سازین : تجربه های کارآفرینی و نوآوری

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع مشهد کرمان تهران سال ۳۰۵ – ۳۱ ۲۷۴ ۵۶-۱۳۵۵ ۳۲۹ – ۴۶ ۲۸۳ ۵۷-۱۳۵۶ ۳۰۳ ۶۱ ۲۳ ۲۱۹ ۵۸-۱۳۵۷

جدول شماره -۲ تعداد دانش‌آموز گزینش شده در سال‌های ۵۵-۵۶ تا ۵۷-۵۸

 

این سازمان زیر نظر هیئت امنایی تشکیل شده بود که حتی وزیر آموزش و پرورش جزو آن نبود . اهداف خاص ، هدایت بر اساس آن اهداف ، همراه با جدایی کامل از نظام آموزش عمومی کشور و مختلط بودن بود.

 

“مرکز آموزشی الوند” در میدان آرژانتین در سال ۱۳۵۵ اولین مرکزی بود که در قالب این سازمان ‌به این امر اختصاص یافت ‌. در سال ۱۳۵۶ دانش‌آموزان گزینش شده مناطق‌جنوبی و شرق تهران در مرکز تهرانپارس و مناطق شمالی و غربی تهران در مرکز الوند مشغول تحصیل بودند . در سال ‌۱۳۵۷ مرکز”بریانک” هم ‌به این مجموعه اضافه شد . تعداد گزینش‌شدگان در این سه سال برای تهران به ترتیب ۲۷۴ ، ۲۸۳ و ۲۱۹ دختر وپسر بود.

 

همزمان از سال ۱۳۵۵ در شهر کرمان نیز به ترتیب ‌۳۱ ،۴۶ و ۲۳ دانش‌آموز و درسال۱۳۵۷ در شهر مشهد۶۱ دانش‌آموز گزینش شدند . بدین ترتیب دانش‌آموزانی که در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران ‌بر اساس اهداف تعیین شده در سه پایه تحصیلی اول تا سوم راهنمایی مشغول تحصیل بودند ۹۳۸ دانش‌آموز دختر و پسر در ۵ مدرسه مختلط در تهران، کرمان و مشهد را شامل می‌شدند .

 

از سال ۱۳۶۲، دو مرکز آموزشی در شهرستان تهران به گزینش دانش آموزان دختر و پسر تیزهوش مبادرت نمودند.گفتنی است که دو مرکز فوق تحت نظارت دفتر آموزش کودکان استثنایی فعالیت می نمودند.این در حالی بود که در سال ۱۳۶۴سازمان ملی پرورش استعداد درخشان تحت نظارت هیات امنا آغاز به فعالیت نمود .گفتنی است که کلیه هزینه های سازمان مذکور توسط وزارت آموزش و پرورش تامین و پرداخت می‌گردد .در حال حاضر در ۳۱ شهر کشور وجود دارد.

 

۲-۵- نخبه گرایی و استعدادهای درخشان در اسناد بالادستی:

 

۲-۵-۱- قانون اساسی

 

الف)آیین‌نامه احراز استعدادهای برتر و نخبگی

 

(مصوب پانصد و هشتاد و نهمین جلسه مورخ ۱۴/۰۶/۱۳۸۵ شورای عالی انقلاب فرهنگی)

 

۱-استعدادهای درخشان در زمینه‌های علمی، ادبی، هنری و فنی درسنین و دوره های مختلف تحصیلی شناسایی می‌شوند. این شناسایی از راه‌های زیرعملی می‌شود:

 

الف: تدوین شاخصای هوشی، رفتاری، آموزشی وتربیتی هر دوره.

 

ب: اصلاح روش‌های شناسایی موجود وتعمیم آن به سطح روستاها و مراکز دور افتاده.

 

۲- کلیه استعدادهای شناسایی شده تحت پوشش برنامه های حمایتی و هدایتی قرار می‌گیرند. این امر از راه های زیر صورت می‌گیرد:

 

الف: توسعه مراکز آموزشی ویژه آنان.

 

ب: ابداع واجرای شیوه هایی در آموزش و پرورش و آموزش عالی برای توجه به رشد این استعدادها.
۳- نظام تربیتی و معنوی متناسب با نیاز این استعدادها و با اولویت دادن به آن تدوین می‌شود.

 

تبصره: مؤسسات آموزشی، تحقیقاتی وصنعتی مجاز خواهند بود درچارچوب آیین نامه‌ای که با پیشنهاد سازمان امور اداری و استخدامی ‌در هیات‌وزیران تصویب خواهد شد به جذب استعدادهای درخشان مورد نیاز خود با شرایط وتسهیلات ویژه بپردازند.

 

۴- تسهیلات و امکانات مالی، اداری، تحقیقاتی و خدماتی که در راستای رشد استعدادهای درخشان دخیل باشند ارائه می‌شود.

 

۵- از صاحبان استعدادهای درخشان با ارائه تسهیلات و امکانات لازم از طریق وضع قوانین ویژه آموزشی، رفع موانع دست و پاگیر اداری در مسیرفعالیت‌های علمی و تحقیقاتی، و حمایت‌های مالی، اداری و خدماتی حمایت می‌شود.

 

۶- نسبت به توسعه و تقویت مراکز تحقیقاتی و علمی پیشرفته برای جذب استعدادهای درخشان فارغ التحصیل از دوره های تحصیلات تکمیلی داخل‌و خارج کشور اهتمام کافی مبذول شود.

 

۷- نخبگان علمی و متخصصان ایرانی مقیم خارج از کشور می‌توانندبدون اینکه از نظر خدمت نظام وظیفه مشکلی داشته باشند به تشخیص وزرای ذی‌ربط به داخل کشور رفت و آمد کنند.

 

۸- کمیته‌ای متشکل از صاحب نظران و کارشناسان به انتخاب وزرای فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آموزش و پرورش وفرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن تدوین شاخص‌های بند الف۱٫، آیین نامه اجرایی این سیاست‌ها را تدوین و برای تصویب به شورای هدایت استعدادهای‌درخشان ارائه می‌دهد تا به تصویب نهایی هیئت وزیران برسد.

 

تبصره – آیین نامه اجرایی مواد فوق برای استعدادهای درخشانی که جذب حوزه های علمیه می‌شوند توسط شورای مدیریت حوزه علمیه قم تهیه و به‌شورای هدایت استعدادهای درخشان پیشنهاد می‌شود.

 

۲-۵-۲- بیانات امام خمینی (ره) و امام خامنه ای درباره نخبگان

 

بیانات امام خمینی(ره):

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیانات منبع مفاهیم مستخرج یکی از مسائل بسیار مهم در تمام دستگاه‌ها خصوصاً دانشگاه ها و دبیرستان ها تغییرات بنیادی در برنامه ها و خصوصاً برنامه های تحصیلی و روش آموزش و پرورش است که دستگاه فرهنگ ما را از غربزدگی و از آموزش های استعماری نجات یابد . (۳۱/۶/۵۸ ج ۹ ص ۱۸۷) تغییرات بنیادی در برنامه های تحصیلی و روش آموزش و پرورش یکی از مسائل بسیار مهم در تمام دستگاه‌ها خصوصاً دانشگاه ها و دبیرستان ها تغییرات بنیادی در برنامه ها و خصوصاً برنامه های تحصیلی و روش آموزش و پرورش است که دستگاه فرهنگ ما را از غربزدگی و از آموزش های استعماری نجات یابد . (۳۱/۶/۵۸ ج ۹ ص ۱۸۷) تغییرات بنیادی در برنامه های تحصیلی و روش آموزش و پرورش الآن همه ما ، همه شما و همه قشرهای ملت موظف هستیم که هر کدام در هر محلی که هستیم آنجا را اصلاحش کنیم و از همه بالاتر همین قضیه آموزش و پرورش و قضیه دانشگاه و قضیه تعلیم و تربیت است که ما در این جهت از همه جا از همه جهات بیشتر احتیاج داریم که اصلاح بشود (۱۴/۷/۵۸ ج ۹ ص ۶۰ ) اصلاح آموزش و پرورش تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش فرق دارد آن طور نیست که در یک وزارتخانه اگر یک کسی خلاف کرد، خلافش همچو باشد که یک کشور را به هم بزند اما اگر چنانچه در آموزش و پرورش یک بچه ای فاسد از کار در آمد ، یک بچه ای با اخلاق شیطانی تربیت شد ، با اخلاق استکباری تربیت شد امکان این را دارد که یک کشور را تباه کند و یک انسان های زیاد را تباه کند . (۱۰/۱۱/۵۹ ج ۱۴ ص ۲۹ ) خطر بزرگ تربیت یک بچه فاسد برای کشور باید آموزش و پرورش مردم توام باشد . پرورش ، پرورش انسانی ، پرورشی که به درد انسان برسد ، آموزشی که برای انسان باشد جهت دار باشد ، توجه به خدا باشد (ج ۱۳ ص ۴۵۰ ) آموزش جهت دار و چرورش انسانی افراد آزادی تنها سعادت ملت نیست . استقلال تنها سعادت ملت نیست ، مادیت تنها سعادت ملت نیست ، علم تنها فایده ندارد ، علم با معنویات علم است . در خلال علم که تحصیل می کنید معنویات را تحصیل کنید . (ج ۷ ص ۵۳۴ ) علم با معنویت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:45:00 ب.ظ ]




۲-۳- ضرورتواهمیتتوسعهمحصولاتجدید

 

با توجه به تغییر ذائقه ‌و سلیقه مصرف کنندگان و همچنین تحولاتی که در شرایط رقابت و تکنولوژیک پیش می‌آید، یک شرکت نمی تواند و نباید منحصراً به کالاهای تولیدی فعلی خود متکی باشد. مشتریان خواهان کالاهای جدید وکالاهای پیشرفته تر هستند و این همان چیزی است که رقبا مترصد آن هستند. محصولات جدید از ضروریات شرکت‌های امروزی به شمار می‌روند. درحقیقت محصولات جدید پاسخی به بزرگترین مشکلات سازمان هاست. توسعه محصول جدید، بخش مهمی ازهر تجارت است و فرصت های رشد و مزیت رقابتی را برای شرکت ها فراهم می‌کند. متغیر بودن قوانین رقابتی در دنیای کسب و کار، فرایند ارائه محصول جدید به بازار را با اهمیت خاصی جلوه داده است. اکثر سازمان‌ها امروزه بیش از هر زمان دیگری دریافته اند که صرفاً تکیه و اعتماد به اهرمهای رقابتی سنتی مثلِ افزایش کیفیت، کاهش هزینه و تمایز در ارائه محصولات و خدمات کافی نیست و درعوض مفاهیمی مثل سرعت و انعطاف پذیری در رقابت نمود قابل توجهی پیدا کرده‌اند و گرایش به سمت ارائه محصولات و خدمات جدید به بازار، خود دلیل موجه این تغییر نگرش است. طی بررسی که در سال ۱۸۹۱ ‌در مورد ۷۷۷ شرکت امریکایی صورت پذیرفته است، نتایج حاکی از آن است که حدود یک سوم از سود این سازمان‌ها به واسطه محصولات جدیدی بوده است که عرضه کرده‌اند و این آمار در حالی است که این بررسی در سال ۱۸۷۷ ، مقدار یک پنجم را نشان داده بود (اخباری و دیگران،۱۳۸۶ : ۶) .

 

توسعه محصولات جدید به ما کمک خواهد کرد موقعیت رقابتی و انحصاری خود را حفظ کنیم، به استفاده بهتر ما از منابع کمک می‌کند و ظرفیت تولید و سود شرکت را افزایش خواهد داد. ما باید با رقبای خود مقابله کنیم، همچنین باید همواره پاسخ مناسبی برای شرایط متغیر بازار رقابتی داشته باشیم . این فرایند به ما کمک خواهد کرد تا از منسوخ شدن و از رده خارج شدن محصولات خود جلوگیری کنیم . همچنین این فرایند موجب توسعه کسب و کارمان می شود لذا به همین دلیل نیازمند تنوع در محصولات هستیم. یک شرکت همواره باید آمادگی عرضه محصول جدید به بازار را داشته باشد زیرا هر محصولی روزی متولد می شود ، مراحل مختلف دوره حیات خود را پشت سر می‌گذارد و سرانجام از بین رفته وکالای جدیدی جایگزین آن می شود . همچنین با توجه به چرخه حیات محصول متوجه می‌شویم محصولاتی که توسط هرشرکتی ارائه می‌شوند ، زمانی از مد افتاده یا از دور خارج می‌گردند و موجب کاهش حجم فروش و سهم آن شرکت در بازار و در نهایت باعث ضرر برای شرکت می‌شوند . ‌بنابرین‏ ارائه محصولات جدید برای حفظ سود مورد انتظار، برای شرکت‌ها ضروری است (مدرس، آرزومند و بهشتی سرشت ، ۱۳۸۰: ۷).

 

با توجه به اهمیت و جایگاه توسعه محصولات جدید در سازمان و نیز کاربردی بودن آن و از همه مهمتر اعتقاد و توجه مدیران به افزایش استفاده از این رویکرد ، ضرورت چنین مبحثی احساس می شود. مشخص است که توسعه محصولات جدید به عنوان ابزار توسعه دانش جدید نتایجی را به سیستم تولید سازمان‌ها نیز تزریق می کند و همچنین منابع سازمان‌ها را در جهت کارآمدی این ابزار برای افزایش بهره وری مجاب می کند تا از طریق بررسی های دقیق، از آزمون وخطاهای بی مورد جلوگیری شود و منابع مالی صرف هزینه های بی مورد نگردد و سبب اتلاف وقت و هدر دادن نیروی انسانی و سایر منابع نشود. از طرفی ضمن تغییر گرایش و روند ، عملکرد شرکت به جهت انطباق سازمان با مشتری حرکت می کند ، به کارایی و انجام موفق وظایف و اختیارات کمک نموده و موجب ایجاد مزیت رقابتی برای شرکت می‌گردد. در عصر حاضر ،ارائه محصول جدید موفق ، مبنا و اساسی برای موفقیت شرکت است . توسعه محصول جدید ، در حقیقت آشکار کردن راهبرد شرکت و یکی از مهم ترین روش‌هایی است که شرکت ها راهبرد خود را عملی می‌کنند (امیری و دیگران، ۱۳۸۶ : ۱۳).

 

۲-۴- عواملکلیدیدرتوسعهمحصولاتجدید

 

توجه ویژه به حفظ موقعیت رقابتی تجاری در محیط رقابت؛ و توجه ویژه به خواسته ها، سلایق و نیازمندی‌های مشتریان در بازار تقاضا از مهمترین عوامل مهم و کلیدی در توسعه محصولات جدید است.

 

امروزه سرعت یافتن فرایندهای توسعه محصول و ارائه سریعتر محصولات و خدمات در بازار مسئله ای است که شرکت‌ها و سازمان‌ها توجه خاصی به آن دارند. اگر فرایند توسعه محصول را به مسابقه ای شامل سه زمان زیر در نظر بگیریم:

 

    • زمان تولید : مرحله توسعه ایده اولیه برای محصول جدید تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار

 

    • زمان ورود به بازار : مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار )بازار سنجی محصول(

 

  • زمان کسب سود : مرحله گذر از نقطه سربه سر و کسب سود

سازمانی برنده واقعی خواهد بود که در این مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنین موفقیتی منجر ‌به این خواهد شد که فرایند توسعه محصول را یک فرایند زمان رسیدن به موفقیت بنامیم.

 

برای اغلب شرکت هایی که می خواهند نوآور باشند و عموماٌ در زمینه توسعه محصول جدید فعالیت می‌کنند ، نقطه شروع ایجاد یک پروسه توسعه محصول جدید و تعریف و طبقه بندی فرایندهای مورد نیاز توسعه محصول جدید می‌باشد (جوکار، ۱۳۸۶ : ۱۰).

 

با ایده گرفتن از چارچوب طبقه بندی فرایند ارائه شده از مرکز بهره وری و کیفیت امریکا (APQC) ، فرایندهای مورد نیازی که سازمان و تیم پروژه توسعه محصول جدید در طی چرخه عمر توسعه محصول با آن درگیر هستند در شش سطح به شرح زیر طبقه بندی شده اند :(APQC,2005)

 

    • فرآیندهای سطح استراتژیک سازمان

 

    • فرآیندهای سطح فنی محصول جدید

 

    • فرآیندهای سطح فروش و پشتیبانی فروش محصول جدید

 

    • فرآیندهای سطح مدیریت و پشتیبانی پروژه

 

    • فرآیندهای سطح مدیریت تأمین

 

  • فرایندهای سطح مدیریت زیرساخت، قابلیت و دانش

کوپر(Cooper,1999) عوامل کلیدی موفقیت توسعه محصولات جدید را به شرح زیر برشمرده است :(Cooper & Edgett,2003)

 

    • جهت گیری مناسب در بازار، توجه به بازار، محور بودن محصول و مشتری محور بودن آن

 

    • تمرکز بر ارائه یک محصول در سطح جهانی و در اختیار داشتن یک جهت گیری بین‌المللی در فرایندهای طراحی، توسعه و بازاریابی

 

    • توجه به فعالیت‌های قبل از توسعه به معنای تمرین فرایند توسعه محصول و آماده سازی مقدمات برای توسعه، پیش از شروع پروژه اصلی توسعه محصول

 

    • تعریف سریع پروژه و محصول؛ این تعریف سریع ملاک پیروزی یا شکست قلمداد می شود

 

    • ارائه و روانه سازی بموقع محصول در بازار )تجاری سازی محصول(

 

    • توجه به ساختار سازمانی مناسب، طراحی و جو سازمانی

 

  • اهمیت پشتیبانی مداوم مدیریت ارشد سازمان، نه صرفاً به عنوان تضمین کننده موفقیت در فرایند توسعه، بلکه به عنوان کمک رسان پروژه توسعه محصول جدید

در شکل شماره ۱ جایگاه توسعه محصولات جدید در منحنی عمر محصول نشان داده شده است همان‌ طور که در شکل مشاهده می شود مدیریت توسعه محصولات جدید از اهمیت خاص و راهبردی برخوردار می‌باشد (ابراهیمی، ۱۳۸۷ : ۹).

 

 

 

شکل ۲-۱- جایگاه توسعه محصولات جدید در منحنی عمر محصول(ابراهیمی، ۱۳۸۷ : ۹)

 

۲-۴-۱- فرایندتوسعهمحصولجدید

 

فرایند توسعه محصول جدید از چند دیدگاه در ذیل بیان شده است:

 

  • فرایند توسعه محصول جدید از دیدگاه ناسا (۱۹۶۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:06:00 ب.ظ ]




پارک، کیم و فورنی (۲۰۰۶)

گروه بندی کالاها

 

لباس، کفش و لوازم التحریر

بلنگر، رابرت سون و هیرشمن[۵۷] (۱۹۷۸)

 

شامداسانی و روک[۵۸] (۱۹۸۹)

 

دیتمار، بیاتی و فریس[۵۹] (۱۹۹۵)

 

مای، جونگ، لانتز و لوب[۶۰] (۲۰۰۳)

 

 

۲-۱۲-۲-۱- ویژگی‌های فردی

 

محققین توجه‌شان را به سمت کشف ویژگی‌های فردی که در تمایل به خرید تفننی مشارکت دارند، تغییر داده‌اند. متغیرهایی که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند شامل صفات فردی (مانند برونگرایی، فقدان کنترل، نوآوری)، فرهنگ (نظیر فردگرایی، مادی‌گرایی)، تمایل رفتاری (نظیر گرایش به خرید تفننی، هنجار درونی) و تمایل به مصرف تفننی می‌باشد.

 

صفات فردی. محققین صفات فردی متعددی را شناسایی کرده‌اند که در ارتباط با تمایل به خرید تفننی می‌باشد. یوون و فابر در سال ۲۰۰۰ تحقیقی را با ۱۳۵ نفر از دانشجویان کارشناسی از دانشگاه بزرگ میدوِستِرون[۶۱] انجام دادند که صفات فردی و تمایل به خرید تفننی خودشان را مورد ارزیابی قرار دادند. فقدان‌کنترل با بهره گرفتن از ۲۴ گزینه از طریق پرسشنامه شخصیتی چند بعدی مورد سنجش قرار گرفت گزینه‌های نمونه عبارت بودند از: «من حواسم هست که پولم را کجا هزینه کنم»، «من اغلب بدون فکر عمل می‌کنم» و «من کارم را به صورت جزئی برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌کنم». تمایل به خرید تفننی با بهره گرفتن از مقیاس روک و فیشِر از سال۱۹۹۵ مورد سنجش قرار گرفت. شخصیت‌هایی که «کمتر قابل کنترل» بودند به عنوان تمایلات قوی برای خرید تفننی شناخته شدند (Youn & Faber, 2000,183).

 

پس از بررسی و ارزیابی مشخص شد که اکثریت پاسخ‌دهندگان بین سن ۱۸ و ۲۵ بود و دانشجویانی که به پرسشنامه پاسخ داده بودند و ۷۳ درصد مشارکت‌کنندگان مونث بودند و در نهایت اینکه رفتار شخصی- فقدان کنترل، عکس العمل روانی- جذب و گرایش به خرید تفننی تأثیر بالایی در خریدهای تفننی دارد (Ibid).

 

ورپلانکن و هرآبادی در سال ۲۰۰۱ صفت فردی دیگری (برونگرایی) را که در ارتباط با تمایل به خرید تفننی مورد مطالعه و بررسی قرار دادند. با انتخاب جامعه نمونه ۱۰۶ نفری از میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه نیج مگان[۶۲]، پنج صفت فردی (از جمله برونگرایی، موافقت، هوشیاری، ثبات روحی و خودمختاری) از طریق مقیاس‌هایی که با مطالعه هندریکز و همکاران[۶۳] از سال ۱۹۹۹ سازگار شده بود مورد سنجش و اندازه‌گیری قرار دادند. این مقیاس دارای دو بعد محرک و شناختی بود. مثال‌های مربوط به گزینه شناختی شامل «من معمولا قبل از اینکه خرید کنم خوب فکر می‌کنم» و «من اغلب تنها چیزی را می‌خرم که تمایل به خرید آن داشته باشم» می‌باشند. مثال‌های مربوط به گزینه محرک عبارتند از «من برخی مواقع پس از خرید چیزی احساس گناه می‌کنم» و «من شبیه اشخاصی نیستم که، با دیدن چیزی برای اولین بار گرایش به خرید آن پیدا کنم، مانند چیزی که در فروشگاه ها می‌بینم» (Verplanken & Herabadi, 2001, 77).

 

پس از تجزیه و تحلیل آماری که به وسیله نرم افزار لیزرل انجام شده است از لحاظ توصیفی ۶۱ درصد زن و ۳۱ درصد را مرد تشکیل می‌داد و از لحاظ سنی ما بین ۱۸ و ۲۹ سال را تشکیل می‌داد افرادی که «برونگرایی» بودند امتیاز بالاتری را برای تمایل به خرید تفننی کسب کرده‌اند و در کل ۵۲ درصد شرکت کنندگان خرید خود را جز خرید تفننی می‌دانستند (Ibid).

 

پو و لو در سال ۲۰۰۴ تحقیقی را با عنوان “تأثیر نوآوری مد بر روی خریدهای تفننی در فروشگاه های زنجیره‌ای” انجام دادند که ابتدا پرسشنامه بین ۲۳۶ نفر پخش کردند که از این تعداد پرسشنامه ۲۲۵ نفر قابل استفاده در تحقیق شد. مقیاس مورد استفاده برای نوآوری از کار گولداسمیت و هوفاکر[۶۴] (۱۹۹۱) سازگار شده بود. گزینه‌های نمونه شامل «من ‌در مورد مُد پیش از سایرین اطلاعاتی به دست می‌آورم» و «من مدل جدید را خواهم خرید بدون اینکه آن را دیده باشم» بودند. در نهایت پس از تجزیه و تحلیل آماری و با توجه به ادبیات موجود کسانی که گرایش به استفاده از کالاهای جدید را داشتند و نوآور بودند تمایل به خرید تفننی بالایی نسبت به سایرین داشتند (Phau & Lo, 2004, 407).

 

فرهنگ‌ها عامل دیگر تأثیرگذاری بر خرید تفننی هستند از آنجائی که فرهنگ بر شخصیت افراد، ارزش‌ها و نوع زندگی تأثیرگذار است. کاسن و لی در سال ۲۰۰۲ الگوهای دیگری را در دو فرهنگ مختلف پیدا کردند. آن ها مطالعه‌شان را بر روی ۷۰۶ نفر از دانشجویان و غیر دانشجویان در چهار کشور انجام دادند: دو کشور فردگرا (استرالیا و ایالات‌متحده) و دو کشور جمع‌گرا (سنگاپور و مالزی) جامعه آماری این تحقیق را شکل می‌داد. فراوانی خرید تفننی با یک سئوال که «شما در عرض ماه گذشته چند خرید به صورت تفننی انجام داده‌اید؟» مورد سنجش قرار گرفت که از یک مقیاس ۴ نقطه‌ای استفاده می‌کرد که در آن ۱ برابر با تقریبا هر روز و ۴ برابر با تقریباً هرگز بود. در این تحقیق تمایل به خرید تفننی به وسیله مقیاس روک و فیشِر (۱۹۹۵) مورد سنجش قرار گرفت. احساسات محرک به وسیله هشت مقیاس معنایی مختلف به سنجش لذت (مانند تحریک شده ـ راحت، آرام ـ تهییج شده) و انگیختگی (نظیر شاد ـ غمگین، آزرده ـ خشنود) پرداخته شد که از کار راسل و پارت (۱۹۸۰) سازگار شده بود (Kacen & lee, 2002, 163-176).

 

در نهایت ‌به این نتیجه رسیدند که رابطه قوی میان صفت و ویژگی‌های شخصی خود انگیختگی با خرید تفننی برای فردگرایان در مقایسه با جمع‌گرایان نشان می‌دهد که افراد فردگرا در مقایسه با افراد جمع‌گرا تمایل زیادی به خریدهای تفننی دارند و همین خصوصیت فردگرایی تأثیر مستقیمی بر خریدهای تفننی دارند. سفیدپوست‌ها (فردگراها) در خریدهای تفننی بیشتری نسبت به آسیایی‌ها (جمع‌گراها) شرکت کرده بودند. آسیایی ها (جمع‌گراها) هر چه مسن‌تر می‌شدند تمایل به خرید تفننی شان کمتر می‌شد (Ibid).

 

آجزن و فیشبین در سال ۱۹۸۰ مفاهیم رفتاری را مطرح کردند و تحقیقی با عنوان درک نگرش‌ها برای قیمت‌گذاری رفتاری انجام دادند که به وسیله گرایش (مانند این خرید منطقی است) و هنجار درونی (مانند اینکه ممکن است فرد ‌بر اساس اینکه دیگران چگونه فکر می‌کند باور کند و انگیزه‌اش برای مطابقت با انتظارات آن ها باشد) شناخته شده است. و ‌به این نتیجه رسیدند که گرایش به خرید تفننی در رابطه با خرید تفننی میزان قدرت و شدت ارتباط میان تمایل به خرید تفننی خریدار و رفتار خرید تفننی واقعی را تعدیل می‌کند. آن ها دانشجویان کارشناسی در مقیاس‌های معنایی مختلف را مورد ارزیابی قرار دادند که این مقیاس‌ها گرایش را برای خرید تفننی به وسیله ۱۰ جفت صفت دو قطبی مورد سنجش قرار می‌داد: خوب ـ بد؛ منطقی ـ دیوانه؛ ولخرج ـ بهره‌ور؛ جذاب ـ غیر جذاب؛ باهوش ـ احمق؛ قابل قبول ـ غیر قابل قبول؛ نابغه ـ کودن؛ باهوش ـ نادان؛ بالغ ـ بچه‌گانه و درست ـ نادرست. بر اساس امتیازات این مقیاس‌ها، شرکت‌کنندگان به دو گروه (گروه مطلوب و گروه نامطلوب) بر اساس گرایش به خرید تفننی تقسیم می‌شدند. آن ها خرید تفننی را با سئوال از شرکت‌کنندگان به قصد نشان دادن سطح برنامه‌ریزی‌شان جهت خرید موزیک خاصی که آن ها را تهییج می‌کند مورد سنجش قرار دادند. سه سطح از برنامه‌ریزی برای خرید مشخص شد ـ برنامه‌ریزی برای خرید در یک گروه موسیقی عمومی، برنامه‌ریزی برای موزیکی با گروه یا هنرمندی خاص و برنامه‌ریزی برای خرید یک موسیقی خاص که (۱= کاملاً برنامه‌ریزی‌شده و ۴= کاملا برنامه‌ریزی‌نشده) در این مقیاس کاربرد داشته باشد (Ajzen & Fishbein, 1980,297-316).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:46:00 ب.ظ ]




در حقوق انگلستان و ایران تابعیت ضابطه­ای برای صلاحیت شناخته نشده است. لیکن به نظر می­رسد که صلاحیت ثانوی دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول یا اقامتگاه خواهان در حقوق ایران کافی برای حفظ منافع و حمایت اتباع کشور است.

 

به نظر می‌رسد تابعیت نمی­تواند ضابطه­ای برای صلاحیت دادگاه­ های یک کشور باشد چون که تعاون بین ­المللی و مقتضیات زندگی بین ­المللی ایجاب می­ کند که دادگاه کشوری صلاحیت­دار شناخته شود که با توجه به موضوع دعوا (عوامل ربط دعوی به یک سرزمین) و مخصوصاً وضع طرفین مناسب باشد، هر چند که قانون­گذار ایران مستثنی قائل شده و احوال شخصیه اتباع بیگانه (ماده ۷ قانون مدنی) را تابع قانون متبوع شخص قرار داده است.

 

گفتار دوم: ضابطه صلاحیت بین ­المللی در حقوق انگلیس و آمریکا

 

الف) حقوق انگلیس

 

صلاحیت بین ­المللی دادگاه­ها در حقوق انگلیس تابع هیچ یک از قواعدی که ذکر شد نیست بلکه دارای ضابطه­ای اصیل است و قواعد خاص بر آن حکومت می­ کند. در حقوق انگلیس برای صلاحیت بین ­المللی، داشتن اقامتگاه یا سکونت عادی خوانده در این کشور شرط نشده است بلکه کافی است که خوانده در انگلستان به دادگاه احضار گردد و برگ احضار (اخطاریه) در این کشور به دست او داده شود، تا دادگاه انگلیس صلاحیت رسیدگی داشته باشد. در حقوق انگلیس صلاحیت بین ­المللی مبتنی بر امکان اعمال قدرت روی شخص خوانده است همین که برگ احضار به شخص خوانده ابلاغ شد فرض می­ شود که وی تحت قدرت قضایی انگلستان قراردارد و دادگاه­ های این کشور می ­توانند به دعوایی که علیه او اقامه شده است رسیدگی کنند. به عنوان مثال، اگر برگ احضار به یک خوانده فرانسوی در مدت بازدید چند ساعته او از انگلستان ابلاغ گردد حتی اگر ابلاغ مذبور در فرودگاه باشد، دادگاه انگلیسی صالح برای رسیدگی به دعوایی که علیه او اقامه شده است خواهد بود اگر چه موضوع دعوی ارتباطی با انگلستان نداشته باشد. «این اصل که از اصول اساسی حقوق انگلیس است مورد انتقاد شدید واقع شده است زیرا اعمال آن باعث می­ شود که دادگاه­ های انگلیس از طرفی به بعضی از دعاوی که با انگلستان ارتباط کافی ندارد رسیدگی کنند و بدین طریق احیاناً به حقوق خوانده تجاوز نمایند و از طرف دیگر نتواند به پاره­ای از موضوعات که ‌به این کشور ارتباط دارد رسیدگی کنند.»[۳۳] به طور مثال، چنان­که اشاره کردیم هرگاه جرم در انگلستان واقع یا عقد در این کشور منعقد و نقض شده باشد این امر کافی برای صلاحیت دادگاه­ های انگلیس نیست، حتی وقوع اقامتگاه یا محل سکونت عادی خوانده در این کشور به تنهایی مجوز رسیدگی دادگاه­ های انگلیس نمی ­باشد و بدین ترتیب اگر بدهکار انگلیسی به خارج فرار کند یا بیگانه بعد از قبول تعهدی در انگلستان به کشور خود بازگردد چرخ­های قضایی انگلیس نمی­تواند برای احقاق حق خواهان به حرکت درآید و تنها راه چاره این است که خواهان در دادگاه محل سکونت خوانده اقامه دعوی نماید و زیان­های ناشی از این امر را بپذیرد.

 

برای رفع این اشکال، قانون آیین دادرسی کامن لو مصوب ۱۸۵۲ به دادگاه­ها اختیار داده است که علیه خوانده غایب برگ احضار صادر و به دعوایی که علیه او اقامه شده است رسیدگی کنند، تشخیص این صلاحیت اختیاری که صلاحیت فرضی نامیده می­ شود با دادگاه است و دادگاه می ­تواند (نه اینکه باید) رسیدگی به دعوی را بپذیرد این یکی از خصوصیات حقوق انگلیس است که قاضی را در قبول صلاحیت خود مخیر می­ کند.

 

ب) حقوق آمریکا

 

درحقوق ایالات متحده آمریکا مسأله صلاحیت بین ­المللی در حقوق خصوصی بسیار پیچیده است حتی گفته­اند که این مسأله احتمالاً تاریک­ترین مسأله تعارض است، علت این پیچیدگی و ابهام آن است که مسأله برای کلیه دادگاه­ های امریکا به طور یکنواخت حل نشده است باید نخست بین دادگاه­ های فدرال و دادگاه­ های ایالات فرق گذاشت. صلاحیت دادگاه­ های دسته اول به وسیله قانون فدرال تعیین شده و صلاحیت دادگاه­ های هر ایالت تابع قانون آن ایالت ‌می‌باشد سپس باید توجه داشت که در امریکا مسأله نه فقط در سطح بین ­المللی مهم است بلکه در سطح روابط بین ایالات نیز دارای اهمیت است و اصولاً قواعد واحدی در هر دو زمینه حکومت می­ کند.

 

در هر دو زمینه، مسأله صلاحیت بسته به ابلاغ احضاریه به خوانده است. به عبارت دیگر، هرگاه ابلاغ برگ احضار به خوانده امکان داشته باشد، دادگاه در زمینه بین ­المللی یا در روابط بین ایالات صلاحیت دارد. ‌بنابرین‏ صلاحیت دادگاه­ های آمریکا منوط ‌به این است که شرایط ابلاغ برگ احضار به خوانده رعایت شده باشد.

 

«هم در روابط بین ­المللی و هم در روابط بین ایالات صلاحیت قضایی، مبتنی بر اصل ابلاغ برگ احضار به شخص خوانده در قلمرو کشور مقر دادگاه است مع­ذالک تکامل حقوق آمریکا چند استثناء بر این اصل وارد ‌کرده‌است که امروز ‌می‌توان از خود پرسید آیا شخص خوانده (هنگام ابلاغ برگ احضار) یا به عبارت دیگر ابلاغ واقعی برگ مذبور به خوانده باید مبنای صلاحیت در حقوق آمریکا شناخته شود.»[۳۴]

 

البته اگر خوانده در سرزمین کشور مقر دادگاه حضور داشته باشد و برگ احضار به شخص وی ابلاغ شود، بی­شک دادگاه­ های آن کشور صلاحیت بین ­المللی خواهند داشت. ولی در کنار حضور شخص خوانده، کم­کم ضوابط دیگری برای صلاحیت پذیرفته ‌شده‌اند. ‌بنابرین‏ حضور خوانده در سرزمین آمریکا یا ایالت مقر دادگاه یک ضابطه انحصاری برای صلاحیت بین ­المللی نیست و یک طریقه ابلاغ قانونی ممکن است جایگزین ابلاغ واقعی گردد.

 

دادگاه­ های آمریکا مانند دادگاه­ های انگلیس متوجه ‌شده‌اند که اصل حضور خوانده در کشور هنگام آغاز دادرسی گاهی به نتایج غیرمنصفانه­ای منتهی می­گردد. لذا در این­گونه موارد برخلاف اصل، صلاحیت خود را پذیرفته­اند و نیز برای رعایت انصاف و عدالت دادگاه­ های آمریکا از رسیدگی به دعوی هنگامی که خوانده به زور یا از طریق تقلب به کشور مقر دادگاه کشانده شده باشد، خودداری ‌می‌کنند.

 

به نظرمی­رسد به طور خلاصه ‌می‌توان گفت حضور خوانده در سرزمین امریکا یا ایالت مقر دادگاه یک ضابطه انحصاری برای صلاحیت بین ­المللی نیست و تنها ملاک ابلاغ، ابلاغ واقعی به خوانده دعوی نمی ­باشد. با توجه به تکامل حقوق در امریکا ابلاغ قانونی جایگزین ابلاغ واقعی گردیده است که ممکن است به دو صورت باشد. ابلاغ قانونی داخلی برای کسانی که در کشور مقر دادگاه خانه و زندگی دارند که در این صورت برگ احضار به خویشان خوانده یا به درب منزل چسبانده می­ شود و یا از طریق پست به نشانی وی ارسال می­گردد و یا ابلاغ قانونی خارجی، برای کسانی که خانه و زندگی در کشور مقر دادگاه ندارند که در این صورت از طریق آگهی در جراید یا تسلیم برگ احضاریه به نماینده قراردادی یا قانونی خوانده ‌می‌باشد.

 

فصل دوم: صلاحیت بین ­المللی دادگاه در حقوق ایران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:35:00 ب.ظ ]




همچنان که ‌از ترکیب افراد شرکت کننده در این اجلاس برمی آید ،طبیعی است که با توجه به حضور وزرای بهداشت ومسئولین اموربهداشتی وعدم حضور حقوق دانان وجرم شناسان،بحثی ‌از حمایت کیفری وحتی حمایت های قضایی به میان نیامد.واگرچه در این سند نیزبه موجب بندهای ۱۱و۱۲ ‌بر حمایت پزشکی واجتماعی ‌از سالمندان تأکیدشده است ودربند ۳نیزبراجرای (اعلامیه اصول ملل متحد)تأکیدشده است.

 

فلذا،گرچه هیچ بحثی ‌از حمایت کیفری به میان نیامده است ولی همین اندازه که توجه ملل متحد به سالمندی ومشکلات ناشی ازآن،به چالشی جدی تبدیل گردیده است،جای امیدواری است که درصورت اجرایی شدن برنامه های مورد ‌نظر این سند واسناد دیگردرخصوص سالمندان،به نوعی به پیش گیری ازجرایم علیه سالمندان به واسطه سایر حمایت‌های قابل تصور دست یافت.

 

مبحث دوم:اسناد منطقه ای

 

گفتاراول:کنوانسیون های حقوق بشر

 

باید اذعان داشت نمونه ای ازمهم ترین اسناد منطقه ای،کنوانسیون های حقوق بشر می‌باشند که درسطح مناطق مختلف جهان ازجمله اروپا کنوانسیون اروپایی حقوق بشر وآزادی های اساسی[۵۱]–آمریکا کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر [۵۲]–آفریقا منشور آفریقایی حقوق بشر وملت ها [۵۳]– کشورهای اسلامی اعلامیه حقوق بشر اسلامی- به تصویب رسیده اند.

 

بانگاه بهمواد مختلف اسناد مذکور،به وضوح دیده می شود کهمانند اسناد جهانی حقوق بشر به حمایت ازحقوق بزهکاران ومتهمان پرداخته شده وبزه دیده به عنوان یکی ازعناصر اصلی جرایم در این اسناد مغفول مانده است.باید معروض نمود ماده ۲۵کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر،حق حمایت قضایی رابرای اشخاص به رسمیت شناخته است که می توان آن را به نوعی حمایت ‌از اشخاص بزه دیده دانست.همچنین ماده ۱۸منشور آفریقایی حقوق بشر وملتها نیز دربند ۳و۴ همین حمایت ‌از اشخاص آسیب پذیر راوجهه همت خود قرار داده است به گونه ای که دربند سوم:«۳- دولت باید حذف هرنوع تبعیض علیه زنان ‌را تضمین کند وهمچنین حمایت ازحقوق زن ‌و کودک راهمان گونه که دراعلامیه ها وکنوانسیون های بین‌المللی مقرر شده است…»حمایت از زنان وکودکان رامورد حکم قرار داده ودربند ۴ نیز با این تعبیر «۴- افراد سالمند ‌و ناتوان حق دارند ‌از اقدامات خاص حمایتی متناسب باحفظ نیازهای جسمی وروحی خود برخوردار باشند»افرادسالمند ‌و ناتوان رامورد حمایت قرار داده است.

 

اگرچه این ماده به حمایت کیفری تصریح ندارد وصرفأ به«اقدامات خاص حمایتی متناسب با حفظ نیازهای جسمی وروحی»اشاره شده است،که ظاهرأ درتدابیر حمایتی پزشکی واجتماعی است اما همین مقدار حمایت نیز مزیت این منشور رانسبت به سایر کنوانسیون های منطقه ای نشان می‌دهد.

 

گفتاردوم:اعلامیه اسلامی حقوق بشر

 

سند فوق که در۱۴ محرم ۱۴۱۱ قمری مطابق با ۱۵ مرداد ۱۳۶۹ شمسی بین وزرای امورخارجه سازمان کنفرانس اسلامی درقاهره به تصویب رسیده است وبه «اعلامیه اسلامی حقوق بشر قاهره»نیز معروف است حاوی حقوقی است که به نظر تدوین کنندگان،دردین اسلام برای انسان‌ها درنظرگرفته شده است.[۵۴]

 

در این سندهمانند سایر اسناد به موضوع سالمندی وچالش های مربوط به آن از جمله بزه دیدگی توجهی نشده است اما دربند ج ماده ۲ سند مذکور به موضوعی اشاره شده است که تعمیق درآن مارا به پاسداری ‌از سالمندان فرا می‌خواند.این بند چنین اشعار می‌دارد که: پاسداری از ادامه زندگی بشریت تا هرجایی که خداوند مشیت نماید وظیفه شرعی است.

 

شایان ذکر است که دربند الف ماده ۳ اعلامیه مذکور،افراد سالمند درکنار زنان وکودکان به عنوان اقشار آسیب پذیری که توان مشارکت درمخاصمات مسلحانه را ندارند،قلمداد شده وطرفین به نکشتن آنان توصیه گردیده اند.

 

نتیجه گیری و پیشنهادات

 

الف- نتیجه گیری:

 

بزه دیده (آزار دیده)که اخیراًًمورد توجه شایسته بعضی نظامهای عدالت کنونی قرار گرفته است.درتعریف آن می توان اذعان داشت : شخصی است که از جرم متضرر شده یا در اثر یک خسارت قطعی ،آسیب به تمامیت شخصی وی وارد آمده باشد. واژه بزه دیده که از آفرینش های کمیسیون بررسی اصطلاحات مربوط به وزارت دادگستری فرهنگستان ایران در سال ۱۳۱۷ خورشیدی بود. در قوانین کنونی ایران با واژه «مجنی علیه» و یا «شاکی» مورد توجه قانون‌گذار قرار گرفته است و نخستین قانونی که این واژه را به کار برده است «قانون مبارزه با قاچاق انسان» مصوب ۱۳۸۳ بود که در تبصره ۳ این قانون از واژه بزه دیده استفاده ‌کرده‌است و اخیراًً قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ از واژه بزه دیده استفاده ‌کرده‌است و اینکه بزه دیده شناسی تقریباً هفتاد سال بعد از دانش جرم شناسی یعنی در سال ۱۹۴۸ با انتشار کتابی به نام «بزهکار و قربانی او» اثر هانس فن هنتیگ» به وجود آمد و بدین ترتیب «هنتیگ» لقب پدر بزه دیده شناسی به خود گرفت.

 

درباره موضوع پایان نامه حاضر یعنی سالمند آزاری و جنبه‌های گوناگون باید معروض داشت که خشونت علیه سالمندان یک معضل جدی اجتماعی است که در تمام ‌گروه‌های اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی جامعه دیده می شود و برکیفیت زندگی سالمندان تاثیر می‌گذارد ولی اغبلب مخفی مانده و تنها مقدار کمی ازآن گزارش می شود . از جمله دلایل عدم گزارش بزه دیدگی ناشی از سوء رفتار با سالمندان را می توان به وابستگی های گوناگون جسمانی ،مالی،مراقبتی، عاطفی و غیره آنان با سوء استفاده کنندگان ،امیدوار بودن به توقف سوء استفاده علیه آنان، رفتار تهدید آمیز سوء استفاده کنندگان اشاره کرد.

 

نظر به اینکه سالمندان همانند کودکان به عنوان بزه دیدگان بالقوه در معرض انواع سوء استفاده ها و بزه دیدگی ها قرار دارند به همین خاطر از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم میلادی تعدادی از دانشمندان و متخصصان در رشته‌های مختلف به مطالعه و بررسی پیرامون موضوع سالمندآزاری ،علل و راهکارهای پیشگیری ازآن پرداخته‌اند . پیرو این امر تلاش‌ها و اقدامات متعددی از سوی نهادهای بین‌المللی و منطقه ای در خصوص سالمندی صورت گرفته است.با این توضیح که سازمان ملل متحدنیز از تاریخ مذکور طی نشست های متعدد و به طور خاص به مسأله سالمندی و نیازها و مشکلات آن پرداخته است که سرانجام این نشست ها تصویب قطعنامه های متعدد بوده است.این امر نشانگر این است که تا این تاریخ سالمندان از جایگاه و اهمیت چندانی در سطح سازمان ملل متحد بهره مند نبوده اند ،اما از این زمان به بعد مسأله سالمندی نیازهای و مشکلات خاص آن و حمایت ویژه از آنان در برابر سوء استفاده ها و بی توجهی ها به عنوان یک موضوع بسیار مهم در عرصه بین‌المللی معرفی شده است به گونه ای که در برخی از این قطعنامه ها مانند قطعنامه شماره ۵/۴۷ تحت عنوان «بیانیه سالمندی »مورخ۱۶ اکتبر۱۹۹۲ ،قطعنامه شماره۹۸/۴۸ به نام «برنامه اقدام بین‌المللی درباره سالمندی »مورخ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳یا قطعنامه شماره ۱۴۱/۵۰ مورخ۲۱ دسامبر۱۹۹۵ ،سال۱۹۹۹ میلادی تحت عنوان «سال بین‌المللی سالمندان»نامگذاری شده است. همچنین اول اکتبر به عنوان «روز بین‌المللی سالمندان »معرفی شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:47:00 ب.ظ ]




مقابله دینی به عنوان روشی که از منابع دینی مانند دعا, نیایش, توکل و توسل به خداوند و برای مقابله استفاده می‌کند, تعریف شده است (کارور،۲۰۰۲؛ به نقل از شعاع کاظمی،۱۳۸۸) . به طور کلی مقابله دینی متکی بر باورها و فعالیت های دینی است و از این طریق در کنترل استرس های هیجانی و ناراحتی های جسمی به افراد کمک می‌کند. داشتن معنی و هدف در زندگی, احساس تعلق داشتن به منبعی والا, امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی, برخورداری از حمایت های اجتماعی, روحانی و همگی از جمله منابعی هستند که افراد متدین با برخورداری از آن ها می‌توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند. به عبارت دیگر مقابله مذهبی اشاره به استفاده از اعمال و عقاید مذهبی برای مقابله با شرایط پر استرس زندگی دارد (پارگامنت، ۱۹۹۷).

 

اعتقاد مذهبی و اعمال مذهبی، نیاز انسان در جهان هستی است. نیاز به فهمیدن مبدأ وجود، نیاز به فهمیدن هدف زندگی و نقش انسان در زندگی، نحوه ارتباط انسان با دیگران و پاسخ انسان به جهان هستی از جمله نیازهای مذهبی است، این نیاز بشر در تمام دوران ها و در تمام جوامع مطرح بوده است. نقش مذهب در رابطه با بهداشت و شفا از قرون بسیار دور شناخته شده بود. در طول هزاران سال مذهب و پزشکی در مداوا و کاهش رنج­های انسان شریک یکدیگر بوده ­اند (ساچمن و ماتیوز[۵۱]، ۲۰۰۱).

 

جنبه­ های معنوی مذهب با تمرکز بر روی هیجانات مثبت، ممکن است با روابط گرم و افزایش حمایت اجتماعی رابطه داشته باشد که هر دو آن ها باعث افزایش سطح سلامت روانی افراد می­ شود (وایلانت[۵۲]، ۲۰۰۸). در واقع، دین نیروی روان­شناختی است که می ­تواند روی نتایج زندگی انسان تاثیر بگذارد. احتمال زنده ماندن افراد با سطح راهبردمقابله دینی بالاتر، در هر موقعیت بیشتر از دیگران بوده و حضور مکرر در شعائر دینی با کاهش مرگ و میر همراه است (کولاف[۵۳]، ۲۰۰۹).

 

مذهب به عنوان یک منبع مقابله­ای، می ­تواند در جهت کاهش اثرات نامطلوب ناشی از تنش به عنوان یک مراقب عمل کند. مذهب در فرایند مقابله با حوادث و مشکلات دارای سه نقش است:

 

۱) فراهم کردن معنایی برای زندگی، ۲) کمک به افراد برای داشتن احساسی از کنترل، هنگام مواجهه با موقعیت­های مختلف و ۳) ایجاد حسی از اعتماد به نفس برای افراد (اسپیکلا[۵۴] و همکاران، ۱۹۸۵؛ به نقل از رضاپور و همکاران، ۱۳۹۰).

 

ادی[۵۵] (۱۹۶۱)، کارکردهای دین را تحت عنوان حمایت، هویت بخشی و انسجام بخشی مطرح می­ کند و معتقد است یکی از کارکردهای اصلی دین، حمایت و تسلی برای محرومین است. کارکرد دین در زندگی افراد آرامش بخشی، امیددهی، تولید شادابی، رضایت باطن و زندگی اصیل است. نقش اصلی دین در برآورد نیازهای آدمی، کاهش درد و رنج و معنی بخشی ‌به این دردها و رنج­های ناتمام است. چیزی که علم با وجود قابلیت ­های بسیار از آن برخوردار نیست. علم شاید بتواند دردها و رنج­های بشری را تقلیل دهد اما نمی­تواند به رنج­های موجود معنی بخشد (ملکیان، ۱۳۸۳).

 

مقابله مذهبی مانند دیگر راهبردهای مقابله‌ای، از قبیل راهبردهای مسئله‌مدار، رابطه بین استرس و سلامت جسمی و روانی را تعدیل می‌کند؛ این راهبردها غالباً به دو گروه راهبردهای مقابله مذهبی مثبت و راهبردهای مقابله مذهبی منفی تقسیم می‌شوند. مقابله مذهبی مثبت(گرایش به مذهب) که بیانگر حس معنویت، رابطه ایمن با خدا، باور به معناداری زندگی و ارتباط معنوی با دیگران است، پیامدهای مثبتی، مانند عزت نفس بالاتر، کیفیت زندگی بهتر، سازگاری روان‌شناختی و رشد معنوی بیشتر هنگام استرس در پی دارد. این در حالی است که مقابله مذهبی منفی (روگردانی از مذهب) نمایانگر رابطه کمتر ایمن با خدا، دیدگاه بدبینانه و نامطمئن به دنیا و ستیزه‌جویی مذهبی در چالش برای جست‌وجوی معنا است و با پیامدهای منفی، مانند افسردگی، آشفتگی هیجانی، سلامت جسمی و کیفیت زندگی پایین و حل مسئله ضعیف همراه است)پارگامنت و همکاران، ۱۹۹۸). پارگامنت و همکاران راهبردهای مقابله مذهبی افراد را بررسی نموده و پنج کارکرد کلیدی مذهب را ینگونه شناسایی کردند؛ یافتن معنا، دستیابی به حس کنترل، آرامش معنوی، تسهیل صمیمیت و معنویت و در نهایت تسهیل تغییرات عمیق زندگی.

 

 

دین از عوامل مهم و تاثیرگذار در سلامت روان است. فرد دیندار خود را تحت حمایت و لطف همه جانبه­ی خداوند می­بیند و بدین ترتیب احساس اطمینان و آرامش و لذت معنوی عمیق به وی دست می­دهد. در نظر چنین فردی همه رویدادها حتی بلایا و مصایب نعمت و آزمایشی از جانب خداوند تلقی می­شوند. او خود را موظف می­داند سختی­هایی را که با قدرت عقل قابل توجیه نیستند، با ایمان تحمل نماید تا به کمال برسد. چنین فردی به واسطه­­ی ناملایمات و ناکامی­های زندگی دچار نامیدی و اضطراب نمی­گردد، زیرا خداوند را حامی خویش می­داند. او اطمینان دارد که این حوادث و رویدادها گذرا هستند و او پاداش صبر خود را خواهد گرفت (کروز[۵۶]، ۲۰۰۳).

 

به طور کلی مذهب در تمامی عوامل می ­تواند نقش مؤثری در استرس داشته باشد. به عنوان مثال، در ارزیابی موقعیت، ارزیابی شناختی خود فرد، فعالیت­های مقابله­ای، منابع حمایتی می ­تواند نقش کاهش دهنده فشار روانی را ایفا نماید (فتحی، ۱۳۸۵).

 

۲-۲-۳- رضایت زناشویی

 

خانواده به عنوان یک گروه کوچک طبیعی در دهه پنجاه مورد توجه روان­شناسان و مشاوران واقع شده، برخی خانواده را کانون توجه قرار دادند و بر این عقیده شدند که ریشه تمام مشکلات روانی خانواده است (گلدنبرگ و گلدنبرگ[۵۷]، ۱۹۹۶). ازدواج یکی از قدیمی­ترین پیوندهای انسانی است که ارضاکننده و رشد دهنده شخصیت آدمی بوده است. خانواده به عنوان یک گروه کوچک طبیعی در دهه پنجاه مورد توجه روان­شناسان و مشاوران واقع شده، برخی خانواده را کانون توجه قرار دادند و بر این عقیده شدند که ریشه تمام مشکلات روانی خانواده است (گلدنبرگ و گلدنبرگ[۵۸]، ۱۹۹۶).

 

ازدواج در جامعه­ متغیر امروزی یک پدیده­ پیچیده است. انسان­ها به دلایل مختلفی ازدواج ‌می‌کنند. در کنار تمایلات جنسی که از مسائل اولیه هستند، عشق، امنیت اقتصادی، محافظت، امنیت عاطفی، احساس آرامش و فرار از تنهایی نیز، بعضی از عواملی هستند که باعث گرایش به ازدواج می­شوند (جانیتیوس، ۲۰۰۴؛ به نقل از بخشایش و مرتضوی، ۱۳۸۸).

رضایت زناشویی یکی از عوامل مؤثر در ثبات و پایایی خانواده ­ها و در عین حال یکی از مهمترین تعیین کننده­ های عملکرد سالم نهاد خانواده ‌می‌باشد(گریف[۵۹]، ۲۰۰۰). در صورتی زندگی زناشویی به رضایت از زندگی می­انجامد که واجد آرامش، انسجام و امنیت عاطفی باشد، همچنین بر میزان سلامت روانی، میزان رضایت از زندگی و حتی بر میزان درآمد، موفقیت تحصیلی و رضایت از شغل زوجین تاثیر می­ گذارد. از سویی ناسازگاری در روابط زوجین موجب اختلال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات اجتماعی و افول ارزش­های فرهنگی بین زن و شوهرها می­ شود (نورانی و همکاران، ۱۳۸۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:58:00 ب.ظ ]




البته دست یابی به همه اهداف فوق به طور همزمان، با توجه به تضادی که بین آن ها وجود دارد، به تنهایی از عهده سیاست پولی برنمی آید؛ بلکه لازم است تاسیاست های مالی و ارزی مناسب نیز استفاده شود. در واقع، برای تحقق بخشیدن به تعداد مشخصی از اهداف اقتصادی، لازم است که ترکیب مناسبی از سیاست های پولی، مالی، ارزی و … مورد استفاده قرارگیرد و بین این سیاست ها، هماهنگی لازم وجود داشته باشد؛ چه در غیر این صورت، اثرات مورد انتظار یک سیاست پولی انقباضی، می‌تواند با یک سیاست مالی انبساطی از بین برود.

 

بانک های مرکزی و مسئولین پولی کشورهایی که دارای نظام بانکداری غیر اسلامی هستند، برای اجرای سیاست های پولی و اعتباری می‌توانند از اهرم ها و ابزارهای ذیل استفاده کنند:

 

    • عملیات بازار باز (آزاد)

 

    • تسهیلات تنزیل مجدد و نرخ آن

 

    • کنترل مستقیم اعتبارات

 

    • تعیین نسبت نقدینگی بانک ها

 

    • نسبت ذخیره قانونی بانک ها

 

  • ترغیب اخلاقی

موارد ذکر شده ابزارهای عمده ای هستند که در سال های اخیر در بیشتر کشورهای جهان مورد استفاده قرار گرفته اند؛ اما در ایران، پس از تصویب قانون بانکداری بدون ربا و اعمال آن، کارکرد عملیات بازار باز متوقف شد و تا سال ۱۳۷۶ که قانون مربوط به اوراق مشارکت به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و اجرا گردید، دولت به منظور تأمین کسری بودجه اش متکی به استقراض از سیستم بانکی بویژه بانک مرکزی بود. از سال ۱۳۷۶ به بعد نیز که دولت جهت تأمین مالی کسری بودجه اش اقدام به فروش اوراق مشارکت نمود، بانک مرکزی جهت کنترل حجم پول و پایه پولی اقدام به خرید وفروش اوراق مشارکت در بازار آزاد (بورس اوراق بهادار تهران) نکرده است. لذا با وجود اهمیت بسیار زیاد این ابزار سیاست پولی در بانکداری کلاسیک، در ایران بویژه پس از اعمال بانکداری بدون ربا، امکان استفاده از این ابزار به صورت مؤثر وجود ندارد. هم چنین، سیاست تنزیل نیز -که از طریق پایه پولی برحجم پول اثر می‌گذارد- به لحاظ حرام بودن ربا در اسلام و نیز اعمال بانکداری بدون ربا در ایران، استفاده نشده است. لذا با توجه به محدودیت های استفاده از ابزارهای عملیات بازار و سیاست تنزیل در بانکداری اسلامی، بانک مرکزی به منظور کنترل حجم پول، بیشتر توجه خود را به ذخیره قانونی معطوف نموده است. علاوه بر این، بانک مرکزی در چارچوب قانون بانکی بدون ربا و به منظور کنترل حجم پول استفاده از ابزارهای مستقیم سیاست پولی را که در حقیقت همان ایجاد محدودیت های اعتباری، اولویت در تخصیص اعتبارات بانکی و یا تعیین نرخ سود تسهیلات اعطایی می‌باشد، مورد توجه قرار داده است (فرجی، ۱۳۸۹).

 

۲-۸- مکانیسم اثرگذاری سیاست پولی

 

مفهوم سیاست پولی، اتخاذ تدابیری به منظور کنترل و تنظیم حجم پول درگردش است. بانک مرکزی با بهره گرفتن از ابزارهایی که در دست دارد، ‌به این مهم اقدام می‌کند. اما نکته مهمی که باقی می ماند تعیین این موضوع است که سیاست پولی اتخاذ شده، با بهره گرفتن از چه مکانیسمی بخش حقیقی اقتصاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این مورد، در مباحث مدرن ‌اقتصاد کلان، چندین مکانیسم انتقال -که اثرات سیاست پولی را به بخش حقیقی منتقل می‌کند- وجود دارد. مکانیسم های انتقال سیاست پولی عبارتند از:

 

۲-۸-۱- کانال جانشینی

 

کانال جانشینی، یکی از مکانیسم های انتقال سیاست پولی است. در این فرایند، با تغییر حجم پول (ناشی از اعمال سیاست پولی)، ترکیب دارایی های موجود در پورتفوی اشخاص (اعم از پول، دارایی های مالی و فیزیکی) تغییر کرده و انواع مختلف دارایی، جانشین یکدیگر می‌شوند (جلالی نائینی، ۱۳۷۸).

 

۲-۸-۲- کانال ثروت

 

کانال ثروت یکی دیگر از مکانیسم های انتقال سیاست پولی است. مبنای نظری این مکانیسم، به اثر «پیگو» مربوط می شود. براین اساس، مکانیسم انتقال سیاست پولی ‌به این صورت است که به عنوان مثال، یک سیاست پولی انقباضی -که منجربه کاهش حجم پول در گردش می شود- نرخ بهره را افزایش می‌دهد و بدین ترتیب بازدهی دارایی های مالی با افزایش مواجه می شود. افزایش بازدهی دارایی های مالی، به مفهوم افزایش ثروت صاحب این دارایی ها است؛ ‌بنابرین‏ منجر به افزایش مصرف شده و به دنبال آن، رشد تولید را در پی خواهد داشت.

 

۲-۸-۳- کانال نرخ بهره

 

در اقتصاد بسته با دستمزد های اسمی و قیمت های چسبنده، تغییرات در عرضه پول از طریق کانال نرخ بهره بر تقاضای کل یا تولید واقعی اثر می‌گذارد. این دیدگاه که بر مبنای نظریه سنتی کینز است، توسط برخی از محققان همچون «تیلور» مورد حمایت قرار گرفته و از آن به عنوان بخش کلیدی مکانیسم انتقال نام برده شده است. فرایند اثرگذاری از طریق کانال نرخ بهره بدین صورت است که با اعمال سیاست پولی انقباضی، حجم پول، کاهش یا فته و در مقابل نرخ بهره افزایش می‌یابد، افزایش نرخ بهره موجب گران ترشدن سرمایه گذاری می شود و لذا سرمایه گذاری کاهش یافته و کاهش سرمایه گذاری منجر به کاهش تولید واقعی خواهد شد (کریلوا و الیزاوتا، ۲۰۱۲).

 

سیاست پولی انقباضی به طریق دیگری نیز می‌تواند تولید واقعی را کاهش دهد. مکانیسم کار ‌به این صورت است که سیاست پولی انقباضی منجر به کاهش حجم پول شده و لذا نرخ بهره افزایش می‌یابد. با افزایش نرخ بهره، خانوارها مصرف آینده را جانشین مصرف امروز نموده و پس انداز خانوارها افزایش می‌یابد و در مقابل، مصرف امروز آن ها کاهش یافته و در نتیجه، تولید واقعی نیز کاهش خواهدیافت (بین و همکاران، ۲۰۰۱).

 

۲-۸-۴- کانال نرخ ارز

 

در یک اقتصاد باز و دارای ارتباط با دنیای خارج، سیاست پولی از طریق کانال نرخ ارز، در حالتی که دستمزد های اسمی و قیمت ها چسبنده هستند، بر تولید واقعی اثر می‌گذارد. فرایند اثرگذاری بدین صورت است که سیاست پولی انقباضی منجر به کاهش حجم پول در گردش شده و لذا نرخ بهره را افزایش می‌دهد. افزایش نرخ بهره، جذابیت سپرده گذاری در داخل کشور را نسبت به خارج کشور افزایش داده و لذا تقاضای پول داخلی زیاد شده و در نتیجه پول داخلی باکاهش نرخ ارز تقویت می شود، کاهش نرخ ارز و به عبارتی دیگر، افزایش ارزش پول داخلی، موجب گران تر شدن کالاهای تولید داخل در نظر خریداران خارجی شده و بدین ترتیب خالص صادرات کشور کاهش می‌یابد و به دنبال آن، تولید واقعی نیز کم می شود (کریلوا، ۲۰۰۲).

 

۲-۸-۵- کانال اعتباری

 

در سال های اخیر، مکانیسم های نرخ بهره و نرخ ارز، مورد چالش بسیاری واقع شده و مطالب بسیاری درخصوص نقش بازارهای اعتباری به عنوان بخش کلیدی مکانیسم انتقال سیاست پولی به بخش حقیقی اقتصاد نوشته شده است که تحت عنوان مکانیسم کانال اعتباری شناخته شده است. ادبیات موجود نشان می‌دهد که کانال اعتباری از طریق دو کانال ابتدایی، بر انتقال سیاست پولی اثر می‌گذارد، که عبارتند از: کانال وام دهی بانکی و کانال ترازنامه.

 

۲-۸-۶- کانال وام دهی بانکی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:10:00 ب.ظ ]




که تقسیم این عایدات اضافی بر متوسط هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را به دست می‌دهد. ضریب عمده این روش ، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات موردنیاز در صورت های مالی تاریخی شرکت می‌باشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت مؤثر سرمایه فکریشان به آن ها نیازمند می‌باشند.

 

۲-۲-۴-۷- روش تشکیل سرمایه بازار

 

این روش معیاری از ارزش بازار، سرمایه فکری شرکت را ارائه می‌دهد. در این روش فرض بر این است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود در آن می‌باشد. این روش مبتنی بر عرف بازارهای سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش جهت سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری ضروری است تا صورت های تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینه های جایگزینی آن ها تعدیل شوند. ‌بر اساس روش یاد شده ، سرمایه فکری در شرکت های تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، تمامی ارزش شرکت را تشکیل خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پائین اینگونه شرکت ها وجود دارد.

 

۲-۲-۲-۸-کارگزار تکنولوژی

 

این نگرش نوعی پیشرفت در امر سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری به شمار می‌آید چرا که شرکت را قادر می‌سازد تا ارزش پولی سرمایه فکریشان را محاسبه نمایند. بروکینگ سرمایه فکری را ترکیبی از چهار جزء دارایی های بازار، دارایی های مبتنی بر انسان، دارایی های مالکیت معنوی، دارایی های زیربنایی می‌داند( بروکینگ،۱۹۹۷، ۲۰۷)[۳۴].

 

دارایی های بازار مزایای بلقوه ای که یک سازمان از دارایی های غیرملموس مرتبط با بازار کسب می‌کند را متعادل می کند.

 

۲-۲-۴- ۹-روش سرمایه فکری مستقیم

 

تأکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از این اجزا قرار گرفته است. با تعیین اجزای سرمایه فکری شرکت و تعیین ارزش هر یک از این اجزا می توان ارزش کلی سرمایه فکری شرکت را محاسبه نمود.

 

این روش پیچیده ترین اما دقیق ترین ابزار اندازه گیری سرمایه فکری است. عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزا و یا ارزش گذاری هر یک از آن ها می‌باشد که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش می‌گردد.

 

۲-۲-۴- ۱۰-روش های مالی و مراحل اندازه گیری مالی سرمایه فکری

 

‌بر اساس این روش سرمایه فکری شرکت متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آن ها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان می‌دهد. ترکیب سرمایه انسانی و مشتری منجر به روابط افراد و نزدیکی آن ها با مشتریان و به کارگیری خلاقیت های آن ها جهت ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهای خاص مشتریان می‌گردد. ترکیب سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نامهای تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت می‌دهند مرتبط می‌باشد.

 

۲-۲-۴-۱۱- مدل مدیریت سرمایه فکری

 

زمانی که از سنجش و اندازه گیری صحبت می‌کنیم، ابتدا ضروری است تا منابع غیرملموس و حیاتی شرکت که نیازمند نظارت مدیریت هستند را به منظور نیل به اهداف استراتژیک یا برای ارتقای مزیت اصلی آن ها شناسایی نموده و سپس باید اشخاص ثابتی که دارای اطلاعات معتبری درباره ارزش واقعی شرکت هستند را شناسایی کرد. فرایند مدیریت سرمایه فکری دارای سه مرحله اساسی شناسایی، اندازه گیری و مدیریت این منابع می‌باشد.

 

۲-۲-۴-۱۲- کیوتوبین[۳۵]

 

روش کیوتوبین ، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. این نسبت ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت هزینه جایگزینی دارایی های آن شرکت را اندازه گیری می‌کند. به صورت تئوری در بلندمدت این نسبت به سمت واحد میل می‌کند. اما شواهد تجربی نشان می‌دهد که در همین زمان این نسبت می‌تواند به طور معناداری با عدد یک متفاوت باشد. نسبت کیوی توبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار به دفتر می‌باشد.

 

با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه هزینه جایگزینی دارایی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی های فیزیکی به کار می‌گیرد. نسبت حاصله ‌به این شکل به کار می رود که چنانچه نسبت کیوی توبین یک شرکت بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مذبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکت های مشابه را دارا است.

 

۲-۲-۴-۱۳- هوش سرمایه انسانی

 

فیتز- انز[۳۶]روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحوه توسعه داد که مجموعه هایی از شاخص های سرمایه انسانی جمع‌ آوری شده را از طریق یک پایگاه داده ، الگوبرداری نمود. بنا به عقیده فیتز- انز در زمانی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر ۴۰ درصد از هزینه سازمان ها را شامل می شود. فیتز انز مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در یک سازمان می باید فراتر از مواردی نظیر جذب، آموزش و جبران خدمات باشد. هم چنین در زمانی که دانش به یک عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده است، اندازه گیری و مدیریت دارایی های فکری یک وظیفه بحرانی کسب و کار می‌باشد.

 

۲-۲-۴-۱۴- مدل کارگزار فناوری

 

این مدل توسط بروکینگ توسعه داده شده است و دانش سازمانی را به چهار طبقه : دارایی های انسان- محور، دارایی های زیرساختی ، دارایی های فکری و دارایی های بازار تقسیم می‌کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرایند ارزیابی مشخص می‌کند. و هر یک از مدل به وسیله پرسشنامه های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی ها بررسی می شود.

 

۲-۲-۱۵- روش ارزش گذاری جامع

 

این روش توسط مکفرسون[۳۷] توسعه یافت، ارتباط مابین اندازه گیری ارزش شرکت سرمایه فکری و مقادیر پولی را به منظور ارزش گذاری جامع کسب و کار مورد استفاده قرار می‌دهند. این روش سه دسته ارزش زیر را مورد استفاده قرار می‌دهد.

 

ارزش اصلی که نشان دهنده اثربخشی داخلی شرکت است.

 

ارزش فرعی که توسط اثربخشی توزیع شرکت اندازه گیری می شود.

 

ارزش ابزاری که نشان دهنده فشارها در محیط رقابتی می‌باشد.

 

۲-۲- ۵-ارزیابی تحلیلی – تطبیقی و مدل های سنجش سرمایه فکری

 

جدول ۲-۲نتایج تحلیلی – تطبیقی روش های مختلف سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری ارائه می­ نماید. هر یک از این روش ها برحسب کمی یا کیفی بودن، مبتنی بر عملکرد گذشته ویا آینده بودن و قابل الگوبرداری بودن یا نبودن مورد مقایسه قرار می گرفته اند.

 

جدول ۲-۲ : مقایسه ارزش گذاری سرمایه های فکری(رودو ولیرت)[۳۸]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش کمی یا کیفی عملکرد تاریخی یا آینده قابلیت استفاده در الگوگیری ترازنامه نامرئی

 

سرمایه ساختاری

 

سرمایه فردی

تا حد کمی مبتنی بر هزینه های تاریخی خیر کنترل دارایی های ناملموس

 

دید بیرونی

 

دید درونی

 

شایستگی افراد

 

دارایی های ناملموس

کیفی هر دو خیر کارت نمره متوازن

 

دید مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:50:00 ب.ظ ]




در سال ۱۹۳۲ نخستین مطالعه مربوط به رضایت شغلی منتشر شد. علاوه بر آن،مدیران نیز به عنوان بخشی از برنامه های بلند مدت خود شروع به استخدام روانشناسان کردند تا با زمینه یابی و افزایش رضایت شغلی از ایجاد اتحادیه ها جلوگیری کنند (کورن هاوزر و شارپ[۵۰]،۱۹۳۲به نقل از هومن،۱۳۸۱).

 

دیدگاه رشد یا ماهیت کار

 

بسیاری از صاحب نظران رشته‌های مدیریت و روانشناسی بر پایه پژوهش‌های متعدد دریافتند که فهم رفتار در محیط کار مستلزم چیزی بیش از مطالعه خصوصیات افراد و سپس متناسب ساختن آن با یک سازمان است. از این رو سازمان­ها می بایست راه تحول و دگرگونی را در پیش گیرند و عقاید تازه ای نسبت به مفاهیم موفقیت کار، رضایت شغلی و مانند آن پدید آید. نیاز ‌به این تحول هم در زمینه‌های فردی و هم در زمینه‌های سازمانی احساس می شد و سرانجام منجر به آن گردید که دیدگاه های روشنفکرانه ناشی از مدیریت، روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی بر مفاهیم سنتی و گذشته غلبه نماید. از این رو اهمیت نظامهای مدیریتی،اثرات رفتاری و نگرشی سازمان‌ها و نیز تکامل آن با فرآیندهای اجتماعی و روانی بیش از پیش مشخص، و این حقیقت پذیرفته شد که سلامت و موفقیت کسانی که ‌به این سازمان‌ها متکی هستند، منوط به سلامت و موفقیت آن ها‌ است و موفقیت و رضایت در کار اغلب برای عزت نفس و سلامت روانی اشخاص ضروری به نظر می‌آید.

بیشتر حرکت­هایی که در این رابطه صورت گرفته مانند: نهضت سواد آموزی زنان و خواست مردان برای بررسی مجدد مشاغل و فنی ساختن آن ها شواهدی بر درستی این ادعاست (کورن هاوزر و شارپ، ۱۹۳۲؛ به نقل از هومن،۱۳۸۱).

 

نظریه مراتب نیازهای مزلو

 

این نظریه توسط آبراهام مازلو[۵۱] و در بین سال های ۱۹۵۰-۱۹۴۰ ارائه شد. در آغاز دهه ۱۹۶۰ این نظریه به عنوان یک الگوی مطلوب رفتار سازمانی در سازمان پدیدار گشت. مازلو احتیاجات بشری را به هفت دسته تقسیم نموده است: ۱- نیازهای فیزیولوژیک ۲- نیازهای امنیتی ۳- نیازهای تعلق ۴- نیازهای احترام ۵- نیازهای خود شکوفایی ۶- نیازهای زیبایی شناسی ۷- نیازهای معرفت شناسی. با آنکه در اول هدف مازلو فراهم آوردن الگویی بود که به طور کلی رابطه میان انگیزش و شخصیت را توضیح دهد، اما وی بعداً توجه خود را به طور مشخص به مسائل انگیزش کارمندان در تشکیلات کاری معطوف کرد. با به کار بستن مفهوم سلسله مراتب نیازها، مدیران مسئولیت ایجاد محیطی مناسب را که در آن کارکنان بتوانند تمام استعدادخود را پرورش و بروز دهند، بر عهده خواهند داشت. این محیط مناسب ممکن است به افزایش فرصت هایی برای استقلال بیشتر، گوناگونی و تنوع در کار و مسئولیت پذیری و چیزهایی از این قبیل نیاز داشته باشد. کوتاه در فراهم کردن چنین محیطی از دیدگاه علمی، به افزایش ناکامی کارمندان خواهد انجامید و نتیجه آن کارکرد ضعیف تر، رضایت شغلی کمتر و خروج بیشتر کارکنان از سازمان خواهد بود (رضایی هرندی،۱۳۸۹).

 

در این سلسله مراتب، چنانچه هر یک از این نیازها به مقدار کافی ارضاء شود، نیاز بعدی خود نمایی می‌کند. از دیدگاه انگیزش، نظریه مذبور بیانگر این مطلب است که؛ اگر چه هیچ نیازی به صورت کامل ارضاء نمی شود، اما اگر نیازی به شکل بنیادی و به مقدار لازم ارضاء شود، دیگر ایجاد انگیزه نمی کند و باعث تحریک فرد نمی گردد. ‌بنابرین‏ اگر طبق نظریه دانشمندان این علم کسی بخواهد دیگری را تحریک کند، باید دریابد که از نظر سلسله مراتب نیازها آن شخص در کجا قرار دارد و آنگاه در جهت ارضای همان نیازها اقدام نماید. این نظریه چارچوب انگیزش کاربردی را برای مدیران بیان می‌کند. آنان برای ایجاد انگیزه در افراد باید به هر کسی از کارمندان اعتماد کرده و پاداش های افراد را مرتبط و متناسب با عملکردشان پرداخت کنند (شفیع آبادی،۱۳۸۶). در جدول زیر سلسله مراتب نیازهای مزلو ارائه می­گردد.

 

جدول(۲-۱) سلسله مراتب نیازهای مازلو (شفیع آبادی،۱۳۸۶).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سطح نیاز ارضاء کننده فیزیولوژیک حقوق مناسب و مکفی، استراحت­های کوتاه مدت، موقعیت های ایمن کاری ایمنی افزایش حقوق برای جبران تورم، امنیت شغلی، موقعیت­های ایمن کاری –مزایای جانبی (مانند: بیمه درمانی، حقوق در زمان بیماری، خانه های سازمانی). اجتماعی ایجاد فرصت برای تعامل کارکنان با یکدیگر، پذیرفته شدن و دوست داشتن از طریق فعالیت‌هایی مانند جشن­ها، مراسم سازمانی، سفرهای دسته جمعی کارکنان و تیم های ورزشی. عزت نفس پست سازمانی، رضایت حاصل از اتمام یک کار، افزایش شایستگی، حقوق، بازشناسی، قدر دانی، وظایف چالش برانگیز، شرکت در تصمیم گیری و فرصت­های پیشرفت. خود شکوفایی رشد مهارت‌های کارکنان، فرصت برای خلاق بودن، پیشرفت و ارتقاء توانایی کنترل کامل بر شغل.

نظریه نیازهای آموخته شده مک کللند

 

بر اساس نظریه مک کللند[۵۲] نیازهای انسان یاد گرفته می‌شوند و مهمترین نیازهای ارضای آن در محیط کار نقش اساسی در رضایت شغلی بازی می‌کند. نیاز به پیشرفت، پیوند جویی و قدرت است. افرادی که نیاز به پیشرفت در آن ها شدید است، هنگامی از کار خود رضایت دارند که برای انجام وظایف و حل مشکلات کاری مسئولیت شخصی دارند،مجموعه ای از هدف های تا اندازه ای دشوار برای آن ها طرح می شود و تمایل شدید آن ها برای باز خورد گرفتن از عملکرد خویش بر آورده می‌گردد. علاوه بر این آن ها ارزش­گذاری به وسیله پول را برای خود آن دوست ندارند، بلکه از پول تنها به ‌عنوان نمادی برای موفقیت لذت می­برند.

 

بنابر نظریه مک کللند (۱۹۷۸) ارضای نیاز پیشرفت به ویژه برای توسعه اقتصادی و رقابت سازمانی اهمیت زیادی برخوردار است و مدیران می‌توانند با اجرای یک برنامه چهار مرحله ای رضایت شغلی افراد و در نتیجه پیشرفت سازمان را تامین کنند.

 

    1. طرح ریز هدف­هایی با دشواری متوسط و ثبت کارکرد افراد نسبت ‌به این هدف­ها.

 

    1. اقدامات شناختی برای ارتقاء زمینه تفکر، صحبت و انجام کار به گونه ­ای که بسیار شبیه به افرادی با انگیزه پیشرفت بالا باشد.

 

    1. تمرکز آموزش­های سازمانی برای ایجاد رابطه مثبت بین نیاز زیاد به پیشرفت.

 

  1. فراهم آوردن حمایت‌های گروهی از همکاران(رابینز،۱۳۷۷).

نظریه برابری و انتظار

 

بنا بر نظریه آدامز[۵۳] نارضایتی شغلی زمانی به وقوع می پیوندد که نسبت بازده های فردی یک فرد (هدف) به دروندادهای فردی افراد دیگر مورد مقایسه قرار گرفته و کمتر از آن ها برآورده می شود، رضایت یا نارضایتی شغلی نه تنها حاصل مقایسه کارکنان با یکدیگر است، بلکه می‌تواند ناشی از بازده های مورد انتظار نیز باشد.

 

وروم[۵۴] در نظریه خود (ارزش_واسطه_انتظار) فرض را بر این قرار می‌دهد که افراد به گونه کلی به شکلی عمل می‌کنند که لذت را بیشینه و رنج را کمینه سازند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:02:00 ب.ظ ]




۵- مواردی که رٲی هیات حل اختلاف یا شورای عالی مالیاتی منطقا استرداد مالیات اضافی را ایجاب کند نسبت ‌به این موارد نیز دلالتی بر شمول مهلت و مرورزمان مشاهده نمی شود.

 

خلاصه اینکه به استثنای مورد مربوط به اضافه پرداختی مالیات حقوق در خصوص شمول مرورزمان بر موارد استرداد مالیات اضافی تصریحی در قانون بعمل نیامده است؛ نکته دیگری نیز در قانون مالیات وجود دارد که این برداشت را تقویت می‌کند به موجب تبصره ماده ۲۴۲ مبالغ اضافه دریافتی از مؤدیان بابت مالیات موضوع این قانون به هرعنوان مشمول خسارتی به نرخ ۱٫۵ درصد در ماه از تاریخ دریافت تا زمان استرداد می‌باشد و از محل وصولی های جاری به مؤدی پرداخت خواهد شد یعنی حتی اگر مؤدی موضوع را در میانه راه رها کند و زمان بگذرد خسارت ۱۸ درصد در سال مذکور نزدیک به بهره بانکی بلند مدت ترین سپرده ها همچنان شامل او خواهد شد.

 

در کنار نظراتی که فوقا پیرامون مرورزمان استردادی مطرح شد به نکات ذیل باید توجه داشت:اولا نهاد مرورزمان متجاوز از دو دهه قبل لااقل در مسائل حقوقی و مدنی کنار نهاده شد بعبارت دیگر دین مشمول مرور زمان نمی شود.

 

ثانیاً اگر قرار باشد به موجب قانون حکم مرور زمان بر مقوله استرداد نیز جاری شود طبعا باید مسئله تعادل و نصفت را در نظر گرفت زیرا مرور زمانی که به نفع مؤدی است یک ساله وپنج ساله است ‌بنابرین‏ مرور زمانی که به زیان او باشد باید حداقل با توجه به زمان تعیین شده در ماد ۱۵۶ و۱۵۷ قانون مالیات‌های مستقیم تعیین گردد و نه کمتر.[۲۶]

 

فصل سوم- اعتراض به آرای کمیسیون های مالیاتی و آئین رسیدگی به آن

 

گاهی اوقات ممکن است برگ تشخیص مالیات که بر اساس آن مقدار مالیات هر مؤدی تعیین می شود مورد قبول وی واقع نشود و یا شخص ثالثی غیر از مؤدی به هر دلیل نسبت به آرای صادره از مراجع مالیاتی معترض باشد و نیز ممکن است در هنگام صدور آرای در تنظیم و نوشتن رأی یا محاسبه مأخذ مالیات یا درآمد مشمول مالیات اشتباهی صورت بگیرد. از آنجا که نیروی انسانی صادر کننده رأی می‌باشد و با توجه به اینکه انسان موجودی جایزالخطا است قانون‌گذار برای حفظ حقوق مؤدیان به آن ها اجازه داده است تا درصورتیکه به هر دلیل اعم از نادرستی رأی صادره یا وجود اشتباه آن را خلاف حقوق خود می‌داند با بهره گرفتن از تمهیداتی که در قانون جهت اعتراض به آرای پیش‌بینی شده است در جهت حمایت از حقوق خود برآید.

 

قانون‌گذار در ضمن قوانین مالیاتی راه های مختلف و متعددی را برای احقاق حقوق مؤدیان پیش‌بینی نموده است و در این خصوص مراجع متعددی را مکلف نموده است که اعتراض مؤدیان را مورد رسیدگی قرار دهند که در این فصل ذیل دو مبحث جداگانه به کیفیت اعتراض و آیین رسیدگی به آن می پردازیم .

 

مبحث اول-کیفیات اعتراض به آرای کمیسیون های مالیاتی

 

بشر جایزالخطا است و بهترین قاضی نیز ممکن است دچار اشتباه یا لغزش شود. ‌بنابرین‏ باید ترتیبی مقرر شود که هر دعوا بتواند دوباره مورد قضاوت قرار بگیرد. قائل به اعتراض شدن نسبت به آرای چه در مرحله صدور و چه در مرحله اجرا در همین راستا می‌باشد؛ اما باید توجه داشت که اگر پیش‌بینی این نهاد اثری درمان کننده دارد اثر پیشگیرانه آن را نیز باید در نظر داشت در حقیقت چنانچه مرجع صادر کننده رأی واقف ‌به این امر باشد که موضوع مربوطه ممکن است مورد قضاوت مرجع دیگری قرار بگیرد با دقت و احتیاط بیشتری عمل خواهد نمود در نتیجه پیش‌بینی این نهاد در راستای تضمین قضایی شایسته مفید فایده است.[۲۷]

 

همان‌ طور که مؤدی می‌تواند در مرحله صدور رأی نسبت به آن اعتراض داشته و یا مدعی وجود اشتباهی در آن شود در مرحله اجرایی نیز ممکن است چنین حالتی پیش آید و این بدان معنا است که در صورتی که اجرای رأی به سایر حقوق مؤدی مالیاتی و یا به حقوق شخص ثالثی ضرر وارد کند و یا در مرحله اجرایی رأی اشتباهی پیش آید ذی نفع می‌تواند به وسیله اعتراض حقوق خویش را محفوظ دارد و منظور از ذی نفع اعم از مؤدی مالیاتی و شخص ثالث است که ممکن است به دلایل متعدد نسبت به اجرای آرای معترض بوده و یا مدعی وجود اشتباه در اجرای آرای شود.

 

اعتراض نسبت به اقدامات اجرایی ممکن است از طرف مؤدی مالیاتی و یا از طرف شخص ثالثی غیر از مؤدی بعمل آید. ماده ۲۱ آئین نامه اجرایی وصول مالیاتها تصریح می‌دارد که هرگاه مؤدی حین بازداشت اموال حاضر باشد و ایرادی از جهات توقیف مستثنیات دین، توقیف مال مشاع و نیز اعتراض به لحاظ اوصاف مال توقیف شده از حیث مقدار،جنس، اندازه و… ننماید بعدا از جهات مذکور حق اعتراض نخواهد داشت اما در صورتی که نسبت به آن ایراد و اعتراضی داشته باشد خلاصه این اعتراضات در ذیل این توقیف نامه نوشته خواهد شد. ‌بنابرین‏ می توان نتیجه گرفت که بین موردی که مؤدی در حین بازداشت اموالش حاضر است و موردی که حاضر نیست باید تفکیک قائل شد بدین توضیح که در مواردیکه وی حاضر بوده است بعدا حق اعتراض نخواهد داشت اما درصورتیکه مؤدی در حین بازداشت اموال حاضر نباشد از مفهوم مخالف ماده مذبور برمی آید که بعدا حق اعتراض خواهد داشت.

 

گاهی اوقات ممکن است شخص ثالثی نسبت به عملیات اجرایی معترض باشد ماده ۵۶ آئین نامه در این خصوص مقرر می‌دارد هرگاه نسبت به مال غیرمنقول بازداشتی شخص ثالث نسبت به تمام یا قسمتی از آن ادعای حق کند عملیات اجرایی در صورتی متوقف می شود که دعوا مستند به سند رسمی بوده و تاریخ سند مقدم بر بازداشت مال غیرمنقول باشد و این امر مورد تأیید هیئت حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۱۶ قانون مالیات‌های غیرمستقیم قرارگرفته باشد. ماده ۲۱۶ قانون مذبور تصریح می‌کند که مرجع رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت اعم از حقیقی یا حقوقی که طبق مقررات اجرایی مالیاتها قابل مطالبه و وصول می‌باشد هیئت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود که به شکایات مذبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی می کند که رأی مذبور قطعی و لازم الاجراء است.

 

تبصره ۱ این ماده مقرر می‌دارد ‌در مورد مالیات‌های مستقیم درصورتیکه شکایت حاکی از این باشد که وصول مالیات قبل از قطعیت به موقع اجراء گذاشته شده است، هرگاه هیئت حل اختلاف مالیاتی شکایت را وارد دانست ضمن صدور رأی به بطلان اجرائیه حسب مورد قرار رسیدگی صادر یا نسبت به درآمد مشمول مالیات مؤدی رسیدگی و رأی صادر خواهد نمود که رأی مذبور قطعی است .تبصره ۲ ماده مذبور نیز که ‌در مورد مالیات‌های غیرمستقیم می‌باشد بیان می‌دارد هرگاه شکایت اجرایی از این جهت باشد که مطالبه مالیات قانونی نیست مرجع رسیدگی ‌به این شکایات نیز هیئت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود و رأی هیئت مذبور در این ماده قطعی و لازم الاجراء است. البته مفاد این تبصره شامل جرایم قاچاق اموال موضوع عایدات دولت و بهای مال قاچاق ازبین رفته و نیز مشمول آن دسته از مالیات‌های غیرمستقیم که طبق مقررات مخصوص به خود باید در مراجع خاص حل و فصل شود نخواهد بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:13:00 ب.ظ ]




همچنین در رژیم‏های مساوات‏طلب، مسأله برقراری عدالت اجتماعی از کارهای ویژه دولت شناخته می شود. در هر صورت هیچ یک از این حکومت‏ها، تلاش در راستای ایجاد زمینه رشد و کمال و فضایل عالی انسانی و ایجاد بستری مناسب در جهت تعالی انسان و سعادت جاودان را در دستور کار خود قرار نمی‌دهد.

 

در مقابل «حکومت دینی» وظایف بیشتری بر عهده دارد؛ یعنی، علاوه بر لزوم ارائه خدمات بالا، باید به برنامه‏ ریزی صحیح و تلاش در جهت تربیت دینی و معنوی جامعه، رشد و بالندگی فضایل و کمالات عالی انسانی و گسترش تقوا، همت گمارد. جامعه را به سوی تأمین سعادت پایا و فناناپذیر رهبری کند و با عوامل سقوط و نابودی شخصیت حقیقی و «من» عالی آدمی و موانع رشد و کمال «انسانیت» مبارزه کند.

 

۳-تفاوت در روش‏ها: تفاوت در اهداف و کار ویژه‏های حکومت دینی و غیردینی در گزینش شیوه ها و ارزش‏ها نیز کارگر خواهد افتاد.

 

در نظام‏های بی اعتنا به دین، برنامه‏ریزیها عمدتاًً بدون ملاحظه ارزش‏ها و اصول پایا و بنیادین دینی انجام می پذیرد. مرجع نهایی در چنین نظام‏هایی خرد ابزاری است. بی اعتنایی به ارزش‏ها موجب می شود که انگاره «هدف وسیله را توجیه می‌کند»، در عمل به صورت اصل حاکم درآید و آرمان‏ها و اصول اخلاقی را نادیده گیرد؛ مگر آنکه فرهنگ حاکم بر جامعه، ارزش‏های خاصی را تحمیل کند و سرپیچی از آن ها را برنتابد.

 

البته در پاره‏ای از نظام‏های ایدئولوژیک (مانند سوسیالیسم) بر ارزش‏هایی چون عدالت و برابری تأکید می شود؛ لیکن این نظام‏ها نیز اشکالات عمده‏ای دارند؛ از جمله:

 

الف. نبود تعریف دقیق از عدالت و یا دیگر ارزش‏ها،

 

ب. ‌یک‌سونگری، تک ارزشی بودن و قربانی کردن همه ارزش‏ها به پای ارزش واحد؛ چنان که در سوسیالیسم آزادی فردی، فدای عدالت می شود و در لیبرالیسم تیغ آزادی، عدالت را ذبح می‌کند.
اما در «حکومت دینی»، استفاده از روش‏های مغایر با کرامت الهی انسان و مخالف ارزش‏های والای اخلاقی و ویرانگر کمال و سعادت جاودانی بشر، مجاز نیست. در چنین نظامی «عقل ابزاری» به کلی کنار نمیرود؛ بلکه در کادر اصول و ارزش‏های عالی انسانی، مجال فعالیت دارد و از لجام‏گسیختگی آن، جلوگیری می شود.

 

۴-تفاوت در مبدأ قانون‏گذاری: در نظام‏های نامبتنی بر دین، خاستگاه قانون، چیزی جز تمایلات، خواسته ها، منافع دنیوی و گرایش‏های فعلی و زودگذر آدمیان نیست.

 

در مقابل «حکومت دینی»، مبتنی بر اصل «توحید» در ربوبیت است. منشأ اصلی قانون در این نگرش، تنها خداوند است؛ خدایی که خالق، مالک و رب انسان است. لذا از منظر فلسفه حقوق دینی تنها خداوند، حق تصمیم‏ گیری در امور انسان را دارد. از طرف دیگر او از مصالح و مفاسد بشر، بهتر از هر کسی آگاه است و بهترین راه نیک‏بختی و خیر برین را به او مینمایاند.
‌بنابرین‏ تنها قانونی رسمیت دارد که از سوی خداوند و یا کسانی که از جانب او مأذونند، جعل شده و با اصول و قواعد مورد قبول شارع، کاملاً سازگار باشد. لاجرم کارکرد مجاری قانون‏گذاری در چنین نظامی، عمدتاًً کشف و استنباط قوانین الهی و تطبیق آن بر نیازمندی‌های زمان است.

 

گفتار دوم : مبانی دخالت دولت اسلامی در فرهنگ

 

به نظر می‌رسد، پذیرش واقعی دین، لازمه و علامت روشنی دارد که عبارت است از: مراجعه به متون مقدس دینی به عنوان یک منبع معرفتی. به بیان دیگر، ایمان و باور به یک دین، باید به پذیرش روشمند سلسله گزاره‌ها و تعالیم آن دین منجر شود .

 

اسلام از یک طرف، بنابر اینکه ایدئولوژی انقلابی است،در پی استقرار نوعی فرهنگ است و همچنان که تاریخ گواه آن است، دست به فرهنگ آفرینی زده است و از طرف دیگر ، بنا به محتوای تعالیم و احکام و رسالت دینی خویش، دارای ماهیتی فرهنگی است.همه ی تلاش های نظری و عملی اسلام، در جهت رشد و کمال و تعالی انسانی انسان ها و لزوماً رشد و تعالی ظرفی که انسان در آن می بالد(فرهنگ)،قرار دارد.اسلام در آغاز ظهور خود،به منزله ی یک ایدئولوژی انقلابی،به نفی جهان بینی و نظام ارزشی رایج، یعنی فرهنگ جاهلی پرداخت و همواره کوشید با تکیه بر ارزش هایی که الهی- انسانی است،رشد و تعالی مادی و معنوی انسان را تحقق بخشد.چنین هدفی بنا به اندیشه ی بنیادین اسلام، از طریق توجه به زندگی اجتماعی و تکیه بر عناصر فرهنگی جامعه، حاصل می شود.عناصری همچون: خانواده،مدرسه،علم و هنر،اخلاق،تزکیه نفس،اصلاح امور اجتماعی و… .

 

«از طرف دیگر،اسلام ایدئولوژی سیاسی نیز هست.یعنی بنا به اعتقاد به اصل رهبری و ضرورت و لزوم اجرای احکام الهی در جامعه،به ارائه ی یک نظام فکری و نظریه ی سیاسی مشخص در باب حاکمیت پرداخته و به تشکیل دولت و استقرار حکومت سفارش ‌کرده‌است. اسلام معتقد است که فراهم کردن زمینه‌های لازم برای رشد انسان و اجرای احکام و تعالیم تعالی بخش اسلام،نیاز به یک قدرت اجرایی و سازمان و تشکیلات دارد.در تفکر توحیدی اسلام،دین و دولت با هم ملازمه دارند.از آنجا که سعادت و کمال اخروی انسان در گرو سعادت و کمال این جهانی است،لذا دولت ابزار ایجاد زمینه لازم برای حاکمیت ارزش های اسلامی است.[۶۱]»

 

«اسلام جهان را نظامی قانونمند و هدفمند، مبتنی بر اصل از اویی و به سوی اویی می‌داند و انسان را نیز جزیی از این نظام هستی تلقی می‌کند که دارای کرامت و شان فوق العاده ای است و برای رسیدن به کمال و عبادت خالصانه و آگاهانه خداوند خلق شده است و همه چیز از جمله نظامات اجتماعی و فردی، اعم از سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و مانند آن که حکومت و نظام سیاسی نیز جزیی از نظامات است، بر مبنای همین نگاه تدوین و تنظیم می‌شوند. بر اساس این دیدگاه حکومت ابزاری برای حرکت تکاملی انسان تلقی می شود و اهداف و وظایف آن نیز بر اساس همین دیدگاه تنظیم می شود.[۶۲]»

 

«فلاسفه اسلامی برآنند که برای عالم خالقی و صانعی عالم و قادر و حکیم وجود دارد و این صانع حکیم از برای خلقت خود،غایتی متعالی دارد که بندگان باید بدان سو حرکت کنند.مبتنی بر این نگاه توحیدی ،ملاصدرا نهادحکومت را به عنوان وسیله و محملی در تحقق این اهداف تعریف می‌کند. وی سیاست را به منزله عبدی در خدمت شریعت می‌داند که اگر این عبد به اطاعت مولای خود مشغول شد، ظاهر عالم مطیع باطن آن شده و انسان به جانب خیرات کشیده خواهد شد.از نظر ملاصدرا حکومت اسلامی علاوه بر تنظیم امور معیشتی مردم باید به صورت جدی و به عنوان یک وظیفه تخلف ناپذیر نسبت به آموزش و پرورش مردم در امور مربوط به منافع آخرت که منافع اهم و اتم و ابقی هستند، اقدام کند؛به خصوص در دنیایی که آدمی در معرض انواع فتن و مفسده ها قرار دارد.کار خلیفه الهی از نظر ملاصدرا بیش از آنکه سیاسی یا نظامی یا اقتصادی باشد فرهنگی است؛یعنی تمام وجوه ارتباط او با مردم در خدمت آموزش و تربیت مردم در جهت تبدیل شدن به انسان هایی متعالی است و سیاست واقتصاد و نظامی گری،همگی صورتی آلی و وسیله ای می‌باشند که در خدمت تعلیم و تربیت و ارتقای معنوی انسان‌ها که هدف غایی است، قرار می گیرند.[۶۳]»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ب.ظ ]




نظریه های مؤلفه ای شبیه نظریه های مرحله ای هستند، معمولاً در مدل های مرحله ای فرض بر این است که یک مرحله باید مقدم بر مرحله بعدب باشد. نظریه مؤلفه ای به خلاقیت فرد تأکید می‌کند(همچنین به محیط های خلاق). این نظریه بیان می‌کند برای اینکه خلاقیت اتفاق بیافتد به سه مؤلفه نیاز است: مهارت های مربوط به موضوع، مهارت های مربوط به خلاقیت و انگیزه. مهارت های مربوط به موضوع شامل دانش، مهارت های تکنیکی و قریحه ی ویژه ای است که افرادممکن است دارا باشند و در حوزه های مخصوصی مهم است نه در همه ی حوزه ها. مهارت مربوط به خلاقیت عوامل شخصی است که با خلاقیت به طور کلی تداعی می شود مانند تحمل ابهام، خویشتن داری و رضایت برای خطر جویی مناسب. انگیزه درونی که توسط لذت از تکلیف هدایت می شود بیشتر با خلاقیت تداعی می شود نسبت به انگیزه بیرونی که به وسیله ی پاداش های بیرونی هدایت می شود(کافمن،پلوکر و بائر،۲۰۰۸).

 

آمابیل(۱۹۹۰) به نقل از کافمن و استرنبرگ(۲۰۱۰) نظریه مؤلفه ای را ارائه داد که عبارت است از: الف)مهارت های مربوط به موضوع یا قلمرو، ب)مهارت های مربوط به خلاقیت، ج)انگیزش.

 

رویکرد فرهنگ نگر

 

به بیان ساده روان شناسی فرهنگی از پیش فرض ساده اتکا متقابل انسان و زمینه ی اجتماعی – فرهنگی آن آغاز می شود. ‌بنابرین‏ تمرکز بر دو موجودیت جدا و مستقل از هم نیست بلکه بر تقابل متقابل است که هر دو آن ها را معین کرده و دنیای نمادین را تولید می‌کند(زیتون[۴۸]،۲۰۰۷).

 

این دنیای نمادین منجر به پردازش معناسازی و با هم سازی دانش می شود. و به همین دلیل است که روان شناسی فرهنگی انسان را به عنوان موجودی می بیند که از اساس و پایه به وسیله نظام نمادها و هنجاریابی که فرهنگی را شکل می‌دهند هدایت شده است. در نتیجه تمرکز پژوهش در روانشناسی فرهنگی بر اعمال میانجی در زمینه پدیدآیی اجتماعی و فرهنگی کارکردهای روانی و تحلیل زندگی روزمره است(کول[۴۹]،۱۹۹۶ به نقل از دیویس،۲۰۱۰). در چنین پس زمینه ای خلاقیت هم به مصنوعات متراکم متکی است و هم فرهنگ را به واسطه تولید مصنوعات جدید غنی می‌سازد به همین جهت فرآیندهای خلاقانه نقطه کلیدی در پژوهش های رشته روانشناسی فرهنگی هستند(لیتلن و میل[۵۰]،۲۰۰۴).

 

در سطح نظری مکتب های مختلف روان شناسی و فرهنگی می‌توانند سازه‌های گوناگونی از خلاقیت را ایجاد کنند و در این زمینه می توان به نوشته های ویگوتسکی به عنوان نمونه ای ویژه اشاره کرد. ویگوتسکی به اهمیت واسطه گری فرهنگ به وسیله ابزارها و علائم در ایجاد و توسعه تمامی کارکردهای عالی مغز اشاره کرد.کارهای اولیه ویگوتسکی در زمینه خلاقیت پایه رویکرد فرهنگ نگر را بر خلاقیت بنا نهاد(کانری[۵۱] و همکاران،۲۰۱۰).

 

رویکرد بوم شناسی

 

هرینگتون[۵۲] مبدع این نظریه است. چارچوب نظریه هرینگتون به طور روشن بر طول بوم شناختی زیستی و کنش زیستی قرار دارد. استعاره زیست شناختی در نظر هرینگتون اشاره ‌به این معنا دارد که چهره های محیطی و اکوسیستمی در ترکیب مؤثر با افراد در فرایند خلاقیت عمل می‌کند. خلاقیت در این نظریه عبارت است از فرآیندی که در طول زمان بسط و گسترش یافته، ویژگی آن ابتکار، سازگاری و واقعیت گرایی است. عمل خلاقانه اجتماعی نیز به عنوان تولیدات اکوسیستم ونیز تولیدات فردی یا هر دو تلقی می‌گردد. عمل خلاقیت وابسته وابسته به سیستم انسانی است که آن نیز معادل اکوسیستم زیست شناسی فرض شده است. ‌بنابرین‏ در وهله اول وظیفه روانشناسان مطالعه منظم اکوسیستم و روابط عملکردی به هم پیوسته ای که مانع یا حامی فرایند خلاقانه است(نلر،۱۹۶۵؛ترجمه مسدد،۱۳۸۰).

 

رویکرد تکاملی

 

تعدادی از محققان نظریه هایی از خلاقیت را مبتنی بر رویکرد تکاملی [۵۳]است مطرح کرده‌اند. یکی از افرادی که از الگوی داروینیسم حمایت کرده و بر پایه آن دیدگاهش را مطرح نموده است دین کیت سیمنتون[۵۴] است. پایه مدل داروینیسم سیمنتون یک فرایند ذهنی دو مرحله ای است شامل تولید بی هدف و نگهداری انتخابی و بسط ایده ها. در این دیدگاه عقاید در برخی روش های بی هدف ترکیب می‌شوند. معمولاً زیر آستانه آگاهی بیشتر ترکیب های مورد علاقه به طور آگاهانه به سوی تولیدات خلاق بسط داده می‌شوند. این الگو تفاوت های فردی را را در پتانسیل خلاق به عنوان یک نقطه شروع به کار می‌برد. فرد خلاق این پتانسیل را برای آفرینش و یادگیری صرف می‌کند. ادعای تحریک آمیز دیگر این است که ایده های خلاق، اجتماعی از موفقیت را دنبال می‌کند: قانون برابری- نابرابری[۵۵]. یک کاربرد این است که یک کاربرد این است که رابطه ای بین مدت زندگی افراد خلاق و کل تولیداتشان فرض می‌کند. یک نتیجه ای که با یافته های تجربی هماهنگی دارد، یعنی هیچ رابطه ای بین مدت زندگی افراد خلاق و زندگی شان وجود ندارد. ادعای دیگر این است که کارکرهای خلاق در فاصله ی سنی خاص اتفاق می افتد که توسط نتایج تأئید مشده است. این دیدگاه داروین بیشتر به کاربردهای روانشناختی تأکید دارد.اولاً به دلیل پیچیدگی فرایند خلاقیت، آفرینندگان کنترل کمی بر روی هدایت پیشرفت کارهایشان دارند، ‌بنابرین‏ این ادعا شده که فرایند خلاقیت مملو از شروع اشتباه و آزمایشات گسترده است. ثانیاًً معمولاً قضاوت های خوبی از کارها و ایده های آفرینندگان نمی شود. به محض اینکه کارها تمام می شود آفرینندگان کنترل کمی بر سرنوشت کارهایشان دارند چرا که کارهایشان تحت یک قضاوت اجتماعی قرار می‌گیرد. ‌بنابرین‏ جمع‌ آوری نولیدات، استراتژی بهینه ای برای یافتن افراد برجسته است چرا که در شرایط برابر فرض می شود که تولید بیشتر در برابر تولید کمتر نشانه رسیدن به موفقیت است. دیدگاه داروین می‌تواند به شیوه های مختلف نقد شود. برای نمونه تأکید زیادی بر نقش عوامل تصادفی در تبیین خلاقیت نظریه های اخیر معتقدند که شانس تنها عامل در پیشرفت خلاقیت نیست و اساساً در دیدگاه او تفکر منطقی و ارزیابانه هیچ نقشی در خلاقیت ندارد(کافمن و استرنبرگ،۲۰۱۰).

 

رویکرد سیستم ها

 

تعدادی از بزرگ ترین و بلندپروازانه ترین نظریه های خلاقیت دیدگاهشان این بود که خلاقیت نباید به عنوان ذات منفرد مفهوم سازی شود. بلکه از یک سیستم پیچیده با تعامل زیر مؤلفه ها پدیدار می شود . نظریه سیستم ها یک دیدگاه خیلی گسترده و اغلب کاملاً کیفی از خلاقیت را ارائه می‌دهد.یک نظریه برجسته در این حوزه از گرابر[۵۶](۱۹۸۷) کسی که پیشگام ورود رویکرد سیستم های بسط یافته کمتر بر روی فهم جزئیات یک عمل خلاق نسبت به چگونگی هماهنگی جزئیات با اهداف دانش و استدلال به علاوه فشارهای اجتماعی بزرگ تر و الگوهای خلاق تأکید می‌کند. این رویکرد تأکیدش بر فرآیندهای پویا و مترقی است که در زمینه ها و روش های پیچیده و حتی در مقیاس های زمانی مختلف ادامه دارد.

 

گرابر (۱۹۸۷) برای فراهم کردن یک چارچوب ساختاری برای درک افراد خلاق در میان چنین پیچیدگی هایی تعدادی از مفاهیم بنیادی را پیشنهاد می‌کند. بیشتر افراد خلاق احتمالاً در تفکرشان یک مجموعه ای از استعاره هایی که با یکدیگر یه ساخت مفهوم خلاقانه منجر می شود استفاده می‌کنند نسبت به تکیه انحصاری بر یک حوزه فلسفی همان کاری که متأسفانه تعدادی از محققان زمانی سعی در فهم این موضوعات دارند انجام می‌دهند(کافمن و استرنبرگ،۲۰۱۰).

 

رویکرد روان سنجی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:37:00 ب.ظ ]




تبصره یک – چنانچه میزان تأثیر طرفین برخورد متفاوت باشد با تشخیص کارشناس هر یک به میزان تأثیر ضامن خواهد بود چنان که مشاهده می شود متن ماده با اصول کلی حقوقی و عدالت و انصاف ، رویه قضایی و دکترین هماهنگی کامل دارد واشکالات سابق نیز در آن مرتفع شده است ،ولی شورای محترم نگهبان [۸۷] به عبارت (مساوی و نامعلوم بودن میزان تأثیر) و همینطور به تبصره ایراد نموده و از متن ماده پیشینهادی حذف شد و ماده ۵۲۸ ق.م.ا اسلامی مصوب ۱۳۹۲ به اینگونه به تصویب رسید: ( هر گاه در اثر برخورد دو وسیله نقلیه زمینی ، آبی یا هوایی راننده یا سرنشینان آن ها کشته شوند یا آسیب ببینند در صورت انتساب برخورد به هر دو راننده ، هر یک مسئول یک سوم دیه راننده مقابل و سرنشینان هر دو وسیله نقلیه است و چنانچه سیه وسیله نقلیه باهم برخورد کنند و هر یک رانندگان مسئول یک سوم دیه رانندگان مقابل و سرنشینان هر سه وسیله نقلیه می‌باشد و به همین صورت در وسایل نقلیه بیشتر محاسبه می شود و هر گاه یکی از طرفین مقصر باشد و به گونه ای که برخورد به او مستند باشد ، فقط او ضامن است.)

 

برای ادامه بحث باید چند مطلب را از نظر بگذرانیم.چند نظریه ‌در مورد این موضوع وجود دارد:

 

۱- نظریه تساوی

 

هرگاه چند نفر در ارتکاب عمل زیانبار ؛ همکاری نمایند و در انجام عملیات اجرایی با هم مشارکت داشته باشند و نتیجه هم مستند به عمل هر دو باشد شریک هستند برای تقسیم مسئولیت و نحوه جبران خسارت در اینگونه موارد حقوق دانان و فقها نظریات متفاوتی ارائه کرده اندکی از آن ها نظریه تساوی است :بسیاری از فقها در جایی که چند نفر سبب واحدی را ایجاد می‌کنند به صراحت حکم به تساوی مسئولیت داده‌اند، هرچند میزان دخالت اسباب متفاوت باشد. در این خصوص حضرت آیت الله خمینی (ره ) می فرماید: ( هرگاه دو نفر یا بیشتر مثلاً در قرار دادن سنگی اشتراک کنند ضمان بر تمام آن ها ست و ظاهر این است ضمان بین آن ها به تساوی است اگر چه قوای آن ها متفاوت باشد.)[۸۸]

 

به نظر برخی از محقیقین : (در حقوق ایران با توجه به قوانین مختلف می توان گفت قاعده عمومی ، تقسیم مسئولیت به طور تساوی است . به سخن دیگر ، معیار تساوی به عنوان قاعده عمومی پذیرفته شده است )[۸۹].یکی از مزیت­های این نوع تقسیم ،تقسیم مسئولیت به صورت ساده است . همان‌ طور که از روح قوانین به ظاهر متوجه می‌شویم این است که ، در اسباب عرضی چنانچه نتوان نتیجه را به یکی از آن ها نسبت داد و رابطه سبب میان اسباب و نتیجه برقرار باشد در صورت وقوع جرم عمومی همگی مجازات فاعل اصلی را دارند و در صورت وقوع جرم غیر عمدی یا شبه عمد به صورت تساوی ، عهده دار پرداخت دیه خواهد بود .

 

در این خصوص رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور به شماره ۷۱۷-۶/۲/۱۳۹۰ نیز این مسئله را مورد تأکید قرار داده است . در این رأی عنوان شده است : ( بر حسب ماده۳۳۷ قانون مجازات اسلامی هر گاه برخورد دویا چند وسیله نقلیه منتهی به قتل سرنشین یا سرنشینان آن ها گردد، هر یک از رانندگان در صورت تقصیر ،به هر میزان که باشد ، نحو تساوی خواهد بود ، ‌بنابرین‏ رأی‌……….)) با این حال که تساوی مسئولیت در قانون رأی و حدت رویه ، مورد قبول قرار گرفته است ،ولی به نظر می‌رسد که باید این موارد فقط در مواردی اعمال کنیم که میزان تأثیر مساوی باشد یا میزان تأثیر هر یک از اسباب معلوم وقابل تشخیص نباشد در راستای این نظر باید به بعضی مواد قانون مجازات اسلامی اشاره کرد که می‌تواند مؤید این نظر باشد . مانند ماده ۵۲۶و۵۲۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ که بر اساس این دو ماده مسئولیت بر اساس تأثیر اسباب تقسیم می شود و نباید فریب ظاهر مواد را خورد و از اصول کلی دست برداشت ، می توان گفت که مواد مذکور یک اماره ایجاد می‌کند ، ‌به این صورت که اصل برتساوی بودن مسؤلیت است مکر خلاف آن را بتوان ثابت کرد ، و اگر خلافش ثابت شود هر کس به نسبت تأثیرش در زیان را می توان مسئول جبران خسارت دانست حال سؤالی که ایجاد می شود این است چگونه میزان تأثیر هر یک ‌از اسباب را تشخیص داد؟ درجواب باید گفت: تشخیص این امر با دادگاه و قاضی است و در صورت لزوم به کارشناس ارجاع می‌دهند.

 

در ماده ۵۲۸ ق.م. ا با اینکه تقصیر و درجه آن را در تحقق مسئولیت سوارانی که با هم برخورد کرده‌اند و وسیله نقلیه آن ها خسارت دیده است مؤثر می‌داند، ولی با ذکر کلمه مستند معیار دیگری که همان انتساب عمل به وسیله است ، برگزیده است و تقصیر یک طرف را شرط انتساب برخورد و تصادم و در نتیجه شرط تحقق مسئولیت یک طرف در صورتی که طرف دیگر بی تقصیر باشد قرار داده است . در تقسیم مسئولیت بر اساس درجه تقصیر ، هریک از اسباب که تقصیر بیشتری داشته اند باید خسارت بیشتری بدهد و منطقی ترین راه حل همین است که به میزان تقصیرش مسئول جبران باشد [۹۰]و از بقیه نظریات بهتر به نظر می‌رسد . در نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه در امور کیفری همین نظریه پذیرفته شده است[۹۱].

 

۲-نظریه تضامن

 

در مقابل برخی از حقوق دانان عقیده دارند در صورت وجود اسباب عرضی متعدد ، مسئولیت تضامنی می‌باشد.علت آن ها ‌به این شرح است که چون تمام مقصرین در یک حادثه به صورت مشترک باعث ایجاد خسارت شده اند، نمی توان مسئولیت آن­ها را تفکیک کرد و برای اثبات این نظر به برخی مواد قانونی نیز اشاره کرده‌اند و معتقدند در ایجاد مسئولیت ،نوعی همبستگی و ارتباط وجود دارد بین ضامنین که در اصطلاح تضامن گفته می شود[۹۲].از نظر ایشان هر کدام از مقصرین در به وجود آمدن خسارت نقش داشته و باید مسئول کل خسارت به وجود آمده باشد. از مجموع موادی که در قانون وجود دارد و طرفداران این نظریه به آن استناد می‌کنند چنین نتیجه می ‌گیرند که در مسئولیت قهری اصل بر تضامن است . مواد استنادی اینان ماده ۱۴ قانون مسئولیت مدنی می‌باشد که مقرر می‌دارد : (در ماده ۱۲ هر گاه چند نفر مجتمعاً زیانی وارد سازند ،متضامناً مسئول جبران خسارت می‌باشند )و گفته شده که این ماده خصوصیتی ندارد واز باب تمثیل است و می توان به موارد مشابه سرایت داد[۹۳]. مطابق بند ج ماده ۱۶۵ قانون دریایی مقرر می‌دارد : (کشتی های مقصد بنسبت به خسارات ناشی از فوت و صدمات بدنی در مقابل اشخاص ثالث به صورت انفرادی و متضاضاً مسئول هستند و باید خسارات را جبران کنند) آنچه در این ماده در جبران خسارت کشتی ها آمده ، در صورتی است که خسارت نسبت به اشخاص ثالث وارد شود ، اما از جهت رجوع هر یک از کشتی ها به دیگری باید بر اساس اصول کلی حکم داد که همان مراجعه به نسبت تقصیر است [۹۴].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏ اگر آرام، عمیق و صادقانه با آن ها برخورد کنید مطمئن باشید که همه ی مشکلات و سؤالات خود را در همه ی زمینه ها با شما در میان خواهند گذاشت. این بهترین راه برای راه یافتن در دل نوجوانان است زیرا هرچه برای او مهم باشد، زجرآور و دردناک هم خواهد بود و دانستن حقایق نصفه نیمه او را سخت آزار می‌دهد[۴۳].

 

۱- مشکلات عاطفی و روانی

 

چنان که گفته شد دوران بلوغ در زندگی نوجوانان و جوانان با مشکلات عاطفی و روانی همراه است، زیرا آن زیر فشار عوامل درونی و بیرونی از خود واکنش های مختلفی نشان می‌دهند. عده ای از آنان به انزوا و گوشه نشینی کشیده می‌شوند. یعنی مشکل بر قراری تماس با دیگران در آن ها رشد می‌کند. این دسته، افرادی کم رو، حساس و فاقد اتکا به نفس هستند. نوجوانان در برابر فشارهای دوران بلوغ واکنش نشان می‌دهند. ‌به این واکنش ها در اصطلاح روانشناسی مکانیزم های دفاعی می‌گویند و نتیجه ی آن ها کاهش تنش ها و فشارهای روحی است که البته جریانی تسکین دهنده ولی موقتی است[۴۴]. از مکانیسم های دفاعی نوجوانان در هنگام تنش های آن ها بایستی موارد زیر را یادآور شد:

 

۱-۱ عقب نشینی: نوجوان هنگامی که خود را در انجام کاری ضعیف می بیند، به قهقرا بر می‌گردد و رفتار کودکانه ای از خود نشان می‌دهد و خود را متکی به بزرگترها وانمود می‌کند.

 

۱-۲- همانندسازی: در این حالت نوجوان رفتار دیگران را به خود نسبت می‌دهد و ‌به این ترتیب می‌خواهد خود را موجه نشان دهد.

 

۱-۳- برون فکنی: در این حالت نوجوان آنچه از صفات ناپسند در خود دارد به دیگران نسبت می‌دهد و از دیگران عیب می‌گیرد؛ عیوبی که در خود او وجود دارد.

 

۱-۴- جبران: حالت مثبتی از رفتار نوجوان است که او سعی می‌کند به جبران ناتوانایی هایی که در مواردی دیگر از خود نشان داده بپردازد و با رفتاری تازه آن ها را جبران کند. عدم توفیق در تحصیل، ولی کسب افتخار در ورزش یا رفتارهای دیگر.

 

۱-۵- توجیه برای کارهای ناپسند: نوجوان سعی می‌کند برای خطاهای خود توجیه قایل شود. دلیل تلاشی برای رفتارهای ناپسند از آن جمله است. مثل عدم توفیق در کاری به علت اشتغال به کارهای دیگر.

 

۱-۶- تمایلات سرکوفته: وقتی نوجوان در کاری توفیق پیدا نمی کند، میل به انجام آن کار در نهاد او به صورت سرکوفته باقی می ماند.

 

وقتی مکانیسم های نوجوان از حد مکانیزم های دفاعی تجاوز کند، به صورت حالات هیجانی نگرانی، احساس حقارت، احساس گناه، پرخاشگری و غیره ظاهر می شود[۴۵].

 

۲- نمونه ای از مشکلات عاطفی و روانی در نوجوانان

 

نیازهای عاطفی کودکان با مراحل رشد، تغییر می‌یابند و این تغییر و تحول در انتقال کودک از مرحله ی کودکی به مرحله ی نوجوانی و بلوغ محسوس تر از سایر مراحل زندگی است، زیرا فرد در این دوره بیشتر به آینده توجه دارد و بر خلاف مرحله کودکی که در زمان حال زندگی می کرد و گذشته و آینده برایش معنا و مفهوم نداشت. از جمله عوامل مؤثر در حفظ یا اختلال تعادل عاطفی و ارضای مطلوب نیازهای عاطفی در اواخر دوره ی نوجوانی، انتخاب شغل است. بدین معنا که اگر شغل هر فرد با سلیقه و استعدادهای او متناسب باشد تعادل عواطف او خود به خود تأمین خواهد شد. در غیر این صورت باعث بهم خوردن و اختلال آن می شود. والدین و معلمان در این امر بسیار موثرند و وظیفه آنان است که نوجوان را به شغل مناسب استعدادش تشویق و رهبری کند. چه بسا جوانانی که در محیط ما به علت عدم راهنمایی و رهبری از پیدا کردن شغل مناسب، محروم شده اند و همیشه در تشویش و ناراحتی روان بسر می‌برند. عامل مهمتر و موثرتر دیگر در تامین تعادل عاطفی، انتخاب همسر است که متاسفانه با پیشرفت تمدن، ‌مشکل‌تر می شود. سعادت هر فرد در زندگی زناشویی وقتی تامین می شود که در انتخاب همسر دقت کرده فردی را انتخاب کند که میان آن ها توافق روانی، عقلی، بیولوژیک و اقتصادی موجود باشد و در این صورت است که هر دو طرف از تعادل عاطفی برخوردار بوده می‌توانند نیازهای عاطفی مربوط را بهتر ارضا کنند. در این مشکل نیز والدین و معلمان می‌توانند رهبر خوبی باشند و پسر و دختر را در انتخاب همسر مناسب کمک کنند[۴۶].

 

ب) نقش والدین در دوران بلوغ

 

دوران بلوغ «دوران حکومت سرنوشت انسان است[۴۷]» و این که کودک چگونه از آن سربر آورد به تمامی به نوع برخورد او با مراحل بلوغ بستگی ندارد بلکه نوع روابط والدین با او و تاثیری که بر ساختار زندگی او می گذاریم، دارای اهمیت زیاد است. اگر به او اطمینان خاطر بدهیم و امنیت و خوشحالی حضور ما را در زندگی خود احساس کند، به خوبی قادر خواهد بود بر اضطراب‌ها و نگرانی های بیشمارش فائق آید. شجاعت یا عدم اعتماد به نفس، اعتقاد به شانس و اقبال، شک و تردید نسبت به دیگران، کفایت و کارایی و هنردوست داشتن و عشق ورزیدن و همه عواطف و احساسات نوجوان مولود تجربیاتی هستند که در طول سال‌های بلوغ در کانون خانواده اندوخته است. برای مثال «مریم» نزد مادرش می‌آید و از معلمش شکایت می‌کند. چنانچه مادر قبل از قضاوت عجولانه به حقایق توجه نماید در پرورش حس مسئولیت در دخترش کاملا مؤثر خواهد بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:22:00 ق.ظ ]




یکی از مهمترین و کهن ترین عوامل و انگیزه های مسافرت انسان باورهای مذهبی و احساسات دینی بوده است.انسان از ابتدای تاریخ مکان هایی را مقدس می دانسته است.مثلاکعبه بتخانه اعراب پیش از اسلام بوده و با پیدایش اسلام زیارتگاه میلیون‌ها مسلمان شده است.‌بنابرین‏ جهانگردی با این انگیزه رونق فراوان یافت.(سقایی،مهدی، سایت آفتاب، ۲۰دی ۱۳۸۶)

 

۱۷ـ گردشگری جنسی

 

برخی از گردشگران تنها ‌به این منظور به دیگر نقاط سفر می‌کنند تا بتوانند بخشی از نیازها و غرایز جنسی خود را برآورده سازند. رقم دقیقی از تعداد این گونه گردشگران در دسترس نیست اما با اطمینان می‌توان گفت سالانه میلیون‌ها نفر از گردشگران را این دسته تشکیل می‌دهند. در پاسخ به نیازهای آنان برخی کشورها و یا نواحی سعی کرده‌اند با فراهم اوردن زمینه‌ها و امکانات لازم اقدام به جذب تعداد بیشتری از آنان نمایند .در این خصوص می‌توان به کشور تایلند اشاره کرد که گردشگری جنسی را اصلی‌ترین هدف خود اعلام ‌کرده‌است.

 

۱۸ـ گردشگری هوافضا

 

نوع دیگری از گردشگری مسافرت به فضا است که در سال‌های اخیر آغاز شده است .تاکنون تعدادی از افراد با هزینه خودشان از طریق سایت‌هایی در آمریکا و روسیه به فضا رفته‌اند و مدتی را در آنجا به همراه فضانوردان حضور ‌داشته‌اند. یکی از این گردشگران با نام انوشه انصاری که ایرانی است به عنوان اولین گردشگر زن تاریخ مدتی را در فضا گذراند. به نظر می‌رسد این گردشگران هزینه های گزافی را بابت سفر به‌فضا می‌پردازند و این خود می‌تواند به عنوان حمایت مالی گسترش تحقیقات مؤثر باشداین نوع گردشگری در سال‌های آتی رشد شتابنده خواهد گرفت.

 

۱۹ـ گردشگری الکترونیکی

 

گسترش و رواج امکانات و وسایل الکترونیکی نظیر تلویزیون‌ها، ماهواره و اینترنت موجب شده است تا مردم هر چه بیشتر و به‌راحتی با دیگر نقاط دنیا ارتباط برقرار کنند همچنین دیگر نقاط را مورد شناسایی قرار دهند. تقریباً تمامی شرکت‌های گردشگری، هواپیمایی‌ها، آژانس‌های مسافرتی، اماکن تفریحی، تاریخی و … در نقاط مختلف دنیا دارای وب‌سایت،‌ پست الکترونیک و برخی از آن‌ ها دارای شبکه های تلوزیونی- ماهواره‌ای می‌باشند و بدین طریق خود را به مردم مناطق مختلف دنیا معرفی می‌نمایند.(همان منبع، ۱۳۸۶)

 

۲۰ـ گردشگری مجازی

 

گردشگری مجازی (-tourism E[16]) حضور در سرزمین دیجیتالی وب[۱۷] و مشاهده داده های صوتی، متنی و تصویری از دنیای فیزیکی پیرامون ما است. دور دنیا با یک کلیک، آرزویی بود که امروزه از مرحله آرزو به حقیقتی غیر قابل انکار مبدل شده است. با بهره گرفتن از سایت‌های کاخ موزه‌ها، اماکن باستانی جهان می‌توان به دنیایی اطلاعات متنی و تصویری از نمادهای تاریخ باستان دست یافت.

 

۲۱ـ گردشگری بیابانی

 

گردشگری بیابانی برای آن دسته از گردشگران که علاقه به سفر به نواحی خشک و گرمسیر را دارند و رویای سفر بر کوهان شتر را در سر می‌پرورانند یا قصد تحقیق ‌در مورد خاک، موجودات زنده و آب و هوای نواحی بیابانی را دارند اهمیت دارد. مثلاً ایران با دار بودن دو صحرای بزرگ لوت و دشت کویر از این لحاظ نیز برای گردشگری جاذب است.

 

۲۲ـ گردشگری آموزشی و علمی و گردهمایی

 

این نوع گردشگری‌ها به منظور تحقیقات یا شرکت در همایش‌های علمی است. سالانه همایش‌های بین‌المللی بسیاری در جهان بخصوص در کشورهای توسعه یافته برگزار می‌شود.( همان منبع،۱۳۸۶)

 

۲-۲-۶ جایگاه ایران در صنعت گردشگری

 

صنعت گردشگری تا پایان دهه آینده در صدر جدول منابع پردرآمد جهان قرارمی‌گیرد و انتظار می‌رود بیش از نیمی از اشتغال جهان را به خود اختصاص دهد.

 

«طبق آمار منتشر شده توسط سازمان جهانی گردشگری تا سال ۲۰۲۰ میلادی تعداد گردشگران در سراسر دنیا به رقمی حدود ۶/۱ میلیارد نفر خواهد رسید. این امر نشان‌ دهنده گسترش روزافزون صنعت گردشگری است. به‌طوری که هم‌اکنون صنعت گردشگری پس از صنایع نفت، خودروسازی ومواد شیمیایی چهارمین صنعت بزرگ دنیا به حساب می‌آید و پیش‌ بینی می‌شود تا سال ۲۰۱۰ میلادی با پشت‌سر گذاشتن آنهابه بزرگ‌ترین صنعت دنیا بدل گردد.

 

درآمد صنعت گردشگری در سال ۲۰۱۳ میلادی رقمی معادل ۱۲۵۰ میلیارد دلار و تعداد گردشگران نیز در همین سال رقمی حدود ۱٫۰۸۷٫۰۰۰٫۰۰۰ نفر اعلام شده است. در سال ۲۰۱۳ میلادی گردشگری توانست با حدود ۲۶۴ میلیون شغل بیش از ۲/۱۰ درصد از کل شاغلان به کار دنیا را به خود اختصاص دهد.»(گزارش هایلایت ۲۰۱۳ سازمان جهانی گردشگری) این ارقام که نشان دهنده حجم عظیم درآمد اقتصادی توأم با اشتغال است بیانگر این است که توجه به صنعت گردشگری و چگونگی مدیریت و بهره‌برداری مؤثر از آن باید جزو اولویت‌های اصلی نظام اقتصادی ـ اجتماعی کشورهای دارای پتانسیل گردشگری قرار گیرد تا با بهره گرفتن از اثرات بی‌شمار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… آن گام مؤثری در توسعه‌ همه جانبه یک ناحیه، منطقه یا کشور برداشته شود.

 

چنان که کشورهای تراز اول در صنعت توریسم چون فرانسه، اسپانیا، آمریکا، آلمان و… با پی‌بردن ‌به این مهم، برنامه‌ریزی و اتخاذ سیاست‌های اقتصادی مناسب هر یک بنا به توانمندی‌های طبیعی، فرهنگی و تاریخی خود سرمایه‌گذاری کرده و اکنون شاهد به بار نشستن تلاش‌هایشان هستند.(( این کشورها با اعمال سیاست‌ها، مقررات و حمایت‌های مناسب اکنون نیمی از بازار توریسم و در عین حال ۵۰ درصد از درآمد حاصل از گردشگری را به خود اختصاص داده‌اند.)) (گزارش هایلایت۲۰۱۳ سازمان جهانی گردشگری)

 

ایران به ‌عنوان یکی از کشورهای دارای پتانسیل بالای گردشگری می‌تواند جایگاه شایسته‌ای را برای خود رقم بزند. به خوبی آشکار است که کشورمان با تمدن کهن و طبیعت چهار فصل، با در اختیار داشتن صدها مؤلفه ی گردشگری، یکی از بی‌نظیرترین کشورهای جهان در حوزه گردشگری به شمار می‌آید.

 

جای جای ایران سرشار از جاذبه‌های اماکن مذهبی است که می‌تواند یک پتانسیل مهم در جذب گردشگر باشد. ایران به لحاظ پدیده‌های طبیعی جزو شگفت‌انگیزترین کشورهای جهان به شمار می رود. با وجود مرتفع‌ترین هرم‌های ماسه‌ای، گرم‌ترین نقطه جهان در کویر لوت، قله دماوند به عنوان بلندترین قله مخروطی دنیا، بالاترین دریاچه‌ی آب شیرین جهان در قله سبلان، چشمه‌های جوشان آب معدنی و… نیز یک انتخاب خوب به شمار می‌رود.

 

آثار تاریخی پاسارگارد، تخت جمشید، گنبد سلطانیه، تخت سلیمان، بیستون، معبد چغازنبیل، میدان نقش جهان ۷۰۰۰ سال تاریخ این سرزمین را به نمایش می‌گذارند و میراث بشریت محسوب می‌شوند.

 

صنعت قالی، قالیچه و گلیم با طرح و رنگی که فرهنگ غنی ایرانی را به تصویر می‌کشاند؛ کاشی‌سازی، مقرنس‌های زیبای استادکاران ماهرکه بهترین تجلی خود را در نمای هندسی مساجد و بناهای تاریخی نشان داده‌اند؛ چرم‌سازی که به شکل‌های زیبا و هنرمندانه در طرح‌های گوناگون به بازار عرضه می‌شوند. صنایع دستی فلزی و چوبی مانند محصولات برنجی و مسی، نقره‌کاری، قلم‌کاری، معرق، منبت، خاتم، گیوه‌های دست‌دوز، ابریشم‌دوزی‌ها و صدها از این دست، صنایع دستی ایران که برگرفته از ذوق و هنر ایرانی است همگی شاهدی براین مدعا است که گردشگری می‌تواند حداکثر بازدهی اقتصادی و فرهنگی را برای ما به ارمغان بیاورد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:28:00 ق.ظ ]




متأسفانه در بسیاری از بازارها و فعالیت‌های بازاریابی همبستگی و رابطه‌ای مناسب بین رفتار فروشنده و رفتار مصرف‌کننده وجود نداشته است که خود باعث نارضایتی و فاصله رفتاری بین خریداران و فروشندگان شده است.

 

  • مدیریت مشتریان راضی و ناراضی

یکی دیگر از عوامل مؤثر بر رضایت مشتری، مدیریت مشتریان راضی و ناراضی است. بازاریابان موظف هستند تا با شناخت و اندازه‌گیری رضایت و نارضایتی مشتریان به طور منظم و گاهی موردی و تصادفی، علل و عوامل آن‌ ها را شناسایی کرده و انواع مشتریان خود را به درستی اداره کنند. تأکید زیاد بازاریابان بر مشتریان راضی و کم توجهی به مشتریان ناراضی و به ویژه مشتریان ناراضی ساکت و خاموش از ضعف‌های بزرگ آنان در گذشته بوده است. شناسایی مشتریان ناراضی شاکی و ساکت علت‌یابی شکایت یا سکوت آن‌ ها و برخورد و واکنش سریع و درست با انواع مشتریان باعث می‌شود تا نه تنها به نارضایتی‌ها و گله‌ها و شکایات توجه و رسیدگی شود بلکه از آثار تخریبی و امواج منفی مشتریان ناراضی ساکت جلوگیری شود.

 

افزایش رضایت مشتریان از طریق مدیریت مشتریان راضی و ناراضی شامل مراحل زیر است:

 

    • اندازه‌گیری رضایت و نارضایتی مشتریان

 

    • شناسایی مشتریان «ناراضی شاکی» و رسیدگی سریع و حذف عوامل نارضایتی و شکایت آن‌ ها.

 

      • شناسایی مشتریان «ناراضی ساکت» و تلاش برای شکست سکوت آن‌ ها و علت‌یابی سکوت و حذف آن‌ ها.

 

    • برخورد درست با مشتریان ناراضی «شاکی و ساکت» و مراقبت ویژه از آن‌ ها

 

  • مدیریت بازار داری شامل مدیریت ارتباط با مشتریان گوناگون

تقویت فرهنگ کاسب کاری ، ترویج روحیه مشتری مداری، بهبود رفتار حرفه‌ای، نزدیک سازی بیشتر رفتار فروشنده و مصرف‌کننده و مدیریت بهتر مشتریان راضی و ناراضی از جمله موارد و عوامل مؤثر بر افزایش رضایت مشتریان هستند که لازم است مورد توجه بازاریابان قرار گیرند.رضایت مشتری شدیداًً تحت تأثیر انتظارات و توقعات مشتری می‌باشد. اختلاف میان کیفیت مشاهده‌شده و کیفیت مورد انتظار که «رد انتظار» نامیده می‌شود پیش‌بینی قوی رضایت مشتری می‌باشد. بسیاری از مدیران و محققین این موضوع را آشکارا محاسبه می‌کنند که یک محصول/خدمت تا چه حد انتظارات مشتریان را برآورده می‌سازد. کیفیت خدمات به عنوان اختلاف میان انتظارات و برداشت‌های مشتریان مفهوم‌سازی می‌شود. کیفیت خدمات برای هدف خرید مجدد برای حفظ مشتری و برای نتایج مالی شرکت مؤثر است.

 

۲-۷-۳ سنجش رضایت مشتری

 

چنانچه اشاره شد در بازار امروز سودآوری و رشد سازمان‌ها، رابطه مستقیم و تنگاتنگی با درجه رضایت مشتریان دارد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در چرخه جلب رضایت مشتری سنجش میزان رضایت او از کالا و خدمات دریافتی است. در این مرحله واحد بازاریابی سازمان عرضه‌کننده رأساً یا از طریق مؤسسات تحقیقاتی مستقل با اجرای برنامه های نظرسنجی مناسب میزان رضایت مشتریان از ابعاد مختلف عملکرد عرضه‌کننده،کالا و خدمات دریافتی را می سنجد. درجه رضایت مشتریان، علاوه بر این که میزان موفقیت سازمان عرضه‌کننده در دستیابی به بخشی از اهداف را نشان می‌دهد، امکان اصلاح و بهبود کیفیت و روش‌ها را برای سازمان عرضه‌کننده فراهم می‌کند. به دلیل اهمیت روزافزون امر سنجش رضایت مشتری، برخی سازمان‌های عرضه‌کننده، برنامه های دوره‌ای مناسب برای این امر طراحی کرده‌اند(گئورگ و همکارانش،۲۰۰۶)[۵۹]. البته هنوز سازمان‌های زیادی وجود دارند که به دلیل ناباوری نسبت ‌به این امر مهم، هر گونه پرداخت و تحمل هزینه در این رابطه را بی‌مورد می‌دانند. این سازمان‌ها باید ‌به این نکته توجه کنند که بی‌توجهی به احساس مشتری می‌تواند در آینده نزدیک به وخیم شدن اوضاع منجر شود.

 

۲-۷-۳-۱ اندازه‌گیری رضایتمندی مشتری[۶۰]

 

امروزه در سازمان‌های بزرگ و موفق درباره کسب برتری در عرصه رقابت، توصیه می‌شود که به صدای مشتری و نیز شکایت‌های آن‌ ها توجه بیشتری شود و در واقع آنچه که از همه مهم تر به نظر می‌رسد توجه به احساس مشتری در ارائه خدمات می‌باشد و در این راستا بسیاری معتقدند که مشتریان در رابطه با دریافت خدمات در سه موقعیت قرار می‌گیرند که عبارت است از :

 

    • احساس مشتری پیش از ارائه خدمات

 

    • احساس مشتری هنگام ارائه خدمات

 

  • احساس مشتری پس از ارائه خدمات

که با توجه ‌به این که مشتری در کدام مرحله از دریافت خدمات قرار دارد، باید سازمان تلاش نماید میزان رضایتمندی مشتری را بررسی و اندازه‌گیری نماید می‌توان برای اندازه‌گیری رضایتمندی مشتری مراحل زیر را به ترتیب طی نمود.

 

ابتدا باید کارکنان سازمان آموزش داده شوند و سپس یک روش اجرای برای جمع‌ آوری احساسات و صداهای مشتری تدوین‌شده و پس از جمع‌ آوری صدای مشتریان، آن‌ ها تجزیه و تحلیل‌شده و اقدامات اصلاحی نیز اعمال گردد و پس از این مرحله موارد، اولویت‌بندی و بر اساس اهمیت کدگذاری و امتیاز بندی شده و رضایتمندی هر مشتری محاسبه و پس از نرمال سازی­، رضایتمندی کل مشتریان نیز مورد بررسی قرار داده شود. زیرا در محاسبه میزان رضایتمندی مشتری باید در جستجوی نظرات اکثریت بود(برسون و هالبرت،۱۹۹۹)[۶۱] .قابل‌ذکر است که در کنار اندازه‌گیری و محاسبه رضایتمندی مشتری باید نیازهای مشتریان را نیز مورد توجه قرارداد.

 

        1. مدل های اصلی اندازه‌گیری رضایت مشتریان

۲-۷-۳-۲-۱ مدل فورنل

 

شاخص رضایتمندی کشور سوئد در سال ۱۹۸۹ توسط پروفسور فورنل بر اساس یک مدل ساخت‌یافته و با بهره گرفتن از نظرسنجی مشتریان طراحی شده بود، بررسی فعالیت‌های تحقیقاتی در کشور سوئد موجب شد تا مدل فورنل به عنوان بهترین روش جهت ارائه یک شاخص استاندارد در سطح ملی شناخته شود. ویژگی و شاخصه مهم این مدل جامعیت آن، امکان استفاده از آن جهت ارزیابی کیفیت در یک مقیاس وسیع و امکان مرتبط ساخت شاخص کیفیت با رفتار مشتری می‌باشد.پس از سوئد این مدل در آمریکا بسیار مورد توجه قرار گرفت، سپس محققان اروپایی نیز از این مدل تبعیت کرده و آن را مورد استفاده قراردادند، در حال حاضر فقط در شاخص‌های رضایتمندی با یکدیگر تفاوت دارند. این مدل یک مدل مفهومی است و تأکید بر محاسبات همگن‌سازی شاخص‌های انتظاری مشتریان و ایجاد قضاوت بر اساس سیستم شهودی یا احساسی مصرف‌کنندگان و مشتریان دارد.عوامل زیادی در رضایت مشتری تأثیرگذار است که در این مدل به صورت روابط علت و معلولی مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرد. برخی از این عوامل به عنوان عامل اصلی رضایت مشتری در نظر گرفته می‌شوند و برای برخی دیگر مجموعه‌ای از خصوصیات اولیه یا خصوصیات ضروری در نظر گرفته می‌شود.

 

۲-۷-۳-۲-۲ مدل درختی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ق.ظ ]