سازین : تجربه های کارآفرینی و نوآوری

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



 



 

انگیزه پیشرفت یکی از انگیزه­ های مهم اجتماعی و یکی از ویژگی های شخصیتی هر فرد است که بین افراد از این لحاظ تفاوت وجود دارد و بر اساس آن می توان رفتارهای خاصی را پیش‌بینی نمود (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).

 

وقتی که افراد با معیارهای برتری مواجه می‌شوند، واکنش‌های هیجانی آن ها فرق می‌کند. افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد، عموماً با هیجانهای گرایشی مثل امید، غرور و خشنودی پیش بینانه پاسخ می‌دهند. افراد دارای نیاز پیشرفت کم عموماً با هیجانهای اجتنابی مثل اضطراب، حالت تدافعی و ترس از شکست پاسخ می‌دهند. پاسخ های رفتاری افراد به معیارهای برتری هم فرق می‌کند. وقتی که افراد با فرصت پرداختن به کاری مواجه می‌شوند که معیارهای برتری نقش مهمی در آن دارد، در انتخاب، نهفتگی، تلاش، پایداری و میل به پذیرفتن مسئولیت شخصی برای پیامدهای بعدی آن، تفاوت هایی را نشان می‌دهند. افراد داری نیاز پیشرفت زاید، در مقایسه با افراد دارای نیاز پیشرفت کم به جای تکالیف ساده، تکالیف نسبتا دشوار تا دشوار را انتخاب می‌کنند. به جای این که از انجام تکالیف پیشرفتی طفره روند یا کلاً از آن اجتناب کنند، سریعاً به آن می پردازند. در تکالیف نسبتا دشوار تلاش بیشتر و عملکرد بهتری نشان می‌دهند، زیرا غرور، افراد دارای نیاز پیشرفت زاید را نیرومند می‌سازد، درحالی که ترس افراد دارای نیاز پیشرفت کم را ناتوان می‌کند. آن ها در تکالیف نسبتاً دشوار در صورت مواجه شدن با دشواری و شکست، استقامت بیشتری به خرج می‌دهند و برای موفقیت ها و شکست ها، به جای این که به دنبال کمک یا توصیه دیگران باشند، مسئولیت شخصی می‌پذیرند (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).

 

انگیزه پیشرفت گرایشی است برای ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالیترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).

 

انواع انگیزه پیشرفت

 

تقسیم بندی هدف گرا[۲۹]

 

انگیزه های پیشرفت به دو دسته اصلی، انگیزه های عملکردی[۳۰] و انگیزه های تبحری[۳۱]، تقسیم شده اند. در ارتباط با انگیزه های عملکردی شخص می‌خواهد شایستگی خود را به دیگران نشان دهد یا آن را بهبود بخشد. افراد در انگیزه های عملکردی معمولا شایستگی خود را بر اساس یک معیار ارزیابی ‌می‌کنند. افراد دارای انگیزه های عملکردی روی این موضوع تمرکز دارند که توانایی­ ها و مهارت­ های خود را در مقایسه با دیگران نشان دهند. پیشرفت بر اساس انگیزه عملکردی به معنی بهتر عمل کردن نسبت به دیگران است. افراد دارای انگیزه های تبحری معمولا شایستگی خود را بر اساس توانایی شخصی ارزیابی می‌کنند و توجه خود را بر پرورش دادن شایستگی و تسلط یافتن بر تکلیف متمرکز می‌کنند. پیشرفت بر اساس انگیزه های تبحری به معنی ترقی کردن است (رسولی، ۱۳۹۱).

 

پژوهشگران معتقدند تفاوت قائل شدن بین انگیزه های تبحری و عملکردی بسیار مهم است. انگیزه های تبحری، در موقعیت های پیشرفت (به عنوان مثال: در مدرسه، کار و ورزش)، با شیوه های تفکر[۳۲]، احساس و رفتار مثبت و سازنده در ارتباط است، در حالی که انگیزه های عملکردی، در موقعیت­های پیشرفت، با شیوه ­های تفکر، احساس و رفتار نسبتاً منفی و بی­حاصل ارتباط دارد و فرد ممکن است برای ارتقای مرتبطه خود به فکر پایین آوردن دیگران باشد. از طرف دیگر، انگیزه های تبحری بر اساس رقابت نیست اما مشکل این است که امکان دارد فرد را از معیارهای جامعه جدا کند. به طور مثال فرد آنقدر در امور هنری پیش رود که به سایر جنبه­ های زندگی توجهی نداشته باشد و در ساده ترین کار های خود درمانده باشد (رسولی، ۱۳۹۱).

 

تقسیم بندی انگیزه پیشرفت بر اساس منبع انگیزش

 

انگیزه به دو دسته تقسیم می شود. انگیزش درونی شامل گرایش فطری برای پرداختن به تمایلات، استعدادها و تسلط یافتن بر چالش ها است. انگیزش درونی به طور خودجوش از نیاز های روانی فرد، کنجکاوی شخصی و تلاش فطری برای رشد ناشی می شود. از آنجا که افراد دارای نیازهای روانی هستند، ‌بنابرین‏ برای ارضای این نیازها باید از ابزار خاصی نیز استفاده کنند، احساس شایستگی و احساس مختاری دو نمونه از ابزارهایی هستند که فرد از طریق آن نیازهای روانی خود را ارضا کرده و به دنبال آن انگیزه درونی را نیز تجربه می‌کند. انگیزش درونی یک نیروی طبیعی است که رفتار را در غیاب پاداش ها و فشارهای بیرونی نیرومند می‌کند. به عنوان مثال، علاقه بدون کمک پاداش­ها و فشارها می ­تواند میل به خواندن کتاب را در فرد برانگیزد و شایستگی نیز می‌تواند فرد را ساعتها در یک تکلیف درگیر کند (رسولی، ۱۳۹۱).

 

انگیزش بیرونی از مشوق ها و پیامدهای محیطی ناشی می شود. هنگامی که ما برای کسب نمره بالا، دریافت جایزه یا انجام یک تکلیف در مدت تعیین شده تلاش می‌کنیم، در واقع، رفتار ما به صورت بیرونی برانگیخته شده است. منشاء این نوع انگیزه، رویدادهای محیطی است، ‌بنابرین‏ نوعی دلیل محیطی برای شروع یا ادامه یک فعالیت باید موجود باشد. این نوع انگیزه وسیله ای برای رسیدن به هدف است. به عبارت دیگر، رفتار وسیله و پیامد، هدف است. به عنوان مثال، کودکی که به طور جدی درس می‌خواند احتمالاً این کار را بخاطر کسب نمره بالا، پاداش یا خوشحال کردن معلم و والدین انجام می‌دهد. در این مورد، هدف کودک کسب نمره، پاداش یا تأیید است. درس خواندن جدی در حکم وسیله ای برای رسیدن ‌به این هدفها می‌باشد (رسولی، ۱۳۹۱).

 

طبقه بندی انگیزه پیشرفت بر اساس نظرالیزر

 

الیزر[۳۳] طبقه بندی از پیشرفت را به شرح زیر ارائه داده است:

 

۱- روش رفتار (شناختی، عاطفی، ابزاری)

 

۲- نوع برخوردو چالش (برخورد با خود و برخورد بامشکل)

 

۳- چشم انداز زمان (قبل از…، بواسطه، پس از رسیدن به تکلیف)

 

بی شک انگیزه پیشرفت، یکی از موضوعات مهم روانشناسی انگیزشی است زیرا نیاز به انگیزه پیشرفت یکی از معیارهایی است که به پیشرفت جامعه مرتبط است.

 

همان طور که متوجه شده اید مهمترین جنبه‌های موفقیت انگیزه به شرح زیر است:

 

۱- تمایل به دستیابی به موفقیت و اجتناب از شکست.

 

۲- داشتن مسئولیت برای حل مشکلات خصوصی و عمومی.

 

۳- تمایل به قرار دادن اهداف خاص و دستیابی به آن ها در بهترین روش

 

۴- تمایل به تداوم و چالش­های رفتاری

 

۵- نگاه به آینده با خوش بینی و بدون اتلاف وقت

 

۶- تمایل به برنامه ریزی قبل از کار و با بهره گرفتن از مهارت‌های خود به طور دقیق.

 

۷- ترجیح نقشی که منجر به تمایز و پیشی گرفتن شود.

 

۸- متخصصانه انتخاب کردن نه به اشتراک برای دوستان (محمود[۳۴]، ۲۰۱۱)

 

تاریخچه انگیزه پیشرفت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:20:00 ق.ظ ]




 

۱۴-۲-۲- مهمترین وظایف گفتار در قصه:

 

سخنانی که در یک قصه توسط شخصیت های آن قصه به صورت گفتگو با یکدیگر و یا به صورت درد دل و راز و نیاز بیان می‌شوند. گفتار در یک قصه ابزاری است برای انتقال اطلاعات مربوط به همه ای عناصر

 

قصه، به خصوص شخصیت ها و موضوع و چگونگی روند ماجرا که به طور غیر مستقیم توسط خود شخصیت ها به مخاطب داده می شود. بله، بیان چگونگی اندیشه ها، احساس ها و نوع اعمال و ‌تصمیم‌هایی

 

که یک شخصیت متقابل مطرح می شود، در ظاهر برای شنیدن او است؛ در واقع برای اطلاعات دهی به مخاطب نیز می‌باشد.- اطلاعات دهی درباره شخصیت های قصه و وضعیت و موقعیت آن ها به شخصیت های دیگر(به طور مستقیم).- اطلاعات دهی درباره شخصیت های قصه و چگونگی وضعیت و موقعیت آن ها به مخاطب (به طور غیر مستقیم).- اطلاعات دهی درباره موضوع، ماجرا و رویدادهای قصه به شخصیت های قصه (به طور مستقیم وغیر مستقیم) و به مخاطب (به طور غیر مستقیم).- اطلاعات دهی از زمان و مکان رویدادهای قصه به شخصیت های قصه و مخاطب.- پیش برندگی روند موضوعی و ماجرایی قصه(همتی،۱۳۸۸،ص۹۸).

 

۱۵-۲-۲- راه های کسب مهارت بیشتر در قصه گویی:

 

یک قصه گو علاوه بر داشتن خصوصیاتی از قبیل: حافظه قوی صدای خوش طنین و رسا، عدم لکنت زبان و تیکه کلام، عدم حرکات تکراری اندام ها، نگاه نافذ وگویا، حوصله و ذوق سرشار، هوشمندی و تجربه، به منظور موفقیت بیشتر در کار خود می‌یابد به موارد و عوامل زیر توجه داشته باشد: هنرگوش دادن: از آن جا که قصه گویی، هنری شفاهی است، بهترین روش یادگیری داستان های جدید یا شیوه های تازه ای نقل داستانه ای کهن، شنیدن است و بس. قصه گوی تازه کار بیشتر باید به روش ها و شگردهای مؤثر قصه

 

گویان ماهر مثل مکثها، حرکات و اشاره ها، جمله بندیها و غیره توجه کند.

 

قصه گویی در خانه: یکی از بهترین مکان‌های قصه گویی، خانه و خانواده است و نقل قصه ها توسط والدین طفل، تأثیر بسیار در رشد و تأمین نیازهای عاطفی – روانی او دارد. قصه گویی در محیط خانه و خانواده، به دلیل وجود صمیمیت و ارتباط عاطفی بیشتر میان قصه گو و مخاطبین، از قصه گویی در محیط

 

های رسمی بزرگتر ساده تر است و قصه گو می‌تواند مطالب خود را به صورتی طبیعی و با عبارات ساده و روان نقل کند تا بدان حد که شنوندگان تصور کنند که او، قصه را با بهره گیری از تخیلات، تصورات و تجربه خودش می‌گوید. همچنین خواندن قصه ها با صدای بلند باعث می شود که گنجینه لغات ذهنی قصه گو افزایش یابد.

 

صدای قصه گو: قصه گویی باید با صدای آرام انجام شود و نیازی به صداهای بلند و فریاد زدن نیست.

 

گفتن قصه: گفتن قصه زمانی مؤثر خواهد بود که قصه گو به آن قصه وکار وهنرخودش، عشق بورزد وبه فضا های داستان، آشنایی کامل داشته باشد.

 

لحن: درمواردی که فاصله سنی میان قصه گو و شنوندگانش زیاد است، لحن بیان او نباید به گونه ای باشد

 

که برتری وی را نسبت به مخا طبهایش نشان دهد(نانسی ملون،۱۹۹۲،ص۱۷۴).

 

۱۶-۲-۲- تفاوت قصه امروز بادیروز:

 

قصه‌گویی قدیمی‌ترین شکل ادبیات است. از هزاران سال پیش از آن‌که صنعت چاپ و خواندن و نوشتن به صورت پدیده‌های همه‌گیر فرهنگی درآید تاکنون ادبیات شفاهی به شکل قصه‌گویی رواج داشته است. (چمبرز،۱۳۸۵). کودک امروز ایران با کودک دوره های قبل تفاوت چشمگیری یافته است. امروز کودکان بیشتر از هروقت دیگری از مسائل پیرامون خود آگاه بوده همپای بزرگترها در دهکده جهانی غوطه ورند. گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و در دسترس بودن انواع ابزارهای دسترسی به اطلاعات هم چون رایانه و اینترنت وغیره…، کودکان را با انبوهی از قصه های جوامع ‌و گوناگون آشنا می‌سازد که برای آن ها ترجمه می‌شوند. البته از جنبه مثبت و سازندۀ این قضیه نیز نباید گذشت. آشنا ساختن کودکان با فرهنگ و آداب و رسوم ملل مختلف در قالب قصه و داستان امری پسندیده بوده و می توان گفت یکی از دغدغه های متولیان امر و افراد درگیر در حوزه آموزش کودکان می‌باشد. اما نباید از نفوذ زیرکانه برخی آثار مخرب غربی غافل

 

بود. آثاری که کودکان جامعه امروز ایران را بیش از هر زمان دیگری مجذوب و شیفته خود ساخته و به الگوهای اخلاقی آن ها تبدیل شده است. کودکان با مقایسه آثار غیر ایرانی با آثار داخلی، تازگی در محتوا و قصه های متناسب با دوره و زمانه خود را می بینند و قاعدتاً بیشتر جذب این گونه قصه ها می‌شوند. باید این نکته نیز اشاره کرد که تلاش برخی نویسندگان و قصه پردازان ایرانی در تولید قصه ها ی نابو تازه ستودنی است اما کافی نیست. و برای مبارزه با چنین شرایطی به خیزش اساسی و بنیادی نیازمندیم. تلاش قصه پردازان کشور مان بایستی در جهت تازه تر کردن و بکر کردن مفاهیم ‌و موضوعات قصه های امروزی باشد.قصه‌هایی که از بطن جامعه کنونی برخاسته و قهرمانان آن از دوره وعصر خودمان باشند. پرواضح است که جذابیت و سرعت و هیجان از شاخصه های اساسی در قصه پردازی است و کودکان به همان اندازه ی سرعت پیشرفت اطرافشان از سرعت و هیجان جاری در قصه لذت می‌برند. کودکان کتابهایی را دوست دارند که بتوانند آن را بفهمند و کاملاً هضمش کنند. موضوع ومطلب از زندگانی خود آن ها گرفته شده باشد و چون حیوانات را دوست دارند کتابهایی که درباره حیوانات است برایشان جالب می‌آید. کودکان عاشق حادثه جویی اند(محمدی و قائینی،۱۳۸۸).

 

۱۸-۲-۲- علل پیدایش و دلایل نیاز به قصه گویی:

 

قصه گویی در پیش برد برنامه آموزشی مدرسه و غنای آموزش زیبا شناسی به کودکان نقشی مؤثر دارد. کاربرد هنر قصه گویی در پیشرفت و گسترش قوه خلاقیت و ابتکار کودکان بسیار مهم و قابل توجه است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:44:00 ق.ظ ]




 

۴) تشویق. وقتی که یک “والد” با شور و هیجان از مطلبی صحبت می‎کند او را تشویق کنید. «بسیار عالی بود، واقعاً حق مطلب را ادا کردید. کاش همه مثل شما بودند. کاش فرصت بیشتری داشتید و عقایدتان را در یکی از جلسات ما توضیح می‎دادید تا بتوانیم درباره آن بحث کنیم. کاش می‎توانستید عقایدتان را بپرورانید وحتی درباره آن مقاله بنویسید.»

 

۵) سکوت. نگاهی شگفت زده و متحیر همراه با لبخند دوستانه در گوشه لب هم می‌تواند پاسخی خلع سلاح کننده باشد. این عمل ممکن است باعث شود که او درباره آن چه در آن لحظه گفته تأمل کند. پنج یا ده ثانیه سکوت آنچنان او را ناراحت می‌کند که ممکن است احساس کند باید چیز دیگری بگوید. بسیاری از مردم نمی‎توانند سکوت را تحمل کنند، و به احتمال زیاد آنچه را که گفته اند تعدیل می‌کنند. اگر بپرسند چرا سکوت کرده‎اید، می‎توانید بگویید: «لازمه کاملاً درباره اش فکر کنم. شاید دروغ نگفته‎اید، درباره هر چیزی باید فکر کرد.»

 

۶) جایتان را عوض کنید. آدم‎های سنخ “والد” از این که دیگران حریم‎شان را نادیده بگیرند، ناراحت می‎شوند. از جایتان بلند شوید، چند قدم و یا تا حدی که فکر می‎کنید لازم است از آن ها دور شوید. وضعیت خود را عوض کنید. آن ها جا می‎زنند. عملاً عقب نشینی می‎کنند و مجبور می‎شوند فکر کنند (“بالغ”) که : «موضوع چیه، چی شده؟»

 

۷) تغییر عقیده بدهید. البته اگر واقعاً با خودتان صادق هستید. اگر شما را به خاطر اظهاراتی که شش ماه پیش درجمعی کرده‎اید مورد انتقاد قرار داده‎اند، اعلام کنید که درباره آن مطلب کاملاً فکر کرده‎اید و اکنون معتقدید که اظهارات قبلی‎تان روش خوبی برای حل مشکل نبوده است و اکنون از صمیم قلب از حساسیت طرف مقابل خود قدردانی می‎کنید. بعد نظر او را نسبت به موضوع بپرسید. “والد” غالباً از طرز فکر دیگران انتقاد می‎کند، این سوال شما باعث می‎شود که “بالغ” او وارد عمل شود.

 

۸) ممکن است خواهش کنم مطلب را روشن بیان کنید؟ اگر کسی با همه توانش همه آنچه را که در ذهنش به او فشار می آورد ادا کرده باشد، شما می توانید با کمی حیرت و سرگشتگی بگویید: «چون هیچ دوست ندارم که اظهارات شما را بد تعبیر کنم، ممکنه دوباره منظورتان را بیان کنید؟» از آنجا که اظهارات “والد” یک ضبط است، شخص ناچار می‎شود نوار را دوباره به کار بیندازد. این امر هم وقت‎گیر است و هم نیاز به تفکر دارد. ‌به این ترتیب ممکن است در این “بالغ” وارد عمل شود. سخنان او این بار قدرت و شدت اولیه را نخواهد داشت.

 

۹) گریز بزنید. اگر شخص سومی حضور دارد، پاسخ می‌تواند خطاب به او باشد، ولی به نحوی که شخص “والد” آن را بشنود. «این جناب فلانی واقعاً آدم لایقی است. هیچ می‏دانستید ایشان چند سال پیش جلو گروهی را که به حفظ آثار ملی اعتراض داشتند و می‎خواستند مجسمه “آرچی بانکر” را در پارک خراب کنند، گرفت؟» با این هندوانه زیر بغل گذاشتن شاید بتوانید مانع شکرآب شدن روابط خود با او شوید.

 

۱۰) یادداشت کنید. وقتی کسی پشت سر فرد دیگری لُغز می‌خواند و غیب می‎کند موضوع را بزرگ کنید. مثلاً بگویید: «دوباره بگو، اسمش چی بود؟ من باید اسمشو یادداشت کنم. اسمش را چه جوری هجی می‎کنی؟» داشتن یک دفتر یادداشت و یک قلم خودنویس طلائی تأثیر بسیاری دارد.

 

۱۱) “کودک” او را پیدا کنید و دست روی آن بگذارید. این روش بهترین راه پس‎راندن “والد” است. هر کس به هر حال یک “کودک” گرسنه دارد، اگر این “کودک” زیر خروارها ضبط “والد” دفن شده باشد. اگر کسی مدام از همه چیز، از وضع اداره و کارش گرفته تا انجمن خانه و مدرسه و خانواده اش انتقاد می‌کند، می توانید او را به بحث درباره نیازهای درونی‎اش بکشانید. مثلاً بگویید: «البته نمی خوام که شما این کار را بکنید، فقط می‎خواهم بپرسم که اگر، فرصت پیدا می‎کردید که وضع اداره (بودجه خانواده، برنامه انجمن خانه و مدرسه، برنامه تعطیلات تابستان و غیره) را تغییر بدهید، آن هم به نحوی که واقعاً احساس رضایت کنید، چه می کردید؟» البته شاید بدانید که رئیستان، این گنده معروف، روزگاری واقعاً می خواسته مجسمه ساز بشود، یا بدانید که رشته موسیقی را که خیلی هم دوشت داشته، بالاجبار پس مرگ پدرش کنار گذاشته است. شاید از عادتها و کارهای روزانه اش آگاهی داشته باشید وبدانید که مثلاً شبها قرص خواب می‎خورد، زخم‎معده دارد، یکی از بچه هایش را در تصادف اتومبیل از دست داده است، یتیم بوده است، از بازنشستگی وحشت دارد، از آینده خودش می‎ترسد، یک لیبرال است اما آن را مخفی می‌کند، و یا چند بار گریه ‌کرده‌است. ‌بر اساس مشاهدات روزانه خود از او می توانید “کودک” پنهان او را در پشت “والد” مسلط وجودش ببینید. حس مهربانی ناشی از این دانش شما، و آگاهی از این که هم محتاج محبت است، گاهی می‌تواند خصومت‌آموزش‌ها را از بین ببرد.

 

۱۲) خوب باشید. لازمه موفقیت در روش‎های فوق، داشتن اعتماد به نفس است. تکلیف شاقی است و مستلزم آن است که هر روز قوای درونی را با تفکر وتعمق، و یا بودن در کنار کسانی که برای ما ارزش قائلند، تجدید کنیم. “خوب بودن” ‌به این معنا نیست که همواره خودمان را خوشحال نشان دهیم یا مدام نیشمان باز باشد. “خوب ماندن” یعنی داشتن اعتماد به نفسی همراه با ملایمت که بادبان لرزان موجودیت شخص را در دریای پرتلاطم زندگی استوار نگه دارد. اشخاص سنخ “والد” دوست دارند به محض دیدن هر گونه نشانه ای از آشفتگی در زندگی دیگران خود را داخل کنند. اگر از در انتقاد وارد نشوند، دست کم با حالت “والد” تغذیه کننده دبه درون می‌آیند. این دخالت گاهی مطبوع است و گاهی نامطلوب. اما نصیحت و دلسوزی هم می‌تواند به اندازه انتقاد اشکال ایجاد کند. بعضی از مردم دوست دارند ازآب گل آلود ماهی بگیرند، دوست دارند در لحظات هیجان حضور داشته باشند، کمک کنند، دستور بدهند، ریاست کنند. در میان گذاشتن مشکلات با کسانی که با مصیبت خو گرفته اند دردی را دوا نخواهد کرد. مشکلات خود را با کسانی در میان بگذارید که فکر می‎کنند و احساس دارند.

 

پس راندن “والد” همگان امکان ندارد. وقتی اوضاع ناجور می شود بسیاری از مردم به پناهگاه قدیمی خود یعنی “والد” روی می آورند، و غالباً این تنها راهی است که برایشان قابل تصور است. آن ها نمی فهمند چرا “والد” چنین تسلطی بر آن ها دارد. تحلیل تبادل رفتار امکان درک این مطلب را فراهم می آورد و بصیرت ناشی از این مطلب در نهایت می‌تواند باعث پس راندن کامل”والد” شود. وقتی که شما باید بار بصیرت خود را به تنهایی بر دوش بکشید، با این امید که روزی بتوانید این آگاهی و بینش خود را با آنان در میان بگذارید. روش های فوق می‌تواند شما را تا آن روز از بسیاری از صدمات حفظ کند. هر کاری که می کنید، ملایم باشید، ادب وقار خود را حفظ کنید و دریچه های ذهنتان را باز بگذارید و همواره آماده خوشامدگویی به “کودک”ی باشید که سرانجام خود را از بند محدودیت‎هایی که شخص تحت سلطه “والد” در آن زندگی می‎کند، رها می‎سازد(هریس و هریس، ۱۹۷۳، ترجمه فصیح، ۱۳۷۶).

 

وضعیت های زندگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ق.ظ ]