتی خداوند و همچنین سایر صفات خداوند نیز است که بدلیل عدم توجّه به چیزی غیر از ذات پروردگار و عدم اتکاء به ابطال دور یا تسلسل، آن را برهان صدیقین مینامد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
به تحقیق واجب الوجود بدین بیان ثابت شد و همین طور توحید او. نقصی به حسب ذاتش ندارد و تعددی در بی نهایتی او تصور نمیشود. علم او به ذاتش و به دیگر موجودات ثابت میشود چراکه علم غیر از وجود نیست….پس این راه شریفترین راه است چون سالک درمعرفت ذات و صفات وافعال احتیاج به چیزی غیر از ذات ندارد. نیازی به ابطال دور و یا تسلسل ندارد پس ذاتش به ذاتش شناخته خواهد شد. (ملاصدرا، الحکمه المتعالیه، ج ۶، ص ۲۶) {۲۳} فصل چهارم: پاسخ دیگر ملاصدرا لازم بذکر است آنچه بیان شد مناسب با حکمت متعالیه بود. امّا پاسخهای ملاصدرا مختص به کتاب اسفار نیست و او در بقیه کتابهای خود، پاسخهای دیگری را نیز مطرح کرده است. از جملۀ آنها میتوان به استدلالی است که در ضمن برهان پنجم از براهین کتاب المبداء و المعاد در فصل عدم شریک داشتن واجب الوجود در مفهوم وجوب وجود، آورده است، اشاره کرد. اگر وجوب وجود عارضی این دو هویت باشد، معلل خواهد بود. چنانکه کسی خود معروض را علت عروض بشمارد، گفتاری شنیع بر زبان رانده؛ چون لازم میآید خود ذات علت ذات به شمار آید و ذات بر خود تقدم بالوجود داشته باشد. اگر علت عروض عامل خارجی باشد، از فرض پیش شنیع تر است؛ چون لازم میآید ذات در وجوب وجود به غیر نیازمند باشد.(ذبیحی، ترجمه و شرح بخش نخست المبداء و المعاد، ص ۱۰۷) اشکال دیگر این صورت عدم انتهاء یک مفهوم عرضی به مفهوم بالذات است. وجوب وجود در واجب الوجود نمیتواند یک عرض عام به حساب بیاید. واهبِ وجود باید فی نفسه واجب الوجود باشد تا بقیه موجودات که فی غیره موجود هستند بتوانند بر او به عنوان واجب الوجود تکیه کنند و الاّ خود واجب الوجود هم باید نیازمند بهیک وجود دیگر باشد. برای تصور وجود لازم است که یک وجود بالذات موجود باشد همانطور که برای علم داشتن نیز وجود یک علم بالذات لازم است. آنچه گفته شد در حیات، اراده، اختیار، سمیع بودن، بصیر بودن و هر کمال وجود دارد و به همین دلیل قرآن کریم میفرماید: او بالاتر از هر صاحب علمی است. (قرآن، یوسف (۱۲)، ۷۶) پس لازم است یک قیوم واجب بالذات و زنده مختار وجود داشته باشد تا صحت انتزاع آنچه نام برده شد ثابت شود. (میرداماد، التقدیسات، ص ۱۳۵) {۲۴} علاوه برآنچه گفته شد این تصویر از واجب الوجود دارای اشکالات دیگری نیز هست. برای مثال ترکیب در واجب الوجود را به هر نحوی که باشد محال است. عرض و جوهر دو جنس عالی هستند و عرض نمیتواند داخل در ذات جوهر شده و یک حقیقت واحد را به وجود آورند؛ از طرف دیگر ترکیب واجب الوجود از یک واجب و یک ممکن، محال است چراکه واجب الوجود بسیط، حتی از هر گونه ترکیب عقلی هم إبا دارد. عرضهایی که صنف و یا شخص میسازند داخل در صنف یا جوهر میشوند. و در حقیقت نوعیه آنها دخالتی ندارند چراکه از دو ماهیت متفاوت یک ماهیت واحده تشکیل نمیشود. پس تو به راحتی میتوانی یقین حاصل کنی که واجب قیوم بالذات یک وجود بسیط از هر جهت است. جایز نیست از مبادی عینیه مختلفی حاصل شود. در حقیقت او کثرتی تصور نمیشود و به ماهیاتی تحلیل نمیشود. حیثیتی نمیتواند با التقاط پیدا کند زیرا او نفس احد بسیط از هر جهت است. (میرداماد، التقدیسات، ص ۱۲۳) {۲۵} جالب توجّه است که خود ابنکمّونه هم در کتاب الجدید فی الحکمه برای جواب دادن به شبهۀ وارد شده از سوی خودش، از همین استدلال برای نفی آن استفاده میکند. «اگر وجود دو واجب الوجود از دو نوع متفاوت صحیح باشد، وجوب وجود یک عرضی لازم برای هر کدام از آنها بوده و هر دو آنها در این امر با هم مشترک هستند که تفاوت آنها به تمام ماهیت فرض میشود.» (نک: الجدید فی الحکمه، ابنکمّونه، صفحه ۵۳۵تا۵۴۳) {۲۶} ابنکمّونه پس از طرح شبهه به تبیین لوازم آن پرداخته و میگوید: وقتی وجوب وجود عرض عام به حساب بیاید، معروض این عرض در حد ذات خود واجب نیست. واجب نبودن معروض به معنای عدم ذاتی بودن در باب کلیات خمس است. توضیح مطلب آنکه ذاتی در علم منطق دارای دو اصطلاح است. مقصود از «ذاتی» در باب کلیات خمس، چیزی است که جزء ذات یک شیء و یا عین ذاتان باشد، یعنی اوصافی که ماهیت افراد قائم به آن و وابسته به آن است و موجب تحقق و قوام ماهیت میشود؛ مانند حیوان ناطق بودن نسبت به انسان . به عبارت دیگر، محمولی که داخل در حقیقت ذات موضوع و مقوم ماهیتان باشد «ذاتی» خوانده میشود. عرضی در مقابل این است، یعنی محمولی که خراج از ماهیت و حقیقت موضوع باشد، یعنی اوصافی که در ماهیت و ذات شیء دخالتی ندارد و پس از تمامیت ذات و کامل شدن ماهیت برآن عارض میشود؛ مقصود از «ذاتی» در باب برهان، عبارت از چیزی است که از نفس ذات شیء گرفته شود و ذات در انتزاع آن کافی باشد. به عبارت دیگر، لوازم اول ماهیت که معلول ماهیت و از سنخ خود ماهیت باشد، ذاتی بابِ برهان نامیده میشود؛ و از همین جاست که در باب برهان گاهی عَرَضی لازم را نیز ذاتی خواندهاند. با توجّه به توضیح داده شده، روشن میشود که جدایی عارض و معروض در تحلیل ذهنی صورت گرفته است و گرنه هردوی معروض و عارض، موجود بهیک حقیقت هستند و در خارج یک واقعیت دارند. وقتی جدایی عقلی آنها در نظر میآید، منظور حمل اولی است؛ و وقتی اتحاد و عدم انفکاک آنها مورد توجّه قرار میگیرد، منظور حمل شایع صناعی است. هر گاه ذاتیات یک موضوع را برآن موضوع حمل کنیم، میشود حمل اولی ذاتی یا بگویید حمل هو هو. مثال: انسان حیوان است- انسان ناطق است که حیوانیت و ناطقیت جنس و فصل انسان و از اقسام کلی ذاتی«انسان» اند. و هر گاه که صفات و کیفیات خارج از ذاتیات موضوع را بر موضوع حمل کنیم میشود حمل شایع صناعی یا حمل متعارف و مروج و معمولی؛ مثال: انسان حیوان خندان است- گلها تازهاند، که خندان بودن عرض خاص انسان و نیز تازگی از عرضیات«عام« گلها است. در این هنگام معروض وجوب وجود در حد ذات خود واجب نیست. البته نه به معنای انفکاک آن از وجود واجب، بلکه به معنای اینکه امکان ملاحظۀ جدا گانه آن درنزد عقل وجود دارد.(همان){۲۷} ماهیت مجهول الکنه که معروض قرار گرفته است، نمیتواند در عرض خود تأثیر گذاشته و آن را موجود کند، چراکه این ماهیت که قرار است در خارج نقش واجب الوجود را ایفا کند، هنوز موجود نشده است. خودش که نمیتواند وجوب وجود را بر خودش حمل کند و از طرف دیگر هیچ چیزی دیگری غیر از عارض هم نباید بتواند او را ایجاد کند، چون این ماهیت معلول واقع میشود و فرض معلولیتان منافی این است که مصداق واجب الوجود قرار گیرد. ماهیت معروض مؤثر در عارض نیست، زیرا شی تاثیری نخواهد داشت مگر هنگامی که در واقع وجود داشته باشد امّا وجودش در اینجا مستلزم تقدم بر چیزی است که بالذات وجود داشته است.(همان){۲۸} عارض مشترک که همان وجوب وجود است، در خارج وجودی به صورت مستقل ندارد. این مفهوم مشترک برای بودن نیاز به تخصیص یافتن بر یک معروض خاص را دارد تا اشتراکش از بین رفته و زمینه برای تشخص و فعلیتش فراهم شود. در اینصورت برای بودن نیاز علتی دارد که او را تشخص بخشد. ثابت شد که معروض یعنی آن ماهیت مجهول الکنه قابلیت تأثیر در وجوب وجود را ندارد، بنابراین واجب الوجود نیازمند علتی خارجی است و این مستلزم معلولیت واجب الوجود و تحقق خلف خواهد شد. این عارض مشترک میان این دو فی نفسه واجب نیست، زیرا وجود نمییابد مگر در ضمن یک مخصص که اشتراکش را از بین ببرد. پس هنگامی که واجب نبود ممکنی است که نیاز بهیک علت غیر معروض دارد. پس واجب الوجود در وجودش نیازمند به علتی خارجی دارد. این امر خلاف فرض خواهد بود.(همان){۲۹} نتیجه گیری: اگر وجوب وجود عارض بر ماهیت باشد، این عرض عام در عروض خود نیازمند علت است. برای این عرض دو علت میتوان در نظر گرفت، یکی معروض و دیگری امری خارج از عارض و معروض. بطلان هر دو حالت روشن شد، بنابراین تعدد واجب الوجود هم باطل میشود. فصل پنجم: پاسخ عام یکی دیگر از براهین اثبات توحید ذاتی پروردگار که میتواند پاسخگوی شبهه ابنکمّونه بر طبق اصالت ماهیت و یا وجود باشد، برهان اول ابنسینا در الهیات شفا در اثبات توحید ذاتی است. بدلیل طولانی بودن عبارت عربی این برهان تنها بخش ابتدایی آن آورده میشود و بعد به شرح آن پرداخته میشود. فصلی درباره وحدت واجد الوجود: لازم است که واجب الوجود یک ذات واحد باشد. در غیر اینصورت کثیر خواهد بود. پس امر از دو حالت خالی نخواهد بود. یا هر کدام در حقیقت خود مخالف دیگری نبوده و یا حقیقت آنها مختلف است. (ابنسینا، الهیات شفا، ص ۴۳) {۳۰} این برهان مبتنی بر تقسیم ثنایی و حصر عقلی است. ابنسینا بدون در نظر گرفتن اصالت ماهیت یا وجود و نیز بدون توجّه به حالتهای مختلف استدلال و اینکه آیا در این شقوق صحت عقلی رعایت شده یا نه به ابطال تمامی صورتهای آن میپردازد. اگر واجب الوجود ها دو تا باشد باید میان آن دو ما به الامتیازی تحقق داشته باشد. ابنسینا همین نقطه را محل شروع استدلال خود قرار میدهد. در صورت تعدد واجب الوجود یا آنها حقیقت یکسانی دارند و یا مختلف الحقیقه اند. اگر در حقیقت، مشابه باشند، اختلاف آنها به وسیلۀ عوارض است، حال منشاء این عوراض چیست؟ اگر ذات واجب الوجود خود، منشاء انتزاع باشد، همواره با بودن ذات این عوارض هم موجود است که در این صورت، تعددی از طریق عوارض به وجود نمیآید. اگر منشاء این عوارض چیزی بیرون از ذات پروردگار باشد، دو محزور پیش خواهد آمد. اول اینکه خارج از ذات واجب الوجود ها چیزی نیست که بخواهد علت این عوارض قرار گیرد. دوم اینکه در صورت قبول وجود چیزی که خارج از حیطه واجب الوجود موجود باشد، باز هم واجب الوجود بالذات برای تکثر نیازمند این اعراض است؛ در این حالت واجب بالذات، واجب بالغیر میشود که بطلان آن در فلسفه ثابت شده است. به تقسیم اول بازگشته و می گوئیام، اگر واجب الوجود ها در حقیقت مخالف هم باشند، دو حالت بدست میآید. یکی اینکه وجه اختلاف تأثیر در وجوب وجود دارد؛ در این صورت وجه تمایز باید در همۀ واجب الوجود ها باشد که مستلزم خلف و عدم تعدد در ذات واجب الوجود های مختلف است؛ و دیگر اینکه وجه اختلاف تاثیری در وجوب وجود نداشته باشد، لازم میآید که واجب الوجود بدون این تمایز موجود باشد؛ در حالی که ما به الامتیاز محصل واجب فرض شده، عرض لاحق به حساب میآید که در این حالت آخر هم خلف به وجود میآید. برای روشن شدن حالتهای مختلف استدلال اصل برهان بصورت نموداری نشان داده شده و در ادامه به شرح و تفصیل آن خواهم پرداخت.[۴] این برهان مبتنی بر اثبات مطلوب از طریق رد نقیض است. اگر واجب الوجود های متعددی موجود باشند شقوق مختلفی متصور است؛ ولکن همگی این شقوق منجر به خلف خواهد بود، بنابراین تعدد واجب الوجود منتفی خواهد بود. اگر ما معتقد به توحید نباشیم، واجب الوجود های متعددی در خارج خواهند بود. ابنسینا برهان خود را از اینجا شروع میکند که اشتراک و اختلاف این دو در چیست؟ دلیل این پرسش این است که اگر واجب الوجود متعدد باشد بالاخره نیاز بهیک وجه تمایز لازم است. واجب الوجود ها اگر در حقیقت خود مشترک باشند، تعدد آنها عددی است. جدا از محذوریتهای کثرت عددی واجب الوجود که در بخش اول از این نوشتار توضیح داده شد، به شرح این فرض خواهیم پرداخت. وقتی حقیقت مشترک باشد کثرتی ایجاد نخواهد شد و وجه اختلافی میان آنان موجود نیست. امّا اگر ما دو واجب الوجود را در ذهن خود فرض کنیم نمیتوانیم وجود هر گونه اختلافی میان آن دو را نفی کنیم. بنابراین وجه اختلاف مربوط به امری خارج از وجوب وجود میشود. با توجّه به آنچه گفته شد، چیزی بر واجب الوجود ها حمل میشود و با آنها متحد میشود و این همان است که وظیفه ایجاد تمایز را بر عهده دارد. مثلاً به جنسی یک فصل ضمیمه میشود و با آن یکی میشود بطوری که بر همۀ انواع قابل صدق است. وقتی نطق به جنسی مانند حیوان اضافه میشود و با آن متحد میگردد، بر همۀ افراد نوع که انسان باشند حمل میشود. منظور ابنسینا این است که وجه تمایز عرضی است و هر عرضی نیازمند علتی است. در نتیجه این اعراض برای بودن نیازمند به علت هستند. اگر علت این اعراض همان ذات واجب الوجود باشد، عرض در تمام واجب الوجود های متّحد الحقیقه یکسان خواهد بود و تمایزی بدست نمیآید. برای فرار از این بن بست علت اعراض را چیزی خارج از حقیقت واجب الوجود فرض میکنیم. وقتی علت این اعراض موجود نباشد تمایزی هم ایجاد نمیشود و وقتی تمایزی نباشد واجب الوجود های متعددی محقق نمیشود. با توجّه به این توضیح، واجب الوجود برای تحقق داشتن نیازمند چیزی بیرون از ذات خود است. واجب الوجود همچون ماده ای مبهم منتظر صورتی است که او را محصل کند. این همان چیزی است که در فلسفه به عنوان قائده «الشی ما لم یتخصص لم یوجد» از آن یاد میشود. واجب الوجود در تشخص خود محتاج غیر میشوند. اجتماع وجوب بالذات و بالغیر در یک حقیقت محال است بنابراین این حالت نیز منجر به خلف میشود. به تقسیم اول بازگشته و وجه تمایز واجب الوجود ها را در اصل ذات واجب الوجود ها لحاظ میکنیم. مابه الامتیاز بخشی از ذات است و وجوب وجود بقیۀ حقیقت هر یک از آنها را تشکیل میدهد. وجوب وجود یک جنس است که فصول مختلفی با او متحد میشوند و انواع مختلف ایجاد میشود. استدلال ابنسینا اینطور ادامه پیدا میکند که این امر ذاتی و ما به الاختلاف دخالتی در وجوب وجود دارد یا ندارد؟ اگر این ما به الامتیاز تاثیری در وجوب وجود داشته باشد، باید همۀ واجبها در این امر با هم موافق باشند؛ در حالی که فرض شده بود این ما به الاختلاف و وجه تمایز است. وظیفه این وجه تمایز تنها ایجاد افتراق است و هر کدام را از دیگری مشخص میکند. وجود این حالت یعنی این امر دخالتی در ذات واجب الوجود ها ندارد، در حالی که از اول فرض شده بود که وجه تمایز به وسیلهیک امر اصلی و ذاتی ایجاد شود. در این صورت نیز واجب الوجود های متعدد مستلزم خلف خواهد بود. درست از اینجاست که ابنکمّونه میگوید چه اشکالی دارد که تباین دو واجب الوجود به تمام الذات باشد و اشتراک آنها در یک امر عرضی فرض شود. امّا ابنسینا در برهان تعیّن خود که در کتاب اشارات به تبیین آن پرداخته بود و ما نیز در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت، ثابت میکند که وجوب وجود عین ذات است و فرض عرضی بودن آن مستلزم معلولیت واجب الوجود است. لذا در اینجا این شق را بیان نمیکند. امّا اگر از برهان تعیّن ابنسینا و ابطال این شق در آن برهان صرف نظر کنیم، باز هم راه دیگری برای ابطال اشتراک در عرض عام وجود دارد، توضیح آنکه: شهید مطهری در کتاب مقالات فلسفی مطلبی را ذکر میکند که برای جواب به شبهه ابنکمّونه بسیار مفید است. چرا شق سوم که در آن حیققت واجب الوجودها مخالف یکدیگرند و ما به الامتیاز دخالت در وجوب وجود دارد را انتخاب نکنیم؟ در حالت سوم وقتی تعدد واجب الوجود منتفی میشود که معیار واجب الوجود بودن در تمام آنها یکی باشد، امّا چرا جایز نباشد که چند امر مختلف ملاک واجب الوجود بودن باشند. برای مثال یک جنس با فصول مختلف تحقق مییابد. جسم با فصول متفاوتی همچون ناطقیت و ناهق بودن و… محصل میشود. چرا در ما نحن فیه وجوب وجود همچون جنس مبهم با فصول و ملاکهای متفاوت محصل نشود. آنچه محال است اعم بودن ملزوم است امّا اگر لازم همچون یک عرض عام بر موارد مختلف حمل شود، محذوری پیش نمیآید. شهید مطهری در جواب این مشکل چنین مینویسد: همان طوری که نمیشود ملزوم اعم از لازم باشد نمیشود لازم هم اعم ملزوم باشد و داستان علیت فصول از برای جنس واحد یا انواع متعدده برای عرضی واحد جوابش این است که در باب فصول، فصول حقیقی انحاء وجوداتند…. در ضمن ادله وحدت وجود گفتهایم که اگر سنخیت وجودات نمیبود این مشترکات اخذ نمیشد؛ و در علت عرضی اعم هم نوع متوسط است نه انواع سافله. (مطهری، مقالات فلسفی، ص ۳۰۵) با روشن شدن اشکال معلوم میشود که حتی اگر وجوب وجود را به بیرون از ذات برده و آن را عرض عام فرض کنیم جواب شبهه همان خواهد بود که بیان شد. بنظر میرسد که این برهان برهان تمامی است و اشکالی ندارد چه بنا بر طرز فکر اصالت ماهیت و چه بنا بر طرز فکر اصالت وجود. امّا بنابر فکر اصالت ماهیت بیان گذشته خود شیخ کافی است، و بنا بر فکر اصالت وجود هم اختلاف دو وجود یا به مرتبه طولی است و یا به مرتبۀ عرضی، که مرتبۀ طولی جز با علیت و معلولیت صورت پذیر نیست و مرتبۀ عرضی هم جز با ترکیب حقیقت و تقارن یک مرتبه با امور متعدده صورت پذیر نیست و در این صورت همان اشکال شیخ عود میکند.(مطهری، مقالات فلسفی، ص ۳۰۶) فصل ششم: برهان تعیّن ابنسینا و جواب شبهه ابنکمّونه مشهورترین برهان ابنسینا در اثبات توحید ذاتی پروردگار برهان تعیّن است که در این مقام مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این برهان پس از ابنسینا نیز مورد توجّه بسیاری از حکمای بعد از او همچون میرداماد و ملاصدرا قرار گرفت. میرداماد این برهان را مختصرترین و متینترین برهان در توحید پروردگار میداند. (میرداماد، التقدیسات، ص ۵۱۰) ابنکمّونه نیز در کتاب الجدید فی الحکمه، برای اثبات توحید ذاتی پروردگار از برهانی استفاده میکند که تقریباً میتوان آن را همان برهان ابنسینا دانست. ماهیت واجب الوجود متعیّن، اگر تعیّن آن بخاطر وجوب وجود باشد واجب الوجود دیگری نخواهد بود. امّا اگر تعیّن بخاطر چیز دیگری باشد واجب الوجود محتاج میشود. اگر محتاج به غیر نباشد غیر معلل است. پس اختصاص هر کدامشان بهیک مخصص غیر مخصص خواهد بود که این نیز مستلزم محال است. (ابنکمّونه، الجدید فی الحکمه، ص ۵۳۶) {۳۱} متن برهان ابنسینا در کتاب اشارات بدین صورت است: «واجب الوجود المتعیّن ان کان تعیّنه ذلک لانه واجب الوجود. فلا واجب وجود غیره». (ابنسینا، الاشارات و تنبیهات، ص ۱۰۰)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل (۵‑۵) خطوط میدان الکتریکی (الف) مد زوج (ب) مد فرد [۱]. با توجه بهمباحث خطوط انتقالی مایکروویو، موجبرهای همصفحه عموما برای نمایش امپدانس مشخصه استاندارد بهمنظور تطبیق مناسب با کابل هممحور (زمین-سیگنال-زمین) طراحی میشوند. در نتیجه بخش زیادی از انرژی ورودی از کابل هممحور بهموجبر همصفحه وارد می شود و بازتاب انرژی بهکمینه میرسد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
قطر و طول نانولوله کربنی بهکاررفته بهترتیب ۴/۱ نانومتر و ۵/۱ میکرومتر درنظرگرفته شده است. ضخامت عایق نیز ۱۱ میکرومتر است. برای به کارگیری نانولولههای کربنی در ساختار پیشنهادشده باید بتوانیم نانولولههای کربنی را در محیط CST تعریف کنیم. راههای مختلفی برای معرفی یک ماده در محیط CST وجود دارد. ولی با توجه بهاطلاعات موجود در مورد نانولولههای کربنی، مناسبترین روش برای معرفی نانولوله کربنی استفاده از مقاومت سطحی است. نانولوله کربنی که در این شبیهسازی مورد استفاده قرار گرفته است از نوع مبلی و با ضریب مشخصه (۱۰،۱۰) است. مقاومت سطحی نانولوله کربنی را از معادله زیر محاسبه می کنند: (۵-۱) که در آن مقادیر حقیقی و موهومی رسانایی دینامیکی مربوط به را با بهره گرفتن از شکل (۵‑۶) بهدستآورده و با جاگذاری قسمت های حقیقی و موهومی رسانایی دینامیکی بهدست آمده در معادله (۵‑۱)، مقاومت سطحی را بهدست میآوریم و با بهره گرفتن از روش تعریف ماده جدید توسط مقاومت سطحی در نرمافزار CST، نانولوله کربنی را تعریف میکنیم.
شکل (۵‑۶) قسمت حقیقی و موهومی رسانایی دینامیکی نانولوله کربنی از نوع مبلی [۱۵]. سیگنال ورودی مطابق شکل (۵‑۸) (منحنی قرمز رنگ) گاوسی سینوسی است و بسامد زاویهای شبیه سازی ۷۰۰ گیگاهرتز گزینش شده است. همانطور که در بخشهای پیشین گفته شد هدف از به کارگیری این ساختار تطبیق امپدانسی در استفاده از نانولولههای کربنی در دنیای مقیاس بزرگ است. باتوجه بهشکل (۵‑۷) تطبیق امپدانسی بسیار مناسبی را با بهره گرفتن از این ساختار خواهیم داشت. امپدانس درگاه ۳ که خروجی نانولوله کربنی است، در بسامد زاویهای ۷۰۰ گیگاهرتز برابر ۵۵ اهم است. در صورتیکه اگر از نانولوله کربنی در دنیای مقیاس بزرگ بدون این ساختار استفاده کنیم به دلیل امپدانس بسیار بالای حدود ۶ کیلواهم نانولوله کربنی و امپدانس ۵۰ اهم موجبر، عدم تطبیق امپدانسی بالایی رخ خواهد داد که موجب بازتاب بخش زیادی از انرژی ورودی بهنانولوله کربنی می شود.
شکل (۵‑۷) تطبیق امپدانسی ایجادشده با بهره گرفتن از ساختار شبیهسازیشده. امپدانس درگاه خروجی نانولوله کربنیِ، ZRef 3(1)، بهکاررفته در ساختار، در بسامد ۷۰۰ گیگاهرتز به ۵۵ اهم رسیده است. ZRef 2(1) بیانگر امپدانس درگاه خروجی ساختار موجبر همصفحه و ZRef 1(1) بیانگر امپدانس خروجی کابل هممحور است. ساختاری که در این بخش شبیهسازی شده تنها برای تطبیق امپدانس است و بایاس DC در ساختار اعمال نشده و موج ورودی AC است [۱]. ولی جالب است که بهخروجی این سامانه نیز توجه کنیم، با توجه بهشکل (۵‑۸) ابتدا سیگنال خروجی نانولوله کربنی کمتر از ورودی سامانه است و پس از گذشت زمان سیگنال خروجی اندکی تقویت را نشان میدهد. در شکل (۵‑۹) نمایش بهتری از این ناحیه تقویت را مشاهده میکنیم.
شکل (۵‑۸) سیگنال گاوسی سینوسی، ورودی (قرمز رنگ)، خروجی (نارنجی رنگ). با بزرگنمایی قسمتی از شکل (۵‑۸) که با کادر مستطیلی مشخص شده است، شکل (۵‑۹) بهدست آمده، که سیگنال خروجی (نارنجی رنگ) دامنه بیشتری را نسبت به سیگنال ورودی (قرمز رنگ) نشان میدهد.
شکل (۵‑۹) نمایش تقویت سیگنالAC عبوری از درون ساختار شبیهسازیشده. با بزرگنمایی کردن بخشی از شکل (۵‑۸).
نتیجه گیری و پیشنهادها
نتیجه گیریها
در این پایان نامه بهبررسی شباهتها و تفاوتهای نانولولههای کربنی[۶۷] با تقویتکننده لولهای موج رونده[۶۸] پرداختیم و دریافتیم در شرایطی که سرعت موج DC و AC برابر نباشند، عامل فیزیکی تقویت در نانولولههای کربنی متفاوت از عامل فیزیکی تقویت در تقویتکننده های لولهای موج رونده است. این عامل فیزیکی به دلیل ساختار کریستالی و متناوب نانولولههای کربنی منجربهحالت بلاخ[۶۹] درنانولولههای کربنی می شود، که اگر نانولوله کربنی مورد اعمال بایاسDC قرارگیرد نوسان بلاخ را خواهیم داشت. با بهره گرفتن از معادله لاندور-بوتیکر[۷۰] نانولوله کربنی از نوع زیگزاگ[۷۱] (۶،۰) با طول مشخص با بایاسDC را شبیهسازی کردیم و نمودار V-I را برای آن بهدست آوردیم و دریافتیم اُفت جریان موجود در نمودار V-I به دلیل نوسانهای بلاخ است. با بهره گرفتن از تئوری شبهکلاسیک بهبررسی انتقال الکترونها در یک نانولوله کربنی تکدیواره از نوع زیگزاگ با اعمال همزمان بایاس DC وAC پرداختیم. با بهره گرفتن از معادله انتقالی بولتزمن در ساختارِ زمان استراحت ثابت، یک عبارت تحلیلی برای چگالی جریان بهدست آمد، چگالی جریان نرمالیزهشده را برحسب میدان DC نرمالیزهشده اعمالی در طول نانولوله کربنی شبیهسازی کردیم. ابتدا نانولوله کربنی از نوع زیگزاگ (۱۲،۰) با درنظرگرفتن شبیهسازی کردیم. اُفت جریان بهوجودآمده از نوسانهای بلاخ را مشاهده نمودیم. با تکرار شبیهسازی برای و دریافتیم برای اُفت جریان وجود ندارد، در صورتیکه با رسانایی تفاضلی منفی[۷۲] خواهیم داشت وبا توجه بهاینکه τ (زمان استراحت) یک مقدار ثابت است، پس بسامد زاویهای بلاخ بهکار رفته در شبیهسازیها بسیار اهمیت دارد و با کاهش دادن آن، رسانایی تفاضلی منفی وجود نخواهد داشت. بهعبارت دیگر برای داشتن رسانایی تفاضلی منفی، میدان DC باید از میدان بحرانی بیشتر باشد. همچنین تاثیر ضریب مشخصه نانولوله کربنی از نوع زیگزاگ را نیز بر جریان عبوری از نانولوله کربنی بررسی کردیم و دریافتیم که با افزایش ضریب مشخصه افزایش دامنه جریان عبوری از نانولوله کربنی برحسب میدان DC نرمالیزهشده اعمالی را خواهیم داشت. با توجه بهعدم تطبیق امپدانس که در استفاده از نانولولههای کربنی در دنیای مقیاس بزرگ وجود دارد، ساختار موجبر همصفحهای باریکشده[۷۳] را شبیهسازی کردیم و از کابل هممحور[۷۴] برای تغذیه آن استفاده نمودیم و با به کارگیری نانولوله کربنی در آن و شبیهسازی انجامشده مشاهده کردیم که عدم تطبیق امپدانس بهمیزان قابل توجهی با بهره گرفتن از این ساختار کاهش یافت.
پیشنهادها
بهعنوان پیشنهادی برای کارهای آینده میتوان تاثیر طول و یا انحنای نانولولههای کربنی را در جریان عبوری از نانولولههای کربنی برحسب میدان DC اعمالی و همچنین وجود نوسانهای بلاخ را در چنین ساختارهایی بررسی نمود. ساختار موجبر همصفحه بهکار رفته برای تطبیق امپدانس صرفا با بایاسAC است و هدف از به کارگیری آن در این پایان نامه بررسی تطبیق امپدانس بوده است. اما میتوان بهعنوان پیشنهادی برای کارهای آینده، ساختاری مشابه را با بایاس همزمانAC و DC در نظر گرفت و بهبررسی تقویت سیگنال AC خروجی در آن پرداخت.
مرجعها
M. Dagher, N. Chamanara, D. Sounas, R. Martel, and C. Caloz, “Theoretical investigation of traveling- wave amplification in metallic carbon nanotubes biased by a dc field,” IEEE Trans. Nanotechnol. Vol. 11, pp. 463-471, 2012. http://edu.nano.ir/index.php?actn=papers_view&id=161 B.G. Streetman and S. Banerjee, Solid state electronic devices, Prentice Hall, 2009. C. Kittle, Introduction to solid state physics, Wiley, 1996. E. Jodar, A.P. Garrido, and F. Rojas, “Bloch oscillations in carbon nanotubes,” J. Phys. Condens. Matter, Vol. 21, pp. 1-5, 2009. https://www.cst.com/Applications/Article/Ku-Band+Traveling+Wave+Tube. M. Shahinpoor and S. Hans-Jörg, , Royal Society of Chemistry, 2008. S.S. Abukari, K.W. Adu, S.Y. Mensah, N.G. Mensah, K.A. Dompreh, A.K. Twum, and M. Rabiu, “Amplification of terahertz radiation in carbon nanotubes,” Eur. Phys. J. B, Vol. 86, pp. 1-5, 2013. Z. Aksamija, Boltzmann transport equations for nanoscience applications, Report, Electrical and Computer Engineering Dept. University of Wisconsin-Madison, 2008. L. Esaki and R. Tsu, “Superlattice and negative differential conductivity in semiconductors,” IBM J. Research and Development, Vol. 14, pp. 61–۶۵, ۱۹۷۰. P.J. Burke, “Luttinger liquid theory as a model of the gigahertz electrical properties of carbon nanotubes,” IEEE Trans. NanoTechnol. Vol. 1, pp. 129-145, 2002. Q. Liu, G. Luo, R. Qin, H. Li, X. Yan, C. Xu, L. Lai, J. Zhou, S. Hou, E. Wang, Z. Gao, and J. Lu, “Negative differential resistance in parallel single walled conductivity in carbon nanotubes,” Phys. Rev. Lett. Vol. 83, pp. 155442 (1-7), 2011.
-
- A.S. Maksimenko and G.Y. Slepyan, “Negative differential conductivity in carbon nanotubes,” Phys. Rev. Vol. 84, pp. 362-365, 2000.
http://wcalc.sourceforge.net/cgi-bin/coplanar.cgi. G.W. Hanson, “Fundamental transmitting properties of carbon nanotube antennas,” IEEE Trans. Antennas Propag. Vol. 53, pp. 3426-3435, 2005. واژهنامه فارسی بهانگلیسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۳
۴۲
۱۶
۳۹
۲۲
۸
ماهیت کار
۲۵
۳۲
۳۱
۲۰
۴۸
۳۰
۳۲
۹
ارتباطات
۴۰
۴۵
۳۹
۳۰
۵۹
۴۴
۴۲
۴۳
جدول ۱ : همبستگی درونی میان زیرمقیاس های پیمایش رضایت شغلی ( اسپکتر ، ۲۰۰۱، ص ۱۸ ) نمونه آماری ۳۰۲۷ نفر و کلیه همبستگی ها در سطح ۰.۰۰۱ > معنادار هستند . ۲-۳- تعاریف و مفاهیم معلم پژوهنده : - اقدام پژوهی روش معلمان پژوهنده معلمان پژوهنده از روش های گوناگون برای تولید دانش بومی استفاده می نمایند که مشهورترین آنها اقدام پژوهی است .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اقدام پژوهی بعنوان روش معلمان پژوهنده ، مفهومی چند ظرفیتی است که عمدتا در قالب واژگان عمل ، ژرف اندیشی ، تغییر و بهبود سازمان می یابد . به طور کلی ، در تمام فعالیتهای مربوط به تحقیق عمل ،دو هدف اساسی وجود دارد : یکی (( بهبود اوضاع )) و دیگری (( درگیر شدن با اوضاع )) یا به عبارت دیگر ، جزئی از فرایند تحقیق بودن ، طرفداران این روش تحقیق آموزشی معتقدند که هدف تحقیق عمل بهبود عمل ، ادراک عمل به وسیله ی کاروزرها یا توسعه ی حرفه ای و سرانجام بهبود شرایط و اوضاعی است که عمل در آنها انجام می گیرد ( گویا ، ۱۳۷۲ ) . پیوند واژه های (( عمل )) و (( پژوهش )) مشخصه ی اصلی این رویکرد را روشن و برجسته می سازد . این مشخصه یا ویژگی عبارت است از آزمون و بررسی اندیشه ها در عمل به مثابه ی وسیله و ابزاری که به بهبود شرایط اجتماعی و افزایش دانش می انجامد . آنچه در رویکرد اقدام پژوهی اهمیت دارد آن است که فرد احساس کند می تواند منشا تغییر موثری در موقعیت کاری خود باشد . مسائلی که موضوع اقدام پژوهی معلمان قرار می گیرند معمولا از زمینه ها و حوضه هایی که آنها را دشوار و نامعین می یابند ، منشا می گیرند : از اختلاف ها و تفاوت های بین آنچه قصد می شود و آنچه واقعا” اتفاق می افتد ( رضایی ، ۱۳۸۲ ) . ریشه معلم پژوهنده به دیدگاه ارسطو در قرن چهارم میلادی بر می گردد که وی نقش مشاهده گر را در ساخت واقعیت مطرح می کند و با تاکید بر عمل مبتنی بر اخلاق ، شکلی از تفکر عمیق را برای پالایش روشها و عقاید ارائه می سازد . فعالیتهای مک فارلند و استانلی[۶۰] . همچنین کارهای کمنیوس [۶۱]در قرن ۱۶ و ۱۷ و روسو[۶۲] در قرن ۱۸ و دیویی و منتسوری[۶۳] در قرن ۱۹ و نیمه اول قرن بیستم و کارهای فراوان دیگر در قرن ۲۱ مانند کارهای لوین[۶۴] ( ۱۹۴۰ ) ، کری [۶۵]( ۱۹۵۳ ) و استین هاوس[۶۶] ( ۱۹۷۵ ) در ترسیم و بازسازی مفهوم معلم پژوهنده نقش بسیار با اهمیتی برعهده داشته اند . دیویی معادله تجربه + بازتاب = رشد را مطرح ساخت . به نظر دیویی تفکر بازتابی مستلزم توجه جدی معلم به تجارب خویش است ( مک فارلند و استانسل ، ۱۹۹۳ ) . چندین اصطلاح تاکنون مرتبط با فعالیت معلم پژوهنده در ادبیات تعلیم و تربیت مطرح شده است مانند کارگزار پژوهشگر ، کارگزار فکور ، معلم پژوهشگر ، پژوهش عملی ، پژوهش تعاملی ، پژوهش کلاس درس ، پژوهش مبتنی بر عمل . ( هیوسن[۶۷] ، ۱۹۹۴ ) . با این وجود ، این اصطلاحات ممکن است ماهیت و هدف اصلی معلم پژوهنده را بیان نکنند . ماهیت معلم پژوهنده با این تفسیر اساسی قابل طرح است که معلم به واسطه حرفه خویش باید فعالانه در مسیر تولید دانش مورد نیاز نقش آفرین باشد . رویکرد معلم پژوهنده نقش معلم را به عنوان یک مصرف کننده منفعل یافته های پژوهش های دیگران تایید نمی کند ( اسکات[۶۸] ، ۲۰۰۶ ) . با تاکید بر ظرفیت پژوهش ، معلمان رویکرد حل مساله را در فرایند یاددهی – یادگیری بکار بسته و از این مسیر موجبات توسعه آموزش را فراهم می سازند ( مرتلر[۶۹] ، ۲۰۱۲ ) . علاوه بر تاثیر مثبت این اقدام برآموزش ، شغل معلمی از این طریق با معنی تر گردیده و در ننتیجه آن ، روحیه معلمان بهبود می یابد ( سگور[۷۰] ، ۲۰۰۰ ) که اصولا ” بهره گیری از این رویکرد در مسیر توانمند سازی حرفه ای معلمان جریان می یابد ( کرایج[۷۱] ، ۲۰۰۹ ) . امروزه رویکرد معلم پژوهنده برنامه های تربیت معلم را در سطح جهان متاثر از خود ساخته است ( وایتهد[۷۲] و مک نیف[۷۳] ، ۲۰۰۶ ) . ۲-۴- ارزیابی و سنجش رضایت شغلی ارزیابی رضایت شغلی ، عموما توسط پرسشنامه های منظم و ساختار یافته انجام می پذیرد . گر چه در برخی موارد از مصاحبه هم استفاده می شود ، بیش تر تحقیقات در این زمینه توسط پرسشنامه صورت می گیرد ؛ زیرا مصاحبه هم هزینه بر و هم زمان بر می باشد ( دایر و جکسون ، ۱۹۹۹ ، ص ۴۰ ) . برخی از صاحب نظران ( اسپکتور ، دایر و جکسون [۷۴]، ۱۹۹۰ ، ص ۱۳ ) سرپرستان را به منظور پیش بینی و برآورد رضایت شغلی کارکنان تحت سرپرستی ، مورد سوال قرار دادند . همبستگی ۵۴/ ۰ در خصوص مفروضات سرپرستان و کارکنان در مطالعات گویای این موضوع بود که سرپرستان از احساس کارکنانشان کاملا آگاه هستند . محققان دیگری ( گلیک[۷۵] ، جنکینز[۷۶] و گوپتا[۷۷] ، ۲۰۰۲ ، ص ۱۵ ) از روش مشاهده حین کار به منظور سنجش رضایت شغلی استفاده نمودند . به هر حال شاید ساده ترین روش برای سنجش رضایت شغلی استفاده از مقیاس های موجود باشد . در بسیاری از مطالعات ، اعتبار و روایی این مقیاس های مورد استفاده تایید گردیده است ( تیلا پاک[۷۸] ، ۱۹۹۹ ، ص ۲۵ ) شواهد بسیاری برای استفاده مقیاس های موجود رضایت شغلی وجود دارند که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از : نخست : بسیاری از مقیاس های در دسترس ، جنبه های اصلی رضایت شغلی را مورد سنجش قرار می دهند ؛ دوم : بسیاری از مقیاس های موجود دارای هنجارهای استاندارد می باشند . مقایسه پاسخ ها با فرم ها می توانند به منظور تعبیر وتفسیر نتایج کمک نمایند ؛ سوم : بسیاری از مقیاس های موجود نشان دهنده سطوح قابل قبولی از اعتبار آن ها می باشند . چهارم : استفاده از متغیرها شواهد مناسبی رابه منظور اعتبار لازم در تحقیقات فراهم آورده اند. بنابراین ، می توان اعتماد داشت که مقیاس ها بتوانند به طور مستمر سطوح مورد علاقه رضایت مندی شغلی را مورد سنجش و اندازه گیری قرار دهند ( کامان[۷۹] ، ۲۰۰۰ ، ص ۳۰ ) . ۲-۵-مهم ترین مقیاس های رضایت شغلی عبارتند از :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که و ضرایب مربوط به حرکت دورانی و= r5 نیز اثر ممان اینرسی دورانی اضافه شده برای حالت ≤ ν و حالت حرکت چرخشی است. نهایتا میتوان ضرایب سختی دینامیکی خاک را در حوزهی فرکانس به فرم زیر بهدست آورد [۵۱]:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(۳‑۳۳)
()= []
(۳‑۳۳- الف)
(۳‑۳۳- ب)
که در آنها فرکانس بدون بعد است و ? و c از جدول ۳-۱ بهدست میآید. همانطور که مشاهده میگردد، در حوزهی فرکانس میتوان برای حرکت دورانی ضرایب فنر و میراگر را محاسبه نمود، در حالیکه در حوزهی زمان بهدلیل وجود عبارت کانولوشن نمیتوان ضرایب ثابت فنر و میراگر را بهسادگی بهدست آورد. این موضوع در واقع به دلیل وابستگی سختی دینامیکی خاک به فرکانس میباشد. با توجه به مفاهیم ذکر شده در بالا، میتوان ضرایب سختی دینامیکی یک دیسک با شعاع r0 واقع بر یک نیمفضای همگن بیمیرایی با مدول برشی G، جرم حجمی ρ و به ازای دو نسبت پواسون ( برای خاک تراکمپذیر) و ( برای خاک تراکمناپذیر) را برای درجهی آزادی عمودی بهدست آورد و در قالب نمودار ۳-۱ و نمودار ۳-۲ با حلهای دقیق موجود مقایسه نمود. در این دو نمودار نتایج به صورت تابعی از فرکانس بدون بعد تعریف شده در رابطهی (۳-۱۷-الف) ارائه شده است. خطوط خطچین معرف حل ولف [۲۸] به روش مخروط و نقاط منفرد مربوط به حل دقیق انجام شده توسط ولتسوس [۵۲] میباشد. خطوط نقطهچین نیز مربوط به حل انجام شده در این تحقیق به روش مخروط میباشد که به دلیل یکسان بودن روش، کاملا منطبق با حل ولف بهدست آمده است. همانطور که مشاهده میشود در حالتی که نسبت پواسون برابر است و خاک تراکمناپذیر میباشد، وجود جرم محبوس منجر به کاهش ضریب سختی فنر میشود به گونهای که برای مقادیر a0 بزرگتر از ۵/۲ مقادیر سختی فنر را منفی میکند. نمودار ۳‑۱: ضریب سختی فنر دیسک واقع بر نیمفضای همگن برای درجهی آزادی عمودی به ازای نسبتهای پواسون مختلف نمودار ۳‑۲: ضریب میرایی دیسک واقع بر نیمفضای همگن برای درجهی آزادی عمودی به ازای نسبتهای پواسون مختلف در نظر گرفتن میرایی مدل مخروطی ارائه شده در قسمتهای قبل بر پایهی حالت ایده آل بوده که در آن محیط بهطور کامل الاستیک است و انرژی فقط به صورت تشعشعی اتلاف میگردد. برای در نظر گرفتن اثر میرایی مصالح[۵۲] به صورت هیسترتیک از اصل تناظر[۵۳] استفاده میشود. این اصل بیان میکند که پاسخ میرا شده، از جایگزین کردن مدولهای الاستیسیته با مدولهای مختلط متناظر، در پاسخ الاستیک بهدست میآید:
E E
(۳‑۳۴)
G G
(۳‑۳۵)
که میرایی مصالح خاک می باشد. این اصلاح برای سرعتهای موج برشی و انبساطی و همچنین فرکانس بدون بعد نیز اعمال میشود اما نسبت پواسون تغییر نمیکند و در نتیجه نسبتهای ظاهری z0/r0 نیز دچار تغییر نمیشوند [۲۸].
(۳‑۳۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف) ویژگیهای اخلاقی ب) تواناییهای علمی ۱- وضعیت اقتصادی ۲- تأثیر خانواده: الف) نقش والدین ب) نقش سایر اعضای خانواده ۳- مدرسه و دانشگاه (منبع: دی سی رام،۱۹۹۹؛ نقل در پیتمن و وینست،۱۳۹۲)
۲ – ۲۲ پیشینه پژوهش
۲ – ۲۲ – ۱ پیشینه در داخل
صافی (۱۳۷۹) در پژوهشی که به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از پرسشنامه، برای سنجش تأثیری که کتابخانههای عمومی میتوانند در گسترش فرهنگ مطالعه داشته باشند، انجام داد؛ معضلات موجود را به این ترتیب بر میشمرد: ضعف ارتباط کتابخانهها با جامعه - متناسب نبودنِ منابع، با شرایط و نیازهای زمان- در دسترس نبودن کتابخانهها و کمبود کتابخانههای عمومی در برخی مناطق محروم - تجهیزات ناکافیِ کتابخانهها و متخصّص نبودن بسیاری از کارکنان کتابخانهها - نداشتن برنامه منظم معرفی کتابخانه توسط روابط عمومی کتابخانه - عدم تناسب تعداد کتابخانهها با شاخصهای رشد جمعیت و ضعف باور ارزش کتاب و کتابخوانی.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ابراهیمی و رئیسی (۱۳۸۳) در پژوهشی که به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در رابطه با میزان رضایت کاربران این کتابخانه انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که اکثر اساتید و دانشجویان درباره کمیت و کیفیت منابع کتابخانه (مانند بهروز بودن منابع و تعداد منابع مورد نیاز) و در برخی موارد، از خدمات ارائهشده توسط کتابخانه ناراضی میباشند. همچنین طبق نتایج پژوهش آنها، عدم بهرهگیری برخی استادان و دانشجویان از کلیه منابع و امکانات موجود در کتابخانه مرکزی، به دلیل نداشتن مهارت و یا دانش لازم، به سهم خود موجبات کاهش بهرهوری کتابخانه مرکزی را فراهم ساخته است. در پژوهشی که توسط خوشرو (۱۳۸۵) در رابطه با رضایت استفاده کنندگان از خدمات کتابخانههای عمومی شهر کرمان انجام شد، نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که عامل برخورد و رفتار مناسب کتابدار، بیشترین رضایت استفاده کنندگان از عملکرد کتابداران را به دنبال داشته است و در مورد چگونگی امکانات رفاهی و فیزیکی کتابخانههای عمومی، نور و زمان کاری، بیشترین میزان مناسب بودن را به خود اختصاص دادهاند و نیز، نبود آرامش، بیشترین میزان نارضایتی را به دنبال داشته است. پژوهش امیری و مرادمند (۱۳۸۶) که در رابطه با میزان رضایت از خدمات کتابخانه، به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه بین مراجعین کتابخانه مرکزی شهرستان تبریز بود، نشان داد که بیشترین میزان رضایت مراجعین این کتابخانه به ترتیب از خدمات اینترنتی کتابخانه و بانک اطلاعاتی نمایه، مدت زمان ارائه خدمات و تعداد کتب امانتی بوده است. همچنین بیشترین میزان نارضایتی نیز به ترتیب از وضعیت سالن مطالعه، رفتار کتابداران و صرف زمان برای دریافت خدمات در کتابخانه بوده است. در پژوهشی که توسط تقی پناهی و دیانی (۱۳۸۷) به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه، با هدف بررسی عوامل مؤثر بر انگیزههای مطالعه، بر روی ۳۰۴ نفر از دانشآموزان مقاطع پنجم ابتدایی و سوم راهنمایی شهر مشهد انجام شد؛ یافتههای آنان به این قرار است که دانشآموزان مورد بررسی، کمابیش همه انگیزههای خواندن را دارند و میزان این انگیزهها از ضعیف تا متوسط، رتبهگذاری شده است. «رقابت»، «اهمیت»، «لذت» و «نمره» از انگیزههایی بودند که در دانشآموزان مورد بررسی نسبت به بقیه در سطح بالاتری قرار داشتند و انگیزههای اجتناب از مطالعه، مطالعه به دلایل اجتماعی، مطالعه به قصد چالشبرانگیزی و تکلیف، نسبت به بقیه انگیزهها نمرههای کمتری را به خود اختصاص دادند. همچنین بین انگیزههای لذت و به دلایل اجتماعی بر اساس جنسیت، تفاوتی معنادار وجود داشت و نیز بین انگیزههای اثربخشی، چالشبرانگیزی، کنجکاوی، شناخته شدن، اجتماعی و رقابت، با معدل نمره املای دانشآموزان مورد بررسی در دو سال اخیر، رابطه معنادار وجود داشت. معرف زاده و ایرجی (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل ترغیب کننده و بازدارنده مطالعه در میان مراجعان کتابخانه های عمومی شهرستان ماهشهر» که به صورت پیمایشی و توصیفی و با بهره گرفتن از پرسشنامه انجام دادند، به این نتیجه دست یافتند که از میان عوامل موثّر بر مطالعه در میان مراجعان کتابخانههای عمومی، بین وضعیت کتابخانههای عمومی و تحصیلات افراد و نیز بین تحصیلات والدین و درآمدِ خانواده، رابطه معنیداری وجود دارد و در مقابل، نداشتن انگیزه، کمبود وقت، مناسب نبودن کتابخانهها و مسائل اقتصادی، عوامل بازدارنده مطالعه در بین مراجعان کتابخانههای عمومی شهرستان ماهشهر است. خدائی (۱۳۸۸) در مقاله خود با عنوان «جنبه های تاریخی کتابخانه های عمومی» بیان میکند که چارچوب قانونی و مالیِ کتابخانههای عمومی کشور ایران، هم اکنون نیز با رهنمودهای ایفلا/یونسکو همخوانی چندانی ندارد و به دلیل عدم توجه به نیازهای محلی، کودکان و گروههای خاص، کتابخانههای عمومی ایران از کارکردها، ماهیت و رسالت اصلی خویش دور شدهاند. بنابراین، قوانین مربوط به کتابخانههای عمومی کشور ایران نیاز به بازنگری دارد، به گونهای که مشارکت مردم از طریق شوراهای محلی و متخصصان علوم کتابداری و اطلاعرسانی پررنگتر شود. کیانی و دیگران (۱۳۸۹) با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه، به مقایسه وضعیت مطالعه منابع اطلاعاتی ۳۶۳ نفر از زنان شاغل و خانهدار در شهر شیراز پرداختهاند که نتایج پژوهش آنان به این قرار است: زنانی که پدران و مادرانشان به مطالعه عادت دارند، خود نیز به خواندن و مطالعه علاقهمندترند؛ با افزایش سن، تمایل به مطالعه کاهش مییابد؛ افزایش تحصیلات میتواند تأثیر مثبتی بر میزان مطالعه داشته باشد؛ وضعیت تأهل نیز بر میزان مطالعه زنان تأثیرگذار است؛ بدین ترتیب که میانگین میزان مطالعه افراد مجرد ۵/۸ است؛ درحالیکه این میانگین برای افراد متأهل ۷ است؛ نداشتن دسترسی به منابع، از جمله عوامل بازدارنده مطالعه کردن محسوب میگردد. مسافت نیز عامل دیگری است که از آن به عنوان مانعی در روی آوردن زنان به کتابخانهها عنوان شده است. ۵۱٫۴% زنان در حد زیاد و خیلی زیاد، به دلیل مسافت، از مراجعه به کتابخانههای سطح شهر برای تأمین منابع اطلاعاتی مورد نیاز خود امتناع میورزند. در پژوهشی که توسط شریفزاده و محبوبی (۱۳۹۰) با عنوان تحلیل عاملی موانع استفاده مطلوب دانشجویان از خدمات کتابخانه در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انجام شد، تحلیل عاملی موارد محدودیت دانشجویان در استفاده از کتابخانه مرکزی، با رویکرد پالایش دادهها به استخراج ۷ عامل به صورت زیر شد: ۱) منابع موجود در کتابخانه ۲) شرایط بهرهگیری از کتابخانه مرکزی۳) کیفیت خدمات ارائهشده ۴) تسهیلات و فضای کتابخانه ۵) برنامه زمانی کار کتابخانه ۶) آموزشی ۷) و دانشجویی. محبوب (۱۳۹۱) در پژوهشی که به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از پرسشنامه انجام داد، به این نتیجه رسید که هر چه کتابخانههای عمومی کشوری از وضعیت بهتری برخوردار باشند؛ مردم آن کشور به مطالعه آزاد توجه بیشتری دارند و زمان بیشتری را به مطالعه آزاد اختصاص میدهند. تفرشی و مولوی (۱۳۹۱) در پژوهشی که در رابطه با کیفیت خدمات کتابخانههای عمومی با روش پیمایشی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که در زمینه ابعاد سهگانه پرسشنامه لایبکوالِ مورد استفاده در کتابخانههای مورد مطالعه، از دیدگاه هر دو گروه کاربران و کتابداران، بُعد تأثیرگذاریِ خدمات نسبت به دیگر ابعاد، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. همچنین در مورد کتابداران زن مورد مطالعه، کاربران بیش از حد از کیفیت خدمات کتابخانههای عمومی انتظار دارند و نیز در مورد کیفیت خدمات کتابخانههای عمومی، کتابداران به صورت معناداری بیشتر از کاربران، از کیفیت خدمات کتابخانههای عمومی رضایت دارند. پژوهش سالاری و دیگران (۱۳۹۱) به منظور شناسایی، دستهبندی و تعیین اهمیت نسبی متغیرهای دخیل در لایه ارزش فرهنگ مطالعه در ایران، به روش مطالعه استنادی و روش دلفی در میان صاحبنظران و خبرگان حوزه فرهنگ مطالعه انجام شد. این پژوهش دارای ۷ معیار اصلی و ۲۶ شاخص فرعی بود و مؤلفه اصلی این پژوهش، جامعه، نظام آموزشی، حوزه نشر و خانواده بود که یافتههای آنان حاکی است بیشترین معیارهای فرعی و شاخصها، مربوط به معیار اصلی «جامعه» بوده است. در میان معیارهای فرعی، بالاترین رتبهها به ترتیب به معیار «ترویج و ترغیب دانشآموزان، دانشجویان، معلمان و استادان به مطالعه» و «ارزشآفرینی برای رسیدن به خانواده اهل سواد و مطالعه» تعلق دارد. در خصوص رتبهبندی شاخص های موجود در معیارهای فرعی، «نگرش جامعه به مقوله جهان هستی»، «ترویج و ترغیب دانشآموزان، دانشجویان و استادان به مطالعه» و «باور به تأثیر کتاب در رشد ابعاد مختلف فردی و اجتماعی» نشان داد که بین آنها تفاوت معنادار نبوده است، اما رتبهبندی در شاخصهای معیار «احساس نیاز به مطالعه» نشان دهنده این بود که تفاوت معنادار بوده است. نتایج پژوهش عاصمی، زمانی و میرزایی (۱۳۹۱) با عنوان «عوامل موثّر بر نیازهای اطلاعاتی کاربران دبیرستانی کتابخانه های عمومی شهر مشهد» که به صورت پرسشنامهای بین ۳۱۰ نفر از کاربران دبیرستانی انجام شد به این قرار است که عوامل فردی و آموزشی، بیشترین تأثیر را بر نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان از کتابخانهها دارند. عوامل اجتماعی- اقتصادی در رتبههای بعدی این تأثیر قرار میگیرند و کمترین میزان تأثیر، مربوط به عوامل مذهبی است.
۲ – ۲۲ – ۲ پیشینه در خارج
لوبانز[۵۷] (۱۹۷۱) در طی پژوهشی که به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از پرسشنامه انجام داد، ویژگی افراد غیر عضو در کتابخانه را عدم نیاز به استفاده، عدم آگاهی از آثار موجود و عدم انتظار برای ارائه خدمات سودمند میداند که کتابخانهها برای جذب این افراد به کتابخانه و ارائه خدمات مطلوب به آنها، باید اقدامات لازم را در این زمینه انجام دهند. گورمن[۵۸] (۱۹۹۰) در پژوهشی که ابزار بکار رفته آن پرسشنامه بود، به بررسیِ رابطه عوامل مذهبی با نیازها و رفتارهای اطلاعاتی افراد پرداخت و به این نتیجه رسید که بین ویژگیهای جمعیتشناختی، عادتهای جمع آوری اطلاعات، فعالیتهای پژوهشی و منابع مورد استفاده و نیازهای کاربران، رابطه معناداری وجود دارد. نتایج پژوهشی (۱۹۹۰) که به صورت پیمایشی و با کمک پرسشنامه در دانشگاه تنسی[۵۹] انجام شد نشاندهنده این است که تعداد مراجعهکنندگان از ۱۶۱/۴۸ نفر، در سال ۱۹۸۸، به ۷۰۷/۲۵ نفر در سال ۱۹۸۹، کاهش یافته است. طبق نتایجی که از این بررسی بدست آمد، مراجعان از اتلافِ وقت جهت ایستادن در صف تحویل امانت کتاب و کیفیت منابع مخزن ناراضی بودهاند. مگرث[۶۰] و دیگر همکاران (۱۹۹۴) در اداره وزارت بهداشت و درمان کودکان و نوجوانان ایرلند، در پژوهشی که به صورت پیمایشی با عنوان «موانع استفاده از کتابخانه های عمومی توسط نوجوانان» انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که موانع استفاده از کتابخانه ممکن است به دلایل جسمی و روانی و یا ترکیبی از هر دو باشد. موانع جسمی شامل: مسائل حملونقل، فاصله، ساعات کار محدود و خدمات کتابخانه و جاذبهها میباشد. همچنین موانع روانی عبارتاند از: ارتباط با مطالعه، نیاز به آرامش، پاسخگو نبودن کتابداران، خستگی، ساختمانهای خستهکننده یا تهدیدآمیز و جالب نبودن ساختمان کتابخانه. در پژوهشی که توسط شورای شهر کامبریا[۶۱] (۱۹۹۸) به کمک پرسشنامه و تحت عنوان «مردم در مورد امکانات کتابخانه چه فکری می کنند؟» انجام شد، این نتیجه بدست آمد که افزایش ساعاتِ باز بودن کتابخانه، افزایش تنوع کتابها و آگاهی مردم در مورد تسهیلات امانت منابع غیرکتابی، در افزایش میزان مراجعه عموم به کتابخانههای عمومی تأثیر بسزایی داشته است. در پژوهش دیگری (۲۰۰۰) که در ارتباط با موانع استفاده از کتابخانه عمومی میباشد این نتیجه بدست آمده است که موانع استفاده ممکن است مربوط به خود سازمان باشد، ممکن است موانع اجتماعی دخیل باشند، مثلاً مردم احساس نکنند که به کتابخانه نیاز دارند. ممکن است به خاطر عدم آگاهی مردم باشد مثلاً اینکه کتابخانه چه تأثیری در زندگی آنان میتواند داشته باشد و موانع محیطی مانند مشکلات حملونقل و مکان نامناسب کتابخانه، در این امرمی تواند دخیل باشد. در سال۲۰۰۰کتابخانه هاگرتی[۶۲] در دانشگاه دِرکِسل[۶۳] در پژوهشی در زمینه پژوهش حاضر، به این نتیجه دست یافت که کُند بودن امانت، کوتاه بودن ساعات کار کتابخانه، شلوغ بودن کتابخانه، رفتار برخی کتابداران و عدم آگاهی دانشجویان از منابع کتابخانه، از عوامل بازدارنده در استفاده از کتابخانههای عمومی، توسط دانشجویان است. در پژوهشی که به صورت پیمایشی توسط کتابخانه بریستول[۶۴]، در رابطه با دلایل عدم استفاده از این کتابخانه انجام شد، نتایج بدست آمده بیانگر این است که ۳/۲۷درصد از جامعه مورد نظر ترجیح میدهند که کتابهای مورد نظر را خریداری نمایند و نیز۷/۲۳درصد از جامعه وقت کافی برای مراجعه به کتابخانه را ندارند. در ضمن، باز نبودن کتابخانه در ساعات مورد نیاز و عدم توانایی مراجعین در یافتن منابع مورد نیاز، دلایل عمده در عدم استفاده از این کتابخانه است. شوانز[۶۵] (۲۰۰۲) در پژوهشی که به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از پرسشنامه در مورد عوامل مؤثر بر استفاده مراجعان از کتابخانههای عمومیِ شهر اسپوکن[۶۶] در شرق واشنگتن[۶۷] انجام داد، به این نتیجه رسید که عواملی مانند مدیریت و سازماندهی در کتابخانهها، سیاستها و روشهای ارائه خدمات و محل قرار گرفتن کتابخانه، در جذب مراجعان به کتابخانهها موثّر خواهد بود. سین[۶۸] و کیم[۶۹](۲۰۰۸) در پژوهشی که در رابطه با استفاده و عدم استفاده از کتابخانههای عمومی،به صورت پیمایشی و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه انجام دادند به این نتیجه رسیدند که کتابخانههای عمومی برای رسیدن به برنامهریزی راهبردی موثّر، باید بدانند چه کسانی از کتابخانههای عمومی استفاده میکنند و چه کسانی از آن استفاده نمیکنند. این مطالعه به بررسی ویژگیهای کاربران و غیر کاربران از کتابخانههای عمومی، با بهره گرفتن از دادههای اجتماعی و جمعیتی از بررسی جمعیت کنونی و یک نظرسنجی در سراسر کشور، بر روی ۵۰۰۰۰ خانوار انجام شد که در این پژوهش،۳۴ متغیر قابلتوجه شناسایی شد . این متغیرها از جمله عواملی هستند که مورد مطالعه قرار نگرفتهاند که مهمترین متغیرهای شناساییشده عبارتاند از: فاصله از وضعیت حضور کتابخانه، سن، مدرسه، استفاده از انواع دیگر کتابخانه و دریافت هزینه. همچنین شایانذکر است که گروههای محروم، از جمله اقلیتهای قومی، مهاجران و افراد معلول بودند که کمتر احتمال میرفت که از کتابخانههای عمومی استفاده کنند. موسسه استیفتانگلسن[۷۰] آلمان و انجمن کتابخانههای آلمان[۷۱] یک نظرسنجی تلفنی (۲۰۱۱) درباره اینکه چرا نوجوانان و بزرگسالان این کشور، از کتابخانههای عمومی استفاده نمیکنند را انجام دادند. مصاحبهها، تلفنی و به کمک رایانه در ماه اکتبر و نوامبر ۲۰۱۱ انجام شد که ۱۰۳۰۱ نفر با سن ۷۵-۱۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در میان آنها، ۲۸ درصد غیر کاربران، ۴۱ درصد کاربران سابق و ۲۹ درصد، کاربران کتابخانهها بودند. مهمترین یافتهها در مورد اینکه چرا مردم از کتابخانههای عمومی به مدت طولانی استفاده نمیکنند به این شرح است: ساعات کار محدود شده است؛ نبود مکانهای جذاب؛ وجود کافهتریا در سطح شهر؛ عادات شخصی و عدم رویدادهای جالب. نظر مردم درباره اینکه چه اقداماتی میتواند به حفظ کاربران سابق و جذب کاربران جدید کمک کند به این قرار است: افزایش ساعات کار کتابخانهها؛ ایجاد مکانهای جذاب؛ ارائه طیف گستردهای از دی وی دی و سی دی؛ رسانههای دیجیتالی بهروز؛ انواع رویدادها و فعالیتهای جذاب؛ برنامههای ویژه برای خانوادهها؛ رایانه و دسترسی به اینترنت و تحویل سریع کتاب و رسانهها. یکی از یافتههای برجسته این مطالعه، اشاره به این واقعیت داشت که توسعه اولیه مطالعه از دوران کودکی، یک عامل کلیدی در این مسئله است. وورتمن[۷۲](۲۰۱۲) در پژوهشی در رابطه با فضاهای کتابخانهای در کتابخانه عمومی ادمونتون[۷۳]، به مدت چهار هفته یک نظرسنجی را با بهره گرفتن از پرسشنامه چاپی و آنلاین در بین ۱۵۱۷ نفر از کاربران این کتابخانه، در مورد اینکه آنها چگونه از فضاهای کتابخانه استفاده میکنند و اینکه آنها چه انتظاراتی از فضاهای کتابخانهای دارند، انجام داد. یافتههای وی نشان داد که کاربران خواستار مجموعهای با اهمیت و آرام در فضاهای کتابخانه و ارائه فضای اجتماعی و گروهی در کتابخانه هستند. همچنین نتایج بررسیهای وی نشان داد که کاربران کتابخانه ادمونتون، فضای کتابخانه را جدا از مجموعه و خدمات کتابخانه نمیدانند. نتیجه دیگر این مطالعه، نشاندهنده اهمیت مشاوره با کاربران کتابخانه در مورد فضاهای کتابخانهای، برای اطمینان از فضاها برای ادامه دادن به تحقق نیازهای کاربران، به عنوان هدف اصلی کتابخانه است. در پژوهشی که توسط زیکور[۷۴]، راینی[۷۵] و پارسل[۷۶] (۲۰۱۳) با موضوع انتظارات و عادات کتابخانهای آمریکاییها انجام شد، نتایج بدست آمده به این قرار است که تقریباً همه آمریکاییهای زیر ۳۰ سال، به لحاظ فناوریهای جدید، بهروز هستند. تقریباً بیشتر کاربران مسن تر، به استفاده از رایانه و اینترنت کتابخانهها روی میآورند. آمریکاییهای زیر ۳۰ سال، مثل افراد مسن، به بازدید از کتابخانه و امانت گرفتن و بازبینی فهرست و قفسههای کتابخانهها میپردازند. اکثریت بالایی از کسانی که زیر ۳۰ سال دارند میگویند که کتابداران، کتابخانهها و همچنین امانت منابع «بسیار مهم هستند» و تعداد نسبتاً کمی فکر میکنند که کتابخانهها باید بسیاری از خدمات را به طور خودکار و با حرکت به سوی خدمات آنلاین ارائه دهند. کاربران دارای سن پایین نسبت به کاربران سن بالا، بیشتر به خدمات رایانهای و اینترنتی دست پیدا میکنند. کاربران جوان تر، به طور قابلتوجهی از خدمات رایانهای استفاده میکنند. در مجموع، بیشتر اعضای کتابخانه به مطالعه، نشستن، خواندن و تماشا یا گوش دادن به رسانهها در کتابخانه میپردازند. اکثریت آمریکاییها، از تمام گروههای سِنی میگویند که کتابخانه باید فضای راحت تر و آرام بخشی داشته باشد.
۲ – ۲۳ استنتاج از مرور پیشینهها
با بررسی پژوهشهای انجامشده در داخل و خارج از کشور، میتوان گفت که عواملی مانند مدیریت قوی و کارامد در کتابخانهها، مجهز کردن کتابخانهها به فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، ساعات کاری طولانی کتابخانهها، برخورد مناسب کتابداران با کاربران کتابخانه، بالا بودن آگاهی کتابداران از لحاظ اطلاعات علمی و عمومی، فاصله نزدیک کاربران به کتابخانههای عمومی، قرار گرفتن کتابخانه در موقعیت مناسب که دسترسی به آن راحت تر باشد، امکان استفاده کاملاً رایگان از تمامی امکانات کتابخانه، ایجاد فضاهای گروهی، وجود منابع غنی و جدید در کتابخانهها و داشتن وقت کافی اعضای جامعه برای مراجعه به کتابخانه، از عوامل مهم در مراجعه افراد جامعه به کتابخانههای عمومی میباشند. همچنین، عواملی مانند وضعیت خانوادگی و شرایط اقتصادی ضعیف، عدم توجه مراکز فرهنگی به امر مطالعه و عادت مطالعه و همگام نبودن کتابخانهها با تغییرات جامعه، به عنوان موانعی در مراجعه هرچه بیشتر اعضای جامعه به کتابخانههای عمومی میباشند. با انجام این پژوهش، مشخص میشود که تا چه اندازه، یافتههای این پژوهش با یافتههای پژوهشهای انجام شده در گذشته مطابقت دارد. فصل سوم: روش شناسی پژوهش فصل ۳ روششناسی پژوهش
۳ – ۱ مقدمه
پژوهش، فرآیندی است پویا که برای حل مسائل و یا دستیابی به راهحل مشکلات انجام می شود. برخی پژوهش را تقابل علم با پدیده های جهان تعریف کرده اند. برخی نیز آن را کنش متقابل علم با پدیده های موجود جهان دانستهاند (آذر و مؤمنی،۱۳۸۴، ص۲۷). پژوهش علمی که همان کاربرد روش علمی میباشد، در جستجوی شرایطی است که تحت آنها، پدیده خاصی رخ میدهد و مشخص کردن شرایط دیگری است که تحت آنها این پدیده رخ نمیدهد. به عبارت دیگر، فرضیه اصلی روش علمی آن است که تحت چه شرایط خاصی پدیده رخ میدهد (بازرگان و دیگران،۱۳۸۴، ص۳۹).
۳ – ۲ نوع و روش پژوهش
مجموع فعالیتهایی که رسیدن به مقصدی را میسرمی سازد، روش نام دارد (مهاجری،۱۳۸۳، ص۱۴). انتخاب روش پژوهش به ماهیت موضوع، اهداف پژوهش، فرضیههای تدوینشده، ملاحظات اخلاقی و انسانی ناظر بر موضوع پژوهش و وسعت و امکانات اجرایی آن بستگی دارد (اشرفی ریزی و کاظم پور،۱۳۸۷). پژوهش حاضر به لحاظ روش، از نوع پژوهشهای کاربردی است و بر اساس چگونگی گردآوری دادهها، پیمایشی- میدانی است. هدف از انجام پژوهشهای کاربردی، توسعه دانش و بهکارگیری آن در زمینه خاص است (هادیزاده مقدم و همکاران،۱۳۹۱). در این روش، با بررسی شرایط فعلی و با گردآوری دادههای کامل تر و مناسب تر از جامعه انسانی، شناخت کامل تری از وضعیت جامعه در زمان حال حاصل میشود (کومار، ۱۳۷۴، ص ۳۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همانگونه که روشن است، در این تعاریف انکار آنچه خداوند شناخت آن را واجب کرده سبب کفر معرفی شده است و از مواردی که اغلب علمای شیعه معرفت به آن را شرط ایمان دانستهاند، اعتقاد به امامت است. بنابراین، منکر امامت در نظر بسیاری از متکلمین کافر شمرده شده است، در حالی که از لحاظ فقهی ـبه نظر اکثر متأخرینـ محکوم به اسلام است. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بنا بر آنچه گفته شد روشن میشود که رابطه منطقی میان کفر کلامی و کفر فقهی، عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی ممکن است کسی از لحاظ فقهی مسلمان شمرده شود، ولی بر اساس موازین کلامی شیعه، کافر باشد؛ اما چنانچه کسی در فقه کافر قلمداد شود، حتماً از لحاظ کلامی نیز کافر است. بنابراین اگر در کلام، به کفر کسی حکم شود، به این معنا نیست که لزوماً باید حکم به نجاست او و حرمت ازدواج با او و حرمت ذبیحه او و احکامی از این دست نمود. اصطلاح اخلاقی در اطلاقات کفر میتوان معنای دیگری را نیز یافت که دایرهای وسیعتر از اصطلاح کلامی دارد و ما از آن به «اصطلاح اخلاقی» تعبیر میکنیم. بر اساس این معنا ممکن است کسی به کفر یا شرک متصف شود، در حالی که بر طبق موازین فقهی یا کلامی، کافر یا مشرک نباشد. در این استعمال، صفت ایمان به سادگی بر کسی اطلاق نمیشود. بر اساس بسیاری از روایات، انسان زمانی مؤمن شمرده میشود که ایمان عمیق قلبی داشته باشد، بهگونهای که در هیچ یک از اصول و عقاید، ذرهای شک و تردید به دل راه ندهد. خداوند متعال میفرماید: إنَّما المُؤمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَم یَرتابُوا…؛ مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده و سپس تردیدی به خود راه ندهند…[۴۲] در آیه شریفه دیگری آمده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه…؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خدا و رسولش ایمان آورید… [۴۳]و در سوره مبارکه صف چنین میفرماید: یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا هَل أَدُلُّکُم عَلی تِجارَهٍ تُنجِیکُم مِن عَذابٍ أَلِیمٍ، تُؤمَنُونَ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِأَموالِکُم وَ أَنفُسِکُم…؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، آیا میخواهید شما را به تجارتی هدایت کنم که از عذابی دردناک نجاتتان دهد؟ به خداوند و رسولش (حقیقتاً) ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهای خود مجاهده کنید…[۴۴] در این دو آیه اخیر، علی رغم اینکه خطاب متوجه مؤمنان است، با این وجود امر به ایمان آوردن به خدا و رسولش صادر شده است. امر نمودن مؤمنان به ایمان آوردن نشان میدهد که این ایمان با ایمانی که آنان را لایق خطاب به «مؤمن» کرده، متفاوت است. بر اساس این معنای ایمان، کسی که حتی در جزئیات عقاید، ایمان محکمی ندارد و دچار شک و تردید است، یا التزام عملی کامل به آنچه خداوند و رسولش امر کردهاند ندارد، کافر یا مشرک است. در روایات نیز مؤیدات فراوانی بر این مطلب میتوان یافت. به عنوان مثال، در روایتی از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده که اگر قومی خداوند یگانه را با اعتقاد به توحید عبادت کنند و نماز را به پا دارند و زکات پرداخت کنند و حج بجا آورند و ماه رمضان را روزه بگیرند، اما در مورد فعلی از افعال خداوند یا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بگویند: «چرا بهگونهای دیگر انجام نداد؟!» یا چنین چیزی را در درون خود بیابند، بهخاطر این تردید مشرکاند.[۴۵] همانطور که آشکار است، در این قضیه هیچ انکاری نسبت به خداوند متعال یا رسالت رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) و یا یکی از ضروریات دین انجام نگرفته؛ بلکه تصریح شده به این که موضوع روایت کسی است که خداوند را با اعتقاد به توحید عبادت کند و اهل اعمال و مناسک نیز باشد، اما با این وجود، امام (علیهالسلام) این افراد را مشرک دانستهاند. معنای کفر در قرآن و روایات واژه کفر در قرآن و روایات در معانی مختلفی استعمال شده است. توجه به این معانی یا مصادیق مختلف، برای فهم بهتر معنای کفر و قضاوت صحیحتر در این زمینه کاملاً ضروری است. از امام صادق (علیهالسلام) درباره انواع کفر در قرآن پرسیده شد و حضرت انواع آن را بر اساس استعمالات مختلف قرآنی، پنج نوع برشمردند: کفر جحود، که یا از روی جهل است و یا از روی علم، کفر نعمت، کفر ترک اوامر الهی و کفر برائت. قسم اول از کفر جحود عبارت است از انکار ربوبیت پروردگار و انکار بهشت و جهنم و امثال آن. قرآن از زبان افرادی که چنین اعتقادی دارند بیان میکند که میگویند: وَ ما یُهلِکُنا إِلّا الدَّهرُ؛ بجز دهر (روزگار)، کسی ما را از بین نمیبرد.[۴۶] و به همین جهت، آنان را دهریه مینامند. انکار این عده، واقعی است و بهحقیقت چنین اعتقادی دارند، گرچه درباره آن تحقیق و تفکر نکردهاند و به همین دلیل خداوند درباره آنها میفرماید: إِن هُم إِلّا یَظُنُّونَ؛ آنان تنها ظن و گمان میبرند.[۴۷]. کفر در قرآن کریم در بسیاری از موارد در این معنا استعمال شده است، از جمله در آیه شریفه إِنَّ الّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیهِم ءَأَنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لَایُؤمِنُونَ؛ برای کافران فرقی ندارد که ایشان را بترسانی یا انذار نکنی؛ آنها ایمان نمیآورند.[۴۸] قسم دوم از کفر جحود، انکار از روی علم است؛ یعنی حقانیت مسألهای برای شخص روشن و ثابت باشد و با این وجود، آن را انکار کند. خداوند در قرآن میفرماید: وَ جَحَدُوا بِهَا وَ استَیقَنَتهَا أَنفُسُهُم ظُلماً وَ عُلُواً؛ و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت، از روى ظلم و تکبّر آن را انکار کردند.[۴۹] و در جای دیگر میفرماید: وَ کَانُوا مِن قَبلُ یَستَفتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُم مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعنَهُ اللهِ عَلَی الکَافِرِینَ؛ و با آنکه خود آنها پیش از آن (بعثت پیامبر اسلام) انتظار غلبه بر کافران داشتند، آن گاه که آمد و شناختند (که همان پیغمبر موعود است) باز به او کافر شدند، پس خشم خدا بر کافران باد..[۵۰] قسم سوم از اقسام کفر که در قرآن استعمال شده، کفر نعمت است. ناسپاسی و شاکر نبودن در مقابل نعمتهای الهی نیز یکی از انواع کفر است که در بسیاری از آیات قرآن، کفر به این معنا استعمال شده است، از قبیل: لِیَبلُوَنِی ءَأَشکُرُ أَم أَکفُرُ وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّما یَشکُرُ لِنَفسِهِ وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ؛ (فضل خداوند بر من) به این جهت است که مرا بیازماید که شکر (نعمتهایش را) مىگویم یا کفران مىکنم، و هر که شکر کند، شکر به نفع خویش کرده و هر که کفران کند همانا خدا بىنیاز و کریم است.،[۵۱] لَئِن شَکَرتُم لَأَزِیدَنَّکُم وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ؛ اگر (نعمتها) را شکر بگویید، (نعمتهای) شما را افزایش میدهم، اما اگر کفران بورزید همانا عذابم شدید است.[۵۲] و فَاذکُرُونِی أَذکُرکُم وَ اشکُرُوا لِی وَ لاتَکفُرُون؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر نعمت من به جاى آرید و کفران نعمت من نکنید.[۵۳] روشن است که این معنای کفر، ارتباطی با انکار خداوند یا معاد و یا سایر عقاید ندارد و در مقابل مرتبه بالاتری از اسلام و ایمان قرار دارد. چهارمین قسم از اقسام کفر، ترک اوامر الهی است. یهودیان بنی قریظه و بنی النظیر در جنگها بر خلاف دستور تورات و عهد و میثاقی که از آنها گرفته شده بود، یکدیگر را میکشتند، اما اگر اسیری از جبهه مخالف به آنها میرسید، با گرفتن فدیه او را آزاد میکردند. خداوند متعال این مخالفتشان با عهد و میثاق الهی را کفر خوانده است و این معنای کفر، همان قسم چهارم از اقسام کفر، یعنی کفر به ترک اوامر الهی است.[۵۴] قسم پنجم از اقسام کفر در قرآن، بنا به فرمایش امام صادق (علیهالسلام) کفر برائت است. در موارد بسیاری در قرآن، کفر به معنای بیزاری جستن از شخص یا عقیدهای استعمال شده است. از جمله این موارد حکایت قول حضرت ابراهیم (علیهالسلام) است که فرمود: کَفَرنا بِکُم وَ بَدا بَینَنَا وَ بَینَکُمُ العَداوَهُ وَ البَغضاءُ أَبَداً حَتّی تُؤمِنُوا بِاللهِ وَحدَهُ؛ از شما برائت میجوییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنى خواهد بود تا وقتى که تنها به خداى یگانه ایمان آرید.[۵۵] همچنین آنجا که از زبان ابلیس نقل میکند: إِنِّی کَفَرتُ بِما أَشرَکتُمُونِ مِن قُبلُ؛ از اینکه مرا پیش از این شریک خدا کرده بودید بیزاری میجویم.[۵۶] و نیز آنجا که میفرماید: إِنَّما اتَّخَذتُم مِن دُونِ اللهِ أَوثاناً مَوَدَّهَ بَینِکُم فِی الحَیاهِ الدُنیا ثُمَّ یَومَ القِیامَهِ یَکفُرُ بَعضُکُم بِبَعضٍ وَ یَلعَنُ بَعضُکُم بَعضاً؛ شما بتهایى را به جاى خداى یکتا به خدایى گرفتهاید تا در این زندگانى دنیا میانتان دوستى باشد، ولى در روز قیامت از یکدیگر برائت مىجویید و یکدیگر را لعنت مىکنید.[۵۷] این پنج قسم از اقسام کفر، در روایت امام صادق (علیهالسلام) ذکر شده است.[۵۸] روایت دیگری نیز با مضمون مشابه از امام علی (علیهالسلام) نقل شده که از لحاظ اقسام، تفاوتی با این روایت ندارد.[۵۹] آنچه در پایان بحث مفهوم شناسی کفر شایان ذکر است اینکه کثرت معانی و اطلاقات کفر در لغت و اصطلاح و نیز تعدد وجوه آن در قرآن و روایات، استعمال صحیح و دقیق این کلمه و فهم معنای مقصود از آن در موارد استعمال را دشوار میکند و مستلزم احتیاط فراوان در بهکارگیری این کلمه و مشتقات آن و یا برداشت از آن است. تغایر اسلام و ایمان در مقابل کفر با مراجعه به قرآن و روایات، به این نکته پی میبریم که کفر، گاهی در مقابل ایمان و گاه در مقابل اسلام قرار گرفته است. اکنون به مناسبت بحث مفهوم شناسی کفر، اشارهای گذرا به تغایر اسلام و ایمان مینماییم. در خصوص نسبت میان اسلام و ایمان، بنا به آنچه شهید ثانی (رحمهالله) فرموده، سه نظریه در میان علما وجود دارد. برخی اسلام و ایمان را کاملاً مساوی میدانند؛ یعنی هم در مفهوم و هم در مصداق آن دو را یکی میدانند؛ عدهای آن دو را در مفهوم، متغایر و در مصداق، یکی میدانند و دسته سومی آن دو را هم در مفهوم و هم در مصداق با یکدیگر متغایر میدانند و معتقدند که اسلام اعم از ایمان است.[۶۰] گروه سوم که قائل به تغایر در مفهوم و مصداقاند، خود بر دو دستهاند؛ عدهای تغایر را تنها در حقیقت میدانند و برخی اسلام و ایمان را هم در حکم و هم در حقیقت متغایر میدانند. قائلین به اتحاد اسلام و ایمان به صورت مطلق، به آیاتی در این زمینه استدلال کردهاند. از جمله این آیات، آیه شریفهای است که میفرماید: فَأَخْرَجْنا مَنْ کانَ فِیها مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ پس هر که از مؤمنان در آن (شهرها) بود را خارج کردیم، ولی در آنجا جز یک خانه از مسلمانان را نیافتیم[۶۱] در این آیه کلمه «غیر» به معنای «إلا» و برای استثناست و عبارت «غَیرَ بَیتٍ مِنَ المُسلِمِینَ» را از «مَن کَان فِیهَا مِنَ المُؤمِنِینَ» استثنا میکند. به تعبیر شهید ثانی (رحمهالله) گویا معنای آیه این است که «مَا وَجَدنَا فِیهَا مِن بُیُوتِ المُؤمِنِینَ إلا بَیتاً مِن بُیُوتِ المُسلِمِینَ» و بیت مسلم تنها در صورتی میتواند بیت مؤمن باشد که مؤمن بر مسلم قابل صدق باشد. بنابراین، یا باید مؤمن اعم از مسلمان باشد تا بر آن صدق کند و یا حداقل باید این دو با هم مساوی باشند و از آنجا که کسی قائل به اعم بودن ایمان نسبت به اسلام نیست، احتمال دوم یعنی تساوی ایمان با اسلام متعین میشود. لکن، اکثر علما قول به تغایر اسلام و ایمان را پذیرفته و برای اثبات آن به آیات و روایاتی استناد کردهاند. از جمله آیاتی که در این زمینه به آن استدلال نمودهاند، آیهای است که میفرماید: قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکنْ قُولُوا أَسْلَمْنا؛ اعراب گفتند: ایمان آوردیم، بگو: شما ایمان نیاوردهاید، لکن بگویید اسلام آوردهایم.[۶۲] در این آیه به صراحت حکم به تغایر اسلام و ایمان شده است و اطلاق اسلام بر آن گروه جایز شمرده شده، در حالی که ایمان از آنان نفی شده است. این آیه به روشنی اسلام و ایمان را دو امر متغایر دانسته است و بر اساس این آیه اسلام اعم از ایمان است. علاوه بر این آیه، در روایات بسیاری نیز از ائمه اطهار (علیهمالسلام) نقل شده که در اسلام به مجرد اظهار شهادتین اکتفا مینمودهاند، اما در تحقق ایمان شرایط دیگری را نیز لازم میدانستهاند. در کافی شریف، مرحوم کلینی بابی را به عنوان «بَابُ أنَّ الإسلامَ یُحقَنُ بِهِ الدَّمُ وَ تُؤَدَّی بِهِ الأمَانَهُ وَ أنَّ الثَّوابَ عَلَی الإیمَانِ» گشوده است و در آن روایات مرتبط به این بحث را وارد کرده است. همچنین باب دیگری در کافی وجود دارد تحت عنوان «بَابُ أنَّ الإیمَانَ یَشرَکُ الإسلامَ وَ الإسلامُ لا یَشرَکُ الإیمَانَ» که روایات وارد شده در این دو باب، به روشنی حکم به تغایر اسلام و ایمان و اعم بودن اسلام نسبت به ایمان میکنند. اکثریت علما نیز همانگونه که گذشت، همین قول را پذیرفته و اسلام را متغایر با ایمان دانستهاند و احکام متفاوتی را برای هر یک از این دو بیان نمودهاند. علاوه بر این، برخی ادعای اجماع و اتفاق در این مسأله در میان علمای امامیه نمودهاند. به عنوان نمونه، مرحوم مفید در این زمینه مینویسد: «وَ اتَّفَقَتِ الإمَامِیَّهُ عَلَى أنَّ الإسلامَ غَیرُ الإیمَانِ وَ أنَّ کلَّ مُؤمِنٍ فَهُوَ مُسلِمٌ وَ لَیسَ کلُّ مُسلِمٍ مُؤمِناً؛ امامیه اتفاق نظر دارند بر این که اسلام غیر از ایمان است و هر مؤمنی مسلمان است، اما هر مسلمانی مؤمن به حساب نمیآید.»[۶۳] مراتب و کاربردهای اسلام و ایمان علاوه بر تغایر معنایی اسلام و ایمان، مراتب مختلفی نیز برای هر یک از این دو واژه وجود دارد که سبب تنوع اطلاقات و کاربردهای این دو واژه شده است. مرحوم علامه طباطبایی در المیزان مراتب مختلفی را برای اسلام و ایمان برمیشمارد که از این قرار است: مرتبه اول اسلام عبارت است از اقرار زبانی به توحید و نبوت و تلفظ شهادتین؛ خواه قلب نیز در این شهادت با زبان همراه باشد یا نه. آیه شریفه قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکنْ قُولُوا أَسْلَمْنا؛ اعراب گفتند: ایمان آوردیم، بگو: شما ایمان نیاوردهاید، لکن بگویید اسلام آوردهایم.[۶۴] نیز به همین مرتبه از اسلام اشاره دارد. پس از این مرتبه از اسلام، اولین مرتبه ایمان قرار دارد که عبارت است از اعتقاد قلبی به مضمون شهادتین به صورت اجمالی و لازمه این اعتقاد، عمل به غالب فروع است. دومین مرتبه از مراتب اسلام پس از اولین مرتبه از ایمان قرار دارد و عبارت است از قبول کردن عمده اعتقادات تفصیلی حقه، گرچه ممکن است انسان مسلمان در این مرتبه مرتکب خطا و گناه نیز بشود و در مواردی به وظیفه خود عمل نکند. آیاتی از قبیل الَّذِینَ آمَنُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا مُسْلِمِین؛ آنان که به آیات ما ایمان آوردند و مسلمان بودند[۶۵] و یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کافَّه؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، جملگی در سلم (اسلام) وارد شوید.[۶۶] اشاره به این مرتبه از اسلام دارند. پس از مرتبه دوم اسلام، دومین مرتبه از ایمان واقع است و عبارت است از اعتقاد تفصیلی به حقایق دینی و این مرتبه از ایمان در آیاتی مورد اشاره قرار گرفته است، از قبیل: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِک هُمُ الصَّادِقُون؛ مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آوردند سپس تردید به خود راه ندادند و در راه خدا با اموال و جانهای خود مجاهده کردند. اینان راستگویانند.[۶۷] و یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکمْ عَلى تِجارَهٍ تُنْجِیکمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ، تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی میبخشد؟ به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان مجاهده کنید[۶۸] سومین مرتبه اسلام به نظر مرحوم علامه مرتبه انس به اعمال و اخلاق مرتبه دوم از ایمان است. زمانی که انسان به دومین مرتبه ایمان انس بگیرد و اخلاقیات آن مرحله را در خود ایجاد کند، به گونهای که هواها و هوسهای نفسانی را تحت کنترل قرار دهد و گرایشی به زخارف دنیا نداشته باشد، به این مرتبه از اسلام دست یافته است. آیه شریفه فَلا وَ رَبِّک لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکمُوک فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ چنین نیست، به پروردگارت قسم که ایمان نمىآورند، مگر آن که تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حکمى که کردهاى در دلهایشان احساس ناراحتى (و تردید) نکنند و کاملاً سر تسلیم فرود آورند.[۶۹] از این مرتبه از اسلام سخن میگوید. پس از این مرتبه از اسلام، سومین مرحله از ایمان قرار دارد و اخلاق فاضله از قبیل رضا، تسلیم، صبر در راه خدا، زهد و ورع کامل و حب و بغض در راه خدا از لوازم این مرتبه از ایمانند. آیات آغازین سوره مؤمنون به این مرتبه از ایمان اشاره دارند. چهارمین و بالاترین مرتبه اسلام، بعد از مرحله سوم از ایمان قرار دارد و انسان در این مرتبه دیگر هیچ استقلال و ملکیتی برای خود نمیبیند، بلکه خود را محض ربط و فقر محض میداند. اسلام در آیه شریفه رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَک[۷۰] به همین معناست؛ زیرا اسلام به معانی گذشته، پیش از این نیز برای حضرت ابراهیم (علیهالسلام) محقق بود و روشن است که در خواست اسلام توسط آن حضرت در اواخر حیاتش، در خواست مرتبهای بالاتر از اسلام است و آن همین مرتبه چهارم از اسلام است. پس از این مرتبه از اسلام، بالاترین مرتبه از ایمان قرار دارد. در این مرتبه، حالت ارتباط فقری و ربطی به خداوند متعال تمام افعال و احوال بنده را فرامیگیرد و انسان در همه حالات و همه اعمالش یقین دارد به این که هیچ چیزی بجز ذات اقدس الهی استقلالی از خود ندارد و هیچ سببی بدون اذن او تأثیر نمیگذارد. آیه شریفه أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ، الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُون؛ آگاه باشید که اولیای خدا نه ترسی بر آنان غالب میشود و نه اندوهگین میشوند. همان کسانی که ایمان آورده و تقوا پیشه کردهاند.[۷۱] به این مرتبه از ایمان اشاره دارد.[۷۲] بخش دوم: مقصود از «مخالف» کلمه «مخالف» که در عنوان رساله آمده، در عرف علمای شیعه معنای خاصی دارد و در روایات نیز مکرراً استعمال شده است. از این جهت لازم است معنای دقیق این کلمه و اطلاقات مختلف آن را نیز مورد بررسی قرار دهیم. معنای «مخالف» از حیث لغت روشن و بینیاز از توضیح است. کسی که در امری با دیگری موافقت نداشته باشد و رأیی غیر از رأی او داشته باشد، مخالف او خوانده میشود. در علوم مختلف نیز معنای این واژه با معنای لغوی آن یکسان است. آنچه در اینجا مهم است اینکه وقتی این واژه در محاورات عرفی استعمال میشود، غالباً متعلق اختلاف هم ذکر میشود و اگر هم به صورت مطلق استعمال شود، قرینهای برای تعیین متعلق اختلاف وجود دارد. حال باید ببینیم در روایات معصومین و لسان علمای شیعه، استعمال این واژه به صورت مطلق انصراف به چه اختلافی دارد. معنای «مخالف» در روایات و کلام علمای امامیه در موارد متعددی کلمه «مخالف» و مشتقات آن ـچه به صورت اسم و چه به صورت فعل، مانند «من خالفکم»ـ در روایات استعمال شده است. این تعبیر در اکثر موارد، اشاره به عده خاصی دارد و به اصطلاح، عنوان مشیری است که غالباً معنای لغوی آن به صورت مطلق اراده نشده است. استعمال واژه «مخالف» و مشتقات آن در لسان ائمه (علیهمالسلام) دو حالت دارد. گاهی به معنای مطلق مخالف استفاده شده است که در این حالت تمامی کسانی را که از جهتی با تشیع اثناعشری مخالفتی دارند، شامل میشود و فرقی میان مسلمان و غیرمسلمان نیست. این معنا اعم از غیرمسلمانان و مسلمانان غیرشیعی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در رابطه با مفهوم رضایت مندی مشتری تعاریف مختلفی از سوی نظریه پردازان بازاریابی ارائه شده است. کاتلر، رضایتمندی مشتری را به عنوان درجه ای که عملکرد واقعی یک شرکت انتظارات مشتری را برآورده کند، تعریف میکند. به نظر کاتلر اگر عملکرد شرکت انتظارات مشتری را برآورده کند، مشتری احساس رضایت و در غیر این صورت احساس نارضایتی می کند(کاتلر، ۱۳۸۲) رضایت مشتری عموما دستیابی کامل به انتظارات است (الیور، ۱۹۸۰). رضایت مشتری را می توان پیامدی ویژه از فعالیت بازاریابی دانست که به تصمیمات خرید توسط مشتریان کمک می کند . اگر ارائه خدمات خاصی باعث رضایتمندی مشتریان شود، می توان گفت، احتمال استفاده مجدد از آن خدمت بیشتر است. همچنین مشتریان راضی از خدمات می توانند مبلغان خوبی از تجارت مفیدشان برای دیگران باشند .تبلیغات دهان به دهان مثبت راجع به یک محصول، بویژه در فرهنگ جمعی کشورهای آسیای میانه که زندگی مردم بر پایه توسعه روابط اجتماعی با دیگران شکل گرفته، بسیار مفید خواهد بود .از طرفی ،عدم رضایت مشتریان هم می تواند تبلیغات منفی از سوی مشتریان، روی آوردن آنها به کالا وخدمات و سایر رقبا و در نتیجه کاهش سهم بازار شرکت را به دنبال داشته باشد. بدیهی است برای جلوگیری از کاهش سود آوری، شرکت چاره ای جزکشف دلایل افزایش نارضایتی در مشتریان نخواهد داشت(بزرگی, ۲۰۰۷) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
برای اینکه یک سازمان قادر باشد اندازه گیری رضایت مشتری را انجام دهد باید مدل و روشی در این رابطه طرح ریزی نماید، به نحوی که از زیر بنای نظری مستحکم و ساخت یافته ای برخوردار باشد و شاخص هایی برای این منظور تنظیم نماید تا بتواند با بهره گرفتن از ان به اندازه گیری و ارزیابی بپردازد. مدل مفهومی خدمات توسط پاراسورامان وهمکارانش در سال ۱۹۸۵ مطرح گردید و پس ازمطالعات این گروه به ابزار استاندارد ی جهت اندازه گیری کیفیت خدمات تبدیل شد. این ابزار در ادبیات کیفیت خدمت با نام«سروکوال » مصطلح گردیده است( پاراسورمان و همکاران،۱۹۸۵ ) مطالعات اولیه در زمینه کیفیت خدمات توجه زیادی به مسئله ارزیابی داشتند . به دنبال معرفی مدل سروکوال توسط پاراسورامان و همکارانش ( ۱۹۸۵) توجهات روی عوامل تعیین کننده کیفیت خدمات و با تأکید ویژه روی فرایند ارائه خدمات متمرکز شد. مدل سروکوال با ابعاد ۵ گانه اش(دسترسی،پاسخگوئی، قابلیت اطمینان، مسئولیت پذیری و همدلی) حاکی از نگرش آمریکایی به کیفیت خدمات است برخی از محققان، به دلیل اهمیت خدمات برخط سروکوال، انگیزه یافتند تا تلاشهایی برای توسعۀ مقیاسهای دقیقتری انجام دهند که خدمات مبتنی بر وب را هدف قرار دهد، مانند وب کوال توسط لایکانو ( ۲۰۰۲ )، ایاسکوال توسط پاراسورامان و همکاران (۲۰۰۵ )، ای ترنس کوال توسط بویر و همکاران ۲۰۰۶ ) ) و ای سلف کوال توسط دینگ و همکاران.(۲۰۱۱) تحقیق حاضر با درک اهمیت و نقش فناوری اطلاعات دررضایت مودیان ایفا می کند شکل گرفته و هدف آن بررسی این موضوع است که آیا بکارگیری سیستم مالیات الکترونیکی در حوزه مالیاتی منجر به رضایت مودیان سازمان امور مالیاتی میشود , و میزان تاثیر و نقش آن را چقدر است به این منظور به طور اخص اداره کل امور مالیاتی استان قم مورد مطالعه قرارگرفته است تا میزان تاثیر گذاری سیستم مالیات الکترونیکی ونقش را از منظر با ابعاد ۵ گانه اش(دسترسی به امکانات ،پاسخگوئی، قابلیت اطمینان، مسئولیت پذیری و همدلی) مورد سنجش قراردهد. ۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق نظر به تأثیراتی که وصول بهینه مالیاتها بر متغیرهای اقتصادی بر جای میگذارند، موارد زیر میتوان از جمله دلائل بااهمیت وصول بهینه مالیاتها دانست و وصول بهینه وبه موقع درآمدهاو جلوگیری از فرار مالیاتی و شناسائی منابع جدید نیازمند یک سیستم پویا و کارآمد و الکترونیکی میباشدلذا پژوهش و تحقیق درباره اینکه سیستم الکترونیکی برخط میتواند پاسخگوئی موارد مذکور باشدبااهمیت و ضروری به نظر میرسد ۱-نقش مالیات در بودجه دولت با توجه به شرایط تحریم کنونی ۲-نقش مالیات در کاهش وابستگی بودجه به فروش نفت خام ۳-تأمین قسمتی از هزینه های عمومی دولت (اهداف درآمدی) ۴-.تقسیم عادلانه درآمد و ثروت در جامعه (اهداف توزیعی) ۵-.کنترل نرخ تورم جامعه (هدف گذاری تثبیتی) ۶-کنترل حجم واردات و صادرات (اهداف تخصیصی) ۱-۳ جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق ۱- موضوع این تحقیق جزو اولویتهای پژوهشی سازمان امور مالیاتی می باشد . ۲- این تحقیق از بعد مکانی که در اداره کل امور مالیاتی استان قم انجام خواهد گرفت جنبه جدید بودن از این حیث را نشان می دهد ۳- از بعد زمانی نیزکه مربوط به سال ۱۳۹۳ می باشد ، یکی دیگر از جنبه های جدید بودن موضوع را نشان می دهد ۱-۴ اهداف تحقیق الف- هدف اصلی بررسی تاثیر سیستم مالیات الکترونیکی برمیزان رضایت مودیان مالیاتی در اداره کل امور مالیاتی استان قم ب- اهداف فرعی
-
- بررسی تاثیر سیستم مالیات الکترونیکی از لحاظ دسترسی به امکانات بر میزان رضایت مودیان مالیاتی
-
- بررسی تاثیر سیستم مالیات الکترونیکی از لحاظ پاسخگوئی بر میزان رضایت مودیان مالیاتی .
-
- بررسی تاثیر سیستم مالیات الکترونیکی از لحاظ قابلیت اطمینان بر میزان رضایت مودیان مالیاتی .
-
- بررسی تاثیر سیستم مالیات الکترونیکی از طریق مسئولیت پذیری بر میزان رضایت مودیان مالیاتی
۵- بررسی تاثیر سیستم مالیات الکترونیکی از طریق همدلی بر میزان رضایت مودیان مالیاتی ۱- ۵ سؤالات تحقیق فرضیه اصلی استفاده از سیستم مالیات الکترونیکی بررضایت مودیان مالیاتی تاثیر معنی داری دارد فرضیه های فرعی ۱-استفاده از سیستم مالیات الکترونیکی از لحاظ دسترسی به امکانات بر رضایت مودیان مالیاتی تاثیر معنی داری دارد ۲- استفاده از سیستم مالیات الکترونیکی از لحاظ پاسخگوئی بر رضایت مودیان مالیاتی تاثیر معنی داری دارد. ۳- استفاده از سیستم مالیات الکترونیکی از لحاظ قابلیت اطمینان بر رضایت مودیان مالیاتی تاثیر معنی داری دارد. ۴- استفاده از سیستم مالیات الکترونیکی از طریق مسئولیت پذیری بر رضایت مودیان مالیاتی تاثیر معنی داری دارد ۵ استفاده از سیستم مالیات الکترونیکی از طریق همدلی بر رضایت مودیان مالیاتی تاثیر معنی داری دارد ۱-۶ شرح کامل روش تحقیق بر حسب هدف، نوع داده ها و نحوه اجراء ۱-۶-۱ نوع تحقیق از جهت هدف : با توجه با اینکه در این تحقیق از مدل ها ، روش ها و نظریه های موجود در راستای حل مساله یا بهبود وضعیت هستیم، تحقیق فوق از جهت هدف کاربردی است. از لحاظ روش اجرا : با عنایت به اینکه کل جامعه آماری مورد مطالعه قرار خواهد گرفت و از روش سرشماری در مطالعه جامعه استفاده خواهد شد ، بنابر این تحقیق فوق از جهت استنتاج توصیفی –پیمایشی است. ۱-۶-۲ روش گردآوری اطلاعات ۱) روش مطالعه کتابخانه ای : از این روش برای تبیین مبانی نظری تحقیق و گردآوری پیشینه تحقیق استفاده می شود . در این راستا کتابها ، پایان نامه ها ، و مقاله های فارسی و انگلیسی مورد استفاده قرار خواهد گرفت . ۲) پرسشنامه : در این تحقیق جهت جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیر های تحقیق از پرسشنامه استفاده خواهد شد . در این روش داده های گردآوری شده در ارتباط با جامعه از طریق گردآوری پاسخ های مکتوب تحلیل و ارائه می گردد. ۱-۶-۳ ابزار گردآوری اطلاعات الف)فرم پرسشنامه : برای ثبت و ضبط مطالب بدست آمده در بررسی اسناد و مدارک در مطالعات کتابخانه ای که اعتبار و پایایی خود را در سطح بالایی حفظ می کند ، استفاده خواهد شد. ب) جدول تلخیص داده ها : جهت تلخیص داده ها با بهره گرفتن از اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه از جداول تلخیص داده ها استفاده خواهد شد. ۱-۶-۳ روش های آماری الف) نمودارها : برای اینکه ویژگی های سوال شوندگان ) سن ، میزان تحصیلات ، میزان سابقه گاری و …) به روشنی دیده شود از نمودارهای میله ای و دایره ای استفاده خواهد شد . ب)آزمونهای آماری : ، از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن جامعه، از آزمون ویلککسون برای رد یا تایید فرضیات تحقیق، از آزمون فریدمن برای رتبه بندی فرضیه ها و از آزمون T جهت بررسی معنی دار بودن تفاوت میانگین نمره نظرات پاسخ دهندگان در خصوص متغیرهای تحقیق استفاده می شود. ۱-۷ متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه گیری متغیرها . مدل مفهومی خدمات توسط پاراسورامان وهمکارانش در سال ۱۹۸۵ مطرح گردید و پس ازمطالعات این گروه به ابزار استاندارد ی جهت اندازه گیری کیفیت خدمات تبدیل شد. این ابزار در ادبیات کیفیت خدمت با نام «سروکوال» (مصطلح گردیده است) پاراسورمان و همکاران،.(۴۶ :۱۹۸۵مطالعات اولیه در زمینه کیفیت خدمات توجه زیادی به مسئله ارزیابی داشتند . به دنبال معرفی مدل سروکوال توسط پاراسورامان و همکارانش ( ۱۹۸۵) توجهات روی عوامل تعیین کننده کیفیت خدمات و با تأکید ویژه روی فرایند ارائه خدمات متمرکز شد. مدل سروکوال با ابعاد ۵ گانه اش(یعنی دسترسی،پاسخگوئی، قابلیت اطمینان، مسئولیت پذیری و همدلی) حاکی از نگرش آمریکایی به کیفیت خدمات است برخی از محققان، به دلیل اهمیت خدمات برخط سروکوال، انگیزه یافتند تا تلاشهایی برای توسعۀ مقیاسهای دقیقتری انجام دهند که خدمات مبتنی بر وب را هدف قرار دهد، مانند وبکوال توسط لایکانو ( ۲۰۰۲ )، ایاسکوال توسط پاراسورامان و همکاران (۲۰۰۵ )، ای ترنس کوال توسط بویر و همکاران (۲۰۰۶ ) و ای سلف کوال توسط دینگ و همکاران.(۲۰۱۱) مدل زیر، مدل پیشنهادی این تحقیق و برگرفته از مدل مفهومی سروکوال است. در این مدل تأثیرمتغیرهای مستقل بر متغیر وابسته بررسی می شود. متغیر وابسته متغیر مستقل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این تپه ی باستانی در مورخه ۱۵/۱۱/۱۳۸۱ مورد بررسی باستان شناسان استرالیایی به نام های پروفسور دنیل پاتس و خانم بنادت مک کال و گروه باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی کشور قرار گرفت و یکی از استقرارهای مهم فارس در دوران پیش از تاریخ به حساب آمد. اثر تاریخی پشه دان در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۷۹ شمسی به شماره ی ۲۷۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است(حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴: ۱۲۲). ۴- ۳- ۶- ۲۳- تل بندو تپه ی تل بندو در حدود ۵۰۰ متری شمال شرقی روستای عرب خاکک و ۳۰۰ متری شمال روستای تل بندو و جاده ی آسفالته ی شیراز – اهواز قرار دارد. راه منتهی به این تپه خاکی بوده که از جاده ی آسفالته ی شیراز – اهواز منشعب می گردد. تل بندو در تاریخ ۴/۲/۸۲ به مدت یک ماه به وسیله ی هیأت ایرانی به سرپرستی احسان یغمایی، علی اتابکی و رضا نوروزی کارشناس ارشد میراث فرهنگی فارس و گروهی از دانشجویان باستان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی کازرون مورد کاوش علمی لایه نگاری و گمانه زنی قرار گرفت که گذشته از سفال های پیش از تاریخ و دوران تاریخی در عمق تراشه ۲۹ –j یک اسکلت استخوانی انسان مربوط به دوره ی عیلام میانه (۲۰۰۰ سال پیش از میلاد) که به طور چمباتمه خوابیده بود کشف گردید که از نظر تاریخی و فرهنگ دفن مردگان به صورت چمباتمه و رو به قبله، قابل تعمق و امعان نظر است(حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴: ۱۲۵). تل بندو در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۷۹ طی شماره ی ۳۲۸۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ۴- ۳- ۶- ۲۴- تپه ی خواجه محمدی این تپه ی باستانی واقع در بخش رستم دو و در غرب روستای کوپن قرار دارد. رودخانه ی سراب سیاه در شمال و رودخانه ی تنگ شیو در غرب آن می گذرد. طول این تپه در حدود ۱۰۰ متر و عرض آن در حدود ۹۰ متر و ارتفاع آن در حدود ۸ متر می باشد. بخش عمده ای از این تپه به وسیله ی کشاورزان بومی تخریب و تبدیل به زمین های کشاورزی گردید. از مقایسه ی سفال های تل خواجه محمدی با سفال های تپه ی ملیان بیضا، در محدوده ی دوره ی آغاز نگارش (بانش) به این نتیجه می رسیم که ظروف این دو تمدن از یک سبک و اسلوب پیروی می کرده اند و ظروف آنها زاویه دار بوده است(طلایی،۱۳۷۴: ۱۷). تپه ی خواجه محمدی در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۷۹ شمسی به شماره ی ۲۷۸۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ۴- ۳- ۶- ۲۵- تپه ی تل خصم تپه ی باستانی تل خصم در بخش رستم دو واقع گردیده است. طول این تپه ۱۲۰ متر و عرض آن ۷۰ متر و ارتفاع آن در حدود ۵/۴ متر می باشد. سطح تپه ی تل خصم همه ساله کشت می شود و به علت کشت مداوم فرسایش خاکی داشته و در چهره ی تپه دگرگونی حاصل شده است. آثاری که بر روی این تپه مشاهده گردید عبارتند از: دست آس، سنگ ساب، سفال، سنگ لاشه و سنگ کوبنده. سفال های مکشوفه ی تل خصم را می توان با سفال های به دست آمده در قبرستان تپه ی (سیلک) کاشان و تپه ی (شاه تپه) شمال غربی گرگان و دو تپه ی (ژالیان) مقایسه نمود و آن ها را مربوط به هم دانست(طلایی،۱۳۷۴: ۱۹). اثر تاریخی تل خصم در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۷۹ به شماره ی ۲۷۸۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ۴- ۳- ۶- ۲۶- تل دزک کوچک این تپه ی باستانی در بخش رستم دو واقع شده است و به فاصله ی ۲۵ کیلومتری شهر نورآباد، مرکز ممسنی و در حدود ۱۲ کیلومتری غرب شهر مصیری مرکز بخش رستم و به فاصله ی ۲۰۰ متری جنوب جاده ی آسفالته ی مصیری به پل پرین و در کنار کوه (دلو) قرار دارد. تل دزک مدور بوده و پیرامون آن در حدود ۵۰۰ متر و ارتفاع آن در حدود ۷ متر از زمین های اطراف خود بلندتر است. سطح این تپه ی باستانی به وسیله ی کشاورزان به زیر کشت گندم برده می شود. در نزدیکی سطح تل دزک چاهی از ازمنه ی قدیم حفر و سنگ چینی شده که احتمال دارد آب آشامیدنی ساکنین تپه از این چاه تأمین می شده است. تپه ی دزک کوچک در تاریخ ۲۸/۱۲/۱۳۷۹ طی شماره ی ۳۴۴۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است(حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴: ۱۳۵). ۴- ۳- ۶- ۲۷- تپه ی گنبد و ده کهنه در شمال روستای کوپن سفل واقع در بخش رستم دو، دو اثر نزدیک به هم به نام های تپه ی گنبد و تپه ی ده کهنه در یک خط راست و به فاصله ی ۵۰ متری، مشرف به هم قرار دارند. هیأت این تپه ها مدور و گنبدی شکل می باشند. مصالح ساختمانی برج و باروهای این آثار گچ و سنگ بوده که هم اکنون زیر خاک مدفون می باشند و تنها گوشه هایی از این آثار از خاک بیرون آمده که آن هم به وسیله ی کشاورزان مورد تخریب قرار گرفته است تا به زمین کشاورزی مبدل گردد. طول تپه ی گنبد در حدود ۶۵ متر و عرض آن در حدود ۵۰ متر و ارتفاع آن ۵ متر و همچنین طول تپه ی ده کهنه ۴۰ متر و عرض آن ۳۷ متر و ارتفاع آن ۴ متر از سطح زمین های اطراف خود بلندتر است. تپه ی گنبد و ده کهنه در تاریخ ۱۲/۱۱/۱۳۸۱ طی شماره ی ۷۲۱۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است(حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴: ۱۳۷). ۴- ۳- ۶- ۲۸- اشکفت یخه سنگر این اشکفت به فاصله ی ۱۰ کیلومتری غرب شهر مصیری مرکز بخش رستم ودر بین رستم یک و دو واقع گردیده است. جاده ی آسفالته ی نورآباد -گچساران در کنار این اشکفت می گذرد. این اشکفت دارای دو دهانه بوده که بلندی هر دهانه در حدود ۶ متر و پهنای هر دهانه نزدیک به ۱۰ متر است. عمق یکی از اشکفت ها ۱۲ متر و دیگری ۸ متر می باشد. کف این غار انباشته از بقایای استقرار انسانی و حیوانی است. آنچه که در این اشکفت مهم به نظر می رسد، وجود قطعات بسیار زیاد تراشه ی سنگ و ابزار سنگی در بین قطعاتدیگر می باشد. این ابزار عمدتاً از سنگ چخماق در رنگ های متفاوت به چشم می خورد. با توجه به موقعیت مکانی ویژه ی این غار، می توان آن را به عنوان مرکزی جهت تملید ابزار سنگی برای استفاده ی منطقه محسوب نمود. با این وصف احتمال می رود که این ابزار سنگی متعلق به اوایل نوسنگی یا اواسط میان سنگی بوده باشد. ابزار سنگی که در این غار مشاهده شده و با سایر نقاط پیش از تاریخ مقایسه گردیده اند، به شرح زیر بوده است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱- خراشنده ی سنگی قهوه ای که نمونه ی مشابه آن در گنج دره (هرسین کرمانشاه) پیدا شده است. ۲- سنگ مادر که جهت ساختن تیغه ی سنگی استفاده شده است. این نوع سنگ قهوه ای بوده که نمونه های مشابه این سنگ ها در گنج دره پیدا شده است. ۳- خراشنده ی سنگ چند وجهی به رنگ قرمز جگری که نمونه ی آن از تپه ی سراب (آذربایجان شرقی)پیدا شده است. ۴- تیغه ی سنگی یک وجهی رتوش شده. اشکفت یخه سنگر در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۷۹ طی شماره ی ۳۲۵۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ۴- ۳- ۷- آثار و ابنیه ی تاریخی شهرستان ممسنی ۴- ۳- ۷- ۱- نقش باستانی کورنگون (کورنگان) در ۲۴ کیلومتری شمال غربی شهر نورآباد، مرکز ممسنی و در ۱۰ کیلومتری جنوب غربی مصیری، در حدود ۲۰۰ متری جنوب روستای ستلون، بر فراز کوهی به نام کرنگون یا کورنگون که به نقاره خانه و سگ متر هم معروف است، اثری منحصر به فرد و در خور توجه جلب نظر می نماید. نقش کورنگون در سال ۱۹۲۴ میلادی(۱۳۰۳ شمسی) به وسیله ی پروفسور ارنست هرتسفلد آلمانی کاوش گردید و قدمت تاریخی آن را مربوط به ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد برآورد نمود. وی در کتاب تاریخ باستان شناسی ایران بر بنیاد باستان شناسی خود در خصوص نقش کورنگون چنین می نگارد: (… بزرگ ترین این نقش ها(کتیبه ها و نقش های موجود در ایران و ممسنی)که در سال ۱۹۲۴ میلادی(۱۳۰۳ شمسی)در محلی موسوم به کورنگون کشف شده است محلی که به پرسپولیس(تخت جمشید)نزدیکتر از شوش می باشد و در قلهی کوهی بر فراز یک کمر پرتگاه مشرف به رودخانه ی فهلیان قرار گرفته است و راه وصول به آن نقوش فقط به وسیله ی پلکان کوچکی از سنگ است که از قله ی کوه سرازیر می شود. در این جا مکانی است که از قدیم محل عبادت بوده و در یک سوی سنگی این تمثال ها و نقش در صخره کنده شده است). نقش عمده یک جفت الهه را نشان می دهد که اطراف آن ها را پرستش کنندگان احاطه کرده اند. الهه بر روی تختی قرار گرفته که عبارت است از چنبره ی ماری، ظاهراً پرستش مار در ایران و هند قدیم قبل از پیدایش آریایی ها معمول بوده است. این نقش کاملاً بومی است. بعضی جزئیات آن اصل(سومری) را نشان می دهد، مثلاً تاجی که بر سر آن الهه نقش شده با شاخ های منفصل از یکدیگر، در سومر قبل از دوره ی (آکاد) فراوان دیده شده است. این الهه ظرفی دارد که پر از آب حیات بوده و به سوی عبادت کنندگان اطراف او روان شده است. در برابر او صورتی دیده می شود که شبیه است به محراب های قوم هییت[۱۰] . اما الهه ای که به نظر محبوبتر می نماید، با این که نقش آن ناقص است معذالک به نظر می رسد که بر روی حیوانی شبیه الهه سومری نشسته است. اما از صف پرستش کنندگان فقط طرحی از آنها تشخیص داده می شود که در نقش های سمت راست صورت زن ها و در نقش سمت چپ صورت مردها می باشد. نکته قابل توجه در این جا آن است که تمام صورت ها به طور نیم رخ نقش شده است و این طرز تصویر در نزد مردم قدیم مشرق و حتی نزد مصری ها معلوم نبوده است. البته اساساً این طرز تصویر نمی تواند اختراع یک حجار واحد برای نقش معینی باشد و ثابت می کند که کتیبه ی کورنگون ممسنی، نماینده ی نقوش حجاری است که اصل آن هنوز معلوم نشده و یا به کلی گم شده و از میان رفته است. بر خلاف همه گونه حدس ها و مضنه ها که در باب مذهب و هنر این کتیبه زده شده است می گویند از سبک اول سومری استفاده کرده اند و آن تصاویر از آثار تمدن سومری است، معذالک در سبک و تعیین تاریخ آن مشکل است بعضی خصوصیات آن ها باز شبیه سبک و اسلوب دوره سارگون(۲۲۰۰ قبل از میلاد) می باشد ولی روی هم رفته، تاریخ آن ها از دوره ی گودی(گوادا پادشاه سومر در ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد) که متعاقب آن دوره است، قدیمی تر نمی باشد. تقریباً یک نمونه با نسخه ثانی از نقش کورنگون ممسنی که سابقاً وقتی وجود داشته است، در نقش رستم نزدیک تخت جمشید مدفن شاهان هخامنشی دیده می شود(هرتسفلد، ۱۳۵۵: ۲۰). دکتر سراورل استین[۱۱]، محقق و باستان شناس انگلیسی با دکتر بهمن کریمی (بهمن میرزا) مترجم خود و اکیپ همراه در سال ۱۳۱۴ شمسی جهت دیدار نقش کورنگون و آثار و ابنیه ی تاریخی ممسنی، به وسیله ی اسب از شیراز عازم ممسنی می گردند. استین در کتاب راه های قدیمی غرب ایران خود که آن را دکتر بهمن کریمی به نام راه های باستانی و پایتخت های قدیمی غرب ایران به فارس ترجمه کرده اند، مشاهدات خود را بر روی آثار باستانی شهرستان ممسنی در این کتاب درج نموده اند(استین،۱۳۲۹: ۸). اثر عیلامی کورنگان در تاریخ ۳۰/۳/۱۳۱۵ طی شماره ی ۲۵۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ۴- ۳- ۷- ۲- داو دختر یا دی دوور (مادر و دختر) در مسیر جاده ی فهلیان و در مجاورت قریه ی حسین آباد بر روی بدنه ی کوه عنا شاهد یک معماری صخره ای بدیع می باشیم که آغازی بر شیوه مقابر آرامگاهی هخامنشیان در نقش رستم است(رسولی،۱۳۸۲: ۲۲۲). راهرسیدن به این نقش باستانی از دو طریق میسر است، یکی اینکه از طریق شهر مصیری به کوپن و از آنجا به پل پرین و سپس به منطقه ی مراسخون و از آنجا به دخمه داو دختر، و راه دوم از کوپن به حسین آباد و در غرب روستای حسین آباد با گذشتن از رودخانه ی تنگ شیو به اثر داو دختر ملحق می گردد(حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴: ۱۶۳). به علت عدم راه به درون دخمه، تاکنون عوامل انسانی نتوانسته تخریبی در آن ایجاد نماید. آنچه که بر اثر دی دوور (مادر دختر) تأثیر گذارده، عوامل طبیعی از جمله سرما و گرما و باد و آب و عمل فرسایش می باشد که در چهره ی ظاهری اثر تأثیر گذاشته است. ۴- ۳- ۷- ۳-کاخ و ته ستون های هخامنشی شهرک گچگران در شرق شهرک فعلی گچگران در قطعه زمینی به طول ۷۹ متر و عرض ۵۸ متر معروف به تل کاخداداد، دو پایه ستون به سبک ته ستون های هخامنشی در تخت جمشید، در حین تسطیح زمین های کشاورزی پیدا گردید. بر طبق نظریه ی محققین، تل کاخداداد گچگران یکی از کاخ های بین راهی شاهان هخامنشی بوده که در حین مسافرت از آن استفاده می شده است. این دو پایه ی ستون دارای یک ردیف گل شبیه گل نیلوفر است که به صورت زنجیر به هم متصل اند. بر اساس نقشه ای که آقای سید محمد تقی مصطفوی محقق و باستان شناس در خصوص بزرگ راه های شاهنشاهی هخامنشی در واشنگتن ارائه داده است از ته ستون های هخامنشی تل کاخداداد نام برده است و اذعان دارد که یک شاخه از این بزرگراه ها به طول ۸۰ کیلومتر در داخل ممسنی عبور می کرده که شوش و ایالت های جنوبی و جنوب غربی ایران را به مرکز فرمان روایی تخت جمشید متصل می ساخته است(mostafavi,1990,16). تاآنجا که به تحقیق می انجامد، در دوران هخامنشیان در حدود ۱۴ شهر و منزلگاه و مراکز دیوانی در منطقه ی ممسنی ساخته شدند که شرح آن ها در لوح های گل نبشته بارو و خزانه ی تخت جمشید به تفصیل آمده است. هم اکنون کانالی از سنگ و ساروج در بستر رودخانه ی دروغ زن مشرف به کاخ تل خداداد بیرون آمده که نشان می دهد آب لازمه ی کاخ از طریق این کانال سربسته به سوی کاخ هدایت می شده است. در زمین های زراعتی اطراف این نقطه ی باستانی گه گاه اشیاء سنگی، پایه ی ستون و خمره های سفالی منقوش بزرگ از زیر خاک بیرون می آیند که از نظر تاریخی حائز اهمیت هستند. این آثار در شهرک گچگران و به فاصله ی ۳ کیلومتری جنوب شهر نورآباد، مرکز ممسنی قرار دارد و از طرف شمال به شهرک گچگران و از طرف جنوب به خانه های سازمانی شرکت گچگران و از طرف شرق به رودخانه ی دروغ زن و جاده ی آسفالت شیراز – اهواز و از طرف غرب به شهرک گچگران محدود می گردد(حبیبی فهلیانی،۱۳۸۴: ۱۶۸). این اثر در تاریخ ۲۲/۱/۱۳۵۶ طی شماره ی ۱۳۶۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ۴- ۳- ۷- ۴-آتشکده ی دیمه میل یا میل آزاد یا میل اژدها در ۷ کیلومتری غرب شهر نورآباد در دامنه ی کوهستان، برج سنگی چهار گوشی ساخته شده از تخته سنگ های تراش و منظم دیده می شود. این اثر تاریخی به دوره ی اشکانیان تعلق دارد. بلندی این برج متجاوز از ۷ متر و پهنای آن ۴/۳ متر است. به این برج دیمه میل یا میل اژدها نیز می گویند(رسولی،۱۳۸۲: ۲۲۳). باستان شناسانی چون پروفسور ارنست هرتسفلد آلمانی، دکتر رمان گیرشمن فرانسوی، دکتر اوزلی، دکتر استولز، لوئی و اندنبرگ بلژیکی و سید محمد تقی مصطفوی و علی سامی از این اثر منحصر به فرد دیدن کرده اند و نظرات خود را در باره ی آن ارائه داده اند. رمان گیرشمن بر این عقیده است که برج نورآباد متعلق به دوران اشکانیان و مربوط به قرن سوم تا اول پیش از میلاد می باشد و می بایست آن را با زندان پاسارگاد و کعبه ی زرتشت در نقش رستم مقایسه کرد. وی اظهار می دارد که آتشکده ی میل اژدها مانند دو بنای مذکور آتشگاهی بوده است که آتش مقدس را در آن حفظ می کردند و از آنجا به آتش دان های موجود می بردند. گیرشمن در بیان نظریه ی خود اظهار می کند که آتشگاه زندان پاسارگاد و کعبه ی زرتشت نزدیک آتش دان ها بوده ولی برج میل اژدها ی نورآباد ممسنی، در عین حال هم آتشگاه و هم آتشدان بوده است. بر طبق این استدلال، قسمتی از این برج که در آن مراسم مذهبی انجام می گرفت، فقط بر روی روحانیون زرتشتی باز بوده و نیایش کنندگان می توانستند از دور آتش دان بالای برج را ببینند(مصطفوی،۱۳۴۳: ۱۳۱). شادروان علی سامی، باستان شناس، ضمن رد معبد یا آتشکده بودن برج نورآباد، چنین نوشته است: (… در زمان شاهان هخامنشی، بین سه پایتخت مهم، تخت جمشید، شوش و اکباتان، برج های بلندی در بالای کوه ها احداث نموده، پاسبان هایی بر روی آن ها می گمارده اند که در روز به واسطه ی علائمی و در شب توسط آتش، اتفاقات مهم و فوری را از اقصی نقاط، به دربار برسانند)(سامی،۱۳۳۱: ۱۰۲). (یوزف ویسهوفر) نیز علامت دادن با آتش را در زمان هخامنشیان این چنین می نگارد: (… سیستم ارتباطی از طریق علامت دادن با آتش یا نور، مجموعاً سیستمی را پدید آورده بودند که باعث حیرت رومیان و یونانیان شد و بر آن اثر گذاشت. شالوده ی این نظام ارتباطی مجهز، زیرساخت امپراطوری پارسی بود)(ویسهو،۱۳۷۷: ۱۰۰). افسانه ای در خصوص میل اژدهای فعلی بر سر زبان های مردم ممسنی مصطلح است که چکیده ی آن از این قرار است: (گویند اژدهایی در تنگه ی فعلی تنگ اژدهای آهنگری و مادر دختر بکش(دو کیلومتری جنوب غربی میل اژدها) لانه داشت. این اژدها، هفته ای یک بار از لانه ی خود خارج می شد و آنچه از آدمی و دواب را می دید، می بلعید. بر همیناساس این برج ساخته شد تا هرگاه اژدها از مکان خود بیرون آید و به سوی آبادیها سرازیر گردد، نقاره چیان بر بالای این برج رفته و نقاره های خود را به صدا درآورند تا مردم را از آمدن اژدها با خبر سازند و هرکس برای جان و حیوانات خود چاره ای بیندیشد).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- در ضمان نیز مانند ایفاء تعهد دیگری رضایت مدیون شرط نیست. (ماده۶۵۸ ق.م.) ۳- در ضمان، همانند ایفاء تعهد دیگری، در صورتی شخص ثالث (ضامن) می تواند به مدیون اصلی (مضمون عنه) رجوع کند که دین را پرداخت کرده باشد؛ از اینرو باید گفت شرط اساسی و اصلی برای رجوع به مدیون پرداخت می باشد. در تأیید این مطلب ماده۷۰۹ ق.م. مقرر می کند:« ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد مگر بعد از ادای دین…»
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴- در ضمان نیز همانند ایفاء تعهد دیگری، شخص ثالث (ضامن) فقط تا میزانی که به طلبکار پرداخت کرده است حق رجوع به مضمون عنه را دارد؛ بنابراین اگر شخص ثالث با پرداخت مبلغ کمتر از بدهی توانست رضایت مدیون را جلب کند، نمی تواند نسبت به تمام مبلغ طلب به مدیون رجوع کند، حتی در صورتی که ثالث با پرداخت مبلغ مازاد بر دین بدهی را پرداخت کرده باشد باز هم نسبت به مازاد دین حق رجوع به مدیون را ندارد. ۵- در ضمان نیز همانند ایفاء تعهد و محکوم به دیگری، نسبت به مدیون نوعی تغییر طلبکار صورت می گیرد و ضامن به جای مضمون له یا طلبکار اصلی قرار می گیرد و مدیون پس از آن در مقابل ضامن مدیون است یکی از نویسندگان کشور مصر در این باره می گویند:« ضامن خواه شخصی یا عینی، خواه متضامن با مدیون یا غیر متضامن، هر گاه دین را بپردازد جانشین طلبکار می شود.»[۹۲] در حقوق ایران قانونگذار صراحتاً به حق رجوع ضامن پس از پرداخت دین اشاره شده است و نسبت به مبنای این رجوع ساکت است. (ماده۷۰۹ ق.م.) به دلیل اهمیت نظری و عملی که این حق رجوع دارد، به جهت تمییز این تاسیس حقوقی از پرداخت دین دیگری شایسته است که مبنای حق رجوع روشن شود: قانونگذار کشور ما درباره مبنای رجوع شخص ثالث پرداخت کننده دین دیگری (ضامن) به مدیون (مضمون عنه) تصریحی ندارد ، اما نویسندگان در این خصوص نظریاتی را ارائه نموده اند: برخی معتقدند مبنای این حق رجوع وجود عقد معوض بین مدیون و ضامن است.به موجب این نظریه مبنای رجوع ضامن به مضمون عنه توافقی ضمنی میان آنها است یعنی وقتی مدیون یا مضمون عنه به شخص ثالث یا ضامن اذن در ضمان دین خود را می دهند و آن شخص ثالث قبول می کند پس به نظر می رسد که این توافق باعث می شود که ضامن متعهد شود که دین مضمون عنه را به عهده بگیرد و در مقابل مضمون عنه نیز تعهد کند که دین ضامن را پرداخت نماید؛ پس بین تعهد مضمون عنه و تعهد ضامن یک نوع معاوضه صورت می گیرد و تنها شرطی که وجود دارد این است که تعهد مضمون عنه در مقابل ضامن پس از اجرای تعهد ضامن (پرداخت دین) قابل اجرا است.[۹۳] برخی دیگر مبنای حق رجوع ضامن را استیفاء مضمون عنه از مال ضامن می دانند. به نظر آنها مبنای تعهد مضمون عنه درمقابل ضامنی که دین را پرداخت کرده است یک مبنای غیر قراردادی است؛ به این صورت که با پرداخت دین مضمون عنه از طرف ضامن، مضمون عنه از مال ضامن استفاده کرده است و مال ضامن را برای پرداخت دین خود استیفاء کرده است و به حکم قانون استیفاء سبب اشتغال ذمه مدیون شده است، به همین دلیل استکه پیش ازتحقق آن(پرداخت دین) محقق نمی شود و نمی تواند به او رجوع کند.[۹۴] برخی دیگر از حقوقدانان این مبنا را در وکالت ضامن از مضمون عنه در پرداخت دین یافته اند. به موجب این نظریه رابطه ضامن و مضمون عنه ماهیتاً نوعی وکالت است؛ یعنی وقتی مضمون عنه به ضامن اذن می دهد که ضمانتش را قبول کند و دینش را به عهده بگیرد در واقع به او وکالت می دهد که به نیابت از خودش دینش را اداء کند پس به موجب ماده۶۷۵ ق.م. مطابق قانون وکالت ضامن می تواند هزینه ها و مخارج خود را مطالبه کند.[۹۵] برخی نیز معتقدند وقتی شخص ثالث (ضامن) بدون اذن مدیون دین او را به عهده می گیرد در واقع قصد او اداره امور غیر بوده است؛ بنابراین طبق ماده۳۰۴ ق.م. می تواند آنچه را که پرداخته است از مدیون مسترد نماید این نظریه در فقه عامه نیز مطرح شده است[۹۶]. به عنوان نتیجه می توان گفت : هیچکدام از نظریات فوق الذکر نمی تواند به طور کامل مبنای رجوع به مضمون عنه را توجیه کنند. نقطه اشتراک همه تئوری های مطرح شده این است که همه آنها رجوع ضامن به مضمون عنه را یک رجوع شخصی می دانند ، نه یک رجوعی که مبتنی بر جانشینی باشد؛ پس بین این نظریات به لحاظ عملی تفاوت چندانی وجود ندارد. علت اینکه تقریباً بین حقوقدانان این رجوع را یک رجوع شخصی می دانند آن است که آنها رجوع ضامن به مضمون عنه را ناشی از اذن مضمون عنه به ضامن در قبول دین او می دانند. به نظر آنها مبنای این رجوع در واقع یک توافق ضمنی است میان ضامن و مضمون عنه که از اذن مضمون عنه به ضامن استنباط می شود. به همین دلیل است که آنها سعی و تلاش دارند که ماهیت این توافق ضمنی را تحلیل کنند؛ چون اگر رجوع ضامن به مضمون عنه فقط در صورت اذن مضمون عنه ممکن است، در اینصورت رجوع او بدون هیچ تردیدی یک رجوع شخصی است . در انتقاد به تئوری قائم مقامی با پرداخت که در اکثر کشورها مبنای رجوع ضامن قرار گرفته است، گفته شده است: ۱- ضامن باعث انتقال دین به ذمه ضامن می شود و او دین خود را می پردازد وفای به عهد از سوی مدیون موجب سقوط دین است نه انتقال آن. مضمون عنه پس از ضمان دینی ندارد تا گفته شود که با برائت ذمه ضامن طلب باقی می ماند. ۲- پذیرفتن این نظریه مستلزم این است که، در صورت عدم اذن مضمون عنه و حتی مخالفت او ضامن بتواند یه قائم مقامی طلبکار به او رجوع کند در حالی که این نتیجه را هیچکس در حقوق ما تأیید نمی کند و همه پذیرفته اند که با پرداخت دین، وثایق آن نیز از بین می رود.[۹۷] پس در خصوص اینکه آیا رجوع ضامن به مضمون عنه یک رجوع شخصی است یا قائم مقامی، باید این مسئله روشن شود که آیا رجوع ضامن به مضمون عنه منوط به اذن مضمون عنه به ضامن در به عهده گرفتن دین او است، یا اینکه ضامن حتی بدون اذن مضمون عنه می تواند پس از پرداخت به او رجوع کند؟ در صورت نخست رجوع مزبور یک رجوع شخصی و در صورت اخیر این رجوع ممکن است یک رجوع قائم مقامی باشد. قانون مدنی در باب ضمان در این مورد ساکت است و ماده۷۰۹ ق.م. صرفاً به حق رجوع ضامن پس از اداء دین اشاره کرده است بدون اینکه این رجوع را منوط به اذن یا عدم اذن مضمون عنه نماید. اما نویسندگان به استناد ماده۲۶۷ ق.م. و سوابق فقهی عقد ضمان این رجوع را منوط به اذن مضمون عنه کرده اند ، ولی آیا نمی توان گفت سکوت قانونگذار در ماده۷۰۹ ق.م. با آنکه در مقام بیان شرایط رجوع یا عدم رجوع ضامن بوده است ، بیانگر بی تأثیری اذن مضمون عنه در رجوع ضامن به او است؟ آیا نمی توان گفت، ضمان از دین دیگری بدون اذن او و امکان رجوع ضامن استثنایی بر قاعده مذکور درماده۲۶۷ ق.م. است؟ آیا نمی توان گفت، قانونگذار ما در باب ضمان در این خصوص به حقوق اکثر کشورهای دیگر نظر داشته و در این مورد مثل موارد فراوان دیگر بر خلاف فقه گام برداشته است؟ بالاخره آیا نمی توان گفت وجود این همه شباهتهایی که بین پرداخت دین دیگری و ضمان وجود دارد؛ به ویژه اینکه درهر دو نهاد حقوقی رجوع ضامن و شخص ثالث را منوط به پرداخت دین کرده اند و این رجوع هم تا مبلغی است که شخص ثالث پرداخت کرده است و همین «پرداخت» اساس جانشینی را محقق می کند، قانونگذار ضامن را جانشین دائن می داند و رجوع او را مبتنی بر جانشینی قانونی می داند، پذیرش جانشینی ضامن هم در حقوق کشور ما پذیرفته شده است و هم با قواعد اخلاقی و مذهبی ما سازگارتر است؛ «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» چون با پذیرش جانشینی ضامن، تضمینات و امتیازات طلب دائن به او منتقل می شود و او می تواند از تضمینات مزبور در رجوع به مضمون عنه استفاده نماید. در مقررات قانون تجارت در باب ضمان این قائم مقامی مشهودتر است. ماده۴۱۱ قانون تجارت مقرر داشته: « پس از آنکه ضامن دین اصلی را پرداخت مضمون له باید تمام اسناد و مدارکی را که برای رجوع ضامن به مضمون عنه لازم و مفید است به او داده و اگر دین اصلی با وثیقه باشد آن را به ضامن تسلیم نماید. اگر دین اصلی با وثیقه باشد آن را به ضامن تسلیم نماید. اگر دین اصلی وثیقه غیر منقول داشته مضمون عنه مکلف به انجام تشریفاتی است که برای انتقال وثیقه به ضامن لازم است.» کاملاروشن است که درقانون تجارت قانونگذار رجوع ضامن به مضمون عنه را منوط به ماذون بودن ضامن ندانسته است و رجوع ضامن به مضمون عنه را از باب جانشینی او از مضمون له می داند، بگونه ای که بعدازپرداخت شدن طلب مضمون له دین وثایق و تضمینات را باقی دانسته و به ضامن منتقل می شوند. گفتار چهارم: تفاوت ایفاء تعهد و محکوم به توسط غیرمدیون و قائم مقامی با پرداخت این یک قاعده کلی است که جز در موردی که شخصیت متعهد برای متعهد له اهمیت خاص دارد، شخصی غیر از متعهد می تواند تعهد را ایفاء نماید. به عبارت دیگر، تادیه دین از جانب غیر مدیون هم جایز است. قاعده مزبور در بخش نخست ماده۲۶۷ ق.م. گنجانده شده است که مقرر داشته: «ایفاء دین از جانب غیر مدیون هم جایز است، اگر چه از طرف مدیون اجازه نداشته باشد…» اما، در مورد اینکه آیا تأدیه کننده دین ( محکوم به و تعهد ) دیگری می تواند پس از پرداخت به مدیون رجوع کند، در قانون مدنی این رجوع منوط به اذن مدیون شده است؛ بدین عبارت: « … و لیکن کسی که دین دیگری را ادا کند اگر با اذن باشد حق مراجعه به او دارد و الا حق رجوع ندارد.» بنابراین طبق این ماده تأدیه کننده دین دیگری در صورتی که از سوی مدیون ماذون باشد، می تواند به مدیون رجوع کند. در قائم مقامی با پرداخت نیز وضع به همین گونه است: شخصی غیر از مدیون دین او را می پردازد، سپس برای استرداد آنچه پرداخته به مدیون رجوع می کند. حال سوال این است که بین رجوع قائم مقام و رجوع تأدیه کننده مأذون چه تفاوتی وجود دارد؟ تفاوت این دو نوع رجوع این است[۹۸] که رجوع پرداخت کننده دین دیگری در قائم مقامی با پرداخت یک رجوع مبتنی بر جانشینی (قائم مقامی) او در حقوق دائن علیه مدیون است، در حالیکه رجوع تأدیه کننده مأذون به مدیون یک رجوع شخصی است؛ حقی که تأدیه کننده ماذون به موجب آن به مدیون رجوع کند حق جدیدی است که او شخصاً و به طور مستقل بدست می آورد و حق دائن پس از پرداخت با تمام اوصاف و توابع آن ساقط می شود، ولی حقی که قائم مقام بر اساس آن به مدیون رجوع می کند، همان حقی است که دائن علیه مدیون داشته که پس از پرداخت به حکم قانون یا قرارداد به او منتقل می شود. بین آثار این دو نوع رجوع تفاوت عملی و مهمی وجود دارد؛ توضیح اینکه که در رجوع قائم مقامی، قائم مقام می تواند از کلیه تضمینات و امتیازات طلب دائن در رجوع خود استفاده نماید، در حالی که طلب تأدیه کننده مأذون یک طلب ساده و بدون تضمین است؛ چون تضمینات طلب پرداخت شده به همراه اصل طلب ساقط می شوند. اما مبنای این اختلاف رجوع نیز در اذن مدیون نهفته است؛ توضیح اینکه که در مورد تأدیه کننده مأذون از آنجایی که پرداخت او مسبوق به اذن یا اجازه مدیون است، قبل از پرداخت بین آنها یک رابطه حقوقی به وجود می آید که حقوقدانان این رابطه به نمایندگی در پرداخت یا قرض و ….تعبیر کردند[۹۹]. با توجه به آنچه گذشت مبنای رجوع تأدیه کننده مأذون در رابطه حقوقی بین او و مدیون قرار دارد. آنچه که او از مدیون مطالبه می کند ، در واقع عوضی است که در نتیجه اجرای وکالت (ماده۶۷۵ ق.م.) یا اعطای قرض (ماده۶۵۰ ق.م.) و …به او تعلق می گیرد. در حالی که در قائم مقامی با پرداخت، پرداخت کننده بدون اذن مدیون مبادرت به پرداخت می کند و بین او و مدیون هیچ رابطه حقوقی وجود ندارد. بنابراین تنها مبنایی که به موجب آن پرداخت کننده بتواند به مدیون رجوع کند، قائم مقامی او در حقوق دائن است وگرنه هیچ گونه حق رجوعی نخواهد داشت؛ همان چیزی که در قسمت اخیر ماده۲۶۷ ق.م. آمده است. پس به عنوان نتیجه می توان گفت[۱۰۰] که اولاً: اگر پرداخت کننده دین دیگری مأذون در پرداخت باشد، قائم مقام دائن نخواهد شد. ثانیاً: بخش اخیر ماده۲۶۷ ق.م. که مقرر می دارد: اگر تأدیه کننده دین دیگری مأذون در پرداخت نباشد نمی تواند به مدیون رجوع کند، مربوط به فرضی است که شرایط قائم مقامی برای او فراهم نباشد؛[۱۰۱] یعنی اگر مطابق قانون یا توافق دائن و تأدیه کننده قائم مقام دائن گردد، دراین صورت عدم اذن مدیون در رجوع تأدیه کننده بی تأثیر خواهد بود؛ بنابراین یکی از راه های تعدیل بی انصافی قسمت اخیر ماده۲۶۷ ق.م. توسعه دایره تئوری قائم مقامی (جانشینی) با پرداخت است. همچنین اگر شرایط اداره مال غیر فراهم باشد تأدیه کننده می تواند به مدیون رجوع کند، ولی این رجوع یک رجوع شخصی است نه قائم مقامی؛ چون در اداره مال غیر آنچه که مدیر از مالک مطالبه می کند اجرت عملی است که او برای مالک انجام داده است[۱۰۲] به بیان بهتر تعهد مدیون در مقابل مدیر فضول یک تعهد جدیدی است که منبع آن عمل یا خدمت مدیر به او است و تعهد قبلی با تمام لواحق آن پس از پرداخت مدیر ساقط می شود. [۱۰۳] گفتار پنجم : ایفاء تعهد و محکوم به توسط غیر مدیون و انتقال طلب در معرفی انتقال طلب می توان گفت: توافقی است میان دائن و شخص دیگر که به موجب آن دائن حقوق خود علیه بدهکار را به او (شخص ثالث) منتقل می کند. به دائن انتقال دهنده و به طرف دیگر منتقل الیه و به مدیون محال علیه می گویند. انتقال طلب در قالب خاص انجام نمی گیرد. برای اینکه انتقال طلب صورت بگیرد بستگی به هدف و مقصود طرفین از انجام این عمل دارد؛ اگر هدف طلبکار از انتقال طلب فروش یا صلح به منتقل الیه باشد، انتقال طلب هم بر اساس فروش یا صلح صورت خواهد گرفت، ولی اگر توافق بین طلبکار و منتقل الیه در قالب هیچ یک از اعمال حقوقی گنجانده نشود توافق آنها را باید یک عقد نامعین[۱۰۴] و مشمول مقررات ماده۱۰ ق.م. دانست.[۱۰۵] انتقال طلب بر سه اصل استوار است:[۱۰۶] الف- انتقال طلب بدون دخالت متعهد انجام می گیرد. ب- تعهد اولی از بین نمی رود و باقی می ماند؛ فرق اساسی بین انتقال طلب و تبدیل تعهد همین جاست، چون در تبدیل تعهد، تعهد سابق از بین می رود و تعهد جدید بجای آن ایجاد می شود. ج- طلب انتقال یافته از متعهد قابل استیفاء است. اصل اول سه نتیجه در پی دارد:[۱۰۷] ۱- قبول متعهد، شرط انتقال طلب نیست. ۲- انتقال طلب هیچ ارتباطی با مدیون و رضای او ندارد. ۳- مدیون هیچ بهره ای از مابه التفاوت قیمت اسمی طلب و عوض آن نمی برد. بر اصل دوم ایننتیجه حمل میشودکه منتقل الیه میتواند طلب راازمدیون مطالبهکندمگر اینکه مدیون ازعقدجاهل باشد وبدهی را به طلبکار نخستین پرداخت نماید، بنابراین با این پرداخت ذمه او بری می شود. بر اصل سوم دو نتیجه عارض می شود.[۱۰۸] ۱- منتقل الیه از توابع طلب بهره مند می شود یعنی: اولا از وثیقه (عینی و معنوی) طلب بهره مند است. ثانیا: سود فرا رسیده و نرسیده طلب را مالک می شود. ثالثا: آثاری که بر طلب عارض می شود از آن منتقل الیه می باشد. بنابراین اگر طلب مورد انتقال ثمن مبیع باشد که بایع طلبکار آن بوده است و مبیع بدون تقصیر بایع تلف شده باشد، منتقل الیه باید آن را به مشتری رد کند. ۲- بدهکار می تواند از تمام ضمانت اجرایی که می توانسته علیه طلبکار استفاده کند، علیه منتقل الیه هم استفاده می کند البته باید بیان کرد که از قاعده فوق الذکر اسناد تجاری مثل برات و سفته مستثنی هستند. پس در نتیجه انتقال طلب، طلب دائن با تمام توابع آن (تضمینات، امتیازات…) به منتقل الیه انتقال می یابد و او جانشین دائن می شود و بر همین اساس می تواند به مدیون مراجعه کند. با توجه به تعریفی که از انتقال طلب بیان شد به نظر می رسد که بین انتقال طلب،جانشینی (قائم مقامی) با پرداخت قانونی که برخی موارد از آثارپرداخت ایفاء تعهدومحکوم به دیگری توسط ثالث میباشد و همچنین با جانشینی (قائم مقامی) با رضایت مدیون وجه اشتراکی وجود ندارد؛ زیرا در این دو نوع از جانشینی، رضایت دائن لازم و ضروری به نظرنمیرسد، درحالی که در انتقال طلب، رضایت دائن یکی ازارکان انتقالطلبمحسوب می شود.[۱۰۹] اما بین انتقال طلب و جانشینی با رضایت دائن شباهت زیادی وجود دارد؛[۱۱۰] زیرا در این نوع از جانشینی رضایت و توافق بین پرداخت کننده و دائن وجود دارد؛ پس می توان گفت: که در انتقال طلب، با توافق میان دائن و ثالث، طلب به ثالث منتقل می شود و او جانشین دائن می شود ولی در جانشینی با رضایت دائن نیز طلب در نتیجه توافق میان دائن و ثالث (پرداخت کننده) به ثالث منتقل می شود و او جانشین دائن می شود اما با وجود شباهت زیادی که بین جانشینی با رضایت دائن و انتقال طلب از حیث ماهیت، انعقاد، آثار دارد ولی تفاوتهایی هم بین آنها از نظر ماهیت و آثار دیده می شود که موجب تمیز و جدایی این دو نهاد حقوقی از یکدیگر می شود: به نظر می رسد که بین این دو نهاد حقوقی یک تفاوت اصلی وجود دارد که منشأ اختلافات دیگری می شود، این تفاوت به ماهیت مالی که ثالث به دائن می دهد بر می گردد؛ با این توضیح که آنچه در جانشینی با پرداخت به دائن داده می شود در واقع همان وفاء به عهد یا تأدیه دین از سوی غیر مدیون می باشد، در حالی که در انتقال طلب آنچه به دائن پرداخت می شود عوض یا ثمن طلب است. اگر انتقال طلب معوض باشد ، یک عقد معوضی محسوب می شود که بموجب آن طلب دائن در برابر مالی که انتقال گیرنده به دائن می دهد معاوضه می شود. با توجه به تفاوتی که در بالا بیان شد انتقال طلب نیز نوعی جانشینی به همراه دارد؛ یعنی منتقل الیه جانشین حقوق دائن می شود، ولی نوع جانشینی منتقل الیه با جانشینی پرداخت کننده، در جانشینی (قائم مقامی) با پرداخت متفاوت است؛ چون جانشینی منتقل الیه در انتقال طلب ناشی از انتقال حقوق دائن به او است بنابراین جانشینی او از نوع جانشینی ناشی از انتقال مال است. ولی جانشینی پرداخت کننده در جانشینی با پرداخت از نوع جانشینی است که در اثر پرداخت به دست می آید ولی این دو نوع جانشینی از یکدیگر متفاوت وقابل تمییز هستند. با توجه به مراتب فوق الذکر از جهت آثار نیز تفاوتهای زیر وجود دارد: اولا: در پرداخت دین توسط ثالث، پرداخت کننده فقط به میزانی که به دائن پرداخت کرده است حق مراجعه به مدیون را دارد؛ یعنی اگر دائن توانسته باشد با مبلغی کمتر از مبلغ اسمی طلب با دائن مصالحه کند دائن فقط به میزان مبلغی که پرداخت کرده است حق مراجعه به مدیون را دارد ولی در انتقال طلب، منتقل الیه همیشه می تواند نسبت به کل مبلغ طلب به مدیون رجوع کند هر چند مبلغی را که پرداخت کمتر از مبلغ طلب باشد. ثانیا:اگر پرداخت کننده ثالث بخشی از طلب دائن را بپردازد، دائن نسبت به مازاد طلب بر پرداخت کننده ثالث مقدم است. بنابراین اگر طلب دارای تضمیناتی باشد از محل این تضمینات ابتدا تمام طلب دائن وصول و آنچه باقی می ماند برای پرداخت حق پرداخت کننده اختصاص داده می شود،[۱۱۱] در حالیکه در انتقال طلب وضع به این منوال نمی باشد و منتقل الیه در این مورد با دائن از حقوق مساوی برخوردار است. با وجود شباهتهای فراوانی که بین دو نهاد حقوقی انتقال طلب و جانشینی با رضایت دائن وجود دارد در عمل تشخیص آنها از یکدیگر مشکلاتی روبه رو می شویم؛ چون در هر دو نهاد حقوقی شخصی غیر از مدیون با دادن بدهی به طلبکار جانشین او می شود حال چگونه می تواند تشخیص داد که این جانشینی با پرداخت است یاانتقال طلب؟ به نظر می رسد معیار تمیز و تشخیص بین این دو نهاد حقوقی در درجه اول قصد طرفین است و دادگاه با تفسیر اراده طرفین و دلایلی را که طرفین به دادگاه ارائه نموده اند با ید قصد آنها را کشف نماید. اما از آنجائیکه کشف قصد طرفین مشکل است، ارائه معیار ضروری است: یکی ازاین معیارها برای تمیز و تشخیص بین این دو نهاد حقوقی، زمان پراخت است. همانگونه که در بالا بیان کردیم، یکی از مواردی که شخص طلبش را می فروشد، زمانی است که طلبش موجل باشد و شخص به وصول آن طلب نیازمند است، در نتیجه با کسر مبلغی از آن وجه مورد نیازش را وصول کند، درحالی که اشخاص زمانی مبادرت به پرداخت دین دیگری می کنند که سررسید دین رسیده باشد و مدیون قادر به پرداخت دین نباشد، در این صورت مدیون نیاز به مساعدت و کمک دارد؛ پس اگر دلیلی برای تعیین و تمیز هویت این دو عمل حقوقی نباشد زمان پرداخت می تواند به این شناسایی کمک کند.[۱۱۲] نشانه دیگر برای تمیز این دو نهاد حقوقی می تواند میزان پرداخت دین باشد؛ زیرا در انتقال طلب هدف از پرداخت سودجویی است؛ زیرا طلب را با کسر مبلغی اسمی آن بدست می آورد در حالی که در جانشینی با پرداخت هدف اصلی پرداخت کننده کمک به مدیون می باشد که در این صورت هر مبلغی را که پرداخت کرده باشد حق مراجعه به مدیون را دارد، بنابراین هر جا که مبلغ پرداختی به طلبکار کمتر از مبلغ اسمی طلب باشد، ظاهراً عمل مزبور انتقال طلب است؛ زیرا پرداخت کننده می تواند به اندازه مبلغ طلب به مدیون مراجعه کند و از این مابه التفاوت سود می برد، ولی در جایی که این مبلغ به اندازه طلب باشد عمل مزبور جانشینی با پرداخت به نظر می رسد. مبحث هفتم : مبنای جواز ایفاء تعهد و محکوم به توسط ثالث در حقوق ایران اصل اباحه اقتضا دارد انجام امور نیازمند مجوز خاص نباشد، لکن گاه شبهاتی پیش می آید که بررسی حکومت این اصل را درآن موردبخصوص ایجاب مینماید. اصل عدم ولایت بر دیگران و نافذ نبودن اعمال فضولی در حق غیر و همچنین اصل نسبی بودن قراردادها احکام بررسی مبنای جواز ایفاء تعهد دیگری و پرداخت محکوم بهی که محکوم علیه آن شخص ثالث است را ضروری می نماید که ذیلا به آن می پردازیم. گفتار اول: منافات نداشتن با قاعده عدم ولایت آیا پرداخت دین دیگری چه در قالب محکوم به یا تعهد موضوع سند اجرایی نوعی اعمال ولایت در اموال شخص مدیون محسوب می شود که اعمال ولایت بر اموال دیگری منع شده است و یا اینکه پرداخت دین دیگری بر اساس ماده۲۶۷ ق.م. قابل توجیه است؟ برخی استدلال می کنند که پرداخت دین توسط غیر مدیون جایز نمی باشد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سازماندهی دقیق و غیردقیق به طور همزمان
(سلمانی نژاد و همکاران، ۱۳۹۱، ۱۳۳)
۲-۶-۵- الگوی لیت وین و استرینگر[۲۲] این دو محقق نه عامل را به عنوان مهم ترین عناصر تشکیل دهنده فرهنگ ســازمانی در نظـر گرفته اند که عبارتند از: ۱- استانداردها ۲- مسئولیت ها ۳- تشویق و ترغیب ۴- خطر پذیری ۵- حمایت مدیریتی ۶- تضاد و تعارض ۷- صمیمت و گرمی افراد ۸- ساختار ۹- هویت (همان، ۱۳۳). ۲-۶-۶- الگوی کرت لوین مطالعه ای که توسط کرت لوین[۲۳] صورت گرفت بر شیوه یا سبک مدیریت متمرکز بود. وی نتیجه گرفت که یک فضای انسان مدار، ایجاد کننده سطح بالایی از عملکرد و رضایتمندی خواهد بود و لازمه آن توجه به انسان ها، انگیزه ها و نیازهای آنان در عوامل تشکیل دهنده فرهنگ سازمانی است که شامل هفت عامل زیر می شود: فرآیندهای رهبری، انگیزه، ارتباطات، تصمیم گیری، هدف گذاری، فرایند کنش متقابل و کنترل. الگوی کرت لوین و لیت وین[۲۴] بیشتر به عوامل رفتاری توجه دارد. ۲-۶-۷- الگوی استیفن رابینز[۲۵] رابینز ده شاخص برای فرهنگ سازمانی مطرح کرده است. با توجه به این که الگوی استفاده شده در تحقیق، الگوی رابینز می باشد در ادامه به تشریح هر کدام از این شاخص ها پرداخته می شود:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۶-۷-۱- خلاقیت و نوآوری فردی نوآوری در برگیرنده هر کار و اقدامی است که سازمان را در یک حوزه راهبردى جدید قرار دهد. نوآوری می تواند شامل توسعه و ایجاد محصول یا خدمت جدید، فرایند ساخت و تولید جدید، فناورى جدید یا تغییر در مسیر و جهت راهبردى سازمان باشد. این ویژگی به میزان مسئولیت، خلاقیت فردی، آزادی عمل و استقلال افراد اشاره دارد. «توانایی آفریدن چیزی نو» متداول ترین تعریفی است که از خلاقیت می شود. محیط و فرهنگ سازمانی نقش مهمی در خلاقیت افراد شاغل ایفا می کند.
۲-۶-۷-۲- هدایت به میزان ایجاد مقاصد صریح و انتظارات عملکردی صحیح توسط سازمان اشاره دارد. هدایت، فرآیندی است که در آن افراد نسبت به وظیفه و کار خود آشنا مى شوند تا نهایتاً بدانند که انجام درست کارها چگونه است. لازمه این فرایند مشخص کردن استاندارد مرتبط با عملکرد و روشن کردن اهداف است. (همان، ۱۳۴).
۲-۶-۷-۳- پاداش سیستم میزان یا درجه ای است که شیوه تخصیص پاداش بر اساس شاخص های عملکرد کارکنان قرار دارد و نه بر اساس سابقه خدمت، پارتی بازی و این قبیل شاخص ها. به جبران خدمتی که فرد در سازمان انجام می دهد، در ازاء وقت و نیرویی که او در سازمان و به خاطر نیل به اهداف سازمان صرف می کند و به تلافی خلاقیت و ابتکارات وی برای یافتن و به کارگیری رویه ها و روش های کاری جدیدتر و بهتر، سازمان به فرد پاداش می دهد. ۲-۶-۷-۴- نظارت می توان نظارت و کنترل را در یک پیوستار که از خود کنترلی یا کنترل از درون به کنترل مستقیم یا کنترل بیرونی در نوسان است، نشان داد و منظور حدی است که سازمان برای کنترل رفتار کارکنان به قوانین و مقررات و سرپرستی مستقیم متوسل می شود که هرچه کمتر باشد معنای ضمنی آن این است که سازمان به حدی از بلوغ رسیده است که خود کنترلی را پذیرفته و کمتر به راهکار های رسمی کنترل متوسل می شود. ۲-۶-۷-۵- الگوهای ارتباطی منظور از الگوهای ارتباطی، ارتباطات در ساختار رسمی سازمان است. بدین معنی که در بعضی سازمان ها، ارتباطات محدود به سلسله مراتب رسمی سازمان است که الگوی متمرکز و رسمی بر آن حاکم است و ارتباطات از طریق زنجیره رسمی و نمودار سازمانی در جریان است. (همان، ۱۳۵). ۲-۶-۷-۶- انسجام انسجام به معنای یکپارچگی وحدت و پیوستگی افراد، گروه ها و واحدها در سازمان جهت پیوستن به همدیگر برای تحقق اهداف مشترک است. ۲-۶-۷-۷- حمایت مدیریت باید مدیر از زیردستان حمایت کند و به درخواست کمک آنها جواب مثبت بدهد، ضمن آنکه یکی از مسئولیت های اصلی مدیران پرورش و نگهداری نیروی انسانی است؛ نیروی انسانی که با انگیزه بالا و با موفقیت در راستای اهداف سازمان قدم بر می دارد و مدیران را در قبال حمایت از خود متعهد می سازد. ۲-۶-۷-۸- هویت سازمانی هویت سازمانی توسط بعضی از صاحب نظران به عنوان احساس ادراک جمعی اعضاء سازمان در مورد جنبه ها و ابعاد مختلف سازمان تعریف شده است که این ادراک جمعی، عمیق و نسبتاً پایدار می باشد موجب تفکیک سازمان از دیگر سازمان ها می شود. هویت سازمان حدی است که اعضاء سازمان خود را با کل سازمان نه با گروه خاص یا با رشته تخصصی خود یکی مى دانند و دوست دارند که با آن، مورد شناسایی قرار گیرند؛ مواردی مثل میزان تعهد، وفاداری به سازمان، احساس غرور و افتخار از عضویت در سازمان، تمایل به ماندن در سازمان. (سلمانی نژاد و همان، ۱۳۶). ۲-۶-۷-۹- خطرپذیری تحمل خطر پذیرى، حدی است که کارکنان مخاطره جویی، قبول مسئولیت و نوآوری را دوست داشته و در عین حال که از جانب سازمان تشویق می شوند همراه با شهامت، توانایی و دانایی از موقعیت های خطر مدار استقبال می کنند. ۲-۶-۷-۱۰- تضاد یا برخورد آراء بیشتر مدیران با فرهنگ های مختلف و گوناگونی سر وکار دارند. بنابراین بروز تضاد در بین افراد سازمان ها و حتی ملل امری غیر قابل اجتناب است. تضاد در خردترین سطح آن یعنی تضاد بین افراد، تضادی است که بین دو یا چند نفر که در میان خود اختلافی در مورد نگرش ها، ارزش ها و رفتار مشاهده می کنند به وجود می آید. قابل ذکر است که در فرایند تضاد، ارزش ها و تمایلاتی که هسته هر تضادی هستند به وسیله فرهنگ تعریف می شوند که به شکل دهی ادراک افراد از خود و دیگران منجر می شود. بنابراین فرهنگ ها در حالی که با یکدیگر تفاوت دارند، در شکل گیری روش های تحمل تضاد به وسیله طرفین مؤثر هستند. (همان، ۱۳۷). ۲-۶-۸- مدل فرهنگ سازمانی دنیسون[۲۶] یکی از جدیدترین و متداول ترین مدل های شناسایی و اندازه گیری فرهنگ سازمانی، مدل فرهنگ سازمانی دنیسون است. که امروزه بسیاری از سازمانها برای شناسایی ضعف ها و قوت های فرهنگ سازمانی خود و توسعه ی آن به این مدل روی آورده اند. اهمیت و دلیل انتخاب این مدل از این رو است که توان انطباق با شرایط متغیر محیط بیرونی را دارد چرا که از یکسو ارتباط میان نیازهای محیطی و تأ کید استراتژیک سازمان و از سوی دیگر نوع فرهنگ سازمانی سازگار با آنها را نشان می دهد. الگوی دنیسون از یک ماتریس دو بعدی تشکیل شده است که یک بعد آن درجه ی تغییر و یا ثبات محیط و بعد دیگر نـوع تأ کید استراتژیک (درونــی یا بیرونی) را نشان می دهد. از برخورد نیازهای محیطی و تأکید استراتژیک سازمان، چهار نوع فرهنگ سازمان شکل می گیرد که هر یک با نوع تأ کید استراتژیک و درجه ی ثبات محیطی مرتبط با آن سازگاری دارد. دنیسون در مــدل خــود، فرهنگ را شامل ۴ ویژگی می داند که هر یک از آنها، در بر گیرنده ی ۳ شاخص فعالیت مدیریتی است. این مدل به صورت افقی و عمودی به دو قسمت تقسیم شده است تا تبیین کننده ی ابعاد تمرکز داخلی- خارجی و ثابت- منعطف باشد. تصویر ۲-۱ مدل فرهنگ سازمانی دنیسون را نشان می دهد. دنیسون در مــدل خــود ویـژگـی هـای فرهنگی را اینگونه بـر شمرد. الف. درگیر شدن در کار؛
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرایند منظم ذهن در تفکر ، تحلیل ، ترکیب و ارزیابی فعالانه و ماهرانه ی اطلاعات گردآوری شده از طریق مشاهده ، تجربه ، تامل و استدلال ، که به عنوان راهنمای عمل و اعتقاد فرد محسوب می شود را تفکر انتقادی می نامند ( اسکریون و پال[۴۰] ، ۲۰۰۴ ) . فاوا به دلیل آنکه فرصت هایی برای دسترسی به حجم وسیعی از اطلاعات از منابع متعدد برای دانش آموزان فراهم می آورد و آنان را در شرایطی قرار می دهد که به مقابله اطلاعات به دست آمده بپردازند و صحت و سقم آنها را مورد ارزیابی قرار دهند ، موجب ارتقای تفکر انتقادی می گردد . بر طبق نظر الیاس[۴۱] ( ۲۰۰۵ ) ترویج و پیشرفت تفکر انتقادی یکی از الزامات اساسی و مهم یک جامعه ی دموکراتیک و باز است تا با بهره گرفتن از آن دانش آموزان به منابع مختلف اطلاعاتی دست یافته و علاوه بر کتاب و جزوات درسی و یا مباحثی که در کلاس از طرف معلم مطرح می شوند سایر دیدگاه ها و آرا را مورد مطالعه، تحلیل، ترکیب، ارزیابی و تامل قرار دهند . در این صورت است که کتاب درسی برخلاف روش های سنتی، یگانه محتوای آموزشی محسوب نمی گردد و معلم نیز به جای انتقال دادن اطلاعات به دانش آموزان در نقش یک کمک کننده به آنها در ساختن دانش شان ظاهر می شود .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تفکرخلاق : تفکر خلاق یا مولد نوعی از تفکر است که ایجاد بینش های جدید ، رویکردهای نو ، چشم اندازهای تازه، راه های جدید و یکپارچه فهمیدن و ادراک را موجب می شود . در فرایند خلاقیت غلبه با تفکر واگرا در مقابل تفکر همگراست. تفکر واگرا ویژگی مهم خلاقیت و آفرینندگی است . در تفکر همگرا نتیجه ی تفکر از قبل معلوم است، یعنی همیشه یک جواب درست یا غلط وجود دارد ، اما در تفکر واگرا جواب قطعی وجود ندارد و تعدادی جواب احتمالی ممکن است موجود باشند که از نظر منطقی هر یک از آنها درست است ( سیف، ۱۳۸۰ : ۱۷۹ ) . فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی این امکان را به وجود آورده اند تا دانش آموزان و سایر افراد بتوانند تفکر واگرای خود را به کار گرفته و یا پرورش دهند و انعطاف پذیری آن را افزایش دهند. به عنوان مثال برنامه های مختلف کامپیوتری از قابلیت های بسیار زیادی برای طراحی و ارائه ی ایده های جدید برخوردار می باشند . خصوصیات و قابلیت های فراوان فاوا فرصت های بسیار زیادی را برای پرورش تفکر خلاق دانش آموزان در تمام مقاطع سنی و تحصیلی فراهم آورده است . طراحی و تولید نرم افزار های گوناگون و ارائه ی ویرایش های پیشرفته و تغییر یافته ی آنها با امتحانات بیشتر و متفاوت، حامل تفکرات خلاقی است که در بستر فاوا پدید آمده است . به گونه ای که تولید و ساخت این برنامه ها یکی از سودآورترین فعالیت های اقتصادی کشوری مانند هندوستان شده است. دانش آموزان می توانند با بهره گرفتن از نرم افزار های مختلف کامپیوتری که در آنها امکان تغییر، ویرایش، آفرینش و ارائه ی ایده های مربوط به خودشان است، خلاقیت خود را پرورش داده و فرصت یابند تا تخیلات و تصاویر ذهنی خود را بازنمایی کنند. استفاده از نرم افزار های ساده ای از قبیل واژه پردازها، نرم افزار های ترسیمی و نرم افزارهای مشابه دیگر باعث می شوند که کاربر ذهن و در واقع تفکر واگرای خود را به جریان انداخته و بدون واهمه و نگرانی از وارد آوردن خسارت ها و زیان های جبران ناپذیر، به فعالیت ذهنی خود تحقق بخشیده و با بهره گرفتن از فناوری های ارتباطی مانند وب لاگ ها، آفرینش ذهن خود را در اختیار دیگران قرار دهد. کاربرد فاوا در پرورش تصورات ذهنی دانش آموزان با ارائه ی نمونه هایی به شرح زیر می باشد:
-
- پرورش تصورات ذهنی در شبیه سازی موقعیت های واقعی و خیالی مانند بازی های ماجراجویانه .
-
- پرورش تصورات ذهنی و استفاده از چندرسانه ای .
به طور کلی یکی از مهمترین اهداف تلفیق فاوا در آموزش و پرورش توسعه ی تفکر خلاق است. به عنوان مثال گسترش تفکر خلاق به عنوان یکی از اهداف طرح جامع توسعه ی فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش سنگاپور در نظر گرفته شده است ( جلالی و عباسی، ۱۳۸۳ : ۲۲ ) . ۲-۲-۱۲ ) صلاحیت های مورد نیاز معلمان در فرایند یاددهی– یادگیری مبتنی بر فاوا کلید تلفیق فاوا در آموزش، صلاحیت های فاوا معلم و تجربیات اوست. مهارت معلم در آموزش سبب تلفیق فاوا با فرایند یاددهی- یادگیری می شود. بسیاری از نوآوری ها در آموزش به صلاحیت حرفه ای معلم وابسته اند. تلاش در جهت بهبود و اصلاح آموزش به وسیله ی فاوا ، نیازمند فهم و درک روشن از نقش معلم در آموزش است . در این راستا ، بسیاری از کشورها گام های اساسی در زمینه ی دانش ، مهارت ، نگرش ، و بهبود و توسعه ی آموزش معلمان برداشته اند. در ادامه به برخی از صلاحیت های مورد نیاز معلمان در زمینه بکار گیری فاوا در کلاس های درسی می پردازیم . ۲-۲-۱۲-۱ ) صلاحیت های ارتباطی - اطلاعاتی بخشی از راهبرد فاوا و بعضی از چالش های به کارگیری فاوا در فرایند یاددهی - یادگیری، مستقیما به مهارت معلم وابسته است. معلم باید در تعلیم و تربیت و محتوای درس، صلاحیت، شایستگی، مهارت حرفه ای داشته باشد. در واقع، معلم باید دارای آگاهی و دانش لازم درباره ی فرایند طراحی راهبرد تدریس، مواد آموزشی، و هم چنین تکالیف گوناگون یادگیری در ارتباط با فعالیت فراگیرنده ، استفاده از مواد تازه و ابزارها ، و فاوا در فرایند یادگیری باشد . هوگنبیرک[۴۲] و همکاران ( ۲۰۰۶ ) ، اظهار کرده اند ، صلاحیت ها و شایستگی های فاوا معلمان در حمایت و پشتیبانی اهداف آموزشی عبارت اند از: انعطاف پذیری، یادگیری انفرادی، افزایش امکانات آموزشی پاره وقت، غنی ساختن محیط یادگیری، آموزش مفاهیم تازه، تعامل میان فراگیرنده و معلم، یادگیری مشارکتی، ایجاد انگیزه در فراگیر، آموزش مادا مالعمر، افزایش کارایی تدریس، کاهش هزینه، افزایش ارتباط میان کارشناس و فراگیرنده و توسعه ی مهارت فراگیرنده. از نظر کرشنر[۴۳] و همکاران ( ۲۰۰۲ ) ، صلاحیت ها و شایستگی های فاوا معلمان عبارت اند از:
-
- صلاحیت های شخصی فاوا : به معنای داشتن مهارت پایه ی فاوا و کاربرد آن در ارتباطات است.
-
- فاوا به مثابه ابزار تفکر : معلمان باید قادر به استفاده از فاوا در پشتیبانی یادگیری معنادار و کار مشارکتی باشند.
-
- فاوا به مانند ابزار تعلیم و تربیت : معلمان باید دانش، مهارت و تجربه ی خود را در به کارگیری یادگیری مبتنی بر منابع و مشارکت در محیط دیجیتالی افزایش دهند.
-
- فناوری به مثابه ابزار تدریس : معلمان باید نحوه ی دسترسی به منابع و امکانات آموزشی و غیرآموزشی فاوا را بدانند.
-
- جنبه های اجتماعی فاوا : معلمان نه تنها باید از به کارگیری فاوا ، بلکه باید از جنبه های اجتماعی استفاده از فاوا نیز آگاه باشند.
ایک[۴۴] و همکارانش ( ۲۰۰۲ ) ، صلاحیت های فاوا معلم را چنین برشمرده اند:
-
- استفاده از فاوا در فرایند یادگیری، و مشارکت با فراگیرنده؛
-
- استفاده از فاوا در فرایند تدریس؛
-
- استفاده از فاوا در فعالیت فراگیرنده.
هوگنبیرگ[۴۵] ( ۲۰۰۶ ) صلاحیت حرفه ای معلم را ، توانایی تعامل با خود ، با فراگیرنده ، مدرسه و محیط یادگیری و خانواده تعریف کرده است . برای روشن سازی مطالب موردنظر ، آنها ماتریس صلاحیت فاوا ارائه داده اند. موضوعات ماتریس عبارت اند از: تعلیم و تربیت ، برنامه ریزی درسی ، توسعه ی حرفه ای ، سازمان مدرسه ، سیاست ، جنبه های اخلاقی ، نوآوری و جنبه های فنی. ۲-۲-۱۲-۲ ) صلاحیت در استفاده از فاوا در سال های گذشته ، استفاده از فاوا در تدریس، تغییر جنبه های کلی، از جمله سازماندهی، به سوی جنبه های آموزشی به ویژه تعلیم و تربیت مانند نقش مربی، بهینه سازی آموزش و محتوای تدریس و یادگیری بوده است. در این رویکرد ، بخشی از تعلیم و تربیت، عملکرد معلمان در استفاده از فاوا است. عملکرد معلمان در استفاده از فاوا با سوالات زیر نشان داده شده است :
-
- چه مطالبی را درس می دهید ( اهداف کوتاه مدت ) .
-
- دلیل تدریس مطالب مورد نظر چیست (اهداف بلند مدت) .
-
- چگونه آن مطالب را ارائه می دهید (طراحی برنامه ی درسی، مثال ها، تمرینات، ابزارها، صورت مشارکت و آزمون) .
-
- فراگیرندگان مورد نظر چه کسانی هستند؟ (دانش قبلی فراگیر، انگیزه)
-
- و (احتمالات) مدت زمان تدریس (در مواردی که زمان تدریس مستقل است).
تدریس ، از یک سو جمع آوری اطلاعات، مشارکت با یکدیگر، (در داخل و خارج از کلاس درس)، گزارش نتایج فعالیت یادگیری فراگیرندگان، و مدیریت و ارتباط با خانواده ی فراگیرندگان است. از سوی دیگر، آگاهی از دانش قبلی فراگیرنده و آموزش جهانی می باشد. در کل این فعالیت ها ، استفاده از فاوا در فرایند یادگیری مشخص می شود و معلم باید:
-
- دانش لازم را برای تشخیص این که کدام یک از ابزارهای فاوا برای کدام یک از اهداف درس مناسب است، داشته باشد (آگاهی) .
-
- باید مهارت استفاده از فاوا را در فرایند تدریس داشته باشد (آمادگی) .
-
- و با ویژگی های آموزشی ابزارهای فاوا آشنایی داشته باشد؛ برای نمونه ، ابزارهای"بسته”[۴۶]. این ابزارها، مانند برنامه های تمرین و آموزش که ابزارهایی غیر تعاملی هستند و ابزارهای"باز”[۴۷] مانند Webquests ، که ابزارهایی مبتنی بر ساختن گرایی محسوب می شوند.
یکی از مسائل مهم آن است که معلم از طراحی فرایند تدریس و انجام تکلیف با بهره گرفتن از فاوا آگاهی داشته باشد. در طراحی تکلیف ، از ترکیب کتاب درسی با پشتیبانی فاوا استفاده می شود. در فرایند طراحی باید اهداف و محتوای درس، مرحله بندی محتوا و نحوه ی ارائه آن، نقش ابزارها، نقش معلم، نقش فراگیرنده، درجه ی کنترل مراحل یادگیری، گسترش توجه معلم، ابزارهای فرایند تدریس، و نتایج یادگیری مشخص شود. در واقع باید گفت، برنامه ریزی درسی مبتنی بر فاوا ، نیازمند کنترل فرایند تدریس توسط معلم است. ۲-۲-۱۲-۳ ) صلاحیت رسانه ای معلم امروزه، نه تنها نقش فاوا ، بلکه نقش رسانه در فرایند یادگیری و استفاده از آن، امری حساس و مهم به شمار می آید. از اینرو در اینجا لازم است علاوه بر صلاحیت فاوا معلم، از صلاحیت رسانه ای او نیز صحبت به میان آوریم . البته استفاده از رسانه ی دیجیتالی مدرن تنها به معنای استفاده از نرم افزارهای ( آموزشی ) نیست و استفاده از سخت افزارهای ( جدید ) را نیز شامل می شود. در اینجا اصطلاح “رسانه” به معنای پشتیبانی معلم در انجام تکالیف کلاس درس و پشتیبانی فرایند یادگیری فراگیرندگان به وسیله ی آنان یا معلم است. صلاحیت های رسانه ای معلم عبارت اند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درمیان ایزدان اولمپ، هرمس موجودی باهوش، مکار و حیله گر و حتی متقلب بود و در عین حال با همۀ این ویژگی ها از جذاب ترین ایزدان اولمپ به شمار می رود. یونانیان او را به عنوان سالار سخنوران، مخترع الفبا، موسیقی و اخترشناسی، واضح اوزان و مبتکر ژیمناستیک ارج می نهادند. تندیس او بر چهارراه ها و کنار جاده ها به چشم می خورد. علاوه بر اینها اعتقاد بر این بود که زئوس به هرمس قدرتی عالی بر حیوانات بخشید و او «حامی گله ها در برابر جانوران وحشی شد. او را حامی مسافران و بازرگانی نیز دانسته اند.» (ژیران،۱۳۷۵، ۹۹) از همه مهم تر اینکه او را خدای فصاحت و بلاغت و برخوردار از قدرت پیشگویی نیز تلقی می کردند. در آثار نقاشی نخستین او را بیشتر مردی ریش دار و میان سال با لباسی بلند تصویرمی کردند و در برخی نقاشی ها نیز وی را قوچ بر پشت تصویرکرده اند و از این رو لقب نومپوس به معنی چراگر نیز به او داده اند. اینها مهمترین خصوصیات هرمس در باورهای اسطوره یونانیان بود که البته هر یک از آنها در زمان های مختلف، خود در معرض تطور و تغییر قرار گرفته است. ۲-۸ سنت هرمسی در آئین اسلامی دانش هرمسی یا علوم منسوب به هرمس به روزگاران بسیار کهن بازمی گردد. قدیمی ترین آثار منسوب به هرمس را می توان درمصر باستان یافت و این آثار از آنجا به یونان رفت و مدتها درمحافل عرفانی مردم یونان رواج داشت. بعدها با ترویج دین مسیحی در اسکندریه مأوی گرفت و عاقبت با تهاجمی که مسیحیان بر علوم عرفانی کردند، به لطف نهضت ترجمه به ایران اسلامی راه یافت. مسلمانان از دیرباز با نام هرمس آشنا بودند و او را به درستی می شناختند و بر این ناظر بودند که هرمس به لحاظ اهمیت می تواند ریشه در عالم نبوت داشته باشد و بنابراین گفتند که هرمس همان ادریس نبی است و به قولی بانی دین صائبی یا حنفا نیز هست. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آشنایی با هرمس از طریق نهضت ترجمه و به یاری برخی از صوفیان صورت گرفته است. یکی از صوفیانی که در نجوم و کیمیا دست داشت، ذوالنون مصری(۲۴۵ ق) است. « وی را می توان یکی از نفوسی شمرد که به واسطۀ او، مسلمانان با آئین هرمسی آشنایی یافتند. وی اهل اخمیم مصر بود و علاقۀ وافری به دارالحکمه مصریان داشت که در آن تصاویر و نقوش عجیبی درج بود که برایمان و الحاد مشرک می افزود» (نیکلسون،۱۳۶۰، ۵۴) او اسماء حسنی را می دانست و از طریق آن به اسم اعظم پی برده بود. صائبان و حنفا دو گروهی بودند که آثار هرمسی رامقدس می دانستند و از طریق اسکندریه به محافل مسلمانان راه پیدا کردند. اندکی جلوتر از ذوالنون، جابربن حیان ( اواخر نیمه دوم قرن دوم هجری) مشهور به کیمیاگری از طریق آپولونیوس که میان مسلمانان به بلینوس معروف گشت که در صفحات گذشته به اختصار درمورد آن توضیح داده شد، به تنسیق و تشهیر افکار هرمسی کوشید. کتاب بلینوس سر الخلقیه نام داشت که جابر با این کتاب آشنایی کامل داشت و از طریق این کتاب به افکار هرمسی پی برد. مورخ مشهورمسعودی(۳۴۵ ق.) در کتاب التنبیه و الاشراف بر این اعتقاد بود که یکی از دو هرم نزدیک به شهر فسطاط مصر متعلق به هرمس است، ضمن آنکه وی به حدت دو شخصیت اخنوخ و هرمس معتقد بود. و چنین نوشته است « هرمین دو بناست بر سرکوهی نهاده به نزدیکی مسطاط و ملاط، وی از جوهریست که هیچ چیز بر وی کار نکند و هریگی را از وی چهارصد ارش دراز است اندر چهارصد ارش پهنا، اندر چهارصد ارش بلندی، و اندر میان وی خانهاست کرده، و مرا ورا یکی درست تنگ، و این بنا هرمس کرده است پیش از طوفان؛ چون بدانست که طوفان همی خواهد بود، ازبهر آن کرد تا آب او را زیان نتواند کرد، و به این بنا به تازی نوشته است: بنپناها بقدره فمن اراد ان یعلم کیف بنیناها فلیخر بها. تعبیرش کردم : بنا کردم این را به توانایی و هر که را خواهد که بداند کی چونش بنا کردیم گو ویران بکن آن را. و بر این هرمین بسیاری علم بر وی کنده است از طب و نجوم و هندسه و فلسفه.» (مسعودی، ۱۳۶۵، ۱۹) ابومعشربلخی(۲۷۲ق.)هرمس را ابنجهدبه معنای صاحب عقل معرفی کرده است«کلباسی اشتری،۱۳۸۶، ۱۳۴» یعقوبی(حوالی۲۷۸ ق.) «او را پدر حکمت و دانش نخستین می داند.»(یعقوبی، ۱۳۶۶، ۱۸۰) ابن الندیم(۳۸۵ ق.) در الفهرست «او را بانی علوم فلسفی و طب می داند.» (ابن ندیم،۱۳۵۵، ۳۴۵) مفصل ترین گزارش و عقاید نگاری در این زمینه را شهروزی (۶۸۷ ق) صاحب کتاب نزهه الارواح و روضه الافراح و شاگرد سهروردی عرضه کرده و آراء و عقاید هرمسی را توضیح داده است. او می گوید که «می توان هرمس راهمان ادریس پنداشت و این ادریس فرزندی داشته به نام صاب که او را طاط نیر می گویند.» (شهروزی،۱۳۶۵، ۳۵) ابوعلی محمد بن بلعمی در کتاب گرانقدر خود تاریخ بلعمی هرمس را یکی از حکمای یونان می داند و در مورد او چنین می نویسد:« پس دارا به ملک فارس آمد از پس مرگ مادر، و ملک پارس بگرفت و بفارس شهری بنا کرد و او را دارا بکرد نام کرد. و آن شهر امروز آبادان است و در پارس است و آنرا پسا گویند. و گروهی گفتند پدرش بنا کرده بوده بهمن. و از پارس به زمین بابل آمد و عراق آنجا ملوک عجم بودندی و ملک عجم او را راست بیستاد تا در بلخ. و ملکان جهان که از مملکت او دور بودند همه او رامطیع شدندوخراج به وی فرستادند، چون ملک ترک وهندوستان و روم. و به زمین روم اندر پادشاهی بود. که آنرا یونان گفتندی و آنجا ملکی بود نام وی فیلفوس و از فرزندان عیص بن اسحاق بود و اندر پادشاهی یونان شهری بود. نام او مقدونیه و آن جایگاه این ملک بود و این فیلفوس چون ملک یونان بگرفت. نشست. او بدین مقدونیه بود و همۀ سرزمین یونان او را بود و اندر مملکت او حکما و اطبا بودند و دانا آن که ایشان را حکمای یونان گفتندی و حکمت اندر جهان از ایشان پراکنده شد و نام حکمت ایشان را سزا بودی چون ارسطاطالیس و بقراط و افلاطون و سقراط و یونون و هرمس و بلیناس و جالینوس و اعادیمون. و کتب ایشان اندر علم و فلسفه و علم طب و نجوم و منطق و هندسه معروفست و امروز آن شهرها ویرانست و از آن حکما هیچ کس نمانده است و لیکن کتابهای ایشان ماندست به دست خلق اندر.» (بلعمی، ۱۳۸۸، ۴۸۶) شهاب الدین سهروردی(۵۸۷ ق.) و صاحب مکتب اشراق در عالم اسلام، یکی از بزرگترین نمایندگان سنت تأویلی و رمزی اسلام و ایران است که ضمن تجلیل فراوان از شخصیت هرمس، تلاش می کند، که وی را با اساطیر ایرانی دانش و حکمت پیوند زند. سهروردی خود را وارث حکمت هرمسی می داند و در این باره، ضمن تمایز دو سلسله از حکما و دانایان ایرانی و یونانی از یکدیگر، میراث حکمی آنان را به خودش منتهی می کند. نزد حکمای اسلامی هرمس یا ادریس نبی سرچشمه و مبدأ حکمت و استاد اولیه جمیع حکماء به شمار می آمد، چنانچه شهروزی او از حکمای متألهین می داند و شیخ اشراق او را والد الحکماء می نامد و سلسلۀ حکمای یونانی و ایرانی قدیم را پیروان و شاگردان وی می شمرد. دکتر سید حسین نصر در مقاله هرمس و نوشته های هرمسی در جهان اسلام صفحه ۱۱ نموداری ترسیم کرده که سلسله وار انتقال دانش از استاد به شاگرد را تصویر کرده و گویی در نظر او نوعی ارادت معنوی لازم است تا زمینۀ انتقال را فراهم سازد. هرمس- اسقلبیوس- فیثاغورث- انبازقلس- افلاطون- ذوالنون مصری – ابوسهل تستری آغاذادیمون شیخ اشراق کیومرث- فریدون – کیخسرو – ابویزید بسطامی – منصور حلاج – ابوالحسن حزقاتی به طور کلی می توان گفت بنا به باور عالمان مسلمان، هرمس بانی علومی همچون طب و نجوم و کیمیا بوده است. در میان برخی محققان مسلمان چنین برداشت شده که نوشته های هرمسی همان صحائف ادریس نبی(ع) است و از این رو این نوشته ها در فرهنگ اسلامی عموماً به دیدۀ احترام و سرشار از معانی حکمی نگریسته می شود . در اثر معروف شیخ «حکمه الاشراق»، هرمس همراه با آغاثاذیمون (شیث) و افلاطون و دیگران به اضافۀ حکمای فُرس به مشاهدۀ حقایق نوریه و ذوات مثالی نایل شده است و دراین باره می گوید: « و هیچ اهل شهود و تجریدی نبود، مگر اینکه بدین امر اعتراف خواهد کرد، و بیشتر اشارت انبیاء و اساطین حکمت به این امر بود و افلاطون و کسانی که قبل از او بودند مانند سقراط و کسانی که نیز سابق بر او بودند به مانند هرمس و آغاثاذیمون و انباذ قلس همگی بر این عقیده بودند و بیشتر آنان خود تصریح کرده اند که آن انوار را در عالم نور ی دیده اند و همۀ حکمای فرس و هند بر همین عقیده اند.» (سهروردی، ۱۳۶۷، ۲۷۵) برخی محققان هرمس را در آثار سهروردی نمادی از انسان کامل دانسته اند. مولف کتاب شعاع اندیشه و شهود با اشاره به سخنان سهروردی درباب نماز هرمس می نویسد: «مقصود سهروردی از نماز هرمس هنگام شب، در حضور خورشید و هیکل نور، جز نفس شریف و کامل انسان چیز دیگر نمی باشد. »(ابراهیمی دینانی،۱۳۷۹ ، ۴۴۹) مکتب هرمسی یک مکتب اشراقی را در فلسفه گسترش داد و بر خلاف تمایلات مشائیان تزکیه و تصفیه درونی را به عنوان وسیلۀ وصول به حقیقت در نظر گرفت. تمثیلات هرمسی مخصوصاً در خصوص انطباق بین عالم و انسان که از اصول و مبانی حکمی مکتب عرفانی است، در نوشته های عدۀ کثیری از عرفای به نام اسلام نمودار است؛ مخصوصاً در نوشته های ابن عربی مانند «التجلیات الاهیه و انشاء النجوم الانسانیه و البرهبان المقنع فی ایضاح السهل الممتنع و نیز برخی از فصول الحکم و الفتوحات المکیه که در مضامین آنها بارها از این مطلب اساسی سخن به میان آمده است یا در گلشن راز شیخ محمود شبستری که ادامه دهندۀ مکتب ابن عربی است انطباق بین جهان و انسان این طور آمده است: عدم آئینه عالم عکس و انسان چو چشم عکس در وی شخص پنهان تو چشم عکس و او نور دیده است بدیده دیده را دیده که دیده ست جهان انسان شد و انسان جهانی از این پاکیزه تر نبود بیانی (۱۳۸۷، ۱۴۲-۱۴۴/۸۵) و با توجه به این مطالب به نظر می رسد در نوشته های ابن عربی، جهان شناسی هرمسی با عرفان اسلامی ممزوج شده و در این امر عناصری از مکتب هرمسی با آنچه از تعالیم مربوط به جهان طبیعت در بر داشت وارد عرفان نظر می شد. از آن پس در نوشته های پیروان و شارحان مکتب ابن عربی مانند عبدالکریم جبلی و صدرالدین قونوی و محمود شبستری و جامی همواره عقائد هرمسی با اصول عرفان اسلامی آمیخته گردیده، به گونه ای که در بسیاری از موارد این عرفا به تمثیلاتی متوسل می شوند که از نوشته های منسوب به هرمس سرچشمه می گیرد. ۲-۹ هرمس مثلث در کتب تاریخ از سه نفر به عنوان هرمس یاد شده است که به ترتیب عبارتند از : هرمس اول یا هرمس الهرامسه که او را همان حضرت ادریس دانسته اند. هرمس ثانی یاهرمس بابلی هرمس ثالث یا هرمس مصری که او را به دلیل آنکه سومین فرد از هرامسه است المثلث بالحکمه نامیده اند . ۲-۹-۱ هرمس اول اولین کسی است که ازموجودات علوی سخن گفته است و از حرکات کواکب و سیر آنها خبرداده برای عبادت پروردگار هیکل هایی بنا نموده « و او اولین کسی که طب به مردم آموخته و هم چنین مردم را از طوفان نوح و آفات آسمانی پیش ازوقوع خبر داده و در معبد مصراهرام و مدائن بنا کرده آن هم به جهت محفوظ ماندن مردم در برابر طوفان و جمیع علوم آن زمان را آنجا نوشته است. و هم چنین هرمس اول اولین کسی بود که خیاطی را به مردم تعلیم داده است و صحیفه های آسمانی بر او نازل شد.» (قفطی،۱۳۴۷،۴۷۳-۴۷۵) فرهنگ آنندراج به نقل از دهخدا در مورد هرمس اول نوشته است که « او را اوریای سوم می خوانند یعنی معلم و مدرس ثالث، زیرا اوریای اول حضرت آدم و اوریای دوم حضرت شیث نبی بوده است. »(دهخدا، ۱۳۲۸، ج ۴۹، ۴۷۲) ۲-۹-۲ هرمس دوم هرمس دوم که معروف به هرمس بابلی است بعد از طوفان بوده و در شهر کلدانپین اقامت داشته و این هرمس استاد فیثاغورث است و اول کسی است که بعد از نمرود شهر بابل را بنا نهاد و در علم طب و فلسفه مهارتی به سزا داشت و آنچه را از علوم و صنایع که در طوفان از بین رفته بود تجدید کرد و به مردم آموخت. دکتر سید حسین نصر درمقالۀ خود صفحه ۱۷، «هرمس را استاد فیثاغورث دانسته اند.»اما با توجه به سخنان قفطی در تاریخ الحکما بایداو را شاگردو نه استاد فیثاغورث به حساب آورد. ۲-۹-۳ هرمس سوم هرمس سوم نیز بعد از طوفان بوده» «غالب زمین را سیاحت کرد پس از آن به مصر مراجعت نموده و در سن ۸۲ سالگی از دنیا رحلت کرد. او شاگرد آغاثاذیمون مصری بوده که یکی از انبیاء یونان و مصر است. او نماز خواند و روزه گرفتن در ایام البیض را به مردم یاد داد. او درخصوص نظافت و پاک بودن از حیض و نجاست و جنابت سخت گیری می کرد، و مردم را از خوردن گوشت خوک و شتر و خر و سگ و شراب بر حذرمی داشت. هرمس سوم شهرهای متعدد بنا کرده که کوچکترین آن شهر رها است. هرمس برای هر اقلیمی سنتی برقرار ساخت که مناسب حال آن اقلیم و آن بلد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج به دست آمده نشان می دهندکه: ۱)میان نوع ومیزان خطاهای دستوری حاصل ازآموزش زبان انگلیسی و عربی به دانش آموزان فارسی زبان تفاوتهای مختلفی وجوددارد. ۲)رویکردقوی بررسی مقابله ای درتوصیف خطاهای دستوری حاصل ازآموزش این دوزبان کارآمدترباشد،بنابراین هردوفرضیه ی این پژوهش تاییدمی شوند.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
قابل ذکراست که دربرخی مواردبه دلایلی مانند مجاورت فرهنگی زبان عربی وفارسی،آماربه دست آمده چندان پیش بینی رویکردموردنظرراتاییدنکردوبررسی این موضوع می توانددرپژوهشهای آتی موردتوجه قراربگیرد. ۱۰۴ (نمودار۵-۱ نتایج مقایسه ی درصدی آمارتوصیفی) (نمودار۵-۲ نتایج درصد کلی آمارتوصیفی) ۱۰۵ ۵-۳- نتایج کلی آماراستنباطی بررسی فرضیه های پژوهش برمبنای آزمون خی دو اگرسطح معنی داری کمتراز مقدار( ۰٫۰۵)باشد وجودتفاوت میان نمونه هااثبات می شود. نتیجه ی حاصل ازبررسی هانشان می دهدکه درمجموع۳۷موردبررسی شده درپرسشنامه وآزمون متنی به دلیل اینکه سطح معنی داری کلیه سوالات به جز سوال های ۵، ۷، ۱۰، ۱۹ و۲۰ از مقدار( ۰٫۰۵ )کوچکترمی باشد ، می توان نتیجه گرفت که میان نوع ومیزان خطاهای دستوری درآموزش انگلیسی وعربی به دانش آموزان فارسی زبان تفاوت معنی داری وجود دارد وهمچنین رویکردقوی پیش بینی می کندکه به دلیل وجود تفاوتها ، دانش آموزان دچارخطاخواهندشد. این نتایج به وسیله نمودارهای مقایسه ای وکلی این دوآزمون به صورت درصد درصدی درپایین نیز نشان داده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهندکه: ۱)میان نوع ومیزان خطاهای دستوری حاصل ازآموزش زبان انگلیسی و عربی به دانش آموزان فارسی زبان تفاوتهای مختلفی وجوددارد. ۲)رویکردقوی بررسی مقابله ای درتوصیف خطاهای دستوری حاصل ازآموزش این دوزبان کارآمدترباشد،بنابراین هردوفرضیه ی این پژوهش تاییدمی شوند. (نمودار۵-۳ نتایج مقایسه ی درصدی آماراستنباطی) ۱۰۶ (نمودار۵-۴ نتایج درصد کلی آماراستنباطی) ۵-۴- نتایج پژوهش ۵-۴-۱-بررسی توصیفی آزمون چهارگزینه ای - بررسی جایگاه قیدتکرار(always /دائماً )در جمله درسوال۱ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۶۴۴۴) بالاتر از زبان انگلیسی (.۳۰۰۰) بوده است وباتوجه به اینکه این سوال مربوط به جایگاه قیدتکراردر جمله می باشدوساختاراین جایگاه درزبان انگلیسی به نسبت عربی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این جایگاه در جمله کارآمد تر است. -بررسی مطابقت شخص و شمار در(w ere killed/قد قُتلا) درسوال۲ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۷۱۱۱۰) بالاتر از زبان انگلیسی (.۴۸۸۹۰) بوده است وبا توجه به اینکه این تحلیل دراین بخش مربوط به مطابقت شخص وشمار می باشدواین مطابقت درزبان انگلیسی به نسبت عربی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این مطابقت کارآمد تر است. ۱۰۷ -بررسی زمان دستوری گذشته در(w ere killed/قد قُتلا)درسوال۲ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۷۵۵۶۰) بالاتر از زبان انگلیسی(.۷۱۱۱۰) بوده است و با توجه به اینکه این تحلیل دراین بخش مربوط به زمان دستوری گذشته می باشدواین ساختاردرزبان انگلیسی به نسبت عربی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این زمان دستوری کارآمد تر است البته بایددرنظرداشت که دراین مورد تحلیلهای آماری تفاوت زیادی رانشان نمی دهند. -بررسی مطابقت شخص و شمار در(w ill be taught /سوف ُتتَعلمن)درسوال۳ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۶۴۴۴) بالاتر از زبان انگلیسی (.۴۳۳۳) بوده است و با توجه به اینکه این تحلیل دراین بخش مربوط به مطابقت شخص وشمار می باشدواین مطابقت درزبان انگلیسی به نسبت عربی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این مطابقت کارآمد تر است. -بررسی زمان دستوری آینده(w ill be taught /سوف ُتتَعلمن)درسوال۳ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۶۲۲۲۰) بالاتراز زبان انگلیسی (.۵۷۷۸۰) بوده است وبا توجه به اینکه این تحلیل دراین بخش مربوط به زمان دستوری آینده می باشدواین ساختاردرزبان انگلیسی به نسبت عربی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی و انگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این زمان دستوری کارآمد تر است البته بایددرنظرداشت که دراین مورد نیزتحلیلهای آماری تفاوت زیادی را نشان نمی دهند. همچنین این سوال به کارگیری ساخت معلوم دربرابرمجهول رامی آزماید که موردبررسی این پژوهش نمی باشد. -بررسی حرف اضافه /for) منذ) در سوال ۴ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۵۱۱۱) بالاتر از زبان انگلیسی (.۴۶۶۷) بوده است وبا توجه به اینکه این سوال مربوط به کاربرد حرف اضافه ی/for) منذ)< /strong>می باشدواین ساختاردرزبان انگلیسی به نسبت عربی کمی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این حرف اضافه کارآمد تر است البته بایددرنظرداشت که دراین مورد هم تحلیلهای آماری تفاوت زیادی رانشان نمیدهند. -بررسی حرف اضافه (for /لِ ) در سوال ۵ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین درس عربی برابر زبان انگلیسی بوده است (.۵۷۷۸)و با توجه به اینکه این سوال مربوط به کاربرد حرف اضافه ی(for /لِ) می باشدواین ساختاردرهردوزبان انگلیسی وعربی شبیه به زبان فارسی است وتفاوت چندانی دراین موردبین این زبانها وجودندارد بنابراین تاییدمی شودکه هیچیک از رویکردهای مقابله ای در تشخیص این حرف اضافه کارآمد نیست. ۱۰۸ -بررسی حرف اضافه ( in/فی)درسوال۶ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس زبان انگلیسی (.۵۷۷۸) بالاتر از عربی (.۳۳۳۳) بوده است وبا توجه به اینکه این سوال مربوط به کاربرد حرف اضافه ی( in/فی)می باشدواین ساختاردرزبان عربی به نسبت انگلیسی کمی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت بیشتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد قوی در تشخیص این حرف اضافه کارآمد تر است. -بررسی حرف اضافه for)/عن) در سوال ۷ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۶۰۰۰) بالاتر از زبان انگلیسی (.۴۸۸۹) بوده است و با توجه به اینکه این سوال مربوط به کاربرد حرف اضافه بایک فعل مشخص میباشدواین ساختاردرزبان انگلیسی به نسبت عربی کمی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی دراین تشخیص این حرف اضافه کارآمد تر است. -بررسی حرف اضافه ( of/من)درسوال۸ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس زبان انگلیسی (.۶۶۶۷) بالاتر از عربی (.۴۴۴۴) بوده است وبا توجه به اینکه این سوال مربوط به کاربرد حرف اضافه بایک صفت مشخص میباشدواین ساختاردرزبان عربی به نسبت انگلیسی کمی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت بیشتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این حرف اضافه کارآمد تر است. - بررسی زمان دستوری آینده(W hen are you at hom e?/ عندما کنت فی البیت؟)درسوال۹ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۶۰۰۰) بالاتر از زبان انگلیسی ((.۴۶۶۷ بوده است وبا توجه به اینکه این سوال مربوط به کاربرد زمان دستوری آینده در این جمله پرسشی میباشدودربررسی این نمونه جابه جایی فعل کمکی وپرسش واژه موردنظرنیست ، ساختاراین زمان دستوری درزبان انگلیسی به نسبت عربی کمی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی درتشخیص این زمان دستوری کارآمدتراست. ۱۰۹ - بررسی ساخت منفی مضاعف درhe never goes home)/ انه لا یذهب الی البیت ابدا) درسوال۱۰ از نتایج پژوهش مشخص گردیدبه دلیل اینکه میانگین خطاهای درس زبان انگلیسی (.۶۶۶۷) بالاتر از عربی ((.۶۰۰۰ بوده است وبا توجه به اینکه این تحلیل دراین بخش مربوط به ساخت منفی مضاعف میباشدباشدواین ساختاردرزبان عربی به نسبت انگلیسی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت بیشتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این ساخت کارآمد تر است. -بررسی جایگاه قیدتکرار(/neverابدا)درسوال۱۰ از نتایج پژوهش مشخص گردید به دلیل اینکه میانگین خطاهای درس عربی (.۶۴۴۶) بالاتر از زبان انگلیسی (.۳۰۰۰) بوده است وباتوجه به اینکه این تحلیل دراین بخش مربوط به جایگاه قیدتکراردرجمله می باشدوساختاراین جایگاه درزبان انگلیسی به نسبت عربی بیشتربه زبان فارسی نزدیک است وتفاوت کمتری دراین موردبین زبانهای فارسی وانگلیسی وجوددارد .بنابراین ،پیش بینی رویکرد مقابله ای قوی در تشخیص این جایگاه کارآمد تر است. -بررسی مطابقت شخص وشمارفاعل وفعل he never goes hom e)/ انه لا یذهب الی البیت ابدا) درسوال۱۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در همهی موارد فوق، فرض صفر و فرض مقابل به شکل زیر بوده است: H0: μ=۳ H1: μ≠۳ در مورد نتایج آزمون t باید گفت که با توجه به اینکه میزان معنی داری تمامی موارد کمتر از ۰٫۰۵ است و این بدان معنی است که میانگین تمامی این عوامل اختلاف معنی داری با عدد ۳ دارند. سایبرلوفینگ در دانشگاههای شهرستان بابل با توجه به اینکه میزان معنی داری آن کمتر از ۰٫۰۵ است فرض صفر رد شده و با توجه به طیف پرسشنامه که دفعات استفاده از اینترنت را سنجیده است، از آنجا که حد بالا و پایین مقدار مثبتی دارند، پاسخها نشان میدهد در دانشگاههای شهرستان بابل میزان استفاده از اینترنت بالاتر از حد متوسط بوده و این بدان معنی است که میزان استفاده از اینترنت در ساعات کاری در دانشگاه های شهرستان بابل از مقدار بالایی برخودار است. در خصوص فعالیتهای سایبرلوفینگ، میزان معناداری کمتر از ۰٫۰۵ است، یعنی فرض صفر را نمیتوان پذیرفت. به عبارت دیگر، فعالیتهای سایبرلوفینگ، از نظر پاسخ دهندگان در وضعیت متوسط قرار ندارد اما برای تعیین بالاتر یا پایینتر از متوسط بودن آن، باید به حد بالا و پایین رجوع شود.چون هر دو حد بالا و پایین مقدار مثبت دارند، میتوان گفت میانگین فعالیتهای سایبرلوفینگ در دانشگاه های شهرستان بابل بیشتر از میزان متوسط است و با توجه به طیف در نظر گرفته شده برای این پرسشنامه میتوان گفت میانگین متغیر فعالیتهای سایبرلوفینگ در این سازمان، از حد متوسط و مقدار ۳، بالاتر است. یعنی، در دانشگاه ها از لحاظ فعالیتهای سایبرلوفینگ، تعداد استفاده از این فعالیت ها بیشترین دفعات را داراست.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
متغیر بعدی رفتارهای سایبرلوفینگ است، که سطح معناداری آن نیز از ۰٫۰۵ کمتر و حدود بالا و پایین نیز هر دو مثبت هستند. این متغیر نیز نشان میدهد، سازمان از نظر رفتارهای سایبرلوفینگ، از منظر پاسخدهندگان به پرسشنامهها، در وضعیتی بالاتر از متوسط قرار میگیرد.در واقع رفتارهای سایبرلوفینگ نیز بالاترین دفعات استفاده را در این سازمانها به خود اختصاص میدهد. بعد اجتماعی فعالیتهای سایبرلوفینگ نیز وضعیتی مشابه دو متغیر پیشین دارد: سطح معناداری آن پایینتر از ۰٫۰۵، و هر دو حدود پایین و بالا مثبت هستند. بنابراین، در این زمینه نیز، وضع سازمان، از دیدگاه پاسخدهندگان، بالاتر از متوسط و دارای بیشترین تکرار قلمداد شده است. فعالیت اطلاعاتی سایبرلوفینگ نیز مانند متغیر های پیشین از حد متوسط بالاتر بوده و دارای تکرار پذیری بالایی در سازمان میباشد. وضعیت متغیر سرگرمی و فراغت فعالیتهای سایبرلوفینگ کمی متفاوت است. سطح معناداری آن از ۰٫۰۵ کمتر است، و بنابراین فرض برابری میانگین این متغیر با ۳ قابل پذیرش نیست. اما از آنجایی که هر دو حد پایین و بالا منفی هستند، این نتیجه به دست میآید که سازمان از این نظر در وضعیتی پایینتر از متوسط قرار دارد.و توسط پاخ دهندگان تکرار پذیری کمتری دارد. بعد بازیابی از رفتارهای سایبرلوفینگ همانند متغیرهای اولیه از حد متوسط بیشتر بوده و دفعات استفاده از آن توسط کارکنان در بیشترین حد است. بعد انحرافی از رفتارهای سایبر لوفینگ نیز که مقدار معنی داری آن از۰٫۰۵ کمتر است و فرض برابری آن با میانگین رد میشود اما به این دلیل که از حد بالا و پایین منفی برخوردار است میتوان نتیجه گرفت که سازمان از این منظر در وضعیتی پایینتر از حد میانگین قرار دارد.این در پرسشنامه ای که پاسخ داده شد بدین معنی است که دفعات استفاده از این رفتار سایبرلوفینگ در کمترین حد خود در این سازمانها قرار داشته است. بعد توسعه ای از رفتارهای سایبرلوفینگ نیز بدلیل داشتن مقدار معنی داری کمتر از ۰٫۰۵ فرض برابری با میانگین را رد میکند و بدلیل حد بالا و پایین مثبت نشانگر داشتن مقداری کمتر از حد متوسط است که این امر بدان معنی است که پاسخ دهندگان در پاسخ به گویه های این بعد در پرسشنامه دفعات تکرار بیشتر را برگزیده اند. بعد اعتیادگونه از رفتارهای سایبرلوفینگ نیز مشابه متغیرقبلی بوده و مقداری کمتر از حد متوسط را داراست. رضایت شغلی نیز با مقدار معنی داری کمتر از ۰٫۰۵ فرض صفر را رد کرده و مقدار بیشتر از حد متوسط را برگزیده است که این امر بدان معنی است که پاسخ دهندگان از رضایت بالایی در محل کار خود برخوردارند. تعهد سازمانی نیز همانند رضایت شغلی با مقدار معنی داری کمتر از ۰٫۰۵ فرض صفر را رد کرده و مقداری بیشتر از حد متوسط را برگزیده است که این امر بدان معنی است که پاسخ دهندگان از تعهد سازمانی بالایی نسبت به کار خود دارند. درمورد عجین شدن با شغل نیز با مقدار معنی داری کمتر از ۰٫۰۵ فرض صفر پذیرفته نمیشود و این بعد نیز از مقداری بیشتر از حد متوسط برخوردار است که این امر با توجه به طیف پرسشنامه بدان معنی است که پاسخ دهندگان در عجین شدن با شغل موافقت خود را اعلام نمودهاند. با توجه به اعداد بدست آمده، از میان فعالیتها و رفتارهای سایبرلوفینگ، فعالیت اطلاعاتی سایبرلوفینگ بیشترین دفعات استفاده توسط پاسخ دهندگان را به خود اختصاص داده است.بعد از آن رفتار های توسعه ای سایبرلوفینگ و فعالیت های اجتماعی سایبرلوفینگ بیشترین دفعات استفاده را نشان می دهند. و بین عوامل رضایت شغلی و تعهد سازمانی و عجین شدن با شغل پاسخ ها نشان داده است که میزان رضایت کارکنان در دانشگاه ها نسبت به دو عامل دیگر در سطح بالاتری قرار گرفته است.
جدول۴-۷)خلاصه تحلیل نتایج آزمونt
| متغیر |
نتیجه آزمون |
| سایبرلوفینگ |
بیشتر از حد متوسط |
| فعالیتهای سایبرلوفینگ |
بیشتر از حد متوسط |
| رفتارای سایبرلوفینگ |
بیشتر از حد متوسط |
| فعالیت اجتماعی سایبرلوفینگ |
بیشتر از حد متوسط |
| فعالیت اطلاعاتی سایبرلوفینگ |
بیشتر از حد متوسط |
| رفتار بازیابی سایبرلوفینگ |
بیشتر از حد متوسط |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۲. مکتب سکر حافظ ۴۵ ۳-۱۳. بررسی تجلی عشق در آثار حافظ ۴۵ ۳-۱۳-۱. بررسی تجلی عشق در آثار احمد غزالی ۴۹ ۳-۱۳-۲. تصوف غزالی ۵۳ ۳-۱۳-۳. تأثیر احمد غزالی ۵۴ ۳-۱۴. مقایسه تطبیقی اندیشههای غزالی با حافظ ۵۵ ۳-۱۵. مقایسه عرفان و زهد در اندیشههای غزالی و حافظ ۵۷ ۳-۱۶. برآیند موضوع ۵۹ فصل چهارم: تحلیل اندیشههای عاشقانه و عارفانه غزالی و حافظ ۴-۱. بررسی تطبیقی اندیشههای عرفانی غزالی و حافظ ۶۳ ۴-۲. بررسی تطبیقی عشق در اندیشههای غزالی و حافظ ۶۴ ۴-۳. نتیجهگیری ۶۵ منابع ۶۷ آرامگاه احمد غزالی آرامگاه حافظ شیرازی چکیده عشق وجودی است حقیقی که یک نظام عرفانی را تشکیل میدهد، وجودی پرتحرک و تأثیرگذار که قادر است جهان را به جنبش درآورد و وجود جهان را به اثبات برساند. عشق از منظر غزالی یک وجود کاملاً حقیقی و شاید بالاتر از یک حقیقت است. عشق در سوانح یک نظام عرفانی است که در آن همه وجود معشوق متصل به عاشق واقعی و معبود واقعی یعنی خداوند است. در اندیشه حافظ هم رگههایی از عشق مجازی و هم رشحاتی از عشق حقیقی دیده میشود. عشق آسمانی و ماورائی که حافظ آن را رندانه به مخاطب ارائه کرده و او را به اوج ملکوت آسمانها میبرد. از دیدگاه او عشق روح و حقیقت عالم هستی است. عشق انگیزه آفرینش است. در اندیشه غزالی و حافظ، موضوع عشق و عرفان از مهمترین مضامین است که حافظ و احمد غزالی در اندیشه خود علیه دنیاطلبی مدعیان دین و زاهدان ریاکار شوریدهاند و پرداختن به دنیا را دوری از دین و فراموشی خدا دانستهاند اما در این میان غزالی این اندیشه را متصوفانه و اندکی عبوسانه بیان کرده است اما حافظ زیرکانه و رندانه این اندیشه را بیان فرموده است. غزالی در عرفان نیز فردی کاملاً خائف با اندیشهای سرشار از تقوا نمود پیدا میکند و حافظ عارف عاشقی است که تجربههای عشقی، معرفتی غزالی را کاملاً در اختیار داشته و از آنها به خوبی بهرهبرداری کرده است. واژگان کلیدی: غزالی، حافظ، عشق، عرفان. مقدمه ادبیات پارسی تجلیگاه آثار گرانبها و ارزشمند اندیشمندان بزرگ، شاعران شهیر و ادبای گرانقدری است که ادبیات اصیل این کهن بوم را با خلق آثار فاخر خود از ترس حوادث و هجمههای فراوان در طول تاریخ مصون داشتهاند. بررسی ماهیت و سرشت اندیشههای این بزرگان در بالا بردن سطح غنای ادبی بسیار اهمیت دارد. بررسی زوایای متعدد شخصیتی و اندیشههای شعرا و ادبا و نویسندگان در ابعاد مختلف دینی، عرفانی، عشق، فلسفه و … در ایجاد تصویر تازه و شناخت جنبههای جدید از لایههای فکری و اندیشه این افراد بسیار مثمر ثمر بوده و راه را برای ایجاد آثار نو و مسیری تازه میکند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از جمله کسانی که میتوان به شناخت و مقایسه اندیشههای فکری و فلسفی آنها پرداخت. عارف بزرگ قرن پنجم هجری احمد غزالی و شاعر شهیر پارسی زبان قرن هشتم حافظ شیرازی است که بررسی جامع دیدگاهها و اندیشهها و آرای این دو شاعر و متفکر بزرگ ایرانی و نظریات ارزشمند آنها در خصوص عشق و عرفان و بررسی شباهتها و تفاوتهای فکری آنان از اهمیت زایدالوصفی برخوردار است. احمد غزالی در آثار خود همواره حقیقت عشق را که اصل و اساس هستی میدانسته به وضوح نشان داده و در کتاب سوانح العشاق او مشحون از تصاویر، عبارات اشارت گونه، آیات و احادیث همراه با شعر است که مخاطب خاص خود را طلبیده تا بتواند در دریای ژرف و عمیق اشارات عاشقانه و عارفانه احمد غزالی غوص کرده و معانی پر رمز و راز و احوال درونی او را دریابد. سبک و نوع نگرش احمد غزالی به عشق و عرفان تأثیری مهم بر آثار بعد از خود داشته است. در کنار این عارف و شاعر بزرگوار حافظ این شاعر آسمانی و این عالم ربّانی با عرفانی عاشقانه و غزلیاتی عارفانه اکسیری جاودانه سرشار از حسن و جمال بیمنتهای ربانی را بر دل و جان آدمی نشانده است و با غزلیات شورانگیز خود که برخواسته از گوهر پاک و عشق اصیل و عارفانه است آتش بر همه عالم زده و دل و دین را از وجود همه هوشیاران ربوده است. هدف عمده و برجسته از نگارش این پژوهش ادبی بررسی وجوه شناخت و تفاوتها در آرا و اندیشههای عاشقانه و عارفانه این دو شخصیت شاعر است. بررسی جایگاه عشق و عرفان در اندیشه این دو شخصیت و مقایسه اندیشه احمد غزالی و حافظ از اهداف مهم این پژوهش میباشد. پژوهش همانطور که در چکیده مطالب عنوان گردیده به روش کتابخانهای صورت گرفته و روش جمع آوری دادهها و اطلاعات مورد لحاظ پژوهش به صورت فیشبرداری از مهمترین نکات ادبی در این خصوص بوده است. با توجه به اینکه پژوهشهای تاریخی و تحقیق و تفحص در اندیشهها و افکار شخصیتهای بزرگ ادبی و تاریخی از دشوارترین انواع پژوهش است. این پژوهش ضمن بررسی آثار منظوم و منثور، پژوهشهای در رابطه با ارتباط بین عوامل دخیل در اثر را مورد تعبیر و تفسیر و ارزیابی قرار میدهد. در این روش هدف این است که با بررسی کیفیت آثار شناخت دقیق و درستی از ضعفها و کمیها و کاستیها ارائه کرده تا وضع موجود بهتر درک گردد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه آثار مدون مرتبط با احمد غزالی و خواجه حافظ میباشد. آنچه در پایان این پژوهش به دست میآید و به عنوان دستاورد این فعالیت ادبی مورد نظر است، دستیابی به مقایسه تطبیقی اندیشه احمد غزالی و حافظ است به طوری که در پایان مضمون عرفان، جایگاه عشق و اختلاف در اندیشههای ایشان برای مخاطب روشن و واضح گردد. محدودههای مشترک و میزان قرابت اندیشه این دو عارف شاعر در طول این فعالیت ادبی به استناد بسیاری از منابع و مأخذ هستند مشخص گردیده است همین طور تفاوتهای اندیشه و مراتب غیریکسان در اندیشههای عشقی و عرفانی احمد غزالی و حافظ شیرازی نیز تا حد امکان واضح و مشخص گردیده است. آنچه که واضح و مبرهن است این است که اگرچه مناقشههای غزالی گرایان و حافظ گرایان هنوز به پایان نرسیده ولی از شور و شدتش کاسته شده است. تلقی واقعی بر این اصل مبتنی است که هنر غزالی و حافظ هیچ یک فراتر یا فروتر از دیگری نیست. این دو حریف و هماورد یکدیگرند. این دو در اوج اعتلاء و تلالو ولی سبک و سلیقه هنریشان تفاوتهایی دارد. همچنانکه همانندیهایی هم دارند. غزل حافظ طربناک است. اگرچه غزالی آن شیرینی و شیدایی را ندارد اما شورمندی و شیوایی را به اوج رسانده است. حافظ منسجم است و فکرش تداوم دارد اندیشه فکریش پیوسته و شورانگیز است اما در مقابل غزالی فکری متعالی دارد. راه تصوف از منظر این دو پا بر هستی گذاشتن و گذشتن از خود است. رهایی از خودبینی است. از نظر ایشان عقل وسیله شناخت است. عقل مبنای خودنمایی و نازمعشوق است و عشق پایه جانبازی و نیاز است. از نظر لفظ و سخنوری نیز این دو شخصیت بزرگ معیار فصاحت و بلاغت هستند. از کلام و زبان شعر این دو شاعر و عارف آب لطف میچکد، پاکیزگی، آراستگی، پیراستگی زبانشان مشهود است. هر دو طراز اول و هم طراز ندولی با سبک و سلیقهای متفاوت، به راستی بر هم امتیاز ندارند ولی از هم امتیار دارند و بدون شک فصل تقدم ازآن غزالی است. فصل اول کلیات پژوهش ۱-۱. پیشگفتار یکی از ارکان مهم ارزیابی سطح غنای ادبی آثار مشاهیر ادبیات فارسی، بررسی ماهیت و سرشت اندیشههای آنان است که در آثار ایشان تجلی یافته است، که این خود میتواند در بر گیرنده مراتب دیدگاههای شخصی شاعر در رابطه با روابط اجتماعی، علائق و سلائق و.. و یا زاویه دیدگاه منتقدانه آنان در باره مسائل اجتماعی پیرامون، مضامین دینی، عرفانی، عشق، فلسفه و… باشد. بنابراین ارزیابی این دیدگاهها خود میتواند در ایجاد یک پیش زمینه از اثر خلق شده توسط شاعر، بسیار ارزشمند باشد. در این بین، مقایسه تطبیقی اندیشهها و تفکرات شاعران هم عصر و یا در اعصار مختلف با توجه به سبک و سیاق تبیین آثار آنها از مسائلی است که میتواند در ایجاد یک تصویر کامل از سطح شباهتها و تفاوتهای سبکی و نگارشی در آثار این شعرا مد نظر قرار داشته باشد. از جمله شخصیتهایی که میتوان بدین گونه اندیشهها و نظرات آنان را در آثار غنی خود مورد مقایسه قرار داد، میتوان به احمد غزالی و آثار جاودانه وی با اندیشههای حافظ و آثار گرانقدر وی اشاره کرد. در آثار احمد غزالی میتوان به دیدگاههای جامع و آرای وی دربارهی عشق، عاشق، معشوق و ارتباط مـیان آن اشاره داشت. از اهمیت زاید الوصف آثار غزالی این است که سبک او و نوع نگرش وی به عشق و عرفان بر آثار بعد از خود تأثیر بسیاری نهاده است. احمد غزّالی در برخی از آثارش نظیر کتاب سوانح سعی در نشان دادن گوشههایی از حقیقت عشق داشته است، امّا لحن کلامش اثر او را، از همان آغاز، در مقام یک اثر شاعرانه و استنباطی فردی و بیانناپذیر از عشق و احوال روانی مترتّب بر آن معرفی میکند. او «عبارت» را در سخن خود به منزلهی «اشارت» به معانی متفاوت میشمارد که برای مخاطبی که ذوقش نبود ناشناخته میماند و در سراسر کتاب عباراتِ اشارتگونه او با تصویر و آیه و حدیث و شعر آمیخته است تا شاید حجاب اشارتهای او را لطیفتر کند. اما، در طریقت حافظ، عشق سری است نهانی و اکسیری جاودانی از حسن و جمال بی منتهای ربانی بر دل و جان آدمی. آن چه بیش از هر چیز در این غزلیات شورانگیز برجستگی دارد و میتوان آن را محور معانی در اشعار حافظ دانست، شور و حال و نغمه و نالههایی است که از گوهر پاک «عشق» برآمده و آتش به همه عالم زده و دل و دین از همه هوشیاران ببرده است:
| مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد |
نقش هر برده که زد راه به جایی د ارد |
به نظر میرسد از منظر غزالی عارفان معتقدند که عشق موهبتی الهی است که خداوند به بسیاری از بندگانش هدیه داده است. و عجز پارهای از بندگان در درک آن به عدم صیقلی آئینه روح آنها نسبت داده میشود. وجه تشابه و تاثیر پذیری حافظ از غزالی در این نکته نهفته است. از این منظر، اهل کلام، با قبول مُباینت کلی میان خالق و مخلوق، عشق بنده به خداوند را انکار میکنند. بدین صورت است که هر جا در قرآن لفظ حُب و مشتقاتش را دیدهاند آنرا تاَویل به تعظیم خداوند و اطاعت از دستورها و فرمانهای او کرده اند، حال آنکه غزالی عقیده دارد که نه تنها عشق بنده به خداوند میسر است بلکه جز خدا کسی قابل عشق ورزی نیست. غزالی در تفسیر علما از حٌب به تعظیم و اطاعت از خداوند میگوید: «حٌب و دوستی خدا چگونه به طاعت تفسیر کرده شود؟ طاعت تبع و ثمره دوستی خداست، پس چاره نیست از آنکه دوستی متقدم باشد، آنگاه پس از آن دوست را طاعت دارد». صورت موزون و متعادل طریقت درواقع صورت یک شیوهی ترتیبی مبنی بر عشق به خدا بود با رعایت تمام آداب شریعت که به قول مولانا جایی تقلیل در طعام، اجتناب از زیادت کلام، احتراز از اختلاط با انام، التزام خلوت و عزلت در حد متعادل، کثرت صوم، قلّت نوم و ذکر علیالدوام از آنجمله آداب است. (زرین کوب، ۱۳۷۳: ۸۵). تلقی حافظ هم از طریقت همین صورت متعادل معمول آن بود- فقط با تکیه بیشتر بر عشق که عبودیت مورد تأکید در شریعت را به صورت یک اشتیاق و نیاز درمیآورد و ذکر حق را که در طریقت در آن باب تا حد التزام علیالدوام آن تأکید میشود. ۱-۲. بیان مسأله اساسی پژوهش بیگمان، ادبیات غنی پارسی با وجود تجلی آثار فاخر شعرا و ادبا از قرون گذشته تا به امروز به عنوان یکی از گران بهاترین و پر نغزترین شکل ادبیات در سطح بین الملل متجلی گردیده و عمده محبوبیت و مقبولیت عامه آن به دلیل تنوع سبکها و گرایشهای ادبی است که شعرا و ادبای این پهنه سرزمینی با در الهام گیری از مراجع طبیعی و رخدادهای پیرامونی توانستهاند به تبیین اندیشههای ذهنی خود در قالب ادبیات نثر و نظم دست یابند. در ادبیات ملل و بخصوص در ادبیات پارسی، از مهمترین زمینههایی که همواره به منظور رصد و پایش سبک معنایی شعرا میتواند وجه مستمسک قرار گیرد، بررسی اندیشهها و تفکرات شاعر و تبیین زوایا ذهنی وی در رابطه با ماهیت اشیاء، مخلوقات، کائنات، جهان پیرامون، دیدگاههای مذهبی، جهان بینی ماوراء و… بوده است که میتواند در ارزیابی همه جانبه آثار ادبی یک شاعر مثمر ثمر باشد. در ادبیات فارسی، میتوان به کرات به شباهت بسیاری از اندیشههای ادبا در ماهیت بخصوص ادبای نامی سدههای ۵ تا هشتم به طور مثال شیخ احمد غزالی و خواجه حافظ اشاره داشت که خود بر گرفته از مضامینی نظیر عشق و عرفان، جهان بینی الهی است. در حقیقت اندیشههای خواجه حافظ را به نوعی تاثیر پذیری از اندیشههای احمد غزالی در باب عرفان و عشق برشمردهاند. از مهمترین شعرا و عرفای پهنه ادبیات پارسی میتوان به مجدالدین ابوالفتح احمد بن محمد غزالی یکی از فقهای بزرگ سدهی پنجم هجری در مذهب شافعی و پیرو مکتب جمالی و زاده توس و نیز خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی شاعر بزرگ سده هشتم ایران اشاره داشت. اندیشههای احمد غزالی را میتوان به وضوح در آثارش بخصوص در کتاب سوانح العشاق به صورت ملموس دریافت که با احساسات و تخیلات شاعرانه گره خورده است. بسیاری از حقایقی که در سوانح بیان شده حاصل تجارب چندین و چند ساله غزالی در امر سیر سلوک است. او نه تنها در مسیر عشق و عرفان صاحب نظر است بلکه یکی از ویژگیهای ممتاز در اندیشه غزالی، تفکرات سیاسی غزالی، آمیختگی اخلاق و سیاست است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۱-۲- نمایی از رویکرد تلفیقی متدولوژی تحقیق بطور خلاصه پس از مشخص کردن سوال پژوهش در گام اول، لازم است تا محققین در گام دوم استراتژی مناسب جهت شناسایی و بازیابی مطالعات مورد استفاده را مشخص کنند. سپس با انتخاب معیارهای ورود و خروج مطالعه نوبت به تصمیمگیری در این مورد می رسد که کدام مطالعات باید با توجه به هدف و دامنه پژوهش وارد ترکیب یا از آن خارج شوند. در گام بعد و پس از مرور دوباره مطالعات و استخراج نتایج هر یک از آنها می بایست در مورد ارزیابی کیفیت هر مطالعه قبل از ورود به ترکیب تصمیم گیری شود. اخرین گام در اغلب پژوهش های کیفی ترکیبی، ادغام یافته های مطالعات استخراج شده با کیفیت مطلوب می باشد. ۱-۵-۱- جامعه مطالعاتی بالاتر اشاره شده که مرحله دوم روش تحقیق، انتخاب مطالعات واجد شرایط برای ورود به فراترکیب است. در واقع مجموعه مطالعات اولیۀ استخراج شده به عنوان جامعه مطالعاتی این پژوهش درنظر گرفته میشود. پس از این مرحله، معیارهای غربال مطالعات به منظور استخراج نمونه مطالعاتی تعیین می گردد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱-۵-۲- روشهای گردآوری دادهها و ابزار مورد استفاده ﺑﺮای ﮔﺮدآوری داده های پژوهش، از داده های ﺛﺎﻧﻮﯾﻪ ﺑﻪ ﻧﺎم اﺳﻨﺎد و ﻣﺪارک ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ اﺳﻨﺎد و ﻣﺪارک ﺷﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﻪ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ (اﻋﻢ از ﭘﮋوﻫﺸﯽ و ﻣﺮوری) و در دسترس در زمینه ی استراتژی تجاری سازی فناوری ﺑﻮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻧﺤﻮه ﮔﺮداوری دادهﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ اﺳﻨﺎدی ﻧﯿﺰ ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ. لازم به ذکر است که به منظور گردآوری جامع مطالعات، از چندین پایگاه های داده در فضای مجازی اینترنت برای بررسی آخرین مقالات، پایان نامه ها و کتاب ها و گزارش تحقیقات در داخل و خارج از کشور استفاده می شود. ۱-۵-۳- روشهای تحلیل داده ها تحلیل تِم روشی برای تعیین، تحلیل و بیان الگوهای (تِمها) موجود درون داده ها است. این روش در حداقل خود داده ها را سازماندهی و در قالب جزئیات توصیف می کند. اما می تواند از این فراتر رفته و جنبه های مختلف موضوع پژوهش را تفسیر کند. رویکردهای کیفی بسیار متنوع، پیچیده و ظریف هستند و تحلیل تِم بایستی به عنوان یک روش اساسی برای شناسایی نکات کلیدی مطالعات کیفی در نظر گرفته شود. چرا که این روش، مهارت های اصلی لازم برای اجرای تحلیل مستندات کیفی را فراهم می آورد (Braun& Clarke, 2006: 78). فراگرد تحلیل تِم زمانی شروع می شود که تحلیلگر الگوهای معنی و موضوعاتی که جذابیت بالقوه دارند را مورد نظر قرار میدهد. این تحلیل شامل یک رفت و برگشت مستمر بین مجموعه داده ها و خلاصههای کدگذاری شده، و تحلیل دادههایی است که به وجود میآیند. نگارش تحلیل از همان مرحله اول شروع می شود. به طور کلی هیچ راه منحصر به فردی برای شروع مطالعه در مورد تحلیل تِم وجود ندارد (Braun& Clarke, 2006: 86). مراحل ششگانه تحلیل تِم عبارتند از: مرحله ۱- آشنایی با داده ها، مرحله ۲-ایجاد کدهای اولیه، مرحله ۳- جستجوی تِمها، مرحله ۴- بازبینی تِمها، مرحله ۵- تعریف و نامگذاری تِمها، مرحله ۶-تهیه گزارش. در این پژوهش از روش تحلیل تِم به همراه کدگذاری محوری، برای شناسایی و ایجاد ارتباط بین مقولات و استراتژیها با هدف تحلیل نتایج استخراج شده استفاده می شود. ۱-۶- قلمرو زمانی تحقیق مجموعه مطالعات از سال ۱۹۸۰ به بعد ۱-۷- موانع و محدودیتهای تحقیق
-
- محدودیت دسترسی به برخی از کتب و فقدان برخی مطالعات ارزشمند
-
- اثر تعصب و خطای قضاوت ذهنی و شخصی[۳] بر تفاسیر بیان شده از ترکیب نتایج
-
- فقدان برخی از عوامل به دلیل محدود کردن نتایج به عوامل شناسایی شده در ادبیات پیشین
-
- عدم امکان تعمیم نتایج به عرصه واقعی سازمانها به دلیل ترکیب مطالعات پیشین بدون انجام مطالعه موردی و تجربی
۱-۸- نقشه راه یافتن عنوان تحقیق و انتخاب مطالعات واجد شرایط با تعیین معیارهای ورود و خروج مطالعات مشخص کردن مفاهیم کلیدی وتِم های آن ها توجه و بررسی به ارتباط مطالعات و ترجمه مطالعات به یکدیگر ایجاد یک کل از مطالعات اولیه و انتشار نتایج تحقیق شکل ۳-۱- نقشه راه پژوهش ۱-۹- شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق فناوری: مجموعه ای از ابزار های فیزیکی(که خود حاصل فناوری است)، توانایی های فکری و مهارتهای انسانی می باشد که نمود عینی آن ایجاد محصول/ ارائه خدمات است(UNIDO,2000). واژه فناوری در در این پژوهش دربرگیرندۀ هر دانش یا نوآوری که موجب تبدیل فرصتها به فناوری تجاری شود نیز خواهد بود. تجاری سازی: به فرایندِ کلیِ انتقال دانش و فناوری از مؤسسات عرضه کنندۀ آن به مؤسسات متقاضی که از طرح کردن و پروردن یک ایده آغاز شده و در نهایت به سمت تولید و فروش آن به مشتری صنعت یا استفاده کننده نهایی می انجامد، تجاری سازی گفته می شود. استراتژیِ تجاری سازی فناوری(TCS)[4]: جهت درآمدزایی، دستیابی به حداکثر سود و ارزش افزوده از طریق پیاده سازی فناوری پس از طی سایر مراحل تجاری شدن، مسیرهای مختلفی وجود دارد که به هر مسیر استراتژی تجاری سازی فناوری اطلاق می شود. انتخاب استراتژی مناسب با هدف تجاری سازی موفق فناوری از عوامل مختلفی تأثیر پذیر است. فصل دوم: مروری بر پیشینه تحقیق مقدمه توسعه و پیشرفت علم وابسته به نظم و انتظام مطالعاتی است. این پیشرفت مستلزم آن است که از پراکندهکاری اجتناب شود و هر پژوهشی در جریانی سازنده از تاریخ پژوهش های علمی قرار گیرد. به بیان دیگر، بنای علم همچون پلکانی پیوسته و بالارونده است، تنها و تنها اگر پله های این پلکان روی هم قرار گیرند میتوانند حرکتی صعودی را امکانپذیر سازند؛ اگر این پله ها شناسایی نشوند امکان افزودن پله جدیدی بر این پلکان بلند بوجود نخواهد آمد. تدوین و نگارش پیشینه پژوهش یا به تعبیر دیگر مرور ادبیات تحقیق چنین وظیفه خطیری را به عهده دارد. پیشینه پژوهش یا مرور ادبیات علمی عبارتست از مستند سازی، جمع آوری، تلخیص و مقابله انتقادی مطالعات و پژوهش های انجام شده دربارۀ پرسش اصلی و پرسش های فرعی یک پژوهش. درفضای رقابتی و در عرصه جهانی، صنایع مختلف اگر قادر نباشند که با خلق یا بهرهگیری از نوآوری های جدید، فناوری های فرایندی، محصول و یا خدمات خود را به طور مستمر بهبود بخشند، دیر یا زود از گردونه رقابت خارج می شوند. از این رو، توسعه و بکارگیری فناوری به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد ارزشافزوده در اقتصادهای مدرن که به ارتقاء توان رقابتی کشورها در سطح بازارهای بینالمللی منجر می شود، در نظر گرفته شده و همین امر سر منشا ظهور مفهوم اقتصاد دانش بنیان در کتب و نوشته های دانشمندان و متخصصان حوزه مدیریت و اقتصاد در سراسر جهان است. در اقتصاد دانش محور تنها تولید دانش و فناوری نمی تواند در عرصه عمل کمک چندانی به بسط و گسترش منافع اقتصادی و اجتماعی جامعه نماید بلکه تا زمانیکه دانش و فناوری تولید شده در دانشگاهها و مراکز پژوهشی به نوعی از طریق فرایند تجاری شدن به صنایع و بنگاه های خدماتی منتقل نشود، پویایی لازم در اقتصاد بوجود نمی آید. به همین سبب در سالهای اخیر مفاهیم متعددی نظیر کارآفرینی دانشگاهی، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری، اعطای امتیاز از دانشگاه به صنعت و یا بنگاه های انشعابی دانشگاهی پا به عرصه وجود نهاده اند تا همه و همه به نوبه خود بر ضرورت تجاریسازی یافتههای پژوهشی و تکنولوژیک دانشگاهها و مراکز پژوهشی تاکید کنند (گودرزی، ۱۳۹۱). به عبارت مختصر، فناوری به عنوان موتور خلق ثروت، پیشرفت و توسعه و از جمله عوامل رشد اقتصادی است. البته فناوری به خودی خود خلق ثروت نمی کند بلکه این محصولات و خدمات حاصل از فناوری تجاری شده هستند که موجب خلق ثروت می شوندHeslop et al., 2001)). تجاری سازی فناوری از جمله مراحل بسیار مشکل فرایند توسعه فناوری است و بسیاری از سازمان های تحقیقاتی در اجرای آن با دشواری مواجه هستند (بندریان، ۱۳۸۷). یکی از مهمترین مراحل این فرایند انتخاب شیوۀ مناسب بهره برداری از تحقیق و فناوری تولیدی است که از آن با عنوان استراتژی تجاری سازی (راهبرد تجاری سازی) یاد می شود. از اینرو هدف از این پژوهش ارائه ی چارچوبی برای انتخاب استراتژی تجاری سازی فناوری پس از شناسایی عوامل موثر بر استراتژی تجاری سازی می باشد. به منظور درک بهتر مفهوم استراتژی تجاری سازی ابتدا بطور خلاصه به پیشینه ی تجاری سازی، تعاریف، مفاهیم و اهمیت آن پرداخته و در نهایت به مرور پیشینه ی مطالعات پیرامون استراتژی تجاری سازی فناوری می پردازیم. جهت مرور پیشینه ادبیات مرتبط با این تحقیق در بخش اول به مرور خلاصه ای از پیشینه تجاریسازی، تعاریف و مفاهیم و اهمیت تجاری سازی فناوری و در بخش دوم به مفهوم سازی استراتژی تجاری سازی، مرور پیشینه نظری پیرامون استراتژی تجاری سازی فناوری و مفهوم سازی عوامل شناسایی شده در ادبیات استراتژی تجاری سازی می پردازیم. ۲-۱- پیشینه ی تجاری سازی، تعاریف و مفاهیم همانطور که واژه های معادل متعددی در ادبیات برای تجاری سازی وجود دارد، تعاریف متفاوتی نیز از تجاریسازی فناوری ارائه شده است. با نگاهی اجمالی به تعاریف ارائه شده مجلات، کتب و متون تخصصی حوزه مدیریت تکنولوژی، می توان سه دیدگاه کاملا متمایز را از یکدیگر تمیز داد. دیدگاه اول نظر متخصصانیست که تجاری سازی را بصورت یک زنجیره متصل به هم از خلق ایده تا فروش و بکارگیری فناوری توسط مشتری نهایی در نظر می گیرند. به عنوان مثال گلد اسمیث تجاریسازی را در معنای وسیع کلمه، به فرایند توسعه یک کسب و کار از طریق مطالعه امکانسنجی یک ایده و کاربرد آن تا پذیرش آن در بازار اطلاق کرده است (Goldsmith, 2003). از این دیدگاه، تجاریسازی فرایندی است که فناوری به محصولات اقتصادی موفق تبدیل می شود. در همین راستا، تجاری سازی یک محصول، فرایند توسعه یک محصول از ایده و مفهوم تا پذیرش آن در یک بازار خاص میباشد. تجاریسازی هماهنگی فرایندهای تصمیمگیری فنی و تجاری (و نتایج منبعث از این تصمیمات) است که برای انتقال موفق یک محصول یا خدمت جدید از خلق ایده تا خرید در بازار صورت میگیرد. چارچوب تجاریسازی محصول[۵] آرایش اصلی کلیه مراحل جداییناپذیر در فرایند توسعه یک محصول را در بر می گیرد. تجاریسازی فرایند انتقال تکنولوژی یا یک مفهوم نوآورانه از مرحله ایده تا بازار است. به عبارت دیگر، تجاریسازی تکنولوژی معمولا بهعنوان فرایند ایجاد محصولی که مناسب برای بازاری خاص با قیمت قابل قبول که میتواند نیازهای بازار را مرتفع سازد، تعریف میشود (Thanh Huyen, 2009). متخصصان طرفدار دیدگاه دوم تجاری سازی، آن را مترادف با انتقال تکنولوژی قلمداد کرده اند. به عنوان مثال جین تجاری سازی تکنولوژی را استاندارد سازی عملیات تولید به منظور ارائه و انتقال دانش به سایرین دانسته و آن را انتقال دانش و تکنولوژی از یک فرد یا گروه به فرد یا گروه دیگری به منظور استفاده از آن در نظام، فرایند، محصول یا یک روش انجام کار تعریف کرده است (Bandarian, 2005). از این دیدگاه تنها تکنولوژی از مرکز تحقیقاتی به صنایع موجود یا کسب و کارهای جدید انتقال می یابد . دیدگاه سوم به متخصصان حوزه بازاریابی و یا توسعه محصول جدید در شرکتها اختصاص دارد. این متخصصان تجاری سازی را آخرین فعالیت چرخه توسعه محصول جدید قلمداد می کنند. از معروفترین افراد طرفدار این دیدگاه، می توان به فلیپ کاتلر اشاره نمود.از دیدگاه کاتلر(۱۹۹۴) تجاری سازی فرایندی است که آخرین مرحله از مراحل ۸ گانه فرایند توسعه محصول جدید را شامل می شود.از این دیدگاه ایده تولید محصول جدید از مراحل مختلف عبور کرده و در طی این مراحل شرکت بررسی میکند که این ایده باید بیشتر توسعه یابد یا اینکه فرایند توسعه آن متوقف شود. اما در مرحله تجاریسازی، محصول برای ورود به بازار آماده میگردد. در این مرحله مدیریت شرکت باید تصمیم بگیرد که چه زمانی، کجا، به چه کسی و چگونه محصول را معرفی نماید (گودرزی، ۱۳۹۱). با توجه به تعاریف فوق می توان تجاری سازی فناوری را به شایستگی استفاده از فن آوری در محصولات سراسر طیف وسیعی از بازارها و رساندن سریعتر محصولات به بازار اشاره معرفی نمود .(Nevens, 1990) تجاری سازی فناوری، خلق محصول، خدمت یا فرایند جدیدی مبتنی بر رفع تقاضای جدید است و رفع آن مستلزم تلاش مستمر در راه تبدیل نتایج به محصولات و خدمات جدید و بازاریابی موفق آنهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عوامل استرس زای مرتبط با ESRD شامل عدم تعادل بیوشیمیایی، تغییرات فیزیولوژیکی، اختلالات عصبی و شناختی و اختلال در عملکرد جنسی همه میتواند نقش مهمی را در افسردگی ایفا کنند]۱۶۶[ . در مطالعه حاضر نیز مقایسه شاخص افسردگی قبل و بعد از مداخله نشان داد نمرات بیماران بعد از مداخله به صورت معنا داری نسبت به میانگین نمره اخذ شده قبل از مداخله کاهش یافته است که نشان دهنده وضعیت بهتر بیماران از نظر افسردگی بعد از انجام مداخلات بازتوانی بود. این یافته بیانگر این است که بازتوانی میتواند در کاهش علائم روان شناختی بیماران همودیالیزی موثر باشد . از جمله مطالعاتی که به تاثیر مداخلات روان شناختی بر بهبودی شرایط بیماران پرداختهاند و نتایج آنها موافق با یافته های بدست آمده از این پژوهش است، مطالعه باینز[۱۱۰] و همکاران (۲۰۰۴) می باشد که نشان داد روان درمانی فردی و گروهی هر دو بر کاهش میزان افسردگی بیماران همودیالیزی موثر است] ۱۶۷ [. دورت[۱۱۱] و همکاران (۲۰۰۹) در برزیل مطالعه ای با هدف تاثیر گروه درمانی شناختی –رفتاری بر افسردگی ۴۰ بیماران همودیالیزی انجام دادند نتایج نشان داد گروه درمانی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران افسرده ، بهبود خواب و افزایش کیفیت تعاملات اجتماعی آنها میشود و میانگین نمرات تست بک بعد از مداخله در مقایسه با قبل مداخله به طور معنا داری کاهش مییابدکه این یافته نیز با نتایج مطالعه حاضر مطابقت دارد ]۹۶[ . در مطالعه افشار وهمکاران(۱۳۸۹) نمره افسردگی در ۱۲۰ بیمار تحت همودیالیز براساس پرسشنامه بک ۷/۲۶ گزارش شده است که با هیچ کدام از متغیرهای سن و جنس و طول مدت همودیالیز، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال ارتباط نداشته است]۶۵[ همچنین از جمله مطالعاتی که به تاثیر مداخلات روان شناختی بر بهبودی شرایط بیماران پرداخته اند و نتایج آنها موافق با یافته های ما بوده است شامل مطالعه احمدوند و همکاران ( ۱۳۹۱) بر روی ۳۶بیمار تحت همودیالیز در دو گروه آزمون و کنترل انجام شد که نمره افسردگی بیماران همودیالیزی بعد از انجام مداخله گروه درمانی شناختی – رفتاری از ۳۵به ۲۲ کاهش یافته است]۳۲[. در مطالعه لی[۱۱۲] وهمکاران(۲۰۰۷)، که در آن با هدف تاثیر گروه درمانی بر میزان افسردگی ۴۸بیمار تحت همودیالیز به صورت مداخلات روانی ۲ساعت در هفته به مدت دو ماه انجام شد میزان افسردگی کاهش یافته است]۱۶۸[ . در مطالعه افکندی وهمکاران (۱۳۹۱) که بروی ۷۰ بیمار همودیالیزی الگوی مراقبتی توانبخشی روانی چند بعدی در مدت ۳ماه انجام شد نمره افسردگی از ۳۰به ۲۴ کاهش یافت]۱۶۹[ . در مطالعه آکمن و همکاران (۲۰۰۴) بررسی سطح افسردگی در ۸۸ بیمار (تحت پیوند کلیه و در لیست انتظار برای پیوند و بیمارانی که دچار پس زدن پیوند کلیه) انجام شد. آنها دریافتند که در بیماران با پیوند کلیه سطح افسردگی نسبت به سایر شرکت کنندگان کمتر بود]۱۶۴[ .
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در مطالعه دیکسون[۱۱۳] و همکاران(۲۰۱۱) که با بهره گرفتن از مدل چند رشته ای[۱۱۴] (MDC) بر روی ۸۲ بیمار همودیالیزی انجام شد نشان داد که باعث کاهش هزینه های درماتی و بستری شدن در بیمارستان میشود]۱۷۰[ . رحیمی و همکاران (۱۳۸۵) با مطالعه نیمه تجربی بر روی ۸۵ بیمار نارسایی مزمن کلیوی با بررسی تاثیر مدل مراقبت پی گیر بر میزان استرس ، اضطراب و افسردگی بیماران همودیالیزی دریافتند که افسردگی بیماران بعد از مداخله از ۱۴به۱۲ کاهش یافته است. ]۱۷۱ [در مطالعه بکی [۱۱۵] و همکاران(۲۰۱۱) جهت بررسی تاثیر بازتوانی قلبی بر روی علائم افسردگی در زنان انجام شد که ۲گروه از زنان دارای افسردگی را به عنوان گروه آزمون و شاهد انتخاب نمودند و برای گروه آزمون برنامه بازتوانی به مدت ۱۲هفته که شامل مداخلات انگیزشی و تغییرات رفتاری از طریق مدل ترانس تئوریکال انجام دادند و از آزمون CES-D[116] در ابتدای برنامه ، بعد از اتمام مداخله و ۶ ماه بعد برای هردو گروه استفاده نمودند. نتایج نشان داد که نمره آزمون در ابتدای برنامه در گروه آزمون و گروه شاهد به ترتیب۳ /۱۷و۵/۱۶ بود که بعد از مداخله به ۱۱و۳/۱۴ و بعد از ۶ماه به ۱۳و ۲/۱۵ رسید که نشان داد برنامه بازتوانی قلبی تاثیر مناسبی در کاهش علائم افسردگی دارد]۱۷۲[ اما به نظر میرسد که بایستی حداقل هر ۶ماه یکبار دوره های بازتوانی قلبی اجرا گردد. در مطالعه ای که توسط هملگران[۱۱۷] وهمکاران (۲۰۰۷) جهت بررسی اثر بخشی مراقبتهای چند رشته ای و ارتباط آن با میزان بقا و بستری روی سلامت بیماران نارسایی مزمن کلیوی انجام شد از مجموع ۶۹۷۸ که سن ۶۶سال و بیشتر داشتند در فاصله سال ۲۰۰۱ تا۲۰۰۴ شناسایی شد ۱۸۷نفر جهت برنامه MDC انتخاب شدند و از مدل کاکس برای تعیین ارتباط بین MDC و خطر مرگ و بستری استفاده شد که کاهش ۵۰درصدی در میزان مرگ و بستری نسبت به گروه غیر MDC مشاهده شد]۱۷۳[ از سوی دیگر در مطالعه منون [۱۱۸] و همکاران(۲۰۰۹) جهت بررسی تاثیر مراقبتهای چند رشته ای در مدیریت کودکان نارسایی مزمن کلیه انجام دادند که تیم درمانی شامل پزشک ، پرستار ، متخصص تغذیه و مددکار اجتماعی و روان شناسی بود و در یک بررسی گذشته نگر از ۴۴بیمار که در مراحل ۲تا۴ بیماری CKD بودند(۲۰بیمار در درمانگاه نفرولوژی عمومی و ۲۴ بیمار از کلینک CRI[119]) به مقایسه پارامترهای آزمایشگاهی ، میزان رشد و بررسی نوع دیالیز قبل از پیوند کلیه پرداختند که بیماران کلینیک دارای هموگلوبین بهتر ، هورمون پاراتیروئید کمتر و میزان فسفر و کلسیم بهتری بودند وبه اهداف درمانی بنیاد بین المللی کلیه دستیابی بهتری داشتند ]۱۷۴[ مطالعات فوق بر استفاده از تخصص های مختلف در مراقبت از بیماران نارسایی مزمن کلیه تاکید دارند. در مطالعات متعدد ارتباطی بین بروز افسردگی و جنس بیماران گزارش نکرده اند ]۲۲و ۱۷۵و ۱۷۶و۱۶۴[که هم راستا با مطالعه حاضر است. همچنین در مطالعه ای که توسط لیه یا [۱۲۰]و همکاران (۲۰۰۴) انجام شد افسردگی ارتباطی با سن ، جنس نداشت و افراد متاهل افسردگی کمتری داشتند]۱۷۷[ . بر اساس نتایج پژوهش حاضر، درصد قابل توجهی از بیماران همودیالیزی قبل از مداخله از افسردگی رنج میبردند همانطور که در نتایج مشاهده میشود، بین میانگین نمره افسردگی در بیماران همودیالیزی قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری وجود دارد که میتواند به دلیل اجرای بازتوانی برای بیماران همودیالیزی باشد. به عبارت دیگر، می توان نتیجه گرفت با اجرای توانبخشی وضعیت روان شناختی بیماران بهبود مییابد و آموزش های گروه درمانی موثر بوده اند. بیماران مورد مطالعه ما حداقل ۶ماه و حداکثر ۸سال سبک زندگی غیر فعال داشتند و به همین دلیل قادر به فعالیتهای عادی روزانه نبود بنابراین اتخاذ تصمیماتی جهت جبران قدرت جسمانی از دست رفته بیماران همودیالیزی با سابقه همودیالیز طولانی مدت و بهبود کیفیت زندگی آنها ضرورت دارد. فعالیت ورزشی روزنه امیدی است که بیماران همودیالیزی را به زندگی قبل از بیماریشان نزدیک میکند یافته های این پژوهش بیانگر آن است که تمرینات هوازی و فیزیوتراپی در کنار درمان همودیالیز آثار مطلوبی بر کیفیت زندگی و قدرت عضلانی بیماران همودیالیزی دارد و از آنجا که تمرینات هوازی و آموزش ورزش برای این بیماران کم هزینه است اجرای آن در برنامه درمانی توصیه میشود. همودیالیز در بیماران ESRD به عنوان یک درمان نگهدارنده است گرچه مطالعات نشان داده اند که بیماران مسن دچار ناتوانی عملکردی ، بستری شدن در بیمارستان، مرگ و میر می شوند در واقع شروع همودیالیز مرتبط با کاهش عملکرد است. سالمندی سندرمی است که شامل سستی و اختلال شناختی و افسردگی است که بسیار شایع میباشد. گرچه با توانبخشی پزشکی وابستگی های عملکردی و ناتوانی های میتواند پیشگیری نمودند و کاهش دارد و تاخیر ایجاد کرد به خصوص زمانی که در مراحل اولیه است. علم نفرولوژی معتقد است که فرصت های زیادی برای گنجاندن اصول توانبخشی در مدل فعلی همودیالیز وجود دارد هدف از توانبخشی سالمندان کمک به بیماران مسن جهت بدست آوردن مجدد سطح پایه از عملکرد پس از یک بیماری حاد، آسیب دیدگی و یا بستری شدن در بیمارستان است. برای بیماران کلیوی مسن بستری شدن در بیمارستان و یا ناتوانی در سازگاری ممکن است در اوایل شروع همودیالیز آغاز شود و یا در جریان مداخلات جراحی یا بستری شدن در بیمارستان نیز رخ دهد]۱۵۰[ . در مجموع نتایج تحقیق حاکی از احتمال شیوع بالای افسردگی در بیماران تحت همو دیالیز است. این پدیده میتواند عواقبی مانند اختلال در درمان، عدم مصرف داروها و رعایت رژیم غذایی داشته باشد و کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار دهد. لذا پیشنهاد میگردد وضعیت افسردگی به طور متناوب در بیماران توسط روان پزشک و روان شناس بررسی شده و بر مبنای نتایج اقدامات درمانی دارویی و غیر دارویی انجام گیرد. بنابراین آموزش و به کار گیری روش های کنترل تنش و افسردگی در برنامه درمانی بیماران میبایست مورد توجه قرار گیرد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر اجرای الگوی گروه درمانی به همراه توان بخشی ، کاهش معناداری در افسردگی بیماران همودیالیزی داشته و با بهبود و ارتقای وضعیت روان شناختی این بیماران همراه بود لذا میتوان اذعان نمود که به کارگیری توان بخشی و گروه درمانی در برنامه درمانی و مراقبتی از بیماران همودیالیز موثر است. با توجه به شیوع بالای اختلالات افسردگی در بیماران همودیالیزی و نتایج حاصل از این پژوهش که موید تاثیر گروه درمانی شناختی – رفتاری بر کاهش افسردگی این بیماران است، توصیه میشود که مداخلات روان شناختی از جمله انواع گروه درمانی جهت کاهش عوارض روانی بیماران همودیالیزی به کار گرفته شود و بر سایر مداخلات روان درمانی در این گروه از بیماران مطالعات بیشتری صورت گیرد. با این حال پیشنهاد میگردد برای نتیجه گیری دقیق تر در این زمینه علاوه بر پرسش نامه از سایر ابزارهای روان شناختی مانند مصاحبه های روان پزشکی نیز استفاده گردد. ۵-۲٫نتیجه گیری: اجرای بازتوانی با بهبود کیفیت زندگی، افزایش امید وکاهش افسردگی بیماران همودیالیزی همراه است، پیشنهاد میگردد برنامه های بازتوانی با مشارکت متخصصین رشته های مختلف پرستاری، فیزیوتراپی و روانشناسی بالینی در مراکز همودیالیز اجرا گردد. همچنین در پژوهشهای بعدی تاثیر برنامههای بازتوانی روی تعداد دفعات همودیالیز، شاخصهای خونی، سلامت روانی و رضایتمندی بیماران با حجم نمونه بیشتر و در مدت زمان طولانیتر مورد مطالعه قرارگیرد. ۵-۳٫کاربرد در پرستاری:
-
- بالین پرستاری: پرستاران به عنوان افرادی که نقش کلیدی در درمان بیماران و برنامه بازتوانی دارند میتوانند در انجام برنامه بازتوانی به صورت فعال ایفای نقش نمایند و همچنین با ارتباط بین رشتهای بیمارانی که از ضعف ، اشکال در حرکت ، خستگی ، کاهش دامنه حرکتی ، درد و اشکال در فعالیتهای جسمانی روزانه شاکی هستند را به فیزیوتراپ، و بیمارانی که دارای خلق افسرده میباشند به روانشناس بالینی ارجاع دهند. همچنین وضعیت بیمار را ارزیابی نمایند و با توجه به مشکلات و محدودیت های بیمار آموزش، درمان و مراقبتهای مورد نیاز را اجرا یا تسهیل نمایند.
۲- آموزش پرستاری: با توجه به موثر بودن برنامه بازتوانی بر روی متغیرهای مورد مطالعه، برنامه های بازتوانی با تاکید بر ارتباط چند رشته و با بهره گرفتن از تخصصهای مختلف در برنامه آموزشی و محتوی درسی دانشجویان گنجانده شود و یا در قالب برنامه های آموزش مداوم برای پرستاران شاغل در مراکز همودیالیز طراحی و اجرا شوند. ۳- پژوهش پرستاری: به عنوان راهنمایی برای مطالعات بعدی که در حجم بیشتر و در محیط های مختلف انجام شود همچنین نتایج تحقیق شواهدی را برای توجه بیشتر به مشکلات عدیده بیماران همودیالیزی نشان میدهد. ۵-۴٫پیشنهادات برای پژوهش های بعدی: انجام مطالعات بیشتر با حجم بالا و مدت زمان طولانیتر توصیه میشود، همچنین پژوهش در راستای موارد زیر پیشنهاد میگردد: ۱- تاثیر بازتوانی روی شاخصهای خونی و قدرت عضلانی ۲- تاثیر بازتوانی روی اضطراب، خستگی حین همودیالیز و بعد از آن ۳- تاثیر بازتوانی روی مدت زمان بستری ۴- تاثیر بازتوانی روی تغییر رفتار و نگرش بیماران همودیالیزی ۵- تاثیر بازتوانی روی کاهش مرگ و میر بیماران همودیالیزی ۶- تاثیر بازتوانی روی تعداد دفعات همودیالیز ۷- تاثیر بازتوانی روی ارتباط بیمار با خانواده و جامعه ۸- تاثیر بازتوانی روی کیفیت زندگی خانواده بیمار ۱- زمان زاده و. تاثیر تمرینات بدنی بر کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی. مجله پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز-۱۳۸۷؛(۱) ۳: ۵-۵۱٫ ۲-Brawnwald E.Harrison Principle of internal medicine.18th ed.New York:McGrow Hill Company;2010,p.1561-1570. ۳-Denhaerynck K,Manhaeve D,Dobbels F,Garzoni D,Nolti CH,Geast S.prevalence and con sequenc e of nonadherence to hemodialysis regimes.Ame J Crit Care 2007;16(3):221-236. ۴-Abbasi M ,Mirzaie A,Mosavi Movahed S ,Sheoree A,Norozzadeh R.The effects of education methods on changes of body weight and some of serum indinces in hemodialysis patients referred to Qom Kamkar hospital in 2007.Qom Uni Med Sci J 2007;1(3):47-52. ۵-Barsoum RS.chronic kidney disease in the developing world.The New England Journal of medicine 2006;354:997-99. ۶-http://www.vision-fmc.com/I/pazienti-esrd.html 5/10/2013. ۷- Ghasemi M. Daily 30 to 40 people will be added to the renal patient.Available at:http://www.farsnews.com/newstext.Accessibility verified December22,2012. ۸- Ghasemi M. Dialysis patients died in the year 1500. Available at: http//hamshahrionline.ir/details/96121 /Health/diseases. Accessibility verified December22,2012.
۹-Ganji MR . Increase in kidney disease in iran.Available at:http://www.mehrnews.com/detail/news/.Accessibility verified June 7,2014. ۱۰-Rajlani H. Iran’s population growth rate of dialysis . Available at: http//www.asriran.com/fa/news/325132.Accessibility verified June 7,2014.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۲-۱ تعاریفی از تجارت الکترونیک
| نویسنده |
تعریف تجارت الکترونیک |
| (کلارک[۱۹]، ۱۹۹۷) |
هرگونه مبادلۀ اطلاعات مربوط به امور تجاری از طریق ابزار الکترونیکی، حتی تلفن و فکس. |
| (لینچ و لیندکوئیست[۲۰]) |
تجارت الکترونیک به معنی مبادلۀ محصولات و خدمات در مقابل پول با بهره گرفتن از تواناییهای اینترنت است (لینچ و لیندکوئیست به نقل از صنایعی، ۱۳۸۷). |
| (هیراتسو، ۲۰۰۰)[۲۱] |
تجارت الکترونیک را تکنولوژی پردازش و عملیاتی میداند که در زمان مبادلات تجاری به صورت خودکار از طریق شبکه ها و با بهره گرفتن از تکنولوژی اطلاعات صورت میگیرد. |
| (چافی، ۲۰۰۲)[۲۲] |
تجارت الکترونیک را خرید و فروش با بهره گرفتن از اینترنت میداند. |
(توربان و همکاران[۲۳] ، ۲۰۰۶) |
تجارت الکترونیک فرایند خرید، فروش، انتقال یا مبادلۀ محصولات، خدمات و یا اطلاعات از طریق شبکۀ کامپیوتر و اینترنت میباشد (توربان و همکاران، ۲۰۰۶، به نقل از شاهیبی و وان فیکه[۲۴]، ۲۰۱۱). |
| (آلفردو ریال[۲۵]، ۲۰۱۳) |
تجارت الکترونیک عبارت از خرید و فروش محصولات و خدمات با بهره گرفتن از شبکۀ ارتباطات از راه دور، به خصوص در هنگامی که از سیستم پرداخت آنلاین استفاده شود، است. محصولات و خدمات میتوانند هم فیزیکی و هم دیجیتالی باشند. |
۲-۱-۱) تفاوت تجارت الکترونیک و کسب و کار الکترونیک بسیاری از مردم کسب و کار الکترونیک و تجارت الکترونیک را به یک معنی تعبیر می کنند؛ حال آنکه اینترنت یک ابزار یا وسیله بوده و تجارت الکترونیک، تعامل خریدار و فروشنده از طریق اینترنت یا وسایل الکترونیکی است؛ با این حال، در کسب و کار الکترونیک، از فناوری اینترنت استفاده می شود و کلیۀ فرآیندهای تجاری توسط آن هدایت میگردد. محیط کسب و کار الکترونیک یک شرکت ممکن است، شامل یک شبکه جهت دسترسی به سازمانهای عمومی، شبکه هایی با محافظت خاص که برای دسترسی افراد خاص طراحی شده اند و یا شبکۀ داخلی برای افراد و کارمندان داخل آن شرکت باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
واژۀ کسب و کار الکترونیک، برای نخستین بار در سال ۱۹۹۷ توسط شرکت IBM مطرح شد (فتحی و همکاران، ۱۳۸۹) و از آنجایی که کسب و کار الکترونیک مفهومی عامتر از تجارت الکترونیک دارد، میتوان گفت که تجارت الکترونیک بیشتر به ارتباطات بیرونی بنگاه یا فرد تکیه دارد، اما کسب و کار الکترونیک علاوه بر ارتباطات بیرونی، به راهکارهای درون سازمان نیز اشاره دارد؛ بنابراین کسب و کار الکترونیک شامل موارد زیر میباشد: کسب و کار الکترونیک= تجارت الکترونیک + هوشمندی شرکتها + مدیریت روابط با مشتری + مدیریت زنجیرۀ تأمین + مدیریت برنامه ریزی منابع شرکت[۲۶](صنایعی،۱۳۸۳).
انواع مدل تجارت الکترونیک مدلهای تجارت الکترونیک، درواقع فراهم کنندۀ زمینۀ توجه به کاربرد تجارت الکترونیک هستند. اینکه با بهره گرفتن از تجارت الکترونیک، چگونه میتوان مسیر کسب درآمد و خدمترسانی به مشتریان را طی کرد و با چه راهکارها و ابزارهایی میتوان از تجارت الکترونیک برای تحقق اهداف تجاری خود بهره برد، در بررسی مدلهای تجارت الکترونیک مطرح است. برخی از مدلهای مطرح در این زمینه در جدول (۲-۲) آمده است. جدول ۲-۲ برخی از انواع مدلهای تجارت الکترونیک (اقتباس از عباس نژادورزی و عباس نژادورزی، ۱۳۸۹)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما در این هنگام شرایط به کلی عوض شد، زیرا سیاستهای توسعهطلبانه امپراتور آلمان زنگ خطری برای انگلستان محسوب میشد. لذا کمکم میبایست سیاست «انزوای شکوهمند» را کنار بگذارد و خود را آمادهی دخالت در مسائل بینالمللی کند. فرانسه و انگلستان شدیداً درگیر رقابتهای استعماری بودند، چنانکه هدفهای جاهطلبانه هرکدام و تضاد آنها امتزاج آنان با یکدیگر را دشوار و تقریباً غیرممکن کردهبود. فرانسه خواب یک امپراتوری افریقایی را میدید که وسعت آن از آتلانتیک تا دریای سرخ بود. انگلیس در نظر داشت خطآهن بین کاپ تا قاهره را بکشند و قصد داشتند نفوذ خود را تا نیل علیا توسعه دهند. تا زمانی که فرانسه در کار مستعمرهجویی با آن همچشمی میکرد، انگلستان دوستی کشور آلمان را میخواست زیرا این دو با گسترش نفوذ فرانسه در اروپا مخالف بودند. انگلستان اقتدار آلمان را برای کاهش قدرت فرانسه میخواست تا در عرصهی استعمار از رقابت با آن دست بردارد. اما آنچه شگفت و خطرناک مینمود این بود که این دفعه آلمان بود که میکوشید نیروی دریائی خود را تقویت کند و از آن مهمتر «مکانی در آفتاب» بیابد. بدین شکل آلمانی که روزی انگلستان آرزوی اقتدار آن را میکرد تا بلکه فرانسه را به عنوان تنها رقیب او منزوی و ضعیف سازد، اینک خود به رقیب بزرگتر برایش تبدیل شد، از این زمان به بعد بود که انگلستان درپی یاری فرانسه علیه آلمان افتاد.(جانبداری از رقیب سنتی در برابر رقیب قدرتمند و بزرگ نوین)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
انگلستان همواره با بیسمارک پیوند نیکو داشت، اما دیگر بیسمارک نبود تا اوضاع را برایش مساعد نگه دارد بلکه ویلهلم دوم در رأس قرار گرفتهبود که به سیاستهای بیسمارک پشت پا زد و از «سیاست جهانی» و برداشتن بیدرنگ موانع آن سخن میگفت. رشد سریع صنعت آلمان و افزایش جمعیت آن این را حاصل آمد که آلمان همانند سایر قدرتهای دیگر مستعمره میخواهد. این مسأله انگلستان را یکباره بیمناک نساخت بلکه آنچه این کشور را در بیم افکند، دو مسأله بود یکی نفوذ در امپراتوری عثمانی بود «… آلمان به علت علاقهی زیاد به نظم و انضباط، به علت غرور نژادی، به علت معادن زغال سنگ و صنایع ذوب آهن خود نیرومند است و به فرهنگ و ارتش خود مغرور، … با سلطنت ویلهلم دوم مطامع خود را از سطح اروپا به سطح بینالمللی گسترش میدهد، به خاورمیانه علاقمند میشود و درصدد میافتد شاخکهای اقتصادی خود را از برلن به بغداد برساند …»(سدییو، ۱۳۶۸: ۳۱۵) در واقع نقشه این بود که خط آهن از آسیای صغیر به سوریه و بغداد و سرانجام خلیج فارس امتداد یابد. «… اهمیت این مسأله تا بدان حد بود که برخی از نویسندگان ازجمله آندره شرآدام [۱۱۵] در کتاب خود تحت عنوان دو چهره بینقاب پان ژرمنیست معتقدند که اجرای طرح «پان ژرمن» بستگی به اجرای راه آهن برلن- بغداد دارد …»(الهی، ۱۳۸۶: ۲۴۶) در ۱۹۰۳ همهجا سخن از نفوذ آلمان در امپراتوری عثمانی بود این مسأله طبعاً انگلستان را آزرده میساخت. انگلستان که تا این زمان حامی و نگهدارنده امپراتوری عثمانی در برابر روسیه بود. اکنون چنین مینمود که تجاوزات روسیه چندان مایهی ترس نیست و باید از نفوذ بیشتر آلمان جلوگیری نماید. مسأله دیگری که موجب ترس انگلستان شد، طرح آلمان برای تدارک یک نیروی دریایی بزرگ بود، که ناشی از سیاستهای ویلهلم دوم بود. این برنامه از سال ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۶ به شدت پی گرفته شد تا آلمان از نظر نیروی دریایی نیرومند شود. این موضوع بر نگرانیهای انگلستان افزود. «… بالاخره انگلیسیها نیز که برحسب سنت، بخصوص پس از اینکه دیزرائیلی به سیاست کشور رنگ امپریالیستی بخشید استعمارگر بودند به روش «تلفیق و ترکیب» روی آوردند و رویهی انزوای شکوهمند را کنار گذاشتند و راه سیاست فعال و نزدیکی و دخول در پیمانهای اتحاد را پیش گرفتند.» رونون و دوروزل(۱۳۵۴: ۳۳۸) و با دشمن سنتی خود دست دوستی دادند. ترس مشترک فرانسه و انگلیس از تهدیدات آلمان زمینهی اصلی اتفاق مثلث را فراهم آورد. دو کشور برای جلوگیری از لجامگسیختگی دشمن مشترک خود میبایست با هم متحد میشدند. چنانکه قبلاً نیز اشاره کردیم یکی از خصوصیات دیپلماسی در این دوره گره خوردن مسائل و رقابتهای استعماری با سیاست خارجی دول اروپائی بود. لذا در راه اتحاد لازم آمد که این دو کشور در زمینهی اختلافات استعماری به توافق برسند. مصر و مراکش دو منطقه مورد ادعای دو کشور بود که میرفت تا آنها را رو در روی یکدیگر قرار دهد. اگرچه هر دو در مناطق مورد ادعا نفوذ داشتند اما هیچ کدام حقوق دیگری را در هریک از این مناطق به رسمیت نشناخته بود. بویژه اینکه فرانسه با مزاحمت آلمان مواجه شدهبود و به تنهایی نمیتوانست به مقصود خود برسد. سرانجام آنچه فرانسه وانگلیس را مجبور نمود تا اختلافات خود را کنار بگذارند و از یک سیاست مسالمتآمیز و دوستانه پیروی کنند، احساس خطر جدی از اقتدار روزافزون امپراتوری آلمان بود. با وجود این، انگلستان بطور پنهانی تلاش فراوان نمود تا آلمان را با دادن وعده و وعید بر سر مهر آورد، ولی آلمان زیادهخواه بود و انتظارات زیادی داشت لذا تلاشهای انگلیس راه به جایی نبرد. واقعیت این است که انگلستان از رقابت با فرانسه نگران نبود. زیرا بعد از انقلاب کبیر و خصوصاً پس از شکست ۱۸۷۰ از پروس و تزلزل در ساختار سیاسی- اقتصادی و نظامی در آن حد نبود که بتواند انگلیس را تهدید کند. اما آلمان شرایط متفاوتی داشت، قدرتی تازهنفس، مردمی مصمم، ارتش قوی با تجهیزاتی مدرن که توسط نیروی دریائی قدرتمند و نوپا حمایت میشد، قطعاً علیه منافع انگلیس بود و میرفت تا در سطح جهان جایگاه انگلیس را احراز نماید. نتیجه آنکه فرانسه و انگلیس در سال ۱۹۰۴ قراردادی را امضاء کردند که در تاریخ روابط بینالملل از آن با عنوان «تفاهم دوستانه» یاد میشود. اختلافات استعماری خود را کنار گذاشتند، طی قرارداد مذکور «… فرانسه تمام ادعاهای خویش را نسبت به مصر کنار نهاد، در عوض انگلستان نیز حاکمیت فرانسه را در مراکش به رسمیت بشناسد … همچنین هر دو طرف متعهد گردیدند که در برابر ادعاهای کشور ثالث از متحد خویش دفاع کنند …»(موروا، ۱۳۶۶: ۵۳۵) این پیمان گرچه یک قرارداد مادهای بیش به نظر نمیرسید، ولی از نقطه نظر اینکه به رقابت چندصد ساله دو کشور خاتمه داد و درنتیجه به اتحاد مثلث ضربهی مهیبی وارد ساخت در تاریخ روابط بینالملل از اهمیت فراوان برخوردار میباشد. آلمان به هیچ وجه نمیتوانست به این تفاهم با نظر مساعد نگاه کند و بخصوص مسأله مراکش که آلمان در آنجا منافعی داشت خشم این دولت را برمیانگیخت. مخالفت آلمان با این تفاهم به هنگام جنگ روسیه و ژاپن بروز دادهشد و آن دستاندازی و دخالت آلمان در مراکش بود که از آن با عنوان بحران اول مراکش تعبیر میشود و فرانسه به کمک انگلستان از آن با موفقیت بیرون آمد و سبب همبستگی بیشتر فرانسه و انگلیس شد. چنانکه ملاحظه نمودید تا این هنگام فرانسه و روسیه طی توافق ۱۸۹۹ به هم نزدیک شدند و تهدیدات آلمان به «تفاهم دوستانه» فرانسه و انگلیس ۱۹۰۴ منجر شد. لیکن این تفاهم نمیتوانست با سیاست خصمانه علیه روسیه همراه باشد. تنها اختلافاتی که دو سال تشکیل اتفاق مثلث را به تأخیر انداخت اختلافات بین روسیه و انگلستان بود. تهدیدات آلمان در این دو سال به حدی جدی بود که انگلستان ناچار شد اختلافات با روسیه را کنار بگذارد. انگلستان و روسیه در سه منطقه با یکدیگر رقابت داشتند یکی خاور نزدیک یکی خاور دور و دیگری آسیای مرکزی. کشمکش آنان در خاور دور با شکست روسیه از ژاپن از میان برخاست، در خاور نزدیک هم دو کشور با نفوذ آلمان در امپراتوری عثمانی مخالف بودند به نوعی حل شده به نظر میرسید، تنها در آسیای مرکزی بویژه ایران اختلافاتشان باقی ماندهبود و برای تکوین اتفاق مثلث میبایست به طریقی حل یا موقتاً به فراموشی سپرده شود. روسیه که تازه شکست از ژاپن را پشت سر نهاده بود بسیار میل داشت در قارهی اروپا متحدانی داشتهباشد تا بتواند آن را جبران کند. سرانجام فرانسه به عنوان واسطه برای پیوند دوستانه بین انگلیس و روسیه شرایط را مهیا نمود «… در سال ۱۹۰۷ معاهدهای برای تقسیم ایران به دو منطقهی نفوذ، عدم مداخله در تبت، شناسایی تفوق انگلستان در افغانستان از طرف روسیه امضاء شد. این پیمان مانند پیمان انگلیس و فرانسه فقط وسیلهی آشتی بود …»(لیتلفیلد، ۱۳۶۶: ۱۹۰) مهمترین نتیجهی این اتحاد این بود که در واقع «… توافق انگلستان با متفق فرانسه یعنی روسیه باعث تحکیم روابط انگلستان و فرانسه گردید. بدین ترتیب در مقابل اتحاد مثلث آلمان، ایتالیا، اتریش مجارستان، اتفاق مثلث انگلستان، فرانسه و روسیه بوجود آمد. درنتیجه به هنگام بروز بحران بوسنی هرزگوین در سالهای(۹- ۱۹۰۸) انگلستان از روسیه و در بحران سال ۱۹۱۱ مراکش، از فرانسه جانبداری کرد.»(اصفهانیان، ۱۳۵۱: ۳۴۴) بطور کلی اتفاق مثلث در واقع تنها در برابر آلمان بود، زیرا ایتالیا و اتریش در آن حد نبودند که لازم باشد سه کشور بزرگ اتفاق مثلث دور هم جمع شوند. لذا هم اتحاد مثلث و هم اتفاق مثلث را آلمان سبب شدهبود. به دنبال سخت شدن اتحادها و بروز بحرانهای متوالی بوسنی- هرزگوین ۱۹۰۸، مراکش ۱۹۱۱ و بالکان ۱۹۱۳- ۱۹۱۲ جهان در آستانهی جنگ جهانی اول قرار گرفت، و هر لحظه امکان آغاز آن وجود داشت. ۶-۳- موضع آلمان در قبال بحران بوسنی و هرزگوین بحران بوسنی- هرزگوین به این خاطر از نظر گذرانده میشود که آلمان در کامروایی هم پیمان خود- اتریش- نقش داشتهاشت و درحقیقت یکی از مسائل مهم بالکان به شمار میرود. آلمان هرچند در این بین منافعی نداشت اما حمایت خود از اتریش را به رخ روسیه که تازه با انگلستان پیمان توافق بسته بود، کشاند. واقعیت این است که در امپراتوری اتریش- مجارستان ملیتهای مختلفی زندگی میکردند که مایهی دردسر برای آن بودند زیرا این ملتها برخلاف میل خود در این امپراتوری گرد آمده بودند، در ترکیب این امپراتوری حدود پنجاه میلیون نفر زندگی میکردند که یک چهارم آنان آلمانی، برخی مجاری و بخش اعظمشان اسلاو بودند. اسلاوها علیرغم تعداد کثیرشان در حکومت پادشاهی نفوذ چندانی نداشتند ولی آلمانها و مجارها گروههای فرمانروا بودند و اسلاوها را تابع خود کرده بودند. به همین جهت از وضع موجود رضایت نداشتند، لذا تلاش میکردند استقلال خود را بدست آورند و یا به صربستان بپیوندند. و از اینجاست که پان اسلاویسم مطرح میشد. پادشاهی صربستان که در کنگره برلن ۱۸۷۸ به استقلال رسیدهبود، شدیداً از آنان حمایت میکرد. بوسنی و هرزگوین که ظاهراً بخشی از امپراتوری عثمانی بود براساس کنگره مذکور ادارهی آن را اتریش برعهده گرفت، «… در سال ۱۹۰۸ انقلاب ترکهای جوان در امپراتوری عثمانی به اتریش فرصتی داد تا بوسنی هرزگوین را که از سال ۱۸۷۸ تحت اشغال خود داشت به خاک خود ضمیمه نماید. این مسأله باعث شد صربستان از روسیه تقاضای کمک نماید …» موژل و پاکتو(۱۳۷۷: ۱۴۳) زیرا این اقدام اتریش حقیقتاً مغایر تعهدات برلن بود. بدین ترتیب خصومت بین اتریش و صربستان به دشمنی اتریش و روسیه انجامید. از آلمان انتظار میرفت که از همپیمان خود جانبداری کند، ولی ویلهلم دوم از اقدام اتریش خشمگین شد و آن را خطا تلقی کرد، پس از چند روز صدراعظم آلمان فنبولو اعلام کرد: «… موضعگیری ما در مورد کلیهی مسائل بالکان متکی به احتیاجات، منافع و خواستههای کشور اتریش- مجارستان خواهد بود …»(تنبروک، ۱۳۵۸: ۱۹۸) بدینسان آلمان حمایت خود را از اتریش اعلام داشت و حتی یادداشتی برای تزار روسیه فرستاد و از او خواست تا این الحاق را به رسمیت بشناسد و در این زمینهی به کمکهای خود به صربستان پایان دهد «… در این اختلاف، موضعگیری فرانسه به نفع روسیه میتوانست تعیینکننده باشد ولی فرانسه به دلیل نداشتن منافع حیاتی در منطقه از این امر امتناع نمود …» موژل و پاکتو(۱۳۷۷: ۱۴۳) انگلستان نیز به روسیه هشدار میداد که از دخالت در منطقه صرفنظر کند. روسیه که نمیتوانستند هشدارهای انگلیس و فرانسه را نادیده بگیرد دخالت خود را متوقف ساخت و درنتیجه اتریش از فرصت استفاده نمود و الحاق بوسنی- هرزگوین را پس از مذاکراتی در فوریه ۱۹۰۹ به دولت عثمانی قبولاند. که برای دیپلماسی آلمان و اتریش یک موفقیت بود. این بحران دشمنی بین روسیه و اتریش را تشدید نمود، زیرا روسیه تحقیر شدهبود و به دنبال انتقام بود. همچنین صربستان اقدامات خود علیه اتریش را سرعت بخشید که نهایتاً باعث شکلگیری گروههای ناسیونالیستی گردید «… یکی از این جوامع گروه توطئهگر «وحدت یا مرگ» بود که بیشتر به نام «دست سیاه» شناخته میشد. این سازمان در مناطقی نظیر بوسنی صربها را جهت یکپارچگی صربستان ترغیب میکرد. همچنین این سازمان به قاچاق افراد، اسلحه و اوراق تبلیغاتی برای افراد همفکری که هنوز در خارج از مرزهای صربستان بودند کمک میکرد.» گاف و دیگران(۱۳۷۲، ج۱: ۱۶۶) این گروه چنانکه خواهیم دید سرانجام ولیعهد اتریش را ترور میکنند و درپی این ترور جنگ جهانی آغاز میشود. ۶-۴- بحران دوم مراکش(بحران اقادیر) آلمان که همواره درپی تصرف مناطق بیشتری در افریقا بوده به هیچ وجه نمی توانست آرام گیرد و نفوذ استعماری انگلیس و فرانسه را نظاره کند. آلمان حتی خود را وارد قضایای بالکان نمود و دائم سعی میکرد تا بر مستعمرات خود بیفزاید. میدانیم که اکثر مناطق در تصرف انگلیس و فرانسه بود. لذا آلمان همیشه منتظر بود تا دستاویزی برای ابراز نارضایتی خود بیابد. در تابستان ۱۹۱۱ بهانه لازم را بدست آرود و اوضاع بینالملل را دستخوش تشنج گردانید. مهمترین تحول سیاسی داخلی آلمان در ۱۹۰۹ استعفای فوبولو و انتخاب بتمان هولوگ[۱۱۶] به جای او در مقام صدراعظمی بود. «… صدراعظم تازه سرسخت و فیسلوفمآب از زیادهروی سیاست آلمان، از برنامهی ناوگان دریائی، و خطرهای سیاست جهانی آگاه و با آنها مخالف بود. او امیدوار بود که با دیپلماسی صبورانه ترس همسایگان آلمان را از بین ببرد و از همه مهمتر آنکه روابط با انگلیس را بهبود بخشد …»(گرنویل، ۱۳۷۷، ج۱: ۴۲) اما انگلستان متوجه تهدیدات آلمان شدهبود، توسعه روزافزون ناوگان دریائی و نظامی آلمان و آغاز حاکمیت صنایع آلمان بر بازارهای جهانی و سیاست تهدیدآمیز خاور نزدیک آن کشور که موقعیت هند را هم به خطر انداخته بود، امکان سازش دو کشور را به نقطهی صفر رسانید. علاوه بر این در دستگاه سیاسی آلمان کسانی دیگر نیز بودند که کوششهای صدراعظم جدید را خنثی میکردند، از آن جمله آلفرد فنکیدرلند- وشتر[۱۱۷] بود که در سال ۱۹۱۱ تلاشهای فراوانی کرد تا بر مراکش تسلط یابد که سرانجام به یک زورآزمایی و یک بحران بینالمللی دیگر- بحران دوم مراکش- تبدیل گردید. چنانکه اشاره شد بحران اول مراکش با کنفرانس الجزیراس ۱۹۰۶ و تفوق فرانسه پایان یافت. از زمان این کنفرانس به بعد فرانسویها مدام نفوذ خود را در منطقه توسعه میدادند. «… ولی در این کنفرانس پیشبینی نشد که در صورت بروز بحران در داخل این کشور آیا فرانسه حق مداخله دارد یا خیر؟ … سلطان عبدالعزیز توان حکمرانی نداشت و با حرکات بیاساس خود بر دامنهی نارضایتیها میافزود. به علاوه وی متهم بود که به استقرار سلطهی فرانسه در مراکش کمک زیادی کردهاست و جانشین وی ملاحافظ نیز سیاست سلف خود را در پیش گرفت و علاوه بر آن به سبب رفتار غلط زمینهی هرج و مرج را فراهم ساخت و بهانه به دست فرانسه داد تا به دخالت در آن کشور بپردازد.»(نقیبزاده، ۱۳۸۷: ۱۴۵) بدین ترتیب سپاهیان فرانسه در ۱۹۱۱ به سوی مراکش سرازیر و شهر فاص را تسخیر کردند. بیاد میآوریم که آلمان دنبال دستآویزی میگشت تا نارضایتی خود را ابراز کند. لذا این اشغال آلمان را خشمگین ساخت زیرا دریافت مقصود فرانسه تسلط کامل بر مراکش است. از نظر آلمانها این مداخله در حکم نادیده گرفتن مفاد قرارداد الجزیراس قلمداد گردید. آلمان این را دستآویز قرار داد و تلاش کرد در این منطقه امتیازات اقتصادی بدست آورد و فرانسه را عقب براند. ولی فرانسه در برابر اقدامات آلمان سرسختانه مقاومت میکرد. سرانجام آلمان به بهانهی نقض قرارداد ۱۹۰۶ دست به اعتراض زد و از راه نظامی اقدام به تهدید فرانسه نمود. آلمان در ژوئیه ۱۹۱۱ به اقدام نظامی دست زد و یک کشتی توپدار به نام یوزپلنگ به بندر اقادیر در جنوب مراکش فرستاد و بدین ترتیب نیروی دریایی آن وارد عمل شد، نیرویی که از بزرگترین دستهه ای نظامی آلمان و جهان به شمار میآمد و آلمان بسیار به آن غره بود و با تکیه بر آن وزیر امور خارجه وشتر در قبال آزادی عمل فرانسه در مراکش تمامی کنگوی فرانسه را خواستار شد که از نظر فرانسه زیادهخواهی تلقی شد، آلمان کوتاه نیامد و تصمیم گرفت بر فشار نظامی خود بیفزاید. کنفرانس الجزیراس عملاً نشان داد که انگلستان جانب فرانسه را در درگیریهای احتمالی خواهد گرفت، خصوصاً اینکه از قدرتنمایی دریایی آلمان به وحشت افتاده بود. لوید جرج گفت: «… بریتانیای کبیر در شرف این است که به جنگ کشیده شود. آلمان طوری عمل میکند که گویا جزیرهی بریتانیا وجود ندارد … برای ممانعت از وقوع فاجعه، انگلستان باید به یک سو متمایل شود و بدون اتلاف وقت تصمیم بگیرد.»(گریمبرگ، ۱۳۷۱، ج۱۱: ۲۷۹) پس از چند روز انگلستان از آلمان خواست که ناوچهی توپدار خود را بازخواند، همچنین به آلمان گوشزد کرد که از فرانسه جانبداری خواهد کرد. لوید جرج مجدداً اعلام نمود: «من برای صلح از جان دریغ نخواهم کرد … اما اگر شرایطی بر ما تحمیل شود که در آن با چشمپوشیدن از جایگاه رفیع و خیرخواهانهای که بریتانیا طی قرنها قهرمانی و موفقیت آن را بدست آورده است و به خود اجازه دهد که هرجا پای منافع این کشور در میان است با او چنان رفتار کنند که گوئی هیچ منزلتی در کابینهی ملتها ندارد، در این صورت موکداً میگویم صلح به این بها تحقیری است که تحمل آن برای کشور بزرگی مانند کشور ما ناممکن خواهد بود.»(تامسن، ۱۳۸۹، ج۲: ۷۵۴ و ۷۵۳) به دنبال چنین تهدیداتی از جانب انگلیس و آماده کردن ناوگان خود، هر لحظه بیم یک جنگ میرفت، آلمان که نمیخواست با هر دو کشور فرانسه و انگلیس درگیر شود، ناوچهی خود را فراخواند، فرانسه نیز که از پشتیبانی انگلیس اطمینان کامل نیافته بود و به تنهایی قادر به مقابله با آلمان نبود نرمش نشان داده لذا در ۴ نوامبر توافقی بین طرفین به امضاء رسید که براساس آن آلمان آزادی عمل و تسلط فرانسه بر مراکش را پذیرفت و در عوض یک ناحیهی بیارزش در کنگوی فرانسه که بین کامرون و کنگوی بلژیک قرار داشت دریافت نمود. ضمناً توافق گردید که اگر بلژیک خواست کنگوی تحت تصرف خود را بفروشد، با وجود آن که کنفرانس برلن ۱۸۸۵- ۱۸۸۴ این حق را به فرانسه داده بود که سرزمین مزبور را بخرد، ولی این دولت بدون توافق آلمان چنین عملی انجام ندهد. بولو صدراعظم پیشین آلمان از دید مردم آلمان این بحران را چنین خلاصه کرد: «مثل فشفشهای نرم گرفته باعث تعجب و سرگرمی جهانیان شد و با مسخره جلوه دادن ما پایان گرفت پس از هجوم پنتر(یوزپلنگ) به اقادیر معرکهای برپا شد که با سخنان لوید جرج به خفتبارترین شکل خاتمه یافت.»(تامسن، ۱۳۸۹، ج۲: ۷۵۴) با پایان بحران دوم مراکش اروپا عملاً تهدیدات آلمان را حس کرد و علاوه بر تحکیم پیوند متفقین، سطح اختلافات آلمان و فرانسه ظاهراً کاهش یافت و فرانسه از این به بعد مسلط بر آفریقای شمالی به اهمیت حمایت انگلستان پی برد. نتیجه این بحران را باید دومین شکست دیپلماسی آلمان بعد از بحران اول دانست، این مسأله آلمان را واداشت تا به تقویت بیشتر قوای نظامی خود اقدام کند. علاوه بر آن همچنین آلمان را واداشت که تنها از متحد قابل اعتماد خود- اتریش- پشتیبانی کند و بدینسان سرنوشت خود را با سرنوشت آن گره زد. واکنش در آلمان در برابر مسائل مراکش مصیبتبار بود چرا که توقعات بزرگ برآورده نشدهبود. سازمانهای ناسیونالیستی، همچون «اتحادیهی همه آلمانیها» از یک سال پیش از بحران، تبلیغات تهاجمی را برای صعود آلمان به عنوان «قدرت جهانی»، آغاز کرده بودند، در بین مردم فضایی از تحریکات امپریالیستی وجود داشت که بعضی احزاب هم به آن دامن میزدند. بنابراین افکار عمومی نسبت به راهحل بحران اخیر سرخورده شدند. واقعیت این است که تعادل قوا میان افکار عمومی و حکومت از اواخر صدارت بیسمارک به نفع مردم تغییر کردهبود و به گونهای نبود که حکومت بتواند خودسرانه عمل کند بلکه مدام دامنه آزادی تصمیمگیری امپراتور خودرأی را محدودتر میکرد و حکومت او را تحت فشار قرار میداد، بانگ اعتراض در آلمان جهت عملکرد ضعیف دولت در توافقات پس از بحران اخیر برخاست و روزنامههای بانفوذ، اتحادیهها و افکار حافظ منافع عمومی به آن دامن میزدند چرا که رویای «جهانی شدن آلمان» به تخریب در عرصهی سیاست بینالملل مبدل شدهبود. آلمان پس از این تحقیر سعی نمود خود را به انگلستان نزدیک سازد و از او خواستار تضمین حفظ بیطرفی این کشور در صورت جنگ احتمالی بین آلمان و فرانسه بود. انگلستان نیز خواستار محدودیت برنامههای نیروی دریائی آلمان بود، لذا چون آلمان موافقت خود را مشروط به تعهد بیطرفی انگلستان میدانست و بخصوص اینکه انگلستان با فرانسه پیمان «تفاهم دوستانه» را امضاء کردهبود، مذاکرات به جایی نرسید. آلمان از این به بعد برنامه توسعه ناوگان خود را سرعت بخشید و فرانسه و انگلیس همدیگر را بیشتر در آغوش فشردند. در مجموع اگرچه آلمان توانست منطقهی بیاهمیتی را در کنگو بدست آورد و به بحران پایان داد. اما این بدان معنا نبود که به خواستههایش رسیده و دست از تعرض برداشته، بلکه نرمش آن در توافقات به خاطر ترسی بود که باطناً از همبستگی فرانسه و انگلیس داشت. با این ناکامی طرح «سیاست جهانی» آلمان از رمق افتاد و آلمانها را سخت خشمگین ساخت و به دنبال دستآویز دیگری میگشتند تا این ناکامی را جبران سازند.(برای اطلاعات بیشتر دربارهی اوضاع بینالملل پیش از جنگ جهانی اول، ر.ک متیندفتری، ۱۳۴۱: ۱۵۵- ۱۴۹. همچنین ر.ک کیسینجر، ۱۳۷۹، ج۱: ۳۲۰- ۲۷۱ و نقیبزاده، ۱۳۸۷: ۱۵۵- ۱۳۰) ۶-۵- میلیتاریسم[۱۱۸] بعد از نبرد سدان و شکست فرانسه از پروس در ۱۸۷۰، علیرغم کشمکشهای بالکان میان دولتهای بزرگ جنگی در نگرفت، ولی نوعی ترس بر جامعه اروپائی حاکم شد که حقیقتاً شکلگیری آلمان مسبب آن بود، درنتیجه کشورها برای حفظ خود و منافع خود به فکر چاره افتادند. در واقع احساسات ناسیونالیستی و رقابتهای امپریالیستی در اواخر قرن نوزدهم چنان تشنج و خصومتی میان دولتهای بزرگ بوجود آورد، که گرایش به میلیتاریسم را شیوهای برای تقویت امنیت خود برگزیدند. علاوه بر این، تولید ابزار جنگی و تفکر میلیتاریسم یکی از مهمترین ارکان حفظ و توسعه استعمار بود، خصوصاً اینکه اسلحهی مهم در مقابل تهدید رقبا و هم در برابر ملتهای مستعمرات کاربرد حیاتی داشت. ملت آلمان تا اواسط قرن نوزدهم اصولاً دید مثبتی به ارتش نداشتند، خدمت در ارتش نه تنها افتخار محسوب نمیشد بلکه نوعی تحقیر محسوب میگردید. این طرز تفکر بعهدها بویژه پس از پیروزیهای منظمی که جنگهای ۱۸۶۴، ۱۸۶۶، ۱۸۷۰ نماد آن بشمار میرود و همچنین موقعیت اجتماعی خاص که برای افسران قائل میشد به تدریج دگرگون شد و لباس نظام به عنوان لباسی افتخارآمیز مورد توجه قرار گرفت. این طرز تفکر در مدت کوتاهی سرتاسر آلمان را فرا گرفت. رهبران آلمان به این تفکرات دامن میزدند و گفتند: «بدون قدرت، بدون یک ارتش و یک ناوگان قدرتمند هیچگونه رفاه و آسایشی برای ما در دنیا نخواهد بود … در قرن آینده(قرن بیستم) ملت آلمان در حکم پتک خواهد بود …»ملکوته و رائو(۱۳۶۸: ۲۳) حرکت میلیتاریستی آلمان که از زمان بیسمارک آغاز شدهبود با نقشههای ژنرال اشلیفن[۱۱۹] و دریادار تیرپیتز[۱۲۰] به کمال خود رسید. ژنرال اشلیفن به سال ۱۸۹۱ به فرماندهی ستاد ارتش منصوب شد و مأمور شد نقشهی عملیاتی یک جنگ احتمالی دوجناحی را علیه فرانسه ترسیم کند. وی با تکیه بر برتری نظامی آلمان اعتقاد به نقض بیطرفی بلژیک و پیروزی بر فرانسه داشت، زیرا تنها از طریق این عمل امکانپذیر میبود. او همچنین میدانست که انگلستان یکی از امضاءکنندگان قراردادهای ۱۸۳۱ و ۱۸۳۹ لندن مبنی بر حفظ بیطرفی دائم بلزیک علیه آلمان وارد جنگ خواهد شد، ولی مخالف با نقشههای ستاد ارتش شجاعت زیادی میخواست که در میان سیاسیون پیدا نمیشد. انسجام و عظمت ارتش آلمان به گونهای بود که در توصیف آن گفتهاند «… آلمان کشوری نیست دارای یک ارتش بلکه ارتش دارای یک کشور است» ملکوته و رائو(۱۳۶۸: ۲۳) بدین ترتیب نظامیگری توسط آنهایی که به فرهنگ زور معتقد بودند تبلیغ میشد. آنان نیز به جنگ چون خطری مینگریستند که در راه دستیابی به اهداف ملی ارزش توسل به آن را داشت. نقشههای اشلیفن حتی پس از آنکه در سال ۱۹۰۵ مولتکه جانشین وی شد همچنان به قوت خود باقی ماند. دریادار تیرپیتز(۱۹۳۰- ۱۸۴۹) بنیانگذار نیروی دریائی آلمان بود که مقصودش تحقق بخشیدن به رویای نارسای سیاست جهانی آلمان در پناه نیروی دریائی نیرومند بود: ملت آلمان نیروی دریائی خود را نشانه اهمیت جهانی این کشور و برابر با انگلستان میدانستند. تیرپیتز احتمال حملهی انگلستان به آلمان را خطرناک میدانست لذا اقدام به توسعه نیروی دریائی آلمان نمود که از سال ۱۸۹۸ به بعد به شدت توسعه یافت. «… آلمان در سال ۱۸۹۸ فقط ۲۲ ناو جنگی در اختیار اشت که هنوز قادر به رقابت با انگلستان که ۱۴۷ فروند ناو جنگی داشت، نبود. قانونی که تیرپیتز در سال ۱۸۹۸ به تصویب رساند، بوسیلهی قانون دیگری که در ژوئن ۱۹۰۰ به تصویب رسید تکمیل گردید و آلمان کار ساختن ۲۸ فروند ناو جنگی مدرن را شروع کرد. در سال ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ نیز طبق قوانین مشابهی که به تصویب رسید آلمان هر ساله اقدام به ساخت ۴ فروند ناو زرهپوش مینمود …»(نقیبزاده، ۱۳۸۷: ۱۳۲) رهبران انگلیس متوجه خطر قدرت دریایی آلمان و تفوق آن بر نیروی دریائی خود شدند. توسعه دریائی آلمان بیش از هرکسی او را با انگلستان درگیر ساخت، زیرا دولت اخیر اقدام آلمان را تهدیدی برای امنیت ملی خود میدانست. انگلستان سعی داشت به نحوی با آلمان درجهت صلح مذاکره کند «… چمبرلین که سیاست خارجی انگلیس را تا سال ۱۹۰۳ اداره مینمود، احساسات دوستانهای نسبت به آلمانها به عنوان نژاد برتر ابراز میداشت و اتحاد با این کشور را در مقابل ملل لاتین(فرانسه، ایتالیا، اسپانیا) لازم میشمرد. لذا انگلستان درصدد برآمد از طریق مذاکره آلمان را وادار به مدارا نماید. مذاکرات دو کشور از سال ۱۸۹۸ تا سال ۱۹۰۲ ادامه یافت ولی تضاد منافع دو کشور عمیقتر از آن بود که بتواند به توافقی دست یابند.شکست مذاکرات آلمان و انگلیس خصومت شدیدی را در انگلستان علیه آلمان برانگیخت.»(نقیبزاده، ۱۳۸۷: ۱۳۳) اگرچه ویلهلم دوم طرح «سیاست جهانی» را مطرح نمود، اما آلمان را نمیتوان آغازگر مسابقهی تسلیحاتی که در اواخر قرن نوزدهم اروپا را فرا گرفت، دانست، بلکه جو حاکم بر روابط بینالمللی اغلب کشورهای اروپائی را وارد این عرصه خطیر نمود. اقدامات تسلیحاتی آلمان از نظر فرانسه و روسیه نیز تهدید به استفاده از نیروهای مسلح محسوب شد. در واقع هرچه آلمان بیشتر مسلح میگشت از امنیت آن کاسته میشد. گرایش شدید آلمان به میلیتاریسم به جای آنکه سبب شود این دولت قدرت جهانی شناخته شود، صرفاً موجب گردید که سوءظن همسایگان آن افزایش یابد و به عکسالعمل وادارد. «… درهر حال میلیتاریسم آلمان در اصل و ماهیت با میلیتاریسم فرانسه و روسیه و یا با نیروی دریائی انگلستان تفاوتی نداشت. تمام ملل اروپا در حدود توانائی خود را ملزم میدانستند که کاملاً مسلح گردند، زیرا هرکدام از این ملل از تجهیزات همسایگان خود هراس داشتند … با آنکه بسیاری از سیاستمداران تشخیص میدادند که مسابقهی تسلیحاتی به ورشکستگی یا جنگ یا هر دو منجر میشود. دولتها صلاح نمیدانستند که خود را در میان همسایگان مسلح و تهدیدکننده قرار دهند و در این کار اهمال کنند. بنابراین آنان نیز سعی میکردند چنین نشان دهند که مسلح بودن بهترین عامل صلح است چنانکه همه مسلح شوند همه در امان خواهند بود …»(لیتلفیلد، ۱۳۶۶: ۱۹۲ و ۱۱۵ و ۱۱۴) برهمین اساس این دوران را دوران صلح مسلح خواندهاند و نقش آلمان در شکلگیری این دوران مهم و مشهود است. معاهدهی فرانکفورت ۱۸۷۱ نقطهی آغاز دوران صلح مسلح محسوب میگردد. این معاهده که طی آن فرانسه دو ایالت آلزاس و لرن را به آلمان واگذار نمود، درحقیقت امکان سازش بین دو کشور را از بین برد. از آنجا که آلمان از اقدام متقابل و فرانسه نیز از حمله مجدد آلمان بیم داشتند، بنابراین دو دولت هیچگاه از فکر جنگ غافل نبودند و سایر دولتهای اروپائی هم برای حفظ موقعیت خویش به تسلیح روی آوردند. «… در این دوره کشورها انبار کردن انواع مهیب سلاحهای جدیدی را آغاز کردند که پیشرفت تکنولوژی دسترسی به آن را میسر ساخته بود، مواد منفجرهی پرقدرت نظیر باروت بدون دود، تی. ان. تی و نیتروگلیسیرین … توپهای دورزن، خمپارهها، توپهای دریائی دوربرد، همچنین فنون ریختهگری و قالبریزی و سلاحهای ترکشی مانند مینهای ضدنفر و نارنجکهای دستی را به میان آورد …»(گاف و دیگران، ۱۳۷۲: ۳۴ و ۳۳) کشورها علاوه بر ساخت سلاحهای جدید، توان نیروهای زمینی و دریائی خود را تقویت و مسابقهی تسلیحاتی را تکمیل نمودند. هرچند گسترش تشکیلات نظامی و افزایش توان تسلیحاتی خود، مصیبتبار بود، افزایش نفوذ نظامیان و مداخلهی آنان در امور حکومتی خطر را دو چندان میساخت. وضع بگونهای بود که در زمینهی مسائل مربوط به سیاستهای دولت طبق نظرها و نقشههای جنگی ستاد ارتش تصمیم گرفته میشد، بخصوص در مواقع بحرانی فشار نظامیان تقریباًٌ غیرقابل مقاومت بود. نظامیان با اعتقاد به اینکه جنگ اجتنابناپذیر است و ترس از آنکه به هنگام وقوع فرصت تعرض و تهاجم از میان برود، اصرار داشتند که در موقع خطر پدید آمدن خطر بزرگ جنگ، بسیج عمومی صورت گیرد. کلیه ستادهای ارتش همهی دولتهای مهم اروپائی نقشههای فنی و ماهرانه داشتند که ممکن نبود به اقتضای زمان و شرایط آنها را با وقایع غیرمنتظره دیپلماتیک وفق داد و درنیتجه جلوی ابتکارات دیپلماتیک گرفته میشود.(مانند طرح ژنرال اشلیفن که قبلاً به آن اشاره کردیم) حامیان میلیتاریسم تأکید میکردند که جنگ بهترین راهحل است. زیرا به قول خودشان موجب تکامل و آشکار شدن صفات وفاداری، همکاری، شجاعت و … میشد که برای اعتلای انسانیت ضروری بود. «اروپائیان آموخته بودند که جنگ آزمون راستین طاقت، پایداری و بردباری هر ملت است … در نزد جوانان منظور از جنگ، مشاجره و رقابتهای استعماری کوتاه زمانی بود که در دوردستها اتفاق میافتاد. کسانی دیگر درگیرش بودند و منفعت و اعتبار و وجهه برای طرف پیروز به بار میآورد …» فیندلی و راثنی(۱۳۷۹: ۹۲) درپی چنین تفکراتی جوانان با اشتیاق به صف نظام پیوستند، در سال ۱۹۱۳ «… دولت رایش بدنبال تقاضای ژنرال مولتکه رئیس ستاد مشترک، قانونی را از تصویب گذراند که براساس آن نفرات ارتش آلمان در هنگام صلح از ۶۲۳ هزار نفر به ۸۲۰ هزار نفر بالغ شدند و با افراد زیر پرچم از مرز یک میلیون و نیم تجاوز میکرد. این افزایش پرسنل به آلمان اجازه میداد که در دو جبهه قادر به جنگیدن باشد و هدف اصلی این طرح یعنی همان نقشه اشلیفن، کشور فرانسه بود. متحدان آلمان یعنی اتریش و ایتالیا نیز به نوبهی خود اقداماتی درجهت تقویت ارتش خود انجام دادند که هرگز به پای آلمان نمیرسید.»(نقیبزاده، ۱۳۸۷: ۱۵۳) از نظر اقتصادی دورهی صلح مسلح برای اروپا باعث کاهش میزان تولید ثروت شد. بخصوص امپراتوری آلمان که جمعیت آن به سرعت در حال افزایش بود. توسعه دامنهی سربازگیری از تعدا کارگران کاست و نهایتاً موجب نارضایتی صنعتگران و کشاورزان گردید. افزایش دستمزد و کاهش نیروی کار ابتدا آلمان و سپس در سایر دولتهای اروپائی محسوس شد «… هزینهی نظامی آلمان و اتریش در سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ دو برابر شد و هزینههای سایر کشورهای اروپائی نیز به طور چشمگیری افزایش یافت. تا سال ۱۹۱۴ آلمان و فرانسه ارتشهای ۸۰۰ هزار نفری تشکیل شدهبودند و بیش از یک میلیون نفر نیروی ذخیره آماده داشتند … همچنین از ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۱ هزینهی نیروی دریائی آلمان سهبرابر شد.» گاف و دیگران(۱۳۷۲: ۱۶۸) سایر قدرتهای اروپائی بویژه انگلستان هزینهای مشابه برای تجهیزات نظامی مصروف میداشتند که معیار آن را میزان افزایش قدرت نظامی آلمان قرار داده بودند و فاصله خود را با آن حفظ مینمودند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درقراردادهای پانآمریکن و سافایر ماده ۳۰ قرارداد و در مواد ۲۹ قراردادهای پنجگانه نفت فلات قاره ۱۹۶۵ و قرارداد شرکت نفت خلیجفارس ۱۹۶۵ مقررات مشابهی نوشته شده. در قراردادهای پیمانکاری و اکتشاف و تولید بین شرکت ملی نفت و آراپ و شرکتهای اروپائی و شرکت کانتی نتال شرطی مشابه شرط قراردادهای تاسیس دستگاه مختلط ذکر و تنها تفاوتی که دارد در مورد طول مدت مرحله اول است که در قراردادهای مقدم چهار سال است و به عنوان مرحله اول دوران اکتشاف نام برده شده است و در قراردادهای پیمانکاری هم همان مرحله اول اکتشاف ذکر شده ولی مدت مرحله اول در قراردادهای مذکور متفاوت است، کما اینکه در قرارداد آراپ سه سال و درقرارداد شرکتهای اروپائی پنج سال است. گفتار چهارم : مسئله مباشرت دولت در قراردادهای نفتی اولین اقدام برای عملیات انحصاری دولت در امور نفتی بطور جامع در کشورهای خاورمیانه از طرف ترکیه که یک کشور نفتخیز هم نیست به عمل آمد، بدین ترتیب که در سال ۱۹۲۹ در ترکیه قانونی تصویب شدکه کلیه عملیات نفتی را منحصر به دولت ترکیه کرد و قانون مزبور “تا سال ۱۹۵۴ مجری بود ولی در سال مزبور قانون دیگری تصویب و برای جلب برنامههای خارجی قانون سابق را نقض کردند و به موجب قانون جدید به دولت اختیار داده شده اجازهنامه کاوش برای مدت شش سال و حداکثر به هر داوطلب در هشت ناحیه که مساحت هر یک از نواحی پنجاه هزار هکتار باشد اعطاء و پس از کشف نفت اجازه استخراج برای چهل سال باحقالامتیاز ۵ و ۱۳ درصد و تقسیم منافع بالمناصفه واگذار نماید.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
“پس از ترکیه ایران اولین کشور نفت خیز خاورمیانه بود که در سال ۱۳۲۹ قانون ملی شدن صنعت نفت را در سراسر کشور تصویب و کلیه عملیات نفتی اختصاص به شرکت ملی نفت ایران یافت و تا سال ۱۹۵۴ که قرارداد کنسرسیوم امضاء شد و عنوان آن فروش نفت و گاز است کلیه عملیات در اختیار شرکت ملی نفت ایران بود. در سال ۱۹۶۴ هم قانونی در سوریه به تصویب رسیدکه کلیه عملیات نفتی را منحصر به دولت کرد و به موجب قانون مزبور اعطاء هر گونه امتیازی به خارجیان برای معادن و نفت ممنوع شده است و بعد هم درکشورهای دیگر قوانینی کم وبیش تصویب شده است.”[۲۴۵] گفتار پنجم : مسئله حق انتخاب هیئت مدیره شرکت نفتی در قراردادهای بینالمللی نفتی در قرارداد ۱۹۳۳ ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس در ماده پانزدهم قرارداد به دولت ایران حق داده شده بود که در شرکت یک نفر نماینده داشته باشد و اختیارات آن نماینده عبارت بود از: تحصیل اطلاعات در حدود حق صاحبان سهام کمپانی از کمپانی و شرکت درتمام جلسات هیئت مدیره و کمیتههای آن و در تمام جلسات مجمع عمومی که برای مذاکره در مسائل راجع به روابط دولت و کمپانی تشکیل شده باشد و ریاست بر کمیتهای که برای هزینه سالیانه ده هزار لیره که از طرف کمپانی برای فرا گرفتن علوم و فنون نفت بوسیله محصلین ایرانی در انگلستان تخصیص میدهد تشکیل میشود با رای قاطع و تقاضای تشکیل جلسات هیئت مدیره شرکت برای مذاکره در مسائلی که دولت پیشنهاد می کند ظرف پانزده روز از تاریخ تقاضا. غیر از مقررات بالا، به موجب ماده ۱۴ قرارداد دولت ایران حق داشت به میل خود در هر موقع که لازم بداند امر به تفتیش عملیات کمپانی در ایران بنماید. بطوریکه ملاحظه میشود نماینده ایران در این قرارداد منحصرا در موضوع ده هزار لیره اهدائی کمپانی دخالت موثر داشته است. “به موجب ماده ۳ قرارداد کنسرسیوم و ایران هیئت مدیره هر شرکت عامل هفت نفر خواهند بود که دو نفر از اعضای هیئت مدیره هر شرکت از طرف شرکت ملی نفت ایران تعیین میشوند. در مورد سرمایهگذاری در شرکتهای صاحب امتیاز در فصل دهم قرارداد دارسی صاحب امتیاز تعهد کرده بود که بعد از تاسیس رسمی شرکت اول مبلغ بیست هزار لیره انگلیسی از سهام پرداخته شده آن شرکت را به ایران بپردازد و در ماده ۱۸ قرارداد ۱۹۳۳ شرط شده بود هر وقت کمپانی سهام جدیدی برای عامه اشاعه میدهد، باید دفاتر ثبت تقاضای اشتراک آنرا در همان موقع که در سایر نقاط شروع میشود در تهران نیز برقرار کند.”[۲۴۶] نتیجه گیری اصولاً هیچ قراردادی به خودی خود، خوب یا بد نیست، بلکه نوع یک قرارداد نفتی فقط نشانگر چارچوب و پیمانهای میباشد به منظور تقسیم منافع که از یک همکاری ایجاد شده بدست میآید، این همکاری سندی دارد که به آن «قرارداد» میگویند. پس در این صورت،اینکه چه نوع قراردادی تحت چه شرایطی بتواند منافع هر یک از طرفین قرارداد را تأمین کند و به بیان دیگر این واقعیت که ظرف قرارداد با چه مظروفی پر خواهد شد به عوامل متعددی بستگی دارد”، در نتیجه قرارداد محصول این عوامل متعدد میباشد. شرکتهای نفتی و کشورهای میزبان با توجه به شرایط متفاوت به انعقاد یکی از این انواع متفاوت قرارداد علاقهمندی نشان میدهند، اماگرایش به عقد «این» یا «آن نوع قرارداد» لزوماً به معنای بهترین نوع انتخاب شده، نمیباشد. عوامل متعددی در این مورد دخیل میباشند که عبارت است از اینکه: دولت صاحب نفت از چه مناسبات سیاسی اقتصادی در عرصه روابط بینالملل برخوردار است و همچنین قوانین داخلی کشور میزبان انعقاد چه شکل خاصی از قرارداد را ممکن و از عقد چه نوع از انواع قراردادها ممانعت به عمل میآورد. “عامل خطرپذیری به طور عام و عامل خطرپذیری اکتشاف به طور اخص نیز از متغیرهای مؤثر در نوع قرارداد و تعیین نرخهای مندرج در آن محسوب میگردد. برای مثال «فعالیتهای اکتشافی نفت» از خطرپذیری زیادی برخوردار میباشند و چنانچه شرکتهای نفتی در مناطقی که دارای ذخایر عظیم نفت هستند (مانند اکثر کشورهای شناختهشده عضو اوپک) بخواهند قراردادی را منعقد نمایند، بدیهی است که بطور طبیعی «قرارداد امتیازی» را به عنوان چارچوب مناسب با منافع خود برای عقد قرارداد ارجحیت میدهند، متقابلاً به دلیل وجود میزان بالای خطرپذیری در فعالیت اکتشاف، کشورهای میزبان نیز «قراردادهای خدمات خطرپذیر» را ترجیح میدهند.” در مورد ایران، “وجود تنشهای سیاسی با جهان خارج طی دهه شصت خورشیدی و همچنین تحریمهای اقتصادی و فرامرزی آمریکا سبب شدهاست، هزینههای قراردادی نفتی برای این کشور افزایش یابد، زیرا از دیدگاه صاحبنظران در امر و سرمایهگذاری خارجی، خطرپذیری ملی از جمله موارد مهم جذب یا دفع سرمایهگذاران خارجی میباشد، میزان خطرپذیری ملی از جمله موارد مهم جذب یا دفع سرمایهگذران خارجی میباشد . علاوه بر عوامل مؤثر بالا که در چگونگی عقد یک قرارداد بینالمللی نفتی نقش تعیینکنندهای دارند. همانگونه که اشاره شد ساختار نظام حقوق داخلی هر کشور نیز نقش مؤثری ایفا میکنند.، “با توجه به موضوع چگونگی مشارکت خارجیان در بخش نفت و گاز ایران «در قانون نفت» مصوب سالهای ۱۳۳۶، ۱۳۵۳ و ۱۳۶۶ پیدرپی تغییرات چشمگیری به چشم میخورد. برای نمونه طی ماده ۶ قانون نفت مصوب ۱۳۶۶ کلیه سرمایهگذاریها براساس بودجه واحدهای عملیاتی از طریق وزارت نفت پیشنهاد و پس از تصویب مجمع عمومی در بودجه کل کشور درج خواهد شد و این قانون هر گونه سرمایهگذاری خارجی در این عملیات را به صراحت غیرمجاز اعلام نموده است، همچنین جوابیه شورای نگهبان به استفساریه مربوط به سرمایهگذاری خارجی که تشکیل شرکتهای مختلط را منوط به رعایت سقف ۴۹ درصد سهام خارجی و ۵۱ درصد سهام ایرانی دانسته و نیز وجود محدودیتهای برنامههای بودجهای و برنامههای دورهای توسعه اقتصادی در کنار اصول صریح قانون اساسی مانند اصل ۸۱که عنوان میدارد: «دادن امتیاز تشکیل شرکتها و مؤسسهها در امور تجاری و صنعتی و کشاورزی و معادن و خدمات به خارجیان مطلقاً ممنوع است»، مانع هر گونه سرمایهگذاری مستقیم خارجی که متضمن حضور سرمایهگذار به همراه مالکیت بر منابع و تأسیسات وتجهیزات باشد منع شده است. لذا کارشناسان امور نفتی داخل به منظور راهگشایی پس از بررسی و مطالعه مجموعه قوانین داخلی دریافتند که فقط «خرید خدمات خارجیان» میتواند مجاز شناخته شود و چون این شیوه خرید خدمات خارجیان قبلاً نیز براساس قانون نفت سال ۱۳۵۳ پیشبینی شده بود و در قانون نفت جدید مصوب ۱۳۶۶ نیز که براساس ماده ۱۲ آن عنوان نموده است، فقط آن دسته از قوانینی که مغایر با یازده ماده دیگر این قانون باشد ملغی میباشند، لذا بر این اساس وزارت نفت توانست در چهارچوب قراردادهای خرید خدمت از خدمات خارجیان به عنوان «پیمانکار» طبق مفاد قراردادهای بیع متقابل بهرهمند گردد”. به غیر از وجود محدودیتهای فوقالذکر که مسئولین نفتی ایران را به سوی عقد اینگونه قراردادهای «خرید خدمات» رهنمون ساخته است “با نگاهی به نرخهای مشارکت برای میزبان «در قراردادهای مشارکت در سرمایهگذاری» طی دهه ۱۹۷۰ میلادی در مییابیم که این نرخها فزاینده بوده و گاه جای خود را به اینگونه قراردادهای خرید خدمت تکنیکی سپرده است. با بررسی «قراردادهای مشارکت در تولید» مشاهده میگردد به رغم یگانه حسنی که این شیوه دارد یعنی مزیت افزایش تواناییهای فنی برای کشور میزبان بدلیل اینکه شرکت عامل خارجی از تولید و بهرهبرداری مخازن نفتی کشور میزبان منافع چشمگیری در دراز مدت حاصل میکند. و بدین لحاظ سعی دارد تا آخرین تکنولوژی استخراج و تولید روز را به میدان نفتی بیاورد و این فنآوری حاصلش نصیب دولت مالک میدان نفتی خواهد شد اما قرارداد مشارکت در تولید منابع هر دو طرف را به شدت متأثر از دو پدیده مهم «تغییرات آتی قیمت نفت» و «میزان تولید» خواهد ساخت، زیرا بدیهی است یک افزایش قیمت قابل ملاحظه در نرخ جهانی نفت میتواند به ضرر دولت مالک مخزن نفتی و به سود چشمگیری برای شرکت عامل خارجی منتهی گشته ودر نتیجه، به ضرر منافع ملی مردم آن کشور مالک نفت خواهد بود، زیرا بر اساس تفسیر اخیر دیوان بینالمللی لاهه «شرکت عامل یک قرارداد مشارکت در تولید» تا پایان زمان قرارداد در صورت کشف مخزن بین پنج تا شش سال و در صورتی که به کشف میدان نفتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تبادل اطلاعات و هماهنگی سیاسی با دورنمای افزایش رشد اقتصادی در کشورهای عضو و کمک به کشورهای غیرعضو
۲-۴-۲- مقایسه مفهومی و ساختاری مدلها موجود در سطح سازمای
- مقایسه مفهومی و ساختاری مدلها موجود در سطح سازمانی
مدل
هدف
تمرکز
معیارهای سنجش
موارد مناسب برای استفاده
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
EMM
ارزیابی کسب و کار الکترونیکی
کل چرخه عمر کسب و کار الکترونیکی
استراتژی، سازمان و شایستگی ها ، مدیریت عملکرد، تحویل عملیات ، فرایند های ارزش شبکه ، امنیت و حریم شخصی، سیستم ها، تکنولوژی، مالیات و قانون
به دو طریق به سازمان کمک می کند : ۱- درک اینکه چگونه می توان این سازمان را با کسب و کار الکترونیکی وفق داد. ۲- شناسایی راه های بهینه سازی کسب و کار الکترونیکی
PERM
بررسی میزان پذیرش تجارت الکترونیک از سوی سازمان ها
ارزیابی از میزان آگاهی، منابع، تعهد و هدایت و راهبری سازمان و میزان آمادگی نیروهای بازار، دولت و دیگر صنایع پشتیبانی برای کمک به بکارگیری تجارت الکترونیک سازمان ها
۱- آمادگی الکترونیکی سازمانی دریافتی با متغییر هایی چون آگاهی ، منابع کسب و کار، تعهد و راهبری ۲- آمادگی الکترونیک محیط دریافتی با متغیر هایی همچون آمادگی دولت، بازار، صنایع پشتیبان
ارزیابی سازمان از وضعیت های تجارت الکترونیک، مدیریتی، سازمانی و محیط خارجی در تصمیم گیری در مورد پذیرش تجارت الکترونیک
KPMG
ارزیابی توانمندی های سازمانها برای پیاده سازی خدمات رسانی الکترونیکی به شهروندان
تمرکز بر توسعه و بهبود قابلیت می باشد و نیز تمرکز این مدل بر روی سازمان های دولتی است و به دیگر بخش ها و حوزه ها نظیر کل دولت و بخش خصوصی، سازمان های غیر دولتی و جامعه نمی پردازد.
۱- استراتژی الکترونیکی (به کجا می رویم؟) ۲- معماری (چه چیزی طراحی می کنیم؟) ۳- مدیریت ریسک و پروژه (چگونه مدیریت می کنیم؟) ۴- قابلیت سازمانی (چه شایستگی های نیاز داری؟) ۵- مدیریت زنجیره ارزش (چگونه با سازمان های همکار و مشتریان کار می کنیم؟) ۶- مدیریت عملکرد (چگونه عمل کنیم؟)
پیاده سازی خدمات رسانی الکترونیک به شهروندان و سازمان های خدماتی
P3I3
ارزیابی سطح دولت الکترونیک و رهبری الکترونیک سازمان ها
این مدل، همراه با ارزیابی کلی آمادگی الکترونیکی، همچنین عوامل مختلف است که به آمادگی الکترونیکی تاثیر می گذار اندازی گیری می کند.
۱- آمادگی فناوری اطلاعات ۲- سیاست فناوری اطلاعات ۳- نیروی انسانی ۴- زیر ساخت فناوری اطلاعات ۵ – فرایند ها ۶- اندازه گیری فواید
ارزیابی سطح هدایت و رهبری الکترونیک ادارات و وزارت خانه های دولتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۳-۱تعیین مواد غیر قابل صابونی شدن روغن ها : موادغیر قابل صابونی شدن روغن ها عبارتند از : موادی که در حین صابونی کردن روغن با قلیا تولید صابون نمی کند ولی در حلال های آلی روغن ها حل می گردد مثل : استرولها ، پیگمانها ، هیدرو کربورها ، روغنهای معدنی واگر به روغن اضافه شوند با این آزمون مشخص می گردند. ۳-۱۳-۲روش کار : ۲گرم روغن را در یک ارلن وزن کنید ۲۰ میلی لیتر الکل اتیلیک و ۱٫۵ میلی لیتر پتاس ۵۰ درصد آبی بهآن اضافه کنید وزیر مبرد ۱ ساعت قرار دهید سپس آنرا در یک بالن جداکننده ریخته و ۵۰ میلی لیتر اتر به آن بیفزایید پس از آنکه با تکان دادن کاملا مخلوط شد قسمت زیرین را خارج نموده ودر قیف دکانتور دیگر وارد کنید آنرا مجددا با ۵۰ میلی لیتر اتر مانند بار نخست تکرار و قسمت اتری را به قسمت اتری اول منتقل کنید. حال قسمت اتری را با آب مقطر و بعد محلول پتاس و بعد با آب مقطر شسته و آنرا خارج کنید تا آب خارج شده با فنل فتالئین تغییر رنگ ندهد سپس مایع اتری را به ظرف توزین شده منتقل کنید واتر آنرا تبخیر نموده و مجددا ظرف را توزین نمایید و درصد مواد غیر صابونی شدن را بدست آورید : ۱۰۰ ۲/وزن اولیه ظرف خالی-وزن ثانویه =%مواد غیرقابل صابونی شدن (گرم در صدگرم روغن) ۳-۱۴تعیین میزان کل استرولها و توکوفرولها : تعیین میزان کل استرولها و توکوفرولها طبق روش AOAC شماره ۵۱/۹۷۰ با بهره گرفتن از روش کروماتوگرافی لایه نازک انجام شد(AOAC,1999). ۳-۱۵تعیین میزان مس و آهن : جهت اندازه گیری غلظت فلزات آهن و مس از روش AOAC به شماره ۰۵/۹۹۰ و روش AOCS شماره ca 15-75 استفاده شد که در این روش ابتدا نمونه مورد نظر خاکستر گردید و پس از آن مخلوط اسید نیتریک و اسید کلریدریک به ان اضافه شد و پس از تهیه استانداردهای مس و آهن غلظت این فلزات توسط دستگاه جذب اتمی تعیین شد(AOAC, 1999) ( AOCS, 2001). ۳-۱۵-۱عملکردمس : مس برای جذب و استفاده آهن در بدن مورد نیاز است . این ماده به عنوان بخشی از آنزیم سوپراکسید دسموتاز بدن را در مقابل رادیکال های آزاد حفظ می کند و در تولید انرژی در میتوکندری و در سنتز ملانین، کاتکولامین ها و کلاژن نیز نقش دارد .دریافت مقدار کافی مس در رژیم غذایی زن باردار عاملی موثر در میزان رشدجنین و رشد نوازد پس از تولد می باشد .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نقش مس در متابولیسم لیپیدها و بیماری قلبی ـ عروقی : مس در متابولیسم لیپیدها موثر است . با آزمایشی که روی موش ها انجام گرفت ، مشخص شد کمبود این ماده به طور قابل توجهی کلسترول پلاسما را افزایش می دهد و علاوه بر آن موجب تغییراتی در باند شدن کلسترول به انواع مختلف لیپوپروتئین ها می شود که با افزایش ریسک آترواسکلروز همراهاست . ۳-۱۶اندازه گیری ضریب شکست : برای اندازه گیری ضریب شکست روغن ، چند قطره از نمونه های روغن را روی صفحه منشور رفرکتومتر Nino ساخت کشور چین قرار داده و پس از تنظیم خطوط دایره دید ضریب شکست از روی صفحه مدرج در دمای ۲۰ درجه سلیسیوس قرائت گردید . (AOAC 1990) .ضریب این پارامتر درجه رفراکسیون می باشد. شکل ۳-۸ دستگاه رفرکتومتر ۳-۱۶استخراج روغن هسته عناب : برای استخراج یا روغن کشی از هسته عناب از روش دستگاهی سوکسله استفاده می کنیم برای این منظور هسته های آماده شده از قبل برای روغن کشی را وزن کرده که ما در سه تکرار روغن کشی را انجام میدهیم . مقدار وزن هسته ما ۹۰۰ گرم است که در تکرارهای انجام شده مقدار مشخصی از آن را بر می داریم .
شکل ۳-۹ مراحل روغن کشی از هسته عناب بوسیله سوکسله در آزمایشگاه
شکل ۳-۱۰ روغن بدست آمده از هسته عناب ۳-۱۷-۱مراحل آزمایش: ۱-به ترتیب مقدار ۱۰۰-۱۰۵ و ۱۲۰ گرم هسته عناب را به صورت خرد شده در می آوریم هرچه ذرات خردتر باشد بهتر است. ۲-یک کاغذ صافی را به شکل یک لوله ی ته بسته در می آوریم قطر این لوله کاغذی باید طوری باشد که به راحتی وارد لوله سوکسله شود . ۳-هسته های عنابی را که در مرحله ی یک آماده کرده ایم داخل لوله کاغذی ریخته به آرامی وارد سوکسله می کنیم . ( مراقب باشید که هسته های عناب خرد شده از داخل کاغذ خارج نشود.) ۴-داخل فلاسک ته گرد ۱۰۰۰ سی سی پترولیم اتر ریخته آن را به گیره می بندیم و چند تکه سنگ جوش نیز داخل فلاسک می اندازیم ۵-در این مرحله سوکسله و مبرد را روی فلاسک نسب می کنیم .(توجه کنید مبرد باید قبل از نصب تست شده باشد که نشتی ندهد و شیلنگ های ورودی و خروجی آب نیز به آن وصل شده باشد). ۶-شیر آب را باز می کنیم تا آب درون مبرد جریان یابد . ۷-در این مرحله یک توری سیمی زیر فلاسک گذاشته و چراغ بنسن را زیر آن روشن می کنیم . ۸-وقتی که اولین قطره ی حلال تقطیر شده و از سر مبرد چکه کرد زمان را ثبت می کنیم (توجه داشته باشید که دستگاهی که نصب کرده اید کاملا عمودی باشد تا قطره های حلال دقیقا روی مواد درون کاغذ بریزد). ۹-استخراج را به مدت پنج ساعت ادامه می دهیم . (نکته : هر چه زمان استخراج بیشتر باشد روغن بیشتری استخراج می شود) ۱۰-بعد از پنج ساعت حرارت را قطع کرده اجازه می دهیم سیستم کمی خنک شود و همه ی بخارات در مبرد سرد شده و به فاز مایع وارد شوند. ۱۱-سپس ابتدا مبرد را برداشنه و سپس سوکسله را جدا می کنیم و در مرحله آخر فلاسک را از گیره جدا می کنیم ( نکته : اگر مقداری محلول درون سوکسله مانده آن ر به آرامی و با دقت طوری که خورده های گردو وارد آن نشود به فلاسک می ریزیم ۱۲-محتویات فلاسک را به بشر انتقال داده و می گذاریم تا حلال تبخیر شود. بعد از این که حلال تبخیر شد جرم روغن استخراج شده راحساب کرده و درصد روغن را بدست می آوریم. نکته ۱) برای راحتی اندازه گیری وزن روغن بهتر است بشر خشک را قبل از ریختن محلول درون آن وزن کنیم و در مرحله ی آخر دو باره بشر و روغن را با هم توزین کرده وزن بشر را از آن کم کنیم وزن دقیق روغن بدست می آید. نکته ۲) در طول انجام آزمایش باید شیلنگ های مبرد را به شکل مناسب تنظیم کنیم و مراقب باشیم شیلیگ ها با طوری داغ تماس نداشته باشد زیرا باعث آب شدن شیلنگ می شود. نکته ۳) باید در تمام طول انجام آزمایش آب درون مبرد جریان داشته باشد در غیر این صورت بخارات محلول از سیستم خارج می شود. نکته ۴) اتصالات سمباده ای را قبل از بستن سیستم به مقدار خیلی کم چرب کنید تا در پایان کار برای جدا کردن اتصالات به مشکل برخورد نکنید. ۳-۱۷-۲تعیین راندمان درصد استخراج روغن هسته عناب : بعد از انجام روش سوکسله بالن را جدا کرده میگذاریم تا باقی حلال درون آن بپرد بعد بالن رادر دسیکاتور گذاشته تا به وزن ثابت برسد سپس با بهره گرفتن از ترازوی دیجیتال وزن بالن همراه روغن را اندازه می گیریم و از وزن بالن خالی کم میکنیم .وبر وزن نمونه هسته اولیه تقسیم می کنیم وجواب آخر را در ۱۰۰ ضرب میکنیم. برای تعیین راندمان استخراج روغن در مرحله اول ۱۰۰ گرم هسته عناب را وزن کرده و وزن بالن خالی ۱۷۶ گرم گزارش میشود .که درصد بازده استخراج روغن را مطابق فرمول زیر بدست می آوریم که برابر با ۳۵/۴ میشود به همین ترتیب برای دو تکرار دیگر اینگونه عمل میکنیم : وزن هسته عناب اولیه ۱۰۵ گرم ،وزن بالن خالی ۱۷۶ گرم،وزن بالن همراه روغن ۱۸۰ گزارش میشود که درصد استخراج روغن میزان ۸۶/۳ گرم گزارش شده است و نیز در تکرار سوم وزن هسته اولیه خشک ۱۲۰ گرم،وزن بالن خالی ۱۷۶ گرم،وزن بالن همراه روغن ۱۷۹ گزارش شده است که درصد استخراج روغن ۱۹/۳ گرم گزارش شده است . ۳-۱۸جداسازی وشناسایی اجزای روغن : برای تفکیک و شناسایی اسیدهای چرب موجود در روغن از دستگاه گازی کروماتوگرافی GC استفاده شد .که تصویر شماتیک آن در زیر قرار دارد.
شکل ۳-۱۱ اجزای دستگاه کروماتوگرافی گازی شکل ۳-۱۲ دستگاه کروماتوگرافیگازیGC
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
X= متغیر مستقل ( در انتخاب مقادیر آزاد است). = bضریب رگرسیون (شیب خط یا میزان تغییرات Yبر حسبX ). = r ضریب همبستگی بین xوy = Syانحراف استاندارد متغیر وابسته Sx = انحراف استاندارد متغیر مستقل Xn…,X2,X1= متغیرهای مستقل Bn,…,b2,b1= ضریبهای رگرسیون Xو= y میانگین مشاهدات مقادیرxو y می باشند. ۳-۵-۳-۲- همبستگی تحلیل همبستگی ابزاری آماری است که به وسیله آن میتوان درجهای که یک متغیر به متغیری دیگر، از نظر خطی، مرتبط است را اندازه گیری کرد. همبستگی معیاری برای تعیین میزان ارتباط دو متغیر بوده و معمولاً با تحلیل رگرسیون به کار برده می شود. موضوع همبستگی، با بحث در باره دو معیار ضریب تعیین (۲R) وضریب همبستگی® به صورت زیر دنبال می شود(آذر،۱۸۲،۱۳۸۳).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۴-۴-۱-۲-۱- ضریب همبستگی: ضریب همبستگی® ریشه دوم ضریب تعیین است که می تواند مقادیری بین ۱- و۱+ ، رابه خود بگیرد. علامت آن، همان علامت شیب خط رگرسیون (b) است یعنی اگر شیب خط رگرسیون مثبت باشد ضریب همبستگی نیز مثبت، و اگر شیب خط رگرسیون منفی باشد ضریب همبستگی نیز منفی خواهد بود. همچنین اگر شیب خط رگرسیون صفر باشد ضریب همبستگی، صفر می گردد. ضریب همبستگی، شدت رابطه و همچنین نوع رابطه، را نیز نشان میدهد. لازم به ذکر است که ضریب تعیین در مقایسه با ضریب همبستگی، معیار گویاتری است.
(۳-۴) ۳-۵-۳-۲-۱- ضریب تعیین: ضریب تعیین(R2) مهمترین معیاری است که باآن میتوان رابطه بین دو متغیر x و y را توضیح داد که میزان انحراف مشاهدات (y) را با برآورد خط رگرسیون را اندازه میگیرد. این ضریب، بین صفر تا یک در نوسان بوده بطوریکه مقدار صفر بیانگر آن است که خط رگرسیون هرگز نتوانسته است تغییرات y را به تغییرات متغیر مستقل x نسبت دهد. مقدار یک نیز بیانگر آنست که خط رگرسیون به طور دقیق توانسته است تغییرات y را به تغییرات x نسبت دهد. این ضریب به صورت زیر قابل محاسبه است: (۳-۵) ۳-۵-۳-۲-۲- ضریب تعیین تعدیل شده: تفاوت بین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده می تواند ناشی ازحجم نمونه وتعدادمتغیرها باشد.درصورتی که نمونه کوچک باشد، ضریب تعیین تعدیل شده برای تفسیر مناسبتراست.بابزرگ شدن حجم نمونه این دوضریب به هم نزدیک میشوند.با افزودن تعداد متغیرها به مدل رگرسیون ، مقدار ضریب تعیین ممکن است افزایش یابد.امادرجه آزادی کمترمیشود. برای جلوگیری ازاین وضعیت وکنترل تورم(تورش) ضریب تعیین،آماره دیگری به نام ضریب تعیین تعدیل شده مطرح میشود که مشکلات ضریب تعیین را برطرف می سازد(مومنی،۱۲۲،۱۳۸۶).لذا دراین تحقیق این ضریب مبنای نتایج قرار می گیرد. ۳-۵-۳-۳- آزمون پیش فرض استفاده از مدل رگرسیون فرضیههای این تحقیق در قالب روابط رگرسیونی مشخصی مدلبندی شده است و بنابراین لازم است که پیش از آزمون این روابط رگرسیونی و تحلیل نتایج آنها، مفروضات بنیادی این روابط مورد بررسی قرار گیرند که اهمیت بسیار زیادی دارند. لذا، چهار بحث اساسی زیر در مورد روابط رگرسیونی تحقیق، مورد بررسی قرار خواهد گرفت که عبارتند از: ۱) آزمون نرمال بودن داده های تحقیق: در این تحقیق بررسی نرمالبودن دادهها بوسیله آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف[۶۶] تحت نرم افزار ای ویوز انجام میشود. بر اساس این آزمون اگر Sig جدول کولموگوروف- اسمیرنوف بیشتر از ۵% باشد آنگاه نرمال بودن توزیع جامعه آماری تحقیق در سطح اطمینان ۹۵% تأیید می شود. ۲) آزمون مناسب بودن الگوی خطی و نداشتن نقاط نامربوط: به منظور آزمون مناسب بودن الگوی خطی و نداشتن نقاط نامربوط از نمودارهای پراکنش استفاده میشود. باتوجه به اﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ نمودارها نشان دهنده الگوی مشخصی (مثلا هلالی، قطری و …) نمیباشد، مناسب بودن الگوی خطی و عدم وجود نقاط نامربوط تاﻳﻴﺪ میگردد. ۳) آزمون عدم خودهمبستگی دادهها: از دیگر مفروضات استفاده از مدل رگرسیون استقلال خطاها از یکدیگر است. جهت بررسی استقلال خطاها از یکدیگر از آزمون دوربین-واتسون[۶۷] استفاده می شود. آمارهی این آزمون در دامنه ۰ و ۴+ قرار میگیرد. چنانچه این آماره در حدود عدد ۲ باشد خطاها با همدیگر همبستگی نداشته و میتوان از رگرسیون استفاده کرد. ۴) آزمون همسانی واریانسها: آخرین نکته اساسی که ما در این تحقیق در مورد روابط رگرسیونی آزمون خواهیم کرد، بحث همسانی واریانسها در نمودار باقیماندهها در مقابل مقادیر برازش شده است. در صورتیکه این نمودار، الگوی خاصی را تبیین کند یکی از مفروضات اساسی رگرسیون زیر سوال خواهد رفت و نمی توان ادعا کرد که پراکندگی داده ها، تصادفی بوده است. لذا با توجه به اینکه نمودارهای رسم شده الگوی خاصی را نشان نمیدهند می توان به همسانی واریانسها امیدوار بود. از تحلیل همبستگی پیرسون که برای تعیین وجود رابطه بین دو متغیر کمی به کار میرود در مواردی میتوان استفاده کرد که اولاً هردو متغیر در یک مقطع از زمان (همزمان) اندازه گیری و ثبت شده باشد و ثانیاً توزیع داده ها از توزیع نرمال پیروی کند. ۳-۶- خلاصه فصل در این فصل، روش تحقیق مطرح گردید. ابتدا، مسأله تحقیق و فرضیهها بیان شد. سپس جامعه و نمونه آماری و نحوۀ تکمیل و آمادهسازی دادهها برای پردازش از طریق نرم افزارهای آماری تشریح گردید. در ادامه فصل، چگونگی اندازهگیری متغیرهای وابسته و مستقل توضیح داده شد و سرانجام، فرایند آزمون فرضیهها همراه با مفاهیم آماری مرتبط مورد بحث قرار گرفت. با توجه به آنچه که دراین فصل بیان گردید در فصل چهارم به آزمون فرضیهها تحقیق و ارائه تجزیه و تحلیل دادهها و یافتههای پژوهش پرداخته میشود. فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها ۴-۱- مقدمه برای اجرای یک طرح پژوهشی به روش علمی، محقق با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب، اطلاعات و شواهد کافی برای اندازه گیری و ارزیابی فراهم می آورد و با بهره گرفتن از روشهای معین، داده های گردآوری شده را تلخیص،تنظیم و طبقه بندی می کند و به صورت جداول و نمونه های آماری نمایش میدهد. به بیان دیگر، اطلاعات جمع آوری شده به منظور استنتاج صحیح آماری و توجیه و تفسیر دقیق، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. در مرحله تجزیه و تحلیل، اطلاعات از نظر مقایسه با یکدیگر و با عوامل خارجی مورد آزمون قرار می گیرد و تکلیف رد یا قبول شدن فرضیه ها روشن می گردد. با توجه به اینکه صرف حدس و گمان، ایجاد یقین نمیکند لذا بایستی با بهره گرفتن از روشهای آماری و استدلال قیاسی به طریقه ی صحیح حدس و گمان بخردانه را تأیید و یا تکذیب نمود. در فصل سوم روش جمع آوری دادهها و نحوه ی پردازش آنها مورد بحث و بررسی قرار گرفت و اطلاعات لازم جهت آزمون فرضیه ها فراهم گردید. در این فصل با بهرهگیری از تکنیکهای آماری مناسبی که با روش تحقیق، نوع متغیرها و … سازگاری دارند به تجزیه و تحلیل حاصل از اطلاعات پرداخته میشود و اثر متغیر های مستقل (شاخص های حاکمیت شرکتی) مورد نظر بر متغیرهای وابسته (نرخ مؤثر مالیات) تشریح میشود. ۴-۲- آمار توصیفی داده ها در این بخش جهت توصیف متغیرهای مستقل و متغیر وابسته تحقیق از آمار توصیفی؛ با بهره گرفتن از شاخص های مرکزی همچون میانگین، میانه و شاخصهای پراکندگی همچون انحراف معیار، چولگی وکشیدگی جهت توصیف متغیرها و نوع توزیع داده ها استفاده شده است. در جدول (۴- ۱) آمار توصیفی داده های مورد مطالعه طی سالهای۸۷ تا ۹۱ به صورت تجمعی آورده شده اند. ارقام این جدول به کمک نرم افزار های Excel و Eviwes به دست آمده است. ETR: متغیر وابسته مدل، برای اندازه گیری تخطی مالیاتی مورد استفاده قرار می گیرد. برای اندازه گیری متغیر تخطی مالیاتی، نرخ مؤثر مالیاتی بکار رفته است. نرخ مؤثر مالیاتی از حاصل تقسیم کل هزینههای مالیات بر سود قبل از مالیات بدست می آید. متغیرهای مستقل: DS: نشانگر درصد مالکیت مدیران اجرایی و اعضای هیأت مدیره می باشد. به بیان دیگر، حاصل تقسیم تعداد سهام در دست مدیران و اعضای هیأت مدیره بر تعداد کل سهام منتشره می باشد. BI: این متغیر استقلال هیأت مدیره را نشان می دهد و از حاصل تقسیم تعداد اعضای غیرمؤظف هیأت مدیره بر تعداد کل اعضای هیأت مدیره بدست می آید. INST: این متغیر نشانگر درصد مالکیت نهادی است و از حاصل تقسیم سهام در دست سهامداران نهادی بر کل سهام منتشره بدست می آید. FFSH: این متغیر نشانگر اقتدار سهامداران شناور آزاد می باشد و عبارت است از میزان درصد سهام آماده برای معامله در بورس. IntAu: متغیر مجازی مدل که بیانگر وجود حسابرس داخلی است چنانچه حسابرس داخلی وجود داشته باشد، عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر منظور می شود. (در این تحقیق به علت صفر و یک بودن این متغیر مورد تحلیل توصیفی قرار نمی گیرد). متغیر کنترلی: Size: این متغیر بعنوان متغیر اندازه شرکت می باشد که از حاصل لگاریتم طبیعی کل دارایی های شرکت بدست می آید. جدول ۴- ۱ : توصیف برای داده های تجمعی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل شماره ی ۶-۲: چارچوب پژوهش فصل سوم روش شناسی پژوهش مقدمه در این فصل به روش پژوهش ،جامعه آماری ، نمونه و نمونه گیری ، ابزار جمع آوری داده ها ، روایی و پایایی آن و روش تجزیه و تحلیل داده ها اشاره می شود. روش پژوهش پژوهش حاضر از نظر هدف یک تحقیق کاربردی است و از نظر چگونگی دستیابی به داده ها از تحقیقات توصیفی و همبستگی به شمار می آید. بدین صورت که برای جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع تحقیق از روش کتابخانه ای و برای گردآوری اطلاعات از آزمودنی ها از روش پرسشنامه استفاده گردیده است. از آن جا که در پژوهش حاضر بر اساس هدف پژوهش رابطه میان متغیرها تحلیل می گردد، می توان آن را در دسته پژوهش های همبستگی قلمداد نمود (گال، ۱۳۸۷).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
جامعه آماری جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی (خصوصی) و غیرانتفاعی(دولتی) استان مازندران را تشکیل می دهند، که تعداد مدیران ۱۱۰ نفر و تعداد کارکنان ۱۴۷۲ نفر می باشد. چارچوب آماری این پژوهش آمارهای منتشر از موسسه ی پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی است(آمارهای موسسه ی پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، ۱۳۸۷). روش نمونه گیری و حجم نمونه روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای است و برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد. در مجموع ۸۶ نفر از مدیران، برابر با ۴۱/۷۴ درصد از مدیران آزاد و ۵۹/۲۵ درصد از مدیران غیر انتفاعی و ۳۴۴ نفر از کارکنان که برابر با ۴۲/۷۴ درصد از کارکنان دانشگاه آزاد و ۵۸/۲۵ درصد از کارکنان غیر انتفاعی در این پژوهش حضور داشتند. توزیع فراوانی جامعه و نمونه آماری مدیران و کارکنان بر اساس مناطق آموزشی با توجه به تقسیم بندی جغرافیایی در جدول شماره ی ۳-۱ ارائه شده است. در این پژوهش به ازای هر مدیر مورد مطالعه جهت اجرای پرسشنامه هوش هیجانی، چهار نفر از کارکنان مدیر مورد نظر جهت تکمیل پرسش نامه عملکرد، به صورت تصادفی انتخاب شدند. جدول شماره ی۱-۳:توزیع فراوانی جامعه و نمونه آماری مدیران و کارکنان بر اساس مناطق آموزشی با توجه به تقسیم بندی جغرافیایی
| منطقه آموزشی با توجه تقسیم بندی جغرافیایی |
نام شهر/ دانشگاه |
جامعه آماری |
درصد جامعه آماری |
حجم نمونه آماری |
| مدیر |
کارمند |
مدیر |
کارمند |
مدیر |
کارمند |
| شمال |
آمل- بابل |
۱۷ |
۲۷۴ |
۱۵.۴۵ |
۱۸.۶۲ |
۱۳ |
۶۴ |
| جنوب |
سوادکوه |
۱۵ |
۸۳ |
۱۳.۶۳ |
۵.۶۳ |
۱۱ |
۱۹ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به آیات ۱۲۷ سوره ی بقره و ۳۵ سوره ی آل عمران می توان فهمید که اقرار و توجه به علم و آگاهی خداوند از آداب دعا و نیایش به درگاه الهی است و از آیه ی ۱۲۹ سوره ی بقره بدست می آید که اقرار و توجه به حکمت خداوند از آداب دعا و شیوه های نیایش است . در آیه ی ۱۲۷ سوره ی بقره خداوند متعال می فرمایند : «øÎ)ur ßìsùöt ÞO¿Ïdºtö/Î) yÏã#uqs)ø۹$# z`ÏB ÏMøt7ø۹$# ã@Ïè»yJóÎ)ur $uZ/u ö@¬۷s)s? !$¨YÏB ( y7¨RÎ) |MRr& ßìÏJ¡¡۹$# ÞOÎ=yèø۹$# » (آنگاه که ابراهیم و اسماعیل پایه های کعبه را بالا می بردند (گفتند) پروردگارا از ما بپذیر که تنها تو شنوا و دانایی). در تفسیر احسن الحدیث آمده : «حضرت ابراهیم و اسماعیل هر دو به هنگام بالا بردن و ساختن کعبه از خدا خواسته اند که عملشان را بپذیرد . لفظ «ßìÏJ¡¡۹$# ÞOÎ=yèø۹$#» برای آن است که دعایمان را می شنوی و نیت و عملمان را می دانی » (قرشی ، ۱/۲۴۱).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
و براساس تفسیر نور «از آیات و روایات متعدد استفاده می شود که خانه کعبه از زمان حضرت آدم (ع) بوده و حضرت ابراهیم (ع) آن را تجدید بنا نموده است از «( y7¨RÎ) |MRr& ßìÏJ¡¡۹$# ÞOÎ=yèø۹$#» بدست می آید که از شرایط استجابت و آداب دعا ، ستایش خداوند است و حضرت ابراهیم (ع) دعای خود را با ستایش پروردگار همراه ساخت » (قرائتی ، ۱/۲۰۳). خداوند در آیه ی ۳۵ سوره ی آل عمران می فرمایند : «øÎ) ÏMs9$s% ßNr&tøB$# tbºtôJÏã Éb>u ÎoTÎ) ßNöxtR s9 $tB Îû ÓÍ_ôÜt/ #Y§ysãB ö@¬۷s)tGsù ûÓÍh_ÏB ( y7¨RÎ) |MRr& ßìÉK¡¡۹$# ÞOÎ=yèø۹$# » (آنگاه که همسر عمران گفت : پروردگارا آنچه در شکم دارم نذر تو کردم آن را برای (خدمت خانه ی) تو پس از من بپذیر که تویی شنوای دانا). در تفسیر این آیه در کوثر آمده که حنّه زن عمران در حاملگی به خاطر ایمانی که به خدا داشت با خدای خود نذر کرد که نوزادی را که به دنیا می آورد در خدمت معابد قرار دهد و از خداوند خواست که نذر او را بپذیرد که او شنوا و داناست .(جعفری ، ۲/۱۱۳) و در آیه ی ۱۲۹ سوره ی بقره آمده است : «$uZ/u ô]yèö/$#ur öNÎgÏù Zwqßu öNåk÷]ÏiB (#qè=÷Gt öNÍkön=tæ y7ÏG»t#uä ÞOßgßJÏk=yèãur |=»tGÅ۳ø۹$# spyJõ۳Ïtø:$#ur öNÍkÏj.tãur 4 y7¨RÎ) |MRr& âÍyèø۹$# ÞOÅ۳ysø۹$# » (پروردگارا در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمتشان بیاموزد و آنها را تزکیه کند حقا که تو عزیز و حکیمی ). این آیه بیانگر عظمت روح و ترسیم کننده نور و اخلاص درونی حضرت ابراهیم (ع) است با آنکه از پیامبران برجسته الهی برای نسل های آینده دعا می کند که پروردگارا در میان مردم و ذریه من پیامبری از خودشان برانگیز . خدایا هر چه در هواست و آنچه در زمین است همه و همه از آن توست و این کنایه از سیطره خداوند بر هستی است که اگر پر کاهی در جهان حرکت کند یا در دل خاک هرگونه فعل و انفعالی صورت پذیرد ، چه در معادن و در کشت زارها و چه در فضا ، هرگونه اتفاقی بیفتد ، همگی در سیطره قدرت مطلقه تو است و به خواست اله واقعی عالم است و هر طور او بخواهد تحقق می یابد و خلاصه آنکه قانون مندی در نظام موجودات ثابت و نیز هر حرکت و سکون در نظام هستی چه در ظاهر اشیاء یا در نهاد آنها ، تحت ضابطه ی حکیمانه و دقیقی است که از تدبیر و حکمت حضرت ربوبی – جلّ و علا – ناشی شده است و این معنای سریان حکمت و عظمت او می باشد و قانون مندی هستی عبارت از رابطه های گوناگون موجودات است که خداوند متعال با نظمی بسیار دقیق جهان را براساس آن تنظیم و تدبیر فرموده و مدیریت تکوینی را در دست قدرت خویش دارد و هیچ چیز از آن حاکمیت قانون مندی و نظم الهی خارج نیست.(ممدوحی کرمانشاهی ، ۳۸۴) قبل از اینکه به بحث زمان و مکان دعا بپردازیم و بهترین امکنه و ازمنه را ذکر نمائیم باید حتماً به این نکته نیز اشاره کنیم خداوند همه جا هست و هر زمان که او را صدا کنیم می شنود یعنی محدودیت زمانی و مکانی وجود ندارد ولی در این بین بعضی اوقات و مکان شاید بنظر مناسبتر باشند و درواقع بعضی از آنها در احادیث نیز تأکید شده است . ۹-۲)اهتمام به زمان در دعا : نفس توفیق بر دعا کردن و سخن گفتن با خداوند و همنشینی و انس با او در هر زمانی امری نیکو و دلرباست و برای هر کس ، هرگاه که بخواهد ممکن است و هیچ کس نباید بپندارد که کاش در بن بست عبور ناپذیری گیر کرده و از درگاه الهی طرد شده است . گاهی زمان روح آدمی را به اهتزاز درمی آورد و گرایشهای معنوی را برانگیخته و در فرایند کشش و کوشش ، جذبه و نیاز انسان با خدا ، روحش سرشار از امید به رحمت الهی می شود و او را می خواند و خواسته های متعالی خود و دیگران را بر زبان می آورد و دعاهایش – که با مصلحت خود و دیگران و حکمت الهی سازگار است – به اجابت می رسد . زمان و هنگام که بنظر مناسب تر است شامل سه بخش می باشد . بخش هایی از زمان که درک آن در همه ی ایام سال ممکن است و اهمیّت بسیاری دارند : به هنگام اذان و بین اذان و اقامه ، بین دو خطبه نماز جمعه ، به هنگام افطار ، به هنگام اضطرار و درماندگی ، به هنگام جهاد سپاهیان اسلام ، به هنگام تلاوت قرآن و پس از آن، به هنگام وزیدن باد ، به هنگام شهادت شهید و ریختن خونش بر زمین و به هنگام سجده که نزدیک ترین حالت انسان به خدا است(کلینی، ۴، ۲۲۶ ؛ مجلسی ، ۹۰ ، ۳۴۵ ، ۳۴۴). بخش هایی از زمان که در طول سال یکبار و یا چند بار درک می شوند که برتر از همه اوقات هستند : شبها و روزهای قدر و تمام ماه مبارک رمضان ، پیامبر در فضیلت این ماه می فرماید : «و اَیّامه اَفضَلُ الاَیّام و لیالیه أفضَل اللَیالی و ساعاتَه أَفضَل الساعات …. و دَعاوُکم فیهِ مُستَجاب» (روزهای [ماه مبارک رمضان] بهترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعت ها و لحظه هایش بهترین لحظات است و دعایتان در این [ماه] به اجابت می رسد ). شهید مطهری رحمه الله علیه به حقیقت و فضیلت ماه مبارک رمضان و شب های قدر عنایت داشته می گوید : آیه «#sÎ)ur y7s9r’y Ï$t6Ïã ÓÍh_tã ÎoTÎ*sù ë=Ìs% ( Ü=Å_é& nouqôãy Æí#¤$!$# #sÎ) Èb$tãy ( (#qç۶ÉftGó¡uù=sù Í< (#qãZÏB÷sãø۹ur Î۱ öNßg¯=yès9 crßä©öt » (بقره /۱۸۶) (و چون بندگان من از تو درباره ی من بپرسند ، همانا من [به آنها] نزدیکم و دعای دعا کننده را وقتی که مرا بخوانند پاسخ می دهم ، پس آنها نیز دعوت مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند ، باشد که راه یابند). که در وسط آیات روزه ماه مبارک رمضان آمده شاید برای این است که این ماه اختصاص به دعا و استغفار دارد . و نیز شب ها و روزهای اول و آخر هر ماه ، بویژه شب و روز اول ماه رجب ، نیمه شعبان ، هفدهم ربیع الاول ، عید فطر و عید قربان ، دهه ی اول ذی الحجه ، شب و روز عرفه که از اهمیّت بسیار فراوانی برخوردار است ، دعا در بین نماز ظهر و عصر چهارشنبه ، شب و روز جمعه که سید الایام هفته است و فضیلتی فراوان برای آن نقل شده است . (غفاری ، ۱۸۸) بخش های شریفی از زمان که در هر شبانه روز درک می شوند : در میان ساعات شبانه روز ، برخی ساعات از ویژگی برخوردارند و در قرآن و روایات نیز به دعا کردن در این ساعات توصیه شده است . از آغاز طلوع فجر تا طلوع آفتاب (وقت نماز صبح) «قرآن الفجر» (الاسراء /۸۰) امام محمّد باقر علیه السلام می فرماید : «بر شما باد که از سحر تا برآمدن خورشید دعا کنید که در این ساعت درهای آسمان گشوده،روزی ها تقسیم و حاجتهای بزرگ برآورده می شود.»(کلینی،۴،۲۲۸؛طبرسی، ۲/۱۰؛حلی ، ۶۴) به هنگام ظهر (و قرار گرفتن خورشید در نقطه اوج مداری) ، هنگام عصر (و فرو افتادن خورشید در چاه های مغرب) (حکیمی ،۲۰۵) به هنگام غروب و ساعات اول شب که زمان بسیار پرفضیلتی است و پس از نماز مغرب که نماز غفیله را برای برآورده شدن حوائج و رفع گرفتاری ها باید خواند و اثر آن فراوان تجربه شده است . و همچنین پس از نیمه شب و به هنگام سحر که برترین لحظات شبانه روز است و برای آن فضائل بی شماری است ، دعا در این هنگام به اجابت می رسد و استغفار و توبه پذیرفته می شود . پیامبر اکرم (ص) می فرماید : «به هنگام سحر و آخر شب خداوند می فرماید : آیا هیچ دعا کننده ای هست تا او را اجابت کنم ؟ آیا هیچ استغفار کننده ای هست تا او را بیامرزم ؟ آیا هیچ توبه کننده ای هست تا توبه او را قبول کنم ؟» (حلی،۶۰). خداوند در بیان ویژگی های بندگان شایسته و در اهمیّت دعا و استغفار به هنگام سحر چنین می فرماید : «úïÏ%©!$# tbqä۹qà)t !$oY/u !$oY¯RÎ) $¨YtB#uä öÏÿøî$$sù $uZs9 $oYt/qçRè $uZÏ%ur z>#xtã Í$¨Z9$# . tûïÎÉ۹»¢Á۹$# úüÏ%Ï»¢Á۹$#ur úüÏFÏZ»s)ø۹$#ur úüÉ)ÏÿYßJø۹$#ur úïÌÏÿøótGó¡ßJø۹$#ur Í$ysóF{$$Î/»(آلعمران /۱۷- ۱۶). (کسانی که می گویند : پروردگارا ، ما ایمان آوردیم ، پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب آتش نگاه دار ،همان شکیبان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان سحرگاهانند ). و نیز بندگان شایسته و نیکوکار ، اندکی از شب را می خوابند و سحرگاهان از خداوند طلب آمرزش و مغفرت می کنند و بخشی از اموالشان را برای فقیران و نیازمندان در نظر می گیرند . «(#qçR%x. WxÎ=s% z`ÏiB È@ø©۹$# $tB tbqãèyföku . Í$ptôF{$$Î/ur öLèe tbrãÏÿøótGó¡o . þÎûur öNÎgÏ۹ºuqøBr& A,ym È@ͬ!$¡¡=Ïj9 ÏQrãóspRùQ$#ur » (الذّاریات /۱۹ - ۱۷)،( و از شب اندکی را غنودند، در سحرگاهان ]از خدا[ طلب آمرزش می کردند، و دراموالشان برای سائل و محروم حقی ] معین[ بود». علاوه بر اوقات شریفی که ذکر کردیم با تأمّل در سوره الانبیاء /۹۰ شریف ترین زمان برای دعا و نیایش آن هنگام است که موجی از اشتیاق و امید و رحمت الهی و بیم از فرجام کردار خویشتن ، اندیشه و روح و روان آدمی را فراگیرد و با حضور قلب و خودآگاهی ، دست به دعا و لب به ستایش و نیایش پروردگار بگشاید . رسیدن به چنین احوالی ، توفیق الهی است که نصیب بندگان شایسته و پاکدل می شود و اجابت چنین دعایی وعده قطعی خداست . بنابراین از قداست زمان در آیات و روایات و اثر آن در واداشتن و برانگیختن مؤمنان و پارسایان به راز و نیاز فراوان یاد شده و توجه به زمان و اوقات شریف از عوامل و شرایط استجابت دعا بیان شده است . ۱۰-۲) اهتمام به مکان در دعا : مکان دعا نیز از عوامل و شرایط استجابت دعا به شمار می آید انسان در مسیر زندگی خود محصور زمان و مکان است اگرچه آدمی با شرافت و عظمتی که دارد بر زمان و مکان تأثیر می گذارد و با کمالات انسانی خویش ، همچون حقیقت جویی ، خداپرستی و ظلم ستیزی و شجاعت ، زمان و مکانی گمنام ، مانند عاشورا و کربلا را بلند آوازه می گرداند و این قطعه از زمان و مکان را برای همگان در هر زمان و مکان به مدرسه ای برای تعلیم آزادی و سازش ناپذیری با ستمگران و آزادیخواهی بشریت تبدیل می کند . با همه اینها جاها و مکان هایی برای دعا و عبادت یقین و تأکید شده اند این مکان ها از قداست و اهمیّت ویژه ای برخورداراند و اندیشیدن و برانگیختن شور و حال نیایشگران را سبب می شوند مثل سرزمین عرفه ، آمده که «خدای سبحان در آن روز به ملائکه می گوید : ای فرشتگان من ! آیا بندگان و کنیزانم را می بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موی و غبار آلوده آمدند آیا می دانید چه می خواهند ؟ فرشتگان عرضه می دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداوند متعال می فرماید : شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم .» و روایت است از زمره ی گناهان ، گناهانی هستند که جز در عرفه و مشعر بخشوده نمی شوند خدای تعالی فرمود:«!#sÎ*sù OçFôÒsùr& ïÆÏiB ;M»sùttã (#rãà۲ø$$sù ©!$# yYÏã Ìyèô±yJø۹$# ÏQ#tysø۹$# ( » (بقره /۱۹۸). (وقتی از عرفات روانه شدید در مشعر خدای را یاد آورید و شب مشعر از شبهای بیدار ماندنی است).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک متغیر مجازی صفر و ۱، اگر منفی باشد یک و در غیر اینصورت صفر در این رابطه بیانگر همبستگی اقلام تعهدی و جریان نقدی در هنگام وجود اخبارخوب است بیانگر همبستگی اقلام تعهدی و جریان نقدی هنگام وجود اخبار بد است .و هرچقدر بزرکتر باشد رفتار نامتقارن در مقابل سود و زیان بیشتر و در نتیجه محافظه کاری بیشتر خواهد بود. تفاوت این روش با روش های قبلی درآن است که این مدل متکی به بازار نیست.
۴-۷-۳-۲- مدل گریگوریو و اسکرات (۲۰۰۷)
گریگوریو و اسکرات (۲۰۰۷) بر پایه این استدلال که بهکارگیری حسابداری محافظه کارانه منجر میگردد تا برخی از اقلام همچون ذخیره کاهش ارزش داراییها بر سود حسابداری تأثیر میگذارد بدون اینکه تأثیری بر جریان نقدی داشته باشد (بیور) تاکید میکنند که جریان نقدی نباید در اعمال محافظه کاری تأثیر بگذارد. بدین ترتیب منطقی است که فرض کنیم در صورت استفاده از جریان نقدی در مدل باسو نباید ضرایب به بزرگی و معنی داری ضرایبی باشند که در صورت استفاده از سود و اقلام تعهدی حاصل میشود. در حالی گریگوریو و اسکرات (۲۰۰۷) با بهکارگیری جریان نقدی برای تخمین مدل باسو استدلال میکنند که ممکن است مدل باسو بیانگر وجود محافظه کاری باشد در حالی که در واقعیت این چنین نیست. آنها دلیل این امر را تأثیر بازدههای کوچک و نزدیک به صفر قلمداد نمودند و توصیه نمودند در صورت استفاده از مدل باسو این قبیل بازدهها نادیده گرفته شود.( مهرانی و محمدآبادی، ۱۳۸۸).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۵-۷-۳-۲-مدل پنمن و ژانگ[۱۵۸] (۲۰۰۲)
حسابداری محافظه کارانه به منظور اتخاذ روش حسابداری است که به طور مستمر ارزش خالص داراییها را کمتر از واقع نشان میدهد؛ بنابراین روش LIFO نسبت به روش FIFO، هزینه بردن مخارج تحقیق و توسعه به جای سرمایه کردن آن، روش استهلاک تسریعی و استفاده از برآوردهای کمتر برای عمر مفید، خطی مشیهای برآورد مطالبات مشکوک الوصول بیانگر بالا بودن میزان محافظه کاری است.از این رو آنها برای بررسی تأثیر روشهای محافظه کارانه از شاخص C- score که برابر است با نسبت ذخایر پنهان ناشی از حسابداری محافظه کارانه بر خالص داراییهای عملیاتی است. .جهت تخمین میزان محافظه کاری نامشروط در گزارشگری مالی استفاده کردند. شاخص محافظه کاری نامشروط برای شرکت i در زمان t مجموع ذخایر پنهان INV it: میزان موجود کالا RD: هزینه تحقیق و توسعه ADV: هزینه تبلیغات NOA: خالص داراییهای شرکت (پنمن و ژانگ، ۲۰۰۲).
۶-۷-۳-۲- مدل احمد و دوئلمن [۱۵۹](۲۰۰۷ )
به عقیده احمد و دوئلمن (۲۰۰۷) رشد اقلام تعهدی میتواند شاخصی از تغییر در درجه محافظه کاری حسابداری در طول یک دوره باشد. به بیانی دیگر اگر اقلام تعهدی افزایش یابد، در آن صورت محافظه کاری کاهش مییابد و برعکس. از این رو آنها با الهام گرفتن از مدل بیور و رایان شاخص محافظه کاری نامشروط را به صورت زیر ارائه نمودند (اسدی،۱۳۹۱). (-۱) همچنین آنها به کمک مدل گیولی و هاین شاخص محافظه کاری مشروط را به صورت زیر ارائه نمودند. (-۱) اقلام تعهدی از تفاوت سود خالص قبل از اقلام غیر مترقبه و جریان نقدی عملیاتی بعلاوه هزینه استهلاک به دست میآید. از این رو برای تعیین جهت محافظه کاری اقلام تعهدی در منفی یک ضرب میشود. برای کنترل عامل تورم بر اقلام تعهدی و تغییرات محافظه کاری و همچنین برای همگن کردن اطلاعات در سطح کشورها با اندازههای مختلف متغیرهای پژوهش بر جمع داراییها تقسیم شدهاند (احمد و دوئلمن، ۲۰۰۷).
۷-۷-۳-۲- مدل گیولی و هاین (۲۰۰۰)
گیولی و هاین-۲۰۰۰ جهت پاسخ به این سوال که آیا گزارشگری مالی با گذشت زمان محافظه کارانه تر شده است یا خیر؟ اقدام به بررسی سیر تاریخی محافظه کارانه طی سالهای ۱۹۵۰ - ۲۰۰۰ پرداختند و از دو شاخص اقلام تعهدی اختیاری(غیر عملیاتی) و چولگی منفی جریان نقد و توزیع سود استفاده نمودند. الف) اقلام تعهدی غیر عملیاتی گیولی و هاین ( ۲۰۰۰) با تکیه بر یک تعریف خاص، اقلام تعهدی اختیاری را برای اندازهگیری محافظه کاری بکار گرفتند بنا بر تعریف مذکور محافظه کاری زمانی در شناسایی و گزارش رویدادهای مالی اعمال میشود که نخست مدیریت با ابهام و نبود اطمینان مواجه بوده و ناگزیر از انتخاب یک گزینه از بین دو یا چند گزینه باشد دوم روشی انتخاب و اجرا شود که به کمترین مقدار ممکن برای سود انباشته بینجامد. آنها به این دلیل از اقلام تعهدی اختیاری استفاده می کند که از یک سو حسابداری تعهدی مجرایی برای محافظه کاری است و از سوی دیگر اعمال اختیاری از جانب مدیران زمینه پیدایش محافظه کاری را فراهم میآورد. نتایج بررسی آنها بیانگر این موضوع است که با گذشت هر سال اقلام تعهدی اختیاری نسبت به سال قبل به صورت معنی داری بزرگ میشود. این بدان معناست که مدیران با گذشت زمان رویههایی را بکار میبرند که سود انباشته را کاهش دهد. ب) چولگی منفی جریان نقد و توزیع سود : آنها با این استدلال که حسابداری تعهدی مجرایی برای اعمال رویههای محافظه کارانه است استدلال میکنند که توزیع سود به عنوان یک متغیر تصادفی باید به نسبت توزیع جریان نقدی چولگی بیشتری داشته باشد. آنها نسبت سود به داراییها و جریان نقد به داراییها را برای شرکتهای مشخص در یک مقطع زمانی و برای یک شرکت برای مقاطع زمانی مختلف بررسی کردند نتایج تحقیق آنها حاکی از آن است که نسبت سود به داراییها دارای چولگی بیشتری نسبت به متغیر میباشد و این موضوع بیانگر بهکارگیری محافظه کاری است.آنها در استدلال خود بیان کردند توزیع سود به عنوان یک متغیر تصادفی باید نسبت به توزیع جریان نقدی چولگی بیشتری داشته باشد.
۸-۷-۳-۲- مدل پائیک و همکاران ( ۲۰۰۷ )
پائیک و همکاران (۲۰۰۷) جهت پاسخ به این سوال که آیا در طول زمان شرکت رویهی محافظه کارانه در گزارشهای مالی اعمال نمودهاند یا نه؟ از نسبت تغییر در سود عملیاتی سالانه بر ارزش بازار خالص داراییها استفاده نمودند. از منظر آنان احتمال تکرار تغییرات مثبت سود برای چند دوره، بیشتر از احتمال تکرار تغییرات منفی سود برای چند دوره است زیرا بهکارگیری رویههای محافظه کارانه سبب میشود تا شناسایی زیانها به سرعت و در دوره جاری صورت گیرد. ولی شناسایی سودهای احتمالی به تدریج و طی چند دوره انجام شود. مدل آنها به صورت زیر میباشد. تغییر در سود عملیاتی سالt تقسیم بر ارزش بازارخالص داراییها تغییر در سود عملیاتی سال -۱ t تقسیم بر ارزش بازارخالص داراییها متغیر مجازی که اگر تغییر در سود عملیاتی سال t-1 مثبت باشد.مقدار صفر و در غیر این صورت یک
۹-۷-۳-۲- مدل خان و واتز(۲۰۰۹)
خان و واتز ۲۰۰۹ در پژوهشی به بررسی ارتباط محافظه کاری با نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری، اهرم مالی، عمر شرکت و طول چرخه سرمایه گذاری پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که سه متغیر، نسبت ارزش بازار به دفتری، اهرم مالی و اندازه میتواند معرف مناسبی برای لحاظ چهار عامل قراردادهای بدهی، دعاوی حقوقی، مالیات و مقررات در اندازه گیری محافظه کاری باشد. آنها استدلال کردند. الف) شرکتهای با نرخMB بالاتر تقاضا بیشتری برای محافظه کاری دارند چنین شرکتهایی با فرصت سرمایه گذاری بیشتری روبرو خواهند بود و این موضوع منجر به افزایش هزینه نمایندگی میگردد از این رو شرکتها از محافظه کاری به عنوان ابزاری برای پاسخ و مقابله با هزینهای نمایندگی استفاده مینمایند. از آنجایی که بخش عمده از ارزش بازار سهام این قبیل شرکتها به دلیل فرصت سرمایه گذاری است انتظار میرود بازده سهام این شرکتها نوسان بیشتری داشته باشد. افزایش نوسانات احتمال افزایش زیان و متعاقباً دادخواهیهایی را بیشتر خواهد نمود در نتیجه تقاضای حقوقی برای محافظه کاری برای چنین شرکتهایی بیشتر میباشد. ب) شرکتهای با درجه اهرم مالی بالاتر تقاضای بیشتری برای محافظه کاری دارند چنین شرکتهایی دارای تعارضهای نمایندگی بین اعتباردهندگان و سهامداران هستند و این مقوله مبین وجود تقاضای قراردادی بالاتر برای محافظه کاری از طرف شرکتها هستند. همچنین شرکتهایی که به لحاظ تأمین مالی و نقدینگی با مشکل مواجه هستند بیشتر احتمال دارد که تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند و از آنجایی که احتمال فشار مالی با اهرم مالی افزایش مییابد نشان دهنده تقاضای حقوقی بالاتری برای محافظه کاری از طرف شرکت است (واتز وزیمرمن، ۱۹۸۶). ج) شرکتهای بزرگتر (از لحاظ اندازه) تقاضای کمتری برای محافظه کاری دارند انتظار میرود شرکتهای بزرگتر محیط اطلاعاتی غنیتری داشته باشند و این موضوع باعث کاهش عدم اطمینان و عدم تقارن اطلاعات مرتبط با سود های آتی میشود (اسلی و همکاران[۱۶۰]، ۲۰۰۲) این مقوله تقاضای کمتری برای محافظه کاری از طرف شرکتهای بزرگ را نشان میدهد. از طرف دیگر انتظار میرود شرکتهای بزرگتر توانایی و ابزار متنوعتر و بیشتری برای هموارسازی سود داشته باشند که این امر باعث کاهش ارزش فعلی بدهیهای مالیاتی در این شرکتها شده و لذا تقاضای مالیاتی برای محافظه کاری نیز کاهش مییابد. همچنین به دلیل وجود هزینههای ثابت دادخواهی شرکتهای بزرگ، تقاضای حقوقی پایینتر برای محافظه کاری در چنین شرکتهایی وجود دارد. د) شرکتهای با عمر کمتر تقاضای بیشتری برای محافظه کاری دارند شرکتهای کم سابقه فرصت رشد بیشتری نسبت به شرکتهای با سابقه دارند عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران و مدیران به واسطه فرصتهای رشد افزایش مییابد زیرا جریان نقدی آتی نوعاً تایید ناپذیر است و این موضوع باعث ایجاد هزینههای نمایندگی میشود (لافوند و واتز، ۲۰۰۸)[۱۶۱] هـ) با افزایش عدم اطمینان شرکت و طول چرخه سرمایه گذاری تقاضا برای محافظه کاری افزایش مییابد انتظار میرود چنین شرکتهای دارای سود آتی باشند که از قبل قابل تایید نیستند و همچنین نسبت به تغییر شرایط بسیار حساس اند لذا یک تقاضای قراردادی و نظارتی برای محافظه کاری ایجاد میشود. انتظار میرود عدم اطمینان بالا و چرخه سرمایه گذاری طولانی پیش بینی میزان و زمانبندی نقدی آتی را با مشکل مواجه نماید و این امر باعث ایجاد زیان هنگفت و یا بازدهیهای نامطلوب از محل سرمایه گذاری شود؛ لذا یک تقاضای نظارتی برای محافظه کاری به عنوان ابزاری برای مقابله با بازدهی نامطلوب ایجاد میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵۷/۰
سطح معنیداری
۰۰۹/۰
نتیجه آزمون
تأیید فرضیه
طبق نتایج جدول شماره (۴ـ۱۲)؛ با توجه به اینکه سطح معنیداری خطای آزمون برای سطح اطمینان ۹۹/۰ کمتر از ۰۱/۰ است (۰۰۹/۰ = sig) پس فرضیه موردنظر تأیید میشود و بین اصلاحات ارضی و اعتماد اجتماعی روستاییان رابطه معناداری وجود دارد. و وجود رابطه حاکی از این میباشد که بعد از اصلاحات ارضی میزان اعتماد اجتماعی روستاییان افزایش و بالا رفته است. ضریب همبستگی بین دو متغیر برابر با ۵۷/۰ است. نشان میدهد که رابطه مستقیم، مثبت و قوی بین دو متغیر وجود دارد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فرضیه شماره ۴ـ بین اصلاحات ارضی و تغییر در میزان دسترسی به امکانات رفاهی روستاییان رابطه معناداری وجود دارد. جدول شماره (۴ـ۱۳): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین همبستگی اصلاحات ارضی با تغییر در میزان دسترسی به امکانات رفاهی روستاییان
متغیر مستقل
آماره
متغیر وابسته (تغییر در میزان دسترسی به امکانات رفاهی روستاییان)
اصلاحات ارضی
ضریب همبستگی
۶۴/۰
سطح معنیداری
۰۰۰/۰
نتیجه آزمون
تأیید فرضیه
جهت سنجش فرضیهی چهارم از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. شرط استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون زمانی است که هر دو متغیر (مستقل و وابسته) در سطح اندازهگیری فاصلهای ـ فاصلهای باشد. طبق نتایج جدول شماره (۴ـ۱۳)؛ با توجه به اینکه سطح معناداری خطای آزمون برای سطح اطمینان ۹۹/۰ کمتر و کوچکتر از ۰۱/۰ میباشد و سطح معناداری برابر با ۰۰۰/۰ است نتیجه گرفته میشود که فرضیه تحقیق (H1) مورد تأیید قرار گرفته و فرض صفر (H0) رد میشود و بین اصلاحات ارضی و تغییر در میزان دسترسی به امکانات رفاهی روستاییان رابطه معناداری وجود دارد. این حاکی از آن است که بعد از اصلاحات ارضی به خصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تغییرات عظیم و شگرفی از قبیل اجرای طرح هادی در بیشتر روستاها، استفاده از سیستمهای آبیاری صنعتی و مدرن و… در روستاها انجام گرفته است. همچنین با توجه به عدد ضریب همبستگی پیرسون که برابر با ۶۴/۰ است نشانگر وجود رابطه مستقیم، مثبت و قوی بین دو متغیر میباشد. فرضیه شماره ۵ـ بین اصلاحات ارضی و میزان مشارکت اجتماعی روستاییان رابطه معناداری وجود دارد. جدول شماره (۴ـ۱۴): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین همبستگی اصلاحات ارضی با میزان مشارکت اجتماعی روستاییان
متغیر مستقل
آماره
متغیر وابسته (مشارکت اجتماعی روستاییان)
اصلاحات ارضی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ادامه فهرست شکلها عنوان صفحه شکل ۴-۳۹ : شکلموجها مربوط به ولتاژ sag سهفاز متقارن ۳۵% میباشند. ولتاژ باس DC بار ، ولتاژهای سهفاز منبع (VS)، ولتاژهای سهفاز بار (VL) و جریانهای سهفاز خط (IS) (TPSAF-AVM با فیدبک) ۱۳۲ شکل ۴-۴۰ : شکلموجها مربوط به ولتاژ sag تکفاز ۳۵% میباشند. ولتاژ باس DC بار ، ولتاژهای سهفاز منبع (VS)، ولتاژهای سهفاز بار (VL) و جریانهای سهفاز خط (IS) (TPSAF-AVM با فیدبک) ۱۳۳ شکل ۴-۴۱ : شکل موجهای ولتاژ باس DC بار و جریانهای سهفاز خط (IS) برای
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
افزایش ۲۰% توان بار (TPSAF-AVM با فیدبک) ۱۳۴ شکل ۴-۴۲ : شکلموجها مربوط به ولتاژ sag سهفاز متقارن ۳۵% میباشند. ولتاژ باس DC بار ، ولتاژهای سهفاز منبع (VS)، ولتاژهای سهفاز بار (VL) و جریانهای سهفاز خط (IS) (TPSAF-AVM با فیدبک و پیشخورد) ۱۳۵ شکل ۴-۴۳ : شکلموجها مربوط به ولتاژ sag تکفاز۳۵% میباشند. ولتاژ باس DC بار ، ولتاژهای سهفاز منبع (VS)، ولتاژهای سهفاز بار (VL) و جریانهای سهفاز خط (IS) (TPSAF-AVM با فیدبک و پیشخورد) ۱۳۶ شکل ۴-۴۴ : شکل موجهای ولتاژ باس DC بار و جریانهای سهفاز خط (IS) برای افزایش ۲۰% توان بار (TPSAF-AVM با فیدبک و پیشخورد) ۱۳۷ فهرست علائم اختصاری PLL : حلقه قفل شده در فاز PWM : مدولاتور عرض پالس RCD : کنترلکننده میرایی رزونانس SAF : فیلتر اکتیو سری SIT : ترانسفورماتور تزریق سری SPAVM : روش مقدار مطلق تکفاز SPSAF : فیلتر اکتیو سری تکفاز SPSAF : تمام پل تکفاز SRF : فیلتر ریپل سویچینگ TDD : اعوجاج تقاضای کل THD : اعوجاج هارمونیکی کل TPAVM : روش مقدار مطلق سهفاز TPSAF : فیلتر اکتیو سری سهفاز UPQC : واحد بهبود کیفیت توان UPS : منبع برق اضطراری V-type : نوع منبع ولتاژ هارمونیکی VSI : اینورتر منبع ولتاژ ADS : مبدل آنالوگ به دیجیتال ASD : درایو سرعت قابل تنظیم AVM : روش مقدار مطلق CM : روش معمولی DSP : پردازنده سیگنال دیجیتال DVR : بازیابی ولتاژ دینامیکی FCC : کنترلکننده مؤلفه اصلی HFE : استخراج اصلی / هارمونیکی HIC : کنترلکننده جداسازی هارمونیکی LPF : فیلتر بالا گذر IGBT : ترانزیستور دو قطبی گیت عایق IPM : ماژول قدرت هوشمند LPF : فیلتر پایین گذر NF : فیلتر تلهای ( ناچ فیلتر ) PAF : فیلتر اکتیو موازی PCC : نقطه اتصال مشترک PF : ضریب توان فصل اول مقدمه و معرفی ۱-۱- مقدمه کیفیت توان الکتریکی در سیستم قدرت با توجه به کیفیت شکل موج ولتاژ ارائه شده توسط منبع و جریان کشیده شده توسط بار تعیین میگردد. هنگامی که یک منبع ولتاژ با فرکانس خاص به بار اعمال میشود اگر جریان بار سینوسی، هم فاز و هم فرکانس با منبع باشد آنگاه ضریب قدرت کامل میشود؛ با این حال، در عمل هیچکدام از منابع ولتاژ و یا بارها دارای ضریب توان کامل نیستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دیدگاه شناختی- اجتماعی خود دیدگاه جورج کلی[۹۰] اساس این دیدگاه به متدهای تحقیقی و مفاهیم استنتاج شده از روان شناسی شناختی بر میگردد و بالاخص کار جورج کلی (۱۹۵۵) که نظریه ساختارهای شخصی را به وجود آورد. به نظر او مردم مانند دانشمندان وقایع را مشاهده و مفاهیم یا ساختارها را برای پیشگویی آینده و سازمان دادن پدیده طبقهبندی می کنند. یک ساختار، طریقی برای ادراک، استنباط یا تفسیر وقایع است. ساختارها در یک نظام سازمان بندی می شوند و ساختار غالب در بالاتر و ساختار مغلوب در پایین تر قرار می گیرد. در درون نظام ساختاری، ساختارهای مرکزی وجود دارند که اساس نظام ساختاری هستند و به سادگی تغییر نمیکنند. در اطراف نیز ساختارهای پیرامونی وجود دارند که کمتر اساسی بوده و می توانند تغییر کنند. همه ساختارها دو قطب دارند. دو قطب متضاد برای ساختار خود ممکن است خود و خود بودن باشد و ساختار خود و خود نبودن را تشکیل دهد. ممکن است قطب دیگر چیزهای دیگر باشد. مثلاً ممکن است فردی یک ساختار “خوب من و بد من” داشته باشد. در هر دو مورد کلی معتقد است که یک ساختار مثل (خود- خودنبودن) براساس مشاهده شباهت ها و تفاوت های بین خود شخص و دیگران شکل میگیرد و براساس چنین مشاهداتی ساختارهای دیگر و ساختارهایی تابع ساختار خود برای خود به کار میروند(بیابانگرد،۱۳۸۸) .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
کلی بر اهمیت نظام ساختاری برای پیشگویی وقایع تأکید دارد و این که اگر نظام نتواند چنین پیشگویی را انجام دهد، چه مشکلاتی به وجود خواهد آمد. وی همچنین بر توافق و همسانی بین و درون نظام ساختاری اهمیت می دهد. این همسانی اجازه پیش بینی را می دهد یک نظام ساختاری ناهماهنگ که پیش گویی هایش همدیگر را لغو می کنند، واقعیت مشکل زایی است. در این نظریه اضطراب زمانی به وجود می آید که یک واقعه تجربه شده ای خارج از نظام ساختاری ما قرار دارد و تهدید زمانی احساس می شود که خطر تغییر ادراکی در نظام ساختاری وجود دارد. در مورد ساختار خود شخص باید براساس این ساختار قادر به پیشگویی رفتارش باشد و زمانی اضطراب را تجربه می کند که رفتارش مطابق با مفهوم خود نباشد. شخص ممکن است درمقابل تغییر ادارکی در نظام ساختاری که برای خود به کار می رود مقاومت کند زیرا همره با چنین تغییری احساس جدید وجود دارد(بیابانگرد،۱۳۸۸). د)مبانی نظری باورهای هوشی باور های هوشی آخرین متغیری است که در پژوهش حاضر به مبانی نظری آن پرداخته می شود. نظام باورهای هوشی نظام باورهای افراد بر چگونگی درک، تفسیر و مفهوم دهی به رویدادهای محیطی و خصوصیات درونی اشاره دارد. در واقع انسان با الگوها یا قابلیتهای شخصی که خود خلق می کند به دنیای درونی خویش و حوادث بیرونی جهان می نگرد، نحوه ادراک اشخاص از رویدادها و چگونگی تفسیر آنان از پدیده ها، مفاهیم تلویحی مهم انگیزشی در تعلیم و تربیت دارد. بر اساس مطالعات ، دو نوع باور هوشی ذاتی[۹۱] و افزایشی[۹۲] در مورد پدیده های گوناگون جهان ارائه شده است. باورهای جوهری (ذاتی)بیان میکند که هوش یک پدیده ثابت بوده و نمی تواند بهبود یابد. چنین باوری با الگوهای انگیزشی ناسازگار از قبیل درماندگی آموخته شده، اسنادهای منفی از توانایی و پرهیز از تکالیف مخاطره آمیز در ارتباط است. در مقابل باور افزایشی به این اشاره می کند که هوش فرد می تواند تغییر یابد. افراد با چنین باور هوشی معتقدند که می توان توانایی هوشی را بصورت معنادار بهبود بخشید. این افراد دیدگاهی پویا از هوش داشته و همچنین قضاوتهای منفی کمتر درباره صفات شخصی خود و دیگران دارند. بطور کلی می توان گفت باورهای هوشی- جوهری و افزایشی- طرح وارهایی را در جهت تفسیر پیامدهای شناختی، عاطفی و رفتاری ایجاد می کنند. اینکه چرا باورهای افزایشی و جوهری هوش منجر به پاسخهای سازش یافته و سازش نایافته می شود؟ باید در جواب گفت یکی از دلایل مهم این است که باورهای هوشی ، پیش بینی کننده مناسب جهت گیری هدف افراد است ( هیمن و دوئک[۹۳]، ۱۹۹۸، به نقل از مهدیان، ۱۳۸۵). الگوی اجتماعی- شناختی انگیزش پیشرفت تحصیلی دوئک چه چیزی باعث می شود یکسری از دانش آموزان اهداف عملکرد را بر اهداف یادگیری ترجیح دهند؟ چرا بعضی از افراد بر کفایت توانایی هوش خود تکیه می کنند درحالی که دیگران بر بهبود آن؟ اخیرا محققانی مانند دوئک سعی کرده اند با ارائه الگوی مبتنی بر تحقیق، پیامدهای شناختی- عاطفی چنین رفتارهایی را بررسی کنند (هونگ[۹۴] و همکاران، ۱۹۹۷، دای[۹۵]، ۱۹۹۸، براتن[۹۶] و همکاران، ۱۹۹۸، به نقل از مهدیان، ۱۳۸۵). باورهای هوشی دانش آموزان ریشه در الگوهای سازگار و ناسازگار انگیزشی دارد. دوئک و لگیت[۹۷] (۱۹۸۸) فرض می کنند اگر یک دانش آموز باور جوهری از هوش داشته باشد، پس احتمالا جهت گیری عملکردی خواهد داشت، زیرا وی مفهوم ثابتی از توانایی هوش خود دارد. این افراد به دنبال این هستند که عملکردشان چگونه مورد ارزیابی و مقایسه قرار می گیرد در نتیجه، از تکالیف چالش انگیز و مشکل درسی پرهیز می کنند و فرصتهای یادگیری را از دست خواهند داد. بر عکس، اگر فردی دارای باور افزایشی از هوش باشد، پس احتمالا جهت گیری تبحری از هدف خواهد داشت، زیرا چنین فردی هوش را یک جوهر ثابت و غیر قابل تغییر نمی داند بلکه معتقد است از طریق تلاش و مقایسه رفتار کنونی خود با رفتار قبلی می توان به سطح بالاتری از توانایی هوش رسید. پیامدهای رفتاری و عاطفی باورهای هوشی و جهت گیری هدف با توجه به تصویر فرد از صلاحیتهای فردی و میزان کنترل پذیری توانایی متفاوت خواهد بود (دوئک و لگیت ،۱۹۸۸). همانطورکه در الگوی اجتماعی- شناختی انگیزش پیشرفت تحصیلی مشخص است، باورهای هوشی و جهت گیری هدف دانش آموزان به عنوان مؤلفه های انگیزشی تأثیر گذار بر عملکرد تحصیلی افراد مطرح شده است . سوالی که اینجا مطرح می شود این است که باورهای هوشی چگونه شکل می گیرند؟ دوئک و لیگت به بررسی کامل این مساله نپرداخته اند. آنها از طریق بررسی روند تحول توانایی و تلاش نحوه شکل گیری باورهای هوشی را بررسی کرده اند (به نقل از مهدیان،۱۳۸۵). شکل گیری باورهای هوشی تحقیقات ( دوئک، ۱۹۸۸) نشان داده است که باورهای هوشی یک تاریخچه مهم تحولی دارند. برای کودکان پیش دبستانی، توانایی و تلاش از هم متمایز نیستند. کودکان خردسال معتقدند افرادی که بیشتر تلاش می کنند با هوش ترند. به عبارتی تلاش است که افراد را با هوش می کند. در این مرحله از تحول ، تلاش نشانگر توانایی و مترادف با آن است. از سنین ۱۰ الی ۱۲ سالگی به بعد کودکان به تدریج شروع به تمایز گذاشتن بین توانایی و تلاش بعنوان ابعاد مستقل می کنند. اما حتی با وجود این تمایز تلاش هنوز کمتر بعنوان یک عامل اصلی در پیشرفت افراد نقش اساسی دارد. کم کم دیدگاهی جانشین قبلی می شود که در آن توانایی ذخیره ای از مهارت ها محسوب می گردد که با تجربه و تلاش افزایش می یابد. به عبارتی تلاش به تنهایی شرط موفقیت به حساب نمی آید بلکه توانایی نیز برای کار آمدی هوش لازم است. با چنین رشدی، قاعده جریان پذیری بین توانایی و تلاش برقرار می گردد. تلاش را جبران می کند و کمبود تلاش از طریق توانایی قابل جبران است(به نقل از مهدیان،۱۳۸۵). از طرفی شواهد نشان می دهدکه با درگیر شدن کودک در رفتار معطوف به پیشرفت تغییرات تحولی نیز در اهداف ادراک شده کودک به وقوع می پیوندد. در دانش آموزان ممکن است تئوری به وجود آید که تلاش زیاد شخص در مواقع شکست، نشانگر توانایی پایین وی است و تلاش پایین در مواقع موفقیت توانایی بالای او را نشان می دهد. در این فرایند نقش مزیتهای خود- خدمتی فوق العاده بااهمیت هستند. اگر انحراف در این مزیتها صورت نگیرد، افراد از تلاش یک دید ابزاری خواهند داشت که آنرا راهبردی جهت فعال کردن توانایی می بینند. دلیل افت انگیزشی عده زیادی از افراد در سنین بالاتر می تواند همین مساله باشد. با وجود شواهد تحقیقی در مورد تغییرات تحولی مربوط به توانایی و تلاش، تحقیقات دیگری نشان داده اند که کودکان خردسال در مقایسه با کودکان بزرگسال تمایل جدی تری در درگیر شدن با رفتارهای معطوف به پیشرفت برای کسب احساس رضایت از نیاز به تبحر دارند. در واقع آنها دارای انگیزش ذاتی و باور هوشی افزایشی هستند. اما کودکان بزرگسال تمایل بیشتری در کسب تقویت کنندههای بیرونی مانند نمره دارند و این تقویت کنندهها هستند که آنها را در فعالیت های معطوف به پیشرفت درگیر می سازد. در چنین حالتی مشخص است که افراد دارای انگیزش عرضی بوده و باور هوشی جوهری را تجربه می کنند (استپک و مک آیور[۹۸]، ۱۹۸۹،به نقل از آچاک،۱۳۸۹). رشد باورهای کودکان در مورد هوش ما در اینجا بطور خلاصه تحقیقاتی را که در مورد رشد باورهای کودکان در مورد هوش انجام شده را بیان می کنیم. بیشتر تحقیقات در مورد باورهای هوشی بر روی تعریف کودکان از هوش، ملاکهای بچه ها برای ارزیابی توانایی عقلانی، ثبات هوش، قابلیت کنترل هوش و ظرفیت هوش متمرکز شده است. ما در اینجا به بررسی هر کدام از این موارد می پردازیم. تعریف کودکان از هوش در مطالعات معدودی محققان از بچه ها خواستند تا کلماتی از قبیل زرنگ و باهوش را تعریف کنند. این کار نشان داد که بچه ها – بخصوص آنهایی که در سالهای آخر ابتدایی هستند – زرنگی را با دانش زیاد و موفقیت تحصیلی مرتبط می سازند. برای مثال در مصاحبه های یاسن و کانی [۹۹] (۱۹۸۵) از کلاسهای اول، سوم و ششم، تعاریف متداول کودکان شامل مقدار دانش می شد ( به ترتیب ۲۸، ۳۰، ۳۸ درصد) و مهارت اصلی تحصیلی بطور افزایشی بعنوان یک محور مرکزی زرنگی در میان کلاسها تشخیص داده شد ( به ترتیب ۲۶، ۴۶، ۱۳ درصد)(به نقل از، بابایی،۱۳۸۷). پژوهشهایی که بطور مستقیم از بچه ها درباره تعریف باهوشی و یا زرنگی در مدرسه بعمل آمده، پیوسته نشان داد که درک بچه ها از باهوشی در ابتدا با دانش یا دیگر توانایی های عقلانی و شناختی مرتبط است. تفاوتهای سنی بخصوص کودکان بزرگسال که منحصرا بیشتر بر روی مهارتهای تحصیلی متمرکز شدند در تعدادی از مطالعات نشان داده شد، ولی در سایر مطالعات نشان داده نشد. این تناقضات ممکن است تا اندازه ای به دلیل کاربرد روش شناختی های متفاوت، قابل تبیین باشد. اول اینکه از طرحهای متفاوتی برای طبقه بندی پاسخهای بچه ها استفاده می شد و همین تنوع در طرحها ممکن است باعث شود تفاوتهای سنی در بعضی مطالعات ظاهر شود و در بعضی ها ظاهر نشود. دوم اینکه استفاده بیش از حد دوئک و کین (۱۹۹۵) از اشاره های موقعیتی (بافتی) باعث یک شکل شدن بیشتر منابع برای بچه ها شد. در نتیجه، عدم وجود تفاوتهای سنی در این مطالعه تعجب آور نیست. همانطور که بچه ها اطلاعات بیشتری را در مورد یک پدیده بدست می آورند، مفاهیمشان دقیق تر و جزئی تر می شود. جایی که تفاوتهای سنی نمایان می شوند. کودکان بزرگسال ( کلاسهای پنجم تا هشتم ) بیشتر از کودکان خردسال هوش را منحصراً با توانایی شناختی مرتبط می سازند. کودکان بزرگسال همچنین بیان می کنند که یک فرد باهوش نه تنها باید دارای دانش باشد بلکه باید بتواند از آن بطور مؤثر استفاده کند. این پیشرفتهای رشدی در فهم بچه ها از انواع متفاوت مهارتهای شناختی که ویژگی ها و صفات هوش هستند ممکن است قابل پیش بینی باشد (به نقل از بابایی،۱۳۸۷). ملاک بچه ها برای ارزیابی توانایی عقلانی محققان همچنین از بچه ها خواستند تا درجه بندیشان را از میزان باهوشی خود و دیگران توجیه کنند و همچنین علائم را توصیف کنند. این قبیل پرسشها به این دلیل شروع شد تا شبکه های زیر بنای مفاهیم را تشکیل دهند و نظریه بچه ها از هوش روشن گردد. نتایج این مطالعات نشان داد که همراه با افزایش سن، بچه ها در نسبت دادن هوش به دیگران به طور افزایشی به عملکرد در تکالیف شناختی تکیه می کنند تا اینکه ویژگی های غیرشناختی این نتایج در طول چندین مطالعه همراه با نمونه ها و روش های متنوع بدست آمد. برای مثال یاسن و کانی (۱۹۸۵) از بچه های کلاسهای اول ، سوم و ششم سوال کردند که آنها چگونه می فهمند یک فرد با هوش است؟ و آیا اینکه بچه های باهوش از نظر نحوه نگاه کردن، صحبت کردن، عمل کردن و دیگر ویژگی های اجتماعی، جسمانی، تحصیلی و ذهنی با بچه های متوسط متفاوت هستند؟ کودکان خردسال بیشتر به این اعتقاد داشتند که هوش یک پدیده قابل رویت است و به عنوان مثال، در صحبت، رفتار و نمودهای جسمانی آشکار است و در ارزیابی هایشان از ویژگی هایی که مرتبط با هوش هستند کلی بودند و ویژگی ها را از میان حوزه های گوناگون انتخاب می کردند. با این وجود کودکان بزرگسال علائم و نشانه های بیشتری را از هوش بیان می کردند، رفتارهای آشکار را بیشتر ترجیح می دادند و ویژگی های ذهنی و تحصیلی را انتخاب می کردند(به نقل از بابایی،۱۳۸۷). استپک[۱۰۰] و همکارانش (۱۹۸۹)نشان دادند که همانطوری که نظریه های بچه ها در مورد هوش پخته تر و پیشرفته تر می شود، آنها قادر خواهند شد تا ادراکاتشان را از توانایی برای تفسیر تفاوتهای عملکردی در میان بچه ها بکار ببرند، بنابراین به یک تبیین علّی برای نتایج دست پیدا می کنند. برای مثال از بچه ها خواسته شد تا خودشان و دیگران را از نظر میزان باهوشی درجه بندی کنند و بعد دلایلشان را برای این درجه بندی توضیح دهند. توجیهات کلاسهای دوم و سوم از درجه بندی باهوشی خودشان اغلب بر عملکرد در تکالیف خاص مبتنی بود. اگرچه کودکان پیش دبستانی و کودکستانی به دفعات در دادن جوابهای قابل تفسیر شکست می خوردند، تعداد زیادی از بچه ها از پیش دبستانی تا کلاس سوم برای تبیین درجه بندیشان از باهوشی به عادتهای کاری استناد می کردند بخصوص برای همسالان، به علاوه کودکان پیش دبستانی، کودکستانی و کلاسهای اول احتمال بیشتری داشت تا به جامعه پذیری استناد کنند و کمتر به مقایسه های اجتماعی و دشواری تکلیف در توجیهاتشان استناد میکردند(به نقل از بابایی،۱۳۸۷). نتایج مشابهی توسط لاندن و دوئک (۱۹۹۱) نیز بدست آمد. آنها از بچه های کودکستانی تا کلاس پنجم می خواستند توضیح دهند که چرا آنها همکلاسی های خاصی را بعنوان باهوش در تکالیف مدرسه انتخاب کرده اند. پاسخهای بچه های کودکستانی حوزه های مهارتی متفاوت را پوشش می داد شامل هنری (مانند مهارت در نقاشی)، اجتماعی (مانند جذاب بودن )، جسمانی (مانند سریع دویدن) و خود نظم دهی (مانند رفتار شایسته). اغلب پاسخهای کودکان کلاسهای چهارم بر نتایجی که بچه های باهوش بدست آورده بودند مبتنی بود. در کلاس پنجمی ها بین نتایج و پاسخ های عملی تفاوت وجود داشت و در ارزیابی های یک فرد در این سن در مورد زرنگی، آنچه یک فرد انجام می دهد مورد ملاحظه قرار می گیرند نه نتایجی که بدست می آورد ( کارتز- کاستز و کین لاو[۱۰۱]، ۲۰۰۳،به نقل از بابایی،۱۳۸۷). باورهای کودکان در مورد ثبات هوش ثبات[۱۰۲] هوش اشاره دارد به اعتقادات کودکان درباره دوام هوش در طول زمان همچنین دوام و ثبات هوش در موقعیت ها و مکان های مختلف. مطالعات فراوانی بر روی این مسأله انجام شده است که همه آنها به ثبات هوش در طول زمان و ثبات هوش در موقعیتهای متفاوت (بافتهای متفاوت) اشاره دارد. محققانی که باورهای کودکان را درباره ثبات هوش در طول زمان مورد پژوهش قرار داده اند، عقاید کودکان را در مورد اینکه هوش قابل تغییر است یا خیر، همچنین درباره جهت این تغییر (افزایش یا کاهش) بررسی کرده اند(به نقل از ذبیحی حصاری،۱۳۸۴). در تحقیقی استپک و دانیل[۱۰۳] (۱۹۸۸) از کودکان کودکستانی تا مقطع چهارم ابتدایی خواستند که میزان هوش خود را در زمان حال با میزان آن در آینده تخمین بزنند. کودکان کودکستانی هوش فعلی خود را از میزان هوش خود در یکسال آینده کمتر بیان کردند، ولی کودکان مقطع ابتدایی تغییری را در هوش در عرض یک سال آینده گزارش ندادند و مطالعات دیگری هم که انجام شده است همین نتیجه را تایید می کند. در تحقیق دیگری یاسن و کانی (۱۹۸۵) نشان دادند که کودکان بزرگتر احتمال کمتری دارد که از تغییر پذیری هوش حمایت کنند. در این پژوهش آنها کودکان سه پایه اول ، سوم و ششم ابتدایی را مورد بررسی قرار دادند و نتایج نشان داد که کودکان در هر سه پایه تغییرپذیری هوش را بیان می کنند ولی کودکان پایه اول و سوم نسبت به کودکان پایه ششم بیشتر به تغییرپذیری هوش اعتقاد داشتند. مطالعاتی هم که در مورد تغییر هوش در موقعیت ها و بافت های متفاوت انجام شده است، نشان می دهد که تغییر در عقاید کودکان درباره ثبات بافتی ( موقعیتی ) هم امکان دارد. راهوس و رابل[۱۰۴] (۱۹۸۴) در پژوهشی از افراد سنین ۵ تا ۳۲ سال خواستند رفتار یک هنرپیشه را در موقعیت حل یک مسئله خاص (توانایی حل مسئله) توصیف کنند و سپس رفتار او را در یک موقعیت دیگر پیش بینی کنند. کودکانی که در سن ۹ سال و یا بالاتر قرار داشتند، ثبات موقعیتی (بافتی) در رفتار هنرپیشه را گزارش دادند (ثبات رفتار یا هوش)، در حالی که کودکان جوانتر این ثبات را گزارش ندادند. این تفاوتهای سنی هم در مورد این مسأله در زمان های دیگری هم مشخص شده است. به عنوان مثال زمانی که از کودکان در مورد هوش همکلاسی هایشان در موقعیتها، کلاسها، مدارس و با معلمان و یا حتی نشستن در صندلی های مختلف سوال شده بود(به نقل از ذبیحی حصاری،۱۳۸۴). باورهای کودکان در مورد کنترل پذیری هوش هر اندازه که کودکان هوش را قابل کنترل بدانند، احتمال بیشتری دارد که بر روی تکالیف مشکل و در زمان شکست، پافشاری و مقاومت بیشتر نشان دهند. بندورا و دوئک ( به نقل از مهدیان، ۱۳۸۵) فرض کرده اند تعاریف مختلفی که افراد از توانایی هوشی دارند، ممکن است منجر به اهداف متفاوت در زمینه پیشرفت هوشی شود. به این معنی که بعضی از کودکان که نظریه ذاتی از هوش دارند، دیدگاه آنان از توانایی هوشی یک امر ثابت و خصوصیت غیر قابل کنترل است. چگونگی و میزان پیشرفت در این کودکان باعث می شود که آنها موقعیتی برای دسترسی به کیفیت هوش خود داشته باشند و این برداشت آنها را به سمت اهداف عملکردی هدایت می کند. گروه دیگری که نظریه افزایشی از هوش دارند، هوش را به عنوان امری قابل انعطاف می پندارند که می توان آن را افزایش داد. این گروه از افراد احتمال بیشتری دارد که اهداف یادگیری در موقعیتهای پیشرفت را با هدف افزایش سطح توانایی هوش خود حمایت کنند. همچنین در تحقیقاتی که توسط دوئک (۱۹۸۸) انجام شده است رابطه بین اعتقادات کودکان درباره انعطاف پذیری هوش با رفتارها، عملکرد و میزان پیشرفت کودکان به اثبات رسیده است. باورهای کودکان در مورد ظرفیت ( توانایی یا استعداد ) هوش همانطور که دوئک به بررسی اعتقادات کودکان در مورد کنترل پذیری هوش پرداخته است، نیکولز(۱۹۸۹-۱۹۷۸) هم به بررسی درک کودکان از توانایی به عنوان ظرفیت پرداخته است. نیکولز و -[۱۰۵]همکاران درباره این مساله که کودکان یک نظریه پیشرفت را در مورد هوش، در کنار گسترش درکشان از سایر سازه ها ( مفهوم ها) مثل شانس، مشکل بودن تکالیف و تلاش، گسترش می دهند. صحبت کرده است و در واقع این نظریه رابطه بین ساختارهای توانایی و تلاش را که نیکولز به عنوان اعتقاد کودکان درباره توانایی بعنوان ظرفیت از آن نام می برد توضیح می دهد. مفهوم پیچیده توانایی مانند ظرفیت از نظر نیکولز عبارت است از ظرفیت وجود فرد در یک موقعیت خاص که محدود می شود به میزانی که تلاش فرد می تواند نتایج عملکرد او را در مقایسه با عملکرد افراد دیگر گسترش دهد. کودکانی که این مفهوم پیچیده را درک کرده اند، اعتقاد دارند زمانی که سایر چیزها یکسان است، افرادی که برای رسیدن به یک سطح مشخص عملکرد، سخت تر کار کنند اگر تلاش مساوی با دیگران داشته باشند، ظرفیت آنها کمتر است و پایین تر از دیگران عمل می کنند. همچنین بر اساس تحقیقات نیکولز (۱۹۷۸) درباره تمیز قائل شدن بین توانایی و تلاش فقط گروه کودکان ۱۲ سال به بالا می توانند بین توانایی و تلاش کاملا تمیز قائل شوند و این گروه بیان می کنند که توانایی پایین ممکن است اثرات تلاش را کم کند. در حالیکه توانایی بالا ممکن است آنرا افزایش دهد و زمانی که عملکرد یکسان است، تلاش کمتر دلالت برتوانایی بالادارد. بهر حال کودکانی که مفهوم توانایی بعنوان ظرفیت را کسب کرده اند معتقدند که افرادی که به عنوان یاد گیرندگان تنبل و سطح پایین معرفی شده اند، می توانند با تلاش و جدیت مانند سایر کودکان عملکرد خوب و عالی داشته باشند. مشاهدات دیگر هم در این زمینه ، زمانی که سطح تلاش و کوشش فرد تغییر می کرد و با کودکان دیگر مقایسه می شد به نتیجه یکسان رسیدند(به نقل از بابایی،۱۳۸۷). تفاوتهای جنسیتی در زمینه باورهای هوشی بحث تفاوتهای جنسیتی در زمینه باورهای هوشی در سه مقوله انتظارات معلمان و والدین، اسنادها و انتظارات موفقیت و شکست و باورهای هوشی مورد بررسی قرار خواهد گرفت(آچاک، ۱۳۸۹). انتظارات و والدین تعامل متفاوت معلمان با دختران و پسران در درک دانش آموزان از توانایی های تحصیلی خود تلویحاتی را در بر دارد. اما آیا معلمان در تدریس و ارزیابی دانش آموزان خصوصاً درباره درس ریاضی و علوم پیامدهای جداگانه ای را به دختران و پسران انتقال می دهند؟ اگرچه اکثر معلمان مدارس زن هستند ولی مردان بیشتر از زنان ریاضی و علوم را تدریس میکنند. این امر ممکن است این پیام را منتقل کند که ریاضی و علوم حیطه های مردانه هستند. لیکن در این مورد که معلمان ریاضی تعامل متفاوتی با دانش آموزان بر اساس جنسیت دارند، شواهد مختلفی وجود دارد. بعضی تحقیقات در میزان تحسین یا انتقاد معلمان از پسران و دختران در کلاسهای ریاضی تفاوتی نیافته اند ( هلر و پارسونز[۱۰۶]، ۱۹۸۱). در صورتی که بر مبنای پژوهش های دیگر از پسران دوره راهنمایی و دبیرستان در مقایسه با دختران در کلاسهای ریاضی بیشتر تحسین و انتقاد می شود. به علاوه هر چه پسران در مورد عملکرد، بیشتر تحسین و انتقاد شوند نسبت به توانایی های ریاضی خود اطمینان بیشتری پیدا می کنند. اما بین تحسین و انتقاد در کلاس درس و باورهای دختران درباره توانایی ریاضی آنها رابطه ای وجود ندارد. (اکلز[۱۰۷] و پارسونز، ۱۹۸۳، به نقل از، آچاک، ۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۱-آمار توصیفی ۴-۱-۱-تحلیل تک متغیره در این بخش به توصیف متغیرهای تحقیق پرداخته و هر متغیر از نظر فراوانی و در صد فراوانی توصیف می شود. مختصات داده های عمومی: توزیع فراوانی و در صد کاربران بر حسب جنسیت جدول شماره۴-۱-۱ پژوهش حاضر ۳۸۵ نفر ازکاربران شبکه اجتماعی کلوب را مورد مطالعه قرار داده است که از این تعداد ۱۸۲نفر زن ( ۴۷% ) و۲۰۳ نفر از ایشان مرد، یعنی نزدیک به ۵۳%حجم نمونه می باشند. توزیع فراوانی و در صد کاربران بر حسب وضعیت تاهل جدول شماره ۴-۱-۲ همانطور که از جدول بالا مشاهده می شود بیشتر کاربران کلوب (افراد نمونه) یعنی ۲۱۲نفر که نزدیک به ۵۹% حجم نمونه را تشکیل می دادند مجرد هستند و ۱۷۳نفر ایشان متاهل می باشند.از این میان بیشتر زنان کاربر کلوب مجرد می باشند؛ یعنی نزدیک ۶۸% ایشان مجرد بوده وتنها حدود ۳۲%از زنان عضو در کلوب متاهل می باشند . این در حالیست که بر خلاف زنان، اکثر مردان عضو کلوب ۵۷% متاهل هستند. توزیع فراوانی و در صد کاربران بر حسب سن جدول شماره ۴-۱-۳ داده های پیمایش بیانگر آن است که بیشترین گروه سنی ۲۱تا ۳۵ سال است که از میان نزدیک به ۲۶%در گروه ۲۱تا۲۵ سال و۲۴%از ایشان در گروه۲۶تا ۳۰ سال قرار دارند که می توان این برداشت را داشت که غالب اعضای کلوب را جوانان تشکیل می دهند .[۱۲۱] از این میان زنان بیشتر در گروه سنی ۲۶تا ۳۰ سال قراردارند و مردان بیشتر در گروه سنی۲۱تا۲۵سال قرار داشتند یعنی بیشتر اعضای کلوب را جوانان تشکیل می دهند. جدول۴-۱-۴-توزیع فراوانی کاربران کلوب بر حسب دین همانطور که انتظار می رفت نزدیک به ۸۴ درصد از افراد مورد مطالعه، دین خود را اسلام معرفی کرده اند. و پس از آن کاربران زرتشتی در رتبه بعد حدود ۱۳% جمعیت نمونه را تشکیل می دهند که در این میان با تفکیک جنسیت متوجه می شویم اکثریت زنان مورد مطالعه یعنی نزدیک به ۹۴.۵% دین خود را اسلام اعلام کردند و در صد بسیار کمی نزدیک به ۵% زرتشتی و کمتر از ۱%خود را مسیحی معرفی کردند و هیچکدام از زنان نمونه دین خود را یهود اعلام نکرده است. اما در مورد مردان هم همانطور که انتظار می رفت اکثریت ایشان خود را مسلمان در حدود۸۰% و تعداد قابل قابل توجه ای از ایشان زرتشتی بوده که شامل بیش از۱۵% جمعیت نمونه می شود و پس از آن کاربران مسیحی با ۳% و کاربران یهودی با ۲% جمعیت نمونه را تشکیل دادند. توزیع کاربران بر حسب سطح تحصیلات ۵ جدول شماره ۴-۱-۵ در موردسطح تحصیلات کاربران کلوب یافته ها حاکی از آن است که بیشترین اعضای (جمعیت نمونه)دارای تحصیلات لیسانس می باشند یعنی حدود ۳۵% ایشان که ۱۳۵ نفر را شامل می شود. البته این در صد به علت حضور زنان لیسانس در ارائه آمار کلی می باشدکه اگر به تفکیک جنسیت تحصیلات کاربران را مورد بررسی قرار دهیم؛ به این نکته پی می بریم که زنان نزدیک به ۳۵% دارای تحصیلات لیسانس و حدود ۲۵%ایشان تحصیلات فوق لیسانس دارند. بنابراین از ۱۸۲ کاربر کلوبی زن ۱۱۳ نفر دارای تحصیلات لیسانس وبالاتر می باشند. درحالی که کاربران مرد بیشتر دارای تحصیلات دیپلم می باشند۴۲%که جمعیتی بالغ بر۸۵ نفر را تشکیل می دهند وپس از آن کاربران دارای تحصیلات لیسانس ( ۳۵%) می باشند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
توزیع کاربران بر حسب نوع شغل جدول شماره ۴-۱-۶ داده های جدول شماره ۶ نشان می دهد که اکثر اعضای جامعه مجازی ایرانیان (کلوب) اظهار داشته اند شغل آزاد دارند که حدودا ۲۴%جمعیت مورد مطالعه را به خود اختصاص می دهد که توزیع فراوانی اشتغال کاربران به تفکیک جنسیت نشان می دهد اتفاقا زنان در آن سهم چندانی ندارند و بالا بودن آمار کاربران با شغل آزاد بیشتر مربوط به مردان است با حدود ۳۳.۵% در مورد زنان اکثر ایشان خود را دانشجو معرفی کرده اند با آمار۲۸% و پس از آن یعنی۲۴%خانم ها اظهار دارند به خانه داری مشغول هستند؛ در صورتیکه درمورد مردان پس از شغل آزاد ۲۹%مردان اظهار داشتند که شغلی ندارند و در اصطلاح بیکار هستند. توزیع کاربران بر مبنای موقعیت اجتماعی،اقتصادی جدول شماره۴-۱-۷ از این داده ها میتوان به چگونگی توزیع کاربران بر حسب موقعیت اجتماعی،اقتصادی(ترکیب تحصیلات و شغل) اشاره کرد که نشان میدهدبیشتر افرادنمونه را کاربرانی تشکیل می دهد که ازموقعیت اجتماعی، اقتصادی متوسط روبه بالا برخوردار می باشند. (لازم به ذکر است یافته های صفحه قبل را نه از روش پیمایش که از طریق سر زدن به پروفایل یکایک پاسخگویان و ورود به صفحه ای با نام «مشاهده مشخصات کامل » بدست آوردیم). از دیگر یافتههای بدستآمده اطلاعاتی هست؛که از طریق پیمایش وکامنت های کاربران جمعیت نمونه در پروفایل محقق ( پرسشنامه آنلاین) جمع آوری شد. جداول ۸ تا ۱۳ توزیع کاربران را برحسب هر یک از متغیرهای تاثیرگذار شبکه اجتماعی کلوب (نوع استفاده، مدت استفاده، میزان استفاده، واقعی تلقی کردن و مشارکت و فعال بودن در کلوب) نشان میدهد. توزیع کاربران برحسب نوع استفاده از کلوب جدول ۴-۱-۸ همانگونه که در جدول شماره ۸ملاحظه میگردد بیشتر کاربران مورد مطالعه (۱/۳۵ درصد) از شبکه اجتماعی کلوب جهت سودمندی اجتماعی استفاده می کنند و تعامل اجتماعی و سرگرمی در رتبه های بعدی قرار دارند. نکته قابل توجه آنکه تنها ۳/۱۵ درصدکاربران اظهار داشتند که استفاده ایشان از کلوب برای افزایش اطلاع و آگاهی می باشد.به این معنی که کمترین مورد استفاده از کلوب گزینه افزایش واطلاع است. توزیع کاربران بر حسب انگیزه و هدف استفاده از کلوب جدول ۴-۱-۹ همانگونه که در جدول شماره ۹ ملاحظه میگردد بیشتر کاربران مورد مطالعه (۵۵.۶ درصد) از شبکه اجتماعی استفاده ابزاری و جهت مند دارند در حالیکه ۴۴%ایشان به طور عادتی وغیر جهت مند از کلوب استفاده می کنند.در این میان استفاده زنان به صورت جهت مند نزدیک به ۶۰% ومردان حدود ۵۲%درصد به طور جهت مند و ابزاری از کلوب استفاده می کنند. توزیع کاربران بر حسب مدت استفاده (مدت مواجهه) از کلوب جدول۴-۱-۱۰ از جدول شماره ۹ مشاهده می شود که بیشترین درصد مربوط به مدت عضویت در کلوب (۲۹.۶%)مربوط به کاربرانی هست که حدودا یک الی دوسال از عضویت ایشان می گذرد وپس از آن افرادی که که ۳تا ۴ سال(۲۷%) وحتی بیش از۴سال (۲۶.۵%) هست که به عضویت شبکه اجتماعی کلوب درآمدهاند. نکته قابل توجه این است که کمترین تجمع و انباشتگی کاربران (چه در بین کاربران زن وچه مرد) از حیث مدت استفاده از کلوب در طبقه کمتر از یک سال میباشد. توزیع کاربران بر حسب میزان استفاده (میزان مواجهه) از کلوب جدول ۴-۱-۱۱ نتایج جدول شماره ۱۱نشان میدهد که بیش از ۶۰% کاربران مورد مطالعه در فاصله یک تا ۴ساعت از کلوب استفاده می کنند که به طور مجزا نزدیک به ۳۲%کاربران بین یک تا دو ساعت ازاین شبکه استفاده می کنند. نکته قابل توجه این است که میزان استفاده بیش از ۳۰ درصد کاربران از کلوب بین ۳ تا ۴ ساعت میباشد. این آمار به طور مجزا نشان می دهد نزدیک به ۵۲%زنان و۵۵%مردان حدود سه تا چهار ساعت از زمان خود را در شبکه کلوب سپری می کنند. توزیع کاربران بر حسب میزان واقعی تلقی کردن محتوای کلوب جدول ۴-۱-۱۲ همانگونه که از جدول بالا مشاهده می شود از میان کاربران مورد مطالعه در این تحقیق ۴۲% اذعان دارند که محتوای کلوب را تا حدودی می توان واقعی تلقی کرد؛ اما بیش از ۳۶% کاربران محتواهای ارائه شده در کلوب را به میزان بالایی واقعی تلقی می کنند به طور کلی اعتماد کاربران مرد و زن به واقعی بودن محتوای کلوب متوسط روبه بالا می باشد. توزیع کاربران بر حسب میزان مشارکت و فعال بودن در استفاده از کلوب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۶-۲-۲- تفاوت در نظام حقوقی حاکم بر آن ها : نظام حاکم بر اشخاص حقوقی حقوق عمومی تابع نظام حقوق عمومی است و نطام حاکم بر اشخاص حقوقی حقوق خصوصی تابع نظام حقوق خصوصی است . ۲-۶-۲-۳- تفاوت در منشا پیدایش : اشخاص حقوقی ، حقوق خصوصی ، با اراده و ابتکار افراد تشکیل می شوند ولی اشخاص حقوق حقوق عمومی توسط مقامات عمومی و معمولا با وضع قانون یا با مجوز قانونی تشکیل می شوند . ۲-۶-۲-۴- لزوم یا عدم لزوم به ثبت رسیدن : اشخاص حقوقی حقوق خصوصی زمانی رسمیت می یابند که به ثبت برسند در حالی که اشخاص حقوقی حقوق عمومی برای رسمیت یافتن نیازی به ثبت ندارند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۶-۲-۵- استفاده از اقتدار عمومی : مهم ترین تفاوت بین این دو در این است که اشخاص حقوقی ، حقوق عمومی به نوعی (البته همه یکسان نیستند) از حق اعمال حاکمیت برخوردار شده اند ولی انواع اشخاص حقوق خصوصی از این حق برخوردار نیستند . ۲-۷- دیدگاه های موجود در مورد مسئولیت کیفری شخص حقوقی : با توجه به مراتب فوق و نظر به پذیرش شخص حقوقی،بحث از مسئولیت این شخص پیش می آید و اینکه اگر شخص حقوقی مانند شخص حقیقی مرتکب جرم گردد، چه کسی باید پاسخگوی افعال یا ترک افعال مجرمانه باشد؟. به عنوان مثال اگر شرکتی کلاهبرداری کند مسئولیت جزائی به عهده چه کسی یا کسانی است و به فرض اگر مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی را پذیرفتیم، اعمال مجازات چگونه خواهد بود ؟ در این خصوص از ناحیه حقوقدانان سه نظر ابراز گردید . ۱- کسانی که به عدم مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی عقیده دارند. ۲-کسانی به مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی معتقدند. ۳- کسانی که نظری بینابین دارند. ۲-۷-۱- نظریه عدم پذیرش مسولیت کیفری اشخاص حقوقی: گروهی به دلیل عدم وجود اراده و اختیار قابلیت انتساب جرم بین اشخاص و همچنین به لحاظ نحوه شکل گیری و روش تصمیم گیری در اشخاص حقوقی توسط مدیران هیچگونه مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی قائل نیستند. آنان معتقدند که: «مجازات های پیش بینی شده در قانون جزایی، مخصوص اشخاص حقیقی است، مانند اعدام و حبس و… و بیشتر آنها را نمی توان درمورد اشخاص حقوقی اجرا کرد». به نظر این عده: « چنانچه جرمی نیز به اشخاص حقوقی نسبت داده شود مجازات مقرره باید درمورد مدیران متخلف اعمال گردد. مانند کشورهای برزیل، لوکزامبورگ و جمهوری چک، که معتقدند اشخاص حقوقی قادر به ارتکاب جرم نیستند. درواقع هیچ نوعی از مسئولیت برای اشخاص حقوقی به رسمیت نمی شناسند بلکه این مسئولیت را متوجه شخص حقیقی می دانند . (صفار،۱۳۷۱،ص۴۸۲) باید به این نکته توجه داشت که اگر چه انسان را برحسب تعهد و حقوقی که دارد شخص می گویند؛ ولی کسی که در موضوع حقوق جزا قرار می گیرد انسان است نه شخص؛ بنابراین هرجا که در قوانین کیفری گفته می شود«هر کس یا هر شخص» مقصود انسان است نه شخص حقوقی؛ حتی هنگامی که قانون بعضی انسان ها را از شخصیت خلع می کند، از هم انسان است که مورد مجازات قرار می گیرد. به همین جهت متن قانونی مشخص در زمینه کیفر اشخاص حقوقی وجود ندارد. بنابراین اجرای مجازات درمورد این اشخاص با اصل قانونی بودن مجازات ها نیز برخورد پیدا می کند. یکی از مهمترین هدف های مجازات ،متنبه ساختن مجرم و اصلاح حال اوست در حالی که اجزای مجازات هایی از قبیل تعطیلی موقت یک شخصیت حقوقی یا وضع و اجرای مجازات های مالی در مورد این اشخاص به این هدف نمی انجامد و در نتیجه تنبه و اصلاح آنها معنی پیدا نمی کند اضافه برآن اشخاص به این هدف نمی انجامد و در نتیجه تنبه و اصلاح آنها معنی پیدا نمی کند اضافه برآن اشخاص حقوقی فاقد ادراک میباشند و رنج و درد ناشی از تحمل مجازات را که ممکن است تاثیر اصلاحی داشته باشد حس نمی کنند ( صفار، ۱۳۷۳، ص ۵۰۴ ) . مطابق نظریه عدم مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی ، شخصیت حقوقی را بنا به دلایل زیر نمی توان مسئول دانست : اول : (( برای احراز مجرمیت بزهکار تنها وجود یک عامل عادی مثبت یا منفی فعل یا ترک فعل که قانون آن را جرم شناخته کافی نیست و افزون بر آن وجود عنصر معنوی نیز لازم است. یعنی مجرم از لحاظ روانی قصد و عمد داشته باشد جرایم عمدی و یا اینکه خطایی انجام داده باشد جرایم غیر عمدی که مستوجب مسئولیت کیفری باشد . در تحقق کلیه جرائم وجود عنصر روانی یعنی قصد مجرمانه ضرورت دارد.واضح است که وجود این عنصر به اراده مستقیم و مختاری بستگی دارد که تنها آن را در انسان عاقل و بالغ و مختار می یابیم . بنابر این تنها اشخاص حقیقی می توانند بار مسئولیت جزایی را بر دوش بکشند و اشخاص حقوقی چون فاقد این خصوصیات می باشند نمی توانند قصد و اراده مستقل از افراد تشکیل دهنده خود را داشته باشند . در نتیجه نمی توان ارتکاب جرم را به آنها منتسب دانست .در مقابل قائلین به مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی گفته اند که با توجه به اراده جمعی و مشترکی که در مورد اشخاص حقوقی مطرح است، این اشخاص در مورد قصد و اراده شبیه اشخاص حقیقی هستند یعنی وقتی که یک شخص حقوقی یک تصمیم می گیرد که جنبه جزایی دارد در حقیقت قصد مجرمانه و اراده انحرافی خود را بروز داده است و در نتیجه عنصر روانی جرم را دارا است ( فرج اللهی، ۱۳۸۸، ص ۴۲ ). دوم : اینکه مجازات های پیش بینی شده در قانون جزایی مخصوص اشخاص حقیقی بوده مانند اعدام و حبس و ….. و بیشتر آنها را نمی توان در مورد اشخاص حقوقی اجرا کرد .در پاسخ به این نظریه هم گفته شده که طیف انواع مجازات ها گسترده است . درست است که در مورد یک شخصیت حقوقی نمیتوان آنچه راجع به اشخاص حقیقی است را اجرا نمود ، ولی می توان بجای اعدام به انحلال موسسه و بجای حبس به تعطیلی موقت موسسه رای داد . سوم : قبول مسئولیت جزایی برای اشخاص حقوقی به اصل شخصی بودن مجازات ها لطمه وارد می کند بدین توضیح که اگر افرادی که داخل یک واحد حقوقی هستند مرتکب بزهی شوند همان عده باید تحت تعقیب قرار گیرند نه اجتماع فرضی آنها . در صورتی که اگر یک شخصیت حقوقی مورد مجازات قرار گیرد کلیه افرادی که در آن شرکت یا موسسه به هر نحوی شرکت دارند مورد مجازات قرار می گیرند .مخالفین این نکته را درست می دانند که در اجرای کیفر ها و مجازات ها همواره اشخاص بی گناهی متحمل صدمه و زیان می شوند ولی اجرای مجازات علیه اشخاص حقوقی موجب نقض اصل شخصی بودن مجازات نیست زیرا این وضعیت در مورد اشخاص حقیقی هم درست است و در موارد زیادی وجود دارد که آثار کیفر اشخاص حقیقی دامنگیر اشخاص بیگناه هم می شود مثلا وقتی فرد مجرم مجازات می شود زن و فرزند او نیز از بعضی حقوق محروم می شوند . ۲-۷-۲- نظریه پذیرش مسولیت کیفری اشخاص حقوقی : گروهی دیگر به مسئولیت کامل کیفری برای اشخاص حقوقی معتقد هستند. آنان به عنوان مجازات از اصطلاحاتی همچون تعطیلی شخص حقوقی به جای حبس و نیز انحلال شخص حقوقی به جای اعدام که درمورد اشخاص حقیقی به کار می رود استفاده می کنند. « قانون جزای کوبا» اجرای همه نوع کیفر (اعم از مالی و غیرمالی) را در مورد اشخاص حقوقی ممکن و روا می داند و از انحلال و تعطیل شدن اشخاص حقوقی به عنوان مجازات های جایگزین اعدام و حبس سخن گفته است. (صفار، ۱۳۷۳، ص ۵۰۵) در حقوق روم این اصل پذیرفته شده بود که اشخاص حقوقی قادر به ارتکاب جرم نیستند. این اصل حقوقی با عبارت societas delinquere non posttest بیان می شد؛ یعنی اتجمن ها و اشخاص حقوقی نمی توانند مرتکب جرم شوند. ولی مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی در حقوق جزای کنونی کشورهای لاتین از جمله خود ایتالیا پذیرفته شده است (صانعی، ۱۳۷۳، ص۶۰۳). در حقوق جزای آمریکا، به خاطر پیچیدگی بیشتر روابط اجتماعی، شرکت های بزرگ صنعتی و تجارتی نفوذ و اهمیت فراوانی به دست آورده اند. به همینن خاطر مسئولیت جزایی اشخاص حقوقی از دیرباز پذیرفته شده است(پیشین، ص۶۰۴) مقنن فرانسوی نیز تا قبل از سال ۱۹۹۳ قائل به عدم مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی بود؛ ولی در سال مزبور با تصویب ماده ۲-۱۲۱ از قانون جدید جزای عمومی برای اشخاص حقوقی به جز دولت مسئولیت کیفری قائل گردیده است (نوربها، ۱۳۸۹، ص۳۳۸). ۲-۷-۳- نظریه بینابین : گروه سوم نظری بینابین دارند و معتقد هستند از آنجا که اشخاص حقوقی می توانند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شوند که اشخاص حقیقی دارا هستند، مگر حقوق و تکالیفی همچون ابوت و بنوت که خاص اشخاص حقیقی است بس تکلیف کیفری ناشی از اعمال مجرمانه منتسب به اشخاص مزبور قابلیت توجه دارد ولی در نحوه اعمال قائل به تفکیک گردیده اند ،به گونه ای که مجازاتهای قابل اعمال در مورد اشخاص حقوقی مانند جریمه ،لغو مجوز و نیز تعلیق یا تعطیلی فعالیت در حق خود اشخاص حقوقی منظور گردد ولی مجازاتهای غیر قابل اعمال در حق ایشان مانند حبس و شلاق، نسبت به مدیر یا مدیران مختلف اجرا گردد. در نظام حقوقی ایران با توجه به قوانین جدیدی که تصویب گردیده و به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد و نیز با عنایت به رویه قضایی حاکم ، می توان گرایش مقنن ایرانی از موضع منظور نداشتن مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی را به سوی پذیرش نظریه اخیر استنباط نمود . طیف انواع مجازات ها گسترده است درست است که در مورد یک شخصیت حقوقی نمی توان آنچه راجع به اشخاص حقیقی است اجرا نمود ؛ ولی می توان به جای اعدام به انحـلال موسـسه و به جای حبـس بـه تعطیلی موقت موسسه رای داد ( اردبیلی ،۱۳۸۳ ، ص ۲۲). قانون نظام صنفی مصوب ۱۳۸۸ نیز بعد از اینکه شخص حقوقی را به عنوان فرد صنفی محسوب نموده مجازاتهای متعددی را که قابلیت اعمال نسبت به اشخاص حقوقی باشد برای جرائم و تخلفات ارتکابی از سوی اصناف پیش بینی نموده است قانونگذار در ماده ۷۰ این قانون از اشخاص حقوقی نام برده و برای تخلف ارتکابی وی علاوه بر جبران خسارت ،جریمه خسارت، جریمه نقدی نیز لحاظ نموده است . این تأسیس خود تحولی در منابع قانونی محسوب می گردد و حتی با لحاظ سازمانها و نمایندگان ایشان به عنوان مرتکبین جرائم به نظر می رسد مقنن تفاوتی بین اشخاص حقوقی حقوق خصوصی با اشخاص حقوقی حقوق عمومی انچنان که در سیستم قانونی کشور فرانسه عمل گردیده است قائل نشده است . با عنایت به مواضع کشورهای مختلف، در مورد مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی به این نتیجه می رسیم که مواضع متنوع و گاهی متناقض در این خصوص از سوی کشورها اتخاذ شده است به گونه ای که برخی قائل به مسئولیت مطلق اشخاص حقوقی می باشند و در میان چنین کشورهایی اشخاص حقوقی حقوق عمومی مستثنی شده اند. در مقابل برخی معتقد به عدم مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی به طور مطلق گردیده اند. دسته سوم از کشورها هم مانند ایران در عین حالی که برای اشخاص حقوقی بنا به دلایل گفته شده مسئولیت کیفری قائل نیستند ولی مجازات های قابل اعمال در مورد اشخاص مزبور را با عنایت به وضعیت و ماهیت اینگونه اشخاص پذیرا شده اند. به نظر بنده علیرغم مخالفت هایی که با پذیرش مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی به عمل آمده و در حالی که برخی از استدلال های ایشان نیز با عنایت به اصول کلی حاکم بر حقوق جزا قابل اعتنا است؛ اما دیدگاهی که مسئولیت کیفری را برای اشخاص حقوقی به رسمیت شناخته است ارجح به نظر می رسد. چراکه بدینوسیله شرکا، سهامداران و مدیران و مسئولین چنین اشخاصی با احساس مسئولیت بیشتری اداره مجموعه متبوع خود خواهند پرداخت و برای اشخاص طرف قرارداد و اشخاص ثالثی که چه بسا از تصمیمات و نحوه اداره اشخاص مزبور متضرر گردند؛ اطمینان و اعتماد بیشتری ایجاد خواهد گردید. از سوی دیگر بر اساس قاعده فقهی « من له الغنم فعلیه الغرم » همچنان که منافع و مزایای چنین شخصی متوجه شخص حقوقی و به نوعی تمامی شرکا، سهامداران و دست اندرکاران شخص حقوقی مزبور است باید مجازات ها و عواقب ناشی از اعمال غیر قانونی و مجرمانه آنان نیز به شخص حقوقی و به نوعی به همه ایشان تحمیل شود. البته بدیهی است همچنانکه در مطالب معنونه اشاره گردید این امر منحصر به مجازات های قابل اعمال از قبیل جریمه، جزای نقدی، مصادره، تعطیلی محل کسب، لغو یا تعلیق امتیاز، تنزل درجه و رتبه بندی کاری، انحلال و نظایر این ها خواهد بود. مجازات های غیر قابل اعمال در حق اینگونه اشخاص مانند حبس، شلاق و امثال آن ها بر تصمیم گیرندگان و مسئولین اشخاص مزبور تحمیل می شود؛ گویی که همانند سازی مجازات های اخیر نیز صورت گرفته است. به عنوان مثال می توان به رای صادره از شعبه ی ۱۰۴ دادگاه جزایی شهرستان رشت و شعبه دوازدهم دادگاه تجدید نظر استان گیلان در همان مورد (مسئولیت کیفری شهردار یکی از شهرستان های استان گیلان) اشاره نمود. طبق رای اصداری بدوی به شماره دادنامه ۹۰۰۹۹۷۱۳۱۱۸۰۰۵۰۹ که به شرح ذیل می باشد: رای دادگاه: « در خصوص کیفر خواست شماره ۲۲۳۵ – ۴ / ۴ /۹۰ دادسرای رشت علیه آقای … شهردار … به اتهام برداشت غیر مجاز از بستر رودخانه کالخایی آن شهرستان که منجربه قتل غیرعمدی مرحومه … شده است با توجه به اینکه اولا: شهردار یک شهرستان هرگز شخصا اقدام به برداشت از بستر رودخانه نمی کند واین کار توسط عوامل اجرایی و زیرمجموعه ی شهرداری انجام می شود و بر اساس ماده ۵ قانون آیین دادرسی کیفری تعقیب جزایی فقط نسبت به مباشر، شریک و معاون جرم امکان پذیر است، ثانیا: براساس ماده ۱۱ قانون مسئولیت مدنی هرگاه فعل یا ترک فعل غیر قانونی منتسب به شخص رئیس اداره باشد یعنی خود او در راستای انجام وظایفش رفتار مجرمانه ای را مرتکب شود تبعا عواقب و مسئولیتهای کیفری و مدنی آن هم متوجه خودش خواهد بود اما در مواردی که جرم واقع شده مستند به فعل یا ترک فعل شخص رئیس اداره (شهردار) نبوده بلکه ناشی از عملکرد سازمان یا اداره می باشد ورئیس اداره (شهرداری) صرفا به عنوان نمایندگی از آن سازمان باید پاسخگو باشد مسئولیت کیفری ومدنی متوجه او نبوده و حسب مورد جبران خسارت و ضرر و زیان وارده به اشخاص و اموال مردم باید از سوی آن سازمان (شهرداری نه شهردار) صورت گیرد حسب محتویات پرونده آن مرحومه در نقطه ای از رودخانه که شهرداری … در آن اقداماتی انجام داده بود غرق شده است بنابراین موضوع فاقد وصف مجرمانه بوده و متهم قابل تعقیب کیفری نمی باشد و اولیای دم می بایست با اقامه ی دعوی حقوقی علیه شخص حقوقی (شهرداری …. ) مطالبه خون بهای مورث خود را می نمودند لذا مستندا به اصل ۳۷ قانون اساسی رای برائت متهم صادر می شود این رای ظرف ۲۰ روز از ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه تجدید نظر گیلان است». که این رای در دادگاه تجدیدنظر نقض و مسئولیت کیفری شخص مدیر (شهردار) مورد تایید قرار گرفت که به شرح ذیل است: رای دادگاه: « تجدیدنظرخواهی آقایان ۱-صمد ۲- محمود ۳- … با وکالت آقای … نسبت به دادنامه شماره ۹۰۰۰۵۰۹ مورخه ۱۲/۶/۹۰ که به شرح آن شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزایی رشت اتهام آقای … شهردار … دایر بر قتل غیر عمدی مرحومه … را محرز ندانسته و رای بر برائت مشارالیه صادر و اعلام نموده وارد و موجه است زیرا مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی بر عهده مدیران موسسات می باشد و در ما نحن فیه حسب محتویات پرونده و نظریه کارشناس منتخب کارکنان شهرداری … به دستور شهردار … آقای … و بدون رعایت نظامات دولتی مبادرت به برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه نمودند که این امر منجر به فوت مرجومه … گردیده، علیهذا دادگاه با عنایت به مراتب فوق به تجویز شق ۴ بند ب ماده ۲۵۷ قانون آیین دادرسی کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب و با نقض دادنامه معترض عنه و با احراز بزهکاری آقای … دایر بر قتل شبه عمدی … ناشی از عدم رعایت نظامات دولتی با توجه به شکایت شکات (اولیای دم)، نظریه و گواهی پزشکی مضبوط در پرونده، نظریه کارشناس منتخب، مدافعات غیر موجه متهم سایر قرائن و امارات موجود و به استناد مواد ۲۹۵-۲۹۷-۳۰۰-۳۰۲-۶۱۶ قانون مجازات اسلامی و رعایت بند ۵ ماده ۲۲ قانون مرقوم به لحاظ وضعیت خاص نامبرده، وی را علاوه بر پرداخت نصف دیه کامل مرد مسلمان ظرف ۲ سال در حق اولیا دم به پرداخت پنج میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس در حق صندوق دولت محکوم می نماید و این رای قطعی است. در عصر کنونی بنا به رویکرد جدید قانونگذاران در بسیاری از کشورهای پیشرفته و کشورمان مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی را مورد پذیرش قرار داده اند. ۲-۸- قواعد مشترک اشخاص حقوقی : ۱) اسناد اعمال انجام شده بوسیله اشخاص طبیعی به اشخاص حقوقی : اشخاص حقوقی خود قادر به انجام عمل نیستند . اعمال و تصمیمات آنها به وسیله اشخاص طبیعی که اصطلاحا به آنها ارکان شخص حقوقی گفته میشود انجام میگیرد و به همین جهت در حقوق عمومی و نیز در حقوق خصوصی مطرح میشود که در یک جمعیت یا مؤسسه چه کسانی صلاحیت دارند بنام شخص حقوقی تصمیم بگیرند و شخص حقوقی را متعهد سازند . ماده ۵۸۹ قانون تجارت مقرر می دارد « تصمیمات شخص حقوقی بوسیله مقاماتی که بموجب قانون یا اساسنامه ، صلاحیت اتخاذ تصمیم دارندگرفته میشود » در شرکتهای تجاری و مؤسسات غیر تجاری مانند انجمن ها و سندیکاها حق اتخاذ تصمیم اصولا با مجمع عمومی و اجرای آن با رئیس هیات مدیره و مدیر عامل است . حق اتخاذ تصمیم در وزارتخانه ها با وزرا ودرمؤسسات مستقل دولتی با رؤسای آنهاست . بموجب قانون و عرف اداری ، وزرا و رؤسای مؤسسات مستقل اداری میتوانند حق امضاء و اختیارات خود را به معاونان یا کارمندان مادون خود تفویض نمایند . تفویض اختیارات و حق امضاء یکی از مسائل حقوقی بسیار دقیق حقوق عمومی و حقوق تجارت است . ۲) اصل تخصص، اشخاص حقوقی اعم از عمومی و خصوصی تابع اصل تخصص اند : معنی این اصل آن است که هر شخص حقوقی فقط میتواند در حدود صلاحیت قانونی ، یعنی در باره اموری که بموجب قانون ویا بر طبق اساسنامه جزء اختیارات و وظایفش گذاشته شده است اقدام و عمل کند . تنها استثناء از این قاعده دولت است که صلاحیت مطلق دارد و حق دارد در تمام امور اجتماع مداخله نماید . یک شرکت بازرگانی که بموجب اساسنامه خود برای اشتغال به تجارت در داخل کشور تاسیس و تشکیل شده است نمیتواند به تجارت خارج بپردازد مگر آنکه موضوع اصلی فعالیت خود را تغییر داده و اساسنامه خود را منطبق با آن بنماید . همینطور انجمن حمایت از حیوانات نمیتواند در دادگستری برای دفاع از کودک طرح دعوی کند زیرا این انجمن صرفا به منظور حمایت از حیوانات تشکیل شده است . باید دانست علت وجودی هر شخص حقوقی هدف و موضوع خاص آن است و برای نیل به همین هدف است که قانونگذار به او شخصیت حقوقی داده است . ۲-۹- مسئولیت اشخاص حقوقی : قبل از پرداختن به موضوع مسئولیت اشخاص حقوقی ، لازم است از مسئولیت تعریفی ارائه داد . مسئولیت، پاسخگویی به تخلفاتی است که شخص نسبت به تعهدات و وظایف خود مرتکب شده و مسئول کسی است که « فریضه ای بذمه دارد که اگر به آن عمل نکند از او بازخواست میشود » اما بحث اصلی، لزوم جبران خساراتی است که بر خلاف حق بر دیگری وارد شده و این یکی از اصول مسلم حقوقی است که مورد توجه هر حقوقدانی است. به تعبیر یکی از حقوقدانان معروف فرانسوی « هر تلف و هر زیانی که بوسیله عمل دیگری تحقق یابد خواه منشاء آن بی احتیاطی ، اهمال یا عدم اطلاع از امری که دانستن آن لازم یا خطای مشابه هرچند بسیار سبک باشد باید بوسیله کسی که بی احتیاطی یا خطای دیگری داشته جبران شود این عمل ظلمی است که اعمال شده هرچند فاعل قصد اضرار نداشته باشد (صفار، ۱۳۷۳ ،ص۴۴۸ و ۴۴۹). اصل فوق و عدالت حقوقی اقتضا دارد همان گونه که اشخاص حقیقی در صحنه های اجتماعی و اقتصادی اگر خسارت و زیانی وارد آورند یا قانونی را نقض و مرتکب جرمی شدند ، باید متحمل مجازات یا پرداخت غرامت شوند، در مورد اشخاص حقوقی نیز چنین باشد. مساله این است که چون اقدامات و اعمال و تصمیمات شخص حقوقی توسط اشخاص حقیقی نماینده شخص حقوقی صورت می گیرد دامنه مسئولیت اشخاص حقوقی تا کجاست؟ برای یافتن پاسخ این سوال ابتدا به مسئولیت مدنی و سپس به مسئولیت کیفری و نظریه های مرتبط با آنها می پردازیم .مسئولیت مدنی در اصطلاح حقوقی دارای دو معنای اعم و اخص می باشد . در معنای اعم، مسئولیت مدنی عبارت است از « وظیفه حقوقی که شخص در برابر دیگری به انجام یا ترک عملی دارد، اعم از اینکه منشا آن عمل حقوقی یا مادی باشد و یا مستقلا منشاء و مسئولیت مقررات قانونی باشد. در واقع منظور از مسئولیت در این مورد جبران خسارت است نه عمل کیفر. مسئولیت مدنی در معنای اخص « عبارت است از وظیفه حقوقی شخص در برابر دیگری به تسلیم مال در عوض استیفاء از مال یا عمل دیگری یا وظیفه جبران زیان وارده در اثر فعل یا ترک فعل یا ترک فعلی که ناشی از قرارداد نباشد » (صفار، ۱۳۷۳، ص ۴۴۹ ) . ۲-۹-۱- مسئولیت مدنی اشخاص حقوقی : هرگاه شخص حقوقی زیانی به دیگری وارد آورد حقیقی یا حقوقی از آنجا که میتواند طرف تعهد واقع شود، دارای مسئولیت مدنی است . از این حیث بین حقوقدانان اختلافی نیست ( صفار ۱۳۷۳ ص ۴۵۲). البته مسئولیت مدنی شرایطی دارد که به قرار زیر است : وجود ضرر که باید مسلم و مستقیم و جبران نشده باشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انگلستان
۱:۱۱۲
۱:۳۰۰
ایالات متحده
۱:۱۱۱
۱:۱۰,۰۰۰
به طور متوسط در سراسر جهان
۱:۲۶۶
۱:۳۳۴
جدول ۱-۱ میزان شیوع بیماری سلیاک ومقایسه میزان شیوع در تشخیص بالینی ودر داده های غربالگری(فاتانو و کاتاسی، ۲۰۰۱) در جدول شماره ۱ میزان شیوع بیماری سلیاک در چند کشور اروپایی وتوسعه یافته نشان داده شده ودر ان میزان شیوع بیماری در تشخیص بالینی وشیوع با استناد به داده های غربالگری مورد مقایسه قرار گرفته است. ۱-۱-۴ روش تشخیص سلیاک تشخیص قطعی با نمونه برداری از روده باریک مسجل می شود. برای این کار نمونه بافت کوچکی از روده برداشته می شود، امکان دارد این نمونه برداری سه مرتبه تکرار شود، یکبار زمانی که گلوتن در رژیم غذایی وجود دارد و یکبار زمانی که گلوتن ازرژیم غذایی حذف می شود ودفعه سوم زمانی که دوباره گلوتن مصرف می شود. (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱-۱-۵ روش درمان سلیاک اساس درمان بیماری هایی از این دسته رژیم غذایی فاقد گلوتن است که در آن کلیه مواد غذایی حاوی گلوتن حذف می شود در بیشتر افراد رعایت رژیم ذکر شده سبب توقف علایم می شود و به دنبال رعایت رژِیم بدون گلوتن آسیب های ایجاد شده در روده ی کوچک ترمیم و از ایجاد آسیب های بیشتر پیشگیری می شود . (ای کالاگروهمکاران۲۰۰۴) ترمیم پرز های روده کوچک از زمان آغاز رعایت رژیم فاقد گلوتن شروع می شود و دوره ی بهبودی معمول ۳ تا ۶ ماه خواهد بود البته این دوره در بزرگسالان به ۲ سال می رسد. (محمد رستمی نژاد ،۱۳۸۸) تنها انتخاب درمانی ، حذف کردن گلوتن از رژیم غذایی بطور مادالعمر می باشد. با رعایت یک رژیم غذایی سفت و سخت فاقد گلوتن ، می توان انتظار یک زندگی طبیعی را در اغلب بیماران داشت و روند بهبود در عرض ۲تا۳ از اخرین تاریخ مصرف گلوتن اغاز می شود. (ای کالاگروهمکاران۲۰۰۴) البته به علت سوجذب اهن واسید فولیک[۱۲] وکلسیم و بعضی از ویتامین ها ونیازبدن به انها مصرف مکمل های حاوی این مواد ونیز در برخی از موارد خاص برای کاهش پاسخ التهابی بدن در حمله های شدید از دارو های کورتیزونی (کاهش دهنده حساسیت سیستم دفاعی ) تجویز می شود. (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸) ۱-۲ عوارض مصرف گلوتن[۱۳] ۱-۲-۱ عوارض وابسته به بیماری سلیاک بیماری سلیاک اثرات متفاوتی بر افراد مختلف می گذارد ممکن است بیمار دچار علائم گوارشی و یا در گیری درسایر قسمت ها ی بدن باشد، به عنوان مثال ممکن است فرد ی دچار اسهال ودل دردشود در حالیکه فرد دیگری ممکن یکی از رایج ترین علائم درکودکان است (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸) درمطالعات اخیر مشخص شده که نیمی از علائم بیماری سلیاک بصورت پنهان و بدون علامت می باشند و نیز همچنین ۵۰% از افراد مبتلا به سلیاک فاقد هر گونه علائم روده ای می باشند. .(ای کالاگروهمکاران۲۰۰۴) ۱-۲-۱-۱ علائم کلاسیک شایع در دستگاه گوارشی عبارتند از اسهال حجیم، بد بو و رنگ پریده، کاهش وزن،کندی رشد، کوتاهی قامت ، خستگی مزمن، سوجذب چربی (مدفوع حجیم وروغنی میگردد)، کم خونی فقر اهن، درد و ورم شکم، نفخ ویبوست، زخم های دهانی، افسردگی، گرفتگی عضلانی، درد استخوانی،نا- باروری و سقط مکرر جنین ،به علت اسیب و التهاب در روده کوچک و نیز بسته به درجه ان ممکن است یکی ویا چند ین یک از علائم بالا بروز کند. (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸)
شکل ۱-۲ مقایسه مخاط طبیعی روده در فرد سالم( تصویر A) با مخاط کاملا صاف وبدون پرز بیمار سلیاکی(تصویر B) ) کتاب سلیاک مهمد رستمی نژاد( ۱-۲-۱-۲ علائم وابسته به اختلال در دستگاه گوارش الف - کم خونی(آنمی[۱۴]): به علت سو جذب اهن واسید فولیک و ویتا مین ب۱۲می تواند منجربه کم خونی فقر آهن وکم خونی مگا لوبلاستیک شود و همچنین التها ب در روده کوچک ممکن است به از دست رفتن میکروسکوپی خون از روده باریک بیا نجا مد. (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸) ب - پوکی استخوان: سو جذب ویتامین دی و کلسیم می تواند به پوکی ونرمی و کاهش تراکم استخوان و انقبا ضات عضلانی بیا انجا مد. (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸) ج - نقص پادتن ایمنو گلوبین : این نقص در ۲%از بیماران مبتلا به سلیاک مشاهد ه می شود.این پادتن غشائ مخاطی دهان ، مجاری هوایی ، و مجاری گوارشی را در برابر عفونت ها محا فظت می کند . (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸) ۱-۲-۱-۳ علائم در سیستم عصبی به عنوان مثال می توان علائمی چون صرع ، اتاکسی اسپینوسربلار ( نوعی بیماری خاص که باعث ایجادعدم تعادل در سیستم عصبی مرکزی می شود ) را نام برد . (محمد رستمی نژاد۱۳۸۸) ۱-۲-۱-۴ علائم در کبد به عنوان مثال می توان از سیروز کریپتو جینگ ( نوعی بیماری کبدی که باعث ایجاد زخم هایی بروی کبد می شود ) و نیز بیماری های کبدی نام برد . (ان پی کندی[۱۵]، سی فیگاری،۲۰۰۰)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د) مطالعه و تحلیل عوامل حیاتی، به منظور ایجاد بهبود مستمر فرایندها با هدف ارزش آفرینی و سودآوری برای دفاتر
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
عوامل حیاتی موفقیت، مولفه ها و شاخص هایی هستند که تاثیر اساسی در تحقق اهداف سازمان و پیشی گرفتن از رقبا بر عهده دارند. تحقق این عوامل در گرو اجرای درست فرایند های سازمانی مرتبط با آنها می باشد. همانطور که پیشتر اشاره شد جلب رضایت مشتری و در مجموع مشتری، نقطه عطف فعالیت های دفاتر پیشخوان را تشکیل می دهد. و در مراتب بعدی ذی نفعان و صاحبان سهام قرار دارند. به عبارتی جلب رضایت مشتری و ارزش آفرینی برای وی عاملی تعیین کننده در راستای تحقق اهداف غایی یعنی سود آوری و ارزش آفرینی برای دفاتر و صاحبان سهام می باشد. در جریان این تحقیق و حین شناسایی و مطالعه عوامل استراتژیک، مواردی به چشم می خورد که نشان دهنده وجود فرایندهای ناسالم - چه فرایندهایی که بطور مستقیم با زنجیره ارزش سازمان در ارتباط است و چه فرایندهایی که بطور غیر مستقیم بر آن تاثیر می گذارد- در جریان فعالیت های دفاتر هم در سطح کلان و هم در سطح خرد می باشد. مسائلی همچون تعدد مجاری تصمیم گیری در سطوح کلان، موانع موجود در واگذاری خدمات سازمان ها به دفاتر، نبود سیستم های مدیریت دانش، نبود زیرساخت های فن آوری و پورتال جامع و مناسب، عدم وجود طرح جامع مشتری مداری و تکریم ارباب رجوع و…. همه و همه گویای وضعیتی است که ضرورت بازنگری جامع در فعالیت ها و فرایندهای اساسی نهاد پیشخوان را بیش از پیش مهم می نماید. این مسئله زمانی حیاتی تر می شود که بدانیم تصمیم گیری در راستای اصلاح موارد فوق، بدلیل ارتباط تنگاتنگی با این مسائل با یکدیگر دارند، به تنهایی ممکن نخواهد بود. لذا می بایست از رویکرد های جامع و فراگیر تر بهره برد. این مهم ضرورت بهره گیری و پیاده سازی متدها و روش های علمی و منسجم همچون مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد فرایندها و مهندسی ارزش را، با هدف تجدید سیستماتیک فرایندهای اصلی و بهبود ساختاری نواقص موجود بیشتر می نماید. تشخیص فرایندها و فعالیت های خارج از زنجیره ارزش دفاتر و توسعه ابعاد کیفیت فراگیر در سطح سازمان می تواند کاستی های موجود را برطرف نموده و سازمان را متحول کند. در ادامه برخی از عوامل کلیدی مرتبط با زنجیره ارزش سازمان شناسایی شده رویکرد مورد نظر جهت بهبود آن ارائه می گردد. جدول ۴ – شناسایی و تحلیل عوامل حیاتی
| شاخص |
رویکرد |
| حرکت به سمت ارائه کامل خدمات به صورت الکترونیکی توسط شهروندان |
مدیریت کیفیت جامع- مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار |
| عدم برخورداری برخی ازخدمات واگذارشده به دفاتر از ارزش افزوده اقتصادی وتوجیه فنی مناسب |
مهندسی ارزش خدمات واگذار شده- مهندسی مجدد فرایندها |
| شناسایی سایر حوزه های کسب و کار و جهت توسعه و گسترش فعالیت های کسب و کار دفاتر |
مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار- مهندسی ارزش |
| اجرا و پیاده سازی سیستم جامع پیشنهادات و انتقادات هدفمند در سطح دفاتر |
مدیریت کیفیت جامع |
| اجرا و پیاده سازی سیستم مدیریت دانش، خلاقیت و نوآوری در گستره دفاتر |
مدیریت کیفیت جامع |
| توجه به موضوع مدیریت برند دفاتر پیشخوان |
مدیریت کیفیت جامع |
| ایجاد واحد R&D و تحقیقات بازار با هدف شناسایی وکشف فرصت های کسب و کار جدید |
مدیریت کیفیت جامع |
| عدم وجود سیستم ارزیابی عملکرد جامع دفاتر |
مدیریت کیفیت جامع |
| شناسایی سایر خدمات سازمان های دولتی و خصوصی که از ارزش اقتصادی برخودترند |
مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار – مهندسی ارزش |
| ساماندهی و اجرای برنامه های مشتری مداری و طرح تکریم ارباب رجوع |
مدیریت کیفیت جامع |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انسان دارای نیازهای متعدد و متنوعی است و در مرحله از رشد خانواده نوع نیازهایی که اعضاء نیست آن در خویشتن و عضو خانواده خود نسبت به آن خود آگاه می شوند متفاوت است.در مرحله نامزدی نیاز به صمیمیت، محبت از اهمیت ویزهای برخوردار است، در مرحله ازدواج نیاز جنسی قوی تر می شود، پس از آن نیاز به قدرت و آزادی ممکن است زوجین را رودرروی همدیگر قرار دهد، پویایی نیاز های زن و شوهر و فرزندان و نحوه پاسخگویی به نیاز های متقابل یکدیگر کیفیت سازگاری زناشویی، سلامت روانی زوجها و فرزندان را تعیین می کند. به نظر می رسد برخی نیازها در طول زندگی خانواده از نظر شدت کم و زیاز می شوند و برخی از نظر کمیت در حال تغییر هستند اما نحوه بروز و ارضاء آنها متفاوت است. شاید نیاز به زیبایی در مراحل زندگی یک نیاز اساسی می باشد اما در آغاز ازدواج بر مبنای وضعیت ظاهر فرد است و در مراحل بعدی که وضعیت ظاهری زوجها با همدیگر عادی می شود کیفیت ارتباط عاطفی تعیین کننده زیبایی و نقش آن است. نیاز به صمیمیت و عطوفت ورزی و لمس شدن هیچگاه کاهش نمی یابد بلکه نحوه ارضاء آن در طول دوران زندگی خانوادگی تغییر می کند. سایر ابعاد دیگر خانواده که در فرایند رشد و تحول خانوادگی تغییر وتحول می یابند به شرح زیر است: حجم خانواده رضایت از زندگی زناشویی نقش اطرافیان در زندگی زناشویی درجه فردیت یافتگی و عدم فردیت یافتگی درجه پذیرش و عدم پذیرش همدیگر میزان همبستگی و دلبستگی
مراحل رشد و تحول خانواده
چه عواملی موجب رشد خانواده می گردد. چه چیزی سبب می شود خانواده کاملاً منوط به رشد کل خانواده است. توقف رشد خانواده بعنی توقف رشد اعضای آن و افتادن خانواده در دام آشفتگی یعنی ابتلای اعضای آن به اختلاف رفتاری و بیماری روانی است دوره های رشد خانواده متمایز از دوره های رشد روانی است هرچند با آن ارتباط تنگاتنگ دارد و در دل فرایند رشد روانی صورت می گیرد یا حتی از رشد کلی است اما با این حال تا حدی متمایز بوده و ویژگیهای خاص خود را دارد در رشد خانواده مانند رشد روانی، عدم انجام وظایف رشد، عدم ارضاء نیازهای خاص هر دوره یا عدم انحلال مسائل انتقالی و استحاله ای موجب انباشت مسائل و مشکلات و انتقال آن به دوره های بعدی و تأخیر در رشد می گردد به طوری که گاهی جبران آن امکان پذیر نیست. گذر از یک مرحله و ورود به مرحله دیگر در خانواده نیازمند دانستن آگاهی و مهارت کافی است، در دنیای پیچیده امروز بسیاری از خانواده ها نمی توانند به راحتی از یک مرحله به مرحله دیگر بروند زیرا گستردگی روابط اجتماعی و وسیع بودن عوامل مؤثر و مداخله گر در رشد و ناشناخته بودن آنها مانع طی آسان یک مرحله و ورود به مرحله بعدی است. رشد خانواده بر خلاف رشد روانی که تا حدی بستگی به عوامل بیولوژیک دارد به مقدار زیادی وابسته به شرایط اجتماعی است و نیازمند دانش، تجربه و آگاهی کافی است،در واقع بسیاری از دوره ها با تصمیم گیری آغاز می شود و کاهش می یابد، بنابراین داشتن آگاهی و دانش کافی برای تصمیم گیری درست که متضمن سلامت خانواده و سلامت روانی افراد است امری ضروری است، کسب این آگاهیها و دانشها توسط بسیاری از مردم در امروز مقدور نیست در نتیجه نیازمند کمک یک شخص به نام مشاور می باشد تا به آنها در طی کردن این مرحله کمک نماید. مشاور همراه و یا پا به پای تحولات خانواده حرکت می کند و اقدامات مشاوره ای خود را به تناسب نیازهای آنان تنظیم می نماید.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در زمینه دوره های تحولی خانواده صاحب نظران دیگاههای متفاوتی ارائه می دهند که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنم: دوال (۱۹۷۱) مراحل رشد وتحول خانواده را به هشت مرحله تقسیم می کند که عبارتند از: مرحله ازدواج بدون کودک مرحله فرزنددار شدن (تولد اولین فرزند) خانواده با کودکان پیش دبستانی بزرگترین بچه از۶-۳ سال مرحله ورود فرزندان به مدرسه بزرگترین بچه ۶سال تا ۱۳ سال خانواده با فرزندان نوجوان بالغ بزرگترین ۱۳ تا ۲۰ سال خانواده در مرحله ترک فرزندان بزرگترین بچه خانواده را ترک کی کند والدین میانسال خانواده با اعضای پیر. آلدوس (۱۹۹۶) مراحل رشد خانواده را وظایف مربوط به رشد را در هر دوره چنین بیان می کند: شکل گیری: حفظ ارزشهای اخلاقی و کنترل اجتماعی مرحله تولد فرزند: بقاء نسل، اجتماعی کردن، انتقال فرهنگ دوره فرزند پروری: انتقال فرهنگ، کنترل اجتماعی، رشد ارزشهای اخلاقی سالهای میانه: رشد اجتماعی اخلاقی سالهای پایانی: انتقال مسئولیت سالمن (۱۹۷۳) پنج مرحله کلی رشد خانواده رادر یک چهار چوب چنین ارائه می دهد:
مرحله ازدواج تولد فرزندان تفرد اعضای خانواده خروج فرزندان از خانواده مرحله تحلیل و از دست دادن پارن میل و لانگو(۱۹۷۸) سیر و رشد تحول خانواده را شامل مراحل زیر میدانند: مرحله تعهد و پیمان: شامل نامزدی، عروسی، ماه عسل، جدا شدن از خانواده اصلی و ایجاد دلبستگی بین خودشان ۲-۱- مرحله نقشهای جدید والدینی ۳-۲- مرحله پذیرش شخصیت جدید در خانواده، تولد فرزند و دلبستگی به نوزاد ۴-۳- آغاز خروج کودک از خانواده، رشد روابط مستقلانه کودکان، سازگاری با مدرسه و دیگر مؤسسات خارج از خانواده و توسعه روابط اجتماعی کودک ۵-۴- پذیرش دورۀ بلوغ، رشد هویت اجتماعی و جنسی فرزندان، دوست یابی و گسترش شبکه روابط اجتماعی ـ حمایتی فرزندان از خانواده به سطح جامعه ۶-۵- آزمایش استقلال فرزندان ۷-۶- آماده شدن برای خروج فرزندان ۸-۷- رها کردن فرزندان و روبرو شدن مجدد با یکدیگر ۹-۸- پذیرش خلوت، عزلت، پیری و آماده شدن بر تشکیل وضعیتهای ناتمام زندگی کارتریک و گلدریک (۱۹۹۹) مرحله را برای رشد خانواده ذکر نموده اند: ترک خانواده یا استقلال از خانواده پیوستن و تشکیل خانواده جدید خانواده با بچه های کوچک خانواده با فرزندان نوجوان خارج شدن فرزندان از خانواده خانواده در دوره آخر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
که ضرایب وزنی هستند. (۳-۸۷) در نهایت با جاگذاری در رابطه بالا، ضرایب وزن بدست میآیند. (۳-۸۸) که برابر است با: (۳-۸۹) لازم به ذکر است که ، اعداد مختلط هستند. روند بالا را میتوان برای تعداد نقاط بیشتر ارتقاء داد. اما (Yang & Hong, (2009 معتقد است که این تعداد نقطه، خصوصاً برای مسائلی که حوزه نزدیک را در آنها بررسی میکنیم، کفایت می کند. علت این است که، المان نامحدود شبیه سازی استهلاک هندسی و میرایی شعاعی نیم فضا را با ضریب استهلاک دامنه موج، که خود تقریبی است، انجام میدهد. در فصل بعد برای ارزیابی جوابها از نقاط بیشتری استفاده شده است که نتایج افزایش نقاط بررسی خواهد شد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۹ میرایی مصالح وقتی مصالح در مقابل بارگذاری تغییر شکل می دهند، قسمتی از انرژی به صورت انرژی کرنشی و مقداری انرژی باقی مانده بدلیل اصطکاک داخلی ذرات مصالح، مستهلک می شود که آن را انرژی استهلاکی مینامند. به منظور مدل سازی این دو انرژی، میتوان از مدول برشی مختلط به عنوان مدل رفتاری مصالح استفاده کرد. (۳-۹۰) که مدول برشی مصالح و ضریب اتلاف است. نسبت میرایی هیستریسیس ، نصف مقدار است. (۳-۹۱) در این نوع میرایی، با افزایش کرنش، میرایی مصالح نیز افزایش مییابد. (Seed et al., (1986 معتقداند که میرایی خاک بیشتر وابسته به کرنش مصالح است تا فرکانس خاک. بهمین منظور در این مطالعه از میرایی هیستریسیس استفاده شده است و رفتار مصالح را ویسکوالاستیک[۲۳] در نظر میگیریم. محققان مختلفی در مطالعات خود از این مدل استفاده کرده اند. کاسل و روست، ۱۹۷۷؛ چو و اسمیت، ۱۹۸۱؛ مدینا و پنزین، ۱۹۸۲؛ ژنگ و ژائو، ۱۹۸۷؛ دیبارس و لوکو، ۱۹۹۴؛ ینگ و همکاران، ۱۹۹۶؛ یرلی و همکاران، ۱۹۹۸ و گراندمن و همکاران، ۱۹۹۹؛ از جمله این افراد هستند. البته در برنامه های کامپیوتری مثل SHAKE و FLUSH نیز از این مدل رفتاری برای آنالیز خاک استفاده می شود. برای مصالح ویسکوالاستیک ثابت لمه[۲۴] و مدول یانگ به شرح زیر هستند (Yang & Hong, 2009). (۳-۹۲) (۳-۹۳) که ثابت لمه برابر است با (۳-۹۴) با توجه به اینکه در این مطالعه از مدول رفتاری ویسکوالاستیک استفاده شده است، برای ماتریس سختی در هر دو روش المان محدود و المان نامحدود از استفاده گردیده است. (۳-۹۵) اگر مصالح به صورت ویسکوالاستیک در نظر گرفته شود، باید به این نکته توجه داشت که سرعت موج به سرعت مختلط موج تغییر یابد. چون سرعت موج تابعی از مشخصات مصالح است. روابط زیر نشان دهنده سه نوع موج موجود در نیم فضای الاستیک هستند. (۳-۹۶) در روابط بالا ، و به ترتیب سرعت موجهای برشی، فشاری و ریلی هستند. مدول برشی مصالح، ثابت لمه، ضریب پوآسون و چگالی مصالح است. همان طور که ملاحظه می شود امواج مختلف همگی تابعی از مشخصات مصالح هستند. پس در حالت ویسکوالاستیک سرعت امواج را به صورت مقدار مختلط خواهیم داشت. (۳-۹۷) که نسبت میرایی هیستریسیس است. با جایگزینی سرعت موج با نوع مختلط آن، قطعاً عدد موج نیز باید به صورت مقدار مختلط بیان شود. (۳-۹۸) در حالت ویسکوالاستیک نکتهای که در کاربرد انتگرال عددی نیوتن-کوتس وجود دارد، این است که با انتخاب عدد موج به صورت مقداری مختلط، باید توجه داشت که عبارت در روش نیوتن-کوتس، که همان عدد موج است، باید به صورت عددی مختلط وارد محاسبات شود. ۴-تحلیل و بررسی نتایج ۴-۱ تعیین سیستم اندرکنش خاک و سازه و خواص دینامیکی آن عمل تعیین اندرکنش خاک و سازه شامل مدل کردن دینامیکی سازه، تعیین امپدانسهای پی و در نظر گرفتن شرایط فصل مشترک پی و سازه میباشد. مشاهدات تحقیقی نشان دادهاند که فقط تعدادی از مودهای ارتعاشی طبیعی سیستم اندرکنش خاک و سازه برای واکنشهای زلزلهای سازه مهم میباشند. سیستم دینامیکی اندرکنش خاک و سازه را میتوان با برهم نهی توأم اثرات سیستم پی و سازه تشکیل داد. در این مطالعه از بررسی نحوه تعیین سیستم سازهای صرف نظر شده است و تنها تعیین سیستم پی مد نظر قرار گرفته است. البته اثر وجود سازه روی پی لحاظ شده که در ادامه به آن میپردازیم. ۴-۱-۱-تعیین سیستم پی مشخص نمودن سیستم پی شامل بدست آوردن سختی دینامیکی یا امپدانسهای دینامیکی محیط پی در ارتباط با درجات آزادی حرکت فصل مشترک پی و سازه میباشد. از آنجایی که محیط پی نسبت به ابعاد سازه نیمه بینهایت است، برای آن از یک مدل نیمفضا استفاده می شود. این مسئله بسیار حائز اهمیت است که هر تکنیکی که برای مدل سازی محیط بینهایت پی بکار میرود، قابلیت شبیه سازی مکانیزم میرایی تابشی پی را داشته باشد. مدلی که این خاصیت را داشته باشد به امواج ایجاد شده ناشی از عکس العملهای دینامیکی سازه در پی سازه، اجازه میدهد که به میدان دور مدل تحلیل بروند و مستهلک شوند. برای مدل سازی محیط پی، هم یک نیم فضای پیوسته و هم یک نیم فضای مجزا شده[۲۵] قابل استفاده است. رفتار محیط پی را میتوان با بهره گرفتن از نیم فضای یکنواخت یا نیم فضای لایه بندی شده با رفتار الاستیک یا ویسکوالاستیک، مدل سازی کرد. میرایی مادی پی، می تواند در شکل مکانیزم میرایی لزج یا میرایی پسماند مدل سازی شود. لایه بندی خاک یا باید به صورت صریح مدل سازی شود یا اثر لایه بر روی امپدانسهای پی در نظر گرفته شود. ۴-۱-۲-روشهایی برای تعیین امپدانس پی یک گام اساسی در روش های تحلیل دینامیکی مسائل اندرکنش خاک و سازه، تعیین یا محاسبه توابع امپدانس با بهره گرفتن از روشهای عددی یا تحلیلی، در ارتباط با یک پی انعطاف پذیر یا صلب، ولی بدون جرم است. کلید حل چنین مسئلهای محاسبه ماتریس توابع امپدانس دینامیکی است که نیروها و لنگرهای هارمونیک را به جابجاییها و دورانهای هارمونیک در قسمت پایهای پی و خاک ارتباط میدهد. چنین سیستمی با یک سیستم واقعی برابر است با این تفاوت که در آن پی و سازه فوقانی بدون جرم فرض میشوند. اطلاعات مربوط به امپدانسهای دینامیک در تحلیل اندرکنش ارتعاشی خاک-پی-سازه مورد نیاز هستند. بطور کلی عناصر ماتریس امپدانس تابعی از فرکانس هستند. که آن را به صورت زیر نشان میدهیم. (۴-۱) ماتریس امپدانس را ماتریس سختی دینامیکی را نیز نام گذاری کرده اند. همانطور که ذکر شد این ماتریس ارتباط دهنده نیروها به جابجاییها است. (۴-۲) معکوس این ماتریس را ماتریس ضرایب دینامیکی یا ماتریس نرمی مینامند. بنابراین (۴-۳) باید به این نکته در آنالیز اندرکنش خاک و سازه توجه داشت که از نقطه نظر حرکت موج، مسئله ارتعاش خاک و سازه به دو دسته کلی تقسیم می شود. دسته اول، مسئله تابش موج[۲۶] یا مسئله میدان داخلی[۲۷] است که انرژی موج در میدان نزدیک تولید شده و به سمت میدان دور و بینهایت، به صورت امواج مختلف انتشار پیدا می کند. مثالهایی که برای این نوع مسائل ارتعاش پی میتوان بیان کرد، حرکت قطار روی خطوط آهن، مسائل ارتعاش ماشینهای واقع شده روی پی و مسائل ارتعاش ناشی از بارگذاری ضربهای روی سطح زمین، مثل فرود آمدن هواپیما و انفجار روی سطح زمین، هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظریهپردازان و پژوهشگران در مورد انگیزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگیزه بیرونی و انگیزه درونی. در انگیزه بیرونی یک عامل خارجی فرد را به انجام کارهای خاص بر میانگیزد. برای مثال کودکی اتاقش را تمیز می کند تا والدینش او را به سینما ببرند. اگر چه در این مورد با انجام خوب کار مواجهایم اما کودک تکلیف خود را به خاطر خود آن کار انجام نداده، بلکه تلاش او فقط برای دستیابی به چیز دیگری است، اما هنگامی که انسان، با انگیزه درونی کاری را به انجام میرساند، صرفا آن را برای خود آن میخواهد و نتیجهای جداگانه را به انجام میرساند و حتی اگر از کار خود هیچ نتیجه مطلوبی هم نمیگیرد، باز هم از این کار که آن را انجام داده است، احساس پشیمانی نمیکند، در مورد چنین کسی هرگز به تشویق نیاز نیست. این گونه افراد در ضمن پرداختن به فعالیت خود، از دیگر امور غافل میشوند و فقط به کار خود توجه دارند. نظریهپردازان چنین حالتی را ” در جریان بودن” نامیدهاند. یعنی فرد آنچنان با دقت، معطوف به فعالیت خویشتن است که عاملهای محیطی بر وی هیچ تاثیری ندارد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اگر چه در بیشتر کلاسهای درس ما میتوانیم همانگیزه درونی و همبیرونی را مشاهده کنیم، اما وجه غالب با انگیزه بیرونی است. نمره های خوب، برچسبهای رنگارنگ، ستایش از عملکرد مناسب و … . همچنین تنبیه کردن نیز به عنوان روشی برای افزایش انگیزه (بیرونی) همواره در نظر گرفته می شود (مانند محروم کردن دانش آموزان از بازی، نگه داشتن دانش آموزان در مدرسه، اخراج دانش آموزان و …) (اسپالدینگ، ترجمهی بیانگرد و نائینیان، ۱۳۷۷).
۲-۴- مبانی نظری عملکرد تحصیلی
۲-۴-۱-پیشرفت تحصیلی[۶۱]:
عملکرد تحصیلی یکی از سازه هایی است که از دیرباز مورد توجه بوده است و پژوهشهای بسیاری را به خود اختصاص داده است. متخصصین تعلیم و تربیت همواره کوشیدهاند شرایطی را فراهم نمایند تا دانش آموزان بیشترین کارایی تحصیلی را از خود نشان دهند. امروزه نقش مدارس این است که دانش آموزان را در پیشرفت تحصیلی یاری نمایند. به عبارت دقیقتر، یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش در سطح دنیا ایجاد پیشرفت تحصیلی بهتر و شناخت عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی است. به طوری که هر یک از عوامل را طوری تنظیم و هدایت کنند تا دانش آموزان به رشد و یادگیری بیشتری دست یابند. اصطلاح عملکرد تحصصیلی به میزان یادگیری آموزشگاهی فرد اطلاق می شود که توسط معلم و با کمک آزمونهای مختلف سنجیده می شود. منظور از پیشرفت تحصیلی یعنی اینکه “فراگیران نسبت به برنامه های آموزشی از خود اهتمام نشان داده و به عبارت صحیحتر، برنامه های آموزشی در عمل از توفیق کافی برخوردار بوده است” (شارعپور، ۱۳۸۷). سیف (۱۳۸۴)، عملکرد تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از درسهای ارائه شده یا به عبارتی، توانایی آموخته شده و اکتسابی فرد در موضوعهای آموزشگاهی میداند که به وسیله آزمونهای استاندارد شده اندازه گیری می شود. واژهی پیشرفت تحصیلی به جلوهای از جایگاه تحصیلی دانش آموزان اشاره دارد این جمله ممکن است نشان دهنده نمرهای برای یک دوره، میانگین نمرات مربوط به یک موضوع یا میانگین نمرات دوره های مختلف باشد، پیشرفت تحصیلی را میتوان با توجه به معیارهای مختلف در نظر گرفت که رایجترین آن میانگین نمرات کلاسی است (ترانسی[۶۲]، ۱۹۹۸). گروهی از متخصصین تعلیم و تربیت (به نقل از سیف، ۱۳۸۰)، عوامل موثر بر پیشرفت را به دو دسته کلی تقسیم کرده اند:
- عوامل بیرونی (محیطی): عوامل بیرونی تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی شامل موفقیت یادگیری، جو اجتماعی مدرسه، جو عاطفی کلاس، تاثیر گروه همسالان، جو خانواده میباشند.
- عوامل درونی (شخصی): عوامل درونی تاثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی شامل هوش، انگیزه و علاقه، انتظارات، اسنادهای مربوط به موفقیت و شکست، تیپ های شخصیتی، سبکهای تفکر و … میباشد.
۲-۴-۲- عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی:
علاوه بر دستهبندی فوق، در مورد عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی پژوهشهای زیادی انجام گردیده، و عوامل زیادی شناسایی شده اند که در این جا به تعدادی از این عوامل اشاره می شود:
یکی از عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی، منبع کنترل میباشد. جیس (۲۰۰۱)، طی پژوهشی نشان داد هنگامی که کودکان ترغیب میشوند تا بر یادگیری خود کنترل بیشتری داشته باشند. سطح انگیزش و میزان یادگیری آن ها افزایش مییابد. اگر دانش آموزان احساس کنند که توسط معلم یا منابع دیگر قدرت کنترل میشوند، به میزان کمتری درگیری تکالیف میشوند و برانگیختگی کمتری از خود نشان می دهند. هورتاکسو (۲۰۰۸)، در پژوهشی که روی دانش آموزان ترکیهای انجام داد به این نتیجه رسید که معدل کلاس بالا با منبع کنترل درون ارتباط نیرومند و مثبت دارد. یعنی دانش آموزانی که دارای منبع کنترل درونی بودند از معدل کلاسی بالاتر هم برخوردار بودند. ۲-۴-۲-۲- خود پنداره: یکی دیگر از عوامل مهم که نقش تعیین کننده ای در عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند، ” خودپنداره” میباشد. احمد و پروبسها (۲۰۰۶)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که خودپندارهی تحصیلی هم به طور مستقیم هم به وساطت انگیزش تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی رابطه مستقیم دارد. ۲-۴-۲-۳. ویژگیهای شخصیتی: آرتور (۲۰۰۹)، روابط بین الگوی پنج عاملی شخصیت و عملکرد تحصیلی را با شیوه فراتحلیلی بررسی کرده. نتایج این فراتحلیل نشان داد که عملکرد تحصیلی به طور معنیداری با سازگاری، وظیفه شناسی و باز بودن به تجربه همبستگی مثبت دارد. البته سطوح تحصیلی (ابتدایی، متوسطه، و دانشگاه ها)، سن متوسط شرکت کنندگان و تعاملات بین سطح تحصیلی و سن، همبستگی عوامل شخصیتی را با عملکرد تحصیلی تعدیل کردند. ۲-۴-۲-۴- سبکهای اسنادی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چکیده: از جمله مشکلات اساسی که همواره مانع بزرگ پیشرفت کشاورزی در جهان بوده، شوری آب و خاک است. تحقیقات محدودی در زمینهی تأثیر متقابل کوددهی و شوری بر عملکرد گیاهان در کشور انجام شده است. برای بررسی تأثیر سطوح مختلف فسفر بر عملکرد گیاه ذرت در خاکهای شور منطقهی اردبیل، آزمایشی با ۱۰ سطح شوری (۷۵/۰=۱S، ۲۰/۱=۲S، ۲۹/۲=۳S، ۳۰/۳=۴S، ۲۵/۴=۵S، ۱۱/۵=۶S، ۱۹/۶=۷S، ۸۰/۸=۸S، ۸۸/۱۰=۹S، ۰۰/۱۴=۱۰S دسیزیمنس بر متر) و فسفر در ۵ سطح (۰= ۱P، ۵۰= ۲P، ۱۰۰= ۳P، ۲۰۰= ۴P، ۴۰۰= ۵P کیلوگرم در هکتار) به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ۳ تکرار در شرایط گلخانهای اجرا گردید. نمونه های خاک از ۴۵ نقطهی مختلف دشت زرناس اردبیل تهیه شد. پس از تعیین خصوصیات خاک، تعداد ۱۰ نمونه خاک با ویژگیها و شوری مختلف برای انجام آزمایش انتخاب گردید. فاکتور فسفر از منبع فسفات دی آمونیوم تأمین گردید. نتایج نشان داد که با افزایش سطح فسفر، شاخصهای رشد (ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد و سطح برگ و شاخص کلروفیل برگها)، وزن تر و خشک بخش هوایی و ریشهی گیاه به طور معنیداری افزایش یافتند در حالی که با افزایش سطح شوری به طور معنیداری کاهش یافتند. اثر متقابل شوری و فسفر بر شاخص کلروفیل برگ و وزن تر و خشک بخش هوایی و ریشهی گیاه ذرت در سطح احتمال ۱درصد معنیدار بود در حالی که بر سایر شاخصهای رشد معنیدار نبود. تأثیر شوری بر EC و pH خاک پس از برداشت در سطح احتمال ۱ درصد معنیدار بود در حالی که تأثیر فسفر و اثر متقابل شوری و فسفر بر EC و pH خاک معنیدار نبود. شوری و فسفر بر فسفر قابل جذب خاک پس از برداشت و غلظت فسفر بخش هوایی و ریشه تأثیر معنیداری داشت.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول :مقدمه و مروری بر تحقیقات گذشته ۱ ۱-۱- مقدمه ۱ ۱-۲- مروری بر تحقیقات گذشته ۵ ۱-۲-۱- شوری ۵ ۱-۲-۱-۱- تنش شوری ۵ ۱-۲-۱-۲- انواع تنش شوری ۵ ۱-۲-۱-۳- اهمیت توجه به تنش شوری ۶ ۱-۲-۲- خاک شور ۷ ۱-۲-۲-۱- وسعت شوری در جهان و ایران ۸ ۱-۲-۳- علل شوری ۹ ۱-۲-۳-۱- علل پیدایش خاکهای شور در ایران ۱۰ ۱-۲-۴- اثرهای مخرب شوری ۱۰ ۱-۲-۵- تعریف تحمل شوری ۱۲ ۱-۲-۶- اهمیت استفاده از گیاهان متحمل شوری ۱۳ ۱-۲-۶-۱- انواع گیاهان از نظر تحمل شوری ۱۳ ۱-۲-۶-۲- مکانیسمهای تحمل تنش شوری ۱۳ ۱-۲-۶-۳- خلاصه راهکارهای تحمل شوری در مراحل مختلف رشدی هالوفیتها ۱۶ ۱-۲-۷- اثر شوری بر جنبه های فیزیولوژیکی ۱۶ ۱-۲-۸- فسفر ۱۷ ۱-۲-۹- مقدار و اشکال فسفر خاک ۱۸ ۱-۲-۹-۱- مقدار فسفر در خاک ۱۸ ۱-۲-۹-۲- اشکال فسفر در خاک ۱۸ ۱-۲-۱۰- تغییرات میزان فسفر خاک ۱۹ ۱-۲-۱۰-۱- برداشت به وسیلهی گیاه ۲۰ ۱-۲-۱۰-۲- تحرک فسفر خاک ۲۰ ۱-۲-۱۱- فسفر در گیاه ۲۱ ۱-۲-۱۱-۱- نقش فسفر در گیاه ۲۲ ۱-۲-۱۱-۲- نشانه های کمبود و بیشبود فسفر در گیاه ۲۲ ۱-۲-۱۲- اهمیت اقتصادی ذرت ۲۴ ۱-۲-۱۳- مبدأ، تکامل و پراکنش ذرت ۲۴ ۱-۲-۱۴- گیاهشناسی ذرت ۲۵ ۱-۲-۱۵- مورفولوژی و فیزیولوژی ذرت ۲۸ ۱-۲-۱۵-۱- سیستم ریشهای ۲۸ ۱-۲-۱۵-۲- ساقه ۲۸ ۱-۲-۱۵-۳- برگ ۲۹ ۱-۲-۱۵-۴- گلآذین ۳۰ ۱-۲-۱۵-۵- دانه ۳۰ ۱-۲-۱۶- اکولوژی ذرت ۳۱ ۱-۲-۱۶-۱- پراکندگی جغرافیایی ۳۱ ۱-۲-۱۶-۲- خاک ۳۱ ۱-۲-۱۶-۳- دما ۳۲ ۱-۲-۱۶-۴- رطوبت ۳۲ ۱-۲-۱۶-۵- نور ۳۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نظر دوم اینکه ضبط مالی ناشی از ارتشاء فقط در خصوص عین اموال کشف شده حاصل از ارتشاء مصداق دارد و در صورتی که مال ناشی از ارتشاء تلف شده یا بدست نیامده باشد نمی توان راشی را به پرداخت معادل آن محکوم نمود .[۹۸] سئوال دیگری که در خصوص ضبط مال ناشی از ارتشاء حایز اهمیت است این است که در ماده ۵۹۲ مقرر گردیده است: «در صورتیکه رشوه دهنده برای پرداخت رشوه مضطر بوده و یا پرداخت آن را … از ماده مذکور و عبارت مال به وی مسترد می گردد استنباط می شود که قانونگذار اصل را بر این گذاشته است که راشی مالک مالی است که رشوه داده است حال اگر راشی مال کسی دیگری را بعنوان رشوه بدهد ضبط مال مذکور چه وضعیتی پیدا می کند؟ (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اداره حقوقی قوه قضائیه درخصوص موضوع بحث یعنی مواردی که راشی مال دیگری را بعنوان رشوه بدهد یا این موضوع سئوال که راشی اتومبیل متعلق به دیگری را به عنوان رشوه به کارمند اداره ای تحویل داده است … آیا اتومبیل باید ضبط گردد یا اینکه قیمت آن از راشی اخذ و اتومبیل به صاحبش تحویل گردد چنین پاسخ داده است: «موضوع سئوال به کیفیت مرقوم در استعلام فعل واحدی است که عناوین متعدد دارد و بر طبق ماده ۴۶ ق.م.ا. باید به مجازات اشد محکوم شود که نتیجتاً اتومبیل به صاحبش مسترد می گردد در این مورد مجازات رشوه دادن که ضبط مال است برای راشی تعیین نمیشود.»[۹۹] پس بنابراین مال الرشاء به لحاظ تعلق آن به دیگری قابلیت ضبط به عنوان مجازات راشی را ندارد. مسئله: در موارد ذیل تکلیف مال ناشی از ارتشاء چه خواهد بود؟ الف) در صورتی که راشی شناسایی نشده و به همین جهت تحت تعقیب قرار نگیرد. ب) در صورتی که مرتشی تبرئه شود و راشی با اقرار خود محکوم گردد. بند «الف» ناظر به حالتی است که مرتشی به اقرار خود یا به دلایل دیگری محکوم می گردد و قاعدتاً دادگاه باید تکلیف وجه یا مال تحصیل شده از ارتشاء را معین نماید و از آنجایی که راشی شناسایی نگردیده و به تبع آن تحت تعقیب واقع نشده، زمینۀ محکومیت راشی و به دنبال آن صدور حکم به ضبط مال الرشاء به عنوان تعزیر راشی وجود ندارد و در این حالت ممکن است تصور شود که دادگاه می تواند مال الرشاء را با توجه به محکومیت مرتشی به نفع دولت ضبط نماید اما این تصور مطابق موازین قانونی نخواهد بود زیرا ممکن است راشی شناسایی و تحت تعقیب قرار گیرد و درجریان محاکمه ضمن دفاع موجه به علت اضطرار یا غیر آن استحقاق برائت داشته باشد که در این حالت مال الرشاء باید به وی مسترد گردد در حالی که با عقیده فوق مال الرشاء قبلاً ضبط گردیده است. نظر دیگر این است که مال الرشاء از سوی مرجع قضایی (در صندوق یا انبار دادگستری یا سازمان قضایی) نگهداری شود که این امر نیز نه تنها مستند به قانون نیست بلکه معقون و منطقی نیز به نظر نمی رسد چون اساساً معلوم نیست که تا چه زمانی باید مال الرشاء نگهداری شود و در صورتی که موضوع رشوه مال منقول یا غیر منقول باشد عواقب و عوارض نگهداری آن چگونه خواهد بود و بالاخره نظریه سوم که قابل دفاع و اجرا بوده و با ساز و کارهای قانونی و جاری مطابقت دارد این است که وجه یا مال موضوع رشوه مطابق ضوابط مقرر در قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و اساسنامۀ ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ستاد ادارۀ اموال در اختیار ولی فقیه) و به حکم دادگاه در اختیار آن ستاد قرار گیرد تا مطابق مقررات مربوط نگهداری شده و یا به فروش برسد. پرسش بند «ب» ناظر به حالتی است که مرتشی به لحاظ فقد دلیل یا عدم کفایت دلیل تبرئه گردد اما راشی اقرار به پرداخت رشوه نموده باشد که در این حالت از آنجایی که راشی مدعی است که وجه یا مال را به مرتشی داده و امکان باز گرداندن وجه یا مال به علت تبرئۀ مرتشی نیز وجود ندارد و بالتبع امکان محکوم کردن راشی به ضبط مال الرشاء به نفع دولت نیز وجود ندارد و به فرض اینکه محکوم کردن راشی هم در متن رأی ممکن باشد اجرای آن امکان پذیر نخواهد بود چون وجه یا مال مورد اقرار راشی به مرتشی داده شده است. در این خصوص دو نظر وجود دارد، یک نظر این است که اساساً محکوم کردن راشی با وجود تبرئۀ مرتشی به علل غیر شخصی نظیر عوامل موجهه صحیح نیست و بنابراین چنین فرضی امکان وقوع پیدا نخواهد کرد. به عبارت دیگر در صورتی که مرتشی به علل غیر شخصی تبرئه گردد راشی نیز باید تبرئه گردد. در این دیدگاه به نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه به شماره ۸۷۱۱/۷- ۲۹/۱/۷۴ نیز مستند شده است. اما همان گونه که در مبحث مربوط بیان گردید محکومیت راشی با اقرار به پرداخت رشوه به فرض اینکه برای اثبات ارتشاء دلایل کافی موجود نباشد، ممکن بوده و مستند به آراء متعدد از محاکم و تأیید آن در دیوان عالی کشور است از این رو فرض سئوال به شرح بند دوم امکان وقوع دارد لذا در پاسخ باید قایل باشیم که در چنین حالتی با توجه به تبرئۀ مرتشی موضوع ضبط مال ناشی از رشوه در صدور رأی و یا دست کم در اجرای آن منتفی است و این امر هیچ خللی به محکومیت راشی به مجازات حبس یا جزای نقدی و تبرئه مرتشی وارد نمی سازد .[۱۰۰] سئوال دیگری که قابل طرح است این است که اگر شخص مبلغی به واسطه بدهد تا به عنوان رشوه به مأمور دولت پرداخت کند و واسطه بخشی از آن را به مأمور داده و بخشی را خود تصاحب نماید آیا راشی به نسبت مجموع مرتکب پرداخت رشوه شده است یا به نسبت مبلغی که به مأمور تحویل شده است ؟ در هر حال آیا مبلغ تصاحب شده از سوی واسطه نیز به عنوان وجه الرشاء قابل ضبط است یا خیر؟ در این خصوص لازم است ابتدا توافق یا عدم توافق راشی با مرتشی را مورد توجه قرار دهیم به این معنی که اگر راشی و مرتشی به پرداخت و دریافت مبلغی توافق نمایند و در زمان اجرایی شدن این توافق شخص واسطه از مبلغ مورد توافق و آنچه که از راشی دریافت کرده مبلغی را با آگاهی مرتشی برای خود بردارد و ما بقی را به مرتشی بدهد کل مبلغ مورد توافق ملاک عمل خواهد بود به عبارت دیگر میزان رشوه همان است که مورد توافق راشی و مرتشی واقع شده و واسطه، وسیلۀ پرداخت آن بوده است و باید آن را پرداخت می نمود بنابراین مبلغ تصاحب شده از سوی واسطه نیز در این حالت جزئی از مال موضوع ارتشاء محسوب خواهد شد. اما در صورتیکه توافقی بر میزان و مبلغ مال یا وجه از سوی راشی و مرتشی واقع نگردیده باشد و واسطه بخشی از وجه یا مال متعلق به راشی را (بدون تعیین مقداری که باید به مرتشی بدهد و تحویل وی شده) برای خود بردارد و ما بقی را به مرتشی بدهد میزان و مبلغی که به مرتشی داده شده دارای عنوان وجه الرشاء و مبلغی که برای خود برداشته است خارج از عنوان وجه الرشاء است و حسب مورد و با جمع شرایط می تواند از مصادیق تحصیل وجه یا مال به طریق فاقد مشروعیت قانونی باشد، بر این اساس پاسخ ذیل سوال نیز روشن خواهد شد و آن اینکه در هر حال آنچه که به عنوان ضبط مال ناشی از رشوه موضوع حکم دادگاه قرار می گیرد وابسته است به اینکه، موضوع توافق طرفین برای پرداخت و دریافت بوده است یا خیر؟ با این استدلال روشن می شود که حتی اگر واسطه مبلغی زاید بر مبلغ مورد توافق راشی و مرتشی به مرتشی بدهد نسبت به مبلغ زاید بر موضوع توافق، شخصاً به عنوان راشی محسوب می گردد .[۱۰۱] گفتار دوم: مجازات های تبعی و تکمیلی اختلاس و ارتشاء نکته ای که در رابطه با مجازات ارتشاء و اختلاس بیانش ضروری می باشد، اینست که (علاوه بر مجازاتهای مقرر در مواد ۱۱۸و۱۱۹ ق.م.ج.ن.م. و مواد۳،۴و۵ قانون تشدید مجازات و مواد…، مرتکبین ارتشاء و اختلاس ممکن است به تحمل مجازاتهای دیگری بعنوان مجازات تبعی و یا تکمیلی به حکم قانون و یا به حکم دادگاه صادر کننده رأی محکوم شوند). به عبارت دیگر، گاهی قانون گذار، علاوه بر مجازاتی که برای یک عمل مجرمانه پیش بینی کرده است با توجه به نوع جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن، مجازات دیگری هم تعیین می کند،[۱۰۲]برخی از این گونه مجازات ها را تبعی و بعضی را تکمیلی یا تتمیمی گویند که ذیلاً راجع به آنها توضیح مختصری داده میشود: بند اول: مجازاتهای تبعی و تکمیلی اختلاس مجازات اضافی سالب حقوق اجتماعی یا مدنی، اگر به حکم قانون و ناشی از محکومیت جزائی و از آثار آن و بدون نیاز به ذکر آن در حکم دادگاه توسط مرجع قضایی باشد، و به خودی خود و به تبع مجازات اصلی، محکوم علیه مجبور به تحمل آن باشد، مجازات تبعی تلقی میشود.[۱۰۳] مثال: اگر یک نظامی در رابطه با اختلاس مبلغی بیش از یک میلیون(۱۰۰۰۰۰۰) ریال تا ده میلیون (۱۰۰۰۰۰۰۰) ریال به موجب بند ب ماده ۱۱۹ ق.م.ج.ن.م. به رد مال مورد اختلاس، جزای نقدی معادل دو برابر مال مورد اختلاس، تنزیل دو درجه یا رتبه و بیش از پنج سال حبس محکوم شود، بدون نیاز به ذکر در حکم دادگاه و بلکه به حکم ماده ۱۲ همان قانون، خود به خود از خدمت اخراج می گردد. همچنین اگر کارمند یک اداره دولتی به جهت اختلاس مبلغ یکصد هزار (۱۰۰۰۰۰) ریال و به استناد ماده ۵ قانون تشدید مجازات به رد مال مورد اختلاس وپرداخت جزای نقدی معادل دوبرابر مال مورد اختلاس و دوسال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شود، به حکم بند ۴ ماده ۱۰ لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۵/۱۲/۱۳۳۳ از داشتن اجازه وکلالت خود به خود محروم خواهد شد. همچنین به استناد بند ۲ ماده ۱۲۳۱ قانون مدنی مصوب ۱۸/۲/۱۳۰۷ نباید به سمت قیومت تعیین شود. گاهی مجازات سالب حقوق اجتماعی یا مدنی به حکم قانون نبوده، بلکه به حکم دادگاه رسیدگی کنندۀ به جرم اما با اجازه قانون می باشد. به عبارتی گاهی دادگاه رسیدگی کننده به جرم با توجه به نوع بزه ارتکابی و درجه اهمیت آن و شخصیت و خصوصیات رفتاری و روحی مجرم، تشخیص می دهد که علاوه بر اعمال مجازات اصلی، محکوم علیه را از بعضی حقوق اجتماعی یا مدنی برای مدت معینی محروم نماید. لذا با اجازه ای که قانون به دادگاه داده مرجع قضائی رسیدگی کننده، محرومیت مورد نظر خود را ضمن صدور حکم راجع به جرم ارتکابی، قید خواهد کرد. مثل آنکه دادگاه رسیدگی کننده یا درج در حکم صادره مرتکب اختلاس را به استناد ماده ۱۹ ق.م.ا. و یا ماده ۱۵ ق.م.ج.ن.م. برای مدت معینی حسب مورد از اقامت یا خدمت در نقطه معین منع نماید. اینگونه مجازات تکمیلی را، مجازات تکمیلی اختیاری می گویند. البته گاهی ممکن است اعمال مجازات تکمیلی یا تتمیمی توسط دادگاه بنا به تکلیف قانونی، اجباری…، و به عبارتی قانون دادگاه را مکلف به اعمال آن مجازات تکمیلی کرده باشد. مثل مواردی که دادگاه بنا به تکلیف ماده واحده قانون راجع به جلوگیری از عمل قاچاق توسط وسایل نقلیه موتوری مصوب ۹/۸/۱۳۳۶موظف است که حکم به ضبط وسیله نقلیه متعلق به مرتکب نیز- علاوه بر تعیین مجازات اصلی - صادر نماید،[۱۰۴] اینگونه مجازات تکمیلی را ، مجازات تکمیلی اجباری می نامند. به هر حال دادگاه مکلف است که مجازات تکمیلی را اعم از اینکه اختیاری باشد و یا اجباری، در حکم خود به صراحت قید نماید .[۱۰۵] اگرچه با توجه به معنای لغوی (تتمیم) یا (تکمیل)، تعیین مجازات تتمیمی منوط به تعیین حداکثر مجازات قانونی جرم استنباط می شود، ولی چون قانونگذار تعیین مجازات تتمیمی را منوط به تعیین حداکثر مجازات قانونی جرم ندانسته، علیهذا نگارنده عقیده دارد که پس از محکوم کردن مرتکب چه به حداکثر و چه به کمتر از آن، دادگاه می تواند حکم به مجازات تتمیمی متناسب نیز صادر نماید. چنانکه اداره حقوقی قوه قضائیه نیز طی نظریه شماره ۸۳۹۵/۷ مورخ ۳۰/۱۱/۸۱ اعلام کرده: ((با توجه به ماده ۱۹ ق.م.ا. تعیین مجازات تتمیمی منوط به تعیین حداکثر مجازات قانونی جرم نیست و دادگاه در جرائم تعزیری یا بازدارنده پس از محکوم کردن مرتکب چه به حداکثر چه به کمتر از آن می تواند مجازات تتمیمی متناسبی در حدود ماده ۲۰ آن قانون تعیین نماید)).[۱۰۶] بند دوم: مجازات های تبعی و تکمیلی ارتشاء منظور از مجازاتهای تبعی مجازاتهایی هستند که به تبع محکومیت و بدون نیاز به ذکر شدن در حکم دادگاه بر محکوم علیه بار می شوند. از سوی دیگر، مجازاتهای تکمیلی(تتمیمی) مجازاتهایی هستند که در صورت ذکر شدن در حکم دادگاه به محکوم علیه تحمیل می گردند. در فصل سوم قانون راجع به مجازت اسلامی سال ۱۳۶۱ به مجازتها و اقدامات تامینی و تربیتی و تبعی و تکمیلی اشاره شده بود لیکن در ق.م.ا. سال ۱۳۷۵ تنها به مجازاتها و اقدامات تأمینی و تربیتی اشاره کرده و در ماده ۱۹ قانون مذکور مقرر شده است: ((دادگاه می تواند کسی را که بعلت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا مجازات باز دارنده محکوم کرده است بعنوان تتمیم حکم تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع یا به اقامت در محل معین مجبور نماید)). و در ماده ۲۰ که جانشین تبصره ماده ۱۴ قانون راجع به مجازات اسلامی شده است مقرر گردیده است: ((محرومیت از بعض یا همه حقوق اجتماعی و اقامت اجباری در نقطه یا نقاط معین با ممنوعیت از اقامت در محل معین باید متناسب با جرم و خصوصیات مجرم در مدت معین باشد. در صورتی که محکوم به تبعید یا اقامت اجباری در نقطه ای یا ممنوعیت از اقامت در نقطه معین در اثنای اجرای حکم محل را ترک کند یا به نقطه ممنوعه بازگردد، دادگاه می تواند با پیشنهاد دادسرای مجری حکم، مجازات مذکور را تبدیل به جزای نقدی یا زندان نماید)). بنابراین با توجه به مواد فوق الذکر وبا عنایت به اینکه مجازات ارتشاء نیز از نوع تعزیر می باشد دادگاه می تواند علاوه بر مجازاتهای مقرر قانونی مجازاتهای تتمیمی مقرر در ماده ۱۹ ق.م.ا. را برای متهم مقرر دارد. مبحث دوم: واکنش کیفری ارفاقی این مبحث شامل دوگفتار است. در گفتار اول می خواهیم ببینیم آیا مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء در قانون کیفری ایران قابل تعلیق هست یا خیر؟ و در گفتار دوم در خصوص آزادی مشروط و شرایط اعطای آزادی مشروط مطالبی را شرح خواهیم داد. گفتار اول: تعلیق مجازات مطابق بند ۲ ماده ۳۰ ق.م.ا.، مجازات اختلاس و ارتشاء قابل تعلیق نیست اما تبصره ۳ ماده قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری و ماده ۱۲۲ق.م.ج.ن.م. حکم خاصی را پیش بینی کرده و مقرر می دارد: ((هرگاه مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نماید دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می نماید و اجرای مجازات حبس را معلق ولی حکم انفصال درباره او اجرا خواهد شد)).[۱۰۷] در رابطه با توضیح ماده ۱۲۲ق.م.ج.ن.م. لازم است بیان شود که مرتکب اختلاس در صورتی مشمول مقررات ماده مذکور خواهد شد که شخص مرتکب تمام وجه یا مال مورد اختلاس را قبل از صدور کیفر خواست مسترد نماید والا چنانچه مأمورین کشف جرائم، یا بستگان مرتکب و یا غیر، همان مال مورد اختلاس را برگردانند مرتکب اختلاس مشمول ماده مذکور نخواهد شد. البته در صورتی که بستگان مرتکب یا اشخاص ثالث با رضایت مرتکب، اموال را مسترد نماید مرتکب مشمول مقررات مذکور در ماده فوق خواهد بود. زیرا ممکن است قبل از صدور کیفر درخواست به جهت بیماری یا بازداشت و یا عذر دیگری مرتکب شخصاً قادر به برگرداندن مال مورد اختلاس نباشد. همچنین است اگر مرتکب به قید سپردن وثیقه آزاد باشد ولی در سفر به سر ببرد و بنا به سفارش مرتکب، بستگان یا دوستان او مال مورد اختلاس را برگردانند. در مورد قانون تشدید مجازات، ارتشاء و کلاهبرداری، آیا میتوان برای تعلیق کارمند یا بازداشت وی، چنانچه متهم به معاونت در ارتکاب جرم باشد، استفاده نمود؟ مراد از مرتکب مذکور در ماده ۷ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، مباشر جرائم مذکور است و تعمیم آن به معاون جرم که در واقع تفسیر موسع قانون می باشد بر خلاف اصول قضائی و غیر صحیح است. و نیز توجه به این نکته حایز اهمیت است که اساساً تعلیق اجرای مجازات معاون با معاونین مرتکب اختلاس منع قانونی ندارد. زیرا مستفاد از تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات این است که قانونگذار صرفاً تعلیق اجرای مجازات مختلس را مشروط به استراد تمام مال مورد اختلاس نموده، اما در رابطه با تعلیق اجرای مجازات معاون با معاونین مختلس ساکت است. بنابراین در صورت احراز شرایط مذکور در ماده ۲۵ ق.م.ا. و با رعایت سایر موارد مربوط به تعلیق اجرای مجازات قانون مذکور، تعلیق اجرای مجازات معاون یا معاونین مختلس منع قانونی ندارد و بلااشکال است، کما اینکه علی رغم بندهای ۱و۳ ماده ۳۰ ق.م.ا. که تعلیق اجرای مجازات معاونت در اعمال مستوجب حد یا معاونت در وارد کردن یا ساختن و یا فروش مواد مخدر را قانونگذار منع کرده، تعلیق اجرای مجازات معاونت در اختلاس را ممنوع اعلام نکرده است. مضافاً اینکه سیاست کیفری قانونگذار نیز این بوده که اساساً مجازات مرتکبین شروع به جرم و معاونت در جرم اخف از مجازات مرتکبین جرم تام و مباشر جرم باشد. بنابراین تعلیق اجرای مجازات مرتکبین شروع به اختلاس، معاونت در اختلاس و معاونت در شروع به اختلاس به نظر می رسد که بلااشکال است، اگرچه مرتکب اختلاس مشمول مقررات تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات نیز واقع نشود و اجرای مجازات وی معلق نشده باشد. اداره حقوقی قوه قضاییه طی نظریه شماره ۳۸۳۳/۷ مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۶۹درباره تعلیق اجرای مجازات شرکاء بزه اختلاس چنین نظر داده که: ((تعلیق مجازات شرکاء بزه های اختلاس، ارتشاء، جعل و استفاده از سند مجعول جایز نیست)).[۱۰۸] البته به نظر می رسد که نظریه مذکور ناظر به مواردی است که تمام وجه یا مال مورد اختلاس قبل از صدور کیفر خواست مسترد نشده باشد زیرا در اینگونه موارد تعلیق جزای مجازات مباشر و شرکاء جایز نخواهد بود. ضمناً نبایستی بند دوم ماده ۳۰ ق.م.ا. مصوب ۸/۵/۱۳۷۰ که قانونی عام و مؤخر است. و اجرای مجازات مرتکبین اختلاس را غیر قابل تعلیق شمرده است، و پاسخ تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس وکلاهبرداری مصوب ۱۵/۹/۱۳۶۷ که قانونی خاص و مقدم است محسوب نمود. زیرا که حسب نظر اصولیین، عام مؤخر ناسخ خاص مقدم نمی باشد. و از طرفی چون قانون تشدید مجازات مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس شورای اسلامی است، حسب نظر شورای نگهبان مصوبات مجلس شورای اسلامی نمی تواند ناسخ مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد. کما اینکه اداره حقوقی قوه قضائیه نیز خود همین عقیده را داشته لذا در نظریه شماره ۴۳۹/۷ مورخ ۲۳/۱/۱۳۷۳ اعلام می دارد: ((بند ۲ماده ۳۰ ق.م.ا. که مقرر می دارد: مجازات کسانی که به جرم اختلاس یا ارتشاء یا کلاهبرداری…محکوم می شوند، قابل تعلیق نیست حکم عام است و مقررات تبصره ۳ ماده ۵ ق.ت.م. مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷، حکم خاص و به موجب آن اگر متهم به ارتکاب اختلاس تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد دارد، دادگاه می تواند او را از پرداخت تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف و اجرای مجازات حبس را معلق نماید، چون طبق قائده اصولی عام ناسخ خاص نمی باشد، بنابراین حکم خاص تبصره ۳ ماده فوق الشعار به قوت خود باقی است و دادگاه در خصوص مورد میتواند به مفاد آن عمل و حکم حبس محکوم علیه را طبق مقررات معلق نماید و به همین دلیل بین تبصره ذیل ماده ۱ ق.ت.م. مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری با تبصره ۳ ماده ۵ تعارضی نیست و بین آنها حالت عام و خاص وجود دارد ولاغیر)).[۱۰۹] همچنین طی نظریه شماره۲۷۳/۷ مورخه ۱۸/۱/۱۳۷۳ اعلام می دارد: ((با توجه به تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال ۱۳۶۴مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۱۵/۹/۱۳۶۷ به تأیید و تصویب نهائی مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده است امر خاصی که با شرایط خاص که عبارتست از اینکه متهم به اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نموده باشد دادگاه می تواند او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف کند و مجازات حبس را معلق نماید و ماده ۳۰ ق.م.ا. مصوب سال ۱۳۷۰ در بند ۲ مجازات محکومیت به جرائم مندرج در این بند را قابل تعلیق ندانسته است و چون طبق تفسیر شورای نگهبان مصوبات مجلس شورای اسلامی نمی تواند ناسخ مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد لذا ماده ۳۰ ق.م.ا. ناسخ تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال ۱۳۶۷ نمی باشد)).[۱۱۰] بعضی از صاحب نظران حقوق جزا نیز تبصره ۳ ماده ۵ قانون تشدید مجازات را، استثنائی بر بند ۲ ماده ۳۰ ق.م.ا. دانسته اند.[۱۱۱] در رابطه با تعلیق جزای مجازات مرتکبین اختلاس ماده ۱۲۲ ق.م.ج.ن.م. مصوب ۵/۱۰/۱۳۸۲ مجلس شورای اسلامی مقرر می دارد: ((چنانچه نظامی مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد کند، دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می نماید و اجرای مجازات حبس را معلق ولی حکم تنزیل درجه یا رتبه را درباره او اجراء خواهد نمود)).[۱۱۲] در خصوص شرایط استفاده از امتیاز مقرر در ماده ۱۲۲ شایان ذکر است که اولاً متهم باید با میل و اراده خود وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد کند. در غیر این صورت چنانچه اموال توسط مأموران بدون همکاری و راهنمایی متهم کشف و ضبط گردد و یا حتی شخص ثالث بدون درخواست وی وجوه یا اموال را مسترد نماید، متهم نمی تواند از مزایای مذکور در ماده موصوف استفاده کند. زیرا اراده او در کشف و یا استراد وجه یا مال مورد اختلاس مدخلیت نداشته است.[۱۱۳]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
. احزاب/۲۱: « قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىکند.» ↑ . قزوینی، سید محمد کاظم، پیشین، ص۳۸۱ ↑ . دستغیب، عبدالحسین، پیشین، ص۱۹۵ ↑ . احزاب/۴۶: «و دعوتکننده به سوى خدا به فرمان او، و چراغى تابناک» ↑ . طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۱۶، ص۳۳۰ ↑ . مائده/۱۵: « قطعاً براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است.» ↑ . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، پیشین، ج۳، ص ۲۷۰ ↑ . طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۵، ص۲۴۴ ↑ . ابن اثیرجزری، مبارک بن محمد، ج۱، ص۱۶۷ ؛ ابن منظور، محمدبن مکرم، پیشین، ج۱۲، ص۵۶ ؛ مهیار، رضا، پیشین، ص۸ ↑ . راغب اصفهانی، حسین بن محمد، پیشین، ص ۱۴۹ ↑ . دستغیب، عبدالحسین، پیشین، ص۲۰۶ ↑ . قراچه داغی تبریزی انصاری، محمد علی بن احمد، پیشین، ص۴۵۹ ↑ . انعام/۸۳: « و آن حجّت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. درجات هر کس را که بخواهیم فرا مىبریم، زیرا پروردگار تو حکیم داناست.» ↑ . بقره/۱۵۱: «همان طور که در میان شما، فرستادهاى از خودتان روانه کردیم، [که] آیات ما را بر شما مىخواند، و شما را پاک مىگرداند، و به شما کتاب و حکمت مىآموزد، و آنچه را نمىدانستید به شما یاد مىدهد.» ↑ . طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۱، ص۳۳۰ ↑ . طه/۲: «قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى». ↑ . کهف/۶: « شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیرىِ [کار] شان تباه کنى.» ↑ . شعراء/۳: « شاید تو از اینکه [مشرکان] ایمان نمىآورند، جان خود را تباه سازى.» ↑ . اللهیاری، علیرضا، پیشین، ص۲۴۱ ↑ . انعام/۱۲۵ و۱۲۶: « پس کسى را که خدا بخواهد هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام مىگشاید و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ مىگرداند چنان که گویى به زحمت در آسمان بالا مىرود. این گونه، خدا پلیدى را بر کسانى که ایمان نمىآورند قرار مىدهد. و راه راست پروردگارت همین است. ما آیات [خود] را براى گروهى که پند مىگیرند، به روشنى بیان نمودهایم» ↑ . جن /۱۹: «و همین که «بنده خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند» ↑ . نجم/۲: « [که] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده» ↑ . انعام/ ۱۰۴: « به راستى رهنمودهایى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر که به دیده بصیرت بنگرد به سود خود او، و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست، و من بر شما نگهبان نیستم.» ↑ . بقره/۲۵۶: « راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است.» ↑ . اعراف/۲۰۳: «بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من وحى مىشود پیروى مىکنم. این [قرآن] رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى که ایمان مىآورند هدایت و رحمتى است.» ↑ . انعام/۱۶۱: « بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است: دینى پایدار، آیین ابراهیمِ حقگراى! و او از مشرکان نبود.» ↑ . اسراء/۹: « قطعاً این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است راه مىنماید، و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مىکنند، مژده مىدهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود.» ↑
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
. بینه/۵: « و دین [ثابت و] پایدار همین است.» ↑ . احقاف/۳۰: « گفتند: «اى قوم ما، ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده [و] تصدیقکننده [کتابهاى] پیش از خود است، و به سوى حقّ و به سوى راهى راست راهبرى مىکند.» ↑ . منتظری،حسینعلی، پیشین، ص۹۷ ؛ قزوینی، سید محمد کاظم، پیشین، ص۳۸۲ ↑ . تهرانی، مجتبی، پیشین، ص۶۳ ↑ . ملبوبی، محمدباقر، پیشین، ص۲۵۰ ↑ . مصباح یزدی، محمد تقی، پیشین، ص۹۱ ↑ . منتظری، حسینعلی، پیشین، ص۹۸ ↑ . طباطبایی، سید محمدحسین، پیشین، ج۱۶، ص۳۳۹ ↑ . فراهیدى، خلیل بن احمد، پیشین، ج۷، ص۱۵۴ ↑ . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص ۵۷۹: « ابو حمزه ثمالى گوید: مرا سدى و حمید بن سعد انصارى و برید بن ابى زیاد از عبد الرحمن بن لیلى از کعب بن عجزه حدیث کرد گفت وقتى این آیه نازل شد گفتیم اى رسول خدا سلام بر شما را شناختیم پس صلوات بر شما چگونه است؟ فرمود: بگوئید، اللّهمّ صلّى على محمد و آل محمّد …» ↑ . همان: « و از عبد اللَّه بن مسعود روایت شده که گفت هر گاه بر پیامبرصلوات فرستادید، پس خوب صلوات بر آن حضرت اهداء کنید پس مسلّما شما میدانید شاید که این صلوات را به محضر آن حضرت برسانند، گفتند پس ما را یاد بده که چگونه صلوات بفرستیم گفت بگوئید: اللّهمّ اجعل صلواتک و رحمتک و برکاتک على سیّد المرسلین و امام المتّقین و خاتم النبیین محمد عبدک و رسولک…» ↑ . احزاب/۵۶: «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مىفرستند. اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.» ↑ . دستغیب، عبدالحسین، پیشین، ج۱، ص۲۶۶ ↑ . کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، پیشین، ج۲، ص۴۹۵ : «امام صادق : هر گاه یکى از شما نماز بخواند و در نمازش نام پیغمبر را نبرد، نمازش او را به جز بهشت راه برد. رسول اکرم فرمودند: هرکس نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد وارد آتش شود و خدا رحمتش را از او دور کند.» همچنین فرمودند: «هر کس صلوات بر من را ترک کند راه بهشت را گم کرده و به خطا میرود.» ↑ . بقره/۱۵۶: «[همان] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد، مىگویند: «ما از آنِ خدا هستیم، و به سوى او باز مىگردیم.» ↑ . فرقان/۴۶ : « سپس آن را اندک اندک به سوى خود بازمىگیریم» ↑ . فجر/۲۷ و۲۸: « اى نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد» ↑ . نحل/۳۲: همان کسانى که فرشتگان جانشان را- در حالى که پاکند- مىستانند [و به آنان] مىگویند: «درود بر شما باد، به [پاداش] آنچه انجام مىدادید به بهشت درآیید.» ↑ . عبس/۱۶: «به دست فرشتگانى، ارجمند و نیکوکار» ↑ . زمر/۷۵: «و فرشتگان را مىبینى که پیرامون عرش به ستایش پروردگارِ خود تسبیح مىگویند.» ↑ . حدید/۲۰: « و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.» ↑ . بقره/۱۵۷: « بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راهیافتگان [هم] خود ایشانند.» ↑ . احزاب/۴۳: « اوست کسى که با فرشتگان خود بر شما درود مىفرستد تا شما را از تاریکیها به سوى روشنایى برآورد، و به مؤمنان همواره مهربان است.» ↑ . احزاب/۵۶: « خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مىفرستند. اى کسانى که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.» ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
-
-
-
- رتبه بندی اثر فعالیتها براساس پرومته
۳-۱۲-۹-۱- مقایسه زوجی تمام گزینه ها با توجه به هر معیار: مبنای کار روش پرومته انجام مقایسه زوجی بین گزینه ها در معیارهای مختلف است. این مقایسه زوجی از طریق صورت می گیرد که در آن بیانگر میزان اختلاف بین دو گزینه با توجه به معیار jام است. ۳-۱۲-۹-۲- محاسبه درجه ارجحیت: در این مرحله یک تابع مطلوبیت برای تبدیل میزان اختلاف بین دو گزینه به یک درجه ارجحیت استفاده می شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
تصمیم گیرنده اصولا برتری نسبی را به گزینه ای می دهد که از نظر معیار مورد نظر در سطح بالاتری قرار دارد. در مواردی که از نظر تصمیم گیرنده اختلاف بین گزینه ها قابل چشم پوشی باشد بین دو گزینه هیچ یک نسبت به دیگری ترجیح داده نمی شود. هرچه میزان اختلاف بیشتر باشد درصد برتری افزایش خواهد یافت. در این مورد می توان گفت این اولویت ها به صورت اعدادی واقعی هستند که از صفر تا یک متفاوت می باشند. این بدان معنی است که تصمیم گیرنده در ذهن خود برای هر معیار یک تابع دارد: که: به عبارت دیگر شدت ارجحیت یک گزینه نسبت به گزینه دیگر با تبدیل میزان اختلاف بین دو گزینه به مقیاس صفر تا یک( صفر معرف بدترین و یک معرف بهترین) انجام می شود. در موردی که یک معیار در حد ماکزیمم قرار داشته باشد، بر اساس اختلاف مشاهده شده بین دو گزینه، a بر اساس ارزیابی های صورت گرفته در معیار بر حالت b ترجیح داده می شود. شکل این تابع باید مانند شکل ۵٫ ۱ باشد. هنگامی که انحراف منفی باشد ترجیحات برابر صفر قرار داده می شود. اگر یک معیار به حداقل میزان خود برسد تابع ترجیحی آن به صورت زیر خواهد بود: در این موارد عبارت را معیار کلی( تعمیم داده شده) مرتبط با معیار می نامیم. این معیار کلی برای تک تک معیارها تعریف می شود. در روش پرومته شش تابع ترجیح مورد استفاده قرار میگیرد. این توابع در زیر آوزده شده اند. از بین این توابع، تابع ترجیح V شکل اغلب برای معیارهای کمی مورد استفاده قرار میگیرد. شکل ۳- ۳- انواع توابع روش پرومته q = حد آستانه( بی تفاوتی) P = بیانگر ترجیح صرف است. S بین دو مورد قبلی قرار دارد( حد واسط). در واقع q یا آستانه بی تفاوتی بیشترین حدی از اختلاف است که توسط تصمیمگیرنده قابل چشمپوشی است. در حالی که p کمترین حدی از اختلاف است که سبب تولید یک ترجیح کامل میگردد. این معیارها، شش معیاری هستند که بیشتر از همه در دنیای حقیقی مورد استفاده قرار میگیرند. مسلما اگر هر معیار دیگری به آن ها اضافه شود مشکلی ایجاد نخواهد شد. معیار نوع اول( معیار عادی): در صورتی که امتیاز دو گزینه برابر باشد هیچ تفاوتی وجود نخواهد داشت. معیار نوع دوم( معیار بخشی یا u شکل): تا زمانی که تفاوت امتیازات دو گزینه کمتر از q باشد، هیچ تفاوتی وجود نخواهد داشت. معیار نوع سوم( معیار خطی یا V شکل): با تعیین امتیازات در فاصله صفر تا P میزان اولویت به صورت خطی تغییر می کند. اگر تفاوت بیشتر از P باشد گزینه مورد نظر کاملا اولویت دارد. معیار نوع چهارم( معیار هم سطح): اگر تفاوت دو گزینه کمتر از q باشد، هیچ تفاوتی وجود ندارد. در صورتی که تفاوت بین دو مقدار P و q باشد، یک برتری نسبی وجود دارد. اگر میزان تفاوت بیش از P باشد، اولویت کامل وجود دارد. معیار ششم( معیار گاوسن): با تفاوت میان امتیازات گزینه ها، میزان اولویت بر طبق رابطه افزایش می یابد. تابع ارجحیت برای همه ی انحرافات در حال افزایش بوده و قطع شدگی ای در آن مشاهده نمی شود( نه در شکل آن و نه در مشتق هایش). یک پارامتر s باید مورد انتخاب قرار گیرد که نشان دهنده نقطه ی عطف موجود در تابع ارجحیت خواهد بود. سپس پیشنهاد می شود که ابتدا یک q و پس از آن یک p اجرا شود تا میزان s بین آن تعیین گردد. اگر میزان s نزدیک به q بود، اختلاف موجود بسیار کوچک ارزیابی می شود، در حالی که هرچه به p نزدیک تر باشد این مقدار ملایم تر می گردد. ۳-۱۲-۹-۳- محاسبه درجه ارجحیت چندشاخصه: اگر a, b عضو A باشند: در این رابطه Wj نشان دهنده وزن های نرمال شده هر معیار است. تعیین این وزن ها قبلا توضیح دادهش د. Π(a, b) بین صفر و یک متغیر است. هرچه این مقدار بیشتر باشد میزان اولویت گزینه a بر b بیشتر خواهد بود. در این رابطه نشان می دهد که ش در همه معیارها تا چه حد بر b اولویت دارد و نیز بیانگر عکس این مطلب است. بنابراین هر دوی π(a, b) و π(b, a) مثبت می باشد. ویژگی های زیر برای همه ی (a, b)ϵ A وجود دارد: بسیار واضح است که: هرچه π(a, b) نزدیک به صفر شود، پس a نسبت به b ترجیح کمتری دارد. هرچه π(a, b) نزدیک به یک باشد، پس a نسبت به b ترجیح بیشتری دارد. از آنجایی که π(a, b) و π(b, a) برای هر جفت گزینه از A محاسبه شده اند، یک گراف رتبه بندی برای ارزشبندی شده کامل، شامل دو کمان میان هر جفت از نقطهها حاصل شده است. ۳-۱۲-۹-۴- ایجاد جریانات فرارتبهای: در مجموعه A هر تناوب a با n-1 گزینه دیگر مواجه است. در واقع دو نوع جریان فرارتبه ای شامل جریان منفی و مثبت وجود دارد:
جریان فرارتبهای مثبت بیان می کند که گزینه a تا چه حد سایر گزینه ها را مورد رتبه بندی قرار میدهد( بر آنها برتری دارد). گزینه رتبه بندی کننده دارای قدرت زیادی است. هرچه میزان (جریان فرارتبهای مثبت a) بیشتر باشد، این گزینه نسبت به سایر گزینه ها بهتر است. جریان فرارتبهای منفی بیان می کند که گزینه a تا چه حدتوسط سایر گزینه ها رتبه بندی میگردد( سایر گزینه ها بر آن برتری دارند). گزینه رتبه بندی شونده دارای قدرت کمی است. هرچه میزان ( جریان فرارتبهای منفی a) کمتر باشد، گزینه مورد نظر نسبت به سایر گزینه ها بهتر خواهد بود. ۳-۱۲-۹-۵- ایجاد جریان فرارتبه ای کل: جریان خالص و نهایی برای گزینه a با بهره گرفتن از رابطه زیر محاسبه می گردد. در نتیجه: اگر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس یافتههای(جدول شماره ۴-۱۴) میانگین میزان بی رمقی اجتماعی معلمان زن۴۴/۱۳۳ و میزان بی رمقی معلمان مرد۱۶/۱۴۱ است که تفاوت خیلی زیادی از لحاظ عددی بین آنها به نظر نمی رسد.یافته های این تحقیق با نتیجه تحقیق بختیاری(۱۳۷۸) همسو و با نتیجه تحقیقات خارجی ساروس(۱۹۸۸) و مارتین (۱۹۸۹)، مستغاثی(۱۳۷۷)، مخالف است.چرا که آن ها در تحقیق خود به تأثیر گذاری رابطه بین دو متغیر جنس و بی رمقی اجتماعی معلمان رسیده بودند. فرضیه ششم: به نظر می رسد میزان بی رمقی اجتماعی معلمان بر اساس وضعیت تأهلآنان متفاوت است. براساس یافتههای(جدول شماره۴-۱۶) میانگین میزان بیرمقی اجتماعی معلمان مجرد ۲۶/۱۴۸ و میزان بی رمقی معلمان متأهل۳۹/۱۳۵ و میزان بیرمقی معلمان مطلقه۴۴/۱۴۶ ومیزان بی رمقی معلمان همسر فوتی۵۰/۱۴۲ است که تفاوت خیلی زیادی از لحاظ عددی بین آنها به نظر نمی رسد. نتیجه این تحقیق با نتیجه تحقیق صداقتی فرد و محسن تبریزی(۱۳۹۰) موافق و مخالف نتیجه تحقیق توفیقیان فر(۱۳۹۰) است. چرا که در تحقیق خود رابطه معناداری بین متغیر تأهل و بی رمقی اجتماعی معلمان مشاهده نکردند. فرضیه هفتم: به نظر می رسد میزان بی رمقی اجتماعی معلمان بر اساس سابقه کاری آنان متفاوت است. بر اساس یافتههای(جدول شماره ۴-۱۸) نشان داده شده است میانگین میزان بی رمقی اجتماعی معلمان ۰تا ۱۰ سال سابقه کار۸۹۵/۱۴۴ و معلمان ۱۱ تا ۲۰ سال سابقه کار۷۲/۱۲۸ و معلمان ۲۱ سال به بالا سابقه کار۲۷/۱۶۷ است که اختلاف آنها از نظر آماری قابل توجه است. بر اساس یافته ها گروه۲۱سال سابقه به بالا بیشترین میزان بی رمقی اجتماعی را نشان می دهد و بعد از آن افراد دارای ۰ تا۱۰ سال سابقه دارای بیشترین بیرمقی اجتماعی اند و کمترین میزان بی رمقی اجتماعی مربوط به افراد دارای ۱۱ تا ۲۰ سال سابقه می باشد. در خصوص این فرضیه می توان استدلال کرد از آن جای که معلمان ۲۱ سال به بالا سالهای نسبتاً طولانی را در محیط آموزش و پرورش گذرانده اند و به نوعی محیط وسیستم برای آنها تکراری و ملال اور شده است و احتمالاً به اهداف بلند مدت در شغل و سیستم خود دست پیدا نکرده اند، بنابراین دچار تحلیل رفتگی در شغل و به تبع آن اجتماع شده اند. معلمان ۰تا ۱۰ سال نیز تازه وارد محیط آموزش و پرورش شده اند و انگیزه زیادی دارند ولی محیط مدرسه برای آنها مناسب نیست و اولیاء دانش آموزان با آنها همکاری لازم را ندارند دچار افسردگی وتحلیل رفتگی در شغل می شوند. به نظر شارع پور(۱۳۸۳) بی رمقی بیشتر مشکل معلمان بی تجربه میداند تا معلمان دارای تجربه تدریس. برخی از محققین معتقدند که فقدان آموزش کافی قبل از تدریس، احتمالا بی رمقی را افزایش می دهد. راسل وهمکاران او در تحقیق خود یه این نتیجه رسیدند که با افزایش سن و تجربه تدریس، تعداد عوامل استرس آفرین برای معلم(یعنی منابع ایجاد کننده بی رمقی) کاهش می یابد. گروه دارای سابقه کاری ۱۰تا ۲۰ سال کمترین بی رمقی را نشان داده اند و در واقع می توان این طور تبیین کرد که این گروه احتمالا بیشتر از سایرین در شغل و سیستم خود ادغام شده اند وعلاقه و دلبستگی لازم را به شغل و جایگاه خود در جامعه بدست آورده اند. نتیجه این تحقیق موافق نتیجه تحقیق ساروس(۱۹۸۸) است
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فرضیه هشتم: به نظر می رسد میزان بی رمقی اجتماعی معلمان بر اساس رشته تحصیلی آنان متفاوت است. براساس یافتههای(جدول شماره ۴-۲۰ )نشان داده شده است میانگین میزان بی رمقی اجتماعی معلمان رشته علوم انسانی۵۳/۱۴۳ و میزان بی رمقی معلمان رشته علوم پایه۴۰/۱۱۸ و میزان بی رمقی معلمان رشته کار و دانش و فنی۳۰/۱۵۹ است که تفاوت معنی داری از لحاظ عددی بین آنها به نظر میرسد. رشته های کار و دانش و فنی بیشترین میزان بی رمقی اجتماعی را نشان می دهد و بعد از آن رشته های علوم انسانی دارای بیشترین بیرمقی اجتماعی اند و کمترین میزان بی رمقی اجتماعی مربوط به رشته های علوم پایه است. احتمالا دلیل این امر موقعیت معلمان علوم پایه از جهت مقبولیت، الزام دانش آموزان برای فراهم نمودن شرایط یادگیری این دروس است. و موقعیت اجتماعی بهتر آن ها است. و بر اساس آزمون پیش بینی رگرسیونی انجام گرفته در جدول شماره جدول۴-۲۲دیده می شود متغیرهای وارد شده در تحلیل رگرسیونی، توانسته اند ۴۱ درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی بی رمقی اجتماعی را تبیین کنند. متغیر بیگانگی اجتماعی سهم بیشتری در تبیین متغیر ملاک دارد(بطور مستقیم) و بعد از آن محرومیت عاطفی میباشد و در رده های بعد سابقه خدمت، رشته تحصیلی معلمان و… قرار گرفته اند. نتیجه گیری کلی در یک جمع بندی کلی می توان گفت که بین محرمت نسبی(عاطفی، ادراکی) و بی رمقی اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.حاکی از رابطه مستقیم بین آنهاست. بنابراین هر چه محرومیت نسبی(عاطفی، ادراکی) در افراد مورد مطالعه بیشتر باشد به تبع آن گرایش به بی رمقی اجتماعی معلمان افزایش می یابد. نتایج این تحقیق با تحقیق صداقتی فرد و محسن تبریزی(۱۳۹۰)، قدیمی، مهدی و قاسمی، حامد(۱۳۹۱) همسو است. نتیجه این پژوهش با تئوری محرومیت نسبی همخوانی دارد. احساس محرومیت نسبی حالتی است روانی واحساس کمبود است که در اثر مقایسه فرد با گروه یا فردی که برای او الگو و مرجع است، بروز کند.چنانچه افراد به این پنداشت و ارزیابی ذهنی برسند که شرایط آنان نسبت به مرجع مقایسه ناهمانند است، دچار احساس محرومیت نسبی می شوند.بزعم تیرابوسکی و ماس(۱۹۹۸: ۴۰۳؛نقل از تبریزی: ۱۳۸۷) این نارضایتی و ناخشنودی حاصل مقایسه خود با دیگران است. و در مقابل، محرومیت نسبی ادراکی به یقین، اعتقاد، و باوری که فرد از طریق مقایسه خود با فرد یا افراد دیگر حاصل می شود اطلاق می گردد. با این وصف علت بی رمقی اجتماعی معلمان در این نظریه مقایسه ای است که آنان میان وضعیت، امکانات و مزایایی شغلی خود با وضعیت، امکانات و مزایایی شغلی مشاغل دیگر کارمندان بانک و شرکت نفت که از لحاظ وضعیت معیشتی مناسب تراند انجام می دهند و براساس آن احساس بی رمقی می کنند. بین بیگانگی و بی رمقی اجتماعی معلمان رابطه معنادار ومثبتی وجود دارد.که حاکی از رابطه مستقیم بین بیگانگی و بی رمقی اجتماعی است. بنابراین هرچه بیگانگی اجتماعی در افراد مورد مطالعه بیشتر باشد به تبع آن، گرایش به بیرمقی اجتماعی افزایش می یابد. نتیجه این تحقیق با یافتههای تحقیقات داخلی و خارجی گنس(۱۹۹۲) و دوایت دین(۱۹۶۰) و محسن تبریزی(۱۳۸۱) همسو است. این نتیجه فرضیه با تئوری سیمن همخوانی دارد. و بر اساس نظر سیمن بیگانگی اجتماعی حالتی از بی هنجاری است که طی آن فرد با سطح بالایی از انتظار، این را بر خود متصور می داند که نزدیک شدن به اهداف دلخواه، تنها در گروه اعمال و رفتارهایی است که از نظر اجتماعی مقبول و پسندیده نیست. فرد احساس می کند برای رسیدن به هدف های ارزنده خود نیاز به وسایل نامشروع دارد، یا کنش هایی او را هدفش نزدیکتر می سازد که مورد تأیید جامعه نیست در نتیجه فرد آدمی در وضعیتی قرار می گیرد که به درون خویشتن پناه می برد و بدبینانه همه پیوند های اجتماعی را نفی می کند و دچار بیگانگی اجتماعی می شود. در مورد قشر معلمان براساس نظر سیمن این طور می شود استدلال کرد که از انجا که معلمان از فیلتر های چون گزینش و تحقیقات و مصاحبه های علمی، اعتقادی و دینی و … عبور می کنند و تقریبا درصد زیادی از این قشر افراد مصلح و مقید به هنجارها و ارزش های جامعه هستند و از طرفی حقوق و مزایای و امکانات رفاهی و …. این قشر کفاف زندگی امروزی را به طور کامل نمی دهد و همچنین دوست ندارند برای رسیدن به اهداف اقتصادی و اجتماعی و …. خود و خانوادشان دست به حقه ونیرنگ و دیگر راه های نادرست بزنند بنابراین دچار بی رمقی تحلیل رفتگی و فرسودگی شغلی می شوند. بر همین اساس می توان گفت در صورتی که سازمان بتواند سطح کیفیت زندگی کاری کارکنان (معلمان) را افزایش دهند و شرایطی در محیط کار فراهم کنند تا آنان احساس عدالت، مساوات، رشد و ارتقای فرصت برای بروز قابلیت های خود داشته باشند. آن گاه می توانند بالندگی سازمانی و رشد وپویایی و عدم تعارض و بیگانگی در سازمان بود. بین عدالت اجتماعی و بی رمقی اجتماعی معلمان رابطه معکوس و معنی دار وجود دارد که حاکی از رابطه مستقیم بین عدالت اجتماعی ودیگر مؤلفه های آن(توزیعی، رویه ای و تعاملی) با بی رمقی اجتماعی معلمان است که حاکی از رابطه رابطه معکوس و معنی دار بین آنهاست. بنابراین هرچه احساس عدالت اجتماعی(توزیعی، رویه ای و تعاملی) در افراد بیشتر باشد به تبع آن بی رمقی اجتماعی کاهش می یابد و بالعکس.نتیجه می گیریم که هرچه سازمان به عدالت در بین کارکنان(معلمان) توجه کند وبه عدالت آموزشی و اجتماعی توجه کند بی رمقی اجتماعی معلمان کاهش می یابد.باید شرایطی چه از لحاظ امکانات مالی وآموزشی واجتماعی را برای معلمان باید فراهم کند. نتیجه این تحقیق با نتیجه تحقیق نعانی و شکرکن(۱۳۸۳) و دهقان و همکارانش(۱۳۹۱) همسو است. نتیجه این تحقیق با تئوری عدالت سازمانی همخوانی دارد. در نظریه عدالت سازمانی شخص، داده ها و ستانده های خود را از سازمان با داده ها وستانده های دیگران در سازمان مقایسه می کند با این وصف، وقتی برابری وجود دارد که نسبت داده ها وستانده های شخص با داده ها و ستانده های اشخاص دیگر برابر باشد. عدم برابری و بی عدالتی نیز هنگامی وجود دارد که نسبت برابر نباشد. در بحث نابرابری و برابری در سازمان، مفهوم ادراک نابرابری بیسار مهم است. در واقع، ادراک فرد نسبت به بی عدالتی از آنچه واقعاً در محیط کار رخ می دهد مهم تر است، پس انسان ها و به تبع آن معلمان هرچه از نابرابری های اجتماعی و بی عدالتی در جامعه رنج ببرند، بیشتر دچار تحلیل رفتگی و بی رمقی اجتماعی و شغلی می شوند. و براساس آزمون پیش بینی رگرسیونی انجام گرفته متغیرهای وارد شده در تحلیل رگرسیونی، توانسته اند ۴۱ درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی بی رمقی اجتماعی را تبیین کنند. متغیر بیگانگی اجتماعی سهم بیشتری در تبیین متغیر ملاک دارد(بطور مستقیم) و بعد از آن محرومیت عاطفی می باشد و در رده های بعد سابقه خدمت، رشته تحصیلی معلمان و… قرار گرفته اند.
۵ـ۴ـ پیشنهادهای پژوهشی
تدوین یک برنامه راهبردی و جامع که بتوان چشم انداز، ماموریت اهداف و راهبردی حوزه پژوهش در آموزش و پرورش را تعریف نموده و به اقدامات مرتبط با آن جهت بدهد. در همه نظام های پژوهشی، نیازسنجی پژوهشی و شناسایی اولویت ها ی پژوهشی اهمییت بسیاری دارد. زیرا باعث جهت دادن تحقیقات فرهنگیان به سمت موضوعات اولویت دار می شود. ـ استفاده از نتایج تحقیقات پژوهشگران فرهنگی در برنامه ریزی آموزش و پرورش. - در حوزه آموزش و پرورش انجام پژوهش های متنوع با رویکرد کیفی نیز توصیه می شود.
۵ـ۵ـ پیشنهادهای اجرایی
بر اساس این تحقیق میتوان پیشنهادهای زیر را برای کاهش بی رمقی و تحلیل رفتگی افراد (معلمان متوسطه) مورد بررسی ارائه داد؛ به عبارتی پژوهش فوق متضمن و در برگیرنده نکات و نتایجی است که میتواند به عنوان الگو و راهنمای عملی برای برنامه ریزیهای مسئولان آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویر احمد و شهر یاسوج در رابطه با چنین جامعه ای مورد توجه و تأکید قرار بگیرد: -افزایش احساس رضایت اجتماعی با رفع نیازهای مادی و غیر مادی معلمان به ویژه از ناحیه دولت و فعالیت های اقتصادی آن و کاهش احساس محرومیت نسبی با برقراری نظام متعادلی از نابرابری اجتماعی و کاهش هرچه بیشتر تبعض های اجتماعی و شکاف طبقاتی. - تلاش مسئولان و متولیان آموزش و پرورش برای کاهش فقر و نابرابری اجتماعی معلمان. - در رابطه با احساس محرومیت نسبی و بی رمقی اجتماعی، باید تلاش شود که از طریق توزیع عادلانه امکانات در بین معلمان و همچنین کم کردن فاصله طبقاتی، احساس محرومیت نسبی در آنان کاهش یافته و به تبع آن بی رمقی وتحلیل رفتگی معلمان کاهش پیدا کند. - مسئولان آموزش و پرورش سعی کنند با ایجاد امکانات رفاهی برای خانواده های معلمان سعی کنند فاصله طبقاتی بین معلمان ودیگر اقشار جامعه و کارکنان دیگر ادارات را کم کرده و سعی کنند رضایت معلمان را کسب کرده و از نارضایتی آنها کاسته شود. - به عنوان یک پیشنهاد کاربردی باید به سازمان آموزش و پرورش توصیه کرد که برای تقویت سطح انصاف ادراک شده کلی، لازم است تقویت قواعد عدالت رویه ای تخصیص منصفانه و عادلانه مزایا، پاداش و ترفیعات را با دقت مورد توجه قرار دهند. باتوجه به نتایج پیشنهاد می شود برای افزایش پیامد های سازمان آموزش و پروش دوره های آموزشی کافی و مناسب به منظور آشنا شدن معلمان با اصول و مبانی عدالت سازمانی و نحوه به کارگیری آن برگزارشود و در عین حال معلمان تشویق شوند تا در تعامل با زیر دستان خود، عملاً از اصول و یافته های نظریه عدالت سازمانی استفاده کنند. - تسهیل دسترسی معلمان به منابع و فرصت ها جهت ایجاد عدالت و برابری. - برای رفع موانع اجرای عدالت در سازمان ها، عدالت باید به طور واضح و دقیق تعریف شده و از حالت یک واژه انتزاعی خارج گشته و راه کارها و رویه ها عملی برای انجام امور در راستایی تحقیق رعایت عدالت توزیعی، رویه ای و مراوده ای تدوین گردد. - سازمان آموزش و پرورش باید سطح کیفیت زندگی کارکنان(معلمان) را افزایش دهند امکانات لازم وکافی را در جهت بالندگی و رشد معلمان و خانواده های آنها به طور مساوی ارائه دهند. ایجاد و تقویت حس مثبت اندیشی و مشارکت اجتماعی معلمان در قالب برگزاری کلاسها و دوره های آموزشی توسط روانشناسان اجتماعی و روانکاوان برای کلیه یا افراد جامعه، بالاخص خانواده ها و معلمانی که با بحران هویت و از همگسیختگی اجتماعی مواجهند. این استراتژی رضایت از زندگی را در معلمان موجب می شود که یکی از راه ها در کاهش بیگانگی اجتماعی است. - آموزش مهارتهای جامعه پذیری، فنون ارتباطات جمعی و مدیریت اضطراب، ناتوانی، یأس و… معلمان، در قالب برگزاری همایشها وکلاس های خاص توسط سازمان آموزش و پرورش. - در نظر گرفتن برنامه ها و احداث اماکن ویژه، متناسب با حال و هوای فرهنگیان که بسترساز توسعه سرمایه اجتماعی و تبادل فکری آنان است و همنوایی اجتماعی را در آنان موجب می شود. - به نظر می رسد نتایج حاصل از پژوهش می تواند تا حدودی نگران کننده باشد لذا پیشنهاد می شود با کالبد شکافی پژوهشهای علمی در حوزه بی رمقی و تحلیل رفتگی معلمان و سپس راه کارهای مناسب به درمان منطقی پرداخت. - فراهم سازی تسهیلات بیشتر و شرایط بهتر برای معلمان و آموزش و افزایش مهارت های شغلی معلمان. - حقوق معلمان باید در سطح بالاتری نسبت به سایر مشاغل باشد تا افراد صالح تری و زبده تری جذب حرفه معلمی شوند. - باتوجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می شود برای بزرگداشت روز معلم نباید به یک روز در طول سال اکتفا کرد و مسئولان آموزش و پرورش باید چند روز را به تجلیل مقام معلم اختصاص دهند و در رسانه های ارتباط جمعی به نشر و گسترش ارزش و مقام معلم بپردازند. - احتساب سختی،حساسیت و پیچیدگی در کار در تنظیم حقوق و مزایا معلمان و توجه به نوع روابط و مناسبات شغلی معلمان با یکدیگر در محیط کار. - ایجاد دوره های آموزشی برای معلمان به منظور آموزش و چگونگی مقابله با بی رمقی و فرسودگی شغلی و نیز آشنایی با ابعاد کیفیت زندگی(سلامت جسمانی، روانی، روابط اجتماعی، و محیط) و ارتقا بخشیدن آن ها در زندگی. - در نظر گرفتن اوقاتی در طول روز به منظور انجام فعالیت های مفرح، تفریحات سالم و فعالیت های ورزشی. - توجه به محیط فیزیکی معلمان و در نظر گرفتن اقدامات لازم به منظور با نشاط ساختن محیط کار در حد توان و امکانات سازمان. - استفاده از مشاوران و روان شناسان با تخصص های مرتبط در سازمان. - در نظر گرفتن نیازهای مادی معلمان نظیر: حقوق دریافتی ماهیانه، امکانات و تسهیلات رفاهی. - در نظر گرفتن نیازهای غیر مادی معلمان نظیر: مورد تشویق قرار دادن کارکنان به هنگام موفقیت در کار خود، ایجاد انگیزه در معلمان مبنی بر این که شغلی که در سازمان دارند، حائز اهمیت است، به کار گیری تمام استعدادها(تجارب و تخصص) معلمان در کار و ارزش قائل شدن سازمان برای آن. - والدین دانش آموزان باید بیشتر با معلمان همکاری داشته باشند و با مسئولان مدرسه در زمینه پیشرفت تحصیلی فرزندانشان به معلمان دانش آموزان کمک کنند. - در دانشگاه ها سطح دانش حرفه ای معلمان و دبیران متناسب با دروس دوره دبیرستان آموزش کافی داده شود و با آموزش های ضمن خدمت دانش معلمان و دبیران را افزایش بدهند.
۵-۶- محدودیت ها و تنگناهای تحقیق
- بررسی در مورد هر موضوعی در تحقیقات جامعه شناسی همواره با مشکلات و موانعی مواجه بوده است که به طور کلی بخش اعظم این موانع به ماهیت پدیده های اجتماعی و ضعف تکنیک های سنجش این موضوعات بر می گردد.محققان و جامعه شناسان معتقددند در امر تحقیق در ایران سه شرط رعایت گردد که آنها عبارتند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- نتایج شبیه سازی
برای شروع ابتدا ساختار شکل (۴-۳) که در آن خازنهای تانک بهجای موازی شدن با سلف تانک با ترانزیستورها سوئیچ موازی شده اند، شبیهسازی شده است. بطور تئوری نشان داده شده که این ساختار می تواند جریان ترانزیستورهای سوئیچ را برای داشتن عملکرد نویز فاز بهتر فرمدهی کند. بنابراین ابتدا یک نوسانساز Cross-Coupled LC کلاسیک و ساختار معرفی شده که در شکلهای (۴-۱) و (۴-۲) نشان داده شده اند، در شرایط کاملا یکسان شبیهسازی و نمودارهای لازم برای ارزیابی استخراج شده اند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
| |
|
| نوسانساز LC کلاسیک |
نوسانساز LC معرفی شده پیشین |
شکل (۴-۳) و (۴-۴) فرم جریان ترانزیستورهای سوئیچ در دو نوسانساز فوق را نشان میدهد که برای درک بهتر مفهوم زاویهی هدایت به همراه ولتاژ خروجی رسم شده اند. همانطور که مشاهده می شود در هر دو نوسانساز بدلیل ساختار Cross-Coupled موجود، وقتی ولتاژ نوسان خروجی در پیک خود قرار دارد، جریان ترانزیستورها نیز در ماکزیمم مقدار خود قرار دارد. هدف این است که مقدار این جریان در حوالی نقاط گذر از صفر کاهش یابد. همانطور که در شکل (۴-۴) نیز مشاهده می شود جریان نوسانساز مستلزم این است که دامنه جریان در ترانزیستورها با زاویهی هدایت کمتر افزایش یابد که در شکل کاملا مشهود است.
مقایسه بین جریان ترانزیستورهای سوئیچ در دو نوسانساز شکل (۱-۴) و (۲-۴) در این ساختار همانطور که در فصل سوم توضیح داده شد، مدار بهگونه ای طراحی می شود که مجموع جریان عبوری از خازنها در لحظات گذر از صفر بیشترین مقدار خود را داشته باشد و تاحد ممکن به مقدار جریان دنباله نزدیک باشد. شکل (۴-۶) نمودار جریان ترانزیستورهای سوئیج را به همراه مجموع جریان عبوری از خازنها نشان میدهد.
ولتاژهای نوسان خروجی و مجموع جریان عبوری از خازنها در نوسانساز شکل (۴-۲) در این شکل مشاهده می شود که جریان عبوری از خازنها در نقاط گذر از صفر خروجی ماکزیمم میباشند. در این شبیهسازی نوسانساز با جریان دنباله ۱.۳ mA بایاس شده است ولی در شکل میبینیم که تقریبا ۵۴% این جریان از خازنها عبور می کند. در فصل سوم نیز اشاره شد بدلیل محدودیتهای مداری این ساختار نمیتواند همه جریان را در این لحظات از خازنها عبور دهد. به همین دلیل برای بهبود طراحی از خازن سوم در ساختار به شیوه بیان شده در فصل سوم استفاده شد. ساختار پیشنهادی جدید در شکل (۴-۷) نشان داده شده است.
نوسانساز با جریان شکلدهی شده بهبود یافته توسط ۳ خازن در فصل گذشته اشاره شد که این ساختار در واقع ترکیبی از نوسانساز Cross-Coupled LC و کولپیتس میباشد و نشان داده شد که نقاط سورس و درین ترانزیستورهای سوئیچ همفاز میباشند. در یک نمونه شبیهسازی خازن C را برابر با ۴.۱ pF و خازن Cs را ۳pF لحاظ شده است. مشخصههای ولتاژ خروجی و سورس در این شبیهسازی در شکل (۴-۸) آورده شده است. انتظار میرود نسبت دامنه درین و سورس طبق رابطه زیر محاسبه شود:
فرم ولتاژ درین و سورس ترانزیستور M1 در نوسانساز پیشنهادی شکل (۴-۷) این نسبت با آنچه که از شبیهسازی بدست آمده است تطابق خوبی دارد. مقادیر بدست آمده از شبیهسازی در جدول زیر آورده شده است.
این شبیهسازی به ازای نمونههای زیادی از مقادیر خازنها و در فرکانسهای مختلفی تست شده است و صحت رابطه (۳-۴۳) تایید شد. با توجه به تئوری بیان شده در فصل ۳ انتظار میرود این ساختار پالسهای جریان باریکتری نسبت به ساختار پیشنهادی قبل و طبیعتا نوسانساز LC کلاسیک ایجاد شود. شکل (۴-۹) جریان ترانزیستورهای سوئیچ و ولتاژ نوسان در این ساختار را نشان میدهد.
جریان ترانزیستورهای سوئیچ و ولتاژ خروجی در نوسانساز پیشنهادی همانطور که در شکل (۴-۹) مشاهده می شود در نقاط گذر از صفر جریان ترانزیستورها کاهش بیشتری یافته است که طبیعتا تاثیر نویز این ترانزیستورها در فاز خروجی کاهش مییابد. در شکل (۴-۱۰) نیز به منظور درک بهتر میزان کاهش زاویهی هدایت ترانزیستورهای سوئیچ سه منحنی جریان نوسانسازهای بحث شده باهم رسم شده است. مشاهده می شود که نوسانسازی که با بهره گرفتن از سه خازن طراحی شده است پالسهای باریکتری ایجاد کرده است.
مقایسه جریان در نوسانسازهای شکل (۴-۱) و (۴-۲) و (۴-۷) تغییرات اعمالی روی نوسانساز پیشنهادی نقش کاهش زاویه هدایت ترانزیستورهای سوئیچ را ایفا می کنند. بنابراین انتظار میرود که مقدار موثر تابع حساسیت ضربهی این ترانزیستورها با کاهش زاویهی هدایت کاهش یابند. بطور کلی طبق مدلهایی که برای نویز فاز ارائه شده است و رابطهای که برای آن استخراج شد، هرچه تابع ISF مقدار موثر کمتری داشته باشد نویز فاز حاصله کمتر خواهد بود. در فصل گذشته این تابع برای ترانزیستورهای زوج تفاضلی محاسبه شده است (رابطه(۳-۵۵) ). در شکل (۴-۱۱) تابع رابطه (۳-۵۵) را به ازای رسم شده است.
مقدار موثر تابع حساسیت ضربه برای ترانزیستور M1 همانطور که انتظار میرفت و در شکل (۴-۱۱) نیز مشاهده می شود، مقدار موثر تابع ISF ترانزیستورهای سوئیج با کاهش زاویهی هدایت کاهش مییابد بگونهای که برای زاویهی هدایت صفر مقدار این تابع نیز به صفر میرسد. در نوسانساز شبیهسازی شده این پایان نامه مقدار زاویهی هدایت ترانزیستور میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) در معنی متعدی (فریب دادن) دوم نوبت که مرا بفریفتی. ۲/۵۸۵ سوختن: الف) به معنی لازم (سوختن) تا آنگه که حراقه شب تمام بسوزند. (۱۰/۳۵۵) شیر از تب لرزه اندیشه تو بسوزد. (۵/۳۶۲) ب) در معنی متعدی (سوزاندن) چنان بخور عود و عنبر بسوختند. (۲/۱۱۰) گشودن: الف) در معنی لازم (به کنایه گشایشی و فرجی پدید آمدن) تا امروز مرا چیزی میگشاد و راحتی میبود. (۶/۴۰۱) تا تو در بست و گشاد کارها میان جهد نبندی، ترا هیچ کار نگشاید. (۱/۱۰۰) ب) در معنی متعدی (بازکردن) مرا چشم دل میباید گشود. (۸/۱۱۰) افزودن الف) به معنی لازم (اضافه شدن) دهقان زاده را از آن تصدیق که کردند بر اصدقاء خود اعتماد بیشتر بیفزود. (۲/۱۶۴) به حسن التفات ملک ملحوظ و به انواع کرامات محظوظ گشت تا به حدی که خرس را بر مقام تقدم او رشک بیفزود. (۳/۵۷۰) تحرّص و تعرّض من (بر) مهمتری و سروی شما بیفزود. (۲/۴۱۳) او را به وجهی کنی که اتّباع افعال پسندیده و امتناع از اخلاق ناستوده در وی بیفزاید. (۳/۶۹۰) ب) در معنی متعدی (اضافه کردن) پشت استظهار بدو قوی کرد و ثقت به شفقت او بیفزود. (۸/۳۵۵) پادشاه را چون خرج از دخل افزون بود و در بسطت ملک نیفزاید. (۷/۴۶۶) نمودن الف) به معنی لازم (به نظر رسیدن) چه گوشت آن مرغ از شیر مرغان بر من متعذّرتر مینماید. (۸/۱۵۱) اندیشید که این همه امارت پرهیزگاری و علامت شریعت ورزی و دین پروری شاید بود و از عادات متجرّدان و متهجدّان مینماید. (۳/۲۵۵) ب) در معنی متعدی (نشان دادن) یک درست زر خالص از فلان موضع به تو نمایم. (۱/۴۰۱) تقرّبی که متضمن فریب باشد، بنمایم. (۸/۴۰۷) روزگار غدر پیشه غش عیار خویش بنماید. (۱/۴۸۹) پروریدن الف) به معنی لازم (پرورش یافتن) همچنان در دامن حواضن بخت میپرورید. (۵/۶۲۸) ضعفا در دامن رعایت اقویا پرورند. (۲/۷۰۳) ب) در معنی متعدی (پرورش دادن) ایشان را بیشتر داده و به هر یک ستاره ای از ستارگان علوی و سفلی نگهبان احوال کرده تا هم چنان که دایگان طفل را پرورند، او را حضانهی تربیت میدارد و می پرورد.(۴/۲۲۹) زادن الف) به معنی لازم (پدید آمدن) و اگر امروز در مکامن نفس هر یک این معانی پوشیده است، فردا از مادر ملک عقیم فتنههای ناموقع زاید. (۷/۱۲۳) نه هرچه آهو اندازد، مشک بویا بود یا هرچه از نحل آید، عسل مصفّی یا هرچه صدف پرورد، لؤلؤ لالا، نه هر کس از شیر زاید دلیر بود یا هرچه از آهن کنند، شمشیر بود. (۶/۴۲۵) ب)در معنی متعدی (به دنیا آوردن) چون جهان به حوادث آبستن است و هر لحظه به حادثه زاید. (۷/۶۶۰) افتادن در معنی متعدی شاید که به وقت باختن از آن حریف کند دست بد باز نادان بازئی آید که دست خصم را فرو بندد و در مضیقی افتد. (۱/۵۳۷) ۵-۳- شیوه های مجهول کردن افعال در مرزباننامه فعل مجهول به گونه ای از افعال اطلاق میشود که نهادش کنندهی کار نیست بلکه اثر فعل را پذیرا است. نویسنده وقتی جمله را به صورت مجهول به کار میبرد که یا مفعول چنان معروف و مشهور است که نیاز به ذکر آن نیست و یا بنا به دلایلی، از جمله اینکه گوینده، نهاد را نمیشناسد یا نمیخواهد نامش را فاش سازد و یا گوینده و نویسنده فکر میکند خواننده نهاد را میشناسد، تعمد در نیاوردن فاعل دارد. فرشیدورد در باب فعل مجهول چنین میفرمایند: «فعل متعدی مجهول آن است که فاعلش مجهول باشد و فعل به مفعول صریح اسناد داده شود.» (فرشیدورد، ۱۳۸۲: ۴۳۱) نمونه های بیرون آمده از افعال مجهول مرزباننامه بیانگر این است که افعال مجهول به کار رفته در کتاب مرزباننامه حدود ۲% میباشد که از این تعداد ۳۸% با استعانت از فعل معین مجهول ساز شدن، ۲۱% با آمدن، ۱۱% با گشتن، ۱۱% با گردیدن ساخته شدهاند و ۱۹% مابقی به صورت افعال مجهول کوتاه به کار رفتهاند. ۵-۳-۱- فعل مجهول با صفت مفعولی بلند در مرزباننامه امروزه فعل مجهول با کمک فعل شدن و با به کار رفتن فعل اصلی به صورت صفت مفعولی انجام میگیرد. فرشیدورد این شیوه را فعل مجهول با صفت مفعولی بلند میداند و در این باب چنین مینویسد: «چون فعلهای معین مجهول ساز در قدیم بیشتر از امروز بوده است، ناچار شکلهای مختلف فعل مجهول نیز بیش از این زمان بوده؛ زیرا امروز فعل معین مجهولساز تنها منحصر است به «شدن» در حالیکه در قدیم با گشتن»، «گردیدن» و «آمدن» نیز فعل مجهول ساخته میشده است. از این سر فعل اخیر «آمدن» بیشتر برای این مقصود به کار میرفته است.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۱۳۸)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۵-۳-۱-۱- فعل مجهول به استعانت از فعل شدن در مرزباننامه فعل مجهول در مرزباننامه بیشتر مانند امروز به استعانت فعل شدن که عامترین و رایجترین صورت است، میآید: لا جرم پشت طاقتم بدین صفت که میبینی، شکسته شد. (۲/۵۰۷) و اندیشه بر تنفیذ احکام آن گماشته شد. (۳/۳۹۷) بدان شگال خر سوار ماند که به نادانی کشته شد. (۶/۸۱) اما بدان که چون اختصاص آن قربت یافته شد و چهرهی مراد به زلف آن آراسته گشت، به چند خصلت متحلّی شدن و چند بار گفت را متحمل بودن، واجب آید. (۵/۶۸۹) و اگر از صحایف لطایفی که از قلم غیب نگار غرایب بارش که در خزاین ملوک جهان محفوظ و مکنون است، باز گفته شود. (۵/۲۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- بنابر مبناگرایی، گونه ای از تجارب موجِه باورهای مربوط به خویش نیستند.
- اگر برخی از تجارب موجِه باورهای مربوط به خود هستند و برخی دیگر نیستند، باید دلیل[۳۲۸] بر اینکه چرا یک نوع تجربه خاص موجِه باورهای مربوط به خود هست و دیگری نیست، ارائه شود.
- مبناگرا دلیلی بر اینکه چرا برخی تجارب خاص موجه هستند، ندارد. ( از ۴)
- پس مبناگرا نمیتواند از این تجارب برای توجیه باورهای مربوط به خودشان بهره گیرد.( از ۳ و ۵)[۳۲۹]
۱۲-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ فلدمن و کونی به استدلال چهارم فلدمن و کونی[۳۳۰] که از بزرگترین مدافعان شاهد گرایی[۳۳۱] معاصر هستند، در آخر مقاله مشترک[۳۳۲] خودشان به این اشکال پاسخ دادهاند. پاسخ ایشان را با تقریر و تدقیق خویش در ذیل بیان میکنم. فلدمن و کونی بیان می کنند که ما میتوانیم به دو گونه به این اشکال پاسخ بگوییم: یکی این که بگوییم نفس این دو تجربه متفاوت است و از این طریق، این اشکال را حل کنیم یا برای حل این مشکل به اطلاعات پیش زمینهای که در پس ذهن شناسا قرار دارد متوسل شویم. در ذیل این دو راه را تبیین میکنم. ایشان در راه اول میگویند که با توسل به خود تجارب میتوانیم این مشکل را حل کنیم. نفس هر تجربهای موجِه باور شناسا به هر باوری که شهوداً موجَه درآن باور است، هست. اما اینکه چرا یک تجربه برای یک شناسا موجه باور خاصی است و برای شناسای دیگر موجه آن باور نیست، به دلیل تشخیص کیفیت مختلفِ تجربه مذکور است. تجربه کیفیتهای مختلفی دارد که شناساها بر اساس تواناییهای مختلفی که دارند، قادر بر تشخیص آن کیفیتهای مختلف هستند و به مقدار تشخیص آن کیفیت، شناسا حق دارد باور تشکیل بدهد. پس دلیل ما بر اختلاف توجیهای تجارب، به اختلاف در تشخیص کیفیتهای مختلف آن تجربه از منظر شناساها بر میگردد. برای تبیین راه اول فرض کنید که فردی توانایی تشخیص شکل هزار ضلعی را دارد و از این رو شهوداً این تجربه وی موجِّه باورش به اینکه یک شکل هزار ضلعی در پیشاروی وی قرار دارد، هست. اما اگر فرد توانایی این تشخیص را نداشت، این تجربه برای وی موجِّه باور به یک چنین گزارهای نیست. ما میتوانیم علت اختلاف در توجیه این دو شخص را اینگونه تبیین کنیم که بگوییم در مورد باور شخصی که توانایی تشخیص شکل هزار ضلعی را دارد، نفس خودِ این تجربه این فرد از حیث کیفی با تجربه فردی که فاقد این توانایی برای تشخیص است، متفاوت است. فردی که این توانایی خاص را دارد، این کیفیت متفاوت را تشخیص میدهد و همین سبب توجیه باور وی میگردد. پس ما میگوییم که این تشخیص کیفیت مختلف تجربه که بر اساس توانایی افراد، مختلف است، سبب اختلاف در توجیه و عدم توجیه باورهای آنها گردیده است. پس ما دلیل اختلاف توجیه ایشان را بیان کردیم و پاسخ به مقدمه ۴ استدلال دادیم. برای روشن شدن این سخن ایشان این مثال معرفت شناسان را دراین باب توجه کنید: فرض کنید فردی که متخصص در پرنده شناسی است، صرفاً با دیدن گنجشک در دستان شما، تشخیص میدهد که این نر است یا ماده و باور وی به جنسیت پرنده شهوداً موجه نیز است. اما ما اصلاً چنین تشخیصی نمیتوانیم بدهیم لذا حتی اگر باور به یک نوع جنسیت برای آن کنیم باورمان به آن موجه نیست. در این مثال فرد متخصص حتی قادر نیست که تبیین کند که چگونه از این تجربه چنین چیزی را استنتاج کرده است، اما با این وجود باور وی موجه است. علت اختلاف در توجیه ما و متخصص پرنده شناس در این است که در حقیقت کیفیت تجربه وی با ما متفاوت است و ایشان بر اساس توانایی که دارند، قدرت تشخیص این کیفیت را در این تجربه دارند. پاسخ دومی که ایشان بیان می کنند، توسل به اطلاعات پیش زمینه افراد است. ایشان میگویند که مردم معمولی یاد گرفتهاند که ویژگی تصویر سه ضلعی بودن با تجربه بصری خاصی تداعی می شود، لذا بر این اساس هر وقت چنین شکلی را ببینند، با توجه به اطلاعات پیش زمینهای خویش در باور بر اینکه چنین مثلثی پیشاروی آنها است، موجه هستند. اما آنها یاد نگرفتهاند که کدام گونه تجربه بصری تداعی با شکل هزار ضلعی می شود و ما میگوییم صرفاً شناسا وقتی در باور تجربی خویش بر اساس تجربه موجه هست که تداعی مربوط به تجربهای که برایش رخ داده است، بر اساس آن دانش قبلیاش داشته باشد. مبناگرا می تواند بگوید که معقول است بگوییم این اطلاعات پیش زمینهای سبب اختلاف توجیه در دو مورد مذکور هستند در مورد اول شناسای معمولی موجه هست؛ چرا که اطلاعاتی در باب ویژگیهایی که تداعی با این گونه تجربه خاص می شود دارد اما در دیگری این چنین اطلاعاتی ندارد، پس موجه نیست. (Feldman & Conee, 2008, 417) ۱۳-۱-۴-۴-۵٫ اشکال نگارنده به پاسخهای فلدمن و کونی به نظر نگارنده هر دو پاسخ ایشان ناتمام است؛ چراکه : پاسخ اول، هرچند پاسخ دقیقی است. اما اشکال را حل نمیکند. اشکال اصلی سوسا در این بود که چرا برخی از تجارب موجِّه برخی از باورها هستند و برخی نیستند. معیار موجِّه بودن تجارب چیست؟ ایشان در پاسخ اول، به این اشکال جواب ندادند بلکه در حقیقت علت اختلاف توجیهای این افراد را بر اساس درون گرایی مورد نظر خویش تبیین کردند.[۳۳۳] دست کم دو اشکال به این پاسخ ایشان میتوان گرفت: اولاً ایشان در پاسخ به این اشکال پیش فرض گرفتهاند که کیفیت تجربه در این موارد مختلف است. اما خود این پیش فرض ایشان محل مناقشه است؛ چرا که میتوانیم بگوییم که کیفیت تجربه در این موارد دقیقاً مشابه هم هست. مثلاً در مثال گنجشک، دقیقاً همان چیزی که یک غیر متخصص با دیدن این گنجشک تجربه می کند، یک غیر متخصص نیز دقیقاً همان را تجربه می کند و تجربه دیداری هر دو نظیر هم است. حتی اگر هم احتمال این فرض را بدهیم، جواب ایشان حجیت خویش را از دست میدهد و به فرض که کیفیت تجربه اینجا متفاوت باشد، اما میتوان مورد نقضی را فرض کرد که در آن کیفیت تجربه یکسان باشد اما یکی از دو شناسا موجه در باور خاصی مبتنی بر آن تجربه باشد و دیگری نباشد. با توجه به سخنان خود ایشان به راحتی میتوان این اشکال را کرد؛ چرا که میگوییم هرچند کیفیت تجربه واحد است، اما به دلیل توانایی مختلف ذهنی افراد در بهره برداری از آن تجربه، توجیه ایشان در تشکیل باور خاصی با بهره گرفتن از آن تجربه متفاوت است. ثانیاً به فرض که کیفیت تجربه متفاوت باشد، اما اشکال سوسا بر سر این بود که چگونه و به چه دلیلی یک تجربه خاص موجِّه یک باور خاص است ولی تجربه دیگری نیست، وی از ما معیار میخواست، اما توانایی تشخیص یک کیفیت خاص، امری روان شناسانه و وابسته به توانایی مختلف افراد است، هیچ وقت نمیتوانیم یک حکم کلی استنباط کنیم که بگوییم در این شرایط این تجربه موجِّه فلان باور است و فلان تجربه موجِّه فلان باور نیست؛ چرا که نمی توان تواناییهای مختلف افراد را که متفاوت اند، در پرتوی یک قاعده در آورد و یا حتی احصاء کرد. حتی اگر به فرض محال تواناییهای مختلف افراد را در پرتوی یک چنین معیاری نسبت به باورهای متناسب با آن تجارب، درآوردیم، با افراد مفروض و افراد در زمانهای آینده و نیز تجاربی که اصلاً سنخ آنها با تجارب ما آدمیان متفاوت است، نظیر تجاربی که برای موجودات فضایی مفروض میتوان تصور کرد، چه میکنیم؟ به نظرنگارنده به پاسخ دوم ایشان نیز دو اشکال وارد هست: اولاً ایشان در این پاسخ صورت اشکال را عوض کردند؛ چرا که اشکال سوسا این بود که چرا برخی تجارب موجِّه برخی باورها هستند و برخی دیگر نیستند یعنی چه فرقی در نفس تجارب وجود دارد که برخی از این تجارب باور پایه برای توجیه برخی باورها با صرف نظر از هر چیز دیگر هستند و برخی دیگر نیستند. پاسخی که ایشان می دهند باید بر اساس اختلافِ خود تجارب باشد، نظیر آن پاسخی که در اشکال اول دادند. ایشان با توسل به اموری غیر از نفس تجارب، اختلاف توجیهها را در باور حاصل از تجربه را تبیین کردند درحالی که بحث در خود ملاک توجیهای این تجارب بود. شاید کسی به نگارنده اشکال کند که به هر حال با توجه به پاسخی که ایشان می دهند، میتوان از این تجارب استفاده کرد و دلیل انسجام گرا برای عدم به کارگیری این تجارب در توجیه ناتمام میماند؛ نگارنده این سخن را قبول دارد اما متذکر می شود که مبناگرا از این حیث که مبناگرا است نمیتواند به عنوان باور پایه این تجارب را قبول کند و بگوید که این باورها صرفاً به خاطر ابتناء بر این حالات ذهنی غیر شناختی موجه هستند، بلکه باید برای توجیه آنها به امور دیگری غیر از نفس تجارب نیز توسل بجوید. در تحلیل خویش از این استدلال به تفصیل به این مطلب باز خواهم گشت. ثانیاً به فرض اشکال قبلی نگارنده بر ایشان وارد نباشد. اما باز هم پاسخ ایشان ناتمام است. برای نشان دادن اشکال خویش این مثال نقض را طراحی کردم. فرض کنید شناسا توانایی تشخیص شکل هزار ضلعی را داشته باشد اما تا به حال تجربه دیداری شکل هزار ضلعی را نداشته باشد و برای اولین بار چنین تجربهای برای وی رخ میدهد. بنا بر آنچه فلدمن و کونی در پاسخ دوم خویش بیان نمودند، شناسا الان در باور به اینکه چنین شکلی را میبیند نباید موجه باشد؛ چرا که اطلاعات پیش زمینهای مربوط به تجربهای این چنینی نداشته است که ایشان بگویند چون این تجربه اش با چنین اطلاعات پیش زمینهای که دارد، منطبق است، پس وی در باورش موجه است. در حالی که ما شهوداً وی را در این باورش موجه میدانیم اگرچه تا کنون اطلاعات پیش زمینهای از این سنخ تجربه بصری نداشته است. پس لب اشکال نگارنده بر ایشان این شد که بنا بر پاسخی که ایشان فرمودند شناسا در فرض مذکور نباید در باورش موجه باشد، اما شناسا در باورش موجه است، پس راه حل ایشان راه حل درستی نیست؛ چرا که جامع افراد نیست. ۱۴-۱-۴-۴-۵٫ تحلیل نهایی نگارنده در ارزیابی نقش حالات ذهنی غیر شناختی در توجیه و پاسخ به اشکال چهارم براساس آن به نظر نگارنده این استدلال، دقیق ترین استدلالی است که میتوان بر علیه مبناگرا در باب استفاده از حالات ذهنی غیر شناختی در توجیه اقامه کرد. به نظر نگارنده، مبناگرا از این حیث که مبناگرا است، جواب قانع کننده ای به این اشکال نمیتواند بدهد. در ذیل پاسخ خویش را به این اشکال بیان میکنیم. شاید کسی در پاسخ به این استدلال بگوید مقدمهی دوم استدلال ایشان مخدوش است و از این رو این استدلال عقیم است. ایشان میتوانند برای رد مقدمهی دوم استدلال سوسا بگویند که اینگونه نیست که برخی از تجارب موجِّه باورها نباشند بلکه هر تجربهای می تواند موجِّه باور حاصل از خویش باشد. ایشان میتوانند بگویند که شخصی که تجربه شکل هزار ضلعی را دارد، می تواند باور کند که به نظرم میرسد که تجربه شکلی هزار ضلعی دارم و وی در این باورش موجه است و مشکلی هم نیست. در مثال گنجشک نیز شخص می تواند براساس این تجربه، باوری تشکیل دهد مبنی بر اینکه گنجشکی را میبیند و در این باورش موجه است. اما این پاسخ درست نیست؛ چرا که در اشکال به وی میگوییم شما صورت مسأله را عوض کردید. اشکال سوسا این نبود که تجارب امکان توجیه باوری را ندارند. فرض این اشکال این است که در مورد یک باور خاص، باور یک فرد نسبت به آن گزاره موجه است و باور فرد دیگر نسبت به همان گزاره موجه نیست در حالی که هر دو یک تجربه واحد دارند. در مثال گنجشک هر دو فرد متخصص و غیر متخصص یک تجربه واحد دارند اما یکی از این تجارب موجه باور شناسا به جنسیت خاص آن گنجشک است ولی تجربه دیگر موجه باور شناسا به جنسیت آن نیست. در اینجا مبناگرا نمیتواند تبیین کند که چرا یکی از تجارب موجه باور یک شناسا است ولی برای دیگری نیست. ۱-۱۴-۱-۴-۴-۵٫ پاسخ به اشکال چهارم بر اساس نظریه پولاک به نظر نگارنده شاید بتوان بر اساس نظریهای که مبناگرایانی همچون پولاک در توجیه باورهای تجربی دارند، به این اشکال پاسخ گفت. بنابر نظر پولاک – که ما در فصل پیش آنرا تبیین کردیم- در باورهای تجربی ، نفس همین تجارب موجِّه باورهای حاصل از آن هستند، اما به شرطی که باور الغا کننده ای- برخلاف آن باوری که بر اساس آن تجربه شناسا تشکیل داده است، وجود نداشته باشد. حال به نظر نگارنده میرسد که در اشکال مورد بحث، باید چهار فرض را تفکیک کنیم. هر فرضی چون با فروض دیگر مختلف است، توجیه باور شناسا در فروض مختلف نیز مختلف است. لذا ما بر اساس اختلاف در فروض میتوانیم بگوییم که چرا شناسا در برخی موارد موجه است و در برخی موارد موجه نیست. در ضمن مثال مثلث و شکل هزار ضلعی، تکلیف این فروض را روشن خواهم کرد:
- اگر شناسا توانایی تمییز شکل هزار ضلعی را داشته باشد[۳۳۴] و باور به عدم توانایی تمییز و محدودیت قوای بصری خویش نداشته باشد، در این فرض با تجربه چنین شکلی، موجه است که باور کند، شکلی هزار ضلعی پیشاروی وی وجود دارد.[۳۳۵] در پاسخ دوم فلدمن و کونی به ایشان در ضمن مثالی که در همین سنخ میگنجد، به ایشان اشکال کردیم که در این فرض بنابر پاسخ شما شناسا موجه در تشکیل چنین باوری نیست و این امر درست نیست. اما در تحلیل ما این مشکل حل می شود.
- اگر شناسا توانایی تمییز شکل هزار ضلعی را داشته باشد اما باور به عدم توانایی تمییز و محدودیت قوای بصری خویش داشته باشد، در این فرض با تجربه چنین شکلی، اگر باور کند که شکلی هزار ضلعی پیشاروی وی وجود دارد، باور وی موجه نخواهد بود؛ چراکه هرچند باور وی امکان دارد در این فرض صادق باشد، اما چون وی باور الغا کننده بر تشکیل این باور دارد، در ایجاد چنین باوری براساس این تجربه موجه نیست.
- اگر شناسا توانایی تمییز شکل هزار ضلعی را نداشته باشد اما باور داشته باشد که توانایی تمییز و قوت بصری دارد که یک چنین شکلی را تشخیص بدهد.[۳۳۶] در این فرض اگر با تجربه چنین شکلی، باور کند که شکلی هزار ضلعی پیشاروی وی وجود دارد، باور وی موجه خواهد بود؛ چرا که هرچند در این فرض امکان دارد باور وی کاذب باشد اما چون وی تکالیف معرفتی خویش را نقض نکرده است و بر اساس دلیلی ( ادراک حسی) که به نظر وی قابل اعتماد برای رسیدن به هدف صدق است، به این باور دست پیدا کرده است، باور وی موجه است.
- اگر شناسا توانایی تمییز شکل هزار ضلعی را نداشته باشد و باور هم به این عدم توانایی تمییز و محدودیت قوای بصری خویش داشته باشد. در این فرض، اگر وی براساس چنین تجربهای، باور کند که شکلی هزار ضلعی پیشاروی وی وجود دارد، باور وی موجه نخواهد بود؛ چرا که وی در این فرض با داشتن چنین باور الغا کننده ای ، دیگر دلیلی که از حیث معرفتی حجیت داشته باشد برای توجیه این باور خویش ندارد.
به نظر نگارنده میتوان مثالهایی که از سنخ اشکال سوسا، طراحی شده است، این گونه حل کرد. راهکار بررسی در موارد مختلف فرق می کند ولی اصل مطلب نظیر آن چیزی است که در فوق بیان نمودم. مثلاً در مثال گنجشک چیزی نظیر این می شود که بگوییم شناسا یا قدرت تشخیص جنسیت گنجشک را براساس این تجربه دارد یا ندارد و در هر دو فرض یا باور به توانایی تشخیص جنسیت گنجشک بر اساس این تجربه دارد یا ندارد. فرد متخصص چون باور به تواناییاش به تشخیص جنسیت گنجشک بر اساس این تجربه دارد، دو فرض از این چهار فرض برایش متصور است و در هر دوی این دو فرض باور وی موجه است. بر اساس تحلیلی که در مثال قبل ارائه نمودم روشن است که چرا باور وی موجه است. فرد غیر متخصص نیز چون باور دارد که براساس این تجربه نمیتواند چنین باوری را تشکیل دهد، در دو هر دو فرضی که در این صورت شامل حالش می شود، باور وی ناموجه است.[۳۳۷] پس بر اساس تحلیلی که ارائه نمودم میتوانیم به این اشکال پاسخ دهیم. پس میتوانیم بگوییم که شرایط مختلف توجیهای شناساها، منجر به اختلاف توجیهای ایشان میگردد. ما در این تحلیل خویش نشان دادیم که چرا در مثالهای مستشکل، باور یک شناسا بر اساس تجربه، موجه است اما باور شناساهای دیگر موجه نیست. ما براساس تحلیل فوق علت این اختلاف را نشان دادیم. این تحلیل ما هم مثال نقضی که به پاسخ فلدمن و کونی دادیم را حل می کند و هم علت اختلاف توجیه بر اساس این تجربه را به امور درونی شناسا پیوند نمیزند و مبتنی بر امور روان شناسانه نمیکند. در این تحلیل ما براساس باور شناسا مسأله را حل کردیم که در توجیه باورها مدخلیت میتوانند داشته باشند و اشکال ما به پاسخ دوم فلدمن و کونی با این تحلیل حل میگردد. ۲-۱۴-۱-۴-۴-۵٫ تحلیل مسأله و اشکال نگارنده به پولاک و مبناگرایان اما تحلیل پیش گفته سخن نهایی مقبول نگارنده نیست؛ چرا که اولاً حکم کلی ارائه داده نشده است ثانیاً اینکه خود نگارنده از جهتی با نظر پولاک و مبناگرایان مخالف است. ثالثاً نگارنده از جهتی با انسجام گرایان نیز در این مسئله مخالف است. به ترتیب از آخر به اول به این سه نکته میپردازیم. در مورد نکته اخیر باید بگوییم که نگارنده با مبناگرایان موافق هست که حتماً باید این تجارب در توجیه نقش ایفا کنند و فی نفسه در توجیه مدخلیت دارند، به گونه ای که میتوان فرض کرد که اگر شناسا این تجارب را در توجیه خویش داشته باشد، وی از درجه توجیهای بالاتری برخوردار است نسبت به زمانی که برخوردار از این تجارب نیست. به نظر میتوان گفت که این تجارب، از قدرت توجیهای مستقلی فارغ از دیگر باورهای شناسا برخوردار هستند. استدلالهای انسجام گرایان را در رد بکارگیری این تجارب در توجیه را نیز رد کردیم و اگر بتوانیم این مشکل اخیر را حل کنیم، دیگر استفاده از تجارب در توجیه مانعی نخواهد داشت و ما توجیه چنین مثالهایی را هم با تکیه بر باورهای شناسا و هم با تکیه بر تجارب شناسا حل میکنیم که این امر مقبول انسجام گرایان نیست. البته به نظر نگارنده با صرف توسل به خود تجارب این مشکل قابل حل نیست. اما در مورد نکته دوم، به نظر نگارنده میرسد برای بیان علت اختلاف دیدگاه خویش با ایشان ما باید توجه نماییم که چرا امثال پولاک و برخی مبناگرایان میانه رو قائل به این دیدگاه شدند که صرف تجربه نمیتواند گاهی موجِّه باور مربوط به خود باشد؟ با توجه به تحلیلی که از پاسخ پولاک در فصل قبل مطرح نمودیم، باید این مسئله روشن شده باشد. پولاک و مبناگرایان میانه رو متفطن شدند که گاهی شناسا باورهای دیگری برخلاف آن باوری که بر اساس تجربه شکل میدهد دارد که آن باورها منجر به عدم موجه بودن وی در تشکیل باور بر اساس آن تجربه هستند. لذا امثال پولاک شرط کرده اند که شناسا نباید باور الغاکنندهای بر علیه باور حاصل از آن تجربه داشته باشد و مبناگرایان میانه رو نیز انسجام را به صورت سلبی در نظریه خویش شرط کردند یعنی گفتهاند که عدم انسجام به توجیه این باورها لطمه وارد می کند. همچنانکه در فوق دیدیم، نمی توان راه حلی در مورد اشکال تفرقّ ارائه داد که در پرتوی آن بتوان این مشکل را صرفاً با تکیه بر نقش توجیهای خود تجارب حل کرد. تحلیل پیشگفته ما هرچند بر اساس نظریه پولاک بود، اما سخن ایشان و مبناگرایان ناتمام است؛ چرا که: اولاً به نظر میرسد لازمهی نظریه ایشان، در حقیقت قبول نقش نظریه انسجام گرایی در توجیه این باورهای تجربی ولو به صورت شرط لازم است. از این رو که لازمهی حرف پولاک و مبناگرایان میانه رو همان چیزی است که نظریه انسجام شرط می کند. اینکه ایشان میگویند که نباید باور الغا کننده ای برای باور برگرفته از این تجارب باشد، یعنی باید این باور با باورهای دیگر شناسا در انسجام باشد؛ چرا که اگر باوری بر خلاف این باور باشد، این باور با آن باور در انسجام نیست. مبناگرایان میانه رو نیز که میگویند عدم انسجام مخل به توجیه است، اما ما انسجام را به صورت ایجابی نیز شرط نمیکنیم که انسجام گرا شویم، به آنها میگوییم در حقیقت این همان شرط نمودن انسجام در توجیه است؛ چرا که ما میپرسیم که چه زمانی عدم انسجام محقق خواهد شد؟ ایشان ناگزیرند بگویند زمانی که شناسا باوری داشته باشد که بر خلاف باور حاصل از این تجربه ادراکی باشد. پس میگوییم عدم انسجام زمانی است که انسجام برقرار نباشد و زمانی انسجام برقرار نیست که انسجام حاکم باشد؛ چرا که ارتفاع نقیضین محال است. عدم وجود باور الغا کننده نیز دقیقاً به همین دلیل بازگشت به قبول شرط انسجام می کند. پس تحلیل سخن شما که میگویید که عدم انسجام مخل به توجیه است، به این بازگشت که انسجام مدخلیت در توجیه باورها دارد و این همان قبول شرط انسجام در توجیه است. بلکه بالاتر میتوانیم بگوییم که قبول نقش سلبی انسجام عین قبول نقش ایجابی انسجام است. [۳۳۸] ثانیاً شاید کسی بگوید که اصلاً قبول نقش عدمی در توجیه معنای محصلی ندارد. عدم وجود باور الغا کننده که چیزی نیست که بخواهد در توجیه نقش ایفا کند و مدخلیت داشته باشد. به عبارت دیگر چیزی که امر وجودی نیست، چگونه می تواند شرط که امری وجودی است تلقی شود؟ [۳۳۹] ثالثاً شاید به دیدگاه این مبناگرایان اشکال شود که این سخن که باورهای الغا کننده ای نباید وجود داشته باشند، لازمهای دارد که بعید است مبناگرایانی نظیر پولاک به آن گردن بنهند. به نظر بسیاری از ما باورهایی داریم که میتوانند الغا کننده بسیاری از باورهای ما باشند اما ما در زمان مثلاً باورهای ادراکی خویش به آنها التفاتی نداریم و یا حتی ممکن است که آنها را فراموش کرده باشیم. در زمانی که شناسا باور الغا کننده ای را به یاد نمیآورد، این باور الغا کننده وجود دارد اما شناسا به آن التفاتی ندارد ما در این صورت در بسیاری موارد در باورهای خویش موجه هستیم هرچند باور الغا کننده ای هم وجود دارد اما به آن التفات نداریم و یا فراموش کردهایم. با توجه به آنچه پولاک میگوید شناسا چون چنین باورهای الغا کننده ای دراختیار دارد نباید در باورش موجه باشد، یا نظیر آنچه مبناگرایان میانه رو میگویند که عدم انسجام مخل است. ممکن است در حقیقت میان این باور شناسا با برخی باورهای دیگر وی انسجام محقق نباشد و لذا باور شناسا به این دلیل موجه نباشد اما ما شهوداً وی را موجه حساب میکنیم هرچند وی التفاتی به این عدم انسجام میان باورهای خویش ندارد؛ چرا که فهم اینکه فلان باور الغا کننده این باور است و یا فلان باور منجر به عدم انسجام با این باور می شود، نیاز به محاسبات و دقتهای عقلی زیادی دارد که حتی اگر ممکن باشد، هیچ معرفت شناسی نمیگوید نیاز است. مثلاً برای اینکه شناسا بفهمد میان سیصد باور وی با هم دیگر عدم انسجام حاکم نیست، اگر بخواهد روش جدول صدق را به کار ببرد، کل عمر خویش را هم مصروف این امر کند، باز یک درصد از این محاسبه را برای فهم این امر انجام نداده است!. به هرحال احراز عدم انسجام یا عدم باور الغا کننده بر باورهای شناسا، بسیار مشکل است. در نهایت، فرض کنیم که این سه اشکال نگارنده بر ایشان وارد نباشد و ایشان راه خروج از این اشکالات را داشته باشند. اما بنابراین فرض، باز هم ما با ایشان مخالفت میکنیم و میگوییم به فرض بنابر دیدگاه شما مسئله حل شود اما ما این دیدگاه را قبول نداریم بلکه این مسئله را از منظر دیگری حل میکنیم. ما با ترکیبی از مبناگرایی و انسجام گرایی این مسئله را حل میکنیم که از منظر ما این ترکیب بهترین راه حل و بهترین تبیین برای توجیه این باورها است و اشکالاتی که بر انسجام گرایان و مبناگرایان در این باره مطرح کردیم، به این دیدگاه وارد نمیگردد. ۳-۱۴-۱-۴-۴-۵٫ حل مشکلات توجیه باورهای ادراکی در پرتو نظریهای جدید در باب توجیه این باورها به نظر میرسد که انسجام گرایان بر حق هستند که بگویند شرط لازم توجیه باور شناسا انسجام آن باور با سایر باورهای وی است و مخصوصاً در محل بحث اصلاً به نظر نمیرسد که شرط کافی توجیه این باورها، صرف همین تجارب باشند؛ چرا که اگر شرط کافی توجیه باورهای تجربی همین تجارب بودند، باید هر باور تجربی موجه بود، درحالی که شهوداً هر باور تجربی موجه نیست؛ پس این تجارب شرط کافی توجیه باورهای تجربی نیستند.[۳۴۰] به نظر نگارنده باید دست کم در توجیه باورهای تجربی دو شرط را لحاظ کرد. یک شرط برگرفته از انسجام گرایی است و یک شرط برگرفته از مبناگرایی. از منظر نگارنده به نظر میرسد که دست کم دو شرط در توجیه باورهای تجربی مدخلیت دارند: یکی حضور خود آن تجارب و دیگری انسجام باور حاصل از این تجارب با سایر باورهای شناسا به شرط وجود سایر باورها[۳۴۱]. به نظر میرسد که اگر این دو شرط را روی هم رفته در توجیه باورهای تجربی مدخلیت ندهیم، نمیتوانیم به اشکال سوسا پاسخ بگوییم. البته نگارنده میپذیرد که پاسخ وی در حقیقت خروج از محل نزاع است؛ چرا که سوسا این اشکال را به مبناگرایان وارد می کند و ایشان قائل به شرط انسجام باور حاصل از این تجارب با سایر باورهای شناسا نیستند.[۳۴۲] اما نگارنده نمیپذیرد که اشکال سوسا سبب طرد این نظریات درون گرایانه در توجیه است. سوسا با این اشکالش به سراغ نظریه برون گرایانه خویش میرود و از آن طریق مشکل را حل می کند. اما نگارنده میگوید که میتوان درون گرا بود و در عین حال به این اشکال پاسخ داد؛ یعنی میتوان هم به کمک انسجام گرایی و هم به کمک مبناگرایی به این اشکال پاسخ داد؛ به عبارت دیگر این اشکال ایشان نمیتواند سبب طرد این نظریات درون گرا در توجیه باورهای تجربی گردد. به نظر نگارنده از طرفی مبناگرایی برخطا است که از شرط انسجام استفاده نمیکند و از طرف دیگر انسجام گرایی برخطا است که از این تجارب استفاده نمیکند. به نظر نگارنده بهترین راه حل پاسخ به اشکال سوسا همین است.[۳۴۳] به نظر میرسد که صرف تجارب موجِّه باورهای مربوط به خودشان نیستند. مبناگرایی که چنین نظری دارد از این رو نمیتواند مشکل سوسا و برخی اشکالات دیگر را حل کند. مقدمهی سوم سوسا این بود « اگر برخی از تجارب موجِه باورهای مربوط به خود هستند و برخی دیگر نیستند، باید دلیل بر اینکه چرا یک نوع تجربه خاص موجِه باورهای مربوط به خود هست و دیگری نیست، ارائه شود». نگارنده چون شرط انسجام با سایر باورهای شناسا را اضافه کرد، به این اشکال این گونه پاسخ میدهد که اگر از منظر شناسا باور حاصل از تجربه خاص، با سایر باورهای دیگر وی ، به شرط وجود آن باورها در انسجام بود، آن باور موجه است. همه مواردی که این شرط را دارا هستند، به نظر میرسد باورهای موجهی هستند، هرچند کاذب باشند. به نظر نگارنده اگر بخواهیم صورت بندی کلی از نحوه توجیه باورهای تجربی[۳۴۴] به صورت دقیق ارائه دهیم، باید بگوییم: « باور تجربی S به P بر گرفته از تجربه X در زمان T در شرایط C، [۳۴۵]موجه است اگر و فقط اگر از منظر شناسا یا باور تجربی S به P در صورت عدم وجود باورهای دیگر برای شناسا، به نحو مناسبی [۳۴۶]مبتنی بر تجربه X باشد یا در صورت وجود سایر باورهای دیگر برای شناسا، باور تجربی S به P به نحو مناسبی مبتنی بر تجربه X باشد و این باور با سایر باورهای دیگر وی منسجم باشد.» علت اینکه در این نظریه نگارنده قید « به نحو مناسبی مبتنی بر تجربه X » را اضافه کرد دو نکته بود: اول اینکه گاهی شاید شناسا باور تجربی مبتنی بر تجربهای خاص را داشته باشد اما این باور تجربی وی به نحو مناسبی مبتنی بر آن تجربه نباشد. مثلاً فرض کنید که شناسا صبح از منزل خویش خارج می شود و ناگهان کلاغ سیاهی را میبیند و بر اساس این تجربه باور می کند که امروز اتفاقات ناگوار برای وی اتفاق می افتد. یا شناسا شب در خانهی قدیمی بسیار تاریکی که تنها در آن سپری می کند، صدای قدمهای پایی را میشنود و براساس این تجربه باور می کند که شبحی در خانه رفت و آمد می کند. در این دو مثال شناسا بر اساس تجربه به باوری رسیده است اما این باور وی به نحو مناسبی مبتنی بر این تجربه نیست و از این تجربه بدست نمیآید. دوم اینکه گاهی شناسا باور تجربی پیدا می کند و شواهد تجربی مختلفی هم راجع به آن دارد اما باور خویش را مبتنی بر آن شواهد تجربی نمیکند. مثلاً فرض کنید نگارنده در جلسه دفاع، پس از ارائه گزارش خویش از پایان نامه و پاسخ به سوالات استاد داور، شواهد تجربی خوبی برای باور به اینکه نمره خوبی اساتید به وی می دهند دراختیار داشته باشد: مانند اینکه اساتید راهنما و مشاور از پایان نامه وی در جلسه دفاع کرده باشند و استاد داور نیز از پایان نامه تعریف کرده و اشکال مهمی بر آن وارد ندانسته باشد اما فرض کنید که شناسا با اینکه شواهد تجربی خوبی بر این باورش در اواخر جلسه دفاع دارد، باور خویش را مبتنی بر این تجارب نکرده باشد و از این رو به خاطر این دلایل به این باور نرسیده باشد بلکه وی براساس خواب دوستش مبنی بر اینکه وی نمره عالی در پایان نامهاش میگیرد یا به سبب خوش گمانی به این نظر رسیده باشد. در اینجا هرچند شناسا شواهد تجربی مناسبی بر این باورش دارد اما باور وی موجه نیست؛ چرا که مبتنی بر آن شواهد تجربی مناسب نیست.[۳۴۷] نگارنده در نظریه خویش از قید « از منظر شناسا» استفاده کرد تا برخی از اشکالات مورد نظر بر انسجام گرایی و نیز اشکالاتی که خود نگارنده بر مبناگرایان در این باب گرفت را حل کند. در این نظریه ما میگوییم که آنچه برای توجیه باورهای تجربی شناسا لازم است، انسجام با سایر باورها از نظرگاه و منظر خود شناسا است. بدینگونه که ما میگوییم از منظر شناسا باید چنین انسجامی محقق باشد و شناسا برای اینکه چنین حکمی از منظر خویش صادر بکند، نیاز به محاسبات پیچیده عقلی ندارد که ببیند آیا در حقیقت انسجام میان آنها محقق است یا نه. بلکه صرف همین که شناسا از حیث معرفتی بگونهای باشد که از منظرش با تأمل چنین شرطی محقق شود، سبب موجه بودن باور وی خواهد شد هرچند که فی الواقع باور وی کاذب باشد و این انسجام را منطقاً نداشته باشد. پس مهم این انسجام از منظر وی است نه انسجام نفس الامری. برخی از مبناگرایان گفتهاند[۳۴۸]، بنابر نظریه انسجام حتی اگر شناسا یک باور ضرورتاً کاذب ( مانند ۱۱= ۵+ ۷ ) داشته باشد، این امر منجر به ناسازگاری و عدم انسجام میان تمام باورهای وی میگردد و از این رو کل باورهای وی ناموجه می شود؛ چرا که نظامی از گزارها که حاوی یک گزاره متناقض باشد، خود نیز متناقض است. در حالی که شهوداً این لازمه پذیرفتنی نیست، پس نظریه انسجام، نظریهای کاذبی است. با این قیدی که نگارنده در اینجا بیان نمود، این اشکال منحل میگردد؛ چراکه ناسازگاری در نظام باور، به توجیه باور زمانی لطمه میزند که از منظر شناسا این ناسازگاری مد نظر گرفته شود و الا اگر باورهای کاذب ناسازگاری در نظام باور وجود داشته باشند که از منظر شناسا ناسازگار با باورهای دیگرش نباشند و یا شناسا التفاتی به این ناسازگاری نداشته باشد، به سازگاری نظام وی لطمه نمیخورد. وقتی شناسا باور تجربی خاصی را از تجربه بدست می آورد، همین که از منظر خودش، باوری که ناسازگار با این باور تجربی نباشد، نداشته باشد، در این باور تجربی موجه است. شاید کسی به نگارنده اشکال کند که این راه حل شما مثال نقض دارد؛ چرا که برخی از باورهای تجربی شناسا، صرفاً از این رو که برگرفته از تجربه وی هستند، موجه هستند. فرض کنید که علی دارد باغی را میبیند. علی در این فرض، اگر باور کند که باغی روبروی وی وجود دارد، در این باورش موجه است حتی اگر سایر باورهای خویش را هم در نظر نگیرد. به نظر میرسد که چنین اشکالی بر نگارنده وارد نیست؛ چرا که اولاً این سخن مصادره به مطلوب است؛ چرا که فرض ما بر این است که در این موارد اگر از منظر شناسا باور برگرفته از تجربه، منسجم با سایر باورهای وی نباشد، موجه نیست اما شما فرض کردید که موجه است و صحت خود این فرض محل نزاع بر اساس نظریه ما است و شما باید دلیلی بر این سخن خویش بیاورید. شاید مستشکل به نگارنده بگوید که دلیل ما شهود است. ما شهوداً در این سری باورها موجه هستیم. نگارنده در پاسخ میگوید اولاً هرچند این شهود شما به موجه بودن این باورها را تاحدی قبول داریم اما این شهود نافی دیدگاه ما نبوده و با آن قابل جمع است ؛ چرا که در این فرض همین که شناسا بر اساس این تجربه، به این باور میرسد؛ یعنی از منظر وی با باورهای دیگر وی منسجم و سازگار است ؛ از این رو که از منظر وی اگر باور یا باورهای دیگری داشت که نافی این باورش بود وی این دیدگاه را بر نمیساخت؛ مثلاً اگر شناسا باور داشت که قرص روان گردان استفاده کرده است و این تجربه ناشی از آن است، دیگر یک چنین باوری را نمیساخت. مراد نگارنده از اینکه گفت از منظر شناسا منسجم با سایر باورهای دیگر وی باشد، این نیست که شناسا برای توجیه یک چنین باورهایی حتماً برود و سنجش دقیق با باورهای دیگرش دست بزند تا باورش موجه بشود که مستشکل بگوید که در اینجا ما چنین کاری را انجام نمیدهیم اما موجه هستیم. اگر کسی چنین فکری بکند، بین موجه بودن از حیث معرفتی با موجه سازی باور خلط کرده است. برساخت چنین باوری از این تجربه در نتیجه انسجام با باورهای دیگر از منظر شناسا است، همین که شناسا باوری بر علیه این باور نمییابد؛ یعنی از منظر وی این باور با سایر باورهای وی منسجم است. اگر مستشکل برای تأیید سخنش چنین بگوید که فرض کنید شناسا هیچ باوری ندارد و در همین آن براساس یک تجربه، یک باوری را میسازد و ما شهوداً این باور وی را موجه میدانیم. در پاسخ به وی میگوییم این داخل در قسم اولی است که نگارنده خود به آن معتقد است. پس این گونه موارد نیز با دیدگاه نگارنده در باب توجیه باورهای تجربی سازگار و قابل توجیه است. علاوه بر اینکه به نظر نگارنده میرسد که اگر ما بخواهیم همه مشکلات در باب توجیه باورهای تجربی را مد نظر بگیریم، این تفسیر ما بهترین تبیین برای توجیه باورهای تجربی است هرچند شاید اشکالی بر آن به نظر برسد، اما بهترین تبیینی که به نظر نگارنده در این باب میتوان بدست داد که اشکالات کمتری بر آن مترتب باشد، همین دیدگاهی است که نگارنده آن را پروراند. حال با توجه به این نظریهای که نگارنده در باب توجیه باورهای تجربی بیان نمود، میتوانیم در موارد مختلف بگوییم که چرا یک شناسا در باوری خاص موجه است اما شناسای دیگر موجه نیست. اگرچه به زعم نگارنده همین صورت بندی که در فوق ارائه شد، توان حل مثالهای از سنخ اشکال سوسا را دارد و اختلاف توجیه شناساها را در موارد مختلف بر اساس آن میتوان پاسخ گفت و نیازی به ذکر امر دیگری نیست، اما اگر بخواهیم به صورت جزئی تر در مثالهای سوسا گونه بر اساس نظریه خویش در توجیه باورهای تجربی سخن بگوییم، میتوانیم چیزی نظیر سخن ذیل بگوییم: « در مواردی که بر اساس تجربهX ، شناسا باور Y را تشکیل میدهد، دو فرض وجود دارد: یا شناسا باور به توانایی تشخیص محتوای باور Y از تجربه X دارد یا نه. در فرض باور وی به توانایی تشخیص محتوای باور Y از تجربه X، باز دو فرض وجود دارد یا از منظر وی باورش به توانایی تشخیص محتوای باور Y از تجربه X، با سایر باورهای وی منسجم است یا نیست. اگر منسجم بود باور وی به Y بر اساس تجربه X موجه است. اما اگر منسجم نبود باورش موجه نیست. اگر باور به تواناییاش به تشخیص محتوای باور Y از تجربه X نداشت، دو حالت وجود دارد : یا باور به عدم تواناییاش به تشخیص محتوای باور Y از تجربه X دارد یا نه، در فرض اول از این دو فرض اخیر، دو فرض وجود دارد یا از منظر وی باورش به عدم توانایی تشخیص محتوای باور Y از تجربه X، با سایر باورهای وی منسجم است یا نیست. اگر منسجم بود، باور وی به Y بر اساس تجربه X، ناموجه است. اگر منسجم نبود، باور وی به Y بر اساس تجربه X موجه است. در فرض دوم، نیز دو حالت وجود دارد یا از منظر وی باورش به Y بر اساس تجربه X ، با سایر باورهای وی منسجم است یا نیست. اگر منسجم بود باور شناسا به Y بر اساس تجربه X، موجه است و اگر نبود موجه نیست».
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شبکه عصبی KNN یک روش برای دسته بندی داده ها بر اساس نزدیک ترین نمونه های آموزش دیده است.این نوع شبکه برای تعیین دسته و خوشه خروجی بر اساس مقایسه نمونه های آموزشی شبیه ترین خوشه به داده آموزشی را می یابد و برچسب می زند.در این روش همه داده های آموزشی در یک فضای الگوی چندبعدی ذخیره می شوند و زمانی که یک نمونه ناشناخته برای تعیین خوشه داده می شود الگوریتم KNN در بین فضای الگو جستجو کرده و از بین نمونه ها نزدیک ترین به داده ناشناخته را یافته و برچسب می زند.نمونه جدید به این شکل دسته بندی می شود که برچسب نمونه ای که نزدیک ترین شکل به نمونه ناشناخته با بیشترین تکرار در بین نمونه های آموزشی باشد را برای نمونه جدید اختصاص می دهد[۱۸].
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
برای یافتن مقدار K بهینه در اجرای مدل بر اساس روش KNN برای یک بازه زمانی خاص مقادیر متفاوت K را بررسی کرده و آن مقدار K که بیشترین دقت را در استخراج برچسب خروجی دارد برای اجرای مدل در نظر گرفته می شود. جدول ۲۴- نتاِج تغییر مقدار K در روش شبکه عصبی KNN
| K |
Precision (%) |
| ۱ |
۴۵٫۰۰% +/- ۲۶٫۹۳% |
| ۲ |
۵۵٫۰۰% +/- ۲۶٫۹۳% |
| ۳ |
۵۵٫۰۰% +/- ۲۶٫۹۳% |
| ۴ |
۶۰٫۰۰% +/- ۳۰٫۰۰% |
| ۵ |
۵۵٫۰۰% +/- ۲۶٫۹۳% |
| ۶ |
۴۵٫۰۰% +/- ۲۶٫۹۳% |
همانطور که در جدول بالا مشخص است بهینه ترین مقدار K=4 است و برای اجرا و طراحی مدل بر اساس شبکه عصبی KNN از مقدار پیش فرض ۴ برای پارامتر K استفاده می کنیم.زیرا درصد دقت آن بالاتر است. در مجموعه داده آموزشی یک برچسب هدف به عنوان خوشه مورد نظر از بین سه خوشه A,B,C و با توجه به بازه زمانی خرابی بعدی اختصاص داده شد.سپس با یادگیری مدل مجموعه داده آزمایشی به عنوان ورودی به مدل داده شد و مدل با توجه به آموزش اقدام به پیش بینی و برچسب گذاری خرابی احتمالی نمود. در هر یک از بازه های زمانی ذکر شده مجموعه داده آموزشی و مجموعه داده آزمایشی با تعدادی رکورد برای پیش بینی در نظر گرفته شد.در ادامه جدولی از مجموعه داده آموزشی و آزمایشی را مشاهده می نمایید. جدول ۲۵- مجموعه داده آموزشی برای بازه زمانی (۱۰-۲۰)
| ردیف |
fac1 |
fac2 |
fac3 |
fac4 |
fac5 |
fac6 |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1
مدیر کل آموزش وپرورش شهر تهران
1 ساعت و 15 دقیقه
دکتری عضو هیئت علمی
1
ریاست دانشکده
55 دقیقه
دکتری مدیریت آموزشی
1
معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش
3-5-2-جامعه و نمونه آماری بخش کمی(روش دلفی یا پنل خبرگان) در پژوهش حاضر پس از طی روش کد گذاری و مقوله بندی و همچنین تدوین الگوی نظریه داده بنیان یا به عبارت دیگر تدوین مدل تحقیق، پرسشنامه ای بر حسب مدل به دست آمده طراحی شد و به منظور نهایی سازی مدل مفهومی تحقیق و تعیین مؤلفه ها و شرایط و پیامدهای اخلاق حرفه ای مدیران آموزشی و تعیین ضرایب هر یک از آن ها با بهره گرفتن از روش دلفی مورد روایابی قرار گرفت. روش دلفی فرایندی ساختار یافته برای جمع آوری و طبقه بندی دانش موجود در نزد گروهی از کارشناسان و خبرگان است که از طریق توزیع پرسشنامه هایی بین این افراد و بازخور کنترل شده پاسخ ها و نظرات دریافتی صورت می گیرد. اساس و پایه روش دلفی بر این است که نظر متخصصان هر حوزه علمی صاحب ترین نظر است بنابر این بر خلاف روش های تحقیق پیمایشی اعتبار روش پنل خبرگان نه به تعداد شرکت کنندگان در تحقیق که به اعتبار علمی متخصصان شرکت کننده در پژوهش بستگی دارد. شرکت کنندگان در پنل خبرگان از 5 تا 20 نفر را شامل می شوند(نیومن[136]، 2002). هدف اصلي روش دلفي را مي توان پيش بيني آينده دانست كه بر پايه همگرايي انديشه هاي متخصصان حاصل شده است. در اين روش حدسيات فردي در مورد تكامل آينده بايد تصحيح شود. پيدايش هنجار گروهي تخصصي نتيجه مورد نظر است. اهداف مهم ديگر اين روش عبارتند از حل مسائل پيچيده و كمك به تصميم گيري در مورد مسائل بغرنج. اين روش با اين هدف طراحي شده كه براي حل مسائل پيچيده و مهمي به كار رود كه پرداختن به آن از توانايي هاي يك نفر فراتر مي رود. اين روش در امور برنامه ريزي، مديريت و مسائل اجرايي كاربرد دارد و رشته هاي متعدد دانش مانند بازرگاني، سياست، صنايع، پزشكي، برنامه ريزي آموزشي، برنامه ريزي شهري و ناحيه اي مي توانند از آن استفاده نمايند.اگرچه فن دلفي در كاربردهاي آغازين خود عمدتاً ابزار پيش بيني بود، در حال حاضر بيشتر به عنوان فرايندی براي بهبود ارتباطات و ايجاد توافق در حل هر مسأله پيچيده به كار مي رود.روش دلفي، روشي كاربردي است و بسيار مورد استفاده رشته هايي مانند بازرگاني و آموزش است(پاشایی زاد، 1386).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
عناصراصلی درروشهای اولیه دلفی عبارتاند از: ساختارسازی جریان اطلاعات ارائه بازخوردبه شرکت کنندگان عدم افشای هویت شرکت کنندگان با توجه به ماهیت روش نظر سنجی خبرگان، انتخاب پاسخگویان با شیوه های رایج در روش های پیمایشی یا تجربی، انجام نمی شود. شرایط، امکانات و مقاصد تحقیق ممکن است ایجاب یا حتی تحمیل کند که نمونه به شیوه غیر احتمالی برگزیده شود(بازرگان، 1380). نمونه گیری نظری هنگامی به کار می رود که آگاهی و شناخت پژوهشگر از جامعه مبنای انتخاب تعیین اعضای پنل است. در پژوهش حاضر از شیوه غیر احتمالی یا هدفمند برای تعیین اعضا استفاده شد. با توجه به ویژگی های روش نظر سنجی از خبرگان و هدف آن که ایجاد نوعی اجماع و وحدت نظر در ارتباط با یک موضوع خاص است، طبیعی است که افزایش تعداد اعضاء امکان ایجاد اجماع را دشوارتر می نماید. بر این اساس ضروری است تعداد اعضا در سطحی تعیین شود که ضمن حصول اطمینان از جامعیت لازم و از پیچیده سازی بیش از حد فرایند و تکرار اجتناب شود(پاول[137]، 2003). در برخی مطالعات به این نکته اشاره شده که در صورت وجود تجانس بین اعضاء تعداد 10 تا 20 نفر رقم مناسبی است(اوکلی و پاولوفسکی[138]، 2004). بر مبنای روش نمونه گیری منتخب، در این پژوهش به شیوه قضاوتی 20 نفر از خبرگان انتخاب و پس از جلب موافقت آنان برای مشارکت، پرسشنامه به صورت حضوری و اینترنتی به آنان ارائه شد. در دور اول فهرست مؤلفه ها، شرایط علی، شرایط واسطه ای، شرایط زمینه ای، راهبردها و پیامدهای اخلاق حرفه ای مدیران آموزشی در اختیار اعضای گروه قرار گرفت تا در مورد آن ها در قالب طیف لیکرت اظهار نظر نمایند. همچنین از آن ها خواسته شد که نظرات خود را در قالب پیشنهاد یا اصلاح به مجموعه اضافه کنند. در پایان این مرحله، پژوهشگر اصلاحات پیشنهادی لازم را بر روی مؤلفه ها انجام داد و همراه با میانگین نتایج در اختیار اعضاء قرار داده شد. در مرحله دوم خبرگان به اتفاق نظر مناسب رسیدند. در این پژوهش تلاش محقق بر آن بوده است تا در مرحله تبیین مدل اخلاق حرفه ای مدیران آموزشی از نظرات و دیدگاه های کارشناسان مطلع و افرادی که تجربه مرتبط را داشته اند استفاده نماید. بر همین اساس مشارکت کنندگان از حیث تجربیات شغلی و آموزشی دارای ترکیب زیر بوده اند: جدول 3-2- ویژگی های اعضای پنل دلفی
ویژگی ها
تعداد
عضو هیأت علمی دانشگاه با تخصص مدیریتی
3
مدیران ارشد، مدرس دانشگاه با تخصص مدیریتی
12
مدیر مجتمع آموزشی
5
3-5-3-جامعه و نمونه آماری بخش کمی (تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر) تحقیق: جامعه آماری پژوهش حاضر در بخش کمی کلیه مدیران مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهر تهران می باشند. طبق آمار موجود در شهر تهران تعداد 3753 مدیر در مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهر تهران مشغول فعالیت می باشند. براي تخمين تعداد نمونه در پژوهش حاضر از فرمول کوکران استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰
مقدار آماره آزمون(t)، ۸۴۶/۱۴ و سطح معناداری آزمون صفر است. چون سطح معناداری صفر و کمتر از ۰٫۰۵ است، پس میپذیریم که تکنولوژی، در شرکتهای کارا و ناکارا یکسان نیست.
۳-۱۰-۴) مقایسه زیرساختها در شرکتهای کارا و ناکارا
هدف بررسی این فرضیه است که آیا زیرساختها در شرکتهای کارا و ناکارا یکسان است؟
زیرساختها، در شرکتهای کارا و ناکارا برابر است. زیرساختها، در شرکتهای کارا و ناکارا برابر نیست. برای بررسی این سوال از آزمون t دونمونهای مستقل استفاده می کنیم. نتایج چنین است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
tآماره آزمون
درجه آزادی
سطح معناداری
۱۳۶/۱۸
۹۷
۰
مقدار آماره آزمون(t)، ۱۳۶/۱۸ و سطح معناداری آزمون صفر است. چون سطح معناداری صفر و کمتر از ۰٫۰۵ است، پس میپذیریم که زیرساختها، در شرکتهای کارا و ناکارا یکسان نیست. نتیجه: بنابراین نتیجه میگیریم که تفاوت در ارزیابی عملکرد شرکتهای کارا و ناکارا از تفاوت در تولید ناب شرکتهای کارا و ناکارا ناشی میشود. همچنین تفاوت در تولید ناب شرکتهای کارا و ناکارا خود به دلیل تفاوت شرکتهای کارا و ناکارا در ابزارها و تکنیکها، تکنولوژی و زیرساختهایشان است. جمع بندی : همانطوری که مشاهده شد با مشخص کردن ورودی و خروجیها سیستم ناب در صنایع مواد غذایی نسبت به حل مدل با بهره گرفتن از مدل تحلیل پوششی دادهها اقدام شد نتایج بیانگر کارایی نسبی که در ۹۹ نمونه آماری بود بیان شد و رتبه بندی بر اساس کارایی نسبی بدست آمد و در جدول فوق(جدول ۴-۹) ارائه گردید با توجه به اینکه در این تحقیق که در جامعه آماری ۱۹۴ ،۹۹ واحد را مورد بررسی قرار داده است. پرسنل شاغل در این پژوهش رابطه مستقیم با کارایی دارد ، به عبارتی هر چه پرسنل افزایش یابد به طبع آن هم بهره وری کاهش خواهد یافت. به طوریکه این نکته در نمودار ۴-۱ مشهود است.
نمودار ۴-۱
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱مقدمه :
تداوم بقای بنگاهها و سازمانها در هر نظام اقتصادی در گرو ایجاد ارزش افزوده است. برای دستیابی به این مهم تنها داشتن منابع کافی نیست بلکه نحوهٔ ترکیب و استفاده از منابع و ورودیها اهمیت به سزایی دارند که این مهم خود در گرو طرز عمل و شیوهٔ کار مدیران این سازمانهاست. امروز واحدهای خدماتی خصوصاً از نوع دولتی با افزایش رو به رشد تقاضا در زمینهٔ خدمات در شرایط کاهش منابع روبه رو هستند و راه حل این موضوع افزایش کارآیی از طریق ارائهٔ خدمات بیشتر با منابع کمتر است. ارزیابی عملکرد سازمانها در جهت گیری تصمیمات آتی آن ها نقش اساسی دارد. در این راستا میبایست میزان کارایی و بهرهوری سازمانها مورد محاسبه قرار گیرد تا از این طریق بتوان در تصمیم سازیهای آتی روند رشد اقتصادی را زیر نظر داشت. در عصر حاضر دستیابی به رشد اقتصادی از طریق ارتقای بهرهوری از مهمترین اهداف اقتصادی کشورها به شمار میرود. ارتقای بهرهوری با استفاده بهینه از عوامل تولید حاصل میگردد و در نیل به رشد اقتصادی مستمر و تولید پایدار نقش مهمی را ایفا میکند. امروزه رقابت در عرصه تولید و تجارت جهانی به واسطه کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی ابعاد دیگری یافته و کوشش در جهت ارتقا و بهبود بهرهوری بر اساس عقلانیت اقتصادی، همواره میباید مورد تاکید و توجه قرار گیرد. لیکن بهبود بهرهوری مستلزم عملیاتی کردن توان بالقوهاست. از این رو این حرکت نیاز به یک ابزار محرک دارد و مناسبترین محرک «رقابت» در صحنه داخلی و بازارهای خارجی است. ارتقای بهرهوری سبب پیشرفت و توسعه یافتگی میشود و اکثر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به منظور اشاعه نگرش به مقوله بهرهوری و تعمیم بکارگیری فنون و روشهای ارتقای آن، سرمایه گذاریهای زیادی انجام دادهاند. بررسی عملکرد کشورهایی که طی چند دهه اخیر رشد اقتصادی قابل توجهی داشتهاند حاکی از آن است که اکثر این کشورها رشد را از طریق ارتقای بهرهوری بدست آوردهاند. یکی از ابزارهای مناسب و کارآمد در این زمینه، تحلیل پوششی دادهها میباشد که به عنوان یک روش غیر پارامتری به منظور محاسبه کارایی واحدهای تصمیم گیرنده استفاده میشود. امروزه استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها با سرعت زیادی در حال گسترش بوده و در ارزیابی سازمانها و صنایع مختلف مانند صنعت بانکداری، پست، بیمارستانها، مراکز آموزشی، نیروگاهها، پالایشگاهها و… استفاده میشود. توسعههای زیادی از جنبه تئوری و کاربردی در مدلهای تحلیل پوششی دادهها اتفاق افتاده که شناخت جوانب مختلف آن را برای به کارگیری دقیقتر اجتباب ناپذیر میکند. استفاده از مدلهای تحلیل پوششی دادهها علاوه بر تعیین میزان کارایی نسبی، نقاط ضعف سازمان را در شاخصهای مختلف تعیین کرده و با ارائه میزان مطلوب آن ها، خط مشی سازمان را به سوی ارتقای کارایی و بهره وری مشخص میکند. همچنین الگوهای کارا که ارزیابی واحدهای ناکارا بر اساس آن ها انجام گرفتهاست به واحدهای ناکارا معرفی میشوند. الگوهای کارا واحدهایی هستند که با ورودیهای مشابه واحد ناکارا خروجیهای بیشتر یا همان خروجیها را با بهره گرفتن از ورودیهای کمتر تولید کردهاند. این تنوع وسیع در نتایج است که موجب شده استفاده از این تکنیک با سرعت فزایندهای رو به گسترش باشد. همین امر موجب شدهاست که این تکنیک از بعد تئوری نیز رشد فزایندهای داشته باشد و به یکی از شاخههای فعال در علم تحقیق در عملیات تبدیل شود.
.۵-۲- خلاصه تحقیق
همانطوری که بیان شد در این پژوهش قصد ما ارزیابی کارایی عملکرد تولید با رویکرد تولید ناب با بهره گرفتن از تکنیک DEAمطالعه موردی:شرکت های SME صنایع غذایی و آشامیدنی استان فارس) می باشد ما را بر آن داشت که بتوانیم با فرضیه های مطرح شده نسبت به دستیابی به جواب نهایی اقدام کنیم . نتایجی که در فصل چهارم بدست آمد گویای این بود که در جامعه آماری مورد پژوهش ۱۹۴ نفر از مدیران مورد نظر سنجی قرار گرفتند همانطوری که در فصل چهارم بیان شد ۹۹ شرکت در گروه های مختلف که جدول ۵-۱ آن برای مرور بیشتر در ذیل ارائه شده است .
نام شرکت
تعداد کارکنان
تعداد
تعداد مدیران هدف
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱٫۹۷۴
۱٫۹۹۰
۱٫۹۳۸
آمارهF
۱۱٫۴۲۴
۱۳٫۱۸۷
۸۹٫۱۴۰
P-value
۰٫۰۰۰
۰٫۰۰۰
۰٫۰۰۰
۲Rتعدیل شده
۰٫۰۸۲
۰٫۰۹۵
۰٫۴۳۱
R
۰٫۳۰۰
۰٫۳۲۰
۰٫۶۶۰
حالت اول: نرخ موثر مالیاتی نقدی همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود، آماره F برابر با۱۱،۴۲۴ و P-value برابر با ۰٫۰۰۰ است که نشان می دهد در سطح اطمینان ۹۹% مدل رگرسیون خطی از نظر آماری معنی دار است. آماره t برای متغیر توضیحی AggReport(با بتای ۳،۲۳۰) برابر با ۲،۲۳۸است و سطح معنیداری متغیر مذکور نیز برابر با۰٫۰۰۸ است که در سطح اطمینان ۹۹% از نظر آماری معنیدار است. در خصوص بررسی اولین فرضیه، رابطه بین اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی با گزارشگری مالی متهورانه مثبت است زیرا بتای متغیر توضیحیAggReportبرابر۳٫۲۳۰ و آماره t نیز برابر با۲،۲۳۸ است که در سطح اطمینان ۹۹% معنیدار است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود ضریب همبستگی و ضریب تعیین تعدیل شده مدل (۱) به ترتیب برابر با،۰،۳۰۰و۰،۰۸۲ است. همچنین بر اساس آماره « دوربین – واتسون » مدل (۱) که در جدول (۳-۴) نشان داده شده است مقدار این آماره برابر است با ۱٫۹۷۴ که بین۵،۱و ۲٫۵ است. از این رو میتوان اظهار داشت که در مدل (۱) خودهمبستگی بین مشاهدات وجود ندارد. حالت دوم: نرخ موثر مالیاتی نقدی بلندمدت همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود، آماره F برابر با۱۳٫۱۸۷ و P-value برابر با ۰٫۰۰۰ است که نشان می دهد در سطح اطمینان ۹۹% مدل رگرسیون خطی از نظر آماری معنی دار است. آماره t برای متغیر توضیحی AggReport(با بتای ۲٫۰۱۱) برابر با۲،۱۹۳ است و سطح معنیداری متغیر مذکور نیز برابر با۰٫ ۰۰۰ است که در سطح اطمینان ۹۹% از نظر آماری معنیدار است. در خصوص بررسی دومین فرضیه، رابطه بین اجتناب مالیاتی از طریق نرخ موثر مالیاتی نقدی بلندمدت با گزارشگری مالی متهورانه مثبت است زیرا بتای متغیر توضیحی AggReportبرابر۲٫۰۱۱ و آماره t نیز برابر با ۲٫۱۹۳ است که در سطح اطمینان ۹۹% معنیدار است. همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود ضریب همبستگی و ضریب تعیین تعدیل شده مدل (۲) به ترتیب برابر با ۰٫۳۲۰و ۰٫۹۵ است. همچنین بر اساس آماره « دوربین – واتسون » مدل (۲) که در جدول (۳-۴) نشان داده شده است مقدار این آماره برابر است با ۱٫۹۹۰ که بین ۱٫۵ و ۲٫۵ است. از این رو میتوان اظهار داشت که در مدل (۲) خود همبستگی بین مشاهدات وجود ندارد. حالت سوم: اختلاف دائمی مالیات همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود، آماره F برابر با۸۹٫۱۴۰ و P-value برابر با ۰٫ ۰۰۰ است که نشان می دهد در سطح اطمینان ۹۹% مدل رگرسیون خطی از نظر آماری معنی دار است. آماره t برای متغیر توضیحی AggReport(با بتای ۱٫۳۱۲) برابر با۲٫۶۰۳ است و سطح معنیداری متغیر مذکور نیز برابر با۰٫۰۰۹ است که در سطح اطمینان ۹۹% از نظر آماری معنیدار است. در خصوص بررسی سومین فرضیه، رابطه بین اجتناب مالیاتی از طریق اختلاف دائمی مالیات با گزارشگری مالی متهورانه مثبت است زیرا بتای متغیر توضیحی AggReportبرابر۱٫۳۱۲ و آماره t نیز برابر با ۲٫۶۰۳ است که در سطح اطمینان ۹۹% معنیدار است. همان طور که در جدول (۳-۴) مشاهده می شود ضریب همبستگی و ضریب تعیین تعدیل شده مدل (۳) به ترتیب برابر با ۰٫۶۶۰و ۰،۴۳۱ است. همچنین بر اساس آماره « دوربین – واتسون » مدل (۳) که در جدول (۳-۴) نشان داده شده است مقدار این آماره برابر است با ۱٫۹۳۸ که بین ۱٫۵ و ۲٫۵ است. از این رو میتوان اظهار داشت که در مدل (۳) خودهمبستگی بین مشاهدات وجود ندارد. ۴– ۵ –۲–خلاصه نتایج آزمون فرضیه های تحقیق فرضیه های تحقیق باآزمون تحلیل رگرسیون بررسی شده است. چکیده نتایج باتوجه به فرضیه های صفرتحقیق درجدول شماره (۴-۴) به نمایش درآمده است. جدول (۴-۴): خلاصه نتایج آزمون فرضیه ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هویت (۲۰۰۴) می گوید که موضوع مدیریت دانش پیوند مردم به مردم و مردم به اطلاعات برای خلق مزیت رقابتی است. شکل زیر تئوری مدیریت جامعه گرا را نشان می دهد :
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نمودار شماره (۲-۲) : تئوری مدیریت دانش جامعه نگر مردم مردم اطلاعات منبع : هویت (۲۰۰۴) ۲-۲-۱۹- مدل های مدیریت دانش در این بخش به منظور سنجش آمادگی سازمان برای استقرار مدیریت دانش به بررسی چند مدل می پردازیم. تاکنون ۲۸ مدل در مورد مدیریت دانش ارائه شده است. این مدل ها شامل دو تا هشت مرحله هستند و بیشتر آنها از نظر محتوایی، تقریباً مشابه یکدیگرند، اما دارای واژه ها و فازهایی با ترتیبات متفاوت می باشند. در این مدل ها، فرض بر این است که مراحل و فعالیت ها، اغلب هم زمان، گاهی اوقات پی در پی وبه ندرت در یک ترتیب خطی قرار دارند. ۲-۲-۱۹-۱- مدل عمومی دانش در سازمان این مدل درسال ۱۹۹۹ توسط نیومن و کنراد[۳۶] ارائه گردید. مدل عمومی دانش در سازمان شامل چهار فعالیت زیر می باشد : الف ) ایجاد دانش : این مرحله دربرگیرنده فعالیت هایی است که مرتبط با ورود دانش جدید به سیستم است که شامل توسعه، کشف و تسخیر دانش می شود. ب) حفظ و نگهداری دانش : که اشاره به حافظه سازمانی دارد به عبارت دیگر توانایی سازمان برای حفظ و نگهداری دانش که دینگ و کاربی (۱۹۹۹) به آن اشاره می کنند. ج ) تبدیل و انتقال دانش : اشاره به فعالیت هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل می شود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل، تفسیر و تصفیه دانش می شود. د ) به کارگیری دانش : شامل فعالیت هایی می شود که در ارتباط با اجرای دانش در فرآیندهای سازمانی هستند ( ابطحی و صلواتی، ۱۳۸۵، ص ۴۸ ). ۲-۲-۱۹-۲- مدل هیسیگ مدل هیسیگ[۳۷] (۲۰۰۰) از چهار فرایند زیر تشکیل شده است: ایجاد دانش : این امر به توانایی یادگیری و ایجاد ارتباط برمیگردد. در این قابلیت، ایجاد ارتباط بین ایدهها و ساختن ارتباط های متقاطع با دیگر موضوعات، از اهمیت کلیدی برخوردار است. ذخیره دانش : دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش است که از طریق آن، قابلیت ذخیره سازمان یافتهای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای دیگر کارکنان و تسهیم موثر دانش فراهم می شود، به وجود می آید. در این سیستم باید، دانش های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود. نشر دانش : این فرایند به توسعه یک همکاری جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت هایشان به یکدیگر وابستهاند،کمک می کند. بکار بردن دانش : چهارمین فرایند، از این ایده آغاز می شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است، این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش را تکمیل می کند. ۲-۲-۱۹-۳- مدل نوناکا و تاکوچی محققان ژاپنی مدیریت، نوناکا و تاکوچی[۳۸] تاثیر بسیاری بر مبانی مدیریت دانش داشته اند. مفهوم دانش پنهان و دانش آشکار توسط نوناکا برای طرح ریزی نظریه یادگیری سازمانی معرفی شده است. در این تقسیم بندی، با توجه به همگرایی بین شکل های پنهان و آشکار دانش، آنان مدلی را پایهگذاری کردهاند که به نام خودشان معروف شده است. این مدل بر خلاف مدل های پیشین، تمرکز خود را بر دو نوع دانش آشکار و نهان مبذول داشته، به نحوه تبدیل آنها به یکدیگر و نیز چگونگی ایجاد آن در تمامی سطوح فردی، گروهی و سازمانی توجه دارد. در این مدل پویا، نحوه استفاده و تبدیل این دو دانش و چگونگی مدیریت دانش در این زمینه، به صورت حرکت مارپیچی(حلزونی) مطابق شکل شماره۳-۲ فرآیندی مستمر فرض شده است. اجتماعی کردن آشکارسازی درونی کردن دانش آشکار فرد دانش پنهان فرد دانش آشکار جمعی دانش پنهان جمعی پیوند برقرار کردن نمودار شماره ۲-۳٫ مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی همچنین در تفکر مذکور، فرض بر این است که تنها افراد، به وجود آورنده دانش هستند. بنابراین، فرایند تولید دانش سازمانی، می بایست به عنوان فرآیندی مستمر باشد که در آن، دانش ایجاد شده توسط افراد، به طور سازماندهی شدهای، تقویت و هدایت شود. بر پایه مدل مدل نوناکا و تاکوچی مراحل زیر برای انتقال (تبدیل) این دو نوع دانش، در سطوح گوناگون سازمان انجام میشود: اجتماعی نمودن )پنهان به پنهان) : انتقال دانش نامشهود یک فرد به فرد دیگر، برای انجام موثر این فرایند باید میان افراد، فرهنگ مشترک و توانایی کار گروهی ایجاد شود. که با بهره گرفتن از نظریه های اجتماعی و همکاری میسر می شود. نشست گروهی که تجربیات را توضیح داده، درباره آن بحث میکند، فعالیتی است، که در آن اشتراک دانش پنهان می تواند رخ دهد. بیرونی سازی (نهان به آشکار) : تبدیل دانش نامشهود به دانش مشهود. فرد می تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم، سمینار،کارگاه آموزشی به دیگران ارائه دهد.گفتگوهای میان یک گروه، در پاسخ به پرسش ها یا برداشت از رخدادها، از جمله فعالیت هایی هستند که این نوع از تبدیل در آنها رخ میدهد. پیوند برقرار کردن)آشکار به آشکار) : در این مرحله، حرکت، از دانش آشکار فردی، به سمت دانش آشکار گروهی و ذخیره سازی آن صورت می پذیرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امکان حل مسائل از طریق گروه فراهم شده، به دنبال آن دانش، توسعه می یابد. درونی سازی(آشکار به نهان) : در این مرحله، دانش آشکار به دست آمده در سازمان، نهادینه می شود. همچنین گذراندن این مرحله برای افراد، آفرینش دانش ضمنی جدید شخصی را نیز در پی دارد (کسب دانش پنهان جدید از دانش آشکار موجود( گذراندن مراحل چهارگانه بالا، باید به صورت پیاپی و حرکت حلزونی شکل، ادامه یابد، تا به این وسیله، هر مرحلهای، کامل کننده مرحله پیش از خود باشد و ضمن نهادینه شدن دانش در سازمان، باعث تولید و خلق دانش های جدید نیز شود. ۲-۲-۱۹-۴- مدل پایه های ساختمان دانش این مدل توسط «پروبست، روب و رمهاردت[۳۹]» (۲۰۰۲) به نام «مدل پایه های سنگ بنای ساختمان مدیریت دانش» نامگذاری شده است. همان گونه که پیشتر گفته شد، با توجه به جنبه کاربردیتر این مدل، آن را به عنوان مدل نسبتاً کاملی که نکات مثبت همه مدل ها را تقریبا در بر میگیرد مورد توجه بیشتر قرار خواهیم داد. شناسایی استفاده کسب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برخوردهای نظامی با کمک سازمان نظامی میسر بود و حتی اگر این برخوردها به شکست می انجامید باعث می شد که اولاً پروسه سیاسی به پروسه سیاسی- نظامی تکامل پیدا کند. ثانیاً رسالت مبارزه رهایی بخش به دست نیروهای طبقه کارگر بیفتد. بنابراین اساسی ترین و مهمترین ضعف رهبری حزب توده هراس از عمل و بکار نبردن نیروهای خود در مقابل توده ای نظامی با دشمن بود. ثالثاً عناصر انقلابی در رهبری و ارگان های مسئول جای رهبری اپورتونیست[۶۲۲] را بگیرند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳- رهبری حزب توده قادر نبود در لحظات حساس تصمیم بگیرد و اختلافات داخلی و بی شخصیتی فرصت طلبانه بر آنها غلبه می کرد. ۴- نفوذ عناصر فرصت طلب در شرایط مبارزه نیمه علنی به درون حزب توده، باعث ضعف عمومی حزب توده در کودتای ۲۸ مرداد شد. به طوری که در همان روزهای اول عده قابل توجهی از افراد با واحد های خود قطع رابطه کردند. ۵- پس از پیروزی کودتا رهبری حزب از درک اهمیت این پیروزی و نتایجی که به دنبال می آورد ناتوان ماند و در صدد تجدید سازمان و تغییر برنامه های خود بر نیامد[۶۲۳]. همچنین بیژن جزنی در مورد عملکرد حزب توده در کودتای ۲۸ مرداد می گوید: «رهبری حزب توده، فکر می کرد که [کودتا] ۲۸ مرداد فقط شکستی برای جنبش ملی به ویژه برای [دکتر] مصدق و جبهه ملی خواهد بود و حزب و سازمان های مخفی آن خواهد توانست به مبارزه مخفی ادامه دهند. نتیجه این طرز فکر در پیش گرفتن سیاستی غیر فعال و تسلیم طلبانه در مقابل کودتا بود….[۶۲۴]» ۶-۵- نقش و عمکلرد طرفداران سلطنت در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در کودتای ۲۸ مرداد مسائل گوناگونی موجب شد تا طرفداران سلطنت از موقعیت برتری نسبت به طرفداری دکتر مصدق برخوردار باشند. ارتش و سلطنت بقاء خود را در پیوند به یکدیگر می دانستند و ارتش نوینی که در تاریخ معاصر ایران شکل گرفته بود نتیجه تلاش حکومت پهلوی بود و مبنای قدرت محمد رضا شاه را تشکیل می داد. سازمان های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس با سازمان دهی افسران طرفدار سلطنت توانستند از وجود آنان در کودتای ۲۸ مرداد و طرفداری از سلطنت به نحوه احسن استفاده کنند. مخالفان دکتر مصدق به ویژه سلطنت طلبان، از هر فرصتی برای ضربه زدن و سرنگون کردن دولت ملی دکتر مصدق استفاده می کردند. طرفداران شاه ضمن غیر قانونی اعلام کردن رفراندوم[۶۲۵]، تلاش می کردند تا آنجا که ممکن است نظامیان را به حمایت از شاه تشویق کنند[۶۲۶]. هر چند عوامل اصلی اجرای کودتا ۲۸ مرداد از طرفداران شاه، یگان های گارد سلطنتی و گارد جاویدان بودند ولی شاه و گردانندگان کار می دانستند که موفقیت در انجام کودتا بدون همکاری فرماندهان یگان های رزمی تهران میسر نخواهد شد و در صدد برآمدند عده ای افسران و یکی دو تن از فرماندهان تیپ های پادگان تهران را با خود همراه کنند و توانستند برخی از افسرانی را که در کنار دکتر مصدق بودند را با خود همراه کنند و از جمله سرتیپ دفتری، سرتیپ مدبر، سرهنگ اخوی، سرهنگ سیاسی، سرهنگ ۲ فرهنگ خسرو پناه به دکتر مصدق خیانت کردند[۶۲۷]. سرهنگ نجاتی عملکرد طرفداران دربار را در مورد کودتای ۲۸ مرداد را به چهار گروه تقسیم می کند: گروه اول که با سیا MI6 (سازمان خدمات امنیتی مخفی بریتانیا) و شخص روزولت فرمانده کودتا مستقیماً در ارتباط بودند عبارتند از: محمد رضا شاه پهلوی، برادران رشیدیان، سرلشکر زاهدی، اردشیر زاهدی، ارنست پرون، سرتیپ هدایت اللّه گیلانشاه، نصراللّه انتظام، اشرف پهلوی، سرهنگ عباس فرزانگان، سرهنگ نعمت اللّه نصیری. گروه دوم نظامیانی هستند که با جو- گودین، یکی از معاونان روزولت و یا از طریق فضل اللّه زاهدی با عوامل سیا یاMI6 مربوط بوده اند و عبارتند از: سرلشکر ارفع، سرتیپ نادر باتمانقلیچ، سرهنگ حسن اخوی، سرتیپ محمد دفتری، سرهنگ ۲ زند کریمی، سرهنگ اسکندر آزموده، سرتیپ سیاسی، سرتیپ فرهاد دادستان، سرهنگ تیمور بختیار، سرهنگ ۲ فرهنگ خسرو پناه، سرهنگ ۲ منصور پور، سرهنگ علی محمد روحانی. گروه سوم افسرانی هستند که با افراد گروه یکم و دوم ارتباط دارند یا به صورتی در کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد مشارکت داشته اند. گروه چهارم نظامیانی هستند که در پادگان های تهران یا شهرستان ها با کودتاچیان ارتباط داشتند و یا فرصت طلبانی بودند که در ساعات آخر روز ۲۸ مرداد به کودتاچیان پیوسته اند[۶۲۸]. شاه همچنین ضمن اینکه از وفاداری ارتش به سلطنت مطمئن نبود بعد از کودتا در سخنانش سعی می کرد که کودتا را یک قیام ملی جلوه دهد. او می گوید: «ارتش که من بیش از همه هم روی آن حساب می کردم دچار تردید و تزلزل بود و بالاخره هم به دنبال همین مردمی که در تهران و شهرستان ها سینه خود را در مقابل تانک و مسلسل سپر ساخته بودند به جریان کشیده شد.[۶۲۹]» ۶-۵-۱- سران کودتا ۶-۵-۱-۱- سرلشکر فضل اللّه زاهدی سر لشکر فضل اللّه زاهدی در سال ۱۲۷۲ ش در همدان متولد شد. در سال ۱۲۹۴ به خدمت قزاقخانه در آمد و در کودتای ۱۲۹۹ حضور داشت. در دوران دیکتاتوری رضا شاه مأموریت ها و اقدامات ارزنده ای را انجام داد و مناصب نظامی مختلفی در دوره رضاشاه بر عهده داشت، از جمله رئیس باشگاه افسران بود. پس از سقوط رضاشاه به اتهام فعالیت به نفع آلمان نازی توسط نیروهای متفقین توقیف و دستگیر و به فلسطین تبعید شد. زاهدی پس از بازگشت از فلسطین مدتی رئیس کل شهربانی کشور بود درکابینه حسین علاء (فروردین ۱۳۳۰) به وزارت کشور معرفی شد و این سمت را در دولت اول دکتر مصدق حدود سه ماه (تا مرداد۱۳۳۰) حفظ کرد. در دوره اول مجلس سنا عضویت داشت و به مخالفت با دکتر مصدق برخاست و رهبری افسران پاکسازی شده ارتش را بر عهده گرفت. در توطئه، ربودن و قتل افشار طوس دست داشت. با برخی از عناصر ناراضی جبهه ملی مانند حسین مکی، مظفر بقایی و حائری زاده و سپس آیت اللّه کاشانی ارتباط نزدیک برقرار کرد. سرلشکر زاهدی در کودتاهای مرداد ماه ۱۳۳۲ نقش مهم وکلیدی داشت و با حمایت انگلیس و آمریکا بر مسند نخست وزیری قرار گرفت و پس از کودتای ۲۸ مرداد درجه سپهبدی یافت و مهمترین مأموریتش تصویب قرار داد کنسرسیوم بود و تا ۱۶ فروردین ۱۳۳۴ نخست وزیر بود و بعد از آن به ریاست نمایندگی دایمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل متحد منصوب شد و در شهریور ۱۳۴۲ در ژنو در گذشت. ۶-۵-۱-۲- سرهنگ نعمت اللّه نصیری سرهنگ نصیری از افسران مورد اعتماد شاه بود. نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی در دامغان متولد شده است. مدتی در دانشکده افسری خدمت کرد و سپس فرمانده پیاده در کرمان شد و مدتی بعد به فرماندهی گارد مخصوص دربار شاهنشاهی منصوب شد. سرهنگ نصیری مأمور ابلاغ عزل دکتر مصدق در شب کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ بود و فرماندهی عملیات را برعهده داشت. بعد از کودتا بلافاصله سرتیپ شد ترقی کرد و به درجه ارتشبدی رسید و تا اواخر دوره پهلوی ریاست ساواک را بر عهده داشت و نهایتاً در سال ۱۳۵۷ به دنبال یک محاکمه کوتاه، تیرباران گردید. ۶-۵-۱-۳- سرهنگ عباس فرزانگان سرهنگ فرزانگان در سال ۱۲۹۰ به دنیا آمد. در دانشکده افسری تحصیل کرده بود. از عوامل کهنه کار و با سابقه سازمان های جاسوسی انگلیس (اینتلیجنس سرویس) و آمریکا (سیا) بود در عملیات کودتای ۲۸ مرداد نقش مهمی داشت و برای جلب همکاری سرهنگ تیمور بختیار فرمانده تیپ کرمانشاه و جلب همکاری او به کرمانشاه رفت. در اشغال مرکز فرستنده رادیو تهران و پخش پیام های مورد نظر کودتاچیان دست داشت و پس از کودتا به درجه سرتیپی رسید و در کابینه زاهدی وزیر پست و تلگراف و سخنگوی دولت شد. ۶-۵-۱-۴- سرتیپ هدایت اللّه گیلانشاه گیلانشاه در سال ۱۲۸۶ شمسی در تهران متولد شد، او وارد دانشکده افسری شد و برای ادامه تحصیل و آموزش خلبانی به انگلیس و فرانسه اعزام شد. در شهریور ۱۳۲۰ فرمانده هنگ هوایی خوزستان بود. گیلانشاه از عوامل مورد اعتماد آمریکایی ها بود. در سال ۱۳۲۸ به درجه سرتیپی رسید و به ریاست نیروهای هوایی منصوب شد. گیلانشاه از جمله افسرانی بود که با تصفیه ارتش بازنشسته شد و به کانون افسران پیوسته بود و پس از کودتای ۲۸ مرداد به درجه سرلشکری و مدتی بعد به درجه سپهبدی منصوب شد. ۶-۶- نقش و عملکرد افسران ناسیونالیست در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سازمان افسران ناسیونالیست در جریان کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد نتوانست آن طور که تصور می شود عملکردی مؤثر و تعیین کننده ای را در مقابل کودتاچیان از خود نشان دهند و به طور کلی این سازمان فاقد توانایی لازم در روزهای بحرانی کودتا علیه دکتر مصدق بود. اما توطئه، ربودن و قتل سرتیپ افشار طوس ضربه سختی به روحیه افسران ناسیونالیست وارد کرد و به دنبال انتخاب سرتیپ ریاحی به عنوان رئیس ستاد ارتش توسط دکتر مصدق بعد از واقعه ۹ اسفند ماه، این انتخاب مورد مخالفت شدید فرماندهان سازمان افسران ناسیونالیست قرار گرفت و این انتخاب باعث از هم پاشیدگی سازمان شد. سرهنگ نجاتی می گوید: «پس از اینکه سرتیپ ریاحی در رأس ستاد ارتش قرار گرفت، [سازمان] دچار اختلاف و چند دستگی و سرانجام پراکندگی گردید. این اختلافات ابتدا در سطح شورای فرماندهی سازمان بروز کرد[۶۳۰]؛ چهار تن از اعضای شورا، سرتیپ تقی ریاحی را، درآن اوضاع و شرایط بحرانی، برای تصدی ستاد ارتش، حائز شرایط نمی دانستند.[۶۳۱]» مخالفان سرتیپ ریاحی در سازمان معتقدند بودند که او شایستگی و توانایی لازم را برای اداره ارتش و مقابله با توطئه، مخالفان دولت را ندارد و «فرماندهان یگان های بزرگ رزمی او را نمی شناسند.[۶۳۲]» نجاتی معتقد است «در هفته اول مرداد و انتشار شایعه کودتا، سازمان خود به خود منحل شده بود و افسران عضو پراکنده شده بودند.[۶۳۳]» «ما قطره ای در مقابل دریا بودیم و چون تاب مشاهده آن وضع شرم آور را نداشتیم، با اندوه و احساس سرشکستگی، محل را ترک کردیم.[۶۳۴] » از اعضای مؤسس سازمان افسران ناسیونالیست که در کودتای ۲۸ مرداد همکاری کردند می توان به این افراد اشاره کرد: سرهنگ اشرفی، سرهنگ شاهرخی، سرتیپ حسین آزموده. سرهنگ مصور رحمانی معتقد است که « سازمان افسران ملی که قصد تصور خیانتی از طرف دست نشانده خودش، سرتیپ ریاحی، نمی کرد، از تحولات غیر منتظره روز ۲۸ مرداد، دچار غفلت و بهت زدگی کامل شد.[۶۳۵]» تنها سازمانی که تا آخرین لحظه به دولت دکتر مصدق وفادار باقی ماندند، نیروی هوایی بود. شاه و عوامل کودتا نتوانستند از نیروی هوایی در جریان کودتای ۲۸ مرداد استفاده کنند. زیرا نیروی هوایی در مسیر افکار و عقاید افسران ناسیونالیست بود[۶۳۶]. سرهنگ غلامرضا نجاتی هم می گوید بیش از هشتاد درصد افسران و درجه دارانی که در نیروی هوایی بودند از دولت دکتر مصدق حمایت می کردند[۶۳۷]. نتیجه گیری ارتش نوین ایران از ابتدا زیر نظر مستقیم شخص رضاشاه شکل گرفت. در نتیجه فرماندهان ارتش نیز تداوم قدرت و موفقیت خویش را در وفاداری به شخص رضاشاه دنبال می کردند. موقعیت فردی افسران و فرماندهان ارتش به بقا و بهبود توسعه ارتش و افزایش قدرت شخص شاه پیوند داشت. با هجوم نیروهای انگلیس و شوروی در شهریور۱۳۲۰ پایه های استبدادی رضاشاهی فرو ریخت. برکناری رضاشاه در فروپاشی ارتش مؤثر بود و نارضایتی های سرکوب شده شانزده سال بیرون ریخت. در سال های ۱۳۳۲-۱۳۲۰ تنها دوره طولانی تاریخ معاصر ایران است که در آن فضایی باز سیاسی وجود داشت. در این دوران ارتش با حمایت هایی که از طرف شاه و آمریکایی ها دریافت می کرد به نهایت قدرت خود رسیده بود. هنگامی که دکتر مصدق به نخست وزیری منصوب شد تعجب همگان را برانگیخت. در دوران نخست وزیری دکتر مصدق سه سازمان نظامی فعال بودند. سازمان افسران حزب توده که از نظر سیاسی تابع سیاست های حزب توده بودند. سازمان افسران ناسیونالیست نقش تعیین کننده ای را در جهت حمایت از نهضت ملی مردم ایران و دولت ملی دکتر مصدق بر عهده داشتند. اما به دنبال این دو سازمان، کانون افسران تصفیه شده علیه دولت ملی دکتر مصدق بود و این کانون محلی شده بود برای اعمال نفوذ و توطئه علیه کابینه دکتر مصدق. برای نمونه می توان از نقش این کانون در وقایع ۹ اسفند ماه و ماجرای قتل افشار طوس اشاره کرد. در تیر ماه ۱۳۳۱ هنگامی که دکتر مصدق اسرار شاه را در تعیین وزیر جنگ مشاهده کرد در صدد استعفاء برآمد. حذف افشار طوس باعث توقف جریان اصلاحات در دستگاه فساد شهربانی شد و این توطئه باعث قدرت یافتن افراد نالایق و مزدور دربار و بیگانه شد. از طرفی تسلط دولت بر شهربانی که از جمله دستگاه های مهم اطلاعاتی کشور بود، از بین رفت و افرادی که مدتها منتظر فرصت بودند تا دولت را با مشکل و نهایتاً سرکوب کنند و به بهانه شکنجه ی متهمان پرونده قتل افشار طوس، دولت را استیضاح کنند. چون دکتر مصدق در نظر داشت که وزارت جنگ را از زیر نظر و سلطه شاه خارج کند و این اقدام دکتر مصدق مطابق قانون اساسی بود. البته دکتر مصدق می دانست که شاه حاضر نخواهد شد که نخست وزیری و وزیر جنگ باشد یا وزیری برای این پست تعیین کند. با به دست گیری وزارت جنگ توسط دکتر مصدق و اقدام به تصفیه فرماندهان ارتش، جابه جایی فرماندهان عالی این عمل موجب بروز مشکلاتی در دولت دکتر مصدق شد و از آنجایی که ارتش پیوند خود را در سلطنت پهلوی می دانست هرگونه اقدامی را که به این پیوند ضربه می زد، در مقابل آن عکس العمل نشان می دادند. ناکامی دکتر مصدق در برخورد با عوامل قتل افشار طوس فرمانده شهربانی و همچنین برخورد مسالمت آمیز وی با عوامل قائله ۹ اسفند ۱۳۳۱ نمونه هایی از این مشکلات هستند. اوضاع آشفته ی کشور و وجود دسیسه ها و کارشکنی های دربار و عمال خارجی در نهایت کودتای ۲۸ مرداد را موجب شد و مهمتر از همه ناکامی دکتر مصدق در روزهای کودتا بود. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نتیجه همکاری شاه، آمریکا، انگلیس و افسران تصفیه شد علیه دولت ملی دکتر مصدق بود. علت ناتوانی دولت دکتر مصدق در ایام کودتا به این دلیل بوده است که وی به فکر حفظ سلطنت مشروطه بود و بجای آن که به دنبال دستگیری و سرکوب کودتاچیان باشد به تسامح عمل کرده است. چون دکتر مصدق از این نگران بود که کودتایی از طرف حزب توده انجام شود. در رویدادهای مرداد ۱۳۳۲ امتناع شاه از پذیرش نتیجه همه پرسی انحلال مجلس هفدهم، فرمان عزل دکتر مصدق و انتخاب زاهدی به نخست وزیری در عزم و اراده ی نظامیان به جابجایی دولت دکتر مصدق مؤثر واقع شد. رویدادهای مرداد ۱۳۳۲ آغازگر یک فراگرد مشروعیت زدایی بود که اعتبار حکومت را دستخوش فرسایش کرد و به تدریج شکاف میان نخبگان و بقیه ی جامعه را بیشتر کرد. فهرست منابع و مأخذ کتابها: ۱- آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی، محمد ابراهیم فتاحی و لیلایی، تهران، نشر نی، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۷٫ ۲- آوانسیان، اردشیر، خاطرات سیاسی، به کوشش علی دهباشی، تهران، انتشارات شهاب ثاقب به همکاری انتشارات سخن، ۱۳۷۸٫ آیت، حسن، چهره حقیقی مصدق السلطنه، تهران، نشر دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۰٫ اتابکی، منصور علی، بنی احمد، احمد، پنج روز رستاخیر ملت ایران، تهران ۱۳۳۷٫ ارسنجایی، حسن، یادداشتهای سیاسی، سی ام تیر ۱۳۳۱، تهران،پیرایه بامشاد، ۱۳۳۵٫ ارفع، حسن، در خدمت پنج سلطان، ترجمه سید احمدنواب، تهران، نشر مهر آئین، ۱۳۷۷٫ استوارت، ریچاردآ، در آخرین روزهای رضا شاه، تهاجم روس و انگلیس به ایران درشهریور ۱۳۲۰، ترجمه عبد الرضا هوشنگ مهدوی و کاوه بیات، تهران، بی نا، ۱۳۷۰٫ اسفندیاری بختیاری، ثریا، کاخ تنهایی، ترجمه نادعلی همدانی، تهران، انتشارات زریاب، چاپ هشتم، ۱۳۸۰٫ اسکندری، ایرج، خاطرات سیاسی ایرج اسکندری، به کوشش علی دهباشی، تهران، علمی، ۱۳۶۸٫ اسلامیه، مصطفی، زندگینامه محمد مصدق، تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۸٫ اسناد لانه جاسوسی، جلد ۷۰، مستشاری نظامی آمریکا در ایران (۱)، ترجمه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، تهران، مرکز اسناد لانه جاسوسی آمریکا،۱۳۶۶٫ افراسیابی، بهرام، خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۶۶٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۴) عناصر اصلی مدیریت ارتباط با مشتری محتوای استراتژی CRM شامل شش شاخص به هم پیوسته می باشد که توسط اتول و دونالدسون[۱۰] در سال (۲۰۰۲) مطرح شد که عبارتند از (Osrenkoe & Bennani, 2007: 144).: تاکید روی کیفیت: خدمات ضعیف، دلیل اصلی شکست کسب و کار می باشد. محصول به تنهایی کافی نمی باشد و کیفیت خدمات به عنوان کلید اصلی موفقیت یک کسب و کار محسوب می شود. اندازه گیری رضایت مشتری و مدیریت خدمات به مشتری: این موضوع اشاره به درک کردن و مشخص نمودن مزایای مختلفی دارد که قبل از خرید مشتری برای آن وجود دارد. هم چنین باید فاصله بین انتظارات و عملکرد پس از فرایند خرید مدیریت شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
سرمایه گذاری روی کارکنان: روابط داخلی نیز به اندازه روابط خارجی مهم هستند. اجرای رابطه گرایی تنها می تواند از افرادی که در سازمان، اهداف و استانداردهای تعیین شده را درک کنند حاصل آید. حفظ گفتگو با مشتریان: ایجاد روابط بلند مدت به عنوان یک موضوع کلیدی در CRM به شمار می رود. شرکتهایی که به ترجیحات تک تک مشتریان گوش فرا می دهند، تمایل بیشتری به حفظ و تبدیل آنها به مشتریان وفادار دارند. تعیین اهداف واقعی و عملکرد های قابل حصول: سازمان ها باید تا حد ممکن به نحوه ادراک و برداشت مشتریان از عناصر مختلف پیشنهادی به آنها پی ببرند. مواجهات مبتنی بر روابط: این موضوع به معنی در دسترس بودن هر دو گروه از مشتریان داخلی و خارجی به منظور داشتن رفتار منعطف و واکنش پذیر می باشد. در عمل همواره فاصله ای بین آنچه شرکت انجام می دهد و آنچه باید انجام دهد و مطلوبترین چیزی که باید انجام می داد وجود دارد. با کمک رابطه گرایی می توان با نیازهای هریک از مشتریان سازگاری پیدا نمود. ۲-۱-۵) اهداف مدیریت ارتباط با مشتری: اهداف مدیریت ارتباط با مشتری را می توان به صورت زیر عنوان کرد .(Kim, et al., 2003: 8) الف) شناخت مشتری: ۱) جمع آوری اطلاعات کامل مشتری ۲) تحلیل داده های مشتری ۳) جذب مشتریان جدید ۴) بهبود مهارت های کارکنان ۵) بهبود تکنیک های مدیریت ارتباط با مشتری ب) تبادلات مشتری: ۱) پاسخ صحیح به درخواست مشتری ۲) یکپارچه سازی فرایند تجاری ۳) بهبود مدیریت کانال های ارتباطی ۴) افزایش اثربخشی و کارایی عملیات سازمانی ۵) شخصی نمودن محصولات و خدمات ج) ارزش مشتری: ۱) بهبود حفظ مشتری ۲) افزایش سود ۳) بهبود خدمت دهی (سرویس و پشتیبانی) به مشتری ۴) ایجاد محیط مجازی اینترنتی د) رضایت مندی مشتری: ۱) بهبود کیفیت خدمات به مشتری ۲) برقراری ارتباطات با مشتری. ۲-۱-۶) مزایای استفاده از سیستم مدیریت ارتباط با مشتری: مزایای استفاده از سیستم مدیریت ارتباط با مشتری که هدف نهایی آن کسب رضایتمندی مشتریان و بقا در محیط رقابتی است عبارت است از: (الهی و حیدری، ۱۳۸۷). کاهش هزینه فروش شناسایی و مورد هدف قرار دادن بهتر مشتریان کاهش هزینه های بازاریابی افزایش وفاداری مشتری افزایش نگهداری مشتری شناسایی روندها و الگوهای مصرف مشتریان کمک به جریان یافتن اطلاعات درست و واقعی در هرجایی از سازمان که مورد نیاز باشد دستیابی به درک صحیح و کاربردی از ارزیابی میزان اثربخشی فعالیتهای بازاریابی جلب سریع تر و موثرتر مشتریان جدید درک بهتر از نیازها و خواسته های مشتری تغییر محصولات و خدمات و متناسب نمودن آن با نیازهای مشتری فراهم کردن شرایط مراجعه مجدد مشتری درک و نظارت بر گزینش های خریداران اگر سیستم مدیریت ارتباط با مشتری به خوبی طراحی و اجرا گردد به شناخت کامل و جامعی از مشتری منجر خواهد شد. Crm به بنگاه ها اجازه می دهد تا به آسانی مشتریان سودمند را شناسایی کرده و تلاشهای بازاریابی را بر مشتریانی که از بنگاه خرید می نمایند، متمرکز کنند. درک بهتر مشتری کنونی به بنگاه اجازه می دهد تا با تعامل، پاسخگویی و ارتباط موثر بر آنها، نرخ حفظ مشتریان را به طور چشم گیر افزایش دهد. اجرای crm در بسیاری از سازمان ها موجب افزایش توان رقابتی، افزایش درآمد و کاهش هزینه های عملیاتی شده است. مدیریت کارا و موثر ارتباط با مشتری منجر به افزایش رضایت مشتریان، ایجاد مشتریان وفادار و افزایش نرخ نگهداری مشتری می گردد. Crm به مشتریان کمک می کند تا وفاداری و سودآوری مشتری را در قالب تکرار خرید، مبالغ خرید و دوره خرید مورد ارزیابی قرار دهند (امیری، ۱۳۸۸: ۴۴). ۲-۱-۷) اجزای مدیریت ارتباط با مشتری: مدیریت ارتباط با مشتری از سه بخش تشکیل شده است که عبارتند از: مدیریت: عبارت از ایجاد فرآیندهای کسب و کار در سازمان با قرار دادن مشتری در کانون توجهات می باشد و همچنین به معنای فراهم سازی تمامی امکانات سازمانی به منظور جذب، نگهداری و پرورش مشتریان سازمان را نیز بطور فعالانه، می باشد. مشتری: فردی که تضمین کننده ی بقا و سودآوری سازمان می باشد و امکانات سازمانی به منظور خدمت رسانی به وی چیدمان می گردد. روابط: ایجاد فرآیندها و کانالهای ارتباطی بین سازمان (مدیریت) و مشتری به منظور حفظ انسجام و تداوم ارتباط، روابط بصورت برد-برد نتظیم شده تا دوطرف خواستار ادامه روابط باشند. در نخستین مرحله ارائه خدمت، پایگاه اطلاعاتی بر مبنای اطلاعات و داده های مشتریان تهیه می شود، سپس اطلاعات جمع آوری شده در پایگاه اطلاعاتی بر مبنای تکنیکهای مختلف تحلیل می شود. مشتریان هدف بر اساس معیار سودآوری برای شرکت انتخاب می شوند. در مرحله بعد برای مشتریان هدف آمیزه بازاریابی رابطه ای مناسب طراحی می شود. پس از آن با بهره گرفتن از اطلاعات مراحل قبل با مشتریان ارتباط برقرار می شود و در نهایت پس از اجرای بازاریابی رابطه مند، نتایج حاصله مورد کنترل و ارزیابی قرار می گیرد. امروزه ارزش آفرینی برای مشتری در جهت تاثیرگذاری بر رفتار وی از اهمیت بالایی برخوردار شده است. منظور از آن چیزی است که مشکلی از مشتری را حل و رفع می کند و نیازی را بر آورده می سازد (اسدی، ۱۳۹۰، ص ۸۹). ۲-۱-۸) انواع سیستم های CRM این سیستمها را می توان به سه دسته کلی تقسیم بندی نمود: CRM عملیاتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گام چهارم:در آزمایش دیگری که به طور موازی با این آزمایش انجام گرفت، پرسوجوها به پنج موتور جستجوی ذکر شده ارسال گشتند و از هر موتورجستجو بیست نتیجه ی اول به همراه اسنیپت[۸۲] هایشان که در مجموع صد لینک بودند، بررسی گردید و با بهره گرفتن از محتواکاوی وب، محتوا بررسی گشت و هر پرسوجو به زیر طبقه هایی تقسیم شدو اسنیپت های بهدست آمده ذخیره گردید تا کاربر راحت تر به موضوع مورد نظر دسترسی پیدا کند .نتیجه این آزمایش در قسمت بالایی موتور جستجوی PSEFiL مورد استفاده قرار گرفت. زیر طبقه های هر پرسوجو دراشکال ۴-۲ تا ۴-۱۱ نشان داده شدهاست. شکل۴-۲.نمایش درختی پرسوجوی “Web mining” شکل۴-۳.نمایش درختی پرسوجوی “Operated system” شکل۴-۴.نمایش درختی پرسوجوی “Neural network “ شکل۴-۵.نمایش درختی پرسوجوی “Computer architecture” شکل۴-۶.نمایش درختی پرسوجوی “Data base “ شکل۴-۷.نمایش درختی پرسوجوی “Jaguar” شکل۴-.۸نمایش درختی پرسوجوی “Java” شکل۴-.۹نمایش درختی پرسوجوی “Beetle” شکل۴-.۱۰نمایش درختی پرسوجوی “Puma” شکل۴-۱۱. نمایش درختی پرسوجوی “Platform” پس از ارسال پرسوجوی مورد نظر به موتور جستجوی PSEFiL ، زیر طبقه های موجود برای موضوع مورد نظر به نمایش در می آید و با انتخاب هر طبقه توسط کاربر لینک های همان موضوع به ترتیب اولویت از لحاظ ارتباط محتوایی به کاربر نشان داده میشود.در نتیجه ،نتیجه کار مجموعه ای از اسنیپت ها و لینک های مرتبط با موضوع با بیشترین مقدار ارتباط با خواسته کاربر میباشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در شکل های ۴-۱۲ تا ۴-۴۹، بخشی ازاسنیپت های خروجی موتور جستجونشان داده شدهاست. ۱.Web mining - Wikipedia, the free encyclopedia en.wikipedia.org/wiki/Web_mining این صفحه را ترجمه کن Web mining - is the application of data mining techniques to discover patterns from the Web. According to analysis targets, web mining can be divided into three … Web usage mining - Web structure mining - Web content mining
- Home- Mineweb.com - Mineweb.com Mineweb
www.mineweb.com/ این صفحه را ترجمه کن Miners pounded by gold rout. 04 Nov 2014. Time to assess mining equities after a bloody end to October for the price of gold. Gold News - What’s New - Platinum Group Metals - Gold Analysis
- Web Data Mining - An Introduction
www.web-datamining.net/ این صفحه را ترجمه کن The term Web Data Mining is a technique used to crawl through various web resources to collect required information, which enables an individual or a …
- PDF]Web Mining — Concepts, Applications, and Research …
dmr.cs.umn.edu/Papers/P2004_4.pdf این صفحه را ترجمه کن توسط J Srivastava - بیان شده در ۷۳ یافته - مقالات مرتبط Web mining is the application of data mining techniques to extract knowledge … were reached then, the tremendous attention on web mining in the past five. ۵.What is Web mining? - Definition from WhatIs.com searchcrm.techtarget.com/definition/Web-mining این صفحه را ترجمه کن In customer relationship management (CRM), Web mining is the integration of information gathered by traditional data mining methodologies and techniques … ۶.What is Web Mining? - Scale Unlimited www.scaleunlimited.com/about/web-mining/
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴‑۲- محصول معماری OV-1 از دید سناریوی AV- 1 65 شکل ۴‑۳- فلوچارت حمله به هدف در قالب محصول معماری OV- 5 66 شکل ۴‑۴-نمودار توالی فازها در محصول معماری OV-6c 68 شکل ۴‑۵- نمودار کلاس نودهای شرکت کننده در عملیات ارزیابی و اجرای حمله مطابق با محصول معماری OV- 2 69 شکل ۴‑۶- نمودار ماشین حالت مطابق با محصول معماری OV-6b 71 شکل ۴‑۷- مدل منطقی داده مطابق با محصول معماری OV-7 72
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
یکی از مهمترین دلایل کندی و فرسایشی بودن فرایند معماری سازمانی تغییرات مداوم در حوزه فناوری و یا ماموریت های یک سازمان است. یکی از پارادایم های مطرح شده در حوزه معماری سازمانی پارادایم چابکی است. چابکی به معنی تطبیق پذیر بودن در مقابل تغییرات مداوم کسب و کار است. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در راستای انجام ماموریتهای خود، نیازمند سیستمهائی یکپارچه و تعامل پذیر هستند. به منظور رسیدن به سیستمهای مطلوب ابتدا لازم است تا آنها را بصورتی علمی توصیف نمائیم. بهترین راه حل برای ایجاد توصیف های یکدست، یکپارچه، و تعامل پذیر، استفاده از یک چارچوب معماری مناسب است. در صورتیکه هر سازمان، اقدام به توصیف سیستمهای خود نماید، به توصیفهائی ناسازگار و فاقد یکپاچگی و تعامل پذیری خواهیم رسید. با وجود اینکه در اکثر متون به چارچوب زکمن به عنوان اولین چارچوب معماری سامانه های اطلاعاتی اشاره میشود، ولی باید گفت که تلاشی که در وزارت دفاع آمریکا در جهت معماری سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی صورت گرفت، مستقل از چارچوب زکمن و مسائل مطرح شده در آن بود. C4ISR که در ابتدا برای معماری سامانه های ارتباطی و اطلاعاتی در صحنه عملیات نظامی تدوین شده بود، رفته رفته جای خود را به عنوان یک راه حل ممتاز برای پرداختن به معماری در حوزه های دیگر نیز باز کرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زکمن که شامل شش دیدگاه میشد از سه دیدگاه تشکیل شده که با هم تفاوت عمده دارند، این سه دیدگاه عبارتند از :
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
دیدگاه عملیاتی(Operational View) : این دیدگاه توصیف کننده وظایف و عملکردهای گره های عملیاتی و گردش اطلاعات بین این گره ها در جهت انجام عملیات است. با بهره گرفتن از نمادهای گرافیکی میتوان گره ها و عناصر عملیاتی، چگونگی انجام و پشتیبانی عملیات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بین گره ها را مشخص نمود. دیدگاه سیستمی(System View) : این دیدگاه توصیف کننده سیستمهای اطلاعاتی و چگونگی ارتباط بین آنها در جهت انجام یا پشتیبانی عملیات است. آنچه که نشان دهنده نقش فناوری در کمک به انجام بهتر ماموریتهای سازمانی بوده، در اینجا توصیف میشود. از دیدگاه عملیاتی که به دیدگاه سیستمی وارد شویم، گره های عملیاتی با سیستم های اطلاعاتی و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جایگزین میشوند. دیدگاه تکنیکی(Technical View) : این دیدگاه توصیف کننده قوانین، مشخصات و ملزومات تعیین شده برای هر سیستم در جهت نیل به اهداف و وظایف تعریف شده آن است. در حقیقت هدف از این دیدگاه، تضمین تطابق در عملکرد سیستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست هدف نهایی چارچوب معماری C4ISR، افزایش میزان تعامل در سطح سازمان میباشد. با توجه به سایر چارچوب های معماری، در چارچوب معماریC4ISR “استاندارد سازی” بطور کامل مورد توجه قرار می گیرد. یکی از مهمترین اهداف اصلی معماری عملیاتی در چارچوب C4ISR تعریف ملزومات تبادل اطلاعات میباشد. از جمله ویژگی های چارچوب معماری C4ISR میتوان به موارد زیر اشاره کرد: محصول گرا نمایش اطلاعات و تعامل پذیری ایجاد کارایی و تعامل پذیری بیان چگونگی تشریح معماری پوشش به نیاز در تمام سطوح دارای سه دیدگاه معماری عملیاتی،سیستمی، تکنیکی معماری سازمانی چابک یک پارادایم طراحی و مدلسازی برای معماری سازمانی است. بومی کردن چارچوب C4ISR از طریق بکارگیری تجارب عملی چابک[۱] در جهت پوشش کامل به آن یک روش مناسب معماری برای سازمان های چابک و متلاطم است. نوآوری این تحقیق چابکسازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی میباشد. این چابکسازی از طریق بکارگیری متدولوژی DSDM در چارچوب C4ISR و استفاده از تجارب عملی چابک خواهد بود.
تعریف مساله
در حال حاضر سازمان های متلاطم و پرتغییر به منظور برنامه ریزی و اجرای فرایند معماری سازمانی دچارمشکلاتی هستند. فرایند معماری سازمانی بسیار لخت، کند و فرسایشی بوده و گاهی اوقات به شکست منجر می شود. یکی از مهمترین دلایل کندی و فرسایشی بودن فرایند معماری سازمانی تغییرات مداوم، گسترده و پیش بینی نشده (غیرقابل پیش بینی ) در حوزه فناوری و یا کسب و کار سازمان ها است. روش های جاری معماری سازمانی مبتنی بر پارادایم های قدیمی تر بوده و از ویژگی های خاصی بر خوردار هستند. امروزه سازمان ها با کمبود منابع و زمان مواجه بوده و از طرفی دیگر به دلیل گسترش بکارگیری فناوری های نوین مجبور به تولید کالاها و خدمات انعطاف پذیر برای جلب رضایت مشتریان هستند. تلاطم و تغییرات مکرر و غیر قابل پیش بینی سازمان ها ناشی از موارد فوق الذکر بوده و لذا نیازمند نگاهی جدید به معماری سازمانی می باشیم. در عصر چابکی دیگر نمی توان همه چیز را ازقبل پیش بینی و برنامه ریزی کرد، لذا استفاده از روش های کلاسیک معماری سازمانی نتیجه بخش نخواهد بود. با توجه به گسترش تغییرات و تلاطم دیگر نمی توان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب را به شکل ایستا تعریف نموده و سپس برای حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب برنامه ریزی نمود. روش های کلاسیک معماری سازمانی به دلیل داشتن برخی از ویژگی ها در محیط های پرتلاطم دچار مشکلاتی هستند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از : سخت بودن تولید محصولات و فرآورده های معماری سازمانی تولید حجم عظیمی از مستندات وجود افراد تطبیق ناپذیر در تیم معماری سازمانی و سایر تیم ها اصراربیش از حد داشتن به مسائل تکنیکی به جای همکاری و کارتیمی عدم بکارگیری مدیریت دانش محور استفاده از متدولوژی های نامناسب عدم وجود ابتکار وخلاقیت درافراد و تبعیت محض از برنامه ها و رعایت حداکثر بروکراسی وجود فازها و چرخه های طولانی برگزاری جلسات نامناسب کارشناسی و مدیریتی طولانی بودن زمان توسعه سیستم های کاربردی اثر بخش و تحول آفرین و… روشهای چابک معماری سازمانی سعی دارند تا از شکنندگی معماری سازمانی در سازمانهای متلاطم و پرتغییر جلوگیری نمایند. بکارگیری بهترین تجارب چابک در جهت پوشش به زکمن و استفاده از آنها در متدولوژی های منطبق با آن یک روش مناسب جهت چابکی معماری سازمانی است.
اهداف تحقیق
اهداف اصلی که در پایان نامه مورد بحث قرار خواهند گرفت، به شرح زیر است : چابکسازی چارچوب معماری سازمانی C4ISR با تزریق متدولوژی DSDM و استفاده از تجارب عملی چابک که براین اساس با بهره گرفتن از روش های تکاملی تدریجی و مدلسازی چابک، موارد غیر ضروری و برخی از جزئیات از مدل ها و مستندات کاسته شده و سرعت برنامه ریزی افزایش می یابد و سبب تزریق چابکی در روش ها و مدل ها می گردد. به طور کلی استفاده از بهترین تجارب عملی چابک در جهت پوشش به چارچوب C4ISR برای برنامه ریزی و مدلسازی فرایند معماری سازمانی نشان دادن افزایش سرعت برنامه ریزی و سرعت انتقال معماری سازمانی و استفاده از ایده های معماری سازمانی چابک.
تحقیقات مرتبط
از آنجا که موضوع این تحقیق ترکیبی از مباحث مربوط به معماری سازمانی چابک، چارچوب زکمن و تجارب عملی چابک متاثر از روش های چابک توسعه نرم افزار است، تحقیق دقیقا” مشابهی شناسایی نگردیده اما مقالات، کتب و منابع متعددی درخصوص هر کدام از موارد مطرح شده بصورت جداگانه بحث نموده اند. نوآوری این تحقیق مربوط به بومی سازی چارچوب زکمن از طریق ادغام تجارب عملی چابک در آن است. چارچوب و متدولوژی چم، معماری معماری سازمانی مبتنی بر، Scrum سازمانی سرویس گرا [ ۸]، معماری سازمانی مبتنی بر و RAD، AUP، Scrum، XP مدلسازی چابک و متدولوژی های چابک توسعه نرم افزار مثل…. هر کدام در مورد برخی از موارد این تحقیق (و نه کامل ) سخن گفته اند. در حال حاضر معماری سازمانی یکی از عوامل مهم و کلیدی در انجام مأموریتهای سازمانی محسوب میشود. آقای امبلر که یکی از نظریه پردازان مشهور معماری سازمانی چابک میباشد، معتقد است که معماری سازمانی چابک به معماری میگویند که مبتنی بر خدمات باشد و در فرایند معماری سازمانی، مستند سازی و مدلسازی به شکل چابک صورت پذیرند که به عقیده آقای امبلر باید ابتدا از کوچک شروع کرده وسپس کار را توسعه داد [۲, ۳]. در[۴] نیز با بهره گرفتن از تجارب عملی چابک به بررسی نحوه بکارگیری این تجارب در معماری سازمانی تحت چارچوب زکمن پرداخته است که برای مدل سازی سطرها و ستونهای این چارچوب در جهت بهبود برنامه ریزی معماری سازمانی راهکارهایی را ارائه داده است. این در حالی است که در زمینه چابکسازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است.
ساختار پایان نامه
درادامه ودر فصل های بعدی، مطالب زیررا مشاهده خواهیم نمود :
-
- فصل دوم در مورد ادبیات معماری سازمانی چابک بحث خواهیم نمود.
- فصل سوم در مورد چابکسازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی با بهره گرفتن از تجارب عملی چابک و متدلوژی DSDM بحث خواهیم نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱-۲-۱سابقه فقهی ضمان ناشی از عملیات ورزشی و تعلیم ورزش توسط مربیان در فقه سابقه طولانی دارد رشته های ورزشی درگذشته عمدتا شامل تیر اندازی اسب سواری، شنابوده است ونظرات فقهی نیز بیشتر حول و حوش همین مواد است. و سوابق طولانی در فقه موید اهمیت ورزش و توجه بر حوادث ناشی ازآن وقدمت این سوابق گرانبها ما را درمقابل نظام های حقوقی بیگانه مفتخر می سازد درآثار فقها ورزش وحوادث ناشی ازآن به طور کلی همانند ماده توجه نبوده بلکه به صورت موردی نظرات پر محتوی ومقابل تو جهی ابراز نموده اند به طول مثال محقق حلی بیان نموده«اگرتیرانداز گفته باشد بپرهیز ضامن نخواهد بود البته مشروط بر اینکه کسی که تیر به او اصابت کرده هشدار را شنیده وامکان دور شدن از محل رانیز داشته باشد» (حلی، ۱۳۶۲) وشهید ثانی چنین نظر داده است«درعین حال صرف دادن هشدار از سوی تیر انداز وشنیدن و امکان دوری از صحنه از سوی منجی علیه کافی برای انتفاء مرتکب ازضمان نیست بلکه موجه بودن عمل او موکول به این است که هرگز قصد کشتن طرف رانداشته باشد» (شهید ثانی، ۱۳۹۰) وحضرت علی نیز در پرتاب تیری که دندان دیگری شکسته شده بود فرمود کسی که هشدار دهد از مجازات معاف است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در فقه آمده است که، اگر کسی فرزند صغیر خود را برای فرا گرفتن شنا به دیگری بسپارد و فرزند غرق شود، معلم مسئول است، زیرا فرزند را به او سپرده است تا در نگاهداریش احتیاط کند و غرق او دلیل بر این است که در حفاظت تقصیر کرده است (کاتوزیان، ۱۳۸۶). ولی در موردی که فرزند کبیر است، درصورتی مربی مسئول است که تقصیر کرده باشد. درباره مسؤولیت مربی صغیر تردیدهایی هم شده است و بعضی آن را منوط به اثبات تقصیر مربی کردهاند و بعضی دیگر، به دلیل متعارف بودن این اقدام وهدف مشروع تعلیم، که به مصلحت طفل هم می شود، مربی را ضامن نشمردهاند جمعی هم مسؤولیت را مطلق شمرده اند (کاتوزیان، ۱۳۸۶). ولی آنچه طرفدار بیشتری دارد، اعتقاد به مسؤولیت مطلق معلم شنا در مورد کودک و مسؤولیت مقید به تفریط او درباره بالغ و رشید است. تحلیل و نقد هر یک از نظرها به درازا می کشد و با بحث ما تناسب ندارد، پس به نتایج عمومی این مطالعه می پردازیم:
-
- مسئولیت مربی نسبت به صدمه های بدنی ورزشکار ریشه قرار دادی و پایه آن را باید « نقض عهد» شمرد. زیرا، مربی در اثر قرار داد با ورزشکار یا ولیّ او مکلف به حفاظت شده است. به همین جهت، صاحب جواهر اعلام کرده است که، اگر در این پیمان مربی از خود سلب مسؤولیّت کند، اخذ برائت، همانند آنچه در مورد پزشکان گفته شده است، ضمان را از بین میبرد.
-
- تعهّدی که مربی در این پیمان به حفاظت می گیرد، در مورد کودک از قبیل تعهّدها ی به نتیجه است. پس اگر کودک غرق شود، نقض عهد نیز صورت می گیرد یا، به گفتۀ صاحب جواهر در تعبیر نظر شهید، تلف کودک کاشف از تفریط او است، زیرا فرض این است که بدون تقصیر او کودک غرق نمی شده است. ولی، در مورد رشید، تعهّد مربی به تمهید وسایل ایمنی و مواظبت از نو آموز و دادن تعلیم به اواست.
-
- در نتیجه، اگر حادثه ای رخ دهد، در صورتی ضمان آور است که مستند به تفریط او باشد. در بیان این تفاوت گفته شده است که:۱) انسان عاقل حاکم بر رفتار و مسئول جان خویش است و تفریط منتهی به مرگ منسوب به خود او است نه دیگری؛۲) فرض این است که ورزشکار خود داو طلب تعلیمی شده است که به مرگ او منتهی شده است: یعنی، با این اقدام خطر ناشی از غرق شدن را پذیرفته است.
-
- در این بحث که تعهّد به حفاظت در مورد رشید وعاقل تعهّد به وسیله است، تردید کمتری دیده می شود و تنها گروه اندکی به ضمان مطلق مربی در هر حال نظر داده اند. تردید و احتمالها بیشتر دربارۀ تعلیم به کودکان است که آیا باید تعـهّد را به نتیجه شمرد یا به نگاهداری و مواظبت؟ و دیدیم که مشهور تمایل به تعهّد به نتیجه و مسئولیّت مربی دارد.
برای یافتن پاسخ درست، باید توجه داشت که این پرسش به مسألۀ احراز انتساب تلف به فعل مربی و ورزشکار باز می گردد. در موردی که غرق نو آموز به فعل یا تفریط مربی منسوب است، مانند کودکی که در اختیار مربی قرارمی گیرد و به دستور و تعلیمهای او چشم دارد، فرض این است که مربی توان پیشگیری از و قوع حادثه را دارد و اگر اتفاقی رخ دهد ناشی از تفریط او است. در چنین موردی تعهّد حفاظت به نتیجه متوجّه است. پس در صورت غرق کودک مربی ضامن است، مگر اینکه حادثه را به عامل احترارناپذیرو پیش بینی نشده نسبت دهد و آن را اثبات کند، به ویژه که برحسب ظاهر در این گونه قرار دادها خطرغرق شدن طفل پذیرفته نشده و مربی برائت از ضمان به دست نیاورده است. ولی، درفرضی که نوآموز بالغ و رشید است ازخود ابتکار دارد و مطیع و کارگزار محض مربی نیست و تعلیمهای او را به انتخاب خود به کار می بندد، دیگر نمی توان ادعا کرد که غرق او در هر حال به فعل و تفریط مربی نسبت داده می شود، زیرا احتمال دارد نوآموز، با علم به خطرناک بودن فعل، خود را به خطر افکند و مواظبتهای متعارف در این سنخ از ورزش نیز نتواند سلامت او را تضمین کند. در نتیجه، باید گفت غرق به خود او منسوب است، مگر اینکه ثابت شود بی مبالاتی یا نقص درمواظبت و تعلیم سبب وقوع حادثه بوده است: به بیان دیگر، تعهّد مربی ناظر به مواظبت است نه سلامت. اما آنچه در این بحثها و تحلیلها بی پاسخ مانده است و فقیهان نیز به آن نپرداخته اند، تمیز علّت نوعی حکم است: آیا دلیل واقعی تفاوت حکم در صغیر وکبیر، پرورش قوای روحی و فکری نوآموز است، یا دلیل تفاوت در توان مربی به حفاظت و پرهیز از خطراز یک سو و اطاعت و امرپذیری و جهل به خطر از سوی دیگر است؟ به نظر می رسد که باید احتمال اخیر را تقویت کرد، زیرا در مسؤلیّت مدنی و تمیز سبب زیان، اراده و اهلیت زیان دیده سهمی ندارد و کمکی به تعبیر واقعی قصد مشترک در قرار داد تعلیم هم نمی کند. آنچه مهم است میزان دخالت هر یک از دو عامل در وقوع حادثه است. در نتیجه، باید پذیرفت، در هر مورد که زیان دیده نقش انفعالی و اطاعت دارد، مربی همانند کارفرما مسئول خسارت به بار آمده است، خواه زیان به ورزشکار رسد یا در اثر فعل او برای شخص ثالث ایجاد شود. در این فرض، باید تعهّد ایمنی را ناظر به نتیجه شمرد و زیان دیده را از اثبات تقصیر معاف کرد: به عنوان مثال نوآموزی که برای فراگیری رانندگی با مؤسسه ای قرارداد می بندد، در برابر مربی خود همانند کارگر منفعل و امرپذیر است، هر چند که رشید و عاقل هم باشد. پس، مربی یا مؤسسه را باید مسئول خسارات ناشی از رانندگی او شمرد و این وضع تا زمانی ادامه دارد که دیگر مربی فرمانده در رانندگی نیست و تنها ناظر و راهنما است (کاتوزیان، ۱۳۸۶، ص۴۰۳). ۱-۱-۲-۲ سابقه اجتماعی الف:سابقه اجتماعی در جهان نخستین بار واژه حقوق ورزش در سال ۱۹۸۴در برنامه گروه آزمایشی تربیت بدنی و ورزش دانشگاه آریستولیان تسالونیکی یونان استفاده و در دانشگاه آتن تدریس شد. نخستین کنگره ملی حقوق ورزشی در سال۱۹۹۰توسط مرکز تحقیقات هلنی[۱]و با کمک دانشگاه تسالی آتن برگزار شد و متعاقبا در سال۱۹۹۲، مرکز آموزش حقوق ورزشی دانشگاه آتن همراه با نمایندگان یونانی و دیگر کشورها، نخستین کنگره بین المللی حقوق ورزشی را برگزار کرد و در این کنگره، جامعه بین المللی حقوق ورزشی بنا گذارده شد. کشور فرانسه دارای قانون خاص ورزشی است، این قانون در ژوئیه سال۲۰۰۰جاگزین قانون ژوئیه ۱۹۸۰ شده است. در امریکا نیز قواعد ورزشی آمیزه ای از قانون، مقررات و تصمیمات قضایی است. این قواعد برای تنظیم روابط بین ورزشکاران و حل اختلاف وضع شده است. در چین قوانین کنترل دولتی بر ورزش را با تکیه شدید استاندارهای ایدئولوژی سیاسی، سیاستگذاری متمرکز و اعمال مدیریت سنتی تأکید می کند تا به دولت ملی کمک کند به بسیاری از اهداف اصلی خود دست پیدا کند معمولا چینی ها میانجیگری و داوری را به قضاوت ترجیح می دهند (مجدآرا، ۱۳۹۱). ب:سابقه اجتماعی در اسلام اسلام به ورزشکار به دیده احترام می نگرد زیرا در این دین الهی، هر عملی که انسان را در راه رسیدن به کمال یاری نماید، ارزشمند خواهد بود. با توجه به نیاز و اهمیت ورزش و سلامتی و تندرستی جسم یک مسلمان که در قرآن و احادیث به آن پرداخته است، طبیعی است که مسلمانان نیز می بایست از پیشگامان سلامتی و تندرستی باشند و این جایگاه حاصل نمی شود مگر با ورزش؛ بدین منظور در اسلام فراخور نیازها، محیط، آب و هوا و.. . ورزش های گوناگون و متنوّعی وجود داشته است. ورزش هایی نظیر تیر اندازی، اسب سواری، شنا، دومیدانی و پیاده روی، کشتی، شمشیر بازی، ورزش پهلوانی با سنگ (وزنه برداری) ، شتر و فیل سواری و پرتاب سنگ و نیزه و. . وجود داشته و مورد تأیید بوده است. اما با مطالعه تاریخ و کتاب هایی که در این زمینه نگاشته شده است پی می بریم که بشر، خصوصا مسلمانان مقتضای نیازها، جنگ ها و تکالیف اسلامی خود کارها و اموری را آموخته و تمرین می کردند تا بتوانند در این امر موفق باشند، لذا نمی توان ورزش های دوران اسلام را منحصر در همین موارد ذکر شده نموده باید توجه داشت که: اولاً به دلیل محدود بودن امکانات، نحوه زندگی آن دوران و کمی جمعیت، طبیعی است که ورزش های محدودی بوده باشد. ثانیاً احتمالاً ورزش های دیگری نیز وجود داشته که سند، روایت و یا خبر آن به گوش ما نرسیده است و قرآن نیزآیات و روایات متعددی که در اسلام راجع به ورزش و وجوب آن وجود دارد نماینگر دیدگاه روشن شریعت در خصوص این مورد است. به موازات این منابع، فقها در باب مسئولیّت های ناشی از حوادث ورزشی نظرات پر محتوی و مستحکمی را مطرح نموده اند. سابقه کار به صدر اسلام می رسد و باب اظهار نظر همچنان مفتوح است کما اینکه فقهای معاصر نیز در پاسخ به استفتائات ورزشی به تفصیل سخن گفته اند. از جمله فقهایی که در باب حقوق ورزشی نظراتی ابراز داشته اند، ابن قدامی (المغنی، ۱۴۰۹) طوسی (مبسوط، ۱۳۹۹) ، محمدبن ادریس حلی (سرائر، ۱۴۰۸) ، محقق حلی (شرایع الاسلام، ۱۴۰۴) ، علامه حلی (قواعدالاحکام، ۱۳۸۷) ، فاضل هندی (کشف اللثام، ۱۴۰۴) ، محمد نجفی (جواهر الکلام، ۱۳۹۹) هستند. البته با توجه به محدودیت رشته های ورزشی در گذشته که منحصر به تیراندازی، شنا، اسب دوانی و. .. بود، فتوا نیز از نظر کمی محدود است ولی به لحاظ کیفی قابل استناد در اغلب رشته های ورزشی است به عنوان مثال در باب مسئولیّت شنا نسبت به حفاظت شناگری که برای آموزش به او سپرده می شود بر حسب سن شناگر نظرات مختلفی ارائه شده و یا در باب مسئولیّت حقوقی کسانی که به تمرین تیراندازی پرداخته و تیر به عابر اصابت می کند فتاوی مختلفی داده شده است. وجود چنین منابعی در حقوق اسلام ضمن اینکه قدمت موضوع را مشخص می نماید به اهمیت ورزش و حوادث آن نیز اشاره دارد. به طور مثال: اذا مرًّبین الرماه فی مکان مباح له المرور فیه فاصابه سهم احدهم مثلا فالدیه علی عاقله الرامی بلا خلاف اجده بین من تعرض له کالفاضلین والشهیدین و غیر هم یکونه مخطئُاً و فی قصده و الا کان علیه القود او الدیه فیماله کما عرضه مکررّاً نعم لو ثبت انه قال: خدای و سمع المارّ و کان متکمناً من العدول لم یضمن العاقله بلا خلاف اجده ایضاً لما روی ان صبیاً دق رباعیته صاحب بخطره فرفع الی علی (ع) فاقام بیته انه قال: خدای، فدرا عنه القصاص، و قال « قد اعذر من حذر» اگر کسی عبور کند از میان تیراندازان در مکانی که برای آن عابر حق عبور وجود داشته باشد سپس تیر یکی از آنان به عنوان مثال به او اصابت کند دیه بر عهده عاقله تیرانداز است بدون اینکه خلاف آن را بیابیم. بین کسانی که معترض این مساله شده اند مانند محقق حلی و علامه حلی و شهیدین و دیگران زیرا که تیرانداز در فعل خود و قصد خود خطا کرده است وگرنه قصاص یا دیه از مال خودش بر عهده او خواهد بود (نجفی، ۱۳۹۹). چنان که کراراً دانستیم. آری اگر ثابت شود که او هشدار داده است و عابر آن را شنیده و امکان بازگشت داشته است عاقله ضامن نیست بی آنکه خلافی بیابم به دلیل آنچه روایت شده است که کودکی دندان کودک دیگری را در پرتاب تیر.. . شکسته بود نزد حضرت علی (ع) مرافعه شد و آن صغیر بینه اقامه کرد که هشدار داده است حضرت علی (ع) قصاص را از او برداشت و فرمود کسی که هشدار دهد از مجارات معاف است. درباره آمادگی جسمانی بطور کلی سخن به میان آورده است مویّد این نکته است، لذا ما هم به همین تعداد بسنده می کنیم. پ:سابقه اجتماعی در ایران با مطالعه تاریخ دولت های گوناگونی چون؛ آریایی ها، مادها، پارسیان، طاهریان و همچنین با نگاهی دقیق به داستانهای شگفت انگیز از تاریخ پهلوانان ایرانی درباره کشتی ایرانیان باستان و دلاوری های آنان، باید گفت: ایرانیان نیز از دیرباز اهمیّت زیادی به ورزش و فعالیت جسمی و سالم آن می دادند. در میان کشورهای مشرق زمین بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیشترین اولویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود. مردم ایران علاوه بر انجام ورزش های معمول جهان، ورزش های منحصر به فردی دارند که در دیگر نقاط وجود ندارد ویا اگر هست از ایران نشات گرفته است. مهمترین این ورزش ها، ورزش زورخانه ای است. این ورزش قدیمی به نام های: ورزش باستانی، ورزش زورخانه ای، ورزش مذهبی و یا ورزش پهلوانی شناخته می شود. ( مجدآرا، ۱۳۹۱) تاریخچه حقوق ورزشی در ایران را به سه دوره تقسیم می کنند: دوره قبل از انقلاب مشروطیت (رعایت مقررات عرفی و شرعی در رسیدگی به امور قضایی الزامی بود) ، دوره بعد از انقلاب مشروطیت (قوانین مدون و نیز نبودن ورزش به شکل امروزی سابقه ای از مسئولیت های قانونی وجود ندارد) ، از سال ۱۳۵۲ به بعد (بموجب ماده ۴۲ قانون مجازات عمومی حوادث ناشی از عملیات ورزشی را مشروط به اینکه سبب آن ورزش باشد جرم تلقی نشد و یرای اولین بار در تاریخ حقوق ایران حوادث ورزشی مشمول قانون خاص گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی متن ماده ۴۲ قانون مجازات عمومی چون مغا یرتی با اصول و موازین شرعی نداشت به همان صورت تنفیذ گردید با این قید که مقررات آن ورزش معارض با موازین شرعی نباشد و در حال حاضر نیز با اختلاف در شماره ماده قانونی لازم الا جراء است. (در سال ۱۳۶۱ این قانون در بند۳ ماده ۳۲ و در سال ۱۳۷۰ در بند۳ ماده ۵۹و در سال ۱۳۹۲در بند ث ماده۱۵۸قانون مجازات اسلامی جای گرفت). ۱-۱-۲-۳- سابقه تقنینی حقوق ورزش و مربیان ورزشی الف:قانون مسئولیت مدنی قانون مسئولیت مدنی که مبنای مسئولیت مدنی را تقصیر قرار داده است قانونی عام وهمگانی است اما در مورد عملیات ورزشی به ویژه مسئولیت مدنی مربیان ورزشی نیز حاکم می باشد، هرچند قبل از تصویب این قانون مسئولیت مدنی که امروزه مسئولیت مدنی خاص می نامیم در قانون مدنی وجود داشت ودارد اما عنوان مسئولیت مدنی با تصویب این قانون وارد قلمرو حقوق ایران شد. براساس ماده ۱قانون مذکور مصوب ۱۳۳۹ که مقرر می دارد:«هرکس بدون مجوز قانونی عمداً یا نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد». مطابق قانون فوق تحقق مسئولیت مدنی موکول به وجود شرایط ذیل می باشد: الف-ارتکاب عمل:لطمه به حقوق دیگران می تواند به صورت فعل و ترک فعل باشد، فعل یعنی انجام کاری که تجلی خارجی آن به سهولت مشهود و محسوس است مثل تکل از پشت به صورت عمدی در رشته ورزشی فوتبال و یا هل دادن شناگر مبتدی به داخل آب در رشته ورزشی شنا. اما ترک فعل وقتی واقع می شود که خودداری کننده براساس قانون و یا قرارداد موظف به انجام کاری باشد مثلاً داور مسابقه ژیمناستیک که قبل از شروع مسابقه از بازدید دقیق اسباب معیوب خودداری می کند و ورزشکار براثر نقص موجود مصدوم می شود ویا دررشته شنا غریق نجات از نجات شناگری که در حال غرق شده است خودداری نماید که در این صورت مسئول حادثه می باشد (آقایی نیا، ۱۳۸۹، ص۲۳). ب-وجود ضرر:ضرر می تواند به اشکال مختلف ایجاد شود می تواند از طریق صدمه جانی مانند ضرب و جرح نقص عضو باشد و می تواند تجاوز و لطمه زدن به حیثیت شخصی مانند شایعات منکراتی در مورد سرپرست یا مدیران ورزشی وهم چنین مربیان زحمت کش ومی تواند به صورت تلف نمودن و ناقص کردن اموال ورزشگاه مثل آسیب رساندن به تشک کشتی و تاتامی و وسایل بدن سازی باشد. پ-خلاف قانون بودن: باید گفت که صرف انجام کاری که منجر به ضرر غیر شود موجب مسئولیت مدنی نیست بلکه ارتکابی باید خلاف قانون وبدون مجوز قانونی باشد. مفهوم مخالف آن این است که ضرروزیان ناشی از اعمال قانون موجب مسئولیت مدنی نیست به طور مثال اگر ورزشکاری با رعایت تمام مقررات ورزشی آن رشته موجب مصدوم او بر اساس قانون بوده است و از نظرقانونی مجاز است پس مسئولیتی نخواهد داشت (حسینی نژاد، ۱۳۸۹، ص۳۲). ت-رابطه علیت: بایدبین دو عامل ضرروفعل زیان بار رابطه علیت وجود داشته یعنی این که ضرر از آن فعل ناشی شده باشد (حسینی نژاد، ۱۳۸۹، ص۸۴) برای مثال شکستگی پای جودوکار ناشی از خطای حریف او باشد تا حریف را مسئول بدانیم. پس می توان گفت باید تمامی۴شرط فوق الذکر رعایت شود تا بتوان گفت شخص مسئول است در صورت فقدان یکی از شرایط فوق مسئولیت شخص مرتکب ملغی می گردد. ب:قانون اساسی اهمیت ورزش به حدی است که در اصل سوم قانون اساسی که مهم ترین سند حقوقی یک کشور است و منشا صلاحیت و مشروعیت تمامی نهادهای آن کشور را تعیین می کند مورد تصریح قرار گرفته است. در اصل مذکور مقرر گردیده دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور ذیل به کار برد: ۱.. . ۲.. . ۳.. . آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی. هم چنین در اصل سی ام قانون اساسی مقرر گردیده دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد. درست است که در این مطالب فوق این گونه استخراج نمود که ورزش دارای آن چنان اهمیتی است که در قانون اساسی کشور مهم ترین نهادهای اساسی کشور قرار گرفته است. هم چنین قرار دادن ورزش در ردیف آموزش و پرورش و آموزش عالی نشان از اهمیت تربیت بدنی به عنوان یک نهاد فرهنگی می باشد و رایگان بودن تربیت بدنی اشاره به کاربردی بودن آن و فراهم نمودن زمینه ای برای استفاده عموم جامعه می باشد. (قانون اساسی جمهوری ایران، مصوب ۱۳۵۹ با اصلاحیه۱۳۶۸) با دقت در مفاد این نتایج ذیل قابل حصول است:
- از تربیت بدنی یا ورزش به صراحت در این قانون یاد شده است؛ و این نشانه جایگاه بسیار مهم ورزش در میان اساسی ترین نهادهای کشور است به عبارت دیگر ورزش به آن درجه اهمیت است که در قانون اساسی یعنی مهم ترین سند حقوقی کشور یا جایگاه اساسی ترین نهادهای کشور قرار گرفته است (آقایی نیا، ۱۳۸۹، ص۱۴) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به جدول فوق شهرستان سیاهکل از لحاظ داشتن اماکن اقامتی برای گردشگری از توانایی چندایی برخوردار نیست . که این امر می تواند در جذب توریست موثر بوده و نقش منفی بازی می کند
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۲- روش تحقیق و مراحل آن ۳-۲-۱ - روش تحقیق دراین تحقیق از روش توصیفی – تحلیلی استفاده میشود در تدوین طرح تحقیق ومبانی نظری ازروش توصیفی وبرای تدوین یافتههای تحقیق ومطالعات میدانی از روش تحلیلی بهره گیری میشود.
درتحقیقات توصیفی محقق به دنبال چیستی وچگونه بودن موضوع است ومی خواهد بداند ماهیت پدیده ، متغییر ، شیء یا مطلب چیست وچگونه است . به عبارت دیگر، این تحقیق وضع موجود رابررسی میکند وبه توصیف منظم ونظام داروضعیت فعلی آن میپردازد و ویژگیها وصفات ،ماهیت ، فرایندها وروندها ی آن مطالعه ودر صورت لزوم ارتباط بین متغییرها رابررسی می کند . دراین تحقیقات نوعاً ازروشهای مطالعه کتابخانه ای وبررسی متون ومحتوای مطالب ونیز روشهای میدانی نظیر پرسشنامه ، مصاحبه ، مشاهده استفاده میشود . تحقیقی توصیفی به دو نوع ، تحقیق توصیفی محض وتحقیقات توصیفی –تحلیلی تقسیم میشود .درتحقیقات توصیفی – تحلیلی ، محقق علاوه برتصویر سازی آنچه هست به تشریح وتبیین دلایل چگونه بودن ، چرایی وضعیت مسئله وابعادآن میپردازد .محقق برای تبیین وتوجیه دلایل نیاز به تکیه گاه استدلالی محکمی دارد . این تکیه گاه از طریق جستجو درادبیات ومباحث نظری تحقیق وتدوین گزارهها وقضایای کلی موجود نظیر قوانین ، نظریه ودرباره آن فراهم میشود . از ویژگیهای تحقیق توصیفی این است که محقق دخالتی درموقعیت وضعیت ونقش متغییر هاندارد و آنها رادستکاری یا کنترل نمیکند وصرفاً آنچه راوجود دارد مطالعه کرده و به توصیف وتشریح آن میپردازد . همچنین ، تحقیقات توصیفی ممکن است به کشف قوانین وارائه نظریه منتهی شود ؛ این سخن بدان معناست که از طریق این گونه تحقیقات شناختهای کلی حاصل میشود .( حافظ نیا ، ۱۳۸۹ : ۶۹)
دراین روش ، ماهیت روابط متقابل اجزاء وعوامل رابررسی میشود. هدف اساسی این روش روشن ساختن جزئیات است . دراین روش ، درآن حد ، فقط یک متغییر راتغییر میدهیم وسیستم را مجزا ومستقل اززمان بررسی میکنیم .نتیجه به کاربستن این روش ، بهترشناختن وبهترآموختن رشتههای تخصصی مجزاازیکدیگراست .همچنین بابه کاربستن این روش برنامه ریزی جزء به جزء فعالیت هااست . ۳-۲-۲ - مراحل تحقیق ۳-۲-۲-۱ - گردآوری دادها واطلاعات دراین تحقیق ازدو روش گردآوری اطلاعات استفاده شده است . روش کتابخانه ای وروش میدانی این روشها درفضای واقعی ومجازی قابل انجام وکاربرد میباشند . - روش کتابخانه ای : این روش شامل ازکتاب ها ، نقشهها ، عکسهای هوایی ، ماهواره ای فیش برداری ، آمارخوانی ، بهره گیری ازجداول آماری ، سندخوانی ، استفاده از مدارک ومستندات است . کلیه این اطلاعات میتواند درفضای مجازی نیزقابل استفاده باشد . - روش میدانی ، مواردمورداستفاده دراین روش عمدتاً شامل مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه است (روش سنتی ) درروش مجازی علاوه برموارد فوق میتوان از روش آزمون ، روش گفتگو وتعامل گروهی ، استفاده ازپرسشنامه های الکترونیکی و ….GPSنیز به جمع آوری نیز اطلاعات نیزاقدام کرد .( حافظ نیا ، محمدرضا ، ۱۳۸۹) دراستفاده ازمنابع جهت تحقیق نکاتی مورد توجه قرارگرفت: - با اشخاص آگاه مشورت گردید . - به آیین نامهها ومقررات خاص استفاده از منابع توجه شد. - اخلاق مداری در ذکر نام منابع مورد استفاده رعایت شد. - مجوزهای لازم رادراستفاده ازمنابع کسب اطلاعات اخذ شد . - نسبت به سندیت منبع مورداستفاده اطمینان حاصل شد. - درسایتهای اینترنتی مطالب زیادی وجوددارد که به دلیل نداشتن پایه واساس علمی ومحکم قابل استفاده نیستند به همین دلیل محقق دراستفاده از آنها باید دقت کافی داشته باشد . ۳-۲-۲-۲ - سازماندهی دادهها واطلاعات پس از انجام اتمام مرحله گردآوری اطلاعات ، حجم بزرگی از اطلاعات بدست آمده که باید از آن برای انجام اقدامات بعدی استفاده شود یعنی اطلاعات بدست آمده ، استخراج ، طبقه بندی ، کدبندی شد تا برای مرحله اساسی بعد (تجزیه وتحلیل ) آماده شود . اطلاعات بدست آمده از مطالعات کتابخانه ای دسته بندی وطبقه بندی گردید اطلاعات مرتبط با موضوع تحقیق پس ازتأیید (توسط استاد) حفظ واطلاعات غیر ضرورحذف گردید . دربخش اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه، ابتدا استخراج کدبندی گردید .دراین قسمت از علم آمار کمک فراوانی گرفته و درنهایت این اطلاعات در رایانه ذخیره وجهت انجام مرحله بعدی (تجزیه وتحلیل ) آماده گردید . ۳-۲-۲-۳ - تحلیل اطلاعات پس ازاینکه اطلاعات وداده ها جمع آوری استخراج وطبقه بندی شد .مرحله جدید از فرایند تحقیق که به تجزیه وتحلیل دادهها معروف است . آغاز شد .این مرحله ازتحقیق برای تحلیل قسمتی ازداده ها جمع آوری شده از روش کیفی استفاده شد . ( مانند اطلاعات بدست آمده از روش مشاهده و کتابخانه ای ) دراین بخش سعی گردید با بهره گرفتن از استدلال وتفکر وعقل وتجربیات شخصی ، اسناد ، مدارک واطلاعات موردبررسی وتجزیه وتحلیل قرار گیرد و برای تحلیل اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه ، ازروش آماری (کمی ) استفاده شد ( تجزیه وتحلیل آماری ) دراین قسمت برای پاره ای از اطلاعات از آمار توصیفی استفاده گردید . جداول توزیع فراوانی ، نمایش هندسی وتصویری توزیع برای پاره ای از دادهها نیز ازروش آمار استنباطی استفاده گردید . چون امکان بررسی تمام حجم جامعه برای ما امکان پذیر نبود بنابراین سعی شد که نمونه گیری انجام گیرد . پس باید نتایج حجم نمونه رابه کل جامعه آماری ( جامعه تعمیم ) نسبت دهیم . بنابراین از آمار استنباطی استفاده گردید . در تمام این مراحل از رایانه و نرم افزارهای پردازش آماری مانند Excel، spss استفاده گردید . ۳-۲-۲-۴ - نتیجه گیری درروش شناسی تحقیق با دو موضوع اصلی روبرو بودیم .روش تحقیق و مراحل درروش تحقیق ازدو روش برای تحقیق استفاده گردید . روش تحقیق توصیفی که برای تدوین مبانی نظری و طرح تحقیق استفاده شد واز روش تحلیلی که برای تدوین یافتههای تحقیق ومطالعات میدانی استفاده گردید در مراحل تحقیق گردآوری دادها ، سازماندهی دادهها وتحلیل اطلاعات تشکیل شده است . ازدو روش برای جمع آوری دادهها استفاده شد . روش کتابخانه ای ( استفاده از اسناد ومدارک ، نقشه وکتابها ) وروش میدانی ( مشاهده ، مصاحبه ، پرسشنامه ) علاوه برموارد فوق از روش مجازی نیز برای جمع آوری دادهها بهره گیری شد . سپس اطلاعات جمع آوری شده به روش استخراج ، طبقه بندی وکدبندی سازماندهی گردید ودرپایان با بهره گرفتن از روشهای کمی و کیفی ، اطلاعات جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت و از نرم افزارهای پردازش مانند Excel و SPSS استفاده گردید . ۳- ۳ - جامعه آماری ، نمونه و حجم آن ۳-۳-۱-جامعه آماری جامعه آماری تحقیق موردنظر کل شهرستان سیاهکل میباشد.این شهرستان دارای دوبخش است. بخش مرکزی بادهستان های توتکی،خرارود و مالفمجان وبخش دیلمان بادهستان های پیرکوه دیلمان ودوشهر سیاهکل ودیلمان میباشد.این شهرستان براساس سرشماری عمومی نفوس مسکن سال۱۳۹۰مجموعاً۲۴۳روستادارد۲۲روستاوآبادی آن خالی ازسکنه و۲۲۱روستادارای سکنه میباشد. ۳-۳-۲-جامعه نمونه جامعه نمونه تحقیق کل گردشگران وارد شده به شهرستان سیاهکل می باشد . با مراجعه به سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری اطلاعات دقیقی به دلیل نبودن سیستم های سنجده از تعداد گردشگران وارد شده به شهرستان سیاهکل بدست نیامد . ۳-۳-۳-حجم نمونه با توجه به اینکه از کل گردشگران وارد شده به شهرستان سیاهکل آمار دقیقی در دست نبود جهت مشخص شدن حجم نمونه از روش کوکران استفاده گردید و تعداد ۳۲۱ نفر از گردشگران جهت توزیع پرسشنامه انتخاب شدند . ۳-۴- متغیرها و شاخصهای تحقیق ۳-۴-۱- متغیرهای تحقیق
در این تحقیق گردشگران به عنوان متغیر وابسته معرفی شده اند . به طور کلی تعداد گردشگران وارد شده به یک منطقه تابع وجود و تنوع جاذبه های گردشگری مقصد می باشد . در این زمینه می خواهیم ببینیم که با توسعه امکانات و ارائه راهکارهای مناسب جهت توسعه طبیعت گردی چه تغییراتی بر روی فعالیت های گردشگری و تعداد گردشگران وارد شده ، ایجاد اشتغال ، افزایش درآمد در سطح شهرستان سیاهکل ایجاد خواهد شد . ( تاثیر متغییر مستقل بر وابسته ) برنامه ریزی بر روی فعالیت اکوتوریسم نیازمند شناسایی جاذبه های اکوتوریستی ، سلایق گردشگران ، امکانات گردشگری ، تحلیل فلسفه زندگی گردشگران که بازار هدف گردشگری را به عنوان مقصد خود انتخاب می کنند،می باشد که همه می تواند در موفقیت برنامه ریزی گردشگری موثر باشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در روایت سبئوس امپراتور پسر خواندهی خود به نام فیلیپیکوس[۳۱۲] را به عنوان فرماندهی ارتش مشخص کرد، و جان[۳۱۳] از منطقه ارمنستان و نرسس[۳۱۴] را با ارتشش از سوریه پشتیبان آنها کرد. آنها سه هزار سواره نظام در صفوف صد نفره، هزار نفره و گردانها را بر اساس پرچمشان سان دیدند. ایشان توافق کردند، که نیروهای سرزمین ارمنستان را که در آن زمان در دسترس بودند جمعآوری کنند. تعداد ایشان حدود پانزده هزار نفر شامل گردانهای هر یک از اشراف در صفوف صد نفره و هزار نفره بود.[۳۱۵] سبئوس گزارش جامعی از تعداد کل نیروها ارائه نمیدهد، اما در گزارشش اشاره می کند که بندوی و بسطام با حدود هشت هزار نیروی سواره با آنها بودند.[۳۱۶] تئوفیلاکت تعداد کل لشکر خسروپرویز را شصت هزار نفر میداند، و از این نظر که از جان میستاکن و نارسس به عنوان فرماندهان لشکر نام میبرد،[۳۱۷] و رفتن بندوی و بسطام را به ارمنستان گزارش می کند،[۳۱۸] با روایت سبئوس مطابقت دارد. اواگریوس تعداد افراد لشکر را بر نمیشمرد، و آن را تشکیل شده از بخش کاملی از محافظان امپراتوری و تمام ارتش روم با فرماندهانشان میداند.[۳۱۹] روایت او در این مورد که امپراتور به خسروپرویز هدایای سلطنتی بخشید، با گزارش فردوسی هماهنگ است.[۳۲۰] او همچنین گزارش می کند که ملکهی روم به همسران خسروپرویز و فرزندان آنها توجه نمود.[۳۲۱] این موضوع در منابع دیگر گزارش نشده است. اواگریوس انگیزه امپراتور برای کمک به خسروپرویز را تفکر او درباره ناپایداری دنیا و عقبگرد وجود انسان میداند، و هیچ اشارهای به تعهدات خسروپرویز نمیکند.[۳۲۲] (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اما تئوفیلاکت سیموکاتا اشاره به سفارت دومی از سوی خسروپرویز به بیزانس دارد. در این سفارت دوم است که ماوریکیوس و سنا کاملاً متقاعد شدند به خسروپرویز کمک کنند. بر طبق روایت او هنگامی که امپراتور مشغول بررسی تقاضای خسروپرویز بود، خسروپرویز به شهر هیراپولیس رفت و فرمانده کومنتیولوس بر اساس دستور امپراتور با وی به احترام رفتار کرد. کومنتیولوس در مکانی به نام بدامس [۳۲۳]با خسروپرویز ملاقات کرد و تدارکات سلطنتی و گاردی با شکوه به او داد. در نهمین روز، خسروپرویز ساتراپی به نام میراگدان را به عنوان پیک به پادگان میافارقین فرستاد؛ با این فرمان که به آنها اعلام کند مالکیت داشتن بر شهر برایشان اشتباه است، زیرا جوانمردی امپراتور ایرانیان را به دوستان ایشان تبدیل کرده است. از بین بزرگان ایرانی او بسطام را به ارمنستان فرستاد؛ به وی دستور داد تا به آذربایجان برود و برای وی وفاداری ایرانیانی را که در آنجا زندگی می کنند برقرار سازد.[۳۲۴] تئوفیلاکت چنین ادامه میدهد: «در همان حال، خسرو، پیک دیگری فرستاد که به ساکنان میافارقین میگفت با شدت تمام از شهر محافظت کنند، و به فرمان نخستین او توجه ننمایند. او حق دوستی را زیر پا گذاشت، زیرا ملت ایران بیارزش است و از آغاز، زندگیشان با خیانت، فریب و خودستایی همراه است».[۳۲۵] در این قسمت تئوفیلاکت به وضوح دیدگاه خود را درباره ایرانیانی که مشغول جنگ با آنها بودند و بسیاری از سرزمینهای بیزانس را متصرف گردیده بودند ارائه میدهد، و گاه و بیگاه سعی می کند نفرت خود را از آنان با مناسبتهای تاریخی تطبیق دهد. این روایت، مبنی بر دغلبازی خسروپرویز در هیچ منبعی یافت نمی شود. بسیار بعید به نظر میرسد که خسروپرویز چنین عمل نابخردانهای انجام داده باشد، زیرا خسروپرویز هنوز شاه ایران نشده بود، و شهر میافارقین تحت فرمان او نبود. اگر چنین فرمان محرمانهای به دست یکی از عمال بهرام چوبین یا مخالفان خسروپرویز در شهر می افتاد، و آنها آن را به رومیان ارائه میدادند، خسروپرویز احتمالاً جان خود را به خاطر چنین خیانتی از دست میداد. پس بسیار بعید است که او در حالیکه کمک رومیان را در دست داشت، به این اقدام غیرمنطقی دست زده باشد. تئوفیلاکت گزارش می کند که خسروپرویز با تأخیر در کمک امپراتور مواجه شده بود؛ بنابراین تلاش کرد تا به او نزدیک شود. اما ماوریکیوس که از هدف خسروپرویز آگاه شده بود با نامهای وی را از آمدن باز داشت. تئوفیلاکت دلیل این کار وی را این میداند که امپراتور به شهرت توجه نکرد، و به آن علت که دور شدن خسروپرویز از مرز ایران میتوانست باعث تحکیم قدرت بهرام چوبین شود این نامه را نوشت.[۳۲۶] اواگریوس نیز گزارش می کند که خسروپرویز پس از آمدن تا شهر هیراپولیس دوباره به عقب برگشت، زیرا ماوریکیوس تصمیمش را گرفته بود و به منفعت خسروپرویز بیشتر توجه داشت تا شهرت شخصی خودش.[۳۲۷] ۲-۱-۱ سخنرانی سفیر ایران در روایت تئوفیلاکت تئوفیلاکت گزارش می کند که در آغاز بهار خسروپرویز سفرایی نزد امپراتور فرستاد. در سومین روز، امپراتور یک گردهمایی تشکیل داد و با احترام سفرا را پذیرا شد. برجستهترین سفیر ایران با مقدمهای پر از زاری شروع به سخنرانی کرد و سعی نمود توجه امپراتور را جلب نماید. در ادامه تئوفیلاکت متن آن سخنرانی را ارائه میدهد که به دلیل طولانی بودن آن، در اینجا فقط به نکات اصلیش اشاره میگردد. او در ابتدا امپراتور روم را تعیین کننده سرنوشت خسروپرویز و بهرام چوبین دانست و بهرام چوبین را ویران کننده ایران خواند. سپس به استدلال برخی رومیان اشاره کرد که میگفتند وضع آشفتهی ایران به نفع رومیان است، اما این را درست ندانست به این دلیل که اگر ایرانیان قدرت را از دست بدهند به سرعت قدرتی دیگر جایگزین آنها می شود؛ زیرا بزرگترین قدرتهای جهان هیچگاه از وجود یک مدیر محروم نمیشوند. سپس جایگزینی مادها بر بابلیها، پارسها بر مادها، و پس از اینها اشکانیان را مثال زد.[۳۲۸] این جمله تئوفیلاکت دلالت بر اطلاع ساسانیان از تاریخ سلسلههای پیش از خود دارد، که البته متون پهلوی و ایرانی آن را تأیید نمیکنند. این احتمال وجود دارد که تئوفیلاکت از خود آن را افزوده باشد، اما با دقت بیشتر متوجه میشویم که در بین آنها اشارهای به سلسلهی سلوکی که به نوعی هم ریشه با بیزانس هم بوده اند نمی شود. ممکن است کسی آن را اتفاقی بداند، اما به هر حال نباید این نکته را از نظر دور داشت که یونانیان و رومیان از سلسلههای تاریخی ایرانی (یعنی از مادها به بعد) آگاه بودند. با وجود سفارتهای فراوانی که در آن دوران بین دو کشور وجود داشته است بسیار بعید به نظر میرسد، که راجع به چنین موضوعاتی صحبتی به میان نیامده باشد، و ساسانیان به کتابهای آنها دسترسی پیدا نکرده باشند. به عقیدهی نگارنده اینکه در کتب پهلوی و خداینامه ها اشارهای به سلسلههای تاریخی پیشین نمی شود، به دلیل بی اطلاعی آنها از این مسئله نیست، بلکه سیاست آنهاست که با تکیه بر تاریخ ملی، خود را وارث به حق کیانیان بدانند، و حتی خاک روم و اقوام شرقی را ارث اجداد خود بشمارند، و بدین صورت مشروعیتی از بین نرفتنی برای خود ایجاد کنند؛ مشروعیتی که باعث شکست سردار دلاوری چون بهرام چوبین گردید. در واقع بهرام چوبین تنها از رومیان شکست نخورد، بلکه از نفاق داخلی کشور نیز شکست خورد که حاصل همان مشروعیتسازی ساسانیان بود. طبق آن فلسفه چگونه یک سردار هر چقدر هم که دلاور باشد می تواند به تخت تکیه زند در حالیکه وارث واقعی کیانیان هنوز زنده است؟ پس نتیجه میگیریم که تاریخ ملی ایرانیان به نفع ساسانیان بوده است. این سیاستی بوده است که آنها در داخل ایران به کار گرفته بودند، اما رومیان و یونانیان خود به تاریخ ایران آگاهی زیادی داشتند. پس سفیر ایران نمیتوانسته است در حضور امپراتور بیزانس اسطورههای کیانیان را به عنوان تاریخ اصلی پیش از خود مطرح کند، و در آن شرایط خاص خود را مورد طعنهی دربار او قرار دهد. در اینجاست که سفیر ایران بین سیاست داخلی و خارجیشان تفاوت قائل گردید، و به واقعیت تاریخ ایران اشاره نمود. پس این احتمال وجود دارد که در حقیقت چنین صحبتهایی از دهان سفیر خسروپرویز بیرون آمده باشد. با این حال نمی توان این استدلال هواردجانستون را نادیده گرفت که معتقد است صحبت هایی که تئوفیلاکت به دهان سفیر ایران منسوب کرده است مناسب فضای سال ۵۹۰ نیست بلکه مناسب اتفاقات معاصر با زمان تئوفیلاکت یعنی هجوم اعراب مسلمان است که نظم سابق جهانی را بر هم زده بود؛[۳۲۹] به خصوص این جمله سفیر ایران که در مقابل مخالفت برخی رومیان با کمک به آنها اظهار داشت، که اگر ایرانیان قدرت را از دست بدهند به سرعت قدرتی دیگر جایگزین آنها می شود؛[۳۳۰] استدلال هواردجانستون را قوت میبخشد، زیرا تئوفیلاکت خود شاهد ضعف حکومت ساسانی و قدرت گرفتن اعراب و درهم شکستن رومیان به دست آنها بود. در روایت تئوفیلاکت، پس از آن، سفیر خسروپرویز به عنوان مثالی دیگر اسکندر را نوجوانی مقدونی دانست که خواست جهان را متحد کند، اما موفق نشد. او ادامه داد که اگر پارسیان (ایرانیان) از قدرت محروم شوند قدرت به ملتی دیگر میرسد، و این کار سودی به حال رومیان ندارد. در مرحله بعد سفیر خسروپرویز، افتخاراتی را که با کمک به آنها نصیب بیزانس و امپراتور می شود، گوشزد کرد. پس از آن صلحی را که رومیها با وجود جنگها و هزینه های بسیار به آن دست نیافته بودند، و با این کار بین ایران و بیزانس برقرار میگردید، متذکر گردید. در ادامه به نقد هرمز پرداخت و تأکید کرد که خسروپرویز مانند پدرش نیست. سپس اشاره کرد که میداند بهرام چوبین سفرایی را برای پس گرفتن خسروپرویز نزد امپراتور فرستاده است؛ او امپراتور را از این کار باز داشت و آن را برای رومیان شرمآور دانست. سپس به نقد بهرام چوبین پرداخت، شورش او را خاطرنشان ساخت، و وی را مردی دانست که بر روی قولش نخواهد ماند. سپس سفیر خسروپرویز متعهد شد که ایرانیان، در ازای کمک، میافارقین را پس دهند؛ دارا را به عنوان هدیه پیشنهاد دهند، و از ارمنستان چشم بپوشند. در پایان، سفیر به امپراتور اعلام کرد که اگر بخشی از یک معاملهی کاملتر را جا انداخته است، امپراتور آن را بیان کند. در پایان این گزارش، تئوفیلاکت روایت می کند که امپراتور و سنا به خاطر فن بیان خوب سفرا، تحت تأثیر صحبتهایشان قرار گرفتند و فرمان دادند که رومیها به خسروپرویز کمک خواهند کرد.آن فرمان اعلام شد و در شهر به اطلاع عموم رسید. در پنجمین روز سفرا به حضور قیصر رسیدند. آنها با هدایای سلطنتی تکریم شدند، و فرمان کتبی امپراتور را به دست آوردند. به علاوه امپراتور به همراه سفرا، سامن (سامان؟)، خسروپیروز[۳۳۱] و دیگر افرادی را که قبلاً رومیان در جنگ دستگیر کرده بودند نزد خسروپرویز گسیل کرد.[۳۳۲] در منابع دیگر اشارهای به آزادی اسرا نمی شود، اما همانگونه که دیده می شود نام این اسیران، ایرانی است، و احتمالاً تعدادی جنگجویان ایرانی و رومی در جنگهای ایران و بیزانس به اسارت گرفته شده بودند، که آزاد شدن تعدادی از آنها به این بهانه کاملاً طبیعیست. جان نیکیو نیز حضور سفیران ایرانی نزد امپراتور و کمک او به خسروپرویز پس از صحبت با ایشان را گزارش می کند.[۳۳۳] ۲-۲ پیروزی خسروپرویز بر بهرام چوبین پس از آن مسئله جنگ دوباره، میان خسروپرویز و بهرام چوبین، در منابع مطرح است. در روایت شاهنامه، قیصر سپاه را به نیاطوس سپرد.[۳۳۴] پس از آمدن سپاه نزد خسروپرویز، فردوسی از دو شخص مهم در سپاه روم نام میبرد: سرگس و کوت.[۳۳۵] بر طبق روایت تئوفیلاکت، خسروپرویز هیراپولیس را به همراهی کومنتیولوس ترک کرد و به شهر کنستانتینا[۳۳۶]رسید. به دستور امپراتور پس از مدتی کوتاه دومیتیانوس[۳۳۷] به همراهی گرگوری رهبر کشیشان انطاکیه نزد وی آمدند. خسروپرویز نیز سفرایی را به نصیبین فرستاد، و آنها را دعوت به سرپیچی از بهرام چوبین کرد. بهرام چوبین که از امنیت خسروپرویز آگاه شد، سفرایی را نزد امپراتور فرستاد و متعهد گردید که شهر رومی نصیبین تا امتداد سرزمینهای دجله را تسلیم کند که امپراتور نپذیرفت.[۳۳۸] بر طبق روایت سبئوس، بهرام چوبین ارتشش را حرکت داد تا به آذربایجان رسید. آنها در فاصلهای کم از یکدیگر در ایالت وارارات[۳۳۹] اردو زدند.[۳۴۰] در گزارش فردوسی نیز خسروپرویز با سپاهی گزین شده به سمت آذربایجان آمد. پس از گذشت دو هفته لشکرهای بسیاری به آنجا آمد. شاه در دشت دوک اردو زد. پس از آن لشکر را به نیاطوس داد، و خود، با سوارانی گرد به سمت دریاچهی چیچست (ارومیه) رفت که موشیل ارمنی در آنجا بود.[۳۴۱] در روایت سبئوس، بهرام چوبین نامهای به موشیل ارمنی و دیگر اشراف ارمنی مینویسد. در اینجا نکات اصلی نامه مورد بررسی قرار میگیرد. بهرام چوبین در ابتدا تعجب خود را، از اتحاد آنها با خسروپرویز، بیان داشت، و به عدم ترس خود از لشکر روم اشاره کرد. سپس وفاداری ارمنیان به ساسانیان را غیرمنطقی دانست، و شورش های پدرانشان را، برای آزادی، به آنها خاطرنشان ساخت. آنها را آگاه ساخت که در صورت پیروزی خسروپرویز، او (خسروپرویز) با توافق امپراتور آنها را حذف خواهد کرد. سپس به اهورامزدا، به ارباب خورشید و ماه، به آتش و آب، به مهر و تمام خدایان قسم خورد که در صورت همکاری با وی پادشاهی ارمنستان را به آنها خواهد بخشید، و مختار خواهند بود که شاه خود را انتخاب کنند. علاوه بر آن، بهرام چوبین متعهد به واگذاری تمام سرزمین ارمنستان تا قفقاز و گذرگاه الوناک [۳۴۲]شد. از سمت سوریه متعهد به واگذاری ارواستان[۳۴۳]، نصیبین و نورشیراکان[۳۴۴] تا امتداد مرز اعراب گردید، با این استدلال که متعلق به اجداد آنها میباشد. همچنین متعهد شد که از کوه زراسپ[۳۴۵] نخواهد گذشت. در نهایت سبئوس گزارش می کند که نامه بنا بر رسم آنها با نمک پیچیده و مهر شد.[۳۴۶] به عقیدهی نگارنده درباره آن قسمت از نامه که بهرام چوبین متعهد به پس دادن آن سرزمینها شد دو احتمال وجود دارد. نخست آنکه این قسمت را سبئوس یا منبعش از خود افزوده باشند. واگذاری خود ارمنستان به آنها تا حدی منطقی است، اما بسیار دور از انتظار است که بهرام چوبین حاضر به واگذاری دیگر قسمت های مذکور به آنها شده باشد، زیرا درست است که کمک آنان میتوانسته است برای او موثر باشد، اما نه آنقدر که ارزش از دست دادن این سرزمینها را داشته باشد. اگر بهرام چوبین علاقهمند به واگذاری چنین بخش وسیعی بود، احتمالاً چنین مذاکرهای را با ترکان انجام میداد که دارای سپاهی بسیار نیرومندتر و پرشمارتر از ارمنیان بودند. این قسمت می تواند بازتاب اشتیاق شدید ارمنیان در داشتن سرزمینی مستقل و وسیع مانند دوران تیگران باشد، که در گزارش سبئوس نیز راه جسته است. احتمال دوم این است که بهرام چوبین واقعاٌ وعدههایی از این قبیل به آنها داده باشد، بدون آنکه قصد عمل کردن به آن را داشته باشد، تا بتواند بین نجبا و اشراف ارمنی دو دستگی ایجاد کند، و از کارایی آنها بر ضد خود بکاهد؛ زیرا اگر بهرام چوبین واقعاً قصد متحد شدن با آنها را داشت باید زودتر از آن دست به کار میگشت؛ نه هنگامی که دو سپاه روبروی هم خیمه زدهاند. خود سبئوس نیز اشاره می کند که آنها نامه را علنی نکردند، تا باعث ایجاد تفرقه نشود.[۳۴۷] طبق روایت شاهنامه، خسروپرویز نزد موشیل ارمنی رفت، و در آنجا از دیدن بندوی شگفتزده شد. خسروپرویز از موشیل نیز سپاسگزاری نمود، و وعده داد که لطف او را جبران خواهد کرد؛ موشیل از خسروپرویز که سوار براسب بود خواست تا اجازه دهد پا و رکیب او را ببوسد، و خسروپرویز موافقت کرد. پس از آن خسروپرویز به همراه هیربد به آذرگشسپ رفت، و بر آیین نثار و خیرات به آتشکده کمک کرد.[۳۴۸] شاهنامه نیز نامهنگاری بهرام چوبین را گزارش می کند، اما نه نامهای به موشیل ارمنی بلکه نامهای به گستهم، بندوی، گردوی، شاپور و اندیان و دیگر یلان نامدار. نقطهی مشترک این نامه با نامهی بهرام چوبین در روایت سبئوس این است که در هر دو نامه بهرام چوبین از حکومت ساسانی انتقاد می کند، و برای نابودی خاندان ساسان کمک میطلبد، و تأکید می کند از رومیان هراسی ندارد.[۳۴۹] در روایت شاهنامه، پیک بهرام چوبین که سپاه قدرتمند خسروپرویز را دید به بهرام چوبین خیانت کرد. او نزد خسروپرویز رفت و نامه را به وی داد. خسروپرویز نیز در پاسخ نوشت که آنها با بهرام چوبین خواهند بود، و به وی کمک خواهند کرد. بهرام چوبین با دریافت این پیام مصممتر گشت و برخلاف نصیحت پیران نزدیک خود برای جنگ به آذربایجان رفت. لیکن در روایت سبئوس، بهرام چوبین پس از آنکه جواب نامهاش را دریافت نکرد، نامهی دیگری با لحن تهدید آمیز فرستاد. در آن نامه آنها را تهدید کرد که فردا با ارتش قدرتمندش نابودشان خواهد کرد. موشیل نیز در پاسخ وی را رجزخوان خواند و به تمجید نیروهای خود پرداخت.[۳۵۰] در گزارش تئوفیلاکت، بندوی با دریافت پول از امپراتور آن را بین افراد خود تقسیم کرد. افرادی که در نصیبین بودند نیز به خسروپرویز پیوستند. شهر میافارقین به خاطر نامهی پنهانی خسروپرویز مقاومت میکرد، اما دومیتیانس سران شهر را با صحبت و رشوه تطمیع کرد. در نهایت خسروپرویز پیکی خواجه را که رومیان پرائپوسیتوس[۳۵۱]مینامیدند به آنجا فرستاد؛ با این توصیه که ایرانیان شهر را ترک کنند و در نصیبین مستقر شوند. ایرانیان آتشبس اعلام کردند، و از شهر عقب نشینی نمودند. رهبران آنها به کنستانتینا رسیدند. در بین آنها سیتاس [۳۵۲]نامی بود که در زمان هرمزد چهارم با خیانت شهر را به ایرانیان تسلیم کرده بود. دومیتیانوس او را دوست بهرام چوبین خواند و از خسروپرویز تقاضا کرد تا او را تحویل داد. در روز دوم فرمانده او را در مقابل دیدگان ارتش شکنجه کرد، و در آتش سوزاند.[۳۵۳] در گزارش اواگریوس پس از تسلیم میافارقین مردم شهر سیتاس را سنگسار کردند و به میخ کشیدند.[۳۵۴] رویدادنامهی ۱۲۳۴م نیز ماجرای سیتاس را گزارش می کند. بر طبق گزارش او سیتاس رومی مسئول محافظت از شهر میافارقین بود. ایرانیان با رشوه وی را خریدند، و او با آزاد کردن زندانیانی ایرانی که خود از روی عمد به آنجا برده بود و باز نمودن دروازهها به روی لشکریان ایرانی شهر را به آنها تسلیم کرد.[۳۵۵] در گزارش تئوفیلاکت پس از آن دومیتیانوس خود را به بازسازی شهر مشغول داشت، و رومیان خائن در شهر را برای مجازات به کومنتیولوس سپرد، و سپس جشنی بر پا کرد.[۳۵۶] ۲-۲-۱ جزییات پیش از نبرد در روایت تئوفیلاکت فردوسی و سبئوس پس از آن نبرد نهایی بهرام چوبین و خسروپرویز را گزارش می کنند، اما تئوفیلاکت پیش از آن جزئیاتی را گزارش می کند که در منابع دیگر موجود نیست. بنابراین در اینجا به آنها پرداخته خواهد شد. بر طبق گزارش او هنگامی که بهرام چوبین نتوانست دوستی روم را جلب کند عملیات جنگی خود را آغاز نمود. او میرادورین [۳۵۷]را با نیرویی بزرگ در آناتون [۳۵۸]مستقر کرد که، در کنار فرات، در مجاورت کرکسیوم ساخته شده بود،[۳۵۹] و زادسپراتس را که اخیراً همرزم فروچانس بود به نصیبین و مناطق عربنشین همسایه فرستاد. زادسپراتس بابل را ترک کرد و پیکهایی را به سولچانس [۳۶۰]فرستاد، تا ورودش را به نصیبین اعلام کنند؛[۳۶۱] اما پس از اینکه پیکها پیام بهرام چوبین را اعلام کردند، او با آنها بدرفتاری کرد و در غل و زنجیر نزد خسروپرویز فرستاد. خسروپرویز سعی کرد، تا با وعدههایی، سولچانس را متقاعد کند و او را برانگیزد تا راه صحیح را انتخاب کند.[۳۶۲] اگر این گزارش صحیح باشد، از این جمله مشخص می شود که این اتفاق مربوط به قبل از تسلیم میافارقین میباشد؛ زیرا پیش از تسلیم میافارقین، سفیر خسروپرویز به اهالی آن توصیه کرد که تسلیم شوند و در نصیبین مستقر گردند؛[۳۶۳] چرا که اهالی نصیبین آن را به خسروپرویز تسلیم کرده بودند.[۳۶۴] بر طبق گزارش تئوفیلاکت، خسروپرویز به سرجیوس که از شهدای بزرگ بود متوسل شد، و در ازای حل مشکلاتش متعهد گردید که یک صلیب معروف را که جزو غنائم ایرانیان در جنگهای قبل به دست آمده بود با طلای کوبیده شده و جواهرات هندی تزئین بنماید، و به آنجا پیشکش کند. سپس تئوفیلاکت قتل زادسپراتس را گزارش می کند. به دستور سولچانس، رهوساس[۳۶۵] با سپاهی به نزدیکی اردوگاه زادسپراتس رفت که در دژی پناه گرفته بودند. او شب هنگام با خدعه وارد دژ شد، و زادسپراتس را که تسلیم گردیده بود، اعدام نمود و سرش را نزد سولچانس فرستاد. او نیز سر را به کنستانتینا نزد خسروپرویز فرستاد.[۳۶۶] خسروپرویز سر او را در ۹ فوریه ۵۹۱م دریافت کرد[۳۶۷] حدوداً در همین زمان سربازانی که بهرام چوبین به آناتون فرستاده بود نیز شورش کردند، فرماندهشان را کشتند و سرش را به نزد خسروپرویز فرستادند. او همچنین گزارش می کند که خسروپرویز اقرار کرد مسیح که در بین رومیان محترم و با عزت است، بزرگترین خدایان است، و با زبانی آزاد مذهب سابق خود را انکار کرد.[۳۶۸] به نظر میرسد که سیاست خسروپرویز مبنی بر خوشرفتاری با مسیحیان برای جلب کمک رومیان، و ادامه برخورد خوب او با آنها در طول دوران حکومتش، باعث شده بود که برخی منابع مسیحی در مورد او مبالغه کرده باشند. بسیار غیرمنطقی به نظر میرسد که خسروپرویز دین زرتشتی را که در واقع تأمینکننده مشروعیت او بود کنار بگذارد، و مسیحی شود. این موضوع در شاهنامهی فردوسی نیز منعکس شده است؛ پس از پیروزی وی بر بهرام چوبین در آنجاییکه امپراتور، لباسی با نقش صلیب برای خسروپرویز فرستاد و خسروپرویز در پوشیدن آن مردد گردید، زیرا نمیخوست کسی فکر کند که مسیحی شده است؛ البته وزیر او، در پوشیدن آن لباس مشکلی نمیدید:
به خسرو چنین گفت پس رهنمای تو بر دین زرتشت پیغامبری |
|
که دین نیست شاها به پوشش به پای اگر چند پیوسته ی قیصری[۳۶۹] |
خود تئوفیلاکت نیز گزارش می کند که خسروپرویز پس از ورود به دارا به زیارتگاه رومیها در آنجا توهین نمود.[۳۷۰] در ادامه گزارش تئوفیلاکت، خسروپرویز از امپراتور خواست تا تأخیر نیروهای متحد را متوقف کند، و همچنین به وی پول قرض دهد. امپراتور نیز علاوه بر اتحاد نظامی مقداری فراوانی پول به او داد، و خسروپرویز رسید آن پول را نزد امپراتور فرستاد. گرگوری نیز آنجا را ترک کرد و به انطاکیه برگشت. پس از آن خسروپرویز سارامس را به سفارت نزد امپراتور گسیل داشت تا کومنتیولوس را به علت مانعتراشی در کار و توهینی که به خسروپرویز کرده بود از سمتش غزل نماید. امپراتور نیز به جای او نارسس را برگزید. در آغاز بهار (سال ۵۹۱ م) فرماندهی جدید، خسروپرویز را با خود برد. مردان نصیبین، تمام فرمانروایان مقتدر و فرماندهان نیروها خسروپرویز را شاه اعلام کردند. سپس فرمانده از آنجا به قصد دارا حرکت کرد و اردو زد. پس از ورود به دارا، خسروپرویز اقامتگاه خود را در بخش محصور واقع در زیارتگاه شهر قرار داد؛ یعنی جایی که رومیان مناسک مذهبیشان را انجام میدادند. ساکنان دارا از کار او عصبانی گردیدند، زیرا خسرو انوشیروان پس از تصرف شهر هیچ توهینی به مذهب آنجا انجام نداده بود. دومستیانوس از این حرکت ناراحت شد، و به سمت کنستانتینا برگشت. خسروپرویز نیز که تحقیر شده بود برجستهترین پیروانش را به دنبالش فرستاد، و اظهار پشیمانی نمود؛ بنابراین او برگشت. امپراتور هدایایی را به همراه یک گارد سلطنتی برای خسروپرویز فرستاد. بسیاری از ایرانیان که متوجه نیرومند شدن خسروپرویز به کمک روم گشته بودند، بهرام چوبین را رها کردند و به او پیوستند. خسروپرویز نیز برای نشان دادن حسن نیت خود شهر دارا را به امپراتور واگذار کرد، و سفیر خود دلابزاس[۳۷۱] را برای تحویل آن نزد او فرستاد. امپراتور هم خسروپرویز را پسر خویش خواند.[۳۷۲] در روایت تئوفانس نیز ماوریکیوس، خسروپرویز را پسر خود خواند.[۳۷۳] در روایت سبئوس این خسروپرویز بود که در نامهاش خود را پسر امپراتور خواند.[۳۷۴] اواگریوس در مورد شهر دارا، پیش از جنگ نهایی، گزارش می کند که ایرانیان آن را تسلیم کردند.[۳۷۵] تئوفیلاکت گزارش می کند که خسروپرویز، پس از آن، زنها و فرزندانش را به شهر سینگارا [۳۷۶]که از نظر دفاعی بسیار قوی بود فرستاد. پس از آن خسروپرویز مبودس [۳۷۷]را با دو هزار نفر از سینگارا فرستاد، تا به شهرهای سلطنتی حمله کند. بهرام چوبین نیز که از پیشروی خسروپرویز آگاه گردید، نیروهایی را برای رویارویی با وی به حرکت انداخت. خسروپرویز دارا را، در ابتدای تابستان، به همراهی ارتش متحدش ترک کرد (تابستان ۵۹۱ م). وقتی که آنها به آمدیوس [۳۷۸]که ۱۴ واحد[۳۷۹] از دارا فاصله داشت، رسیدند دومیتیانوس ارتش روم و فرماندهانش را جمع کرد، و با بالا رفتن از تپهای برای روحیه دادن به آنها شروع به سخنرانی کرد.[۳۸۰] مشخص نیست که منظور تئوفیلاکت از چهارده واحد چیست. مترجمان تئوفیلاکت با در نظر گرفتن این نکته که فاصله ی بین این دو مکان ۸ کیلومتر برابر با ۴۰ استاد می باشد، احتمال می دهند که شاید تئوفیلاکت یا منبع او سهواً رقم ۱۴ را به جای ۴۰ استاد به کار برده باشند.[۳۸۱] تئوفیلاکت در ادامه گزارش می کند که نگهبانان خسروپرویز رومی بودند، زیرا به حفاظت هممیهنانش اعتماد کافی نداشت.[۳۸۲] پس از آن دومیتیانوس ارتش را به نارسس سپرد و خود به امپراتوری روم برگشت. ارتش در کنار رود میگدن[۳۸۳] اردو زد. سارامس برای تهیه ی تدارکات متحدان در عقب ماند. در روز سوم رومیها خود را به دجله رساندند، و منتظر نیروهای رومی از ارمنستان شدند.[۳۸۴] مترجمان تاریخ تئوفیلاکت معتقدند که ارتش در ۶۰ مایلی شرق نصیبین اردو زده بود، و ارتش ارمنستان قصد داشت از آذربایجان حمله کند تا افراد بیشتری را جذب کند.[۳۸۵] وجود نیروهای ارمنی در آذربایجان با روایت فردوسی و تئوفیلاکت نیز مطابقت دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و) آزمون همگنی یا ثبات واریانسها: برای ارزیابی برقراری پیشفرض همگنی، همسانی یا ثبات واریانسها، در تحقیقات مرتبط یا مشابه، معمولاً از نمودار پراکنش باقیماندههای استانداردشده در مقابل پیشبینیهای استانداردشده یا از آزمون همسانی واریانسهای وایت استفاده شده است. در صورت استفاده از نمودار پراکندگی وجود تقارن حول خط صفر و عدم وجود روند در نمودار مذکور نشاندهنده همگنی در واریانس میباشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در این تحقیق از آزمون همسانی آرچ با دو معیار فیشر و کااسکوئر استفاده شده است. در این آزمون، فرض صفر برابری یا همسانی واریانسها در مقابل نابرابری آنها بهعنوان فرض مخالف تعریف شده است. نتایج آزمون همسانی واریانسها در جدول شماره ۴-۱۱ خلاصه شده است:
|
جدول (۴-۱۱): آزمون همسانی واریانسها (آرچ)
|
| شرح |
معیار آزمون |
آماره آزمون |
سطح معنیدار |
نتیجه آزمون |
| مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در سطح کل نمونه |
آزمون فیشر آزمون کای دو |
۱۴/۵ ۰۹/۵ |
۰٫۰۲۴ ۰٫۰۲۴ |
همسانی واریانسها رد میشود. |
| مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در سطح شرکتهای با محدودیت مالی |
آزمون فیشر آزمون کای دو |
۰۲۲/۰ ۰۲۲/۰ |
۰٫۸۸۱ ۰٫۸۸۰ |
همسانی واریانسها پذیرفته میشود. |
| مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت در سطح شرکتهای با عدم محدودیت مالی |
آزمون فیشر آزمون کای دو |
۹۵/۱۰ ۶۹/۱۰ |
۰٫۰۰۱ ۰٫۰۰۱ |
همسانی واریانسها رد میشود. |
بر مبنای نتایج آزمون به شرح جدول ۴-۱۱، سطح آزمون در هر دو آزمون فیشر و کااسکوئر در سطح کل شرکتهای نمونه و نیز در سطح شرکتهای با عدم محدودیت مالی به سمت صفر میل کرده و کمتر از ۵ و ۱ درصد میباشد؛ بنابراین هم در سطح ۹۵ و هم در سطح ۹۹ درصد اطمینان میتوان فرض صفر مبنی بر ثبات، همسانی یا برابری واریانسها را در دو سطح مذکور رد کرد. این موضوع از رد فرض ناشی میگردد. چنین شرایطی در رگرسیون سبب خواهد شد که نتایج OLS کاراترین نباشد برای رفع ناهمسانی واریانس جملات اخلال از روش کمترین مجذورات تعمیمیافته (GLS) استفاده مینماییم. بهعلاوه بر مبنای نتایج آزمون به شرح جدول ۴-۱۱، سطح آزمون در هر دو آزمون فیشر و کااسکوئر در سطح شرکتهای با محدودیت مالی به سمت یک میل کرده و بیشتر از ۵ درصد میباشد؛ بنابراین در سطح ۹۵ درصد اطمینان میتوان فرض صفر مبنی بر ثبات، همسانی یا برابری واریانسها را در دو سطح مذکور تأیید کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خشکسالي ضعيف
31/1-
34
نرمال
37/0
35
با توجه به آنکه در سالهای تر و نرمال معمولاً مشکلی در تأمین نیازها وجود ندارد، سیاست تخصیص در این سالها برمبنای ذخیرهسازی آب جهت سالهای خشک میباشد. در صورتی که در سالهای خشک تأمین نیازهای آببران و نیاز زیستمحیطی در اولویت میباشد. براساس سیاستهای ذکر شده و سعی و خطا ضرایب وزنی مناسب برای تابع هدف در مدل تخصیص کمی و کیفی اولیه و مدل ردیاب انتخاب شد. در سناریوهای تیپ خشک نیز جهت افزایش پایداری سیستم، حداقل تأمین نیاز زیستمحیطی، برابر با شصت درصد نیاز زیست محیطی قرار داده شد. در شکل 6-1 الی 6-3 عملکرد مخزن، در سه تیپ سناریو ارائه شده است. با بررسی نمودارها میتوان دریافت با افزایش آورد به مخزن مقدار آب رها شده و درصد تأمین نیاز افزایش مییابد. در سالهای تر و نرمال، براساس سیاست اعمال شده، سیستم به گونه ای عمل می کند تا حجم مخزن به حجم حداکثر خود برسد. در نمودار سالهای خشک به خوبی میتوان عملکرد مخزن را مشاهده نمود. برای نمونه در ماه مهر سال دوم با توجه به کاهش آورد رودخانه مقدار تأمین نیاز و حجم مخزن نیز کاهش یافته است. البته از آنجایی که برنامه به صورت چند دورهای عمل میکند -مقدار بهینه رها شده را به گونهای انتخاب میکند که در سالهای بعدی نیز سیستم دچار کمترین مشکل شود- هیچگاه جهت تأمین نیازها حجم مخزن به مقدار حداقل نمیرسد مگر در ماههای پایانی افق طرح.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل 6-1: عملکرد مخزن در سناریو ترسالی شکل 6-2: عملکرد مخزن در سناریو نرمال شکل 6-3: عملکرد مخزن در سناریو خشک در شکلهای 6-4، 6-5، 6-6 و 6-7 مقدار تأمین نیاز آببران یک تا چهار ارائه گردیده است. تخصیص کمی و کیفی اولیه نشان میدهد سیستم در تأمین نیاز آببران در سالهای تر و نرمال مشکلی ندارد. در سالهای خشک که سیستم با کمبود آب مواجه است تخصیص آب بین آببران براساس شاخص عدالت و بهرهوری به گونه ای صورت میگیرد که تأمین نیاز آببری که دارای زمین کشاورزی و ضریب سود بیشتر نسبت به سایر آببران است در اولویت قرار بگیرد. شکلها نیز گویای این امر هستند و میتوان دید که سیستم، تأمین نیاز آببران را با اولویت آببر یک (شبکه آبیاری)، چهار، سه و دو به ترتیب انجام میدهد. شکل 6-4: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببراول) شکل 6-5: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببردوم) شکل 6-6: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببرسوم) شکل 6-7: نسبت مقدار آب تخصیص داده شده به نیاز آبی (آببرچهارم) در شکل 6-8 میتوان مقدار TDS در سه نقطه کنترلی در سناریو خشک را مشاهده نمود. همانگونه که انتظار میرفت، مقدار TDS کنترل شده و کمتر از مقدار مجاز میباشد. نقطه سوم در محلی قرار گرفته است که تمام زهآب بازگشتی وارد رودخانه میشود و با توجه به آنکه مقدار TDS موجود در آب وابسته به غلظت بار آلودگی وارد شده میباشد این نقطه از حساسیت بالاتری برخوردار است و غلظت TDS در این نقطه نسبت به سایر نقاط بالاتر است. در سایر نقاط در ماههایی که مقدار TDS در زهآب بازگشتی و بالادست سیستم بیشتر است مانند فروردین، مقدار TDS بحرانی میباشد. شکل 6-8: تغییرات TDS در نقاط کنترل کیفی در حالت خشکسالی در ادامه نتایج مربوط به مدل تخصیص کمی و کیفی همکارانه ارائه شده است. به عنوان نمونه، مقدار تخصیص داده شده به هر یک از آببران در حالتی که همه آببران با یکدیگر همکاری میکنند (ائتلاف کل[46]) در سناریو خشک در جدول 6-2 ارائه شده است. همانطور که میتوان مشاهده کرد، در حالت همکارانه، به آببری که دارای سود بیشتر است آب بیشتر تعلّق میگیرد تا سود ائتلاف، حداکثر شود. برای مثال در ماه مهر سال اول به آببر اول و دوم که سود بیشتری ناشی از کشت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سید حسن کاظمی
۱۳۸۷
با انتقال فیزیکی داراییهای دولت و مالکیت دولتی به بخش غیر دولتی، بدون ایجاد ساختارهای جدید فنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نمیتوان انتظار تحصیل کارایی اقتصادی و تسریع در رشد صنایع واگذار شده را داشت.
مقاله برداشت اقتصاد نهادگرا و مطالعه اقتصاد اسلامی
روح اله ابوجعفری
۱۳۸۵
اگر بر این باوریم که اقتصاد نئوکلاسیک پاسخگوی مسائل امروز به خصوص از منظر اسلامی نیست، رویکرد نهادگرایی با وسعتی که دارد بستر مناسبی در این راه خواهد بود.
بررسی موانع نهادی (اداری- اجرایی) سرمایهگذاری صنعتی
اکبر کشاورزیان پیوستی و علی عظیمی چنزق
۱۳۸۵
این پژوهش بیان میدارد که سرمایهگذاران صنعتی و صنعتگران برای احداث واحدهای صنعتی و تامین ماشینآلات و تجهیزات مورد نیاز صنعت، با سازمانها و ادارات مختلفی سر و کار دارند و در این زمینه هزینههای متنوعی (هزینه مبادله در تئوری نهادها) میپردازند که برخی از این هزینهها، به لحاظ عدم کارایی نهادها یا فقدان نهادهای مورد نیاز، بر سرمایهگذاران تحمیل میشود و از موانع اساسی بر سر راه توسعه سرمایهگذاران صنعتی هستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آسیبشناسی نظام بانکی ایران از منظر نهادگرایی
محمود متوسلی و رضا آقابابایی
۱۳۸۵
نتایج نشان میدهد که مجموعه قوانین و مقررات حاکم بر نظام بانکی هم روح ربوی دارد و هم روح غیر ربوی. بنابراین لازم است در جهت حاکم کردن یک قانون یا نگرش واحد بر نظام بانکی تلاش شود. همینطور نتایج نشان میدهد که تقویت نهاد نظارتی و افزایش استقلال آن میتواند دستیابی به عملکرد بهتر نظام بانکی را تضمین کند. برای رسیدن به هدف ایجاد ساختارهای راهبردی اثربخش لازم است همراه با خصوصیسازی اقدامات لازم برای افزایش رقابت موثر در نظام بانکی فراهم شود.
بررسی کارآیی بانکهای تجاری در ایران و عوامل نهادی موثر بر آن
هادی امیری و مجتبی رئیس صفری
۱۳۸۴
بسیاری از نهادهای موجود مانع کارایی اجتماعی بانکهاهست. این مشکلات نهادی نیز صرفاً با خصوصی شدن بانکها رفع نمیشوند. بلکه انجام اصلاحات در نظام بانکی نیازمند برنامهریزی دقیق و متناسب با ظرفیتهای نهادی کشور میباشد و عدم توجه به این محدودیتهای نهادی منجر به عقبگرد اصلاحات میشود.
۳-۲. جدول خلاصه مطالب ارائه شده در مورد نهادها
عنوان
توضیح
تعریف نهاد
نهاد قوانین بازی است. قیود وضع شده از جانب نوع بشر که روابط متقابل انسانی را شکل میدهند.
نهادهای رسمی و غیر رسمی
نهاد رسمی: قوانین ایجاد شده نهاد غیر رسمی: عرف و سنت جامعه
نهاد و سازمان
نهادها: قواعد بازی و سازمانها: بازیکنان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴) پیشینه تحقیق بخش چهارم پیشینه تحقیق ۲-۴-۱) پیشینه داخلی «توسعه اقتصادی گردشگری مبتنی بر الگوی آمیخته بازاریابی (مورد مطالعه: شهرستان قزوین)»، عنوان پژوهشی است که آچاک و همکاران در سال ۱۳۹۳، انجام دادند. در این تحقیق سعی بر این بوده است تا با شناسایی توانمدی های گردشگری شهرستان قزوین از طریق ماتریش سوات، شناخت جامعی از دارایی های موجود در این زمینه به دست آید و با بررسی تطبیقی این توانمندی ها با الگوی آمیخته بازاریابی گردشگری، ماتریسی از هماهنگی و همپوشانی این دو رویکرد حاصل شده سپس با تکنیک تاپسیس فازی، اولیت بندی عناصر آمیخته، بررسی گردد. نتایج نشان دادند که عناصر به دست آمده به ترتیب اولویت شامل: فرآیندها و برنامه ها، مردممکارمندان، مشارکت/شخصی سازی، مکان و توزیعات، شواهد فیزیکی/بسته بندی، ترفیعات/تشویقات، محصول و قیمت می باشد که می توان با بهره گرفتن از این عناصر و با به کارگیری رویکری نظام مند، اقتصاد گردشگری شهرستان قزوین را توسعه داد (آچاک و همکاران، ۱۳۹۳). «رتبه بندی آمیخته بازاریابی در گردشگری مقاصد مذهبی ایران با بهره گرفتن از فنون MADM مطالعه موردی: مشهد مقدس»، عنوان پژوهشی است که مهدوی و ظریف در سال ۱۳۹۲، انجام دادند. در این پژوهش به دنبال رتبه بندی متغیرهای قابل کنترل (آمیخته بازاریابی) گردشگری مدهبی جهت حصول مزیت رقابتی پایدار به عنوان یکی از راهکارهای جدی استفاده از توانمندی ها و قابلیت های بازاریابی همه جانبه آن هستیم. پژوهش حاضر از طریق فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، به دنبال رتبه بندی عناصر آمیخته بازاریابی در گردشگری مذهبی ایران و همچنین رتبه بندی مولفه های هر یک از عناصر است. نتیجه این بود که مولفه قیمت، افراد، خدمات گردشگری، ترفیع، مکان به ترتیب دارای بیشترین اولویت هستند (مهدوی و ظریف، ۱۳۹۱). «آمیخته بازاریابی راهبردی در صنعت گردشگری»، عنوان پژوهشی است که امین بیدختی و همکاران، در سال ۱۳۸۹ انجام دادند. هدف پژوهش بررسی نقش راهبردی عناصر آمیخته بازاریابی در ارتقای جایگاه صنعت گردشگری استان سمنان براساس مفهوم چرخه حیات مناطق گردشگری از دیدگاه بوهالیس می باشد. نتایج تحلیل های آماری نشان داد که تمامی عناصر آمیخته بازاریابی گردشگری بر ارتقای جایگاه و توسعه این صنعت تاثیرگذار می باشند (امین بیدختی و همکاران، ۱۳۸۹). «نقش بازاریابی در توسعه صنعت گردشگری»، عنوان پژوهشی است که امین بیدختی و نظری در سال ۱۳۸۸، انجام دادند. این پژوهش نقش بازاریابی را در توسعه صنعت گردشگری استان سمنان مورد توجه قرار داده و در این راستا پنج عامل؛ تعدیل سیاست گذاری های کلان کشوری، توسعه ساختارهای زیربنایی، توجه به جاذبه های گردشگری، فعالیت های تبلیغاتی و تنظیم راهبردها بر اساس توزیع جاذبه ها که به نظر می رسد که با توسعه صنعت گردشگری استان سمنان مرتبط باشند به عنوان ابعاد موضوع مطرح شد. نتایج نشان داد که تمامی عوامل تاثیرگذار که در این پژوهش مطرح شده اند در توسعه صنعت گردشگری استان سمنان موثرند (امین بیدختی و نظری، ۱۳۸۸). «بررسی رضایتمندی بازدید کنندگان از عناصر آمیخته بازاریابی گردشگری برج میلاد»، عنوان پژوهشی است که باقری و همکاران (۱۳۹۳)، انجام دادند. با توجه به اهمیت روز افزون صنعت گردشگری و منافع آن، بسیاری از کشورها دست به اقدامات شایان توجه در جهت جذب گردشگران زده اند که نشان دهنده اهمیت بازاریابی در این صنعت است. این پژوهش که از نظر ماهیت توصیفب-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است، به بررسی رضایت بازدیدگنندگان از عناصر مختلف آمیته بازاریابی برج میلاد می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که تفاوت معنی داری بین میانگین مولفه های آمیخته بازاریابی در برآوردن رضایت گردشگران برج میلاد وجود دارد و آنها به ترتیب از عناصر محصول، مکان و زمان، شواهد فیزیکی، کارکنان و ارتقا راضی و از عناصر قیمت و فرایند این جاذبه ناراضی هستند. همچنین دیگر نتایج این پژوهش نشان می دهد که میزان رضایت بازدیدکنندگان مرد از بازدید کنندگان زن بیشتر بوده، بیشترین میزان رضایت از نظر درآمدی مربوط به بازدیدکنندگانی با درآمد بالاتر از ۲میلیون تومان در ماه و کمترین میزان مربوط به افرادی با درآمد کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در ماه است. همچنین متغیرهای سن و میزان تحصیلات بازدیدکنندگان تاثیر چندانی بر میانگین رضایت آنها از آمیخته بازاریابی برج میلاد ندارد (باقری و همکاران، ۱۳۹۳). ۲-۴-۲) پیشینه خارجی: «سیاست های دولتی و بازاریابی گردشگری، مقایسه ای بر گردشگری در مورلیا، مکزیکو و آلکالا و اسپانیا» عنوان پژوهشی است که مارتینز و همکاران (۲۰۱۴)، انجام دادند. هدف این مطالعه بررسی سیاست های دولتی و بازاریابی گردشگری به عنوان فاکتورهای اساسی برای رقابت درخصوص جذب و حفظ گردشگر می باشد. پژوهش در شهرهای مرلا، مکزیکو، آلکالا و اسپانیا انجام گرفت. نتایج حاصل از پژوهش ایشان دلالت از این دارد که نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که سیاست های دولتی و بازاریابی گردشگری می توانند سبب بهبود کیفیت خدمت رسانی در صنعت گردشگری و بهبود کیفیت و امکانات رفاهی در مکان های گردشگری شوند و در نتیجه رقابت پذیری و موقعیت رقابتی شهرها را بهبود بخشند. بنابراین درک و شناخت عوامل اثرگذار بر موقعیت رقابتی شهرها در صنعت گردشگری می توانند جایگاه رقابتی شهر ها را بهبود بخشد لذا این عوامل که همانا سیاست های عمومی دولت و بازاریابی گردشگری هستند، بایستی به درستی مدیریت شوند (Martinez et al., 2014).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
«تحلیل محتوا، به عنوان ابزار تحقیق برای بازاریابی، مدیریت و توسعه استراتژی های گردشگری»، عنوان پژوهشی است که ویتولادیتی (۲۰۱۴)، انجام داد. مقاصد گردشگری به طور مداوم با افزایش رقابت رو به رو هستند. بنابراین نیاز رو به رشدی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف محصول خود و نیز تفاوت های بالقوه محصولات احساس می شود. به منظور آشکار شدن این عناصر برای مدیران از طریق توزیع پرسشنامه های باز به بازدیدکنندگان داده های مفیدی برای تجزیه و تحلیل فراهم شد. تجزیه و تحلیل محتوا، به عنوان یک ابزار تحقیق برای مطالعه مقاصد گردشگری، است که به منظور حمایت از تلاش های سیاست گذاران گردشگری برای رفاه بیشتر گردشگران استفاده می شود. یافته های پژوهش برای مدیران گردشگری در خصوص اولویت های سرمایه گذاری، تمایز محصول و بازاریابی ارائه می دهند. استفاده از تکنیک تحلیل محتوا در این پژوهش باعث شد که این مطالعه به تحقیقات در این رشته و این زمینه کمک نماید و به عنوان راهنما در دسترس ایشان قرار گیرد (Vitouladiti, 2014). «مهمانداری گردشگری و بازاریابی، تخیل، احساسات و سرگرمی» عنوان پژوهشی است که ویلیامز در سال ۲۰۱۰، انجام داد. هدف از اجرای این پژوهش بررسی ارتباط میان توسعه ی گردشگری و راهبردهای بازاریابی در یک منطقه می باشد. وی به این نتیجه دست یافت که وضعیت توسعه گردشگری در یک منطقه، ارتباط مستقیمی با راهبردهای بازاریابی به کار گرفته شده در آن دارد که می تواند باعث رشد یا افول یک منطقه گردد. همچنین انتخاب و ترکیب مناسبی از عوامل آمیخته بازاریابی می تواند نتایج مثبتی را برای مقاصد گردشگری به همراه داشته باشد (Williams, 2010). «بازاریابی ژاپنی برای دنیا»، عنوان پژوهشی است که اوزاما در سال ۲۰۱۰ انجام داد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر سطوح فردی، هدایت سرمایه، پیشرفت فناوری و تغییر ساختاری و نهادی بر توسعه گردشگری انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که توسعه گردشگری در برگیرنده ی توجه به ابعاد توسعه در تمامی سطوح فردی، هدایت سرمایه ها، جهت گیری پیشرفت فناوری و تغییر ساختاری و نهادی است که با نیازهای حال و آینده گردشگران سازگار باشد (Uzama, 2010). «تجربه خدمات و طراحی خدمات»، عنوان پژوهشی است که زهرر در سال (۲۰۰۹) انجام داد. هدف از اجرای پژوهش مذکور بررسی ارتباط میان ابعاد سیاست گذاری و ابعاد بازار یابی می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که رابطه معناداری میان ابعاد سیاست گذاری و ابعاد بازاریابی وجود دارد و همچنین عمده ترین مشکلات و موانع توسعه صنعت گردشگری، موانع تشکیلاتی و سازمانی، وجود سازمان های موازی و عدم هماهنگی میان سازمان های دست اندرکار گردشگری در کشور می باشد که در واقع این بخش با یکی از عناصر آمیخته به نام فرایند و برنامه ریزی، ارتباط تنگاتنگی را دارا می باشد (Zehrer, 2009). فصل سوم روش اجرای تحقیق ۳-۱) مقدمه تحقیق عبارت است از مجموعه فعالیت های منظم، منسجم و هدف مند که در پی دستیابی به یکی از خواسته ها به صورت فردی و گروهی صورت می پذیرد. در طی فرایند تحقیق با بکارگیری ابزارهای جمع آوری داده ها به طور عینی و معتبر، مشاهده، بررسی و استخراج می شوند و سپس با بهره گرفتن از فنون تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی به طور کمی و غیر کمکی سعی می شود ادعاها و گمانه زنی های علمی ارائه، آزمون و در نهایت پذیرفته یا رد می شوند و نتیجه گیری نهایی صورت می گیرد (خاکی، ۱۳۸۸). روش تحقیق را می توان به عنوان مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات دانست. اتخاذ روش تحقیق علمی تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی می باشد. به طور کلی هر تحقیق در ابتدا در پی طرح مشکل یا مساله ای مطرح می شود. مشکل و مساله است که سوالات زیادی را در ذهن محقق ایجاد می نماید و در برخی از مواقع موجب پیدایش فرضیاتی می شود. در این حالت پژوهشگر با جمع آوری اطاعات و آمار مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آنها به پاسخ سوالات پژوهشی، تایید و یا رد فرضیات مطرح شده، می پردازد (خاکی، ۱۳۸۸). مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از: فرایند اجرای پژوهش، روش های اجرای پژوهش، جامعه و نمونه آماری، روش ها و ابزار جمع آوری داده ها و اطلاعات و همینطور روش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات. ۳-۲) فرایند اجرای تحقیق در این پژوهش، ابتدا به بررسی ادبیات موضوع بر اساس مساله بیان شده پرداخته شد، سپس متغیر های اصلی تحقیق شناسایی و استدلال می شوند. داده های مورد نیاز برای سنجش و اندازه گیری متغیر های فوق به وسیله پرسشنامه و به صورت میدانی جمع آوری شد، سپس این داده ها، تبدیل به امتیازات مربوط شده و برای تجزیه و تحلیل با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS و v.pls1.04b1آماده می شوند. ۳-۳) روش اجرای تحقیق تحقیقات را می توان بر اساس معیارها و مبناهای مختلفی دسته بندی کرد. این معیارها و مبناها شرایطی را فراهم می آورند که بتوان بر اساس آن تحقیقات را طبقه بندی نمود اما انواعی از تحقیق به علت ماهیت چند بعدی و پیچیده ای که دارند در چندین طبقه قرار می گیرند و همین امر کار قضاوت شفاف و روشن را در این رابطه دچار مشکل می سازد اما به طور کلی می توان گفت مفیدترین طرح طبقه بندی انواع تحقیق حالتی است که در آن دسته بندی ها به حداقل و تفاوت ها به حداکثر برسد (خاکی، ۱۳۸۸). این پژوهش بر اساس طرح، از نوع توصیفی_تحلیلی و بر اساس هدف، از نوع کاربردی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند برای شناخت بیشتر شرایط موجود و یاری رساندن به فرایند تصمیم گیری باشد. تحقیق توصیفی شامل جمع آوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه می شود. یک مطالعه توصیفی چگونگی وضع موجود را تعیین کرده و گزارش می کند. به عبارت بهتر مطالعه توصیفی برای تبین و توصیف ویژگی های متغیرهای وابسته و مستقل یک موقعیت صورت می گیرد. از این رو هدف هر مطالعه توصیفی عبارت است از تشریح جنبه هایی از پدیده ی مورد نظر پژوهشگر با دیدگاهی فردی، سازمانی، صنعتی و نظایر آن (سکاران، ۱۳۸۸). از لحاظ دسته بندی تحقیقات بر حسب هدف، می توان پژوهش حاضر را یک تحقیق کاربردی محسوب نمود زیرا با بهره گرفتن از یک مدل تئوریک به تبیین و پیش بینی نقش آمیخته بازاریابی در توسعه صنعت گردشگری در استان گیلان، می پردازد. تحقیقات کاربردی با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی های بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها، روش ها و الگوها در جهت توسعه ی رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند. ۳-۴) جامعه آماری جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند . نمونه بخشی از جامعه می باشد که معرف آن است. به عبارت دیگر نمونه عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ی ویژگی های اصلی جامعه باشد و نمونه گیری یعنی انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیاء از یک جامعه ی تعریف شده به عنوان نماینده ی آن جامعه (آذر و مومنی، ۱۳۸۸). جامعه ی آماری پژوهش حاضر مدیران و معاونین سازمان جهانگردی و میراث و نیز اساتید هیأت علمی در رشته جهانگردی دانشگاه آزاد و دولتی گیلان می باشند. پس از تحقیقات میدانی مشخص شد که تعداد این افراد ۳۹ نفر می باشد. ۳-۵) روش نمونه گیری و برآورد حجم نمونه برای انتخاب نمونه های آماری جهت استفاده از روش های تحلیلی آمار استنباطی، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده می شود یعنی هیچگونه گزینش ذهنی از قبل وجود ندارد و با توجه به محدود بودن تعداد اعضای جامه با بهره گرفتن از فرمول کوکران اقدام به تعیین اعضای نمونه گردید. (آذر و مومنی، ۱۳۸۸): n = (Z2.pq/d2)/1+1/N ((Z2.pq/d2)-1) n=حجم نمونه p= نسبتی از جمعیت فاقد صفت معین (۵/۰) q= نسبتی از جمعیت فاقد صفت معین (۵/۰) d= درجه ی اطمینان یا دقت احتمالی (۰۷/۰) Z=اندازه متغیر مورد بررسی مطابق توزیع نرمال استاندارد (۹۶/۱) n= ((1.96)2. (0.5).(0.5)/(0.05)2)/(1+1/39).((1.96)2.(0.5).(0.5)/(0.05)2)=35.49
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قرون وسطی از این دوره که بگذریم، وارد دوره قرون وسطی میشویم. پیشتر به مناسبت بررسی تاریخی تحولات اروپا، توضیحاتی درباره این دوره با نگاه تاریخی داده شد که به همان بسنده میکنیم و به ذکر نکاتی میپردازیم که در این دوره حائز اهمیت است. واقعیتی که بسیاری از محققان بدان تذکر دادهاند، نامگذاری دوره ها یا تعریف آنهاست. گاهی تسمیه و نامگذاری نه به دلیل ملاحظات صرف علمی، بلکه علاوه بر آن تحت تأثیر نظرگاههای خاصی است که دیگر نمیتوان آن را علمی نامید. اصطلاح قرون وسطی یکی از آنهاست. این اصطلاح و این دوره چنان دچار غربت شده که بسیاری از اوقات آن را سمبل انحطاط علمی میدانند و اصطلاحاتی چون افکار قرون وسطایی مفادی دارد که به توضیح نیازی ندارد. دو انتقاد اساسی به طور کلی، معمولاً دو عیب بزرگ به دوره قرون وسطی گرفته میشود که یکی عبارت است از ضعف علمی به لحاظ پرداختن به موضوعات انتزاعی یا فکری کماهمیت. این مطلب به جد یا به هزل وجود داشت که در حلقه های علمی، برای مثال، بحث بر سر این درمیگرفت که بر سر یک سوزن چند فرشته میتوانند برقصند![۸۷] موضوع دوم، به رفتار دینی و انحطاط فکری و معنوی کلیسا و طرح موضوعاتی مثل فروش آمرزشنامه به افراد ساده فقیری برمیگردد که نگران عاقبت خود در جهان دیگر بودند. ضمن پذیرش بعضی از اتهامات، باید توجه داشت که وجود نقایص و کاستیها، بدان معنا نیست که دورهای تاریخی، فاقد هر گونه ارزش فکری و عملی باشد. این دوره در دل خود تحولات و اندیشه های اساسی را پروراند که دستمایه فکری در دوره های بعدی شد و بعضی از محققان آن را دورهای از شکوفایی فکر و اندیشه میدانند که مقدمه بود برای تحولات در دوره بعد. از نظر اینان، مدرنیته نهال یا نهاد بیریشهای نبود که بیخود و بیجهت و از سر صدفه و تصادف در غرب شکل گرفته باشد. مدرنیته از دل قرون وسطی چشم به جهان گشود و اگر در سایر نقاط تحولی اینگونه رخ نداده، اتفاقاً باید رازش را در همین نکته جستجو کرد. اتین ژیلسون، محقق برجسته و صاحبنظر فلسفه در قرون وسطی، بر این باور است که:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مقصود ما این نیست که بخواهیم دکارت را به وصف فیلسوف مسیحی متصف سازیم، ولیکن این قول را نیز نمیتوانیم تصدیق کنیم که هرگاه فیلسوفان مسیحی در فاصله پایان دوره یونانی و آغاز سبز فایل نمیبودند، فلسفه جدید اروپا از دکارت تا کانت باز همان صورتی را داشت که در واقع داشته است. به بیان دیگر، قرون وسطی از لحاظ فلسفی بر خلاف آنچه گفتهاند، تا این حد عقیم نبوده است و بعضی از اصولی که فلسفه جدید بر اساس آنها و با اقتباس از آنها تأسیس یافته، بر اثر نفوذ دین مسیح و غلبه آن در قرون وسطی حاصل شده است. اگر فلسفهای را که در سدههای هفدهم و هجدهم و حتی در سده نوزدهم پدید آمد، به اجمال مطالعه کنیم، فوراً به خصوصیاتی برمیخوریم که تبیین آنها بدون توجه به طرز تعقل مسیحی در فاصله بین اواخر عصر یونانی و اوایل رنسانس دشوار مینماید.[۸۸] بعضی از محققان مانند کارل لویث[۸۹] در کتاب معنا در تاریخ[۹۰] بر این باورند که مدرنیته نتیجه سکولارشدن آرمانهای مسیحی است و لذا با قرون وسطی بیگانه نیست. برای نمونه، وی مفهوم ترقی را سکولارشده هزارهگرایی مسیحی میداند. لذا سادهاندیشی است که عصر مدرن را پیروزی عقل بر خرافه بدانیم و مرادمان مفاهیم شکلگرفته در قرون وسطی باشد.[۹۱] البته کسانی مانند بلومنبرگ بر این باورند که عصرمدرن خودش چیز منحصر به فردی است و ربطی به گذشته ندارد و وامدار آن نیست. به اعتقاد وی، مدرنیته بازگشت به مسئلهای بود که مسیحیت در پاسخ به آن زاده شد اما نتوانست کاری درخور انجام دهد. مدرنیته در درون ساختارهای متافیزیکی و الهیاتی سنت شکل گرفت، نه در تداوم یا تقابل با دوره قرون وسطی بلکه از دل و خاکستر آن. عقل مدرن توانست بر خرافات یا جزمیات کلیسا غلبه کند. پس اندیشه مدرن اصیل و خودرو بوده است و در الهیات و متافیزیک مسیحی ریشه نداشته است. اما به باور گیلسپی، مبادی مدرنیته را در نزاع الهیاتی و متافیزیکی بزرگی باید جستجو کرد که ویژگی پایان قرون وسطی بود. [۹۲] در خصوص منش و رفتار کلیسای قرون وسطی نیز این نکته را باید توجه داشت که در کنار همه زشتیها و سوء رفتار با ارباب اندیشه و خرد، بسیاری از همین بزرگان تحت حمایت کلیسا به فعالیتهای علمی خود که صرفاً الهیاتی نبود و سایر علوم را شامل میشد، ادامه میدادند و چنین نبود که کلیسا صرفاً نقش تخریبی داشته، جز داغ و درفش چیزی را نمیشناخته است. شواهد زیادی از مساعدت کلیسا با دانشمندانی وجود دارد که در عرضه هنر، علوم تجربی و ریاضی دستاوردهای مهمی داشتند. کرومبی موارد زیر را از جمله کارهای اساسی میداند که در قرون وسطی برای پیشرفت علوم طبیعی در اروپا صورت گرفت: بازیابی اندیشه یونانی با توضیح نظری در علم و مخصوصاًُ شکل اقلیدسی آن؛ بسط ریاضیات در تمام علوم فیزیکی به صورت یک اصل؛ برداشت تازهای درباره مسئله فضا و حرکت، تحولات در زمینه فناوری و تکنولوژی که نمونه های آن، روش های تازه بهرهبرداری از نیروی جانور، آب و باد، ماشینهای تازه و اختراعات فنی مانند ساعت مکانیکی و عدسیهای بزرگکننده، اصلاح ابزارهای اندازه گیری مانند اسطرلاب؛ پیشرفتهای فنی در علوم زیستشناختی و تدوین کتب مهمی در پزشکی و علوم جراحی و نشانه های بیماریها و توصیفهایی از گیا و زیای نواحی مختلف؛ پیشرفت در زمینه هدف و ماهیت علم که برای مثال، هدف علم را دستیابی به قدرتی برای تسلط بر طبیعت به شکلی سودمند برای انسان میدانست، یا این اندیشه مورد تأکید الهیدانان که نه عمل خدا و نه پژوهش انسان را نمیتوان به دستگاه اندیشه علمی یا فلسفی خاصی محدود کرد که در علوم طبیعی این فایده را داشت که نسبی بودن تمام نظریههای علمی را رساند و این واقعیت را نشان داد که نظریههای مذکور باید به مقتضای روش های استدلالی و تجربی، جای خود را به نظریههای کارآمدتر بدهد.[۹۳] وی در ادامه بحث خود این پرسش را مطرح کرده است که آیا فلسفه جدید و دانش تجربی فیزیکی ریاضی، اوایل تشکیل انجمن سلطنتی در انگلستان، ناگهان از ذهن گالیله، هاروی، بیکن و دکارت رویید. به اعتقاد وی، با قبول اختلافات بنیادی میان علم قرون وسطی با علم قرن هفدهم، شباهتهای میان آنها چشمگیر است و این نشان میدهد که علم قرن هفدهم را مرحله دومی از نهضت عقلی در مغربزمین بدانیم، نه امری منقطع و بریده از گذشته. آغاز این علم زمانی بود که فیلسوفان قرن سیزدهم به خواندن و خلاصه کردن ترجمههای لاتینی نوشته های بزرگان علم یونان و اسلام مشغول شدند. از شواهد این امر، عطش زیاد به چاپ آثار و محصولات قرون وسطی در علوم مختلف بود؛ در حالی که اگر این میراث بیارزش بود، باید به آن به سان مواد کهنه دور ریختنی و فاسدکننده مینگریستند و از آن فاصله میگرفتند. واقعیت تاریخی آن است که پاپهای عهد رنسانس از حامیان بزرگ فرهنگ رنسانس بودند و در نتیجه تلاش آنان، رم در اوایل قرن شانزدهم به کانون و مهد رنسانس تبدیل شد. شکوه و جلال دستگاه پاپی تا جایی بود که اومانتیستها را معمولاً به منشیگری در دستگاه خود نصب میکردند، هم چنانکه هنرمندان عصر رنسانس به یمن ذخیره های مالی کلیسا و بودجههای عمرانی آن بود که آثار ماندگاری خلق کردند و بدین شکل بود که رم مرکز ادبی و هنری رنسانس شد. نقاشیهای رافائل (۱۴۸۳-۱۵۲۰) و ساخت کلیسای سن پیتر، بزرگترین و پرشکوهترین ساختمان و مجموعه دینی در قرون وسطی، در قلمروی پاپی صورت میگرفت. چنین اهتمامی به مقوله فرهنگ به هیچ وجه نزد مصلحان دینی قرن شانزدهم و بعدش دیده نشد، بلکه از این بالاتر، نوعی گریز و ستیز با این مقوله وجود داشت. گذشته از مقوله علم تجربی و هنر، در مقوله اندیشه نیز موضوعات اجتماعی و فرهنگی مهمی در این دوره وجود داشت که زمینهساز نهضت اصلاح دینی و نیز تحولات فکری در اروپا شد. از مهمترین اندیشه ها و بنیانگذارانش میتوان به این موارد اشاره کرد:
-
- اندیشه عرفانی مایستر اکهارت،
-
- اندیشه فلسفی و سیاسی ویلیام اکام (راه نو و مسئله کلیات)،
الف. اندیشه عرفانی مایستر اکهارت (۱۲۶۰-۱۳۲۸) وی در ایالت تورینگیا واقع در آلمان امروزی به دنیا آمد. در نوجوانی به فرقه دومینیکن پیوست و برای ورود به سلک کشیشی به مطالعات کتاب مقدسی و علوم آن روی آورد. پس از طی دوره های خاص در کلن و پاریس در الهیات متخصص شد و در سال ۱۲۹۴ به آلمان بازگشت. در سال ۱۳۰۲ بار دیگر به پاریس بازگشت و در دانشگاه آن مشغول به کار شد و در همانجا بود که لقبMeister به او داده شد. وی پانزده سال آخر عمر را در آلمان در استراسبورگ و کلن سپری کرد و در همانجا بود که با مقامات کلیسا دچار مشکل شد. وی آثار مختلفی از خود به جای گذاشت، از جمله کتاب مفصل بزرگ اثر سه جزئی[۹۴] در سه جلد به زبان لاتینی. وی در این کتاب کوشید تا تعالیم دین و کتاب مقدس را با بهره گرفتن از فلسفه توضیح دهد. امروزه تنها بخشهایی از این کتاب در دست است. اما وی آثار فراوان دیگری به زبان آلمانی نوشته که محتوای آن بیشتر در باب زهد و پارسایی است و همین دو دستگی آثار، فهم اعتقادات او را دچار مشکل کرده است. با این حال، موضوع اساسی که بر همه آثار او سایهافکن است، و بسیاری از عارفان نیز در آن مشترکند، بحث اتحاد با خداست و از همین جا بود که اتهام بدعتگذاری به وی زده شد. به باور اکهارت، همه اشیا در خدا وجود دارند: «کاش ما میتوانستیم ناچیزترین چیزها را در خدا بشناسیم، و به عبارت دیگر کاش ما تنها گیاهی/گلی را که در خدا وجود دارد و همین شرفش بیش از کل جهان بود، میشناختیم. به کرات گفتهام و این سخن به صواب است که اگر همه جهان را در خدا گرد آوریم، همانند آن است که فقط خدا را مورد توجه قرار داده باشیم.»[۹۵] مشکل کار آنجاست که وی از یک سو خود را راستآیین میدانست و به همین دلیل میان آفریدگار و آفریده قائل به تمایز بود و مخلوقات را به خودی خود هیچ میدانست و از سوی دیگر، بر نوعی وحدت تأکید داشت. وی برای وصول به خدا و بازگشت به او راهی را توصیه میکرد که دیگر رشتهای از آداب و شعایر نبود که به وسیله کلیسا اجرا شود. به باور او، جستجو کردن خدا در شعایر و آیینهای دینی رها کردن خداست، زیرا خدا در ورای آنها قرار دارد. از همینجا بود که کمکم موضوع تجربۀ دینی مطرح شد و وی آن را به شکلی فراگیر مطرح کرد. مطلب مهم در این بحث آن است که وصال خداوند و اتحاد با او که هدف زندگی در مسیحیت است، به وسیله تجربۀ شخصی و فردی امکان پذیر شد و این همان مطلبی بود که کلیسا از آن ناخرسند بود. به بیان دیگر، اگر مردم بتوانند به معرفت خدا نائل شوند و بدون واسطه شدن کلیسا با او پیوند برقرار کنند، دیگر سلسله مراتب کلیسایی را چه نیاز است؟[۹۶] این نکته زمانی بیشتر موجب نگرانی میشد که حرف و حدیثهای زیادی در باب عملکرد کلیسا و کشیشان بر سر زبانها افتاده بود و همین کافی بود که مردم ناراضی را به سرعت به سوی پذیرش دین شخصی رهنمون شود. اکهارت در سال ۱۳۲۶ از سوی سراسقف کلن به بدعت متهم شد و دفاعیهای به زبان لاتینی نوشت، اما این برای فرونشاندن طوفان برپاشده کافی نبود. در سال ۱۳۲۹، کلیسا ضمن محکوم کردن وی، پارهای از اندیشههایش را بدعتآمیز خواند. با این حال، خود اکهارت سر ستیز با کلیسا نداشت و در دفاعیهاش نوشت که شاید مرتکب خطایی شود اما هرگز قصد بدعتگذاری ندارد. اکهارت علاوه بر این که موجب تسریع در ظهور شکلی شخصیتر از دین شد، با توجه به گرایش متعارف عارفان به مکتب افلاطونی یا نوافلاطونی، موجب تغییر در نگرش به ارسطو و مدرسیان شد. بعد از وی نسلی از عارفان ظهور یافتند که سخت تحت تأثیر نگرش وی بودند که از آن جمله میتوان از توماس آکمپیس (۱۳۸۰-۱۴۷۱) و ترزای آویلایی (۱۵۱۵-۱۵۸۲) نام برد.[۹۷] ب. اندیشه های فلسفی و سیاسی ویلیام اکام به باور بیشتر مورخان معتبر اندیشه، سه چهره برجسته در فلسفه قرون وسطی عبارتند از توماس آکویناس (۱۲۲۴-۱۲۷۴)، جان دانز اسکوت (۱۲۶۶-۱۳۰۸) و ویلیام اکام (۱۲۸۸-۱۳۴۷).[۹۸] یکی از موضوعات داغ در تفکر قرون وسطا، نزاع افلاطونیها و ارسطوییها بر سر واقعی بودن کلیات در اواخر این دوره است. توضیح این که در قرون وسطی و به تبع آن در قرون بعد، در حوزه فلسفه، بحث و مناقشه سنگینی بر سر این درگرفته بود که آیا کلیاتی مانند انسانیت، خود دارای وجودی منحاز و مستقلاند یا آنکه اصل، در وجود همان جزئیات است و کلیات مفاهیم صرفاً ذهنی هستند. در اینجا به طور کلی سه دیدگاه وجود داشت. الف. نگاه افلاطونی که بر این باور بود که کلیات در عالم ماورای طبیعت (مثل یا صور) وجود دارند. برای مثال، به یکایک انسانها از آن جهت انسان میگویند که شباهتی با انسانی دارند که در عالم مثال هست. ب. دیدگاه ارسطو. بر اساس این دیدگاه، کلیات وجود دارند اما در عالم ذهن ولی وجود عینی و خارجی ندارند. وجه اشتراک دو دیدگاه آن است که چیزی به نام کلی در ورای جزئیات هست. ج. دیدگاه نومینالیستی[۹۹] یا نامانگارانه که بر این باور است کلی صرف اسم بدون مسماست و نه در عالم خارج وجود دارد و نه در عالم ذهن. عالم را جزئیات پر کرده است. این دیدگاه در نهایت به فردگرایی می انجامد که شاخه های مختلفی دارد، اما فردگرایی در عالم انسانی به معنای پذیرش نبود ماهیت مشترکی برای انسانهاست و در نتیجه آن هر انسانی کلی منحصر به فرد است و هیچ امر کلی را نمیتوان به انسانها نسبت داد. دیگر نمیتوان گفت که همگی انسانها دنبال چیزی هستند یا انگیزه یا انگیخته مشترکی دارند. با این حساب انسانها سرنوشت مشترک نیز ندارند و معنا ندارد که همه دنبال کسی حرکت کنند و این مطلب که همه طالب سعادتند و باید به یک مسیر مستقیم بروند و حقیقتها و ارزشها و الزامات مشترکی هست، امری است که باید کنار نهاده شود. بر این پایه، ممکن است کسی برای ثروت و کسی برای قدرت و کسی دیگری برای امر ثالثی بکوشد. هر چند در اینجا ممکن است تعداد فراوانی مسیر مشترکی را انتخاب کنند، اما این از باب تعمیمات آماری است؛ شبیه این که تعداد قابل توجهی از اطفال کودکستانی را در پارکی به حال خود رها کنیم و اکثریت آنها برای مثال به دنبال بازی سرسره بروند. در اینجا شاید نود درصد بچه ها بازی فوق را انتخاب کنند، ولی بعد از وفاداری به تفرد، حاصل انتخاب آنها را با آمار نشان میدهیم. این همسویی اتفاقی است. به هر تقدیر، آنچه نتیجه این نگرش است نوعی اخلاق است که حول منافع و علایق شخصی فرد میچرخد. در اینجا باید به خود مراجعه کرد و کاری به مذهب و افکار عمومی و عرف و آداب نداشت. این نگرش خودش پیامدهای سنگینی دیگری دارد که تنوع در هنر، در فلسفه، در مذهب، در طرز زندگی، انتخاب همسر، انتخاب دین خود را نشان میدهد. به عبارت دیگر، نوعی پلورالیزم در فلسفه و هنر و اسلوب زندگی و سیاست و اقتصاد رخ میدهد. توماس آکویناس به شکلی از واقعگرایی میانه معتقد بود اما نسل فیلسوفان بعد از او یعنی دانز اسکوت[۱۰۰] و ویلیام اکام نومینالیسم را ترویج کردند و همین مطلب در بعضی از آموزههای دینی تأثیرگذار شد که برای نهضت اصلاح دینی اهمیتی حیاتی داشت. اکام معتقد بود که این نوع نگرش واقعگرایانه به کلیات، موجب محدود شدن ارادۀ خداوند است، زیرا فرض یک نظام حاکم بر جهان، خدا را ناگزیر میکند که خودش را با آن وفق دهد. لذا ادعا کرد که ما باید الهیات خود را با پذیرش این نکته تأسیس کنیم که خدا میتواند هر کاری که بخواهد انجام دهد و چیزی نیست که مانع اراده او شود و در این صورت، نیازی نیست که توان زیادی برای این مطلب صرف کنیم که خدا چه کاری را شایسته است بکند یا نکند. تمام توجه ما باید به ظهور و کشف الهی باشد که چه چیزی را خدا انجام داده و به یکایک مصادیق بنگریم، نه اینکه تصور کنیم که آنها با نظام بزرگتری خود را تطبیق میدهند. در مجموع، نومینالیسم از رویکردی تجربی به طبیعت و نیز به الهیات حمایت میکند. طبیعت چنین نیست که آفریدۀ ضروری خدا باشد، بلکه انتخاب محتمل و دلبخواه اوست. در نتیجه، دانشمندان باید به دقت در طبیعت بنگرند و آن را تجربه کنند تا دریابند که اشیا چگونهاند، نه اینکه ضمن پذیرش نظامی عقلانی و ثابت و بدون تغییر، به استنتاج امری جزیی از امری کلی بپردازند. این رویکرد نومینالیستی نقش مهمی در آموزههایی داشت که به نهضت پروتستانی انجامید که از جمله آنها، جایگاه واقعی کلیسا بود.[۱۰۱] نومینالیستها معتقد بودند که هیچ نظام عینی در خارج وجود ندارد که انسان موظف به تطابق خود با آن باشد. در نتیجه، نهادی مثل کلیسا میتواند به جای امری بالضروره موجود، حاصل توافقی میان مردم برای اهداف خاصی باشد. اگر مقام پاپی و کلیسا با طرحی الهی برای همیشه تطابق نداشته باشد، مردم باید بتوانند ساختار نهادین و مقتدرانه کلیسا را به گونهای اصلاح کنند که با نیازهای زمانه تطابق داشته باشد. این تمایلات پرشور زمانی تشدید شد که پاپ بونیفاس هشتم با صدور بیاینهای عجیب در سال ۱۳۰۲ مدعی شد که مقام معنوی و پاپها نه تنها در امر کلیسا، بلکه در مسائل غیردینی تفوق دارند و پادشاهان در همه مسائل از پاپ باید تبعیت کنند. این دعوا در اصل با فیلیپ چهارم، پادشاه فرانسه بود که خود را محق به گرفتن مالیات از کشیشان میدانست. به دنبال این موضوع فیلیپ لشگری به ایتالیا فرستاد تا ضمن دستگیر کردن پاپ، او را به فرانسه فرستد تا به اتهام مسائل اخلاقی و بدعت محاکمه شود. فرانسویها سپس خود پاپ را انتخاب کردند و مقر پاپی را به منطقهای در جنوب فرانسه به نام آوینیون انتقال دادند. دعواهای بعدی بر سر انتخاب پاپ و موضوع انتخاب همزمان دو پاپ در رم و آوینیون و دو دسته کاردینال و مناقشات طولانی آنها علیه یکدیگر، این اندیشه اکام را هر چه بیشتر تقویت کرد که مقام پاپی باید تحت تدبیر شورا باشد که حاصل آن جنبش شورایی[۱۰۲] است. البته گروهی ضرورت شورا را به گاه بروز مشکل ضروری میدیدند و عدهای آن را حتی در شرایط عادی نیز بنا به چیزی شبیه نظام امروزی کنترل و توازن[۱۰۳] لازم میدیدند. اما آنچه مهمتر بود، این بود که نهاد کلیسا به نهادی بشری تنزل یافت که باید در مواقع لزوم، برای تامین نیازهای زمان بازسازی شود. نهضت شوراگرایی در اوایل قرن پانزدهم محکوم شد، ولی بذرهایی کاشت که در اولین سالهای سدۀ شانزدهم با اعلامیه نود و پنج مادهای لوتر دوباره سربرآورد.[۱۰۴] ریموند بلکنی معتقد است: میتوان گفت که نهصت اصلاح دینی به لحاظ معنوی و فکری – اگر نگوییم به لحاظ کلیسایی- ریشه در اکهارت دارد. برای هر نهضت اصلاح دینی در آثار اکهارت مطالب روشن و صریحی برای هر کس گوش شنوایی داشته باشد، هست. او تنها زمانی آرام و قرار میگیرد که منبعی خاص از خلاقیت و .. را تنها جایی قرار دهد که بیواسطه بتوان شناختش و آن در ژرفای خود غیرمادی بشر است. این است آیین پروتستان… [۱۰۵] مطلب مهم دیگر در تفکر وی آن است که اکام به جای عقل، بر ایمان تکیه داشت و به ما میآموزد که خداوند قادر مطلق است و میتواند هر امر ممکنی را به وجود آورد و هر چیزی تنها به خواست اوست که به وجود میآید. پس عمل آفرینش، فیض و رحمت ناب است و تنها از طریق وحی قابل دریافت است و خداوند جهان را آن گونه که میخواهد و اراده میکند میآفریند و محدود و محصور در قواعد و نظامات طبیعی نیست و حتی تصمیمات قبلی نیز او را محدود نمیکند. خداوند وامدار انسان نیست و هیچ نظم ثابتی نیز در طبیعت یا عقل وجود ندارد که برای بشر قابل فهم باشد و خداوند را نیز تنها از طریق وحی میتوان شناخت. به باور اکام، خداوند نمیتوانسته کلیات را خلق کند زیرا این کار قدرت او را محدود میکند. اگر امر کلی وجود داشته باشد، بدون نابود کردن خود کلی نمیتوان یکی از مصادیق آن را نابود کرد و در نتیجه، خداوند نمیتوانسته انسانی خاص را لعن کند. هر موجودی باید فرد و مخلوق منحصر به فرد خود خداوند باشد که با قدرت نامحدود خود آن را از هیچ آفریده است و همان قدرت اوست که موجب دوام و بقای او میشود و به تکتک این موجودات فیض داده میشود. این ادعای اکام نه تنها واقعگرایی هستیشناسانه بلکه منطق قیاسی و علم را از هم میپاشد، زیرا با انکار کلیات، نشانه ها و اسامی، دیگر شأن واقعنمایی ندارند، بلکه حقایق وجود را پشت پرده باور به واقعیت وجود مخفی میکنند. کلیات تصورات مفیدی برای دستهبندی کردن جزئیاتاند. با توجه به این که هر وجود واحد و هر مصداقی خودش به اراده خدا وجود مییابد، هیچ شناخت قبلی از اشیا نمیتوان داشت. پس طبیعت را نمیتوان بدون پژوهش در خود پدیده های طبیعی بازشناخت و دانش بشری نمیتواند فراتر از پیشفرضها حرکت کند، زیرا خداوند به تمام معنا آزاد است و حتی میتواند تصمیمهای قبلی خود را نقض کند. در نتیجه، هیچ گونه ضرورتی در جهان وجود ندارد و امکان دارد که به جای عیسی مسیح، رسالتش را به تکه سنگی واگذار کند. این نوع فهم بدانجا میانجامد که انسان تنها میتواند خدا را به شکلی که در متون مقدس معرفی شده، بشناسد اما فراتر از آن کاری نمیتواند بکند و برای مثال، علاوه بر اصل وجودش، وحدانیتش را اثبات کند. این نگرش تأثیر مهمی هم در شناخت طبیعت گذاشت. بر پایه اندیشه مدرسی، طبیعت غایت و هدفی داشت و جزئیات چیزهایی بالقوه بودند و هدفی که برای آن آفریده شدهاند. پس حرکت آنها به سوی مسیری از قبل تعیینشده است. اگر امر کلی وجود نداشته باشد، هیچ هدف کلی هم وجود ندارد و در نتیجه، نه علل صوری در کار است و نه علل غایی و در نبودش، هدفی کلی برای تحقق نداریم. این نگرش راه را برای آزادی انسانی نیز فراهم کرد، زیرا نداشتن هدف کلی، به معنای نداشتن هیچ وظیفه اخلاقی یا هدف شخصی قابل دستیابی بود. به هر حال، طبق دیدگاه نومینالیستی جهانی که خدا آفریده، جهانی به هم ریخته و بیقانون است که هیچ نقطۀ اطمینانآوری نمیتوان در آن یافت. کمکم این باور در میان عدهای از مسیحیان (فرانسیسیها) شکل گرفت که شکلی از مسیحیت باید تثبیت شود که اصیلتر است و بدویتر، که نه از اندیشه های فلسفی یونان ملهم است و نه از ساختارهای فاسد دولت روم بلکه ملهم از شخص مسیح است. به اعتقاد آنان، زندگی مسیحگونه را نه در قصر پاپ بلکه در فقر و ریاضت باید جستجو کرد. البته این جریان که محبوبیت عمومی نیز پیدا کرده بود، با توجه به نظرات دیگری که در باب فقر و ریاضت و فضیلت زندگی زاهدانه داشتند، تهدیدی برای مقامات کلیسای کاتولیک روم محسوب میشدند و ازاین رو، در سال ۱۳۲۶ چنان مورد خشم و تعقیب مقامات کلیسایی قرار گرفتند که پاپ اعلام کرد که باور فرانسیسیها با کتاب مقدس در تعارض است. پاپ به خوبی میدانست که آموزۀ فقرپرستی این فرقه هم قدرت او و هم مسیحیت و کلیسایی را که به لطف ثروت و قدرت، خود را تجسم روح مقدس و مجری اقتدار خدا میدانست، دگرگون میکند. سرانجام پاپ علیه او اقامه دعوا کرد و در سال ۱۳۲۶ نظریات اکام ممنوع اعلام شد و خودش نیز چند بار محکوم شد. با این حال و به رغم همه فشارها و سرکوبها، این جریان فکری بعد از مرگ اکام به یکی از قدرتمندترین اندیشه ها و تفکرات در انگلستان و فرانسه و آلمان تبدیل شد و چهرههای برجستهای از داعیهداران آن شدند که از آن میان میتوان به توماس برادوردین، رابرت هولکات، جان بوریدان و پیتر دایلی و گابریل بیل اشاره کرد. از دیگر نتایج این نگرش آن بود که این مکتب نظام و سلسله مراتبی را که اندیشه مدرسی میان انسان و خدا برقرار کرده بود، درهم شکست و به جای آن آشفتهبازاری از موجودات منفرد نشاند و در عین حال، هر یک را به خداوند پیوند داد و آنها را در وحدتی رازآمیز، دارای پیوندی الفتآمیز از قبیل پیوند میان خواهر و برادر میدید.[۱۰۶] نتیجه سخن آن که مهمترین بحث در محافل علمی، دعوای افلاطونیها و ارسطوییها بر سر واقعی بودن کلیات در اواخر قرون وسطا بود. آکویناس به شکلی از واقعگرایی میانه معتقد بود، اما نسل فیلسوفان بعد از او یعنی دانز اسکوت و ویلیام اکام نومینالیسم را ترویج کردند و همین مطلب در بعضی از آموزههای دینی تاثیرگذار شد که برای نهضت اصلاح دینی اهمیتی حیاتی داشت. اکام معتقد بود که این نوع نگرش واقعگرایانه به کلیات، موجب محدود شدن اراده خداوند است، زیرا فرض یک نظام حاکم بر جهان، خدا را ناگزیر میکند که خودش را با آن وفق دهد. لذا ادعا کرد که ما باید الهیات خود را با پذیرش این نکته تاسیس کنیم که خدا میتواند هر کاری که بخواهد انجام دهد و چیزی نیست که مانع اراده او شود و در این صورت نیازی نیست که انرژی زیادی برای این مطلب صرف کنیم که خدا چه کاری را شایسته است بکند یا نکند. تمام توجه ما باید به مکاشفه الهی معطوف باشد که چه چیزی را خدا انجام داده و به یکایک مصادیق بنگریم، نه اینکه تصور کنیم که آنها با نظام بزرگتری خود را تطبیق میدهند. اکام علاوه بر اینکه یک فیلسوف بود، اندیشه های سیاسی مهمی داشت. آنچه امروزه به استقلال نهادهای دینی و دولت سکولار گفته میشود، بیشتر از همه به او مدیون است.[۱۰۷] او به جای ابداع نظریهای سیاسی انتزاعی، به طرد و نفی چیزی پرداخت که آن را تعرض و استبداد ناموجه پاپ تلقی میکرد و بر آن بود که اصول عامی را برای رابطه کلیسا و دولت و برای حکومت سیاسی وضع کند. در گرماگرم دعوای کلیسا و دولت و ادعای پاپ که انتخاب امپراتور نیازمند تایید پاپ است، قاطعانه از استقلال دولت از کلیسا دفاع کرد و درباره خود کلیسا به شدت به استبداد پاپ حمله برد و اثر جنجالی او به نام آیا حاکم میتواند از اموال کلیسا برای جنگ استفاده کند و لو پاپ راضی نباشد وآخرین اثرش به نام درباره اختیارات پاپ و امپراتور گواه این موضوع است. اکام به تمایز روشن میان قدرتهای روحانی و اینجهانی باور داشت و اصرار میکرد که رهبر کل حوزه روحانی یعنی پاپ، سرچشمه قدرت و مرجعیت امپراتور نیست و برای انتخاب امپراتور به تایید پاپ نیازی نیست. خاستگاه قدرت امپراتور، انتخاب مردم است. به عبارت دیگر، او خاستگاه قدرت سیاسی را خدا میدانست که از طریق مردم تحقق مییابد. البته موضوع استقلال قدرت اینجهانی و آزادی مردم در انتخاب نوع حکومت نه اندیشهای بدیع بلکه اندیشه اکثریت اندیشمندان قرون وسطی بود، همان گونه که همه فیلسوفان و الهیدانان قرون وسطی به حقوق طبیعی اعتقاد داشتند و مخالف این تصور بودند که شاهان قدرت مطلق و نامحدود داشته باشند. اکام به محدودیت جایگاه پاپی اعتقاد داشت و راه محدود کردن او را شورای عمومی میدانست.[۱۰۸] ج. اندیشه دینی جان ویکلیف (۱۳۲۸-۱۳۸۴) وی در یورکشایر انگلستان چشم به جهان گشود و در دانشگاه آکسفورد به یکی از اولین فیلسوفان و الهیدانان شهرت یافت. ویکلیف نظریۀ خاصی دربارۀ تفوق و سلطه بر دیگران داشت که بر پایۀ آن، تنها امر الوهی[۱۰۹]میتواند به شکلی مشروع بر افراد بشر سلطه داشته باشد. از این رو و با توجه به اینکه سلسله های رهبانی به فقر و قناعت تعهد داشتند، ثروت انبوه آنان که در انگلستان به یک سوم کل این کشور میرسید، مانعی بر سر راه انجام وظیفه دانسته نشد. این سخنان در انگلستان مخاطبان زیادی پیدا کرد و دربار سلطنتی نیز با توجه به موضوع جنگهای صد ساله[۱۱۰] و شانه خالی کردن کشیشان از پرداخت مالیات، ادعاهای او را به نفع خود دید و از این جهت وی را مورد حمایت خود قرار داد. وی در سال ۱۳۸۱ از آکسفورد رانده شد. نکته جالب اینجاست که نظریههای رادیکال او به خصوص در باب آموزۀ تبدل جوهری، کلیسا و کتابمقدس برآمده از فلسفه افلاطونی بود. به این نکته نیز باید توجه داشت که دانشگاه آکسفورد به هنگام حضور او تحت تاثیر مکتب نومینالیستی راه نو بود. با این حال وی با التزام به دیدگاه واقعگرایانه، معتقد بود که نان و شراب اگر جوهرش به جسم و خون مسیح تبدیل شده باشد، ممکن نیست که طعم و شکل اولیهاش را داشته باشد. تبرک شدن نان وشراب موجب تبدیل جوهر آن نمیشود، اما در مراسم عشای ربانی این جسم و خون مسیح به نان و شراب اضافه میشود. در مورد کتاب مقدس نیز معتقد بود که این کتاب گنجینه ابدی حقیقت برای همه زمانهاست و اعتبار اصلی و فصل الخطاب از آن اوست و از این جهت بر کلیسا تفوق دارد. وی پیشتاز جنبش ترجمه کتاب مقدس به انگلیسی بود و معتقد بود که مردم خود باید کتابمقدس را بخوانند و به آنها میگفت که هرچه برای نجاتشان لازم است در آن گنجانیده شده است. بدین شکل راه برای تفسیر شخصی کتاب مقدس بدون توجه به نظر رسمی کلیسا فراهم شد. وی کلیسا را نیز کلیسای حقیقی نمیدانست و در این جهت به تئوری کلیسای مشهود و نامشهود آگوستین معتقد بود که بر پایۀ آن، حضور افراد ناشایست و تصدی مراسم توسط آنها در کلیسای مشهود ضرری ندارد، زیرا تأثیر کلیسای مشهود به خاطر فیض خدا به وسیله شعایر است نه جایگاه و منزلت واقعی افرادی که اجرای شعایر دینی را به عهده دارند. با این حساب وی کلیسای مشهود و مقام پاپی را دستساخت بشر میدانست که در کتاب مقدس جایگاهی ندارد. با آنکه ویکلیف نتوانست وضع مطلوب مورد نظرش را مشاهده کند، اندیشه های وی بر نسلهای بعدی اصلاحطلب تأثیر عمیقی گذاشت که آخرینشان نهضت اصلاحات پروتستانی قرن شانزده بود. وی به خصوص بر جان هوس (۱۳۲۷-۱۴۱۵) و گروهی که در انگلستان به لولاردها معروفند، عمیقی گذاشت. اعتقاد به تعلق دست بالا به افراد بافضیلت و وجودهای قدسی نه منصب خاص، تعلق حجیت به کتاب مقدس نه به کلیسا، و تقاضا برای پایان دادن به هژمونی دینی کلیسا بر دین در اروپا موجب شد که جان هوس بر چوبه دار سوزانده شود و جنبش مذکور چنان تحت فشار و تعقیب قرار گیرد که شکلی زیرزمینی به خود گیرد. با همه این احوال، بذرهای اصلاح کمکم ریشهدار شد و خود را برای تأثیرگذاری در زمان مناسب آماده کرد. کشف دوباره ارسطو از مهمترین تحولات در این دوره، کشف دوباره ارسطو به سبب تماس با جهان اسلام در اسپانیا است و همین موجب شکوفایی حکمت مدرسی شد که عظیمترین و جامعترین کوشش الهیاتی برای آشتی دادن عناصر فلسفی و کتاب مقدسی در مسیحیت بود.[۱۱۱] شکوه تفکر اسکولاستیک به خاطر تعادل و موازنه میان اعتقادات مسیحی و عقلانیت کفار است و زمانی که این تعادل از دست رفت، شکوهش رو به افول گذاشت. تمایل به مسیحیت اصیلتر یا گرایش به عقلانیت یا سکولاریسم، دو انگیزه متضادی است که مقوم تفکر قرون وسطی بود. ظهور یک فلسفه مستقل به موازات الهیات یکی از نشانه های این تمایل به ارسطوگرایی بود. البته باید توجه داشت که تأثیر و نفوذ ارسطوگرایی در غرب خودش تا حدی به خاطر رشد مکتب مدرسی بود و تا حدی به خاطر ارائه بسیاری از متون ارسطویی به اروپای مسیحی از ناحیه شروح ابنسینا (۳۷۰-۴۲۸) و ابنرشد (۵۲۰-۵۹۵)[۱۱۲] که نتیجهاش ارائه یک نظام فلسفی سکولار در برابر نظام الهیاتی بود و همین موجب نگرانی مسیحیت اصیل از دو جهت بود: وجود ریشه های مشرکانه و مهمتر از آن، ارتباطش با اسلام. نگرانی اول چندان سخت نبود. اما نگرانی دوم از این جهت بود که غرب در آن روزگار، اسلام را به خطری سیاسی و الهیاتی بدشکون و نامبارک تبدیل کرده بود. شکست در جنگهای صلیبی این نگرانی را دوچندان کرده بود، البته در ناحیه متدینان نه از ناحیه متفکران. اسلام پس از تصرفات ملکی و زمینی، تصرفات فکری داشت، به گونهای که نزد مؤمنان مسیحی، رشد ارسطوگرایی بیشتر رشد ابنرشد بود. یکی دیگر از تحولات مهم در تاریخ مسیحیت در قرون وسطی، انتقال مقر پاپ به شهر آوینیون بود که دلیل آن یکی بروز ناآرامی در رم و دیگری تعلقات خاص پاپ فرانسوی به پادشاه فرانسه بود. این شهر یکی از مراکز تجاری بود که با فرانسه، ایتالیا، آلمان و انگلستان و اسپانیا روابط تجاری داشت اما مرکز فکری نبود ولی انتقال مقر پاپی، موجب کوچ کردن بسیاری از اهل نظر و اندیشه شد که از موقعیت این شهر برای ترویج اندیشه های خود بهره میجستند که یکی از این مسافران، اکام بود که البته تفکراتش ناسازگار با تفکر پاپ بود. در گرماگرم منازعات میان پاپ و اکام بر سر مسائل کلامی و الهیاتی، متفکر دیگری پا به عرصه اندیشه گذاشت که نامش فرانچسکو پترارک (۱۳۰۳-۱۳۷۳) بود. وی که از دعواها بر سر نام خسته شده بود، بر این باور بود که طهارت و پاکی آدمی نه از طریق ایمان و پایهگذاری الهیاتی نصگرا، بلکه با ذوبشدن در سنت مسیحت و فضایل اخلاقی باستان حاصل میشود. به عقیده وی، حیات مسیحی علاوه بر نیاز به ایمان و شعایری دینی، به سنتهای اخلاقی نیز نیازمند است. وی نیز تأکید خاصی بر فرد و اراده انسانی داشت.[۱۱۳] ادوار قرون وسطی با آن که در سراسر قرون وسطی تأمل و اندیشهورزی رواج داشت، اما در مجموع، ابتدای قرون وسطی از سالهای ۵۰۰ تا ۱۰۰ را قرون تاریک نامیدهاند، اعم از اینکه آن را بخش اول دوره قرون وسطی بنامیم یا دورهای جدا از قرون وسطی تلقی کنیم. این دوره، دورهای مملو از ناامنی و اضطراب و ویرانگری است . اواسط قرون وسطی را باید دوره اعتلای فوقالعاده فکری و هنری آن دانست که راهاندازی و رشد مؤسسات آموزشی (که پیشتاز آنها فرانسه و دانشگاه پاریس و نقاطی چون نوتردام و سوربن بود) و شتاب گرفتن تفکرات و اندیشه های الهیاتی، احیای قوانین و اشتیاق دوباره به فرهنگ باستان، بسط ادبیات به زبان مادری، فعالیتهای هنری و معماری جلوههایی از آن است. در این دوره، رهبانان نیز به نقش خود در حیات فکری ادامه میدادند و کشیشان دنیاگرا و مقامات شهری و دربار پادشاهان از نفوذ خود هر چه بیشتر بهره میجستند. در این دوره، (تا اواسط قرن یازده) مدارس رهبانی و کلیسایی از مهمترین مراکز علمی اروپا بود. مدارس کلیسایی به گونهای رشد کرده بود که هر کلیسا احساس میکرد که حتماً در کنار سایر فعالیتها باید مدرسهای نیز داشته باشد. این مدارس کانون اصلی اندیشه و تفکر در اروپا بود و در آن، غیر از تربیت کشیش، کسانی نیز به تحصیل مشغول بودند که قصد کشیششدن نداشتند و جالب این که عناوین امروزی Chancellor، Prorost یا Dean (به معنای رئیس دانشگاه/دانشکده و…) مربوط به آن زمان است. از این پس، تحولات مهم دیگری نیز در پیش بود که از مهمترین و تأثیرگذارترینش باید از تأسیس دانشگاهها در اروپا یاد کرد.[۱۱۴] در این دوره، گر چه مدارس وابسته به کلیسا و صومعهها در همه جا رواج داشت و کشیشان و راهبان به شغل معلمی مشغول بودند، ولی مراکزی نیز تأسیس شد که محصول دنیای روم یا یونان باستان نبود، بلکه در اصل اتحادیههای صنفی معلمان و دانشجویان اروپا بود و ریشه آن کلمهuniversitas بود که به معنای تعاونی یا اتحادیه صنفی است.[۱۱۵] اولین دانشگاه در اروپا در بولونای ایتالیا تأسیس شد که مصادف بود با تجدید علاقه به حقوق رومی، به ویژه با توجه به کشف مجدد مجمع القوانین مدنی یوستینی. این دانشگاه در سراسر قرون وسطی بزرگترین مرکز حقوق در اروپا بود. در شمال اروپا نیز دانشگاه پاریس نخستین دانشگاه بود که در سال ۱۲۰۰ پادشاه نیز آن را به رسمیت شناخت. دانشگاه آکسفورد با تقلید از دانشگاه پاریس در سال ۱۲۰۸ تأسیس شد و سپس دانشگاه کمبریج بود که در سال ۱۲۰۹ تأسیس شد. در هر صورت، در اواخر قرون وسطی موجی برای تأسیس دانشگاه به راه افتاد که سکاندار آن، پادشاهان و پاپها و شاهزادگان بودند. مجموع این دانشگاهها تا اواخر قرون وسطی به هشتاد دانشگاه رسید که ویژگی مهم آن، استقلال از مقامات کلیسایی و حکومتی بود. دانشجویان این دانشگاهها را مردان تشکیل میدادند و لباسی که میپوشیدند، شبیه لباس کشیشان بود. این دانشجویان تا حدی از امتیازات کشیشان دونپایه برخوردار بودند که از جمله آنها، محاکمه در محکمه کلیسایی بود نه در محاکم مقامات سیاسی. در این مراکز علمی به دلیل نداشتن کتاب، رسم بر صرف قرائت و خواندن بود و واژه لکچر نیز، در اصل به معانی قرائت، یادگار همان دوران است. این دانشجویان پس از طی دوره تحصیلی در علوم انسانی میتوانستند در رشته حقوق، الهیات و غیره به تحصیل ادامه دهند. از دیگر مسائل مهم در دوره قرون وسطی، موضوع اقتدار دینی پاپ است. تا این دوره، مقام پاپی مبین و مفسر مسیحیت بود و بر لشگری از کشیشان در رده های مختلف فرمان میراند و قلمرو گستردهای را در اروپا تحت فرمان خودش داشت و امر و نهیش خریدار داشت. این امپراتوری معنوی بر مقدرات دنیوی نیز دست انداخته بود به گونهای که در مسائلی چون ازدواج کفن و دفن مردگان، تعلیم وتربیت، مدیریت مراکز درمانی و بیمارستانی به دلخواه عمل میکرد. کافی بود که کسی از در مخالفت برآید تا متهم به کفر شود. یکی از تحولات مهم در قرون وسطی، موضوع شوراگرایی است. به دنبال تحولات مختلف در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی و دینی، و شک و تردیدهای حاصل شده در مورد کفایت دینی دستگاه پاپی برای تولی امور دین، تمایل به شوراها که مدت زمانی مدید بدان علاقهای نشان داده نشده بود، در کانون توجهات قرار گرفت، اما شوراگرایی موضوعی بود که پاپ آن را بر خلاف مصالح خود میدانست و از این رو، دستور داد که توسل به شورا بدون اجازه پاپ بدعت است. این تحولات در شرایطی اتفاق میافتاد که پاپها در طول قرون وسطی و قبل از رنسانس حاکمان دینی و دنیوی محسوب میشدند. اما نتیجهای که پاپهای عهد رنسانس میبردند، واقعاً حیرتانگیز بود. یکی از حامیان دستگاه پاپی در این خصوص گفته است که من بر حسب عادت فکر میکردم خوب است که اقتدار مذهبی کاملاً از قدرت دنیوی جدا باشد اما حال میبینم فضیلت بدون قدرت چیز مسخرهای است. پاپ رم بدون قلمروی پاپی فقط به درد فراشی پادشاهان و امیران میخورد. از دیگر مسائل مهم این دوره، علاقه مندی دوباره به آثار دوره کلاسیک است. رنسانس قرن دوازدهم در پی احیای آثار فراوانی از جالینوس و سقراط و بطلمیوس و ارشمیدس و اقلیدس بود. در همین دوره بود که غرب از طریق جهان اسلام و ترجمههای عربی، با ارسطو و آثار فلسفی یونان آشنا شد و آثار این فیلسوفان از عربی به لاتینی ترجمه شد. البته کمک فکری جهان اسلام به غرب صرفاً به این ترجمهها محدود نبود و مسلمانان خود نوآوریهای ارزشمندی درمسائل فلسفی داشتند. مرحوم شهیدی مطهری معتقد است که فیلسوفان مسلمان هم نقشی مهم در پروراندن مسائل فلسفی موجود داشتند وهم تعداد قابل توجهی مسئله نو ایجاد کردند که سابقهای در گذشته نداشت. از میان فیلسوفان مسلمان، ابنرشد تأثیری بیش از سایر فیلسوفان اسلامی در غرب داشت، به خصوص که تفکر او نوعی از تفکر عقلانی و فلسفی منحاز از وحی بود. علاوه بر این، در این دوره، جهان اسلام تفکرات یهودی را که شاخصترین نماینده آن موسی بنمیمون در قرطبه بود، در اختیار جریان فکری و فلسفی غرب نهاد. آنچه در این دوره به خصوص انتقال یافت، کاربست روش منطقی و فلسفی و نیز میراث تجربی جهان اسلام در زمینه علوم تجربی مانند ریاضیات و طب و مهندسی و امثال آن بود. از پیشگامان این تفکر در اروپا میتوان از آنسلم، آبلار، پیتر لومبار، آکویناس و …نام برد. توجه به علم حقوق نیز با محوریت کتاب مجمع القوانین یوستینی انجام شد. در این زمان کوشیده شد تا ضمن جمعآوری مجموعه احکام و مقررات شرعی کلیسا، به نحوی به نظام بخشی به آن و رفع تعارضات و ناسازگاریها پرداخته شود که شاهکار آن کتابی به نام سازگاری میان احکام مغایر (۱۱۴۰) به قلم راهبی به نام گراتیان است. در پایان این دروه تفکر ارسطویی به خصوص با تأکیدش بر علوم طبیعی و تجربه مورد توجه زیادی قرار گرفته بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«مولوی در حکایت عیاض رحمت الله که هفتاد غزوه کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن، چون از آن نومید شد از جهاد اصغر به جهاد اکبر روی آورد و خلوت گزید، ناگهان طبل غازیان شنید و نفس از اندرون زنجیرمی درانید، و وی نفس خود را در این غزا متهم می داشت و به بیان متصوفان ریا کار می پردازد». (نظریه استاد فتح الهی)، و می گوید:
نقش صوفی باشد، او رانیست جان
صوفیانْ بَد نام هم زین صوفیان
(مثنوی۵/۳۸۰۸)
روح خـواهی جُبه بشـکاف ای پسر
تا ازآن صفوت برآری زود سر
هست صوفی آن که شد صفوت طلب
نَزلباس صوف وخیاطی ودَب
(مثنوی۵/ ۳۶۲-۳۶۳)
بــرخیــالِ آن صفـا و نــامِ نیـــک
رنگ پـوشیدن نـکو باشد و لیک
(مثنوی۵/۳۶۵)
تصوف: تصوف درایران ازقرن های نخستین اسلام شروع گردید اما تصوف درقرن هشتم شکل مدون و تدوین شده ای یافت، و از نظر فرهنگی رونق گرفت و به خارج از مرزهای کشور رسید، ازکارهای مهمی که در این دوران صورت گرفت امتزاج شریعت و طریقت بود، در این دوره اشعارعارفانه دنباله قرن هفتم با سده هشتم باعث شد، سلسله موضوعات علمی از انحصار متصوف بیرون بیاید. و در نتیجه سبب شد که تصوف وعرفان درقرن هشتم به کمال خود برسید. وعارفان زیادی دراین زمینه هنرنمایی کنند. (ر. ک. فضایی و همکاران، ۱۲۶:۱۳۸۱)، امّا اینجا لازم است به نقش مثنوی سرایی عارف لک زبان ملاپریشان اشاره شودکه ایشان با تمام اطلاعات دینی، مذهبی واخلاقی به بحث عرفان و تصوف پرداخته که الحق دراین زمینه از استاد خود مولانا کم نیاورده است.
وَکِیْشِ عَوام اِیْ قُومَ عَارِفِن
خـدا مَـــزانِی مُتَعَـــارِفِن
۱) ترجمه بیت: این گروه صوفی نمایان درنظرعوام الناس عارف محسوب می گردند امّا خدا گواه است که اینان ریا کار و صوفی نمایند. ۲) نکات بلاغی: عارف با متعارف: کلمه قافیه وجناس اشتقاق است، مَزَانِی: می داند فعل، اِیْ: این، واج آرایی(الف). ۳) مفاهیم عرفانی: عارف: دانا، «درمعنی عرفانی کسی که خداوند او را به مرحله شهود ذات واسماء و صفات خو درسانیده باشد، واین مقام ازطریق حال و مکاشفه براوظاهرگشته باشد نه ازطریق علم ومعرفت». (سجادی جعفری، ۱۳۸۹: ۵۶۵)، عارف کسی است که: از وجود خود فانی شده است و درحق باقی شده است، عارف کسی است که خداوند را مستحق عبادت وپرستش می داند. و سر برعبودیت خداوند دارد و عبادت را برای ثواب آخرت نمی خواهد، بلکه بخاطر بنده بودن خو را مستحق بندگی میداند، عارف مراتب تزکیه درون را با طی سیروسلوک عرفانی کسب می کند و از اسرارحقیقت آگاه میگردد. (ر. ک. سجادی. ۱۳۸۹: ۵۶۵-۵۶۶)، مولانا در ضمن حکایات فراوان درمثنوی بارهامردم ناآگاه را هشدار داده است که فریب گندم نمایان جو فروش را نخورند، ولاف و ادعای عارف نمایان را باورندارند؛ زیرا اینان رونق دکان خود می خواهند نه هدایت مردمان را.(ر.ک،شهیدی، ۸/ ۱۳۷۸ : ۱۵۹) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تکنیک ارزشیابی و تعیین ارزش شرکت ( سلیمانی، ۱۳۸۱ )۱۱
۱۷-۲ نرخ هزینه سرمایه ( C ) منظور از هزینه سرمایه متوسط موزون بازدهی مورد انتظار مدعیان شرکت ، بر اساس سهمشان در تامین نقدینگی مورد نیاز شرکت است ( دنیای اقتصاد، ۲۸/۲/۱۳۸۵ )۱۲. نرخ هزینه سرمایه در واقع متوسط موزون هزینه سرمایه (WACC) می باشد . هزینه سرمایه شامل هزینه اجزای تشکیل دهنده سرمایه است که مجموع ساختار سرمایه شرکت را تشکیل می دهند . منابع تامین مالی که مشمول هزینه سرمایه ای هستند شامل :
- سایرمشتقات حقوق صاحبان سهام
در حقیقت با مقایسه این نرخ و نرخ بازده سرمایه است که می توان ایجاد یا از بین رفتن ارزش رابرای شرکت مشخص کرد .
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اگر r>c باشد ، EVA>0 و ارزش شرکت افزایش یافته است . EVA = (r – c) * capital اگر r<c باشد ، EVA<0 و ارزش شرکت کاهش یافته است . در واقع این نرخ به ما نشان می دهد برای هر ۱۰۰ ریال تامین مالی ، چه میزان هزینه شده است . برای تعیین هزینه سرمایه شرکت ابتدا ضروری است هزینه هر یک از اجزا سرمایه به طور مستقل محاسبه ، و بر اساس نسبت آنها در کل ساختار سرمایه متوسط هزینه سرمایه شرکت بدست آید : ( فرمول ۶-۲ ) Wd = بدهی بهره دار / جمع منابع We = ارزش بازار سهام عادی جدید / جمع منابع Ws = سهام عادی و سود انباشته / جمع منابع جمع منابع = بدهی بهره دار + ارزش بازار سهام عادی جدید + سهام عادی و سود انباشته Kd = کل هزینه های مالی / کل بدهی های بهره دار (از طریق مدل گوردون ) D◦ = سود نقدی تقسیم شده p◦ = قیمت هر سهم f = هزینه انتشار سهام g = نرخ رشد سود نقدی در روشی دیگر برای محاسبه نرخ هزینه سرمایه در بورس اوراق بهادار تهران از فرمول زیر استفاده شده است ( اژدری ، ۱۳۸۰ )(فرمول ۷ - ۲ ) : سود هر سهم حقوق صاحبان سهام اول دوره بدهی های هزینه دار هزینه تامین مالی نرخ هزینه سرمایه =[ ————- * ————————– ] + [ —————— * ———————- ] قیمت هر سهم سرمایه اول دوره سرمایه اول دوره میانگین بدهی هزینه دار در رابطه بالا بدهی هزینه دار شامل بدهی بلندمدت و بدهی جاری بهره دار است .افزایش و کاهش در معادلهای سرمایه به سود خالص عملیاتی بعد از مالیات منظور شده و همچنین معادلهای سرمایه به سرمایه اضافه شده است . نرخ محاسبه هر یک از منابع مالی در فرمول ۶ به شرح زیر است :
در صورتیکه شرکت از وام بانکی برای تامین مالی استفاده کرده باشد نرخ بهره وام بعد از کسر صرفه جویی مالیاتی آن به عنوان نرخ هزینه بدهی در نظر گرفته می شود . Kd ( 1-t ) = نرخ هزینه بدهی وام t = نرخ موثر مالیاتی نرخ بهره وام = Kd = کل هزینه های مالی / کل بدهی های بهره دار
- نرخ هزینه سود انباشته ( Ks )
هزینه سود انباشته نرخ بازده مورد توقع سهامداران از سودی است که شرکت نگهداری می کند . این نگهداری سود موجب هزینه فرصتی می شود که این هزینه برابر است با حداقل بازدهی که خود سهامداران می توانند با سرمایه گذاری این سود در سرمایه گذاری مشابه بدست آورند . روش های متنوعی برای محاسبه این هزینه به کار می رود از جمله مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای که استفاده از این مدل با مشکلاتی مانند پیش بینی چند عامل مواجه است ، یا روش بازده اوراق قرضه به علاوه صرف ریسک که به علت جنبه قصاوتی داشتن این روش نرخ دقیقی بدست نمی آید . روش دیگر محاسبه ، روش جریان نقدی تنزیل شده یا روش بازده سود سهام به علاوه نرخ رشد سود سهام است که فلسفه استفاده از آن به نحوه قیمت گذاری سهام عادی در بورس بر می گردد . یکی از مدلهای قیمت گذاری سهام مدل گوردون می باشد که اگر سود سهام نرخ رشد ثابتی داشته باشد از فرمول زیر می توان قیمت سهام را مشخص کرد . سود نقدی هر سهم = D نرخ رشد سود سهام = g نرخ بازده مورد انتظار سهامداران = Ks
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یعنی کالاهایی که خریدار به فکر خرید آن نمی افتد. دست اندرکاران صنایع باید بتوانند خریداران احتمالی را شناسایی کنند و محصولات خود را به فروش برسانند. بسیاری از شرکتها؛ هنگامی که با مازاد ظرفیت روبرو هستند؛ از دیدگاه فروش استفاده می کنند. هدف آنها فروش چیزهایی است که خواست بازار است این دیدگاه را در مورد کالای ناخواسته به کار می برند؛ یعنی کالاهایی که خریدار به فکر خرید آن نمی افتد. مفهوم بازاریابی: اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمان بستگی تام به تعیین و تعریف نیازها و خواسته های بازارهای هدف؛ تأمین رضایت مشتریان به نحوی مطلوبتر و موثرتر از رقبا دارد. مفاهیم فروش و بازاریابی غالباً با یکدیگر اشتباه می شوند. در شکل زیر این دو مفهوم با هم مقایسه شده اند. مفهوم فروش از داخل به بیرون می نگرد. این مفهوم از کارخانه شروع می کند؛ به محصولات و کالاهای موجود شرکت توجهی ندارد و به دنبال کسب فروش سود آور؛ تلاشهای فروش و تبلیغات پیشبردی قابل ملاحظه ای را می طلبد. برعکس مفهوم فروش؛ مفهوم بازاریابی نگاهی از بیرون به داخل است. این مفهوم با یک بازار کاملاً تعریف شده آغاز می شود؛ بر روش نیازهای مشتریان تأکید دارد؛ کلیه فعالیتهای بازاریابی را هماهنگ می کند که به نحوی مشتریان را متأثر می سازد و با تأمین رضایت مشتریان؛ سود می آفریند. شرکتها تحت لوای مفهوم بازاریابی کالاهایی را تولید میکنند که مشتریان می خواهند و بدینوسیله رضایت مشتریان را تأمین میکنند و سود میآفرینند (Kolter & Armestrong 2003 :18). مهاتا ماگاندی مفهوم بازاریابی را به روشنی چنین بیان می کند که: مشتری مهمترین مهمان شرکت ماست او به ما وابسته نیست بلکه ما به او وابسته هستیم. او مزاحم کار ما نیست بلکه هدف آن است. ما با ارائه خدمت به او لطف نمی کنیم بلکه او با دادن فرصت ارائه خدمت به ما لطف می کند. ۲-۱-۳ : آمیخته بازاریابی[۷]: آمیخته بازاریابی عبارتست از ابزاری که مدیران بازاریابی تلاش می کنند که از طریق آن؛ اهداف خود در جامعه هدف را محقق سازند. ابزارهای آمیخته بازاریابی متعدد می باشند که چهار ابزار از ابزارهای فوق را « مک کارتی[۸] » به نام (۴P) معرفی کرده است که عبارتند از : محصول؛ قیمت؛ توزیع؛ ارتقاء. شاید بتوان به راحتی گفت ۴P نمی تواند مستلزمات مفهوم بازاریابی را تحقق بخشد. این توسعه مفهومی باعث ارزیابی مجدد مدیریت بازاریابی سنتی گردید و باعث ایجاد مرزی بین کالاها و خدمات شد . بدین ترتیب محصولات شامل کالاهای محسوس و خدمات نامحسوس گردید (Gold smith ,1999,185 ) ۲-۱-۳-۱ : تعیین بازار هدف : قبل از آغاز عملیات فروش باید ابزار هدف را شناسایی کرد. انتخابهای بازارهای هدف مناسب مهمترین تصمیمی است که بر مؤسسه تأثیر می گذارد. این تصمیم مهمترین نقش را در دستیابی به جایگاه مناسب در بازار ایفا می کند. ( عبد الوند؛ ۱۳۸۱: ۱۴ ) مقصود از تعیین بازار هدف؛ ارزیابی جذابیت هر یک از بخشهای بازار و انتخاب یک یا چند بخش از آن برای ورود است. شرکت باید بخشهایی از بازار را که می تواند بیشترین ارزش را برای مشتری به بار آورد و برای یک دوره زمانی بلند مدت آن را حفظ نماید؛ هدف قرار دهد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در بازار هدف فعالیتهای بازاریابی به چهار گروه بزرگ تقسیم می شود : فعالیتهای مربوط به نوع کالا و مشخصات و کیفیت آن. فعالیتهای مربوط به روش های قیمت گذاری. فعالیتهای مربوط به تبلیغات و پیشبرد فروش. فعالیتهای مربوط به روش های توزیع ( بلوریان تهرانی؛ ۱۳۸۱: ۶۶). ۲-۱-۳-۲ : محصول[۹] : محصول: ترکیبی از «کالا و خدماتی» است که شرکت به بازار هدف ارائه می کند و بنا به تعریف دیگر محصول عبارتست از: هر چیزی که جهت توجه؛ اکتساب؛ کابرد یا مصرف بتوان به بازار عرضه کرد و بتوان نیاز یا خواستی را ارضاء نماید. محصول چیزی بیش از کالای قابل لمس است. به عبارت رساتر؛ محصول شامل اشیاء فیزیکی؛ خدمات اشخاص؛ مکان ها؛ سازمانها, فکرهای سازنده (ایده ها) یا آمیزه ای از این گفته می شود. ( کاتلر و آرمسترانگ ؛ ۱۳۷۹ ؛ ۳۶۲ ) مهمترین عوامل به کار رفته در محصول عبارتند از: تنوع؛ کیفیت؛ طرح؛ ویژگی ها؛ نام تجاری؛ بسته بندی؛ اندازه؛ خدمات؛ ضمانت نامه و مرجوعی می باشد . ۲-۱-۳ -۲-۱ : کیفیت[۱۰] : کیفیت: عبارتست از درجه ای که یک محصول با انتظارات مشتری و مشخصات ارائه شده تطبیق دارد. فیلیپ کرازبی[۱۱] بیانگذار رابرد صفر مطلق (بدون نقض) کیفیت را تطابق با خواسته ها و عدم کیفیت را عدم تطابق با خواسته معرفی می کند. فیلیپ کاتلر معتقد است؛ کیفیت کالا و توانایی و قابلیتهای کالا را در انجام وظایف محوله نشان می دهد و ویژگیهای نظیر دوام؛ قابلیت اعتماد؛ دقت؛ سهولت استفاده؛ تعمیر پذیری آسان و سایر صفات ارزشمند کالا را در بر می گیرد. تولید کننده باید پیش از تولید یک کالا؛ یک سطح کیفی برای آن انتخاب کند و این سطح کیفی باید بتواند از جایگاه کالا در بازار هدف دفاع کند. (حیدرزاده؛ ۱۳۸۱؛ ۵۵). در قضاوت در مورد کیفیت خود کالا عوامل متعددی ممکن است مورد توجه قرار گیرد. ( شکل ۲-۱) بادوامی عملکرد طراحی و سبک کالا نام و نشان شرکت شکل ۲-۱ : عوامل مورد توجه در کیفیت محصول ۲-۱-۳ -۲-۲ : طرح محصول : طرح محصول؛ بر عکس سبک؛ چیزی بیش از ظاهر آن است و موضوع به عمق و قلب محصول کشیده می شود. در واقع روش دیگری برای افزودن ارزش مورد نظر مشتری؛ عبارتست از تمایز محصول. شرکتها در قبال طرح های عالی و چشمگیر محصولات خود شهرت کسب می کنند ( کاتلر و آرمسترانگ؛ ۱۳۷۹ ، ۳۷۵ ). ۲-۱-۳ -۲ -۳: ویژگی ها[۱۲]: ویژگی ها به عنوان ابزار یا وسایل رقابتی به حساب می آیند که محصولات شرکتها را از محصولات شرکتهای رقیب متمایز می نمایند. امکان دارد محصول معینی با ویژگیهای گوناگون به بازار عرضه شود. نخستین تولید کننده ای که ویژگی مورد نیاز و ارزشمند تازه ای معرفی می نماید؛ مؤثر ترین امکان رقابت را در اختیار خواهد داشت. ۲-۱-۳ -۲ -۴: نام تجاری : مارک تجاری عبارت است از یک نام، واژه، نشان، علامت، طرح، یا ترکیبی از آنها که به منظور شناسایی محصول یا خدمت یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به کار می رود و آنها را از سایر رقبا متمایز می کند. ( منبع پیشین ، ۳۵۲ ) مارک تجاری از سوی مصرف کنندگان به عنوان بخش مهمی از محصول تلقی می شود. بهترین مارک های تجاری نوعی ضمانت نامه برای کیفیت محصول هستند. می تواند هزینه های تولید را کاهش می دهد عملکرد محصول را بهبود بخشد می تواند توجه جلب کند در بازار هدف نوعی مزیت رقابت به حساب می آید شکل ۲-۲ : ویژگیهای طرح را نشان می دهد ۲-۱-۳ -۲ -۵: بسته بندی[۱۳] : بسته بندی به معنی ساخت یا تهیه و تعبیه ظرف یا محافظی است که سلامت کالای مظروف یا محتوای خود را در فاصله زمانی بعد از تولید و در مراحل حمل و نقل، انبارداری و توزیع تا مصرف نهایی حفظ نموده و از وارد آمدن صدمات و خواست احتمالی فیزیکی یا شیمیایی به آن جلوگیری می کند. بسته بندی یک محصول باید دارای ویژگیهایی باشد از جمله شکل ( ۲- ۳ ) : شکل ۲-۳ : ویژگیهای بسته بندی ( ونوس، ۱۳۸۰: ۴۱) بعضی از بازاریابان بسته بندی را همراه با ۴P دیگر، پنجمین P ترکیب بازاریابی نامیده اند (کاتلر و آرمسترانگ،۱۳۷۹: ۵۷) ۲-۱-۳ -۲ -۶ : اندازه : امروزه کالاهایی که در مقایسه با کالاهای رقیب دارای ابعاد، اندازه، حجم کوچکتر و مناسب ترین طول و عرض بوده باشد، وظائف اساسی خود را انجام داده و موفق تر خواهد بود ( بلوریان تهرانی، ۱۳۷۸، ۵۷). ۲-۱-۳ -۲ -۷ : خدمات : خدمات از ویژگی های خاص بر خوردار است که آن را از دیگر کالاها متمایز می کند. بنابراین بازاریابها هنگام طراحی برنامه های بازاریابی خود در بخش خدمات، باید به این ویژگی ها توجه داشته باشند. (شکل ۲-۴) محسوس بودن غیر قابل تفکیک بودن متغیر بودن ذخیره بودن مالکیت قابلیت ارزیابی مشکلتر اهمیت کانال های توزیع متفاوت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳
۲
۱
۳- ۷- روایی[۱۰۰] و پایایی[۱۰۱] ابزار جمع آوری دادهها روایی: مقصود از روایی یا اعتبار آن است که وسیله اندازهگیری به واقع بتواند خصیصه مورد نظر را بسنجد. به عبارت دیگر ، مفهوم روایی به این سوال پاسخ میدهد که ابزار اندازهگیری تا چه حد میتواند خصیصه مورد نظر را بسنجد (سرمد و دیگران، ۱۳۸۵، ۱۷۰). اهمیت روایی از آن جهت میباشد که، اندازهگیریهای نامناسب و ناکافی میتواند هر پژوهش علمی را بیارزش و ناروا سازد. روایی در اصل به صحت و درستی اندازهگیری محقق برمیگردد. در این تحقیق ، روایی ابزار جمع آوری دادهها به روش اعتبار محتوا سنجیده شده است. اعتبار محتوا نوعی اعتبار است که معمولاً برای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار اندازهگیری به کار برده میشود. اعتبار محتوای یک ابزار اندازهگیری به سوالهای تشکیل دهنده آن بستگی دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
اگر سوالهای ابزار معرف ویژگیها و مهارتهای ویژهای باشد که محقق قصد اندازهگیری آن را داشته باشد ، آزمون دارای اعتبار محتوا است (سرمد و دیگران ، ۱۳۸۵ ، ۱۷۱). در این تحقیق به منظور اینکه پرسشنامه از ارزش روایی مناسبی برخوردار باشد ، در طراحی سؤالات مواردی نظیر ساختار پرسشنامه ، استفاده از جملات قابل فهم و بدون ابهام مد نظر بوده است. پایایی: برای تعیین اعتبار پایایی، به منظور شناسایی اینکه پرسشنامه تا چه اندازه نتایج یکسانی بدست می آورد از روش (آلفای کرونباخ) استفاده نمودیم و بدین منظور پاسخهای ۱۵ نفر مورد آزمون قرار گرفته تا سازگاری درونی آنها محاسبه شود. بر این اساس مقدار آلفای بدست آمده ۷۱% بوده از آنجا که طبق نظر (سکاران، ۲۰۰۱) آلفای کمتر از ۶/۰ معمولاً ضعیف، بین ۶/۰ و ۷/۰ قابل قبول و بیش از ۷/۰ خوب تلقی می شود آلفاهای بدست آمده خوب و پرسشنامه از اعتبار لازم برخوردار است.
۳- ۸- تجزیه و تحلیل دادهها : ۱- برای روش های توصیفی از جداول توزیع فراوانی و نمودارهای دایره ای در توصیف نمونه آماری براساس متغیرهای دموگرافیک پاسخ دهندگان (جنسیت، سن، سابقه، سطح تحصیلات) استفاده شده است. ۲- برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل استنباطی استفاده شده که در روش تحلیل استنباطی نیز از روش تحلیل سلسله مراتبی AHP استفاده شده است. ۳-۸-۱- روش AHP یک ابزار ریاضی در فرایند تحلیل سلسله مراتبی است. این روش نخستین بار توسط پرفسور توماس ال ساعتی (پرفسور دانشگاه PITSBURG ) ابداع و بکار برده شده است. اساس کار AHP بر پایه یک منطق کاملاً طبیعی بنا شده است. منطقی که بدون شک همه ما بارها و بارها آن را انجام دادهایم. مسأله اصلی را تا حد امکان به عناصر قابل مقایسه میشکند (این عناصر همان عوامل کمّی و کیفی تعیین کننده در تصمیمگیری هستند) عناصر به نسبت اهمیتشان طبقهبندی میشوند و با روش های شناخته شده ریاضی براساس بالاترین امتیاز محاسبه شده انتخاب میگردند. البته در مراحل اجرایی این روش به منظور تعیین عوامل و رتبهبندی معیارها از سه فاز عبور داده شدهاند که عبارتند از : (فاضل زاده، عباس، ۱۳۸۳). ۳- ۸-۱-۱- طراحی یک سلسله مراتب: جهت توصیف مسأله پیچیده از یک درخت موسوم به درخت تصمیمگیری استفاده میگردد. که این درخت واژه توصیفی گرافیکی از مسأله مورد نظر بوده و متشکل از سه سطح هدف ، معیارها و گزینهها و بصورت هرم میباشد و ما سعی داریم برای رسیدن به رأس هرم مطلوبترین راه را پیدا نماییم. در درخت تصمیمگیری سه نوع گره (محل اتصال شاخهها) وجود دارد : اولین نوع گره که بالاترین نقطه درخت قرار میگیرد نقطه کانون یا گره هدف نامیده میشود. با تعریف هدف جهت ایدهآل تصمیمگیری مشخص میشود. گره نوع دوم درخت ، گره ضوابط و معیارها (فاکتورها) میباشد. اینها همان عوامل و معیارهای مطرح در تصمیم هستند. گره نوع سوم که در پایینترین سطح درخت دیده میشود مربوط به گزینههای تصمیمگیری یا راهکار است در واقع از میان این گرههاست که باید یک انتخاب صورت گیرد. نحوه اتصال گرهها بدین صورت است که هر گره سطح بالاتر به کلیه گرههای سطح پایینتر خود که به نحوی مربوط به موضوع گره سطح بالاتر میشود متصل میشود (قدسیپور، ۱۳۸۱). شکل کلی یک درخت بصورت زیر قابل نمایش است. نمودار ۳- ۱- درخت سلسله مراتب تصمیم تعداد عناصر موجود در هر سطح به هر اندازه میتواند باشد اما معمولاً این تعداد کوچک و بین ۵ تا ۹ عنصر برای هر سطح است. در مورد تعداد سطوح یک سلسله مراتب نیز محدودیتی وجود ندارد. ۳-۸-۱-۲- تعیین اولویتها : نخستین گام در تعیین اولویتها مقایسه دودویی آنهاست (یعنی مقایسه عناصر بصورت جفت جفت با توجه به معیارهای معین) که شکل ترجیحی برای این مقایسه، ماتریس است، روش ماتریسی بطور منحصر بفرد، جنبههای دوگانه اولویتها یعنی جنبههای غالب و مغلوب را منعکس میکند. بعنوان مثال جدول زیر را در نظر بگیرید برای آغاز مقایسه دودویی، میبایست از بالاترین نقطه سلسله مراتب معیار C را انتخاب نمود تا بتوان اولین مقایسهها را انجام داد. جدول ۳- ۳- تعیین اولویتها
C
A1
A2
An
A1
۱
۵
-
-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۵ پیشنهادات ۱-۴-۵ پیشنهادات پژوهشی پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی، در صورت امکان، از حجم نمونه بیشتری استفاده شود. پیشنهاد می شود در پژوهشهای بعدی هر دو جنس به اندازه مساوی و یا نزدیک به هم (زن و مرد) بررسی شده و سپس مورد مقایسه قرار بگیرند. پژوهش حاضر بهتر است روی یک نوع خاصی از مجروحیت جانبازان انجام شود. این پژوهش در شهرستان رشت واقع در استان گیلان انجام شده است و در تعمیم آن به تشابه موقعیت جغرافیایی و تفاوتهای فرهنگی توجه شود. ۲-۴ -۵ پیشنهادات کاربردی ۱-پیشنهاد می شود که مسئولین و مردم ، حمایت اجتماعی خود را از بازماندگان جنگ تحمیلی بیشتر نمایند تا میزان افسردگی در این قشر به حداقل برسد. ۲-پیشنهاد می گردد تا بنیاد شهید و ایثارگران تصمیماتی اتخاظ کنند که تعامل میان جانبازان و خانواده های آن ها بیشتر شود تا از این طریق از تجربیات یکدیگر در رفع مشکلات و آسیب های روحی مشابه بهره مند شوند. ۳-پبشنهاد می شود تا بنیاد شهید و ایثارگران و ارگان های مربوطه با فراهم سازی امکانات ، تجهیزات و بسترهای مناسب در درون جامعه ، میزان رضایتمندی جانبازان را بیشتر کرده و از این طریق بر میزان افسردگی آنان اثرگذار باشد. ۴-پیشنهاد می شود تا مدیران بنیاد ایثارگران با برپایی مرکز مشاوره ی رایگان به صورت حضوری یا تلفنی در طول شبانه روز در مدیریت استرس و کاهش افسردگی به جانبازان کمک نمایند. ۵- پیشنهاد می شود بنیاد شهید و ایثارگران برای جانبازان دوره های آموزشی مقابله با مشکلات، کلاس های آرامش و مراقبه برگزار شود تا بتواند با معضلات مقابله کرده و آنها را نادیده بگیرد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۶-پیشنهاد می شود تا در جامعه، با آماده سازی هر چه بیشتر مردم و نسل نو و تکریم نمودن بیش از پیش به جانبازان ، میزان حمایت اجتماعی از جانبازان کشور بیشتر شده و از این طریق بتوان شیوه های مقابله با استرس را در آنان تقویت نموده و از افسردگی آنان کاست. منابع منابع ابراهیمی،امرالله؛ بوالهری، جعفر؛ ذوالفقاری، فضیله (۱۳۸۱)، بررسی رابطه شیوه های مقابله با استرس و حمایت اجتماعی با میزان افسردگی جانبازان قطع نخاعی. فصلنامه اندیشه و رفتار، سال هشتم، ۲: ۴۸-۴۰. احمدزاده اقدم؛ احمدی، خدابخش؛ نورانی پور، رحمت اله؛ اخوی، زهرا (۱۳۹۲)، اثر بخشی روش ایمن سازی در مقابل استرس بر کاهش نشانگان PTSD در جانبازان، مجله علمی پژوهشی، سال پنجم، ۱۹: ۴۰-۳۲ . آزاد، حسین(۱۳۸۴)، آسیب شناسی روانی، جلد دوم، تهران انتشارات بعثت. استنبرگ، رابرت جی (۱۳۸۰)، سبک های تفکر، ترجمه اعتمادی اهری، خسروی، تهران انتشارات دادار(چاپ دوم). استوار، پنجامین (۱۳۷۷)، تنیدگی با استرس، بیماری جدید قرن، ترجمه دادستان، تهران انتشارات رشد (چاپ اول). اقدسی،علی نقی،عیدی ، روح انگیز (۱۳۹۰)، بررسی رابطه سلامت روانی و راهبردهای مقابلهای در بین جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز،مجله آموزش و ارزشیابی ،شماره شانزذهم، ص ۶۷-۵۱٫ اکوچکیان، شهلا، روح افزا، حمیدرضا، حسن زاده، اکبر، محمد شریفی، حمیده (۱۳۸۷) ، ارتباط حمایت اجتماعی با راهبردهای مقابله با استرس در پرستاران بخش روانپزشکی. بخشانی، نورمحمد، (۱۳۸۲)، ارتباط حمایت اجتماعی ادراک شده و رویدادهای استرس زا زندگی با افسردگی. فصلنامه اندیشه و رفتار، سال نهم، ۲: ۵۵-۴۹. بریس ، نیکلا کمپ، ریچارد و رزمری، سنلگار(۱۳۸۴)، تحلیل داده های روانشناسی با برنامه اس پی اس اس ، ترجمه ی علی آبادی، خدیجه؛ صمدی ، سید علی، تهران انتشارات دوران. بشرپور ، سجاد؛ نریمانی، محمد؛ عیسی زادگان، علی، (۱۳۹۲)، ارتباط سبک هاب مقابله ای و حمایت اجتماعی با استرس ادراک شده، مطالعات روانشناختی در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا، دوره ی نهم، شماره ۲. پارسامنش،فریبا، برجعلی ، احمد و منصوبی فر ، محسن (۱۳۹۰)، اثربخشی آموزش برنامه مدیریت استرس بر کیفیت زندگی زنان شاغل،فصلنامه تازه های روانشناسی صنعتی/سازمانی،سال دوم. شماره هفتم،ص ۵۲-۴۳. پناغی، لیلی؛ قهاری، شهربانو؛ احمدآبادی، زهره؛ یوسفی، حمید (۱۳۸۷)، همسرآزاری و سلامت: نقش حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله. فصلنامه روانشناسان ایرانی، سال پنجم، ۱۷: ۷۶-۶۹. پورافکاری، نصرت الله(۱۳۷۳)، فرهنگ جامع روانشناسی ، روان پزشکی، تهران انتشارات فرهنگ معاصر( چاپ اول). پیرلو، هنری(۱۳۷۰)، استرس دائمی ، ترجمه عباس قریب، تهران انتشارات دهخدا. ثمری، علی اکبر ، لعلی فاز ، احمد ، عسکری، عباس علی(۱۳۸۵)، بررسی منابع حمایتی و شیوه های مقابله با عوامل استرس زا در دانشجویان،فصلنامه اصول بهداشت روانی،سال هشتم، شماره سی یکم و سی و دوم، صفحه ۱۰۷-۹۷٫ جی اسمیت، فلیپ؛ هولفیش؛ اج گوردون (۱۳۷۱)، تفکر منفی، ترجمه شریعتمداری، تهران انتشارات سمت (چاپ دوم). چامپیون، لورنا؛ پاور، میک(۱۳۸۵)، آسیب شناسی روانی بزرگسالان، ترجمه ی علی اکبر خسروی و هورا رهبری، تهران انتشارات آییژ. چناری، رقیه؛ نوروزی، آزیتا؛ طهماسبی، رحیم (۱۳۹۲)، بررسی رابطه حمایت اجتماعی درک شده با رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در جانبازان شیمیایی استان ایلام سال ۹۲- ۹۱، مجله علمی پژوهشی طب جانباز ، سال ششم،۲۱ :۱۰- ۱٫ حسینی، ساناز؛ مقتدر، لیلا (۱۳۸۸)، اثربخشی آموزش راهبرهای مقابله با استرس بر سازگاری اجتماعی. فصلنامه اندیشه و رفتار، دوره سوم، ۱۲: ۷۳-۶۶. خدایاری فرد، محمد؛ پرند، اکرم، (۱۳۸۵)، استرس و روش های مقابله با آن ، انتشارات دانشگاه تهران، (چاپ دوم) . خراسانی زاده، علی (۱۳۷۵)، مقدمه ای بر کاربرد نرم افزار Sps S در پژوهش آماری، تهران انتشارات قائم (چاپ اول). دابسون، کیت بس؛ محمد خانی، پروانه (۱۳۸۵)، پیشگیری از عود افسردگی: یک رویکزد شناختی-رفتاری، تهران دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی. درایدن، ویندی؛ یانگورا، جوزف(۱۳۸۰)، روان درمانی و مشاوره عقلانی- هیجانی- رفتاری، ترجمه ی رضایی،مظاهر؛ خضری مقدم، نوشیروان، تهران انتشارات ارجمند. دلاور، علی (۱۳۸۰)، مبانی نظری و علمی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، تهران انتشارات رشد (چاپ اول). دلاور، علی(۱۳۸۲)، احتمالات آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی، تهران انتشارات رشد (چاپ هفتم). ذکی، محمدعلی(۱۳۸۷)، پایایی و روایی مقیاس حمایت اجتماعی در دانشجویان دانشگاه های اصفهان، مجله روانپزشکی و روان شناسی بالینی ایران، سال چهاردهم، شماره ۴٫ رادفر، شکوفه؛ جزایری، سیده طاهره؛ حقانی، حمید؛ حبیبی، مهدی؛ انوری، سمیه السادات (۱۳۹۰)، بررسی مقایسه ای وضعیت حافظه در بین جانبازان مبتلا به اختلال استرس بعد از حادثه توام با افسردگی و بیماران افسرده غیر جانباز، مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال دوازده، ۶۹: ۷۹۲- ۷۸۷٫ راس، آلن(۱۳۸۳)، روان شناسی شخصیت (نظریه ها و فرآیندها)، ترجمه ی سیاوش جمالفر، تهران انتشارات بعثت. راجر، جان؛ مک ویلیامز، پیتر، تفکر منفی، ترجمه مهدی قراچه داغی، تهران انتشارات تبیان (چاپ اول). رادی، حسین، مشایخی، سمانه، نوری، نجیب الله، (۱۳۹۲)، بررسی رابطه خوشبینی اسلامی، افسردگی و سبکهای مقابله با استرس در دانشجویان. فصلنامه روانشناسی و دین، سال ششم، ۱: ۴۴-۲۹. رضا خانی، ضیاء الدین (۱۳۷۶)، تفکر نوین، تهران انتشارات کویر (چاپ اول). روزنهان، دیوید ال؛ سلیگمن، ماتین ای پی(۱۳۸۸)، روان شناسی نابهنجاری آسیب شناسی روانی، ترجمه یحیی سید محمدی، تهران انتشارات ساوالان . ریاحی، محمد اسماعیل؛ علی وردی نیا، اکبر؛ پورحسین، زینب (۱۳۸۹)، بررسی رابطه حمایت اجتماعی و سلامت روان. فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، سال دهم، ۳۹: ۱۲۱-۸۵. ریو، جان.مارشال (۱۳۸۸)، انگیزش و هیجان، ترجمه ی یحیی سید محمدی، تهران انتشارات ویرایش.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۹ بررسی نتایج غلظت بهینه جذب…………………………………………………………………………………………۷۵ ۴-۱۰ بررسی نتایج pH بهینه جذب…………………………………………………………………………………………..۷۶ فهرست شکلها صفحه شکل ۱-۱ استفاده ار ذرات مغناطیسی………………………………………………………………………………………….۴ شکل ۱-۲ نانو سیم ها در استیل داماسکوس……………………………………………………………………………….۶ شکل ۱-۳ وجود رنگ قرمز و سبز در جام لیکورگوس………………………………………………………………..۷ شکل ۱-۴ اندازه نسبی نانو ذرات در مقیاس نانو…………………………………………………………………………۹ شکل ۱-۵ شکلهای مختلف نانو ذرات……………………………………………………………………………………….۱۰ شکل ۱-۶ ساختار مواد سوپر پارامغناطیس………………………………………………………………………………….۱۲ شکل ۱-۷ اثر میدان خارجی بر ذرات مغناطیسی………………………………………………………………………..۱۳ شکل ۱-۸ نمونه های از نانو ذرات فلزی…………………………………………………………………………………..۱۴ شکل ۱-۹ نوسان طولی و عرضی الکترونها در نانو میله های فلزی………………………………………………..۱۷ شکل ۱-۱۰ پیک جذبی مرئی فرابنفش نانو میله های طلا با نسبت ابعادی مختلف…………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۷ شکل ۱-۱۱ نانو ذرات کوانتومی بر پایه ی مواد نیمه رسانا…………………………………………………………..۱۹ شکل ۱-۱۲ نانو ذرات لپیدی…………………………………………………………………………………………………..۱۹ شکل ۱-۱۳ نانو ذرات پلیمری………………………………………………………………………………………………..۲۱ شکل ۱-۱۴ نانو ذرات طلا سنتز شده با سیترات……………………………………………………………………….۲۳ شکل ۱-۱۵ شمایی از پلاسمون سطحی انتشار…………………………………………………………………………….۲۵ شکل ۱-۱۶ طیف جذبی نانو ذرات کروی طلا………………………………………………………………………….۲۶ شکل ۱-۱۷ بر همکنش میدان الکتریکی اشعه الکترومغناطیس……………………………………………………..۲۷ شکل ۱-۱۸ اثرات پراکندگی و جذب در مجموعه ای از نانو ذرات………………………………………………۲۸ شکل ۱-۱۹ طیف خاموشی محاسبه شده بوسلیه تئوری می…………………………………………………………۳۰ شکل ۱-۲۰ پیک های جذب برای نانو ذرات کروی طلا……………………………………………………………..۳۱
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل ۲-۱ ساختار شیمیایی اولتراویست…………………………………………………………………………………..۴۹ شکل۲-۲ میزان مقاله های منتشر شده در مباحث سمیت نانو ساختارها……………………………………….۵۴ شکل۳-۱ سنتز نانو ذره آهن……………………………………………………………………………………………………..۵۹ شکل ۳-۲ نانو ذره آهن پوشش داده شده با طلا………………………………………………………………………….۶۰ شکل ۴-۱ طیف جذبی مربوط به سیستامین ۰٫۱ مولار………………………………………………………………….۶۷ شکل۴-۲ طیف جذبی مربوط به سیستامین۰٫۵ مولار…………………………………………………………………..۶۸ شکل ۴-۳ طیف جذبی مربوط به سیستامین۰٫۰۵ مولار………………………………………………………………..۶۹ شکل ۴-۴ مقایسه pH های بهینه جذب…………………………………………………………………………………..۷۱ شکل ۴-۵ pH بهینه……………………………………………………………………………………………………………..۷۱ فهرست نمودارها صفحه نمودار ۳-۱ طیف جذبی UV-Vis از نانو ذره آهن پوشش داده شده با طلا………………………………..۶۵ نمودار ۴-۲ مقایسه زمان بهینه غلظت ۰٫۱ مولار سیستامین در λmax ……………………………………………………………………….72 نمودار ۴-۳ مقایسه زمان بهینه غلظت ۰٫۵ مولار سیستامین در λmax………………………………………………72 نمودار ۴-۴ مقایسه زمان بهینه غلظت ۰٫۰۵ مولار سیستامین در λmax…………………………………………….74 نمودار ۵-۴ مقایسه غلظت های بهینه سیستامین در مدت ۶۰ دقیقه در λmax……………………………………75 فهرست جداول صفحه جدول ۱-۴ غلظت ۰٫۱ مولار از سیستامین……………………………………………………………………………….۷۲ جدول ۲ -۴ غلظت ۰٫۵ مولار از سیستامین……………………………………………………………………………….۷۳ جدول ۳ -۴ غلظت ۰٫۰۵ مولار از سیستامین……………………………………………………………………………..۷۴ جدول ۴-۴ مقایسه غلظتهای سیستامین ذر زمان ۶۰ دقیقه…………………………………………………………….۷۵ فصل اول مقدمه
مقدمه:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۴ شاخص هزینه منابع داخلی در این روش، هدف این است که با بکارگیری منابع داخلی، بیشترین سود اجتماعی نصیب کشور شود. برای هر گزینه تولید، جهت کاراترین شکل استفاده از منابع داخلی، دو شرط وجود دارد: اولاً، هزینه ارزی محصول تولیدی داخلی، باید کمتر از هزینه واردکردن آن از خارج باشد. ثانیاً، خالص نرخ ارز به دست آمده از تولید محصول مورد نظر، باید بیشتر از خالص عواید اقتصادی چشم پوشی از سایر محصولهایی باشد که با بکارگیری همان مقدار از منابع داخلی میتوانست تولید شود که به آن هزینه فرصت منابع داخلی گفته میشود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
هزینه منابع داخلی عبارت از اندازهگیری هزینه عوامل تولید و نهادهای خارجی و داخل بکار گرفته شده برای تولید کالای خاص بر حسب قیمتهای بینالمللی است. به عبارت دیگر، هزینه واقعی کسب یک واحد ارز بر اثر تولید یک واحد کالا بر حسب پول داخل است. به طوری که هرگاه هزینه منابع داخلی تولید یک واحد محصول کمتر از قیمت سایهای ارز باشد، کشور در تولید آن محصول دارای مزیت بوده و بیشتر بودن هزینه مذکور در مقایسه با نرخ ارز بیانگر آن است که منابع لازم برای تولید و فعالیت مورد نظر میتواند در بخش دیگری از اقتصاد ملی به شکلی سودآورتر مورد استفاده قرار گیرد. هزینه منابع داخلی برای کسب هزینه منابع داخلی برای کسب محصول مورد نظر به صورت زیر بیان میشود (برونو ۱۹۷۲ و لی ۱۹۹۵) (۲-۳) بطوریکه: G: هزینه کل نهادههای داخلی تولید به قیمت سایهای در واحد سطح E: درآمد حاصله بر حسب قیمتهای سایهای در واحد سطح F: هزینه کل نهادههای قابل تجارت بر حسب قیمتهای سایهای در واحد سطح aij: میزان نهاده i ام بکار گرفته شده جهت تولید محصول j ام در واحد سطح gj: قیمت سایهای هر واحد نهاده i ام bj: مقدار محصول به دست آمده در واحد سطح ei: قیمت سایهای هر واحد محصول به دست آمده در واحد سطح Chj: میزان نهاده h ام به کار گرفته شده جهت تولید محصول j ام در واحد سطح که قابل تجارت است. fh: قیمت سایهای هر واحد نهاده h ام به منظور محاسبه مزیت نسبی با بهره گرفتن از شاخص یاد شده، محاسبه قیمت سایهای نهادههای بکار رفته در تولید محصولات و قیمت سایهای محصولات و نرخ ارز الزامی است. چرا که در کشورهای در حال توسعه به دلیل نبود بازار رقابت کامل، نابرابری در توزیع درآمد، نبود یکپارچگی و انسجام کامل در بازارهای سرمایه، بالا بودن نرخ تورم، پایینتر بودن نرخ بهره رسمی در بازار سرمایه نسبت به بازار سیاه و عدم تعادل در تراز پرداختهای خارجی، محاسبه قیمت سایهای الزامی است. همانطور که گفته شد، نسبت DRC میتواند بر مزیتهای نسبی میان فعالیتها دلالت کند. اگر محصولی دارای DRC برابر با یک باشد، آن فعالیت به ارزش یک دلار از منابع را برای تولید محصولی صرف میکند که میتواند در بازارهای بین المللی با یک دلار خریداری شود. در نتیجه، نسبت DRC کمتر از یک، فعالیتهایی را نشان میدهد که کشور در آنها از مزیت رقابتی برخوردار است در حالی که آن فعالیتهایی که DRC آنها بزرگتر از یک باشد به عنوان عدم مزیت رقابتی تفسیر میشوند. هرچه نسبت DRC بالاتر باشد، نشان میدهد که این محصول منابع داخلی بیشتری را به عنوان هزینه استفاده کرده است. همچنین DRC را به عنوان هزینه پسانداز ارز خارجی (از طریق جایگزینی واردات) و یا هزینه کسب ارز خارجی(از طریق صادرات) نیز میتوان تلقی کرد. ۲-۲-۵ شاخص لایزنر اولین بار لایزنر[۱۱]، مزیت نسبی صادراتی را در مقالهای در سال ۱۹۵۸ اندازه گیری نمود. اما شکل تکاملیافتهتر این شاخص که یک معیار مهم در تجارت بینالملل هست، توسط بالاسا[۱۲] ارائه گردید. در نهایت والراس شکل تکامل یافته شاخص بالاسا را ارائه داد. این شاخص در زمینه مزیت نسبی یک کشور در صادرات یک کالای معین است. به همین دلیل این شاخص در ادبیات مربوط به تجارت بینالملل به شاخص تخصص تجارت و صادرات بالاسا معروف است. شاخص فوق به صورت زیر تعریف میشود: (۲-۴) RCA= به عبارت دیگر، شاخص مزیت نسبی آشکارشده از تقسیم سهم صادرات کالای X در کشور به سهم صادرات کالای فوق در جهان که همگی مثبت هستند حاصل میشود بنابراین مقدار RCA برای کل صادرات جهان به دست میآید. با توجه به اینکه اجزای تشکیل دهنده شاخص عددی این شاخص بین صفر و بینهایت تغییر میکند، براساس اطلاعات مربوط به شاخص فوق چنانچه مقدار عددی این شاخص در مورد کالاهایی بزرگتر از یک باشد، گفته میشود که کشور مورد نظر در صادرات آن کالا از مزیت نسبی برخوردار هست. البته هرچه مقدار این شاخص بزرگتر باشد اولویت و مزیت نسبی یا رقابتی بیشتر آن کالاها را برای کشور مورد نظر نشان میدهد. در مقابل، چنانچه شاخص فوق برای برخی از کالاها کمتر از یک باشد، در این صورت کشور مورد نظر در زمینه صادرات این نوع کالاها از مزیت نسبی برخوردار نیست. این است که دامنه تغییرات آن بسیار زیاد است. لازم به توضیح است که یکی از معایب مهم این شاخص این است که شدت و درجه مزیت نسبی را بهخوبی نشان نمیدهد. برای رفع مشکل فوق، شاخص فوق را میتوان با یک تبدیل یکنواخت به شاخص قرینه و یا نرمال شده تبدیل نمود (رحیم زاده، ۱۳۷۷، ص ۱۱۵-۱۱۳). ۲-۲-۶ شاخص تکامل یافته بالاسا در سال ۱۹۹۱، توماس والراس[۱۳] ضمن اشاره به شاخصهای لیزنر و بالاسا، آنها را دارای محدودیت دانسته و اظهار کرد که این شاخصها بیشتر بر تولید و صادرات کشورهای پیشرفته تمرکز داشته و از کشورهای کمتر توسعهیافته و دارای اقتصاد متکی بر کشاورزی و خدمات صحبتی به میان نیاورده است. والراس معتقد بود به راحتی میتوان با لحاظ کردن همه کشورها و کالاهای تجاری، معیار بالاسا را برای منعکس کردن مزیت نسبی جهانی گسترش داد. به این ترتیب، شاخص بالاسا به صورت زیر تکمیل و ارائه شد : (۲-۶) RCAia= (xia/xi) / (Ywa/Yw) که در آن: :ارزش صادرات کالای (تولیدی یا غیر تولیدی) در کشور ، :ارزش کل صادرات کشور ، :ارزش صادرات کالای در جهان، : ارزش کل صادرات جهان. بنابراین دراین شاخص، معرف کشور مورد بررسی، معرف کالای مورد بررسی و بیانگر جهان است. با بهره گرفتن از این شاخص، میتوان مزیت نسبی را برای همهی کشورها و همه کالاهای تجاری محاسبه نمود. در این مورد سه حالت پیش میآید : هنگامی که است: نشان دهنده وجود مزیت نسبی در صادرات کالای برای کشور است. هنگامی که است: برعدم وجود مزیت نسبی در صادرات کالای برای کشور دلالت دارد. هنگامی که است: بیانگر آن است که کشور هیچگونه برتری یا عدم برتری نسبت به کشورهای دیگر جهان در صادرات کالای ندارد(رحیم زاده، ۱۳۷۷، ص ۱۱۵-۱۱۳). ۲-۲-۷ شاخص مزیت نسبی آشکارشده متقارن (SRCA[14]) نامتقارن بودن شاخص مزیت نسبی آشکارشده، یکی از نقاط ضعف این شاخص به شمار میرود؛ بدین معنا که نبود مزیت نسبی یک محصول، در محدوده صفر تا یک نشان داده میشود. در حالی که وجود مزیت نسبی در محدوده یک تا بینهایت بیان میگردد. برای رفع این مشکل، شکل متقارن یا نرمال شدهای از این شاخص توسط براسیلی[۱۵] و همکارانش ارائه شده است: (۲-۳) شاخص مزیت نسبی آشکار شده متقارن مقادیر بین ۱- تا۱+ را به خود میگیرد. چنان چه بزرگتر از یک باشد، در این صورت بین صفر و یک خواهد بود. در صورتی که کوچکتر از یک باشد، عددی منفی بین صفر تا ۱- خواهد بود. به دلیل دامنه محدود شاخص تعدیل شده فوق، که هرچه به ۱+ نزدیکتر شود در این صورت مزیت نسبی بیشتر می شود و در عوض هر چه از صفر به سمت ۱- میل کند، میتوان نتیجه گرفت که عدم مزیت نسبی تشدید میشود (سلامی و پیش بهار، ۱۳۸۰، ص ۷۲-۷۱).. ۲-۳ برنامه ریزی منطقهای و آمایش سرزمین یکی از مسائل مهم و کلیدی که در کنار برنامهریزیهای کلان و بخشی باید به طور مستقل به آن پرداخته شود، برنامه ریزی آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقهای است. برنامه ریزی آمایش سرزمین، روند جامعی از برنامه ریزی منطقهای ارائه میدهد. این شکل از برنامه ریزی برای به کارگیری برنامه ریزی منطقهای در سطح یک کشور بهترین مکمل برای برنامه ریزی کلان و بخشی است. برنامه ریزی آمایش سرزمین چون با دیدی وسیع و همهجانبه به فضای ملی نگاه میکند، کلیه مناطق کشور را از جهات مختلف مورد مطالعه و شناسایی قرار میدهد. تا براساس توانمندیها، قابلیتها و استعدادهای هر منطقه با توجه به یکنواختی و هماهنگی اثرات نتایج عملکردهای آنها در سطح ملی، نقش و مسئولیت خاص به مناطق مختلف کشور محول شود. مهمترین خصوصیات آمایش سرزمین، جامعنگری، دوراندیشی، کلگرایی، کیفیت گرایی و سازماندهی فضای کشور است. هدف آمایش سرزمین، توزیع بهینه جمعیت و فعالیت در سرزمین است، به گونهای که هر منطقه متناسب با قابلیتها، نیازها و موقعیت خود از طیف مناسبی از فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد و جمعیتی متناسب با توان و ظرفیت اقتصادی خود بپذیرد. به عبارت دیگر، هدف کلی آمایش سرزمین، سازماندهی فضا به منظور بهرهوری مطلوب از سرزمین در چارچوب منافع ملی است. آمایش سرزمین زیربنای امر سازماندهی توسعه منطقهای و به بیانی دیگر ابزار اصلی برنامه ریزی و تصمیمگیریهای منطقهای و ملی است. آمایش سرزمین، زمینه اصلی تهیه برنامههای توسعه اقتصادی - اجتماعی منطقهای را فراهم میآورد و ابزار اصلی تلفیق برنامهریزیهای اقتصادی و اجتماعی با برنامه ریزیهای فیزیکی و فضایی خواهد بود. از آنجا که برای تحقق اهداف توسعه همه منابع اجتماعی اعم از منابع انسانی، اقتصادی، منبع فضایی و محیطی باید به کار گرفته شود و به کارگیری آنان مستلزم برنامه ریزی است بنابراین آمایش سرزمین مبنای طرحها و برنامههای جامع توسعه بوده و پیونددهنده برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و فضایی و یا مجموع آنان در قالب برنامه ریزی جامع و در مقیاس ملی و منطقهای میباشد. تفاوت مهم رویکرد آمایش سرزمین و برنامه ریزی فضایی را میتوان در مقوله جامعنگری دانست. زیرا دورنگری و کلگرایی در هر دو میتواند مورد نظر باشد، لیکن جامعنگری مهمترین وجه افتراق آمایش سرزمین و برنامه ریزی فضایی است. زیرا اگر برنامه ریزی فضایی ناظر بر تعیین رابطه بین فعالیت و فضا باشد، زمانی که این رابطه نتیجه یک فرایند جامع نگرانه به معنای در نظر گرفتن ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ارتباطات لازم با سایر فعالیتها باشد، برنامه ریزی فضایی در حد آمایش سرزمین صورت گرفته است. برای درک بهتر این برداشت میتوان گفت در برنامه ریزی فضایی برای یک فعالیت مشخص الزاماً نحوه توزیع آن فعالیت در قلمرو، موضوع اصلی و محور توجه برنامه ریزی است و پرداختن به جوانب غیر مرتبط با فعالیت، مورد توجه کافی قرار نمیگیرد. آمایش سرزمین نوعی برنامه ریزی فضایی است که اولاً متکی به یک نظریه توسعه مشخص است و ثانیاً با ملاحظات جامعتری به انتخابهای همزمان توزیع جغرافیایی چند فعالیت میپردازد. در صورتی که برنامه ریزی فضایی اولاً مستقل از یک نظریه توسعه مشخص میتواند همواره موضوعیت یابد و ثانیاً امر توزیع جغرافیایی یک یا چند فعالیت را با ملاحظات محدودتری انجام میشود. (وردینژاد، ۱۳۸۷). ۲-۳-۱ تاریخچه برنامه ریزی در ایران نخستین بار در فروردین سال ۱۳۱۶ با پیشنهاد اداره کل تجارت، شورایی به نام شورای اقتصادی تشکیل شد. این شورا تهیه یک نقشه عمومی اقتصادی را لازم تشخیص داد و قرار شد کمیسیون دائمی بدین منظور آغاز به کار کند. این کمیسیون در زمینه اصلاح کشاورزی، مطالعههایی به عمل آورد و گزارشی با عنوان «برنامه هفتساله کشاورزی» تنظیم کرد. در سال ۱۳۲۳ تصمیم گرفته شد شورایی به نام شورای عالی اقتصاد تأسیس شود. وظیفه این شورا تهیه برنامه اقتصادی بود. پارهای از هدفهای این برنامه تثبیت ارزش پول، تعدیل نشر اسکناس، تشویق و افزایش محصولات کشاورزی و صنعتی، بررسی امور مالی و فنی کارخانههای دولتی، ایجاد نظم در امور اقتصادی و تأمین حداقل زندگی مردم بود. در اوایل سال ۱۳۲۵ برای کاهش دشواریهای دولت، دو گام برداشته شد. گام اول در ارتباط با بهبود اصلاح وضع کارخانجات دولتی بود که قبلاً تأسیس و در دوره جنگ دچار وضع نامطلوبی شده بود. گام دوم عبارت بود از تنظیم یک برنامه توسعه اقتصادی برای کشور بود. برای انجام هدف اول، بانک صنعت و معدن ایران تأسیس و کلیه کارخانجات و مؤسسات اقتصادی دولت بهاستثنای صنعت نفت و انحصار دخانیات و راهآهن دولتی ایران در آن بانک متمرکز شد. در اجرای هدف دوم هیئتی به نام کمیته برنامه برای تولید برنامه توسعه اقتصادی انتخاب شد. کمیته مزبور یک برنامه ۶۲ میلیارد ریالی تنظیم و در نیمه دوم سال ۱۳۲۵ برای تأمین اعتبار قسمتی از برنامه مذکور با بانک بینالمللی ترمیم و توسعه تماس به عمل آورد. به علت کمبود اطلاعات مورد نیاز، قرار شد این برنامه با کمک مؤسسه موریسین کنودسن تهیه شود. گزارش مؤسسه مذکور با وجود داشتن نواقص به دولت تسلیم شد. دولت با توجه به این گزارش و کمک و مشورت هیئت عالی برنامه، در آذر ۱۳۲۶، خطوط اصلی برنامه را ترسیم کرد و زمان اجرای برنامه را هفت سال تعیین کرد و لایحهای در اردیبهشت ۱۳۲۷ به مجلس شورای ملی تقدیم کرد که در واقع همان برنامه عمرانی اول است (زیاری، ۱۳۷۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(مَّا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِید)[۱۸۳] انسان هیچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اینکه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموریت (و ضبط آن) است!» بدون شک ، اگر حضور حجت های الهی درک شود، بهترین و قوی ترین بازدارنده ها بدون نیاز به نظارت های بیرونی و ترس و اجبار و طمع، برای همگان ایجاد می شود . لازمه این مهم ، معرفت دینی ایجاد کردن در بین همه اقشار جامعه می باشد . امیر المؤمنین ۷هم که آینه تمام نمای اسلام است همواره مردم را به توجه بر وجود نظارت الهی دعوت می کرد :
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
(فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِعَیْنِه)[۱۸۴] پس تقواى الهى را پیشه سازید، خدایى که در برابر نظارت او هستید (أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِنْ قُلْتُمْ سَمِعَ وَ إِنْ أَضْمَرْتُمْ عَلِم)[۱۸۵] اى مردم، خدا را بپرهیزید که اگر حرف زدید مىشنود، و اگر نهفته دارید مىداند» زمانی که آن حضرت می خواستند، یاران خود را هنگام فرار از جنگ به شرم و حیا فرا بخوانند، به حضور در محضر خدا بودن و نظارت الهی فرا خواندند[۱۸۶] و سپس فرمودند : (عاودُوا الکَرَّ وَ استحیوا مِنَ الفَر)[۱۸۷] دوباره حمله کنید و از فرار کردن شرم کنید» ۳ـ۱ـ۲ـ۲ـ تأثیر بی حیایی در زندگی اجتماعی اگر ملکه حیا در شخص نباشد، هیچ کار زشتی ترک نمی شود . شخص بی حیا حرمت هیچ چیز را نگه نمی دارد و برای کسی ارزش قائل نمی شود. به همین دلیل مهم ترین پیامد بی حیائی این است که هر کاری برای هر شخصی جایز است . بر همین اساس امیرالمؤمنین ۷می فرماید : «إیّاک و القحّه فإنّها تحدوک على رکوب القبائح و التّهجّم على السّیّئات[۱۸۸] از بی شرمی بپرهیز؛ زیرا تو را به ارتکاب زشتی ها و رو آوردن به بدیها وادار می کند .»
-
- در جامعه عاری از حیا قبح گناه ریخته وگناه علنی و امری عادی تلقی می گردد . فرد با حیا اگر ناخواسته مرتکب خطایی شود، آن را مخفی می کند، ولی بی حیا آشکارا اقدام به خطا می کند و چه بسا برای دیگران ، خطای خود را تعریف کند در حالیکه علنی سازی گناه از بزرگترین گناهان می باشد:
«إیّاک و المجاهره بالفجور فإنّه من أشدّ المأثم[۱۸۹] بپرهیز از تجاهر به گناه زیرا این کار از شدییدترین گناهان است »
-
- اثر دیگر بی حیایی در جامعه را می توان از بین رفتن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه دانست .
-
- بی حیایی سبب افزایش بی غیرتی می شود. زیرا عادی شدن روابط قبیح در جامعه سبب کمرنگ گشتن روح غیرت در جامعه می گردد .
-
- بی حیایی سبب ترویج بی عفتی نیز می شود . از آن جا که یکی از آثار مهم حیا عفت است [۱۹۰]پس بی حیایی عامل بی عفتی می گردد .
-
- همچنین بی حیایی موجب تزلزل بنیان خانواده و بالا رفتن آمار طلاق در جامعه می شود . زمانی که لذت جویی های نامشروع در جامعه فراگیر شود و بهره گیری از جنس مخالف شایع گردد، خیانت و بی بندوباری رواج پیدا کند، شخص نسبت به همسر خود تمایل کمتری نشان می دهد . این امر سبب ایجاد تنش و طلاق در خانواده ها می شود . وقتی خانواده که کوچک ترین و در عین حال حیاتی ترین جزء اجتماع و کانون پرورش نسل آینده و پناهگاه روحی و عاطفی افراد است، متلاشی شود ؛ جامعه هم رو به از هم پاشیدگی می رود .
-
- با بی حیایی کارایی جامعه پایین می آید ، زیرا نیروی کار و فعالیت ضعیف می شود و در طولانی مدت، کل اجتماع به فرسایش کشیده می شود . در حالی که حیا نیروهای مرد و زن را هدایت و بیمه می کند ، بدون اینکه هیچ حق و هزینه ای از شخص ضایع شود.
-
- زوال امنیت اجتماعی : بی حیایی تهدیدی برای امینیت اجتماع محسوب می شود .
-
- انزوای افراد باحیا : شخص مؤمن باحیا از بودن در جامعه آلوده به بی حیایی متنفر و گریزان است . لذا ترجیح می دهد کمتر در اجتماع حاضر شود و کنج خانه را بر فعالیت در اجتماع ترجیح می دهد .
۳ـ۱ـ۲ـ۳ـ قلمرو حیا کسی که دارای ملکه حیا است، از تمامی کارهای قبیح و ناهنجار پرهیز می کند [۱۹۱]. از آن جا که بسیاری از افعال قبیح در روابط اجتماعی رخ می دهد، حیا می تواند، عمل مهمی در علاج ناهنجاری ها و سوق دادن جامعه به سمت ارزش ها محسوب شود. در قلمرو حیای اجتماعی هیچ محدودیتی وجود ندارد و در همه جوانب، باید حیا رعایت شود. شخص با حیا در جامعه با آبرومندی و عزت زندگی می کند . امیرالمؤمنین۷می فرماید: «مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ خَفِیَ عَنِ النَّاسِ عَیْبُهُ[۱۹۲] هر کس لباس حیا بپوشد عیوبش نزد مردم مخفی می ماند» ۱ـ حیا در پوشش هر چه پوشش کامل تر رعایت شود از نظر جنس و نوع و تنگ نبودن ، جامعه به سوی آرامش بیشتری پیش می رود . زیرا پوشش مصونیت می آورد . قرآن مجید شرایط پوشش زن را چنین دستور می دهد : (لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ جُیُوبهِِنَّ ) [۱۹۳] زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) » (یَأَیهَُّا النَّبىُِّ قُل لّأَِزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلَبِیبِهِنَّ ذَالِکَ أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا)[۱۹۴] اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرىهاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا وکوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.» امام علی۷نیز در نانه ۳۱ تأکید بر حجاب بانوان کرده و علت آن را بیان فرموده که رعایت حجاب را سبب پاکی بیشتر گوهر زن دانسته است و همچنین دستور به پوشش لباس مناسب برای همه افراد جامعه داده است: «وَ اکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِکَ إِیَّاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّهَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیْهِنَّ[۱۹۵] با پوششى که بر آنان قرار مىدهى دیده آنان را از دیدن مردمان باز دار، زیرا سختى حجاب آنان را پاکتر نگاه مىدارد» ِ «عَلَیْکُمْ بِالصَّفِیقِ مِنَ الثِّیَابِ فَإِنَّهُ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِینُهُ لَا یَقُومَنَّ أَحَدُکُمْ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ عَلَیْهِ ثَوْبٌ یَصِفُهُ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ وَ ادْخُلُوا فِی مَحَبَّتِهِ[۱۹۶] جامههاى ضخیم بپوشید، زیرا هر کس جامه نازک بپوشد دینش نیز نازک [و ضعیف] خواهد بود. هیچ یک از شما با لباس بدننما در پیشگاه خدا نایستد.» ۲ـ حیای چشم بسیاری از آلودگیها و انحرافات از یک نگاه ناروا که نگاه های بعدی را به دنبال داشته سرچشمه گرفته و به لغزش و گاه سقوط و انحراف رسیده . ممکن نیست کسی نگاه خود را کنترل نکند اما موفق به «مهار نفس و شهوت» بشود، زیرا پس از دیدن «میل و هوس» تحریک میشود.می گیرد خداوند در قرآن می فرماید : (قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ ………. وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ)[۱۹۷] به مؤمنان (مردان) بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند …..و به آنان (زنان) با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فروگیرند» امام علی ۷چشم را محل ورود شیطان وحیای چشم پرهیز از هر گونه نگاه آلوده به گناه می داند «الْعُیُونُ مَصَائِدُ الشَّیْطَان [۱۹۸]چشمها دام های شیطان هستند الْعَیْنُ رَائِدُ [الْقَلْبِ] الْفِتَنِ [۱۹۹] چشم دل را به دنبال خود می کشد» ۲ـ حیای گوش نشنیدن سخن قبیح ، گوش ندادن به غیبت ، نشنیدن موسیقی حرام و غنا . ۳ـ حیای زبان یکی از مهمترین راه های ارتباطی بین انسان ها ارتباط کلامی است. هم محتوای کلام باید از معاصی گفتاری مثل دروغ، غیبت، تهمت، تمسخر، تخریب و هتک حرمت دیگران خالی باشد. زیرا با رواج حرمت شکنی اعتماد اجتماعی از بین می رود و ضربه محکمی به اجتماع و نظام وارد می شود. هم سخن سبک و بدون وقار بر زبان جاری نشود، زیرا گزینش واژگان و کلمات نیز نقشی بسزایی در رسادن مقصود و بیانگر شخصت هر فردی است. آن حضرت می فرماید : «الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۲-۳ چهار دیدگاه روانشناختی در مورد انگیزش……………………………………………………………………………….۵۴ شکل ۲-۲- مدلی از عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت تحصیلی………………………………………………………………………۵۵ فصل اوّل کلیات پژوهش مقدمه آموزش و پرورش در تمامی کشورهای دنیا از اهمیت به سزایی برخوردار است. این امر به دلیل آموزش و تعلیم نیروهای مورد نظر بخش های مختلف جامعه می باشد. یکی از مفاهیم اساسی در آموزش و پرورش پیشرفت تحصیلی است. پیشرفت تحصیلی در گرو عوامل بی شماری بوده و به دو دسته عوامل کلی (مانند: خانواده، مدرسه و دوست) و تفاوتهای فردی (مانند: ویژگیهای شخصیتی[۱]، انگیزه پیشرفت[۲]) تقسیم می شود. در این میان نقش عوامل انگیزشی به ویژه انگیزه پیشرفت در تبیین پیشرفت تحصیلی حائز اهمیت می باشد. مفاهیم انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی از جمله زمینه های پژوهش هستند که در دهه های اخیر روان شناسان و پژوهشگران متعددی را به خود مشغول داشته است. در سایه تلاش های مستمر این متخصصان روی آوردها و نظریه های گوناگونی در مورد هر یک از مفاهیم مزبور شکل گرفته است (طالب پور، نوری و مولوی، ۱۳۸۵). پیشرفت دانشجویان در دانشگاه و دوران بزرگسالی نه تنها به توانایی آنها بلکه به انگیزه و نگرش ها و واکنش های عاطفی آنها به مدرسه و سایر مسائلی که در موقعیت دخالت دارند، بستگی دارد. یکی از سازه های اولیه که روان شناسان برای آن ارائه کرده اند انگیزه پیشرفت می باشد (یعقوبی، علیزاده و مرادی،۱۳۸۹). از دیگر سازه های تأثیرگذار در پیشرفت تحصیلی سبک های یادگیری[۳] می باشد. از آن جا که دانشجویان دارای سبک های یادگیری مختلف هستند و این سبک های یادگیری مختلف بر پیشرفت تحصیلی آنان تأثیر می گذارد؛ لازم است استادان از چگونگی و انواع آنها آگاه باشند تا دانشجویان را در استفاده از سبک های مختلف یادگیری کمک کنند (سیف،۱۳۸۷، به نقل از حسینی نسب و شریفی، ۱۳۸۹). هوش هیجانی[۴] نیز پیش بینی موفقیت فرد را ممکن می سازد زیرا نشان می دهد که چگونه فرد دانش خود را در یک موقعیت بلادرنگ به کار می گیرد (بار- آن[۵]، ۲۰۰۰، به نقل از باقرزاده گلمکانی، ۱۳۸۴). تحقیقات نشان دهنده تأثیر هوش هیجانی و سبک های یادگیری[۶] در انگیزه پیشرفت است در این پژوهش به مقایسه تفاوت دانشجویان دختر دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزش پیشرفت پرداخته شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
بیان مسأله سبکهای یادگیری را میتوان یکی از مهمترین سازه های علم روان شناسی تربیتی محسوب کرد. همواره متخصصان و مربیان به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر این سازه هستند تا از این طریق بتوانند بازدهی یادگیری انسان را در محیط های آموزشی به حداکثر برسانند (محمدزاده، شهنی ییلاق و مهرابی زاده، ۱۳۸۸). سبک یادگیری را نیز می توان مؤلفهای نسبتاً پایدار از نحوه دریافت و تعامل فراگیر با محیط یادگیری توصیف کرد (کسیدی[۷]، ۲۰۰۴). دمبو سبک های یادگیری را به مثابه تفاوتهای فردی می داند که یادگیری در موقعیت کلاس درس را تحت تأثیر قرار می دهد (دمبو[۸]، ۱۹۹۴). دیوید کلب[۹] (۱۹۸۴) یکی از نظریه پردازان حوزه آموزش، یک مدل را در رابطه با سبکهای یادگیری ارائه نمود که شامل این مراحل می باشد: تجربه واقعی یا ملموس، مشاهده بازتابی یا نگاه کردن، مفهوم سازی انتزاعی (تفکر)، تجربه نمودن (عمل) (رشیدی، صفاری، سنایی نسب، پاکپور و خواجه آزاد، ۱۳۹۱). کلب (۱۹۴۸) معتقد است شناخت سبک یادگیری یکی از مؤلفه های اصلی برای بهبود فرایند یادگیری محسوب میشود. یکی از متغیرهایی که به نظر می رسد با سبک های یادگیری مرتبط می باشد، هوش هیجانی است. هوش هیجانی جدیدترین مفهوم در زمینه تحول ارتباط میان تفکر و هیجان است. این اصطلاح اولین بار از سوی سالوی و مایر پیشنهاد شد. هوش هیجانی عبارت است از ظرفیت ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و اداره هیجان های خود و دیگران (مایر[۱۰]و سالوی[۱۱]، ۱۹۹۷، به نقل از اصغرنژاد، ۱۳۸۶). مسلم آن است که از آغاز مطالعه هوش غالباً بر جنبه های شناختی آن نظیر حافظه و حل مسأله تأکید شده است، در حالی که ابعاد غیر شناختی یعنی توانایی های عاطفی و کرداری نیز نه تنها پذیرفتنی هستند بلکه ضروری هم می باشند (چرنیس[۱۲]، ۲۰۰۰، به نقل از اصغرنژاد، ۱۳۸۶). امروزه پژوهشگران با توسل به تئوری هوش هیجانی و اجتماعی در صدد تبیین موفقیتهای تحصیلی هستند (مایر و سالوی، ۱۹۹۷، به نقل از اصغرنژاد، ۱۳۸۶). پتریدز[۱۳]، فریدریکسون[۱۴] و فوررنام[۱۵] (۲۰۰۴) در پژوهشی با عنوان نقش هوش هیجانی در عملکرد تحصیلی دریافتند که هوش هیجانی رابطه میان توانایی شناختی و عملکرد تحصیلی را تعدیل می کند. انگیزه پیشرفت نیز یکی از متغیرهایی است که به نظر می رسد با سبک های یادگیری مرتبط می باشد. انگیزه پیشرفت به عنوان متغیر شخصیتی برای توصیف تفاوتهای فردی در موقعیتهای کاری زیادی نظیر مدرسه، ورزش و دنیای کار مورد استفاده قرار گرفته است (کانفر[۱۶]، ۱۹۹۰، به نقل از شکرکن و محب، ۱۳۸۸). علاوه بر این، پژوهشگران از این متغیر برای توصیف رفتار انگیزشی استفاده می کنند. انگیزه پیشرفت عبارت است از سائقی برای پیشی گرفتن بر دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه به ملاکهای مشخص و تلاش جهت کسب موفقیت (روبینز، ۱۹۹۴، به نقل از شکرکن و محب، ۱۳۸۸). نخستین شکل بندی از انگیزه پیشرفت توسط هنری موری[۱۷] صورت گرفت. به اعتقاد موری انگیزه پیشرفت به مفهوم غلبه بر موانع و مبارزه با آن چه که به دشوار بودن شهرت دارد، مورد استفاده قرار می گیرد. هنری موری (شولتز[۱۸]، ۲۰۰۵، ترجمهی سید محمدی، ۱۳۸۵) در توصیف نیازهای روان زاد، پیشرفت را به نتیجه رساندن کاری دشوار، غلبه کردن، دست کاری کردن یا سازمان دادن اشیاء مادی، انسانها یا عقاید، چیره شدن بر موانع و دست یافتن به معیاری عالی تعریف می کند. برای نیل به یادگیری موفقیت آمیز و مؤثر، معلمان به شاگردان برانگیخته، علاقهمند و تلاش گر نیاز دارند و خواهان چنین متعلمانی هستند. به سخن دیگر یادگیرندگانی که در فعالیتهای یادگیری و دستیابی به اهداف پرورشی، خودانگیخته و خودراهبر باشند و برای به فعالیت واداشتن آن ها نیاز کمتری به مشوق ها و محرک های بیرونی و چالش معلمان وجود داشته باشد. از طرف دیگر، بی علاقه گی یا پایین و بودن انگیزش دانش آموزان اغلب بر معلمان تأثیرات نامطلوب می گذارد. در واقع کمبود انگیزش موجب تحلیل منابع و پتانسیلها و کاهش بهره وری فرایند تدریس و یادگیری می گردد. با توجه به این امر محقق بر آن شد تا به پژوهش در این زمینه بپردازد که آیا سبک های مختلف یادگیری در دانشجویان از لحاظ متغیرهای انگیزه پیشرفت و هوش هیجانی با هو تفاوت دارند؟ بپردازد. اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش در مورد سبکهای یادگیری، سبکهای شناختی[۱۹] و سبکهای تفکر از مطالعات مربوط به ابعاد روانشناختی، اجتماعی و فیزیولوژیک فرایند آموزش سرچشمه گرفته است. شناخت و درک مدلهای مرتبط با سبکهای تفکر و یادگیری در واقع یکی از پیشرفتهای اساسی روانشناسی تربیتی در قرن بیستم است. باتلر[۲۰] (۱۹۸۸، به نقل از دارموند[۲۱] و استودارد[۲۲]، ۱۹۹۲) در مورد اهمیت سبکهای یادگیری در امر آموزش بیان میدارد که آگاهی معلمان از نحوه یادگیری دانشجویان و شناسایی سبکهای یادگیری ترجیحی و نقاط ضعف و قوت آنها باعث هدایت برنامه آموزشی در جهت ارائه آموزش متناسب و هماهنگ با ویژگیهای یادگیرندگان شده که نهایتاً افزایش عملکرد تحصیلی را در بر خواهد داشت. آگاهی از سبک یادگیری میتواند مربیان را در جهت برآورده کردن نیازهای یادگیری آموزش گیرنده افزایش داده و امکان استفاده از راهبردهای آموزشی بهتر را فراهم کرد. در نتیجه از منابع موجود، توانمندی های دانش آموز، ظرفیتهای موجود آموزشی و زمان استفاده بهتری می شود و تجارب آموزشی پربازده و لذت بخشی را خلق می نماید (رشیدی و همکاران،۱۳۹۱). هوش هیجانی یکی از ابعاد یا توانایی های شناخته شده انسان است. گلمن[۲۳] (۱۹۹۵)، معتقد است که هوش هیجانی جنبهی دیگری از هوش است که در دستیابی افراد به موفقیت در ابعاد مختلف زندگی، بیشتر از هوش شناختی ایفای نقش می کند. کاربرد هیجانها در تعلیم و تربیت امری اجتناب ناپذیر است؛ زیرا در قرن بیستم و کم علاوه بر توجه به رشد شناختی و پیشرفت تحصیلی، میبایست به رشد هیجانی دانش آموزان و دانشجویان توجه نموده و آنها را برای همکاری و مشارکت در کار، تصمیمگیریهای مسئولانه، مقاومت در برابر فشار گروه همسالان و نفوذ وسایل ارتباط جمعی آماده نمود (خسروجردی و خانزاده، ۱۳۸۶). با توجه به اینکه انگیزه پیشرفت، زمینه پیشرفت تحصیلی دانشجویان را فراهم می کند و میتوان پیشرفت تحصیلی را از جمله تجلیات قابل اندازه گیری انگیزه پیشرفت تلقی کرد، در نتیجه این انگیزه یک انگیزه اجتماعی با اهمیت می باشد. از طرفی دیده می شود که علم روان شناسی شاخه های تخصصی فراوانی دارد که یکی از مهم ترین آنها یادگیری است. افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند، حتی پس از آنکه در انجام کاری شکست خوردند، از آن دست نمی کشند و تا رسیدن به موفقیت به کوشش ادامه می دهند. دانشجویان دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا همواره می خواهند موفق بشوند و آن را انتظار می کشند. وقتی شکست می خورند کوششهای خود را دو برابر می کنند و به فعالیت ادامه می دهند تا موفق بشوند (اسلاوین، ۲۰۰۶). بر اساس یافته های این پژوهش میتوان در جهت پیشرفت تحصیلی دانشجویان برنامه ریزی نموده و شیوه های آموزشی مناسبی را بر اساس سبک یادگیری دانش آموزان ایجاد نمود تا انگیزه پیشرفت در دانشجویان افزایش یابد و به هیجان های آنها نیز توجه گردد. اهداف پژوهش هدف کلی مقایسه دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت. اهداف جزئی مقایسه دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی. مقایسه دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ انگیزه پیشرفت. فرضیه های پژوهش بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت تفاوت معنیداری وجود دارد. ۱-۱- بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ انگیزه پیشرفت تفاوت معنیداری وجود دارد. ۲-۱- بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی تفاوت معنیداری وجود دارد. ۱-۲-۱- بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه ابراز هیجانی تفاوت وجود دارد. ۲-۲-۱- بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه تنظیم هیجانی تفاوت وجود دارد. ۳-۲-۱- بین دانشجویان دارای سبکهای یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه بهره برداری هیجانی تفاوت وجود دارد. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها سبک یادگیری تعریف مفهومی سبک یادگیری سبک یادگیری عبارتست از ترکیب روش های شناختی، عاطفی و فیزیولوژیک که به وسیله آنها افراد به بازیابی، سازماندهی، پردازش و یادآوری اطلاعات می پردازند (رشیدی و همکاران، ۱۳۹۱). از دیدگاه کلب (۱۹۸۵)، سبک های یادگیری به روش هایی اشاره دارند که در آنها مفاهیم، قوانین و اصول را به گونه ای سازماندهی می کنند که آنان را در برخورد با موقعیت جدید هدایت می کند. اصطلاح سبک یادگیری به باورها، رجحان ها و رفتارهایی که افراد با بهره گرفتن از آنها به یادگیری خود در یک موقعیت کمک می کنند نیز گفته می شود. چهار نوع سبک یادگیری وجود دارد که عبارت اند از : ۱) سبک یادگیری واگرا، ۲) سبک یادگیری همگرا، ۳) سبک یادگیری انطباق یابنده و ۴) سبک یادگیری جذب کننده (هوهن[۲۴]، ۱۹۹۵، به نقل از محمدزاده ادملایی، ۱۳۸۴) تعریف مفهومی سبک یادگیری همگرا سبک یادگیری همگرا از ترکیب دو شیوه ی یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال به دست می آید. از آن جهت به افرادی که دارای این سبک یادگیری هستند همگرا می گویند که وقتی با مسئله ای روبرو می شوند به سرعت برای یافتن راه حل درست می کوشند یا کوشش های خود را بر آن راه حل واحد بر آن راه حل واحد متمرکز می کنند (سیف، ۱۳۸۹). تعریف مفهومی سبک یادگیری واگرا سبک یادگیری واگرا از ترکیب دو شیوه ی یادگیری، شامل تجربه ی عینی و مشاهده ی تأملی حاصل می شود. افراد دارای این سبک یادگیری موقعیت های عینی را از زوایای مختلف می بینند. رویکرد آنها نسبت به موقعیت ها، مشاهده کردن تا عمل کردن است. از آنجا که این افراد قادر به تولید اندیشه های گوناگون هستند، سبک آها را واگرا می گویند (سیف، ۱۳۸۹). تعریف مفهومی سبک یادگیری جذب کننده سبک یادگیری جذب کننده از ترکیب دو شیوه ی یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده ی تأملی به دست می آید. افراد دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورت خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند (دمیرباس[۲۵] و دمیرکان[۲۶]، ۲۰۰۷). علت نامیدن این سبک یادگیری به جذب کننده آن است که افراد دارای این سبک قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آنها می باشند (سیف، ۱۳۸۹). تعریف مفهومی سبک یادگیری انطباق یابنده سبک یادگیری انطباق یابنده از ترکیب دو شیوه ی یادگیری تجربه ی عینی آزمایشگری فعال به دست می آید (کلب و کلب، a2005). افراد دارای این سبک از تجارب دست اول می آموزند و از اجرای نقشه و درگیرشدن با اعمال چالش انگیز لذت می برند. این افراد بیش از آن که به تحلیل منطقی بپردازند، امور محسوس را ترجیح می دهند. علت نامیدن این سبک به انطباق یابنده این است که افراد دارای این سبک در انطباق یافتن با موقعیت های جدید توانا هستند (سیف، ۱۳۸۹) تعریف عملیاتی سبک یادگیری منظور از سبک یادگیری در این پژوهش منظور از سبک های یادگیری، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پرسش نامه ی سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) با توجه به شیوهی یادگیری خود به دست می آورند. تعریف عملیاتی سبک یادگیری همگرا در این پژوهش منظور از سبک یادگیری همگرا، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پاسخدهی به خرده مقیاس همگرا در پرسشنامه ی سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کند. تعریف عملیاتی سبک یادگیری واگرا در این پژوهش منظور از سبک یادگیری واگرا، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پاسخدهی به خرده مقیاس سبک واگرا در پرسشنامه ی سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کند. تعریف عملیاتی سبک یادگیری جذب کننده در این پژوهش منظور از سبک یادگیری جذب کننده، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پاسخدهی به خرده مقیاس سبک جذب کننده در پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این مدل برای طراحی برنامه ریزی استراتژیک لیستی از عوامل قدرت یا ضعف برای هر صنعت تهیه میشود که پس از امتیاز بندی و تجزیه وتحلیل میتوان تاثیر هر یک از عناصر پنجگانه در مدل را مشخص و نسبت به تقویت و حفظ آن اقدام نمود. ( فروزنده، ۱۳۸۴)
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۳-۴ مدل کارت امتیاز متوازن (BSC) این مدل اولین بار در سال ۱۹۹۲ توسط کایلان و نورتون در مقاله ” کارت امتیاز متوازن سنجه ای که محرک عملکرد است ” در مجله کسب و کارها ارائه شد. کاپلان و نورتون با تمرکز به نیاز مدیران مبنی بر در دست داشتن هر دو شاخص مالی و عملیاتی ، ۴ حوزه اصلی زیر را در نظر گرفتند.
-
- دیدگاه مشتری : نحوه ارزیابی مشتری از عملکرد شرکت
-
- دیدگاه درونی : شناسایی فرایند های مهم و بهبود آن
-
- دیدگاه رشد و یادگیری : ایجاد امکان فراهم آوردن ارزش در آینده
-
- دیدگاه مالی : چگونگی در نظر گرفتن منافع سهامداران
کارت امتیاز متوازن برای مدیران چارچوب مفهومی را ایجاد میکند که اهداف استراتژیک سازمان را به مجموعه ای منسجم از شاخص های عملکرد ترجمه می کند. این چارچوب در برگیرنده سنجه های هر دو شکل ۲-۴ زنجیره علت و معلولی در میان مناظر کارت امتیاز متوازن( شاهرودی و قلی زاده توچایی ۱۳۸۹) بعد مالی و غیر مالی است این سنجه ها باعث جاری شدن اهداف استراتژیک در سراسر سازمان میشوند. لذا عملکرد افراد سازمان را با اهداف استراتژیک پیوند میدهد. یافته های کاپلان و نورتون تعیین کننده این واقعیت بود که شرکت های موفق درهر یک از ۴ دیدگاه اهداف خود را تعیین میکنند و برای ارزیابی سنجه هایی انتخاب کرده و اهداف کمیهر یک از سنجه ها را برای دوره های ارزیابی مورد نظر تعیین میکنند، سپس اقدامات و ابتکارات اجرایی جهت تحقق این اهداف را برنامه ریزی و به مورد اجرا میگذارند. بین اهداف و سنجه های این ۴ دیدگاه رابطه علت ومعمولی وجو دارد آنها را با یکدیگر ارتباط میدهد. بازگشت سرمایه وفاداری مشتری تحویل به موقع کیفیت فرایند چرخه زمان مهارت ها مالی مشتری بند های داخلی کسب کار مدیران با به کارگیر -ترجمه استراتژی به واژه های عملیاتی -هم ردیف سازی سازمان با استراتژی -فراگیر کردن انجام استراتژی در سازمان -تبدیل کردن برنامه ریزی استراتژیک به فرایند مستمر -همراه کردن تغییرات سازمانی از طریق تعهدات مدیران عالی (شاهرودی و قلی زاده۱۳۸۹) ۲-۳-۵ مدل کارت امتیاز متوازن(BSC) این مدل اولین بار در سال ۱۹۹۲ توسط کاپلان و تورتون شکل ۲-۵ فرایند مدیریت در BSC را نشان میدهد : شکل۲-۵ فرایند مدیریت در BSC ترجمه چشم انداز ارتباط دادن بازخور و یادگیری برنامه ریزی و کسب و کار منبع شاهرودی و قلی زاده ۱۳۸۹ ۲-۳-۶ گسترش فعالیتهای کیفی(QFD) روش گسترش فعالیت های کیفی (QFD) یکی از موفق ترین ابزار های ارتقا کیفیت است که با در نظر گرفتن خواسته های مشتری در سنگ بنای توسعه کیفیت محصول باعث میشود تا محصول یا خدمت با توجه به خواسته های مشتری و در راستای تامین نیازهای او طراحی و تولید شود. بعبارتی دیگر استفاده از (QFD) در طراحی کلیه مراحل و فرایندهای تکوین و فراوری محصول باعث میشود تا تمامیاین فرایندها براساس نیازهای عنوان شده از طرف مشتری و در جهت ارضا نمودن این نیازها شکل گیرد و عمل نماید این روش بصورت گسترده در مرکز تحقیق و توسعه هر سازمان و در پروژه های ایجاد و توسعه محصولات جدید مورد استفاده قرار میگیرد QFD به طور کلی با سه روش و نگرش مختلف که توسط اکاکو و ماکابه و فوکوها را بنیانگذاری شده اند، شناخته میشود که عبارتند از روش ۴ ماتریسی، روش ۳ ماتریسی، روش BLITZ به طور نمونه روش ۴ ماتریسی QFD برای گسترش کیفیت از خواستههای مشتری تا مراحل ساخت و مونتاژ محصول از ۴ ماتریس پیوسته استفاده میکند این ۴ ماتریس به ترتیب شامل: ماتریس طرح ریزی محصول[۱۷]، ماتریس طراحی محصول[۱۸]، ماتریس طرح ریزی فرایند[۱۹]و ماتریس برنامه ریزی و کنترل[۲۰]میباشد که هر کدام از آنها از ابزارخانه کیفیت استفاده میکنند با بهره گرفتن از ۴ ماتریس این، روش خانه کیفیت به خیابان کیفیت تبدیل میشودکه در آن خروجی ها یکQFD، ورودی های QFD بعدی میباشند و از این رو طریق کیفیت به طور سیستماتیک از برنامه ریزی محصول به ساخت و مونتاژ کشیده میشود مراحل تکوین آن عبارت است از:
-
- تعیین خواسته ها و الزامات کیفی مشتریان
-
- اولویت بندی نیاز های کیفی
-
- ارزیابی رقبا از نقطه نظر مشتری
-
- تبدیل خواسته ها و الزامات کیفی به مشخصه های فنی و مهندسی محصول
-
- تعیین میزان ارتباط بین خواسته های مشتری و مشخصه های فنی و مهندسی محصول
-
- ارزیابی رقبا از نظر فنی و تکنیک
-
- توسعه خواسته های مشتری
- اولویت بندی مشخصه های فنی محصول
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موتور استرلینگ: انرژی گرمایی تمرکزیافته نور را به انرژی مکانیکی تبدیل کرده که توسط یک آلترناتور از آن الکتریسیته تولید میگردد. این موتورها با سیستمهای دما بالا و پرفشار با انتقال حرارت خارجی هستند که گاز هلیوم یا هیدروژن بهعنوان سیال عامل آنها عمل میکند. بهترین عملکرد انواع این موتورها در دماهای بالای ۷۰۰ درجه سانتیگراد و فشارهایی تا ۲۰ مگا پاسکال انجام میشود. ردیاب و سیستم کنترل : سیستم ردیاب همواره سطح متمرکز کننده را در مقابل خورشید قرار میدهد تا نور دقیقاً در دریافتکننده موتور استرلینگ تمرکز یابد. بعلاوه سیستم کنترل با دریافت اطلاعات از حسگرهای مختلف و همچنین موتور استرلینگ، در هر وضعیت فرمان مناسبی برای کنترل سیستم ارسال می کند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
سازه و فونداسیون: برای نگهداشتن سطح متمرکز کننده، موتور استرلینگ و سایر اجزاء سیستم و تحمل بارهای اینرسی، باد و زلزله وجود یک فونداسیون و سازهای سبک و با استحکام ضروری است. شکل۲‑۶- نمای یک نیروگاه خورشیدی از نوع نیروگاههای بشقابک سهموی [۹]
شکل۲‑۷- ساختار یک نیروگاه خورشیدی از نوع نیروگاههای بشقابک سهموی [۹] نیروگاههای دودکش خورشیدی[۳] نیروگاه دودکش خورشیدی، یک نیروگاه خورشیدی است که از ترکیب کلکتورهای هوای خورشیدی و برج هدایتکننده هوا برای تولید جریان هادی القائی هوا استفاده میکند و این جریان هوا موجب چرخش توربینهای پلهای فشار و درنهایت تولید برق توسط ژنراتور میشود. نحوه عملکرد نیروگاههای حرارتی دودکش خورشیدی تابش خورشید موجب گرم شدن هوا در زیر سقف هادی نور (شفاف) که برج مرکزی را احاطه کرده است، میشود. در مرکز این سقف یک برج عمودی با دهانه ورودی عریض واقع شده است. محل اتصال این برج با سقف شیشهای باید به نحوی ساخته شود که در مقابل نفوذ هوا مقاوم باشد. هوای گرم سبکتر از هوای سرد است لذا از برج بالا خواهد رفت. با مکش هوای گرم به بالای برج، هوای سرد مجدداً از فضای خارجی سقف وارد آن خواهد شد. این جریان مداوم هوا را با بهره گرفتن از توربینهای پلهای فشار تبدیل به انرژی مکانیکی و سپس توسط ژنراتورهای مرسوم برق تولید میکند. شکل ۱ نمایی از شماتیک عملکرد این نوع نیروگاههای خورشیدی را نشان میدهد. برای تولید ۲۴ ساعته برق در این نیروگاه میتوان از لولههای حاوی آب و یا محفظههای آب در زیر سقف استفاده نمود. این لولهها یا محفظهها تنها یکبار از آب پر میشوند و هیچ نیازی به آبگیری مجدد ندارند. شکل۲‑۸- شماتیک عملکرد نیروگاههای حرارتی دودکش خورشیدی [۹] اجزاء اصلی یک دودکش خورشیدی
-
- سقف نیمه شفاف (مثلاً شیشهای) که در ارتفاع چندمتری زمین نصب میگردد.
-
- دودکش مرتفع که در مرکز سقف شیشهای قرار میگیرد.
-
- توربینهای بادی که در پایه دودکش قرار میگیرند.
-
- زمین که با روکش مناسبی پوشانده میشود.
نیروگاه کلکتورهای فرنل [۴] در اینگونه نیروگاهها از کلکتور فرنل برای متمرکز کردن نور خورشید روی لوله گیرنده استفاده میشود. در این نیروگاه همانند نیروگاههای سهموی خطی، کلکتورها بهصورت خطی و در جهت شمال جنوب نصب میشوند. کلکتورهای آن تعداد زیادی آینه تخت با پهنای کم و طول زیاد هستند که کنار هم دیگر قرار میگیرند. زاویه قرارگیری هرکدام از آینهها به صورتی است که بازتاب نور خورشید را روی بخش دریافتکننده متمرکز کنند. در بخش دریافتکننده یک بازتابدهنده ثانویه از نوع جفت سهموی قرار دارد که بازتاب آینهها را جمع آوری کرده و روی لوله گیرنده میتاباند با گرم شدن لوله گیرنده سیال داخل آن گرم میشود. برای نیروگاههای خورشیدی ازایندست عملکرد ممکن است به دو صورت باشد در سیستمهای متداول سیال عامل داخل لوله گیرنده روغن است که پس از داغ شدن به مبدلهای حرارتی منتقل شده و سپس موجب تولید بخار میشود اما در نوع دیگر که نوع بخار مستقیم[۵] نامیده میشود طول کلکتورها بیش از یکصد متر میباشد. ازیکطرف لوله دریافتکننده آب وارد شده و از طرف دیگر بخار خارج میشود و نیازی به سیستمهای جانبی اضافی نیست. مبدلها: مبدلها تجهیزاتی هستند که حاملهای انرژی ورودی را گرفته و پسازآنجام فعلوانفعالات خاص، ورودی را به شکلی از توان تبدیل خواهند کرد که در سمت خروجی به آن نیاز میباشد. هرکدام از این مبدلها دارای بازده مخصوصی میباشند و بهرهبردار باید بهگونهای عمل کند که با توجه به شرایط محیطی و جغرافیایی و اقتصادی ، از مبدلهایی استفاده نماید که بیشترین بازده و کارایی را برای هاب به ارمغان آورد. از متداولترین مبدلهایی که در بیشتر هابهای انرژی از آنها استفاده میشود میتوان به مبدل همزمان حرارت و الکتریسیته[۶] اشاره نمود: تولید همزمان برق و حرارت تولید همزمان برق و حرارت یا بهاختصار تولید همزمان(CHP) عبارت است از تولید همزمان و توأم ترمودینامیکی دو یا چند شکل انرژی از یک منبع ساده اولیه.معمولاً در مولدهای قدرت امروزی، از سوزاندن سوختهای فسیلی و حرارتی حاصله برای تولید قدرت محوری و سپس تبدیل آن به انرژی الکتریسیته استفاده میشود. متداولترین این سامانهها نیروگاههای عظیم برق میباشند. در نیروگاههای حرارتی که سهم عمدهای در تأمین نیاز الکتریسیته جوامع مختلف دارند، بهطور متوسط تنها یکسوم انرژی سوخت ورودی به انرژی مفید الکتریسیته تبدیل میشود. [۱۰] در کشور ایران بازده معمول نیروگاههای حرارتی چیزی در حدود ۳۴% است. در این نیروگاهها مقدار زیادی انرژی حرارتی از طرق مختلف مانند کندانسور، دیگ بخار، برج خنککن، پمپها و سامانه لولهکشی موجود در تأسیسات و …. به هدر میرود. از این گذشته در شبکههای انتقال برق نیز در کشور ما انرژی الکتریسیته تولیدی تلف میشود که اگر تولید برق در محل مصرف آن انجام شود، عملاً این مقدار اتلاف وجود نخواهد داشت.استفاده هر چه بیشتر از گرمای آزاد شده در حین فرایند احتراق سوخت باعث افزایش بازده انرژی، کاهش مصرف سوخت و درنتیجه کاهش هزینههای مربوط به تأمین انرژی اولیه میگردد.از حرارت اتلافی بازیافت شده از این سامانهها میتوان برای مصارف گرمایشی، سرمایشی و بسیاری از فرآیندهای صنعتی استفاده نمود. تولید همزمان برق و حرارت، میتواند علاوه بر افزایش بازده و کاهش مصرف سوخت، باعث کاهش انتشار گازهای آلاینده و گلخانهای شود. در CHP از انرژی حرارتی تولیدشده در فرایند تولید قدرت بهعنوان منبع انرژی استفاده میشود. مصرفکنندگانی که به مقدار انرژی حرارتی زیادی در طول روز نیاز دارند مانند صنایع تولیدی، بیمارستانها، ساختمانها و دفاتر بزرگ، خشکشوییها و غیر از آنها میتوانند برای کاهش هزینههای خود به نحو مطلوبی از CHP بهره ببرند. [۱۰] تاریخچهCHP تولید همزمان در اواخر ۱۸۸۰ در اروپا و امریکا پدید آمد. در اوایل قرن بیستم اغلب کارخانههای صنعتی، برق موردنیاز خود را با بهره گرفتن از دیگهای زغال سوز و ژنراتورهای توربین بخار تولید میکردند. از طرفی در بسیاری از این کارخانهها، بخار داغ خروجی در فرآیندهای صنعتی بکار گرفته میشد، بهطوریکه در اوایل ۱۹۰۰ در آمریکا، حدود ۵۸% از کل توان تولیدشده در نیروگاهها در محل، به شکل تولید همزمان بوده است.هنگامیکه نیروگاههای برق مرکزی و شبکههای قابلاطمینان برق ساخته شدند، هزینههای تولید و تحویل کاهش یافت و بدین سبب بسیاری از کارخانههای صنعتی از این شبکهها برق خریداری و تولید برق خود را متوقف کردند.درنتیجه استفاده از تولید همزمان که ۱۵% از مجموع ظرفیت الکتریسیته تولیدی امریکا در سال ۱۹۵۰ را به خود اختصاص داده بود، در سال ۱۹۷۴ به ۵% کاهش یافت. سایر عوامل کاهش استفاده از تولید همزمان عبارت بودند از: قانونمند شدن تولید برق، سهم اندک هزینههای خرید برق از شبکه درمجموع هزینههای جاری کارخانهها، پیشرفت فناوریهایی نظیر دیگهای بخار نیروگاهی، در دسترس بودن سوختهای مایع و گازی با پایینترین قیمت و نبود یا کمبود محدودیتهای محیط زیستی.در سال ۱۹۷۳ پس از افزایش هنگفت قیمت سوخت مکانیکی و متعاقب آن بروز بحران انرژی در اغلب کشورهای جهان، روند مذکور در تولید همزمان روندی معکوس یافت. در اثر کاهش منابع سوخت فسیلی و افزایش قیمتها، این سامانهها که بازده انرژی بیشتری داشتند، بسیار موردتوجه قرار گرفتند.تولید همزمان علاوه بر کاهش مصرف سوخت، گازهای آلاینده را نیز کاهش میدهد. به همین دلایل، دولتهای اروپایی، آمریکا و ژاپن اقداماتی درزمینه افزایش استفاده از تولید همزمان انجام دادند. در سالهای اخیر نیز تولید همزمان نهتنها در صنعت بلکه در سایر بخشها توسعه یافته است. در ۲۵ سال اخیر انجام پروژههای تحقیق و توسعه، به پیشرفتهای مهم فناوری نظیر فناوری پیل سوختی منجر شده است. پیلهای سوختی امروزه بهعنوان یکی از سامانههای نوظهور در CHP بهخوبی شناخته شدهاند و انتظار میرود در آیندهای نزدیک به تولید تجاری برسند. [۶] فرایند تولید همزمان برق و حرارت یک سامانه CHP از اجزای مختلفی تشکیل شده است: مولد قدرت اولیه[۷] ، مبدلهای حرارتی بازیافت حرارت، ژنراتور، لولهها و اتصالات و سایر تجهیزات جانبی از قبیل پمپها، عایقبندیها و …. . همچنین در سامانههایی که از حرارت بازیافت شده جهت مصارف سرمایشی بهرهبرداری میشود، از یک چیلر تراکمی یا جذبی نیز در کنار سایر تجهیزات استفاده میشود به این سامانهها که بهطور همزمان برق، حرارت و سرما تولید میکنند، اصطلاحاً Trigeneration یا CCHP[8]گفته میشود. [۱۱] مولد قدرت اولیه در سامانههای CHP معمولاً موتورهای احتراقی، توربین گاز، میکرو توربین و پیل سوختی است. کیفیت حرارتی خروجی از هر یک از این فناوریها متفاوت بوده و با توجه به کاربردهای مختلف و نیاز حرارتیش میتوان یکی از این فناوریها را بکار برد. ازنظر هزینه نصب و راهاندازی امروزه موتورهای احتراقی، پایینترین قیمت را دارند و سامانههای پیل سوختی با توجه به آنکه هنوز به مرحله تجاری نرسیدهاند، لذا هزینه نصب اولیه آنها بسیار زیاد است. [۵] مزایای CHP افزایش بازده انرژی در سامانههای CHP بازده انرژی بهطور فراوان ای افزایش مییابد. در سامانههای متداول امروزی معمولاً از کل انرژی ورودی به سامانهتنها یکپنجم یعنی معادل ۲۰% به انرژی مفید تبدیل میشود. البته بازده ترمودینامیکی نیروگاههای چرخه ترکیبی پیشرفته تا حدود زیادی افزایش یافته و به ۴۰ تا ۵۰% میرسد. بااینحال تلفات زیادی در خطوط انتقال نیرو و مصارف داخلی نیروگاهها وجود دارد که تقریباً اجتنابناپذیر است. [۵]. ولی در سامانههای CHP حدود چهارپنجم انرژی ورودی به انرژی مفید تبدیل میشود. چنانچه از سامانههای نوظهوری مانند پیل سوختی استفاده شود، بازده انرژی تا حد ۹۰% افزایش مییابد. بازده انرژی یکی از مهمترین مزایای CHP در کاربردهای صنعتی آن است. کاهش هزینههای تأمین انرژی اولیه برای مصرفکننده در CHP ازآنجاییکه انرژی اولیه مصرفی (برق و حرارت) از طریق یک سامانه واحد با ورودی سوخت معین تأمین میگردد، لذا هزینههای تأمین انرژی بهطور فراوان ای از سامانههای امروزی کمتر است. در سامانههای متداول که برق و حرارت بهصورت جداگانه تأمین میشود، مصرفکننده مجبور است برق موردنیاز خود را از طریق شبکههای محلی خریداری کرده از سوی دیگر برای مصارف گرمایشی خود نیز باید گاز طبیعی یا سایر سوختهای فسیلی را بهطور جداگانه خریداری نماید. ولی در سامانههای CHP مصرفکننده از شبکه برق مستقل شده و از سوی دیگر چون از محتوای انرژی سوخت ورودی در حد بالایی استفاده میشود لذا هزینههای مربوطه بسیار کاهش مییابد. [۵] تأمین انرژی الکتریسیته باکیفیت بسیار بالاتر: در سامانههای CHP معمولاً از یک مبدل در خروجی ژنراتور برای تبدیل برق DC به AC استفاده میشود. خروجی این مبدل بسیار یکنواخت و بدون نوسان ولتاژ یا فرکانس میباشد. از سوی دیگر مولدهای CHP دارای فناوری بسیار پیشرفتهتری نسبت به سامانههای متداول هستند و برق را با یکنواختی بیشتری تولید میکنند.از این گذشته برقی که از شبکههای محلی خریداری میشود دارای نوسان ولتاژ و افت فرکانس بسیار زیادی خصوصاً در نقاط انتهایی شبکه است که این امر میتواند آسیبهای جدی به دستگاهها و تجهیزات برقی وارد آورد. علاوه بر این مقدار زیادی از انرژی الکتریسیته از طریق خطوط انتقال نیرو به هدر میرود که در سامانههای CHP چون برق در محل مصرف تولید میشود، عملاً این بخش از تلفات، صفر است. [۱۱] امکان فروش برق تولید شده اضافی به شبکه: در سامانههای CHP مصرفکنندگان قادر خواهند بود علاوه بر تأمین نیازهای الکتریسیته خود در ساعات اوج مصرف، برق تولیدی اضافی را به شبکههای محلی بفروشند. از دیگر مبدلهایی که در یک هاب شبکه مورداستفاده قرار میگیرد، توربین گازی[۹] ، مبدل حرارتی[۱۰] و کوره گازی[۱۱] و … میباشد. [۶] توربین گازی یک ماشین دوار است که بر اساس انرژی گازهای ناشی از احتراق کار میکند. هر توربین گاز شامل یک کمپرسور برای فشرده کردن هوا، یک محفظه احتراق برای مخلوط کردن هوا با سوخت و محترقکردن آن و یک توربین برای تبدیل کردن انرژی گازهای داغ و فشرده به انرژی مکانیکی است. بخشی از انرژی مکانیکی تولید شده در توربین، صرف چرخاندن کمپرسور خود توربین شده و باقی انرژی، بسته به کاربرد توربین گاز، ممکن است ژنراتور برق را بچرخاند (توربوژنراتور)، به هوا سرعت دهد (توربوجت و توربوفن)و یا مستقیماً یا بعد از تغییر سرعت چرخش توسط جعبه دنده به همان صورت مصرف شود (توربوشفت، توربوپراپ و توربوفن). [۱۲] مبدل گرمایی فرایند تبادل گرما بین دو سیال با دماهای متفاوت که توسط دیواره جامدی از هم جداشدهاند در بسیاری از کاربردهای مهندسی روی میدهد . وسیلهای را که برای این تبادل به کار میرود مبدل گرمایی میگویند ، و موارد کاربرد آن را در سیستمهای گرمایش ساختمانها ، تهویه مطبوع ، تولید قدرت ، بازیابی گرمای هدر رفته ، و فرآوری شیمیایی میتوان یافت . ما در فرآیندهای شیمیایی و فیزیکی نیاز به گرم کردن و یا سرد کردن سیالاتی داریم که مورداستفاده قرار میگیرند. برای تبادل گرمای دو سیال بدون آنکه باهم آمیخته شوند ، نیاز به سطح انتقال حرارت داریم. امروزه در سراسر دنیا کارخانههای فراوانی یافت میشوند که در زمینه ساخت مبدلهای حرارتی فعالیت میکنند . آنها بر اساس نیاز مشتری خود و بر اساس استانداردهای تعیین شده به طراحی و ساخت مبدلهای حرارتی در سایزها و گونههای مختلف مبادرت میورزند. [۱۲] ذخیرهسازها ذخیرهسازها به دو منظور عمده استفاده میشوند. یکی در زمان پیکبار و دیگری بهمنظور نوعی انرژی رزرو در زمان قطع ناگهانی برق. هر دو حالت تأثیر مثبتی بر قابلیت اطمینان سیستم دارد. [۱۳] ذخیرهسازها به اشکال مختلفی در یک هاب انرژی مورداستفاده قرار میگیرند و حاملهای متفاوتی را در خود ذخیره مینمایند.مانند الکتریسیته، گاز، آب، سوختهای فسیلی دیگر و … که در همه این موارد در زمانهایی که به آنها نیاز باشد وارد مدار شده و بسته به وضعیت موجود مورداستفاده قرار میگیرند. همانگونه که اشاره شد، ذخیرهسازها انواع مختلفی دارند که در حالاتیکه از ذخیرهساز الکتریسیته در هاب استفاده شود، معمولاً بحث باتریها به میان میآید. باتریها انرژی الکتریکی را در زمانهایی که پیک شبکه پایین است در خود ذخیره مینمایند و در مواقع لازم، مثلاً در زمان قطعی و یا پیکبار، وارد شبکه میشوند. ذخیرهسازها تنها شامل ذخیرهساز الکتریکی نبوده و انواع دیگر حاملهای انرژی را شامل میشود. ذخیرهساز گاز طبیعی و یا دیگر سوختهای فسیلی از اینگونهاند و بهصورت مخازن بزرگ در داخل هاب مورداستفاده قرار میگیرند. که البته ذخیرهاینگونه حاملها بهمراتب بیشتر از الکتریسیته است. زیرا همانگونه که میدانیم یکی از بزرگترین مشکلات صنعت برق، عدم ذخیرهسازی آن بهصورت انبوه میباشد. اما درهرصورت راههای مختلفی جهت ذخیره آن در طول سالیان پیشنهاد شده است که هرکدام در زمان و مکان خاص مورداستفاده قرار میگیرد. در زیر تعدادی از این ذخیرهسازهای انرژی را نام خواهیم برد. نکته: با توجه به اینکه بحث ذخیرهسازها خود نیازمند دقت و زمان زیادی است از برسی آنها بهصورت جزیی اجتناب خواهیم کرد. باتریها SMES چرخ طیار ذخیرهسازهای هوای فشرده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
او با تمام وجود در جست و جوی حقیقت بود و در رویارویی با دانشمندان، هرگز به شخصیّت آنان خیره نمیشد و حریم حقیقت را پاس می داشت و آن را به پای حرمت شخصیّت نمی ریخت، چه در بعد اثباتی، چه در بعد سلبی؛ به این معنا که در مواردی، نظریات بسیاری از یک متفکّر و صاحب نظری را نمی پذیرفت ولی وقتی که همان شخص یک حقیقت فکری و علمی و نظریهی مقبول ارائه میکرد، آن را با کمال احترام می پذیرفت حساب و حدّ و مرزها را با هم مخلوط نمیکرد(نصری، ۱۳۷۷، ص۵۶). در بعد سلبی نیز چنین بود؛ یعنی در مقام نقد و ردّ نظریه ای، از بزرگان علم و عرفان، هرگز شیفته ی شخصیّت های علمی، فقهی و فلسفی و. .. آنان نمیشد، کاسهی صبرش نمیشکست و حالت واقعیّت یابی را از کف نمیداد. در منظر او، حرمت به اندیشمندان و قبول کردن مجموعهی تفکّرات خاصّ ایشان، هرگز به معنای «بیعت» و «تبعیّت» نیست که هر چه بگویند او نیز با آنان هم عقیده باشد. علاّمه، برای درک حقایق، خود را به موضوعی جز خود آن حقیقت مقیّد نمیکرد. نه تنها شخصیّت زده نبود، بلکه آن را نوعی بیماری میدانست و از آن دوری می جست و این خصیصه از بزرگ ترین رمز موفقیت ایشان در عرصه های فراگیر علمی و ادبی بود. برای مثال او با اینکه به مولوی علاقه ی زیادی داشت، ولی از نقد نظریات او دریغ نمیکرد (حسینی، ۱۳۸۲، ص۲۸).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در جلسهای که استاد جلال الدّین همایی نیز حضور داشت، سخن از شخصیّت مولوی به میان آمد، استاد همایی خطاب به علاّمهی جعفری گفت: من پس از پیامبران و امامان(ع) فردی را به بزرگی مولوی سراغ ندارم و بعید میدانم کسی مانند او پا به عرصهی وجود بگذارد نظر شما چیست؟ علاّمهی جعفری فرمود: «من به خود، اجازه نمیدهم تا پروندهی مغز بشری را ببندم! مولوی، مردی بسیار بزرگ و با عظمت بود؛ امّا اینکه آیا نظیر او نبوده و یا نخواهد آمد، قابل اثبات نیست» ( به نقل از صادق سیّدنژاد۱۳۸۱، ص ۱۷). با یاد آوری این نکته که علاّمه هنگام نقد نظر یک شخص، به شخص او نظر نداشت و هرگز بحث را از حوزهی نظر به حوزهی شخص نمی برد. تمام انتقاداتش را در محور نظرات علمی متمرکز میکرد و کسی را به بهانهی مردود بودن نظریهی علمی اش از نظر اخلاقی و اجتماعی، تخطئه و مخدوش نمیکرد و تنقید و تعبیر را در هم نمی آمیخت. ۲-۳-۶) تواضع و تقوای علمی علاّمهی جعفری با وجود استعداد بسیار قوی، قدرت فکری و علمی که نوعاً غرورانگیز است، هرگز دچار غرور علمی نمیشد، تواضع و تقوای علمی را از دست نمیداد، به استادان خود چه در حضور، چه در غیاب، حرمت می نهاد و حریم استادیشان را پاس می داشت. خود را موجود برتر و ممتاز، نمی شمرد، به هیچ کس و در هیچ شرایطی کبر نمی ورزید. حتّی به مردمان عوام و یا به شاگردان کوچک خود بیاعتنایی نمیکرد، در پذیرش آرا و عقاید دیگران و شنیدن سخنان مخالفان خود، سعه ی صدر داشت. یکی از شاگردانش میگوید: چه بسیار دیده بودم که چنان با دقّت به سخنان کوچک ترین شاگردانش، گوش فرا میداد، که گویی به سخنان و نظریات یکی از برجسته ترین استادان و متخصّصان گوش فرا میدهد (نصری، ۱۳۷۶، ص ۱۶). دانش پژوهان میدانند که این صفت در کم تر کسی تا این حد برجسته است؛ چرا که اغلب اندیش مندان و دانشوران بزرگ، دوست دارند فقط پای صحبت هم پایه های خود بنشینند و یا در شرایط خاصّ زمانی و مکانی سخن برانند که نامشان بر سر زبآنها بیافتد و امتیازی به دست آورند و نسبت به شنیدن گفتار دیگران و کوچک تر از خودشان کم حوصله و بیرغبتند، بلکه برخی از آنان، از سر غرور و بزرگ بینی، غیر از خود، کسی را قبول ندارند تا به سخنش وقعی بگذارند، ولی علّامه، در دریای علم خود، با قطب نمای تقوا حرکت میکرد و در هر جا لازم می دید توقّف می نمود، و منتظر لنگرگاه عظیم و نام و نشاندار، نمی ماند و به طبل تبلیغات، دل خوش نمیکرد(رشاد، ۱۳۷۶، ص ۴۳۶). به هر حال بارزترین نمودهای اخلاق اجتماعی علاّمهی جعفری، فروتنی بی نظیر ایشان است که بی تردید سرّ بزرگ توفیقات عمده ی او به شمار میآید. علاّمهی جعفری رحمه الله علیه هرگونه خدمت به جامعه را تکلیف الهی و حتمیخود میدانست و به همین دلیل استقبال و روی گردانی مردم، هیچ تأثیری در دل و مغز او نمیگذاشت(تفقدی، ۱۳۸۴، ص ۲۰۰). اگرچه نبوغ علمی و شهرت و اعتبار تألیفاتش، مقام بس شامخ و بزرگی را برای او پدید آورده بود، امّا همگان بر این امر متفق هستند که اصولاً تواضع و فروتنی وی نیز پیوسته با افزایش توان و مدارج علمی اش افزون تر میشده است. ۲-۳-۷) اخلاص در عمل کسانی که از نزدیک با علاّمهی جعفری حشر و نشر داشتند اذعان دارند که مهم ترین ویژگی شخصیّت اخلاقی وی اخلاص و تقوا بوده است. نقل شده وقتی کسی به ایشان میگفت: آرزویم این است که همانند شما در علم و دانش مشهور شوم، استاد با آرامش و تانّی خطاب به او میگفت: فلانی! بهتر است انسان گمنام بماند، چرا گمنام بودن هیچ گاه از عظمت آدمی چیزی نمی کاهد. مهم این است که آدمی به تمام حقایق دست یابد. مهم این است که آدمی قدمی که بر می دارد، توام با اخلاص باشد(گلی زواره ای پیشین ، ص ۴۹ ). یکی از نتایج اخلاص مرحوم علاّمهی جعفری این بود که مردم به او علاقه مند بودند. در این باره از خود ایشان نقل شده است: روزی در پاچنار تهران راه میرفتم. یکی از فضلای اهل علم مرا دید و گفت: آقای جعفری تو وضع مالی ات که خوب نیست تا حوایج مردم را بر طرف کنی، پست و مقامی هم که نداری، فقط یک طلبه ی با سواد و پر کار هستی همانند خیلی از طلبه های دیگر. با این حال، تعجّب میکنم که تو این اعتبار اجتماعی را از کجا آورده ای که مردم این قدر به تو علاقه دارند؟ گفتم: در کارهایم یک ذرّه هم خدا را در نظر گرفته ام و ذره ای از کارهایم برای اوست(فاضلی، ۱۳۷۸، ص ۱۲۲). مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده ی علاّمهی جعفری در باره ی ایشان فرمودند: من وقتی تشییع جنازه ی ایشان و این هیجان مردم و کارهای گوناگون دیگر را دیدم، گفتم واقعاً این اثر اخلاص بود و اثر اخلاص همین است. وقتی کسی کاری را محض رضای خدا و برای خاطر اهدافی مقدّس انجام میدهد، خدای متعال هم نمیگذارد که بار او بر زمین بماند و ضایع بشود و بلافاصله پاداش آن را میدهد (به نقل از سیّدنژاد، ۱۳۸۱، ص ۱۷۹). ۲-۳-۸) توجّه به مقتضیات زمان علاّمهی جعفری علاوه بر توجّه به اتقان علمی مباحثی که مطرح میکرد، همواره به نیازها و شرایط و اقتضائات زمان نیز توجّه میکرد و تقریباً همهی آثاری را که تالیف کرده است، با هدف پاسخ به نیازهای فکری روز جامعه به نگارش در آروده است. در دوره ای که آثار برتراندراسل به زبان فارسی ترجمه شد، ایشان با نقد برخی از آثار مهمّ وی، تلاش کرد تا ابعاد مختلف اندیشه های راسل را به دانش پژوهان نشان دهد تا آنان تحت تاثیر اندیشه های نادرست و منفی او قرار نگیرند(گلی زواره ای، ۱۳۷۸، ص۱۱۰). نیز در موقعی که نظریه پردازان ماتریالیست، نظریهی جبر را وسیلهی تبلیغ و ترویج افکار غلط خود قرار میدادند، علاّمه با بررسی همه جانبهی مسالهی جبر از سوء استفادهی بیمورد آنان جلوگیری به عمل آورد. هم چنین در اوایل انقلاب اسلامی، زمانی که مباحث ایدئولوژیکی در بین گروههای مختلف فکری رونق یافته بود، علاّمه با طرح مباحث گستردهی مربوط به مسالهی شناخت، نظریه های مربوط به اندیشه های مادّیگری را مورد نقد و بررسی عالمانه قرار داد و نظریهی مخصوص شناخت از دیدگاه قرآن و اسلام را تبیین کرد (نصری، پیشین، ص۱۸). در سالهای اخیر نیز به موازات مطرح شدن مسایل مربوطه به حقوق بشر و انتقاد به نظام حقوقی اسلام، در دفاع از حقوق اسلامی و نقد حقوق بشر مورد نظر غربی ها، به مقایسهی تطبیقی حقوق بشر اسلامی و غربی پرداخت. و موارد نقص اصول حقوق بشر غربی را مشخص نمود و نقاط قوّت حقوق بشر اسلامی را روشن ساخت. ۲-۴) شیوه و سبک زندگی علاّمهی جعفری یکی از جلوههای نمایان اخلاق اجتماعی علاّمهی جعفری، روحیّهی ساده زیستی و بیرغبتی او به دنیا و تمتّعات و تمایلات دنیوی بود. وی سالهای متمادّی در منزلی محقّر واقع در خیابان زیبا نزدیک میدان خراسان زندگی میکردند و بسیاری از فعّالیتهای علمی دوران حیات خویش، از قبیل پذیرش برخی محقّقان خارجی و انعقاد دروس مختلف علمی و فلسفی برای طلّاب و دانشجویان و نیز کار تألیف و نگارش مجموعهی بزرگ شرح و نقد مثنوی و مجلّاتی ازشرح نهج البلاغه و چندین کتاب مهم را در همان منزل به انجام رسانیدند. در ایّام اوّلیه انتقال به منزل بعدی، برخی نزدیکان و اطرافیان با نظر به مراجعاتی که ایشان از سوی محقّقان خارجی داشتند، پیشنهاد و اصرار میکردند که حدّاقل فرشی برای پذیرایی تهیه شود که علاّمه با روحیه و منش زاهدانهی خویش نپذیرفتند (فروغ دانایی ۱۳۷۷، ص ۶). یکی از فرزندان علاّمه دربارهی سلوک اجتماعی بسیار ساده و طبیعی علاّمه اظهار می دارد: «ایشان از نظر تردّد و رفت و آمد در شهر، بسیار سادّه عمل میکردند. به یاد دارم در ایّامی که مشغول تألیف و تدوین مجموعهی وزین «تفسیر، نقد و تحلیل مثنوی» بودند پس از اتمام هر جلد، اوراق نوشته شده را در بقچهای پیچیده و پیاده برای تحویل آن به چاپخانهی حیدری در خیابان ناصر خسرو میرفتند» (فیضی تبریزی، ۱۳۸۰، ص ۲۳۴). دکتر معین دربارهی ساده زیستی علاّمه میگوید: «شاید بتوان گفت: بزرگ ترین اثر او زندگی اوست و روشی که در پژوهش و تحقیق در پیش گرفته است. با مناعت از حدّاقل زندگی بهره های حدّاکثر برده است». دکتر جلالی هم در این باره میگوید: «بنده شاهکار زندگی و آثار او را همان نحوه ی زندگی کردن ایشان میدانم» (نقل ازفیضی، ۱۳۸۰، ص ۲۳۵). ساده زیستی علاّمه در حدّی بود که خود ایشان در خاطره ای از قم در ارتباط با قضیّهی گرسنگی دوشبانه روزی میگوید: «خاطره ای از دوران تحصیل در قم دارم که آن را عرض میکنم. یک بار دو شبانه روز بود که چیزی برای غذا نداشتم. بالاخره احساس وظیفه شرعی کردم که بروم از بقّال سر کوچه که همیشه از او خرید میکردم مقداری برنج و روغن و خرما بگیرم که بقّال به علّت اینکه وجه آنها را نداشتم و به طور نسیه میخواستم، آنها را از من گرفت و سر جای خود بر گرداند و من به حجره بر گشتم و بر اثر ضعف دچار بی حالی شدم و چارهای جز استراحت نداشتم» (سفری، ۱۳۷۷، ، ص ۲۹). فاضلی بیان میکند: که اغراق نیست اگر گفته شود مرحوم علاّمه مظهر تام و اکمل سادّه پوشی و بی تکلّفی دوران خویش بود. این ساده پوشی و بیتکلّفی بارها باعث شد که شناخته نشود و مورد کم احترامی قرار بگیرد که البته آگاهانه و عالمانه نبود. فقط خدا میداند که از این قضایا چند بار اتّفاق افتاده است (فاضلی، ۱۳۷۸، ص ۴۹). روزنامه نگاری نا آشنا درباره سادّه زیستی و سادّه پوشی علاّمه جملات صریح و روشنی دارد او میگوید: «یک مسئله ی مهم که شخصاً در ایشان دیدم و هرگز نمیتوانم فراموش کنم این بود که ایشان را با آن عظمت علمی و مطرح بودن در سطح ایران و حتّی جهان، در نهایت سادّه زیستی یافتم. بارقهای از آن چه را دربارهی سادّه زیستی و عظمت ائمّه شنیده و خوانده بودم، در وجود او احساس کردم. این رفتار ایشان این اصل مهم را بر من بیش از پیش آشکار ساخت که انسانهای بزرگ مانند سادّه ترین افراد جامعه زندگی میکنند» (به نقل از گلی زواره ای، ۱۳۷۸، ص۱۱۲). خود علاّمهی جعفری میگوید: «از دیدگاه عقل و وجدان و منابع اوّلیهی اسلامی ثابت شده است که با وجود نیاز مردم در جامعه، انسان خدا پرست که معتقد به ارتباط همهی بندگان خدا با ذاتّ اقدس ربوبی میباشد در صورت احساس فقر در افراد جامعه نمیتواند از وسایل مادّی بیش از اندازه ی ضروری بهره برداری نمایند» (جعفری ، ۱۳۷۲، ج۲، ص ۱۴۸). ۲-۵)تلاش های علمی علاّمهی جعفری به رغم سختی و مشقّتهایی که ابتدا با آنها مواجه بود در انجام فعّالیتهای علمی سختکوش بود و پشتکار ایشان قابل توجّه میباشد، کم تر کسی در میان روحانیان یا افراد دانشگاهی سراغ داریم که متجاوز از چهل سال متمادّی شبانه روز به تحقیق، تفحّص و تدریس بپردازد و سخنرانیهای وی از یک هزار متجاوز است و این مجموعه جز به برکت لطف خداوند و پشتکار عظیم و کاری بیسر و صدا و عاری از جنجال فراهم نشده است. علاّمهی جعفری در نهایت فقر مادّی و تنگدستی، به میدان علم و دانش گام نهاد، بخشی از روز را به کار و کارگری و تأمین معاش و بخشی را به تحصیل علوم پرداخت. نخست در تبریز و تهران و سپس در قم و نجف به تحصیل علوم دینی اشتغال یافت. در مدّت یازده سال که در نجف بود، ازاساتید بلند پایه و فقیهان نامداری همچون آیت الله خویی، سیّد عبدالهادی شیرازی، سیّد محمّد هادی میلانی، و شیخ مرتضی طالقانی استفاده شایانی برد و در بیست و یک سالگی به درجهی اجتهاد نایل آمد و به کرسی تدریس تکیه زد و شاگردان شایسته ای تربیت نمود که محمّد باقر صدر و نوّاب صفوی از جمله آنهاست. علّامه، از نظر علمی و فلسفی به مرحله ای رسیّده بود که حضرت امام خمینی (ره) از او به «ابن سینای زمان» و پرفسور دیلی، از او به ارسطوی زمان تعبیر کردند و آیت الله صدر، او را پناهگاه آرزوها، خواند و نوری که بر جهان اسلام نور افشانی میکند. قطع نظر از سخنرانی ها و درس های علاّمه و محوری از فعّالیتهای وی بسیار شگفت انگیز است: اوّل، بحث ها و مناظره های علمی و تخصّصی با دانشمندان و صاحب نظران و متخصّصان خارجی و داخلی در رشته های مختلف که همرا با استدلال های قوی و پاسخ های قانع کننده انجام میگرفت، در حدّی که حاضران از بدیهه گویی و سرعت انتقال و جواب به جا و مناسب استاد، شگفت زده میشدند و گاهی بزرگان علم و ادب و فیلسوفان و فقیهان نیز بر دیدن و شنیدن آن محاضرات و گفتگوهای علمی اشتیاق و اصرار میورزیدند. حضرت امام خمینی(ره) مناظره ی او را با دانشمند روسی، پرفسور «کانگوفسکی» از نزدیک و از زبان خود علاّمه جویا شدند و با علاقه ی تمام به برخی از پرسش و پاسخ جاری بین آنها گوش فرا دادند(نصری، ۱۳۷۶، ص۱۶). دوّم تألیف زیاد آن علاّمه است که هر شخص آگاه را به تحسین و تعصّب وا می دارد که چگونه به تنهایی این بار سنگین را به مقصد برده است و به نقد و تحلیل این همه آرا، پرداخته و به تبیین مبانی ابتکاری و نو ظهور دست یافته است؟ محمّدرضا حکیمی که خود از اندیشمندان متعهّد و پرکار است از فعّالیت شبانه روزی و پر حجم و ظریف و دقیق علاّمهی جعفری در شگفت می ماند و مینویسد: «پشتکار پوشیده ی این عالم مرزبان و فیلسوف غیر محدود اندیش، در آفاق فرهنگ و گسترش باورهای الهی و ردّ تهاجم های فکری شگفت آور است و همچنین، پدید آوردن این همه تألیفات گرانقدر در فرهنگ پهناور اسلامی، آن سان که اگر این آثار نفیس، از آن گروهی از دانشوران و عالمان بود جای اعجاب داشت و اکرام، تا چه رسد که اکنون یک تن به تنهایی به عرضهی آنها پرداخته است» (جعفری، ۱۳۷۹، ص۲۴). یکی از ویژگی های استاد علاّمه جامعیّت و تسلّط ایشان بر رایج ترین فلسفه و علوم انسانی شرق و غرب و نیز تبحّر در علوم مذهبی و معارف دینی است. اندوخته های علمی و فلسفی و دیگر معارف دینی این متفکّر از یک هماهنگی و انسجام شایان توجّهی برخوردار بود به گونه ای که وقتی مطلبی فلسفی یا عرفانی را بیان میکرد مانند این بود که علوم و معارف دینی اندوخته ی وی در دیدگاههایش حاضر است به طوری که آن وحدت عالی در مجموعه علوم سبب شده که تضادّی با دیگر دانش های مذهبی ایجاد نکنند(سبحانی، ۱۳۷۷، ص ۲). بحث های علاّمهی جعفری ازعمق و ژرفانگری برخوردار است و در آنها تحقیقات دقیق دیده میشود و کاوش های وی به گونه ای است که حتّی مخالفین را به پذیرش نظریه های مطرح شده وا می دارد، در گفتگو با طرفداران ادیان الهی به مشترکات و محور قرار دادن حضرت ابراهیم(ع) برای تفاهم میان ادیان، تأکید وافری داشت، در بحث با علمای اهل سنّت نیز در تلاش بوده تا وجوه مشترک فرق اسلامی را اصل قرار دهد تا گامی در جهت وحدت معقول میان مذاهب اسلامی برداشته شود. فضای کاملاً صمیمی در تمام بحث های علاّمه حاکم است و مطالبی که بین او و طرف مقابل مطرح شده مبتنی بر احترام متقابل و به دور از هتک حرمت به عقاید دیگران است (نصری، ۱۳۷۶، ص ۷۳). علاّمه انس دیرینهای با قلم، تفحّص و نوشتن دارد، با نگرش سازنده و خاص، ارتباط و پیوستگی با اندیشه، کتاب و کتابت را «طلبگی» نام مینهد و از روی اهمّیت بیش از اندازهای که به آنها قایل است با ارزش و ارج دیگری در آنها سراغ میدهد و ازاینکه باخود، توفیق انس و زندگی پیوسته با قلم و تألیف و تحقیق را دارا بوده، خدای را سپاسگزار بود و از صمیم قلب شاکر. وی میگوید: «آن چه برای خود من اهمّیت دارد و از این نظر خداوند منّان را همواره شکرگزار هستیم، این است در طول بیست و پنج سال هیچگاه از تدریس و تحقیق و تألیف باز نایستادم و همواره مشغول «طلبگی» بودم. درست مثل اینکه در غیر این صورت هیچ بیکاری نداشتم. از اینرو بسیار راضی و خوشحال هستم و نسبت به خدا سپاسگزارم که به من عشق و علاقه ی کار را عنایت فرموده است»(عرب، ۱۳۷۶ ، ص۷۰). استاد، رسالت والایی برای حقیقت «تحقیق» و طبعاً محقّق در تاریخ بشر استنباط میکند و در جمله ای ژرف و پر معنا، جهت گیری اساسی تحقیق و محققان را چنان صریح و اصولی و سریع بیان میکند که به نظر ما بدون رسیدن واقعی به افق های نهایی و نیز بدون استغراق محض در اقیانوس بی کران تفکّر و جستجو های حقیقت منشانه نمیتوان آن را ادا کرد. هم چنان که بدون این شرایط، به خوبی نیز نمیتوان آن را درک کرد و متوجّه مفهوم حقیقی آن شد. استاد میگوید: «اگر در تاریخ بشری فقط یک نفر در راه آرمان، جان خود را داده و شهید شده باشد، بر محقّق لازم است و بالضّروره باید چنین پدیده ای را مورد تحقیق قرار دهد» (جعفری، ۱۳۷۷ج۱۲ ، ص۲۰۸). معلوم میشود علاّمهی جعفری در «راه آرمان» هر چند محدود و واحد باشد، تحقیق را ضروری میداند. به عبارت روشن تر، تحقیق را تابع «آرمان» و وابسته های آن میداند. فیضی تبریزی میگوید: «اغراق نیست اگر علاّمه را پرکارترین اندیشمند، محقق و نویسنده ی قرن بدانیم. ما شخص دیگری از اهل قم، اندیشمندان و محققان اخیر سراغ نداریم که تا این اندازه تحقیقات و تألیفات سودمند و استثنایی و متنوّع داشته باشد و همچون آن بزرگوار، عالم و اندیشه را با امواج پر قدرت اندیشه های منحصر به فرد و ابداعی خود غافلگیر کند! براستی که استاد در عرصهی تحقیق و بررسی های روشنگرانه و رشدآور، به تنهایی کار ده نفر را انجام داده و با برجای گذاشتن یادگارهای نفیسی چون مجموعهی «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» در ۲۷ جلد و «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی در حدود ۱۵ جلد و کتاب های مایه دار دیگری چون «ارتباط انسان، جهان»، «مبدأ اعلی»، «زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام»، «تحلیل شخصیّت خیّام»، «مولوی و جهان بینیها»، «وجدان» «تعاون العلم والدین»، «حقوق بشر ازدیدگاه اسلام و غرب» و غیر آن که به لحاظ جذّابیت موضوع، جدید و عدم تکراری بودن، هر یک مساوی چند کتاب مشابه اند، دریچه های نوینی در عالم حقایق و علوم گشود، و ضمن اینکه مسیر جدیدی در کار تحقیق و کارهای فکری گشود، برای همیشه در اسوه ی اهل قلم و اندیشه و تحقیق به معنای واقعی کلمه قرار گرفت و همگان را خیره ی نبوغ و توانایی ها و تلاش های خود نمود» (فیضی تبریزی، ۱۳۸۰، ص ۴۶۵). به هرحال آثار علاّمهی جعفری علاوه بر حجیم و گسترده بودن، از ویژگی های مهم تر دیگری نیز برخوردارند که از جملهی آنها میتوان به «تازه و بدیع بودن، چشمگیر، وجدآور و فرحبخش بودن» عمومی تمام آنها اشاره کرد. قالب کتابهای قهرمان میدان تحقیق، شگفت انگیز و بینظیرند. پیش بینی میشود در حول و حوش یا سبک و شرح و بسط یا تحت تأثیر مستقیم و غیر مستقیم آثار و نوشته های فاخر استاد در ده یا بیست سال اخیر، صدها و بلکه هزاران کتاب و رسالهی پر محتوا تصنیف و عرضه شود. ۲-۶) رابطهی علاّمهی جعفری با شخصیّت ها علاّمهی جعفری معتقد است که در جوامع اسلامی شخصیّت هایی وجود داشتهاند که اگر دقیقاً توجّه کنیم همان انسانهای بارز و با ایمان بوده اند که تحریک و امیدواری در مردم پدید میآوردهاند، مثلاً وجود علی بن ابی طالب برای افراد آن چنان نوید دهنده بود که مردم میتوانستند برای تحقّق حقایق دینی ازخویشتن تکاپو نشان دهند. وی معتقد است این تنها اصل امید و حرکت است که شخصیّت ها در بوجود آوردن و تکمیل و اجرای آن عالی ترین نقش را به عهده گرفتهاند و در آن هنگام که انسانی به مقطعی والا در درک عقلانی و معنوی میرسد در حقیقت اگر سخنی بگوید از طرف همهی انسانها گوید، هر چه که شخصیّت ها به افق فکر مردم نزدیک تر باشند تفاهم و درک ایده ی عرضه شده توسط آن افراد مؤثرتر خواهد بود. در تمام تمدّن هایی که در تاریخ بشری ظهور کرده تأثیر این برجستگان در امید و حرکت افراد معمولی عالی ترین نقش را داشته است. علاّمه معتقد است اگر پیشتازان تعلیم و تربیت و مدیریتهای اجتماعی بخواهند انسانهایی را در جامعه پرورش دهند که از اختیار عالی برخوردار باشند حتماً باید در تقویت شخصیّت آنان گام های مؤثری بردارند که هرگونه عوامل لذّت حیوانی و خودخواهی ها نتواند به عنوان انگیزه، فکر و عمل آنان را به هیجان و احساسات زودگذر دچار نموده و سرنوشت حیات آنان را به دست عوامل متّضاد محیط، اجتماع، وراثت، تخیلات و تحریکات غریزی محض دچار سازد و می افزاید: چنین نیست که یک یا چند رفتار اخلاقی عالی و نیز با به جا آوردن دستورات خداوندی فردی دارای یک شخصیّت عالی و نیرومند گردد بلکه برای تبلور عدالت در هویّت و تقویت آن، با دستورات خداوندی تکاپوی مداوم مورد نیاز است که شخصیّت معمولی تدریجاً ضرورت و ارزش عدالت، اخلاق و عمل به دستورات الهی را دریابد (گروهی از نویسندگان ، ۱۳۶۰ ، ص۸۶). وی تأثیر شخصیّت ها را به دو گونه ی عمده تقسیم میکند، آنان که همچون بلاهای طبیعی بسیار خانمان سوز با قدرت نا آگاه وارد میدان خودخواهی شده و با عامل خودکامگی جوامع را بر هم می زنند و حتی بر آنها مسلط میشوند که تأثیری منفی دارند، به موازات این افراد دارای هویّت ثابت و مشرف بر جامعه بوده و با روح کلّی انسانها وابسته هستند. برای بشریت سخن میگویند و آدمیان از روشنایی آنان استفاده میکنند، علی رغم اخلالگری غرض ورزان در عوض کردن این چهره ها یک مشیت الهی در کار بوده که حتماً انسانهای مفید و آنان که برای بشریت قدم برداشتهاند باید پایدار بمانند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
6
این پرسشنامه شامل چهار قسمت اولویت بندی منابع بر مبنای منبع سوم (مربوط به مرحله اول تحقیق)، اولویت بندی منابع بر مبنای استراتژیها (مربوط به مرحله دوم تحقیق)، اولویت بندی استراتژی ها بر مبنای منابع (مربوط به مرحله چهارم تحقیق) و اولویت بندی استراتژیها بر مبنای میزان تاثیر آنها در افزایش کیفیت (مربوط به مرحله پنجم تحقیق) میباشد. متغیرها شامل هشت استراتژی و سه منبع مدیریت کیفیت هستند که استراتژیها عبارتنداز کنترل مستمر هزینه های کیفیت، چک کردن مداوم شکست ها، رویکرد دائمی به سمت هدف، رسیدگی دوره ای کیفیت، انتقال مداوم نظرات مشتریان، استفاده مستمر از دانش افراد، مدیریت مستمر اطلاعات کیفی، مدیریت مستمر سیستم کیفیت (آراویندان و دیگران، 1996) و منابع عبارتنداز منابع سازمانی، تکنولوژیکی و انسانی (هشام و شریف، 2012). نام استراتژیها و علامت اختصاری آنها در جدول 3-2 آورده شده است. جدول3-2: نام استراتژیها و علامت اختصاری آنها
نامگزینه
علامتاختصاری
مدیریت مستمر سیستم کیفیت
MQS
چک کردن مداوم شکستها
CHF
رویکرد دائمی به سمت هدف
ATT
رسیدگی دورهای کیفیت
PQA
انتقال مداوم بازخورد مشتریان
TCF
استفاده مستمر از دانش افراد
UHK
مدیریت مستمر اطلاعات کیفی
QIM
کنترل مستمر هزینه های کیفیت
CQC
اعتبار یا روایی پرسشنامه
مقصود از روایی آن است که آیا ابزار اندازه گیری می تواند خصیصه و ویژگیای که ابزار برای آن طراحی شده است را اندازه گیری کند یا خیر. موضوع روایی از آن جهت اهمیت دارد که اندازه گیریهای نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بیارزش و ناروا سازد (خاکی، 1382). روایی ابزار به کار گرفته شده از یک جهت، نوعی اعتبار محتوایی است که در این پژوهش به دلیل اقتباس از منبع معتبر تائید شده میباشد که به تائید خبرگان نیز رسیده است. از جهتی دیگر، روی تعاریف علمی مربوط به هر کدام از متغیرها درپژوهش آراویندان و دیگران (1996) کار زیادی انجام شده، با توجه به شرایط سازمان مورد مطالعه تعاریف ملموس و واضح تر شده و به تائید رسیده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پایایی پرسشنامه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵- نامواژه انزلی درباره نامواژه انزلی آرای گوناگونی وجود دارد. در لغتنامه دهخدا «انزل» به معنای «نازلتر و پستتر» و «نزل» به معنای «مکان و پایین یا جای پست» آمده است.(سرتیپ پور،۱۳۷۳، ۱۲۹) در فرهنگ گیلکی واژه «زل» به معنای تماس و مماس آمده است. این واژه در ترکیب «آب زل» به کار رفته است که بر سطح زیرین قایق که در تماس با آب است اطلاق میشود. در گذشته مرداب کنونی «آب انزلی» یا «آب لنگری» خوانده میشد. آب انزلی(مرداب) و آب دریا که پیوسته در تماس با یکدیگرند، به گیلکی هم «زل» گفته میشد(سرتیپپور،۱۳۷۰: ۵۶). هنوز این آبزلی در محل برخورد آبهای دریا و مرداب در حوالی موجشکنهای غازیان و انزلی دیده میشود. از این دیدگاه واژه انزلی برگرفته از کلمه گیلکی «همزل» میباشد. در تبدیل واژه «همزلی» به «انزلی» باید گفت چون در فارسی و گیلکی واجهای «ه » و«الف» و همچنین «م» و «نون» در مواردی جانشین یکدیگر میشوند، واژه «همزلی» نیز به «انزل- انزر- انزلی» تبدیل شد. روسها شهر انزلی را «زن زلی» یا «سین سیلی» نامیدند که به زبان روسی به معنای «بمان» یا «توقف کن» است و با واژه «انزل» عربی- که به معنی فرود آمدن است و گروهی واژه انزلی را برگرفته از آن میدانند- همانندی دارد. گرجیها در آثار تاریخی و جغرافیایی خود از این شهر به نام «زن زلی» یاد کردهاند که به معنی «چشم تنگ» است(افشار، ۱۳۷۸: ۱۱۴). ناگفته نماند در گذشته اهالی انزلی به آب کثیف و مرده «آب انزل» میگفتند. هنوز ساکنان پر سن و سال این شهر، این واژه را به این معنا به کار میبرند. بنابراین از این دیدگاه انزلی به معنای «جایگاه آب کثیف»(مرداب) میباشد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۶- ساختار کالبدی شهرستان بندر انزلی باورهای گوناگونی در زمینهی پدیدآیی و شکلگیری بندر انزلی وجود دارد که به یکی از آنها اشاره میشود: الف) انزلی در زمانهای گذشته به صورت جزیره بود. در زمان نادرشاه، تالاب انزلی از ناحیه گلوگاه حدود ده کیلومتری باختر انزلی، از طریق یک آبراه طبیعی به دریا راه داشت. این شهر در حدود سیصد سال پیش به غازیان پیوسته بوده و راه دریا به تالاب از طریق گلوگاه میسر میگردید. غازیان تا چند دهه پیش، گذرگاه بیشماری از رودها بود. بدین سبب به جزایر کوچک و بزرگ بخشبندی میشد. انزلی نیز مانند شبهجزیرهای در سمت باختر تا منطقهی کپورچال به درازای بیست کیلومتر ادامه دارد و همچون سدی تالاب و دریا را از یکدیگر جدا میسازد. در گذشته پیرامون منطقه مسکونی کانونی انزلی را تپههای شنی فراگرفته بود. مردم با هموارکردن این تپهها، جایگاههای سکونتگاهی را گسترش دادند. این گونه تپههای ماسهای هنوز در نواحی کلویر انزلی دیده میشود. از دوره «فتحعلیشاه» قاجار انزلی اهمیت یافت. از این زمان کمکم بر تعداد بناها و ساختمانهای انزلی افزوده شد، از جمله ساختمانهای شهربانی، فرمانداری، عمارت معتمدی، مناره دیدهبان و فانوس دریایی ساخته شد و ناحیهی شهری به سوی جنوب ژرفای بیشتری یافت و ساختار کالبدی کنونی انزلی شکل گرفت. همچنین در زمان فرمانروایی «خسروخان گرجی» در گیلان، وی فرمان ساخت چند گرمابه کوچک به نام باغ شاه را در ناحیه میان پشته صادر نمود. به علاوه، عمارت شمسالعماره در دوران سلطنت «ناصرالدینشاه» در انزلی برپا شد. تالشها، فومنیها، رشتیها، خمامیها، خلخالیها و در دورههای تاریخی روسها، ژرفای شهری و ساختار کالبدی اصلی شهری انزلی وابستگی به دوره «رضاشاه» دارد. بیشتر ساختههای شهری، بناهای مهم و پلهای بزرگ روی تالاب یادگار این دورهاند. ساختار خطی انزلی تا منطقهی کپورچال، دارای بافتی نوین و در پیوستگی به دریا شکل یافته است. در ژرفا بخشیدن به ساختار کالبدی شهر، پدیدهها کارکرد عمدهای داشتهاند، منطقه تجاری شهر که از محدودهی بانک ملی و زیر پل انزلی آغاز میشود. در گذشته این منطقه از طریق آبراهههای خروجی و به وسیله کرجی با پیربازار و دیگر نقاط دادوستد عمدهای داشت. کهنهبازار و شنبهبازار در ناحیهی شهر قرار دارند و بناهای قدیمی آن خود گواه پیشینه دیرین این بازار است. بیشتر بازرگانان از زمانهای گذشته در دو تیمچه این بازار فعال هستند؛ تیمچه امینی که پیشینه یکصدوبیستساله و تیمچه نظری که پیشینه شصتساله دارند. دومین تأثیر را در ساختار کالبدی انزلی، ادارات دولتی و ساختمانهای اعیانی گذارده است. میدان مرکزی شهر که در زمانهای گذشته جایگاه نگهداری جنگافزارهای دولتی بود، ساختمانهای شهرداری، فرمانداری، اداره شیلات با پیشینه یکصدوپنجاه ساله و اداره گمرک با پیشینه سیصدساله در بخشی به کالبد پاره خاوری شهر(غازیان) نقش ویژهای داشتهاند(کشوردوست، ۴۸:۱۳۸۵). ۳-۷- زمینشناسى بندر انزلى در تقسیمات ساختار زمینشناسى ایران بخش شمالى کوههاى البرز را با نام منطقه گرگان- رشت مشخص میکنند. بخش ساحلى آن را دشت ساحلى خزر میگویند که از گرگان تا آستارا و دریاى کوههاى البرز قرار دارد. بخش غربى آن را دشت ساحلى گیلان تشکیل میدهد که وسعتى معادل ۲۲۰۰ کیلومتر داشته و از آستارا تا جنوب شرقى رودسر گسترده شده است، پهناى آن متغیر و حداکثر پهناى آن از بندر کیاشهر تا انزلى میباشد. شهر بندر انزلى بر روى همین دشت ساحلى قرار داشته و نسبت به نزدیکترین ارتفاعات موجود در جنوب آن در حدود ۳۷ کیلومتر فاصله دارد. ۳-۸- توپوگرافى شهرستان بندر انزلى در قسمت شمالى گیلان و در مجاورت دریاچه خزر استقرار دارد و از سطحى هموار برخوردار است. این شهرستان در پایینترین نقطه استان گیلان؛ یعنى در ارتفاع ۳۲- متر از سطح آبهاى آزاد قرار گرفته است. این شهرستان در منطقهاى واقع شده است که سه چهارم آن را آب مرداب انزلى و دریا فرا گرفته است. یکى از مشخصات مهم توپوگرافى این منطقه، فاصله نسبتاً زیاد آن با سرچشمه رودهاست. به طور کلى از لحاظ توپوگرافى این شهرستان از دو قسمت تشکیل شده است: نواحى جلگهاى: اغلب روستاهاى این شهرستان؛ بخصوص روستاهاى دهستان لیجارکى حسنرود در نواحى جلگهاى قرار دارند(این نواحى از باندهاى ماسهاى کنار ساحل تا کوهپایههاى البرز را شامل میشود). نواحى ساحلى: محدوده باریکى است که در امتداد ساحل دریا و نوارمانندی به صورت ممتد کشیده شده و بیشتر روستاهاى چهار فریضه در این ناحیه قرار گرفته است. نقشه ۳-۲- توپوگرافی شهرستان بندر انزلی ۳-۹- اقلیم مطالعه و بررسی ویژگیهای اقلیمی یک منطقه همواره مورد نیاز برنامهریزیهای محیطی بوده و این بررسی در کلیه طرحهای اقتصادی- اجتماعی، حتی سیاسی کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنا به تعریف، اقلیم عبارت است از: «تیپ هوا یا شرایط اقلیمی حاکم در یک محل معین در مدت زمان طولانی». با توجه به مقدمه فوق به منظور انجام مطالعات لازم درخصوص وضعیت اقلیمی منطقه مورد مطالعه گام نخست(با توجه به اینکه روشهای مطروحه در مطالعات اقلیمشناسی یک منطقه) تماماً استناد به آمار و اطلاعات هواشناسی میباشد، لذا با درنظرگرفتن موقعیت جغرافیایی منطقه به شناسایی ایستگاه یا ایستگاههای موجود در منطقه مورد مطالعه میپردازیم. سپس با شناسایی ایستگاههای فوق در مرحله تجزیه و تحلیل دادهها و آنالیز اطلاعات به تفکیک برای بارندگی، دما، رطوبت نسبی، یخبندان و… صورت میپذیرد و در مقیاسهای ماهانه، سالانه، فصلی به بررسی تغییرات آن پرداخته میشود و در زمینه طبقهبندی اقلیمی نیز از طریق روشهای رایج طبقهبندی اقدام و تعیین اقلیم منطقه گردیده است. ۳-۹-۱- بررسی ایستگاه هواشناسی ناحیه مورد مطالعه ایستگاه هواشناسی موجود متعلق به سازمان هواشناسی میباشد که جهت بررسی وضعیت اقلیمی شهرستان بندر انزلی از ایستگاه سینوپتیک انزلی بدلیل کامل بودن آمار استفاده شده است. جدول ۳-۲ مشخصات ایستگاه مورد مطالعه را نشان میدهد. جدول ۳-۲- مشخصات ایستگاه مورد مطالعه
| نام ایستگاه |
طول جغرافیایی |
عرض جغرافیایی |
سال تأسیس |
ارتفاع |
دوره آماری |
| بندر انزلی |
΄۲۸ ˚ ۴۹ |
΄۲۸ ˚ ۳۷ |
۱۳۲۹ |
۲۶- |
۱۳۹۰-۱۳۸۹ |
بارندگی بارندگی یکی از عوامل و پدیدههای مهم در شناخت میزان رطوبت و منابع آبی است. از این رو، ضروری است تا بطور کامل از خصوصیات آن در محدوده مورد بررسی قرار گیرد. شهرستان بندر انزلی به علت موقعیت خاص خود از سمت شمال به دریا و از سمت جنوب خود به رشته کوههای البرز محدود میگردد. از این رو، دارای رطوبت بسیار بالای خزری بوده که خود منتج از جریاناتی است که از سمت شمال و شمال غرب و شمال شرق در فصل پاییز و زمستان به سمت آن میآیند که عمدهترین آن پرفشار سیبری و پرفشار آسیای مرکزی و جریانات مدیترانهای است که باعث افزایش رطوبت و ریزش باران فراوان نسبت به کل کشور در فصل پاییز میگردد. جدول ۳-۳- بارندگی سالانه ایستگاه مورد مطالعه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نام شاخص
۰٫۵۲۲
۰٫۹۱
۰٫۳۰۷
۰٫۳۱۵
۰٫۵۴۲
۰٫۳۳۵
۰٫۸۲۸
۰٫۴٫۳
۰٫۳۹
ضریب پراکندگی
۴-۲-۳٫ فرضیه های تحقیق فرضیه ۱٫میان مناطق آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی از نظر برخورداری از شاخص های آموزشی تفاوت وجود دارد. برای بررسی فرضیه تفاوت بین شاخص ها در ۲۴ منطقه از سطح بندی مناطق با بهره گرفتن از تحلیل خوشه ای استفاده کنم و مناطق را به لحاظ برخورداری و توسعه یافتگی آموزشی در سه سطح محروم، برخوردار و نیمه برخوردار تقسیم می کنیم. با توجه به جدول۴-۲۸ مشخص می شود که بین مناطق ۲۴ گانه از نظر برخورداری از شاخص های آموزشی تفاوت وجود دارد و مناطق به سه دسته برخوردار ، نیمه برخوردار و محروم تقسیم شده اند. به طوری که از نظر شاخص زمینه مناطق آموزشی ارومیه – ناحیه ۱- ارومیه ناحیه ۲- ماکو- نقده- خوی برخوردار، مناطقمیاندواب- مهاباد- صومای برادوست- شاهین دژ- سلماس- چالدران- تکاب- پیرانشهر- بوکان- انزل- پلدشت- سردشت- چایپاره نیمه برخوردار و نازلو- مرحمت آباد- شوط- سیلوانا- اشنویه از مناطق محروم به حساب می آیند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از نظر شاخص امکانات فیزیکی مناطق آموزشی ارومیه – ناحیه ۱- ارومیه ناحیه ۲- نقده- خوی – چایپاره- سردشت- پلدشت برخوردار، مناطقمیاندواب- مهاباد- ماکو – صومای- شاهین دژ- سلماس- چالدران- تکاب- پیرانشهر- بوکان- انزل نیمه برخوردار و مناطق نازلو- مرحمت آباد- شوط- سیلوانا- اشنویه محروم به شمار می روند. از نظر شاخص دانش آموزی مناطق آموزشی ارومیه ناحیه ۱- بوکان برخوردار،ارومیه ناحیه ۲- نقده- شاهیندژ- سلماس- خوی- تکاب- چالدران- انزل نیمه برخوردار و پلدشت- پیرانشهر- چایپاره- سردشت- سیلوانا- شوط- صومای- کشاورز- ماکو- مرحمت آباد- مهاباد- میاندواب- نازلو جزو مناطق محروم هستند. از نظر شاخص نیروی انسانی مناطق انزل- شوط- کشاورز- نازلو برخوردار ماکو- مرحمت آباد- میاندواب- نقده- شاهین دژ- سیلوانا- سلماس- ارومیه- ناحیه ۱- ارومیه ناحیه ۲- پلدشت- تکاب- خوی- صومای- چایپاره- بوکان نیمه برخوردار و مهاباد- سردشت- پیرانشهر- اشنویه- چالدران جزو مناطق محروم هستند. از نظر شاخص اقتصادی ارومیه ناحیه ۱- ارومیه ناحیه ۲- خوی- نقده برخوردار مهاباد- مرحمت آباد- سلماس- تکاب- پیرانشهر- بوکان نیمه برخوردار ومیانواب- نازلو- ماکو- کشاورز- صومای- شوط- شاهین دژ- سیلوانا- سردشت- چایپاره- چادران- پلدشت- انزل- اشنویه جزو مناطق محروم هستند. از نظر شاخص پیشرفت تحصیلی مناطق آموزشی ارومیه ناحیه ۱- نقده- بوکان- خوی- سلماس- ماکو برخوردار، مناطقاشنویه- انزل- مرحمت آباد- تکاب- چایپاره- سیلوانا- شوط- کشاورز- مهاباد- میاندواب- چالدران- ناحیه ۲ ارومیه- -نازلو نیمه برخوردار و مناطق پلدشت- پیرانشهر- سردشت- شاهین دژ- صومای جزو مناطق محروم هستند. از نظر شاخص بروندادهای غیرشناختی مناطق ارومیه ناحیه ۱- نقده- خوی برخوردار،سیلوانا- ارومیه ناحیه ۲- سردشت- انزل- سلماس- کشاورز- بوکان- چایپاره نیمه برخوردار و شوط-تکاب- ماکو- چالدران- صومای- نازلو- شاهین دژ – پلدشت- مهاباد- پیرانشهر- نقده- مرحمت آباد- اشنویه- میاندواب از مناطق محروم به شمار می روند. از نظر شاخص فرایند مدرسه مناطق ارومیه ناحیه ۱- بوکان- پلدشت- سیلوانا- نازلو- نقده جزو مناطق برخوردار ،اشنویه- انزل- ارومیه ناحیه ۲- شوط- سلماس- چالدران- ماکو- شاهین دژ- سردشت- صومای برادوست- مرحمت آباد- میاندواب نیمه برخوردار و مناطق تکاب- مهاباد- پیرانشهر-خوی- چایپاره- کشاورز از مناطق محروم به شمار می روند. از نظر شاخص های تلفیقی مناطق بوکان- ارومیه ناحیه یک و ارومیه ناحیه دو- خوی مناطق برخوردار، نقده و سلماس نیمه برخوردار و اشنویه- انزل – پلدشت- پیرانشهر- تکاب – چالدران – چایپاره- سردشت- سیلوانا – شاهین دژ- شوط- صومای- کشاورز- ماکو- مرحمت آباد- مهاباد- میاندواب- نازلو جزو مناطق محروم هستند. جدول۴-۲۸٫ سطح بندی مناطق آموزشی از نظر برخورداری از شاخص های آموزشی
نام شاخص
مناطق محروم آموزشی از نظر شاخص مربوطه
مناطق نیمه برخوردار آموزشی از نظر شاخص مربوطه
مناطق برخوردار آموزشی از نظر شاخص مربوطه
زمینه خانوادگی
نازلو- مرحمت آباد- شوط- سیلوانا- اشنویه
میاندواب- مهاباد- صومای برادوست- شاهین دژ- سلماس- چالدران- تکاب- پیرانشهر- بوکان- انزل- پلدشت- سردشت- چایپاره
ارومیه – ناحیه ۱- ارومیه ناحیه ۲- ماکو- نقده- خوی
امکانات فیزیکی ( فضا)
نازلو- مرحمت آباد- شوط- سیلوانا- اشنویه
میاندواب- مهاباد- ماکو – صومای- شاهین دژ- سلماس- چالدران- تکاب- پیرانشهر- بوکان- انزل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۱- مفاهیم و تعاریف اولیه Streamline ها تعریف کلی SL ها، ، بدین صورت است که شیب منحنی SL ها برابر با سرعت در هر لحظه داده شده از زمان می باشد. در اینجا پارامتری است که از SL تبعیت می کند در حالی که زمان (فیزیکی) واقعی است. از آنجا که SL ها مستقل از زمان هستند، SL ها توصیف کننده مسیر میدان جریان در هر لحظه داده شده در زمان می باشند. پارامتر ، مدت زمانی که نیاز است یک ذره، مسافت معینی را در راستای SL در زمان واقعی داده شده طی کند، اندازه گیری می کند. دقت شود که در شبیه سازی مخزن، هم و هم شکل مسیر حرکت SL ها مهم هستند. در حالی که در سایر کاربردها تنها مسیر حرکت SL ها مورد توجه است. ۳-۴-۱-۱- برخی از تعاریف Streamline با توجه به اینکه شیب منحنی SL ها برابر با سرعت در هر لحظه داده شده از زمان می باشد، رابطه زیر برقرار می باشد. معادلات (۳٫۱۹) و (۳٫۲۰) به صورت زیر می تواند نوشته شود. حذف پارامتر زمان: در دو بعد، در سه بعد: ساده ترین وضعیت: معادلات جداشدنی باشد. برای مثال، و باشد آن گاه یا می شود. شکل ۳-۳ را ببینید.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شکل ۳-۳: رسم میدان برای . SL ، از شروع شده و تا نقطه دنبال شده است [۳۹]. ۳-۴-۱-۲- Potential Flow فرض کنید یک جریان غیرچرخشی[۸۰] و مستقل از دیورژانس ( جریان غیر قابل تراکم[۸۱]) در دو بعد داریم: تابع تحلیلی (پتانسیل مختلط) به صورت زیر تعریف می شود، از معادله کوشی- ریمان، می دانیم که: تعریف می کنیم ، یا بنابراین هارمونیک است، و و همچنین داریم: که بیان می کند منحنی های و بر هم عمودند. تابع تابع پتانسیل نامیده می شود و تابع جریان (Stream Function) نامیده می شود. از آنجا که سرعت عمود بر سطوح منحنی () می باشد، تابع باید توصیف کننده SL ها باشد [۳۹]. ۳-۴-۲- مقدمه ای بر روش Streamline در شبیه سازی مخازن شبیه سازی جریان سیال بر مبنای SL ، توجه بسیار زیادی را در سال های اخیر به خود جلب کرده است. و هم اکنون به عنوان یک روش کارامد نسبت به روش های سنتی مدل سازی جریان سیال نظیر Finite-Difference مورد توجه است. شبیه سازی بر مبنای SL ، مخصوصا در مخازن با ابعاد بالا و دارای پیچیدگی های زمین شناسی و ناهمگن که جریان سیال متاثر از موقعیت چاه ها و خاصیت سنگ های مخزن ( نفوذ پذیری، تخلخل و … ) و گرانش می باشد، موثر است. اما از طرف دیگر تاثیرات فشار موئینگی در این روش به خوبی مدل نمی شود [۴۰]. شبیه سازی بر مبنای SL بر ۶ اصل بنا شده است: تعقیب کردن مسیر SL ها در سه بعد در مختصات TOF تغییر معادله سه بعدی اشباع به چندین معادله یک بعدی در راستای SL ها به روز رسانی پریودیک SL ها حل عددی معادله ی بعدی در راستای SL ها لحاظ کردن اثر گرانش به کمک اپراتور Splitting گسترش روش به سیال های متراکم[۸۲] از مزایای اولیه روش SL، محاسبات سریع تر، بهبود دقت (کاهش پراکندگی عددی[۸۳])، قابلیت نمایش مدل های زمین شناسی با جزئیات بالا، نمایش کمی جریان و تطبیق سریع تاریخچه مخزن می باشد. سرعت و دیگر ویژگی های متنوع این روش، باعث سودمند واقع شدن این روش در بسیاری از کاربرد ها شده است. سیال ها به جای حرکت بین دو گرید گسسته در روش های سنتی، به طور طبیعی در راستای SL ها حرکت می کنند. حرکت سیال بین گرید های گسسته در مدل سازی مخزن به روش های سنتی FD ، به دلیل ملاحظات پایداری و همگرایی این روش، منجر به محدودیت در انتخاب مرحله زمانی (Time-Steps) می شود. در حالی که با حرکت سیال در راستای SL ، محدودیت های پایداری از بین می رود و این روش به ازای هر مرحله زمانی پایدار است. در نتیجه به دلیل محدودیت های مربوط به گریدها و انتخاب مرحله زمانی، در روش های سنتی ، مراحل زمانی کوچک انتخاب می شوند و این منجر به محاسبه مکرر معادلات اشباع و فشار می شود. که از نظر محاسباتی بسیار پر هزینه است. اما در روش SL ها به دلیل انتخاب مرحله زمانی بزرگ، مسیر SL ها متناوبا به روز می شوند و این باعث هر چه سریع تر شدن این روش می شود[۴۱]. مدل بر مبنای SL جایگزینی برای شبیه سازهای سنتی بر مبنای گرید نمی باشد. اما نقش مهمی در پر کردن فضای خالی میان مدل های زمین شناسی و شبیه سازهای جریان ایفا می کند [۴۲]. ۳-۴-۳- تاریخچه مدل سازی مخزن بر پایه Streamline امروزه شبیه سازی بر پایه SL بر حداقل چهار روش دیگر مدل سازی جریان در مخزن مقدم است. روش های Line-Source/Sink به طور گسترده در صنعت نفت مورد استفاده قرار می گرفته است[۴۳، ۴۴]. این روش از جواب های تحلیلی برای فشار و توزیع سرعت در مخزن استفاده می کنند. محدودیت اصلی این روش نیاز به شرایط همگنی و ضخامت ثابت مخزن می باشد. روش مبتنی بر Streamtube جامع تر است و به صورت موفقیت آمیز در مدل سازی waterflooding و Miscible Flooding به کار گرفته شده است [۴۵-۴۷]. در این روش، محدوده جریان به تعدادی Streamtube تقسیم می شود و محاسبات اشباع سیال در راستای St (Streamtube) ها انجام می شود. اما نیاز به دنبال کردن هندسه St ها در سه بعد, عملی بسیار کند و زمان بر است. بنابراین در اکثر کاربردها، روش St به دو بعد محدود می شود. روش دنبال کردن یک ذره[۸۴] ، در صنعت نفت برای مدل کردن Tracer-Transport در مخازن هیدروکربنی و همچنین کاربردهایی نظیر آب های زیرزمینی مورد استفاده قرار می گیرد [۴۸]. این روش جابه جایی دسته بزرگی از ذرات را ، در راستای مسیرهای حرکت مناسب، دنبال می کند. در حالی که این روش در نزدیکی Steep-Fronts به خوبی کار میکند، برای پروفایل های هموار مناسب عمل نمی کند. در نهایت، روش Front-Tracking ، جلو سیال[۸۵] را به عنوان یک درجه آزادی در محاسبات معرفی می کند [۴۹]. محدودیت این روش بار محاسباتی زیاد آن است. اگرچه روش SL در بسیاری از مفاهیم مشابه روش های پیشین است، اما دارای برخی تعریف های جدید نیز می باشد. به کمک SL ها می توان شبیه سازی را در یک محیط سه بعدی ناهمگن انجام داد. که این امر با تعریف مفهوم زمان پرواز[۸۶] (TOF) SL محقق شده است. زمان پرواز به طور ساده مدت زمان طی شده توسط یک ذره خنثی در راستای SL ها است. کلید اصلی شبیه سازی بر مبنای SL ها جداسازی اثر ناهمگنی های زمین شناسی از معادلات اشباع می باشد. این جداسازی به کمک زمان پرواز SL به عنوان متغییر تصادفی محقق شده است. تاثیر ناهمگنی زمین شناسی در زمان پرواز SL نهفته شده است. به علاوه، در مختصات TOF ، معادله چند بعدی اشباع به چندین معادله یک بعدی در راستای SL ها کاهش می یابد. که مسلما محاسبات مربوط به معادلات اشباع را ساده خواهد کرد. شبیه ساز SL ، برای مدل سازی میدان های با سرعت متغییر در زمان، جریان های متراکم، تحت تاثیر گرانش و دارای شرایط غیریکنواخت مناسب است. در [۵۰] لیست کاملی از تاریخچه شبیه سازی SL آورده شده است[۴۲]. Muskat در سال ۱۹۳۷ یک توصیف اولیه از معادلات تحلیلی تعریف کننده ، تابع Stream ، ، و تابع پتانسیل، ، برای یک محیط ساده دو بعدی با سیال غیر قابل تراکم ارائه داد. اکثر کارهای صورت گرفته در Streamline ها در زمینه آب های زیرزمینی[۸۷] بوده است. آفای Fay و Pratts برای اولین بار در زمینه نفت ، از Streamline ها در دو بعد استفاده نمودند. تمام روش های SL سه بعدی از ایده تعقیب یک دسته ذره[۸۸] به منظور تعریف SL استفاده می کنند. آقای Shafer یک ذره را از تزریق کننده تا تولید کننده به کمک روش رانگ – کوتا ردیابی کرد. روش آقای Shafer به یک سیستم ناهمگن دو بعدی اعمال شد. سپس آقای Pollock [51] ردیابی به کمک رانگ – کوتا را با تعریف تکه ای خطی بودن میدان سرعت در هر گرید ، بهبود بخشید. در نتیجه یک الگوریتم تحلیلی برای ردیابی مسیر SL در هر گرید بدست آمد. آقای Bommer و Schecter معادلات عددی پایستگی جرم را در راستای SL ها ، نگاشت کرد. آقای Dutta-Gupta و King زمان پرواز[۸۹] را در راستای SL معرفی نمود. و سپس یک مدل بر مبنای SL را بر روی یک سیستم دوبعدی ناهمگن با دو چاه پیاده سازی کردند. سپس روش SL ، به یک سیستم سه بعدی توسط آقای Blunt اعمال شد [۴۱]. ۳-۴-۴- روش Streamline شبیه سازی SL، معادلات سه بعدی سیال را با چندین معادله یک بعدی در راستای SL ها تقریب می زند. و ایده اصلی شبیه سازی SL ، جداسازی تاثیر ناهمگنی زمین شناسی از محاسبات حرکت سیال می باشد. از نظر ریاضی این عمل با به کارگیری زمان پرواز SL به عنوان متغیر مختصات، محقق شده است. در واقع به یک سیستم مختصاتی جدید می رویم که در آن تمام SL ها خطوط مستقیم هستند و فاصله با زمان پرواز جایگزین شده است. تاثیر ناهمگنی، در زمان پرواز و منحنی مسیر SL ها لحاظ شده است. از آنجا که محاسبه اشباع در راستای SL ها از گرید مربوط به آن جدا شده است، در انتخاب مرحله زمانی (Time-Steps) هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد. شبیه سازی SL شامل گام های اصلی زیر می باشد: دنبال کردن SL ها بر اساس سرعت میدان که معمولا به طور عددی با روش Finite-Difference (FD) محاسبه می شود. محاسبه زمان پرواز در راستای SL ها محاسبه معادلات جابه جایی سیال (نظیر اشباع و تمرکز[۹۰]) در راستای SL ها به روز رسانی پریودیک SLها به منظور لحاظ کردن اثر تغییر شرایط میدان و تاثیرات جابه جایی سیال مزیت محاسباتی روش SL به چهار عامل وابسته است: ۱) SL ها نیاز به بروز رسانی زیادی ندارند. ۲) معادلات جابه جایی سیال در راستای SL ها غالبا می تواند به صورت تحلیلی حل شود. ۳) پاسخ عددی معادلات یک بعدی در راستای SL ها به قیود زمین شناسی مسئله محدود نشده است. در نتیجه می توان مرحله زمانی بزرگتری را انتخاب کرد. ۴) زمانی که ناهمگنی بر جابه جایی سیال غالب است، زمان محاسباتی معمولا به طور تقریبا خطی با تعداد گرید ها تغییر می کند [۴۲]. ۳-۴-۵- مزایا و معایب Streamline ها در شبیه سازی مخزن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
EDSS کورتز روشی است که ناتوانی را به صورت عددی در ۷ سیستم عملکردی (FS)] عملکردهای هرمی، مخچه ای، ساقه مغز، ، حسی ،روده و مثانه، بینایی و مغزی[ افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس نشان میدهد و شامل ۲۱ امتیاز و ازدامنه ۰تا۱۰ درجه بندی شده است. شرح آیتم ها ۰/۰= معاینه عصبی طبیعی ۰/۱=موجود نبودن ناتوانی، حداقل علائم در یک سیستم عملکردی (FS) ۵/۱= موجود نبودن ناتوانی، حداقل علائم در ۲تا از ۷ سیستم عملکردی ۰/۲=حداقل ناتوانی در یکی از ۷ سیستم عملکردی ۵/۲= حداقل ناتوانی در۲ سیستم عملکردی ۰/۳= ناتوانی متوسط در یک سیستم عملکردی؛ یا ناتوانی خفیف در ۴-۳ سیستم عملکردی، هر چند که بیمار بطور کامل قادر به حرکت باشد. ۵/۳=بیمار کاملا قادر به حرکت است ولی ناتوانی متوسط در یک سیستم عملکردی وناتوانی خفیف در ۱یا۲ سیستم عملکردی؛ یا ناتوانی متوسط در ۲ سیستم عملکردی؛یا ناتوانی خفیف در ۵ سیستم عملکردیوجود دارد. ۰/۴= بیمار می تواند بدون کمک یا استراحت به اندازه ۵۰۰ متر یا بیشتر حرکت کند. ۵/۴= بیمار می تواند بدون کمک یا استراحت به اندازه ۳۰۰ متر یا بیشتر حرکت کند. ۰/۵= بیمار می تواند بدون کمک یا استراحت به اندازه ۲۰۰ متر یا بیشتر حرکت کند. ۵/۵= بیمار می تواند بدون کمک یا استراحت به اندازه ۱۰۰ متر یا بیشتر حرکت کند. ۰/۶=بیمار به کمک یک طرفه برای راه رفتن به اندازه حدود ۱۰۰متر، یا با بدون استراحت نیاز دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۵/۶= بیمار به کمک دو طرفه دائمی برای راه رفتن به اندازه حدود ۲۰ متر، بدون استراحت نیاز دارد. ۰/۷= بیمار حتی با بهره گرفتن از کمک نمی تواند حدود ۵ متر راه برود، محدودیت به استفاده از ویلچر دارد؛ بیمار می تواند به تنهایی بچرخد وجابه جا شود. ۵/۷= بیمار قادر نیست بیش از چند قدم راه برود؛ محدودیت به استفاده از ویلچر دارد؛ ممکن است بیمار برای جابه جا شدن به کمک نیاز داشته باشد. ۰/۸= بیمار اصولا محدود به بستر یا صندلی است یا از ویلچر استفاده می کند ولی در اکثر ساعات روز در خارج از بستر به سر می بردغ بسیاری از عملکردهای مراقبت شخصی بیمار حفظ شده است؛ معمولا بیمار به طور موثر از بازوهایش استفاده می کند. ۵/۸=بیمار اصولا در اکثر ساعات روز محدود به بستر است؛ بیمار تا حدودی ازبازو یا بازوهایش به طور موثر استفاده می کند؛ مقداری از عملکردهای مراقبت شخصی بیمار حفظ شده است. ۰/۹= بیمار بدون کمک در بستر باقی می ماند؛ بیمار می تواند ارتباط برقرار کند و غذا بخورد. ۵/۹= بیمار قدر نیست بطور کامل ارتباط برقرار کند و غذا بخورد. ۰/۱۰= مرگ در اثر MS نمره کسب شده: ………………………. پیوست شماره ۴ به نام خدا آزمون تعادلی برگ وسایل مورد نیاز برای انجام آزمون برگ ۱-صندلی دسته دار ۲-صندلی بدون دسته ۳-تخت معاینه ۴-چهارپایه ۵-متر ۶-زمان سنج نام ونام خانوادگی: تاریخ: شرح آیتم ها نمره (۴-۰) ۱-از وضعیت نشسته ایستادن ……….. ۲-ایستادن بدون کمک ……….. ۳-نشستن روی صندلی بدون تکیه گاه، پاها بر روی زمین ……….. ۴- از وضعیت ایستاده نشستن ……….. ۵- جابه جایی ……….. ۶- ایستادن بدون تکیه گاه با چشم بسته ……….. ۷- ایستادن با پاهای کنار هم و بدون تکیه گاه ……….. ۸- رساندن دستها به جلو با بازوان کاملا کشیده ……….. ۹- برداشتن شیئاز زمین در وضعیت ایستاده ……….. ۱۰- در وضعیت ایستاده چرخاندن سر وتنه به چپ وراست برای نگاه کردن به عقب از شانه ……….. ۱۱- چرخش ۳۶۰ درجه ………. ۱۲- در وضعیت ایستاده قرار دادن پاها بر روی پله (چهارپایه) به طور متناوب ………. ۱۳- در وضعیت ایستاده و بدون تکیه گاه، قرار دادن یک پا جلوی پای دیگر ………. ۱۴- ایستادن بر روی یک پا ………. نمره کل: …………………
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۱۰-روش های اندازه گیری کارایی به طور کلی دو روش برای محاسبه وجود دارد: روش پارامتریک و روش غیر پارامتریک در روش های پارامتریک ، در فرایند محاسبه کارایی ضمن تصریح یک تابع تولید خاص ، پارامتر یا پارامترهایی به روش های اقتصاد سنجی برآورد می شود ، لیکن در روش های غیرپارامتریک علاوه بر آنکه شکل خاصی برای تابع تولید فرض نمی شود ، پارامتری نیز برآورد نمی شود و تنها با بهره گرفتن از برنامه ریزی ریاضی به محاسبه کارایی پرداخته میشود. تحلیل پوششی داده ها نیز از روش های غیر پارامتری است .(حسینی خضرایی،۱۳۸۶:ص۲۴) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱-۱۰-۱-تحلیل پوششی داده ها داستان DEA به موضوع رساله دکتری رودز[۱۶] با راهنمایی استاد راهنمایش آقای کوپر[۱۷] برمی گردد که عملکرد مدارس دولتی ایالات متحده آمریکا را مورد ارزیابی قرار داد. این مطالعه منجر به چاپ اولین مقاله درباره معرفی DEA در سال ۱۹۷۸ گردید. در این سال روش تحلیل فراگیر داده ها توسط چارنز و کوپر و رودز[۱۸] با جامعیت بخشیدن به روش فارل به گونه ای که خصوصیت فرایند تولید با چند عامل تولید و چند محصول را در بر می گیرد به ادبیات اقتصادی اضافه گردید. این روش که عمدتا بعنوان روش اندازه گیری کارایی در جهان شناخته شده است، در حین اندازه گیری کارایی نوعی بازده نسبت به مقیاس تولید را نیز به تفکیک برای بنگاه ها ارائه می نماید. با پیشرفت و تکامل روش فوق،در حال حاضر DEA یکی از حوزه های فعال تحقیقاتی در اندازه گیری کارایی بوده و به طور چشمگیری مورد استقبال پژوهشگران جهان قرار گرفته است.این روش برای ارزیابی عملکرد سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی که اطلاعات قیمتی آنها معمولادر دسترس نیست یا غیر قابل اتکاء است ، کاربرد قابل ملاحظه ای دارد . در این روش به جای لفظ تولیدکننده به منظور جامعیت بخشیدن عموما به عنوان واحد تصمیم ساز [۱۹]بکار برده می شود. این متد(DEA) که تکنیک برنامه ریزی خطی را به کار می گیرد از جمله روش های ناپارامتریک تخمین توابع هم مقداری تولید(تولید یکسان) می باشد. به طور کلی تخمین توابع تولید یکسان یا تخمین تابع تولید مرزی به عنوان شاخص استاندارد مقایسه ،مورد نیاز هردو روش اندازه گیری کارایی(DEA و SFA) می باشد .(مهرگان،۱۳۸۳:ص۱۲۳-۱۲۴) در روش تحلیل پوششی داده ها برای محاسبه کارایی از نسبت موزون خروجی ها بر ورودیها استفاده می شود ، که وزن ها مقادیر دلخواهی را برای حداکثر کردن مرز کارایی بنگاه اختیار می کنند ، به شرط آنکه اگر وزن ها ی انتخاب شده برای بنگاه p ام ، در محاسبه کارایی سایر بنگاه ها نیز لحاظ شود ، کارایی آنها را بیش از یک نسازد .و بر همین اساس مدل های BCC و CCR و جمعی ارائه گردید. همه این مدل ها ، دارای دو گرایش با ماهیت خروجی و ورودی بوده و به صورت مدل مضربی و مدل پوششی مطرح می باشند. ۲-۱-۱۰-۲-مدل نسبت CCR در اندازه گیری نسبی واحدها فارل برای ساختن یک واحد مجازی بر مجموع موزون واحدها تمرکز نمود و به عنوان یک وسیله سنجش متداول برای اندازه گیری کارایی فنی رابطه زیر را پیشنهاد کرد. کارایی=مجموع موزون خروجی ها بر مجموع موزون ورودی ها در صورتیکه هدف بررسی کارایی n واحد که هر کدام دارای m ورودی و خروجی است باشد ، کارایی واحد i ام (i =1،۲،………، n)به صورت زیر محاسبه می گردد . میزان ورودی i ام برای واحد j ام (m،….،۲،۱=i) میزان خروجی r ام برای واحد j ام (s،….،۲،۱=r) وزن داده شده به خروجی r ام (قیمت خروجی r ام) وزن داده شده به ورودی iام (هزینه ورودی iام) مورد مهم در رابطه فوق این است که این وسیله سنجش کارایی ، نیازمند مجموعه ای از وزن ها است که برای تمامی واحدهای تحت بررسی مورد استفاده قرار گیرد . در این رابطه به دو نکته باید توجه داشت : اول اینکه ارزش ورودی ها و خروجی ها می تواند متفاوت و اندازه گیری آنها مشکل باشد و از طرف دیگر ممکن است واحدهای مختلف به گونه ای عملیات خود را سازمان دهند که خروجی هایی با ارزشهای متفاوت ارائه کنند. لذا نیازمند وزن های متفاوتی در اندازه گیری کارایی می باشند . چارنز ، کوپر و رودز مشکل فوق را شناخته و برای حل این مشکل در مدل خود به ورودی ها و خروجی ها وزن های مختلفی را اختصاص دادند و واحدهایی را مطرح کردند که می توانند وزن هایی را که برای آنها متناسب تر و روشن کننده تر در مقایسه با سایر واحدها باشد را بپذیرند .در تحت این شرایط مدل ارائه شده آنها برای ارزیابی واحد تحت بررسی که از این به بعد آن را واحد صفر می نامیم از حل مدل برنامه ریزی خطی زیر به دست می آید که نام مدل نسبت ccr است .برای ساختن مدل فرض کنید n واحد موجود است و هدف ارزیابی کارایی واحد تحت بررسی (واحد صفر یا واحد تصمیم گیرنده) که ورودی های را برای تولید خروجی های مصرف می کند است. در صورتیکه وزن های تخصیص داده به خروجی ها (یا قیمت خروجی ها) با و وزن تخصیص داده شده به ورودی ها (یا هزینه خرید ورودی ها) با نشان داده شود آنگاه کسر زیر باید حداکثر گردد.
این روش را باید برای سایر واحدها نیز انجام داد.به این ترتیب = (کارایی واحد صفر) ۱≥کارایی تمام واحدها متغیرهای مساله فوق وزن ها بوده و جواب مساله مناسب ترین و مساعدترین مقادیر را برای وزنهای واحد صفر ارائه و کارایی آن را اندازه گیری می کند . مدل ریاضی آن به صورت زیر می باشد:
مدل ریاضی فوق به مدل CCR معروف می باشد . در مدل فوق اگر ها خیلی بزرگ و ها خیلی کوچک باشد ، مقدار نسبت های بیان کننده محدودیت ها ، بی نهایت و نا محدود خواهد شد . برای جلوگیری از چنین مشکلی تمامی نسبت ها (کارایی واحدها) «را کوچکتر یا مساوی » یک در نظر می گیرند و به عنوان محدودیت وارد مدل می کنند. لازم به توضیح است که در محدودیت ها به جای یک ، هر عدد مثبت دلخواه دیگر مانند k می توان قرار داد ، در این صورت کارایی واحدها نسبت به سطح سنجیده می شود . ۲-۱-۱۰-۳- مدل مضربی (اولیه) CCR با ماهیت ورودی به طور کلی مدل های تحلیل پوششی داده ها به دو گروه خروجی محور و ورودی محور تقسیم شده اند که در ادامه در مورد آنها توضیح داده می شود. این مدل از تبدیل خطی مدل بالا که به صورت برنامه ریزی غیرخطی نوشته شده بود به دست می آید . در این روش استدلال بر آن است که برای حداکثر کردن مقدار یک عبارت کسری کافی است که مخرج کسر معادل یک عدد ثابت در نظر گرفته شده و صورت کسر حداکثر گردد .براین اساس ، مخرج کسر را معادل یک قرار داده و مدل جدیدی به صورت مدل زیر به دست می آید . این مدل را فرم مضربی می نامند.
۲-۱-۱۰-۴- مدل های خروجی محور همانطور که قبلاً گفته شد کارایی را می توان از دو دیدگاه تمرکز بر ورودی ها (نهاده ها) و خروجی ها (ستانده ها) مورد بررسی قرار داد . چارنز ، کوپر و رودز (۱۹۸۱) کارایی را با توجه به این دو دیدگاه به صورت زیر تعریف کردند : در یک مدل ورودی محور ، یک واحد در صورتی ناکاراست که امکان کاهش هریک از ورودیها بدون افزایش ورودی های دیگر و یا کاهش هر یک از خروجی ها وجود داشته باشد. در یک مدل خروجی محور ، یک واحد در صورتی ناکاراست که امکان افزایش هریک از خروجی ها بدون افزایش یک ورودی و یا کاهش یک خروجی دیگر وجود داشته باشد . یک واحد وقتی کارا خواهد بود ، اگر و فقط اگر هیچ کدام از دو مورد فوق امکان تحقق نیابد . کارایی کمتر از یک برای یک واحد بدین معنی است که ترکیب خطی واحدهای دیگر می تواند همان مقدار خروجی را با به کارگیری ورودی های کمتر ایجاد کنند . مدل های توضیح داده شده قبل بر ورودی ها متمرکز بود . ۲-۱-۱۰-۵- مدل BCC یکی از ویژگیهای مدل تحلیل پوششی داده ها ساختار بازده به مقیاس آن می باشد . بازده به مقیاس می تواند «ثابت» یا «متغیر» باشد . بازده به مقیاس بدان معناست که افزایش در مقدار ورودی منجر به افزایش خروجی به همان نسبت می شود . در بازده متغیر ، افزایش خروجی بیشتر یا کمتر از نسبت افزایش در ورودی است . مدل های CCR از جمله مدلهای با بازده ثابت نسبت به مقیاس است . مدلهای بازده ثابت به مقیاس زمانی مناسب است که همه واحدها در مقیاس بهینه عمل کنند . در ارزیابی کارایی واحدها هرگاه فضا و شرایط رقابت ناقص محدودیت هایی را در سرمایه گذاری تحمیل کند موجب عدم فعالیت واحد در مقیاس بهینه می گردد. در سال ۱۹۸۴ بنکر، چارنز و کوپر مدل جدیدی را عرضه کردند که با توجه به حروف اول نام آنان به مدل BCC شهرت یافت .مدل BCC مدلی از انواع مدلهای تحلیل پوششی داده هاست که در ارزیابی کارایی نسبی واحدهایی با بازده متغیر نسبت به مقیاس می پردازد . مدل های بازده به مقیاس ثابت محدودکننده تر از مدل های بازده به مقیاس متغیر می باشند . زیرا مدل بازده به مقیاس ثابت واحدهای کارای کمتری را در بر می گیرد و مقدار کارایی نیز کمتر می گردد ، علت این امر حالت خاص بودن مدل «بازده ثابت به مقیاس » از مدل «بازده متغیر به مقیاس» می باشد . اضافه شدن یک محدودیت به صورت به سایر محدودیت های مدل CCR موجب می شود که مرز حاصل از این مدل به صورت محدب باشد . ۲-۲ بخش دوم- پیشینه پژوهش داونپورت وهمکاران (۱۹۹۸)مطالعه ای را در سطح ۳۱ پروژه مدیریت دانش که در۲۴شرکت انجام می گرفت ،بررسی کرده. در این پژوهش هشت عامل شناسایی شده که در پیاده سازی مدیریت دانش نقش بسزایی داشته اند. لی بوویتز(۱۹۹۹)شش عامل مهم را در پیاده سازی موفق مدیریت دانش شناسایی کرده است. وی بیان می دارد که برای پیاده سازی موفق مدیریت دانش، حمایت مدیریت عالی از استراتژی(راهبرد)مدیریت دانش، مدیر دانش ارشد و یا معادل آن و زیر ساخت مدیریت دانش،گونه شناسی دانش ومخازن دانش، نظام ها و ابزارهای مدیریت دانش، مشوق های محرک تشریک دانش وفرهنگ حمایتی را لازم می داند. هالس اپل وجوشی (۲۰۰۰)سه طبقه کلی (مدیریت، منابع و محیط) را که برروی مدیریت دانش در سازمان ها تأثیر می گذارد، بیان می دارند که هریک از این طبقات نیز شامل عوامل متفاوت دیگری است. حسنلی(۲۰۰۲) این عوامل را در پیاده سازی موفق مدیریت دانش به موارد زیر محدود می سازد: رهبری، فرهنگ، ساختار، نقش ها و مسئولیت ها، زیر ساختهای فناوری اطلاعات و اندازه گیری. وانگ و اسپین وال(۲۰۰۵)تعداد عوامل مدیریتی را که بر روی پیاده سازی موفق مدیریت دانش مؤثر هستند در قالب یازده مورد بیان داشته اند. عوامل استخراج شده از سوی وانگ و اسپین وال موارد یازده گانه شامل عوامل زیراست : رهبری و حمایت مدیران عالی، فرهنگ، فناوری اطلاعات ،اهداف و راهبرد، ارزیابی، زیر ساختهای سازمانی، فعالیت ها وفرایندها ی سازمانی، مشوق ها، منابع، آموزش ،مدیریت منابع انسانی. اخوان وهمکاران پژوهش دیگری را در سال (۲۰۰۸)انجام داده اند که از میان سی وسه عامل اولیه در ادبیات موضوع بوده به شانزده عامل برگزیده رسیده اند. این عوامل شامل :تعاملات وارتباطات ،امنیت شغلی، فضای ریسک پذیری سازمان، مدیریت منابع انسانی، کار تیمی، تشریک دانش، آمادگی سازمانها برای پذیرش مدیریت دانش، نگرش نظام مند به مدیریت دانش، معماران مدیریت دانش، ابزارهای فناوری و پایگاه داده برای تحقیقات دانش، مستند سازی، مخازن دانش، ارزیابی عملکرد، الگوبرداری، مدیران دانش ارشد. میقدادی وهمکاران (۲۰۰۸)پژوهشی انجام دادند که عوامل مهم در پیاده سازی موفق مدیریت دانش همان یازده موردی است که وانگ و اسپین وال(۲۰۰۵)آن را مطرح کرده اند. پژوهش رشمن وهمکاران (۲۰۱۰)درباره کسب وکارهای کوچک و متوسط مالزی و پاکستان نشان می دهد که محققان عوامل مهم موفقیت را در قالب دوازده مورد بیان داشته اند که شامل موارد زیر می شود:حمایت های مدیریت عالی، فرهنگ مناسب دانشی، منابع مالی ،زیر ساختهای فناورانه ،روابط بین بخشها ،توسعه منابع انسانی ،به کارگیری افراد دانش مدار ،راهبرد مدیریت دانش، پاداشها ومشوق های عملکرد دانش، فعالیتها وفرایندهای نظام مند مدیریت دانش، ارزش های محوری کسب وکار و زیر ساختهای سازمانی. پژوهش والمحمدی (۲۰۱۰)نیزعوامل زیر را بیان می دارد :حمایت های مدیریت عالی، فرهنگ سازمانی، زیرساختهای فناورانه، راهبرد مدیریت دانش، اندازه گیری عملکرد، زیر ساختهای سازمانی، فعالیتهاوفرایندها، پاداشها ومشوق ها، محدودیتهای منابع، تعلیم وآموزش، مدیریت منابع انسانی و الگوبرداری. در سال (۱۳۸۷)پژوهشی در زمینه شناسایی عوامل اساسی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش صورت گرفت که نتیجه پژوهش دوازده مورد کلیدی را در پیاده سازی مدیریت دانش به شرح زیر شناسایی کرد :حمایت مدیریت عالی، زیر ساختهای سازمانی، فرهنگ، مدیریت منابع انسانی، فرایند، اندازه گیری موفقیت مدیریت دانش، منابع سازمانی والگوبرداری رقابتی، راهبرد واهداف، آموزش ویادگیری سازمانی، انگیزش ونظام پاداش دهی که براساس تحلیل های انجام شده سه عامل مدیریت راهبردی و زیرساخت سازمانی و فرهنگ مهمترین عوامل اساسی موفقیت تعیین شد و منابع سازمانی و الگوبرداری رقابتی که با اهمیت ترین شدند(طالبی وهمکاران،۱۳۸۷: ۱-۱۷). داونپورت و پرابست با انجام مطالعه موردی وبررسی شرکتهای بزرگی مانند آمازون دات کام لیستی از عوامل کلیدی موفقیت را برای پیاده سازی مدیریت دانش ارائه کرده اند که عبارت است از: رهبری ،اندازه گیری عملکرد، خط مشی سازمانی،کسب واشتراک دانش،ساختار سیستم های اطلاعاتی،الگوبرداری و آموزش(Davenport& Probst, 2002). اسکریم وآمیدون با بررسی سازمانهای پیشرو در مدیریت دانش هفت عامل اساسی موفقیت در مدیریت دانش از جمله پیوند قوی با الزامات کسب وکار، چشم انداز و معماری اجباری رهبری دانش، فرهنگ، یادگیری مداوم، زیرساخت فناوری، را برشمرده اند (Skyrme,1997&( Amidon. در تحقیقی که توسط هونگ و همکاران در خصوص عوامل کلیدی موفقیت در بکارگیری سیستم مدیریت دانش برای صنعت دارو سازی انجام شده است هفت عامل در موفقیت سیستم مدیریت دانش مورد شناسایی قرار گرفته است که عبارتند از :استراتژی الگوگیری و ساختار دانشی اثر بخش، فرهنگ سازمانی، زیر ساخت سیستم اطلاعاتی، یادگیری وآموزش افراد، رهبری وتعهد قوی مدیریت ارشد، محیط یادگیری وکنترل منابع، ارزیابی از آموزش حرفه ای وکار تیمی(Hung.et.al,2005: 164-168). مطالعه دیگری که برای شناسایی عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش توسط هلسپل وجوشی انجام شده است. آنها عوامل کلیدی را به سه دسته، مدیریتی، منابع و محیطی دسته بندی کرده اند که اثرگذارهای مدیریتی شامل :هماهنگی، کنترل، رهبری و سنجه ها؛ اثرگذارهای منابع متشکل ازدانش، افراد، منابع مالی و غیر مالی است. در حالیکه اثرگذارهای محیطی مشتمل بررقابت،بازارها، اضطرار زمانی، جو اقتصادی و دولت است(Holsapple, Joshi, 2000,235-261).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پروژه های عمرانی در افق برنامه بر اساس اولویتهای راهبردی و شرایط اقتضایی شهر انتخاب و بر اساس مکانیزمهای علمی اداره و اجرا می گردند. چشم انداز حوزه ایمنی تهدیدات در افق برنامه بر اساس سناریوهای تدوین شده شناسایی و رتبه بندی گشته اند و تمهیدات لازم برای مبارزه با انها بر اساس اولویت به شیوه موثری در حال اجرا خواهند بود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
چشم انداز حوزه فرهنگی شهرداری کاشان در افق برنامه ارتقاء محسوس نشاط جمعی و اصلاح رفتارهای شهروندی در جهت تسهیل تحقق رسالت شهرداری را مد نظر قرار دارد. چشم انداز حوزه ترافیک ترافیک شهر کاشان در افق برنامه، ضمن شناخت اولویتهای اصلاح فرایندها و اهمیت پروژه ها با روانتر شدن عبور و مرور در هسته مرکزی شهر بر اساس اجرای با اولویت پروژه های اجرایی روبرو خواهد بود. چشم انداز تحول اداری نقطه آرمانی شهرداری در حوزه تحول اداری در سال ۹۵ ، مشروعیت غالب اقدامات وبرنامه های شهرداری در نزد افکار عمومی و شهروندان و به ویژه اندیشمندان وصاحبنظران از طریق ایجاد نظام اداری پویا و هوشمندی که ضمن تکریم اربابان رجوع ومراقبت بر پاسخگویی صحیح و بموقع و لحاظ شفافیت در همه عملکردها ، بر اساس مکانیزمی عقلایی وموجه به تصمیم گیری و اجرای برنامه های خود دست زده و در این امر به مشارکت بخش خصوصی و شهروندان نیز تاکید دارد محقق گردیده باشد. چشم انداز اقتصادی شهرداری در افق برنامه ، نهادی ارزش آفرین در توسعه تسهیلات به ویژه برای گسترش تعداد و بازده بنگاههای اقتصادی در حوزه خدمات در مقام قیاس با شهر رقیب است که درآمدهای آتی آن از عملکرد این بنگاهها ، افزونتر از هزینه تامین این تسهیلات خواهد بود . چشم انداز نهایی شهر کاشان در افق سال ۱۳۹۵ شهرداری کاشان در افق برنامه مدیریت مجموعه شهری ( کاشانی ) سالم ، بانشاط ، باهویت اسلامی - ایرانی و جذاب برای زندگی و کسب و کار را به عنوان نهادی مشارکت محور با عملکرد شفاف و مورد اعتماد شهروندان ، پیمانکاران و سرمایه گذاران به عهده خواهد داشت که در آن ضمن تعیین و اجرای نظام مند اولویتهای اقتضایی پروژه های عمرانی، ترافیکی و ایمنی و الگوی مصوب شهرسازی در مسیر توسعه کالبدی ، اجتماعی و اقتصادی شهر با تکیه بر اخذ منابع مالی از گردش کسب و کارهای فعال در شهر و در بستر گسترش بنگاههای خدمات حرفه ای حرکت خواهد کرد .(دفتر مطالعات و تحقیقات شهرداری کاشان،۱۳۸۹) ۲-۶)پیشینه تحقیق ۲-۶-۱)تحقیقات خارجی لسی و همکاران (۲۰۱۲)در تحقیقی با موضوع “اثربخشی سازمانی سازمانهای غیردولتی وغیرانتفاعی” به این یافتهها رسیدند که: ۱-از لحاظ علمی، بررسیهای تک بعدی اثربخشی سازمانی مفید نیست. ۲-میزان دانش درخصوص اثربخشی سازمانی تحت الشعاع کارهای مفهومی قرار دارد، درحالی کهباید پژوهشهای تجربی انجام شود. ۳- توافق درخصوص عملیاتی نمودن اثربخشی سازمانی زودگذر میباشد. مانزور (۲۰۱۱) پژوهشی با عنوان “تأثیر تحریک کارکنان بر اثربخشی سازمانی” در پاکستان انجام داد. یافتهها حاکی از آن است رابطه مثبتی بین تحریک و انگیزش کارکنان بر اثربخشی سازمانی وجود دارد. شارما و کار (۲۰۱۱) در تحقیقی تحت عنوان"توانمند سازی محیط و اثربخشی سازمانی” به این نتایج دست یافتند که: ۱-کارکنان بخشهای دولتی نسبت به بخش خصوصی اثربخش تر هستند. ۲-در بخش خصوصی بر مدل روابط انسانی اثربخشی سازمانی تأکید میشود. ولی در بخش دولتی بر مدل هدف منطقی تأکید میگردد. ۳- بین توانمندسازی ساختاری و اثربخشی سازمانی رابطه وجود دارد و این رابطه در بخش دولتی بالاتر از بخش خصوصی است. ۴- بین توانمندسازی روانی و اثربخشی سازمانی رابطه وجود دارد. ایدین و سیلان(۲۰۰۹) تحقیقی را با موضوع “آیا ظرفیت یادگیری سازمانی بر اثربخشی سازمانی تأثیر دارد؟” در ترکیه انجام دادند. یافتهها نشان داد که رابطه معناداری بین اثربخشی سازمانی و ظرفیت یادگیری سازمانی وجود دارد. گودشتاین و بارک[۴۶] ( ۱۹۸۰) در تحقیقات خود در برنامه های تغییر در راه آهن بریتانیا عناصر متعددی را شناسایی کردند.تعدیل نیروی کاری ،انتصاب مدیریت جدید،برنامه های آموزشی برای کمک به کارگران ومدیران منجر به خروج از انجماد شدو به آنها اجازه داد تغییرات اثر بخشی انجام دهند.آنها از طریق تغییر در آموزش ،ساختار،و نیروی انسانی به اثر بخشی سازمانی رسیدند.(هچ،۱۳۹۱) ژاانک، یان و مکلین[۴۷] (۲۰۱۰)مقاله ای با عنوان تاثیر فرهنگ ،ساختار و استراتژی سازمانی بر اثر بخشی سازمان با توجه به نقش تعدیل کننده مدیریت دانش انجام داده اند.نتایج این مطالعه نشان داد که مدیریت دانش رابطه بین فرهنگ و اثر بخشی سازمان را بطور قوی و رابطه بین ساختار و استراتژی را بطور ضعیف تقویت میکند. در ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻮ[۴۸] ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎری ارﯾﻮن[۴۹] در ﺳﺎل ۲۰۰۴ اﻧﺠﺎم دارﻧﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺘﻤﺮﮐﺰی ﺑﺮای ﺗﻌﯿﯿﻦ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﯾﮏ ﮔﺮوﻫﯽ از ﻣﺘﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. اﯾﻦ ﮔﺮوه ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ ﺧﻠﺒﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ و ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ ﺻﻔﺎت اﺻﻠﯽ ﯾﮏ ﻣﺘﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﺷﺎﻣﻞ ﺷﺶ ﺻﻔﺖ ﻣﺮﮐﺐ ﺟﺪا ﺷﺪه ﯾﮏ ﻣﺘﻔﮑﺮ ﯾﻌﻨﯽ ۱. رﻫﺒﺮ ﺧﻮب ۲. ﺗﺠﺴﻢ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪت ﺳﻨﺎرﯾﻮﻫﺎی آﯾﻨﺪه ۳. ﺷﮑﻞ ﮔﺴﺘﺮده اﺳﺘﺮاﺗﮋی و اﺟﺎزه دادن ﺑﻪ ﺟﺰﺋﯿﺎت ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻫﻢ ۴. دﻧﺒﺎل ﮐﺮدن ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺑﺮای ﺗﻮﺳﻌﻪ آﻧﭽﻪ ﺑﺎﺷﺪ ۵. ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ اﻟﮕﻮﻫﺎ ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻔﮑﺮ ﺷﻬﻮدی ۶. ﺑﺎزﻧﻮﯾﺴﯽ ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺑﺎزی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ رﻫﺒﺮی ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ گودشتاین و بارک[۵۰] ( ۱۹۸۰) در تحقیقات خود در برنامه های تغییر در راه آهن بریتانیا عناصر متعددی را شناسایی کردند.تعدیل نیروی کاری ،انتصاب مدیریت جدید،برنامه های آموزشی برای کمک به کارگران ومدیران منجر به خروج از انجماد شدو به آنها اجازه داد تغییرات اثر بخشی انجام دهند.آنها از طریق تغییر در آموزش ،ساختار،و نیروی انسانی به اثر بخشی سازمانی رسیدند.(هچ،۱۳۹۱) ژاانک، یان و مکلین[۵۱] (۲۰۱۰)مقاله ای با عنوان تاثیر فرهنگ ،ساختار و استراتژی سازمانی بر اثر بخشی سازمان با توجه به نقش تعدیل کننده مدیریت دانش انجام داده اند.نتایج این مطالعه نشان داد که مدیریت دانش رابطه بین فرهنگ و اثر بخشی سازمان را بطور قوی و رابطه بین ساختار و استراتژی را بطور ضعیف تقویت میکند. ۲-۶-۲)تحقیقات داخلی شیوا و دامودار (۲۰۱۲)در پژوهشی با عنوان “رهبری تحولی، فرهنگ سازمانی، اثربخشی سازمانی و نتایج برنامهها در سازمانهای غیردولتی” که در هند انجام دادند به این نتایج رسیدند که رهبری تحولی، فرهنگ سازمانی را به وجود میآورد و فرهنگ سازمانی، اثربخشی سازمانی را در سازمانهای غیردولتی افزایش میدهد. درواقع رهبری تحولی به طور مستقیم بر اثربخشی سازمانی تأثیر ندارد. به علاوه اثربخشی سازمانی، نتایج تضمین شده برنامهها را بهبود میبخشد. توفیقی و همکاران (۱۳۸۹)در تحقیق پیرامون “تأثیر تغییرات سازمانی بر شاخصهای سلامت سازمان و ارتباط آن با اثربخشی سازمانی” به این یافته رسیدند که اثربخشی سازمانی همبستگی مثبت، مستقیم و معناداری با شاخصهای سلامت سازمان دارد. سیدنقوی و همکاران (۱۳۸۹) طی پژوهشی با عنوان “فرهنگ و استراتژی و تأثیر آن بر اثربخشی سازمانی: با نگاهی بر مدیریت دانش” به این نتیجه رسیدند که مدیریت دانش کاملاً در رابطه بین فرهنگ و اثربخشی سازمانی و نسبتاً در رابطه بین راهبرد و اثربخشی سازمانی نقش میانجی را بازی میکند. دیواندری (۱۳۹۰) در تحقیق خود تاثیر استراتژی های تحول را در صنعت بانکداری ایران مورد بررسی قرار می دهد، طی تحقیقات بعمل آمده ،صنعت بانکداری در ایران با بهره گرفتن از الگوهای تغییر استیس و دانفی ،الگوی کرت لوین و الگوی هرسی و بلانچارد مورد بررسی قرار گرفت . در این تحقیق میزان تغییرات سازمان ها برای انجام تغییرات استراتژیک با دو متغیر انعطاف پذیری و انسجام و یکپارچگی درونی سازمان سنجیده می شود.داده های حاصل از تحقیقات میدانی نشان می دهد انعطاف پذیری بانکهای تجاری در برابر خواسته ها و نیازهای محیطی اندک است و در عوض از انسجام و یکپارچگی بالایی برخوردار است و در برابر تغییر مقاومت می کند. توفیقی و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقات خود که درباره تاثیر تغییرات سازمانی بر شاخص های سلامت سازمانی و ارتباط آن با اثربخشی به این نتیجه رسیده اند که تغییرات سازمان باعث کاهش اثر بخشی سازمان می شود. تاثیرات تغییر بر سلامت سازمانی با لحاظ اثربخشی ارتباط معناداری دارد،یعنی اگر تغییر باعث کاهش سلامت سازمان شود،اثر بخشی را نیز کاهش می دهد. لازم است که بعد از تغییرات سازمان شاخص سلامت سازمان اندازه گیری شده و معایب آن برطرف شود. حسنی و سامری (۱۳۸۹) در تحقیق خود تحت عنوان اثر بخشی سازمانی مدارس با بهره گرفتن از مدل پارسونز به این نتیجه رسیدند که بین اثربخشی سازمانی و مولفه های تعهد سازمانی و نوآوری ،رضایت شغلی و منابع انسانی رابطه معناداری وجود دارد.از میان عوامل جمعیت شناختی تنها جنسیت رابطه معناداری با اثربخشی سازمانی مدارس دارد. همانطور که میدانیم عامل منابع انسانی یکی از استراتژی های چهارگانه تحول به شمار می آیدکه در تحقیق( کاظمی ،۱۳۸۶) تاثیر ساختار منابع انسانی بر شاخص های اثر بخشی در شرکت سیمان در بورس اوراق بهادار تهران سنجیده می شودو نتایج زیر حاصل میگردد: با توجه به نتایج حاصل از فرضیات رابطه معناداری بین سطح تحصیلات کارکنان،سطح تجربه کارکنان،پویایی سازمان و سطح تجربه ی مدیران وجود دارد.پس می توان به این نتیجه رسید که میان ساختار منابع انسانی و اثر بخشی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. گوهری پور (۱۳۸۸) در مقاله خود رابطه ساختار سازمانی با اثر بخشی سازمانی در ادارات تربیت بدنی مطالعاتی انجام داده است .وی به این نتیجه رسیده است که ارتباط معناداری بین ساختار سازمانی و ابعاد آن با اثر بخشی سازمانی در ادارات تربیت بدنی وزارتخانه های منتخب مشاهده نشده است . ﻧﺎﻇﻤﯽ، ﻣﺮﺗﻀﻮی و ﺟﻌﻔﺮﯾﺎن (۱۳۸۹) ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ارﺗﺒﺎط ﺗﻔﮑﺮ راﻫﺒﺮدی و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ و ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺗﻌﺪﯾﻞﮐﻨﻨﺪه ﻣﺘﻐﯿﺮ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮ اﯾﻦ ارﺗﺒﺎط را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﻤﻮدﻧﺪ. آنﻫﺎ در اوﻟﯿﻦ ﻗﺪم، ﻣﺪل ﺟﺎﻣﻌﯽ ﺑﺮای ﺗﻔﮑﺮ راﻫﺒﺮدی اﺳﺘﻨﺘﺎج و ﻃﺮاﺣﯽ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﺎ روش ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ / ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ آزﻣﻮن ﻧﻤﻮدﻧﺪ .آنﻫﺎ ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺮﮐﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺖﻫﺎی ﻓﻌﺎل در ﺑﻮرس ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﺎ ﺗﻮزﯾﻊ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﻣﯿﺎن ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ و ﻣﯿﺎﻧﯽ اﻗﺪام ﺑﻪ ﺟﻤﻊآوری دادهﻫﺎ ﻧﻤﻮدﻧﺪ. ﻧﺘﯿﺠﻪ ارﺗﺒﺎط ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮ راﻫﺒﺮدی و ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺷﺮﮐﺖﻫﺎی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﭘﯿﺪا ﺷﺪ، وﻟﯽ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، راﺑﻄﻪ ﺗﻔﮑﺮ راﻫﺒﺮدی و ﻋﻤﻠﮑﺮد را ﺗﻌﺪﯾﻞ ﻧﮑﺮدﺗﺤﻘﯿﻖ دﯾﮕﺮی ﮐﻪ را ﺧﺰاﻋﯽ و ﻣﺸﺒﮑﯽ در ﺳﺎل ۱۳۸۷ اﻧﺠﺎم دادﻧﺪ. اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ و رواﺑﻂ ﻣﯿﺎن آنﻫﺎ ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از ﻣﺪلﺳﺎزی ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺗﻔﺴﯿﺮی، ﻣﺪل ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ را ﻃﺮاﺣﯽ ﮐﺮده اﺳﺖ. اﺑﺰار ﺟﻤﻊآوری دادهﻫﺎ، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻫﺪف اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ در ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ و ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽرواﺑﻂ و ﺗﻌﺎﻣﻼت آنﻫﺎ ﺑﻮد. در ﻣﺪل آنﻫﺎ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺗﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ در ﭼﻬﺎر ﺳﻄﺢ و ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﯿﺰان واﺑﺴﺘﮕﯽ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻗﺪرت ﭘﯿﺸﺒﺮﻧﺪﮔﯽ دﺳﺘﻪﺑﻨﺪی ﺷﺪﻧﺪ. ﻋﻨﺎﺻﺮی ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ، دارای ﻣﺎﻫﯿﺖ ﭘﯿﺮو ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻋﻨﺎﺻﺮی ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦﺗﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ، دارای ﻗﺪرت ﭘﯿﺸﺒﺮﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺪل اراﺋﻪ ﺷﺪه، ﻣﺒﻨﺎﯾﯽ ﺑﺮای ارزﯾﺎﺑﯽ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﺗﻔﮑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ در ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﻄﺢﺑﻨﺪی ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮیﻫﺎی ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ در ﺧﺼﻮص اوﻟﻮ ﯾﺖﺑﻨﺪی اﻗﺪاﻣﺎت و ﺑﻬﺒﻮد آﻣﻮزشﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎر راﻫﮕﺸﺎ ﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاریﻫﺎی ﻣﻠﻤﻮس و ﻏﯿﺮ ﻣﻠﻤﻮس ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﮔﺮدد . ﮐﻔﭽﻪ و رﺣﻤﺎنﺳﺮﺷﺖ (۱۳۸۷) ﻣﺪﻟﯽ را ﺑﺮای ﺗﻔﮑﺮ راﻫﺒﺮدی اراﺋﻪ دادﻧﺪ ﮐﻪ آن را ﺑﺘﻮان در ﺳﻄﺢ ﺳﺎزﻣﺎن ﻋﺮﺿﻪ ﮐﺮده و آزﻣﺎﯾﺶ ﻧﻤﻮد. اﯾﻦ ﻣﺪل، ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﻣﺸﺎرﮐﺖ اﻓﺮاد ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن در ﺳﻄﻮح ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ در ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗ ﻔﮑﺮ راﻫﺒﺮدی و ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺮ اﯾﻦ ﺳﻄﺢ از ﻣﺸﺎرﮐﺖ اﺳﺖ تحقیقات مختلفی پیرامون تاثیر استراتژی های تحول و اثربخشی سازمانی یا هریک از ابعاد این استراتژی ها بر اثربخشی سازمانی در خارج و داخل کشور صورت گرفته است که به اختصار به پیشینه چند تحقیق اشاره می شود . تحقیقات داخلی :(دیواندری ،۱۳۹۰) در تحقیق خود تاثیر استراتژی های تحول را در صنعت بانکداری ایران مورد بررسی قرار می دهد، طی تحقیقات بعمل آمده ،صنعت بانکداری در ایران با بهره گرفتن از الگوهای تغییر استیس و دانفی ،الگوی کرت لوین و الگوی هرسی و بلانچارد مورد بررسی قرار گرفت . در این تحقیق میزان تغییرات سازمان ها برای انجام تغییرات استراتژیک با دو متغیر انعطاف پذیری و انسجام و یکپارچگی درونی سازمان سنجیده می شود.داده های حاصل از تحقیقات میدانی نشان می دهد انعطاف پذیری بانکهای تجاری در برابر خواسته ها و نیازهای محیطی اندک است و در عوض از انسجام و یکپارچگی بالایی برخوردار است و در برابر تغییر مقاومت می کند. ( توفیقی و همکاران ،۱۳۹۰) در تحقیقات خود که درباره تاثیر تغییرات سازمانی بر شاخص های سلامت سازمانی و ارتباط آن با اثربخشی به این نتیجه رسیده اند که تغییرات سازمان باعث کاهش اثر بخشی سازمان می شود. تاثیرات تغییر بر سلامت سازمانی با لحاظ اثربخشی ارتباط معناداری دارد،یعنی اگر تغییر باعث کاهش سلامت سازمان شود،اثر بخشی را نیز کاهش می دهد. لازم است که بعد از تغییرات سازمان شاخص سلامت سازمان اندازه گیری شده و معایب آن برطرف شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصوات شعر وجود دارد. وزن به شعر نظم و هماهنگی خاصی می بخشد و باعث می شود خواننده از شعر لذت ببرد « هر چه این تناسب بیشتر باشد وزن دلپذیرتر است و بیشتر احساس می شود» (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۶: ۴۰).مهم ترین عاملی که شعر و موسیقی را به هم پیوند می دهد، ریتم یا وزن است. هجاهای کوتاه و بلندی که به طور متوالی در کلام به کار می رود، باعث ایجاد موسیقی گوشنوازی در شعر می شود و وزن آن را ایجاد می کند. وزن از ارکان موسیقی شعر است و یکی از مهم ترین راه های دست یابی به زیبایی اثر شاعر تحلیل وزن شعر اوست (حسینی، ۱۳۷۱: ۵). وزن تا به آن اندازه در زیبایی و تاثیر بخشی شعر نقش دارد که دکتر شفیعی آن را پس از عاطفه از مهم ترین و موثرترین نیروها در شعر محسوب می کند. سخن منثور هر قدر مخیل باشد، زمانی بر روح ها تاثیر می گذارد و زبان دل و احساسات می شود که با وزن همراه باشد (وحیدیان کامیار، ۱۳۶۹: ۵). وزن در زبان فارسی به سه دسته تقسیم می شود: وزن عروضی(از لحاظ کوتاهی و بلندی هجاها)، نیمایی (آزاد) و سپید (شاملویی). وزن زبان فارسی از نوع اوزان کمی است؛ یعنی بر اساس کوتاهی و بلندی هجاهاست. اگر چه زبان عربی نیز دارای وزن کمی است، ولی هر زبانی وزن خاص خود را می طلبد و نمی توان آن را به دیگری تعمیم داد. «وزن ظرف اندیشه شاعر است، ظرفی که (از صفای می و لطافت جام/ به هم آمیخته است جام و مدام…) از مظروف بازش نمی توان شناخت» (خرمشاهی، ۱۳۷۳ :۵۵۰). هر چند عنصر اصلی موسیقی شعر را صدا تشکیل می دهد، ولی روح آن وزن است و با دمیدن به واژه ها نقش تعیین کنندهای در انگیختن خیال که برجسته ترین شاخصه شعر است ایفا می کند (البرز، ۱۳۸۱: ۱۷۴). «وزن در حقیقت موسیقی متن شعر است و اگر با مضمون ناهماهنگ باشد این دوگانگی به شعر لطمه می زند و اثر نامطلوبی در گوش شنونده می گذارد» (وحیدیان کامیار،۱۳۷۰: ۱۲۰)، بنابراین وزن و محتوای شعر باید با یکدیگر همسویی و هم خوانی داشته باشند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۲- تاثیر وزن بر شعر ۱-از عوامل تخییل: «وزن از اسباب تخییل است و هرموزونی بوجهی از وجوه مخیل باشد» (خواجه نصیر الدین طوسی، ۱۳۶۹: ۲۲). ۲- «به کلمات خاص هر شعر تاکید می بخشد و امتیازی از نظر کشش کلمات ایجاد می کند» (شفیعی کدکنی،۱۳۷۶:۴۹). ۳- لذت موسیقایی: اولین تاثیر شعر در خواننده از لحاظ موسیقایی است. لذتی که از خواندن یک شعر و کلام موزون در خواننده، ایجاد می شود و تاثیری که در دل و ذهن او ایجاد می کند با خواندن یک متن بدون وزن یا نثر، این اتفاق نمی افتد. ۴- تاثیر در نفوس: شعر وسیله بیان احوال و اندیشه درونی شاعر است و وزن این امکان را برای شاعر فراهم می کند تا شادی و غم درونی خود را با بهره گرفتن از وزن مناسب طوری بیان کند که در خواننده تاثیر گذار باشد. ۵- تحرک و پویایی شعر: با تکرار منظم و توالی هجاها و ارکان شعری حرکت و پویایی در شعر ایجاد می شود و آن را از حالت رکود و ایستایی خارج می کند. ۲-۳- اوزان به کار رفته در اشعار اوحدی تاثیر وزن در شعر قبل از محتوا است. خواننده اولین تاثیر را از لحاظ حالات شادی یا غم از وزن یک شعر دریافت میکند و همچنین لذت موسیقایی یک شعر نیز به وسیله وزن به خواننده منتقل می شود. اوحدی در اشعار خود به وزن و موسیقی بیرونی توجه داشته است، موسیقی بیرونی در دیوان وی چشمگیر و از تنوع خاصی برخوردار است. وی به عنوان شاعری توانا و آشنا به شعر و موسیقی، در دیوان خود از اوزان مطبوع و پرکاربرد از جمله بحر رمل، هزج، مضارع و رجز بهره برده است و گاهی نیز از اوزان نادر و کم کاربرد مانند: متدارک، کامل، مقتضب، قریب و طویل که کمتر مورد استعمال شاعران دیگر بوده، استفاده کرده است و با بهره گیری از طبع توانای خود اشعاری سروده و مهارت و استعداد خود را در شاعری نمایان کرده است. اوزان به کار رفته در دیوان وی هم از نوع جویباری و ملایم و نشانگر روح آرام وطبع لطیف شاعرانه وی است، مانند: (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن)، (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) و هم از نوع تند و خیزابی و نشانگر شور و هیجان و مستی درونی شاعر است، مانند: (مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن)، (مفتعلن، مفتعلن، مفتعلن، مفتعلن). اوزان خیزابی: «اوزان تند و محرکی هستند که اغلب، نظام ایقاعی افاعیل عروضی در آن ها، به گونه ای است که در مقاطع خاصی نوعی نیاز به تکرار را در ذهن شنونده ایجاد می کند و غالبا از رکن های سالم و مزاحفی تشکیل شده که حالت «ترجیع» و « دور» در آن ها محسوس است» (همان: ۳۹۳). مثال: آن کــه رخ عـاشقـان خـاک کـف پـای اوسـت بـا رخ او جـان مـا، در دل مـا جـای اوسـت (ص۱۱۵،ب۵) اوزان جویباری: « اوزان جویباری، از ترکیب نظام ایقاعی خاصی حاصل می شود که با همه زلالی و زیبایی و مطبوع بودن، شوق به تکرار در ساختمان آن ها احساس نمی شود و ساختار عروضی افاعیل نیز در آن ها به گونهای است که رکن های عروضی در آن عیناً تکرار نمی شوند»( همان: ۳۹۵). مثال: هـر کـه در حلقـه زلف تو گرفتار بماند همچو من سوخته و خسته دل و زار بماند (ص۱۸۱،ب۶) اوزان دیوان وی همه دلنشین و نشان ذوق خوش شاعر است، ولی آنچه بیشتر سبب زیبایی و خیال انگیزی اشعار وی شده است، استفاده از اوزان دوری و اوزان پرتحرک و پویا و خیزابی است که با تکرار منظم و ریتم تند و شاد خود روح نشاط و سرزندگی به اشعار وی بخشیده و باعث التذاذ درونی در خواننده می شود: دل به کسی سپردهام کو همه قصد جان کند کام کسی روا نکرد، اشک بسی روان کند (ص۱۸۹،ب۱۶) وزن این بیت (مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن)، بحر رجز مثمن مطوی مخبون است که از اوزان شاد و خیزابی است و با تکرار منظم و ریتم دلنشین خود، خواننده را با شعر همسو می کند و باعث دلنشینی شعر و تاثیر آن در دل و جان وی می شود. تـا رسـم جگرخـواری پیش تـو روا باشد عشـاق تو را مشکـل کـاری به نوا باشد (ص۱۵۹،ب۱) وزن این بیت (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن)، بحر هزج مثمن اخرب و از اوزان دوری است که وزنی پر تحرک و پویاست و شعر را موسیقاییتر و خیال انگیزتر می کند. از ۴۳ وزن به کار رفته در دیوان اوحدی، اوزان جویباری و ملایم چشمگیرتراست و حدود ۷۲ درصد از اشعار وی را در برمی گیرد، از جمله ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) (مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن)، (مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن) و … مستـان خـواب را خبـری از وصـال نیست دل مرده را سماع نباشد چو حال نیست دینـت خدای داد و زبان داد و عقـل نیست یاد خـدای کن به زبـانی که لال نیست (ص۱۰،بب۱و۲) وزن این شعر (مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن) وبحر آن مضارع اخرب مکفوف محذوف است و جزو اوزان جویباری و ملایم است که دور یا ترجیع در آن وجود ندارد و به نوعی با روح آرام شاعر عجین است و با همه روانی و دلنشینی خود در جان خواننده اثر می کند. همانطوری که اشاره شد، اوحدی به عنوان شاعری توانا و آشنا به موسیقی در دیوان خود از ۴۳ وزن متنوع سود برده و اشعار زیبایی را در این اوزان خلق کرده است که مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن(مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) اولین و پرکاربردترین وزن و پس از آن، فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن(رمل مثمن محذوف) دومین وزن پرکاربرد و مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن سومین وزن پرکاربرد اشعار وی می باشد. از میان اوزان به کار رفته در دیوان وی اوزان جویباری بیشتر مورد توجه شاعر بوده و بسیاری از اشعارش را در این اوزان سروده است. (۲-۱) جدول اوزان کاربردی در دیوان اوحدی:
| اوزان |
قصاید |
ترکیبات |
ترجیعات |
مربع |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بعد ساختار طراحی : این بعد بیان گر سازمان دهی کلی و چگونگی دستیابی به اطلاعات موجود در وب سایت است. سهولت راهنمایی اغلب به عنوان یک کلید برای ترویج اعتماد آن لاین ذکر شده است. به عبارت دیگر کاربران باید بتوانند اطلاعاتی که در وب سایت به دنبال آن هستند را به راحتی بیابند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
بعد محتوایی : این بعد بیان گر اجزای اطلاعاتی است که به صورت متنی و یا گرافیکی در وب سایت وجود دارد. تعدادی از محققان بر اهمیت نام تجاری به این خاطر که باعث ترویج شهرت آن لاین سازمان می شود تاکید کرده اند. بعد عوامل اجتماعی : این بعد بیان گر لزوم در نظر گرفتن عوامل اجتماعی در تارنما مانند وجود تعاملات چهره به چهره و نیز استفاده از وسایل ارتباطی تامین کننده این امر در وب سایت است (وانگ و امورین ، ۲۰۰۵). در مدل فرایند محور چند بعدی ایجاد اعتماد ، به بعد محصول ( ویژگی هایی از محصول که به ترفیع اعتماد خریدار می پردازد مانند معروفیت مارک تجاری ،کیفیت ، در دسترس بودن و تنوع محصول) و بعد مبادله ( ویژگی هایی از قبیل روش پرداخت ، خدمات پس از فروش که عملیات تبادل محصول را قابل اعتماد می کند) اشاره می کنند (کیم و همکاران ،۲۰۰۵). هم چنین کیفیت محصول را به عنوان یکی از سه رکن اساسی ایجاد اعتماد معرفی کرده اند (شانکر و همکاران ،۲۰۰۲). در هرم اعتماد در تجارت الکترونیک ، به نحوه فروش به عنوان یکی از عوامل هسته ای ایجاد اعتماد اشاره می کنند (دایل[۷۵] و همکاران ،۱۹۹۹). خدمات پس از فروش برای محصول ، هم چنین وجود خط مشی های برگشت دادن محصول در افزایش اعتماد مشتریان در تجارت الکترونیک بسیار موثر است (حسینی و همکاران ، ۱۳۸۷). بنابراین با توجه به مطالعات پیشین فرضیات سوم و چهارم تحقیق به شکل ذیل بیان می شوند. H3. ابزارهای الکترونیک بر اعتماد مشتریان تاثیر مثبت دارد. H4. آمیخته بازاریابی بانک بر اعتماد مشتریان تاثیر مثبت دارد. ۲-۲-۱۶-۳-۳.متغیرهای زیر ساختی متغیرهای زیر ساختی متغیرهایی هستند که به عوامل محیطی و پیرامونی تجارت الکترونیک ارتباط دارند و وجود آن ها پیش زمینه ای برای انجام مبادلات الکترونیکی است (حسینی و همکاران ، ۱۳۹۰). محققانی هستند که ضرورت ایجاد قانونی حمایتی برای مشتریان در صورت وجود معاملات نامطمئن از سوی تجار آن لاین را مورد نظر و بررسی قرار داده است (همفیل[۷۶]،۲۰۰۲). وانگ و امورین بیان کرده اند که حتی با این مقررات مشتریان نیاز دارند که در برابر وب سایت های فریبنده حمایت شوند ( وانگ و امورین ، ۲۰۰۵). هم چنین در مدل فرایند محور چند بعدی به بعد نهادی (زیر ساخت های حقوقی و قانونی ، زیر ساخت های اعتباری و…) و بعد فن آوری ( سیستم های اطلاعاتی و ویژگی های نرم افزاری به عنوان عامل موثر بر اعتماد در تجارت الکترونیک اشاره می کنند (کیم و همکاران ،۲۰۰۵). لذا با توجه به تحقیقات انجام گرفته می توان فرضیه پنجم را این گونه بیان کرد : H5. زیر ساخت های قانونی و مخابراتی بر اعتماد مشتریان تاثیر مثبت دارد. ۲-۲-۱۷. تصویر ذهنی در مورد تصویر ذهنی گفته شده که : مجموعه ای از عناصری است که فراتر از درک صرف فرد تشکیل می شود. دراین راستا برخی نویسندگان تصویر ذهنی شرکت را « نتیجه خالص تعامل از همه تجربیات ، برداشت ها ، باورها و احساسات و دانش مردم در مورد شرکت » می دانند. درونی سازی این عناصر به این معناست که محققین ، تصویر ذهنی را به عنوان یک مفهوم غیر قابل لمس می شناسند و این که می تواند توسط هر فرد از روش خودش درک شود. بنابراین هرگز ادراک یک نفر با فرد دیگری یکسان نخواهد بود. با بهره گرفتن از این استدلال ، پژوهشگران بیا کرده اند که تصویر شرکت تنها یک موضوع واحد نیست ، چون هر گروه از مردم بر اساس نوع تجارب و رابطه با شرکت ، برداشت خود را از آن دارد (فلاوین و همکاران ، ۲۰۰۴). تصویر ذهنی مجموع ادراکات در مسیری است که سازمان خود را معرفی نموده و این کار از طریق مشخصات شرکت که به صورت عمدی از منابع قابل کنترل یا به صورت اتفاقی از منابع غیر قابل کنترل انجام می گیرد ناشی می شود (چاتانانون و همکاران[۷۷]،۲۰۰۷). تصویر ذهنی در ذهن مشتری از طریق فرایند و رویه ای شکل می گیرد که به موجب آن اطلاعات در ذهن مشتری به شکل معانی مشخص و طبقه بندی شده سازماندهی می گردد. ۲-۲-۱۷-۱. عوامل موثر بر تصویر ذهنی در تحقیقی مجموعه ای از ۵ عامل درادبیات موضوع شناسایی نمودند که دارای تاثیر بالقوه ای بر ادراکات مشتریان از تصویر ذهنی می باشد ، هویت شرکت ، شهرت و اعتبار ، خدمات ارائه شده ، محیط فیزیکی ، برخورد و رفتار پرسنل (لی بلانس[۷۸] و همکاران ،۱۹۹۶ ). در تحقیقی دیگر عوامل موثر بر تصویر ذهنی را در ده بخش قیمت محصول ، خدمات پس از فروش ، شیوه دریافت وجوه از مشتریان ، اجرای کامل تعهدات ، تنوع محصولات ، رعایت موازین اخلاقی ، رشد نسبی مستمر سازمان ، خلاقیت و نو آوری ، دسترسی به محصولات ، کیفیت خدمات معرفی کرده اند (مقدمی و زارع ،۱۳۸۷). گروهی نیز به نقش بازاریابی اجتماعی و تاثیر آن بر تصویر ذهنی اشاره نموده اند و عوامل تاثیر گذار بر تصویر ذهنی مشتریان را به سه دسته تقسیم نموده اند. این عوامل عبارتند از مشخصات برنامه های بازاریابی ، ارتباطات سازمانی و ویژگی های جمعیتی (چاتانانون و همکاران ، ۲۰۰۷). به نقلی از الوسون و فامبورن عوامل تشکیل دهنده تصویر ذهنی را در سه قالب سازمانی ، شخصی و محیطی بیان کرده است (کازولایس[۷۹] ،۲۰۰۱). هم چنین به تاثیر مثبت اعتماد آن لاین بر رفتار و تمایل مصرف کننده به خرید و استفاده از محصولات اشاره می کند (استلیک ،۲۰۱۱). هم چنین در مطالعه خود به تاثیر اعتماد بر هنجارهای ذهنی مشتری اشاره کرده اند و بیان داشته اند که این هنجار ذهنی در نهایت می تواند باعث افزایش استفاده از خدمات الکترونیک بانک شود (تقوی فرد و همکاران ،۱۳۹۱). لذا با توجه به تحقیقات یاد شده در زمینه تصویر ذهنی می توان فرض ششم را این گونه بیان کرد که : H6. اعتماد مشتریان بر تصویر ذهنی آنان تاثیر مثبت دارد. ۲-۲-۱۸. اینترنت اینترنت عموما به مجموعه ای از شبکه ها گفته می شود که اولا به صورت فیزیکی به هم متصل هستند . ثانیا می توا ند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و منابع اطلاعاتی را با هم به اشتراک بگذارند و ثالثا تحت پروتکل واحد و یا پروتکل های سازگار با هم به صورت یک شبکه واحد ، عمل کنند. برای اینکه چنین شبکه ای بتواند برقرار شود ، شبکه ها و رایانه های موجود دراینترنت باید به یکی از دو طریق زیر عمل کنند:
-
- به کارگیری زبان یکسان برای برقراری ارتباط با یکدیگر
-
- به کارگیری مترجم و مفسر مناسب برای درک زبان یکدیگر
اینترنت برای کاربران خود امکان دسترسی به انواع اطلاعات مورد نیاز به صورت متن ، صوت ، تصویر، نرم افزارها و … را فراهم می کند . کاربران با بهره گرفتن از اینترنت می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این تسهیلات با بهره گرفتن از مجموعه ای از سرویس ها و ابزارهای متنوع ارتباطی و مبادله کننده اطلاعات صورت می گیرد.پست الکترونیک ، انتقال فایل ، پایانه راه دور ، تور جهان گستر[۸۰] تنها گوشه ای ازاین سرویس ها می باشد. نحوه شناسایی یک ایستگاه کاری به صورت سرویس گیرنده یا سرویس دهنده درمحیط شبکه محلی ، شهری و یا جهانی می تواند به اشکال زیر باشد: از طریق نام کامپیوتر[۸۱]: هر کامپیوتر دارای یک نام است و در محیط شبکه می توان از طریق این نام کامپیوتر ، مورد نظر را شناسایی کرد. از طریق شماره منحصر به فرد کارت شبکه[۸۲] : هر کارت شبکه استاندارد دارای یک شماره شناسه منحصر به فردی است که می توان در محیط شبکه از طریق این شماره شناسه کامپیوتر مورد نظر را شناسایی کرد. از طریق آدرس پروتکل اینترنت[۸۳]: در محیط شبکه اینترنت هر کامپیوتر متصل به این شبکه جهانی دارای یک IP حقیقی است که کامپیوترهای دیگر در صورت عدم وجود این شناسه بر اساس نوع طبقه این IP می توانند به اینترنت متصل شوند . ۲-۲-۱۸-۱.گستره اینترنت یکی از شاخص هایی که می توان میزان توسعه و گسترش تجارت و بانکداری الکترونیک در یک کشور و یا منطقه را به وسیله آن سنجید ، میزان نفوذ اینترنت است ، به نحوی که می توان بر حسب سهم جمعیتی و میزان نفوذ اینترنت ، کشورها و مناطق را درخصوص میزان توسعه و گسترش تجارت و بانکداری الکترونیک به طبقات مختلف« بالا» ، «متوسط» و« پایین» تقسیم نمود . شکی نیست که گسترش اینترنت و افزایش تعدادکاربران موجب گسترش تجارت الکترونیکی گردیده است ، اما این بدان معنی نیست که افزایش تعداد کاربران به همان میزان موجب افزایش تجارت الکترونیکی گردد . در کشورهای در حال توسعه کاربران اینترنتی که در فعالیتهای تجارت الکترونیکی دخالت دارند کمتر از سطح میانگین این شاخص قرار دارند . شاید این امر به دلیل بازدهی کم سرمایه و پایین بودن سطح استفاده از کارتهای اعتباری و فقدان محصولات و خدمات و یا پشتیبانی ضعیف باشد. ۲-۲-۱۸-۲. میزان دسترسی و کیفیت اینترنت دسترسی به اینترنت و رایانه لازمه استفاده از بانکداری اینترنتی (یکی از خدمات بانکداری الکترونیکی) است. دسترسی وسیع تر به اینترنت امکان استفاده گسترده از بانکداری اینترنتی را فراهم می کند. عدم دسترسی به اینترنت و رایانه یکی از دلایل استفاده محدود از بانکداری اینترنتی می دانند. در واقع بدون وجود اینترنت با سرعت و کیفیت مناسب استفاده از بانکداری اینترنتی امکان پذیر نیست. در تحقیق اکتشافی خود در کشور فنلاند ، کیفیت اتصال به اینترنت را به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار بر پذیرش بانکداری اینترنتی در مدل تحقیق خود بیان کردند (پیکارینن و همکاران ،۲۰۰۴). طبق جدیدترین اطلاعات مرکز آمار جهانی اینترنت در سال ۲۰۰۹ ، تعداد کاربران اینترنت در ایران ۲۳ میلیون نفر است که از این تعداد ، تنها ۴۶۵۱۰۰ نفر به اینترنت با سرعت بالا دسترسی دارند. با توجه به وضعیت اینترنت در ایران ، دو متغیر میزان دسترسی به اینترنت و کیفیت اینترنت به عنوان متغیرهایی با اهمیت در پذیرش بانکداری اینترنتی پیشنهاد شده اند ( محمودی میمند و فروزنده دهکری ، ۱۳۸۸). ۲-۲-۱۹. پیشینه تحقیق پیشینه خارجی : با توجه به مقاله ای که توسط ترو پیکاراینن و همکاران در مرکز توسعه علمی دانشگاه اولو فنلاند انجام گرفته است ، این نتیجه حاصل شده که عواملی همچون مفید بودن ، سهولت استفاده ، امنیت و محرمانه بودن اطلاعات ، ارائه اطلاعات کافی در مورد بانکداری الکترونیک و لذت بخش بودن تاثیرات مثبتی بر پذیرش بانکداری الکترونیک داشته و عواملی نظیر سرعت اینترنت و کیفیت استفاده از خدمات آنلاین تاثیر مستقیمی بر سطح پذیرش افراد در بانکداری الکترونیک نداشته و تنها به عنوان یک عامل برای ارتباط هرچه بهتر با این نوع از بانکداری به شمار می روند. نتیجه ای که از تحلیل عناصر این تحقیق حاصل شده این است که ۲ عامل مفید بودن و سطح ارائه اطلاعات از مهمترین عوامل برای تاثیر گذاری بر پذیرش بانکداری الکترونیک هستند و عوامل دیگر در سطوح پائین تری از تاثیرگذاری قرار می گیرند. پیشینه خارجی : در تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ در استونی و توسط اریکسون و همکاران انجام گرفت این نتایج بدست آمد که سهولت استفاده از بانکداری اینترنتی مستقیما روی افزایش کاربرد بانکداری اینترنتی تأثیر ندارد بلکه سهولت استفاده سبب افزایش مفید بودن بانکداری اینترنتی شده و از این طریق روی استفاده از بانکداری اینترنتی تأثیر می گذارد. پیشینه داخلی : تحقیقی که سید رضا سید جوادین و شمسی یزدانی با عنوان قصد استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی (مطالعه موردی بانک سامان) انجام شد . یافته های این تحقیق نشان داده است که مدل پذیرش تکنولوژی مدل مناسبی برای شرح رفتار استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی است و در واقع ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی و مفید بودن این خدمات با قصد استفاده از این خدمات رابطه مستقیم دارد. پیشینه داخلی : در تحقیق دیگری که توسط خانم دکتر زهره دهدشتی و محمد مهدی کوارویی با محوریت عوامل موثر بر پذیرش بانکداری الکترونیک در بانک پارسیان انجام گرفته است ، این نتیجه حاصل شده که عوامل مفید بودن ، سهولت استفاده ، لذت بخش بودن ، سطح اطلاعات در زمینه بانکداری الکترونیک ، امنیت و محرمانه بودن اطلاعات و کیفیت ارتباط اینترنتی بر پذیرش بانکداری الکترونیک تاثیرگذار بوده و مورد تائیدند. در تحقیق فوق الذکر از لحاظ اولویت بندی ۶ عامل مذکور ، اطلاعاتی ارائه شده که به ترتیب عبارتند از : - مفید بودن - امنیت و محرمانه بودن اطلاعات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تجزیه و تحلیل اطلاعات به عنوان بخشی از فرایند تحقیق، یکی از پایه های اصلی تحقیق محسوب می شود.در تحقیق حاضر موضوع نقش مشارکت شهروندان در مدیریت مطلوب شهری مورد بررسی قرار گرفته است. امروزه مشارکت یکی ازمفاهیم عمده واصلی توسعه پایدار وکلید اصلی مدیریت موفق شهری به شمارمی رود. مدیران و برنامه ریزان شهری همواره سعی کرده اند تا با جلب مشارکت های مردمی به اهداف خود در زمینه اجرای طرح ها و برنامه ها به بهترین نحو ممکن نائل آیند. تجربیات کشورهای مختلف نشان می دهد، کشورهایی که در زمینه تأمین مشارکت مردم موفق بوده اند، عمدتاً موفقیت خود را مدیون ایجاد نوعی ارگان محلی (دولت محلی) با اقتدار بالنسبه زیاد می دانند.عمده ترین عامل تأمین مشارکت، آگاهی و علاقه مردم و حاکمیت فرهنگ تعلیم و همیاری در جامعه است. تا زمانی که نتوان مردم را به این باور و یقین کشاند که با مشارکت، تعاون و همیاری،می توان به جامعه ای مرفه تر و سعادتمند دست یافت و تا زمانی که نتوان فرهنگ خود محوری و خودپسندی را در جامعه از میان برداشت، تأمین مشارکت مردم امکان پذیر نخواهد بود.برای آنکه مشارکت شهروندان دارای تأثیرگذاری صحیح باشد، لازم است شهروندان درهمه مراحل برنامه ریزی ، طراحی و ارزیابی برنامه ها با پروژه های شهری در گیر شوند. توفیق کامل یک پروژه شهری بعضاً متناسب با میزان مشارکت ذینفعان آن پروژه یعنی شهروندان می باشد. از جمله پیامدهای این رابطه دو سویه ( مشارکت شهروندان درمدیریت شهری ) می توان علاوه بر تقویت ساز وکارهای دموکراسی شهری و توفیق بیشتر دستیابی به توسعه پایدار به تقویت حس مکان و حس اعتماد و تعلق اجتماعی به شهر وزندگی شهری و بسط توانایی های شهروندان اشاره نمود . مهمتر از همه اجرای این مدیریت هماهنگ و مشترک باعث کاهش چشمگیر هزینه های خدمات شهری میگردد چرا که شهروندان در این سیستم مدیریت، شهر خود راهمانند خانه خود می دانند و به همان میزان در حفظ و نگهداری و توسعه آن احساس مسئولیت می نمایند. بر این اساس، موضوع مورد مطالعه در شهرپل سفیدبا توجه به فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. داده های مورد نیاز، از طریق مطالعات و بازدیدهای میدانی و تکمیل دو پرسشنامه ی مجزا (شهروندان و کارشناسان)از طریق فرمول کوکران با حجم نمونه ای بالغ بر۳۶۰ شهروند و۳۰کارشناس به شیوه ی تصادفی ساده جمع آوری گردید. میزان روایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. روایی بدست آمده در پرسشنامه ی شهروندان ۰٫۷۰ و در پرسشنامه ی کارشناسان۰٫۷۶ می باشد که بیانگر روایی قابل قبول پرسشنامه است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۲-آمار توصیفی و تحلیل متغیر های زمینه ای نمونه ی مورد مطالعه در تحقیق (پرسشنامه ی شهروندان) ۴-۲-۱-جنس: در ارتباط با شاخص فوق،بیشترین درصد مربوط به پرسش شدگان مرد با ۶۴٫۷درصد بوده است. جدول۴-۱- جنس مربوط به پرسش شدگان
| شاخص |
فراوانی |
درصد |
| مرد |
۲۳۳ |
۶۴٫۷ |
| زن |
۱۲۷ |
۳۵٫۲ |
| جمع کل |
۳۶۰ |
۱۰۰ |
منبع:یافته های تحقیق ۴-۲-۲-سن: در ارتباط با شاخص فوق، بیشترین گروه سنی ۳۵-۲۶ سال با ۳۳٫۳ درصد و کمترین گروه سنی شهروندان در رده ۷۰-۵۶ با ۸٫۴ درصد بوده است. جدول ۴-۲- سن مربوط به پرسش شدگان
| سن |
فراوانی |
درصد |
| کمتر از۲۵ |
۱۰۷ |
۲۹٫۷ |
| ۳۵-۲۶ |
۱۲۰ |
۳۳٫۳ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|